منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله سبک شناسی داستان «بیوتن» رضا امیرخانی- فایل ۱۰ |
![]() |
* این جور گندیدنها را هم با کار ژنتیک و مادهی پریزِروِتیو نمیشود تیار کرد! ۳۷۵
* چون ارمیا شده است موزع گوشت حلال . ۳۸۷
* … و انگار کند پشتِ هزارچمِ چالوس در یک جادهی فرعی خستهگی در میکند. ۴۰۸
* خوشحال است از اینکه شب در جایی بیتوته کرده است. ۴۲۴
* بعدتر پوشش درختان تنکتر میشوند و زمینِ زیرِ پا مفروش میشود از گل صد تومانی!
* … زیرِ درختِ زبان گنجشک جوانی آمریکایی با بدنِ عور از جا میپرد. ۴۲۵
* مثل مادر بزرگ ارمیا… پیر و فرتوت …. ۴۷۴
نقش اعداد و نحوهی استفاده از آن ها
در این کتاب ، اعداد نقش مهمی در بیان مطلب و القای مفاهیم دارند. داستان در جایی اتفاق میافتد که همه چیز در پول خلاصه میشود، و نویسنده برای پررنگ کردن و تاکید این مطلب به اشکال گوناگون از اعداد بهره برده و سعی کرده بیشتر، مکانهایی را برای شخصیتها برگزیند که نام عدد دارند،
* تکرار زیاد ۲۵ سنت ، هم به صورت عدد و هم حروف . خصوصا در صفحه ۱۹
* تکرار پنج دلار ، باز هم به دو صورت. در صفحات ۱۹ و ۲۰
*حالا منگ هستی وخسته از ۲۰ ساعت پرواز مداوم ۲۱
* اگر ۳۰ بار هم به انگلیسی می گفتم خیابان ۵م، این ارمیا نمیفهمید ۳۴
* مسجدِ جامعِ اهلِ سنت در تقاطع سی و هشت. ۴۲
* ما خداحافظی میکنیم و میرویم سمتِ داج ۹۹ ۴۷
* با شش باند ماشین رو. بزرگ و روشن. ۵۱
* من توی کاندومینیوم روبهرویی زندهگی میکنم. یونیت دوازده، طبقهی چهارم. ۵۲
* یک استدیوفلت پنجاه متری. ۵۳
* جانی ضبطِ صوتِ بزرگِ دو باندهاش را نیز باخود پایین آورده است. ۶۰
* و من –ارمیا معمر-جمعی گردان بیست و چهار لشگر ده سیدالشهدا هنوز در کاندوی شماره دوازده کاندومینیوم پلاک بیست، ایستادهام و ویلای شماره نوزده را میپایم .
ص ۱۰۵
* البته اگر باس شیفت شب اعتیاد به باد وایزر چهاردرصد نداشت. ۱۱۵
* یک آدم گنده بک دویست کیلویی ۱۲۳
* بارفلایها برای میاندار یک شیشه جانی واکر رد لیبل چهل و سه درصد –سه تا گیلاس میآورند. ۱۲۷
* حالا همه توی دیسکو ایستادهاند و با شش و هشت ایرانی میرقصند. ۱۲۹
* یک آبجوی اسلامی، ماء الشعیر صفر درصد توی گیلاس برایم آورد. ۱۳۳
* پایین کنارِ خیابانِ صد و سی ام …. ۱۵۳
* زن و مردهایی شش میلیون دلاری بود. ۱۵۳
* از آنجا بایستی میانداختند توی بزرگراه چهل و میرفتند به سمت نیومکزیکو. ۱۸۹
* نیمهی پر یعنی عشق کن از های وی ۴۰ و اوکلاهما سیتی و… ۱۹۲
* گفتهایم گور بابای «هزار دستان»! ۲۰۴
* تا اذانِ صبحِ نیویورک: ۳ ساعت و۲۰ دقیقه. تا اذانِ صبحِ لسآنجلس: ۵ ساعت و ۵۰ دقیقه. تا اذانِ ظهرِ توکیو: ۲۴ دقیقه. تا اذانِ مغربِ دهلی: ۳ ساعت و ۳۵ دقیقه. تا اذانِ مغربِ تهران: ۱۱ دقیقه. تا اذانِ صبحِ نیویورک: ۳ ساعت و ۱۹ دقیقه… ۲۱۲
* همانجایی که سپاه با فیلهایی به قاعدهی تی هفتاد و دو میخواستند خرابش کنند.
۲۱۵
* … چسبیده به اسپیدلیمیت، هفتاد مایل پر، میراند. ۲۱۸
* دم غروب مبشود که میرسد به خیابان سی و چهار. کنار تقاطع خیابان پنجم، ورودی پارکینگ امپایراستیت است.
* یادش میآید که همهی سکههایش را نبش خیابان سی و هشت به جانی داده است تا از خیر چهار پاوند گوشت غیر حلال بگذرد. ۲۲۱
* به شلوار شش جیب ارمیا نگاه میکند. ۲۴۸
* جایی مسلط به های وی ۷۸ . ۲۸۰
نویسنده جایی هم برای توضیح و ترجیح اعدد بر اسامی با نگاهی منتقدانه اینگونه مینویسد:
- اما «حوصلهام نمیکشد که در بحثشان شرکت کنم. به اسامی خیابانها فکر میکنم. حسن عدد در این است که با انقلاب و جنگ و خیانت و اختلاس و.. لازم نیست رنگ بیاوری و پاکش کنی. آرمیتا میگوید: خیابان ۵م همیشه خیابان ۵م است. این ما هستیم که تغییر میکنیم. تغییر میکنیم مثل خیابان پهلوی و مصدق و ولی عصر! » ص ۳۹
این ویژگی در فصل دوم بسیار پررنگتر است. به این صورت که اعداد۲ و۵ ومضرابهای آنها (یا ترکیبهایی از این اعداد) به کرات آمده است. این تکرار گاه با حروف و گاهی به زبانهای مختلف بیان میشود:
- فصل ۲ و فصل پنج ، در تمام این فصل بارها تکرار میشود بخصوص در صفحه ی ۲۹
* گیو می ا فایو« Give me a five یک پنج به من بده! » ۴ بار صفحات ۲۹- ۳۰ و۳۱
* از پشت پنجره ، شیشه ی دوم هر کدام ۳ بار ص ۳۰
* الاهی خدا به حق پنج تن نگه دارت باشد ۳ بار ص ۳۱ و ۳۲
* خمسه خمسه بیش از ۱۱ بار صفحات ۳۱، ۳۲ و۳۳
* خدا الاهی به حق پنج تن سفر همه را سلامت کند ص ۳۲
* پنج تا پنج تا ۳۲
* شارع الخامس ۳۳
* ۳۰ بار هم می گفتم… ۳۴
* خیابان ۵م ۶ بار صفحات ۳۴،۳۶ و۳۹
* فیفث اونیو « Fifth avenue» ۴بار صفحات ۳۴، ۳۷ و۴۰
* ۱۲ سال است ۳۵
* هر پنج نفرشان ۳۵
* کربلای پنج ۵بار ۳۸، ۳۹
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 11:08:00 ب.ظ ]
|