کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



۱-۱-۳-۱-جایگاه زن در طبقات هیأت حاکمه
افلاطون با طرح سخنان و دستوراتی در کتاب های «قوانین» و «جمهور» اصالت را به جامعه می دهد و معتقد است که سعادت جامعه به طور مستقل قابل دستیابی نیست. بلکه انسان ها مسئول هستند، زمینه های سعادت جامعه را فراهم آورند تا عموم بشر را به رستگاری برسانند. همو در راه نیل به این هدف به سه نکته مهم اشاره می نماید، که عبارتنداز:
۱-۱-۳-۱-۱-رفع هر گونه وابستگیوی معتقد است طبقه هیأت حاکمه، آموزش و تعلیم ویژه ای برای اداره شهر دیده اند. بنابراین موظف هستند خود را از هرگونه وابستگی دور سازند تا بتوانند با توجه به سرمایه ای که جامعه در راه پرورش آن ها هزینه نموده است، زمینه های فلاح آن را فراهم سازند. سپس مهمترین وابستگی را مالکیت خصوصی می داند که باعث نفع پرستی و خودخواهی می شود. در مقابل منافع عمومی قرار دارد که باید از میان برود و در نهایت اشتراک منافع بوجود آید. از دیدگاه او وحدت یک جامعه زمانی از بین خواهد رفت که عده ای با رنج و عذاب خود، موجب رفاه و راحتی دیگران شوند. منافع شخصی نمی گذارد که افراد یک جامعه با یکدیگر متحد و برابر باشند. بدین روی تفاوتی میان نهاد خانواده در هیأت حاکمه و سایر مردم در نظر می گیرد که بر اساس نظریه وی نهاد خانواده، در هیأت حاکمه موضوعیت ندارد و لازم است ویران شود. وی در این طبقه اوامر دولتی را بر هر امر دیگری مقدم می دارد و معتقد است حکومت و تشکیل خانواده دو امر مخالف و متضاد یکدیگر هستند و پاسداران و هیأت حاکمه لازم است از هر ارتباط و انگیزه ای که توجه آنان را نسبت به امر نگهداری حکومت کاهش دهد، برحذر باشند.گرچه آن موضع تشکیل خانواده باشد، تا با انحصار خود به دولت بتوانند وفاداری تام و تمام شان را به امر حکومت به ظهور رسانند.بدین روی برای زنان و مردان تعلیم دیده در طبقه هیأت حاکمه، نهاد خانواده وجود ندارد و برای برپاسازی آرمانشهر افلاطونی ضروری است که بنیاد خانواده از بین برود.
دانلود پایان نامه
۱-۱-۳-۱-۲-اصلاح نژاد: در دیدگاه افلاطون طبقه حکیمان و نظامیان باید با نظارت دولت ازدواج نمایند تا بهترین انسان ها از لحاظ حکمت و قدرت را به دنیای خاکی وارد سازند و بهترین دستاوردها برای بهبود نسل بشر و اصلاح نژاد را داشته باشد تا وظایف مهم دولتی به دست برترین اشخاص بیفتد. بدین روی هدف وی ایجاد بهترین وضعیت، برای نظام دولتی است.همو در بیان علت نظریه اصلاح نژاد انسان ها، این موضع را با اصلاح نژاد در سگ های شکاری و پرندگان از نژاد زیبا و اسب و سایر حیوانات مقایسه می نماید و بیان می دارد که لازم است افراد نخبه جنس نر و ماده حتی المقدور بیشتر وافراد پست حتی المقدور کمتر جفت شوند و نیز لازم است که فرزندان دسته اول پرورش یابند، نه فرزندان دسته دوم تا بدین طریق ممتاز بودن گله کاملا حفظ شود. افلاطون این امتیاز را از آن زمامداران می داند تا سرّ این تدابیر، تنها نزد آن ها بماند و حتی المقدور از بروز اختلافات در میان گله نگاهبانان جلوگیری شود.
۱-۱-۳-۱-۳-اشتراک اموال و خانواده: در جامعه ایده آل افلاطونی، بهترین جامعه«جامعه ای»است که مالکیت اشتراکی در تمام طبقات آن توسعه یابد. از طرفی طبقه هیأت حاکمه را تنها طبقه اجتماعی می داند که شایستگی زندگی در آرمانشهر را به تبع آموزش هایی که دیده اند، دارد. در دیدگاه افلاطون، این طبقه افرادی هستندکه برای اداره کشور لازم است برخودخواهی خویش غلبه یابند و به فکر رفاه حال شهروندان باشند و آن ها را بر یکدیگر ترجیح ندهند. بنابراین ثروت خصوصی و ازدواج برای زمامداران وجود ندارد تا از وظایف اصلی خود باز نمانند. افلاطون براین عقیده است که تملک و دارایی باعث تفرقه حاکمان و مردم می شود. همو در راه ایجاد این وحدت و یگانگی، اشتراک خانواده در کنار اموال را نیز مطرح می کند و با استناد به سخنان سقراط، طرح «زنان و کودکان مشترک»[۱۴۴]در میان نگهبانان را بیان می نماید.[۱۴۵] از دیدگاه افلاطون لازم است در میان مردان جنگی اشتراک زن و فرزند وجود داشته باشد. او در بیان این مطلب می گوید: همسران مردان جنگی بین همه آن ها مشترک خواهند بود و هیچ یک از آن ها به خصوص با یکی از آن ها زیست نخواهد کرد و فرزندان هم مشترک خواهند بود. یعنی نه والدین، فرزندان خود را خواهند شناخت. نه فرزند، والدین خود را. تا بدین طریق وحدت و یگانگی در این طبقه ایجاد شود و هیچ رهبر و پاسداری، قادر نباشد زن یا کودک خود را نشان دهد. همو بیان می دارد با اجرای این طرح، زمینه های سعادت جامعه فراهم می شود. افلاطون اشتراک مطروحه را در صورت اجرا، نعمت می داند.[۱۴۶]سپس در تأیید نظر خود، معتقد است انحصار، موجب خودخواهی می شود و حسن اداره و نظم شهر در جایی معنا می یابد که همه مردم آن در احساسات و غم و شادی با یکدیگرشریک باشند و در این شهر، نگهبانان با هر کس که روبرو شوند او را مانند برادر و خواهر یا پدر و مادر و . . . خویش تلقی خواهند کرد. وی زن و فرزندان اختصاصی و مال و ملک خصوصی را موجب شادی و اندوه انفرادی می شمارد. در حالی که اگر تمام افراد یک جامعه در موضوع مالکیت متفق القول باشند، همه آن ها در راه وصول به هدف واحد، خواهند کوشید و بالنتیجه از همه کشمکش ها آسوده خواهند شد واز طرفی تعقیب جزائی ناشی از ضرب و جرح و اختلافات پیش نخواهد آمد.[۱۴۷]
۱-۱-۳-۲-نظریه افلاطون در باره نهاد خانواده در طبقات پایین
نظریه افلاطون در باره غیر طبقه حاکمه – که شهروندان درجه دوم محسوب می شوند- این است که زنان طبقه پایین به عنوان همسران خصوصی و مادران در ردیف اموال و احشام مرد بوده و ایجاد نهاد خانواده ضروری است. این همسران خصوصی وظیفه پرورش کودکان را بر عهده دارند.
بنابراین افلاطون نسبت به زن با دو معیار جداگانه برخورد می کند: یکی معیاری برای زنان طبقات هیأت حاکمه و دیگر معیاری برای زنان طبقات پایین جامعه. بر این اساس است که وظیفه خانه داری زن و مالکیت مرد نسبت به او، تنها برای طبقات پایین مفهوم پیدا می کند. در این طبقه، زنان جزو اموال طبیعی مرد به عنوان همسران خصوصی آن ها هستند و مادران در ردیف بردگان و کودکان محسوب می شوند.
بدین روی تفاوت برجسته ای که بین نقش بانوان در دو کتاب جمهور و قوانین مطرح است، به دلیل آن نیست که افلاطون عقیده اش را نسبت به «طبیعت» و «قابلیت» زن تغییر داده است. بلکه با نگاه متفاوتی که به جنس مؤنث در دو کتاب خود داشته، او را به عنوان ابزاری در خدمت جامعه و مردان در نظر گرفته است. وی زمانی که در جامعه ایده آل خود اشتراک زن را در طبقه هیأت حاکمه مطرح می کند، او را جزو اموال مرد محسوب می نماید و به دفاع از عدم مالکیت خصوصی و براندازی خانواده فردی می پردازد تا جامعه رو به اصلاح و سعادت برود و نژاد انسان ها بهبود یابد و از مردان دلاور بیشترین تعداد فرزند به وجودآید و فرزندان افراد پست و نوزادان ناقض الخلقه از میان بروند و در طبقه دیگر زن را در ردیف کودکان می داند. البته آنچه برای او اهمیت دارد، زن یا مرد نیست، بلکه جامعه است. همو سعادت جامعه را بر سعادت فرد مقدم می دارد و همه آحاد جامعه را حتی در خصوصی ترین مسائل زندگی شان تابع قوانین و منافع اجتماعی می خواهد. بدین روی دیدگاه وی در دو کتابجمهور و قوانین در یک راستاست، ولی معیارهایش متفاوت است؛ در اولی؛ جامعه درجه یک است که خدایان آن را سرپرستی می کنند و دومی؛ جامعه درجه دوم است که انسان های ناقص آن ها را رهبری می کنند.[۱۴۸]
کنترل دولت بر تعداد خانوار
در نهایت افلاطون نظر خود را در باره تعداد خانوارهای یک شهر بیان می دارد و این که تولید مثل باید در کنترل دولت باشد تا تعداد۵۰۴۰ خانواده[۱۴۹] که مد نظر او می باشد، همیشه ثابت بماند. بر اساس این دیدگاه، مقامات دولتی گاه از تولید مثل بیش از حد نیاز، جلوگیری خواهند کرد و گاه با پند و اندرز و وعد و وعید جوانان را به تولید نسل بیشتر وادار خواهد نمود[۱۵۰] تا شماره اهالی شهر به یک میزان نگه داشته شود و حتی الامکان فرزندان بیشتر از جوانانی باشد که لیاقت مخصوصی از خود نشان داده اند.[۱۵۱]
بنابر آن چه بیان شد، در نظام تعریف شده افلاطون، اوامر حکومتی بر هر امر دیگری مقدم است. بخصوص در طبقه هیأت حاکمه، حکومت و تشکیل خانواده، دو امر مخالف و متضاد یکدیگرند و لازم است در وفاداری این طبقه نسبت به دولت، نهاد خانواده ویران شود و انسان بالاترین ویژگی اش را که احساسات لطیف، محبت و مهربانی است، از دست بدهد. پدر و مادر از نقش سنتی خود چشم بپوشند و عشق به فرزند تابع نظر دولت و مکانیزه شود. نقش هر کس بنابه وظیفه ای تعریف شود که در جامعه به عهده دارد. در نظام فکری او، انسان ها در زندگی فردی جایگاهی ندارند. خانواده وانهاده شده است و والاترین هدف، فلاح جامعه می باشد. در حالی که اساس هر جامعه ای از خانواده تشکیل می شود و اگر نیازها و اهداف افراد به صورت فردی در خانواده لحاظ نشود، بنیان جامعه متزلزل خواهد شد. بدین روی وی در وضع قوانین خود نسبت به صفات، نیازها و خواسته های افراد بی توجه است و اگر تمام همتش را به بیان تمریناتی جهت پرورش پسران معطوف می دارد، بدین خاطر است که آن ها بتوانند از مرزهای کشور نگهداری نماید. بنابراین وی دیدگاه مردانه و میهن دوستانه اش را در تربیت کودکان حاکم می نماید و با همین دیدگاه به زنان می نگرد و اگر خواستار تساوی زن و مرد می باشد، بدین خاطر است که با فراگیری آموزش و تمرین های نظامی یکسان، بتوانند از عهده تیراندازی و به کاربردن سلاح های گوناگون برآیند و در هنگام ضرورت از زادگاه و فرزندان خود دفاع کنند. ولی همو از بیان قانونی جهت تربیت و رشد و پرورش استعدادهای افراد در نیل به اهداف آفرینش غفلت می کند و بخصوص به فطرت و غرایز زنانه توجه لازم را ندارد و گرچه افرادی، او را پدر فمینیسم‏‏ می نامند، اما نه تنها مشکلی از مسائل زنان را حل نمی کند بلکه مباحث مربوط به آن ها را پیچیده تر می سازد. همو با وضع قوانینی خاص، موجب ارزشمندی صفات مردانه می شود و نهایتاً زنان را تشویق می نماید تا به سمت این نوع صفت روی آورند. گرچه افلاطون برابری زن و مرد در طبقه هیأت حاکمه را مطرح می کند، ولی همواره زن را از هر حیث ناتوان تر از مرد می داند و با قرار دادن زنان و کودکان در کنار اموال خصوصی، نوعی مالکیت مردان نسبت به جنس مؤنث را نشان می دهد. افلاطون بر پایه این دیدگاه، خدا را شکر می کند که مرد آفریده شده نه زن و می گوید: خدا را شکر می کنم که یونانی زاییده شدم نه غیر یونانی، آزاد به دنیا آمدم نه برده، مرد آفریده شدم نه زن.
۱-۲- دیدگاه ارسطو
ارسطو[۱۵۲]نیز از جمله فیلسوفانی است که درکتاب«سیاست»[۱۵۳]دیدگاه خویش را در باره تفاوت زن و مرد اظهار داشت و با نظرات استاد خود، افلاطون، مخالفت ورزید. او معتقد است تفاوت دو جنس تنها از جنبه «کمی» نیست. بلکه از جنبه کیفی نیز متفاوتند. زیرا نوع استعدادهای زن و مرد با یکدیگر فرق دارد و وظایفی که خلقت بر عهده هر یک از آن ها گذاشته و نیز حقوقی که برای آن ها در نظر گرفته، متفاوت از دیگری است.[۱۵۴] همو در باره زن، و نهاد خانواده مسائل زیر را بیان می نماید:
۱-۲-۱-رفتارشناسی زنان از دیدگاه ارسطو
دیدگاه ارسطو در باره زنان را می توان در موارد زیر بیان نمود:
۱-۲-۱-۱-فرمانبرداری زن
از دیدگاه ارسطو، فضایل اخلاقی در افراد گوناگون، با یکدیگر بر اساس فرمانروا یا فرمانبردار بودن، متفاوت است. با وجود آن که هر دو باید دارای فضیلت باشند، اما یکی فرمان می دهد(این بخشی است که از خرد بهره دارد) و دیگری فرمان می پذیرد.(این بخشی است که از خرد بی بهره است) از نقطه نظر او فرمانروایان و فرمانبرداران انواع گوناگون دارند. مانند فرمانروایی مردان بر زنان. البته وی معتقد است فرمانبرداری زن به دلیل عدم توانایی او در اندیشیدن نیست، بلکه بدین خاطر است که گرچه توانایی اندیشیدن را دارد ولی اختیار حکم کردن را ندارد و محدودیت اختیارات او بدلیل تفاوت حیطه وظایف جنس مؤنث می باشد. وی رابطه زن با مرد را رابطه زیردست با زبردست و فرمانبردار با فرمانروا می داند[۱۵۵]و معتقد است برخی از زندگان، از همان نخستین لحظه زادن برای فرمانروایی یا فرمانبرداری مقدر می شوند.[۱۵۶]وی فرمانبرداری زن را از روز تولدش حتمی می داند و در تدبیر منزل، بیان می کند که سرور خانواده باید هم بر زن و هم بر فرزندان خویش، فرمان براند و بر همه آنان حکومت کند.[۱۵۷]همو حکومت مرد بر زنش را مانند حکومت یک سیاستمدار بر همشهریانش می داند، و فرمانروایی مرد بر فرزندانش را به سلطنت شهریار بر اتباعش شبیه می کند.[۱۵۸] البته حکومتی بدون تغییر، به گونه ای که این رابطه پیوسته برقرار باشد[۱۵۹]و جزو خصوصیت ذاتی افراد گردد و یکی سزاوار فرمانروایی و دیگری در خور فرمانبرداری باشد.[۱۶۰]سپس در بیان فواید فرمانروایی مردان برای زنان،آن را همانند حکومت آزادگان بر بردگان بر می شمرد که موجب آسایش و نعمت بیشتر برای آن ها می شود. به طوری که هیچ گاه بر ضد ستمگران توطئه نمی کنند[۱۶۱] و بدین طریق هم صلاح فرمانبرداران تأمین شود و هم خیری که میان فرمانروایان و فرمانبرداران مشترک است، احراز گردد. البته در دیدگاه ارسطو، غرض اصلی از این حکومت، تأمین صلاح فرمانبرداران می شود.[۱۶۲]زیرا وی معتقد است در نظام طبیعی، مرد برای فرمانروایی از زن شایسته تر است. همچنان که مهتران و دانایان برای حکومت شایسته تر از کهتران و نادانانند.[۱۶۳]همو در تأکید این موضوع مسلط کردن زنان بر خانواده ها را امری باطل و یکی از روش های خاص دمکراسی افراطی می داند.[۱۶۴]

 

        •  

       

       

 

 

 

                1. تفاوت در فضایل دو جنس

               

               

           

           

       

       

 

در دیدگاه ارسطو اکثریت وسیعی از انسان ها همانند حیوانات، در حکم ابزار و وسایلی هستند برای رفع احتیاجات معدودی از افراد، بدون این ابزار، این عده معدود نخواهند توانست به خوشبختی دست یابند. وی معتقد است که خوشبختی بدون داشتن ثروت، دوستان فراوان، فرزندان نیک، آسودگی، زیبایی و نژاد اصیل امکان پذیر نیست. بنابراین خوشبختی به عده معدودی از انسان ها تعلق می گیرد که دارای فضیلت کامل و شرایط بیرونی مانند ثروت و نژاد اصیل اند. ارسطو بیان می دارد؛ یک خلق و خوی در مرد می تواند فضیلت باشد در حالی که برای زن ارزش نیست. سپس به ذکر مصادیقی می پردازد؛ مانند این که فرمانبرداری فضیلتی طبیعی و دائمی در وجود زن است یاخاموشی زیور زنان است. اگرچه در باره مردان درست نمی آید[۱۶۵]یا اگر مرد در دلیری همانند زن باشد، ترسو و نازکدل است و زن اگر فروتن تر از مرد نباشد،گستاخ و شوخ چشم می نماید یا فضایلی مانند میانه روی و دادگری مرد با زن فرق دارد. وی در بیان تفاوت وظایف به این نکته نیز اشاره می کند که مرد، مال به دست می آورد و زن آن را نگه می دارد و می اندوزد.[۱۶۶]
۱-۲-۱-۳-علاقه زنان به تولید مثل
ارسطو وظیفه زن را در کتاب سیاست مورد بررسی قرار داده است. وی تولید مثل را علاقه ای مفرط در زنان می داند و این که مردان خالق نفس(روح) و زنان خالق جسم(بدن) هستند، سپس صورت و نفس را برتر از ماده و جسم می داند. زیرا نفس، در ذات خود جنبه الهی دارد. بنابراین، آن چه بهتر است به ضرورت مقدم است بر آن چه که پست است و به همین علت جنس مذکر از مؤنث برتر می شود.[۱۶۷]
۱-۲-۱-۴-ممنوعیت مهریه
ارسطو ضمن آن که مهریه را برای زنان ممنوع می داند، می گوید: دو پنجم همه زمین های اسپارت از راه توارث و رسم بخشیدن کابین های گرانبها به دست زنان افتاده است که بهتر می بود که کابین یا یکسره ممنوع شود یا اندازه ای داشته باشد.[۱۶۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 03:23:00 ق.ظ ]




۲-۳-دستاوردهای مهم موج دوم فمینیسم‏‏:
دستاوردهای مهم زنان اروپا در این دوره را که در واقعاً دوران بازسازی و کسب موفقیت نسبی فمینیست‌ها به‌ شمار می‌رود، می‌توان اینگونه در دو گروه مجزا دانست:
۲-۳-۱-پیامدهای مثبت موج دوم
شاید بتوان موارد زیر را به عنوان دستاوردهای مثبت این موج برشمرد:
۲-۳-۱-۱- منع تبعیض جنسی در مشاغل؛
۲-۳-۱-۲-.تأیید اصلاحیه حقوق برابر؛
۲-۳-۱-۳-.تغییر در قوانین طلاق به نفع زنان؛
۲-۳-۱-۴-.موظف شدن مدارس به تجدید نظر در تقسیم دروس بر مبنای جنسیت و . . [۴۳۰]؛
۲-۳-۱-۵-.جداسازی روابط جنسی از تولید مثل؛ پیشرفت علم، روش‌های مؤثری را در امر جلوگیری از بارداری ابداع کرد؛ که به کمک آن زنان توانستند بر تمایل خود مبنی بر تفکیک روابط جنسی از تولید مثل تحقق بخشند.
۲-۳-۱-۶-.کسب قدرت‌های اقتصادی و سیاسی برای زنان؛ در این دوران، اصلاحیه حقوق برابر در قانون اساسی برخی ایالات آمریکا گنجانده شد و قوانین ضد تبعیض و تبعیض مثبت در حوزه‌های کاری و آموزشی تصویب و اجرا شد و نسبت زنان در مشاغل بالای مدیریتی و رده‌های بالای دولتی افزایش یافت.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۳-۱-۷- ایجاد سازمان‌ها و نشریات زنانه؛ که موج فمینیسم‏‏ را تا اقصی نقاط جهان می‌رسانید.[۴۳۱]
۲-۳-۱-۸-تغییر در بسیاری از تصویرسازی‌های رسانه‌ای از زنان؛ در این مقطع، زنان با شدت بیشتر با تبعیض جنسی در سیما و تصویر زن در ادبیات، رسانه‌های گروهی و تبلیغات مخالفت کردند. آن‌ها در فرانسه، خواهان قانون ضد تبعیض جنسی شدند که به انجمن‌های فمینیست امکان می‌داد که در برابر هر تعرّض (عمل، تبعیض و تصویر) که با عزّت و شرف زن مغایرت داشته باشد، مقابله کنند.
۲-۳-۱-۹-.ایجاد معاهدات بین المللی؛ در این دوره معاهدات بین المللی که جنبه حقوقی داشت و به طور جزئی و مشخص به مباحث زنان می پرداخت، در دستورکار قرار گرفت که از جمله این معاهدات می توان به کنوانسیون حقوق سیاسی زنان(۱۹۵۲)و کنوانسیون رضایت برای ازدواج(۱۹۶۲)اشاره نمود.[۴۳۲]
۲-۳-۲-پیامد های منفی موج دوم:
با ملاک قرار دادن فطرت، نیازها و خواسته های زنان شاید بتوان موارد زیر را به عنوان دستاوردهای منفی موج دوم دانست:
۲-۳-۲-۱- سرکوب فطرت و طبیعت زنانه؛ موج دوم فمینیسم‏‏ بدون در نظر گرفتن نیازها و طبیعت جنس مؤنث، تنها در صدد برابری مطلق دو جنس برآمد که این تساوی با توجه به تفاوت در فطرتها در بسیاری موارد، موجب ظلم به یکی از دو قشر انسان ها گردید.
۲-۳-۲-۲- شکست ساختار خانواده؛ در این شرایط نظام سرمایه‌داری که نیاز شدیدی به نیروی انسانی ارزان ‌قیمت داشت، همراه با فمینیسم فضایی را ایجاد کرد که زنان از خانه و زندگی خانوادگی خارج شوند. این موج با شکست ساختار خانواده و ازدواج و تجویز آزادی بی‌حد و حصر جنسی به بهانه مبارزه با مباحث کلیشه‌ای زنان، نه تنها کرامت و شخصیت زنان را خدشه‌دار کرد بلکه جایگاه زنان در نقش‌های مادری و همسری را زیر سؤال برد.
۲-۳-۲-۳- افسردگی و بی هویتی؛ موج اول و دوم فمینیسم، بر جلوگیری از رفتارهای زنانه و سرکوب آن تأکید می‌کرد و این امر باعث شد، زندگی زنان از حالت طبیعی به سوی مکانیزه ‌شدن سوق پیدا کند؛ احساس عدم امنیت به لحاظ فقدان کانون خانواده، عدم ثبات شخصیتی، افسردگی، تنهایی و بیماری‌های جسمی به لحاظ روابط پرخطر جنسی و سقط جنین‌ از پیامدهای فمینیست بوده است.
۲-۳-۲-۴- القای هویت مردانه؛ موج دوم فمینیسم با تأکید بیش از حد بر اشتغال و مشارکت اجتماعی و سیاسی، زنان را مجبور کرد تا برای ابراز وجود، هویتی مردانه از خود به نمایش بگذارند. آن ها در این زمینه آنقدر افراط کردند که با تأکید بر ظاهری مردانه در پوشش، موهای کوتاه،کفش های بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت و چهره ی بدون آرایش همه ی تفاوت های جنسیتی را در معرض نابودی قرار دادند.
۲-۳-۲-۵-.آزادی کامل زنان در امور جنسی؛ از جمله حق تسلط بر بدن و روابط جنسی آزاد از جمله نتایج این موج است.
۲-۳-۲-۶-لغو قوانین منع سقط جنین در برخی ایالات؛
۲-۳-۲-۷-.کاهش ازدواج و زاد و ولد در مقابل افزایش آمار طلاق؛
۲-۳-۲-۸- عدم توجه به موقعیت ها و جایگاه های مختلف زنانزنان رنگین پوست و بومی، زنان فقیر، زنان مهاجر و زنان معلول در جهان غرب و زنان جهان سوم که اصطلاحاً به نام «زنان فراموش شده» معروفند، خود به اعمال نظر فمنیست ها در چگونگی رهایی زنان از قید پدر سالاری اعتراض دارند. زیرا برخی احیا کنندگان حقوق زن نظرات خود را به سایر زنان تحمیل می کنند، در حالی که زنان در موقعیت های مختلف، شکل های متفاوتی از تبعیض را تجربه می کنند. مثلا زنان بومی ساکن کانادا شکل های سنتی زندگی بومی را نه نابرابر و پدر سالارانه، بلکه متکی بر تقسیم کار عادلانه و اصل برابری زن و مرد ارزیابی می کنند. به نظر آنان، آن چه باعث از بین رفتن این زندگی سنتی شده است، تحمیل شیوه های زندگی غربی بر آنان است. بنابراین در راه رهایی از تبعیض های نژاد پرستانه قدعلم می کنند. زنان مهاجر در جوامع غربی نیز تبعیضات و موانع موجود در برابر خود را انزوای اجتماعی، تبعیض نژادی و مشکلات استخدامی می دانند. لذا معتقدند برخی آرمان ها و باورهای جهان شمول فمنیست ها، ضمن تحمیل شیوه زندگی و مبارزه زنان سفید پوست غربی می تواند شکل های جدیدی از ستم را بیافریند.
با توجه به آن چه بیان شد، وضعیت زنان در موج دوم عبارت بود از:

 

    • بی توجهی جامعه به اهمیت کار بانوان در خانه

 

    • برتری ارزش های اجتماعی مردانه

 

    • نارضایتی زنان از تقسیم کار مبتنی بر ویژگی جنسی

 

    • کم شدن فعالیت زنان در عرصه خصوصی به علت پیشرفت فنون

 

    • ورود بانوان به عرصه های عمومی و جذب آنان در بازار کار ثانویه در دوران رکود

 

    • حضور موفق زنان در کارهای مختلف و به ویژه حوزه هایی که در عرف، مردانه شناخته می شد.

 

    • ورود بانوان به دانشگاه ها و افزایش معلومات آنان در سطوح عالی

 

    • نگارش کتاب در زمینه موقعیت های نابرابر زنان نسبت به مردان

 

    • آگاهی بانوان از نارضایتی قشر زنان با ورود به جلسات عمومی و مطالعه کتاب ها

 

    • سعی در غلبه بر فرهنگ جامعه و فمنیزه کردن قواعد اجتماعی و کل سیستم ارزش گذاری جامعه[۴۳۳]

 

    • تبعیض در دستمزد ها و مشاغل[۴۳۴]و نیز در موقعیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به علت جنسیت

 

    • استفاده ابزاری از زنان برای افزایش مصرف گرایی

 

    • تشکیل سازمان هایی که خواستار حقوق و موقعیت برابربودند.

 

بر اساس آن چه بیان شد فمینیست ها معتقد بودند، دستیابی به حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان هنوز مسأله زنان را حل نکرده است و نجات بانوان تنها از راه اصلاحات تدریجی امکان‌پذیر نخواهد بود، بلکه نیاز به یک فرایند ریشه‌ای و انقلابی دارد تا زنان را از دست مردان نجات داد. بر پایه این تفکر بود که هدف اصلی و مهم فمینیست‌ها در موج دوم نجات زن از دست مردان مطرح شد. موج دوم نجات زن از هرگونه قیدی را دستمایه حرکت خود قرار داد، حتی قیدهای ارزشی را و چون همه ارزش‌ها در این عرصه مانند عشق، همسری، مادری، حیا، عفت و… در تعامل با مرد قرار می‌گرفت، نجات زن از دست مردان به عنوان تیتر و سرلوحه جریان فمینیسم‏‏ قرار گرفت.
۲-۴-نقد موج دوم
در بررسی این موج می توان با ذکر نکات زیر، آن را به نقد کشید:
۲-۴-۱-عدم توجه به نظرات تمام بانوان؛ تحول نظام ارزشی بدون توجه به شرایط عینی اساساً عملی نیست. فمنیست های انسان گرا با ارائه مدل خاص خود، به نوعی قوم مداری زنانه متوسل می شوند. آنان با تکیه بر تجربه خاص یک گروه ویژه از زنان(زنان غربی، طبقه متوسط، سفید پوست)الگوهایی برای رفع مشکلات بانوان ارائه دادند. در حالی که زنان یکپارچه نیستند و تفاوت هایی میان آنان و درخواست هایشان وجود دارد.
۲-۴-۲-پایه ریزی شکل جدیدی از نابرابری؛تأکید بر قابلیت های مثبت زنانگی و هویت سنتی زنان - خصوصاً بطورمطلق- می تواند ما را به سمت گرایش گوهرگرا سوق دهد. یعنی زنان مطلقاً بهتر از مردان قلمداد شوند و به این ترتیب شکل جدیدی از نابرابری تأیید شود. فمنیست های موج دوم با ارائه نگرش نسبی گرایی فرهنگی خود در جهت ابقای نظام نابرابر -یعنی تداوم این تفاوت ها - حرکت کردند. برخی از فمنیست های این موج با بیان تمایز افراطی زنان از مردان و تأکید یک جانبه بر خصیصه های مثبت زیستی زنان، به دامن گوهرگرایی - برتری ذاتی زنان- دچار شدند.[۴۳۵]
۲-۴-۳-غلبه دادن پیامد منفی اشتغال بر تمام جوانب آن؛ فمینیست های موج دوم معتقدند کار در جامعه برای مردان مساوی با ابزارنگری، ‌فردگروی، تقابل، خشونت و دوری از خانه است. در این صورت با تساوی تقسیم کار بین زن و مرد هر دو گروه گرفتار نتایج منفی کار می شوند و در این راه تفاوتی بین زن و مرد نیست. بدین روی طبق نظر موج دومی ها، هرکس در جامعه مشغول به فعالیت شود، پیامدش ابزارگرایی، خشونت و دوری از عاطفه و احساسات است. البته لازم به ذکر است که اشتغال و فعالیت های اجتماعی مانند هر حوزه دیگری می تواند نتایج مطلوب و نامطلوبی را در بر داشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




  • تعیین راهکارهای اجتماعی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان

 

  • تعیین راهکارهای آموزشی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان

 

  • تعیین راهکارهای پژوهشی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان

 

  • راهکارهای اقتصادی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان

 

۱-۵- سوالات تحقیق

 

  • راهکارهای مدیریتی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان چه می باشند؟

 

  • راهکارهای فرهنگی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان چه می باشند؟

 

  • راهکارهای اجتماعی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان چه می باشند؟

 

  • راهکارهای آموزشی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان چه می باشند؟

 

  • راهکارهای پژوهشی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان چه می باشند؟

 

  • راهکارهای اقتصادی ارتقا و توسعه ورزش همگانی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان چگونه می باشند؟

 

۱-۶- محدودیت های تحقیق

 

  • با توجه به اینکه دامنه سنی دانشجویان جوان می باشد، یافته های تحقیق قابلیت تعمیم به سایر رده های سنی را ندارد.

 

  • تحقیق کاملا مشابه و منسجمی که بتوان نتایج تحقیق حاضر را با آن مقایسه نمود در دسترس نبود.

 

  • پرسشنامه استاندارد شده ای دراین زمینه یافت نشد.

 

۱-۷- تعریف واژه‏ ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
۱-۷-۱ تعاریف مفهومی

 

  • ورزش همگانی: ورزش همگانی جزء ورزشهای آماتوری محسوب گردیده و اهداف آن صرفا سلامتی افراد و شادابی جامعه بوده و ضمنا انگیزه در آمدزائی مستقیم در آن وجود ندارد و پدیده ای است که اقشار مختلف مردم در کلیه سطوح سنی و جنسیتی به آن می پردازند (برنامه توسعه راهبردی ورزش قم، ۱۳۸۹).

 

  • راهکار: به فعالیت ها و برنامه های اجرایی برگرفته از اطلاعات راهبردی راهکار اطلاق میگردد (تیموری ۱۳۸۵، ۹۹).

 

  • تفریحات سالم: تفریحات سالم را فعالیتی تعریف کرده است که به صورت فردی یا دسته جمعی در اوقات فراغت انجام میشود. مشکل این نظریه سنتی آن است که ورزش و فعالیت بدنی را محور تفریحات سالم قرار داده است (نومیرز ۱۹۵۸، ۱۶۵).

 

  • اوقات فراغت: سرگرمیها، تفریحات و فعالیتهایی است که افراد به هنگام آسودگی از کار عادی با شوق و رغبت به آنها میپردازند (جلالی ۱۳۸۹، ۱۵۴).

 

۱-۷-۲ تعاریف عملیاتی

 

  • ورزش همگانی: در تحقیق حاضر اطلاعات مربوط به ورزش همگانی از طریق سوالات یک تا هفت بخش اول پرسشنامه بدست آمده است.

 

  • راهکار: در تحقیق حاضر به فعالیتها و برنامههای اجرایی برگرفته از اطلاعات راهبردی اطلاق میگردد که از طریق سوالات ۱ تا ۲۹ پرسشنامه گردآوری گردید.

 

فصل دوم:
مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق
۲-۱- مقدمه
این فصل به دو بخش کلی شامل مبانی نظری و پیشینه تحقیق تقسیم گردیده است. در قسمت مبانی نظری درباره مباحث مختلف پیرامون ورزش همگانی صحبت شده است و در قسمت پیشینه تحقیق نیز به تحقیقاتی که در داخل و خارج ایران در زمینه این پژوهش انجام شده پرداخته شده است. نتیجه گیری کلی نیز در انتهای این قسمت از تحقیق گنجانده شده است.
۲-۲- مبانی نظری
۲-۲-۱ نقش بانوان در جامعه
زنان و بانوان از ارکان اساسی جوامع بشری اند و عالیترین نقش سازنده را با عناوین همسر و مادر در دوایر زیستی انسانی دارا میباشند و بدین خاطر است که اگر بانوان در جامعه ای سالم و با کمال و عفت پیشه باشند و از انحرافات بنیان برانداز بدور باشند،‌آن جامعه در کمال سلامت اخلاقی و سعادت انسانی خواهد بود . بنابراین بی جهت نیست که دین جاودانی اسلام که دربردارنده تمامی نیازهای بشر مترقی تا پایان قرون تکاملی انسان است اهمیت زیادی به این قشر بزرگ و مهم جامعه داده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
حضور گسترده و روزافزون زنان در جوامع امروز و ایفای نقش های گوناگون، زنان را به یکی از عوامل کلیدی در تحولات اجتماعی تبدیل کرده است و اگر این حضور و تأثیرگذاری، براساس اصول و مبانی صحیح، سامان نیابد، ظرفیت های اجتماعی و بسترهای رشد و کمال جامعه شکوفا نشده و زنان و مردان نقشهای بایسته ی خویش را نخواهند یافت. تبیین و طراحی نقش های اجتماعی زنان براساس آموزههای اسلامی نیاز امروز و آینده ی بشر و به ویژه جوامع اسلامی است. اسلام نقش زنان را در سرنوشت جامعه چنین دانسته است؛ یکی، نقش آفرینی مستقیم و دیگری نقش آفرینی غیرمستقیم. نقش آفرینی مستقیم همان حضور فیزیکی در جامعه و تلاش در مسیر ساختن جامعه اسلامی است اما نقش آفرینی غیرمستقیم زنان، حضور آنان در کانون خانواده و مهندسی خانواده اسلامی است. زنان از مسیر خانواده، منشأ تحولات شگرف در عملکرد همسران خویش هستند و در رشد و تعالی و خدمات اجتماعی آنان بسیار مؤثرند. تاریخ، شاهد حضور مؤثر زنان در جهتگیریها و تلاش های مردان بزرگ جهان بوده است. تاثیر دیگر زنان در خانواده تربیت فرزندان و ساختن انسان است. از جمله نمونه های شاخص نقش آفرینی زنان مسلمان در جامعه اسلامی به موارد زیر اشاره کرد:

 

  • حضور در عرصه ی کسب علم و دانش در دانشگاه ها و حوزه های علمیه و دیگر مراکز آموزشی

 

  • بهداشت و درمان بیماران به ویژه زنان و دختران

 

  • حضور در عرصه ی انتخابات و دخالت در تعیین سرنوشت جامعه

 

  • پشتیبانی از مجاهدان و مدافعان حاضر در میدان جنگ

 

  • ارائه خدمات به زنان در ابعاد مختلف اجتماعی

 

  • شرکت در حرکتهای جمعی مسلمانان در مسیر دفاع از آرمان های اسلامی همچون شرکت در راهپیمایی ها و تجمع های مردمی

 

  • تلاش برای محرومیت زدایی و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه اسلامی

 

  • پذیرش مسئولیت های مورد نیاز جامعه اسلامی در چارچوب حفظ خانواده (حق شناس ۱۳۹۰، ۱۴۳).

 

زنان شاغل در جامعه چگونه می توانند وظایف خویش را در خانواده به خوبی انجام دهند:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




ح) احداث ساختمان های فرهنگی و مذهبی در اراضی با کاربری مسکونی با رعایت ضوابط و مقررات ساختمان های مسکونی همجوار با آن بلامانع است.
محل منسب برای استقرار فعالیت های خدمات عمومی مذکور در بندهای (و) (ز) (ح) در نزدیکی مرکز محله و در برگذرهای اصلی توسعه می شود. (رضویان، محمدتقی، کاربری اراضی شهری، انتشارات منشی، ۱۳۷۱)
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۳-۲ پیشینه ی برنامه ریزی کاربری اراضی
در انگلستان نخستین مقررات قانونی مربوط به نحوه ی استفاده از اراضی، با تصویب قانون بهداشت عمومی در سال ۱۸۷۶ میلادی مطرح شد که طی آن مالکان زمین ملزم به رعایت مواردی در جهت حفظ منابع آب، دفع فاضلاب و سنگفرش معابر می شدند. در ایالات متحده ی امریکا، اولین قانون مربوط به نحوه ی تفکیک اراضی در سال ۱۸۸۵ به تصویب رسید. (رضویان، ۱۳۸۱: ۴۷)
در دهه ی ۱۹۵۰ تدوین طرح های کلی (General Plan) برای کاربری زمین های شهری رواج یافت. در آن زمان این طرح ها به موضوعاتی چون توسعه ی کالبدی شهرها، برنامه های توسعه ی شهری، معیارهای مدیریت شهری و ضوابطی برای کنترل توسعه ی شهرها اختصاص می یافت. این طرح ها در واقع نسل اول طرح های جامع یا هادی شهری بودند. از اوایل دهه ی ۱۹۶۰ نحوه ی استفاده از اراضی شهری در مفهوم خاص آن (برنامه ریزی کاربری زمین) به طور جدی شکل گرفت. (رضویان، ۱۳۸۱: ۴۵)
طرح کاربری زمین (Land Use Design) در دهه ی۱۹۶۰ مطرح شد که در آن آینده ی بلند مدت شکل شهر در الگوی کاربری های متنوع زمین و خط مشی های لازم در جهت ایجاد زیرساخت ها و خدمات را منعکس می کرد. در همین دهه، طرح طبقه بندی زمین که نمایش گر نواحی توسعه نیافته ی شهر بود مطرح گردید. این طرح نسل سوم طرحهای کاربری زمین به شمار می آید که حفاظت از محیط زیست به شکل تعیین اولویت های توسعه، از جمله ویژگیهای این طرح محسوب می گردد.
چهارمین شکل طرحهای کاربری زمین، طرح های سیاست گذاری شهری (Urban Policy Plan) بودند که در دهه ۱۹۷۰ مطرح شدند. این طرح ها در افق زمانی میان مدت، سیاست های گوناگون توسعه ای را برای شهر بیان می کردند که البته فاقد نقشه ی کلی یا تفصیلی شهری بودند.
طرح های مدیریت توسعه ی شهری در دهه ی ۱۹۸۰ بیان شدند و در آن ها اقدامات ویژه برای مدیریت رشد شهر به صورت کوتاه مدت انعکاس می یافت.
در دهه ی ۱۹۹۰ جدیدترین نسل طرح های کاربری زمین با نام طرح های ترکیبی (Hybrid Plan) مطرح شدند. در این طرح ها طراحی، سیاست گذاری و مدیریت با یکدیگر پیوند می خورند. (رضویان، ۱۳۸۱: ۵۸) نخستین مقررات مربوط به منطقه بندی نیز در سال ۱۹۲۲ به مرحله ی اجرا درآمد. (رضویان، ۱۳۸۱: ۴۷)
برای سکونتگاه های روستایی نیزمانند شهرها طرح های مختلفی تهیه و تدوین می شود که طرح هادی بارزترین نمونه آن است. طرح هادی روستایی عبارت است از تجدید حیات و هدایت روستا به لحاظ ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی. مجری این طرحها بنیاد مسکن انقلاب اسلامی می باشد. در قالب این طرح وضعیت فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و فرهنگی کل روستا درارتباط با حوزه نفوذ و سطوح بالاتر خود بررسی، ساماندهی و برنامه ریزی می شود.
اهداف طرح هادی به شر ح زیر است.
الف- ایجاد زمینه توسعه و عمران روستاها با توجه به شرایط فرهنگی- اقتصادی- اجتماعی
ب- تامین عادلانه امکانات از طریق ایجاد تسهیلات اجتماعی، تولیدی، رفاهی
ج- هدایت وضعیت فیزیکی روستا
د- ایجاد تسهیلات لازم جهت بهبود مسکن روستائیان و خدمات محیط زیستی و عمومی (اکبری- عبدالهی و ده ۱۳۸۴ : ۴۷۴)
طرح هادی ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود در روستا، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکرد های مختلف از قبیل مسکونی، تولیدی، تجاری و کشاورزی، و تأسیسات و تجهیزات و نیازمندیهای عمومی روستایی را بر حسب مورد در قالب مصوبات طرحهای ساماندهی فضا و سکونتگاه های روستایی یا طرحهای جامع ناحیه‌ای تعیین می کند.
با توجه به اینکه بیش از نیمی از مساحت کشور اراضی تحت تصرف و دست اندرکاری مردم روستاها و عشایر قرار دارد. این اراضی در کلیه مناطق کشور در محدوده های ثبتی و عرفی روستا قرار داشته، و در مقیاسهای مختلف در قالب انواع کشت و کار، مرتع، جنگل، بهره گیری از منابع معدنی سطحی به وسیله روستانشینان مورد بهره‌برداری قرار می گیرد که البته به دلیل کامل نبودن نقشه تفکیکی کاربری اراضی در سطح کشور، ارقام مربوط به کاربری اراضی تقریبی است. اما در مجموع کاربری اراضی پیرامونی روستایی در کشور می تواند به صورت تصرف مستقیم (کاشت) و یا مرتعی بین اهالی تقسیم شود. این اراضی به دلیل محدودیت در منابع باید مورد توجه قرار گیرد.
در ایران نیز بررسی کاربری های اراضی در نواحی شهری بیشتر مورد توجه محققان و پژوهشگران قرار گرفته است و در زمینه کاربری اراضی روستایی مطالعات و پژوهش محدود است.
اگر با کمی تامل و تعمق به گذشته سکونتگاهی ایران بنگریم، در می یابیم که سکونتگاه های اولیه از همان ابتدا دارای نظام و برنامه ریزی خاص بوده اند.سکونتگاه های ادوار مختلف بیانگر آن است که استفاده از زمین ها با اهداف خاصی صورت می پذیرفته است؛دلیل آن با شرایط طبقاتی و اجتماعی بوده یا تفکر خاصی که به نحو ی به دنبال توزیع کاربری های مختلف بوده است.متاسفانه ما امروزه کمتر با منابع مدون از زمان های گذشته در این زمینه مواجه ایم و شاید بهترین سند و مدرک همان بقایای شهرها و سکونتگاه های به تاریخ پیوسته است که خود حاکی از یک مدیریت اندیشمندانه بر آنها بوده است؛حال نکته اینجاست که این مدیریت اگر هم بوده با نام کاربری اراضی مطرح نبوده است. (زمانی،۶ ، ۹۰)
اینک اگر قرار باشد سابقه ی کاربری اراضی شهری با همین عنوان و بر مبنای اصول علمی بررسی کنیم،باید گفت که قدمت این مطالعات در ایران بسیار کم و عمدتا مربوط به زمان تهیه اولین طرح های جامع شهری می شود( هاشمی ۷۷:۱۳۷۶) به عبارت دیگر کاربری زمین در شهرهای ایران عمدتا در بطن طرح های جامع شهری بوده و کمتر به مجزا به آن پرداخته شده است.الگوی طرح های جامع و تفصیلی در ایران نیز در اصل خود اقتباسی است از الگوی طرح های شهری که پس از جنگ جهانی در اروپا و ایالات متحده آمریکا باب گردید.
طرح های شهرسازی که در ایران از اوایل دهه ی ۱۳۰۰ شروع گردید،تا حدود سال های دهه ۱۳۴۰ بیشتر به عنوان طرحهای گذر بندی و ساختمان سازی مطرح بود و اولین طرح های جامع پس از آن شروع شده است و محصول نهایی طرح ما نیز عبارت بوده است از طرح کاربری زمین در چارچوب منطقه بندی تنظیم و در قالب مرحله بندی نهایتا به عنوان سند قانونی توسعه ی شهری تصویب و برای اجرا به شهرداری ها ابلاغ می گردد.( رفیعیان ۵:۱۳۸۰).
این طرح ها که به پیروی از الگوهای غربی در ایران شکل گرفته،در معماری بومی و سنتی ایران به یکباره از هم گسیختگی بزرگی را پدید آورد، بدون بهره گیری از پشتوانه های فرهنگی ایران و تنها با اتکا به روش های بیگانه و اغلب توسط متخصصین و تحصیل کرده های کشورهای اروپایی و آمریکایی و گاه با استفاده ی مستقیم از کارشناسان خارجی تدوین گردیده است.این نحوه رویارویی با مسائل شهری در ابتدا موجب بروز عکس العمل های تندی در شهر ها شده و چه بسیار بافت های ارزشمند معماری بومی و تاریخی را نابود کرد.( مشهدی زاده دهاقانی،۴۹۱:۱۳۷۴).
از مجموعه مطالعات انجام شده در مورد ارزیابی نتایج عملکرد طرح های شهری در ایران چنین برمی آید که این طرح ها در مجموع نتوانسته اند در جهت اهداف مورد نظر خود حرکت کنند،نتایج طرح پژوهش و ارزیابی طرح های جامع شهری در ایران (سازمان برنامه و بودجه،۱۳۷۲) به نحو بارزی این ناکامی را که نشانی از عدم وجود زیر ساخت های مناسب اقتصادی، اجتماعی، رشد بالای جمعیت و هجوم روستایان به شهرها کمبود قوانین مناسب در بهره گیری از اراضی و کاربری آنها، ضعف نظارت بخش عمومی در حقوق مالکیت و نهادهای ملی و غیره می باشد،را نشان می دهد( مهندسین مشاوره امکو،۶:۱۳۷۸).
توسط مهدی تحصیلدار، رضا اصلانی و سید حامد کمالی نسب در مقاله ای با موضوع امکان سنجی بکارگیری روش پهنه بندی در تعیین کاربری اراضی پیشنهادی طرح هادی روستایی به بررسی کاربری اراضی از لحاظ کیفی و کمی در روستاها و پیرامون استانداردها و سرانه های کاربری در روستاها اشاره نموده است در این مقاله نظرات و دیدگاه های موجود در موردکاربری اراضی اشاره شده است.
درخصوص چگونگی کاربری شهری دیدگاه های متفاوتی مطرح است، لیکن در یک جمع بندی کلی می توان آنها را در قالب پنچ دیدگاه عمده مطرح کرد که عبارتند از:
الف- نظریه نقش اجتماعی زمین
ب- نظریه نقش اقتصادی زمین
ج- نظریه ی ساماندهی زمین
د- نظریه ی توسعه ی پایدار شهری و زمین
ه- نظریه ی مدرنیسم و زمین ( زیاری،۱۳۸۴: ۶-۱۱)
- در نظریه ی نقش اجتماعی زمین ،محدود کردن مالکیت خصوصی و بهره برداری از اراضی در راستای منافع عمومی مردم در شهرها بیشتر مد نظر می باشد.” هنری جورج” و “اتوواگنر” به این دیدگاه اعتقاد دارند.واگنر معتقد است که اراضی شهرها باید به مالکیت عمومی در آید،تا قیمت اراضی شهری قابل کنترل باشد و به سود جویی مالکان نیانجامد.
-معتقدان به نظریه ی نقش اقتصادی زمین ،آن را عامل اساسی تغییر فضاهای شهری دانسته و ابراز می دارند که چون زمین و مسکن از منابع کمیاب هستند،ضروری است در بهره برداری از آنها حداکثر کارایی در نظر گرفته شود و ضوابط و مقررات خاصی در نحوه ی استفاده مطلوب از زمین تدوین گردد.زیرا زمین از کارکردهای مختلف مصرفی و مبادلاتی و اقتصادی و فناپذیری برخوردار بوده و دارای مطلوبیت ویژه ای است.” دیویدهاروی” از طرفداران این نظریه است.
- در نظریه ساماندهی زمین،ضوابط و مقررات چگونگی تقسیم اراضی شهری و نحوه ی استفاده از آن به موضوعاتی مثل مالکیت زمین از نظر وظایف بخش عمومی در برابر خطرات و سوانح طبیعی و صنعتی برمی گردد."ابرکرومبی” و “لردریت” عمدتا به این دیدگاه معتقدند.
- در نظریه توسعه پایدار شهری و کاربری زمین،بر نگهداری منافع ارضی بر حال و آینده از طریق استفاده از بهینه از زمین تاکید می گردد و موضوعاتی چون جلوگیری از آلودگی محیط شهری و ناحیه ای،کاهش ظرفیت های تولید محیط طبیعی،عدم حمایت از توسعه های زیا ن آور و حمایت از بازیافت ها را مطرح می کند.
- بالاخره نظریه ی مدرنیسم و کاربری اراضی،به منطقه بندی شهری بر اساس عملکردهای خاص بدون توجه به موقعیت، مکان، فرهنگ و سنت در تراکمهای عمودی وافزایش فضای سبز براساس سلسه مراتب شهری اشاره می‌کند.(زیاری،۶۶:۱۳۷۸).
در خصوص چگونگی استفاده بهینه از اراضی نیز دیدگاه های متعددی مطرح اند که از آن جمله اند ارزیابی های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی،زیست محیطی و غیره که مهمترین آنها در ارتباط با برنامه ریزی و طراحی فضاهای شهری، ارزیابی های زیست محیطی و اقتصادی مطرح می باشند.
-ارزیابی زیست محیطی،به خاطر آثار گسترده ای که پروژه های طراحی شهری بر محیط زیست دارند و عمدتا جنبه ی قانونی و الزامی پیدا کرده است،بیشتر مورد توجه می باشد( بحرینی،۴۱۹:۱۳۷۷).این نوع ارزیابی برای ارتقای کیفیت برنامه های زیست محیطی و اتخاذ سیاستی مناسب درباره ی تخصیص معقولانه منابع ارضی برای مصارف مختلف به کار می رود.گرچه تاکنون درباره ی ارزیابی زیست محیطی در پروژه های شهری-ناحیه ای و ملی تقریبا کار اندکی صورت گرفته لیکن به لحاظ اصول علمی و زیست محیطی بسیار مفید است. در عین حال در این روش، ارزیابی باید قادر به پیش بینی نمایش آثار اکولوژیکی ناشی از استقرار کاربری ها بر محیط شهر و ناحیه باشد.( حسین زاده دلیر،۱۰۳:۱۳۸۰).
-ارزیابی اقتصادی , جهت سنجش احتمال سود و زیان اقتصادی طرح ها با توجه به اختصاص درآمد عمومی به آنها از نظر تحلیل هزینه-فایده مورد توجه برنامه ریزان می گیرد.در این ارزیابی،ابتدا بررسی سود- هزینه در نظر گرفته می شود و سپس یک ضابطه ی ارزیابی اجتماعی-اقتصادی که بر جرح و تعدیل هایی در بررسی سود و هزینه مبتنی است مورد توجه واقع می شود.در عین حال این تحلیل را می توان به منظور درجه بندی طرح ها بر حسب میزان مطلوبیت نیز مورد استفاده قرار دارد.( زمردیان،۲۶۵:۱۳۷۰) و ( رضویان،۷۰:۱۳۷۱).پیرامون پهنه بندی کاربری اراضی در روستاها مقاله ای تدوین گردیده است که این مقاله توسط مهدی تحصیلدار نگارش گردیده است در این مقاله با بررسی مهمترین اسناد طرح هادی روستایی، نقشه کاربری اراضی پیشنهادی و ارزیابی تجارب بدست آمده از بیش از سه دهه فعالیت­های مرتبط با تهیه طرح­های توسعه­و­عمران روستایی در سطح کشور در کنار تحولات صورت گرفته نشان می دهد که در زمینه تهیه طرح­های توسعه­و­عمران در سطح جهانی اصلاح در شیوه تهیه طرحهای هادی روستایی و مهمترین سند آن، نقشه کاربری­اراضی­پیشنهادی را ضروری نشان داده است.
در روند فعلی تعیین کاربری­اراضی، اراضی پیشنهادی با کاربری انتفاعی مانند مسکونی با ارزش­افزوده بالا نشان میدهد که هزینه یا عوارضی بابت این ارزش­افزوده باید پرداخت شود. از سوی دیگر اراضی با کاربری­های غیرانتفاعی مانند فضای­سبز کم ارزش تر می­شوند.
هدف از پژوهش ارائه روشی برای تعیین کاربری اراضی پیشنهادی است تا کلیه اراضی واقع در محدوده طرح از ارزش­افزوده برابری نسبت به تهیه طرح هادی روستایی و کاربری­های پیشنهادی آن برخوردار شوند. در این روش برای محدوده موجود روستا با رویکرد حداقل مداخله، نسبت به ساماندهی شبکه­معابر و کاربری­ها است که در محدوده اراضی پیشنهادی -­اراضی اضافه­شده به بافت موجود روستا­- ضمن مشخص کردن ساختار شبکه­ارتباطی پیشنهادی، کاربری­های پیشنهادی به صورت پهنه­ بندی و در قالب سه پهنه اصلی سکونت­و­خدمات، سکونت­و­فعالیت و خدمات­ و ­فعالیت ارائه خواهد شد.
نتایج این پژوهش نشان می­دهد در صورت استفاده از روش فوق­الذکر عواید و یا هزینه­ های ناشی از تحقق کاربری­اراضی برای کلیه مالکین واقع در یک پهنه سرشکن و همچنین مالک تشویق خواهد شد جهت آزادسازی کاربری­های مورد درخواست بخشی از زمین را برای کاربری­های خدماتی ارائه نماید و از این طریق تحقق­پذیری طرح افزایش خواهد یافت.
در بررسی کاربری های اراضی روستایی با توجه و اهمیت زمین و اراضی می توان گفت کاربری های روستایی با توجه به کارکرد خاصی و منحصر به فرد باید از لحاظ ظرفیت، مطلوبیت سازگاری و کارایی مورد ارزیابی قرار گیرد و در این راستا با بهره گرفتن از فرایند تحلیل سلسله مراتبی اولویت و اهمیت کاربری در روستا بررسی قرار خواهد شد
۴-۲ مراحل گام به گام تصمیم گیری به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)
یک روش اساسی جهت آزمون روش AHP روش مقایسه دوتایی می باشد این روش از پیچیدگی مفهومی تصمیم گیری به طور قابل توجهی می کاهد، زیرا تنها دو مولفه در یک زمان بررسی می‌گردند و در این روش این چهار مرحله مورد بررسی قرار می گیرد.
مرحله اول : ساختن درخت سلسله مراتبی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




۳٫۱٫۵٫۳٫ شعر زهاوی
زهاوی فقط شاعر نیست، وی دانشمند و فیلسوف و استاد علوم اسلامی قدیمی هم هست. همچنین در علوم تجربی کنکاش فراوان دارد، ولی شهرت وی فقط به خاطر سرودههایش است. بخش اعظم اشعار وی شامل وطن، اجتماع، سیاست، دعوت به آزادی، فلسفه، وصف، دفاع از حقون زنان، علم و حماسه میگردد.
زهاوی با تاثیرپذیری از عوامل سیاسی و اجتماعی « اندیشه های جاری در اجتماع، بعضی از آرای فلاسفه و ناقدان، کاستیها و عیوب اجتماعی را در شعرش منعکس میکند. او شاعری پر از احساسات شاعرانه است که اندیشه های تجددخواهانِ عاقل را با شعری سلیس و روان بیان میکند و برای فهماندن آنها به مردم تمام تلاش خود را انجام میدهد.» (الدجیلی،بی تا: ۱۸) بطور کلی شعر زهاوی سه ویژگی اساسی دارد؛«وارد کردن فلسفه و علوم دیگر به شعر، تشویق بسرودن شعر مرسل»(ناجی،۱۹۶۳: ۲۵۱) و شعر داستانی.
پایان نامه - مقاله - پروژه
شعرهای فلسفی زهاوی باعث شده است که برخی شعر او را در حد نظمی تعلیمی مانند الفیه ابن مالک بدانند و برخی دیگر او را در سطح حکیمی چون معری بشمار بیاورند. به هرحال «زهاوی در مفاهیم شعری خود گاهی به منطق وفلسفه نزدیک میشود و گاهی به قلب و عاطفه و گاهی هم امتزاجی از هر دو است… اما به نظر ما شهرت وی به خاطر شعر فلسفی و شعر انقلابی اوست.»(همان: ۱۷۶) زیادهروی در برخی از مفاهیم فلسفی باعث گردیده که «بیشترین ایراداتی شعر وی را نبود عاطفه و خیال بدانند، چرا که شاعر به حقایقی که عقلانی توجه دارد تا به زبان شعر.»(الزهاوی،۱۹۷۲، ج۱: ف ف)
اما مهمترین ویژگی شعر زهاوی، مقابله با شعر سنتی و توجه به شعر مرسل بود؛ شعر مرسل در نظر زهاوی شعری است که از قید قافیه و روی و اوزان خلیلی آزاد شود. وی دراینباره چنین میگوید: «از مهمترین دلایل عدم پیشرفت شعر ما، تاکید بر تقلید از اوزان شعر قدماست. اگر شعر ما پیشرفته بود مجبور نبودیم که برای صحت وزن و قافیه کلمات را تغییر بدهیم… آنچه که باعث تاسف بیشتر است اینست که این کار باعث توجه بلفظ میشود و ما را از توجه به معنی بازمیدارد، در حالی که معنی، خود شعر و لفظ، فقط پوششی برای آن است.» (ناجی،۱۹۶۳: ۱۸۷)«کسانی که گمان میکنند قافیه جزء شعر است در اشتباه هستند؛ شعر فقط بر پایه معنی و موسیقیای است که برگرفته از وزن است.» (همان: ۶۶) بنابراین شعر مرسل که گامی برای شعر آزاد بشمار میرود، فقط از قید قافیه و روی آزاد میشود نه از موسیقی یا وزن، چرا که وزن برای شعر ضروری است. زهاوی در این باره میگوید:

 

وَ لا یَحمِدُونَ الشِّعرَ إلّا مُکَبّلاً بِسِلسِـلَهٍ یَأذی بِها وَ قُیُـودِ

(الزهاوی، ۱۹۷۲، ج۱: ۲۲۰)
(آنها تنها، شعری را میستایند که در بند غل و زنجیری آزاردهنده باشد.)
همچنین زهاوی به شعر داستانی [ اشعار داستانگونه و داستانهایی در قالب شعر] توجه خاصی داشت بطوری که «وی را اولین شاعر عرب که به شعر داستانی توجه داشت بشمار آوردهاند؛ چرا که قصایدی همچون “سلیمی و دجله"، “مقتل لیلی و ربیع"، “سعاد بعد زواجها” و … سروده است.» (همان: س س)دکتر شفیعی دراینباره میگوید: « بعضی از شاعران دوره نهضت مانند زهاوی و رصافی، شکل داستانی را به کار گرفتند و حکایات کوتاه بسیاری منظوم کردند که هدف آن حکایات، اصلاح و انتفاد مستقیم بود و به شیوۀ تقریری موعظه و پند یا در قالب درسی بسیار ساده بود در زمینۀ یک مسئله اخلاقی و یا اجتماعی.» (شفیعی کدکنی،۱۳۸۰: ۷۶) «شعرهای روایی معمولاً منسجمتر از اشعار غیر روایی مییابند، یا به بیانی دیگر انسجام ساختاری در سرودههای روایی آسانتر پدید میآید.» (فرهنگی،۱۳۸۵: ۷۷) و در آن رابطۀ بین اجزاء کاملتر است. «البته باید این را در نظر گرفت که منظور از شکل داستانی، غلبۀ اسلوب روایی داستان در بیان رخدادهای قصه، با زبانی منظوم است؛ به همین دلیل اینگونه سبکها از لحاظ روایی ساده و پیشپا افتاده است.» (اسماعیل،۲۰۰۷: ۳۰۱) البته وی در شعر داستانی توفیق چندانی بدست نیاورد.
تحول در زبان شعر بویژه در استفاده از لغات عامیانه، از دیگر خصایص بارز شعر زهاوی است؛ « زهاوی در استفاده از الفاظ حساسیت بالایی داشت، چرا که برخی کلمات به علت تکرار زیاد همچون آهن زنگار گرفته بودند، پس میباید از این کلمات و عبارات دوری گزید تا شعر نو و براساس خواستۀ زمانه باشد… در نتیجه بین کلماتی که استفاده میشد و کلمات، ترکیبها، عبارات، اسلوب ادبیات، روابط زبانی، الفاظ الهامبخش و وزن شعر و قافیه که در اشعار گذشتگان زیاد به چشم میخورد، تفاوت عمیقی ایجاد شد. » (الکبیسی،۱۹۸۲: ۱۸) وی دراین باره چنین میگوید: « یک شاعر بزرگ میتواند هرجا که لازم شد در شعر خود کلماتی را بیاورد که تا آن زمان کسی نیاورده است؛ زبانی که در یک سال، لفظی در آن ایجا نشده باشد و یا لفظی از آن از بین نرفته باشد، آن زبان مرده و ایستاست. من شعرم را از صناعات ادبی و لفظپردازیها و تخیلات نادرست پاک کردم و سعی کردهام به دور از اغراق و براساس واقعیت و همراه با زمانه باشد.» (الدجیلی، بی تا: ۲۰)
«شعر او از بهترین اشعار دوران خود بود که در آن پیچیدگی و کلمات دشوار و ناآشنای زیادی راه ندارد، همچنین حکمتها و ضربالمثل در آن زیاد بچشم میخورد و از الفاظ سلیس و اسلوبی محکم برخوردار است.»(بطیء،۱۹۲۳،ج۱: ۱۰) و روزنامهنگاری یکی از دلایل اصلی در این تغییرات بود. علاوه بر ورود کلمات و عبارات عامیانه و تغییر در وزن و قافیه، ساختار سلیس و روان شعر، دوری از شعرهای بیمحتوا و پرطمطراق دوران انحطاط ، رمزگرایی و استفاده از شخصیات و حوادث تاریخی را میتوان از دیگر ویژگیهای بارز شعر وی بشمار آورد.
زهاوی و همدورههای تجددطلبش یعنی بارودی، جواهری، رصافی، شوقی و حافظ ابراهیم در راه تغییر اسلوب شعری تمام تلاش خود را بکار بردند، «اما این تغییرات، بنیادی و ریشهای نبود و نتوانست تحولات اساسی ایجاد کند. البته از این نظر که راه را برای تغییرات اصولی که -بعد از جنگ جهانی دوم در عراق رخ داد- گشود قابل تقدیر و ارزشمند است.»(الکبیسی،۱۹۸۲: ۱۹) به همین دلیل به آنها نئوکلاسیک(=کلاسیکهای جدید) (شفیعی کدکنی،۱۳۸۰: ۷۲) یا «جیل الإحیاء» میگویند. البته باید درنظر داشت که « در شعر زهاوی تجدید و تقلید در یک سطح قرار گرفتهاند؛ همانگونه در برخی از موارد در مقایسه با شاعران دوران خود از لفظپردازیها و صنایع بدیعی اجتناب دارد و به اسلوب سادهنویسی گرایش دارد، در عین حال به تقلید از اسلوب شاعرانی همچون معری، ابونواس، متنبی، خیام و فردوسی میپردازد.» (ناجی،۱۹۶۳: ۷۵)
برخی از ناقدان معتقدند که زهاوی شاعری با تناقضات درونی و یا سیاسی است، چراکه گاهی یکی را مدح میکند و بعد از مدتی مخالفانش را مدح میکند و یا حتی وی را ذم میکند. در دیوان وی میبینیم که گاهی به مدح عبدالحمید میپردازد و گاهی به مدح انگلسیها و گاهی شورشیان و گاهی انقلابیان. ولی به گفتۀ خودش این مدایح چیزی جز از روی اجبار و یا برون رفت از مشکلات سیاسی نبود:

 

ما إن رَأَیتُ خَلیقاً فی المَدحِ بِالناسِ مِنِّی
فَإنمَدَحـتُ فَإنّی مَدَحتُ بِالرَّغمِ عَنِّی

(الزهاوی، ۱۹۵۵: ۲۳۲)
(در طول عمرم کسی را ندیدم که شایستۀ مدح و ستایش من باشد، اگر هم کسی را ستودم از روی اجبار بود.)
همچنین «همه اینها تناقضگویی در شعر وی نیست، بلکه به خاطر تغییر اوضاع، مضمون شعر وی هم تغییر کرده و حتی معکوس شده.» ( ادهم،۱۹۳۷: ۷۴) همچنین با جمع بین تناقضات از احساسات دوگانهای که از جامعه پر از تناقضات نشات گرفته است، بیان میکند. علاوه بر اینکه تصاویری تاثیربرانگیز با این تضادها بوجود میآورد.
برخی هم او را متهم به « عدم وحدت موضوعی و تکرار بیش از حد معانی »(الهلالی،۱۹۶۴: ۲۰) میکنند، اما باید بگوییم: «زهاوی جزء شاعران برتر این دوره بوده و شعرهای زیادی را در زمانی کوتاه میسرود، کاری که برای دیگران- بویژه کسی در سن او- سخت مینمود. بسیار سریع یک قصیده را میگفت و وقتی شروع به سرودن قصیدهای میکرد، تا آن را به پایان نمیبرد، دست از کار نمیکشید. چه بسا این دلیلی برای نبود موضوعی یکسان در شعر اوست.» (الراوی،بی تا: ۲۵۰) علاوه بر اینها، وی به فارسی هم شعر نیکو میسرود؛ همانگونه که گفتیم اولین اشعار وی به زبان فارسی بوده و او توانست گزیدههایی از ۱۳۰ رباعی از رباعیات خیام را در سال۱۹۲۸م به نظم و نثر عربی ترجمه کند.
۲٫۵٫۳٫ بهار
۱٫۲٫۵٫۳٫ زندگی و اندیشه های بهار
میرزا محمدتقی بهار (۱۲۶۵ه.ش=۱۳۰۴ه.ق) شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، محقق، استاد دانشگاه و سیاست‌مدار ایرانی، در مشهد زاده شد. پدر وی، محمد کاظم ملک الشعراء صبوری از مینیاتوریستهاو شاعران دربار خراسان بود که به صبوری تخلص داشت. بهار از اوان کودکی به شعر روی آورد و از طریق آشنایی با شاهنامه، اولین شعر خود را سرود. «درسال۱۲۸۳ ه.ش بعد از فوت پدر، با مدحی که به دربار مظفرالدین شاه فرستاد، به مقام ملک‌الشعرایی آستان قدس رضوی رسید»(سپانلو،۱۳۷۴: ۱۲) و به مطالعه و آموختن زبان عربی همت گزید و برای شناخت بیشتر علوم و معارف به مطالعه روزنامه و مجلات مصری روی آورد.(عظیمی، ۱۳۸۷: ۲۷)
یک سال بعد با آغاز جنبشهای مشروطهطلبان و آزادیخواهان، به آنها پیوست و همین علتی بود که فقط به امور ملک الشعرایی و مدیحهسرایی نپردازد و با اعتقادی خالص به خدمت انقلاب درآید. بهار با حمایت از مشروطه‌خواهان و مخالفت با دیکتاتوری، به انتشار نخستین اشعار سیاسی و اجتماعی اهتمام ورزید.(صفا، ۱۳۷۸، ج۲ :۳۲۸)
وی در اینباره میگوید:« من در خراسان[در اوایل مشروطه] از آنهایی بودم که از وضع تهران راضی نبودند و در انجمنهای سِری، سَری برده و دوست داشتم. نخستین اشعار سیاسی و اجتماعی من بین سالهای ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ قمری و هنگام کشاکش بین شاه و مجلسیان و سال اول بسته شدن در مجلس و بمباران بهارستان و استبداد کوچک محمدعلی شاه، گفته شد و بدون امضاء در روزنامه خراسان بصورت محرمانه انتشار »(بهار،۱۳۵۸، ج۱: ع) از زمان پیوستن به مشروطهطلبان تا به قدرت رسیدن رضاخان، فعالیتهای سیاسی بسیار زیادی در راستای بیداری و تغییر اوضاع فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مردم داشت، از جمله با روزنامههای مشروطهطلبان در ارتباط بود و مطالب خود را درباره مشروطه، وطن وآزادی به چاپ میرسانید، همچون روزنامه «خراسان» که در سال ۱۲۸۷ه.ش همزمان با اوج درگیریها و شروع استبداد صغیر و کشتار و قلع و قمع آزادیخواهان با همکاری همفکران خود منتشر کرد و اولین آثار و اشعار ادبی- سیاسی او با نام مستعار در آن چاپ شد. همچنین روزنامه «نوبهار»مشهد را به عنوان ناشر افکار حزب دموکرات تأسیس کرد و مقالات شدیداللحنی در مخالفت با سیاستهای استعماری روس تزاری نگاشت که در بیشتر مواقع به علت مخالفت با اندیشه های سلطنتطلبانه متوقف میشدند. بهار در نشریات و مجلات گوناگون نظیر «طوس مشهد» و «حبل المتین کلکته» فعالیت داشت و گاهی اوقات خود مؤسس آنها بود. البته مطالب او بیشتر مقالات و اشعار سیاسی- اجتماعی به مناسبت مسائل روز بود. علاوه بر آن بهار در تشکیل حزبهای علیه دولت(مانند حزب دمکرات) از عوامل اصلی بود، همین جریانات باعث شد که چندینبار زندانی و یا تبعید شود. وی چندینبار هم به عنوان نماینده مردم – چه قبل از پهلوی و چه بعد از آن- در مجلس شورای ملی انتخاب شد. (عظیمی، ۱۳۸۷: ۲۹تا۳۴)
در مسئله تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی با اقلیت مخالفان همراه بود و به همین دلیل «واعظ قزوینی» مدیر روزنامه «نصیحت» که شباهت زیادی به بهار داشت، اشتباهاً به جای وی ترور شد. اما علیرغم این مخالفتها رضاخان به عنوان پادشاه جدید معرفی گردید.(عابدی،۱۳۷۶: ۳۰تا۶۰)
بعد از آن «دورهای در زندگی بهار آغاز میشود که ترکیبی است از سربراهی ظاهری و مبارزه پنهانی، یعنی نوعی تقلید.» (سپانلو،۱۳۷۴: ۴۲) بهار با همه عشق خودبه آزادی و وطن نتوانست در مقابل حکومت جور و مردمی که آگاهانه یا ناخودآگاه بر وی میشوریدند، دوام یابد. در نتیجه، فعالیتهای سیاسی و روزنامهنگاری را به چند دلیل از جمله ۱٫ دیکتاتوری بسیار سخت رضاشاهی و تبعید و شکنجه ۲٫توجه دولت به تالیف و تدوین کتب، کنار گذاشت و به فعالیتهای ادبی از جمله تالیف و نگارش روی آورد. (عظیمی، ۱۳۸۷: ۳۴)
البته اگرچه ظاهراً از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت، ولی آثار شعریاش روایتی دیگر دارند، «بهار در زندگیاش همواره آزادیخواه و ایراندوست باقی ماند، اما، با هوشیاری و مهارتی که میتوان آن را نوعی هنر صیانت نفس نامید، از قضیههای خونین نظام رضاشاهی جان به دربرد…. با همه این احوال نمیتوان حضور مستمر بهار را از مقوله سازش و تسلیم دانست.» (سپانلو،۱۳۷۴: ۷) بلکه «خود نوعی مقاومت منفی است.» ( همان: ۵۴) به همین دلیل در سال ۱۳۰۸ه.ش به زندان پهلوی افتاد.
این حبس با تمامی زندانیهای بعد از آن، پنج سال به طول انجامید و شاعر به ناچار و به توصیه دوستان در این دوره، قصایدی را در مدح شاه سرود که در ظاهر ستایش رضاشاه است، ولی چیزی جز طعن و تمسخر نیست؛ «حال که ناگزیر است شاه را بستاید، به گونهای مذمت او را در لفاف ستایش میپیچد که خودش نفهمد و آنان که میفهمند، از بیم گستاخی در سخن نتوانند آن را افشا کنند. این شیوه همانطور که اشاره کردیم باعث شده است که تمام مدایح بهار درباره رضاشاه دوپهلو ازآب درآید و اگر نامحرمان در آن ژرف کاوی میکردند، حتماً اسباب زحمت شاعر میشد.» ( همان: ۵۵)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:21:00 ق.ظ ]