دانلود پژوهش های پیشین درباره رابطه-تبلیغات-شركت،-اعتماد-و-احساس-به-برند-مشتریان-بر-ميزان-فروش-بيمه-عمر93- فایل 17 |
![]() |
2-25-5- سایر داراییهای مالکانه برند:
مانند حقوق انحصاری[265]، مارک تجاری[266]، روابط با کانال توزیع و غیره.
البته از آنجایی که از منظر مشتریان، چهار بُعد آگاهی از برند، تصویر ذهنی از برند، کیفیت ادراک شده و وفاداری به برند مهمترین ابعاد میباشند، از این به بعد این چهار فاکتور را به عنوان ابعاد مدل”آکر“ برای ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان در نظر میگیریم (شکل 8-2).
شکل 7-2- ابعاد ارزش ویژه برند
ارزش ویژه برند
آگاهی از برند
کیفیت ادراک شده
تصویر ذهنی از برند
وفاداری به برند
منبع: Aaker و Joachimsthaler (2000)
همچنین در میان این چهار بُعد روابط شرکتپذیری نیز وجود دارد. بعنوان مثال میتوان انتظار داشت که ادراکات مصرف کنندگان از کیفیت با وفاداری ایشان به برند مرتبط است. هرچه یک مشتری بیشتر به یک برند وفادار باشد، تمایل بیشتری برای ادراک کیفیت برند بعنوان بالاترین اولویت دارد و بالعکس. بطور مشابه، هرچه مشتریان تصویر ذهنی مطلوبتری نسبت به یک برند داشته باشند، بیشتر وفادار خواهند بود و بالعکس. مشتریانی که تصویر ذهنی مطلوبی نسبت به یک برند دارند، تمایل بیشتری برای تقویت ادراکات مطلوب از کیفیت خواهند داشت و بالعکس. همچنین آگاهی از برند مشتریان در زمانی بیشترین میزان را دارا میباشد که ایشان تصویر ذهنی محکمی برای برند داشته و کیفیت برند را در بالاترین میزان ادراک مینمایند و بالعکس. این مورد در برخی از تحقیقات نیز استنباط گردیدهاست مانند تحقیقی که آتیلگان و همکارانش[267] (2005) با بهره گرفتن از مدل آکر درباره ارزش ویژه برند انجام دادهاند و در آن اثبات گردیده که بین متغیرهای درونی ارزش ویژه برند روابط درونی وجود دارد. بنابراین با اینکه هریک از این ابعاد را بطور مجزا بررسی میکنیم ولی این موضوع مشهود است که پارهای از ادراکات با یکدیگر مشترکند و لذا بین ساختارها همبستگی وجود دارد.
همانگونه که قبلاً هم اشاره شد، آقایان ”آکر“ و ”کلر“ (که از جمله مهمترین نظریه پردازان درباره مفهوم ارزش ویژه برند هستند)، با وجود اینکه هرکدام از ارزش ویژه برند تعریف متفاوتی ارائه کرده اند ولی با اینحال هردوی ایشان از رویکرد مبتنی بر مشتریان به ارزش ویژه برند نگریستهاند و معتقدند که ارزش ویژه برند رویکرد مناسبی برای دستیابی به ارزش هم برای شرکت و هم برای مشتریان میباشد. هنگامی که به بررسی بیشتر شباهتهای بین این دو تعریف اساسی از ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان میپردازیم، درمییابیم که هردوی این تعاریف دارای ابعاد مشابهی هستند که می تواند نشان دهنده یک مقیاس مشترک برای ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان باشد. بسیاری از محققان (مانند والگرین و همکارانش[268] 1995؛ سینها و پاپو[269] 1998؛ یوو و دانتو[270] 2001، 2002؛ یوو و همکارانش[271] 2000؛ و واشبرن و پلانک[272] 2002) نیز ارزش ویژه برند را همانند آقایان آکر و کلر مفهوم سازی نموده و از واژه ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان برای تعریف درباره ارزش ویژه برند استفاده نموده اند. ایشان معتقدند:"ارزش برای سرمایه گذاران، تولید کنندگان و خردهفروشان تنها در صورتی وجود خواهد داشت که مصرف کنندگان منتفع گردند” (کوب-والگرین و همکاران 1995، ص. 26).
2-26- اندازه گیری ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کنندگان:
محققان بسیاری درمقام دفاع از رویکرد ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان برآمده و بر اندازه گیری آن همت گماشتهاند. در همین زمینه روش های متعددی از جانب محققان[273] و همچنین کارورزان بازاریابی و یا شرکتهای مشاور برای اندازه گیری ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کنندگان ارائه شدهاست. بسیاری از این رویکردهای اندازه گیری از نظر مدیران دارای کاربردهای محدودی میباشند زیرا که در آنها ارزش ویژه برند را به اجزای تشکیل دهنده آن خرد ننمودهاند و لذا نمی توان ارزش ویژه برند را به عواملی همچون ادراکات مطلوب مشتریان نسبت داد.
برای غلبه بر این مشکل بعضی از محققان ارزش ویژه برند را به اجزای"مبتنی بر خصوصیات[274]” و اجزای “غیر مبتنی بر خصوصیات[275]” تقسیم نمودند. رویکرد مبتنی بر خصوصیات ارزش ویژه برند، در ارتباط با خصوصیات کالا، مزایای کالا و یا هردو میباشد و بطور مستقیم از طریق فعالیتهای بازاریابی یک شرکت و جذب ادراکات مصرف کنندگان ایجاد می شود (پارک و سیرینیواسان[276] 1994). این رویکرد شامل عملکرد محصول (لازار و همکارانش[277] 1995)، خصوصیات فیزیکی محصول (کاپفرر[278] 1992)، و گستره توزیع (سیریواستاوا و شوکر[279] 1991) میگردد. در مقابل، ابعاد غیر مبتنی بر خصوصیات ارزش ویژه برند، که به ویژگیهای محصول مربوط نمیشوند، شامل اجزای نامحسوس و یا روانشناختی میگردند (آنانتاچرت[280] 1998). مانند شخصیت برند (استون[281] 1995؛ کاپفرر 1992)، قابلیت دستیابی به خصوصیات (ادل[282] 1993؛ فارکوهار[283] 1989)، و وفاداری به برند (آکر 1991؛ سیریواستاوا و شوکر 1991؛ یوو و همکارانش[284] 2000).
از دیگر نظریات مطرح شده در مورد اندازه گیری ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان، به نظر آقای “کلر” اشاره میکنیم که معتقد است برای اندازه گیری ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کنندگان، دو رویکرد مستقیم و غیر مستقیم وجود دارد (1993). در رویکرد غیر مستقیم بر شناسایی منابع بالقوه ارزش ویژه برند تمرکز میکنیم (آکر 1991؛ کلر 1993). برای مثال ”آکر“ برای اندازه گیری ارزش ویژه برند مدل چهار عامله خویش را ارائه داد. همچنین”کلر“ برای اندازه گیری ارزش ویژه برند با بهره گرفتن از رویکرد غیرمستقیم مطرح مینماید که در این رویکرد نیازمند اندازه گیری خصوصیات و” آگاهی از برند” و روابط میان “تداعیات برند” میباشیم. از طریق مقیاسهای حافظهای با کمک یا بدون کمک[285] متعددی که از آنها جهت سنجش شناخت و بخاطر آوری برند[286] استفاده می شود، میتوان “آگاهی از برند” را بطور مؤثری تعیین نمود. همچنین از طریق فنون کیفی[287] مانند روش های تداعی آزاد[288] که در آن مشتریان به تشریح اینکه برند برای ایشان چه معنایی دارد سوق داده میشوند، و فنون فرافکن[289] مانند تکمیل جملات[290]، و تفسیر تصاویر[291]، و توصیفگران شخصیت برند[292]، نیز میتوان “تصویر ذهنی از برند” را اندازه گیری کرد.
در پژوهش حاضر نیز برای اندازه گیری ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان از رویکرد غیر مستقیم، مدل چهار عامله تائید شده توسط کیم و کیم[293] (2005) که برگرفته از مدل Aaker میباشد را استفاده نموده و همچنین برای اندازه گیری همزمان ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان از رویکرد مستقیم، با بهره گرفتن از تعریف ارزش ویژه برند، سوالاتی را جهت سنجش ارزش ویژه برند کلی (OBE)[294] با بهره گرفتن از مقاله یوو و دانتو[295] 2001، در پرسشنامه مطرح مینماییم.
همانطور که در گذشته نیز ذکر شد، ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان نوعی ساختار چند بُعدی دارد که شامل اجزای متفاوت نگرشی و رفتاری میگردد. بنابراین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان یعنی “ارزش ویژه برند شناختی و رفتاری در سطح هر یک از مشتریان انفرادی و بوسیله نظرسنجی از مصرف کنندگان"(یوو و دانتو 2001، ص. 2). مدل آقای آکر (1991) از جمله اولین مدلهایی است که هردوی این ابعاد نگرشی و رفتاری را با یکدیگر ترکیب نموده است، بنابراین احتمالاً مدل وی جامع ترین چهارچوب برای ارزیابی ارزش ویژه برند قلمداد میگردد (آنانتاچرت[296] 1998). همچنین همانطور که در تحقیقات محققان پیشین استخراج می شود، مهمترین روش تحقیقی که برای اندازه گیری ارزش ویژه برند از منظر مشتریان استفاده شدهاست، روش نظرسنجی[297] میباشد (کیم و کیم[298] 2004؛ نگوین و نگوین[299] 2003؛ پارک و سیرینیواسان[300] 1994؛ واشبرن و پلانک[301] 2002؛ یوو و همکارانش[302] 2000).
البته انتقاداتی نیز به این مدل وارد شده است از جمله اینکه از نقطه نظر اندازه گیری، عناصر بصورت متقابل مستقل از یکدیگر نیستند. ضمنا همگی این ابعاد فقط عامل تعیین کننده ارزش ویژه برند نیستند بلکه نتایج ارزش ویژه برند هم میباشند، به بیان دیگر داده ها و ستادهها با هم درآمیخته شده اند. با اینحال، با توجه به مقبولیت بالای این مدل برای سنجش ارزش ویژه برند در بین سایر محققان، از این انتقادات چشمپوشی مینماییم.
2-27- ارزش ویژه برند از دیدگاه ترکیبی[303]
در دیدگاه فراگیر، هردو بُعد ارزش ویژه برند (مبتنی بر مصرف کنندگان و مالی) با یکدیگر ترکیب میشوند. این رویکرد بدین منظور طراحی شد تا جبران نارساییهای احتمالی حاصل از استفاده صرف از تنها یکی از دو رویکرد قبلی باشد ( کیم و کیم[304] 2005). گروهی از نویسندگان نیز هردو رویکرد مالی و مبتنی بر مشتریان را با یکدیگر مربوط ساختند. در همین زمینه دیسون و همکارانش[305] (1996)، نوعی سیستم پژوهشی پیمایشی را تشریح کرده اند که به منظور ارزش گذاری مالی بر ابعاد تصاویر ذهنی و تداعیات برند ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کنندگان، طراحی گردیده است. همچنین متمنی و شاهرخی[306] نیز ایده ارزیابهای ارزش ویژه برند جهانی (GBE) [307] را ارائه کردند که در آن ارزش ویژه برند از دو رویکرد بازاریابی و مالی را با یکدیگر ترکیب نموده و با تخمین ارزش ویژه برند، منابع ارزش آن را نشان میدهد (1998).
2-28- مزایای ارزش ویژه برند قوی:
همانطور که قبلا نیز گفته شد، برندها چیزی بیشتر از نامها و سمبلهای صرف هستند. برندها، ادراکات و احساسات مشتریان درباره یک محصول و عملکرد آن را نمایش می دهند و این همه معنیایست که کالا یا خدمت برای مشتریان دارد. در تحلیلهای نهایی، برندها هستند که در ذهن مشتریان باقی ماندهاند. ارزش واقعی یک برند قوی، قدرت آن برند برای کسب ترجیحات و وفاداری مشتریان میباشد. بنابراین ارزش یک برند مبتنی بر آگاهی از آن برند، ادراکات از کیفیت آن، و رضایت کلی مشتریان از آن برند میباشد (آکر 1991). مشتریان ارضاء شده تمایل به پرداختن قیمتهای بالاتر داشته، در برابر تغییرات قیمت حساسیت کمتری بروز داده، و به گسترش تبلیغات افواهی مثبت[308] کمک
مینمایند و بنابراین در خلق سود نهایی مشارکت می کنند (اندرسون و میتال[309] 2000). برندها بر حسب میزان قدرت و ارزشی که در بازار دارند متفاوتند. بعضی از برندها مثل Coca-cola، Nike و … به صورت برندهایی هستند که برای سالها و حتی نسلها، قدرت ایشان در بازار باقی میماند. این برندها در جنگ قدرت بین رقبا بخاطر انتقال مزایای متمایز، خدمات قابل اعتماد و یا تکنولوژی خلاقانهشان پیروز شده اند. برند پرقدرت دارای ارزش ویژه برند بالایی میباشد. ارزش ویژه برند تاثیر متمایز کننده مثبتی است که دانستن نام تجاری بر پاسخ مشتریان به کالا یا خدمت می گذارد. تحقیقات نشان می دهند که ارزش “ارزش ویژه برند” را میتوان با کسر کردن ارزش ویژگیهای فیزیکی محصول از ارزش کل برند به دست آورد ( سیمون و سولیوان[310] 1993). همچنین یکی دیگر از معیارهای سنجش برای ارزش ویژه برند اندازهایست که مشتریان حاضرند برای برند پول بپردازند. در جدول 3-2 بعضی از مزایای کلیدی ارزش ویژه برند بطور خلاصه آورده شده است.
جدول 2-5- مزایای بازاریابی برندهای قوی
|
منبع: Kotler و Keller (2006، ص. 277 )
یک برند با ارزش ویژه برند قوی، یک دارایی بسیار با ارزش است. ارزشگذاری برند[311] روشی است که از طریق آن میتوان ارزش مالی کل یک برند را تخمین زد. اندازه گیری چنین ارزشی مشکل است. به هر حال، بر طبق یک تخمین، ارزش برند Coca-cola تقریباً 67 میلیارد دلار، Microsoft 41 میلیارد دلار و IBM 54 میلیارد دلار برآورد شدهاست. سایر برندهایی که جزو با ارزشترین برندهای جهانی محسوب میشوند شامل General Electric، Intel، Nokia، Disney، McDonald’s، Marlboro و Mercedes میباشند[312].
هنگامی که ارزش ویژه برند به دقت اندازه گیری شود معیار مناسبی برای ارزیابی اثرات بلندمدت تصمیمات بازاریابی خواهد بود (سیمون و سولیوان[313] 1993). ارزش ویژه برند بالا برای یک شرکت مزایای رقابتی بسیاری را به همراه دارد از جمله اینکه می تواند منجر به اولویتهای بالاتر
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 10:06:00 ب.ظ ]
|