سعدی، در این بیت، همراه شدن با پارسایان را، راهی می داند که می تواند انسان را به راه راست، سوق دهد. پس اگر کسی به پارسایان گرویده باشد، نه تنها از رحمت الهی برخــوردار می­ شود بلکه از کفر نیز ترس دارد؛ که همان صراط مستقیم است.
عبارت جاده ی مستقیم ترجمه ای از صراط مستقیم است. این ترکیب بارها در آیات قرآن به کار رفته است. مثلا در آیه ی زیر این ترکیب را می توان دید.
«لِیَغْفِرَلَکَ اللهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطًا مُسْتَقیمًا. تا خدا گناه گذشته و آینده ی تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام و به راه راست هدایتت کند.»(فتح/۲)
همه ی متفکران و خردمنـدان و افرادی که به سرگذشت انسان و مسیر زندگی وی علاقه­مند بوده ­اند؛ به موضوع ناپاداری و بی اعتباری جهان، نگاهی عمیق داشته و به آن، با دقت اندیشیده و تدبر و تفکر کرده اند.
در ادبیات فارسی و به خصوص شعر فارسی، درباره ی ناپـایداری دنیا برای انسان و بی­اعتباری آن، بحث هـای فراوانی مطرح و اشعار زیادی سـروده شده است، سعـدی نیز به ناپـایداری دنیـا، کوتاهی عمر، تکیه نکردن بر ایام اعتقاد دارد و در جای جای آثارش این مهم را تأکید کرده است. به عنوان مثال در حکایت «گفتار اندر بی وفـایی دنیا» از باب اول بوستـان، شیخ اجـل این دنیـا را ناپایـدار می خواند و می گوید همان گونه که مُلک و تخت سلیمان، برای او باقی نماند و نابود شد؛ در نتیجه این دنیا نیز زوال می پذیرد و نابود می شود پس نباید به این دنیای چند روزه دل ببندیم.
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

جهان ای برادر مُلکِ جاوید نیست
نه بر باد رفتی سحرگاه و شام
به آخر ندیدی که بر باد رفت؟
کسی زین میان گوی دولت ربود
بکار آمد آن ها که برداشتند

 

 

 

زدنیا وفاداری امید نیست
سریرِ سلیمان علیه السلام؟
خُنُک آن که با دانش و داد رفت
که در بند آسایش خلق بود
نه گرد آوریدند و بگذاشتند
(سعـدی، ۱۳۸۹: ۶۵)

 

 

 

دراین جا سعــدی اشـاره ای به آیه ی زیر داشـته است:«وَالسُلیمْانَ الرِّیحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَیْنَ القِْطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مِنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِیر.ِ باد را رام سلیمان کردیم که بامدادان راه یک ماهه را طی می کرد و شبانگاه نیز راه یک ماهه را. چشمه ی مس را برایش روان ساختیم و به فرمان پروردگار گروهی از دیوها برایش کار می­کردند و هرکدام که سر از فرمان می پیچید عذاب سوزانی به او می چشاندیم.» (سبا/ ۱۲)
سعدی بسیاری از اندیشه ها، باورها، عقاید و واقعیت ها را در قالب حکایات زیبا، بیان کرده است و پند و اندرز های خود را، به خوانندگان القا می کند. بهره گیری از آیات قرآنی برای بیان حکایت های بوستان که در واقع آرمان شهر خیالی سعدی است؛ حاکی از عشقی است که وی به قران و اهل بیت داشته است.
فروتنی، صفتی با ارزش است که شیخ اجل در سراسر کتاب بوستان و گلستان به روی آوردن آن سفارش کرده است در باب چهارم«درتواضع» سعدی به پند و اندرز می پردازد و مخاطب را به افتادگی، تواضع، دوری از حرص و طمع و غرور فرا می خواند.

 

 

زخاک آفریدت خداوندِ پاک
حریص و جهان سوز و سرکش مباش
چو گردن کشید آتشِ هولناک
چو آن سرفرازی نمود ، این کمی

 

 

 

پس ای بنده افتادگی کن چو خاک
زخاک آفریدنت آتش مباش
به بیچارگی تن بینداخت خاک
ازان دیو کردند ، از این آدمی
(سعدی، ۱۳۸۹: ۱۱۵)

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...