|
|
از باب ماهیت تمامی جاسوسی ها در جستجوی پنهانی اسرار درباره رقیب یا دشمن اشتراک دارند ولی در برخی موارد اختلاف در موضوع دامنه نحوه کسب اطلاعات و اخبار در جاسوسی ملاحظه می گردد. نمونه ای بارز که می توان به آن اشاره نمود جاسوسی از منظر حقوق بین الملل فضا می باشد که عبارت خواهد بود از کسب اخبار و اطلاعات از ایستگاه های فضایی سایر دولت ها بدون رعایت عمل متقابل و یا بدون اذن دولت متقابل و یا کسب اخبار و اطلاعات در فضا بر خلاف اصل بهره برداری مسالمت آمیز از فضا. بنابراین با توجه به تنوع جاسوسی و توسعه آن در اشکال مختلف امکان تعریف جامع و مانع از جاسوسی که قابل تسری در شاخه های مختلف حقوق بین الملل باشد امکان پذیر نبوده و بنا به مورد حقوق بین الملل و جاسوسی با توجه به موضوع مرتبط با آن تعریف خواهد گردید.[۴۰]
 گفتار سوم: تعریف جاسوسی در فضای سایبر جاسوسی رایانه ای از رایج ترین اشکال جرم رایانه ای است که امنیت داخلی و خارجی کشور را تهدید می کند. جاسوسی کلاسیک ناظر به کسب اسرار سیاسی و نظامی و انتقال آنها به کشور بیگانه و جاسوسی رایانه ای، علاوه بر انتقال داده های سری، ناظر به کسب اسرار تجاری، حرفه ای، صنعتی، اقتصادی و انتقال آن به افراد فاقد صلاحیت است که از طریق سیستم های رایانه ای انجام می شود. بند اول: تعریف جرم جاسوسی رایانه ای از دیدگاه حقوق داخلی قبل از اینکه وارد تعریف این جرم شویم بیان نکته ای ظریف ضروری به نظر می رسد همانطور که میدانیم هر پدیده اجتماعی به طور خاص برای آنکه وصف مجرمانه بگیرد و قابل مجازات باشد باید بر طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی برای آن مجازات تعیین شده باشد یعنی اینکه هر فعل یا ترک فعلی که به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده قابل مجازات است و وصف مجرمانه دارد و جرم محسوب می شود و گرنه بر طبق اصل قانونی بودن جرم و مجازات نمی توان آن پدیده ضد اجتماعی را جرم خواند و همین بحث در جاسوسی رایانه ای، هم مد نظر است[۴۱]. در مورد اینکه جاسوسی رایانه ای عملی خلاف اخلاق و ضد اجتماعی و یک نا هنجاری اجتماعی است و باعث می شود اعتماد عمومی کم رنگ شود شکی نیست، لیکن برای مجازات مرتکبین جاسوسی رایانه ای ما نیاز به قانون داریم که این پدیده را جرم انگاری کرده باشد، که این امر را ما در مواد ۳و ۴و ۵ قانون جرائم رایانه ای و ماده ۶۴ و ۷۵ قانون تجارت الکترونیکی مشاهده می کنیم. همچنین درقوانین کیفری ایران تعریف صریحی از جرم جاسوسی به عمل نیامده است. این رویکرد در قانون جرائم رایانه ای نیز قابل مشاهده می باشد زیرا صرفاً مصادیق حصری و احکام آن طی سه ماده ( ۳، ۴، ۵) درمبحث سوم فصل اول قانون جرائم رایانه ای و مواد ۶۴ و ۷۵ قانون تجارت الکترونیک تحت عنوان حمایت از اسرار تجاری بیان شده است با وجود این خلاء در مورد جاسوسی حقوقدانان تعاریف متعددی را عرضه کرده اند که با در نظر گرفتن این تعاریف می توان گفت: ” جاسوسی رایانه ای یعنی تفحص و تجسس غیر مجاز پیرامون داده های سری به وسیله رایانه “. بند دوم: تعریف جاسوسی رایانه ای از دیدگاه حقوق بین الملل شورای اروپا جاسوسی رایانه ای را این گونه تعریف کرده است: «کسب اسرار تجاری یا حرفه ای از راه های نادرست یا افشاء، انتقال و یا استفاده از این اسرار بدون داشتن حق یا هر گونه توجیه قانونی با قصد وارد کردن زیان اقتصادی به فردی که محق در نگه داشتن اسرار است یا تحصیل یک امتیاز اقتصادی غیر قانونی برای خود یا یک شخص ثالث.»[۴۲] البته لازم به ذکر است به این تعریف ایراداتی وارد است، اولاً با بیان اسرار تجاری یا حرفه ای در آن عملاً این تعریف را از موارد دیگر اسرار من جمله اسرار امنیتی و اطلاعاتی و فرهنگی خارج کرده که شامل موارد دیگر جاسوسی رایانه ای نمی شود و با این عنوان بطور کامل هماهنگی ندارد و ثانیاً در مورد قصد مرتکب از ارتکاب این جرم، که در تعریف فقط منافع اقتصادی مد نظر قرار گرفته، که این نیز درست به نظر نمی رسد. چرا که ممکن است جاسوسی اهدافی برتر از منافع اقتصادی داشته باشد مثلاً صرفاً اهداف ملی مد نظر باشد. ثالثاً در این تعریف جاسوسی رایانه ای تعریف نشده، بلکه صرفاً مصادیق جاسوسی رایانه ای آن هم نه به صورت کامل بیان شده است.[۴۳] بند سوم: نتیجه تعاریف فوق از خصوصیات مهم و اساسی هر تعریفی این است که باید موضوع مورد بحث را به شیوه ای آشکار بیان نماید بطوری که جامع و مانع یا منعکس باشد. این امر درمباحث کیفری و جزایی که آثار مهم و گاهی زیانبار دارد، بسیار حایز اهمیت است، زیرا با اندک غفلت و مسامحه ای در تعریف و شناخت ارکان و عناصر جرم، ممکن است عمل ارتکابی مصداق قانونی شود، که با مجازات مقرر در آن قانون تناسبی نداشته باشد. با نگاهی به تعریف بیان شده در بالا متوجه می شویم اولاً تعریف ارائه شده توسط شورای اروپا یک تعریف جامع و مانع نیست و ثانیاً در حقوق داخلی هم ما تعریف کاملی در خصوص جاسوسی رایانه ای نداریم و صرفاً احکامی در خصوص فعل جاسوسی بیان شده است. بنابراین در اینجا باید این نکته را بیان کنیم که در خصوص عنوان جاسوسی رایانه ای تعریفی روشن ارائه نشده و فقط باید به نتیجه گیری های کلی در این خصوص تکیه کرد. مبحث دوم: تاریچه ارتکاب و تحولات رفتاری در این گفتار ابتدا در خصوص اولین جرائم اینترنتی سخن خواهیم گفت سپس به نقل تاریخچه ای از ارتکاب جاسوسی سنتی و رایانه ای در ایران و سایر کشورها می پردازیم. گفتار اول: تاریخچه اولین جرائم رایانه ای تاریخچه مشخصی از پیدایش جرم اینترنتی و کامپیوتری وجود ندارد ولی به هر حال این دسته از جرائم را باید زائیده و نتیجه تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی دانست.براساس مطالعات اولین جرم سایبری در سال ۱۸۲۰ و در فرانسه به وقوع پیوست. اگر این نکته که «چرتکه» دستگاهی است که به نظر حتی سریع تر از کامپیوتر نیز کار می کند و از سال ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد در هند، ژاپن و چین وجود داشته را کنار بگذاریم در می یابیم تاریخ مربوط به اولین، جرم سایبری چندان هم دور نیست. در سال ۱۸۲۰ «جوزف مری جکوارد» یک کارخانه دار منسوجات در فرانسه، دستگاه پارچه بافی اختراع کرد که امکان تکرار یک سری فعالیت ها برای تولید تار و پود را فراهم می کرد. کارگران این کارخانه احساس ناراحتی کرده و امنیت شغلی خود را در خطر دیدند، لذا با انجام خرابکاری سعی در عدم استفاده از این تکنولوژی کردند واین را شاید بتوان از جمله اولین جرائم سایبری ثبت شده به شمار آورد[۴۴]. اما شاید بتوان گفت که منشاء پیدایش جرائم کامپیوتری و اینترنتی به شیوه مدرن به قضیه رویس بر می گردد در سال ۱۹۶۳ رویس به عنوان حسابدار یک شرکت فروش عمده میوه و سبزی انتخاب شده بود رویس به خیال اینکه شرکت کار فرمایش حقش را پایمال کرده و عهد و پیمان خود را در پرداخت حقوق وی شکسته تصمیم به انتقام گرفت اما از طریق کامپیوتر اقدام به حسابرسی کرده و با تغییر قیمت ها و تنظیم درآمد جنس، مبلغی از مرجع آن را کاهش و به جای خاصی واریز کرد بطوری که هیچ گونه ناهماهنگی در محاسبات مشاهده نگردد.رویس با زیرکی خاص در زمان های معین، چکی به نام یکی از ۱۷ شرکت جعلی خودش می کشید و مقداری از مبالغ را به نفع خود بیرون می آورد و به مرور زمان رویس توانست درمدت ۶ سال مبلغی بیش از یک میلیون دلار بدست آورد. اما تنها مشکل بزرگ رویس این بود که در طراحی سیستم خود فکر عاقبت کار را نکرده بود او نمی توانست این روش را برای همیشه ادامه دهد نه قادر بود آن را غفلتاً متوقف سازد. سرانجام رویس خودش را به محاکم قضایی معرفی کرد و به ۱۰ سال زندان محکوم شد بدین ترتیب زمینه پیدایش جرم رایانه ای شکل می گیرد و قانونگذار را به تدوین و قوانین مدرن وا می دارد. اما در ایران رایانه از اوایل سال ۱۳۴۰ یعنی در حدود ۲۲ سال پس از اختراع اولین رایانه وارد کشور شد و بانک ملی و شرکت نفت جز اولین نهادهایی بودند که کار با رایانه را در سال ۱۳۴۱ شروع کردند.[۴۵] اما بر اساس اطلاعت موجود اولین جرم اینترنتی در ایران در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۷۸ به وقوع پیوست. یک کارگر چاپخانه و یک دانشجوی کامپیوتر در کرمان اقدام به جعل چکهای تضمینی مسافرتی کردند و چون تفاوت و تمایزی چندان بین جرم کامپیوتری و جرم اینترنتی نیست عمل آنها به عنوان اولین جرم اینترنتی محسوب می شود. بعد از این بود که گروه های هکر موسوم به گروه مش قاسم و…. جرم های دیگری را مرتکب شدند.[۴۶] گفتار دوم: تاریخچه جاسوسی سنتی یکی از مصادیق جرائم علیه امنیت ملی هر کشوری، جاسوسی است لذا بخشی از قوانین کیفری کشورها به این موضوع اختصاص یافته و سازمانهای جاسوسی بیش از هر چیز در صدد شکار «ماموران در محل» یعنی افرادیکه در داخل یا پیرامون اهداف مورد نظر آنها قرار دارند برمی آیند. قدمت پدیده جاسوسی تا آن حد کهن است که به تاریخ پیدایش بشر بر می گردد. تورات، داستانهایی از روسای قبایلی را که موسی برای شناسایی سرزمین کنعان فرستاده بود برای ما حکایت می کند و از ماموران یوشع در شهر «اریحا» و بسیاری جاسوسان دیگر نیز نام می برد. کتیبه های معابد «القصور» درمصر و «آبیدوس» از پیروزی توتمس سوم به یاری جاسوسان در نبرد «مجدو» سخن می گویند. در انگلستان دوران الیزابت اول ملکه تاج و تختش را مدیون مامورانی بود که صدراعظمش «والسینگهام» برای ضد جاسوسی سازماندهی کرده بود. لویی چهارم از طریق زنان جاسوسی که حقوق بسیار مناسبی دریافت می کردند از محرمانه ترین اسرار کابینه ها آگاه می شد. تا دوران اخیر جاسوسی فعالیتی بود که رابطه تنگاتنگ با جنگ داشت. بنابراین تعجبی ندارد که در دوران فرمانروایی ناپلئون به شدت اعمال شده باشد. در اوایل قرن حاضر بالا گرفتن خطر جنگ با توسعه سرویس های جاسوسی- اطلاعاتی و تشدید فعالیت آنها همراه بود. در این مبارزه زیر زمینی، روسها با در اختیار گرفتن رئیس ضد جاسوسی اتریش «سرهنگ ردل» به شگفت ترین ماجراها تحقق بخشیدند، این شخص به مدت ۱۰ سال تمام نقشه های ستاد بزرگ کشور خویش را در اختیار روسها قرار می داد. جنگ اروپایی اول در زمینه جاسوسی شاهد ماجراهای گوناگون است. در این جنگ سرویس های اطلاعاتی بریتانیا به اوج شکوفایی خود رسیدند. در جنگ اروپایی نیز سرویس های جاسوسی بسیار قدرتمند تر و پیشرفته تر از گذشته نمایان شدند. خلاصه آنکه هر چند جاسوسی روند تاریخ را دستخوش تغییرات بنیادین نمی کند، اما می تواند حوادث آن را عمیقاً دگرگون سازد.[۴۷] گفتار سوم: تاریخچه جاسوسی اینترنتی جاسوسی کامپیوتری یکی از رایج ترین انواع جرائم کامپیوتری است. به علت ارزشمند بودن اطلاعات ذخیره شده در مرکز رایانه اکثر شرکتها، این جرم به طور ویژه برای مرتکب سودمند و برای شرکت متضرر از جرم، خطرناک است. در خصوص اولین جرم جاسوسی کامپیوتری اطلاعات دقیقی در اختیار نداریم اما در اینجا به چند مورد از قدیمیترین موارد ارتکاب این جرم اشاره می کنیم. از این جمله توطئه جاسوسی دراز مدت در خصوص پردازش داده ها که در سال ۱۹۶۴ توسط سازمان های جاسوسی آلمان شرقی طراحی شده و در سال ۱۹۷۶ در دادگاههای آلمان غربی مورد رسیدگی قرار گرفت. مورد دیگر سوء استفاده برخی کامپیوتر بازان ۱۵ تا ۲۵ ساله است که عضو گروه ۴۱۴ میلواکی (ایالات متحده آمریکا) بودند آنها در سال ۱۹۸۳ توانستند به بانک داده های مراکز زیر دسترسی پیدا کنند: آزمایشگاه ملی لس آلاموس، بانک سکیوریتی پسیفیک لس آنجلس، مرکز سرطان آسلون کترنیک نیویورک، موسسه فناوری ماسا چوست ، پایگاه نیروی هوایی مک کلان در ساکرامنتو، مدیریت تلفن نروژ و اف بی آی؛ و در نهایت یک کمیته از کنگره آمریکا موارد مذکور را پیگیری کردند.[۴۸] همچنین در سال ۱۹۸۶ در آلمان تعدادی از جوانان آلمانی با تسلط بر قفلها از طریق یک شبکه کامپیوتری بین المللی موفق شدند با ورود به سیستمهای پردازش الکترونیک به بانک داده ها در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورها دست یابند. مرتکبین سپس به خاطر کسب پول اقدام به فروش بخش هایی از یافته هایشان در مورد شبکه های داده ها و ارتباطات شبکه ای مشتمل بر دستیابی به قفلها و مسیرها به یکی از عوامل تحت نظارت KGB[49] از طریق هیأت تجاری شوروی در برلین غربی، کردند .در ۱۵ فوریه ۱۱۹۰ مرتکبین به وسیله دادگاه عالی(C.H.R.C) به خاطر نحوه رفتارشان در ارتباط با یک سرویس جاسوسی هر یک نزدیک به ۲۰ سال محکوم شدند.[۵۰] اما در ایران در خصوص ارتکاب این جرم آمار دقیقی در خصوص سالهای اولیه ورود کامپیوتر به ایران در دسترس نیست و این امر را می توان به دلیل نبود مرجع رسیدگی تخصصی در این زمینه دانست اما با تصویب قانوم جرائم رایانه ای در مجلس و لزوم تعیین ضابط قضایی برای این قانون و مصوبات کمیسیون مربوطه مبتنی بر تشکیل پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات[۵۱] این پلیس در بهمن ماه ۱۳۸۹ در ایران تشکیل شد[۵۲]. اما برای مثال می توان به نمونه ای اشاره کرد که شاید بتوان آن را در زمره اولین جرائم رایانه ای در ایران دانست، دو رمز شکن ایرانی که در سال ۷۹ اقدام به شکستن رمز ۶۳ نرم افزار ایرانی کرده بودند ، در نهایت توسط حکم شعبه سوم دادگاه عمومی تهران به پرداخت ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شدند [۵۳]. اما در خصوص تازه ترین جاسوسی های سایبری می توان به این مطلب اشاره کردکه، فردی از کارکنان یکی از بانک های دولتی در ایران توانست رمز ۳ میلیون حساب بانکی را در وبلاگ شخصی اش قرار دهد این شخص که موفق به فرار شده است هدفش از انجام این کار را انتقام گیری بیان کرده و اذعان داشته به رؤسایم اعلام کردم که سیستم امنیتی بانکها نفوذ پذیر است و من می توانم این اشکال را رفع کنم اما آنها نپذیرفتند من هم این کار را برای نشان دادن توانایی رسوخ در سیستم امنیتی بانکها انجام دادم و هدف دیگری ندارم. لیست بانکهایی که مورد این حمله اینترنتی قرار گرفته اند شامل بانک ملت، کشاورزی، توسعه و تعاون، ملی، پست بانک، رفاه، پاسارگاد، پارسیان و مسکن، کار آفرین، اقتصاد نوین، دی، صادرات، انصار، سامان، تات، سینا، سپه، شهر، تجارت و سرمایه می شود [۵۴]. مبحث سوم: عکس العملهای قانونی به جرائم رایانه ای قبل از دهه ۱۹۷۰ کشورها در چهارچوب قوانین سنتی با جرائم رایانه ای برخورد می کردند اما با پیشرفت فن آوری اطلاعات و تنوع و کثرت سوء استفاده هایی که از این فناوری می شد، حقوق جزای سنتی دیگر جوابگوی کافی نبود. از این رو کشورها سعی کردند با توجه خاص به این گونه جرائم نو ظهور راهکارهایی را برای کنترل جرائم مرتبط با فن آوری اطلاعات ارائه دهند. گفتار اول: واکنش قانونگذار ایران به جرائم رایانه ای از آنجا که جرم رایانه ای مرتبط با ورود کامپیوتر است ابتدا مختصری در خصوص ورود رایانه به ایران صحبت می کنیم. رایانه که از اوایل سال ۱۳۴۰ وارد ایران شده بود فقط از سوی نهادهای دولتی خاص مورد استقبال قرار گرفت تا سال ۱۳۴۵ جمعاً ۹ رایانه در ایران وجود داشت. اما در سال ۱۳۴۹ این تعداد به ۷۸ دستگاه رسید که اغلب این رایانه ها اجاره ای بودند در سال ۱۳۵۶ تعداد رایانه های نصب شده به ۶۱۶ دستگاه رسید. بعد از انقلاب نهادهایی برای امور انفورماتیک ایجاد شد که با فعالیت این نهادها رشد فناوری در سالهای اخیر نسبتاً خوب بوده است. در حال حاضر تمام سازمانها و نهادها برای انجام امور خود از رایانه استفاده می کند. اما در خصوص واکنش های تقنینی در خصوص جرائم رایانه ای می توان قانون حمایت از مؤلفان مصوب ۱۳۴۸ را اولین واکنش تقنینی ایران در این زمینه دانست و دومین واکنش «قانون ترجمه یا تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی» مصوب ۱۳۵۲ می باشد. ماده ۲۳ قانون حمایت از مؤلفان: «هر کس تمام یا قسمتی از اثر دیگران که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدید آورنده بدون اجازه او و یا عالماً به نام شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تأدیبی از ۶ تا ۳ سال محکوم خواهد شد». ماده ۳ قانون ترجمه یا تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 10:12:00 ق.ظ ]
|
|
- -Textual interpretation ↑
- - Robert S. Summers, Neil Maccormick, Interpreting Statutes: A Comparative Study, Dartmouth Pub Co , 1991 , p.534. ↑
- -Johnston and others v Ireland, op.cit , para. 52. ↑
- - e.g., Dapo Akande , Sope Williams, “International Adjudication on National Security Issues: What Role for the WTO? Virginia Journal of International Law,vol 43,2003, pp.386–۳۸۸. ↑
- - سید قاسم زمانی، «جایگاه قاعده آمره در میان منابع حقوق بین الملل»، مجله حقوقی بین المللی،شماره ۲۲، بهار و تابستان ۱۳۷۷،ص ۳۱۹. ↑
- -دیوان بینالمللی دادگستری در پاراگراف ۳۴ رأی بارسلونا تراکشن چند نمونه از این تعهدات را در حقوق بینالملل معاصر بر شمرده است که عبارتند از: ممنوعیت اعمال تجاوز، نسل کشی، و نیز اصول و قواعد مربوط به حقوق بنیادین انسان، ازجمله حفاظت در برابر بردهداری و تبعیض نژادی. البته به موجب ماده ۶۴ کنوانسیون وین ۱۹۶۹، قواعد آمره هچنان در حال تحول اند و مواردی که تا کنون به قاعده آمره تبدیل شده اند (مانند: ممنوعیت تجاوز، ممنوعیت بردگی و تجارت برده، ممنوعیت نسل کشی و تبعیض نژادی، ممنوعیت شکنجه) موارد حصری نمیباشند. ↑
- - Barcelona Traction, light and power company, limited (Belgium v. Spain), I.C.J. Reports , Judgment of 5 February 1970,para. 32. ↑
- - ربکا والاس، حقوق بینالملل، ترجمه: سید قاسم زمانی و مهناز بهراملو، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش، ۱۳۸۲، ص۲۲۱. ↑
- - نگوین کک دین، پاتریک دینه و آلن پله، حقوق بینالملل عمومی، مترجم: حسن حبیبی، جلد دوم، تهران، انتشارات اطلاعات،۱۳۸۳، چاپ دوم، ص۱۲۴. ↑
- - سید قاسم زمانی، جایگاه قاعده آمره در میان منابع حقوق بین الملل، پیشین، ص ۳۲۰ ↑
- - Yutaka Arai-Takahashi, op.cit, p 210 and 226 ↑
- - Dinah Shelton, Paolo G. Carozza, op.cit. p529 ↑
- -Oskar Holmer, Decoding the Margin of Appreciation Doctrine in its use by the European Court of Human Rights, University essay from Stockholms universitet , Juridiska institutionen, 2013, p.19. ↑
- - Yuval Shany, op.cit ,pp. 912-914. ↑
- -United Nations Convention on the Law of the Sea (UNCLOS).Art. 218 ↑
- -United Nations Convention on the Law of the Sea (UNCLOS).Art. 246(2) ↑
- - H. Myron Nordquist,United Nations Convention on the Law of the Sea , ۱۹۸۲, published bay martinus nijhoff publisher , 1991 , p. 246 ↑
-
- - بند ۵ ماده ۲۴۶ کنوانسیون حقوق دریاها «…. مع هذا دولت ساحلی میتواند به تشخیص خود رضایتش را برای انجام یک پرژه تحقیقات علمی دریایی یک دولت دیگر یا سازمان های بینالمللی صلاحیت دار در منطقه انحصاری اقتصادی یا فلات قاره خود استنکاف نماید…» ↑

- - در خصوص مکانیسم تحقیقات در منطقه انحصاری اقتصادی رجوع شود به: یاسر امین رعیا، «تحقیقات علمی در منطقه انحصاری اقتصادی دریایی»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیستو ششم،شماره ۳، پاییز ۱۳۹۱، صص ۷۷۷-۸۰۰ ↑
- -حق بر محیط زیست سالم در اسناد بینالمللی بسیاری مورد تایید قرار گرفته است ازجمله: ماده ۱ اعلامیه ی پایانی کنفرانس سازمان ملل متحد درباره ی محیط زیست انسانی در سال ۱۹۷۲ (اعلامیه استکهلم)، ماده ۴ اولین سند منشور آفریقایی حقوق بشر، مصوب۱۹۸۱ و ماده۱۱پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر در زمینه اقتصادی و فرهنگی، مصوب ۱۹۸۸و…همچنین در زمینه حفاظت از محیط زیست اصول مختلفی شکل گرفته که به لحاظ اهمیت شان برای زیست بشری، کل جامعه بینالمللی را متعهد مینمایند. ↑
- - دیوان در بخشی از این نظریه مشورتی بیان میدارد،محیط زیست یک مفهوم مجرد و انتزاعی نیست، بلکه نمایانگر فضای زندگی، کیفیت آن و سلامت انسان ها، از جمله نسل های آینده است. براین اساس وجود تعهد عمومی دولتها به تضمین و اطمینان از اینکه در فعالیت هایی که داخل در صلاحیت و کنترل شان انجام میشود، محیط زیست دولتهای دیگر و مناطق خارج از کنترل ملی شان محترم خواهد بود، در حال حاضر بخشی از پیکره ی حقوق بینالملل، محیط زیست است جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به:
Legality of the threat or use of nuclear weapons.Advisory Opinion،۱۹۹۶, para 29:”… The Court also recognizes that the environment is not an abstraction but represents the living space, …. The existence of the general obligation of States to ensure that activitieswithin their jurisdiction and control respect the environment of other States or of areas beyond national control is now part of the corpus of international law relating to the environment.” ↑
- -دیوان در بخشی از این رای اشاره نموده است که حفاظت ازتعادلِ زیست محیطی جهان باید به عنوان منافع ضروری کلیه دولتها، درجهت نیل به هدف حفاظت از جامعه بینالمللی در کل در نظر گرفته شود. زیرا واقعیت این است که، برخی از هنجارهای مدون و استاندارد های عرفی در حقوق بینالملل محیط زیست به عنوان تعهدات عام الشمول محسوب می شوند. ↑
- -استفاده از حقوق موسوم بـه «حقوق نرم» بـویژه در حقوق بینالملل محیط زیست رایـج است. حقوق نرم را میتوان بیان تعهدات رسمی غیر الـزام آور، همانند اعلامیه های استکهلم و ریـو نامید، یا آن را به عنوان دستورالعمل ها یا رهنمودهای کلی برای انعقاد معاهدات دانست. ↑
- -بر اساس پروتکل کیوتو، اعضای پیوست ۱ کنوانسیون ( کشورهای پیشرفته ) برای انجام تعهد کاهش مقدار انتشار و نیز به منظور ارتقاء توسعه پایدار، در موارد زیر تلاش خواهندکرد: ۱-اجرا و یا تشریح بیشتر سیاستها و اقدامات طبق شرایط ملی خود، مانند افزایش کارآیی انرژی در بخشهای مربوط به اقتصاد ملی، محافظت و افزایش چاهکها و انبارههای گازهای گلخانهای، ترغیب شکلهای پایدار کشاورزی، ترغیب تحقیق، توسعه و گسترش استفاده از انواع جدید و تجدید پذیر انرژی و همکاری با سایر اعضاء، زمینه انجام تعهدات کاهش انتشار و ترویج توسعه پایدار را فراهم نمایند..۲-بطور منفرد یا مشترک تضمین خواهند نمود که کل میزان انتشار معادل گاز دی اکسید کربن آنها در اثر دخالت انسان در طبیعت که ناشی از گازهای گلخانهای CO2, NO2, CH4, HFCs, PFCs, SF6است، از مقدار تعیین شده برای آنها تجاوز نکند. به این ترتیب اعضاء به تعهد خود نسبت به کاهش انتشار این گازها در سطح جهان به میزان حداقل ۵% زیر میزان انتشار در سال ۱۹۹۰ میلادی (۱۳۶۹ هجری شمسی) در دوره تعهد ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲میلادی (۱۳۷۸ تا۱۳۹۱ هجری شمسی) عمل خواهند کرد..۳-حداکثر یکسال قبل از شروع اولین دوره تعهد، نظام ملی خود را برای برآورد میزان انتشار تمامی گازهای گلخانهای حاصل از دخالت انسان در طبیعت، از نظر منابع و حذف آنها توسط چاهکها تهیه خواهند کرد. جهت مطالعه بیشتررجوع شود به:
Kyoto Protocol to the Framework Convention on Climate Change, 10 Dec. 1997, 37 ILM (1998),Art.3(1). ↑
- - Phosphates in Morocco, Preliminary Objections, P.C, I, j series /A /B.no, 74, P: 10. P.28. ↑
- - Corfu Channel, Merits, I.C.j.Reports, 1949, P.23. ↑
- - Military and Paramilitary Activities in and Against Nicaragua (Nicaragua, v. United States of America) op.cit , para. 292. ↑
- - Gabcikovo – Nagymaros Project (Hungry. Slovakia ) , op.cit., p. 7, para. 47. ↑
- - در این نظریه مشورتی تاکید شده است «کوتاهی در اجرای کامل یک تعهد قراردادی، متضمن مسؤولیّت بینالمللی است:
Interpretation of Peace Treaties with Bulgaria Hangars and Romania second phase, I.C.j Reports, 1950, p. 221. ↑
- - علیرضا ابراهیم گل، پیشین، صص۲۵-۲۶. ↑
- -دیوان دائمی بینالمللی دادگستری در قضیه لوتوس بدون آنکه به وجود حقی برای ترکیه جهت محاکمه افسر فرانسوی اشاره نماید بیان میکند «اعمال صلاحیت دولت تر کیه مجاز خواهد بود مگر آنکه ثابت شده باشد که ممنوعیت اعمال صلاحیت در رابطه با تصادم (کشتیها) در دریای آزاد وجود دارد.»
Lotus Case (France v. Turkey), P.C.I.J Series A. No 10 ,Dissenting Opinion by M. Loder (1927).p. 18. ↑
- -under international law everything which is not prohibited is permitted. ↑
- -Jan Anne Vos, The Function of Public International Law, Springer, 2011, p.50. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴-فرضیهها: الف: فرضیهی اصلی: دادگاه کیفری یک در موارد بسیاری مشابه دادگاه کیفری استان است. ب: فرضیه فرعی دادگاه کیفری یک از جمله دادگاه های بدوی است که در شهرستان ها تشکیل می شوند. دادگاه کیفری استان از جمله دادگاه های بدوی است که در مرکز استان است. ۱-۵-اهداف تحقیق : در این پژوهش در نظر داریم اهداف ذیل را پس از مطالعه و بررسی بدست آورده که به بیان آنها میپردازیم: ۱- تبیین و ارزیابی حدود صلاحیت دادگاه یک در قانون آیین دادرسی کیفری جدید؛ ۲- ارزیابی تشکیلات دادگاه کیفری یک با توجه به قانون آ.د.ک جدید؛ ۳- مقایسه دادگاه کیفری یک با دادگاه کیفری استان. ۱-۶-روش تحقیق: روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد. مراحل تحقیق: مرحله نخست: گرد آوری مطالب و اطلاعات پایه؛ در یک مطالعه کتابخانهای و اسنادی، پژوهشها و منابع موجود داخلی و مرتبط با موضوع جمع آوری و طبقه بندی خواهد شد. در ابتدا اطلاعات خام و متغیرهای مورد نیاز شناسایی و اطلاعات پایه و مستندات موجود از طریق مطالعات کتابخانهای و مستندات قبلی میگردد؛ مرحله دوم: بررسی، تجزیه و تحلیل، تعیین کیفیت و طبقه بندی اطلاعات کسب شده؛ در این مرحله به بررسی کیفیت اطلاعات، بررسی صحت اطلاعات و تفکیک و دسته بندی پرداخته میشود؛ مرحله سوم: نتیجه گیری و ارائه نتایج برتر؛ در انتهای پژوهش پس از فیش برداری از منابع موجود و جمع آوری به تجزیه و تحلیل مواد قانونی مرتبط پرداخته می شود. که نتایج حاصل از آن در قالب پیشنهاداتی مطرح، تا مورد استفاده محاکم قضایی قرار گیرد؛ مرحله چهارم: تهیه و تدوین گزارش نهایی پایان نامه. فصل دوم : صلاحیت و انواع آن در این فصل سعی داریم به تعریف صلاحیت و انواع آن :صلاحیت اضافی و صلاحیت محلی و ذاتی پرداخته و هرکدام را تشریح نماییم. ۲-۱- مفهوم: صلاحیت صلاحیت از نظر لغوی و واژگانی به معنی اهلیت داشتن ، شایستگی،سزاواری و لیاقت داشتن آمده است.(معین، ۱۳۸۹، ص ۴۲۱) در اصطلاح حقوقی صلاحیت ،شایستگی و اختیاری است که به موجب قانون برای مراجع کیفری جهت رسیدگی به امور کیفری واگذار شده است.(آشوری، ۱۳۹۲، ۴۱) با توجه به این تعریف اصطلاحی مزبور صلاحیت فقط به موجب قانون اعطاء می شود و هیچ مرجع دیگری نمی تواند برای مراجع کیفری تعیین صلاحیت نماید.
 ۲-۲- انواع صلاحیت محاکم کیفری در زمینه صلاحیت مراجع کیفری چهار نوع صلاحیت مورد مطالعه قرار میگیرد که عبارتنداز : ۱-صلاحیت ذاتی ۲- صلاحیت محلی ۳- صلاحیت شخصی ۴-صلاحیت اضافی که در ادامه هر کدام را باختصار شرح می دهیم. ۲-۲-۱-صلاحیت ذاتی قانون آئین دادرسی کیفری ایران صلاحیت ذاتی را تعریف نکرده و اصول تشخیص آنرا ارائه نداده است و تعریف قانون آئین دادرسی مدنی از صلاحیت ذاتی باینکه : « صلاحیت دادگاه شهرستان نسبت بدادگاه استان و بالعکس و دادگاههای دادگستری نسبت به مراجع غیردادگستری صلاحیت ذاتی است » با اصول صلاحیت ذاتی مراجع کیفری تطبیق کامل ندارد . اما به هر حال صلاحیتی است که به موجب آن قانونگذار رسیدگی به جرمی را در صلاحیت یک مرجع قانونی قرار داده است و سایر مراجع را اعم از قضائی و غیر قضائی از رسیدگی به ان منع کرده است . مثلا مواردی که در صلاحیت دادگاه انقلاب است که به موجب ماده ۵ قانون تشکیلی دادگاههای عمومی و انقلاب است جزء صلاحیت ذاتی دادگاه انقلاب بوده و سایر مراجع حق رسیدگی به آن را ندارد. دادگاه عمومی صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به کلیه جرائم را دارند مگر مواردی که به موجب قانون استثناء شده است . پس به عبارت دیگر دادگاه عمومی صلاحیت عام ومرجع رسیدگی به جرائم محسوب میشود و سایر مراجع مراجع اختصاصی هستند و فقط در موارد احصاء شده درقانون صلاحیت رسیدگی به جرم را دارند و خارج از آن صلاحیت رسیدگی نداشته ودر صلاحیت ذاتی آنها نیست .(احمدیان اسلامی،۱۳۸۵، ۲۷) ۲-۲-۱-۱-ضوابط صلاحیت ذاتی نوع جرم نخستین و ساده ترین ضابطه برای تعیین صلاحیت مراجع کیفری است ؛ بدین توضیح که رسیدگی به جرائم خلافی ، حسب مورد ، در خانه های انصاف ، شوراهای داوری ، و دادگاههای بخش مستقل رسیدگی به بزه های جنحه ای در دادگاه جنحه و رسیدگی به جنایات در دادگاه جنائی بعمل میآید. صلاحیت هر یک از دادگاهها مراجع مذکور بهر یک از انواع سه گانه جرائم صلاحیت ذاتی نامیده میشود. بنظر برخی از علمای آئین دادرسی کیفری ، نوع جرم به تنهائی نمیتواند مشخص صلاحیت ذاتی باشد و بسیاری از آنان عدم صلاحیت کیفری را در موارد زیر ذاتی میدانند. یک – عدم صلاحیت دادگاههای عمومی نسبت به جرائمی که در صلاحیت دادگاههای اختصاصی است دو – عدم صلاحیت دادگاههای اختصاصی نسبت به اموریکه در صلاحیت دادگاههای عمومی است سه – عدم صلاحیت دادگاههای پائین نسبت به جرایمی که در صلاحیت دادگاههای بالاتر قرار گرفته است . ولی عدم صلاحیت دادگاههای بالاتر نسبت به اموریکه درصلاحیت دادگاههای پائین تر قرار دارد ذاتی بشمار نم یآید ؛ مثلا با وجود یکه رسیدگی بجرائم جنحه ای درصلاحیت دادگاه جنحه میباشد معهذا اگر ضمن دادرسی در دیوان جنائی معلوم شود که بزه ارتکابی از درجه جنحه بوده دیوان جنائی نیز رسیدگی و حکم خواهد داد. صلاحیت محاکم حقوقی نسبت به دادگاههای کیفری و بعکس، با توجه به تقسیم بندی محاکم و سازمان قضائی موجود در ایران و باتوجه به اینکه دادگاه جنحه شعبه ای از دادگاه شهرستان و دادگاه جنائی شعبه ای از دادگاه استان میباشد و در دادگستری هائی که یک شعبه بیشتر ندارد همان شعبه بامور مدنی و کیفری هر دو رسیدگی میکند و با توجه به اینکه طبق ماده ۲۰۸ آئین دادرسی کیفری « در نقاطی که محکمه ابتدائی در مقر محکمه صلح نباشد وزارت دادگستری میتواند محاکمه در امور جنحه را به محکمه صلح واگذار نماید » و با توجه به اینکه شوراهای داوری و خانه های انصاف بدعاوی حقوقی و کیفری هر دو ، در حد نصاب خود ، رسیدگی مینماید معلوم میگردد که صلاحیت دادگاههای مدنی نسبت به کیفری و بعکس یکنوع تقسیم کار میباشد نه یک صلاحیت ذاتی بمعنای واقعی کلمه . ۲-۲-۱-۲- جهات صلاحیت ذاتی صلاحیت ذاتی، با نظم عمومی و مصلحت اجتماع گره خورده و قابل جابجایی نیست. تخلف از صلاحیت ذاتی موجب بطلان مطلق عملی است که از آن حاصل می شود هرچند که رأی به درستی صادر شده باشد. صلاحیتی که مقنن بر اساس نوع جرم یا اهمیت جرم و یا مجازات جرم برای مرجع قضایی تعیین می کند. صلاحیت ذاتی از سه جهت تقسیم بندی شده است.از جهت نوع و صنف و درجه ۲-۲-۱-۳- صلاحیت ذاتی از جهت نوع؛ بر این اساس مراجع قضایی به عمومی و اختصاصی تقسیم می شوند. مراجع عمومی (دادسراها و دادگاه های عمومی و تجدید نظر استان) صلاحیت ذاتی برای رسیدگی نسبت به کلیه امور قضایی را دارند مگر اموری که صراحتا رسیدگی به آنها در صلاحیت مراجع دیگری قرار گرفته باشد. مراجع اختصاصی (دادگاه انقلاب، دادسرا و دادگاه نظامی، دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت، دادگاه کیفری استان، دادگاه کیفری استان تهران، دادسرا و دیوان عالی کشور) صلاحیت تحقیق و رسیدگی به هیچ امری را ندارند مگر آنچه را که قانون صراحتا اجازه داده باشد. ۲-۲-۱-۴- صلاحیت ذاتی از جهت صنف منظور از صنف، تقسیم بندی دادگاه است به دادگاههای حقوقی یا کیفری یا اداری یا دادگاه انقلاب و نظایر آن، که دعاوی مطروحه با توجه به خصوصیاتی که دارند در آن محکمه مطرح می شود. زیرا واحدهای قضاوتی تشکیل دهنده سازمان قضاوتی ایران، در یک طبقه بندی کلی، به دو صنف یعنی مراجع قضائی و مراجع اداری تقسیم می شوند بنابراین در تعیین مرجعی که از حیث صنف صالح است باید توجه داشت که دعوا مورد نظر یا باید در مرجع اداری مطرح شود و یا در مرجع قضائی. ۲-۲-۱-۵- صلاحیت ذاتی از جهت درجه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳٫تنظیم تفکر و بحث بر حسب قواعد علمی معین(شعاری نژاد،۱۳۶۴: ۲۵۵). روش تدریس: به مجموعه تدابیر منظمی که معلم برای رسیدن به هدف با توجه به شرایط و امکانات اتخاذ میکند روش تدریس میگویند . معلم بدون شناخت روشهای مختلف تدریس هرگز قادر به انتخاب صحیح نخواهد بود. او هر اندازه که با روشهای مختلف تدریس آشنا باشد، در موقعیتهای مختلف برای رسیدن به مقاصد آموزشی آزادی عمل بیشتری خواهد داشت. با توجه به موقعیت خاص محتوا و وضعیت شاگردان میتوان از یک یا چند روش به طور جدا گانه یا ترکیبی از چند روش استفاده کرد (شعبانی،۱۳۸۵ :۲۴۱) .
 محتوا: اصول و مفاهیمی هستندکه به دانش آموزان ارائه میشوند تا ورود آنها را به فعالیتهای آموزشی میسر و رسیدن آنها را به هدفهای آموزشی نهایی، امکان پذیر گردانند (شعبانی ۱۳۸۵ :۱۰۲). ۱-۶-۲٫ تعاریف عملیاتی: آموزش دهنده :در این تحقیق منظور از آموزش دهنده، فقط معلم رسمی نمیباشد ؛بلکه منظور هرمعلمی است که به طور رسمی وغیر رسمی به امرآموزش میپردازدو از آن جایی که این تحقیق بیشتر باجنبه تربیتی تاکید دارد؛لذادر بسیاری موارد لفظ مربی به جای آموزش دهنده به کار رفته است. آموزش گیرنده: در این تحقیق منـظور از آموزش گیرنده ، صرفا دانش آموزانی که در مـراکز رسمی آموزشی مانند مدرسه مشغول به تحصیل میباشند نیست؛ بلکه منظور تمام کسانی است که به نوعی به یادگیری امری مشغولندو از آن جایی که این تحقیق بیشتر به جنبه تربیتی تاکید دارد؛ لذا در بسیاری موارد لفظ متربی به جای آموزش گیرنده به کار رفته است. آموزش: در این تحقیق، آموزش به معنای یاد دادن موضوعاتی به یادگیرنده با بهره گرفتن از روشهای خاص میباشد. آموزش ارزش ها : منظور از آموزش ارزش ها در این تحقیق، یـاد دادن ارزش ها از طـرف آموزش دهنده به آموزش گیرنده با بهره گرفتن از روشهای خاص در جهت ایجاد تحول و دگرگونی به منظور درونی کردن آن ارزش ها میباشد .نظر به اهمیت ارزش های دینی و اخلاقی و نظر به این که این ارزش ها به عنوان خط مشی و پایه واساس سایـرارزش ها محسوب می شوند ، محقق در این تحقیق تاکید اصلی را بر آموزش این ارزش ها قرار داده است. ارزشیابی: دراین تحقیق منظور از ارزشیابی، فرآیندی است که از سوی آموزش دهنده جهت تعیین و تشخیصِ تاثیر فعالیتهای آموزشی در روند آموزش ارزش ها صورت میگیرد. ارزش:منظور از ارزش، در این تحقیق تمام مسائلی است که از دیدگاه دین و اخلاق پسندیده و شایسته به شمار آیند. ارزش های دینی: منظوراز ارزش های دینی در این تحقیق ،آداب، اصول و قواعدی است که در دین مطرح شده ومورد تاکید فراوان قرار دارند و عمل به آن ها موجب تعالی انسان به سوی سعادت واقعی و قرب الهی می گردد که در این تحقیق تاکیدمحقق بر ارزش های اسلامی می باشد . ارزش های اخلاقی: تمام بایدها و نبایدهایی که محدود به افعال اختیاری انسان هستند و ریشه در ارزش های دینی دارندودستاویز انسان در رسیدن به کمال هستند. روش: دراین تحقیق منظور از روش،تمامی شیوهها و تکنیکهایی است که در امر آموزش ارزش ها به کار گرفته میشود و امر آموزش را تسهیل میبخشد. روش شناسی: منظور نکاتی است که در نحوه آموزش ارزش ها میتوان به آنها توجه داشت. روش تدریس: منظور از روش تدریس، روشها و فنونی است که به شکل مستقیم و یاغیر مستقیم ازآنها استفاده میشود تا در امر آموزش ارزش ها تسهیل حاصل شود. محتوا: در اینجا منظور از محتوای درسی، تنها محتواهای درسی آشکاری که به آموزش گیرنده ارائه میشود نیست، بلکه میتواند شامل محتواهای درسی پنهان نیز باشد. منظور از محتواهای درسی آشکار این است که ارزش ها به صورت دروس خاص و مجزا آموزش داده شوند؛ اما منظور از محتواهای درسی پنهان این است که ارزش ها میتوانند در قالب دروس دیگر و در ضمن ارائه آن دروس از قبیل: ریاضی فیزیک تربیت بدنی و غیره آموزش داده شوند. ۱-۷٫ روش تحقیق: ۱-۷-۱٫ نوع تحقیق: این تحقیق از نوع کتابخانهای یا نظری است و با روش توصیفی ـ تحلیلی ،صورت گرفته است.در این ارتباط منابع مورد نظر که عبارتند از کتاب،پایان نامه، مقـاله و دیگر آثار مکـتوب اعم از کاغـذی و الکترونیکی مورد بررسی قـرارگرفت. ۱-۷-۲٫ شیوه جمع آوری اطلاعات: با توجه به نوع تحقیق که کتابخانهای میباشد ،جمع آوری اطلاعات از طریق فیشبرداری و تجزیه وتحلیل و توصیف اطلاعات صورت میگیرد. مراحل جمع آوری اطلاعات از این قرار است: ۱-کتاب شناسی و مأخذ شناسی. ۲- ارائه یک طرح اولیه و مطالعات مقدماتی در حوزه ی ارزش ها جهت آشنایی بامفاهیم وجنبه های گوناگون آن . ۳- مراجعه به منابع غنی و دست اول از قبیل:قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث معتبر جهت برداشت کلی واستخراج روشهای آموزش نهفته در آیات و احادیث. ۴- ترجمه پارهای از متون انگلیسی در رابطه با موضوع مورد نظر . ۵٫جمع بندی وفیش برداری از تجارب شخصی در زمینه آموزش (محقق مدت سیزده سال است که در سمت دبیری مشغول به خدمت است.) . ۶ - فیش برداری کلی و دسته بندی مطالب بر پایه موأخذ یاد شده ۷-ترکیب و تلفیق مطالب جمع آوری شده ۸-عنوان بندی و طبقه بندی مطالب یاد شده ۹- در نهایت نگارش و تدوین تحقیق حاضر فصل دوم پیشینه تحقیق ۲-۱٫ مقدمه: ارزش ها به عنوان عوامل ایجاد کننده انگیزه در رفتارِ فرد و جامعه، از دیر باز اندیشه بشر را به خود مشغول نموده اند. حرکت در مسیر ارزش های انسانی که به محوریت دین صورت گیرد، گامی بلند در راستای راهیابی انسان به سوی کمال و رستگاری حقیقی وی میباشد. توجه به اهمیت زیاد ارزش ها در ایجاد ثبات در شخصیت افراد و حیات اجتماع و نقش بارز آنها ـ به عنوان عوامل تأثیر گذاری که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند ـ لزوم آموزش و اشاعه ی صحیح آنها را از طریق عرضه ی آموزشی وتربیتی طلب میکند،تدارک چنین برنامهی مهمی،جهت آموزش ارزش ها ،مجالی وسیع جهت مطالعه ی عمیقِ تحقیقات گذشته و تفحص در یافتههای آنها را میطلبد. از این رو این فصل که شامل دو بخش مبانی نظری و مبانی تجربی میباشد، در جهت رسیدن به این هدف تنظیم گشته است. ۲-۲- مبانی نظری: ارزش ها در حقیقت عبارتند از عمل گزینش یا انتخاب که آدمی در اوضاع مختلف زندگی به آن تکیه میکند و جهتگیریهای اساسی و میلهای عمیق و ریشهدار او و اشیایی را که نزد او از احترام و تقدس بهرهمند هستند را در بر میگیرد(سیدی، ۱۳۷۸: ۶۲). بروس کوئن میگوید: ارزش ها باورهای ریشهداری هستند که گروه اجتماعی، هنگام پرسش درباره خوبیها و بدیها و کمال مطلوب به آن رجوع میکند (ترابی، ۱۳۵۳: ۷۳). جایگاه رفیع «ارزش ها» در زندگی بشر، با همهی تفاوتها و تضادهایی که در نمودها و تظاهرات فرهنگها دیده میشود، نکته قابل توجهی است که هم در بقاء و دوام جوامع و هم در رشد و ارتقاء آنها نقش اساسی ایفاء میکند. به قول«کارل مانهایم»:«وقتی اوتوپیا ازمیان برود،تاریخ دیگرفرایندی نخواهد بودکه به فرجام نمائی هدایت گردد. مبنای داوری که بر طبق آن حقایق را ارزیابی میکنیم نابود میشود و ما میمانیم با یک رشته رویدادهایی که از لحاظ اهمیت و مایهی ذاتی، همه با هم برابر و در یک پایهاند. مفهوم زمانِ تاریخی، که به دورانهای از لحاظ کیفیت متفاوت، دلالت میکرد از بین میرود و تاریخ هر چه بیشتر چونان فضای نا مشخص جلوه میکند. منظور از اوتو پیا، همان مدینهی فاضلهای است که همهی فضایل و ارزش های انسانی در آن محـقق شده است و به اندازهی ظرفیت وجودی و همت و معرفت و تلاش افراد و اعضاء جامـعه ، ارزش های مطلوب در آن عینیت یافته است. قطعاً اگر چنین ترسیمی از آیندهی جامعه وجود نداشته باشد، تلاش و تدبیری هم برای رشد و تعالی اجتماعی نخواهد بود و این، همانا رکود و یأس و انفعال انسانها را در پی خواهد داشت. این نتیجهی حذف «ارزش ها» از زندگی انسان است از این دیدگاه غفلت از «ارزش ها»، انسان را به رکورد و توقف در «وضع موجود» محصور و محدود میکند و هر گونه تلاش و تدبیر و مبارزه برای تحقق «وضع مطلوب» و ایجاد دگرگونی مثبت در شرایط فعلی را، منفی و غیر موجه میسازد” (ذوعلم، ۱۳۸۰: ۳۱). از آنجائی که مبحث ارزش ها بسیار پیچیده و گسترده است؛ لذا دقت و موشکافی عمیق در این مبحث ما را از انحراف به سمت ضد ارزش ها باز میدارد. حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه خطبه ی ۳۵۱ میفرمایند: ای مردم درراستای هدایت از کمبود رهروانش وحشتزده نشوید ،که مردم زمان ماپیرامون خوانی گرد آمدهاند که دوران سیریش کوتاه و گرسنگیاش طولانیست. در تعریف ارزش ها گفته میشود: باورهای ریشهداری که افراد گروه، هنگام روبرو شدن با پرسش درباره خوبیها و بدیها و امور مطلوب به آن مراجعه میکنند. از آنجائیکه ارزش ها از لحاظ ریشه و منشاء پیدایش متفاوتند، این باورها گاه در اعتباریات صرف که مبتنی بر ذوق و سلایق افراد است ریشه دارند که در این صورت آن را اجتماعی میدانیم و ارزش های اجتماعی نام مینهیم و گاه این ارزش ها باورهایی هستند که در واقعیات نفسالامری ریشه دارند که تابع سلایق و امیال فرد نیستند که آنها را ارزش های دینی مینامیم (مریجی، ۱۳۷۸: ۲۹). ارزش به عنوان تلاشی در نظرگرفته میشودکه سیستم نیاز را هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ فیزیولوژیکی قانع میکند و از آنجائیکه انسانها در نیازهای روانی و فیزیولوژیکی با هم متفاوتند ؛لذا سیستمهای ارزشی و شیوه و سبکهای متفاوتی وجود دارد. ارزش ها به خودکارآمدی و خودسنجی انسان کمک میکنند، ارزش ها به زندگی اهمیت میدهند و به مرگ معنی میبخشند و بدون ارزش ها زندگی مجموعهای از حوادث بیمعنی و مرگ، یک تجربه نابود کننده است(شاکلا[۵]، ۲۰۰۴ : ۳۷). البته لازم به ذکر است که ارزش ها سببی هستند که طرفداران یک مکتب را به سوی مقاصد خاص می رانند. بر همین اساس هر کدام از مکاتب دیدگاه های خاصی نسبت به آن ها دارند.. علوی (۱۳۸۶) ارزش ها را از دیـدگاه مکاتب مختلف چنین بیان می دارد ایـده آلیست ها معتقد بـه ارزش های مطلق و ثابت می باشند و از نظر آن ها ارزش ها دارای سلسله مراتب می باشند و می توان آن ها را اولویت بندی نمود. از نظر مکتب اگزسیتانسیالیسم ارزش ها نه مطلق هستند و نه بامعیارهای خارجی تعیین می شوند؛ بلکه ارزش ها توسط انتخاب های آزاد افراد تعیین می شوند.مکتب پراگماتیسم، ارزش ها رانسبی و در حال تغییر می داند. این مکتب مواردی را که در عمل ( تجربه) سودمند باشند را ارزشمند می داند. رئالیست ها دو دسته اند: رئالیست های تعقلی معتقد به ارزش های ثابت و مطلق هستند. آن ها معتقد به ارزش هایی هستند که به علت انطباق با طبیعت انسان برای تمامی انسان ها ارزشمند هستند. ما رئالیست های طبیعی معتقد به نسبی بودن ارزش ها هستند؛ امادر اسلام اعتقاد بر آن است که ارزش ها مطلق و غیر قابل تغییر هستند و علت این امر را انطباق آن ها با فطرت انسان بیان می دارد. کدیور(۱۳۷۸: ۹۵ و ۹۳)می گوید در حالی که بعضی از روان شناسان بر این عقیده هستند که انسان، ارزش های اخلاقی خود را با توجه به شرایط محیط از والدین و سایر عوامل مؤثر در این زمینه کسب میکنند. پیاژه تحول شناختی فرد را مبنای تحول ارزش ها و معیارها قرار داده و بعضی از عوامل اجتماعی و از جمله گروه همسالان را در این زمینه با اهمیت تلقی میکند، البته وی عنصر اصلی درونی شدن ارزش ها را تعامل فرد با گروه همسالان میداند و اعتقادی به اخذ و کسب منفعلانه ارزش ها ندارد. در این دیدگاه کودک باید خود به گونهای فعال با مسائل درگیر شود در غیر اینصورت برداشتی سطحی از مسائل به دست خواهد آورد. کودک و نوجوان باید شخصاً به روابط مبتنی بر احترام متقابل و همدلی با دیگران برسد. آنها از طریق ارتباط با همسالان عملاً خود مسائل را شناسایی میکنند و به راه حلها میاندیشند از نظر کلبرگ تشویق دانش آموزان به بحث درباره مسائل مختلف، توجه به نظر دانش آموزان، کمک به آنها در جمع بندی مطالب و مشارکت فعالانه آنها در مسائل اخلاقی از مهمترین ابزارهای معلمان در کمک به رشد قضاوتهای اخلاقی آنهاست، بر عکس، نصیحت و موعظه و بی توجهی به نظرات دانش آموزان اداره ی کلاس به صورت مقتدرانه و تنبیه آنها به دلیل عدم رعایت موارد اخلاقی، از جمله شرایط نا مناسب برای رشد اخلاقی دانش آموزان به حساب میآید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خلاصه این دیدگاه این است که پاسخهای پرخاشگرانه از طریق تقلید آموخته می شود . در تقلید کودک و نوجوان از بزرگسالان و نیز اشیاء و فیلمها پرخاشگری را می آموزد . ۲۷-۱-۲: تحلیل نظریه ها در زمینه پرخاشگری : پرخاشگری واقعیتی است که عمومیت دارد . در بدن انسان سازمان ویژه ای برای بروز پرخاشگری به کار می افتد این سازمان با تغییرات شیمیایی و هورمونی فعال می شود . عوامل اجتماعی موجب تغییر و جهت دادن به پرخاشگری می گردند . ( البته پرخاشگری در فرد می تواند با والاگرایی همراه شود و بصورت مفید در آید . ) یک سئوال مهم این است که آیا پرخاشگری فطری است یا آموخته شده ؟ جواب این است که با توجه به دیدگاه های ذکر شده می توان چنین استنباط کرد که دو نوع پرخاشگری وجود دارد :
 الف : ذاتی ب: آموخته شده ولی نکته اساسی این است که این دو به شکل مطلق قابل تفکیک از یکدیگر نیستند بلکه ما برای سهولت آنها را تقسیم بندی می کنیم . این دو نوع پرخاشگری در دو انتهای یک پیوستار قرار می گیرند . بنابراین هر چه یادگیری نقش مهم تری در نمایانگری رفتار پرخاشگرانه بازی کند بیشتر به طرف پرخاشگری از نوع آموخته شده می رود و هر چه ذرات آن را تجلی دهد رفتار پرخاشگرانه به طرف حد پرخاشگری از نوع ذاتی می رود هر چه موجود متکامل تر می شود رفتار پرخاشگرانه آن کمتر بر پایه ذات قرار می گیرد و یادگیری اهمیت بیشتری پیدا می کند . بنابراین رفتار پرخاشگرانه انسان که از متکامل ترین موجودات است بیشتر از نوع یادگیری است تا ذاتی . ۲۸-۱-۲: شخصیت فعل پذیر – پرخاشگر : حالت بارز این نوع اختلالات شخصیت عصیان و مقاومتی است که شخص در برابر توقعات جامعه در انجام فعالیتهای حرفه ای یا اجتماعی از خود نشان می دهد البته این مقاومت غیر مستقیم بروز می کند و نه مستقیم . نتیجه این نوع رفتار همیشه عدم کفایت شغلی و اجتماعی است حتی هنگامی که شخص می تواند کفایت و لیاقت بیشتری از خود نشان دهد . از انجا که این گونه افراد به نحو فعل پذیری پرخاشگری خود را بروز می دهند نامی برای ان در نظر گرفته اند . این پرخاشگری در رابطه با شغل از طریق رفتارهایی مانند به تاخیر انداختن کار ، تنبلی ، کم کاری ، لجاجت ، بی کفایتی عمدی و فراموشی حساب شده متجلی می گردد افرادی که دائما دیر به جلسات می آیند ، پرونده ها را گم می کنند و یا دائما وعده هایی می دهند که هیچگاه به مرحله عمل در نمی آید . از این جمله هستند ، غالبا افراد مبتلا به این اختلال دچار عدم اعتماد به نفس و به دیگران متکی می شوند آنها نسبت به آینده خود بد بین هستند و هیچ بینشی در این مورد که رفتار خود انها علت مشکلاتشان است ندارند . علت اصلی ایجاد این اختلال مخالفتها و ضدیتهای دائمی مزمن و شدیدی است که از طرف اولیاء و جامعه در دوران کودکی نسبت به کودک اعمال می شود این امر همچنین سبب می شود که کودک نسبت به افراد جامعه سخت غشمگین باشد اما چون از عواقب بروز خشم خود می ترسد از طریق غیر مستقیم و ظاهرا نامربوط از دیگران انتقام می گیرد و کینه و خشم خود را بدین طریق تسکین می دهد . این الگوی شخصیتی پس از استمرار در زمان و مکان و تقویت تثبیت می شود و برای شخص مبتلا به آن روال دفاعی جمعی می شود . ( شاملو ۱۳۷۳) . ۲۹-۱-۲: پرخاشگری خانوادگی : این نوع پرخاشگری به فشارهای فیزیکی و رئان منفی گفته می شود که معمولا نسبت به زنان و فرزندان اعمال می شود . پرخاشگری و خشونت فیزیکی در خانواده به شکل تنبیه بدنی و خشونت روانی به شکل توهین ، تحقیر ، به مسخره گرفتن و ایجاد محدودیت در ارتباط با برقرار کردن با دوستان و خویشاوندان اعمال می شود . روانشناسان اجتماعی در پژوهش های خود به این نتیجه رسیده اند که پرخاشگری و خشونت در بسیاری از خانواده ها رایج بوده و معمولا زنان و فرزندان همواره در معرض آزار و خشونت قرار می گیرند ( احمدی حبیب ۱۳۸۲) . پژوهشهای رمان شناسان اجتماعی در مورد پرخاشگری پدر و مادر نسبت به فرزندان نشان داده است که بیشتر پدران و مادران از برخی شیوه های فیزیکی خشونت و کودک آزاری می کنند ( لانر ۱۹۸۳، استروس و دیگران ۱۹۸۰) بیشترین آزار و خشونت علیه فرزندان از سوی مرد ( پدر و شوهر مادر ) وارد می شود . همچنین بیشترین فراوانی پرخاشگری و خشونت در مورد فرزندان طلاق و اختلافات خانوادگی است . بدین معنی که فرزندان حاصل طلاق و اختلافات خانوادگی در معرض اذیت و آزار بیشتری بوده و بد رفتاری و رفتارهای خشونت آمیز در مورد آنها بیشتر انجام می شود . پرخاشگری و خشونت نسبت به فرزندان هنگامی که یکی از پدر و مادر یا هر دو آنها در معرض فشارهای روحی و روانی باشند بیشتر می شود اختلافات خانوادگی و جدایی از موردهایی است که پدر و مادر را در فشار و واکنش های غیر ارادی و واکنش های تند عصبی قرار می دهد . پر خاشگری مردان نسبت به زنان به شکل فیزیکی مانند سیلی زدن ، تهدید با چاقو و اسلحه سرد و آسیب رساندن به وسایل منزل که متعلق به زن است خشونت روانی مانند بد رفتاری عاطفی ، توهین ، تحقیر ، تمسخر و دشنام دادن خشونت اجتماعی مانند محدود کردن روابط زن با خویشاوندان و دوستان ، قطع کردن تلفن و حبس کردن زن در خانه در تنگنا قرار دادن زن در هزینه های زندگی در برخی از خانواده ها مشاهده شده است ( احمدی حبیب ۱۳۸۲) . فرزندان خانواده هایی که مردان نسبت به همسرانشان رفتار پرخاشگرانه دارند در آینده نسبت به انهایی که شاهد این رفتار ها نیستند خشن تر می شوند زیرا خشونت ، خشونت می آورد . ( استروس و دیگران ۱۹۸۰ نقل از احمدی ) افزون بر این افرادی که به طور فیزیکی در دوران کودکی به وسیله پدر و مادر مجازات می شوند نسبت به بچه هایی که به این شیوه تربیت نشده اند احتمالا با فرزندان خود بیشتر بد رفتاری می کنند بنابراین پرخاشگری و خشونت خانوادگی از تسلی به نسل دیگر منتقل می شود . ( احمدی ۱۳۸۲) . عامل عمده پرخاشگری خانوادگی فشارهای روحی است . خانواده هایی که در سطح بالایی فشارهای روحی را تجربه می کنند احتمالا رفتار پرخاشگرانه زیاد تری دارند . فشار های روحی عمده ناشی از فشار زیاد فرزندان و افراد تحت تکفل مشکلات اقتصادی ، مرگ فرزندان و نازایی می باشد . عامل دیگر پرخاشگری خانوادگی توزیع نابرابر قدرت میان زوجین است . خانواده هایی که تصمیماتشان را با مشارکت همه اعضای خانواده از راه بحث و گفتگو اتخاذ می کنند کمتر پرخاشگری می کنند ( صمدی ۱۳۸۲) . ۳۰-۱-۲: رویکردهای نظری به پرخاشگری : در پاسخ به این پرسش که چرا انسان مرتکب رفتار پرخاشگرانه می شود تبینات نظری متفاوتی در زمینه ی پرخاشگری انسان و دلیل آن مطرح است که شرح انها در زیر می آید . پرخاشگری به عنوان رفتاری غریزی : کهن ترین و شاید شناخته شده ترین تبیین در مورد پرخاشگری غریزه است که بیان می کند انسان به گونه ای نامشخص برای رفتار پرخاشگرانه برنامه ریزی می کند . مشهور ترین صاحب نظران این دیدگاه فروید است به باور فروید پرخاشگری عمدتا ناشی از سرکوب غرایز است که به سوی خود و آزار به خود متوجه شده و سپس به آزار دیگران می پردازد در این زمینه نظریه دیگری به وسیله ی لورنز ارائه شده است . بر اساس نظریه وی پرخاشگری از یک غریزه موروثی سرچشمه می گیرد که برخی از عامل های دیگر نیز در آن دخالت دارد . نظریه های که پرخاشگری را به عنوان رفتار ذاتی می دانند نسبت به کنترل پرخاشگری بدبین می باشند زیرا که پرخاشگری جزیی از طبیعت انسان است و نمی توان آن را ریشه کم کرد . پرخاشگری به عنوان یک سائق خارجی : بیشتر روانشناسان اجتماعی به این دیدگاه باور دارند که پرخاشگری جزئی از ماهیت انسان است و انگیزش برای آسیب رساندن و آزار رساندن به دیگران در ماهیت انسان وجود دارد را مردود دانسته اند . آنها با این اظهاریه آغاز می کنند که پرخاشگری شکل مشترک رفتار انسانهاست . بر این اساس به نظر آنها رفتار باید جهانی و ناشی از گرایشهای انسان باشد . از سویی دیگر انها از وقوع بالای پرخاشگری استفاده می کنند تا از وجود غریزه پشتیبانی کنند برخی از روانشناسان اجتماعی از رویکرد دیگری پشتیبانی می کنند که مبتنی بر این پیش فرض است که پرخاشگری از یک سائق خارجی برای آسیب رساندن به دیگران ناشی می شود . این رهیافت در چند نظریه ی سائق در مورد پرخاشگری بازتاب شده است . ( برکویتز ۱۹۷۸، فثباچ ۱۹۸۴) . بر اساس این نظریه شرایط خارجی متفاوت انگیزه ای نیرومند برای انجام رفتار خشونت آمیز ایجاد می کند سائق پرخاشگری به تهدید علقی علیه دیگران می انجامد . این نظریه اذعان می دارد که ناکامی سائق پرخاشگری را تحریک می کند و این سائق به هدفهای گوناگون به ویژه به منابع ناکامی حمبه کرده و آسیب می رساند . ۳۱-۱-۲: ویژگیهای پرخاشگری و خشونت : الف : بیشتر افراد بالغ که مرتکب پرخاشگری و خشونت می شوند چه اختلال روانی داشته باشند یا نه بیشتر احتمال دارد که خشونت خود را متوجه افراد آشنا و معمولا اعضاء خانواده سازند. این واقعیت نشان می دهد که خشونت توزیع بدون تبعیض ندارد و استثناء احتمالی بر این الگو خشونت گزارش شده در پسرهای نوجوان است که به آشناهای اتفاقی یا افراد غریبه معطوف می گردد . ب: به استثناء اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، تلاش برای شناسایی اختلالات شخصیتی خاص در بیماران پرخاشگر ناموفق بوده است . و بیماران پرخاشگر گروه ناهمگونی از سنخ های شخصیتی را تشکیل می دهند . ج: گر چه علاقه فزاینده ای به تفاوتهای جنسی در استعداد برای ارتکاب خشونت ابراز شده است اما مطالعه بر روی افرادی که مدتهای طولانی در مراکز روان پزشکی بستری بوده اند نشان می دهد که شیوع خشونت مرد و زن تقریبا مشابه است ( کاپلان – سادوک ۱۳۷۱) . ۳۲-۱-۲: روش های کنترل پرخاشگری : روان شناسی پرخاشگری را به طور نسبی قابل کنترل دانسته و روش های زیر را در کاهش پرخاشگری کار آمد می دانند . ۱- مجازات : در طول تاریخ از تنبیه و مجازات به عنوان وسیله ای برای کاهش برخی از رفتارهای پرخاشگرانه مانند تجاوز جنسی و کودک آزاری استفاده کرده اند . اگر مجازات و تنبیه در شرایط ویژه ای شود می تواند در رفتار انسان کارآمد باشد این واقعیت به اثبات رسیده است که افراد با مشاهده پیامد رفتارهای دیگران تحت تاثیر قرار می گیرند . اگر افراد بدانند که دیگران برای برخی از رفتارهایشان پاداش دریافت کنند شاید گرایش بیشتری به آن نوع رفتارها پیدا کنند و بر عکس ، بنابراین اگر افراد بدانند که پیامد پرخاشگری مجازات خواهد بود گرایش کمتری به آن خواهند داشت . ۲- تخلیه هیجان : کارمندی که از رفتار رئیس عصبانی است محکم بر روی میزش می کوبد و این کار سبب کاهش ناراحتی او از رئیسش می شود . بر حسب فرضیات تخلیه هیجان هنگامی که افراد ناراحت هستند از راه کنش های غیر مفید ولی نیرومند خشمشان فرو می ریزد و در نتیجه با کاهش سطوح ناراحتی کنش های پرخاشگرانه نیز کاهش می یابد . ۳- نمایش فیلم های غیر خشن : اگر افراد در معرض کنش های خشونت آمیز به وسیله دیگران در فیلم های سینمایی و تلویزیون قرار بگیرند این امر پرخاشگرانه و خشونت را در بینندگان افزایش می دهد . به نظر می رسد که به گونه ای منطقی استدلال پذیر است که احتمالا برنامه ریزی مدل های غیر خشن در زمان ها و مکان های تهدید آمیز و خشن سودمند است . ۴- آموزش مهارتهای اجتماعی : شاید یکی از دلایل پرخاشگری نبود مهارتهای اجتماعی افراد در ارتباط برقرار کردن با دیگران است . گاهی افراد نمی دانند که چگونه امیال و خواسته هایشان را با دیگران در میان بگذارند و در نتیجه گفتار و کردار آنها سبب خشم دیگران می شود . بنابراین آموزش مهارتهای اجتماعی و روش های مسالمت آمیر ارتباط می تواند پرخاشگری و خشونت را کاهش دهد . مروری بر تحقیقات انجام شده در ارتباط با موضوع مورد مطالعه : ۳۳-۱-۲: الف : در ایران : تحقیق اقای مهدی میثمیان (۱۳۷۶) در شهرستان نی ریز انجام شده شامل ۱۶۰ دانش آموز ۱۴ تا ۱۸ سال بوده که نتایج زیر را در پی داشته است : ۱- اعمال تنبیه نوجوانان باعث بروز پرخاشگری می شود . ۲- مشاهده رفتار پرخاشگرانه باعث بروز پرخاشگری می شود . ۳- بی ارزش شمردن نوجوانان در زندگی زمینه بروز پرخاشگری را فراهم آورد . ۴- حوادث ناخوشایند در زندگی نوجوانان باعث بروز پرخاشگری می شود . کیانی (۱۳۸۳) هم در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که بین دختران و پسران دانشجو در پرخاشگری تفاوت معنی داری وجود ندارد . در تحقیقی شفیعی جم (۱۳۷۹) به این تحقیق رسید که جنسیت در میزان پرخاشگری تاثیری ندارد . در زمینه ی عوامل پرخاشگری تحقیقاتی در تهران بر روی دانش آموزان پسر مدارس ابتدایی و راهنمایی انجام گرفته که نتایج بدست آمده حاکی از این است که : در میان انواع اختلالات ر فتاری ، پرخاشگری بیش از سایر اختلالات در میان دانش آموزان بخصوص پسران شایع می باشد و دانش آموزان پرخاشگر از نظر عاطفی و روانی دارای احساس پیروزی و قدرت ، خودنمایی ، مخفی کردن عیب خود از دیگران هستند . از نظر خصوصیات شناختنی ضعف قدرت ، خلاقیت ، پایین بودن سطح توجه را دارا می باشد و از نظر روابط اجتماعی دارای استقلال و خود مختاری ، عدم همکاری ، انتخاب دوستان ناسازگار و پرخاشگر است . ( مرادی ، علیرضا ۱۳۶۵، نقل از کیانی ۱۳۸۳) . همچنین در تحقیقی که آقای اصغر گرامی در تیرماه ۱۳۷۶ درباره علل پرخاشگری در نوجوانان و جوانان از دید مدیران و دبیران انجام داده است . برخوردهای مناسب اجتماعی با نوجوانان و عدم توجه به نظرات و خواسته های آنان از جمله عوامل موثر در بروز پرخاشگری شمره شده است . صادقی و همکاران ( ۱۳۷۹) در پژوهش تجربی انجام شده بر بررسی اثر بخشی آموزش مهار خشم و شیوه عقلانی ، رفتاری ، عاطفی بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر اصفهان می پردازد . تعداد ۲۴ دانش آموز به مدت ۱۰ هفته مورد آموزش قرار گرفته اند . نتایج بیانگو کاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر به شیوه عقلانی ، رفتاری عاطفی بوده است ( نشریه ش ۲۱ دانشگاه اصفهان) ۳۴-۱-۲: ب: تحقیقات خارجی : در سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۸۳ در کشورهای آمریکا ، استرالیا ، فنلاند و لهستان تحقیقاتی انجام شد که بیانگر تفاوت معنی دار پرخاشگری در بین آزمودنیهای مذکر ، و مونث بود ( نقل از کیانی ۱۳۸۳) نیری و ژوزف در سال (۱۹۹۴) نتایج حاصل از مورداذیت و پرخاشگری واقع شدن ۶۰ دانش آموز دختر بین ۱۱ و ۱۲ سال را بررسی کردند انها دریافتند دخترانی که بیش از اندازه رفتار آزار و اذیت را از خود بروز می دهند کمتر از میزان ادراک و شایستگی فرهنگی در روابط اجتماعی برخوردارند آنها صرفا برای جلب توجه چنین رفتارهایی را بروز می دهند ( نقل از کیانی ۱۳۸۳) در تحقیقی که توسط میلز و کارول چی (۱۹۸۴) بر روی ۱۶۶ پسر و ۶۸ دختر نوجوان با دامنه سنی ۱۲ تا ۱۵ سال از لحاظ ریاضی خوش استعداد بودند به منظور مشخص کردن تفاوتهای جنسی در خود پنداره و عزت نفس مشخص شد که دختران نوجوان از غزت نفس و خود پنداره بسیار خوبی برخوردارند و این دختران بیشتر تمایل داشتند که برونگرا باشند اما در کل دختران نسبت به پسران از عزت نفس کمتری برخوردارند لیکن این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود . ( نقل از ناهید ۱۳۸۲) . در تحقیق دیگری که توسط رزنبرگ و سایرین (۱۹۸۹) بر روی گروهی از نوجوانان انجام شد و عزت نفس در دختران و پسران نوجوان با هم مقایسه گردید نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که بین میانگین عزت نفس دختران و پسران تفغاوت معنی داری وجود دارد . در این پژوهش همچنین رابطه عزت نفس پایین و عملکرد تحصیلی و نیز رابطه بین عزت نفس پایین با بزهکاری و افسردگی نوجوانان مورد بررسی قرار گرفته و نتایج نشان می دهد که بین عزت نفس پایین و افسردگی و عزت نفس پایین و بزهکاری نوجوانان رابطه آماری معنی داری وجود دارد ( نقل از عقیفی۱۳۸۱) . و هروکافمن (۱۹۸۷) در پژوهشی آموزش برات ورزی را بر روی گروهی از نوجوانان مضطرب آزمودند و نتایج نشان داد که عزت نفس در انها افزایش یافت و پرخاشگری و اضطراب در انها کاهش یافته است ( نقل از ترکمن ملایری ۱۳۸۲) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|