شرح مشکلات دیوان خاقانی( هفت ترکیب بند بلند شرح نشده ... |
![]() |
(۱/۳۷)
در بیت زیر شاعر به ماجرای پنهان شدن پیامبر در غار ثور و پرده داری کبوتر برای او و هم چنین ماجرای سایهی ابری که پیوسته با پیامبر بود و بزغالهی زهرآلود زن یهودی اشاره میکند.
کبـوتر پـردهی او داشـت، سـایــه خیــمهی او شــد
زبــان کشتـــهی پــر زهــر هـم گویـای او آمـد
(۱/۴۳)
۲-۷-۱۳- توصیف صبح
خاقانی از مظاهر طبیعت، به صبح و دمیدن آفتاب علاقهی بسیاری دارد و کمتر شعری را از او میبینیم که با وصف صبح آغاز نشده باشد.
خوش خوش به روی ساقیان لب گشت خندان صبـح را
گـویـی بـه عـود سوختـه شســتند دندان صبـح را
(۲/۱)
یـا آه عاشــق بـود خـود، بــر صبـح ســـوزی نـامــزد
کـان تیر آتــش پـاش زد، بـدرید خفـتان صبـح را
(۲/۴)
دریـاب عیــش صبــح دم تــا نگـذرد، بگــذر ز غــم
کانگه به عمری نیم دم، دریافت نتـوان صبـح را
(۲/۶)
در بیت زیر شاعر صبح را همچون گروهی پنداشته که در رکاب پادشاه در حال حرکت است و آسمان، ستارگان را به عنوان نعل بها به او تقدیم میکند.
مــوکــب صبــح را فلــک، دیــد رکــاب دار شـــــه
داد حُلــیِ اخـتــران، نعــل بهــای صبــــحدم
(۳/۱۱)
۲-۷-۱۴- اطلاعات عمومی
در اشعار خاقانی به موارد متفاوتی از اطلاعات پراکنده برخورد میکنیم. او علاوه بر شاعری، یک دانشمند تمام عیار و کامل روزگار خود بوده است که توانسته بسیاری از علوم و اطلاعات مربوط به آن را به تصویر بکشد. در دیوان او به موارد زیادی برخورد میکنیم که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره میشود.
یکی از این موارد صاف کردن شراب و مایعات با زغال بید بوده است.
ســاقـی ِ غــم را زانـدرون، چــون سوخته بیـدم کنـون
تـا چنـد بـارم اشـک خون، گر راوق افشان نیستم
(۲/۷۶)
او در بیتی دیگر به اصطلاح شرعی عدّه و عدّه داری زنان اشاره میکند.
خصـــــم شـــــه تــــــا عِـــــدّه دار آرزوســـــت
عــــاقـــل آبســـتن نشـــان مــیخـــوانــدش
(۵/۱۱۲)
۲-۸- زیبا شناسی و صورخیال در شعر خاقانی
خاقانی برای تکلف بخشی کلام و آراستگی شعر خود از صور خیال مختلف به خصوص استعاره، تشبیه و کنایه بهرههای زیادی برده است. استفاده از زیباییهای کلامی در اشعار خاقانی حد و مرزی ندارد. او از تصاویر کلیشهای دیگران استفاده نمیکند.
« اگر به این نکته توجه داشته باشیم که از نیمهی دوم قرن پنجم شاعران عموماً عناصر خیال خود را از راه مطالعه در شعر دیگران اخذ میکردند و به آوردن تصاویر جامد و یکنواخت و عوض کردن جای کلمات در اشعار میپرداختند و بیشتر همّ خود را مصروف وهمی کردن تصاویر عینی میکردند، خاقانی را استادتر و نیرومندتر خواهیم یافت. او نه تنها به جستجوی عناصر تکراری و جامد و مکرر نمیگردد که گاه حتی سمبلها و رمزهای شعری را نیز عوض میکند و آن چه خود احساس میکند و میبیند و میخواهد، میگوید و این سنت شکنیها گاه ممکن است به مذاق عدهای دیگر خوش نیاید ولی او را شیوهی تازه و خاص است.» (اردلان جوان، ۱۳۷۳: ۶)
۲-۸-۱- استعاره
خاقانی از میان همهی عناصر سخن و صور خیال از استعاره بیشترین بهره را برده است و در سرودههای خود از آن استفاده کرده است. استعاره بیشترین هماهنگی و ارتباط با اندیشههای بکر و ذهن خلاق خاقانی داشته و از میان انواع مختلف آن، از استعارهی مصرحه بیشتر استفاده کرده است که در این جا به تعدادی از استعارهها که در ترکیببندهای انتخابی به کار رفته اشاره میکنیم.
گوی گردون در بیت زیر استعاره از خورشید است.
بر چــوگــان او چـو گـوی گـردون گرد سـرگردان
چـو با غیـری رسـی ساکنتـر از گـوی گریبان شـو
(۱/۶)
در بیت زیر گنبد استعاره از آسمان است.
بــرون تاز اسب همت را ،کجا بیـرون از این گنبــد
وگر چرب آخورش خواهی هم آب و هـم گیاه آنـک
(۱/۳۳)
شاعر در بیت زیر خون را استعاره از سرخی هنگام طلوع آفتاب گرفته است.
جام چــو دور آســمان، در ده و بـر زمـین فــشان
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 01:27:00 ق.ظ ]
|