خانجانی و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهش شان تحت عنوان مقایسه اختلالات شخصیت خوشه Cو B در متقاضیان جراحی زیبایی با افراد غیرمتقاضی نشان داده اند که از بین اختلالات شخصیت خوشه C و B بین دو گروه فوق الذکر فقط در دو اختلال شخصیت مرزی و اجتنابی تفاوت معنی داری بدست نیامد، اما در سایر اختلالات شخصیت این دو خوشه تفاوت معنی دار بود.
محب و همکاران (۱۳۸۸) در مقالهای تحت عنوان بررسی مقایسهای اختلالات شخصیت درمیان طالبان جراحی زیبایی و افراد عادی بیان کردند که میانگین اختلال شخصیت وسواسی ،خودشیفته هیستری در طالبان جراحی زیبایی بیشتر از افراد عادی بود و همچنین افراد عادی از اختلال شخصیت وابسته و اسکیزویید بیشتری نسبت به طالبان جراحی زیبایی برخوردار بودند. در اختلال شخصیت اجتنابی مرزی، پارانویید، اسکیزوتایپال بین دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود نداشت و باید به این نکته توجه داشت که همه افراد برای انجام دادن جراحی زیبایی کاندید مناسبی نیستند به ویژه آن هایی که از سلامت روانی و شخصیتی لازم برخوردار نیستند. لذا ارزیابی ویژگیهای شخصیتی این افراد قبل از انجام عمل و مداخلات پزشکی توسط روان پزشک و روانشناس حائز اهمیت می باشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
بابامیری (۱۳۹۰) در پژوهشی تحت عنوان عوامل اجتماعی وروانشناختی مؤثر بر میزان مصرف مواد آرایشی توسط دانشجویان دختر عنوان کرد که رابطه متغیرهای مدیریت بدن، مصرف رسانه، دینداری،پایگاه اجتماعی اقتصادی وپذیرش اجتماعی با میزان مصرف مواد آرایشی معنادار بود. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پیشبین ۴۱% از واریانس میزان مصرف مواد آرایشی را تبیین می کنند و متغیر مدیریت بدن بهترین پیشبین بوده است.
اﺑﺎذری و ﻫﻤﻜﺎراﻧﺶ (۱۳۸۷) ﺑﻴﺎن ﻛﺮدﻧﺪ ﻛﻪ زﻧﺎن ﺑﻪ دﻟﻴﻞ داﺷﺘﻦ ﺑﺪن زﻧﺎﻧﻪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﺧﻄﺮاﺗﻲﻫﻤﭽﻮن ﺗﺠﺎوز و اﻋﻤﺎل ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻣﻮاﺟﻪ ﺷﻮد، ﺗﺠﺮﺑﻪای وﻳﮋه از اﺣﺴﺎس ﻧﺎاﻣﻨﻲ در ﻓﻀﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭘﻴﺪا ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮر، ﺑﺎ ۴۰ زن ﺳﺎﻛﻦ در ﺷﻬﺮﺗﻬﺮان ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ و از آنﻫﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺪن ﺧﻮدﺷﺎن را در روﻳﺎروﻳﻲ ﺑﺎ ﺧﻄﺮات ﺷﻬﺮی و ﻧﻴﺰ اﺣﺴﺎس ﻧﺎاﻣﻨﻲ در ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی ﺑﭙﺮدازﻧﺪ. ﺳﭙﺲﻣﻮﺿﻮعﻫﺎی اﺻﻠﻲﺑﺪن زﻧﺎﻧﻪ و اﺣﺴﺎسﻧﺎ اﻣﻨﻲ، ﻫﺮاس از ورود ﺑﻪﺣﻮزه هایﻋﻤﻮﻣﻲ،ﺣﺮﻛﺖ در ﺣﻮزهﻫﺎی ﺗﻜﺮاری، ﻫﺮاس از ﺷﺐ و ﺗﺎرﻳﻜﻲ،ﭘﺸﺖﺳﺮﮔﺬاﺷﺘﻦﻣﺮزﻫﺎیﺳﻨﺘﻲ و ﺑﺪن اﻳﻤﻦ ﻓﺎﺣﺸﻪ اﺳﺘﺨﺮاجﺷﺪه اﺳﺖ.
مسعودزاده, (۱۳۸۸). طی مقاله ای .تحت عنوان مقایسه الگوهای شخصیتی و وضعیت سلامت عمومی متقاضیان جراحی زیبایی بینی و گروه شاهد این چنین عنوان عنوان کرد که هر سال ده ها هزار نفر عمل جراحی زیبایی انجام می دهند تا نمای اندام ها و صورت خود را زیباتر کنند. از آنجا که جراحی های زیبایی برای تغییر ظاهر افراد و افزایش سطح رضایت مندی و اعتماد به نفس انجام می شود، جراحی زیبایی را می توان پیامد یک الگوی روان شناختی معین دانست. هدف از مطالعه حاضر مقایسه الگوهای شخصیتی و سلامت عمومی افراد متقاضی جراحی زیبایی بینی با گروه شاهد است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر یک مطالعه پژوهشی- توصیفی است که در بیمارستان زارع ساری در سال ۱۳۸۶ صورت گرفت. پنجاه فرد متقاضی جراحی زیبایی بینی با پنجاه فرد گروه کنترل که اقوام درجه اول متقاضیان با همسان سازی سن، جنس و سطح تحصیلات است و خواستار جراحی زیبایی بینی نبودند، مقایسه شدند. الگوهای شخصیتی این افراد با آزمون NEO-FFI، سلامت عمومی آنان با پرسشنامه GHQ-28 سنجیده شد. تحلیل یافتهها با مدل آماری کای دو و آزمون t-test انجام گرفت.
یافتهها: محدوده سنی افراد شرکت کننده ۷/۲۴ سال بود. تعداد زن و مرد برابر و بیشتر آن ها مجرد بودند. در افراد متقاضی الگوهای شخصیتی باز بودن و برون گرایی بیشتر و الگوهای شخصیتی عصبیت و توافق، کمتر از افراد گروه شاهد بود. صفت وجدانی بودن در افراد متقاضی نسبت به گروه شاهد در حد تعادل نبود. این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (P=0.011) . درصد بیشتری از افراد گروه متقاضی وضعیت سلامت عمومی در حد مشکوک داشتند.
نتیجه گیری: جراحی زیبایی بین تمام اقشار جامعه شایع بوده و یکی از دلایل آن، نامتعادل بودن صفات شخصیتی و عدم سلامت عمومی است. مطالعه حاضر نشان داد، صفت وسواسی و اعتماد به نفس پایین در متقاضیان جراحی زیبایی بینی بیشتر است. همچنین سایر الگوهای شخصیتی نیز در این افراد متعادل نیست. بنابراین به مشاوره های روان پزشکی قبل از جراحی های زیبایی توصیه می شود"( دانشور- شماره ۸۲).
کیامرثی (۱۳۹۰) تحقیقی در رابطه اختلالات شخصیت با علایم روانشناختی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان با هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه اختلالات شخصیت با علایم روانشناختی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان بود. نتایج نشان داد که شیوع اختلالات شخصیت در دانشجویان ۵/۱۹ درصد و این میزان برای دانشجویان مونث ۹/۲۰ درصد و برای دانشجویان مذکر ۹/۱۹ درصد بوده است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که اختلالات شخصیت با علایم روانشناختی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه معنی داری دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که اختلالات شخصیت ۴۸ درصد از واریانس علایم روانشناختی و ۱۶ درصد از واریانس خودکارآمدی تحصیلی را تبیین می کنند (P<0.01). نتایج از نقش این اختلالات بر علایم روانشناختی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان حمایت میکند. این نتایج تلویحات مهمی در زمینه پیشگیری و درمان دانشجویان دارای اختلالات شخصیت دارد.
صادقی (۱۳۷۹) رشته ای که به عنوان جامعه شناسی بدن معروف است تاثیر بدن بر جامعه و جامعه بر بدن را مورد مطالعه قرار می دهد همه ما جسمیت داریم یعنی صاحب پیکر هستیم اما بدن تنها جنبه مادی ندارد بلکه تاثیر ژرفی از تجربه های اجتماعی ما می پذیرد همچنین از هنجارها و ارزش های گروه هایی که به آنها تعلق داریم تاثیر می پذیرد این تحقیق با هدف بررسی میزان تمایل به مدیریت بدن و کنترل اندام و عوامل موثر بر آن صورت گرفته است به این منظور از میان ۳۵۰ نفر از دانشجویان دختر دانشگاه غیر انتفاعی سبز آمل ۲۰۰ نفربه روش تصادفی انتخاب شدند. تحقیق به روش توصیفی از نوع زمینه یابی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر ۵۵ سوال در ۸ بعد (۱- معرف طبقه اجتماعی ۲- مقاصد جنسی ۳- داشتن هویت ۴- تنوع طلبی و نوگرایی ۵- همانند سازی ۶- تشخص طلبی ۷- تاثیر دوستان و هم سالان ۸- جلب توجه مربوط به ابعاد متغیرهای مستقل و متغیر وابسته میزان تمایل به مدیریت و کنترل اندام و بدن می باشد. منظور از میزان تمایل به مدیریت و کنترل اندام و بدن برنامه ریزی برای بدن در قالب اشکال و تظاهرات خاص تن از حیث وضعیت ظاهری، آرایشی و پوششی می باشد که در نظام اجتماعی مورد پذیرش واقع می گردد که در این پژوهش با ۸ گویه مورد سنجش قرار گرفته است.) روایی محتوایی پرسشنامه با اخذ نظرات متخصصین صورت گرفت و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ ۹۴/۰ به دست آمد. به منظور پاسخ به سوالات تحقیق، پس از محاسبه میانگین هر یک از ابعاد هشت گانه، با بهره گرفتن از آزمون تی تک گروهی میانگین های به دست آمده با میانگین نظری ۳ از حداکثر ۵ (در طیف ۵ گزینه ای لیکرت) مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ۱) در تمامی ابعاد هشت گانه مورد بررسی، وضعیت موجود به طور معنی داری از میانگین نظری بالاتر است. ۲) به ترتیب متغیرهای جلب توجه، تشخص طلبی، تاثیر دوستان و هم سالان، تنوع طلبی و نوگرایی، مقاصد جنسی، همانندسازی، معرف طبقه اجتماعی و داشتن هویت بالاترین تاثیر را در تبیین متغیر وابسته میزان تمایل به مدیریت و کنترل اندام و بدن دارند.‌‌(صادقی ۱۳۸۹، ۲۱).

۲-۱۰-۲ تحقیقات و پژوهش های خارجی

تحقیقات انجام شده پیرامون زیبایی و مدیریت بدن در خارج از کشور انجام گرفته که برخی از آنها که در دسترس بوده به شرح ذیل میباشند.
در سال ۲۰۰۴ در پژوهشی با عنوان « زیبایی نقادانه»طی بررسی ۳۲۰۰ زن از ۱۰ کشور جهان در گروه سنی ۱۸ تا ۶۴ سال که به صورت پیمایش تلفنی انتخاب شده که نتایج نشان مید هد ۴۴ درصد از زنان بر این بـاور هـستند که زیـبـایی مـقوله‌ای فراتر از ویژگـی‌هـای جسـمانی اسـت یافته‌های همین تحقیق نشان می‌دهد زنان، مفهوم زیبایی را به عنوان ویژگی‌های جسمانی ذاتی، امری کهنه و منسوخ دانسته و در عوض، موقعیت‌ها و تجربیات را به عنوان عامل توانمندساز در احساس زیبایی در نظر گرفته‌اند. از دیگر نتایج تحقیق یاد شده این است که ۲۱ درصد از زنان با خرید محصولات زیبایی و ۱۷ درصد از زنان با نگاه کردن به مجلات مد، زیبایی را تجربه می‌کنند. همچنین تحقیق یاد شده بیان می‌دارد «از آنجا که از یک سو دائماً در رسانه‌های جمعی مفهوم تقلیل یافته زیبایی مورد استعمال واقع می‌شود و به دیگر مؤلفه‌های آن نظیر خوشحالی، مهربانی، تعقل، عشق و درک خود، توجهی نمیردد و از سوی دیگر آن کیفیت خاصی از زیبایی که در رسانه‌ها مورد تأکید قرار می‌گیرد، پدیده‌ای غیرقابل دسترسی است، بیشتر زنان، خصوصاً زنان و دختران جوان‌تر که الگوهای خود را از فرهنگ عمومی اخذ می‌کنند، دچار نوعی افسردگی و خودکم‌بینی و اعتماد به نفس پایین می‌گردند». از یافته‌های دیگر این پژوهش، شناسایی میزان به کارگیری محصولات مختلف آرایشی از سوی زنان به منظور احساس جذابیت بیشتر جسمانی می‌باشد. بر این اساس، دئودورانت با بیش از ۸۲ درصد بیشترین و محصولات روشن‌کننده پوست با ۹ درصد کمترین میزان استفاده را به خود اختصاص داده‌اند. محصولات مربوط به نگهداری مو، عطر و ادکلن، مرطوب کننده‌ها، محصولات مرتبط با نگهداشت صورت، محصولات رنگی و آرایشی، محـصولات مرتبط با نگـهداری ناخن، مـحصولات ضد آفتاب به ترتیب ۷۵%، ۷۴%، ۷۰%، ۶۸%، ۵۷%، و ۲۱% میزان استفاده را به خود اختصاص داده‌اند(تونی[۷۵]، ۲۰۰۴: ص ۱۹).
در مطالعه‌ای دیگر با عنوان «مردان واقعی هستند، درحالی که زنان آرایش می‌شوند» زیبایی درمانی و ساخت زنانگی مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد. به لـحاظ روش‌شناسی، تحقیق یاد شده بر پایه مصاحبه و مشاهده در یک دانشکده است که در آن زیبایی درمانی تدریس می‌شد .مصاحبه شوندگان، هشت نفر زن بودند که زیبایی درمانی به آنان آموزش داده می‌شد. برپایه مشاهدات انجام شده، محققان دریافتند که زیبایی درمانگرها نقش مشاور غیررسمی داشته و در حقیقت هم فعالیت عاطفی و هم فعالیت‌های مرتبط با کار روی بدن انجام می‌دهند نکته کلی به دست آمده در مورد مراجعه کنندگان به سالن‌های زیبایی درمانی این بود که: «زنی که وارد این سالن‌ها می‌شود، در پی فعالیت‌های کاملاً اجتماعی است. نه تنها درمانگران، بلکه مشتریان، خودشان کاملاً به این امر مهم واقفند که رویه‌های عمل آنان باید منطبق با مقولات زنانی باشد که دائماً با آن‌ها سروکار دارند» (شرما[۷۶] و بلک[۷۷] ۲۰۰۱، ۱۰۱).
در بررسی انجام شده دیگری با عنوان «پروژه بدن غایب، جراحی پلاستیک، پاسخی به چهره‌های بدمنظر تلقی گردیده است. محقق در این بررسی، طی مدت ۴ ماه با ۲۰ نفر از زنانی که عمل جراحی آرایشی انجام داده‌اند مصاحبه نموده است. همه مصاحبه شوندگان سفیدپوست و ساکن جنوب غرب انگلستان بودند. گروه سنی آنان بین ۲۳ تا ۵۰ سال بوده و همگی به صورت پاره وقت یا تمام وقت شاغل بوده‌اند نتایج به دست آمده از بررسی مذکور حاکی از آن است که توسل جستن به جراحی زیبایی پس از چندین مرتبه تلاش در به کارگیری رویکردهای عملی گوناگون به منظور از بین بردن تجربیات بدنی مشکل‌ساز اتفاق افتاده است؛ بدین معنا که زنان پس از این که از اصلاحات مورد نظر در صورت و اندام‌های خود ناامید گردیده‌اند، تصمیم به انجام اعمال جراحی زیبایی گرفته‌اند . بسیاری از توصیفات صورت گرفته از سوی مصاحبه‌شوندگان منعکس کننده مفهوم «قیافه ناجور اجتماعی» می‌باشد که در نتیجه آن بین «خود» و «بدن» فاصله ایجاد می‌گردد. مصاحبه‌شوندگان در بررسی یاد شده بر این باورند که در نتیجه نوع نگاه‌های صورت گرفته به آن‌ها و قضاوت‌های اعمال شده نسبت به آنان، احساس تألم و ناراحتی نموده‌اند. افراد یاد شده، احساس ناراحتی موجود در خود را نوعی «آگاهی از خود» تلقی نموده‌اند. پژوهشگران در نهایت با جمع‌بندی نظرات مصاحبه شوندگان بیان می‌دارند: «بدنی که دارای ظاهری ناجور است به صورت «دیگریتجربه می‌شود و هر تلاشی برای از بین بردن ناسازگاری در قیافه را می‌توان به عنوان کوششی در راستای اتحاد «بدن» و «خود» تفسیر نمود»(گیملین[۷۸] ۲۰۰۶، ۷۰۴).
بر مبنای تحقیقی از «جونز والاس» افرادی که به خاطر موانعی چون طبقه اجتماعی، فقر اقتصادی و … قادر به تأمین چنین استانداردهایی نیستند، دچار بحران هویتی، عدم کفایت و ضعف اعتماد به نفس می‏شوند. فرهنگِ مصرفی، انسان‌ها را تشـویق مـی‌کند تا پوست، مخـصوصاً پوست زنانه را به گـونه‌ای تلـقی کننـد که لازم است هـمواره به منظور حفاظت در برابر گذر زمان روی آن کار مداوم صورت پذیرد تا بدین ترتیب، پوست بتواند ویژگی تفاوت جنسیتی خود را حفظ نماید بدن نقش واسطی را بین مصرف و هویت فرد ایفاء می‌کند و به مکان اصلی نمایش تفاوت‌ها تبدیل گردیده است. فرهنگ مصرفی، منابع فرهنگی و نمادین بسیاری را برای مدسازی شخصی در اختیار افراد قرار می‌دهد که بدن برای آن‌ها اهمیت دارد(احمد[۷۹] ۲۰۰۱، ۱۱).
ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎیﻫﻮارث- ﻫﻮﭘﻨﺮ نشان دادند که در محیط بحرانی در ﺧﺎﻧﻮاده، ﻛﻨﺘﺮل ﻗﻬﺮ آﻣﻴﺰ واﻟـﺪﻳﻦ وﮔﻔﺘﻤﺎن ﻣﺴﻠﻂ ﺑﺮ وزن در ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻣﻬﻢاﻧﺪ و ﭘﻴﻜﺮهﺑﻨﺪی وﻳﮋهﺷـﺎن ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﺗـﺄﺛﻴﺮات ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺧﺎﻧﻮاده در ﺗﻮﻟﻴﺪ اﺧﺘﻼﻻت ﺗﻐﺬﻳـﻪ ﻧﻘـﺶ دارﻧـﺪ (هاورث هوپنر[۸۰] ۲۰۰۰، ۳۶).
ﺑﺮرﺳـﻲ ﻟﻮﻳﻨﺴﻮن و ﻫﻤﻜﺎراﻧﺶ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ ﺟﻨﺴﻴﺖ و ﻧﮋاد در ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺑﺪن در ﻣﻴﺎن ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﻧﻘﺸﻲ معنادار دارد، اﻣﺎ آنﻫﺎ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﻛﻪ ارزﻳﺎﺑﻲ واﻟﺪﻳﻦ ﻧﻘﺸﻲ ﻣﻬﻢﺗﺮ در ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺑﺪن در ﺑﻴﻦ ﻓﺮزﻧﺪان و ﺑـﻮﻳﮋه درﻣﻴﺎن ﻓﺮزﻧﺪان دﺧﺘﺮ دارد. ﺑﻪﮔﻮﻧﻪی ﻛﻠﻲ، ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و دﻳﮕﺮان ﻣﻬﻢ در زﻧـﺪﮔﻲ ﻧﻮﺟﻮاﻧـﺎن دردﻳﺪﮔﺎه ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮدﺷﺎن اﺛﺮی ﻣﻬﻢ دارﻧﺪ(اوینسون[۸۱]، پاول[۸۲] و استیلمن[۸۳] ۱۹۹۴، ۱۲۳).

فصل سوم:

 

روش پژوهش

 

۳-۱- مقدمه

پژوهش با نظر به اساسی ترین عناصر آن عبارت است از فرایند مشخص کردن موضوع و مطلبی ناشناخته و سپس جمع آوری اطلاعات برای شناخت آن موضوع.با توجه به اینکه انتخاب روش پژوهش به ماهیت موضوع ،اهداف پژوهش و فرضیه های تدوین شده بستگی دارد این روش بر آن است تا به بررسی رابطه بین اختلالات شخصیت و مدیریت بدن بپردازد.

۳-۲- روش پژوهش

روش پژوهش توصیفی ازنوع همبستگی می باشد که در آن از ابزار پرسشنامه استفاده شد . در این پژوهش دو نوع پرسشنامه طراحی و تدوین گشت پرسشنامه اول جهت سنجش اختلالات شخصیتی با بهره گرفتن از پرسشنامه بالینی چند محوری میلون (MCMI-III) و پرسشنامه دوم جهت سنجش میزان تمایل به مدیریت بدن که محقق ساخته می باشد،استفاده می شود.

۳-۳- جامعه آماری

جامعه آماری مطالعه حاضر در این تحقیق کلیه زنان بین سنین (۲۰ تا ۴۰) ساکن در شهر کرمان میباشند که تعداد آنها بر اساس آخرین نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ مندرج در سایت معاونت برنامه ریزی استانداری کرمان (www.amar.kr.ir) مجموعا به طور تقریبی برابر با۱۴۹۳۳۵ نفر برآورد بوده اند (سایت مرکز آمار ایران).

۳-۴- روش نمونه گیری و حجم نمونه

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...