طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد اثر قدرت مسئولین دولتی و اعتماد مودیان مالیاتی به آن ... |
![]() |
میزان همکاری افراد با سیستم مالیاتی و تمایل آنها به پرداخت مالیات به درجه رشد اجتماعی و اعتقاد مردم نسبت به رسالت سیستم مالیاتی بستگی دارد. درواقع سیستم مالیاتی باید تمهیداتی بیاندیشد تا باور مردم نسبت به سیستم مالیاتی افزایش یابد و اعتماد آنها را فراهم آورد. در صورتی که پرداخت مالیات به عنوان یک ارزش ملی و اسلامی تلقی گردیده و این امر در باور و قبول مؤدیان جا گیرد، میتواند مشارکت مردم را در تشخیص و وصول مالیات امکانپذیر سازد. با این وجود پرداخت مالیات واقعی و داوطلبانه مؤدیان صرفنظراز دیگر عوامل، در گرو آشنائی مالیاتدهندگان با وظایف و امکانات آنها در استفاده از تسهیلات ارائهشده در چارچوب قانون میباشد( شکیبایی، ۱۳۸۰، ۸۱).
۲-۱۳- نقش مدیریت مالیاتی در افزایش تمکین مالیاتی
مدیران مالیاتی در بسیاری از کشورها، عناصر و عوامل اصلی برای سهولت کارکرد یک سازمان مالیاتی به شمار میروند. از این رو نقش بارزی در برنامهریزیها و طرحهای نوین جهت پذیرش داوطلبانه و همکاری مؤدیان به عهده دارند. به منظور افزایش کارایی سیستم، مدیریت مالیاتی بایستی از طریق سیستمهای حمایتی متعدد تلاش نماید تا نیل به حداکثر ممکن تمکین داوطلبانه مؤدیان را فراهم سازد. تغییر ساختار سازمانی مدیریت مالیاتی در غالب کشورهای پیشرفته و برخی کشورهای درحالتوسعه که نوینسازی و برخی اصلاحات سیستم را آغاز نمودهاند، موجب گردیده عملکرد مدیریتهای مالیاتی ماهیتاً دچار تغییر و تحول اساسی شود. پیشرفت روشها و سیستمهای جمع آوری اطلاعات، ارزیابی، تشخیص، وصول، کنترل، نظارت و … مدیریت مالیاتی را ملزم به ارائه طرحهای نو ابتکارات نوین در شیوه ارائه خدمات مطلوب به مؤدیان نموده است (آقائی، ۱۳۸۰).
هنوز در بسیاری از کشورها وجود ساختار سنتی و روشهای قدیمی مدیریت مالیاتی مانعی بزرگ در حمایت و پشتیبانی از ارائه خدمات مفید و آگاهانه به مؤدیان مالیاتی میباشد. پافشاری مدیریت های سنتی در حمایت از پیچیدگیهای قوانین مالیاتی و رویههای اجرایی، موجب گردیده تا سیستم خدمات مؤدیان یا در مراحل مقدماتی باقی بماند یا اینکه ایده و طرح مشخصی نداشته باشد. معمولاً در کشورهای درحالتوسعه به دلیل کارایی پائین سیستم مالیاتی، نقش مدیریت مالیاتی در جلب حمایت و علاقمندی مؤدیان در سطح پائینی است و کمتر علاقمند به ایجاد تحول اساسی در باورهای فرهنگی مردم است ( جنانی و دیگران، ۱۳۸۰، ۹).
مدیریت مالیاتی از یک سو با ارائه شیوههای نوین آموزشی میتواند مردم را نسبت به مسائل مالیاتی آشنا سازد، و در این صورت است که مؤدیان با اطلاع و اشراف کامل از قانون اقدام به تسلیم اظهارنامه نموده و درصد اظهارنامههای تسلیم شده و میزان صحت آنها به میزان قابلتوجهی افزایش مییابد و از سوی دیگر میتواند عناصر کافی و نیروهای لازم را برای تمکین مؤدیان فراهم نماید. بدیهی است که مدیران و مجریان امور مالیاتی باید به این امر مهم معتقد باشند که حمایت مؤدیان، عنصر مهمی در پیشبرد امور یک سازمان مالیاتی کارا است.
هدف مدیریت مالیاتی فراهم آوردن زمینه تمکین مالیاتی به طور داوطلبانه است، و اعمال جریمه برای فرار از مالیات و تعقیب مؤدیان متخلف فینفسه هدف غایی نیست. ترغیب به تمکین مالیاتی وقتی مؤثر است که مدیریت پیشبینیهای لازم را برای کشف و تنبیه موارد عدم تمکین انجام داده باشد( آقائی، ۱۳۸۰).
۲-۱۴- عناصر اصلی تمکین مالیاتی
نقش اصلی مراجع درآمدی حصول اطمینان از این موضوع است که مؤدیان از تعهدات وتکالیف خود به موجب قانون واقف هستند و آنها را به درستی انجام میدهند. مؤدیان به سهم خود نقش بسیار مهمی در برآورد تعهدات و تکالیف ایفا میکنند چون در بسیاری از موارد صرفاً آنها در جایگاه تشخیص تعهدات خود به موجب قانون هستند. تعهدات و تکالیف مؤدیان از عملکرد مالیاتی تا عملکرد دیگر و از یک حوزه تا حوزه دیگر متفاوت است. بدون توجه به حوزه قلمرو تقریباً برای همه مؤدیان چهار گروه عمده تکالیف تعهدات پیشبینی می شود. این چهار تکلیف عبارت است از:
۱- ثبتنام در سیستم مالیاتی
۲- تنظیم و تسلیم بهموقع اظهارنامه
۳- نگهداری و ارائه اسناد و مدارک مورد نیاز مراجع مالیاتی (گزارش صحیح)
۴- پرداخت بهموقع مالیات (هاشمی، ۱۳۸۶)
اگر مؤدی به هریک از وظایف و تعهدات فوقالذکر خود عمل ننماید، رفتار وی احتمالاً به عنوان عدم تمکین تلقی خواهد شد. البته کاملاً بدیهی است که برای عدم تمکین درجات متفاوتی در نظر گرفته میشود. اگر هدف بهبود تمکین مالیاتی مطرح باشد، سازمان امور مالیاتی باید برای الزام مؤدیان به انجام تکالیف فوق، دست به اقدامات مؤثر بزند. بر همین اساس به هنگام ارزیابی مدیریت مالیاتی، باید از بررسی اطلاعات عینی جهت تخمین درجه موفقیت و میزان اثربخشی مدیریت در مقابله با عدم انجام تکالیف فوق استفاده کرد( جنانی و دیگران، ۱۳۸۰،۹).
۲-۱۵- عوامل مؤثر بر تمکین مالیاتی
در بسیاری از موارد بین درآمدی که به صورت قانونی باید وصول گردد و درآمدی که جمع آوری میشود، رابطه اندکی برقرار است. همانطور که الکس رادیان[۱۶] ( ۱۹۸۰) متذکر شده است مسائل مالیاتی از عدم کارائی کارگزاران جمع آوری مالیات به تنهایی ناشی نمیگردد، بلکه از ساختار اقتصادی، روابط اجتماعی و فرهنگی که در یک کشور وجود دارد نیز تأثیر میپذیرد. کامیابی یا ناکامی نظامهای مالیاتی به میزان تمکین اختیاری و قدرت اجرایی بستگی دارد.
لذا لازم است قبل از هر چیز به شناسایی عوامل مؤثر بر تمکین مالیاتی پرداخته و اثر هریک از این عوامل بر تمکین مالیاتی بررسی شود. این عوامل عبارتند از:
۱- وجود ضمانتهای اجرایی لازم:
هردستگاه مالیاتی برای رسیدن به اهداف خود باید سازوکار لازم برای رسیدن به آن را تعبیهنماید که تشویقات و جرایم مالیاتی یکی از بهترین ابزارها برای رسیدن به هدف درآمدی مالیات و افزایش آن است. لیکن این ابزار میبایست کارایی لازم را نیز برای رسیدن به مقصود داشتهباشد (پورمقیم، ۱۳۸۴،۱۶۲).
مشوق های مالیاتی ابزارهایی هستند که در صورت استفاده کارا می توانند در راستای رشد و توسعه اقتصادی مؤثر واقع شوند. چارچوب معافیت های مالیاتی فعلی، در برهه ای از زمان که اقتصاد کشور با انبوهی از مشکلات اقتصادی و غیراقتصادی نظیر وقوع جنگ تحمیلی، تشکیل مؤسسه های عمومی غیردولتی، ملی شدن صنایع و مانند آن روبرو بوده، شکل گرفت و چنین ساختاری بدون بررسی آثار اقتصادی آن، همچنان استمرار پیدا کرده است ولی هیچ شواهدی مبنی بر اثرگذاری مثبت آن در متغیرهای کلان اقتصادی مشاهده نشده است (نظری، ۹۱،۱۳۸۷ ).
۲- کنترل و نظارت:
کنترل عبارت است از یک کوشش منظم در ایجاد ضوابط عملیاتی براساس اهداف برنامه جهت طراحی یک بازخورد اطلاعاتی به منظور مقایسه عملیات انجام یافته با عملیاتهای از پیش تعیین شده به طوری که در صورت وجود انحراف، میزان آن مشخص شود و در نتیجه هر اقدام لازمی انجام گیرد تا اطمینان حاصل گردد که منابع به مؤثرترین شکل در نیل به اهداف سازمان به کار گرفته شده است (پورمقیم، ۱۶۲،۱۳۸۴).
۳- فساد مالی و اقتصادی:
گاه ممکن است یک مأمور مالیاتی هم به قانون اشراف کامل داشته باشد و هم در اجرای آن ماهر باشد اما برخوردی قاطع با مؤدیان خلافکار نشان ندهد، دلیل و انگیزه این امر را میتوان در میزان شیوع فساد مالی که در بعضی از ادارات مالیاتی سایه افکنده است، جستجو کرد. وجود فساد در بین مسئولین مالیاتی باعث بیاعتمادی شهروندان گردیده و از پرداخت مالیات امتناع مینمایند (پورمقیم، ۱۶۲،۱۳۸۴).
۲-۱۶- قدرت
قدرت[۱۷] به مفهوم توانایی تحمیل اراده یک فرد بر دیگران، حتی برخلافمیل آنها اساساً یک مفهوم جامعه شناختی است که هم شامل قدرت فیزیکی و هم شامل قدرت سیاسی میشود و در یک وضعیت اجتماعی بروز میکند. قدرت سیاسی[۱۸] آن نوع از قدرت است که یک فرد یا گروه در درون جامعه برای تأثیرگذاری و کنترل زندگی سایر افراد و گروهها دارا هستند.در عرصه سیاسی راههای گوناگونی برای به دست آوردن این نوع از قدرت وجود دارد(صباغیان، ۱۳۸۹).
در این پژوهش منظور از قدرت همان قدرت سیاسی مسئولین دولتی است که کرچلر[۱۹] (۲۰۰۸)آن را به صورت ” دیدگاه پرداختکنندگان مالیات در مورد توانائی مسئولین دولتی در شناسایی و تنبیه متخلفان مالیاتی” تعریف می کند. هر چه قدر قدرت مسئولین دولتی در شناسایی و برخورد با متخلفان مالیاتی بیشتر باشد، تمکین مالیاتی بیشتر خواهد شد.
۲-۱۷- اعتماد
اعتماد[۲۰] ایدهای عمومی یک فرد یا یک گروه اجتماعی مبنی بر این که مسئولین دولتی خیرخواه هستند و در جهت تأمین کالاهای عمومی اقدام میکنند (کرچلر، ۲۰۰۸).
براساس تحقیقاتی که قبلاً توسط افراد مختلف از جمله تورگلر[۲۱] (۲۰۰۳) و تورگلر و اشنایدر[۲۲] (۲۰۰۵) انجام شده است، میتوان ادعا کرد که هر چه میزان اعتماد به مسئولین دولتی در یک کشور بیشتر باشد، میزان تمکین مالیاتی نیز بیشتر خواهد بود. همچنین مورفی[۲۳] (۲۰۰۴)با جمع آوری ۲۲۹۲ نمونه از شهروندان استرالیایی به نقش کلیدی افزایش اعتماد به مسئولین دولتی در افزایش تمکین مالیاتی پی برد. فلداستاد[۲۴] (۲۰۰۴) متوجه شد که هر چه اعتماد مؤدیان مالیاتی به مسئولین دولتی بیشتر باشد، میزان تمکین مالیاتی در آفریقای جنوبی بیشتر خواهد بود. یافتههای ناشی از یک مطالعه در سوئد که به کمک هامار، جاگرز و نوردبلوم[۲۵] (۲۰۰۹) انجام گرفته است، نتایج پژوهشهای قبلی را تأیید می کند. ریچاردسودن[۲۶] (۲۰۰۸) مقایسهای را بین ۴۷ کشور انجام داد و به این نتیجه رسید که ارتباط معکوسی بین فرار مالیاتی و اعتماد مؤدیان مالیاتی به مسئولین دولتی وجود دارد.
۲-۱۸- اثرات دینامیک قدرت و اعتماد
بررسی اثرگذاری دو عامل قدرت و اعتماد به مسئولین دولتی هر یک بهتنهایی بر روی میزان تمکین مالیاتی یک تحلیل استاتیک میباشد. می توان ادعا کرد که این دو عامل به گونهای به هم وابستهاند که تغییر در میزان هر یک از این عوامل میتواند عامل دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این بررسی نوعی تحلیل دینامیک میباشد. (کرچلر، ۲۰۰۷ و کرچلر و همکارانش، ۲۰۰۸) مثلاً اگر در اثر تغییر یکی از سیاستهای دولتی، میزان جریمه در نظر گرفته شده برای برخورد با متخلفین مالیاتی افزایش یابد، مؤدیان مالیاتی تغییر اعمال شده را به منزله افزایش میزان سختگیری مسئولین دولتی و نشانهای از بیاعتمادی تلقی کرده، لذا اعتماد آنها به مسئولین کاهش یافته و نتیجتاً میزان تمکین مالیاتی کاهش خواهد یافت. شکل شماره۲-۱ چگونگی اثرگذاری دو عامل قدرت و اعتماد را دو سطح استاتیک و دینامیک نشان میدهد.
منبع: مطالعات پژوهشگر
شکل۲-۱٫نمایش همزمان اثر استاتیک و دینامیک قدرت مسئولین دولتی و اعتماد مؤدیان مالیاتی به آنها بر تمکین مالیاتی اجباری و داوطلبانه
در شکل ۲-۱ چگونگی اثرگذاری دو عامل قدرت مسئولین دولتی و اعتماد مؤدیان مالیاتی به آنها به ترتیب بر روی تمکین مالیاتی اجباری و داوطلبانه به تصویر کشیده شده است. که همان تحلیل استاتیک میباشد. همان طور که در شکل مشخص میباشد افزایش همزمان هر دو عامل ذکر شده میزان تمکین مالیاتی اجباری و داوطلبانه را افزایش خواهد داد. این شکل همچنین بیانگر اثر دینامیک دو عامل قدرت و اعتماد بر روی تمکین مالیاتی نیز میباشد. یعنی افزایش یا کاهش یکی از عوامل نامبرده میتواند باعث ایجاد اثر متقابل در عامل دیگر شود و نهایتاً برآیند اثر هر دو عامل، تمکین مالیاتی را متأثر می کند.
۲-۱۹- تمکین داوطلبانه در مقابل تمکین اجباری
براساس فرضیه مطرح شده در چارچوب شیب لغزنده، فرض میشود که با افزایش میزان قابلیت اعتماد به مسئولین دولتی و افزایش بازداری و جریمههای در نظر گرفته شده توسط آن ها برای برخورد با متخلفین مالیاتی، میزان تمکین مالیاتی افزایش خواهد یافت.(کرچلر[۲۷]، ۲۰۰۷ و کرچلر و همکارانش، ۲۰۰۸)هنگامی که مسئولین دولتی قابل اعتمادترند، مؤدیان مالیاتی در واقع نوعی انگیزه اخلاقی در پرداخت مالیات دارند و این نوع از تمکین، داوطلبانه صورت میگیرد.(فارست[۲۸]، ۲۰۰۰ و جیمز و الی[۲۹]، ۲۰۰۲) اگر قدرت مسئولین افزایش یابد، مؤدیان مالیاتی برای فرار از هزینههای بالای عدم پرداخت مالیات، سعی میکنند که مالیات خود را بهموقع پرداخت نمایند، لذا تمکین مالیاتی افزایش خواهد یافت. در این مورد تمکین از نوع اجباری میباشد.
تفاوت بین تمکین داوطلبانه و اجباری در انگیزههای اساسی پرداخت مالیات است. در تمکین داوطلبانه، مؤدی نوعی انگیزه اخلاقی و وجدانی در پرداخت مالیات دارد؛ در حالی که در تمکین اجباری صرفاً اضطرار است که موجب تحریک مؤدی به پرداخت مالیاتی میشود. در پژوهش حاضر، به منظور متمایز نمودن تمکین داوطلبانه از تمکین اجباری، از یافتههای پژوهش بریت ویتز[۳۰](۲۰۰۳) استفاده شده است. او بدین منظور از دو نوع انگیزه متفاوت “تعهد” و “مقاومت” برای متمایز نمودن انگیزههای لازم به منظور تمکین داوطلبانه و اجباری نام میبرد. انگیزه تعهد برای تمکین داطلبانه و انگیزه مقاومت برای تمکین اجباری به کار میرود. بر این اساس دو نوع از سؤالات در پرسشنامه مطرح میگردد که پاسخ به آنها نشان دهنده تمکین داوطلبانه و اجباری خواهد بود. فرنچ و راون[۳۱](۱۹۵۹)بیان کردهاند که قدرت اجباری منجر به مقاومت میگردد. وقتی که مؤدی مالیاتی احساس نوعی قدرت اجباری از طرف مسئولین دولتی می کند و همچنین قابلیت اعتماد به مسئولین نیز پائین است، میزان مقاومت وی افزایش خواهد یافت. اگر قدرت مسئولین بالا بوده ولی احتمال کشف جرایم مالیاتی پائین باشد، فرار مالیاتی بیشتر خواهد شد نسبت به وقتی که مسئولین دولتی قابلیت اعتماد بالایی دارند.(کرچلر[۳۲]، ۲۰۰۸)
۲-۲۰- استدلال شیب لغزنده
درواقع استدلال شیب لغزنده نوعی استدلال غلط است که بر اساس آن اگر جریانی از یک فعالیت یکبار انجام گیرد؛ منجر به شکلگیری فعالیتهای دیگر خواهد شد به طوری که حتی ممکن است به برخی نتایج نامطلوب بعدی منجر شود. )نونبرگ[۳۳]، ۲۰۰۳)
درواقع استدلال شیب لغزنده بیان میکند که پذیرش یک خطمشی یا انجام یک عمل منجر به پذیرش یکسری از خطمشیها و انجام یکسری از اقدامات دیگر است. این استدلال به صورت زیر قابل بیان است:
۱- پدیده Xاتفاق افتاده است ( یا ممکن است اتفاق بیافتد)
۲- پس ناچاراً پدیدهY نیز اتفاق خواهد افتاد
این نوع استدلال، استدلال غلط یا سفسطهآمیز است، زیرا هیچگونه دلیلی وجود ندارد که چرا یک حادثه باید ناچاراً به دنبال حادثهای دیگر باید اتفاق بیفتد.
چارچوب شیب لغزنده در این بررسی دارای سه بعد است: ۱) اعتماد به مسئولین دولتی ۲) قدرت مسئولین دولتی ۳) تمکین مالیات.
فرض بر این است که تمکین مالیات تابعی از قدرت مسئولین دولتی و اعتماد مؤدیان به آنهاست. یعنی اینکه در واقع به دنبال افزایش (کاهش) میزان قدرت و اعتماد به مسئولین مالیاتی،افزایش (کاهش)تمکین مالیات ایجاد خواهد شد. فرض میشود که تمکین مالیاتی تابعی از دو عامل قدرت مسئولین دولتی و اعتماد مؤدیان مالیاتی به آنهاست. اگر هر دو عامل نامبرده در سطح پایئنی قرار داشته باشند، فرض میشود که تمکین مالیاتی نیز پائین باشد، زیرا مؤدیان مالیاتی بطور خودخواهانه برخورد کرده و برای حداکثر کردن سود خود از پرداخت مالیات فرار کنند. اگر اعتماد به مسئولین دولتی افزایش یابد، فرض میشود که تمکین مالیاتی مؤدیان افزایش یابد. همچنین اگر قدرت مسئولین افزایش یابد، انتظار میرود که باز هم تمکین مالیاتی افزایش یابد.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 01:09:00 ق.ظ ]
|