۳

 

بازگشت به عصر قبل از تجدد و تفسیرسخت گرایانه­ی مفاهیم دینی

 

یکی از پیچیدگیهای اساسی در بینش طالبان به طوراعم، روح تعبدگرایی و قداست بخشی نسبت به دستاوردهای کلامی و فقهی پیشینیان است.

 

 

 

۴

 

خود حق پنداری ستیزگرایانه

 

بنیادگرایی افراطی از نوع وهابی، با توسل به حربه ی تکفیر، به مبارزه با تمامی مذاهب و فرق اسلامی غیر از خود رفته و به جزخویشتن، سایر گروه­ ها را یکسره بر باطل و حتی کافرمی پندارد.

 

 

 

۳-۱۱-۲- روابط طالبان پاکستان با گروه ­های بنیادگرایی افراطی:
این گروه به طورقابل توجه با گروه ­های دیگر در مناطق مختلف پاکستان و افغانستان و همچنین آسیای مرکزی رابطه­ تنگاتنگ دارد و از لحاظ تشکیلاتی و عملیاتی همیشه در حال تبادل اطلاعات میان گروه ­های دیگر است (احمدی ،۱۳۹۱: ۲۹). طالبان و نیروهای القاعده در مناطق پشتونشین پاکستان، مستقر شدند. بیشتر مردم ایالت سرحد و مناطق قبایلی، پشتون هستند. ایالت بلوچستان و شهرکراچی در ایالت سند، نیز جمعیت پشتون چشمگیری دارند. بیش از ۳میلیون پشتون در مناطق قبایلی، ۲۸ میلیون در سایر بخش­های پاکستان و ۱۵میلیون پشتون در افغانستان زندگی می­ کنند. حکومت ایالت سرحد و بلوچستان هم در دست ائتلاف مجلس متحد عمل قرارگرفته بود که طیف غالب آن، حامی یا هوادار طالبان بودند. دولت پاکستان بر مناطق قبایلی، کنترلی تعیین کننده نداشت و این منطقه به صورت محلی توسط سران قبایل اداره می­شد؛ بنابراین، این کمربند پشتونشین که در شمال غرب و غرب پاکستان کشیده شده و هم مرز با افغانستان است به محلی مناسب برای استقرارطالبان و سازماندهی مجدد نیروهای آنها برای انجام عملیات در افغانستان تبدیل شد. حضور نیروهای طالبان و سایرگروههای ستیزه گر در خاک پاکستان، دو تحول اساسی را در پی­داشت: یکی طغیان طالبان و دیگری طالبانی شدن مناطق قبایلی و بخش­هایی دیگر از پاکستان؛ هر یک از این دو رویداد، به هر صورت مستقیم یا غیرمستقیم، به تشدید افراط­گرایی فرقه­های در پاکستان منجرشده است. پیروزی اولیه نیروهای ائتلاف در افغانستان دیری نپایید و با تلاش­ های طالبان برای مبارزه با اشغالگران و سرنگونی حکومت جدید افغانستان به طغیان کشیده شد. خیلی زود مشخص شد که طالبان و القاعده به طور کامل شکست نخورده­اند؛ آنها در ایالت­های سرحد، بلوچستان و مناطق قبایلی در امتداد مرز با افغانستان به سازماندهی مجدد خود پرداختند؛ پناهگاههای آنها در پاکستان برای آغاز و تداوم این طغیان حیاتی بود. حضورطالبان و دیگر گروه های جهادی در خاک پاکستان برایشان فرصت­های زیادی به همراه داشت؛ آنها توانستند راهبردهای خود را گسترش دهند، از میان قبایل، شبکه مدارس دینی و اردوگاههای آوارگان افغان عضوگیری کنند، با حامیان خود در سراسرجهان تماس برقرارکرده، منابع مالی جذب کنند و شاید مهم تر از همه این که از مرکزعملیات رزمی ایالات متحده فاصله داشته باشند (محبوبی، و همکاران ،۱۳۹۲: ۵). طالبان پاکستان در مواقعی در ماموریت­های برون مرزی با القاعده همکاری می­ کنند. آنها هدف و دستور کار نهایی خود را با القاعده، جهادجهانی قرارداده­اند. در سال۲۰۰۷ بیش از۵۰ عملیات انتحاری بوسیله طالبان و گروه ­های وابسته به آنها انجام شد؛ در حالی که شمار این عملیات ها در پاکستان بین سال­های۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ به کمتر از۳۰ مورد می­رسید. از جمله فعالیت­های برون مرزی که گروه طالبان با همکاری القاعده داشته می ­تواند به طرح عملیات مایع در سال۲۰۰۶ اشاره کرد. در این طرح قرار بود مواد مایع منفجره­ای در حداقل۱۰هواپیما که از انگلستان به آمریکامی­رفت، منفجر شود. این طرح بوسیله پلیس بریتانیا قبل از این که عملیاتی شود خنثی و کشف شد و تمام افراد مظنون بازداشت شدند. همچنین گروه طالبان با همکاری القاعده عملیات­های مختلف را در آلمان، دانمارک و اسپانیا در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ برنامه­ریزی کرده بودند که همگی خنثی شدند. با توجه به پیوند تشکیلاتی میان طالبان و القاعده، آنها با حمایت­ها و کمک­های خود به القاعده باعث رشد اقدامات تروریستی و خشونت آنها در مناطق مختلف و رشد بنیادگرایی افراطی خواهند شد. آنها همچنین با جذب و آموزش تندرویان چچنی و اویغور با همکاری القاعده می­توانند تهدیدی علیه امنیت روسیه و منطقه قفقاز محسوب شوند. طالبان پاکستانی از طریق خاک افغانستان و با همکاری طالبان افغانستان بسیاری از حملات و اقدامات تروریستی را علیه نیروهای خارجی و افرادسرشناس افغان انجام می­ دهند. پلیس هند، اقدامات تروریستی که در نوامبر سال ۲۰۰۸ باعث کشته شدن ۱۹۵نفر از افراد بی­گناه شد را به گروه لشکر طیبه نسبت داده است. این گروه یکی از عناصر تشکیل دهنده طالبان پاکستانی شده است (احمدی وخانی ،۱۳۹۱: ۳۰ و ۳۱ و ۳۳). بررسی دقیق گروه‌های فرقه‌ای‌ تروریستی در پاکستان، حاکی از تعامل و ارتباط مستمر عناصر جهادی این فرق با مدارس دینی اهل‌سنت در این کشور دارد، به‌ گونه‌ای که کارشناسان مختلف اذغان دارند، تمامی بنیان‌گذاران و حامیان انگیزشی و مالی این گروه‌ها مرتبط با مدارس دینی افراط‌گرا می‌باشند، در جدول ذیل، گروه هایی که زیر چتر تحریک طالبان پاکستان، جبهه­ی متحدنظامی تشکیل داده اند، آورده شده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
(جدول۳-۳) گروه های متحد نظامی تحریک طالبان پاکستان (سلیمانی وخالدیان ،۱۳۹۱: ۱۸۳).

 

 

نام گروه

 

مکتب فکری

 

سال تأسیس

 

بنیانگذار

 

جغرافیای حضور و نفوذ

 

اهداف

 

رویکرد

 

پیوندهای درون شبکه­ ای

 

 

 

لشگرجنگهوی

 

وهابیت

 

۱۹۹۶م

 

ریاض بسرا

 

سراسر پاکستان

 

فرقه گرایی و تاسیس حکومت فرقه­گرا

 

ضدشیعی

 

ارتباط با طالبان افغان و القاعده

 

 

 

سپاه صحابه

 

دیوبندی

 

۱۹۸۵م

 

حق نوازجنگهوی

 

پنجاب و سایرایالات

 

جلوگیری از رشد تشیع

 

ضد دولتی
ضد شیعی

 

همکاری با تحریک طالبان پاکستان و لشگرجنگهوی

 

 

 

جیش محمد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...