طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد شرح مشکلات دیوان خاقانی هفت ترکیب بند بلند شرح نشده- فایل ... |
![]() |
توضیحات :
عصا و لشکر جادو: فرعون ساحران را خواست تا با موسی به معارضه بپردازند ، ایشان عصاهای خود را افکندند و عصای آنان به صورت اژدها درآمد ، آن گاه موسی به نام خدا عصای خود را به زمین افکند ، اژدهایی شد و عصاهای دیگر را فرو برد ، ساحران به سجده افتادند و به پروردگار یکتا ایمان آوردند. (خزائلی، ۱۳۷۱: ۶۲۱)
۲۴ - به ترک نفس گوی ار خاصهی عشقیکه زشـتآیـد
رفیـق بولهـب بودن، طریق مصـطفی رفتـن
واژگان: مصطفی: برگزیده، لقب حضرت رسول اکرم ، محمّد مصطفی. (معین)
شاهد: از مصـــاف بولهــب فعـــلان بپیچـانـــم عنــــان
چون رکاب مصطفی شــد مأمن و ملــجای مــن
(خاقانی، ۱۳۸۸: ۳۲۴)
معنی و مفهوم: اگر نشان عشق داری باید خواهشهای نفس را کنار بگذاری؛ زیرا زشت است که به عشق تعلق داشته باشی و از هوای نفس پیروی کنی؛ این به آن میماند که رفیق ابولهب باشی و بخواهی از طریق پیامبر(ص) پیروی کنی.
آرایههای ادبی : تلمیح به ماجرای دشمنی ابولهب با پیامبر (ص). شاعر نفس و عشق را مقابل هم قرارداده و همچنین ابولهب و مصطفی(ص)(آرایهی مقابله).
بیت یادآور این بیت حافظ است:
در ایـــن چمـــن گــل بــیخـــار کــس نچیــد ، آری
چــراغ مصطــفوی بـــا شـــرار بولهبــی اســت
(حافظ، ۶۲ : ۱۳۷۹)
توضیحات :
بولهب : بولهب کنیدی یکی از اعمام پیغمبر است و نام اصلی او « ابوالعزی » بوده، ابولهب و زوجهاش با پیغمبر سخت دشمنی میورزیدند و سورهی (تبت یدا ابی لهب) دربارهی او و زوجهاش نازل گردیده است. علّت عداوت شدید ابیلهب را محققین جدید ناشی از آن میدانند که زن ابولهب « ام جمیل » خواهر ابوسفیان بوده و چون ابوسفیان در آن زمان ریاست قریش را داشت و تثبیت مقام حضرت محمّد(ص) ریاست او را به مخاطره میانداخت؛ تمام خانوادهی ابوسفیان طبعاً میبایست کمر به خصومت پیغمبر بندند و از نشر تبلیغات وی تا سر حدّ امکان ممانعت کنند. (خزائلی ، ۱۳۷۱ : ۹۰)
۲۵- مـدار عـالـم خلقـت، مـراد خـلقت آدم
قـوام مـرکـز سفـلی، امـام حضرت اعظم
واژگان: مدار: دور زدن،گردش کردن، آنچه که شئ بر آن میگردد.(معین) سفلی: پایینتر، پستتر .(معین)
معنی و مفهوم: حضرت محمّد( ص ) مدار و نقطهی اتکای آفرینش و هدف خلقت حضرت آدم است. اوست که به پا دارندهی این جهان و پیشوای بارگاه بلند مرتبهی خداوند بزرگ است.
آرایههای ادبی : مدار و مراد جناس و قلب بعض .
بند سوم:
کلمات قافیه: راه ، ماه ، بارگاه و …
حروف اصلی قافیه : ا ه
حرف روی : ه
حروف الحاقی : ندارد
ردیف : آنک
۲۶ - اگر پای طلـب داری قـدم در نه ،کـه راه آنـــک
شمـار رهنمایان را قلم درکـش،که مـاه آنـک
واژگان: آنک: کلمهای است دال بر اشاره به دور اعم از مکان و زمان، مقابل اینک. (فرهنگ لغات) قلم درکشیدن: قلم زدن، خطکشیدن، محو کردن ، از میان بردن چیزی را. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهوم: اگر قصد طلب عشق و ارادهای قوی برای پوییدن راه داری، قدم بردار(قدم در راه بگذار) که راه آن جا آماده است. در طریق عشق تمام راهنمایان را نادیده بگیر؛ زیرا معشوق آشکارا آماده است و نیازی به راهنمایی دیگری نیست .
آرایههای ادبی: پای طلب اضافهی اقترانی . قلم درکشیدن کنایه از محو و باطل کردن . قدم در نهادن کنایه از به راه افتادن و به کاری اقدام کردن. ماه استعاره از پیامبر(ص) که منبع نور و هدایت است.
۲۷ - نخست از عاشقی خود را به راه جست او گـم کـن
که خود زآنجا ندا آیدکه ای گمگشته ، راه آنک
معنی و مفهوم: در طریق عاشقی گام نخست آن است که خود را در راه طلب دوست ناچیز انگاری و گم کنی؛ چرا که از جانب دوست ندا خواهد آمد که ای(عاشق) گم گشتهی من، راه آن جاست . (از راه عشق تو را راهنمایی خواهند کرد)
۲۸ - به سـربازی تــوان دیــدن بســاط بارگــاه او
اگر داری سـر ایـن سـر، درِ آن بارگـاه آنـک
معنی و مفهوم: فقط با جانفشانی و گذشتن از خود میتوان بساط بارگاه باشکوه معشوق حقیقی را مشاهده کرد. اگر قصد و عزم رسیدن به معشوق و قدرت گذشتن از جان را داری درِ آن بارگاه ، آن جا آماده است .
آرایههای ادبی: سر اول در مصراع دوم مجاز از قصد به علاقهی حال و محل ، از آن جا که سر، جایگاه قصد و اندیشه است .
۲۹ - سری چه بود؟ برو دربـاز کانـدر کـوی وصــل او
سری را صد سر است و هر سری را صد کلاه آنک
شاهد: سـر بنه کاینجا سری را صد ســر آیـد در عــوض
بلــکه بر ســر هر ســــری را صــد کلاه آیـــد عطا
(خاقانی، ۱۳۸۸: ۱)
معنی و مفهوم: سر و جانِ ناقابل چیست؟(در مقابل معشوق ارزشی ندارد) آن را برای معشوق درباز ؛ چرا که در گذرگاه وصال او هر سر به اندازهی صد سر بها مییابد و برای هر سر، صد کلاه آماده و مهیّاست. (سربازی در کوی عشق سبب سروری می شود)
آرایههای ادبی: کوی وصل اضافهی تشبیهی ، واج آرایی حرف «س».
۳۰ - تو را چون عشق او پذرفت دعوی دو عـالـم کـن
کـه بر تحقیـق این دعـوی، قبـول او گـواه آنـک
واژگان: تحقیق: درست کردن، رسیدن، بررسیدن ، پژوهیدن .(معین)
معنی و مفهوم: چون عشق معشوق حقیقی تو را پذیرفت ، ادعای دو جهان کن و دم از دو عالم بزن (هر دو از آن توست) که برای تأیید ادعای تو قبول و پذیرش معشوق، گواهی راستین است .
آرایههای ادبی : عشق استعاره مکنیه از نوع تشخیص .
۳۱ - چـو دار الملـک جانت را به مُهـر مِـهر او بینـی
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 01:20:00 ق.ظ ]
|