مطالب پژوهشی درباره : استنادهای قرآنی خطبه فدکیه حضرت فاطمه۹۲- فایل ۳۳ |
![]() |
اُدْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدین[۷۵۸]
حضرت امیرالمؤمنین در یکی از خطبههای نهج البلاغه با فرمایشی مشابه این فراز درباره رسول اکرم و خدمات ایشان میفرمایند:
« َبعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِی حَیْرَهٍ وَ حَاطِبُونَ فِی فِتْنَهٍ قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْأَهْوَاءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْکِبْرِیَاءُ وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِیَّهُ الْجَهْلَاءُ حَیَارَى فِی زَلْزَالٍ مِنَ الْأَمْرِ وَ بَلَاءٍ مِنَ الْجَهْلِ فَبَالَغَ فِی النَّصِیحَهِ وَ مَضَى عَلَى الطَّرِیقَهِ وَ دَعَا إِلَى الْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَه[۷۵۹] »
در این جملات حضرت فاطمه، مراتب دعوت را بیان میفرمایند:
« بر اساس آیه شریفه ۱۲۵سوره مبارکه نحل، سه مرتبه برای دعوت بیان می کنند:
۱- مرتبه حکمت و استدلال: کسانی که اهل منطق و حکمت هستند و اگر برای آنها استدلال شود به راه راست میآیند، باید از این راه دعوت به خدا شوند.
۲- مرتبه موعظه: بعضیها هستند که با منطق نمی توان با آنها صحبت کرد، بلکه عقلشان به چشمشان است، مثل کسانی که امام رضا را به گنبد طلا میشناسند…اینگونه افراد را باید از طریق موعظه هدایت نمود؛ چرا که موعظه جنبه خطابی دارد و ظنیات و چیزهایی که در طرف مقابل تأثیر دارد، در آن به کار میرود.
۳- مرتبه مجادله: بعضیها هستند که آدمهای لجبازی میباشند، نه اهل منطق و استدلالند و نه موعظه در آنها تأثیر دارد، با اینگونه افراد باید از طریق مجادله وارد شد و چیزهایی را که خودشان قبول دارند به رخشان کشید. (و از این طریق آنها را محکوم و مغلوب کرده و به راه راست دعوت نمود).[۷۶۰]»
این فرمایشات حضرت مقدمهای است برای اینکه مردم خدمات پیامبر را به یاد آورند و بدانند که پیغمبر حق عظیمی بر گردن آنها دارند و کسی که اکنون با آنها سخن میگوید کسی است که رهرو حقیقی ایشان بوده و میخواهد مردم را نیز به آن راه ببرد.
حضرت صدیقه طاهره در این قطعه از خطبه «وَ فُهْتُمْ بِکَلِمَهِ الْاِخْلاصِ» میفرمایند: شما به کلمه توحید و اخلاص سخن گفتید، یعنی«لااله الاّالله» را بیان کردید. یعنی با رنجها و زحمتهایی که رسول اکرم متحمل شدند و مبارزات ایشان، به اصطلاح موحّد و مسلمان شدید. «فاهَ» یعنی با دهان سخن گفتن و مراد از کلمه توحید «لا اِلْه اِلاَّ اللّه» است[۷۶۱].
«فی نَفَرٍ مِنَ الْبیضِ الْخِماصِ» کنایه از اهل ورع و تقواست. و منظور حضرت در اینجا عترت پیامبر اکرم میباشد[۷۶۲].
شهید دستغیب در شرح این فراز مینویسند:
«معنی کنایی این بخش عبارت است از خالی بودن بطون از حرام است. ومعنای ظاهری این عبارت این است که انسان هرچه کم خوراکتر باشد روحش لطیفتر و قلبش رقیقتر است.»
آیت الله قزوینی نیز این فراز را چنین شرح نموده است:
« در این فراز ممکن است اشاره به روزهداری و پارسایی مسلمانان باشد و ممکن است این دو ویژگی سپید رویی و پارسایی اشاره به گروه مشخصی از مسلمانان همچون گروه یاران برگزیده پیامبر یا خاندان پاک و پاکیزه ایشان باشد[۷۶۳].»
۱٫۱۰٫۴٫ استنادهای قرآنی
«فَبَلَّغَ الرِّسَالَهَصادِعاً بِالنَّذارَهِ مائِلاً عَنْ مَدْرَجَهِ الْمُشْرِکینَ» این فقره از فرازی که نقل شد و درباره خدمات پیامبر اکرم در دوران رسالتشان سخن میگوید، تلمیح به این آیه شریفه است:
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ[۷۶۴]
واین فقره از خطبه شریفه«داعِیاً اِلى سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَهِ و الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ» نیز تلمیح به این آیه شریفه دارد:
اُدْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ [۷۶۵]
«ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَکْظامِهِمْ» تلمیح به آیه شریفه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ[۷۶۶] است.
۱۱٫۴٫ مردم پیش از بعثت
«وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَهَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَهَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَهَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِیءَ الْاَقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ، فَاَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی وَ بَعْدَ أَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَهِ أَهْلِ الْکِتَابِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ» « شما بر لبه پرتگاه آتش قرار داشتید که پیامبر الهی شما را نجات داد. چنان خوار بودید که جرعه هر نوشنده، و شکار هر طمعکار، و همچون آتشگیرهای که بردارنده آن زیاد توقف نمیکند بودید، و زیر قدمهای دیگران قرار داشتید. آب آشامیدنی شما آب کدر، و خوراک شما پوست دباغی نشده بود، ذلیل طردشدگان بودید. میترسیدید که مردم از اطرافتان ناگهان بر شما حمله کنند. تا آنکه خداوند تبارک و تعالی به برکت حضرت محمّد شما را نجات داد بعد از همه اینها و بعد از آنکه او گرفتار پهلوانان کفّار و گرگان عرب و گردنکشان اهل کتاب گردید، هرگاه که آتشِ جنگ را می افروختند خداوند آن را خاموش مینمود.»
حضرت فاطمه زهرا در این فرازها به سبک قرآن کریم در بیان داستان بنی اسرائیل عمل فرمودند؛ بدین صورت که مردم را به مشکلات و بدبختیهای قبل از اسلام توجه داده آن ایام را یادآور میشوند.
قرآن کریم در آیه شریفه وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ أَنْجاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ وَ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیم[۷۶۷]
بیان می کند حضرت موسی اوضاع نابسامان و ستمهای فرعون و روزهای سختی بنی اسرائیل را به آنها متذکر شدند تا شاکر نعمت آزادی باشند و ایام خوشی برای آنها عادی و مکرر نشود.
حضرت با بیان این عبارت «وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّار»ِ ضعف معنوی که مردم پیش از بعثت بدان مبتلا بودند را یادآور میشوند و اشاره می کنند که آنها مردم ضعیف و بیچارهای بودند که از هر طرف، هر کسی با هر حاجتی با تمسک به آنها رفع مشکل و حاجت میکرد و قدرتمندان منابع و سرمایه های آنها را وسیله رسیدن به طمعهای خود قرار میدادند.
و این عبارات« مُذْقَهَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَهَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَهَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِیءَ الْاَقْدامِ» که تعابیر ادبی بسیار زیبایی هستند، ضعفهای سیاسی و اجتماعی مردم پیش از اسلام و آغاز رسالت حضرت محمّد مصطفی را تذکر می دهند.
حضرت فاطمه پس از تشبیه آنها به جرعه آبی که مردم میتوانستند آنرا ببلعند و به طعمهای که هر کس طمع میکرد میتوانست آنها را برباید، در تشبیه دیگری آنها را به جهت شدت ضعف و مستعد بودنشان برای نابودی به شعله آتشی تشبیه کردند که شخصی شتابان بخواهد آنرا بگیرد و زود ببرد که دستش نسوزد و آتش هم خاموش نشود. و در پایان بیان ضعفهای اجتماعی و سیاسی آنها فرمودند: لگدمال قدمهای دیگران بودید. و مراد حضرت این بود که یادآوری کنند با وجود این اندازه سستی و در معرض نابودی بودن، زندگی کردید و به این مرحله رسیدید.
لازم به ذکر است که این جمله «وَ مَوْطِیءَ الْاَقْدامِ»، مثل مشهوری است که مغلوبیت وذلت افراد را بیان می کند[۷۶۸].
و برای بیان ضعفهای مادی آنها میفرمایند: «تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ»
آب نوشیدنی شما از آبشخوری بود که آلوده به ادرار شتر و گلآلود بود[۷۶۹]؛ و غذایتان «قد» که عبارتست از پوست[۷۷۰] و رودههای باقی مانده از گوسفند کشته شده، که غیر از فقرا و گرسنگان کسی از آن استفاده نمیکند، و شما ناچار بودید از آن غذا تهیه کنیدو این وضع زندگی مادی شما بود[۷۷۱].
حضرت فاطمه در ادامه به ضعف روحی آنان اشاره کرده میفرمایند:«اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ». «أَذِلَّه خاسِئینَ» یعنی مردم ضعیف و مطرود جامعه انسانیت بودید که از آداب اجتماعی چیزی نمیدانستید، بیشخصیت و سستعنصر بودید[۷۷۲].و به قدری ضعیف و بیچاره بودید که میترسیدید مردم قبیلههای دیگر، شما را بربایند و شما را برده خود کنند و اموال شما را به تاراج ببرند[۷۷۳].
«فَاَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی وَ بَعْدَ أَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَهِ أَهْلِ الْکِتَابِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ»
حضرت زهرا در این فراز پایانی اشاره خطاب به مردم میفرمایند، پیامبر بعد از ابتلا به تمامی حوادث ناگوار و رنجها و دشواریها و برخورد با افراد متهوّر و بیمنطق از مشرکین و گرگهای عرب و تمرّد اهل کتاب از کتب آسمانی خود که در آن بشارت به آمدن پیامبراکرم داده بودند، تمامی سختیها را متحمل شدندو شما را از آن همه فساد و تباهی نجات دادند و راه را برای پیشرفت اسلام فراهم نمودند.
و سپس با استناد به آیه شریفه کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ[۷۷۴] الطاف خدا و حمایتهای او از رسول اکرم را متذکر شدند.
«بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی» یک اصطلاح و یک ضرب المثل عربی است. و کنایه از مصیبتهاى بزرگ و کوچک مىباشد. اصل آن این است که: مردى با زنى کوتاه قد و کم سنّ و بد خلق ازدواج کرد و از جانب وى دچار سختیهاى فراوان شد، ناگزیر او را طلاق داد و با زنى بلند قد ازدواج کرد و از ناحیه او دو چندان زن اوّل دشوارى دید. بهناچار او را هم طلاق داد و گفت: بعد اللّتیّا و الّتى، «هرگز ازدواج نمىکنم.» این جمله براى گرفتاریهاى بزرگ و کوچک ضرب المثل شده است[۷۷۵].
۱٫۱۱٫۴٫ استنادهای قرآنی
«وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَهَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَهَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَهَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِیءَ الْاَقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ، فَاَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتی»
این فراز از خطبه حضرت فاطمه اقتباسی از آیه شریفه ۱۰۳ از سوره مبارکه آل عمران است.
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ[۷۷۶]
«اَذِلَّهً خاسِئینَ» ناظر است بر آیه شریفه … فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خاسِئینَ[۷۷۷]
«تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ» در بیان حضرت فاطمه اقتباسی بدون تغییر از آیه شریفه وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآواکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون[۷۷۸] میباشد.
فصل پنجم: امامت و ولایت در خطبه فدکیه
۱٫۵٫ معرفی امیرالمؤمنین علی (نقش حضرت علی در اسلام و بخشی از کمالات ایشان)
۲٫۵٫ احوال مردم در ایام فتنه
۳٫۵٫ جامعه بعد از رحلت پیامبر و غصب خلافت
۴٫۵٫ اعتراض به سکوت مردم
۵٫۵٫ پاسخ به ادعای خلیفه اول درباره اصرار و درخواست مردم مبنی بر پذیرش خلافت از سوی او
۶٫۵٫ پایان خطبه و شکوه به پیامبر اکرم
۱٫۵٫ معرفی امیرالمؤمنین علی (نقش حضرت علی در اسلام و بخشی از کمالات ایشان)
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 01:37:00 ق.ظ ]
|