یادآوری: برای این نوع کارکرد در مرزباننامه همین موارد را یافته شد.
پایان نامه
فصل پنجم
شیوه متعدی و مجهول نمودن افعال در مرزباننامه
در این فصل از پایان نامه مطالب و یافتهها بدین شرح میباشد:
۵-۱- شیوه های متعدی کردن افعال در مرزباننامه
۵-۲- کارکرد افعال لازم و متعدی در مرزباننامه
۵-۳- شیوه مجهول کردن افعال در مرزباننامه
شیوه متعدی و مجهول نمودن افعال در مرزباننامه
۵-۱- شیوه های متعدی کردن افعال در مرزباننامه
فعل اگر اثرش از فاعل بگذرد و به مفعول برسد، متعدی (گذرا) میباشد. در این باب نظر خیامپور چنین است: «فعل متعدی فعلی است که میتواند مفعول صریح داشته باشد.» (خیامپور، ۱۳۸۸: ۶۹)
در گذشته برای متعدی نمودن افعال لازم از شیوه های مختلفی استفاده میشد. در مرزباننامه نیز برای متعدی کردن افعال لازم از بعضی از آن شیوه ها استفاده شده است.
بررسی صفحات ۶ تا ۸ هر باب از مرزباننامه بیانگر این است که افعال متعدّی به کار رفته در مرزباننامه ۷۷% خود متعدی میباشد و مابقی ۱۵% به وسیله تکواژ سببی (ان)، ۵% با کمک الفی که بیش از حرف، قبل علامت مصدری افزوده میشود و ۳% با معادل سازی متعدی
شدهاند. بدین گونه:
۵-۱-۱- متعدی کردن افعال با تکواژ سببی «ان» در مرزباننامه
چنان که امروز هم معمول است، بیشتر برای تعدیهی فعل لازم «اندن» یا «انیدن» بر آخر ریشهی فعل افزوده شده است.
و هر درّی که در جیب فکر و گریبان سخن نشاندم از درج مفکّرهی خویش بیرون گرفتم. (۲/۲۴) (خلاف قاعده)
یادآوری: تکواژ سببی متعدی ساز (ان) به بن مضارع بعضی از فعلهای لازم افزوده میشود و آنها را متعدّی میسازد. حال آنکه بن مضارع نشین (خلاف قاعده ← نش + ان) متعدی گردیده است.
یکرانِ عزم از قنطرهی چهار چشمه دنیا اکنون میجهاند. (۳/۱۰۷)
از خارستان نفاق گلهای وفاق بشکافند. (۱/۳۸۳)
آخر رسن بگسست و جانی که به مویی آویخته بود، به چنبر نجات بجهانید و بجست. (۲/۳۵۳)
همه را به خدمت زیرک شتابانید. (۱/۴۵۱)
خنک زنده دلی که اژدهای نفس اماره را به زندگی بمیراند. (۵/۵۸۹)
طفل بلاغت را به حد بلوغ در حضانت تربیت این آستانه رسانیدم و ورای این اجحافی نتوان بودکه اتّحاف کتاب من بنده را به چنین خداوندی میباید که هر رقعه از نتایج طبعش در حساب دبیران عالم کتابی است. (۱/۲۷)
۵-۱-۲- افزودن تکواژ سببی «ان» به آخر افعال متعدی
در مرزباننامه گاهی به آخر فعلی که خود متعدی است، تکواژ سببی «ان» نیز افزوده شده و بدین طریق جمله سه جزیی به جمله چهار جزیی تغییر یافته است. در این مورد خیامپور در (ص: ۶۹) دستور زبان فارسی چنین میفرماید: فعل متعدی فعلی است که مفعول صریح داشته باشد. برای متعدی ساختن فعل لازم به آخر امر آن «ان» یا «انید» میافزایند و گاهی فعل متعدّی را به همین ترتیب دوباره متعدی میسازند. مانند: چرید و چرانید
این ویژگی در مرزبان نامه مشاهده میگردد که نمونه های آن از این گونهاند:
پوشاندن
مکیدتِ و سگالش خصمان در پرده کارگرتر آید که آب که در زیرکاه حیلت پوشانند. (۹/۳۰۷)
برانگیزاندن
تا آن روز که روز عمر او به سر آید و از این سرای عارتیش برانگیزانند و بدان وادی برند. (۲/۱۲۲)
گستراندن
در آن جایگاه فرشهای لایق و زیبا بگسترانند. (۶/۱۸۸)
۵-۱-۳- ساختن افعال متعدی با افزودن الف یا فتحه قبل از علامت مصدری در مرزباننامه
در گذشته برای متعدی کردن فعل، علاوه بر آنچه امروز رایج است، دو شیوهی دیگر نیز معمول بوده است.(شاید تا قرن ششم) این دو شیوه با توجه به نظر فرشیدورد (ص:۱۴۵) چنین است:
۱- تبدیل مصوت (ا) در عنصر متعدی ساز (ان) به صورت مصوت کوتاه فتحه؛ مانند: «آگاهنیدن» به جای «آگاهانیدن».
یادآوری: برای این شیوه در مرزباننامه موردی یافت نشد.
۲- تبدیل مصوت کوتاه فتحه در بعضی از افعال لازم به مصوت بلند (ا) برای متعدی کردن آنها؛ مانند «گشتن» به «گاشتن»
برای این شیوهی متعدی در دستور پنج استاد چنین آمده است: «در قدیم بعضی افعال را با افزودن «الفی» قبل از علامت مصدر، متعدّی میساختند (متعدّیهای سماعی).» (قریب و …، ۱۳۸۰: ۱۵۱)
نمونه های زیر از مرزباننامه:
شکفتن ← شکافتن
چنانکه به آهن پولاد آهنهای دیگر شکافند. (۶/۲۲۱)
اگر روزی سر در کاسهی او زنی، خواهد که کاسهی سرت به زخم چوب باز شکافد. (۹/۳۵۶)
۵-۱-۴- متعدی نمودن افعال با به کارگیری معادل در مرزباننامه
همهی افعال را با شیوههایی که بیان شد نمیتوان متعدی کرد. بعضی از افعال است که برای متعدی کردن آنها باید از افعال معادل استفاده نمود که در مرزبان نامه نیز کاربرد دارد.
حقشناس و … در این مورد چنین می نویسد: «برخی از فعلهای ناگذر که از مصدرهای افتادن، آمدن، رفتن و ماندن ساخته میشود به گونهای دیگر گذرا میشوند؛ شکل گذرای آنها به ترتیب عبارتنداز: انداختن، آوردن، بردن و گذاشتن.» (حق شناس،۲۸:۱۳۸۰)
نهاد آدم را که عالم اصغر است از سلسلهی آفرینش در مرتبهی اخری او انداخت. (۵/۴)
من بنده، سعدالوراوینی از مبادی کار که اوایل غرّهی شباب بود الی یومنا هذا که ایام البیض کهولت است، عقود منظومات را در عقد اعتبار، فحول افاضل میآوردم. (۳/۷)
حکایت آن نکات که از عذر این غاشّ غرّار با ملوک تاج بخش و سلاطین گردن کش چه رفته بر سبیل اختصار باقی نگذاشت. (۷/۱۴)
بعد از آن جا به خدمت عقاب رفت و برفور بازگشت و آزاد چهر را با خود ببرد. (۱/۷۰۸)
۵-۲- کارکرد افعال لازم و متعدی در مرزباننامه
۵-۲-۱- فعلهای دوگانه (لازم و متعدی) در مرزباننامه
فعل از جهت اینکه با فاعل مفهومش کامل شود یا به مفعول هم نیاز داشته باشد، به چند گونه لازم (ناگذر)، متعدی (گذرا) و دو وجهی تقسیم میشود. فرشیدورد در این باب چنین
میفرماید:
«در قدیم افعال دوگانه یعنی آنهائی که هم به صورت لازم و هم شکل متعدی به کار میروند بیشتر از امروز بوده است؛ مانند آزردن، ماندن، سوختن، ایستادن، دریدن، پوشیدن، اینگونه افعال امروز یا منسوخ شدهاند و یا صورت لازم آن فقط به کار میرود؛ مانند ایستادن، ماندن، سوختن و یا صورت متعدی آن مثل آزردن و پوشیدن، بندرت بعضی از این فعلها، امروز هم به هر دو شکل استعمال می شوند؛ مانند: شکستن و دریدن.» (فرشیدورد، ۱۳۸۳: ۱۳۹)
این دسته از افعال در مرزباننامه هم به کار رفتهاند، شواهد زیر از این گونهاند:
فریفتن:
الف) به معنی لازم (فریفته شدن)
یا بر سپاه خود اعتماد ندارد و اندیشد که به دعوت دشمن و تطمیع و تغریر او بفریبند. (۶/۴۹۷)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...