اُدْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدین[۷۵۸]
حضرت امیرالمؤمنین در یکی از خطبه­های نهج البلاغه با فرمایشی مشابه این فراز درباره رسول اکرم و خدمات ایشان می­فرمایند:
« َبعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِی حَیْرَهٍ وَ حَاطِبُونَ فِی فِتْنَهٍ قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْأَهْوَاءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْکِبْرِیَاءُ وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِیَّهُ الْجَهْلَاءُ حَیَارَى فِی زَلْزَالٍ مِنَ الْأَمْرِ وَ بَلَاءٍ مِنَ الْجَهْلِ فَبَالَغَ فِی النَّصِیحَهِ وَ مَضَى عَلَى الطَّرِیقَهِ وَ دَعَا إِلَى الْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَه[۷۵۹] »
در این جملات حضرت فاطمه، مراتب دعوت را بیان می­فرمایند:
« بر اساس آیه شریفه ۱۲۵سوره مبارکه نحل، سه مرتبه برای دعوت بیان می­ کنند:
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱- مرتبه حکمت و استدلال: کسانی که اهل منطق و حکمت هستند و اگر برای آن­ها استدلال شود به راه راست می­آیند، باید از این راه دعوت به خدا شوند.
۲- مرتبه موعظه: بعضی­ها هستند که با منطق نمی­ توان با آن­ها صحبت کرد، بلکه عقلشان به چشمشان است، مثل کسانی که امام رضا را به گنبد طلا می­شناسند…این­گونه افراد را باید از طریق موعظه هدایت نمود؛ چرا که موعظه جنبه خطابی دارد و ظنیات و چیزهایی که در طرف مقابل تأثیر دارد، در آن به کار می­رود.
۳- مرتبه مجادله: بعضی­ها هستند که آدم­های لجبازی می­باشند، نه اهل منطق و استدلالند و نه موعظه در آن­ها تأثیر دارد، با اینگونه افراد باید از طریق مجادله وارد شد و چیزهایی را که خودشان قبول دارند به رخشان کشید. (و از این طریق آن­ها را محکوم و مغلوب کرده و به راه راست دعوت نمود).[۷۶۰]»
این فرمایشات حضرت مقدمه‌ای است برای این‌که مردم خدمات پیامبر را به یاد آورند و بدانند که پیغمبر حق عظیمی بر گردن آن‌ها دارند و کسی که اکنون با آن‌ها سخن می‌گوید کسی است که رهرو حقیقی ایشان بوده و می­خواهد مردم را نیز به آن راه ­ببرد.
حضرت صدیقه طاهره در این قطعه از خطبه «وَ فُهْتُمْ بِکَلِمَهِ الْاِخْلاصِ» می­فرمایند: شما به کلمه توحید و اخلاص سخن گفتید، یعنی«لااله الاّالله» را بیان کردید. یعنی با رنج­ها و زحمت­هایی که رسول اکرم متحمل شدند و مبارزات ایشان، به اصطلاح موحّد و مسلمان شدید. «فاهَ» یعنی با دهان سخن گفتن و مراد از کلمه توحید «لا اِلْه اِلاَّ اللّه» است[۷۶۱].
«فی نَفَرٍ مِنَ الْبیضِ الْخِماصِ» کنایه از اهل ورع و تقواست. و منظور حضرت در این­جا عترت پیامبر اکرم می­باشد[۷۶۲].
شهید دستغیب در شرح این فراز می­نویسند:
«معنی کنایی این بخش عبارت است از خالی بودن بطون از حرام است. ومعنای ظاهری این عبارت این است که انسان هرچه کم خوراک­تر باشد روحش لطیف­تر و قلبش رقیق­تر است.»
آیت الله قزوینی نیز این فراز را چنین شرح نموده است:
« در این فراز ممکن است اشاره به روزه­داری و پارسایی مسلمانان باشد و ممکن است این دو ویژگی سپید رویی و پارسایی اشاره به گروه مشخصی از مسلمانان همچون گروه یاران برگزیده پیامبر یا خاندان پاک و پاکیزه ایشان باشد[۷۶۳]

۱٫۱۰٫۴٫ استنادهای قرآنی

«فَبَلَّغَ الرِّسَالَهَصادِعاً بِالنَّذارَهِ مائِلاً عَنْ مَدْرَجَهِ الْمُشْرِکینَ» این فقره از فرازی که نقل شد و درباره خدمات پیامبر اکرم در دوران رسالتشان سخن می­گوید، تلمیح به این آیه شریفه است:
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ[۷۶۴]
واین فقره از خطبه شریفه«داعِیاً اِلى سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَهِ و الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ» نیز تلمیح به این آیه شریفه دارد:
اُدْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ [۷۶۵]
«ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَکْظامِهِمْ» تلمیح به آیه شریفه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ[۷۶۶] است.

۱۱٫۴٫ مردم پیش از بعثت

«وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَهَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَهَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَهَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِی‏ءَ الْاَقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ، فَاَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی وَ بَعْدَ أَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ‏ الرِّجَالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَهِ أَهْلِ الْکِتَابِ‏ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ‏» « شما بر لبه پرتگاه آتش قرار داشتید که پیامبر الهی شما را نجات داد. چنان خوار بودید که جرعه هر نوشنده، و شکار هر طمعکار، و همچون آتشگیره­ای که بردارنده آن زیاد توقف نمی­کند بودید، و زیر قدم­های دیگران قرار داشتید. آب آشامیدنی شما آب کدر، و خوراک شما پوست دباغی نشده بود، ذلیل طردشدگان بودید. می­ترسیدید که مردم از اطرافتان ناگهان بر شما حمله کنند. تا آن­که خداوند تبارک و تعالی به برکت حضرت محمّد شما را نجات داد بعد از همه این­ها و بعد از آن­که او گرفتار پهلوانان کفّار و گرگان عرب و گردنکشان اهل کتاب گردید، هرگاه که آتشِ جنگ را می افروختند خداوند آن را خاموش می­نمود.»
حضرت فاطمه زهرا در این فرازها به سبک قرآن کریم در بیان داستان بنی اسرائیل عمل فرمودند؛ بدین صورت که مردم را به مشکلات و بدبختی­های قبل از اسلام توجه داده آن ایام را یادآور می­شوند.
قرآن کریم در آیه شریفه وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ أَنْجاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ وَ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی‏ ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیم[۷۶۷]
بیان می­ کند حضرت موسی اوضاع نابسامان و ستم­های فرعون و روزهای سختی بنی اسرائیل را به آن­ها متذکر شدند تا شاکر نعمت آزادی باشند و ایام خوشی برای آن­ها عادی و مکرر نشود.
حضرت با بیان این عبارت «وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّار»ِ ضعف معنوی که مردم پیش از بعثت بدان مبتلا بودند را یادآور می­شوند و اشاره می­ کنند که آن­ها مردم ضعیف و بیچاره­ای بودند که از هر طرف، هر کسی با هر حاجتی با تمسک ­به آن­ها رفع مشکل و حاجت می­کرد و قدرتمندان منابع و سرمایه ­های آن­ها را وسیله رسیدن به طمع­های خود قرار می­دادند.
و این عبارات« مُذْقَهَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَهَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَهَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِی‏ءَ الْاَقْدامِ» که تعابیر ادبی بسیار زیبایی هستند، ضعف­های سیاسی و اجتماعی مردم پیش از اسلام و آغاز رسالت حضرت محمّد مصطفی را تذکر می­ دهند.
حضرت فاطمه پس از تشبیه آن­ها به جرعه آبی که مردم می‌توانستند آن­را ببلعند و به طعمه­ای که هر کس طمع می‌کرد می‌توانست آن­ها را برباید، در تشبیه دیگری آن­ها را به جهت شدت ضعف و مستعد بودنشان برای نابودی به شعله آتشی تشبیه کردند که شخصی شتابان بخواهد آن­را بگیرد و زود ببرد که دستش نسوزد و آتش هم خاموش نشود. و در پایان بیان ضعف­های اجتماعی و سیاسی آن­ها فرمودند: لگدمال قدم‌های دیگران بودید. و مراد حضرت این بود که یادآوری کنند با وجود این اندازه سستی و در معرض نابودی بودن، زندگی کردید و به این‌ مرحله رسیدید.
لازم به ذکر است که این جمله «وَ مَوْطِی‏ءَ الْاَقْدامِ»، مثل مشهوری است که مغلوبیت وذلت افراد را بیان می­ کند[۷۶۸].
و برای بیان ضعف­های مادی آن­ها می­فرمایند: «تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ»
آب‌ نوشیدنی شما از آبشخوری بود که آلوده به ادرار شتر و گل‌آلود بود[۷۶۹]؛ و غذایتان «قد» که عبارتست از پوست[۷۷۰] و روده‌های باقی مانده از گوسفند کشته شده، که غیر از فقرا و گرسنگان کسی از آن استفاده نمی‌کند، و شما ناچار بودید از آن غذا تهیه کنیدو این وضع زندگی مادی‌ شما بود[۷۷۱].
حضرت فاطمه در ادامه به ضعف روحی آنان اشاره کرده می­فرمایند:«اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ». «أَذِلَّه خاسِئینَ» یعنی مردم ضعیف و مطرود جامعه انسانیت بودید که از آداب اجتماعی چیزی نمی‏دانستید، بی‏شخصیت و سست‏عنصر بودید[۷۷۲].و به قدری ضعیف و بیچاره بودید که می­ترسیدید مردم قبیله­های دیگر، شما را بربایند و شما را برده خود کنند و اموال شما را به تاراج ببرند[۷۷۳].
«فَاَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی وَ بَعْدَ أَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ‏ الرِّجَالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَهِ أَهْلِ الْکِتَابِ‏ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ‏»
حضرت زهرا در این فراز پایانی اشاره خطاب به مردم می­فرمایند، پیامبر بعد از ابتلا به تمامی حوادث ناگوار و رنج­ها و دشواری­ها و برخورد با افراد متهوّر و بی‏منطق از مشرکین و گرگ­های عرب و تمرّد اهل کتاب از کتب آسمانی خود که در آن بشارت به آمدن پیامبراکرم داده بودند، تمامی سختی­ها را متحمل شدندو شما را از آن همه فساد و تباهی نجات دادند و راه را برای پیشرفت اسلام فراهم نمودند.
و سپس با استناد به آیه شریفه کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ[۷۷۴] الطاف خدا و حمایت­های او از رسول اکرم را متذکر شدند.
«بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی» یک اصطلاح و یک ضرب المثل عربی است. و کنایه از مصیبت­هاى بزرگ و کوچک مى‏باشد. اصل آن این است که: مردى با زنى کوتاه قد و کم سنّ و بد خلق ازدواج کرد و از جانب وى دچار سختی­هاى فراوان شد، ناگزیر او را طلاق داد و با زنى بلند قد ازدواج کرد و از ناحیه او دو چندان زن اوّل دشوارى دید. به­ناچار او را هم طلاق داد و گفت: بعد اللّتیّا و الّتى، «هرگز ازدواج نمى‏کنم.» این جمله براى گرفتاری­هاى بزرگ و کوچک ضرب المثل شده است[۷۷۵].

۱٫۱۱٫۴٫ استنادهای قرآنی

«وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَهَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَهَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَهَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِی‏ءَ الْاَقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ، فَاَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی»
این فراز از خطبه حضرت فاطمه اقتباسی از آیه شریفه ۱۰۳ از سوره مبارکه آل عمران است.
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ[۷۷۶]
«اَذِلَّهً خاسِئینَ» ناظر است بر آیه شریفه … فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خاسِئینَ[۷۷۷]
«تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ» در بیان حضرت فاطمه اقتباسی بدون تغییر از آیه شریفه وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآواکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون[۷۷۸] می­باشد.

فصل پنجم: امامت و ولایت در خطبه فدکیه

۱٫۵٫ معرفی امیرالمؤمنین علی (نقش حضرت علی در اسلام و بخشی از کمالات ایشان)
۲٫۵٫ احوال مردم در ایام فتنه
۳٫۵٫ جامعه بعد از رحلت پیامبر و غصب خلافت
۴٫۵٫ اعتراض به سکوت مردم
۵٫۵٫ پاسخ به ادعای خلیفه اول درباره اصرار و درخواست مردم مبنی بر پذیرش خلافت از سوی او
۶٫۵٫ پایان خطبه و شکوه به پیامبر اکرم

۱٫۵٫ معرفی امیرالمؤمنین علی (نقش حضرت علی در اسلام و بخشی از کمالات ایشان)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...