۶- تعیین رابطه بین پیگیری تغییرات و ارائه بازخورد و مدیریت مدرسه محور
۷- تعیین رابطه بین مشارکت در کارگاهها و سمینارها و مدیریت مدرسه محور
۸- تعیین رابطه بین هدایت تحقیق عملیاتی دانش آموزان و مدیریت مدرسه محور
۹- تعیین رابطه بین بهبود کیفیت تدریس و مدیریت مدرسه محور
۱۰-تعیین رابطه بین عضویت در انجمن های حرفه ای و مدیریت مدرسه محور
۱۱- تعیین رابطه بین مولفه های توسعه حرفه ای با با سطح تحصیلات دبیران ومعلمان
۱۲- تعیین رابطه بین مولفه های توسعه حرفه ای با سن دبیران ومعلمان
۱۳- تعیین رابطه بین مولفه های توسعه حرفه ای سابقه خدمت دبیران ومعلمان
۱۴- پیش بینی توسعه حرفه ای از روی مدیریت مدرسه محور
۱۵- پیش بینی توسعه حرفه ای از روی مولفه های مدیریت مدرسه محور
۱-۵ فرضیه ها ی تحقیق
۱-۵-۱فرضیه اصلی:
۱-بین توسعه حرفه ای دبیران و مدیران و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد .
۱-۵-۲ فرضیه های فرعی:
۱- بین دستیابی به فرصت های یاد گیری و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد
۲- بین مشارکت با همتایان برای دستیابی به اهداف آموزشی و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد .
پایان نامه - مقاله - پروژه
۳- بین ایجادمحیط یادگیری اثربخش ومدیریت مدرسه محور وجود دارد .
۴- بین تلاش برای ارزیابی خویشتن و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد .
۵- بین تعهد در مبادله برنامه آموزشی و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد .
۶- بین پیگیری تغییرات و ارائه بازخورد به برنامه آموزشی و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد.
۷- بین مشارکت در کارگاهها و سمینارها و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد.
۸- بین هدایت تحقیق عملیاتی دانش آموزان و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد.
۹- بین بهبود کیفیت تدریس و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد.
۱۰- بین عضویت در انجمن های حرفه ای و مدیریت مدرسه محور رابطه وجود دارد.
۱۱- بین مولفه های توسعه حرفه ای با سطح تحصیلات دبیران ومعلمان رابطه وجود دارد.
۱۲- بین مولفه های توسعه حرفه ای با سن مدیران و دبیران رابطه وجود دارد.
۱۳- بین مولفه های توسعه حرفه ای با سابقه خدمت دبیران ومعلمان رابطه وجود دارد.
۱۴-مدیریت مدرسه محور توسعه حرفه ای مدیران و دبیران را پیش بینی می کند.
۱۵-مولفه های مدیریت مدرسه محور توسعه حرفه ای مدیران و دبیران را پیش بینی می کند.
۱-۶ تعریف اصطلاحات:
۱-۶-۱تعریف مفهومی اصطلاحات:
مدیریت مدرسه محور[۱۸] : دیویس [۱۹]و همکاران (۱۹۹۶) ابراز می کنند٬ مدرسه محوری یا تصمیم گیری مشارکتی در مدرسه، یک بازنگری در مدارس بویژه مدارس دولتی است که انحصار قدرت تصمیم گیری را از یک ناحیه مرکزی، به یک مدرسه به منظور بهبود عملکرد آن مدرسه به دنبال دارد. این فرایند به سمت افزایش سطح دخالت و در گیری مدرسه در اداره مدیریت خود است (خورشیدی ،۱۳۸۲) .
پیترسون [۲۰](۱۹۹۱) مدیریت مدرسه محور یک استراتژی برای بهبود تعلیم وتربیت از طریق انتقال قدرت تصمیم گیری از ایالت و منطقه به خود مدارس است. در این چهار چوب با اعطای مسئولیت تصمیم گیری به مدیران، معلمان، دانش آموزان و والدین راجع به بودجه،کارکنان و برنامه درسی، کنترل بیشتری در فرایند تعلیم و تربیت صورت می گیرد .در واقع مدیریت مدرسه محور راهکاری برای بهبود آموزش است که از طریق انتقال اختیار تصمیم گیری از اداره های استان (ایالت) ونواحی ، به خود مدارس عمل می کند . مدیریت مدرسه محور، کنترل مدیران، معلمان، دانش آموزان و والدین را بر فرایند آموزش را از طریق اعطای مسئولیت تصمیمات مربوط به بودجه ، پرسنل وبرنامه های آموزشی به آنان انجام می دهد ( آقازاده و تورانی ،۱۳۹۱ ،صص۱-۳).
نیکنامی (۱۳۸۳)مدیریت مدرسه محوری را این گونه تعریف می کند :"تجدید ساختار نظام آموزش وپرورش در جهت افزایش انعطاف پذیری، عدم تمرکز، تفویض اختیار به مدارس به نحوی که با نزدیک نمودن محل اتخاذ تصمیم به محل اجرایی آن و اتخاذ تصمیم به شیوه گروهی و مشارکت جویانه توسط کسانی که بیشترین اطلاعات درباره نیازمندیهای مدرسه و شرایط حاکم بر آن دارند و بیش از هرکس از نتایج آموزش ها متاثر می شوند سبب می شود که استقلال، مسئولیت پذیری و پاسخگوئی مدرسه افزایش یابد و نیز کیفیت و اثربخشی آموزش ها بهبود یابد(جهانیان ،۱۳۸۷، صص۴۹-۷۴). به نقل از دیویس و همکاران [۲۱](۱۹۹۶) مدرسه محوری یا تصمیم گیری مشارکتی در مدرسه، یک بازنگری در مدارس بویژه مدارس دولتی است که انحصار قدرت تصمیم گیری را از یک ناحیه مرکزی، به یک مدرسه به منظور بهبود عملکرد آن مدرسه به دنبال دارد. این فرایند به سمت افزایش سطح دخالت و در گیری مدرسه در اداره مدیریت خود است (بختیاری، ۱۳۸۸). ابعاد مدیریت مدرسه محوری که بیشترین همپوشانی را از دیدگاه دانشمندان وصاحب نظران دارند به عنوان مولفه های مدیریت مدرسه محوری در تحقیق جاری ذکرشده اند و همچنین غلامرضا شهنی (۱۳۸۰) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که مدیران، مدیریت مدرسه محوری را از جمله تمرکززدایی، اعطای اختیارات (تفویض اختیار)، مشارکت و انعطاف پذیری می دانند.
تمرکززدایی[۲۲]: اگر مدیران مدارس ناحیه تمایل داشته باشند، مقدار قابل توجهی از مسئولیت و اختیار را تفویض نمایند، در این صورت، تصمیمات بیشتری در رده‌های پایین‌تر سازمان، گرفته خواهد شد (فردسی وآلان سی[۲۳]،ترجمه فرنیا ،۱۳۸۲).
انعطاف پذیری[۲۴]: پذیرش منطقی روش ها وراههای جدیدی که در جهان تعلیم وتربیت پدید آمده است و دوری از مقاومت ناروا در زمینه این تغییرات( سلطانی ، ۱۳۷۵ ).
مشارکت پذیری[۲۵]: سازوکاری است بر مبنای دادن مسئولیت به گروه ها یا افراد مسئول و مشارکت دادن کارکنان که این اطمینان از آن حاصل می شود که اطلاعات ودرون داد مناسب به نظام تصمیم گیری داده شده است (لورن پلونکت [۲۶]، ترجمه طوسی ،۱۳۸۱).
تفویض اختیار[۲۷]: تفویض اختیار که به مفهوم واگذاری قسمتی از اختیارات به کارکنان زیردست می‌باشد، ابزاری است که مدیر به کمک آن، به کارآیی لازم در انجام کارها دست می‌یابد( نیرومند ومسجدیان ،۱۳۸۴).
توسعه حرفه ای[۲۸]: توسعه حرفه ای مداوم مفهومی است که اولین بار توسط ریچارد گاردنر (۱۹۷۰)مسئول توسعه حرفه ای در دانشگاه یورک مورد استفاده قرار گرفت توسعه حرفه ای مداوم بیان می کند که هدف افراد برای بهبود مداوم در دانش و مهارتهایی حرفه ای، فراتر از آموزش شغلی ابتدائی برای ورود به شغل است، به عبارت دیگر فرد اکنون مسئول توسعه شغلی مادام العمر خود زیر چتر سازمانهایی که کارمند را به خدمت گرفته اند، است (شاهپسند و دیگران ،۱۳۸۶).
دستیابی به فرصتهای یادگیری : میزان دسترسی معلمان به تمام فرصتهایی است که توسط مدیران، سازمانهای آموزش و پرورش یا خودشان برای آنها تامین می شود، تا به طور داوطلبانه در دانش، بینش و مهارت معلمان تغییر ایجاد شود. (همان منبع، ۱۳۸۶).
مشارکت با همکاران و همتایان برای دستیابی به اهداف شغلی: منظور از این مقیاس، انجام فعالیت هایی است که در آنها برای مشارکت و همکاری هر یک از معلمان جایگاهی در نظر گرفته شده است، تا بر اساس آن نقش و وظایف خود را انجام دهند.که فعالیتهای چون تدوین برنامه کلاسی با مشارکت معلمان دیگر، تشویق فعالیت های مشارکتی، مشارکت در بازدید های گروهی، حل مشارکتی مسائل، انجام فعالیت های مدرسه به شیوه های مشارکتی شامل می شود(شاهپسند و همکاران ،۱۳۸۶).
ایجاد محیط یادگیری اثر بخش: معلمان تا چه حد با مشارکت دیگر مدارس می توانند محیطی ایجاد کنند که در آن یادگیری با بیشترین اثر بخشی صورت می گیرد (حجازی و همکاران ،۱۳۸۸).
تلاش برای ارزیابی خویشتنمفهوم تلاش برای ارزیابی خویشتن مبین آن است که یک معلم برای دستیابی به توسعه حرفه ای همواره تلاش می کند تا خود را از دید گاه های مختلف ارزیابی و قوت ها و ضعف های خویش را شناسایی کند(شاهپسند و همکاران٬۱۳۸۶٬ص ۱۷۵).
تعهد در مبادله برنامه های آموزشی: تعهد معلمان در جهت توسعه حرفه ای را بیان می کند و بیانگر آن است که به معلمان تعهد کافی در زمینه توسعه حرفه ای خویش و همکاران را دارند. زیرا آنان با مبادله برنامه می توانند به مهارتهای جدید آموزشی دست پیدا کنند (همان منبع، ص۱۷۶) .
پیگیری تغییرات و ارائه باز خورد به برنامه آموزشی : معلمان برای شناخت تغییر و کاربرد آن در برنامه آموزشی تلاش می کنند تا با انجام تغییر بتوانند در جهت مهمترین هدف توسعه حرفه ای که افزایش عملکرد تحصیلی فراگیران است،گام بردارند (حجازی و همکاران ،۱۳۸۸).
مشارکت در کارگاهها و سمینارها : مشارکت در همایشهای آموزشی ممکن است به منظور بروز رسانی دانش و آشنا شدن با جدید ترین مطالعات در زمینه مهارتهای تدریس مطرح شود ،که توسط متغیر های زیر برآورده می شود: تلاش برای شرکت در کارگاهها و سمینارهای فنی، شرکت در کارگاهها و سمینارهای آموزشی، ارئه نتایج فعالیت ها در سمینارها برای اطلاع دیگر معلمان (شاهپسند و همکاران ،۱۳۸۶،ص۱۷۶).
هدایت تحقیق عملی (اقدام پژوهی) دانش آموزان : تحقیق عملی یکی از مواردی است که اگر معلم به آن اشراف داشته و آن را انجام دهد، می تواند بخشی از وظایف حرفه ای خویش را بدرستی انجام دهد و مفهوم آن توان و تسلط معلم در برنامه ریزی و اجرای تحقیق در محیط های عملی توسط فراگیران است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...