کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



هوش هیجانی از سوی بعضی از پژوهشگران برای توصیف توانایی هایی به کار رفته که برخی از جنبه های شخصیت را نشان میدهند. مایر و سالوی و کاروسو(۱۹۹۷) مدل توانمندی را از مدل مختلط هوش هیجانی متمایز کردند. مدل مختلط شامل طیف وسیعی از متغیرهای شخصیتی است که در تضاد با مدل توانمندی مایر و سالوی بوده و کاملاً شناختی می باشد. یک وجه کاملاً متفاوت این دو مدل، تفاوت میان مفهوم “صفت” و ” پردازش اطلاعات” هوش هیجانی است. این وجه تمایز در دیدگاه های مختلف سنجش و تعاریف عملیاتی که از سوی نظریه پردازان مدل مختلط و توانمندی بیان شده نیز نمایان است. مفهوم “صفت” هوش هیجانی با شاخصهای بین موقعیتی رفتار نظیر همدلی، جرأت و خوشبینی ارتباط دارد؛ در حالی که مفهوم “پردازش اطلاعات” مربوط به توانایی هایی نظیر توانایی تشخیص و ابراز هیجان میباشد. مفهوم “صفت” ریشه در چارچوب شخصیتی دارد که از طریق پرسشنامه های خودسنجی که رفتار خاصی را می سنجند، اندازه گیری میشود( بار- آن، ۱۹۹۷؛ سالوی، مایر، گلمن، تروی و پالفی، ۱۹۹۵).
دانلود پایان نامه
این دیدگاه در بررسی هوش هیجانی تحت الشعاع متغیرهای شخصیتی نظیر همدلی و تکانشی بودن و نیز ساختارهایی که همبستگی بالقوه با آنها دارند مانند انگیزش، خودآگاهی و امیدواری قرار میگیرد؛ در حالی که دیدگاه “پردازش اطلاعات” بیشتر بر بخشهای سازنده هوش هیجانی و رابطه آن با هوش سنتی متمرکز می باشد(بار-آن و پارکر، ۲۰۰۰).
۲-۱-۶- مدل های هوش هیجانی
۲-۱-۶-۱- مدل توانایی هوش هیجانی سالووی و مایر
پیتر سالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که واژه هوش هیجانی را در سال ۱۹۹۰ ابداع کردند. از آن زمان بر روی اهمیت این سازه تحقیق های انجام شد. نظریه هوش هیجانی، ایده های کلیدی مربوط به هوش و هیجان را با هم ترکیبکرده است. از نظریه هوشاین ایده برداشتمی شود که هوششامل توانایی انجام استدلال انتزاعی است( مایر و سالووی و کاروسو، ۲۰۰۲). تصور مایر و سالووی از هوش هیجانی پایه ای برای مدل های هوش می باشد. از این روست که برای تعریف هوش هیجانی در محدوده معیارهای استاندارد برای یک هوش جدید، رقابت هایی وجود دارد( مایر و همکاران، ۲۰۰۳). بر اساس مدل مایر و سالووی(۲۰۰۳) هوش هیجانی شامل دو ناحیه است، تجربی (توانایی دریافت پاسخ و دستکاری اطلاعات هیجانی بدون فهمیدن ضرورت آن) و راهبردی (توانایی فهمیدن و تنظیم هیجانات بدون درک ضروری احساسات خوب) که هر ناحیه نیز به دو شاخه تقسیم می شود( مجموعا چهار شاخه). شاخه نخست، ادراک هیجانی شامل توانایی خودآگاهی هیجانی و بیان هیجانات و نیازهای هیجانی به صورت صحیح به دیگران است. ادراک هیجانی همچنین شامل توانایی برای تمایز قایل شدن بین تجارب هیجانی درست از نادرست است. شاخه دوم، درون سازی هیجانی عبارت از توانایی برای تمایز قایل شدن بین هیجانات مختلف است که یکی احساس کردن و دیگری توانایی تشخیص هیجانات می باشد( استیس و براون، ۲۰۰۴). شاخه سوم، فهمیدن هیجانی، عبارت از توانایی فهمیدن هیجانات پیچیده(از قبیل احساس دو هیجان در یک حالت) و توانایی برای تشخیص تغییر از یکی به دیگری است. نهایتاً شاخه چهارم، مدیریت هیجانی، عبارت از توانایی متصل کردن یا جدا کردن یک هیجان از هیجان دیگر در یک موقعیت معلوم شده می باشد( مایر و سالووی، ۱۹۹۷).
۲-۱-۶-۲- مدل مختلط هوش هیجانی بار– ان
مدل بار- ان از هوش هیجانی به داشتن استعداد برای عمل کردن و موفقیت در عملکرد مربوط می شود و این موضوع فرایند مدار است تا نتیجه مدار( بار- ان، ۲۰۰۲). این موضوع بر روی تعدادی از توانایی های هیجانی و اجتماعی تمرکز دارد که شامل توانایی آگاه شدن و بیان خود، توانایی ارتباط داشتن با دیگران، توانایی رسیدگی به هیجانات قوی، و توانایی سازگاری با تغییرات و حل مسایلی می باشد که دارای ماهیت اجتماعی و شخصی هستند(بار-ان، ۱۹۹۷). در مدل بار- ان، پنج مؤلفه هوش هیجانی مطرح شده که عبارتند از: مؤلفه درون فردی، بین فردی، توانایی سازگاری، استرس مدیریت و خلق عمومی. در بین این مؤلفه ها، خرده مؤلفه هایی وجود دارد که در جدول زیرنشان داده شده است(بار- ان، ۲۰۰۲). بار- ان فرض کرده که افراد دارای هوش هیجانی بالاتر از متوسط، در برخورد با خواسته ها و فشارهای محیطی بیشتر موفق هستند. او همچنین خاطر نشان می سازد که کمبود هوش هیجانی می تواند به معنی کمبود موفقیت و وجود مشکلات هیجانی باشد. به طور کلی بار- ان بیان می کند که هوش هیجانی و هوش شناختی به صورتی برابر در هوش کلی فرد سهیم هستند و از این رو، شاخصی از استعداد فردی برای موفقیت در زندگی را پیشنهاد می کنند(بار- ان، ۲۰۰۲).
۲-۱-۷- مدل ترکیبی هوش هیجانی
مدل گلمن چهار ساختار اصلی هوش هیجانی را به تصویر می کشد. نخست، خودآگاهی که عبارت است از توانایی خواندن هیجانات خود و تشخیص تأثیراتشان در حالی که از احساسات باطنی به عنوان راهنمایی برای تصمیم گیری استفاده می شود. خود نظم دهی سازه دوم است که شامل هیجانات شخصی و تکانه ها و سازگاری با تغییرات موقعیتی است. ساختار سوم آگاهی اجتماعی است که شامل توانایی احساس، فهمیدن و تحت تأثیر قرار دادن هیجانات دیگران است و شبکه های اجتماعی را شامل می شود. نهایتاً مدیریت روابط چهارمین سازه است که مستلزم توانایی برای منبع الهام بودن، متأثر ساختن و رشد دیگران است و با نظم دادن تعارض دارد(گلمن، ۱۹۹۸). گلمن بخشی از مهارت هیجانی را در داخل هر یک از ساختارهای هوش هیجانی قرار داد. مهارتهای هیجانی استعدادهای ذاتی نیستند اما نسبتاً ظرفیتهای آموخته شده اند که باید روی آنها کار شود به گونه ای که تا رسیدن به عملکرد برجسته گسترشیابند. گلمن معتقد استکه افراد باهوش با هیجانی کلی متولد می شوند که استعداد بالقوه آنها را برای یادگیری مهارت های هیجانی مشخصمی سازد. سازماندهی مهارت ها تحت سازه های مختلف، تصادفی نیست یا به نظر می رسد که آنها در شاخه های گروهی که همدیگر را حمایت و تسهیل می کنند قرار داشته باشند(بویاتزیر، گلمن و دی، ۱۹۹۷).
۲-۱-۸- چگونگی آموزش در کودکی
والدین باید بیشتر از هر چیز به فکر داشتن اطلاعات درباره احساسات و هیجانات باشند. باید محیطی را ایجاد کرد که همه به بیان احساسات خود بپردازند. از بچه خواسته شود احساسات خود را نقاشی کند و یا به زبان بیاورد. احساس امنیت و فضای حمایتی نیز به این روند کمک خواهد کرد. واقعیت آن است که کودکان، هیچ‌گاه آنچه را که شما می‌گویید، انجام نمی‌دهند، اما همیشه در پایان آنچه را که شما انجام می‌دهید به انجام می‌رسانند. بنابراین، پیش از اینکه ما به کودک خود فکر کنیم که چگونه می‌توانیم، هوش هیجانی او را پرورش دهیم یا هیجان‌های او را مدیریت کنیم، بهتر است، ابتدا به فکر فراگیری روشهایی برای مدیریت هیجان‌های خود باشیم، آنگاه خواهیم دید که آنها چطور می‌توانند، عواطف و احساس‌های خود را مدیریت نمایند. برای پرورش هوش هیجانی و اجتماعی در فرزندان خود، نباید منتظر بمانیم که تنها خود آنها با ما ارتباط برقرار کنند. بلکه ما نیز باید محرکی برای برقراری ارتباط با آنها باشیم. هرچند این سخن، به این معنا نیست که آنها قادر به برقراری ارتباط نیستند. زیرا آنها درست از زمانی که به دنیا می‌آید، بدون اینکه هیچ کلمه‌ای را بشناسند، می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. والدین با صحبت کردن، مکث کردن، توجه کردن به بیان احساسها و هیجان‌های نوزاد و کودک خود، دادن فرصت تمرین هیجانها به او در محیط بازی، ارائه الگوی تقویت و مشاهده‌ای و نوازشگری می‌توانند، سنگ بنای ارتباط اجتماعی و پرورش هوش هیجانی را در کودکان بنا کنند(امیری نیا، آقا زاده، ۱۳۹۳).
۲-۱-۹- اهمیت هوش هیجانی در زندگی
به اعتقاد برخی صاحبنظران هوش هیجانی در زندگی اهمیت زیادی داشته و می توان حداقل برخی از مشکلات زندگی بشر امروزی را با هوش هیجانی حل نمود( گلمن، ۱۹۹۵ به نقل از علیزاده، ۱۳۸۴). هوش هیجانی نقش بالقوه در زندگی عادی افراد دارد. به طور کلی انتظار می رود افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند نتوانند با حوادث فشارزای زندگی سازگار شوند و بنابراین واکنشهای افسرده وار بیشتری از خود نشان می دهند، در حالی که افراد دارای هوش هیجانی بالا پاسخهای سازشی و انطباقی بیشتری نسبت به وقایع منفی زندگی از خود نشان داده و با رویدادهای زندگی برخورد مستقیمی دارند( نوری و نصیری، ۱۳۸۳). بررسی ها نشان داده اند که هوش هیجانی هم مستقیم و هم غیر مستقیم با تاثیر گذاری بر متغیرهای چون سلامت روان و ویژگی های شخصیتی باعث افزایش کیفیت زندگی افراد می شود(حیدری پور و همکاران، ۱۳۹۲). پژوهش های بسیاری موید آن است که هوش هیجانی تاثیر بسزایی را در افزایش کیفیت زندگی، رضایتمندی شغلی و فراهم آوردن زندگی با آسودگی بیشتر دارد.(معدنکار، ۱۳۹۲؛ متقی، ۱۳۹۲؛ کلانتری، ۱۳۹۰؛ کوکو ، ۲۰۱۱).
۲-۱- ۱۰- عوامل مؤثر در هوش هیجانی
سالووی توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریات گاردنر در مورد استعدادهای فردی ، قرار می‌دهد و این توانایی‌ها را به پنج حیطه اصلی بسط می‌دهد.
شناخت عواطف شخصی: خود آگاهی- تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می‌کند- سنگ بنای هوش هیجانی است. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی وادراک خویشتن، نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی در تشخیص احساسات واقعی، ما را به سردرگمی دچار می‌کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می‌توانند زندگی خویش را هدایت کنند. این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می‌گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.
به کار بردن درست هیجان ها : قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی و مهارت عاطفی است که بر حس خود آگاهی متکی می‌باشد و شامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب‌ها، افسردگی‌ها یا بی حوصلگی‌های متداول و پیامدهای شکست، است. افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، به طور دایم با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می‌توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارنند.
برانگیختن خود: برای جلب توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان‌ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست یابید. خویشتن داری عاطفی- به تاخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانش‌ها -زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است. توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در کار، انجام هر نوع فعالیت چشمگیر را میسر می‌گرداند. افراد دارای این مهارت، در هر کاری که بر عهده می‌گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود.
شناخت عواطف دیگران: همدلی، توانایی دیگری که بر خود آگاهی عاطفی متکی است ، “مهارت ارتباط با مردم” است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواسته‌های دیگران است توجه بیشتری نشان می‌دهند. این توانایی، آنان را در حرفه‌هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می‌سازد.
حفظ ارتباط ها :بخش عمده‌ای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است، مانند صلاحیت یا عدم صلاحیت اجتماعی و مهارت‌های خاص لازم برای آن. اینها توانایی‌هایی هستند که محبوبیت، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می‌کنند. افرادی که در این مهارت‌ها توانایی زیادی دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز می‌گردد بخوبی عمل می‌کنند، آنان ستاره‌های اجتماعی هستند.
البته افراد از نظر توانایی‌های خود در هر یک از این حیطه‌ها، با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما برای نمونه در کنار آمدن با اضطراب‌های خود به طور کامل موفق باشیم، اما در تسکین دادن نا آرامی‌های دیگران چندان کار آمد نباشیم. بدون شک، زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، عصب است اما مغز به طرز چشمگیری شکل پذیر است و همواره در حال یادگیری است.
سستی افراد را در مهارت‌های عاطفی می‌توان جبران کرد: هرکدام از این حیطه‌ها تا حد زیادی نشانگر مجموعه‌ای از عادات و واکنش هاست که با تلاش صحیح، می‌توان آنها را بهبود بخشید(پارسا، ۱۳۸۹).
۲-۲- تنظیم هیجانی
یکی از موضوعاتی که در طی دو دهه ی گذشته تلاش و توجهات تجربی و نظری فراوانی را به خود جلب کرده است، بحث هیجانات است. این علاقه و توجه تا حدی میتواند به دلیل نقشی باشد که هیجانات در رفتارهای بیرونی (فردی) ایفا مینماید. نظریه پردازان و دانشمندان مختلف تعاریف متعددی از هیجان ارائه داده اند ،اما در مجموع میتوان گفت که هیجان رویدادی پیچیده و چند بعدی است که منجر به آمادگی برای عمل میشود(پکرون،گاتزوپری ۲۰۰۵). پژوهش های تجربی در مورد هیجانات با مطالعات روان تحلیل گران در مورد ساز و کارهای دفاعی آغاز گردیده است و بامطالعه در مورد عوامل موثر بر هزینه های فرد در کنار آمدن با موقعیت های استرس زا توسعه یافته است (اچنر و گراس، ۲۰۰۸). اما تنظیم هیجانی سازه ای است که به تازگی به وسیله ی محققان مورد مطالعه قرار گرفته است.این سازه به فرایندهایی که حالات هیجانی را کنترل میکند، اشاره دارد و عبارت است از فرایند کنترل حالات هیجانی به وسیله ی تعدیل شدت و زمان تجارب هیجانی، لذا این تنظیم ممکن است شامل سرکوب، تشدید یا حفظ هیجان باشد (فوسکا، ۲۰۰۸).
تنظیم هیجانی ، وجه ذاتی گرایش های پاسخ هیجانی است(آمستادتر، ۲۰۰۰). در واقع تنظیم هیجانی به اعمالی اطلاق می شود که به منظور تغییر یا تعدیل یک حالت هیجانی به کار می رود. در متون روانشناختی، این مفهوم اغلب به منظور توصیف فرایند تعدیل عاطفه منفی به کار رفته است. هرچند تنظیم هیجان می تواند در برگیرنده فرایندهای هشیار باشد، الزاما نیازمند آگاهی و راهبردهای آشکار نیست(گروس و مونز، ۱۹۹۵).
همچنین گفته شده تنظیم هیجان شکل خاصی از خودنظم بخشی است(تیس، براتس وسکی، ۲۰۰۸). و به عنوان فرایندهای بیرونی و درونی دخیل در بازبینی، ارزشیابی و نیز تعدیل در ظهور، شدت و طول مدت واکنش های هیجانی تعریف شده است(تومپسون، ۱۹۹۴). که در سطح ناهشیار، نیمه هوشیار و هوشیار به کار گرفته می شود(می یر، سالووی، ۱۹۹۵). تنظیم هیجانی ممکن است برای به راه انداختن،افزایش دادن، حفظ کردن یا کاهش دادن هیجانهای مثبت و منفی در پاسخ به اتفاقات محیطی، نقش ایفا کند؛ زیرا فرایندهای فیزیولوژیکی، رفتاری و تجربی را تحت تأثیر قرار میدهد(پاروت ۱۹۹۳، به نقل از چمبرس، گالون و آلن ۲۰۰۹). در واقع تنظیم هیجانی هم شامل فرایندهای پایین به بالا (ادراکی) مانند ارزیابی وهم شامل فرایندهای بالا به پایین (شناختی) مانند حافظه ی فعال و کنترل ارادی توجه میباشد (بل و ولف ۲۰۰۴). لذا تنظیم هیجانی را میتوان به عنوان فرایندهای فیزیولوژیکی، رفتاری و شناختی تعریف کرد که افراد را به تنظیم تجربه و بیان هیجانها قادر مینماید(گروس و تامپسون ۲۰۰۷؛ گروس ۱۹۹۹). تنظیم هیجانی یک فرایند محوری برای همه ی جنبه های عملکرد انسان است و نقش حیاتی ای در شیوه هایی که افراد با تجارب استرسزا مقابله میکنند و شادی را تجربه میکنند، ایفا میکند. تنظیم هیجانی دلالتهای بالینی مهمی دارد، روشهایی که افراد هیجانهایشان را مدیریت کنند، عملکرد روانشناختیشان را (مثل مشکلات بیرونی و مشکلات درونی ) متأثر میسازند صفات مختلفی با تنظیم شناختی هیجان رابطه دارد از جمله این صفات، صفات مرزی یا اختلال شخصیت مرزی می باشد. نتایج تحقیقات قبلی نشان دادند که افراد دارای اختلال شخصیت مرزی از نظر تنظیم هیجانی مشکل دارند(شولتز، دی مس، کروگر، برگر، فلیسچیر و پری هان، ۲۰۱۰).
بیماران مرزی معمولا در حل تعارض مشکل دارند(پوسنر، روسبارت، ویزیتا، لووی، اوانس، توماس و کلارکین، ۲۰۰۲). بعلاوه آنها حساسیت زیادی نسبت به محرکهای منفی از خودشان نشان می دهند(هرپزتز، گرتزر، استین می یر، موهلبور، اسچرکنس و هس، ۱۹۹۷). مشکلات اجتماعی بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی به ناتوانی آنها در تنظیم شناختی هیجان بر می گردد(لین هان ،۱۹۹۸). نتایج تحقیقات قبلی نشان می دهند بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی از نظر تنظیم هیجانی مشکل دارند و سطح فعالیت دستگاه لیمبیک مغزشان بیشتر می باشد(نیی تفلد و شماهل، ۲۰۰۹). از دیگر ویژگیهای روانشناختی که با تنظیم شناختی هیجان رابطه دارد رفتارهای تکانشی می باشد. رفتارهای تکانشی که در برخی رویکردها، رفتارهای مخاطره آمیز نیز خوانده می شود به عملکردهای گفته می شوند که اگر چه تا اندازه ای با آسیب یا زیان احتمالی همراهند، امکان دستیابی به گونه ای پاداش را نیز فراهم می کنند( اختیاری، سفری، اسماعیلی دجاوید، عاتف وحید، عدالتی و مکبری، ۲۰۰۸). این رفتارها باید دارای سه عامل زیر باشند: الف) برگزیدن یک گزینه از میان چند گزینه با پاداش احتمالی، ب) همراهی یکی از گزینه ها با احتمال پیامد ناگوار و ج) روشن نبودن احتمال پیامد ناگوار در زمان رخداد رفتار (لین و چیرک،۲۰۰۰). بسیاری از مردم در زندگی روزمره دست به رفتارهای تکانشی می زنند( مولر، بارات، داوقرتی، اچمزتز و سوان، ۲۰۰۱).
تکانشگری طیف گسترده ای از رفتارهای است که روی آن کمتر تفکر شده، به صورت رشدنایافته برای دست یابی به یک پاداش یا لذت بروز می کنند، از خطر بالایی برخوردارند، و پیامدهای ناخواسته قابل توجهی را در پی دارند(ایوندون ،۲۰۰۱). بررسی متون و مطالعات روانشناختی نشان می دهد که تنظیم هیجان، عامل مهمی در تعیین سلامتی است. عدم تنظیم هیجانی با اختلالات درون ریزمانند افسردگی، اضطراب و ….و نیز با اختلالات برون ریز نظیر بزهکاری و رفتارهای پرخاشگرانه ارتباط دارد(ایزنبرگ، کومبرلند، اسپین راد، ف بیس،ری یزر، مورفی، لوسویا و گوتریک، ۲۰۰۱). ونیز مولفه های تنظیم شناختی هیجان قوی ترین مولفه ها در پیش بینی رفتارهای تکانشگری دانش آموزان سویسی شناخته شد(آکرومنت،لیندن،۲۰۰۷). همچنین افرادی که در بیان و کنترل هیجانات به صورت کارآمد عمل می کنند میزان خشم در آنها نسبت به سایر گروه ها کمتر می باشد(موسس، کووک و گروس، ۲۰۰۷). مطالعه اسلیک و همکاران در سال ۲۰۰۳ نشان داد نوجوانانی که دارای هیجانات ناپایدار و منفی هستند و در کنترل هیجان به صورت ناکارآمد عمل می کنند میزان اختلالات رفتاری نظیر خشم در آنها بیشتر دیده می شود(سیلک، استینبرگ و موریس، ۲۰۰۳). نتایج مطالعه لوپس، نیزلک، اکسترمرا، هرتل، فرناندز-بروکال، اسوتز و سالووی(۲۰۱۱) نشان داد دانشجویانی که از نظر تنظیم هیجان مشکل دارند میزان مناقشه و درگیری با دیگران در آنها نسبت به سایر گروه ها بیشتر می باشد.
بین سبک های تنظیم هیجان شناختی سازگار؛ تمرکز مجدد مثبت، ارزیابی مجدد مثبت و تمرکز دوباره بر برنامه ریزی با پرخاشگری، استرس و اضطراب رابطه معکوس وجود دارد اما رابطه سبک های تنظیم شناختی ناسازگار با پرخاشگری، استرس و اضطراب مثبت می باشد (گارنتفسکی،کریج،۲۰۰۶ ؛ مارتین و داهلن، ۲۰۰۵). زاهد, قلیلو, ابوالقاسمی و نریمانی(۱۳۸۸) در یک بررسی به راهبردهای تنظیم هیجان در سوء مصرف کنندگان مواد پرداختند که نتایج این تحقیق نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان در مقابله با سوء مصرف مواد نقش مثبتی ایفا می کند. حیدری, احتشام زاده و حلاجانی(۱۳۸۹) در مقاله ای نشان دادند که بین اضطراب امتحان و تنظیم هیجانی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین بین تنظیم هیجانی، فراشناخت و خوش بینی با اضطراب امتحان رابطه چندگانه وجود داشت. نتایج این بررسی نشان داد که تنظیم هیجانی بهترین پیش بینی کننده اضطراب امتحان می باشد. حسینی و خیر(۱۳۹۰) در بررسی دیگر و ارائه مقاله ی تحت عنوان “نقش ارزیابی شناختی در تبیین رابطه ابعاد فرزند پروری با هیجانات تحصیلی ریاضی و تنظیم هیجانی” دریافتند که ارزیابی شناختی، تنظیم هیجانی را واسطه گری می کند. در مجموع می توان نقش تنظیم هیجانی را در بسیاری از جنبه های رفتاری و اجمتاعی انسان قابل توجه دانست.
۲-۳-۱- راهبردها و راهکارههای شناختی تنظیم هیجانی
توجه متخصصان به موضوع تنظیم هیجان در سازگاری با رویدادهای استرس زا در زندگی ،باعث گردیده تا برخی پژوهشگران به مطالعه ی راهکارهای شناختی موثور بر کنترل و تنظیم هیجان بپردازند. استرتژهای تنظیم هیجانی کنش های هستند که نشانگر راه های کنار آمدن فرد با شرایط استرس زا و یا اتفاقات ناگوار است. راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات به افراد کمک می کند تا برانگیختگی ها و هیجان منفی را تنظیم نمایند. این شیوه تنظیم با رشد، پیشرفت یا بروز اختلال های روانی رابطه مستقیم دارد(کریج، گرنفسکی، وایلد، دیجکسترا، گبهاردت، مای یس و تری دواست، ۲۰۰۳).
به باور گارنفسکی ،کرایچ و اسپانبهون(۲۰۰۵) افراد در مواجه با تجارب و موقعیت های استرس زا برای حفظ سلامت روانی و هیجانی خود از راهکارهای شناختی متنوعی استفاده می کنند.استراتژهای شناختی هیجان ساز و کارهای خود آگاهی هستند که فرد برای کنار آمدن با شرایط ناگوار بکار می برد(گارنفسکی، کوپمن، کرانچ و کات، ۲۰۰۹).
۲-۳- سبک های مقابله ای
از دیدگاه لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) مقابله عبارت است از: تلاش های فکری، هیجانی و رفتاری فرد که هنگام رو به رو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه کردن، تحمل کردن و یا به حداقل رساندن عوارض استرس به کار گرفته می شود (دافعی ۱۳۷۶).
مقابله، نیازمند بسیج و آماده سازی نیروها و انرژی فرد است که با آموزش و تلاش به دست می آید، لذا با کارهایی که به طور خودکار انجام می شود تفاوت اساسی دارد.
۲-۳-۱- تدابیر و منابع مقابله ای
تدابیر مقابله ای افکار و رفتارهایی هستند که پس از روبه رو شدن فرد با رویداد استرس زا به کار گرفته می شوند در حالی که منابع مقابله ای ویژگی های خود شخص هستند که قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداری از عزت نفس، احساس تسلط بر موقعیت، سبک های شناختی، منبع کنترل، خوداثربخشی و توانایی حل مسئله (وفایی بوربور ۱۳۷۸). از جمله امور مهم در این رابطه ارزیابی فرد از توانایی های خودش برای رویارویی با مسئله است. این ارزیابی ها ممکن است مطابق با واقعیت و توانایی های واقعی فرد باشد و یا مطابق با واقعیت و توانایی های او نباشد، ولی هر چه هست برداشت های فرد از توانایی ها و قابلیت هایش تعیین کننده اصلی برای مقابله با دشواری ها می باشد. اگر فرد احساس ناتوانی بکند با وجود همه مهارت هایی که آموخته نخواهد توانست از عهده مشکل برآید. ارزیابی افراد از توانایی خود برای رویارویی با مسائل طی سه مرحله شکل می گیرد که در شکل دادن به رفتارهای مقابله ای خیلی مؤثر است:
در این مرحله فرد به ارزیابی موقعیت پیش بینی کننده استرس و تهدید می پردازد. مثلاً شخص این سئوال را از خود می پرسد که آیا موقعیت تهدیدکننده است یا خیر؟ در این مرحله فرد به ارزیابی توانایی خود جهت انجام دادن کاری در ارتباط با موقعیت استرس زا می پردازد، در این باره فرد از خود می پرسد برای حل مسئله پیش آمده چه می توان کرد؟
در مرحله سوم فرد به ارزیابی مجدد موقعیت می پردازد که آیا قضاوت او از موقعیت یا منابع موجود برای رویارویی درست بوده است یا نه. او رفتارهای خود را بر این اساس تعدیل و بازسازی می کند (دافعی ۱۳۷۶).
۲-۳-۲- انواع مقابله
به طور کلی در برخورد با وضعیت های استرس زا دو نوع مقابله از طرف افراد به کار گرفته می شود: مقابله های کارآمد و مقابله های ناکارآمد.
آنچه تحت عنوان مهارت های مقابله ای مطرح می شود همان روش های برخورد با مسائل است که از طرف فرد به طور آگاهانه طراحی و به اجرا درمی آید و نتیجه آن حل مسئله و یا افزایش ظرفیت روانشناختی فرد برای از سرگذراندن موفقیت آمیز شرایط بحرانی و دور ماندن از آسیب های ناشی از بحران های روحی پیش آمده است. مقابله های ناکارآمد نیز تلاش هایی هستند که گرچه برای مقابله با شرایط دشوار به کار گرفته می شوند ولی نوعاً به بدتر شدن اوضاع و پیچیده تر شدن وضعیت منجر می شوند، لذا نمی توان از این دسته مقابله ها به مهارت تعبیر کرد. مثلاً فردی که برای کاستن از استرس به مواد مخدر روی می آورد، گرچه نوعی مقابله با استرس و هیجان منفی در کوتاه مدت به وقوع می پیوندد ولی باید هزینه این لذت های کوتاه مدت را به صورت تحمل اعتیاد و عوارض شوم آن بپردازد (ریو ۱۹۹۷ ترجمه سید محمدی ۱۳۷۶).
۲-۳-۳- انواع مقابله های کارآمد
مقابله های مؤثر و کارآمد که ما را در برابر استرس ها و شرایط دشوار یاری می دهند به دو دسته تقسیم می شوند:
۲-۳-۳-۱- مقابله متمرکز بر مسئله
مقابله های متمرکز بر مسئله، عبارت از عملکرد های مستقیم فکری و رفتاری فرد می باشد که به منظور تغییر و اصلاح شرایط تهدید کننده محیطی انجام می شود. به بیان دیگر مقابله متمرکز بر مسئله به تلاش های فرد برای تغییر وضعیت و گلاویزی مستقیم با مشکل مربوط می شود.(پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).
هیچ کس بدون کوشش نمی تواند به چیزی دست یابد. تصمیم گیری در مورد این که فرد هنگام استرس چه کار باید بکند نیازمند به قضاوت خود او است، که این قضاوت ها متأسفانه به وسیله هیجانات منفی که در اثر تجارب منفی گذشته به وجود آمده اند تحت تأثیر قرار می گیرند. مثلاً فردی که بحران زده است اگر در گذشته به ندرت تجربه ای موفقیت آمیز در تأثیر گذاردن بر دنیا برای تغییر اوضاع داشته و علاوه بر آن افسردگی در او تولید ناامیدی کرده باشد احتمالاً حتی با وجود کارهای فراوانی که می تواند برای اصلاح وضعیت خود انجام بدهد در صدد مقابله با مسئله برنمی آید. این افراد به جای این که خود را بازیگر نقش اصلی در زندگی بدانند خود را قربانی اعمال، رفتار و تلقینات دیگران می دانند. ناباوری نسبت به کارایی خود مانع بزرگی برای حل مسئله است، چون در این حالت فرد کمترین تلاشی برای حل مسئله انجام نمی دهد (پاری ۱۹۹۱ ترجمه مقدسی ۱۳۷۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:51:00 ق.ظ ]




استراتژی اسرائیل در توسعه روابط با کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را می‌توان در قالب سیاستهای پیرامونی این رژیم از ابتدا تا تاکنون تعریف کرد. در بیان ساده این سیاست، می‌توان نظر بن گوریون، اولین نخست‌وزیر اسرائیل را مطرح نمود. وی براساس آموزه اتحاد پیرامونی، معتقد بود که سیاست خارجی اسرائیل باید متکی بر کشورهای پیرامونی و غیرعرب باشد. زیرا اسرائیل به جهت اینکه در محاصره کشورهای غربی قرار دارد، امکان توسعه روابط سیاسی و اقتصادی با همسایگان را ندارد و لذا باید با کشورهای پیرامونی ارتباط برقرار کند.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، برخلاف سیاست خارجی اسرائیل که بر بعد نظامی بیشتر تاکید داشت، سیاست خارجی اسرائیل در این منطقه با اتخاذ خط مشی دوستانه و براساس همکاری‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی همراه شده است.[۴۲]
فعالیتهای اسرائیل در ابتدا، در چارچوب سرمایه‌گذاری در این کشورها و باز کردن بازارهای جدید برای تجار یهودی بود اسرائیل برای بدست گرفتن شریان‌های اقتصادی بین جمهوری‌ها، ضمن پشتیبانی مادی و معنوی از یهودیان ساکن این کشورها، تعدادی از کارشناسان اقتصادی و سیاسی و آموزش دیده و اهل منطقه را که قبلا به فلسطین مهاجرت کرده بودند به شهرهای مهم این کشور فرستاد و آنها با خرید ساختمان ها و زمین های مرغوب، تاسیس شرکتهای تولیدی و صنعتی، فعالیت در بخش کشاورزی و سیستم آبیاری و … به تدریج شریان های اقتصادی کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را در دست گرفته وسپس در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی در این منطقه شروع به فعالیت کردند.
مقاله - پروژه
آویگدور لیبرمن، وزیر زیر ساخت‌ها در دولت اسرائیل در اوایل ژوئیه ۲۰۰۱ به همراه عده‌ای از بازرگانان اسرائیلی برای گسترش روابط تجاری و اقتصادی از قزاقستان، ازبکستان و گرجستان بازدید و زمینه را برای دیدار نخست‌وزیر وقت اسرائیل،‌آریل شارون، از قزاقستان فراهم کرد. این هیات، آسیای مرکزی را به علت داشتن منابع طبیعی ارزشمند، کارگران ماهر و ارزان قیمت، از بهترین مناطق سرمایه‌گذاری اسرائیل نامید. همچنین از نظر این هیات، آسیای مرکزی و قفقاز بازار مناسبی برای صادرات کالاهای تخصصی از قبیل ماشین‌آلات، مواد شیمیائی و پلاستیکی بود. این هیات همچنین اعلام کردند که اسرائیل به دلیل داشتن روابط سیاسی و اقتصادی مناسب با ایالات متحده، اتحادیه اروپا، کانادا و … توانایی‌ آن را دارد که زمینه حضور کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را در بازارهای جهانی فراهم آورد.[۴۳]
روشن است که اسرائیل نمی‌توانست بدون کمک گرفتن از برخی عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی در حضور و نیز بسط نفوذ خود در این منطقه به موفقیت دست پیدا کند. بنابراین، اسرائیل با کمک گرفتن از عوامل داخلی و خارجی توانست حضور پررنگ‌تر در این منطقه داشته باشد. منظور از عوامل داخلی مجموعه امتیازها و ویژگیهایی است که اسرائیل در جمهوری های منطقه از آن برخوردار است و عوامل خارجی نیز به بازیگران قدرتهای خارج از منطقه مانند آمریکا اشاره دارد که کمکهای زیادی به اسرائیل برای دستیابی به اهداف خود کردند.[۴۴]
از سوی دیگر باید به این نکته اشاره کرد که، به دنبال فروپاشی شوروی و مشکلات فراوان پیش‌روی جمهوری‌های تازه استقلال یافته، رهبران دولتهای جدید این جمهوریها برای غلبه بر مشکلات اجتماعی،‌ سیاسی و اقتصادی خود تلاش فراوانی کردند و از آنجا که اقتصاد مهمترین مشکل این جمهوری‌ها به شمار می‌آمد، خواهان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی از هر جای ممکن بودند. به این ترتیب، این کشورها از کمک‌های اقتصادی اسرائیل استقبال کردند و اسرائیل نیز از این فرصت و موقعیت به بهترین وجه بهره برد.
وجوه مشترک جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز نیازمندیهای مشترکی را برای این جمهوری ها ایجاد کرد که برخی از آنها مورد توجه اسرائیل قرار گرفته بود. این وجوه مشترک بطور خلاصه عبارتند از:
- رکود ضعف اقتصادی و تکنولوژیک
- وجود منابع طبیعی: نفت، گاز، اورانیوم و طلا
- بازار بزرگ مصرف با جمعیتی درحدود ۷۰ میلیون نفر(جمعیت آسیای مرکزی حدود ۵۳ میلیون نفر و قفقاز حدود ۱۷ میلیون نفر)
- آسیای مرزکی و قفقاز پس از ایالات متحده و اسرائیل سومین مرکز تجمع یهودیان به شمارمی‌روند و ترویج تفکرات صهیونیستی می‌تواند از بسط و نفوذ اسلام در این جمهوری‌ها جلوگیری کند.
- از میان بردن سازش‌ناپذیری سیاسی، مذهبی و تاریخی میان کشورهای اسلامی و اسرائیل[۴۵]
بنابراین ملاحظه می‌شود اسرائیل تلاش کرده با بهره‌گیری از عوامل اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در جمهوری‌های تازه استقلال یافته نفوذ کند.
بطور کلی دوگونه ویژگی و عامل در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، زمینه حضور طیف وسیعی از دولتهای خارجی از جمله اسرائیل را دراین منطقه پدید آورده است: ۱) بدلیل ظرفیتهایی که از موقعیت جغرافیایی و طبیعی نشات می‌گیرد، برای مثال می توان به منابع عظیم انرژی (به خصوص نفت و گاز) منابع معدنی و موقعیت ژئوپلیتیک این کشورها اشاره کرد. این منطقه با توجه به ذخایر فراوان نفت و گاز، در آینده، کشورها و شرکتهای بسیاری را متوجه خود خواهد کرد و می‌تواند از مناطق مهم صادر کننده انرژی در جهان به شمار رود.
۲- عامل دیگر، مشکلاتی هستند که اغلب از سیاست‌ها و عملکرد شوروی نشات گرفته و یا آثار طبیعی استقلال جمهوری‌ها بوده‌اند. از جمله می‌توان به وضعیت نامطلوب اقتصادی و بحران‌های منطقه‌ای و داخلی اشاره کرد.[۴۶]
با توجه به ویژگیهای مطرح شده، اسرائیل پتانسیل‌ها و جذابیت‌هایی برای جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز ایجاد کرده که این کشورها نیز نیازمند بهره‌گیری از این امکانات شدند:
الف) کشاورزی پیشرفته: اسرائیل در صدور مرکبات، سبزیجات، طیور و تخم‌مرغ به اکثر کشورهای دنیا به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکا موفقیت‌های عمده‌ای بدست آورد. پس از فروپاشی شوروی، با توجه به اهمیت کشاورزی و دامداری در این جمهوری‌ها و کاستی‌های موجود، مشارکت در بخش‌های کشاورزی و دامداری از زمینه مهم همکاریهای دو جانبه اسرائیل و جمهوری‌های منطقه بوده است.
ب) صنعت و تولید: تولید به ویژه برای صادرات، یکی از اجزای اصلی تولید ناخالص داخلی اسرائیل را تشکیل می‌دهد. از جمله صادرات اسرائیل به این منطقه می‌توان به صادرات محصولات شیمیایی، رایانه‌ای و الکترونیک،‌نساجی و صنایع غذایی اشاره کرد.
ج) منابع معدنی و انرژی: این کشور طرحهایی به منظور قطع وابستگی به نفت، که بیشتر از خاورمیانه یا با هزینه‌ بالاتر از مناطق دورتر فراهم می‌شد، اجرا کرد. تغییر الگوی مصرف از نفت به زغال سنگ و نیز بهره‌برداری وسیع از انرژی خورشیدی به دلیل شرایط جغرافیایی مناسب و تکنولوژی پیشرفته، از مهمترین اقداماتی است که در این زمینه انجام شده است. بنابراین، امروزه اسرائیل خود به یکی از قطب‌های صادر کننده تکنولوژی بهره‌برداری از انرژی خورشیدی تبدیل شده است.[۴۷] رهیافت عملگرایانه‌ای که اسرائیل در قبال این کشورها اتخاذ کرده، آنها را متقاعد کرده است که اسرائیل می‌تواند به عنوان یک کشور دمکراتیک با مهارتهای بالای تکنولوژیک، در تبدیل این جمهوری ها به کشورهای مدرن و توسعه یافته موثر باشد. به علاوه در بسیاری از این کشورها اسرائیل به عنوان دروازه جهان غرب و به خصوص آمریکا شناخته می‌شود.
در میان کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز کشور جمهوری آذربایجان،‌با توجه به موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن بر سر راه‌های غرب و شرق از اهمیت ویژه‌ای برای اسرائیل برخوردار می‌باشد. که در این بخش به بررسی روابط دو جانبه اسرائیل و جمهوری آذربایجان می‌پردازیم.
۳-۲- اهداف و ابزار اسرائیل در گسترش نفوذ در جمهوری آذربایجان
اسرائیل با توجه به نزدیکی جمهوری آذربایجان به ایران نگاهی استراتژیک به توسعه حوزه نفوذ و گسترش روابط با جمهوری آذربایجان داشته و این امر را با برنامه‌ای دقیق و فارغ از تبلیغات در حال پیشروی دارد. این در حالی است که روند فزاینده گسترش حضور رژیم صهیونیستی در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی، تجاری، سیاسی و امنیتی جمهوری آذربایجان رفته رفته ابعاد جدیدی می‌یابد.
اهداف اسرائیل از گسترش روابط با جمهوری آذربایجان را می‌توان بصورت زیر خلاصه کرد.
۱) بهره‌برداری از یهودیان آذربایجان به عنوان جامعه‌ای که می‌توان به وسیله آنها در نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آذربایجان نفوذ کرد تا یهودیان به عنوان حافظان منافع اسرائیل در آن کشور فعالیت کنند. روزنامه ینی آذربایجان وابسته به ارکان حاکمیت، چاپ باکو مورخ ۲/۲/۱۳۸۳ طی اعلام خبری با عنوان مراسم یادبود ۶ میلیون یهودی کشته شده در جنگ جهانی دوم، به مراسمی اشاره می‌کند که توسط مرکز فرهنگی سفارت اسرائیل، با حضور مقامات رسمی و روسای جوامع یهودی آذربایجان و خارج از آن کشور با سخنرانی سفیر اسرائیل برگزار شد که در این مراسم متن پیام الهام علی اف به ملت یهود نیز قرائت شد.
۲) استفاده از تهدیدهای مشترک و دو جانبه و چند جانبه و توسل به ترفندهای سیاسی و تبلیغاتی به عنوان مثال بزرگ نمایی تهدید ایران و اسلام‌گرایی در آذربایجان و منطقه.
۳) به کارگیری ابزارها و شیوه‌های فرهنگی: برگزاری فستیوال فیلم اسرائیل در باکو و همچنین برپایی نمایشگاه‌های کتاب برای کودکان و بزرگسالان به مناسبتهای مختلف. برگزاری تورهای بازدید از اسرائیل توسط آژانس سخونت و وابسته فرهنگی اسرائیل در باکو با هزینه‌های سفارت اسرائیل جهت آشنایی جوانان مسلمان آذری با صنعت، پیشرفت و توسعه دمکراتیک جامعه اسرائیل و انتقال تجربیات به آذری‌ها، تاسیس جمعیت دوستی جوانان آذربایجان و اسرائیل با هدف توسعه بخشیدن به ارزشهای تاریخی ملی و معنوی میان دو ملت، در حالی که در عمل هیچ گونه تاریخ مشترکی میان مردم یهودی رژیم صهیونیستی و آذربایجان وجود نداشته است.[۴۸]
۴- بهره‌گیری از اختلافات داخلی جمهوری های سابق شوروی، مانند اختلاف جمهوری آذربایجان و ارمنستان به عنوان ابزاری جهت توسعه و نفوذ خود در این کشورها.
۵- بهره‌برداری از احساسات قومی و ملی‌گرایی: برای مثال در سال ۱۹۹۲ که ابوالفضل ایلچی بیگ با تمایلات و گرایش های ضد ایرانی، رهبری جبهه خلق آذربایجان را در دست داشت، از حمایتهای بی‌دریغ اسرائیل برخوردار شد. اسرائیل از یکسو با برانگیختن و تشدید احساسات ملی‌گرایانه در جمهوری آذربایجان سعی در گسترش و تعمیق این جریان و از سوی دیگر بازداشتن از حضور ایران در این جمهوری دارد. طی کنفرانسی که در سال ۱۹۹۵ از سوی ملی‌گرایان آذری تحت عنوان ایران و مساله جمهوری آذربایجان در دانشگاه باکو برگزار شده بود، برنداشافر، استاد مدعو از دانشگاه تل آویو طی سخنانی اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران نسبت به جمهوری آذربایجان سیاست خصمانه و ستیزه‌جویانه‌ای دارد، چرا که مقامات ایران وجود دولتی مستقل چون جمهوری آذربایجان را برای خود خطری بالقوه می‌دانند. وی در ادامه افزود: وضعیت اقلیتها در ایران وخیم بوده و سطح زندگی آنها به خصوص آذری‌ها بسیار پایین است و اتحاد دو آذربایجان شمالی و جنوبی می‌تواند کارگشای مشکلات آنها باشد. زبان مادری ۳۰ میلیون آذری در ایران به جهت حاکمیت فارس ها رشدی نکرده است.[۴۹]
۶) جذب نخبگان اقتصادی و سیاسی این کشور: می‌توان به کمکها و مساعدت‌های مالی این رژیم چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم به برخی احزاب و روزنامه‌نگاران این کشور اشاره کرد. وظیفه این جراید نزدیک کردن نظر مقامات کشور و افکار عمومی مردم آذربایجان به اسرائیل است و از سوی دیگر این احزاب و گروه ها وظیفه تبلیغات ضدایرانی و اسلامی را در جمهوری آذربایجان برعهده دارند.
۷) بهره‌برداری از عوامل و عناصر کشورهایی نظیر آمریکا و ترکیه: اسرائیل جهت تحکیم موقعیتش در جمهوری آذربایجان از امکانات و توانمندیهای آمریکا و ترکیه نیز سود می‌برد. اسرائیل جهت حفظ امنیت سرمایه‌‌های خود در جمهوری آذربایجان و عدم ایجاد حساسیت در داخل جمهوری و کشورهای همسایه سعی نموده تا برخی از فعالیتها و کالاهای صادراتی‌اش را با پوشش و علامت شرکتهای ترکیه‌ای به آذربایجان صادر کند.
۸) بهره‌برداری از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل اقتصادی اسرائیل در راستای بازسای اقتصاد داخلی و استفاده از نفوذ اسرائیل در بازارهای منطقه‌ای و جهانی .
۹) یکی دیگر از اهداف اسرائیل، تامین بخشی از نیازهای استراتژیک یعنی نفت مورد نیاز خود از طریق خط لوله باکو- تفلیس- جیحان است که با امتداد این خط به بندر جیهان ترکیه در کنار دریای مدیترانه اسرائیل با احداث یک خط لوله زیرگذر از دریا و با حمل نفت توسط نفتکش‌ها ، این منابع را به بندر حیفا و اشدود هدایت خواهد کرد.
یکی از اهدافی که به طور جدی در دستور کار رژیم اسرائیل در ارتباط با جمهوری آذربایحان قرار گرفته است اقدام به لابی سازی است که در این فرایند مراحل زیر در حال اجراست:
الف) سازماندهی یهودیان داخل جمهوری آذربایجان
ب) متشکل کردن یهودیان با اصالت آذری که به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کرده‌اند.
ج) ایجاد پیوند میان آنها و به تبع آن تشکیل سازمانی بزرگتر.
طی تلاشهای سال‌های گذشته، رژیم اسرائیل موفق گردیده تا یهودیان آذری مهاجر به سرزمینهای اشغالی را در قالب مجمع جهانی اسرائیل – آذربایجان سازماندهی کرده و زمینه عملیاتی یک سلسله اقدامات و برنامه‌های دیگر در آذربایجان را فراهم سازد. این ایده از سوی جابن یودا آبراموف نماینده یهودی پارلمان آذربایجان مبنی بر ایجاد همکاری میان جمعیتهای آذربایجانی ترک با جمعیتهای یهودی و با حمایت کمیته دولتی امور آذربایجانی‌های دنیا مطرح گردید.[۵۰]
آنچه مسلم است اینکه ایجاد و فعال‌سازی چنین مشکلاتی برای رژیم اسرائیل اهمیت بسیار بالا و حیاتی دارد. اهدافی که در راستای تاسیس این تشکیلات تعقیب می‌گردد به دو دسته قابل تقسیم است:
۳-٣- جایگاه و اهمیت جمهوری آذربایجان در سیاست خارجی اسرائیل
جمهوری آذربایجان در شرق منطقه قفقازجنوبی در کنار ساحل غربی دریای خزر واقع شده، از جنوب با ایران، از غرب با جمهوریهای گرجستان و ارمنستان و ترکیه و از شمال با روسیه (جمهوری خودمختار داغستان) هم مرز است، جمهوری آذربایجان با دارا بودن ۴۶ درصد از مساحت قفقاز جنوبی، بزرگترین کشور این منطقه می باشد.[۵۱]
اسلام دین اکثریت مردم جمهوری آذربایجان را تشکیل می‌دهد. با این وجود، ادیان در نظام سیاسی این کشور نقشی ندارند و مطابق قانون اساسی سیاستهای دولت مبنی بر دستیابی به یک دولت سکولار است.[۵۲]
اهمیت جمهوری آذربایجان برای اسرائیل بیش از آنکه به دلیل مساله یهودیان ساکن در آن کشور و یا مساله انرژی باشد، بیشتربه خاطر موقعیت ژئوپلیتیک آن است.
از سوی دیگر، به این نکته نیز می‌توان اشاره کرد که سیاست خارجی اسرائیل همواره تحت تاثیر موقعیت ژئوپلتیک آن، اختلافات اعراب و اسرائیل و مشکل پذیرش موجودیت و مشروعیت آن توسط جامعه جهانی بویژه دولتهای عرب بوده است. در این راستا دو اصل کلی،‌سیاست حضور و خروج از انزوای سیاسی و دپلماتیک، از ابتدا الگوی رهبران اسرائیل بوده است و براین اساس اندیشه ائتلاف منطقه ای در دستور کار سیاستمداران اسرائیل قرارگرفت. چنانچه بن گوریون در پی ایجاد یک اتحاد خاورمیانه‌ای شامل کشورهای غربگرا بود. این استراتژی که پیمان میثاق حاشیه‌ای نامیده می‌شد براین اصل استوار بود که سیاست خارجی اسرائیل باید متکی بر کشورهای پیرامون و غیرعرب باشد. جمهوری آذربایجان با توجه به ویژگی‌هایی که برشمردیم، یکی از این کشورها محسوب می‌شود و با توجه به موقعیت جغرافیایی از اهمیت ویژه‌ای در سیاست خارجی اسرائیل برخوردار است.
اسرائیل یکی از اولین کشورهایی بود که استقلال آذربایجان را در سال ۱۹۹۱ به رسمیت شناخت و از ابتدای استقلال این کشور، سعی در توسعه روابط خود داشته است. هر چند که در دوران شوروی سابق نیز مقامات اسرائیل با دولتمردان آذربایجان ارتباطات مهمی برقرار کرده بودند،‌اما استقلال جمهوری آذربایجان و نقشی که این کشور می‌توان در آینده معادلات منطقه‌ای و جهان بازی کند سبب شد اسرائیل به سرعت و با بهره گرفتن از ابزارهای مختلف سعی در توسعه دامنه نفوذ خود براین کشور کند. سخنان لیبرمن وزیر خارجه اسرائیل مبنی براینکه، جمهوری آذربایجان یک کشور استراتژیک برای اسرائیل می‌باشد، یک کشور مسلمان و تامین کننده مهم انرژی و مکانی برای سرمایه‌گذاران اسرائیلی، گویای اهمیت این کشور در سیاست خارجی اسرائیل می‌باشد.[۵۳]
الف- اهداف رسمی و آشکار
۱) انجام وظایف سفارت آذربایجان درسرزمین‌های اشغالی تا زمان گشایش رسمی آن در اسرائیل
۲) متحد ساختن کلیه آذری – یهودی‌های ساکن اسرائیل و ایجاد هماهنگی در فعالیت یهودیان با اصالت آذری مقیم اسرائیل
۳) برقراری روابط رسمی با کشورهای اسلامی غیرمخالف با رژیم صهیونیستی
۴) ایجاد قرابت و نزدیکی بیشتر میان آذربایجانی ها و یهودیان
۵) تلاش برای برقراری روابط هر چه نزدیکتر بین دو طرف در زمینه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.
۶) تحکیم هرچه بیشتر روابط دوستی فرهنگی و کاری و هم پیمانی دو کشور
۷) گسترش و توسعه همکاری با سازمانهای یهودی فعال در کشورهای جهان از جمله در آمریکا.
ب- اهداف غیر آشکار و اعلام نشده
سازماندهی گروه‌های نفوذ اخیر یکی از اقدامات استراتژیک و درازمدت صهیونیسم در آذربایجان است. در فرایند این اقدام، رژیم صهیونیستی اهداف بسیار با اهمیتی را دنبال می کند که از جمله آنها می‌توان به محورهای زیر اشاره کرد:
۱) تلاش برای جایگزینی ایدئولوژی قومی – ملی (پان ترکیسم و پان آذریسم) به جای باورهای دینی (شیعی) از جانب رژیم صهیونیستی؛ در این رابطه تلاش رژیم صهیونیستی برای بزرگ‌نمایی خطر ایران به عنوان عامل تهدید مشترک به عنوان تابعی از متغیر ذکر شده و اظهارات متعدد مقامهای رژیم صهیونیستی قابل تامل است.
۲) ممانعت از روند گسترش حوزه فکری و گسترده جمعیتی اسلامی – شیعی در آذربایجان و منطقه قفقاز؛‌در این رابطه یهودیان صهیونیست عملیات رخنه و نفوذ را در ارکان تاثیرگذار مثل کمیته دولتی امور سازمانها و تشکل‌های دینی آذربایجان را نیز آغاز کرده‌اند.
۳) پدید آوردن نسل جدید آذری – اسرائیلی و به دنبال آن تربیت و پروراندن گروه نخبگان ترک یهودی در یک فرایند میان مدت با هدف در اختیار گیری مدیریت کلان جامعه آذربایجان و ارکان قدرت در این کشور.
۴) ایجاد یک فرایند مطالعاتی و پژوهشی در ارتباط با تاریخ، موسیقی، صنایع دستی و حتی امور ورزشی آذربایجان در قالب مجمع بین‌المللی اسرائیل – آذربایجان. این امر نشانگر وجود اهداف درازمدت جمعیت شناختی و روان‌شناختی یهودیان صهیونیست در آذربایجان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:50:00 ق.ظ ]




ناطقی، س. زهتابیان، غ. احمدی، ح. ارزیابی شدت بیابان­زایی دشت سگزی با بهره­ گیری از مدل IMDPA، مجله منابع طبیعی ایران، ۳، ۴۱۹، ۱۳۸۸٫
- هنردوست، ف. تلفیق روش های پهنه بندی خطر بیابان زایی FAO/UNEP وICD برای ارائه مدل منطقه ای ای در دشت گنبد – داشلی برون، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ۱۳۸۲٫
دانلود پایان نامه
همایون، م. ع."پیشروی بیابان، انسان و اقیانوسی ازشن"، مجله زیتون، شماره ۸۹، وزارت کشاورزی.۱۳۶۸٫
Ahmadi, H., 2006. Iranian Model of Desertification Potential assessment in (East of Esfahan), Faculty of Natural Resources University of Tehran.
Aubrevill, A (1949).climats, forets et Desertificationde 1”Afrique Tropical. Paris: societed” Editions Geographiques, Maritimes et Coloniales.
- Benabderrahmane, M.CH. Chenchouni , H. Assessing Envirinmental Sensitivity Areas to Desertification in Eastern Algeria using Mediterranean Desertification and Land Use MEDALUS Model, Int. J. of SU station water and Environmental System, 1,No.1,5-10, 2010.
FAO/UNEP, 1984. Provisional Methodology for assessment and Mapping of desertification, Roma
Giordano L., F. Giordano., S. Graso, M. Lannetta, M. scicortino, G. Bonnati, F. Borfecchia. Desertification Vulnerability in Sicily. Proc. Of the 2nd int. Conf on New Trend in water and E nvironmental Enginering for Safety and Life: Eco- Compatible solution for Aquatic Environments, 2002.
Grumblat, j. Kenya Pilot Study to Evaluate FAO/UNEP Provisional Methodology for Assessment and Mapping of Desertification (Gok, DRSRS), 1991.
Gad, A. and Lotfy, I. Use of Remote sensing and GIS in Mapping the Environmental Sensitivity Areas for Desertification of Egypting territory, The 2nd International Conf . on water Resources and Arid Environment.2006
Hossein , S. M. Sadrafshari , S. Fayzolahpour , M. Desertification hazard zoning Sistan Region Iran, J. Georgr , Sci , 22(5): 885-894, 2012.
- Ladisa G. Todorovic M. Trisorio – Liuzzi G. Characterization of Area Sensitive to Desertification in southern Italy, proc. Of th2nd Int. Conf on New Trend in Water and Environmental Engineering for safety and life: Eco – Compatible Soloution for Aqatic Environmental, Capri, Italy, 2002.
Li, X.Y., Ma, Y.J., Xu, H.Y., Wang, J.H., Zhang, D.S., 2009. Impact of land use and landcover change on environment degradation in Lake QINGHAI watershed, northeast QINGHAITIBETplateau. Land Degrad and Development. Catena 20, 69–۸۳٫
Mohamad. E. S. spatial assessment of desertification in north Sinai using modified MEDALUS model. Arab J Geosci, 2012
- FAO/UNEP (1990). Global assessment of landdegradation/desertification-GAP II. Desertification Control bulletin. , 18, 24-25).
ضمائم
نقشه ها
ضمیمه ۱- نقشه طبقات شیب در منطقه مورد مطالعه
ضمیمه ۲- نقشه طبقات ارتفاعی در منطقه مورد مطالعه
ضمیمه ۳- نقشه سازند­ها در منطقه مورد مطالعه
ضمیمه ۴- نقشه شاخص بارش سالانه در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۵- نقشه شاخص بارش سالانه در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۶- نقشه شاخص استمرار خشکسالی در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۷- نقشه شاخص استمرار خشکسالی در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۸- نقشه شاخص خشکی در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۹- نقشه شاخص خشکی در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۱۰- نقشه شاخص خشکسالی در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۱۱- نقشه شاخص سیستم آبیاری در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۱۲- نقشه شاخص سیستم آبیاری در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۱۳- نقشه شاخص هدایت الکتریکی آب در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۱۴- نقشه شاخص هدایت الکتریکی آب در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۱۵- نقشه شاخص افت آب زیر­زمینی در منطقه مورد مطالعه (مدلIMDPA )
ضمیمه ۱۶- نقشه شاخص افت آب زیر­زمینی در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۱۷- نقشه شاخص نسبت جذب سدیم آب زیر­زمینی در منطقه مورد مطالعه (مدل (IMDPA
ضمیمه ۱۸- نقشه شاخص نسبت جذب سدیم آب زیر­زمینی در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۱۹- نقشه شاخص کلر آب زیر­زمینی در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۲۰- نقشه شاخص سطح آب زیر­زمینی در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۲۱- نقشه شاخص بافت خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۲۲- نقشه شاخص بافت خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۲۳- نقشه شاخص درصد مواد آلی خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۲۴- نقشه شاخص درصد سنگریزه عمقی خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۲۵- نقشه شاخص درصد سنگریزه سطحی خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)
ضمیمه ۲۶- نقشه شاخص زهکشی خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)

ضمیمه ۲۷- نقشه شاخص ضخامت خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل IMDPA)
ضمیمه ۲۸- نقشه شاخص ضخامت خاک در منطقه مورد مطالعه (مدل MEDALUS)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:50:00 ق.ظ ]




بس کسا کاندر گهر و اندر هنر دعوی کند
همچو خَرّ در خرد ماند چون گه برهان شود(۸۵۴۴)

 

    • خَرّد: خَرّه بود و به تازی وحل خوانندش(اسدی طوسی،۱۳۶۵: ذیل خَرّه). خَرّد صورتی از « خَرّ » و « خَرّه » است به معنی لجن(دبیر سیاقی، ۱۳۷۸).

 

*چون خر در خرّد ماندن؛ کنایه از ناتوان و درمانده شدن و کار از پیش نبردن، عاجزانه فرو ماندن(نجفی، ۱۳۷۸، ج۱: ۵۴۰):
*چو با خر بر نیایی پالان بزنی؛ تمثیل برای بیت اول:
پایان نامه - مقاله - پروژه
چون با یاران خشم کنی جان پدر
بر من مپریش خشم یاران دگر
دانی که منم زبون تر وعاجزتر
پالان بزنی چو برنیایی با خر(۲-۸۷۹۱)
*ره نبرد با اسب تیزتک خرلنگ؛ تمثیل برای مصراع اول:
جهان نیارد با او برابری کردن
که ره نبرد با اسب تیز تک خر لنگ(۴۱۸۴)
خرج

 

    • با واژه‌ی خرج ۱ تصویر به صورت کنایه ساخته شده است:

 

*خرج فزون تر از دخل کردن؛ کنایه از مآل اندیش نبودن و از روی حساب خرج نکردن(میرزا نیا، ۱۳۷۸: ذیل خرج از دخل فزون تر کردن):
چو خرج خویش فزونتر ز دخل خویش کند
ز زر و سیم خزانه تهی شود نا چار(۲۷۰۳)
خرد

 

    • با واژه‌ی خرد ۳ تصویر شامل ۲ تشبیه و ۱ تشخیص ساخته شده است:

 

* مشبهٌ‌به ممدوح(ابو منصور دواتی قراتکین حاکم غرجستان( از جهت برگزیده شدن:
خهی گزیده و زیبا و بی بدل چو خرد
زهی ستوده و بی عیب و پاک چون قرآن(۶۶۱۶)
*خرد در مغز؛ مشبهٌ‌به ممدوح(سلطان مسعود غزنوی) بر صدر از جهت درخور بودن:
آن به صدر اندر شایسته چو در مغز خرد
و ان به ملک اندر بایسته چو در دیده بصر(۲۷۸۹)
*حله رشتن خرد؛ تشخیص:
این حله نیست بافته از جنس حله ها
این را تو از قیاس دگر حله‌ها مدان
این را زبان نهاد و خرد رشت و عقل بافت
نقاش بود دست و ضمیر اندر آن بیان(۵-۶۶۴۴)
خردمند

 

    • با واژه‌ی خردمند ۱ تصویر به صورت تشبیه ساخته شده است:

 

*خردمند پارسا پرهیز کند ز حرام؛ مشبهٌ‌به پرهیز کردن ممدوح(سلطان محمد بن محمود غزنوی) از بخیلی:
از بخیلی چنان کند پرهیز
که خردمند پارسا ز حرام(۴۴۸۶)
خریدار

 

    • با واژه‌ی خریدار ۴ تصویر به صورت کنایه ساخته شده است:

 

*خریدار چیزی بودن؛ کنایه از بسیار طالب و مشتاق و علاقه مند چیزی بودن(دهخدا، ۱۳۹۰: ذیل خریدار چیزی بودن):
چشم بدان دور باد از آن شه کان شه
سخت ادب پرورست و علم خریدار(۱۷۷۵)
و نیز نک ابیات: ۲۱۶۰، ۳۱۳۲ و ۳۴۲۸
خزان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:50:00 ق.ظ ]




در بعضی جوامع که خانواده به‌عنوان یک‌نهاد اجتماعی بیش‌ازاندازه موردتوجه است و برای انحلال و ازهم‌پاشیدگی آن حساسیت به خرج می‌دهند مانع تراضی و توافق زوجین در امر طلاق هستند همچنان که درگذشته نه‌چندان دور در اروپا حقوقدانان در برابر توافق به طلاق سالیان متمادی مقاومت کرده‌اند گفته‌شده که در فقه امامیه طلاق با توافق پیش‌بینی‌نشده زیرا طلاق ناشی از اراده‌ی مرد و حق اوست و رضایت و عدم رضایت زوجه تأثیری ندارد (صفایی و امامی.۱۳۸۸. ۲۵۱) طلاق توافقی نهادی نسبتاً نو در حقوق خانواده است، که توافق زن و شوهر برای طلاق و حل‌وفصل تمامی وابستگی‌های مالی و مسائل فرزندان مشترک را به محکمه خانواده برده و با تحصیل گواهی عدم امکان سازش، مقدمه انجام یک طلاق خلع یا مبارات را فراهم می‌کند.
مقاله - پروژه
در کشور ما با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۵۳طلاق با توافق و تراضی پذیرفته شد که نقصانی اساسی در اختیارات مطلق و انحصاری مرد در طلاق ایجاد کرد. پس از انقلاب اسلامی این قانون که مغایر مقررات فقهی به‌حساب می‌آمد، به بوته فراموشی سپرده شد تا آنکه با قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق در سال ۱۳۷۱ دوباره پا به عرصه حقوق خانواده گذاشت در نهایت به‌شرط دریافت مجوز از دادگاه (گواهی عدم امکان سازش) اشاره به زوج‌های منعکس در این قانون گردیده است که ناظر به تراضی و توافق طرفین است‌ تراضی و توافق مستلزم پرداخت مهریه و نفقه ایام عده بوده و به‌هرحال به عهده‌ی زوج می‌باشد (‌شریف، ۱۳۸۶. ۹۷). در ماده ی ۲۵ قانون حمایت خانواده ی سال نود و یک :در صورتی که زوجین متقاضی طلاق توافقی باشند دادگاه باید موضوع رابه مرکز مشاوره خانواده ارجاع دهد در این موارد طرفین می توانند تقاضای طلاق توافقی را از ابتدا در مراکز مذکور مطرح کنند.در صورت عدم انصراف متقاضی از طلاق ،مرکز مشاوره خانواده موضوع را با مشخص کردن موارد توافق جهت اتخاذ تصمیم نهایی به دادگاه منعکس می کند.
طلاق توافقی آن‌چنان‌که نام آن حکایت می‌کند، مجموعه‌ای است از طلاق به‌عنوان ایقاعی تشریفاتی که به‌موجب آن مرد به اذن یا حکم دادگاه زن را که در قید زوجیت اوست رها می‌کند (کاتوزیان، ۳۰۱.۱۳۷۵) در طلاق توافق زن و شوهر با توجه به شرایط و وضعیت خانوادگی خود به این نتیجه می‌رسند که دیگر نمی‌توانند باهم زندگی کنند و در مورد جدایی به توافق می‌رسند. بنابراین به‌طور مشترک در دادگاه خانواده حاضر می‌شوند و درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه‌ی طلاق توافقی را می‌نمایند. تمام شرایط مالی و غیرمالی مربوط به عقد نیز با توجه به توافق زوجین منظور می‌گردد که با توجه به آمارها حدود ۳۰ درصد از کل پرونده‌های طلاق در محاکم را شامل می‌شود. توافق زوجین ساخته‌ای حقوقی که با تصویب قوانین مورداشاره متولد شد، با توجه به اینکه در تاریخ حقوق، بحثی به نام طلاق توافقی وجود ندارد، حقوق ما همچنان به پشتوانه فقه، این توافق را چهره دیگری از طلاق خلع و مبارات می‌داند، گواهی‌های عدم امکان سازش و صیغه طلاق، رنگ خلع و مبارات به خود می‌گیرند و ماجرای بذل مهر و قبول آن به میان می‌آید اما باوجود همه‌ی این‌ها طلاق با توافق زوجین را نمی‌شود فقط با عنوان خلع و مبارات شناخت بلکه کمی فراتر از آن در مورد بی تکلیفی‌های موجود بعد از طلاق به‌ خصوص در مورد تربیت و حضانت کودکان و اموال و دارایی و نفقه و حتی قراردادهایی که زن و مرد می‌توانند بکنند.
به وجود آمدن موانع مختلف قانونی و مسائلی مثل مهریه‌های امروزی کمتر پیش می آید مرد مستقیماً قصد طلاق زن را داشته باشد و حتی بعضاً باوجود انحرافات مشخص در همسر بعضی از مردها به خاطر بار مالی سنگین طلاق از آن دوری می‌کنند وزندگی بی‌روحی را در پیش می‌گیرند و گاهی سعی در ایجاد ناراحتی برای زن می‌کنند تا او خود پیش‌قدم شود در کنار این مساله مراجعات مکرر زن‌ها برای طلاق و ادعاهای مکرر عسر و حرج قضات دادگاه را برای صدور حکم طلاق دچار تردید می‌کند و این امکان هم در صورت ارائه نکردن دلایل محکم از طرف زن غیرممکن است.
حال با توجه به اینکه گاهی نه قانون و نه مهریه‌های سنگین نمی‌تواند مانع از جدایی شود‌ بهترین راه خاتمه دادن به زندگی‌های مشقت‌بار و بدون عاطفه توافق طرفین بر روی آخرین راهکار و آنهم طلاق می‌باشد که در ضمن این توافق دو طرف بر روی مسائل مالی و حقوق مشخصه توافق کرده و با دادن دادخواست مشترک امکان طلاق را فراهم می‌کنند و چون این درخواست مشترک و با توافق طرفین است حکم صادرشده در مورد آن قطعی بوده و قابل‌تجدید نظرخواهی نیز نمی‌باشد که ازنظر زمان رسیدگی سریع‌تر از موارد دیگر طلاق خواهد بود حال یکی از مواردی که درخواست طلاق بنا به درخواست زوجه صورت می‌گیرد و بعضاً‌ عنوان طلاق توافقی به خود گرفته مورد طلاق خلع و مبارات است.
بارها مشاهده می‌شود که زن نسبت به مرد کینه‌ی شدید دارد یا اینکه از او تلقی این را می کند که تحمل همسرش برای او سخت و دشوار می‌باشد و از بقاء زوجیت متضرر می‌شود چون مرد حقوق شرعی او را ایفاء نمی‌نماید یا اینکه به خواسته‌های زوجه عمل نمی‌نماید به همین دلیل راضی می‌شود تا با پرداخت مالی به شوهرش او را راضی به طلاق کند و ممکن است این حس کینه‌جویی و کراهت در طرفین موجود باشد و دو طرف حاضر به ادامه‌ی رابطه‌ی زوجیت نمی‌باشند و تحمل دو طرف به نهایت خود می‌رسد . به‌هرحال از دید فقها این راه‌حل مشهور به خلع و مبارات می‌باشد درواقع در این نوع طلاق توافق و تراضی زوجین مبنای طلاق قرار می‌گیرد در خصوص میزان کراهت و تنفر اختلاف بسیار وجود دارد و عده‌ای معتقدند که صرف کراهت کافی نیست و باید به نحوی باشد که اظهار گردد که اگر شوهر او را طلاق ندهد مرتکب معصیتی خواهد شد که حداقل آن نشوز خواهد بود و این امر از آیه‌ی کریمه‌ی ۲۲۹سوره‌ی بقره (فلا جناح علیهما فیما افتدت به‌) استنباط نموده‌اند ولی نظر مشهور علماء و فقها این است که صرف اظهار کراهت جهت تحقق خلع کافی است (محقق داماد ۴۲۶.۱۳۷۶) اما این کراهت ممکن است به‌صورت ذاتی باشد یعنی اینکه اخلاق یا قیافه‌ی شوهر برای زن قابل‌تحمل نیست یا اینکه عارضی باشد و آن‌هم بدین معنی که بعد پیش آید مثلاً اختیار کردن زن دوم از سوی شوهر زن‌ اما بر مرد حرام است فدیه‌ای که با عمد و از روی بداخلاقی کاری کند که زن به حدی رسیده و نه‌تنها مهر حلال و جان آزاد بخواهد و مرد ازاین قضیه سوءاستفاده نماید.‌ دین مبین اسلام این‌که مرد بخواهد برای به دست آوردن مالی از زن، او را تحت‌فشار قرار دهد را به‌شدت محکوم و مذمت کرده است:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا به بعض ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی‌ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً کَثیرا» (نساء۱۹)
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شمارا حلال نیست که زنان را برخلاف میلشان به ارث ببرید. و تا قسمتی ازآنچه را که به آن‌ها داده‌اید باز پس ستانید بر آن‌ها سخت مگیرید، مگر آنکه مرتکب فحشایی به ثبوت رسیده شده باشند. و با آنان به نیکویی رفتار کنید. و اگر شمارا از زنان خوش نیامد، چه‌بسا چیزها که شمارا از آن خوش نمی‌آید درحالی‌که خدا خیر کثیری در آن نهاده باشد.»
بند اول : طلاق ازنظر لغت و اصطلاح:
به معنی گشودن گره و رها کردن است. (‌انوری، ۲۸۹۲.۱۳۹۳) در حقوق امروز ایران طلاق ممکن است به‌حکم دادگاه یا بدون آن واقع شود‌ یا گواهی عدم امکان سازش.
بعضی از اساتید حقوق فرانسه طلاق را این‌گونه تعریف نمودند (طلاق قطع رابطه زناشویی به‌حکم دادگاه در زمان حیات زوجین به درخواست یکی از آنان یا هر دوست) (صفایی و امامی۱۳۸۸. ۲۰۱)
همچنین به معنای رها کردن واگذاشتن و حل قید (گشودن) است چنانکه عرب به شتر رسته از بند (‌ناقه طالق) گویند وهم چنین به اسیری آزادشده نیز (اسیر مطلق) گویند. (‌انصاری، طاهری، ۱۳۸۴.۹۷)
طلاق عبارت است از برداشتن و فسخ کردن عقد نکاح و پایان دادن به آن از طریق مرد و یا از
طرف زنی که طلاق از طرف شوهر به او تفویض شده است (سلیمی ۳۸۴.۱۳۸۲)
۱.۱ طلاق در اصطلاح : همان مفهوم عرفی رایج میان عقلا را می‌رساند که شارع مقدس با شرایط خاص آن را امضا کرده است و معنی گشودن پیوند زناشویی با واژه یا اشاره یا نوشته‌ای که می‌تواند جایگزین آن باشد چه فوراً گشوده شود و چه بعد از گذشت یک‌زمان معین (شیخ طوسی، ۳۷۲.۱۴۰۷) طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به‌موجب آن مرد به اذن یا به‌حکم دادگاه زنی را که به‌طور دائم در قید زوجیت است رها می‌سازد و نیازی به موافقت زن ندارد . طلاق عبارت است از ازاله نمودن و از بین بردن قید نکاح به‌واسطه‌ی صیغه‌ی طلاق بدون آنکه عوضی در مقابلش ملاحظه شود.
طلاق شرعاً ازاله قید نکاح با صیغه طالق و مانند آن است و طلاق از ایقاعات است و ایقاع لفظی است که دلالت بر انشائ خاص ازیک‌طرف دارد.
همچنین به گشودن پیوند زناشویی بین زن و شوهر که به‌موجب عقد ازدواج به وجود آمده بود با الفاظ پذیرفته‌شده در شرع و قانون اطلاق می‌شود.
طلاق ممکن است با صیغه‌ی طلاق خالی و یا با صیغه‌ی طلاق با خلع یا مبارات و یا بدون آن باشد (لنگرودی، ۴۳۰، ۱۳۸۷).
بند دوم: تاریخچه طلاق
از گذشته‌های بسیار دور وجود داشته و قدمتش به قدمت ازدواج بشر است . برای مثال در میان‌رودان و یونان و روم از آن سوءاستفاده می‌کردند کنستانتین محدودیت‌هایی برای آن وضع کرد و در سده‌ی دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع ساخت. در میان ژرمن‌ها نیز طلاق وجود داشته و اختیار آن مانند سایر جوامع مردسالار به دست شوهر بوده. در اغلب ادیان مانند اسلام، زردشت‌، یهود، پروتستان طلاق با شرایطی پذیرفته‌شده است اما در مذهب کاتولیک به‌کلی ممنوع می‌باشد.(صادقی ۱۰.۱۳۹۰) دانشمندان و حقوقدانان در مورد طلاق متفق النظر نیستند طلاق مانند نکاح مراحل مختلفی را در مسیر تاریخ اقوام و ملل پیموده و تحولات گوناگونی را تحمل کرده است. به همان علت که بشر بنا به درخواست طبیعی خود پیوند ازدواج می‌بندد تا در کانون گرم خانواده و در کنار همسر خود به سکون و آرامش برسد‌، به همان‌گونه نیز ممکن است به دلایلی از ادامه زندگی خودداری کرده‌، طلاق را بپذیرد. ولتر می‌گوید : « طلاق و ازدواج در یک‌زمان در عالم پدید آمدند » قدر مسلم این است که طلاق در بسیاری از ادیان الهی و غیر الهی پیش از اسلام وجود داشته است.
در اسلام اگرچه منع خاصی برای طلاق نیست و علی‌الظاهر مرد هر وقت بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق دهد و زن نیز در مواردی خاص می‌تواند تقاضای طلاق کند‌، لیکن شک نیست که طلاق در اسلام امری مذموم و ناپسند است، روایات متعددی در نکوهش طلاق آمده و در خبراست که هیچ‌چیز ناپسندتر از طلاق نزد خداوند نیست (حر عاملی۳۸۳.۱۴۰۹).
‌ به‌طورقطع معلوم نیست طلاق از چه زمانی معمول گردیده ولی نخستین منبع در دسترس در این باره قانون حمورابی است. (حائری‌، ۱۳۸۷، ۹۵۳‌) که مربوط به چهار هزار سال قبل می‌شود. آگوست کنت جامعه‌شناس مشهور عقیده دارد هرچقدر موارد طلاق محدود شود سبب تحریک اشخاص بر اقدام به جدائی می‌شود و بنیان خانواده را متزلزل می‌سازد. امیل دورکیم جامعه‌شناس عقیده دارد که نکاح اثر بسیار مطلوبی به لجام زدن به هوس‌های اشخاص دارد و مرز اخلاقی مفیدی برای آن‌هاست(کاتوزیان، ۱۳۷۵، صص ۳۱۱، ۳۱۲).
در قانون مدنی تعریفی از طلاق ارائه نشده بلکه مفهوم آن مسلم فرض شده بنابراین، تعریف طلاق در قانون مدنی ایران، همان تعریف فقهای شیعه خواهد بود. و چنین تعریفی از طلاق ارائه‌شده است:« والطلاق اسم لانشاء فراق الزوجه وهو من الایقاعات…و انه ازاله قید النکاح من قبل الزوج او وکیله او الحاکم به غیر عوض به لفظ مخصوص.
بند سوم: طلاق توافقی در قانون حمایت خانواده
در کشور ما با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۵۳ طلاق با تراضی و توافق پذیرفته شد النهایه به‌شرط دریافت مجوز از دادگاه. اما در قانون جدید (ماده‌واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق سال ۷۱) اشاره به زوج‌های منعکس در این قانون گردیده که ناظر به تراضی و توافق طرفین است. تراضی و توافق مستلزم پرداخت مهریه و نفقه ایام عده بوده و به‌هرحال به عهده زوج است. به‌موجب این قانون طرفین موظف به مراجعه به دادگاه و تقدیم دادخواست بوده و دادگاه پس از بررسی و کسب نظر داوران و تعیین تکلیف فرزند یا فرزندان مشترک گواهی عدم امکان سازش صادر و به آن‌ها ارائه می کند تا به دفترخانه موردنظر مراجعه و در جریان صیغه‌ی طلاق قرار گیرد. احراز توافق زن و شوهر در امر طلاق به‌طوری‌که از نحوه‌ی عمل دادگاه‌ها برمی آید با خود دادگاه و حضوری امکان‌پذیر است دادگاه صالح برای رسیدگی به مساله طلاق دادگاه‌های عمومی یا خانواده است. توافق زوجین برای طلاق از موجباتی بود که بر مبنای آن می‌توان از دادگاه درخواست گواهی عدم امکان سازش کرد این قاعده تازگی نداشت‌ . بنابراین می‌توان گفت که در فقه امامیه و قانون مدنی یک نوع طلاق با توافق تحت عنوان خُلع و مبارات پیش‌بینی‌شده است این در حالی است که در قانون حمایت از خانواده طلاق با توافق قلمرو وسیع‌تری دارد و می‌تواند صورت خُلع و مبارات نداشته باشد در این نوع طلاق با توافق زوجین بدون آنکه عوضی داده شود طرفین می‌توانند تقاضای صدور عدم امکان سازش برای طلاق نمایند و پس‌ازآن دریافت و اقدام به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن نمایند قانون حمایت خانواده سال۴۶ آن را تصویب کرده بود و قانون حمایت خانواده مصوب سال ۵۳ (بند اول ماده ۸) آن را مجاز می‌شناخت . اما سؤالی که در اینجا پیش خواهد آمد این است که در صورت توافق آیا داوری و میانجیگری لازم خواهد بود آیا در این نوع طلاق بحث کراهت جا دارد یا فقط باعث تأخیر در امر دادرسی و شلوغی بی‌جا دادگاه‌ها می‌گردد و بی‌اعتمادی به قانون ؟ این در حالی است که در انواع طلاق که موجبات آن به درخواست مرد یا تقاضای زن باشد باید این مراحل صورت می‌گرفت و حتی با آن نیز یک نوع عمل حقوقی یک‌جانبه (ایقاع) از طرف مرد بود ولی در این نوع طلاق که با توافق صورت می‌گیرد دیگر جای این را باقی نمی‌گذارد که بحث از ارجاع داوری و میانجیگری در بین طرفین باشد چون در این مورد طرفین عقد باقصد و نیت خود این کار را می‌کنند. در ماده ی ۲۷قانون حمایت خانواده ی جدید : در کلیه ی موارد درخواست طلاق به جز طلاق توافقی دادگاه باید به منظور ایجاد صلح و سازش موضوع را به داوری ارجاع کند .دادگاه در این موارد باید با توجه به نظر داوران رای صادر و چنانچه آن را نپذیرد نظریه داوران را با ذکر دلیل رد کند.
بند چهارم: تعریف خلع و مبارات
خلع اسم مصدر از خلع به معنای کندن و بیرون آوردن و جدا کردن گرفته شده است و به جهت آنکه در قرآن کریم هر یک از زوجین مادام که رابطه زوجیت برقرار است، لباس دیگری قلمداد شده‌اند (سوره بقره ۱۸۷) ‌، جدایی آن‌ها از یکدیگر گویی به‌منزله درآوردن لباس و کندن آن است که در بیان روایات و کلام فقیهان و مسلمانان این جدایی با شرایط خاصی خلع نامیده شده است . زیرا همان‌طور که زوج و زوجه لباس یکدیگر تلقی شده‌اند ممکن است این لباس دیگر نتواند پوشش مناسبی برای زوجین باشد و به دلیل کراهتی که زوجه از زوج خود پیدا می‌کند ادامه‌ی زندگی زناشویی برایش ملال‌آور و غیرقابل‌تحمل شود در چنین صورتی زوجه مالی را که به آن فدیه می‌گویند به شوهر خود می‌دهد و در عوض رضایت شوهر را برای طلاق دادن خود بدست می‌آورد (دیانی ۱۳۸۷و۲۵۷)
خلع در اصطلاح فقه به معنای از هم گسیختن نکاح به‌وسیله‌ی فدیه‌ای است که از طرف زوجه به زوج پرداخت می‌شود همچنین این تعریف در کلام و در قواعد نیز آمده وفقهای بعد از ایشان نیز ذکر کرده‌اند و آن را خلع دانسته‌اند.
یکی از راه‌های جدایی زوجین، که در مدت عده زوج طبیعت این جدایی به‌گونه‌ای است که از طرفی تمام ارکان و شرایط اساسی عقد، مانند تراضی طرفین و یا ایجاب و قبول آن‌ها، در آن لازم است و از سوی دیگر کیفیت اجرا و آثار آن شباهت به ایقاع دارد و یا به‌بیان‌دیگر آثار طلاق را دارا می‌باشد که یکی از ایقاعات است را دارا می‌باشد.
تعریف مبارات: یکی از انواع طلاق باِئن طلاق مبارات است که قانون‌گذار فقط یک ماده در قانون مدنی به آن اختصاص داده است این ماده مختصر و مجمل فقط ناظر به میزان فدیه در طلاق مبارات می‌باشد. مبارات از صیغه‌ی مفاعله به معنی از همدیگر برائت جستن و یا تنفر دو طرف از همدیگر است. طلاق مبارات وفق ماده ۱۱۴۷ق.م آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض نباید زائد بر میزان مهر باشد .حال اگر زائد بر میزان مهر مالی از زنی مطالبه شود حکم بخش زائد را باید معلوم نمود .عده‌ای گفته‌اند بخش زائد بر مهر باطل و مرد مالک آن نمی‌گردد چون مخالف با قانون امری می‌باشد (لنگرودی ۱۳۸۶.۲۶۴) اما گروهی آن را باطل ندانسته و نوعی هبه تلقی نموده‌اند که در نفوذ مبارات تأثیری ندارد (کاتوزیان. قانون مدنی ماده ۱۱۴۷) نظر اول بیشتر با فلسفه‌ این عمل حقوقی منطبق است افزون بر اینکه فقه نیز آن را تائید می‌کند بنابراین بخش زائد چون قابل مطالبه نیست اخذ و تصرف در آن باطل است البته اگر زن خارج از قوانین امری و با رضایت خود علاوه بر فدیه مالی به زوج بدهد اشکالی ندارد (دیانی.همان. ص ۲۶۱)
اما در حقوق اگر کراهت دوجانبه باشد یعنی زن و شوهر هر دو از هم نفرت داشته باشند در این نوع طلاق وجود دو عنصر کراهت و بذل فدیه ضروری است و فدیه باید مالیت داشته باشد و چیزی که به‌عنوان فدیه داده می‌شود باید بتوان به‌عنوان مهر قرار داده شود (محقق داماد.۱۷.۱۳۷۴)
مبارات در اصطلاح مانند خلع است جز اینکه در مبارات زوجین هر دو از یکدیگر نفرت دارند و چون زوجین به‌وسیله‌ی طلاق مزبور از یکدیگر جدا می‌شوند آن را طلاق مبارات گویند (فیض ۳۳۹.۱۳۸۹‌)
همچنین طلاق مبارات به اعتبار اینکه در مقابل بذل مال از طرف زن واقع می‌شود دارای دو طرف است و توافق در اراده لازم دارد (امامی. ۴۹.۱۳۹۱)
گفتار دوم: علل گرایش به طلاق توافقی
از عوامل گرایش به طلاق توافقی میتوان به موارد مهم آن در زیر اشاره نمود
بند اول: سهولت طلاق
طلاق توافقی یکی از بحران‌های جدید خانواده‌های ایرانی و از آسیب‌های اجتماعی رو به گسترش است. درحالی‌که درگذشته حساسیت‌های زیادی نسبت به طلاق وجود داشت که باعث می‌شد حکم طلاق صادر نشود و به دو طرف محدودیت‌هایی را اعمال می‌کردند تا باگذشت زمان خشم و احساسات زودگذر فروکش کرده و دوباره به کانون گرم خانواده باز کردند.اما امروز به‌راحتی حکم طلاق توافقی صادر می‌شود. به همین دلیل شاهد افزایش‌ روزبه‌روز طلاق‌های توافقی هستیم. در طلاق توافقی زن و مرد توافق می‌کنند از یکدیگر جدا شوند و این توافق در حکم دادگاه ثبت می‌شود و ازنظر قانونی ضمانت اجرایی پیدا می‌کند.حال با توجه به اینکه گاهی بعضی از مردان برای عدم پرداخت حقوق زنان آنان را آزار می‌دهند تا جایی که زن برای رهایی از شوهر حاضر به پذیرش این نوع از طلاق می‌شود.
بند دوم: کم‌رنگ شدن نهاد خانواده
با مشاهده‌ی ارقام موجود درباره طلاق توافقی می‌توان دریافت نهاد خانواده به‌ویژه در میان جوانان از قداست قبلی خود برخوردار نیست. و آن‌هم به نوع تربیت و تأثیر رسانه و دانشگاه برمی‌گردد و برخلاف معیارهای گذشته در فرهنگ ایرانی که زندگی زیر یک سقف تحت هر شرایطی را تجویز می‌کرد، بسیاری از کسانی که در گیرودار مسائل و اختلافات زندگی مشترک قادر به ادامه زندگی نیستند با بهره گرفتن از شیوه طلاق توافقی به فسخ این قرارداد اقدام می‌کنند، به نظر می‌آید قداست زندگی مشترک و کراهت طلاق در میان جوانان رنگ‌باخته است.اما از موارد دیگر هم به نوع توقعات و انتظارات و رشد تجمل‌گرایی و عدم درک متقابل نسبت به موضوع را هم می‌توان اضافه کرد که همگی این قضایا تا حدودی به عدم تربیت صحیح در خانواده‌ها و مدرسه می‌باشد تا جایی که در قبل از ازدواج راجع به این قضیه کمترین بحث می‌شود و تا حدودی هم سانسور می‌شود و این روند باعث ایجاد اختلالات شخصیتی در میان افراد جامعه می‌گردد و آمار طلاق را هم به نسبت بالا می‌برد.
بند سوم: نقص قانون
با توجه به اینکه در حقوق اسلامی تنها شوهر دراین‌باره تصمیم می‌گیرد و اوست که هر وقت بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق دهد بااین‌وجود این نهاد حقوقی (طلاق به توافق زوجین‌) در کشور ما و به‌موجب مقررات قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۵۳ پذیرفته شد . زیرا سنت‌های اخلاقی و مذهبی مانعی برای آن ایجاد نمی‌کرد و درواقع زن و شوهر عاقل و پرده‌پوش نمی‌خواهند اسرار خانوادگی و ریشه‌ی اختلافات خود را در مراجع عمومی مطرح سازند و احتمآلا کسان و فرزندان خویش را شرمسار سازند. دلیل این امر را می‌توان از سویی در تمایل زوجین بر دوری از دعوا، جنجال، برخوردها، عکس‌العمل‌های نامعقول و اتلاف وقت بیشتر در دادگاه‌ها دانست و از سوی دیگر به نظر می‌رسد زنانی است که با نواقص قانونی ایران و مشکلات فراوان درراه طرح خواسته طلاق مواجه شده‌اند دست به ابتکاری زده‌اند که طلاق توافقی محصول آن است. (شریفی‌، عزیزی، ۲۱.۱۳۹۳)
پس قانون‌گذار نبایستی این شیوه اخلاقی را ممنوع کند کما اینکه به دادگاه مراجعه می‌کردند دادگاه بعد از نومید شدن از اصلاح بین آنان امر به طلاق می‌دهد.
گفتار سوم: موجبات طلاق
طلاق ازجمله ا یقاعاتی است با تشریفات خاص. ویکی از موارد انحلال نکاح و منحصر به عقد دائم است. یعنی شامل عقد موقت نمی‌شود، فقط عقد دائم است که به اطلاق از بین می‌رود نه عقد موقت. سخن از موجبات طلاق یکی از بحث‌های دقیق و مهم در حقوق اسلامی است. در اصل اسلام، امر طلاق را به دست مرد سپرده است. از سوی دیگر، سپردن این حق به زن از طریق وکالت و شرط ضمن عقد ممکن است. افزون بر آن، در مواردی نیز ممکن است‌ زوجین با توافق هم تصمیم به جدای بگیرند. پس طلاق یا به خواست و اراده مرد است یا به خواست زن یا هردو.
بند اول : به اراده‌ی مرد
‌ دین مبین ما مسئولیت سنگین جدائی و انحلال خانواده را بر عهده مرد‌ قرار داده‌، مداخله زن را در آن لازم ندانسته است چنانکه تشکیل خانواده و بستن عقد ازدواج را در اختیار زن قرار داده است او می‌تواند به‌دلخواه خود شریک زندگی خود را انتخاب کند و به هریک از خواستگارهای خود‌، پاسخ مثبت یا رد بگوید‌، و اینکه طلاق را در اختیار مرد قرار داده است ستمی متوجه زن نمی‌شود بلکه در حقیقت تکلیف بر مسئولیت انحلال خانواده را از دوش او برداشته است. امّا پاره‌ای از افراد در نوشته‌ها و و روزنامه ها از اسلام خرده می‌گیرند که چرا اختیار در طلاق را دست مرد قرار داده و زن را از آن بی‌بهره نموده است ازاین‌جهت ظلمی بر او شده است‌، چه ظلمی بالاتر از این‌که مقدرات و اختیار انحلال خانواده و طلاق و جدائی را در دست مرد قرار داده است؟ ریشه‌های این ایراد را می‌توان در خرده‌گیری‌های مسیحیان از اسلام نیز پیدا کرد. آنها می‌پندارند ازآنجاکه موارد خاصی برای امکان طلاق‌، در اسلام بیش‌بینی نشده و اراده مرد‌، تنها در آن دخالت دارد طلاق میان مسلمین رو به تزاید گذارده‌، بنیان خانواده‌ها همواره در معرض انحلال قرار دارد‌، و علاوه بر این می‌گویند چون اختیار طلاق را اسلام تنها به مرد داده است چه‌بسا اتفاق می‌افتد زن مورد ستم واقع‌شده و به حقوق مشروع وی تعدی و تجاوز می‌شود بطوریکه چه‌بسیار زنانی که میل به طلاق دارند و شوهرانشان آنان را رها نمی‌سازند و چه بسیار زنانی که مایل به طلاق نیستند و لکن شوهرانشان آن‌ها را علی‌رغم میل باطنی طلاق می‌دهند. در جواب آن‌ها باید گفت اگر تمام هدف‌های انسانی و خانوادگی این قانون اسلام‌، به‌دقت و منصفانه موردبررسی قرار گیرد روشن می‌شود که این قانون نه‌تنها باشخصیت و حیثیت و استقلال زن منافاتی ندارد بلکه به صلاح خود زن و جامعه و خانواده‌ها بوده‌، روی دقیق‌ترین محاسبه‌های روحی و طبیعی و اجتماعی زن تشریع گردیده است‌، زیرا مردان با تمام خشونت جسمی که دارند در مقابل جنبه مادی تحریکات جنسی زود خاضع می‌گردند و از این حیث ضعیف و کم‌تحمل می‌باشند و این سلاح طبیعی مؤثر و قاطعی برای هر زنی است که می‌تواند با آن مردان را تابع خود سازد و نظر خاص خویش را به آن‌ها بقبولاند‌، و اما در زنان جنبه‌های معنوی غریزه جنسی قوت بیشتری داشته و قدرت تحمل و بردباری آنان در مقابل نیروی جنسی زیادتر است .ازاین‌رو اگر زنان ازلحاظ تأمین هزینه‌های زندگی به مرد هیچ نیازی نداشته باشند جز تحت شرایط خاصی شاید اصرار بر حفظ بیمان زناشویی ندارند‌، به‌ خصوص در دوران بارداری ایام « رضاع » که عشق مادری اشباع‌شده است رغبت جنسی چندانی‌، نداشته غریزه جنسی آنان چندان شعله‌ور نیست‌، و لذا طبق تحقیقات روانشناسان چه‌بسا زنانی پیدا می‌شوند که در دوران بارداری حتی از مرد خود متنفر بوده در اثر اختلالات جزئی تمایل به طلاق و جدائی از شوهر خود پیداکرده‌، گسستن رشته زناشویی در این حال برای او مهم جلوه نمی‌کند حتی دگرگونی‌های جسمی و روحی که در ایام عادت ماهانه برای غالب زنان رخ می‌دهد و یک نوع عصبانیت و ناراحتی و نگرانی که در روح خود احساس می‌کنند‌، گاهی از همه‌چیز متنفر می‌گردند‌، حتی از شوهر خویش‌، و چنین حالتی مسلماً زمینه اختلاف‌های خانوادگی و درنتیجه وفور طلاق و جدائی می‌گردد‌، بخصوص که زن ممکن است تحت تأثیر احساسات و عواطف‌ واقع‌شده اساس و بنیان خانواده را به خاطر یک امر غیر مهم منحل سازد‌، مطالعه آمارهای سرسام‌آور طلاق در ممالکی که برای زنان حق طلاق وجود دارد بالاترین سند زنده این گفتار می‌باشد.
طبق ماده‌ی ۱۱۳۰ ق م مرد هر وقت که بخواهد می‌تواند زن خود را طلاق دهد. البته بعدها به‌موجب ماده‌ی ۸قانون حمایت خانواده سال ۱۳۴۶ تعدیل گردید و در تبصره‌ی ۲ ماده‌ی ۳ قانون دادگاه‌های مدنی خاص برای جلوگیری از سوءاستفاده مردان از این اختیار ارجاع به داوری و لزوم اجازه‌ی دادگاه را در صورت عدم حصول سازش برای طلاق مقرر نمود‌، اما در سال ۷۰ ماده‌واحده‌ای با اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بر لزوم اجازه‌ی دادگاه در طلاق تأکید نمود اما با توجه به قوانین مزبور و محدودیت اختیار مرد در طلاق ماده ۱۱۳۳ ق م در تاریخ ۱۹/۸/۸۱ به شرح زیر اصلاح شد (مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید‌) زن نیز می‌تواند باوجود شرایط مقرر در مواد۱۱۱۹، ۱۱۲۹، ۱۱۳۰این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید. حال با توجه به قوانین فوق می‌توان گفت که در حال حاضر اراده‌ی مرد بدون حکم دادگاه برای طلاق کافی نیست و قانون بقای خانواده را فدای خودسری مرد نمی‌کند و آن را می‌توان یک قاعده‌ی جدید در حقوق ایران دانست (صفایی، امامی، ۱۳۸۵، ۲۰۹و۲۱۰).
‌ طلاق به‌عنوان یک ایقاع در ید زوجه است هیچ‌گونه دلیلی دایر بر وجود عسر و حرج ناشی از دوام زوجیت از سوی زوجه ارائه نشده است.
مرجع رسیدگی :شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر تهران
رأی دادگاه:در خصوص اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای غ. ت نسبت به رأی صادره از شعبه ۲۳۵ دادگاه محترم خانواده تهران به شماره…….سال ۸۴ موضوع پرونده…که بر اساس آن حکم به محکومیت مشارالیه به مطلقه نمودن تجدیدنظر خوانده به نام خانم ع. ع صادرشده است با عنایت به این‌که در حقوق خانواده طلاق ایقاع متعلق به زوج بوده و تجدیدنظرخواه به‌عنوان زوج فاقد اراده مبتنی بر مطلقه نمودن تجدیدنظر خوانده است و هیچ‌گونه دلیلی بر وجود عسر و حرج ناشی از دوام زوجیت به دادگاه ارائه نشده بنابراین با وصف مطروحه و لحاظ قداست کانون خانواده دادگاه اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص می‌دهد و با استناد به ماده ۳۵۸ ق آ د ع مصوب ۷۹ در امور مدنی ضمن نقض رأی معترض‌عنه حکم به بطلان دعوی تجدیدنظر خوانده صادر و اعلام می‌دارد رأی دادگاه قطعی است.
پس با توجه به اینکه طلاق یک ایقاع است و کاملاً در دست مرد می‌باشد لذا رأی بدوی دارای ایراد می‌باشد و دادگاه تجدیدنظر با اشعار کامل بر موارد فوق رأی بدوی را نقض نمود.
بند دوم : طلاق به خواسته‌ی زن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:49:00 ق.ظ ]