پروژه های پژوهشی در مورد نقد ساختارگرایانۀ فیلمنامه های علی حاتمی- فایل ۱۶ |
![]() |
۱-۲- جا به جایی فعل: تقدیم یا جابجایی فعل یکی از خصوصیات کلام عامیانه به شمار میرود که در متن فیلمنامهی سوتهدلان به وفور مشاهده میشود. از آنجایی که شخصیتهای فیلمنامه همگی از عوام جامعه هستند، این ویژگی کلامی در گفتگوهای سراسر فیلنامه دیده میشود. در زیر، نمونههایی از این تقدیم یا جابهجایی را ذکر میکنیم:
* «دواچی: اگه کلّهات باد نداشت، سال سرهنگیت بود امسال، بعد از اون تودهنی که خوردیم همهمون، طبو رها کردم.» (۵۸۶)
* «مجید: ما که دنیامون شده آخرت یزید، کیه ما رو ببره روضه…» (۵۸۸)
* «آقازاده خانم: دختر زائیدم واسه مردون، پسر بزرگ کردم واسه رندون، خودم موندم سفیل و سرگردون.»(۵۹۰)
* «فروغ: سروکلّهاش پیدا میشه الآنه، جایی رو نداره بره، شب رفته هیئت، صبحی مونده، نونو شیرشو بخوره.»(۶۰۳)
* «کریم: پیرمرد قوز کرده بود تو پوستینش، نون ریز میکرد واسه گنجیشکا، یه مشت استخون بود، اما سرنخ ههمون دست اون بود.»(۶۰۵)
۲-۲- تلفظ نادرست کلمات: در فیلمنامه، نمونههایی از تلفظ نادرست برخی از واژگان و عبارات وجود دارد که، گاه بر زبان اشخاص داستان جاری میشود؛ این نکته در نمایش سطح دانش شفاهی شخصیتهای داستان و بیاطلاعی آنان از اصل و گونهی درست آن واژگان و عبارات، بسیار مفید است.در زیر مثالهایی از این غلطهای شفاهی را بیان میکنیم:
* «آقازاده خانم: … زندگیشو گذاشته پای یه برادر ناتنی که جاش دارالمجّانینه.»(۵۷۸)
درست: دارالمجانین.
* «… بگو میمونه حبیب، حبیب هم باید قوم و خویش و یار و غار و کس و کار اون باشه…»(۵۸۰)
درست: یارِ غار.
* «دواچی: کجایی یار موافق، شلاقخور پوستکلفت بند باسواتا.»(۵۸۶)
درست: باسوادها.
* «مجید: تو قصّهی دختر زرگر و پسر پادشاهو بلتی.»(۵۹۱)
درست: بلدی.
* «دکتر: خاطرخواهی به من و تو نیومده، پاشو، انقدر لقد به بخت خودت نزن….»(۵۹۲)
درست: لگد.
* «فروغ: من که دربند حروم و حلالش نبودم، دربند اَن کهدِ آقام نبودم،…»(۶۰۵)
درست: اَنکحتُ.
۳-۲- حذف افعال: حذف افعال در جملات، یکی دیگر از نکاتی است که در عامیانه کردن زبان شخصیتها نقش بسزایی دارد. از ویژگیهای زبان گویندهی عامی این است که به جای جملات بلند و لفاظیهای زیاد، سعی میکتد، جملات کوتاه را برای بیان منظور خود برگزیند. حذفهای افعال فیلمنامهی سوتهدلان که با قرینههای لفظی و معنوی و حتی بی قرینه صورت پذیرفته اند، در نشاندادن گرایش زبان عامیانه به تلخیص جملات، مؤثر است. برای مثال:
* «جورابچی: پنجاه تا رو وعده گرفتیم، ای صد تام بیدعوت میان.
حبیب: با ریخت و پاش و بچه، دویست تا حساب کنین. آقای جورابچی، بهسلامتی [مراسم]کی[است]؟
جورابچی: شب جمعه و روز جمعه و شنبه، عقد و عروسی و پاتختی. (حذف فعل ربطی «است» از سه جمله)
حبیب: چه سعادتی[است]، چه ساعتی[است]، خوشموقع[است]، چه شبی[است]، شب اول ماه[است]، بهشادی[باشد].
جورابچی: یه دونه پسره و همه آرزودار[هستند]، دخترهام غریبه نیس، از طایفه خانومه.
حبیب: ایشاالله به شادی[باشد]، کارت چاپ کردین؟
جورابچی: یادم رفت تقدیم کنم، بفرمائین.
حبیب: مرحمتتون کم نشه، والله من که گرفتارم، واسه مجیده، تو هر مجلسی که ظرف میدیم، باید بره، خواه عزا[باشد]، خواه عروسی[باشد].»(مجموعه آثار علی حاتمی:۵۶۸-۵۶۷)
حذف قسمتهایی از واژگان، در تلفظ و کاربرد «ه» متصل بهجای شناسۀ فعل از دیگر ویژگیهای زبان عامیانۀ متن است؛ برای مثال:
* مجید: واسه من جمعه جمعۀ آقامه، خواه، مرده، خواه زنده، جَخ تقلید مرده جایزه، آقا میگه بالا منبر، بکی اینو. (مجموعه آثار علی حاتمی: ۵۷۵)
* دکتر: مثِ(مثل) دختر فرنگیا(فرنگیها) رات(راهت) نمیبرم، که میبرم، اتاقت از اتاقای گراند هتل مشتیتر نیست که هست، دیگه چه مرگته استرویلیامز خانوم؟ پاشو جونم، دکتر ماشینو کوت کرده آجیل و شیرینی، بریم(برویم) آب کرج یه بادی بهت بخوره، غمباد میگیری آخه… . (مجموعه آثار علی حاتمی: ۵۹۲)
-
- کاربرد کنایات و اصطلاحات عامیانه:یکی دیگر از ویژگیهای سبکی فیلمنامهی سوتهدلان، وجود اصطلاحات، کنایات عامیانه و کوچه بازاری فراوان است.اصطلاحات و کنایاتی مانند:
«جَخ»(۵۷۷)، «مزلّف»(۵۷۷)، «وقوقصاحاب»(۵۸۰)، «غمباد»(۵۹۲)، «هَلِ پوک»(۶۰۱)، «چُسان فِسان»(۵۹۲)، «سگسال»(۵۹۱)، «بِکی»(۵۷۵)، «جونم مرگ شده»(۶۰۶)، «الدرم بلدرم»(۵۹۸)، «جون به جون کردن»(۵۹۲)، «تون به تون افتاده»(۵۷۷)، «غمبرک گرفتن»(۶۰۳)، «جوون برزخکن»(۵۸۹)، «شلنگتخته»(۵۷۳) و ….
-
- کاربرد جملات کوتاه و خبری:وجود افعال فراوان در این فیلمنامه سب کوتاهی جملات آن شدهاند. اغلب این جملات خبری هستند و از واو ربط برای اتصال و طولانی نمودن آنها به ندرت استفاده شده است.
* دواچی: مرگ آدمیزاد از فهمیدنه، لازم نیست بفهمه زنک کیه، با، با یکیشون وعده کن هفتهای یه دفعه بیاد خونه، مثل قضای حاجت، شبای جمعه که آقازاده خانومو زنای خونه میرن خونه خواهرت روضه.
حبیب: به مجید بکم زنکو استالین از طیّاره انداخت پائین.
دواچی: بگو شبای جمعه میاد خونه رو بپاد، مجیدم که با اهل خونه حرف نمیزنه که حکایت آشکار شه. دواش اینه، زن، نسخۀ دواچی، یه واسطهرو میشناسم که چیزای خوبی تو دست و بالشه، واسۀ بالا مالاها میبره. خبرش میکنم، میبینی کار ما تو این ملک به کجا کشید آخر، پااندازی. (مجموعه آثار علی حاتمی: ۵۸۶)
-
- جمله ها و عبارات آهنگین:«علی حاتمی» در مقام فیلمنامهنویس، اغلب روایات خود را به زبانی ساده بیان میکند و برای جلب توجه بیننده و برانگیختن تحسین او، به زبانآوری و صنعتگری و آرایش کلام میپردازد و از لغتها و ترکیبهای فخیم، مصنوع و مطنطن استفاده میکند؛ بی آنکه در نظرآورد گویندهی این لغات و ترکیبها کیست. در «سوته دلان» نیز، این مورد مشاهده میشود. نمونههایی از این صنعتگری و زبانآوریها را در قهرمان داستان، «مجید»، با آن وضعیت ذهنی مشاهده میشود؛ آهنگ کلام و غرابت ترکیبها و طنطنهی الفاظ در تک گوییهای او باعث شگفتی مخاطب میشود:
* «پنزر خنزره. توپ داغونم نمیکنه، چش شیطون کر، توپ توپم، این مال و منال مفتی همچی هلو برو تو گلو گیر نیومده، حاصل یه عمر جوب گردیه، آقامون ظروفچی بود، خودمون شدیم جوبچی، جوبچی، آقا مجید ظروفچی جوبچی، هه هه هه میخ زنگ زده، زنجیر زنگ زده، تارزان زنگ زده، ساعت زنگ زده، حواستو ضرب کن، جمع کن، حواستو ضرب کن، جمع کن، ساعت زنگ زده، دیگه زنگ نمیزنه، چون زنگاشو زده، داداش حبیب، ما داداشیم، از یه خمیریم، اما تنورمون علیحده است، تنور شما عقدی بود، مال ما تیغهای صیغهای، کلهی شماها شد عینهو نون تافتون گرد و تلمبه قلمبه، کلهی ما شد عینهو نون سنگک. خوب شد بربری نشدیم… آقا مجید. تافتونیا، اون طرفیا، اون وریا، همونایی که بعد از چلهی آقات تورو انداختن تو این اتاق یه دری، همهی این ثروتو ضبط میکنن.» (مجموعه آثار علی حاتمی: ۵۷۶)
نمونهای دیگر از عبارتهای آهنگین را در زیر از زبان «فروغالزمان» میآوریم:
* «فروغ: شما حرومم کردین، من که دربند حروم و حلالش نبودم، دربند اَن کَهدِ آقام نبودم، مهر شما به دلوم بود و کلوم خدا به لبوم، حبیبالله، بذارین، بذارین یکیام باکره یائسه بشه، امروزم که پاشدم، دست کردم حافظو از سر بخاری ورداشتم، فال گرفتم، این غزل دراومد:
ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
حافظ دروغم نمیگه، همشهریمه، همدردومه، از وقتی قدوم به سر طاقچه رسید، سر طاقچه یه قرآن دیدم، یه حافظ، حالا دستمو دراز میکنم، اونور طاقچه.» (مجموعه آثار علی حاتمی: ۶۰۵)
-
- تکرار: یکی دیگر از ویژگیهای سبکی فیلمنامهی سوتهدلان در حوزهی زبانی، تکرار مطلب واحد، در جملههایی دیگر، به شکل متفاوت، است. این تکرار که بلافاصله پس از مطلب موردنظر صورت میپذیرد، معمولاً برای تأکید بر مطلب نخست به کار میرود. در زیر نمونههایی از این تکرار را میآوریم:
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 10:53:00 ب.ظ ]
|