بررسی پایان نامه های انجام شده درباره بررسی مناجات در مثنوی های فارسی در قرن هفتم- فایل ۵۲ |
![]() |
«اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین: خدایا روزیم کن شفاعت امام حسین را در روز ورود به قیامت و ثابت بدار گام راستیم را نزد خودت.»[۳۸۵]
در روز حساب که همه در محضر خداوند حاضر میشوند تا به حساب آنها رسیدگی شود، بنده گناهکار، پرونده خود را سیاه میبیند، او تنها امیدش به رحمت خداست و شفاعت پیامبر و ائمه معصومین میتواند او را از عذاب نجات دهد، پس در این دنیا از خداوند میخواهد رزق و روزیاش را در آن دنیا، شفاعت امام قرار دهد تا در واپسین روز محشر واسطهای برای ریزش باران رحمت بر کویر تشنهجان و روح او باشد.
۲-۷٫ اسماء حسنای دیگر خداوند
خداوند که جامع صفات جمال، کمال و جلال است و همه چیز تحت سلطه و اراده اوست، هر چه در ظاهر و باطن غیب و مشهود، مادی و معنوی و روحانی است به اراده او موجود میشود و از او حیات مییابد و صفات و اسمائش را هر طور که بخواهد به عرضه ظهور میرساند و سراسر گیتی نشان از او دارد. خدایی که قیوم، سید، عادل، مقسط، مجیر، قهار، جوار، محیط و قدوس است و او را با نامهای ناصرالمستضعفین، کنز المفتقرین، آمالالخائفین، عظیمالبر، کاشفالضر، راحمالمساکین و … میخوانیم و با بردن هر یک از این نامها، خواستهها و حوائجی را از او میخواهیم؛ اما ذکر نامهای الهی و بررسی آنها به دلیل گستردگیشان در این مقال نمیگنجد.
۲-۸٫ اسماءالحسنی پروردگار در مناجات شاعران
نامهای خداوند هر کدام معانی خاصی دارند و بار معنایی و معنویای را به ذهن، روح و جان آدمی القا میکنند. اسماء ذات اقدس الهی به روح و جان انسان جلا میدهند و وقتی بر زبان جاری میشوند، بنده به ذات نامتناهی حق متصل میشود و پیوندی ناگسستنی و پایدار برقرار میکند که این پیوند از صمیمیت و شیفتگی باریتعالی سرشار است.
شاعران عارف نیز در آثار و مناجاتهای خویش با استمداد از نامهای حقتعالی، بهره بسیاری جستهاند و خداوند را با صفات و نامهای فراوانش خواندهاند و پس از خواندن هر نام، آرزوها و نیازهایشان را اظهار کردهاند و امید به تحقق آنها داشتهاند. گاهی نیز با تضرع و زاری از خطاها و لغزشهایشان پشیمان میشدند و از خداوند طلب استغفار و آمرزش کردهاند.
این اسامی شامل: خدا، خداوند، اله، ولی، رب، حق، خالق، داننده راز، ذوالجلال، قائم بذات، عذرآمرز، گناهآمرز، دوست، کریم، برونآرای، فرحبخش، درون پرور و … هستند که با توجه به نیاز و حاجت خود در اشعارشان از این نامها استفاده کردهاند. بعضی از این نامها بسامد بسیاری دارند، مانند خدا، خداوند، اله و رب و بعضی مانند یزدان، ذوالجلال، برون آرای و … از بسامد کمتری برخوردارند.
۲-۸-۱٫ خدا و خداوند
خدا در لغت به معنای: مالک، صاحب، پادشاه خدا و الله است.[۳۸۶]
در فارسی خداوند را معادل الله میآوریم. برای مثال وقتی خداوند را رازق، غفار، رحیم و…. میخوانیم، منظور صفت روزی دهندگی یا بخشندگی و آمرزندگی و… او مد نظر است؛ ولی وقتی میگوییم خدا، منظور تمام ویژگیها و صفاتی است که خداوند دارد و صفت خاصی مد نظر ما نیست. ما او را موجودی برتر و مستجمع تمام صفات جمال و جلال میدانیم، پس میتوانیم ادعا کنیم که خدا معادل الله است و در بردارنده جمیع صفات جمال و جلال است و مانند اسمی جامع از آن استفاده میکنیم؛ یعنی همان معانی که برای الله ذکر کردیم، برای خداوند نیز میتوان در نظر گرفت؛ پس الله به عنوان اسم جامع خداوند استفاده میشود.
بنابراین خداوند در فارسی شامل جمیع صفات جمال، جلال و کمال حق میشود، پس در سایه آن میتوان پناه جست و با تمسک به آن میتوان تمام آرزوها و نیازها را از خداوند مسئلت کرد. شاید بهخاطر همین جامعیت اسم خداست که از پر تکرارترین نامها در مناجاتهای شاعران است.
تعالی الله یـــــکی بــیمثل و مــــانند | که خواننـــــدت خداوندان خداوند[۳۸۷] | |||
ای خـــــــداوند کـــــردگار غــفور | بـنــــــده را از درت مگـــردان دور[۳۸۸] | |||
۲-۸-۱-۱٫ نسبت نام خدا و خواستهها در مناجاتهای مثنوی
۲-۸-۱-۱-۱٫ بردن نام خدا به عنوان اسم جامع
ای خدا ای فضــــل تو حاجـــت روا | با تـــــو یاد هیچ کــــــس نبود روا [۳۸۹] |
مولوی در بیت فوق ابتدا نام خداوند را بر زبان جاری میکند، سپس با توجه به فضل وکرم او، وی را برآورنده حوائج میخواند؛ زیرا تنها خدا میتواند آرزوها را برآورده سازد، زیرا او انسان را آفریده و به تمام نیازهایش آگاه است؛ بنابراین آن زمان که انسان نام خدا را بر زبان جاری میکند، باید تنها متوجه ذکر و یاد خدا باشد و قلب و جانش را از غیر حق تهی کند و سراسر وجودش مملو از یاد خدا باشد.
خداوندا تو میدانــــی کــــه عــطار |
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 08:10:00 ق.ظ ]
|