طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد بررسی رابطه بین متغیرهای کیفیت حاکمیت شرکتی و هزینه حقوق صاحبان سهام در ... |
![]() |
در قانون شرکت ها (تجارت) حمایت زیادی از سرمایه گذاران می شود.
احتمال سوء استفاده از قدرت توسط اکثریت وجود ندارد.
دموکراسی سهامداران حاکم است.
اصول حاکمیتی شرکتی
اصول حاکمیتی شرکتی از دید سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی عبارتند از(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390) :
- برخورد یکسان با سهامدارانبرابری حقوق کلیه سهام داران اعم از اقلیت و اکثریت
- شفافیتو افشاء:اطلاعات مناسب شرکتها به طور دقیق و به موقع در رابطه با تمام موضوعات مرتبط از جمله عملکرد کلی شرکت، وضعیت مالی، ساختار مالکیت، حاکمیت، نقش و وظیفه مدیران بایستی افشاء گردد.
- مسئولیت های هیئت مدیره : برنامه ها و رهنمودهای استراتژیک جهت نظارت موثر هیئت مدیره بر مدیران و نحوه پاسخگویی هیئت مدیره به شرکت و سهامداران مشخص می شود.
- توجه به نقش کلیه ذینفعان: حقوق ذینفعان که بر اساس قوانین یا مبنایی دیگر برقرار شده است به رسمیت شناخته شده و در جهت تقویت افزایش ثروت و ثبات شرکت ها تلاش نماید.
-
- تامین مبنایی برای چارچوب موثر حاکمیت شرکتی: توسعه بازارهای شفاف و کارآمد را تسهیل نموده و با حاکمیت قانون سازگار بوده، تقسیم بندی مسئولیت ها را بین سازمان های مختلف به روشنی تشریح نماید.
اصول حاکمیت شرکتی از دیدگاه اسلام
اصول تجارت اسلامی
مذهب اسلام، به طور مستقیم با همه بخشهای زندگی شامل نحوه انجام بازرگانی و تجارت نیز می شود سروکار دارد. مجموعه قوانین مبتنی بر قرآن یا همان شریعت، نه تنها آیین مذهبی را تحت پوشش قرار می دهد، بلکه بسیاری از جنبه های زندگی روزمره، سیاست، اقتصاد، بانکداری، قانون تجارت یا قرارداد و موضوعهای اجتماعی را نیز دربر میگیرد(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
مسلمانان، کسب و کارشان را منطبق با قوانین شریعت انجام می دهند که به معنی انصاف، صادقانه بودن و بی طرفی نسبت به دیگران است. انباشتن ثروت، با رعایت محدودیتهای اخلاقیات اسلامی، مجاز است. (رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
سعید[13] (1996)، اینگونه توضیح میدهد: « ثروت یک امانت و یک آزمایش است که استفاده نکردن عاقلانه از آن، برای شخصی که آن را در اختیار دارد زیان آور خواهد بود. بالاتر از همه اینها، مزیت اصلیاش ممنوعیت رباست». حقی[14] (1999) بیان می کند که یکی از مهمترین ممنوعیت های موجود در برابر سوء استفاده از ثروت، ممنوعیت ربا می باشد که بطور کلی به معنی رباخواری[15] و یا بهره است این عبارت نشان میدهد که مزیت تجارت اسلامی، صادقانه و منصفانه است که در آن انواع استثمار از بین می رود.
لویس[16] به این نکته اشاره می کند که اسلام همیشه تجارت و بازرگانی را تا جایی تشویق کرده که در چارچوب قرآن مقدس و گفتارها و وحی خداوند بر پیامبرش محمد (ص) است. با وجود علاقه درخور توجه به عنوانهای حاکمیت شرکتی که اخیراً توسط سازمانهایی مثل بانک توسعه اسلامی صورت گرفته است. نوشتار کمی درباره ساختارهای حاکمیت شرکتی وجود دارد و حتی بیان واحدی در کشورهای اسلامی وجود ندارد تا معنی دقیق حاکمیت شرکتی را تبیین کند. با وجود این، حاکمیت شرکتی در قوانین اسلامی رهنمودهای وسیعتری را ارائه می دهد و وظایف و شیوه های موجود را در مورد روشهای انجام معاملات اقتصادی برای هدایت اخلاقی مسلمانان، بدوه هرگونه تعریفی از حاکمیتشرکتی دنیای مدرن، دربر میگیرد. بنابراین، در بخش بعدی این موضوع را مورد بحث قرار خواهیم داد که چگونه اصول حاکمیت شرکتی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی می تواند با احتساب اصول زیر در فعالیتهای تجاری اسلامی درنظر گرفته شود و چگونه بر اانجام تجارت کنترل دارد (رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
اصول اخلاقی تجارت
در اسلام، مالکیت مطلق و ابدی هر چیزی روی زمین و آسمان به خدای قادر مطلق تعلق دارد و ما انسانها، تنها جانشین او هستیم. مسلمانا حق دارند فعالیت تجاریشان را همانگونه که شریعت میگوید، انجام دهند. شریعت ما را تشویق می کندبه اینکه نسبت به همه افرادی که با تجارت سروکار دارند، منصف و صادق باشیم. بنابراین، تاجران مسلمان می آموزند که رفتار اخلاقی داشته باشند و خائن نباشند و از دوستیها سوء استفاده نکنند. مسلمانان نباید فعالیت تجاریشان را تنها بخاطر سود انجام داده و اختیار از کف دهند. در عین حال مسلمانان ملزم هستند به کار و تولید بپردازند و تنبل و بی حاصل نباشند. در نتیجه علی[17] (2005) اینگونه توضیح می دهد که اخلاق کاری اسلاهیم بعنوان وظیفه، چراغ راه نیازهای اشخاص است و برای برقراری تعادل در زندگی اجتماعی و شخصی یک فرد، ضروری است. قرآن کریم چنین می فرماید: « همه انسانها براساس رفتارها و اعمالشان درجه بندی می شوند». (سوره انعام،آیه 132). این جمله نشان می دهد هر سیستمی که فاقد جو اخلاقی و معنوی مناسب باشد بر سیستم نظارت (حاکمیت) به طور مناسب اثر نخواهد گذاشت. بنابراین، همانند سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، بحث بالا بر این نکته تاکید دارند که خلاقیت تجارت اسلامی، شفافیت، عدم تناقض و تساوی در برابر قانون را ارتقا می دهد(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
تصمیم گیری از منظر قرآن
قرآن مجید به روشنی ما را به اصولی راهنمایی می کند که بر زندگی مسلمانان حاکم است. این اصول، از روزهای اول شکل گیری دولت اسلام برای مسلمانان گردآوری شد. مفهوم اخلاقی حاکمیت شرکتی، اهمیت کلی و وسیعتری را در اسلام درنظر میگیرد. بعد نظارت (حاکمیت) در همه نمودهایش، اساساً درباره تصمیم گیری است. اخلاقیات اسلامی تصمیم گیری، نه تنها با نظارت مقامات مافوق موافق است. بلکه همچنین نقش مسئولیت پذیری را برای انجام تعهداتی نسبت به اشخاص و گروه های فراتر از سهامداران، صاحبکاران، سرمایه گذاران، فروشندگان، مشتریان، کارمندان تحت تاثیر بخشش معنوی و مذهبی می گستراند. یک کارمند انتظار دارد که داشن خود را برای شکل گیری و پیاده سازی دیدگاه های سازمانی به اشتراک بگذارد. رویه های مشاوره ای باید به کار برده شود تا همه گروه ها از جمله سهامداران، فروشندگان، مشتریان و کارگران تحت تاثر قرار گیرند(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
اسلام، انسانها را بعنوان امانتداران خدا در همه وضعیتها درنظر می گیرد. امانت نهایی در اختیار خداست که مالک غایی هرچیزی در جهان است. مسلمانان یاد میگیرند تا رابطه خوبی با افراد مافوق، ارباب رجوع و مدیریت برقرار و آن را تقویت کنند و با رفتارهای الهی و قوانین خدایی منطبق باشند. این نشان میدهد که موسسه های اسلامی، تصمیم گیری را به روشهای وسیعتر و متفاوتتری نسبت به موسسههای مرسوم انجام می دهند و در آیات زیادی از قرآن مجید و احادیث می توان این نکات را مشاهده کرد:«و در کارها با آنها مشورت کن، سپس وقتی تصمیم میگیری به خدا توکل کن» (سوره آل عمران، آیه 159)
« و کسانی که پروردگارشان را اجابت کرده اند و نماز برپا می دارند و کارهایشان را با مشورت با یکدیگر انجام می دهند و از آنچه به آنها روزی کرده ایم اتفاق می کنند». (سوری شوری، آیه38)
آیات بالا بر مشورت و اشخاصی که با آنها مشورت می کنیم، تاکید دارند. بهترین طرفهای مورد مشورت افرادی هستند که خدا را اجابت می کنند و از او می ترسند و می توانند عدالت منصفانه متقابل و با اهمیت برابر با همه برخورد کنند. پس، این آیات، این موضوع را روشن میسازند که «زندگی حقیقی، در مشورت متقابل، صبر و شکیبایی و توکل بر خداوند است». اسلام، مسلمانان را به کار جمعی آزادانه و جوانمردانه در رسیدن به تصمیمهای صحیح، تشویق می کند.اسلام همچنین، میخواهد تا همه گروه ها در تصمیم گیری شرکت کنند(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
افشا و شفافیت
در اقتصاد اسلامی، پاسخگویی باید به افشا و شفافیتی منصفانه و صحیحی بینجامد. پاسخگویی، قبل از هرچیز نسبت به خداست. مفهوم بنیادین پاسخگویی اسلامی، این باور را در ما ایجاد می کند که همه منابع برای افراد به شکل امانت دردسترس قرارداده می شوند. بنابراین، افشای صحیح حقایق مالی و اطلاعات صحیح باید آزادانه در دسترس استفادهکنندگان است. این امر، منجر به پرداخت زکات دقیق خواهد شد که پایه سوم اسلام است. دقت در عمل، جنبه ای از انصاف می باشد و این می تواند در تصمیم گیریهای تجاری و اقتصادی به ما کمک کند. این اصل، یکی از اصول اخلاقی نیرومند در سیستم حسابداری اسلامی است و به ارتقای افشای مناسب و شفافیت در هر معامله تجاری، کمک می کند(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
دفترداری و ثبت حساب نهایی (قطعی)
دین اسلام، معامله تجاری را که اطمینان دهنده معاملات مالی منصفانه و درست بین همدیگر و پاسخگویی نهایی به خداوند است، تشویق می کند. قرآن به ما رفتار اخلاقی را برای سروکار داشتن با این اصل نشان می دهد.
« ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که تعهدی را تا مدت معینی ( بخاطر گرفتن وام یا داد و ستد) به یکدیگر بر عهده گرفتید، آن را بنویسید و باید نویسندهای (سند آن را) در میان خودتان به عدالت بنگارد». (سوره بقره آیه 282).
« و اگر در حال سفر هستید و نمیتوانید نویسندهای را بیابید، وثیقه ای بگیرید و اگر برخی از شما برخی دیگر را امین شمرند (وثیقه نگرفت) آن کس که امینش شمردهاند باید امانت خود را ادا نماید و هر که آن را کتمان کند، قبل او گناهکار است و خدا بر هر چه میکنید آگاه است». (سوره بقره آیه 283).
« ما باید ترازوهای عدالت را برای روز حساب قرار دهیم و به هیچ نفسی ظلمی نمی شود و اگر وزنی به اندازه دانه خردل هم وجود داشته باشد، آن را به حساب می آوریم و حسابرسی همه آنها برای ما کاری ندارد» ( سوره انبیاء آیه 47)
این آیات به روشنی دستور می دهند که مبادلات در هر معامله تجاری باید به وسیله فرد عادلی که دارای رفتار اخلاقی متعادلی باشد و بتواند نسبت به همه گروه ها انصاف را رعالیت کند نوشته شود. بعلاوه، این نشان میدهد که تجارت باید با روش منصفانه و صادقانهای صورت بگیرد. دارایی ها نباید غصبی باشند و باید به روش قانونی کسب شوند. بنابراین، هر معامله مالی باید در ترازنامه ذکر شود و به طور کتبی هر دارایی غیرقانونی، ممنوع است.
از بحثهای بالا می توان چنان نتیجه گرفت که خط مشی تجارت اسلامی و تجارت مربوط و امور بازرگانی، باید به صورت صادقانه و منصفانه انجام شوند. خلیفه[18] (2003) بیان می کند که ویژگیهای متمایز اقتصاد اسلامی، الهی بودن، اخلاقی، انسانی و متوازن بودن است.
مقایسه اصول حاکمیت شرکتی اسلامی با اصول سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
برای مقایسه اصول اسلامی در زمینه حاکمیت شرکتی اسلامی با اصول سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، کوششی صورت گرفته است که در جدول شماره 1-8 بیان شده است(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).
جدول شماره2-2: مقایسه اصول حاکمیت شرکتی اسلامی با اصول سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 12:49:00 ق.ظ ]
|