دانلود مطالب پژوهشی درباره اثر بخشی نمایش درمانی بر فراخنای توجه پسران کم توان ذهنی آموزش پذیر ... |
![]() |
دال[۷۵] (۱۹۴۱) فرد کمتوانذهنی را با ویژگیهای زیر توصیف میکند.
-
- از نظر ذهنی ناهنجار است.
-
- کمتوانیذهنی از بدو تولد یا سالهای اولیه رشد وجود دارد.
-
- در بلوغ کمتوانیذهنی او قابل تشخیص است.
-
- نقص ذهنی ناشی از یک عامل اساسی مانند ارث یا بیماری است.
-
- در روابط اجتماعی، شایستگی و صلاحیت لازم را ندارد و نمیتواند امور خود را مستقل اداره کند.
-
- نقص ذهنی قابل درمان نیست
تعریف جدید انجمن کمتوانیذهنی آمریکا (۲۰۰۷) به این صورت است:
“کمتوانی ذهنی عبارت است از کارکرد هوشی زیر متوسط معنیدار و وجود محدودیتهای همزمان در دو یا چند حوزه از حوزه های مهارتهای اجتماعی، کاربرد منابع جامعه، خود راهبری، سلامت و ایمنی، عملکردهای تحصیلی، اوقات فراغت و اشتغال. کمتوانیذهنی پیش از هجده سالگی آشکار میشود.” هوش پایین تر از متوسط معمولاً با نحوه عملکرد آزمودنی در آزمونهای هوشی تعیین میشود که در واقع تعیین آن با کوشش آلفردبینه[۷۶] انجام شد. وی قصد شناسایی کودکانی را داشت که توانایی استفاده از برنامه تعلیم و تربیت صنعتی فرانسه در آغاز قرن بیستم را نداشتند (سیف نراقی و نادری، ۱۳۸۶).
از نیمه قرن بیستم، اصطلاح کفایت اجتماعی شامل مهارتهای اجتماعی و رفتار سازشی به عنوان عاملی در تشخیص کمتوانیذهنی مطرح شده است. اهمیت رفتار اجتماعی در تشخیص کمتوانیذهنی را میتوان در نظریه بیولوژیک درباره هوش بوضوح مشاهده کرد. ثرندایک [۷۷] هوش را متشکل از هوش انتزاعی، هوش عینی و هوش اجتماعی دانست (هاردمن[۷۸]، درو[۷۹] و اگن[۸۰]، ۱۳۸۸).
چهار فرض زیر برای کاربرد کمتوانذهنی ضروری است:
-
- ارزیابی معتبر باید پراکندگی فرهنگی و زبانی و تفاوتهای موجود در ارتباط و عوامل مربوط رفتار را مورد توجه قرار دهد.
-
- محدودیتدر مهارتهای سازشی، در قلمرو محیطهای اجتماعی همسالان رخ میدهد و بر اساس نیازهای فردی شخص کم توانی ذهنی برای حمایت، مشخص می شود.
-
- محدودیت مهارتهای سازشی خاص، اغلب با دیگر توانایی های فرد در مهارتهای سازشی یا دیگر قابلیتهای مشخص همراه است.
-
- با ارائه حمایتهای مناسب به طور مستمر در طول یک دوره زمانی کارکرد زندگی فرد کم توان ذهنی به طور کلی بهبود خواهد یافت (شالوک[۸۱]، لوکاسون[۸۲]، شوگرن[۸۳]، برویک دافی[۸۴]، باردلی[۸۵] و بوندیکس[۸۶]، ۲۰۰۷).
۱-۱-۲ شیوع:
نمره میانگین در یک آزمون هوش ۱۰۰ است. به طورنظری، انتظار می رود که ۲۷/۲ درصد جمعیت در فاصلۀ دو انحراف استاندارد از میانگین و یا خیلی پایین تر از میانگین قرار گیرند ( هوش بهر ۷۰ بر اساس مقیاس هوش وکسلربرای کودکان[۸۷]– تجدید نظر شده یا وکسلرIII ). این برداشت بر پایۀ این فرض است که هوش مانند بسیاری از صفات انسانی دیگر، بر اساس منحنی توزیع طبیعی، پراکنده شده است. این منحنی توسط انحراف استاندارد میانگین ها به هشت ناحیه تقسیم شده است. در آخرین ویرایش وکسلر(WISC-III)،انحراف استاندارد نمرۀ هوش ۱۵ در نظر گرفته شده است و ۱۴/۲ درصد جمعیت بین ۵۵ و ۷۰ نمره بهره هوشی و۳/۱درصد جمعیت کمتر از ۵۵ نمره کسب می کنند. بنابراین، به نظر می رسد که ۲۷/۲ درصد باید بین ۵۵ تا ۷۰ قرار گیرند. به هرحال ارقام واقعی شیوع[۸۸] دانش آموزانی که به عنوان کم توان ذهنی شناسایی می شوند، بسیار پایین تر از این است. شیوع کم توانی ذهنی در حدود ۱ تا ۵/۱ درصد گزارش شده است( هالاهان و کافمن،۱۹۹۴).
۲-۱-۲ طبقهبندی کم توانی ذهنی
کمتوانیذهنی به روش های مختلف طبقهبندی می شود از جمله روش های طبی، روانشناختی و تربیتی. طبقهبندی طبی بر علت کم توانی ذهنی تاکید می ورزد. طبقهبندی روانشناختی بر سطح هوشی و طبقهبندی تربیتی بر سطح کارکرد کنونی شخص یا کودک کم توان ذهنی. اما نکته قابل توجه این است که به جز طبقهبندی طبی سایر طبقه بندیها برداشتی از سطح کارکرد شخص کم توان ذهنی در رابطه با میزان استقلال و آموزش مورد نیاز وی را ارائه می کند (افروز، ۱۳۸۱).
۱-۲-۱-۲ طبقه بندی انجمن امریکایی کم توانی ذهنی:
این انجمن چهار سطح از حمایت را به شرح زیر پیشنهاد کرده است: (متناوب[۸۹]، محدود[۹۰]، گسترده[۹۱] و فراگیر[۹۲]) (هالاهان و کافمن، ۱۹۹۴).
متناوب:در این سطح از حمایت، نیاز افراد کم توان ذهنی مورد توجه قرار می گیرد، حمایت ها، مبتنی بر نیاز است. ویژگی این نوع حمایت، ادواری بودن آن است.افراد همیشه به حمایت نیاز ندارند، بلکه به حمایت های کوتاه مدت در زمان های انتقال در پهنۀ زندگی نیاز دارند(برای مثال فقدان شغل یا بحران پزشکی حاد)، وقتی حمایت های متناوب ارائه می شود، از لحاظ شدت و گستردگی می تواند زیاد یا کم باشند( هالاهان و کافمن، ۱۹۹۴).
محدود:در این سطح، حمایت ها بر اساس تداوم مشخص می شوند؛ زمان مورد نیاز ممکن است محدود باشد اما متناوب نیست. کارکنان کمتری موردنیاز است و هزینه های آن نیز کمتر از روش هایی است که با سطح بسیار عمیقی از حمایت همراه هستند( مانندآموزش استخدامی کوتاه مدت یا حمایت ها در حین انتقال از مدرسه به دوران بزرگسالی) (شالوک و همکاران، ۲۰۰۷).
گسترده: ویژگی این نوع حمایت ها، ارائه منظم آنها ( روزانه) در حداقل برخی محیط ها ( مثل کار یا خانه) و بدون محدودیت زمانی است( برای مثال، حمایت بلند مدت در محل زندگی ) ( هالاهان و کافمن،۱۹۹۴).
فراگیر: در این سطح، حمایت ها باید پیوسته و بسیار عمیق باشند. آنها ناگزیر باید در محیط های چندگانه ارائه شده و ممکن است ماهیتی وابسته به تداوم زندگی داشته باشند. حمایت های فراگیر معمولاً نسبت به حمایت های گسترده یا کوتاه مدت، نیازمند کارکنان بیشتری بوده و بسیار عمیق هستند(شالوک و همکاران، ۲۰۰۷).
۲-۲-۱-۲طبقه بندی براساس انتظار های آموزشی
در راستای نیاز های گوناگون دانش آموزان با کم توانی ذهنی ، حوزه آموزش و پرورش نیز سامانه ی طبقه بندی خود را به وجود آورده است و سه نوع طبقه بندی را مشخص کرده اند:
-
- آموزش پذیر
-
- تربیت پذیر[۹۳]
-
- حمایت پذیر[۹۴](شالوک و همکاران،۲۰۰۷ )
۱-۲-۲-۱-۲کم توان ذهنی آموزش پذیر
این کودکان با بهره هوشی حدود ۵۰ تا ۷۵، بیشترین تعداد کم توانان ذهنی را تشکیل می دهند. در فعالیت های ذهنی این افراد نقص و اختلال دیده می شود. ولی قسمت عمدۀ این اختلالات در قضاوت و داوری آنها به چشم می خورد. افراد آموزش پذیر دارای نوسان در خلق هستند و به علت نداشتن تفکرانتقادی[۹۵]، تلقین پذیر اند و خیلی زود تحت تأثیر اطرافیان قرار می گیرند. سازگاری اجتماعی این افراد به شرایط محیطی آنها بستگی دارد. در شرایط محیطی نامناسب خیلی زود دچار انحراف می شوند. این کودکان از لحاظ هوش و سایر قوای ذهنی، در حد کودکان ۸ تا ۱۰ سال باقی می مانند و نیازی به نگهداری در مراکز شبانه روزی ندارند( داور منش،۱۳۸۲).
این کودکان به دلیل زیر هنجاری رشد ذهنی خود نمی توانند از برنامه های رایج تحصیلی که در مدرسه عادی ترتیب داده شده است، بهره کافی ببرند. اما اگر آموزش و پرورش مناسب باشد، ظرفیت رشد در سه زمینه را دارند: ۱- آموزش پذیری در سطوح ابتدایی ( خواندن، نوشتن و چهار عمل اصلی در سطح مدارس ابتدایی )، ۲- آموزش پذیری در تطابق اجتماعی، به این ترتیب که کودکان سرانجام بتوانند به استقلال نسبتاً مناسبی در جامعه دست یابند، ۳- به دست آوردن شغلی که با آن بتوانند در بزگسالی به طور کامل یا نسبی مخارج خود را تأمین و از خود نگهداری کنند(سیف نراقی و نادری،۱۳۸۶).
باید توجه داشت که در بسیاری از محیط ها، معمولاً یک کودک کم توان ذهنی آموزش پذیر در خلال دوره های نوزادی و خردسالی به عنوان یک فرد کم توان ذهنی شناخته یا متمایز نمی شود. زیرا در سالهای پیش دبستانی انتظاراتی که از قابلیت های ذهنی کودک می رود، آنقدر سنگین نیست که کم توانی ذهنی وی را آشکار کند. لذا چنین کودکی در وهله اول ممکن است در مدرسه مورد شناسایی قرار گیرد. زمانی که توانایی یادگیری دروس مختلف به عنوان مهمترین انتظارات اجتماعی از کودک مطرح می شود. زیرا در اکثر مواقع علائم ظاهری مشخص و آشکاری که به عنوان کم توانی ذهنی به حساب آیند، وجود ندارد (همان منبع).
۲-۲-۲-۱-۲کم توان ذهنی تربیت پذیر
هوش بهر این افراد بین ۴۰ تا ۵۵ است (هاردمن و دیگران ،۱۳۸۸).کودک کم توان ذهنی تربیت پذیر( مطابق با کودک با میزان کم توانی ذهنی متوسط) دارای مشکلاتی در زمینه های زیر است:
۱-در یادگیری مهارت های آموزشگاهی حتی در سطح ابتدایی
-
- در کسب استقلال و سازش اجتماعی در سطح بزرگسالی
-
- در کسب کفایت های حرفه ای در سطحی که برای مواظبت از خود به کمک و همراهی یا نظارت دیگران احتیاج نداشته باشد(نراقی و نادری،۱۳۸۶).
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 08:59:00 ق.ظ ]
|