پایان نامه - مقاله - پروژه

افراد دارای هوش معنوی قوی افراد با هوش معنوی ضعیف یا بدون آن
آنها هرگز فاقد حس خود شناسی نیستند و می دانند که جنسیت ، ملیت ، اعتقادات ، … مانند برچسب هستند و آن چیزی که من هستم نیستند. فاقد حس شناسایی چیزهایی مانند ملیت ، رقابت و موقعیت هستند و بنابراین موقعی که هر کدام از این شناسایی های غلط تهدید آمیز باشند، ناراحت و عصبانی می شوند.
هرگز دیگران را برای هر چیزی سرزنش نمی کنند و همیشه مسئولیت اعمالشان را می پذیرند، چیزی را برای از دست دادن ندارند، درک کرده اند که نمی توانند مالک هر چیزی باشند و برای این که حس خوبی در مورد خودشان داشته باشند نیازی به تأیید دیگران ندارند. موقعی که از دیگران خطایی سر می زند، به خاطر ترس از مسئول شناخته شدن و از دست دادن موقعیت شان آنها را سرزنش می کنند و بنابراین از دیگران تأییدیه می گیرند.برای این که از مدیر خود تأییدیه بگیرند حاضرند دست به هر کاری بزنند.
از همه وابستگی ها آزاد هستند و در درون خود احساس اطمینان ایجاد می کنند. احساس آنها از اطمینان مبتنی بر توانایی هایشان ، نقاط قوت ، استعدادها ، و شایستگی های ذاتی است. به عنوان یک انسان چیزی که آنها می دهند بر مبنای چیزی که دیگران به آنها می دهند نیست. افراد به شغلشان وابسته می شوند و برای به دست آوردن اطمینان پول پرداخت می کنند.در صورت از دست دادن شغلشان دچار افسردگی،بیماری های روانی می شوند و یا گاهاً حتی به خودکشی دست می زنند.
دوست دارند که خدمت کنند به دیگران و دریافته اند که تنها راه برای توسعه توانایی های شخصی اشان استفاده از آنها در خدمت به دیگران هست.ارتباط خوبی با ارباب رجوع برقرار می کنند. برای بقاء زندگی می کنند. هنوز تحت این تصور غلط هستند که بقاء شایسته ترین چیزی هست که شما آن را در وهله اول جستجو می کنید.
هرگز به واسطه تغییرات جهان پیرامون خود مضطرب نمی شوند چون که آن را چیزی طبیعی می دانند.و در برابر تغییرات سازمانی مقاومت نمی کنند. به آسانی مضطرب می شوند و احساس می کنند که به طور شخصی به واسطه تغییرات جهانی و بومی در معرض تهدیدند.در برابر تغییرات سازمانی به شدت مقاومند.
دریافته اند که چیزی که آنها در جهان بیرون جستجو می کردند (آرامش،عشق،خشنودی،رضایت) در درون آنهاست و می توانند هیچ وقت آنها را از دست ندهند. این افراد هنوز در جستجوی عشق و شادی در جهان و دیگران هستند و بنابراین با تجربه مکرر ناامیدی هنوز مواجه اند.
کار را به عنوان یک وسیله خلاقیت، ابراز خود و یادگیری می بینند و پول را یک پاداش دوم به حساب می آورند. کار را به عنوان یک عمل خسته کننده لازم می دانند، که میروند به محل کار و مقداری پول برای پرداخت صورتحساب ها می گیرند.
افراد را به عنوان انسان می بینند که دارای قوت ها،ضعف ها،نیازها،ملاحظات و خواسته هایی هستند.
ارتباطات اغلب قبل از وظیفه می آید.
به افراد به عنوان ابزاری در انجام دادن شغل،رسیدن به اهداف، و دستیابی به هدف نگاه می کنند.
وظیفه اغلب قبل از ارتباطات می اید.
تمایل به داشتن یک زندگی آرام دارند، یک فرصت برای ایفای نقش و خلاقیت. تمایل به داشتن یک زندگی کاملاً تجاری دارند.و منافع شخصی برای آنها در درجه اول اهمیت قرار دارد

(ساغروانی ،۱۳۸۸،ص۱۱۴)
۲-۵۴- ده عامل که در ترکیب با یکدیگر هوش معنوی را شکل می دهد:
-دیدگاهی وسیع تر اتخاذ کنید که این دیدگاه در بر گیرنده:
-احترام به تمام موجودلت زنده
- تأیید اینکه شما جزیی از این جهان هستید

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...