سیمای اهلبیت (علیهمالسلام) در کشفالاسرار- فایل ۷ |
![]() |
آیا بین آیات مربوط به پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) و آیهی مربوط به پیامبران پنجگانه تعارض و تنافی وجود دارد یا نه؟
در جواب باید گفت: از ضمیمه کردن این آیات به یکدیگر، بهخوبی میتوان نتیجه گرفت که پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) نیز مانند سایر پیامبران الهی، اجر و پاداشی برای شخص خود از مردم نخواسته است؛ بلکه مودت ذوی القربای او راهی بهسوی خداست و چیزی است صد در صد به نفع مردم؛ چراکه این مودت، دریچهای بهسوی مسئلهی امامت و خلافت و جانشینی پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) است؛ و در حقیقت ادامهی خط رسولالله (صلیالله علیه و آله) در امت و هدایت مردم در پرتو آن محسوب میگردد.
۶-۱-۱-۴- آیهی تطهیر
«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت و یطهرکم تطهیرا؛ خداوند میخواهد هرگونه پلیدی و گناه را از شما اهلبیت (علیهمالسلام) دور کند و کاملاً شمارا پاک سازد»[۱۱۵].
آیهی تطهیر چون ستارهای بر تارک آیات فضایل اهلبیت (علیهمالسلام) میدرخشد؛ و مطالب بلند و نکتههای پر از فایدهای در آن هست که توجه هر اندیشمند عمیقی را بهسوی خود جلب می کند و در اینجا به ذکر قطرهای از آنها اکتفا میکنیم.
شأن نزول
علامه طباطبایی (رحمتالله علیه) در المیزان میفرماید: بیش از هفتاد روایت دلالت دارند بر اینکه این آیه مربوط به پیامبر (صلیالله علیه و آله) و علی (علیهالسلام) و فاطمه (سلامالله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) است و غیر اینها را شامل نمیشود؛ این روایات از طریق اهل سنّت (به طریق مختلف) و امامیه (به طرق گوناگون) نقلشدهاند و آنچه از طرق اهل سنّت در این زمینه نقلشده، بیش از آن است که از طریق شیعه واردشده است![۱۱۶]
«دکتر تیجانی» در کتاب «فسئلوا اهل الذکر»، سی منبع از منابع معتبر اهل سنّت (از تفسیر و حدیث و تاریخ) را ذکر میکند که نزول آیهی تطهیر را دربارهی اهلبیت پیامبر (صلیالله علیه و آله)، یعنی شخص پیامبر (صلیالله علیه و آله)، علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، فاطمه زهرا (سلامالله علیها)، امام حسن (علیهالسلام) و امام حسین (علیهالسلام) میدانند و در پایان اضافه میکند که علمای اهل سنّت که این آیه را دربارهی اهلبیت پیامبر (صلیالله علیه و آله) میدانند زیادند و ما به همین مقدار اکتفا میکنیم[۱۱۷].
آلوسی، عالم سنّی متعصبی که هر جا آیهای را در شأن و فضایل علی و اهلبیت (علیهمالسلام) دیده به لطایفالحیلی آن را کمرنگ کرده است، دراینباره میگوید:
اینکه مراد از اهلبیت (علیهمالسلام) در این آیه کسانی بودند که پیامبر (صلیالله علیه و آله) آنها را زیر کساء قرارداد و دربارهی آنها فرمود: «اللهم هؤلاء اهلبیتی فاجعل صلواتک و برکاتک علی آل محمد کما جعلتها علی آل ابراهیم انک حمید مجید؛ بار خدایا! اینان اهلبیت مناند، پس درودها و برکاتت را همانگونه که بر خاندان ابراهیم (علیهالسلام) نازل فرمودی، بر خاندان محمد (صلیالله علیه و آله) هم نازل فرما که تو خداوند ستوده و بلندمرتبه هستی، خارج از حد شمارش است»[۱۱۸].
روایاتی که دراینباره در کتب حدیث و تفسیر نقلشدهاند، به چهار دسته تقسیم میشوند:
-
- روایاتی که برخی از همسران پیامبر (صلیالله علیه و آله) نقل کردهاند و مفاد آن این است که پیامبر (صلیالله علیه و آله) آنان را از شمول آیهی تطهیر خارج کرده است[۱۱۹].
-
- روایاتی که میگویند پیامبر (صلیالله علیه و آله) تا مدتی (شش ماه یا بیشتر) پس از نزول آیهی تطهیر، به در خانهی علی و فاطمه و فرزندانش (صلوات الله علیهم) میرفت و میفرمود: «الصلوه! یا اهلالبیت! انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت و یطهرکم تطهیرا؛ هنگام نماز است ای اهلبیت! خداوند تنها میخواهد پلیدی را از شما اهلبیت دور سازد و شمارا پاک کند!»[۱۲۰]
-
- روایاتی که از ابوسعید خدری رسیده است که میگوید، این آیه دربارهی رسول خدا و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهمالسلام)نازلشده است: «نزلت فی خمسه: فی رسولالله و علی و فاطمه والحسن والحسین (علیهالسلام)…»[۱۲۱].
در اینجا با ذکر یک جمله از عایشه - به نقل از ثعلبی در تفسیرش - سخن را در مورد آیهی تطهیر به پایان میبریم:
ثعلبی میگوید: هنگامیکه از عایشه دربارهی جنگ جمل و دخالتش در آن جنگ ویرانگر سؤال کردند، (با تأسف) گفت: اینیک تقدیر الهی بود! و هنگامیکه دربارهی علی (علیهالسلام) سؤال کردند، چنین گفت:
«تسالنی عن احب الناس کان الی رسولالله و زوج احب الناس کان الی رسولالله، لقد رایت علیا و فاطمه و حسنا و حسینا و جمع رسولالله بثوب علیهم. ثم قال: اللهم هؤلاء اهلبیتی و حامتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. قالت: فقلت: یا رسولالله انا من اهلک؟ فقال: تنحی فانک الی خیر؛ آیا از من دربارهی کسی سؤال میکنی که محبوبترین مردم نزد پیامبر (صلیالله علیه و آله) بود و از کسی میپرسی که همسر محبوبترین مردم نزد رسول خدا (صلیالله علیه و آله) بود. من با چشم خود دیدم علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهمالسلام) را که پیامبر (صلیالله علیه و آله) آنها را در زیر پارچهای جمع کرده بود و فرمود: خداوندا! اینها خاندان مناند و حامیان من، رجس و پلیدی را از آنها ببر و از آلودگیها پاکشان فرما! من گفتم: ای رسول خدا آیا من نیز از آنها هستم؟ فرمود: دورباش! تو بر خیر و نیکی هستی (اما جزء این جمع نمیباشی)»[۱۲۲].
۷-۱-۱-۴- آیهی مباهله
فمن حاجک فیه منبعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین؛ هرگاه بعد از علم و دانشی که (دربارهی مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»[۱۲۳]. «ابتهال» در لغت به معنای واگذاری فرد یا حیوان به خودش است و در اصطلاح به معنای نفرین کردن؛ مباهله به معنی نفرین کردن دو نفر بر همدیگر است، بهاینترتیب که وقتی استدلالات منطقی سودی نبخشید، افرادی که باهم دربارهی یک مسئلهی مهم دینی گفتگو دارند، در یکجا جمع میشوند و به درگاه خدا تضرّع میکنند و از او میخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند[۱۲۴].
شأن نزول
در روایات اسلامی که مفسران و محدثان نقل کردهاند آمده است:
هنگامیکه آیهی موردبحث نازل شد، پیامبر (صلیالله علیه و آله) به مسیحیان نجران پیشنهاد مباهله داد. بزرگان مسیحی از پیامبر (صلیالله علیه و آله) یک روز مهلت خواستند تا دراینباره به شور بنشینند. اسقف به آنها گفت: نگاه کنید! اگر فردا محمد (صلیالله علیه و آله) با فرزند و خانوادهاش برای مباهله آمد، از مباهله با او بپرهیزید و اگر اصحاب ویارانش را همراه آورد، با او مباهله کنید که او پایه و اساسی ندارد!
فردا که شد پیامبر (صلیالله علیه و آله) آمد درحالیکه دست علی (علیهالسلام) را گرفته و حسن وحسین (علیهماالسلام) پیش روی او حرکت میکردند و فاطمه (سلامالله علیها) پشت سر او بود، مسیحیان و در پیشاپیش آنها اسقف اعظم آنان نیز بیرون آمدند. هنگامیکه او پیامبر (صلیالله علیه و آله) را با همراهانش مشاهده کرد، پرسید: اینها کیاناند؟ گفتند: اینیکی پسرعمو و داماد او و این دو دخترزادههای او و این بانو دختر اوست که از همه نزد او گرامیتر است. اسقف نگاهی کرد و گفت: من مردی را میبینم که مصمّم و با جرأت در مباهله است و میترسم او راستگو باشد و اگر راستگو باشد، بلای عظیمی بر ما وارد خواهد شد. سپس گفت: ای ابوالقاسم، ما با تو مباهله نخواهیم کرد! بیا باهم صلح کنیم و در بعضی روایات آمده است که اسقف اعظم گفت: من صورتهایی را مینگرم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جا برکند چنین خواهد شد; پس مباهله نکنید که هلاک خواهید شد![۱۲۵]
۸-۱-۱-۴- آیهی خیر البریّه
«ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه؛ جزائهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا رضیاللهعنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه؛ کسانی که ایمان آوردند و اعمال نیک انجام دادند، بهترین مخلوقات خدایند، پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است همیشه در آن میمانند. (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند و این (مقام والا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد»[۱۲۶].
در این آیه درست است که آیه، مفهوم وسیع و گستردهای دارد و منحصر به شخص یا اشخاص معینی نمیباشد، ولی در روایات متعدد اسلامی که در منابع حدیث اهل سنّت و شیعه آمده است، انگشتبر روی مصادیق و اشخاصی گذارده شده که در صف اول از صفوف «خیرالبریّه» و در صدر بهترین مخلوقات خدا قرار دارند.
شأن نزول
سیوطی از مفسرین معروف اهل سنّت در «الدر المنثور» و حاکم حسکانی عالم بزرگ حنفی در کتاب معروف و معتبر «شواهد التنزیل» احادیثی نقل کردهاند که مصداق بارز و اتم «خیر البریّه» را علی بن ابیطالب (علیهالسلام) دانستهاند:
الف) سیوطی از ابن عساکر از جابر بن عبدالله نقل میکند که ما خدمت پیامبر (صلیالله علیه و آله) بودیم که علی (علیهالسلام) بهسوی ما آمد. هنگامیکه چشم پیامبر (صلیالله علیه و آله) به او افتاد فرمود: «والذی نفسی بیده ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه» و جابر میافزاید: نزلت ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه. فکان اصحاب النبی (صلیالله علیه و آله) اذا اقبل علی (علیهالسلام) قالوا جاء خیر البریه؛ پیامبر (صلیالله علیه و آله) فرمود: قسم به کسی که جان من به دست اوست، این مرد و شیعیان او رستگاران روز قیامتاند; جابر میافزاید: در این هنگام آیهی «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه» نازل شد. ازاینرو اصحاب پیامبر (صلیالله علیه و آله) هنگامیکه علی (علیهالسلام) میآمد میگفتند: خیرالبریّه آمد[۱۲۷].
ب) حاکم حسکانی علاوه بر حدیث فوق، حدیث دیگری را به نقل از ابن عباس نقل میکند؛ ابن عباس میگوید: هنگامیکه آیهی «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه» نازل شد، پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) به علی (علیهالسلام) فرمود: «هو انت و شیعتک، تاتی انت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین و یاتی عدوک غضبانا مقمحین؛ تو و شیعیانت در روز قیامت خیرالبریّه هستید؛ هم خدا از شما راضی است و هم شما از خدا راضی هستید؛ ولی دشمن تو خشمگین و در زحمت (و عذاب) است»[۱۲۸].
نکته:
نامگذاری پیروان علی (علیهالسلام) به «شیعه» امری است که در زمان پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) اتفاق افتاده و این نامگذاری اولین بار توسط شخص پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) صورت گرفته است و ریشه در کلام پیامبر (صلیالله علیه و آله) دارد و شکلگیری گروهی به نام «شیعیان علی (علیهالسلام)» بیشک پسازاین اشاره و کلمهی نغز رسول خدا (صلیالله علیه و آله) رویداده است. لذا تلاش کسانی که سعی در تراشیدن و خلق و جعل بنیانگذارانی برای شیعه هستند، خوابوخیالی بیش نیست و البته، دشمنی با این عنوان و شر پنداشتن آن، دشمنی و عناد و شر دانستن پیامبر (صلیالله علیه و آله) و نامگذاری اوست! با توجه به اینکه پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله) در قرآن توسط خداوند توصیف به «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی»[۱۲۹] شده است و به قول مولوی:
زانک ما ینطق رسول بالهوی
کی هوا زاید ز معصوم خدا[۱۳۰]
بیشک نامگذاری پیروان علی (علیهالسلام) به «شیعه» امری است که از جانب خداوند صورت گرفته است و صرفاً خواستهی شخصی پیامبر (صلیالله علیه و آله) نیست.
۹-۱-۱-۴- آیه لیله المبیت
«و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد؛ بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»[۱۳۱].
در شأن نزول این آیه، روایات زیادی در منابع معروف اسلامی آمده است; ازجمله ثعلبی در تفسیرش و حاکم حسکانی در شواهد التنزیل از دو طریق (ابو سعید خدری و ابن عباس) حدیثی را نقل میکنند که ما کلام ثعلبی را به خاطر کامل بودن آن نقل میکنیم[۱۳۲].
شأن نزول
ثعلبی میگوید: پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) هنگامیکه تصمیم به هجرت بهسوی مدینه گرفت، علی بن ابیطالب (علیهالسلام) را در مکه برای ادای دیون و امانتهای مردم که نزد او بود گذارد و آن شب که بهسوی غار حرکت میکرد، درحالیکه مشرکین اطراف خانهی او را گرفته بودند، دستور داد علی (علیهالسلام) در بستر او بخوابد و به او فرمود: پارچهی سبزرنگی که من دارم (و به هنگام خواب روی خود میکشم)، به روی خود بینداز و در بستر من بخواب! انشاء الله هیچ مکروهی به تو نمیرسد!
علی (علیهالسلام) این کار را انجام داد؛ در این موقع خداوند به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد که من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانیتر از دیگری قراردادم. کدامیک از شما زندگی دیگری را بر خود مقدم میشمارید؟ هر یک از آن دو، حیات خویش را برگزیدند. در این هنگام خداوند به آنها وحی فرستاد: چرا شما همانند علی بن ابیطالب (علیهالسلام) نبودید؟ من میان او و محمد (صلیالله علیه و آله) برادری برقرار ساختم و او در بستر پیامبر (صلیالله علیه و آله) خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد! به زمین فرود آیید و او را از دشمنان حفظ کنید. آنها فرود آمدند، جبرئیل بالای سرش و میکائیل پایین پایش بود و جبرئیل صدا میزد: آفرین، آفرین! چه کسی همانند تو است ای علی؟! خداوند به تو نزد فرشتگان مباهات کرد.
در این هنگام که پیامبر (صلیالله علیه و آله) بهسوی مدینه درحرکت بود، این آیه در شأن علی (علیهالسلام) نازل شد: «و من الناس من یشری …»[۱۳۳]
ابن ابی الحدید در شرح نهجالبلاغه از ابوجعفر اسکافی نقل میکند: «حدیث الفراش قد ثبت بالتواتر فلایجحده الا مجنون او… و قد روی المفسرون کلهم، ان قول الله تعالی: و من الناس من یشری الآیه نزلت فی علی لیله المبیت علی الفراش؛ داستان خوابیدن علی (علیهالسلام) در رختخواب پیامبر (صلیالله علیه و آله) به تواتر اثباتشده است، لذا کسی جز دیوانه یا… منکر آن نیست و تمام مفسران نقل کردهاند که آیه «من یشری…» در شأن علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، در شبی که در رختخواب پیامبر (صلیالله علیه و آله) خوابید، نازلشده است»[۱۳۴].
حاکم نیشابوری در کتاب «مستدرک الصحیحین»، داستان لیله المبیت را به نقل از ابن عباس نقل میکند و تصریح میکند که «هذا حدیث صحیح الاسناد و لم یخرجاه؛ این حدیث معتبری است، هرچند بخاری و مسلم در کتاب خود آن را نیاوردهاند»[۱۳۵].
۱۰-۱-۱-۴- آیه برائت
«براءه من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین…؛ (این، اعلام) بیزاری از سوی خدا و پیامبر او، به کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستهاید!»[۱۳۶]
مورخان و مفسران و محدثان بسیاری از عامه و تمامی خاصه تصریح نمودهاند که پیامبر (صلیالله علیه و آله) ابتدا وظیفهی ابلاغ آیات ابتدایی سورهی برائت را به ابوبکر داد، ولی بعداً علی (علیهالسلام) را به دنبال او فرستاد تا آیات را از او گرفته و خودش به مکه رفته و آنها را ابلاغ کند. دراینباره به نقل احمد بن حنبل در مسند (از کتب معروف حدیثی اهل سنّت) اکتفا میشود.
شأن نزول
احمد حنبل در مسند میگوید: پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) سورهی برائت را با ابوبکر بهسوی اهل مکه فرستاد تا اعلام کند که بعدازآن سال، هیچ مشرکی حق حج خانهی خدا را ندارد و هیچکس نباید بهصورت عریان و برهنه خانه را طواف کند. سپس پیامبر (صلیالله علیه و آله) به علی (علیهالسلام) فرمود: خود را به ابوبکر (در وسط راه مکه و مدینه) برسان، ابوبکر را بهسوی من بازگردان و خود سورهی برائت را ابلاغ کن! علی (علیهالسلام) چنین کرد. در آخر حدیث هنگامیکه ابوبکر سؤال میکند: آیا چیزی بر ضد من نازلشده که من نباید سوره را ابلاغ کنم؟ پیامبر (صلیالله علیه و آله) میفرماید: «امرت ان لایبلغه الا انا او رجل منی؛ من مأمور شدهام که این سوره را مگر من یا مردی که از من است ابلاغ نکند»[۱۳۷].
ترمذی در سنن معروف خود (که از منابع اصلی حدیث اهل سنّت محسوب میشود) همین حدیث را به تعبیر دیگری از «انس بن مالک» نقل میکند که پیامبر (صلیالله علیه و آله) سورهی برائت را با ابوبکر فرستاد، سپس او را خواند و فرمود: «لاینبغی لاحد ان یبلغ هذا الا رجل من اهلی فدعا علیا فاعطاه ایاه؛ سزاوار نیست برای احدی که این سوره را ابلاغ کند. مگر مردی از خاندانم! سپس علی (علیهالسلام) را فراخواند و سوره را به او داد»[۱۳۸].
۱۱-۱-۱-۴- آیهی سقایه الحاج
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 09:24:00 ق.ظ ]
|