کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در تنجیم، هر یک از سیارات را از نظر تاثیرات خوب و بد به صفتی موصوف کرده اند: هرمزد (سعد بزرگ)، ناهید (سعد خُرد)، تیر (با سعدان سعد و با نحسان نحس)، بهرام (نحس خُرد)، کیوان (نحس بزرگ) (بیرونی، ۱۳۵۲: ۳۵۶-۳۵۷). در پهلوی، سیارات سعد را «کرفه‌گر» و سیارات نحس را «بزه‌گر» می‌نامند. دلیل این تقسیم‌بندی در بندهشن (۵ب: ۱۲)، چنین آمده است: «در آغاز هنگامی که اهریمن درتاخت، چنان اتفاق افتاد که مهر و ماه تاریک، به سبب بستگی به گردونه خورشید و ماه، گناهکاری نتوانستند کرد و هفتورنگ و سدویس از هرمزد و اناهید فرای نیروتر شدند و هرمزد و اناهید را از گناه کردن مانع شدند. بدین روی، اخترشماران ایشان را به نام کِرفَه‌گر خوانند. بهرام از ونند، و کیوان از میخ گاه فرای نیروتر شدند و ایشان را گناهکاری پیداست؛ و بدین روی، اخترشماران ایشان را بَزِه‌گر بشمارند. تیر که اَپوشِ دیو است، بر تیشتر آمد، هر دو هم‌زور و هم‌نیرو گشتند؛ بدین روی اخترشماران گویند که تیر با کرفه‌گران کرفه‌گر و با بزه‌گران بزه‌گر است» (بهار، ۱۳۷۸: ۶۰).
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: bazak «بزه، گناه»+ پسوند -kar «کننده»: هند و ایرانی آغازین: مشتق از *bʰaj́ʰis- «خارج، فقدان» (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۲۲)؛ سانسکریت: bahiṣ-kṛta- «اخراج شده؛ طرد شده؛ خارج از دین رفته» (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۷۲۷)؛ فارسی میانه: bazaggar (بهار، ۱۳۴۵: ۹۹)؛ bazak-kar [bckly] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۶)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: [bzkr] (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۶)؛ پازند: bažagar (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۶)؛ فارسی نو: بزه‌گر؛ معادل انگلیسی: malefic «بزه گر» (بارتون، ۲۰۰۳: ۹۶)؛ معادل عربی: نحس.
ترکیبات:
bazakkarān [bckklˀn’] «نحوس، بزه گران» (بهار، ۱۳۴۵: ۹۹).

 

    • §§

 

bēš [byš | Av. dvaēšah-, t̰baēšah- | Paz. bēš]
(تنجیم)
* اندوه، تَرَح
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: (رک. šādīh)
ریشه شناسی: هند و ایرانی آغازین: *duaišas- (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۴۱)؛ سانسکریت: dvéṣa- (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۵۰۷؛ مایرهوفر، ۱۹۹۲: ۷۷۰)؛ اوستایی: dvaēšah-, t̰baēšah- «خصومت» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۷)؛ فارسی میانه: bēš [byš] «غم، اندوه» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۷)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: مرتبط با [ˀnˀbyš] «بی آشوب، بی خصومت» (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۷)؛ پازند: bēš (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۷)؛ فارسی نو: بیش به معنی «ترح و آفت عربی است» (برهان قاطع)؛ انگلیسی: sorrow «اندوه» (مکنزی، ۱۹۷۱: ۱۸)؛ afflictions «آفت» (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۱۶)؛ معادل عربی: تَرَح، آفت (تقی زاده، ۱۳۱۶: ۳۳۷؛ دهخدا).
ترکیبات:
šādīh ud bēš «فَرَح و تَرَح، شادی و اندوه».

 

    • §§

 

Brādarān [blˀtlˀn’ < blˀtl | M br ˀdr | N birādar]
(احکام بروج: اوتاد)
* برادران: بَیتُ الإخوَه، وتد سوم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: در احکام نجوم سنتی، وتد ثالث، که خانه سوم است، «بَیتُ الإخوَه» نام دارد (دهخدا؛ بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۶). نام تنجیمیِ این خانه را در پهلوی Barādarān («برادران») است. در تنجیم سنتی، میخ سوم، خانه برادران (Brethren) است که معادل آن در لاتین Fratres نام دارد (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶؛ اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰). در بندهشن، از آنجا که بحث اوتاد در تشریح زایچه کیهان مطرح شده است و در این زایچه برج سرطان، در وتد طالع (وتد اول) واقع است، برج خوشه نیز در میخ برادران جای دارد. بنا بر التفهیم (بیرونی، ۱۳۵۲: ۴۲۹)، دلالتهای ویژه مولودان برای این وتد عبارتند از: «برادران و خواهران و خویشان و خوسرواران و دایگان و زنان پرورنده و دوستان و از جای بجای گشتن و سفر نزدیک و خوابها و دانش و فقه اندر دین». (برای توضیحات بیشتر رک. Mēx)
پایان نامه
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: barādar + پسوند نسبت -ān : هند و ایرانی آغازین: *bhraHtar- (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۲۵)؛ سانسکریت: bhrātrá- ، bhrā́tṛ- (مونیرویلیامز، ۱۹۶۰: ۷۷۰؛ مایرهوفر، ۱۹۹۶: ۲۸۰)؛ اوستایی: brātar- (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۹۷۱)؛ فارسی باستان: brātar (کنت، ۱۹۵۳: ۲۰۱)؛ پهلوی اشکانی: [brˀdrˀn]، جمع brād (دورکین-مایسترارنست، ۲۰۰۴: ۱۰۹-۱۱۰)؛ فارسی میانه: Brādarān (بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۶؛ بهار، ۱۳۴۵: ۱۰۱؛ مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶)؛ brādar (مکنزی، ۱۳۷۳: ۵۴)؛ «براتران» (تقی زاده، ۱۳۱۶: ۳۲۷)؛ فارسی میانه ترفانی: brād (بویس، ۱۹۷۷: ۲۷)؛ پازند: brād (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۴۹)؛ فارسی نو: برادران؛ انگلیسی: Fratres - Brethren (مکنزی، ۱۹۶۴: ۵۲۶؛ اسنودگراس، ۱۹۹۷: ۹-۱۰)؛ معادل عربی: بیت الاخوه (بهار، ۱۳۷۵: ۱۰۵).

 

    • §§

 

Bunza [Paz. bunza, bunda]
(منازل قمر)
* بُنزه: خانه بیست و چهارم ماه. از ۶ درجه و ۴۰ دقیقه دلو تا ۲۰ درجه همان برج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد و خوانش: این واژه در بندهشن (۲: ۲) یک بار آمده است و املای آن در نسخ مختلف به صورت پازند است: در TD1 (bundi)؛ در TD2 و DH (bunza)؛ در K20 و M51 (bunda)؛ در K20b (baṇda)، (پاکزاد، ۲۰۰۵: ۳۶پ۵۳). اکثر پژوهشگران بندهشن در مورد معنا و ریشه شناسی این منزل قمر سخنی نگفته‌اند. هنینگ (۱۹۴۲) در مقاله خود پیرامون نجوم در بندهشن، حتی اسم این منزل را هم ذکر نکرده است. بهار (۱۳۴۵: ۴۰۳) ابتدا آنرا Bunaz خوانده؛ اما، نهایتاً در کتاب پژوهشی در اساطیر (بهار، ۱۳۷۵: ۶۱)، تلفظ آنرا Bunza می‌نویسد. بهزادی (۱۳۶۸: ۵-۶) نیز همین تلفظ را ثبت می‌کند. انکلساریا (۱۹۵۶: ۳۱) و یوستی (۱۸۶۸: ۱۲۷) آنرا Bunda خوانده‌اند. تنها محققی که در کشف معنای آن تلاش کرده است، یوستی (۱۸۶۸: ۱۲۷) است که آنرا به معنی «بند، ریسمان» محسوب می‌کند.
توضیحات: این منزل قمر که در بندهشن به صورت پازند Bunza آمده است، برابر است با منزل هندی «Śatá-bhiṣaj» (بهار، ۱۳۷۵: ۶۱). نام این منزل در عربی برگرفته از ستاره شاخص این منزل بنام «سَعد الاخبیه» است که در نجوم مدرن به آن «Sadachbia» می‌گویند. بهار (۱۳۷۵: ۶۱) این منزل را برابر با «سعدالسعود» محسوب می‌کند که حاوی ستارگان دوم و سوم واقع بر منکب چپ دلو (ξ و β دلو) می‌باشد.

 

    • §§

 

C
čihrag [cyhlk’ | Paz. čihar | Av. čiϑra- | OP ciça- | M čihrag]
(تنجیم: طبایع ستارگان)
* طبع (ستارگان)، سرشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: برابرنهاده واژه طبع و سرشت در پهلوی čihrag و sardag است. در علم احکام نجوم، کواکب را از جهات گوناگون طبقه بندی می‌کردند و به آنها ویژگیهایی را نسبت می‌دادند. یکی از این طبقه‌بندی ها مربوط به طبایع چهارگانۀ (čahār zāhagān, čahār gōhr) است که عبارتند از: آب (āb)، باد (wād)، خاک (zamīg)، و آتش (ātaxš).
بندهایی از بندهشن در مورد طبع سیارات است. بنابر بندهشن (۵ب: ۱۴)، آناهید (=زهره) آبی و تیر (=عطارد) بادی است؛ از اینرو، اضداد ایشان یعنی ستاره سدویس و تیشتر نیز به ترتیب آبی و بادی هستند؛ چراکه طبع هر کوکبی با طبعِ رقیبش یکی است. در تنجیم سنتی نیز زهره «آبی» و «سرد و تر»، تیر «بادی» و «گرم و خشک»، بهرام «آتشی» و «بسیار گرم و خشک»، مشتری «آبی»، زحل «بسیار سرد و خشک»، ماه «آبی»، خورشید «آتشی» است (بیرونی، ۱۳۱۸: ۴۲؛ فراولی، ۲۰۰۵: ۳۳). در بندهشن (۲۷: ۵۸)، از طبیعت دو سیاره کیوان و بهرام نیز سخن می‌رود و کیوان دارای طبع بسیار سرد و بهرام دارای طبع بسیار گرم معرفی می‌شود. در احکام نجوم پس از اسلام نیز طبع کیوان «بسیار سرد و خشک» و طبع بهرام بسیار «گرم و خشک» است (بیرونی، ۱۳۱۸: ۴۲).
طبع برخی از ستارگان ثابت نیز در بندهشن مشخص شده است. در بندهشن (۷: ۲و۳)، فقط از ستارگان «آبی»، «خاکی» و «گیاهی» نام برده می‌شود. آب-سرشتان عبارتند از: تیشتر، ترهگ، ابرگ، پدیور، پیش-پرویز و خوشه پروین؛ خاک-سرشتان عبارتند از: هفت-اورنگ، میخ میان آسمان (=ستارۀ قطبی)؛ گیاه-سرشتان در هاله‌ای از ابهام قرار دارند چراکه در بندهشن فقط همین یکبار به کواکب «گیاه-سرشت» اشاره می‌شود و در این مورد خاص هم نویسنده هیچ نمونه و توضیحی بیش از آنچه از خود واژه برمی‌آید، ارائه نمی‌کند. جالب اینکه در نجوم سنتی نیز به ستارگان گیاه-سرشت برنمی‌خوریم.[۹]
ریشه شناسی: اسم cihr + پسوند -ag : هند و ایرانی آغازین: *čitra- (لوبوتسکی، ۲۰۰۹: ۲۹)؛ سانسکریت: citrá- (مایرهوفر، ۱۹۹۲: ۵۴۲؛ بارتولومه، ۱۹۰۴: ۵۸۷)؛ اوستایی: čiϑra- «چهره: نطفه» (بارتولومه، ۱۹۰۴: ۱۰۳-۱۰۴؛ رایشلت، ۱۹۱۱: ۲۱۶)؛ فارسی باستان: ciça- (کنت، ۱۹۵۳: ۱۸۴)؛ فارسی میانه: čihrag در āb-čihrag (بهار، ۱۳۴۵: ۲۸۸؛ مکنزی، ۱۳۷۳: ۲۹؛ نیبرگ، ۱۹۷۴: ۲۷)؛ فارسی میانه ترفانی و پهلوی اشکانی ترفانی: čihrag (بویس، ۱۹۷۷: ۳۲)؛ فارسی میانه کتیبه ای: čihrag (ژینیو، ۱۹۷۲: ۲۱)؛ پازند: čihar (نیبرگ، ۱۹۷۴: ۵۵)؛ فارسی نو: چهره؛ معادل انگلیسی: seed ، nature .
ترکیبات:
āb-čihrān «آب-سرشتان، ستارگان آب-سرشت، ستارگان آبی»
urwar-čihrag «(ستارۀ) گیاه-سرشت»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1400-08-04] [ 09:42:00 ب.ظ ]




بند نخست: تنظیم بر برگ چاپی مخصوص
ماده ۵۱ ق.آ.د.م. مقرّر می‌دارد: «دادخواست باید … در روی برگ‌های چاپی مخصوص نوشته…» شود. البته چنانچه در مقرّ دادگاه مرجع دعوا، چنین برگهایی در اختیار عموم، قرار نگرفته باشد برگ‌های معمولی نیز بهتر است پذیرفته شود. علی‌رغم تصریح این شرط، هیچ یک از موادّ ق.آ.د.م. ضمانت اجرایی برای آن پیش‌بینی ننموده است. اما به عنوان ضمانت اجرا باید بیان داشت چنانچه دارنده چک در «برگی» که چنین شرایطی را نداشته باشد،اقامه دعوا نماید،با توجه به اینکه بنا به یکی از معانی دادخواست، دادخواهی شده اما در فرم چاپی نیست و برای این منظور امر اخطار رفع نقص میسر است و به فرض که دارنده فرم چاپی دادخواست تقدیم نکند قرار رد دادخواست (به معنای دادخواهی) توسط دفتر دادگاه صادر خواهد شد.[۱۲۰]
پایان نامه - مقاله - پروژه
بند دوم: تنظیم به زبان فارسی
به موجب مادّه ۵۱ ق.آ.د.م. «دادخواست باید به زبان فارسی… نوشته ….» شود.
ضمانت اجرای این شرط در قانون پیش‌بینی نگردیده است.به عنوان ضمانت اجرا مطابق ماده ۲ ق.آ.د.م. دعاوی باید طبق قانون مطرح شده باشند و در اینجا چون دادخواست به زبان فارسی نیست، لذا مطابق قانون طرح دعوی نشده است و باید قرار عدم استماع دعوی صادر شود.[۱۲۱]
بند سوم: امضای دادخواست
خواهان دعوای مطالبه وجه(دارنده چک) باید دادخواست را امضاء کند و در صورت عجز از امضاء اثر انگشت او باید زیر دادخواست باشد. (بند ۷ ماده ۵۱ ق.آ.د.م.) تکلیف دادخواستی که این شرط را نداشته باشد در قانون پیش‌بینی نشده است. دارنده که متنی را در برگ چاپی می‌نویسد اما آنرا امضاء نمی‌کند، در حقیقت دادخواهی نکرده است و دادخواست فاقد امضاء همانند دادخواستی است که هیچ مطلبی در آن نوشته نشده است.زیرا این راهکار مبتنی بر نوعی استنباط از مواد ۲۸۷ قانون امور حسبی و ۱۳۰۱ قانون مدنی است. کسی که معتقد به این راه‌کار است در حقیقت، سکوت قانونگذار را در مورد ضمانت اجرای امضای دادخواست، سکوتی نه ناشی از غفلت بلکه سکوتی حکیمانه می‌داند.[۱۲۲]
اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره ۱۸۴۷/۷ – ۲۷/۲/۱۳۷۹ بیان داشته: «دادخواست فاقد امضاء به دستور دادگاه تا مراجعه‌ی خواهان و امضای آن بلا اقدام می‌ماند و پس از مراجعه‌ی او و امضاء دادخواست به جریان قانونی گذاشته می‌شود. در ق.آ.د.م. عدم امضاء دادخواست جز در موارد نقص یا توقیف دادخواست احصاء نشده است. البته بهتر است که به خواهان (دارنده چک) اطلاع داده شود تا برای امضای دادخواست مراجعه نماید.»
بند چهارم: نام و اقامتگاه خواهان
خواهان، صفت فاعلی خواستن می‌باشد و فرهنگستان آن را در مقابل «مدّعی» جعل نموده است. مدّعی کسی است که به ضرر دیگری به رسم منازعه چیزی را می‌خواهد و آن دیگری مدعی‌علیه است. [۱۲۳]
به موجب بند ۱ ماده ۵۱ ق.آ.د.م. در دادخواست باید «نام، نام خانوادگی، نام پدر، سن، اقامتگاه و حتّی‌الامکان شغل خواهان» نوشته شود. البته نوشتن نام پدر، سن و شغل خواهان در دادخواست، با توجه به ماده ۵۶ ق.آ.د.م. ضمانت اجرا ندارد و در عمل نیز نقص دادخواست به شمار نمی‌رود.
در صورتی که دادخواست توسّط وکیل دارنده چک تقدیم شود مشخّصات وکیل او نیز باید درج گردد. (بند ۱ ماده ۵۱ ق.آ.د.م.)
همانطور که در مباحث گذشته ذکر شد در دعوای حقوقی مطالبه وجه مندرج در چک و خسارات قانونی قابل مطالبه، خواهان همان «دارنده چک» است که در واقع ذینفع این دعوا محسوب می شود.
دارنده چک می‌تواند شخص حقیقی باشد که در این صورت نام و مشخّصات وی به ترتیب مقرّر در مادّه ۵۱ ق.آ.د.م، باید در قسمت مربوط دادخواست نوشته شود.
دارنده چک ممکن است شخص حقوقی باشد.چنانچه خواهان شخص حقوقی باشد (شرکت، مؤسسه غیر انتفاعی، اداره، وزارت‌خانه، شهرداری، نهاد و …) نام و مشخّصات و اقامتگاه شخص حقوقی، به همان ترتیب که در اداره ثبت شرکت‌ها، بر اساس آخرین تغییرات ثبت گردیده به گونه‌ای که ابلاغ برگ‌ها به آنها میسّر باشد، در قسمت مربوط دادخواست باید نوشته شود.[۱۲۴]
بند پنجم: نام و مشخّصات خوانده
خوانده اسم مفعول خواستن و در لغت، از جمله به معنای طلبیدن و احضار کردن آمده است. واژه خوانده را فرهنگستان در برابر اصطلاح مدّعی علیه جعل کرده است. امّا مدّعی‌علیه، به مفهوم اعم به هر شخصی گفته می‌شود که ادّعایی علیه او مطرح شده و بنابراین اعمّ از خوانده است. خوانده شخصی است، که دعوا علیه او اقامه شده و حقّ ادعایی علیه اوست و بنابراین نتیجه‌ی دادرسی، هر چه باشد، بر او بار می‌گردد.
به موجب بند ۲ مادّه ۵۱ ق.آ.د.م. «نام و نام خانوادگی،نام پدر،سن،اقامتگاه و شغل خوانده » در دادخواست باید نوشته شود.چنانچه خوانده شخص حقیقی است، نام و نام خانوادگی و علی‌الاصول اقامتگاه او باید در قسمت مربوط به دادخواست نوشته شود.چنانچه خوانده ورشکسته باشد و نتیجه‌ی دعوا موجب تصرّف در اموال وی گردد، اداره‌ی تصفیه‌ی امور ورشکستگی و یا مدیر تصفیه، به قائم‌مقامی او، طرف دعوا قرار گرفته و مشخصّات و نشانی آنها در دادخواست نوشته شود. روشن است که در موارد مزبور قیّم، ولی و … به دادرسی دعوت می‌شود.
در صورتی که خوانده شخص حقوقی باشد (شرکت، مؤسّسه‌ی غیرانتفاعی، اداره و …) نام و مشخصات شخص حقوقی نیز، به همان ترتیب و سبب که در مورد خواهان گفته شد و اقامتگاه آن باید در دادخواست نوشته شود.
مستنداً به ماده ۵۳ و ۵۴ ق.آ.د.م. مدیر دفتر دادگاه در صورت ناقص بودن اسم و مشخصات خوانده به مدعی (خواهان) اخطاریه ده روزه ارسال می‌کند تا نسبت به رفع نقص اقدام نماید والّا، مدیر دفتر دادگاه به استناد مواد مذکور، قرار رد دادخواست خواهان را صادر خواهد نمود.
در دعوای حقوقی مطالبه وجه مندرج در چک و خسارات قانونی منظور از خوانده همان مسئولین پراخت در چک است که عبارتند از:
الف: صادرکننده- ب: ظهرنویس – ج: ضامن
حال برای روشن شدن موضوع هر کدام را به طور جداگانه همراه با حدود مسئولیت آنها مورد بررسی قرار می‌دهیم.
۱- صادرکننده
یکی از مسئولین پرداخت در چک صادرکننده آن است که در واقع مسئول اصلی تلقی می‌شود.
صادرکننده چک کسی است که به بانک دستور می‌دهد، مبلغ معینی را به گیرنده چک پرداخت کند.
ماده ۳۱۳ ق.ت ایران نیز مقرر می‌دارد: «وجه چک باید به محض ارائه کارساز شود.»
ماده ۳ قانون صدور چک نیز تصریح می‌کند: «صادرکننده چک باید در تاریخ صدور معادل مبلغ چک در بانک محال‌‌علیه محل (نقد یا اعتبار قابل استفاده) داشته باشد…».
دارنده چک که خواهان دعوای مطالبه وجه محسوب می شود می تواند علیه صادرکننده به عنوان خوانده اصلی دعوای چک طرح دعوا نماید.
در مواردی که مدیر شرکت از جانب شرکت (شخص حقوقی) چک را صادر نموده است باید بیان داشت: اگر چه مدیر در مقابل دارنده چک مسئولیت دارد، ولی مطابق اصول کلی مربوط به نمایندگی مسئولیت نهایی به عهده منوب‌عنه بوده و نماینده می‌تواند پس از پرداخت وجه چک، به مدیون اصلی (منوب‌عنه) رجوع کند.
«با توجه به ماده ۱۲۵ ق.ت مصوب ۱۳۱۱ چنانچه مدیرعامل شرکت در حدود اختیاراتی که توسط هیأت مدیره به او تفویض شده است چک را امضاء کرده باشد نماینده‌ی قانونی شرکت محسوب است و لذا مشمول مقررات ماده ۱۴ ق.ص.چ. خواهد بود و در صورتی که مدیرعامل خارج از حدود اختیاراتی که هیأت مدیره به او تفویض کرده است چک را امضاء نموده باشد شخصاً مسئول پرداخت وجه چک خواهد بود.» (نظریه مشورتی شماره ۹۰۳۹/۷-۵/۱۱/۱۳۸۲ اداره حقوقی قوه قضائیه).
با توجه به ماده ۱۹ ق.ص.چ. مقنن در صدور چک بلامحل همگام با شخصیت حقوقی،برای اشخاص حقیقی صاحبان امضاء نیز مسئولیت تضامنی پیش بینی نموده است.آراء ذیل موید این امر است:
«.. خواسته خواهان مطالبه وجه شش فقره چک … می باشد که آقای «ح-م» آنرا به عنوان مدیر عامل امضا شرکت سهامی خاص «ت-گ» صادر نموده است،دفاع خوانده آقای «ح-م» که بیان نموده شرکت «ت-گ» دارای شخصیت حقوقی مستقل است و طرح دعوی به طرفیت شخص حقیقی و نیز الزام مدیر عامل شرکت به پرداخت وجه چکها صحیح نمی باشد وارد نیست زیرا این دفاع برخلاف نص صریح ماده ۱۹ ق.ص.چ. می باشد.در ماده ۱۹ مذکور مقنن در صدور چک بلامحل همگام با شخصیت حقوقی،برای اشخاص حقیقی صاحبان امضاء نیز مسئولیت تضامنی پیش بینی نموده است.دارنده چک مختار است به هرکدام از مسئولین اعم از شخص حقیقی یا حقوقی مراجعه کند.عدم طرح دعوی به طرفیت شرکت نافی مسئولیت مدیر عامل صادرکننده چک نمی باشد.فلذا حکم به محکومیت خوانده به پرداخت وجه چک صادر و اعلام می شود.»(دادنامه ش ۸۵۵-۲۹/۱۰/۸۸ شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی گرگان)
«… چک موضوع دعوی متعلق به شرکت «م-ا» می باشد چکهای شرکت مذکور باید به امضاء دونفر همراه با مهر شرکت صادر شود این در حالی است که حسب گواهی عدم پرداخت صادره از بانک،چک موضوع دعوی تنها به امضاء مدیر عامل شرکت آقای … رسیده است با این وصف سوالی به ذهن متبادر می شود و آن اینکه آیا در فرض که چکهای شرکت به امضای همه اشخاص صاحب حساب نرسیده باشد و ممهور به مهر شرکت نباشد آیا مسولیتی برای شرکت و نیز صادرکننده چک متصور است یا خیر.به نظر محکمه باید بین مسئولیت شرکت و مدیرعامل صادرکننده چک قائل به تفکیک شد.
الف : مسئولیت مدیر عامل : اگر مدیر عامل شرکت خارج از حدود اختیاراتی که هیأت مدیره به او تفویض کرده است چک را امضا نموده باشد شخصاً مسئول پرداخت وجه چک می باشد دلایل صدق این ادعا است که اولاً: حسب ماده ۳ ق.ص.چ. صادرکننده چک نباید چک را به صورتی تنظیم نماید که بانک به عللی از قبیل عدم مطابقت امضاء یا قلم خوردگی در متن چک یا اختلاف در مندرجات چک و امثال آن از پرداخت وجه چک خودداری نماید.ثانیاً: بر اساس ماده ۱۹ قانون مذکور در صورتی که چک به وکالت یا نمایندگی از طرف صاحب حساب اعم از شخص حقیقی یا حقوقی صادر شده باشد صادرکننده چک و صاحب حساب متضامناً مشمول پرداخت وجه چک می باشند.ثالثاً: نظریه ش ۷۹۰۳۹-۵/۱۱/۱۳۸۲ اداره حقوقی قوه قضائیه موید عقیده مذکور می باشد.
ب : مسئولیت شرکت : به نظر محکمه مسئولیتی بر ذمه شرکت نمی باشد زیرا مدیر عامل برخلاف مقررات و اختیارات تفویضی مبادرت به صدور چک نمود. فرض مسئولیت تضامنی برای شرکت بر اساس ماده ۱۹ در صورتی است که چک بر اساس ضوابط شرکت صادر شده باشد و بتوان آنرا منتسب به شرکت دانست…»(دادنامه ش ۷۰۳-۱۳/۸/۸۹ شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی گرگان)
۲- ظهرنویس
یکی دیگر از مسئولین پرداخت در چک ظهرنویس آن است.
ظهر به معنای پشت است. ظهرنویسی یا پشت‌نویسی، عبارت است از اینکه دارنده سند تجاری، مطالبی را که حاکی از منظور اوست، در پشت سند بنویسد و امضاء کند. به عبارت دیگر ظهرنویسی آن است که دارنده سند تجاری به موجب آن دستور می‌دهد تا مبلغ مندرج در سند به شخص دیگری پرداخت گردد.
نظر به اینکه ظهرنویسی یک عمل حقوقی و ارادی است بنابراین رعایت شرایط اساسی صحت در معاملات موضوع ماده ۱۹۰ ق.م. ضروری است. وجود، اعلام، انطباق و سلامت اراده ظهرنویس، فقدان اجبار، اکراه، اشتباه در ظهرنویسی و تسلیم ارادی سند مزبور را می‌توان از شرایط ماهوی در ظهرنویسی سند تجاری شناخت.در چک ظهرنویسی صرفاً با امضاء ممکن و معتبر است و مهر یا اثرانگشت کفایت نمی‌کند.[۱۲۵]
ماده ۳۱۲ ق.ت. اشعار می‌دارد: « ممکن است به صرف امضاء در ظهر چک به دیگری منتقل گردد.»
با توجه به مفهوم و دلالت ظهرنویسی، چنین استفاده می‌شود که پشت سند موضوعیت دارد. بنابراین امضای بر روی سند ظهرنویسی محسوب نمی‌گردد. همچنین امضای در اوراق دیگر منصرف از ظهرنویسی است. مع‌ذلک بر خلاف استنباط فوق نیز اظهارنظر شده است. چنانکه در رأی ش۸۰۵ مورخ ۰۹/۱۰/۱۳۷۰ شعبه ۴۴ دادگاه حقوقی ۲ تهران آمده است «… با توجه به ماده ۱۰ ق.م. که توافق های مشروع طرفین را نافذ اعلام کرده اگر چه انتقال سند تجاری به موجب ماده ۲۴۵ ق.ت. نیز از نظر این دادگاه امری تلقی نمی‌شود بنابراین تعهد و امضای شرکت مزبور در ورقه جداگانه را به عنوان ظهرنویسی تلقی می‌کند.[۱۲۶]»
«اگر به دلیل وجود امضاءها و مهرهای متعدد ظهرنویسی در پشت چک میّسر نباشد می‌توان در برگ جداگانه‌‌ای اقدام به ظهرنویسی نمود. (نظر مشورتی شماره ۳۲۱۲/۷ – ۵/۸/۱۳۷۱ اداره حقوقی و قوه قضائیه)».
در خصوص اینکه آیا بعد از اینکه دارنده به بانک مراجعه نموده و گواهی عدم پرداخت به نام خود دریافت می نماید،باز هم می تواند از طریق ظهرنویسی چک را منتقل کند، به نظر می رسد منعی در این مورد وجود ندارد.رأی ذیل موید این امر است:
«…چون دعوا مطالبه وجه چک است و مطابق ماده ۳۱۲ ق.ت. چک ممکن است در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد باشد و به صرف امضا در ظهر چک به دیگری منتقل می شود چک در وجه حامل تا قبل از ارائه به بانک با ظهرنویسی و نیز با قبض و اقباض قابل نقل و انتقال است اما پس از آن که توسط حامل به بانک ارائه و منجر به صدور گواهی عدم پرداخت شد و حتی علیه صادرکننده توسط دارنده شکایت کیفری مطرح شد انتقال آن با امضای ظهر آن،انتقال موضوع قانون تجارت شناخته نمی شود و از مزایای اسناد تجاری موضوع آن قانون برخوردار نیست تنها می توان این عمل را متضمن انتقال طلب دانست…»(دادنامه ش ۱۷۷۷-۱۷/۱۲/۸۴ شعبه هشت دادگاه تجدیدنظر استان تهران) [۱۲۷]
مستنداً به قسمت اخیر ماده ۲۴۶ ق.ت. «… ممکن است در ظهرنویسی تاریخ … قید گردد» چنین استنباط می‌شود که قید تاریخ ظهرنویسی الزامی نیست. هر چند قید آن متضمن آثار متعددی خواهد بود. از آن جمله است تشخیص اهلیت ظهرنویس و منتقل‌الیه به هنگام ظهرنویسی، امکان تشخیص صاحبان حق رجوع در صورت کثرت ظهرنویسان به ظهرنویس‌های ماقبل خود، تشخیص اختیار تصرف ظهرنویس در حین ظهرنویسی. [۱۲۸]
در ظهرنویسی ممکن است اسم کسی که چک به او منتقل می‌شود قید گردد در غیر اینصورت ظهرنویسی سفیدامضاء خواهد بود.
باید توجه داشت که مسئولیت در سند با امضاء تحقق می یابد و انتقال دهنده ای که با قبض و اقباض چک را انتقال داده مسئولیتی نخواهد داشت.اداره حقوقی در نظریه شماره ۱۱۴۳/۷-۲۷/۹/۱۳۷۵ بیان نموده «…واگر واگذاری چک بدون امضاء و ظهرنویسی باشد،حامل،دارنده چک و صاحب آن محسوب می شود و در این فرض فقط صادرکننده در مقابل دارنده چک مسئول شناخته می شود…»
ظهرنویسی چک ممکن است برای انتقال مالکیت و یا برای وصول (یعنی انتقال به عنوان وکالت) و یا به عنوان وثیقه باشد. [۱۲۹]
ظهرنویسی برای وکالت زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که دارنده، چک را برای وصول، تسلیم بانک می‌کند، بانک پس از وصول، مبلغ چک را به حساب مشتری واریز می‌کند. وکالت در وصول، از طریق ظهرنویسی و با قید هر عبارتی در ظهر چک که حکایت از وکالت کند، میسّر است. مع‌ذلک، برای وصول وجه چک از طریق واریز به حساب، معمولاً جمله زیر در چک قید می‌شود:
«لطفاً پس از وصول به حساب شماره … واریز شود.» بنابراین، هرگاه ظهرنویس بصراحت حاکی از وکالت نباشد، ظهرنویسی به عنوان انتقال تلقی می‌شود. (ماده ۲۴۷ ق.ت.)[۱۳۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:42:00 ب.ظ ]




نتایج تحقیق قدیمی مقدم و حسینی طباطبایی (۱۳۸۵) حاکی از این است که تفاوت فرسودگی شغلی معلمان مقاطع آموزشی سه­گانه و کادر اداری در چند مورد معنادار است و میزان فرسودگی شغلی معلمان و کارکنان مرد بیشتر از زنان است، همچنین بین فرسودگی شغلی و مدرک تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد و میزان فرسودگی شغلی در معلمان و کارکنان شهرها و نواحی مختلف، متفاوت است.
در تحقیق محمدی (۱۳۸۵) نتایج همبستگی­های مثبت معنی­دار بین متغیرهای فرسودگی شغلی شامل خستگی هیجانی و شخصیت­زدایی با متغیرهای سلامت روان­شناختی شامل شکایت­های جسمانی، وسواس بی­اختیاری، حساسیت در روابط بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، هراس، افکار پارانویید و روان­گسستگی را در زنان و مردان نشان دادند. افزون بر این بین فقدان تحقق شخصی (به منزله یک متغیر فرسودگی) و همه متغیرهای سلامت روان­شناختی در دبیران مرد، همبستگی منفی و معنی­دار مشاهده شد.
نتایج تحقیق احمدی و شیخ­علیزاده (۱۳۸۵) نشان داد که تفاوت معناداری بین فرسودگی شغلی و مؤلفه­ های هوش هیجانی در زنان و مردان وجود ندارد و مؤلفه­ های هوش هیجانی پیش ­بینی کننده بهتری نسبت به عوامل جمعیت­شناختی در فرسودگی شغلی است.
محمدی (۱۳۸۵) در تحقیقی نشان داد تفاوت معنادار در فرسودگی (خستگی عاطفی، مسخ شخصیت) در میان دبیران زن و مرد وجود دارد و دبیران مرد در مقایسه با دبیران زن از فرسودگی شغلی (خستگی عاطفی و مسخ شخصیت) بیشتر برخوردارند، ولی هیچ تفاوت معنادار در فرسودگی شغلی (فقدان موفقیت فردی) در میان دبیران زن و مرد مشاهده نشد. ضریب همبستگی مثبت میان فرسودگی شغلی (خستگی عاطفی و مسخ شخصیت) و متغیرهای سلامت روان در میان دبیران زن و مرد وجود دارد و ضریب همبستگی منفی میان فرسودگی شغلی (فقدان موفقیت فردی) و بعضی از متغیرهای سلامت روان در میان دبیران زن و مرد ایرانی و هندی وجود دارد.
در تحقیق عاطف و همکاران (۱۳۸۵) خستگی عاطفی و خشنودی شغلی پزشکان زن بیشتر از پزشکان مرد بود، ولی تفاوت معناداری بین میانگین نمرات مسخ شخصیت و عملکرد فردی پزشکان زن و مرد وجود نداشت.
نتایج تحقیقات سیدقراعینی و سیدعباس­زاده (۱۳۸۶) نشان داد که میزان فرسودگی شغلی دبیرانی که مدیران آن­ها سبک رهبری مشارکتی را اعمال می­ کنند، بیشتر از دبیرانی است که مدیران آن­ها دارای سبک رهبری رابطه­مدار هستند. میان سن و میزان فرسودگی شغلی دبیران رابطه معنادار وجود ندارد. میان سابقه خدمت و فرسودگی شغلی رابطه معنادار وجود دارد و میزان فرسودگی شغلی با افزایش سابقه کار افزایش می­یابد. بین فرسودگی شغلی دبیران زن و مرد تفاوت معنادار وجود دارد و میزان فرسودگی شغلی دبیران مرد بیشتر از دبیران زن است. در بعد فرسودگی عاطفی و مسخ شخصیت تفاوت معنادار وجود دارد و میزان فرسودگی شغلی دبیران مرد در این دو بعد بیشتر از دبیران زن است، اما در بعد عدم موفقیت فردی تفاوتی میان عملکرد زنان و مردان وجود ندارد.
رمضانی­نژاد، پورسلطانی زرندی و حسینی­نیا (۱۳۸۸) به این نتیجه رسیدند که بین جو سازمانی (رفتار متعهدانه معلمان، رفتار صمیمی معلمان و رفتار حمایتی مدیران) و تحلیل­رفتگی و ابعاد جو سازمانی و تحلیل­رفتگی شغلی رابطه منفی و معنی­داری وجود دارد، ولی بین رفتار دستوری مدیران و رفتار ناامیدانه معلمان با تحلیل­رفتگی رابطه مثبت و معنی­داری مشاهده شد. رابطه بین جو سازمانی باز با دو بعد فرسودگی هیجانی و مسخ شخصیت منفی و معنی­دار، و با بعد موفقیت فردی معلمان مثبت و معنی­دار بود.
در تحقیق صفری و گودرزی (۱۳۸۸) تفاوت فرسودگی شغلی بین افراد و زنان و مردان با سنین مختلف و افراد مجرد و متأهل معنی دار نبوده است.
کوشکی و همکاران (۱۳۸۸) در تحقیقی نشان دادند که بین عزت نفس و فرسودگی شغلی معلمان مدارس عادی و استثنایی تفاوت معنادار وجود ندارد، در صورتی که بین عزت نفس و فرسودگی شغلی در گروه معلمان مدارس عادی رابطه معنادار وجود دارد.
نتایج پژوهش عارفی و همکاران (۱۳۸۹) نشان داد، میزان فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی در بعد تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت و موفقیت فردی پایین تر از نمرات هنجار برای معلمان است. همچنین از متغیرهای جمعیت شناختی مورد مطالعه تنها در متغیر وضعیت تأهل تفاوت معناداری بین شرکت کنندگان مشاهده شده و افراد مجرد تحلیل عاطفی بالاتری نسبت به افراد متأهل گزارش دادند.
دانلود پروژه
بشلیده و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی نشان دادند که میزان نمره کل فرسودگی شغلی و ابعاد آن با نمره کل و سلامت عمومی و ابعاد آن همبستگی معنی داری وجود دارد. همچنین، بعد خستگی هیجانی بیشتر از ابعاد دیگر فرسودگی شغلی، سلامت عمومی معلمان را تحت تأثیر قرار داده است.
صابری و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیق خود نشان دادند با افزایش سن و سابقه کاری فرسودگی کاهش می یابد، همچنین افزایش مدرک تحصیلی، اختلالات روان پزشکی، نوع مسکن، عدم رضایت از زندگی زناشویی و جنس مرد به طور معنی دار باعث افزایش فرسودگی شغلی گردیده است.
در تحقیق حنانی و همکاران (۱۳۹۰) سن، جنس، تاهل و سابقه کاری افراد با ابعاد خستگی های هیجانی و احساس عدم کفایت شخصی تحویلداران بانک به طور معنی داری ارتباط داشت.
اسدی و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیق خود نشان دادند که جلسات معنادرمانی به طور معناداری باعث کاهش فرسودگی شغلی می شود.
یافته های حاصل از تحقیق صلاحیان و همکاران (۱۳۹۰) نشان دادند که استرس شغلی، شفافیت نقش و گرانباری شغلی، فرسودگی شغلی را به صورت معناداری پیش بینی می کنند.
نتایج تحقیق رضائیان و گنجی (۱۳۹۰) ارتباط مثبت معنی داری بین خستگی عاطفی با روان نژندی و وجدان گرایی، مسخ شخصیت با روان نژندی و گشودگی، عدم موفقیت فردی با روان نژندی و فرسودگی شغلی به صورت کلی با روان نژندی را در کارمندان دولتی نشان داد. و در کارمندان خصوصی نیز ارتباط مثبت معنی داری بین خستگی عاطفی با گشودگی، مسخ شخصیت با برون گرایی، عدم موفقیت فردی با گشودگی و فرسودگی شغلی به صورت کلی با گشودگی نشان داد.
نتایج پژوهش سپاه منصور و همکاران (۱۳۹۱) نشان داد که بین متغیر کیفیت زندگی و متغیر فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی معناداری وجود دارد، بدین معنی که با کاهش کیفیت زندگی، فرسودگی شغلی معلمان افزایش می یابد و بالعکس.
در تحقیق علی اکبری دهکردی و همکاران (۱۳۹۱) تفاوت بین افراد دارای سنوات خدمت زیاد و کم در زیرمقیاس های فرسودگی شغلی (خستگی هیجانی، شخصیت زدایی و فقدان تحقق شخصی) معنادار بود، اما در مقیاس کلی فرسودگی شغلی تفاوت معنادار وجود نداشت. همچنین از بین عوامل فرسودگی شغلی اثر اضافه بار شغل، مهارگری، پاداش ها و نظام ارزش ها بر میزان فرسودگی شغلی معنادار بود.
در تحقیق رفیعی و همکاران (۱۳۹۱) بین فراوانی تحلیل عاطفی با جنس ارتباط معنی دار وجود داشت، همچنین بین شدت تحلیل عاطفی با جنس نیز ارتباط معنی دار وجود داشت، بعلاوه بین مسخ شخصیت در بعد شدت، با سن ارتباط معنی دار وجود داشت.
در تحقیق پوررضا و همکاران (۱۳۹۱) همبستگی معناداری بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی به دست آمد.
سلیمان نژاد و همکاران (۱۳۹۱) در تحقیق خود نشان دادند که فرسودگی شغلی پیش بینی کننده مناسبی برای سلامت روان است.
قشلاقی و خلیل زاد (۱۳۹۱) در تحقیقی نشان دادند که بین روان آزرده گرایی و فرسودگی شغلی کلی همبستگی معنی دار مثبت و بین عامل برونگرایی و نمره کلی فرسودگی شغلی و عوامل مسخ شخصیت و عملکرد شخصی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد، همچنین عامل دلپذیر بودن با عامل عملکرد شخصی همبستگی مثبت معنی دار دارد.
نتایج پژوهش شعبانی و کونانی (۱۳۹۱) نشان داد که بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی معلمان رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. همچنین، مولفه های فرسودگی عاطفی و فقدان موفقیت فردی معلمان توان تبیین و پیش بینی سلامت عمومی آنها را دارد. همچنین در این تحقیق، بین معلمان زن و مرد از نظر میزان فرسودگی شغلی تفاوت معنی داری مشاهده نمی شود.
الماسیان و رحیمی کیا (۱۳۹۱) در تحقیق خود نشان دادند که بین سبک رهبری مدیران و فرسودگی شغلی کارکنان رابطه معکوس معنی دار وجود دارد.
منتظرغیب و کیخانژاد (۱۳۹۱) در پژوهش خود نشان داد که تیپ های شخصیتی هالند با فرسودگی شغلی رابطه معناداری دارند.
۲-۴-۱-۵- تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت شغلی در خارج کشور
کاپلن وجونز[۱۳۷] (۱۹۷۵) در تحقیق خود نشان دادند که ابهام آینده شغلی در کنار عواملی چون نارضایتی شغلی و خستگی به شکایت های جسمانی و روان شناختی منجر می شود.
میچالوا[۱۳۸] (۲۰۰۲) در تحقیق خود نشان داد بین عملکرد شغلی و رضایت شغلی رابطه مستقیم و مثبتی وجود دارد.
مرتلر[۱۳۹] (۲۰۰۲) در تحقیق خود نشان داد بین سن و سابقه تدریس با رضایت شغلی معلمان رابطه منفی معناداری وجود دارد.
افیلی[۱۴۰] و همکاران (۲۰۰۴) در تحقیقی نشان دادند که خطر ابتلا به ناراحتی های روانی در افراد ناراضی از شغل نسبت به افراد بامیزان بالای رضایت از شغل،۲/۲ است.
سری[۱۴۱] (۲۰۰۴) در تحقیق خود نشان داد رضایت شغلی معلمان زن نسبت به معلمان مرد بیشتر است.
یافته های تحقیق ویلارد[۱۴۲] (۲۰۰۵) نشان داد بین عملکرد شغلی و رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
کیانی مهر[۱۴۳] و همکاران (۲۰۱۲) در تحقیقی نشان دادند که بین رضایت شغلی با فرهنگ سازمانی و مؤلفه های فرهنگ سازمانی رابطه معناداری وجود ندارد.
رنه[۱۴۴] و همکاران (۲۰۱۲) نشان دادند که رضایت شغلی می تواند پیش بین خوبی برای عملکرد شغلی باشد.
۲-۴-۱-۶- تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت شغلی در داخل کشور
در تحقیق مولایی (۱۳۸۱) رضایت و عدم رضایت مدیران شرکت توزیع برق استان ا ردبیل نسبت به عوامل و پاداشهای مختلف مادی و معنوی بررسی شده است و در این بررسی­ها تأثیر عوامل مادی با شاخصهایی از قبیل حقوق و مزایا، پاداش، امکانات و تسهیلات، اعطای وام ، اعزام به مسافرت­های سیاحتی و زیارتی و تاثیر عوامل معنوی با شاخص­ هایی از قبیل افزایش مسئولیت و نیاز به کسب موفقیت مورد سنجش قرار گرفته است و پس از تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از سه پارامتر میانگین، درصد رضایت و نسبت پاسخ دهندگان، نتایج ذیل بدست آمد. %۶۶ پاسخ دهندگان معتقدند پاداش مادی موجب رضایت آنها می گردد در حالیکه ٧٢ % پاسخ دهندگان پاداش معنوی و ۵۴ % افزایش مسئولیت و ٨٢ % موفقیت در کار و ٣٠ % تغیییر ساختار شرکت را موجب رضایت شغلی می دانند.
نوربخش و میرنادری (۱۳۸۴) در تحقیقی نشان دادند که بین جو سازمانی حاکم بر مدرسه ها و میزان رضایت شغلی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین رضایت شغلی و متغیرهای جنس و وضعیت استخدامی رابطه معناداری مشاهده شد، ولی رابطه بین تأهل و سابقه خدمت با رضایت شغلی معنادار نبود.
در تحقیق خاوری و یوسفیان (۱۳۸۶) از میان اجزای پنج گانه رضایت شغلی، رضایت از ماهیت کار بیشترین و رضایت از ارتقا کمترین میزان را در اعضای هیأت علمی دانشگاه یزد دربرمی گرفت.
ظهیری (۱۳۸۶) در پژوهش خود نشان داد که بین رضایت شغلی در کارکنان سازمان آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی تفاوت معنی دار وجود ندارد.
نتایج تحقیق پوشنه و همکاران (۱۳۸۷) نشان داد که به طور کلی میزان رضایت شغلی معلمان از حد متوسط بالاتر است و بین رضایت شغلی معلمان مرد و زن تفاوت معناداری وجود ندارد و همچنین بین معلمین با پایه های تدریسی مختلف و با سابقه تدریس مختلف در رضایت شغلی تفاوتی مشاهده نشد.
اسدی شیرین (۱۳۸۷) در پژوهش خود نشان داد که میان سطح سرمایه اجتماعی و رضایت شغلی همبستگی معنی دار وجود دارد. همچنین از میان متغیرهای سرمایه اجتماعی (شامل اعتماد به خود، اعتماد به خانواده، اعتماد به دوستان و همکاران، اعتماد به نهادهای رسمی و اعتماد به نهادهای غیررسمی) تنها اعتماد به دوستان و همکاران و اعتماد به نهادهای رسمی تأثیر مثبت و معنی دار بر رضایت شغلی کارکنان داشته است. همچنین وی نشان داد که بین میزان رضایت شغلی کارکنان و سن، نوع شغل، سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و وضعیت استخدامی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.
رضایی و خلیل زاده (۱۳۸۸) در تحقیقی نشان دادند بین هوش اجتماعی مدیران و رضایت شغلی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین از بین سه مؤلفه هوش اجتماعی، مؤلفه مهارت های اجتماعی و پردازش اطلاعات اجتماعی بهترین پیش بین برای رضایت شغلی می باشند.
نتایج حاصل از تحقیق ترکمان و عابدی (۱۳۸۸) نشان داد بین ۴ عامل رشته تحصیلی، بومی بودن، سابقه خدمت، ارتباط با زیردستان با رضایت شغلی دبیران رابطه وجود ندارد. درصورتی که بین عوامل انگیزشی شامل استقلال در عمل، علاقه به کار، شناخت، پیشرفت و ترقی، مسئولیت های شغلی و عوامل محیطی چون ارتباط با مافوق، ارتباط با همکاران، امنیت، شرایط کاری و عوامل واسطه ای شامل، حقوق، پایگاه و موقعیت، امکان رشد یا ترقی و عوامل فردی، چون محل تولد، جنس، سن، وضعیت تأهل، رضایت کلی از زندگی، اعتقادات مذهبی، با رضایت شغلی رابطه وجود دارد.
نتایج تحقیق زمینی و حسینی نسب (۱۳۸۸) نشان داد که بین رضایت شغلی اعضای هیأت علمی و کارکنان و نیز بین رضایت شغلی زنان و مردان تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین بین فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی رابطه معنادار وجود دارد.
خسروی (۱۳۸۸) در تحقیقی نشان داد که بین رضایت شغلی و اهمال کاری کارکنان رابطه معنادار وجود ندارد، ولی بین سه بعد رضایت شغلی: ویژگی های رفتاری همکاران، حقوق و مزایا و فرصت ترفیع و ارتقاء با اهمال کاری رابطه معنادار وجود دارد.
نتایج تحقیق محجوب روش و دانش فرد (۱۳۸۸) نشان داد رضایت شغلی که با شدت ۷۸% بر تعهد سازمانی اثر معنا داری دارد با ضریب مسیر ۵۹/۰ بر کارایی کارکنان شرکت تاثیر می گذارد.
صفاری و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی نشان دادند که بین ماهیت کار، ویژگی مدیران، حقوق و مزایا، ویژگی همکاران و شرایط ارتقا کارکنان و رضایت شغلی همبستگی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین رضایت از ماهیت کار، رضایت از مدیر، رضایت از حقوق و مزایا، رضایت از همکاران و رضایت از ارتقای شغلی با جو سازمانی نیز رابطه معنی دار وجود دارد.
در تحقیق مروری (۱۳۸۹) رضایت شغلی معلمان زن به طور معناداری بیشتر از معلمان مرد بود.
صالحی و رضوانفر (۱۳۸۹) در تحقیقی نشان دادند که بین متغیر سطح رضایت شغلی و متغیرهای مدیریت کلاس، ارتباطات کلاس، آموزش مؤثر و سنجش و ارزشیابی کلاس رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:41:00 ب.ظ ]




نزدیکی بیشتر با خدا
جستجوی هدف های متعالی تر
تمرکز بر داشته ها تا نداشته ها
احساس درک بیشتر بیماران بویژه افراد سوخته

 

تعالی

 

 

 

 

 

 

 

تحلیل برای زمینه (ماتریکس وضعیت/پیامد)
پایان نامه - مقاله - پروژه
زمینه مجموعه شرایطی را نشان می­دهد که در آن مشکل یا وضعیت موجود بروز کرده و افراد از طریق کنش یا کنش متقابل و عواطف پاسخ می­ دهند و پیامد­های حاصل ممکن است، مجدداً بر شرایط تأثیر گذاشته و این روند تکرار شود. در واقع پاسخ­های افراد به زمینه درحال تغییر، پیامدهایی را به دنبال دارد که این پیامد­ها زمینه­ کنش یا کنش متقابل بعدی افراد است(۶۷).
در این قسمت به بررسی عوامل زمینه­ای مؤثر بر فرایند، تحت عنوان مقوله «ماتریکس خود» از سطح فردی تا جامعه(میکرو به ماکرو) خواهیم پرداخت.
برای تحلیل زمینه بر اساس کوربین و اشتراوس ۲۰۰۸، از یادآورنویسی مکرر جهت توصیف ماتریکس وضعیت /پیامد استفاده گردید.
ماتریکس­خود
مقوله ماتریکس خود از طبقات الف) خودشخصی، ب) خودبین­فردی، ج) خود­بیرونی و د) آسیب سوختگی تشکیل گردید(جدول۱-۴)
ماتریکس­خود/ خودشخصی
یافته­های حاصل از این پژوهش نشان داد، ویژگی­هایی نظیر بافت ذهنی: اعتقادات، باور­ها و نگرش؛ بافت عاطفی: آرزو­ها، تمایلات و احساسات و انگیزه­ ها؛ مشخصات­دموگرافیک، شخصیت و پنداشت ­از خود طبقه­ی خودشخصی را شکل می­دادند که بر زندگی پس ازسوختگی تأثیر­گذار بود.
یادآور: عقاید، احساسات و اهداف قبل از سوختگی
شخصیت فرد، شرایط احساسی و عاطفی، شکست­های زندگی، تضادهای بین خیال و واقعیت و یا داشتن تمایلات فردی و مصّر بودن به دستیابی آنها در دوران قبل از سوختگی روی بازگشت بعدی فرد به جامعه تأثیر گذار است با این وجود داشتن هدف در زندگی به فرد کمک می­ کند که علی رغم سختی درمان­های سوختگی، برای رسیدن به اهداف از تلاش دست بر ندارد.
«یک دختر ۱۹ ساله که آرزو داره درس بخونه وکنکور قبول بشه مجبوره که ازدواج کنه..تازه قبل از ازدواج چی فکر می کردم ! چی شد!…این ازدواج باعث سوختنم شد. توی همون مدت سه ماه زیر بیهوشی عمومی و عمل های جراحی پشت سر هم که حتی دکتر هم می ترسید عمل های آخر رو انجام بده من درس خوندم. فکر کنید عمل آخر رو اینجا روی این انگشتانم انجام دادم که قرار بود جواب کنکور رو بدهند..یعنی من به اون حالت درسم رو خوندم. دست­هام از ناحیه آرنج­هام به هم چسبیده بود، ناحیه گردن من کاملا چسبندگی داشت. از لحاظ تحرک خیلی خیلی ناجور بودم. اون سال قبول نشدم ولی سال بعد فقط نشستم خوندم تا قبول شدم(ش۱)».
یادآور: ارتباط شخصیت و اعتماد به خود با پیش بینی موفقیت و تسلیم نشدن
اطمینان، باور و اعتماد به توانایی­های شخصی، زمینه لازم برای پیدا کردن راه حل برای بازگشت به اجتماع و رسیدن به اهداف قبل از سوختگی را فراهم می­سازد.
«من مطمئن بودم که می تونم برگردم به اجتماع … از همون اول که این اتفاق برام افتاد فکر می کردم که چکار کنم ؟ کدام کلاس رو برم که …از همون اول همیشه یک جورایی اعتماد به نفس داشتم ..فکر می کردم می تونم گلیم خودم رو از آب بکشم بیرون.. این جوری هم شد، خدا رو شکر(ش۱)».
یادآور: پنداشت مثبت از خود
پنداشت مطلوب­ازخود و تمرکز بر ویژگی­های مثبت دیگری غیر از زیبایی منجر به برخورد منطقی­تر با بدشکلی­ها و اسکار­های سوختگی می­ شود.
« خوب من می دونم که داشتن اخلاق خوب، مهربون بودن و چیز­های دیگه خودش خیلی مهمه…برای همین من الان دوستان زیادی دارم…خیلی ها خیلی خوشگلند ولی ممکنه تو اصلا از اون­ها خوشت نیاد. همه چیزه انسان که زیبایی ظاهری اون نیست(ش۷)».
ماتریکس­خود/ خودبین­فردی
این طبقه از دو زیر طبقه تعاملات و هوشیاری تشکیل شده است. واکنش دیگران، طرز صحبت و نگاه کردن یا اشارات خاص و توانایی و چگونگی برقراری ارتباط از ویژ­گی­های تعاملات بود.
ماتریکس­خود/ خودبین­فردی/ تعاملات
یادآور: واکنش­های بین فردی و انرژی ورودی به ذهن
نوع رفتاری که دیگران اعم از پرسنل، دوستان و خانواده در طیف متفاوت مطلوب تا نامطلوب با بیمار از خود نشان­ می­ دهند دامنه­ای از انرژی ذهنی مثبت یا منفی برای فرد فراهم می­ کند که در شیوه­ مواجه وی با شرایط دشوار پس از سوختگی تأثیر گذار است.
«توی بیمارستان الف یک پرستاری داشت، آنقدر مهربون بود. همیشه با حرف ­هاش به من انرژی می داد که بلند شم و راه برم… یک دکتر جراحی که بعدها برای باز کردن دست­هام پیشش رفتم آنقدر برای من وقت گذاشت و با من صخبت کرد که انگار یک مشاور روانی است. خیلی من رو به زندگی امیدوار کرد(ش۱)».
یادآور: ارتباطات و عدم احساس تنهایی
وجود شبکه ارتباطی قوی ونحوه ارتباطات خیلی خوب با خانواده و دوستان مانع احساس انزوا در فرد می­ شود حتی اگر فرد ذاتا درون­گرا بوده و زیاد اهل معاشرت نباشد یا اینکه دوستان زیادی نداشته باشد.
«با وجودی که من از همون اول هم یعنی قبل از سوختگی هم یک آدمی بودم اروم که خیلی توی خودم بودم…بعد از سوختگی هم چون دور و برم پر بود… ارتباطم با بقیه خیلی خوب بود..اصلا احساس انزوا نمی کردم(ش۱)».
یادآور: ارتباطات­ زناشویی
صرف نظر از گروهی که به دنبال اختلافات و مشکلات زناشویی گرفتار حادثه سوختگی شده بودند. حتی برای آن دسته از افرادی که قبل از سوختگی از ارتباطات مناسب زناشویی بهره­مند بود بازگشت به شرایط قبل بسیار دشوار است. برای افراد مجرد نیز قبول این واقعیت که «شرایط جدید بعد از سوختگی ممکن است برای ازدواج مطلوب نباشد»، فکر کردن به داشتن یک رابطه­ زناشویی همیشه با تردید همراه است.
«می دیدم که وقتی به دخترها نگاه می­کنم یکجوری فرار می­ کنند برای همین فهمیدم که دیگه امیدی نیست (ش۵)».
ماتریکس­خود/ خودبین­فردی/ هوشیاری
این زیر طبقه با ویژگی­هایی چون آگاهی، دریافت­های حسی، تمرکز بردرون، خیالبافی و رویا و تفکر مشخص گردید.
یادآور: هوشیاری، قابلیتی پیچیده و مؤثر
هوشیاری که به مفهوم آگاهی فرد از خود و پیرامونش می­باشد، پیامد فرایند­های پیچیده ذهنی است که از طریق مکانیسم­های حسی-ادراکی در شرایط فعال و غیر فعال ذهنی نظیر بیداری یا حتی خواب صورت می­گیرد. هوشیاری قابلیتی است که تحت تأثیر هر سه عامل فردی، بین­فردی و بیرونی شکل گرفته و تحت تأثیر همین عوامل می ­تواند در طیفی از زمینه سازی برای ایجاد سوختگی تا هدایت فرد برای درک چگونگی گذر از حادثه سوختگی به سوی یک زندگی معمولی و یا انتخاب راهبردها برای داشتن یک زندگی معنی­دار، وی را همراهی ­کند.
بر اساس یافته­ ها مواردی از سوختگی­ها به علت ناآگاهی رخ داده بود. مثلاً بی­اطلاعی از احتمال برق گرفتگی و سوختگی در شرایط پرخطر کاری مثل کارکردن با میل گرد در مورد کارگران ساختمان(ش۴) و یا بیمار دیابتی که در مورد کاهش حس اندام تحتانی خود بی اطلاع بود و با تماس طولانی مدت با یک منبع حرارتی دچار سوختگی شده بود(ش۳). کسب هوشیاری نسبت به خطرات احتمالی عوارض به جا مانده و پیگیری درمان­های جراحی و ترمیمی با پیشنهاد دیگران نمونه­ دیگری از تأثیر هوشیاری بر روند بازگشت مبتلایان به زندگی عادی بود(ش۷).
ماتریکس­خود/ خود بیرونی
این طبقه شامل دو زیر طبقه­ی عوامل تأثیر­گذار­ محیطی و مراحل گذر بود.
ماتریکس­خود/ خود بیرونی/ عوامل تأثیرگذار محیطی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:41:00 ب.ظ ]




(همان:۳۰۰)
در الگوی نحوی زیر، ویژگی‌های نحوی مصراع اول را مصراع دوم، تداعی می‌کند و ذهن از این دریافت لذّت می‌برد. نقش‌های دستوری مفعول، فعل، فاعل و مسند تکرار شده است:
منبــر را کرده ده عقل مجرّد پایگـی خطبه را کــرده نه چــرخ فلک منبــری
(همان:۳۵۸)
در سخن منظومی دیگر آرایه تکرار نحوی با تکرار نقش‌های فاعل، متمم، فعل و مفعول، چنان برجسته است که بیت به صورت موازنه کامل به نظر می‌رسد:
امامـت ز عصمــت بـــرد استقامـت عصمـت به فعل امــر پذیــرد تمامــت۱۶
(همان:۳۵۹)
۴-۳ سجع
«از آنجا که موسیقی، بی‌واسطه ترین هنر برای رهیافت به درون آدمی است، می‌تواند بی‌نهایت آثار ادبی را عمیق، زیبا و دلنشین سازد و جان‌ها را برباید. انسان در نخستین گام برخورد با مقوله‌های هنری، خودآگاه و ناخودآگاه از بار موسیقیایی کلمات دگرگون می‌گردد و هر چه یک اثر ادبی بتواند ابعاد بیشتری از موسیقی را به کام خویش بکشاند، زیباتر، قوی‌تر و مؤثرتر می‌گردد»(محبّتی،۱۳۷:۱۳۸۰). سجع یکی از امکاناتی است که موسیقی کلام را به وجود می‌آورد و واژه‌های آهنگین را می‌آفریند و آن است که «دو واژه به گونه‌ای در ریخت و ساختار آوایی با هم پیوند و همبستگی داشته باشد»(کزازی،۴۱:۱۳۸۵).
دانلود پایان نامه
در سجع چهار شرط لازم است: «برگزیدن الفاظ مفرد، هم‌نشین ساختن الفاظ به شیوه‌ای نیکو، تابع معنی بودن کلمات و دلالت هر قرینه بر معنایی تازه، تا سبب اطناب نشود»(زرین کوب،۷۵:۱۳۶۳).
سجع به سه دسته متوازی، مطرّف و متوازن تقسیم می‌شود و به طوری کلی این نمونه از سجع‌ها مخصوص نثر هستند و در شعر نمود برجسته‌ای ندارند و حال‌آنکه آرایه موازنه و مزدوج، در شعر فیاض لاهیجی یافت شده است.
۱-۴-۳ ﻣﻮازﻧﻪ
موازنه در علم بدیع، «آوردن کلماتی است هم‌ وزن در دو مصراع از شعر یا دو پاره از نثر، به گونه‌ای که همه کلمات قرینه و یا اکثر آنها با یکدیگر هم وزن باشند»(احمدنژاد،۱۱۳:۱۳۷۲). موازنه ترفندی موسیقیایی، گوش‌نواز و خیال‌انگیز است و درباره آن گفته شده است که «موازنه با نوعی تکرار مضمون همراه است و این خود سبب تأکید مطلب می‌شود، به هر حال موازنه به ویژه اگر به طور طبیعی و به ضرورت تأکید مضمون بیاید، گوش‌نواز و دلنشین است. ترفند موازنه، زمانی که با تکرار نحوی همراه باشد، زیبایی آن دو چندان می‌شود»(وحیدیان کامیار،۴۵:۱۳۷۹).
فیاض لاهیجی از این آرایه به زیبایی استفاده کرده و موازنه در شعر او ۴۳ بار و معادل ۱۵/۶۵ درصد از انواع سجع آمده است.
در زیر واژه‌های “بهشت” و “بهار"، “عدن” و “خلد"، “حسن” و “خط"، سجع متوازن هستند و الفاظ “دیده” و “رسیده"، سجع متوازی هستند. زیبایی این بیت در این است که کلمات در عین اختلاف (کثرت)، با هم وحدت دارند و خواننده از دریافت آن لذّت می‌برد:
بهشت عدن به حسن رسیده می‌ماند بهار خلـــد به خط دمیــده می‌مانــد
(فیاض لاهیجی،۱۸۵:۱۳۷۳)
واژه‌های “ز” و “به"، “عکس” و “زلف"، سجع متوازن و کلمات “سنبلستان” و “هزار دستان"، سجع متوازی هستند که وجود آنها سبب زیبایی و خوش‌آهنگی کلام شده است:
ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست به وصف روی تو بلبل هزار دستانست
(همان:۱۳۴)
شاعر با توسّل به آرایه موازنه، کلمات “مگو” و “مبین"، “ز” و “مه"، “عقل” و “علم"، سجع متوازن و الفاظ “خود رأیی” و “خود آرایی"، سجع متوازی را می‌آورد که واژه‌های سجع‌دار، سبب بیگانه‌سازی و غرابت سخن گشته است:
مگو ز عقل که دام فریب خود رأییست مبین به علــم کـه آیینــه خـود آراییســـت
(همان:۱۳۵)
در بیتی دیگر آرایه موازنه با آوردن الفاظ “مصوّر” و “مهندس” ، “حسن” و “شکل” که سجع متوازن هستند و “گونه” و “نسخه"، “رویت” و “ابرویت” و “مثالی” و “هلالی"، به صورت سجع متوازی قابل تأمّل است:
مصوّر گونه از رویت برد حسن مثالی را مهندس نسخه ز ابرویت برد شکل هلالی را۱۷
(همان:۸۲)
۲-۴-۳ مزدوج
درباره آرایه مزدوج گفته‌اند که «آرایه مزدوج، آن است که در نثر یا شعر، واژه‌های سجع‌دار در کنار هم و یا نزدیک هم بیاید و دو جمله یا فقره که قرینه هستند، یعنی تساوی نسبی هجایی دارند (با یک یا دو مورد اختلاف) با سجعی به هم بپیوندند»(تقوی،۴۶:۱۳۱۷). این صنعت وقتی زیبا و هنری است که بر صنایع لفظی چون سجع و جناس، متّکی باشد(شمیسا،۹۴:۱۳۸۳).
در اشعار فیاض لاهیجی آرایه مزدوج به میزان ۲۳ مورد و با ۸۴/۳۴ درصد از انواع سجع آمده است که در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود.
در بیت زیر الفاظ “آب” و “تاب” و “کار” و “بار"، سجع‌هایی هستند که به صورت عمودی در کنار هم آمده‌اند و آهنگ کلام را هنری و شاعرانه ساخته‌اند:
ما ز تاب افتاده‌ایم، از آب و تاب ما مگوی ما ز کار افتاده‌ایم، از کار و بار ما مگوی
(فیاض لاهیجی،۲۴۵:۱۳۷۳)
در بیتی دیگر کلمات “نورانی” و “روحانی” ، “جسمانی” و “جاودانی"، نمونه‌ای از آرایه مزدوج هستند که به زیبایی آورده شده است:
بـه عقـل نورانــی به نفـس روحانــی به طبع جسمانـی به حسن جاودانـی
(همان:۳۵۴)
کلمات سجع دار “علاج” و “مزاج” که در بیت زیر آمده‌اند، آرایه مزدوج می‌باشد.
گهی ز بهر عــلاج مــزاج تو کـردی علی العموم طبیبان خاص را تعیین۱۸
(همان:۲۲۹)

 

پی نوشت‌های فصل دوم:
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:40:00 ب.ظ ]