طرح های پژوهشی انجام شده درباره پایان نامه حسابداری ۱- فایل ۳ |
![]() |
۲-۲-۴-۴) تفسیر سیاسی[۲۹]
محافظهکاری باعث کاهش هزینه های سیاسی مترتب با تدوین استاندارد، برای قانونگذاران و تدوینکنندگان استانداردهای حسابداری میشود. اگر شرکتها خالص داراییهای خود را بجای آنکه کمتر از واقع، بیشتر از واقع نشاندهند، در آنصورت احتمالاً قانونگذاران و استانداردگذاران حسابداری، مورد انتقاد بیشتری قرار میگیرند. بنابراین، محافظهکاری همانند کاهش هزینه های دعاوی حقوقی، هزینه های سیاسی را نیز کاهش میدهد. شواهد نشان میدهند که در آمریکا، محافظهکاری حسابداری وجود دارد و در سالهای اخیر نیز با توجه به تفاسیر چهارگانه افزایش یافته است.
همچنین کلوج(۱۹۸۴) اظهار میدارد که مدیران و حسابرسان شرکت، بیشتر به خاطر بیش ازحد بیان کردن عایدات و داراییها تحت پیگرد قرار میگیرند، تا کمتر بیان کردن عایدات و داراییها.
۲-۲-۴-۵) تفسیر قانونگذاری
علاوه بر تفاسیر چهارگانه، قوانین نیز انگیزههایی را برای ارائه صورتهای مالی محافظهکارانه برای شرکتها بوجود میآورد. واتز(۱۹۷۷) معتقد بود که ضرر ناشی از ارزیابی بیش از واقع داراییها و سود، در مقایسه با منافع حاصل از ارزیابی کمتر از واقع داراییها و سود، در فرایند سیاسی بیشتر مشاهده میشود. این پدیده انگیزههایی را برای قانونگذاران و استانداردگذاران فراهم میآورد تا آنان همچنان محافظهکار باقی بمانند. ظاهراً این موضوع باعث شده است که کمیسیون بورس اوراق بهادار، تجدید ارزیابی داراییهای شرکتها، در ۳ سال اوّل فعالیتشان را ممنوع کند. بر اساس قوانین بورس اوراق بهادار، حسابداری باید محافظهکارانه باشد، و از اینکه حسابداری در سال ۱۹۲۹ ارزیابی بیش از واقع سهام بورس اوراق بهادار نیویورک داشته است، مورد انتقاد قرار میدهد.
۲-۲-۵) توجیه کاربرد محافظهکاری در گزارشگری مالی
همچنین واتز[۳۰] تعابیری را برای گزارشگری محافظهکارانه ارائه، کرده است. برخی از دلایل کاربرد محافظهکاری را بهشرح زیر بیان میدارد(واتز، ۲۰۰۳).
۲-۲-۵-۱) بُعد قراردادی: از این بعد، محافظهکاری برای قراردادهای میان تمامی گروهها سودمند میباشد(مدیریت و سهامداران- مدیریت و اعتباردهندگان- مدیریت و کارکنان و سهامداران و اعتباردهندگان)، زیرا محافظهکاری بهعنوان مکانیسمی برای مقابله با هرگونه عدم همسانی اطلاعات و مشکلات مربوط به تسویه حسابهای میان گروهها بکار گرفته میشود.
به عقیده واتز(۲۰۰۳) این بُعد، مأخذ و منبع قدیمی محافظهکاری بوده و استدلالهای این تفسیر بطور کامل تدوین و توسعه یافته است. استفاده از ارقام حسابداری در قراردادها، سابقهای طولانی دارد. قرنهای متمادی از حسابداری برای کنترل مدیریت استفاده میشود. محققین پیشنهاد میکنند که دوره طولانی استفاده از محافظهکاری حسابداری، توسعه و ماهیت حسابداری و گزارشگری مالی معاصر را تحت تأثیر قرار داده و منجر به جانبداری از محافظهکاری شده است. همچنین براساس این بُعد محافظهکاری کیفیت سودهای گزارش شده را افزایش میدهد. همچنین کیفیت گزارشدهی ارزش دارائیها بهعنوان معیاری برای ارزشیابی شرکت را نیز افزایش خواهد داد. مثلاً محافظهکاری میتواند رفتار فرصتطلبانه مدیر را در گزارشگری شاخصهای حسابداری مورد استفاده در قراردادها، محدود نماید. بهعبارتی، در عمل محافظهکاری رفتار جانبدارانه مدیر را خنثی و شناسایی سود را به تأخیر میاندازد. در نتیجه خالص داراییها و سود کمتر نشان داده میشوند.
۲-۲-۵-۲) بُعد قضایی: از این بُعد محافظهکاری باعث میشود که در امر گزارشگری از هرگونه هزینهها ناشی از دعاوی قضایی سهامداران منبع و منشأ دیگری برای محافظهکاری در سالهای اخیر محسوب میشود، مصون ماند. علاوه براین، محافظهکاری با کمتر نشان دادن خالص داراییها، هزینه های دعاوی قضایی را کاهش میدهد.
۲-۲-۵-۳) بُعد سیاسی: براساس این بُعد محافظهکاری باعث میگردد تا هزینههای سیاسی ناشی از ارزشگذاری بیش از واقع دارائیها و گزارش سودهای کلان کاهش یابند. اگر شرکتها خالص داراییهای خود را بجای آنکه کمتر نشان دهند، بیشتر از واقع نشان دهند، در آنصورت احتمالاً قانونگذاران و استانداردگذاران حسابداری، مورد انتقاد بیشتری قرار میگیرند.
۲-۲-۵-۴) بُعد مالیاتی: براساس این بُعد محافظهکاری باعث کاهش سود گزارش شده و در نهایت کاهش مالیاتهای پرداخت شده میگردد. زیرا، تأخیر در شناسایی درآمدها و تسریع در شناسایی هزینهها باعث کاهش سود گزارش شده میگردد که این وضعیت خود یکی از نشانههای مدیریت سود نیز میباشد. علاوه براین، تأخیر در شناخت درآمدها و تسریع در شناخت هزینه ها، پرداختهای مالیاتی را به تعویق میاندازد.
۲-۲-۶) تأثیرات کاربرد محافظهکاری بر فرایند اندازهگیری و گزارشگری مالی
۲-۲-۶-۱) تأثیر محافظهکاری بر سودهای حسابداری
۲-۲-۶-۲) تأثیر محافظهکاری بر صورتهای مالی
۲-۲-۶-۳) تأثیر محافظهکاری بر ارزشیابی شرکت
۲-۲-۶-۴) تأثیر محافظهکاری بر تصمیمات و هزینههای مربوط به تأمین مالی.
۲-۲-۶-۱) تأثیر محافظهکاری بر سودهای حسابداری
باسو برای اندازهگیری شدت واکنش بازار به سودهای گزارش شده مدلی ارائه نمود. براساس این مدل، بازار به محض دریافت خبرهای خوب و خبرهای بد واکنش نشان داده و این واکنش بر ارزش بازار سهام تأثیراتی خواهد داشت. به بیانی دیگر، بازده سهام(مثبت یا منفی) قبل از افشاء اطلاعات حسابداری به وقوع خواهد پیوست(باسو ۱۹۹۷).
۲-۲-۶-۲) تأثیر محافظهکاری بر صورتهای مالی
محافظهکاری به عنوان یک محدودیت، در زمان بکارگیری آن در فرایند اندازهگیری در حسابداری، باعث میگردد که ارقام ارائه شده در صورتهای مالی در برگیرنده نوعی خطای اندازهگیری باشند. بهگونهای که دارائیها و درآمدها به ارزشی کمتر از ارزش حقیقیها آنها و بدهیها و هزینهها به ارزشی بیش از ارزش حقیقی آنها گزارش شوند. لذا، محافظهکاری از دو بُعد بر صورتهای مالی تأثیرگذار خواهد بود.
کاهش درجه مربوط بودن اطلاعات گزارش شده در ترازنامه به دلیل کمتر از واقع گزارش کردن دارائیها و بیشتر از واقع گزارش کردن بدهیها. همچنین گزارش نمودن حقوق صاحبان سهام براساس ارزش دفتری به جای ارزش اقتصادی (بازار) آنهاست. اینگونه محافظهکاری از نوع غیرمشروط میباشد. از مهمترین اشکال آن میتوان به هزینه گرفتن مخارج مربوط به خرید یک دارایی یا یک سرمایهگذاری اشاره کرد. که باعث کاهش ارزش دارائیها و سودهای گزارش شده دوره خرید دارایی میگردد.
ایجاد نوعی گمراهی و ابهام در اطلاعات گزارش شده در صورتحساب سود و زیان میگردد. این ابهام به دلیل گزارش آثار خبرهای بد قبل از آثار خبرهای خوب میباشد. به عبارتی، زیانهای تحققنیافته سریعتر از سودهای تحققنیافته مورد شناسایی قرار میگیرند. این نوع محافظهکاری را محافظهکاری مشروط مینامند، زیرا وابسته به وقوع نوعی رویداد در آینده است.
همچنین به نظر واتز(۲۰۰۳) در حرکت به سوی ارزیابی غیرقابل تأیید خالص داراییهای شرکت و داراییهای نامشهود غیرقابل تفکیک، هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی، در مسیری گام بر میدارد که قبلاً خیلیها بیم داشتند در آن مسیر گام بردارند. در نتیجه آنکه احتمالاً ارزش خالص داراییها و سود تحریف شده و در نتیجه اطلاعات حسابداری، عملکرد شرکت را به نحو قابل اتکا گزارش نمیکند. اثرات نسبتها و نتایج مالی در سالهای کاهش ارزش خیلی با اهمیت و زیاد خواهد بود و دیدن اینکه چگونه ارزشهای متعارف سرقفلی بطور عینی تعیین خواهد شد، بسیار سخت است.
۲-۲-۶-۲-۱) حسابرسی و گزارشگری سودهای محافظهکارانه
پژوهشهای انجام شده در زمینه رابطه مدت تصدی حسابرس و محافظهکاری در این خصوص بعضی از صاحبنظران اعتقاد دارند با افزایش دوره تصدی، محافظهکاری کاهش مییابد. به اعتقاد این گروه در سالهای ابتدایی کار حسابرسان با صاحبکاران جدید، حسابرسان ممکن است به دلیل ترس از طرح دعاوی حقوقی علیه آنها که ممکن است در پی عدم شناخت کافی از فعالیتهای صاحبکار پدید آید رویههای محافظهکارانهتری از سوی صاحبکاران خود درخواست کنند. امّا با گسترش روابط و احتمالاً کاهش استقلال، تمایلی برای مقاومت در برابر خواستههای مدیریت صاحبکار نداشته و به این ترتیب مدیران بهگونهای خوشبینانه به گزارشگری بپردازند. یافتههای همیلتون و همکاران[۳۱](۲۰۰۵) سازگار با این دیدگاه است. در حالیکه گروهی دیگر لی و همکاران[۳۲]۲۰۰۵)) بر این باورند، تعاملات طولانی مدت حسابرس و صاحبکار منجر به افزایش بکارگیری رویههای محافظهکارانه توسط صاحبکار میشود. به اعتقاد این گروه از صاحبنظران، از آنجاییکه حسابرسان جدید معمولاً فاقد شناخت کافی درباره فعالیتهای تجاری و سیستمهای کنترل داخلی صاحبکار هستند؛ مجبور میشوند، بیشتر روی تصمیمات مدیران در رابطه با گزارشگری مالی اتکا کنند و در نتیجه احتمال بیشتری وجود دارد که با رویههای فرصتطلبانه مدیران موافقت کنند. این امر میتواند منجر به کاهش استفاده از رویههای محافظهکارانه شود. امّا با افزایش دوره تصدی و بدست آوردن شناخت بیشتر، هوشیاری آنها نسبت به کار بیشتر شده و از هرگونه ریسک حسابرسی بالقوه اجتناب میکنند. مثلاً: درخواست استفاده از رویههای محافظهکارانهتری را از مدیریت خواهند داشت. حسابرسان از محافظهکاری بهعنوان یک استراتژی مدیریت ریسک، بهره میگیرند. شناسایی سریعتر اخبار بد درباره جریانهای نقد آتی نسبت به اخبار خوب محافظهکاری میتواند بهعنوان اوّلین ابزار حفاظتی در برابر طرح دعاوی حقوقی بالقوه علیه حسابرسان مطرح شود. سایر استراتژیها نظیر افزایش در حقالزحمه حسابرسی به منظور جبران افزایش ریسک دعاوی حقوقی یا حتی کنارهگیری از حسابرسیهای پرریسک میتواند هزینهبر و ناکارآمد باشد. یافته پژوهش جنکینز و ولوری[۳۳](۲۰۰۶) با این دیدگاه سازگار است.
۲-۲-۶-۳) روشهای ارزشیابی شرکتها
روشهای مختلف ارزشیابی شرکتها به شرح ذیل آورده شدهاند.
الف- محاسبه ارزش فعلی خالص جریان نقدی آتی منتظره یا منافعی که در طول عمر شرکت در یافت خواهد شد.
ب- جمع قیمتهای فروش دارائیهای مختلف یک شرکت منهای جمع بدهیها.
ج- ارزشیابی شرکت بر مبنای قیمتهای جاری بازار سهام که در مورد تمام سهام موجود اعمال میشود.
د- ارزشیابی شرکت با بهره گرفتن از ارزشهای وارده(خواه تاریخی و خواه جاری) در مورد ارزیابی دارائیهای غیرپولی و افزوده ارزش نقدی فعلی دارائیهای پولی منهای بدهیها.
۲-۲-۶-۴) تأثیر محافظهکاری بر ارزشیابی شرکت
زهانگ[۳۴] (۲۰۰۰) اقدام به مطالعه تأثیر محافظهکاری بر ارزش شرکت از طریق بررسی رابطه بین اطلاعات حسابداری گزارش شده و ارزش بازار شرکت پرداخت. این مطالعه نشان داد که محافظهکاری تأثیرات مستقیمی بر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت دارد و به عبارتی؛ هرچه نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت کوچکتر باشد، درجه محافظهکاری در آن شرکت بیشتر است.
۲-۲-۶-۵) تأثیر محافظهکاری بر تصمیمات و هزینههای مربوط به تأمین مالی
گزارشها و اطلاعات حسابداری نقش با اهمیتی را در فرایند مربوط به قراردادهای تأمین مالی ایفا میکنند. بهگونهای که اعتباردهندگان در صورت ارزشیابی داراییها بیش از واقع و یا تسریع در شناسایی سودهای تحقق نیافته و تأخیر در زیانهای تحقق یافته، تمایلی به دادن اعتبار نخواهد داشت. امّا در صورت کاربرد مفهوم محافظهکاری توسط واحد گزارشگر، اعتباردهندگان با اطمینان بیشتری نسبت به فرایند قرارداد تأمین مالی اقدام خواهند کرد.
اصولاً اعتباردهندگان ترجیح میدهند که اعتبارات خود را در اختیار واحدهای قرار دهند که محافظهکاری را به شکل کاملتری در فرایند گزارشگری بکار گرفته باشند. علاوه برآن، اعتباردهندگان به اینگونه شرکتها نرخهای کمتری را طلب میکنند که این امر باعث کاهش هزینههای مربوط به فرایند تأمین مالی میگردد.
پژوهشهای تجربی گذشته نشان دهنده این هستند که هرچه درجه حساسیت بنگاههای اقتصادی از جنبه سیاسی افزایش یابد، در نتیجه بنگاههای اقتصادی روشهای محافظهکارانه را به کار خواهند بست تا با کاهش سود، از دخالتهای دولت و نگاه عموم جامعه در امان باشند. از آنجاییکه اندازهگیری درجه حساسیت سیاسی بنگاهها به طور مستقیم امکانپذیر نمیباشد. از شاخصهای تقریبی دیگر به شرح زیر استفاده شده است.
۲-۲-۶-۵-۱) اندازه شرکت
بطور معمول شرکتهای بزرگ بیش از شرکتهای کوچک تحت تأثیر فشارهای سیاسی قرار میگیرند. لذا، احتمالاً شرکتهای بزرگ در مقایسه با شرکتهای کوچک از روشهای محافظهکارانهتری استفاده میکنند(زماوسکی و هیگرمن[۳۵]، ۱۹۷۹).
علاوه براین، باسو اعتقاد دارد که شرکت کوچک در مقایسه با شرکتهای بزرگ خطرات بیشتری را متحمل میشوند. این خطرات باعث میگردد که شرکتهای کوچک بیشتر از شرکت بزرگ با دعاوی قضایی روبرو خواهند بود. لذا، به اعتقاد باسو شرکتهای کوچک روشهای محافظهکارانهتری در مقایسه با شرکتهای بزرگ به کار خواهند گرفت. (باسو، ۲۰۰۱)
هاین(۱۹۹۵) بیان میکند که شرکتهای کوچک در مقایسه با شرکتهای بزرگ با خطرات مالی و ورشکستگی بیشتری مواجه خواهند شد. از اینرو لازم است درجه محافظهکاری براساس اندازه شرکت مورد اندازهگیری قرار گیرد.
۲-۲-۷) مخالفت با محافظهکاری
هیئت استانداردهای حسابداری مالی(FASB) و هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری در یک پروژه مشترک تدوین چارچوب مفاهیم نظری گزارشگری مالی مخالفت خود را با مفهوم محافظهکاری ابراز داشتهاند(FASB، ۲۰۰۶).
علاوه براین، منتقدین محافظهکاری اعتقاد دارند که محافظهکاری موجب میشود تا پیشبینیهای ارقام سود و زیان آتی، محافظهکارانه نباشد. عقیده بر آن است که برآورد پایین خالص داراییهایی که بوسیله شناخت نابرابر سود و زیان انجام میشود، منجر به برآورد بالایی از سود در سالهای آتی خواهد شد. بهعبارتی، زمانی که در سالهای بعد، آن داراییها به نقد تبدیل میشوند.
علیرغم مخالفت برخی از صاحبنظران و سازمانهای حرفهای با مفهوم محافظهکاری، باید اذعان نمود که به دلیل ورشکستگی برخی از شرکتهای بزرگ در ابتدای قرن بیستویکم و آثار زیانبار آن بر منافع سهامداران و اعتباردهندگان و همچنین به دلیل دستکاری صورتهای مالی اینگونه شرکتها توسط مدیران همچون: مدیریت سود و کاربرد روشهای غیرمحافظهکارانه یا بهعبارتی، حسابداری جسورانه[۳۶] مفهوم محافظهکاری هنوز هم در نزد بسیاری از اندیشمندان جایگاه ویژهای دارد و بکارگیری آن را در فرایند تهیه صورتهای مالی کاملاً ضروری میدانند.
علاوه براین، مطالعات و پژوهشهای بسیاری بر اهمیت و ضرورت محافظهکاری و منافع ناشی از کاربرد آن تأکید داشتهاند. بهویژه نقشی که مفهوم محافظهکاری در افزایش کارآیی و اثربخشی قراردادهای منعقده بین گروههای مختلف(بویژه میان مدیران و مالکان) خواهد داشت. از جمله این قراردادها میتوان به قراردادهای دریافت اعتبار از بانکها و مؤسسات اعتباری و اعطای پاداش و تشویق به مدیران اشاره کرد. در نتیجه اصل محافظهکاری میتواند اثرات منفی ناشی از قراردادهای پیش گفته را کاهش دهد(لافوند و واتز[۳۷]، ۲۰۰۷).
ماندگاری و بقای طولانی محافظهکاری، بیانگر آن است که منتقدین محافظهکاری به مزایای عمده آن توجهی ندارند. اگر قانونگذاران و استانداردگذاران سعی در حذف محافظهکاری بدون در نظر گرفتن مزایای آن دارند، در آنصورت استانداردهای حسابداری برای گزارشگری مالی زیانهای جدی و جبران ناپذیر را به همراه خواهند داشت.
۲-۲-۸) پیامدهای محافظهکاری
محافظهکاری باعث تخصیص بهینه منابع به دو صورت ذیل میباشد.
گزارشهای مالی محافظهکارانه باعث میشود تا سرمایهگذاران بین پروژههای سرمایهگذاری خوب و بد براساس سبد ریسک خود تمایز قائل شوند، این امر باعث تخصیص بهینه منابع، و افزایش کارایی بازار سرمایه میگردد.
محافظهکاری باعث کاهش گرایش مدیران برای سرمایهگذاری در پروژههایی که خود تمایل دارند میشود؛ بنابراین، عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایهگذاران کاهش یافته که باعث پایین آمدن هزینه سهامداران برای نظارت بر مدیران میشود. عدمتقارن اطلاعاتی موجب بر هم زدن رابطه بین سهامداران و بر هم زدن رابطه بین طرفین قرارداد میشود. با افزایش عدمتقارن اطلاعاتی سود اکثر شرکتها قابلیت اتکا ندارد. به همین دلیل کارکرد عدمتقارن اطلاعاتی است که رویههای حسابداری و حسابرسی بهدنبال اعداد محافظهکارانه هستند. از آنجاییکه محافظهکاری باعث کاهش عدمتقارن اطلاعاتی میشود، منافع موردانتظار و فرصتطلبی سرمایهگذاران آگاه از داخل شرکت را کاهش میدهد، در نتیجه باعث کاهش ریسک اطلاعاتی برای سرمایه گذاران غیر مطلع میگردد(لافوند و واتز، ۲۰۰۷) بدینترتیب، این مسائل باعث افزایش سرمایهگذاری در شرکت، افزایش قدرت نقدینگی و کاهش بهای تمام شده معاملات میشود. بنابراین، انتظار میرود محافظهکاری بهعنوان یکی از ویژگیهای سود مورد توجه سرمایهگذاران باشد که باعث افزایش کیفیت اطلاعات حسابداری شده و پیشبینی میشود، رابطه منفی بین محافظهکاری و هزینه سرمایه وجود داشته باشد.
۲-۲-۹) تئوری اثباتی حسابداری و محافظهکاری
تئوریهای اثباتی حسابداری با دیدگاه قراردادی درباره شرکت، ارتباط تنگاتنگی دارد. براساس این دیدگاه، واحد تجاری به مثابه مجموعهای از قراردادها میان گروههای مختلف است. همچنین میتوان به حسابداری به عنوان زبانی برای نوشتن قراردادهای مزبور نگاه کرد. براساس دیدگاه قراردادی، رویههای حسابداری ابزاری برای کاهش تضاد منافع میان گروههای مختلف طرف قرارداد با شرکت است. در این میان حسابداری اثباتی فرض میکند که محافظهکاری حسابداری بواسطه الزام قابلیت اثبات و تأیید بالا برای شناخت درآمد و یا قابلیت اثبات و تأیید پایین برای شناخت هزینه در رابطه با قراردادهای پاداش میان سهامداران و مدیران، به وجود آمده است.
در غیاب محافظهکاری، ممکن است مدیران با شناسایی درآمدهایی که هنوز تحقق نیافتهاند، به سود موردنظر خود دست یابند و براساس آن، پاداش اضافهتری دریافت نمایند. بهنظر میرسد که در صورت عدم تحقق آن درآمدها در آینده، جبران رفتارهای فرصتطلبانه مدیر مشکل باشد و ارزش شرکت نیز کاهش یابد(واتز و زیمرمن، ۱۹۷۹). همچنین واتز(۲۰۰۳) معتقد است که محافظهکاری بیشتر به تئوری قراردادها مرتبط است.
۲-۲-۱۰) انتقادات وارده بر تحقیقات اثباتی حسابداری
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 12:18:00 ق.ظ ]
|