ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد نفوذ اسرائیل در جمهوری آذربایجان و تاثیر آن بر امنیت ... |
![]() |
استراتژی اسرائیل در توسعه روابط با کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را میتوان در قالب سیاستهای پیرامونی این رژیم از ابتدا تا تاکنون تعریف کرد. در بیان ساده این سیاست، میتوان نظر بن گوریون، اولین نخستوزیر اسرائیل را مطرح نمود. وی براساس آموزه اتحاد پیرامونی، معتقد بود که سیاست خارجی اسرائیل باید متکی بر کشورهای پیرامونی و غیرعرب باشد. زیرا اسرائیل به جهت اینکه در محاصره کشورهای غربی قرار دارد، امکان توسعه روابط سیاسی و اقتصادی با همسایگان را ندارد و لذا باید با کشورهای پیرامونی ارتباط برقرار کند.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، برخلاف سیاست خارجی اسرائیل که بر بعد نظامی بیشتر تاکید داشت، سیاست خارجی اسرائیل در این منطقه با اتخاذ خط مشی دوستانه و براساس همکاریهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی همراه شده است.[۴۲]
فعالیتهای اسرائیل در ابتدا، در چارچوب سرمایهگذاری در این کشورها و باز کردن بازارهای جدید برای تجار یهودی بود اسرائیل برای بدست گرفتن شریانهای اقتصادی بین جمهوریها، ضمن پشتیبانی مادی و معنوی از یهودیان ساکن این کشورها، تعدادی از کارشناسان اقتصادی و سیاسی و آموزش دیده و اهل منطقه را که قبلا به فلسطین مهاجرت کرده بودند به شهرهای مهم این کشور فرستاد و آنها با خرید ساختمان ها و زمین های مرغوب، تاسیس شرکتهای تولیدی و صنعتی، فعالیت در بخش کشاورزی و سیستم آبیاری و … به تدریج شریان های اقتصادی کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را در دست گرفته وسپس در زمینههای فرهنگی و سیاسی در این منطقه شروع به فعالیت کردند.
آویگدور لیبرمن، وزیر زیر ساختها در دولت اسرائیل در اوایل ژوئیه ۲۰۰۱ به همراه عدهای از بازرگانان اسرائیلی برای گسترش روابط تجاری و اقتصادی از قزاقستان، ازبکستان و گرجستان بازدید و زمینه را برای دیدار نخستوزیر وقت اسرائیل،آریل شارون، از قزاقستان فراهم کرد. این هیات، آسیای مرکزی را به علت داشتن منابع طبیعی ارزشمند، کارگران ماهر و ارزان قیمت، از بهترین مناطق سرمایهگذاری اسرائیل نامید. همچنین از نظر این هیات، آسیای مرکزی و قفقاز بازار مناسبی برای صادرات کالاهای تخصصی از قبیل ماشینآلات، مواد شیمیائی و پلاستیکی بود. این هیات همچنین اعلام کردند که اسرائیل به دلیل داشتن روابط سیاسی و اقتصادی مناسب با ایالات متحده، اتحادیه اروپا، کانادا و … توانایی آن را دارد که زمینه حضور کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را در بازارهای جهانی فراهم آورد.[۴۳]
روشن است که اسرائیل نمیتوانست بدون کمک گرفتن از برخی عوامل منطقهای و بینالمللی در حضور و نیز بسط نفوذ خود در این منطقه به موفقیت دست پیدا کند. بنابراین، اسرائیل با کمک گرفتن از عوامل داخلی و خارجی توانست حضور پررنگتر در این منطقه داشته باشد. منظور از عوامل داخلی مجموعه امتیازها و ویژگیهایی است که اسرائیل در جمهوری های منطقه از آن برخوردار است و عوامل خارجی نیز به بازیگران قدرتهای خارج از منطقه مانند آمریکا اشاره دارد که کمکهای زیادی به اسرائیل برای دستیابی به اهداف خود کردند.[۴۴]
از سوی دیگر باید به این نکته اشاره کرد که، به دنبال فروپاشی شوروی و مشکلات فراوان پیشروی جمهوریهای تازه استقلال یافته، رهبران دولتهای جدید این جمهوریها برای غلبه بر مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود تلاش فراوانی کردند و از آنجا که اقتصاد مهمترین مشکل این جمهوریها به شمار میآمد، خواهان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی از هر جای ممکن بودند. به این ترتیب، این کشورها از کمکهای اقتصادی اسرائیل استقبال کردند و اسرائیل نیز از این فرصت و موقعیت به بهترین وجه بهره برد.
وجوه مشترک جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز نیازمندیهای مشترکی را برای این جمهوری ها ایجاد کرد که برخی از آنها مورد توجه اسرائیل قرار گرفته بود. این وجوه مشترک بطور خلاصه عبارتند از:
- رکود ضعف اقتصادی و تکنولوژیک
- وجود منابع طبیعی: نفت، گاز، اورانیوم و طلا
- بازار بزرگ مصرف با جمعیتی درحدود ۷۰ میلیون نفر(جمعیت آسیای مرکزی حدود ۵۳ میلیون نفر و قفقاز حدود ۱۷ میلیون نفر)
- آسیای مرزکی و قفقاز پس از ایالات متحده و اسرائیل سومین مرکز تجمع یهودیان به شمارمیروند و ترویج تفکرات صهیونیستی میتواند از بسط و نفوذ اسلام در این جمهوریها جلوگیری کند.
- از میان بردن سازشناپذیری سیاسی، مذهبی و تاریخی میان کشورهای اسلامی و اسرائیل[۴۵]
بنابراین ملاحظه میشود اسرائیل تلاش کرده با بهرهگیری از عوامل اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در جمهوریهای تازه استقلال یافته نفوذ کند.
بطور کلی دوگونه ویژگی و عامل در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، زمینه حضور طیف وسیعی از دولتهای خارجی از جمله اسرائیل را دراین منطقه پدید آورده است: ۱) بدلیل ظرفیتهایی که از موقعیت جغرافیایی و طبیعی نشات میگیرد، برای مثال می توان به منابع عظیم انرژی (به خصوص نفت و گاز) منابع معدنی و موقعیت ژئوپلیتیک این کشورها اشاره کرد. این منطقه با توجه به ذخایر فراوان نفت و گاز، در آینده، کشورها و شرکتهای بسیاری را متوجه خود خواهد کرد و میتواند از مناطق مهم صادر کننده انرژی در جهان به شمار رود.
۲- عامل دیگر، مشکلاتی هستند که اغلب از سیاستها و عملکرد شوروی نشات گرفته و یا آثار طبیعی استقلال جمهوریها بودهاند. از جمله میتوان به وضعیت نامطلوب اقتصادی و بحرانهای منطقهای و داخلی اشاره کرد.[۴۶]
با توجه به ویژگیهای مطرح شده، اسرائیل پتانسیلها و جذابیتهایی برای جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز ایجاد کرده که این کشورها نیز نیازمند بهرهگیری از این امکانات شدند:
الف) کشاورزی پیشرفته: اسرائیل در صدور مرکبات، سبزیجات، طیور و تخممرغ به اکثر کشورهای دنیا به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکا موفقیتهای عمدهای بدست آورد. پس از فروپاشی شوروی، با توجه به اهمیت کشاورزی و دامداری در این جمهوریها و کاستیهای موجود، مشارکت در بخشهای کشاورزی و دامداری از زمینه مهم همکاریهای دو جانبه اسرائیل و جمهوریهای منطقه بوده است.
ب) صنعت و تولید: تولید به ویژه برای صادرات، یکی از اجزای اصلی تولید ناخالص داخلی اسرائیل را تشکیل میدهد. از جمله صادرات اسرائیل به این منطقه میتوان به صادرات محصولات شیمیایی، رایانهای و الکترونیک،نساجی و صنایع غذایی اشاره کرد.
ج) منابع معدنی و انرژی: این کشور طرحهایی به منظور قطع وابستگی به نفت، که بیشتر از خاورمیانه یا با هزینه بالاتر از مناطق دورتر فراهم میشد، اجرا کرد. تغییر الگوی مصرف از نفت به زغال سنگ و نیز بهرهبرداری وسیع از انرژی خورشیدی به دلیل شرایط جغرافیایی مناسب و تکنولوژی پیشرفته، از مهمترین اقداماتی است که در این زمینه انجام شده است. بنابراین، امروزه اسرائیل خود به یکی از قطبهای صادر کننده تکنولوژی بهرهبرداری از انرژی خورشیدی تبدیل شده است.[۴۷] رهیافت عملگرایانهای که اسرائیل در قبال این کشورها اتخاذ کرده، آنها را متقاعد کرده است که اسرائیل میتواند به عنوان یک کشور دمکراتیک با مهارتهای بالای تکنولوژیک، در تبدیل این جمهوری ها به کشورهای مدرن و توسعه یافته موثر باشد. به علاوه در بسیاری از این کشورها اسرائیل به عنوان دروازه جهان غرب و به خصوص آمریکا شناخته میشود.
در میان کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز کشور جمهوری آذربایجان،با توجه به موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن بر سر راههای غرب و شرق از اهمیت ویژهای برای اسرائیل برخوردار میباشد. که در این بخش به بررسی روابط دو جانبه اسرائیل و جمهوری آذربایجان میپردازیم.
۳-۲- اهداف و ابزار اسرائیل در گسترش نفوذ در جمهوری آذربایجان
اسرائیل با توجه به نزدیکی جمهوری آذربایجان به ایران نگاهی استراتژیک به توسعه حوزه نفوذ و گسترش روابط با جمهوری آذربایجان داشته و این امر را با برنامهای دقیق و فارغ از تبلیغات در حال پیشروی دارد. این در حالی است که روند فزاینده گسترش حضور رژیم صهیونیستی در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، تجاری، سیاسی و امنیتی جمهوری آذربایجان رفته رفته ابعاد جدیدی مییابد.
اهداف اسرائیل از گسترش روابط با جمهوری آذربایجان را میتوان بصورت زیر خلاصه کرد.
۱) بهرهبرداری از یهودیان آذربایجان به عنوان جامعهای که میتوان به وسیله آنها در نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آذربایجان نفوذ کرد تا یهودیان به عنوان حافظان منافع اسرائیل در آن کشور فعالیت کنند. روزنامه ینی آذربایجان وابسته به ارکان حاکمیت، چاپ باکو مورخ ۲/۲/۱۳۸۳ طی اعلام خبری با عنوان مراسم یادبود ۶ میلیون یهودی کشته شده در جنگ جهانی دوم، به مراسمی اشاره میکند که توسط مرکز فرهنگی سفارت اسرائیل، با حضور مقامات رسمی و روسای جوامع یهودی آذربایجان و خارج از آن کشور با سخنرانی سفیر اسرائیل برگزار شد که در این مراسم متن پیام الهام علی اف به ملت یهود نیز قرائت شد.
۲) استفاده از تهدیدهای مشترک و دو جانبه و چند جانبه و توسل به ترفندهای سیاسی و تبلیغاتی به عنوان مثال بزرگ نمایی تهدید ایران و اسلامگرایی در آذربایجان و منطقه.
۳) به کارگیری ابزارها و شیوههای فرهنگی: برگزاری فستیوال فیلم اسرائیل در باکو و همچنین برپایی نمایشگاههای کتاب برای کودکان و بزرگسالان به مناسبتهای مختلف. برگزاری تورهای بازدید از اسرائیل توسط آژانس سخونت و وابسته فرهنگی اسرائیل در باکو با هزینههای سفارت اسرائیل جهت آشنایی جوانان مسلمان آذری با صنعت، پیشرفت و توسعه دمکراتیک جامعه اسرائیل و انتقال تجربیات به آذریها، تاسیس جمعیت دوستی جوانان آذربایجان و اسرائیل با هدف توسعه بخشیدن به ارزشهای تاریخی ملی و معنوی میان دو ملت، در حالی که در عمل هیچ گونه تاریخ مشترکی میان مردم یهودی رژیم صهیونیستی و آذربایجان وجود نداشته است.[۴۸]
۴- بهرهگیری از اختلافات داخلی جمهوری های سابق شوروی، مانند اختلاف جمهوری آذربایجان و ارمنستان به عنوان ابزاری جهت توسعه و نفوذ خود در این کشورها.
۵- بهرهبرداری از احساسات قومی و ملیگرایی: برای مثال در سال ۱۹۹۲ که ابوالفضل ایلچی بیگ با تمایلات و گرایش های ضد ایرانی، رهبری جبهه خلق آذربایجان را در دست داشت، از حمایتهای بیدریغ اسرائیل برخوردار شد. اسرائیل از یکسو با برانگیختن و تشدید احساسات ملیگرایانه در جمهوری آذربایجان سعی در گسترش و تعمیق این جریان و از سوی دیگر بازداشتن از حضور ایران در این جمهوری دارد. طی کنفرانسی که در سال ۱۹۹۵ از سوی ملیگرایان آذری تحت عنوان ایران و مساله جمهوری آذربایجان در دانشگاه باکو برگزار شده بود، برنداشافر، استاد مدعو از دانشگاه تل آویو طی سخنانی اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران نسبت به جمهوری آذربایجان سیاست خصمانه و ستیزهجویانهای دارد، چرا که مقامات ایران وجود دولتی مستقل چون جمهوری آذربایجان را برای خود خطری بالقوه میدانند. وی در ادامه افزود: وضعیت اقلیتها در ایران وخیم بوده و سطح زندگی آنها به خصوص آذریها بسیار پایین است و اتحاد دو آذربایجان شمالی و جنوبی میتواند کارگشای مشکلات آنها باشد. زبان مادری ۳۰ میلیون آذری در ایران به جهت حاکمیت فارس ها رشدی نکرده است.[۴۹]
۶) جذب نخبگان اقتصادی و سیاسی این کشور: میتوان به کمکها و مساعدتهای مالی این رژیم چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم به برخی احزاب و روزنامهنگاران این کشور اشاره کرد. وظیفه این جراید نزدیک کردن نظر مقامات کشور و افکار عمومی مردم آذربایجان به اسرائیل است و از سوی دیگر این احزاب و گروه ها وظیفه تبلیغات ضدایرانی و اسلامی را در جمهوری آذربایجان برعهده دارند.
۷) بهرهبرداری از عوامل و عناصر کشورهایی نظیر آمریکا و ترکیه: اسرائیل جهت تحکیم موقعیتش در جمهوری آذربایجان از امکانات و توانمندیهای آمریکا و ترکیه نیز سود میبرد. اسرائیل جهت حفظ امنیت سرمایههای خود در جمهوری آذربایجان و عدم ایجاد حساسیت در داخل جمهوری و کشورهای همسایه سعی نموده تا برخی از فعالیتها و کالاهای صادراتیاش را با پوشش و علامت شرکتهای ترکیهای به آذربایجان صادر کند.
۸) بهرهبرداری از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل اقتصادی اسرائیل در راستای بازسای اقتصاد داخلی و استفاده از نفوذ اسرائیل در بازارهای منطقهای و جهانی .
۹) یکی دیگر از اهداف اسرائیل، تامین بخشی از نیازهای استراتژیک یعنی نفت مورد نیاز خود از طریق خط لوله باکو- تفلیس- جیحان است که با امتداد این خط به بندر جیهان ترکیه در کنار دریای مدیترانه اسرائیل با احداث یک خط لوله زیرگذر از دریا و با حمل نفت توسط نفتکشها ، این منابع را به بندر حیفا و اشدود هدایت خواهد کرد.
یکی از اهدافی که به طور جدی در دستور کار رژیم اسرائیل در ارتباط با جمهوری آذربایحان قرار گرفته است اقدام به لابی سازی است که در این فرایند مراحل زیر در حال اجراست:
الف) سازماندهی یهودیان داخل جمهوری آذربایجان
ب) متشکل کردن یهودیان با اصالت آذری که به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کردهاند.
ج) ایجاد پیوند میان آنها و به تبع آن تشکیل سازمانی بزرگتر.
طی تلاشهای سالهای گذشته، رژیم اسرائیل موفق گردیده تا یهودیان آذری مهاجر به سرزمینهای اشغالی را در قالب مجمع جهانی اسرائیل – آذربایجان سازماندهی کرده و زمینه عملیاتی یک سلسله اقدامات و برنامههای دیگر در آذربایجان را فراهم سازد. این ایده از سوی جابن یودا آبراموف نماینده یهودی پارلمان آذربایجان مبنی بر ایجاد همکاری میان جمعیتهای آذربایجانی ترک با جمعیتهای یهودی و با حمایت کمیته دولتی امور آذربایجانیهای دنیا مطرح گردید.[۵۰]
آنچه مسلم است اینکه ایجاد و فعالسازی چنین مشکلاتی برای رژیم اسرائیل اهمیت بسیار بالا و حیاتی دارد. اهدافی که در راستای تاسیس این تشکیلات تعقیب میگردد به دو دسته قابل تقسیم است:
۳-٣- جایگاه و اهمیت جمهوری آذربایجان در سیاست خارجی اسرائیل
جمهوری آذربایجان در شرق منطقه قفقازجنوبی در کنار ساحل غربی دریای خزر واقع شده، از جنوب با ایران، از غرب با جمهوریهای گرجستان و ارمنستان و ترکیه و از شمال با روسیه (جمهوری خودمختار داغستان) هم مرز است، جمهوری آذربایجان با دارا بودن ۴۶ درصد از مساحت قفقاز جنوبی، بزرگترین کشور این منطقه می باشد.[۵۱]
اسلام دین اکثریت مردم جمهوری آذربایجان را تشکیل میدهد. با این وجود، ادیان در نظام سیاسی این کشور نقشی ندارند و مطابق قانون اساسی سیاستهای دولت مبنی بر دستیابی به یک دولت سکولار است.[۵۲]
اهمیت جمهوری آذربایجان برای اسرائیل بیش از آنکه به دلیل مساله یهودیان ساکن در آن کشور و یا مساله انرژی باشد، بیشتربه خاطر موقعیت ژئوپلیتیک آن است.
از سوی دیگر، به این نکته نیز میتوان اشاره کرد که سیاست خارجی اسرائیل همواره تحت تاثیر موقعیت ژئوپلتیک آن، اختلافات اعراب و اسرائیل و مشکل پذیرش موجودیت و مشروعیت آن توسط جامعه جهانی بویژه دولتهای عرب بوده است. در این راستا دو اصل کلی،سیاست حضور و خروج از انزوای سیاسی و دپلماتیک، از ابتدا الگوی رهبران اسرائیل بوده است و براین اساس اندیشه ائتلاف منطقه ای در دستور کار سیاستمداران اسرائیل قرارگرفت. چنانچه بن گوریون در پی ایجاد یک اتحاد خاورمیانهای شامل کشورهای غربگرا بود. این استراتژی که پیمان میثاق حاشیهای نامیده میشد براین اصل استوار بود که سیاست خارجی اسرائیل باید متکی بر کشورهای پیرامون و غیرعرب باشد. جمهوری آذربایجان با توجه به ویژگیهایی که برشمردیم، یکی از این کشورها محسوب میشود و با توجه به موقعیت جغرافیایی از اهمیت ویژهای در سیاست خارجی اسرائیل برخوردار است.
اسرائیل یکی از اولین کشورهایی بود که استقلال آذربایجان را در سال ۱۹۹۱ به رسمیت شناخت و از ابتدای استقلال این کشور، سعی در توسعه روابط خود داشته است. هر چند که در دوران شوروی سابق نیز مقامات اسرائیل با دولتمردان آذربایجان ارتباطات مهمی برقرار کرده بودند،اما استقلال جمهوری آذربایجان و نقشی که این کشور میتوان در آینده معادلات منطقهای و جهان بازی کند سبب شد اسرائیل به سرعت و با بهره گرفتن از ابزارهای مختلف سعی در توسعه دامنه نفوذ خود براین کشور کند. سخنان لیبرمن وزیر خارجه اسرائیل مبنی براینکه، جمهوری آذربایجان یک کشور استراتژیک برای اسرائیل میباشد، یک کشور مسلمان و تامین کننده مهم انرژی و مکانی برای سرمایهگذاران اسرائیلی، گویای اهمیت این کشور در سیاست خارجی اسرائیل میباشد.[۵۳]
الف- اهداف رسمی و آشکار
۱) انجام وظایف سفارت آذربایجان درسرزمینهای اشغالی تا زمان گشایش رسمی آن در اسرائیل
۲) متحد ساختن کلیه آذری – یهودیهای ساکن اسرائیل و ایجاد هماهنگی در فعالیت یهودیان با اصالت آذری مقیم اسرائیل
۳) برقراری روابط رسمی با کشورهای اسلامی غیرمخالف با رژیم صهیونیستی
۴) ایجاد قرابت و نزدیکی بیشتر میان آذربایجانی ها و یهودیان
۵) تلاش برای برقراری روابط هر چه نزدیکتر بین دو طرف در زمینه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.
۶) تحکیم هرچه بیشتر روابط دوستی فرهنگی و کاری و هم پیمانی دو کشور
۷) گسترش و توسعه همکاری با سازمانهای یهودی فعال در کشورهای جهان از جمله در آمریکا.
ب- اهداف غیر آشکار و اعلام نشده
سازماندهی گروههای نفوذ اخیر یکی از اقدامات استراتژیک و درازمدت صهیونیسم در آذربایجان است. در فرایند این اقدام، رژیم صهیونیستی اهداف بسیار با اهمیتی را دنبال می کند که از جمله آنها میتوان به محورهای زیر اشاره کرد:
۱) تلاش برای جایگزینی ایدئولوژی قومی – ملی (پان ترکیسم و پان آذریسم) به جای باورهای دینی (شیعی) از جانب رژیم صهیونیستی؛ در این رابطه تلاش رژیم صهیونیستی برای بزرگنمایی خطر ایران به عنوان عامل تهدید مشترک به عنوان تابعی از متغیر ذکر شده و اظهارات متعدد مقامهای رژیم صهیونیستی قابل تامل است.
۲) ممانعت از روند گسترش حوزه فکری و گسترده جمعیتی اسلامی – شیعی در آذربایجان و منطقه قفقاز؛در این رابطه یهودیان صهیونیست عملیات رخنه و نفوذ را در ارکان تاثیرگذار مثل کمیته دولتی امور سازمانها و تشکلهای دینی آذربایجان را نیز آغاز کردهاند.
۳) پدید آوردن نسل جدید آذری – اسرائیلی و به دنبال آن تربیت و پروراندن گروه نخبگان ترک یهودی در یک فرایند میان مدت با هدف در اختیار گیری مدیریت کلان جامعه آذربایجان و ارکان قدرت در این کشور.
۴) ایجاد یک فرایند مطالعاتی و پژوهشی در ارتباط با تاریخ، موسیقی، صنایع دستی و حتی امور ورزشی آذربایجان در قالب مجمع بینالمللی اسرائیل – آذربایجان. این امر نشانگر وجود اهداف درازمدت جمعیت شناختی و روانشناختی یهودیان صهیونیست در آذربایجان است.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:50:00 ق.ظ ]
|