دانلود پروژه های پژوهشی درباره فردی کردن مجازاتها در حقوق ایران- فایل ۴ |
![]() |
ویژگیهای شخصی و اجتماعی هیچ تاثیری در میزان مجازات ها نداشته و فردی کردن مجازات واینکه مجازات مطابق شخصیت هر کس باشد در این دوره هیچ جایگاهی نداشته است و حتی مجازات شخصی هم نبود تا چه رسد به فردی چون آنچه در این دوره بر مجازات ها حاکم بود، انتقام و زورگویی بود چه بسیار قبیله ها در آتش چنین انتقام هایی نابود شدند.
دو- دوره دادگستری خصوصی
با گذشت زمان و رشد قدرت و اعتبار شهرها و احساس نیاز به امنیت کم کم اختیارات افراد در گرفتن انتقام به دلخواه خودشان تعدیل یافت و با گسترش و رشد تجارت و احساس نیاز به امنیت، مجازات و انتقام گیری تحت نظم و قاعده در آمد و آتش جنگهای که به قصد انتقام گیری رخ میداد رو به خاموشی نهاد و نظام مجازات قاعده منع شد که از این به بعد با عنوان دادگستری از آن یاد می کنیم .
مسئولیت جمعی جای خود را به مسئولیت شخصی داد و کم کم مجازات ها شخصی شدند و فقط فرد مجرم تحویل خانواده مجنی علیه داده می شد تا وی را مجازات نموده و یااز نیروی کار او استفاده نمایند.
با گسترش جوامع و پیدایش مراکز شهری پس از ظهور دین یهود و مسیح و پیروی از دستورات مشترک و مذهبی و رشد همبستگی ها کم کم حق تشخصی از دست روسای قبایل خارج شد و به نیروهای مذهبی منتقل شد و مفهوم انتقام جای خود رابه تعقیب مذهبی و اجتماعی داده که از طرف زیان دیده صورت می گرفت و به تدریج مفهوم مسئولیت جمعی دوره انتقام فردی جای خود را به مسئولیت فردی شخص مرتکب جرم داده و اندیشه اجرای عدالت کیفری را به وجود آورد . ( ولیدی ،۱۳۸۵ ، ۲۰۰)
هرچند شیوه اجرای مجازات ها دراین دوره تکامل یافته بوده و میزان وشدت آن نیز تعدیل شد اما همچنان مجازات باقصد انتقام از طرف مجنی علیه بر ضد جانی صورت می گرفت در این دوره مسئولیت جمعی به مسئولیت فردی تبدیل شد و نظام مجازات قصاص خسارت مالی دریافت می کرد و در واقع نوعی نظام سازش حاکم شده بود و کم کم زمینه های دخالت دولت ها در مجازات ها فراهم شد.
با بررسی این دوره در ارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که این دوره از این نظر گامی به جلو بود و مجازات ها تا حدودی شخصی شده بودند و دیگر شامل خانواده و قبیله جانی نمی شد و نسبت به افراد در طبقات اجتماعی از نظر مجازات تفاوتی محدود قائل می شدند ولی از نظام فردی کردن مجازات ها خبر نبود و همچنان افراد در صورتی که جرائم مشابه انجام می دادند به سرنوشت مشترکی دچار می شدند و از فکر اصلاح و تربیت و شناسایی شخصیت مجرم خبری نبود هر چند این تفکر کم کم در آرا و نظریات رهبران کلیسا شکل می گرفت و اعتقاد به مدارا و اصلاح مجرم در بین کلیسا و حامیانش رشد می کرد .
سه -دوره دادگستری عمومی
تحولات حقوق جزا مانند سایر نهادهای اجتماعی همیشه در متن و زمینه شکل حیات جامعه و تحت تاثیر عوامل و پدیده های محرک آن صورت می گیرد به این ترتیب با پیدایش قدرتهای مرکزی،لزوم بازرسی رفتارافراد جامعه با قاطعیت و در سطحی گسترده و با ضوابط مشخص احساس گردید .
در واقع پیدایش دادگستری عمومی معلول عوامل زیر بنایی اجتماعی بود که وجودآن را ضروری می ساخت .در این دوره علاوه برمقررات عمومی که برای همه وضع می شودجرم جنبه اجتماعی و عمومی به خود می گیرد یعنی مجرم علاوه بر اینکه به خاطر عمل زشتش مجازات می شود به خاطر ضربه ای که به پیکر اجتماع می زند نیز مورد مواخذه قرار میگیرد .
مساله فردی کردن مجازات ها از میانه های این دوره کم کم در افکار اندیشمندان شکل می گیرد و رشد می نماید و در نهایت در اواخر قرن نوزدهم متولد شده و حیات خود را در متن حقوق کیفری جوامع مختلف ادامه می دهد ما دربررسی مساله فردی کردن مجازات ها این مساله را در سه دوره فرعی مورد مطالعه قرار میدهیم .
الف- دوره قدیم
این دوره که اصطلاحا به زمان بین شروع دادگستری عمومی تا اندکی قبل از انقلاب فرانسه اطلاق می شود بعضی از صاحبنظران آن را دوره جرائم عمومی یا عصر قدیم دوره دادگستری عمومی نامیده اند همزمان با از بین رفتن نظام های ملوک الطوایفی و تحول اجتماعی و پیدایش قدرتهای متمرکز و حکومت های مقتدر در اروپا بوده است . ( ولیدی ، ۱۳۸۵ ، ۲۰۶)
گسترش قدرت سلاطین و قدرت گرفتن حکومت های مرکزی و تصویب مقررات از طرف آنها و برقراری نظم موجب ایجاد اصطکاک بین آنها و محاکم مذهبی کلیسا شد چون در آن زمان قضات از طرف محاکم مذهبی منصوب می شدندو در اجرای مقررات حکومتی چندان رغبتی از خود نشان نمی دادند و رحم و عطوفت بیش از حد محاکم مذهبی در مورد مجرمین باعث ناامنی در جامعه شده بود و کم کم وقتی حاکمان، محاکم مذهبی را سد راه خود دیدند به مقابله با آنها پرداختند و این محاکم رو به ضعف نهادند و کم کم محاکم حکومتی قدرت گرفتند و قضات حکومتی اختیارات فراوانی یافتند و شکنجه برای گرفتن اعتراف از متهمین رایج شد. ( نوربها، ۱۳۸۳، ،۲)
و به شکل قانونی در آمد که از طرف قضات برای اخذ اقرار تجویز می شد مجازات های شدید برقرار شد و پیشرفتهایی که در زمینه برخورد با مجرمین توسط کلیسا صورت گرفته بود مجددا جای خود را به انتقام جویی و اعمال خودسرانه داد .
اما در این دوره انتقام جویی اجتماعی جایگزین انتقام جویی فردی شده بود و مسئولیت جمعی مجددا جای خود را بازیافت و اگر کسی متهم به خیانت به شاه می شد اعضای خانواده او بازداشت می شدند و مورد آزار قرار می گرفتندو تبعیض در اجرای مجازات ها نیز در این دوره رواج یافته بود. ( گلدوزیان۱۳۶۹، ،۶۴)
در یک بررسی کلی از این دوره درارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که این دوره در ارتباط بافردی کردن مجازات ها چند گام به عقب بود چون فکر اصلاح مجرمین و شخصی کردن مجازات ها و رعایت عدالت که توسط محاکم مذهبی و کلیسا تا حدودی رواج یافته بود با افول قدرت این محاکم و برقراری دادگستری حکومتی مجددا جای خود را به بی عدالتی ، مسئولیت دسته جمعی کیفری ، تبعیض در اجرای مجازات ها و اعمال مجازات های سنگین داد و اجرای مجازات زندان که توسط محاکم مذهبی به قصد اصلاح مجرمین رواج یافته بود جز در موارد محدودی اهمیت خود را از دست داد و تبدیل به مجازات های چون داغ کردن مثله کردن، پاروزنی در کشتی ها که با خشونت هرچه تمام تر اجرا می شد داد.
ب- دوره میانه یا عصر اصلاحات
فکر بهتر ساختن مقررات کیفری و رعایت حقوق و امتیازات انسانی افراد از ابتدای تاریخ بشر طرفدارانی داشته است نهضت اصلاح طلبی مقررات و قوانین کیفری از قرن هیجدهم میلادی آغاز می شود از قدیم گفته اند تاریکترین زمان شب ، نزدیکترین زمان به طلوع خورشید است بعد از گذر از دوره تاریک دوره قدیم فکر اصلاح طلبی از همه جا سر برآورده و طوفانی از آن که انگلستان را در بر گرفته بود دیگر کشورهای اروپایی و مخصوصا فرانسه را که در این زمینه استعداد لازم را داشت دربر گرفت .
منتسکیو در سال ۱۷۴۸ در کتاب مشهور خود روح القوانین نسبت به اصول عقاید استبدادی که بیشتر ملهم از انتقام اجتماعی بود عکس العمل شدیدی نشان داد. ( نوربها، ۱۳۸۴، ۱۰۱)
هر چند باید یادآوری کرد که اندیشه های وی برای سالهای بعد از این دوران بود ما در اینجا برای برررسی سرنوشت فردی کردن مجازات به بیان نظریات روسو و بکاریا و تاثیر آنها بر سرنوشت مجازات و به تبع آن فردی کردن می پردازیم ظهور افکار بکاریا در ایتالیا با انتشار کتاب معروف جرائم و مجازات ها آغاز می شود و در عرض چند سال ، تمام اروپای آن زمان را فرا می گیرد او نظام حقوق جزای عصر خود را به شدت مورد انتقاد قرارداد و کلامش چنان مستدل و نافذ بود که دامنه تاثیرش تمام اروپا را فرا می گیرد کتاب او به ۲۲ زبان ترجمه شدو تاثیرات اساسی روی قوانین کشورهایی چون اتریش ، فرانسه ، انگلستان و امریکا و سایر کشورها گذاشت و این کشورها با پشتیبانی اندیشمندان خود به اصلاح قوانین و حمایت از افکار بکاریا برخواستند او ضمن انتقاد از نظام کیفری زمان خود به ارائه راه حل ها برای حل مشکلات پرداخت.
( صدارت، ۱۳۴۵، ۱۱۰)
او معتقد به اصل فایده مندی کیفر بود و معتقد بود که رنج حاصل از مجازات باید بیشتر از سودی باشد که مرتکب آن را به دست می آورد و معتقد به تناسب بین جرم و مجازات بود با کیفر های سنگین و خصوصا اعدام مخالف بود و کیفر زندان را ترجیح می دادو معتقد بود که مجازات به جای شدت باید از حتمیت برخوردار باشد و به اصل تساوی در اجرای مجازاتها اعتقاد داشت و با شکنجه برای اخذ اقرار از متهمین سخت مخالف بود و نظام تفتیشی زمان خود را سخت مورد انتقاد قرار میدهد و ادله بدست آمده از این طریق را باطل می دانست این افکار اثرات زیادی در قوانین کشورهای اروپایی خصوصا فرانسه داشت که می توان مواردی چون برقراری مجازات های ثابت ، حذف حق عفو پادشاه ، حذف مجازات اعدام در بسیاری از جرایم و محدودیت دادرسان دراعمال مجازات ها را نام برد این قوانین در قانون ۱۸۱۰ فرانسه به علت برخی مشکلات تعدیل شدند.
مدتی بعد از بکاریا ، بنتام نیز نظریات فلسفی و روانشناسی خود را در انگلستان منتشر کرد و رساله کیفرها وپاداشها را منتشر کرد و به نظریه فایده اجتماعی بکاریا تاثیر بسزایی بخشید و به بیان فلسفه و مبانی مجازات ها پرداخت و فعالیت های فراوانی برای جلوگیری از ارتکاب جرم انجام داد (قاسمی ،۱۳۷۴، ۱۴۳۲۴) و روسو نیز از کسانی بودکه همگام با این دو دانشمند در تبیین جرائم و مجازات ها به طوری که سازگاری به حال مجرم داشته باشد تلاش نمود و عقاید این دانشمندان باعث ظهور ، مکاتب حقوق کیفری در سالهای بعد شد از بررسی کلی که از ظهور اندیشمندان و افکار و عقاید آنها در ارتباط با مجازات و فردی کردن آنها در این دوره تاریخی انجام داده ایم به این نتیجه می رسیم که مجازات ها در این دوره نسبت به گذشته انسانی تر شده و جنبه شخصی پیدا کرده بودند و دیگر از نابسامانی های گذشته خبری نیست و قوانین اکثر کشورها در این راستا تغییر می یابند .
عقاید اندیشمندان این دوره خصوصا بکاریا زمینه های فردی کردن مجازاتهای را کم کم ایجاد می نماید هرچند برخی از عقاید وی همچون نظام مجازات های ثابت مانع ازان است که قضات بتوانند در صورت مشاهده موارد تخفیف ، مجازات را مطابق حال مجرم تعیین نمایند ولی در کل مخالفت با اعدام، رعایت قانونی بودن نظام مجازات ها و قوانین، اصلاح امور زندان ها همه جوانه های تولد اصل فردی کردن را نوید می دهند.
ج-دوره معاصر : (عصر تولد مکاتب کیفری)
بعد از عصر اصلاحات و تاثیراتی که عقاید بنتام و بکاریا در قوانین کشورهای اروپایی و از جمله قانون سال ۱۸۱۰ فر انسه گذاشت ، خیلی زود این عقاید و افکار مورد انتقاد و حمله دانشمندان بعد از خودشان قرار گرفت چون در مرحله عمل به مشکلات اساسی برخورد نمودند و کم کم زمینه های پیدایش افکار و مکاتب فکری جدید در مورد مبنا و اهداف مجازات پیدا شد که ما در اینجا ابتدا به بررسی مختصری از مکتب کلاسیک می پردازیم و بعد از آن سایر مکاتب را مورد بررسی قرار میدهیم .
الف-مکتب کلاسیک
بعضی از حقوقدانان کیفری مبدا پیدایش مکتب کلاسیک حقوق جزا را به زمان انتشار کتاب روح القوانین منتسکیو به سال ۱۷۴۸ میلادی نسبت می دهند زیرا منتسکیو در این کتاب مجازات های آن عهد را که از انتقام اجتماعی الهام می گرفت شدیدا مورد انتقام قرارداده و در مورد ارزش نسبی قوانین جزایی سخن گفته است . ( ولیدی ، ۱۳۸۵، ۲۴۳)
از دیگر شخصیتهای بزرگی که افکار آنها در واقع خمیر مایه مکتب کلاسیک حقوق جزا را تشکیل میدهند میتوان از ژان ژاک روسو صاحب کتاب نظریه قرارداد اجتماعی و بنتام انگلیسی ، صاحب رساله قانونگذاری مدنی و جزایی رانام برد.
به طور کلی می توان ازآثاری که مجموعه این افکار روی قوانین گذاشت قانون ۱۷۹۱ فرانسه و آیین دادرسی ۱۸۰۸ و قانون جزای سال ۱۸۱۰ را نام برد که در مجموع می توان از تحولاتی چون انهدام زندان های قدیمی،برقراری اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها، اصل تساوی مجازات ها،برقراری سیستم مجازات های ثابت برای جلوگیری ازخودسری های قضات،حذف حق عفو پادشاه ، محدودیت درمجازات اعدام، القای مجازات های شدید بدنی و … نام بردولی این اصلاحات درعمل ناکام ماند. ( گلدوزیان، ۱۳۶۹، ۲۲)
برقراری اصل تساوی درمجازات ها وسیستم مجازات های ثابت ونسبتا ملایم وعدم امکان اجرای مجازات ها دربرخی مواقع ازدلایل این ناکامی بود.
ولی بعد از آن وبه دنبال برقراری امپراطوری ناپلئون در فرانسه مجددا برخی مجازات ها شدت یافتند و برای آنها حداقل و حداکثر تعیین شد سیستم دادرسی مختلط رواج یافته ومجازات های ثابت القا شد ودرواقع نوعی نظام کیفری معتدل به وجود آمد.
از بررسی کلی افکار و اندیشه ها وقوانین این دوره بعد از سال ۱۸۱۰ به این نتیجه می رسیم که القای برخی قوانین به ویژه نظام مجازات های ثابت و دادن اختیارات کافی به قضات اجازه فردی کردن مجازات ها به صورت محدود را به قضات میدهد تا آنان بتوانند در صورت مشاهده موارد تخفیف،مجازات را حتی کمتر از حداقل تخفیف داده وآن رافردی کنند و بسیاری از مواقع که جلو اصلاح مجرم را می گرفت یا باعث افزایش جرایم درسطح جامعه می شد تقریبا رفع شده بود واین دوره نیز همراه با رشد زمینه های فردی کردن مجازات ها بود.
ب-مکتب عدالت مطلق
بعد از گذشت چند سال از انشتار قانون جزای سال ۱۸۱۰ مبانی فکری ، نظریه اصالت نفع طلبی بنتام که معتقد بود از راه اعمال مجازات و ایجاد ترس در عموم مردم باید از ارتکاب جرم جلوگیری کرد از طرف طرفداران مکتب عدالت مطلق مورد حمله قرار گرفت .
چون معتقدبودند که مبنای مجازات، نفع اجتماعی یا دفاع اجتماعی نیست بلکه از نظر اخلاقی و عدالت مجرم مسئوول است و مجازات وی ضروری است و مجازات رنج و تبعی است که مجرم به خاطر اختلالی که در نظم اخلاقی جامعه به وجود آورده باید تحمل کند .
کانت و دومستر باوجود اختلاف نظری که داشتند هردو معتقد بودند که مجازات واکنشی است که جامعه در مقابل خطای ارتکابی مجرم نشان میدهد اگر فایده ای هم بر آن مترتب نشود باز باید اجرا شود.
کانت، مثال جالبی دارد که به جزیره متروکه معروف است او می گویداگریک جامعه مدنی تصمیم بگیرد که باموافقت کلیه اعضای خود منحل شود به عنوان مثال مردمی که دریک جزیره سکونت دارند موافقت کنند که ازیکدیگر جدا شده ودر سراسرجهان پخش شوند باز باید آخرین قاتلی که در زندان نگهداری می شود قبل از انحلال جامعه اعدام کرد . ( صانعی ، ۱۳۷۶ ،۶۲)
مکتب عدالت مطلق تاثیر مستقیمی روی قوانین حقوق جزای فرانسه نداشت ولی با مخالفت شدیدش با نظریه اصالت نفع طلبی باعث ایجاد مکتب نئوکلاسیک شد.
از بررسی کلی که روی نظریات طرفداران این مکتب در ارتباط با فردی کردن مجازات ها انجام داده ایم به این نتیجه می رسیم که افکار، عقاید و آموزه های طرفداران این مکتب میانه ای با فردی کردن نداشته و چون اجرای مجازات ها فقط به قصد مکافات دهی و اجرای عدالت توجیه می شد و منکر سودمندی کیفر و اصلاح مجرمین و موافق هر نوع مجازاتی بودند در حالی که فردی کردن همراه با اصلاح حال مجرمین و مطابقت کیفر با وضعیت روحی و روانی مجرم است
پس با این بررسی ها ما هیچ گونه ارتباطی را بین آموزه های این مکتب و فردی کردن مجازات ها مشاهده ننمودیم درواقع می توانیم ادعا کنیم که زمینه های فکری فردی کردن مجازات در این دوره ملاحظه نمی شودو بر اجرای بی چون وچرای مجازات درصورتی که حتی هیچ سود اجتماعی وفردی هم برآن مترتب نشود تاکید می شود .
ج-مکتب نئوکلاسیک
نمایندگان اصلی این مکتب آقایان گیزو و روسی هستند این مکتب در واقع ترکیب و تلفیقی از دو نظریه اصالت نفع اجتماعی و نظریه عدالت مطلق است که در قرن نوزدهم موردتوجه جدی قرارگرفتند .
طرفداران این مکتب معتقدند که جامعه حق مجازات را به خاطر این که مجازات از نظر دفاع اجتماعی مفید است را دارد ولی معتقدند که مجازات نباید از حدی که عدالت ایجاب می کند بیشتر باشد یعنی مجازات هم باید مفیدو هم عادلانه باشد مجازات باید هم باعث پیشگیری جمعی از جرم شودو هم باعث پیشگیری فردی از جرم شود یعنی باید باعث اصلاح حال مجرم شودو با بازپروری و اصلاح مجرم باعث جلوگیری از ارتکاب جرم نیز شود و از طرف دیگر عدالت اقتضا می کند که مجازات هر کس با درجه و میزان مسئولیت کیفریش مطابقت داشته باشد و همه مجرمین در صورت ارتکاب جرائم مشابه نباید مثل هم مجازات شوند .
اندیشمندان مکتب نئوکلاسیک پیشنهاد می دادند که کسانی که به معنای واقعی عاقل نیستند و مجنون هم شناخته نمی شوند باید به دادگاه اجازه داد تا آنقدر مجازات راتخفیف دهد که با درجه عقل آنان متناسب گردد و این نظریه وفکر که بعدها بانام فردی کردن مجازات ، پذیرفته شد در مکتب نئوکلاسیک به مسئولیت نقصان یافته معروف شد. ( ولیدی ،۱۳۸۵، ۲۵۸)
فکر اصلاح مجرمین و تطبیق مجازات با مسئولیت اخلاقی مجرم پایه و ریشه اصلاحاتی درسالهای ۱۸۳۰-۱۸۸۰ در قوانین شد اصلاحاتی چون تخفیف مجازات ها، الغای مجازات مرگ مدنی ، کیفر زدایی ، اصلاح امور زندانها، لغو مجازات اعدام در جرائم سیاسی ولی متاسفانه برخی از مبانی فکری این مکتب به خاطر افزایش آمار جرائم و تکرار کنندگان جرم و به خاطر این طرز تفکرش که انسان را موجودی کاملا مختار می دانست باشکست روبرو گردید . ( کی نیا ،۱۳۶۵، ۱۲۸)
این دوره در ارتباط با فردی کردن مجازات ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و همانطور که در بالا اشاره شد شالوده های فکری فردی کردن مجازات ها در این دوره ریخته شد توجه به اصلاح مجرمین ، بهبود وضعیت زندانها توجه به میزان مسئولیت اخلاقی مجرمین اموری بودند که از طرف بنیانگذاران این مکتب مورد توجه جدی قرارگرفت و باعث اصلاحات جدی در قوانین برخی کشورها خصوصا فرانسه شد.
فردی کردن مجازات که تعیین مجازات بر اساس و مطابق شخصیت واقعی مرتکب است مورد توجه بانیان این مکتب بود هر چند دران زمان تحت عنوان مسئولیت نقصان یافته مورد توجه جدی قرار گرفت و لی این افکار در سالهای بعد تحت عنوان فردی کردن مجازات ها متولد شد .
د-مکتب تحققی
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 10:29:00 ق.ظ ]
|