الگو: الگو به بازنمایی ساختاری مجموعه عناصر متفاوتی گفته می‌شود که هدفش هدایت تحلیل موضوعات غامض و چه بسا نو‌ظهور است. هاره (۱۹۷۹) مفهوم الگو را توصیف کرد و یادآور شد که الگو مشتمل بر یک موقعیت مرکزی اما ناپایدار در چارچوب است و کار علمی اجتماعی است. الگوها برای پایه‌ریزی فرضیه‌ها و ارائه تحقیقات تازه در حوزه‌های قدیمی اهمیتی اساسی دارند چون به وضعیت‌ها و یا فرآیندهایی ارجاع می دهند که ممکن است آسان‌تر قابل درک باشند. (اسولیوان، ۱۳۸۵: ۲۴۹)
پایان نامه - مقاله - پروژه
فصل ۲
تدارک نظری موضوع تحقیق
مقدمه
همان طور که در فصل قبل اشاره شد هدف اصلی این تحقیق شناخت نحوه حضور دین در رسانه تلویزیون و ویژگی­های تولید برنامه ­های دینی تلویزیون ایران از دیدگاه متخصصان ارتباطات و کارشناسان مسائل دینی می­باشد. به همین دلیل لازم است سوابق تحقیقاتی، مفاهیم و نظریات مرتبط با موضوع و هدف اصلی این تحقیق توضیح داده شود. در بخش پیشینه پژوهش، سیر تاریخی موضوع تحقیق و پژوهش­های صورت گرفته در این حوزه مطالعاتی مرور می­ شود. در بخش ادبیات تحقیق، ابتدا مفاهیم اصلی تحقیق از جمله دین و رویکردهای متفاوت به دین، تبلیغ اسلامی توضیح داده می­ شود و سپس با توجه به اینکه هدف این پژوهش شناخت نحوه حضور دین در رسانه تلویزیون و ویژگی­های تولید برنامه ­های دینی تلویزیون ایران می­باشد اشاره­ای کوتاه به وسایل ارتباط­جمعی، تعامل دین و ارتباطات، دین در ازتباطات سنتی، دین در ارتباطات مدرن و دستورالعمل ساخت برنامه ­های دینی تلویزیون صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می­ شود. در بخش بعدی مروری بر نظریات مرتبط با موضوع تحقیق انجام می­ شود. از آن جا که هدف این پژوهش سوال در مورد نحوه تعامل دین و رسانه تلویزیون و چگونگی برنامه ­های دینی از نظر محتوا، ارائه، اجرا می­باشد، نظریات حوزه دین و رسانه اساس مبانی نظری این تحقیق را تشکیل می­دهد.
۱٫۲ پیشینه پژوهش
در خصوص تاثیرات برنامه‌های دینی تلویزیون و عوامل موثر بر میزان موفقیت برنامه‌سازان برنامه‌های نمایشی در انتقال ارزش‌های اسلامی تحقیقاتی صورت گرفته است که در این بخش به بیان بخشی از این تحقیقات می‌پردازیم:
الف) پژوهشی در سال ۱۳۸۲ با هدف «بررسی کارکردهای دینی تلویزیون؛ دیدگاه مخاطبان، کارشناسان، و برنامه‌سازان در خصوص برنامه‌های سیمای جمهوری اسلامی ایران» توسط خانم مریم مذحجی صورت گرفت که مهم‌ترین هدف آن بررسی نظرات مخاطبان، کارشناسان، و برنامه سازان درباره برنامه‌ها و کارکردهای دینی تلویزیون بوده است. نتایج این تحقیق که بر روی ۹۳۹ نفر از افراد ۷ سال و بالاتر شهر تهران که ۴۲ درصد آنان مرد و ۵۵ درصد زن بوده، در دو بخش مخاطبان و کارشناسان به شرح زیر ارائه شد:
مخاطبان
۹۰ درصد افراد پاسخگو تلویزیون تماشا می‌کنند.
۴۷ درصد بینندگان بیشتر از ۳ ساعت و ۵۳ درصد ۳ ساعت و کمتر تلویزیون تماشا می‌کنند.
سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت (۵۰ درصد )، آگاهی از اخبار و رویدادها (۲۵ درصد)، یادگیری و آموزش (۱۹ درصد)، تغییر نحوه زندگی و رفتار (۴ درصد) به ترتیب مهم‌ترین انگیزه بینندگان از تماشای تلویزیون می‌باشد.
نداشتن وقت (۵۰ درصد) مهم‌ترین دلیل غیر بینندگان برای تماشا نکردن تلویزیون بوده است. علاقه نداشتن به تماشای تلویزیون (۲۴ درصد)، جالب نبودن برنامه‌های تلویزیون (۱۱ درصد) از دیگر دلایل پاسخگویان برای تماشا نکردن تلویزیون می‌باشد.
بیشتر بینندگان در ساعت ۲۲-۲۰ (۴۲ درصد) و ۲۰-۱۸ (۳۰ درصد) تلویزیون تماشا می‌کنند.
اخبار، موضوعات اجتماعی فرهنگی و ورزشی به ترتیب موضوعات برنامه‌های مورد علاقه بینندگان می‌باشد.
۶۶ درصد بینندگان «بسیار علاقه‌مند»، ۳۰ درصد « تا حدودی علاقه‌مند» و ۴ درصد « نه چندان علاقه‌مند» به دین اسلام هستند.
اصول دین (۳۴ درصد)، اخلاق و آداب (۲۶ درصد)، احکام و مراسم عملی (۲۲ درصد)، تاریخ ادیان و اسلام (۱۸ درصد) به ترتیب موضوعات دینی مورد علاقه بینندگان هستند.
کسل کننده بودن (۴۰ درصد)، مرتبط نبودن محتوا با نیازهای امروز زندگی (۲۲ درصد)، علاقه نداشتن به موضوعات دینی (۱۸ درصد) مهم ترین دلایل غیربینندگان برنامه‌های دینی برای تماشا نکردن این برنامه‌ها است.
۷۲ درصد بینندگان از برنامه‌های دینی که با هدف آموزش و یاد دادن معارف دینی پخش می‌شوند، رضایت زیاد دارند. ۹۰ درصد با برنامه‌های با هدف سرگرمی، ۵۳ درصد با برنامه‌های با هدف خبررسانی و آگاه کردن مردم، و ۸۵ درصد با برنامه‌هایی که با هدف ارشاد و تغییر اخلاق پخش می‌شوند، رضایت زیاد و خیلی زیاد داشتند.
بالا رفتن دانش و یادگیری معارف اسلامی (۵۱ درصد)، ایجاد یا تغییر رفتار دینی (۲۳ درصد)، مهم‌ترین تأثیر برنامه‌های دینی تلویزیونی از نظر بینندگان است.
قالب فیلم و سریال مناسب‌ترین قالب برای تهیه برنامه‌های دینی تلویزیونی از نظر بینندگان می‌باشد.
بخش کارشناسان و برنامه سازان
ارشاد و تغییر رفتار و اخلاق هدف تمامی برنامه‌ها از سوی سازندگان اعلام شده است.
تمامی برنامه‌سازان به قالب فیلم و سریال به عنوان یکی از مهم‌ترین قالب‌های برنامه‌ای برای ارائه پیام اشاره کرده‌اند.
جذاب نبودن، پاسخگو نبودن به نیازهای مخاطبان، استفاده از قالب‌های خشک، بی بهره بودن سازندگان از معارف اسلامی، نامطلع بودن روحانیون از ابزارهای جدید تبلیغ، دلسوزی و نظارت کم، ضعف فیلم‌نامه، ضعف در پرداخت و کارگردانی مهم‌ترین اشکالات برنامه‌های دینی تلویزیونی از نظر برنامه‌سازان می‌باشد.
کمبود کارشناس مسائل دینی، آشنا نبودن کارگردانان با مباحث دینی، تشویق نشدن سازندگان و عوامل برنامه‌های دینی، ناشناس بودن هنرمندان واقعی، محدودیت زمانی برای تولید، کمبود نیروی کارآمد تولیدی، نبود برنامه‌ریزی دقیق، تنگ نظری مدیران محدودیت‌ها و موانع ساخت برنامه‌های دینی از نظر برنامه‌سازان می‌باشد.
بپژوهشی در سال ۱۳۸۵ با هدف «راهبردهای ارتباطی در تلویزیون دینی جمهوری اسلامی ایران» توسط ابراهیم شمشیری انجام شده که به دنبال پاسخ به سوالات زیر بوده است:
مشخصه‌ های ارتباطی الگوی تلویزیون دینی کدامند؟
وضعیت موجود شبکه قرآن و معارف سیما چگونه است؟
راهبردهای ارتباطی برای تحقق وضعیت مطلوب این شبکه در ایران چیست؟
نتایج تحقیق به شرح زیر است :
بیشترین محتوای برنامه‌ها با ۴۸ درصد به علوم قرآن و حدیث و با ۱۳ درصد با اجتماعیات و ۱۰ درصد به احکام و مناسک اختصاص دارد.
بیشترین قالب مورد استفاده در برنامه‌ها تلاوت قرآن (۳۶ درصد) و سخنرانی (۲۳ درصد) می‌باشند.
بیشترین مخاطبان مورد نظر این شبکه، غیر اختصاصی (۸۶ درصد) و اختصاصی نسبی(۱/۸ درصد) می‌باشند.
بیشترین پیام‌آفرینان این شبکه قاریان قرآن و مداحان (۵۴ درصد) و حوزویان (۲۱ درصد) می‌باشند.
۸۴ درصد برنامه‌های این شبکه پیام‌آفرین زن نداشتند.
۵۳ درصد برنامه‌های این شبکه بازتاب رسانه سنتی هستند.
۶۷ درصد از برنامه‌ها ارتباط مستقیم با آموزه‌های دینی دارند.
۵۹ درصد برنامه‌ها ریتم و سرود ندارند.
جپژوهشی در سال ۱۳۸۷ با هدف «بررسی ارتباط گرایش دینی جوانان شهر تهران و میزان توجه به سریال‌های مذهبی تلویزیونی» توسط ناصر پیرحیاتی صورت گرفته است. او در این تحقیق به نتایج زیر دست یافته است :
در مجموع ۷۷ درصد از جوانان تهرانی گرایش خیلی زیاد و زیاد به دین دارند. در بعد اعتقادی ۸۸ درصد، در بعد تجربی و احساسی ۹۰ درصد، در بعد پیامدی ۶۹ درصد و در بعد عملی ۵۹ درصد از جوانان شهر تهران گرایش خیلی زیاد و زیاد به دین دارند.
بین ویژگی‌های فردی جوانان (جنس، سن، وضعیت تأهل) و گرایش دینی آنان رابطه وجود دارد. زنان گرایش دینی قوی‌تری نسبت به مردان داشته و با افزایش سن، گرایش دینی افراد قوی‌تر شده است. ولی در گروه‌های مختلف تحصیلی گرایش دینی افراد همسان بوده است. افراد متأهل گرایش دینی قوی‌تری نسبت به افراد مجرد داشته‌اند.
با افزایش میزان گرایش دینی، میزان تماشای سریال‌های مذهبی تلویزیونی نیز افزایش یافته است.
با توجه به نتایج این تحقیق، در میان ابعاد دین‌داری، گرایش جوانان به بعد عملی دین و بعد پیامدی دین ضعیف‌تر از ابعاد اعتقادی و تجربی-احساسی دین است. یکی دیگر از دستاوردهای این تحقیق به این موضوع اشاره می‌کند که تاکید زیاد در امر سریال‌سازی می‌تواند ذائقه مخاطب را به سمت برنامه‌های صرفاً سرگرمی و تفریحی بکشاند و از توجه آنان به دیگر قالب‌های برنامه‌ای که ممکن است بسیار پربار و پرمحتواتر از سریال باشد، کاهش دهد. از این‌رو بسیاری از صاحب‌نظران پیشنهاد می‌کنند که برای درک دقیق مفاهیم مذهبی و ویژگی‌های آیینی و مناسکی پیروان یک دین، فیلم‌های مستند مردم‌شناسانه مورد استفاده قرار گیرند و نه فیلم‌های مبتی بر درام. این فیلم‌ها اغلب صرفاً با اهداف مذهبی و عمدتاً توسط افراد مذهبی ساخته می‌شود. عمده‌ترین ویژگی این گونه مستندها، بیان نزدیک به واقعیت آن‌ها می‌باشد که بدون ایجاد هیچ‌گونه حساسیّتی صرفا گوشه‌ای از آداب و رسوم و یا حتی باورهای قوم و یا گروه خاصی می‌پردازد.
دپژوهش میدانی انجام شده توسط ناصر باهنر در سال ۱۳۸۱ با موضوع ” نگرش‌های رسانه‌ای ایرانیان” نشان می‌دهد که رسانه‌های سنتی دینی اصلی‌ترین منبع دینی اکثریت مردم (۶۰درصد) در کارکردهای چهارگانه ارتباطی آموزش، اطلاع‌رسانی، ارشادی و سرگرمی است و وسایل ارتباط جمعی برای ۴۰ درصد مردم نقش اولین گزیده رسانه دینی را دارا است. هم‌چنین برنامه‌های دینی تلویزیون در رتبه سوم پس از خانواده و مجالس و مراسم مذهبی قرار دارد. تحلیل محتوای برنامه‌های دینی تلویزیون نیز که در همان سال توسط همین محقق صورت پذیرفت، نشان می‌دهد که پیام‌آفرینان، محتوا و اشکال مختلف پیام‌های رسانه‌های سنتی دینی در وسایل ارتباط جمعی حضوری جدی داشته وحتی برخی برنامه‌های برگزیده دینی تلویزیون عینا همان آثار رسانه‌های سنتی دینی هستند. درمقابل، وسایل ارتباطی نویننیز تاثیرات عمیقی در فرآیندهای ارتباطات سنتی ایران بر جای نهاده‌اند که استفاده از تکنیک‌ها و فناوری‌های نوین در رسانه‌های سنتی بخشی از آن به‌شمار می‌آید. امروزه پیام‌آفرینان و مخاطبان رسانه‌ها نیز از پیام‌های وسایل ارتباط جمعی تاثیرات زیادی می‌پذیرند و آن‌ها را خودآگاه یا ناخودآگاه به فرایند سنتی ارتباطات دینی منتقل می‌کنند.
پژوهشی با عنوان “رضایت مخاطبان رسانه دینی” انجام شده در سال ۱۳۸۴ توسط جوادی یگانه به این موضوع می‌پردازد که نسبت صداوسیما با جامعه دینی یک نسبت دوری، چرخه‌ای و متقابل است؛ از یک سوی صداوسیما، جامعه دینی را شکل می‌دهد و از خلال قدرت رسانه‌ای خویش واقعیت و بالاخص انتظارات مخاطبان را برآورده می‌سازد و از سوی دیگر جامعه دینی با ارائه انتظارات خود به صورت فعالانه، چارچوب کنش رسانه را مشخص و محدود می‌سازد. به بیانی بسیار عینی‌تر، افزایش دینداری انتظارات دینی مخاطبان را افزایش داده و بدین طریق فضا برای ارائه برنامه‌های دینی متناسب با چنین اجتماعی افزایش می‌یابد و متقابلاً از سوی دیگر افزایش دینداری عمدتاً از خلال تولید چنین برنامه‌های دینی حاصل می‌آید. البته تحقیقات دیگر (جوادی یگانه و دیگران،۱۳۸۴) به این موضوع اشاره کرده‌اند که بین میزان دینداری و میزان رضایت مخاطب از برنامه‌های دینی رسانه‌ها ارتباط مستقیمی وجود ندارد. حسام‌الدین‌آشنا می‌گوید : «تحقیقات درباره رسانه‌های غربی نشان می‌دهد که بیش از ۸۰ درصد کسانی که خودشان را مذهبی می‌دانند، به برنامه‌های مذهبی رسانه توجهی ندارند. در ایران نیز، برخی تحقیقات نشان می‌دهند که ۶۴ درصد مردم اصولاً علاقه‌ای به دریافت برنامه‌های مذهبی از تلویزیون ندارند.»(سنجش و پژوهش،۱۳۸۲: ۲۶) این مسئله می‌تواند به این دلیل باشد که نوع ارتباطی که مخاطبان با رسانه برقرار می‌کنند و تعارض انتظار آنان از رسانه با تعریفی که رسانه از ماموریت دینی خود دارد، می‌تواند موجب این عدم رضایت باشد.(جوادی یگانه و دیگران،۱۳۸۶: ۱۲۹)
وتحقیقی با عنوان “برداشت نسلی جنسی از دین در صداوسیما؛ تعارض بومی-جهانی که توسط حمید عبداللهیان در سال ۱۳۸۶ انجام گرفت، بیان می‌کند که چنان‌که تعامل دین با رسانه، تنها وجوه عملی-مناسکی بومی‌گرایی دینی را باسازی کند، دخالت موثر رسانه غیررسمی جهان‌گرایانه را باید محتمل دانست. از مختصات این بومی‌گرایی دینی-رسانه‌ای سلب اختیار از فرد برای تفسیر امور دینی و واگذاری تبلیغ دین رسمی به رسانه رسمی است. نتایج این تحقیق بیان کننده این موضوع است که: ۱- زنان نسل قدیم، تلویزیون و رادیو را مورد توجه قرار می‌دهند و در باورهای دینی بیشتر بومی‌گرایند و ۲- زنان نسل جدید که نیروهای جدید اجتماعی را تشکیل می‌دهند در گرایش به اینترنت و ماهواره فعال‌تر از زنان نسل قدیم و مردان عمل می‌کنند و جهان‌گراتر هستند و دین را بومی می‌بینند و بر اساس معیارهای بومی فرا می‌گیرند اما در اثر تکثر دسترسی به رسانه‌های نوین، جهان‌گرایانه به آن عمل می‌کنند و شاخص این گرایش جهان‌گرایانه را می‌توان در باورهای مناسکی آنان دید. به عنوان مثال کاهش جرایم در ایام ماه مبارک رمضان و دهه اول ماه محرم نمونه‌ای از مناسکی دیدن دین است که رسانه رسمی در تقویت آن نقش غیرقابل انکاری دارد. این نوع رفتار برخلاف آموزه‌های هنجاری دینی است که براساس آن از پیروان خواسته می‌شود در سراسر سال خوب عمل کنند. این به این معنا است که فاصله از رسانه رسمی و حضور رسانه غیر رسمی، جهان‌گرایی دینی تولید می‌کند و این به دلیل تعامل میان رسانه رسمی و مناسک دینی است. به عبارت دیگر رسانه رسمی ایران ماهیتاً همان‌طور که ساموئل وبر هم در بحث دین و رسانه نشان می‌دهد، نمی‌تواند بعد اعتقادی را از طریق نمایش تلویزیون ترویج کند و بنابراین بخش مناسکی دین را به مثابه نماد دینداری ترویج می‌کند. (عبداللهیان،۱۳۸۶: ۳۰۷)
۲٫۲ ادبیات تحقیق
از آن جا که موضوع مورد بررسی در این تحقیق در خصوص چگونگی برنامه ­های دینی تلویزیون ایران می­باشد، نیاز به تصریح مفاهیمی هم­چون دین، دین از منظر اندیشمندان مسلمان، دین از منظر جامعه­شناسان، رویکردهای متفاوت به دین و ابعاد دین، آشکار است. لذا تمامی این موارد ذیل عنوان دین مورد اشاره قرار می­­گیرد.
۱٫۲٫۲ دین
دین به صورت پدیده‌ای عام و جهان‌شمول، ریشه در سرشت انسان دارد و او همواره از درون، خود را نیازمند نیروی متعالی می‌یابد. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که دین همزاد انسان بوده و بشر از آغاز زندگی‌اش بر روی زمین به فرمان فطرت، پیوسته به دین و دینداری گرایش داشته است. هنری لوکاس در کتاب” تاریخ تمدن از کهن‌ترین روزگار تا سده ما” در این زمینه می‌نویسد:
دین پیچیده‌ترین عنصر فرهنگ ابتدایی است. پیدا است که همه مردم اولیه به گونه‌ای اعتقاد دینی داشته‌اند . انسان نخستین مانند بازماندگان کنونی‌اش به نیروی راز آلودی که نگاه دارنده زمین، آسمان و سراسر زندگی است، عمیقاً احساس وابستگی می‌کرد. انسان‌های نخستین عموماً به نیروهای فراطبیعی باور داشته و بسیاری از عادات فرهنگی آنان از این گونه گرایش‌های ماوراء‌الطبیعی سرچشمه گرفته است. (لوکاس(بی‌تا)،۳۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...