|
|
واژه «Book»در لغت بهمعنای کتاب، دفتر، نامه، مجلد، کتابچه و دفترچه آمده (حقشناس، ۱۳۸۰) و اصطلاحأ عبارت از مجموعه معلومات و اطلاعاتی است که با حجمهای مختلف در یک و یا چند جلد خطی و یا چاپی، در یک نسخه یا بیشتر انتشار مییابد (قاسمی، ۱۳۸۲). طبق تعریف یونسکو، کتاب معمولاً از ۴۸ صفحه بیشتر و به طور مستقل صحافی شده است. به کمتر از این مقدار جزوه یا رساله میگویند (سلطانی و همکاران، ۱۳۷۹). کتابهای منتشره خود به دو دسته آموزشی و غیرآموزشی تقسیم میشوند که در این بین کتاب درسی از جمله مهمترین و در دسترسترین رسانههای آموزشی و یکی از مهمترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در هر نظام آموزشی است و در ایران نیز یکی از مهمترین نقشها را در برنامه درسی نظام آموزش و پرورش ایفا مینماید. به عبارت دیگر، در ایران بیشتر فعالیتهای آموزشی در چارچوب کتاب درسی صورت میگیرد و بیشترین فعالیتها و تجربههای آموزشی دانش آموز و معلم بر محور آن سازماندهی می شود (عریضی و عابدی، ۱۳۸۲). در بررسی کتابهای درسی، قبل از هر چیز باید به بررسی این مساله پرداخت که بهراستی کتاب درسی چیست؟ بالر[۱۶] (۱۹۹۹) کتاب درسی را واسطه آموزشی در زمینه موضوعی خاص و محصول یک فرایند فناورانه میداند. محمدیفر(۱۳۸۱) کتاب درسی را اینگونه تعریف می کند: «کتاب درسی یا درسنامه، کتابی است که به منظور آموزش مباحث معینی نوشته می شود. هریک از کتاب های درسی دبیرستانی و یا هریک از کتابهای مربوط به یک برنامه درس دانشگاهی، یک درسنامه محسوب میشوند. برخی درسنامه ها به طور دقیق و صریح براساس یک برنامه درسی خاص ، تدوین میگردند. برای نمونه درسنامه رسمی دوره دبیرستان؛ و برخی دیگر به طور تقریبی، یک دوره آموزشی خاصی را پوشش می دهند و تا حدودی با یک برنامه درسی معین مطابقت دارند. برای مثال اغلب درسنامه های دانشگاهی توسط مؤلفان مستقل از نظام دانشگاهی تدوین میشوند».
 از دیدگاه آون «کتاب درسی مرجع رسمی مورد استناد برای تعیین محتوا و برنامه آموزشی بوده و راهنمای عملی برای کلیه کارگزاران آموزش و پرورش است» (۲۰۰۷، ص ۸). فوستر[۱۷] کتاب درسی را متنی است یافته که اهداف آموزشی را در قالب نوشتار، تصاویر و تکالیف عرضه نموده و پیوند دهنده اهداف آموزش و پرورش با کلاس درس است معرفی می کند (۲۰۰۲، ص ۱۵).از دیدگاه دیگر میتوان به کتاب درسی اینگونه نگریست: « کتاب درسی موثق ترین میثاق کارگزاران آموزشی است که خطوط اصلی تدریس، یادگیری، سنجش و اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی را تعیین و تعریف می کند » (کارینگر[۱۸]، ۲۰۰۶، ص ۵۵). در جمع بندی کلی می توان گفت: «تحقق اهداف یادگیری مستلزم حضور عوامل متعدد و متنوع است که در این میان میتوان از کتاب درسی که از مهمترین فرصتهای یادگیری رسمی به شمار میآید یاد کرد» (فلودن[۱۹]، ۲۰۰۲ ص ۲۴). پس از تعاریفی که در مورد کتاب درسی بیان گردید ممکن است این سوال مطرح شود که چه عامل یا عواملی سبب گردیده است کتاب درسی به عنوان رسانه مسلط و غالب آموزشی در اکثر کشورهای (اعم از پیشرفته، درحال توسعه و عقبمانده) دنیا درآید؟ امیرتیموری (۱۳۷۱) از جمله مزایای کتابهای درسی را مسأله اقتصادی بودن و سهولت استفاده از آنها میداند و معتقد است که در نظام آموزشی کشور، تهیه و تدوین کتابهای درسی مناسب و در دستیابی به نتایج آموزشی موفقیتآمیز سهم بارزی دارد و وجود هرگونه کمبود یا نقص در این زمینه آثار و نتایج زیانباری را بر کل نظام وارد می کند. پنی[۲۰] (۱۹۹۶) معتقد است کتاب درسی علاوه بر ارزانترین راه برای تهیه مطالب یادگیری است، بستهای محدود و مناسب با اجزای به همپیوسته میباشد، به طوری که چارچوب روشنی را فراهم می کند که در آن مقصد مدرس و فراگیر به طور کامل واضح است (به نقل از جمالیزواره، ۱۳۸۷). گرافیک و کتاب درسی استفاده از تصاویر و عناصر گرافیکی برای برقراری ارتباط بین انسانها، دارای سابقهای طولانی است و مربوط به اولین روایتگریهای بشر بر روی دیوار غارها و پوستین حیوانات میباشد. در واقع، انسان نخستین با الهام از تصاویر اطراف خود و خلاصهگویی تصاویر اطراف خود و خلاصهگویی تصاویر جهشهای هنری، ادبی و تاریخی را که همان بیان تصویر و تصویرنگاری امروز است، برای ما بدعت گذاشته است. هر پدیدهای در طول تاریخ بر اساس نیاز بشر و رفع قسمتی از خواسته های فیزیکی او شکل میگیرد و مراحل تکامل و تحول را روز به روز طی کرده و در قالبهای جدیدی خود را به منصه ظهور میرساند. امروزه گرافیک به عنوان شاخهای از شاخه های هنری جایگاه خود را در بین جوامع مستحکم کرده و به عنوان یکی از پدیده های ضروری ومهم مطرح می گردد. واژه گرافیک از مصدر یونانی «Graphein» به معنای نوشتن گرفته شده است. ریشه آن در اصل به معنای، خراشیدن، حککردن و نقرکردن است. در روشهای تکثیر قدیمی روی سنگ یا مس را با عملی شبیه خراش دادن منقش میکردند وپس از برگردانیدن آن روی کاغذ، تکثیر را انجام میدادند که به آن «طراحی خطی گرافیک» اطلاق میگردید. گرافیک در فرهنگ معین به معنای نمودار ترسیمی با خطوط واشکال تعریف شده است. در واژه نامه مصور هنرهای تجسمی در معنی Graphic Artsآمده: «انواع نقاشی و کنده کاری وبرجسته کاری برروی فلز و چوب وسنگ ومانند آنها برای چاپ که امروزه شامل طرح و ترسیم پوستر و نمودارهای خطی. آرمهای تجاری وصنعتی. تصاویر ونقوش روی جلد کتاب ونشریات وعلایم اقتصادی و راهنمایی استفاده می شود». در فرهنگ اصطلاحات هنری از گرافیک مترادف هنر ترسیمی . تصویرسازی. نمودار یا طرح همراه با موضوعات چاپی یاد شده است. ریچارد هولیس[۲۱] در کتاب تاریخ طراحی گرافیک میگوید: «گرافیک یک زبان است. نوعی زبان است با دستور زبانی نا معین و الفبایی پیوسته در حال گردش، قوانین نامشخص گرافیک به آن معناست که فقط میتوان آن را مطالعه کرد نه آموخت».استاد ممیز پدر گرافیک نوین ایران گرافیک را اینگونه تعریف می کند: «خلاصه کردن یک عنصر تصویری تا جایی که پیام خود را از دست ندهد و قابل تکثیر باشد». طراحی گرافیک به معنی امروزی آن از حدود پنج قرن پیش در اروپا شکل گرفت و اختراع صنعت چاپ در انواع شکلهای نخستین آن، عامل مؤثری در این شکل گیری بود. پایهریزی گرافیک را به عنوان یک حیطه مطالعاتی مستقل، به ۱۹۱۹ میلادی نسبت می دهند (افشار مهاجر، ۱۳۷۹). فیلیپ مگز[۲۲] در کتاب تاریخ طراحی گرافیک، اظهار می کند که «واژه گرافیک تا قبل از ۱۹۲۲ به صورت گستردهای کاربرد نداشته است و زمانی که ویلیام ادیسون دوگینز[۲۳]، واژه طراحی گرافیک را در کتاب مشهورش به کار برد این واژه به طور واقعی پدیدار شد» (مگز، ۱۹۹۸، ص۱۲). همچنین ریچارد هولیس (۱۹۹۷) در کتاب مشهور خود تاریخچهای از طراحی گرافیک ابراز میدارد که طراحی گرافیک به عنوان یک حرفه در نیمه قرن بیستم مطرح شده است. کتاب آرایی و استفاده از اصول و مبانی طراحی گرافیک در ساخت کتاب نیز دارای تاریخچهای طولانی است. برخی اولین کتابآراییها را به مسلمانان نسبت می دهند. از جمله مایل هروی (۱۳۷۲) در کتابداری تمدن اسلامی اینچنین مینویسد: «به همین اعتبار است که در نخستین سدههای هجری، ذهن و زبان اصحاب فرهنگ متوجه ابزار و اسباب کتاب و کتابت میگردد و راه ها و اسالیب تذهیب و نقاشی و تصویرگری، رنگریزی کاغذ و صحافت کتابخانه و شبکه های اداری و درباری و آموزشی در قلمرو نسخهنویسی و استنتاج مطمحنظر می شود و کاتبان از امتیازهای رسمی و اقتصادی برخوردار میگردند و وارثان از این طریق هویت فرهنگی مییابند و ارتزاق و معیشت می کنند. هم به همین اعتبار است که به سرعت شعب فن کتابسازی و نسخهآرایی در تمدن اسلامی ، هیأتی نظاممند پیدا کرد و در زبان، ساختار ویژه خود را مصطلح ساخت تا جایی که در کهنترین فرهنگنامه ها باب ساختارهای ویژه کتاب و کتابآرایی گشوده شد و حتی در فرهنگ عامیانه نیز ساختارهای مزبور به عنوان نمایه تلقی گردید». اصول و مبانی طراحی گرافیک عناصر طراحی گرافیک نقطه[۲۴] سادهترین و تجزیه ناپذیرترین عنصر در ارتباط بصری است. طبیعیترین و معمولترین شکلی که میتوان برای نقطه قائل شد گرد بودن است. نقطه هرکجا که باشد خواه به صورت طبیعی و یا مصنوع دست انسان، چشم را شدیداً به خود جلب می کند (داندیس[۲۵]،۱۳۹۱، ص۷۱). از کنار هم قرارگیری نقاط، خط[۲۶] ایجاد می شود که سیال و روان و دارایی طول و فاقد عرض است. در هنرهای بصری خط به خاطر ماهیت خاصش، دارای توان و انرژی بسیار است. خط هرگز ساکن و ایستا نیست، بلکه همیشه پرتحرک است و عنصر بصری مهمی در طرحهای اولیه و خطی می باشد(داندیس، ۱۳۹۱، ص۷۳). در طراحی برای ایجاد حال و هوا[۲۷]، سازمان[۲۸]، و بافت[۲۹] از خط استفاده می کنند(پترسون[۳۰]، ۱۹۹۶). خط در حالت، ضخامت، موقعیت، رنگ و سبکهای متنوعی در کتابهای درسی دیده میشوند. با استفاده صحیح از این عنصر میتوان آرامش، ضعف، شادی و گرفتگی را در صفحه به وجود آورد (اُلیور[۳۱]، ۲۰۰۴). از خط میتوان برای سازماندهی روابط دیداری در صفحه استفاده نمود. آنها به اتصال عناصر و ایدههای مرتبط کمک می کنند و با خلق ساختار به صفحه روح میبخشند. با خط میتوان بافت را به صفحه اضافه نمود. بافت علاقه دیداری مخاطب را افزایش میدهد (کِلی[۳۲]، ۲۰۰۵). بافت آن عنصر بصری است که بسیاری از اوقات به عنوان بَدَل برای ارضای یکی از حواس، که همان حس لامسه باشد، ایجاد می شود خط شاخص شکل[۳۳] است و از اتصال چند خط به هم ایجاد می شود و بغرنجیهای یک تصویر در هنر به وسیله آن بیان می شود. سه شکل اصلی وجود دارد، مربع دایره ومثلث هریک از این سه شکل دارای ویژگیهایی مخصوص به خود هستند و به هریک از آنها حالات و خصوصیاتی نسبت داده شده است که یا به علت شکل ذاتی آنها بوده است و یا به علت واکنش دستگاه فیزیولوژیکی – روانی انسانها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و غیره. مثلاً به مربع حالت بیحرکتی، صداقت، صراحت و استادکارانه نسبت داده شده؛ مثلث فعالیت، جدال و انقباض را تداعی می کند؛ و دایره بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را تداعی می کند. تمام شکلهای اصلی مسطح، ساده و ابتدایی هستند و می توان به سادگی آنها را ترسیم کرد یا به زبان تعریف کرد. با ترکیب انواع این سه شکل اصلی می توان تصویر کلیه شکلهای موجود در طبیعت و یا در ذهن بشر را ساخت. شکلها دارای تاثیر روانی خاص خود هستند. هریک از شکلهای اصلی دارای سه جهت[۳۴] اصلی با معنای خاص خودش است: مربع، جهت افقی و عمودی، مثلث جهت مایل و دایره جهت دورانی دارد.هریک از این جهات تداعیکنندۀ یک معناست که در به وجود آوردن پیامهای بصری بسیار مفید است. جهت عمودی- افقی برای انسان مهم ترین مرجع برای حفظ تعادل و تحرک است. اهمیت آن فقط برای ارگانیسم انسان در محیط زیست نیست، بلکه وجود تعادل در یک تصویر با پیام بصری نیز حایز اهمیت بسیار است. این فقط انسان نیست که با در نظر گرفتن این جهت ها قادر به حفظ تعادل در خود میباشد، بلکه در طرح و ساختن اشیا و ابنیه نیز رعایت آنها ضروری است.جهت مایل با مفهوم تعادل رابطه عکس دارد. به این معنا که مایل یعنی فقدان تعادل. این جهت بی ثباتترین و در نتیجه پرتحرک ترین نیروی جهت دار بصری است و در تصاویر وجود چنین جهتی بیش از همه چشم را به خود جلب می کند. معنا و حالت آن ناآرام و تهدید کننده است. جهت دورانی، دارای حالت و معنای محدودکنندگی، تکرار و گرما است کلیه جهتهای نامبرده در رسیدن به تأثیری خاص در یک ترکیب بندی دارای اهمیت فوقالعاده است. رنگمایه عنصر گرافیکی بعدی است که به میزان شدت تاریکی یا روشنایی چیزهایی است که میبینیم. لبهها یا حواشی که در طراحی موجودات با خط نشان داده می شود معمولاً در محل تلاقی دو نوع تاریک - روشن یا رنگمایه مختلف است. رنگمایه به عبارت دقیقتر توانایی دیدن به علت وجود نسبی نور است. عمل دیدن درست به علت تنوع در تاریکی و روشنی رنگمایه انجام میگیرد. علت آنکه ما شیئی را به صورت خاص میبینیم دقیقاً آناست که در مجاورت نقطهای با میزان روشنایی بیشتر و یا کمتر است. ( شکل۱-۲).
شکل۱-۲٫ رنگمابه به عنوان عامل تشکیل یک شکل خاص در دید بیننده حجم[۳۵] یا فرم عنصری سه بعدی است. جهانی که در آن زندگی میکنیم نیز سه بعدی است. تکنیک یا فن سایه- روشن و فن پرسپکتیو[۳۶] از مؤثرترین شیوه ها برای نشان دادن بُعد سوم است. البته در شگردهای بسیاری برای نمایش بُعد سوم و حجم و فاصله به کار میرود، که همگی روی سطح دو بُعدی انجام می شود. ولی حتی با فن پرسپکتیو نیز بدون سایه – روشن و فقط با خط مشکل میتوان تصویری نزدیک به واقعیت پدید آورد. افزودن رنگمایه یا سایه – روشن به کار، به مراتب شیء مورد نمایش را واقعیتر مینمایاند، زیرا احساسی شبیه به انعکاسات متنوع نور در طبیعت به وجود می آورد، اهمیت تأثیر سایه – روشن در شکلهای ساده تر مثل دایره بهتر جلوهگر می شود، زیرا یک دایره بدون سایه – روشن هرگز سه بعد به نظر نخواهد رسید (شکل۲-۲). شکل ۲-۲٫ ایجاد بعد سوم به وسیله تکنیک سایه و روشن مقیاس[۳۷] شکلها نیز در طراحی کتاب درسی اهمیت زیادی دارد. همه عناصر بصری می توانند تأثیر یکدیگر را تعدیل کنند و تغییر دهند و مهم ترین عامل این جریان مقیاس است. اندازه شکلها نسبت به یکدیگر را مقیاس میگویند. عنصری کوچک به نظر نمیرسد مگر آنکه در مجاورت عنصری بزرگ قرار گرفته باشد، و میزان کوچکی آن بستگی به مقیاس آن نسبت به شکلهای دیگر دارد. ولی حتی وقتی بزرگی یک شکل را با قرار دادن آن کنار یک شکل کوچک روشن کردیم، اندازه هر دو آنها را میتوان به وسیله عنصر دیگری دستخوش تغییر قرار دهیم (شکل ۳-۲).
شکل ۳-۲٫ تغییر اندازه یک شکل با بهره گرفتن از قرار دادن آن کنار مقیاسهای متفاوت حرکت[۳۸] عنصر بصری دیگری است که مانند بُعد سوم و بافت بصری، بیشتر به طور ضمنی و به صورت کاذب در صفحه دو بُعدی طراحی می شود و در واقع صورت حقیقی ندارد، و با این وصف یکی از مهمترین تجربیات بصری انسان محسوب می شود با بهره گرفتن از فنون و تکنیکهای بصری می توان پاره ای خصوصیات بصری را به طور کاذب به وجود آورد. آخرین عنصر بصری که از آن یاد می شود رنگ است. رنگ از اجزای مهم رسانههای دیداری میباشد که نقش مهمی در انتقال مفاهیم دارد و باعث خوشحالی، دلسردی، هیجان، آرامش و ناآرامی در افراد می شود. وجود سایه روشن برای دیدن امری حیاتی است و در نتیجه به مسئله بقای انسان مربوط می شود، ولی رنگ بیش از همه با عواطف و احساسات بشر نزدیکی دارد. اگر بگوییم رنگ مثل تزئین غذاست شاید درست باشد، ولی کافی نیست. رنگ در واقع حاوی اخبار و اطلاعات زیادی نیز هست و از این جهت برای کسانی که در کار ارتباط بصری هستند واجد اهمیت است. همه ما به تاثیر و معنای خاصی که از رنگ سبزهزار، آسمان، گلها، دریا و غیره حاصل می شود واقفیم. معانی دیگری نیز از رنگ ها تداعی میشوند که حالت سمبلیک دارند، مثل رنگ قرمز، آبی، سبز یا آبی مثلا قرمز دارای معانی است که در محیط زیست یافت نمی شود نظیر: خطر، فوریت یک امر، انقلاب، مبارزه، و عصبانیت. هر رنگ دارای معانی بسیاری است که برخی از انها راه تداعی با یک چیز طبیعی و برخی دیگر از طریق رمزی دارای معنا شده اند. در نتیجه، رنگ در آموزش سواد بصری اهمیت بسیاری می یابد (داندیس، ۱۳۹۱، ص۸۲). با بهره گرفتن از رنگ و کمک به کمک مخاطب در فهم موضوعهای موجود در صفحههای کتاب میتوان میزان کارایی، تصمیم گیری و قدرت تشخیص فرد را افزایش داد. رنگ از جمله عناصری است که می تواند به طور قابل ملاحظهای جهت جلب توجّه، ایجاد حال و هوا، افزایش روشنی و برجستگی، ایجاد یک رمز، برچسبزنی چیزها و تأکید در کتابهای درسی به کار رود (بندر[۳۹]، ۲۰۰۳). رنگها از سه نظر قابل بررسی و تحقیق هستند: اول از نظر نوع رنگ یا کروما[۴۰]. تعداد رنگها از نظر نوع از صدها نیز تجاوز می کند. رنگهای مربوط به یک گروه یا خانواده دارای خاصیتهای مشابهاند. در میان رنگهای بیشمار سه رنگ را به عنوان رنگ اصلی میتوان معرفی کرد : زرد، قرمز و آبی. هریک از رنگهای اصلی دارای کیفیاتی ویژهاند. زرد، رنگی است که بیش از همه به نور و گرما نزدیک است. تحرک و حالت عاطفی بیش از همه در رنگ قرمز مشاهده می شود و بالاخره آبی دارای حالتی ملایم و بیحرکت است. در یک اثر بصری، به نظر میرسد که، رنگ قرمز و زرد حالت انبساط و گسترش دارند، حال آنکه رنگ آبی حالت انقباض و سکون دارد. علت برجسته به نظر رسیدن رنگ زرد و قرمز در زمینه یک اثر و تورفتگی عمقدار جلوه کردن آبی همان کیفیت ذکر شده است. حال اگر رنگ قرمز را با آبی مخلوط کنیم از حالت تحرک آن کاسته می شود و زرد نیز در ترکیب با آبی ملایم میگردد، و مخلوط کردن زرد با قرمز به حرارت و تحرک آن می افزاید. ساختمان کامل رنگها را معمولا با کشیدن چرخه رنگ نمایش می دهند. به این ترتیب که سه رنگ اصلی را به فواصل مساوی روی چرخه قرار می دهندو فواصل بین آنهارا با درجات مختلف مخلوط شده آنها پر می کنند. به این صورت رنگهای بسیار پدید می آید. رنگهای اصلی را اصطلاحأ رنگهای اولیه مینامند، و حد فاصل بین هر دو رنگ اصلی را رنگهای ثانویه میخوانند. به این ترتیب رنگهای ثانویه عبارتند از نارنجی که حد فاصل زرد و قرمز است و بنفش که بین قرمز و آبی است که سبز میان زرد و آبی قرار گرفته است (شکل۴-۲). شکل ۴-۲٫ طیف رنگهای اصلی و فرعی جنبه دوم قابل بررسی درباره رنگ میزان اشباع[۴۱] بودن آن است. منظور از اشباع بودن رنگ، میزان خلوص نسبی آن است. وجود خاکستری یا سیاه رقیق شده باعث کاهش خلوص می شود، اصطلاحاً به حالت ناخالصی در رنگها، لفظ چرک اطلاق میگردد. رنگهای چرک در مقایسه با رنگ اشباع شده دارای درخشش و وضوح بسیار کمتری هستند. ولی رنگهای اشباع شده یا خالص بسیار ساده و جذاب اند، این نوع رنگ بیشتر مورد توجه کودکان قرار می گیرد و نیز در هنرهای فولکو یا بومی اقوام مختلف، بیشتر از رنگ های تند و خالص یعنی رنگهای اشباع شده استفاده می شود. هرچه درجه اشباع رنگ بالاتر باشد حامل بار عاطفی بیشتر و تندتری است و هرچه از میزان اشباع بودن آن بکاهیم، که در نهایت به یک اثر غیر رنگی سیاه و سفید می رسیم، بار عاطفی رنگ را ملایم تر و آرام تر بیان کردهایم. در نتیجه انتخاب میزان اشباع بودن رنگ بستگی به منظور و غرض خاصی دارد که طراح در ارتباط بصری دنبال می کند. سومین مطلبی که درباره رنگ باید بررسی شود به جنبه غیر رنگی آن مربوط می گردد، و آن عبارت است از میزان درخشندگی آن. در اینجا باید تأکید کنیم که مقدار وجود یا فقدان درخشندگی رنگ هیچگونه تأثیری در تاریک-روشنی آن ندارد؛ تاریک - روشنی یا رنگمایه همیشه ثابت است، سوای آنکه رنگ در آن با چه درخششی جلوه کند. بهترین مثال برای نشان دادن این موضوع تصویری است که در تلویزیون رنگی دیده می شود، میدانیم که در این نوع دستگاه، دگمه ای برای افزودن یا کاستن درخشندگی رنگ وجود دارد، و هنگامی که از درخشندگی رنگ تصویر میکاهیم در واقع به نحوی رنگ از روی تصویر میپرد و به جای آن به تدریج تصویری سیاه و سفید با میزان تونالیته یا رنگمایه ثابت جایگزین تصویر رنگی می شود. با مشاهده این پدیده متوجه میشویم که میتوان با حفظ رنگمایه به صورت ثابت بر درخشندگی رنگ در تصویر افزود یا کاست. هرگاه انسان به تصویری مدتی خیره شود پیامدی بصری و فیزیولوژی به همراه خواهد داشت که منجر به پدید آمدن نوعی تصویر ذهنی خاص میگردد. مثلاً اگر در مکانی روشن برای مدت قابل توجهی به یک شیء بیحرکت خیره شویم، و سپس بلافاصله به یک صفحه ساده نگاه کنیم و یا چشمان خود را ببندیم تصویر منفی همان شیء پیش رویمان ظاهر می شود. چنین پدیدهای در مورد رنگها با سایه – روشنهای مختلف نیز اتفاق میافتد. برای سهولت ادامه بحث، آن تصویر ذهنی را پس – تصویر[۴۲] مینامیم. نظریه معروف مونسل[۴۳]، درباره رنگ برمبنای همین پدیدۀ بصری قرار گرفته است. رنگِ مخالف یا مکمل هر رنگ در چرخه رنگ دقیقاً همان رنگی است که به هنگام وقوع پَس- تصویر، دیده می شود. برای مثال وقتی برای مدت زمانی کافی به رنگ زرد خیره شوید و سپس به صفحهای ساده و خالی نگاه کنید رنگ بنفش در مقابل چشمانتان ظاهر می شود. (شکل۵-۲). شکل ۵-۲٫ با خیره شدن به مربع زرد رنگ برای چند ثانیه و سپس نگاه کردن به قسمت سفید صفحه، مکمل آن که رنگ بنفش است ظاهر می شود. از این پدیده یک نتیجه دیگر نیز میتوان گرفت. میدانیم که رنگ زرد نزدیکترین رنگ به سفید است و رنگ بنفش نزدیکترین رنگ به سیاه، در نتیجه مشاهده می شود که پس- تصویر در این مورد، نه فقط از لحاظ رنگمایه، تیرهتر از تصویر است، بلکه اگر قرار باشد تصویر و پس- تصویر آن را با یکدیگر مخلوط کنیم، و محصول آن را از لحاظ رنگمایه یا تاریک- روشنی بسنجیم ، مشاهده می شود که نتیجه از این نظر برابر است با حد وسط رنگمایه های سیاه و سفید، یا متوسط کامل سیاهی و سفیدی، به همین ترتیب پس – تصویر رنگ قرمز، که خود از لحاظ رنگمایه در حد وسط سیاهی و سفیدی قرار دارد، رنگ مکمل سبز خواهد بود که از نظر رنگمایه مثل قرمز در همان حد متوسط است. از اینجا به این نتیجه میرسیم که رنگهای مکمل نه فقط از لحاظ رنگی یکدیگر را خنثی می کنند، بلکه مخلوط آنها از نظر رنگمایه به میزان متوسط و میانه سیاه و سفید خواهد بود، یعنی معادل پنجاه درصد سیاه و پنجاه درصد سفید. خلاصه آنچه گفته شد چنین است: رنگ مهمترین عنصر بصری از نظر بار احساسی و عاطفی است، بنابراین دارای نیروی ویژهای در انتقال اخبار بصری است. رنگ نه فقط دارای معانی عام است که مورد قبول همگان می باشد، بلکه دارای معانی رمزی نیز هست، مضافاً اینکه افراد هریک به فراخور نوع شخصیت خود دارای سلیقههای شخصی در انتخاب رنگ هستند. ولی به رغم اهمیتی که برای رنگ قایل شده اند، نحوۀ انتخاب آن به ندرت همراه با تجزیه و تحلیل درست و حساب شده انجام می گیرد. به هرحال خواه درباره آن درست فکر شده باشد و خواه نه ، وقتی رنگ انتخاب می شود معانی بسیار زیادی همراه با آن منتقل می گردد. تمام عناصری که تا اینجا ذکر شد، یعنی نقطه، خط، شکل، جهت، رنگمایه، بافت، رنگ، مقیاس، بُعد سوم، و حرکت اجزای ساده و تجزیه ناپذیر رسانه های بصری هستند. این عناصر مواد خام و ساده ای هستند که ارتباط و تفکر بصری با بهره گرفتن از آنها شکل می گیرد. این عناصر در عین سادگی و صراحت، قابلیت فوق العاده ای در انتقال اخبار به صورت بصری دارند. قابلیت و امکانات نهفته در پیامهای بصری در نقل خبر، باز شناخته شده است، ولی هنوز از آنها استفاده کامل صورت نگرفته است و به قول ، مک لوهان، تصاویر تلویزیون می تواند در آینده فواصل را کوتاه کند و دنیای ما را به صورت دهکدهای جهانی[۴۴] ، درآورد. ولی اکنون کلام همچنان در ارتباط بشری غالب است. زبان عامل جدا کنندۀ ملتها از یکدیگر است، حال آنکه تصویر عامل پیوند دهنده آنهاست. یادگیری و فهم زبان پیچیده و نسبتاً مشکل است، در حالی که تصویر صریح و ساده است و تقریباً با سرعت نور می تواند بسیاری از اندیشهها را به دیگران منتقل کند. در نتیجه عناصر اولیه بصری از اهمیتی شایان توجه برخوردارند، زیرا برای تدوین زبانی که هیچ گونه مرزی نمیشناسد نیاز به فهم عمیقی از خصوصیات و نحوه کار آن است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[سه شنبه 1400-08-04] [ 09:58:00 ب.ظ ]
|
|
زانک از او گشتم چنین آواره من ج
هم ز شهر و هم زخویشان دور کرد
دل زمن بردو مرا مهجور کرد
روز و شب در دست دارد دامنم
جمله من او را شناسم تا منم ج
شخص سایل در مقام « نادان » قرار گرفته است پاسخ دیوانه نشان دهندهی آگاهی او از حکمت الهی است که باعث شده زندگی اش این چنین تیره و تار باشد. از کنه سخنانش، بوی رضایت به مشام می رسد. انگار تاوان عشقی خالص را پس میدهد و البته چندان هم ناراضی نیست. چون شیرینی این عشق چنان در کام جانش نشسته که حاضر است تا ابد از تمام هستی خود بی هیچ اعتراضی بگذرد. اینکه تمام بدبختی و اوضاع نابسامانش را بی هیچ ترسی به خدا نسبت می دهد؛ نوعی تا بو شکنی و گستاخی شیرین است که حاصل رابطهای ویژه میان عاشق و معشوق میباشد. مثل عتاب معشوق که برای عاشق جذاب است.
 حکایت دهم مقاله بیست و هفتم ۲۷/ ۱۰ ص ۳۴۴ [گستاخی با حق] شوریده عربی به طواف کعبه رفته بود و خطاب با حق چنین می گفت: خدایا! بنده تو عریان است. کودکانم هم عریان و گریان هستند من از این موضوع خیلی شرمندهام. تو خجالت نمیکشی ما عریان هستیم. آخر تا کی می خواهی مرا عریان نگه داری ؟ لباسی گرانبها به من عطا کن. مردمانی که سخنان او را میشنیدند، فریاد زدند که خاموش باش. هنگامی که مردم از طواف بر می گشتند. عرب را دیدند که با ناز و تبختر راه میرود و لباسی گرانبها بر تن دارد. انگار که ملک جهان از آن اوست. مردم از او پرسیدند: ای بیچاره! این لباسها را چه کسی به تو داده است؟ دیوانه گفت: معلوم است خدا داده ، تمام آن سخنانی که در طواف گفتم جایز بود. من او را بهتر از شما میشناسم. این حکایت مانند حکایت های پیشین؛ نشان دهندهی رابطه خاص دیوانه با خداست. پس اینکه بی پروا به خدا بگوید. « آیا خجالت نمی کشی که من و کودکانم برهنه هستیم؟» شاهد این مدّعاست. تهدید کردن، گستاخانه سخن راندن از جمله اقدامات تابو شکن و طنز آمیز است. حکایت سیزدهم مقاله بیست و هفتم ۲۷/۱۳ ص ۳۴۵ / [گستاخی با حق] روزی دیوانهی فقیری به سوی نیشابور راهی شد، در راه صحرایی را دید که از وجود گاوان بسیار به سیاهی میزد، پرسید این مراتع و گاوها از آن کیست؟ گفتند : این ها از آن عمید نیشابور است. کمی جلوتر رفت. این بار صحرایی سراسر اسبهای ارزشمند دید، پرسید اینها از آن کیست؟ گفتند: چطور نمیدانی! این ها از آن عمید نیشابور است. همین طور که پیش میرفت صحرایی پر از گوسفند دید و باز از صاحب آن پرسید و همان جواب را شنید. به دروازه شهر رسید. خیل عظیمی از غلامان و کنیزان آراسته به جواهر و ملبس به جامههای فاخر را دید، پرسید این حوری و شان از آن کیستند؟ گفتند از آن عمید نیشابور هستند. در خود شهر قصر و ایوانی با شکوه دید. پرسید صاحب آن کیست؟ گفتند: این چه سؤالی است!! این قصر با شکوه عمید ماست. مرد دیوانه نگاهی به اوضاع مرفه عمید انداخت و نگاهی به خودش انداخت که نیم جانی داشت و غمش یافتن نیمه نانی برای سیر کردن شکمش بود. پس با خشم و تحسّر دستار کهنهاش را به آسمان انداخت و گفت : این را هم به عمیدت می دادی. حال که همه چیز را به او بخشیدهای . این حکایت باز به مسئله « عدالت الهی » می پردازد و حیرت دیوانه در مورد درک حکمت پنهانی که در این نوع نعمت بخشی متفاوت نهفته است به چشم می خورد. این پرسش نه تنها ذهن مردمان عامّی را مشغول کرده بلکه عامل دغدغه خاطر بزرگان و حتی اهالی مذهب شده است. منتها آنها به خاطر رعایت ادب شرعی و البته حفظ امنیت جان به طور مستقیم جرأت بازگویی این اعتراضات را ندارند. پس باز ازمرد همیشه حاضر در میدان یعنی ” دیوانه ” بهره می گیرند و از طریق رفتار و گفتار او آنچه دل تنگشان می خواهد، می گویند. پرتاب کردن دستار کهنه به آسمان حرکتی کمیک است و از انواع « طنز موقعیت» محسوب می شود. سخنان او هم نوعی گله کردن و طعنه زدن محسوب می شود و به خودی خود طنز آمیز است. حکایت چهاردهم مقاله بیست و هفتم ۲۷/ ۱۴ ص ۳۴۷ [گستاخی با حق] دیوانه ای از شدّت تنگدستی و نیاز به مسجدرفت، روی در خاک می مالید و می گفت: ای خدای دانا و شنوا زود و بی هیچ عذابی به من صد دینار بده . تو که می دانی من در مانده ام و در خاک و خون هستم. با وجود اینکه بسیار دعاکرد، سودی نداشت. دیوانه خشمیگن شد و گفت : خدایا حال که ب من زر نمی دهی. سقف مسجد را بر سرم خراب کن. به محض گفتن این سخن؛ «سقف مسجد صدایی کرد و از ان مقداری خاک بر زمین ریخت. دیوانه خشمگین تر از قبل گفت: خدایا چطور در مورد چنین طلبهایی این همه تعجیل می کنی؟ ولی در مورد زر دادن اعتنایی نمی کنی. حال که اینقدر در مصیبت رساندن تعجیل داری زود مرگم را برسان. در این وقت،صدای مهیبتری از سقف به گوش رسید و مجدداً خاک ریزی آغاز شد، پس دیونه جامه به دندان گرفت و از مسجد گریخت. این حکایت همچون حکایات پیشین به فقر و بیچارگی دوستان ویژهی خدا یعنی دیوانگان اشاره دارد. اینکه حکمت خدا چنین اقتضا می کند که آنها همیشه در فقر و محرومیت به سر ببرند. در اکثر حکایات عطار مشخص شده است. صدا کردن سقف مسجد و ریزش خاک از آن؛ طنز موقعیت است که دو مرتبه در اجابت خواستهی شر و لجبازانهی دیوانه به وجود آمد. ملامت کردن های دیوانه هم حائز اهمیت است او با خدا چنان سخن می گوید که گویی انسان معمولی پیش روی او ایستاده است و این از نمونههای تابو شکنی و طنز آفرینی است. حکایت پانزدهم / مقاله بیست و هفتم / ۲۷ /۱۵ / ص ۳۴۷ [گستاخی با حق]
گاو ریشی بود در برزیگری ج
داشت جفتی گاو و یک طاق از خری ج
از قضا در ده و بای گاو خاست ج
از اجل ، آن روستایی، خر بخواست؟
گاو را بفروخت، حالی خر خرید ج
گاوی اش بود و خری بر سر خرید
چون گذشت از بیع ده روز از شمار ج
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پرتقال، انگور، گردو، پیاز، هلو، گیلاس، آلو، خرمالو، زردآلو
۷۵/۰-۵/۰
حساس
سیر، گندم، آفتابگردان، لوبیا، توتفرنگی، بادامزمینی
۱-۷۵/۰
حساس
هویج، تربچه، سیبزمینی، خیار
۲-۱
نسبتاً حساس
کاهو، کلم، کرفس، جو، ذرت، کدو، توتون
۴-۲
نسبتاً مقاوم
گوجهفرنگی. یونجه، چغندرقند
۶-۴
مقاوم
پنبه، ذرت خوشهای
۱۰-۶
خیلی مقاوم
مارچوبه
۱۵-۱۰
خیلی مقاوم
از بین تمامی منابع آلودهکننده، آب آبیاری مهمترین عامل افزایش بر در خاک است. معمولاً سمیت بر همراه با خاک و آبشور مشاهده میشود. توجه به خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در بررسی سمیت بُر ضروری است بهطوریکه مقدار بُر موجود در محلول خاک به دلیل ظرفیت متفاوت جذب خاک، میتواند مختلف باشد. خاکی که ظرفیت جذب آن بیشتر است، مقدار بُر موجود در محلول خاک آن نیز کمتر خواهد بود (دونالد فوت، ۱۳۸۵)؛ بنابراین خسارات ناشی از سمیت بُر درروی گیاهان در خاکهایی با بافت سبک نسبت به خاکهای دارای بافت سنگین، درصورتیکه با آب دارای غلظت بالای بُر آبیاری شوند، بیشتر خواهد بود (کشاورز و ملکوتی،۱۳۸۲).
 ۱-۴-۵-راههای افزایش بُر در میوه اگر محلولپاشی با بوریک اسید در زمان گلدهی درختان انجام گیرد از عملکرد کاسته خواهد شد. با افزایش غلظت بُر در بافت گلها، ریزش شکوفهها کاهشیافته و غلظت بر در تخمدان نیز افزایش مییابد. بُرجذب شده سبب افزایش کمی و کیفی محصول میشود. نیاز محصولات و ارقام مختلف با توجه به نوع خاکها و شرایط آب و هوایی متفاوت است. بُر در محلول خاک بهصورت بوریک اسید وجود دارد و به همین صورت بهوسیله گیاه جذب میشود. انتقال بخش اعظم بُر از طریق آوندهای چوبی انجام میگیرد. پیدایش نشانههای کمبود بُر در بافتهای جوان نیز به علت وابستگی انتقال آن به جریان شیره خام است (کشاورز و ملکوتی،۱۳۸۲). برای رفع کمبود بُر، باید آن را به میزان کافی از منابع محتوی بر در اختیار گیاه قرارداد. ترکیباتی مانند بوریک اسید و براتهای سدیم شامل بوراکس، تترا برات سدیم، تترا برات سدیم خشک ازجمله منابع تأمین بُر میباشند. متداولترین روش رفع کمبود، پخش سطحی این عنصر پیش از کاشت میباشد. بهترین زمان محلولپاشی برگی بُر، برای درختان میوه دو بار در سال، یکی در اوایل بهار پیش از متورم شدن جوانهها و دیگری در پاییز پس از برداشت میوه و قبل از زرد شدن برگها هنگامیکه برگها سبز است، میباشد. مقابله با کمبود بُر بسیار راحتتر از مقابله با سمیت آن است (کشاورز و ملکوتی،۱۳۸۲). علاوه بر مصرف خاکی میتوان بوریک اسید را بهصورت محلولپاشی در درختان و در نباتات زراعی توصیه نمود. در درختان میتوان بوریک اسید را با غلظت ۲ تا ۳ در هزار و در نباتات زراعی با غلظت ۱ تا ۲ در هزار محلولپاشی نمود. در درختان میتوان در بهار پس از رشد کامل برگها در صورت مشاهده کمبود اقدام به محلولپاشی نمود در صورت نیاز میتوان این کار را هر ۱۵ روز یکبار تکرار نمود. در نباتات زراعی نیز از یک ماه پس از کشت تا رفع کامل علائم کمبود میتوان این کار را هر ۲۰ روز یکبار انجام داد. کمبود بر خود را در ترکخوردگی ساقههای توخالی کلم بروکلی و کرفس نشان میدهد (Shelp, 1993). بر و مس باعث افزایش سرعت رشد توسط تحریک فعالیتهای آنزیمی در بافتهای ثانوی میشود؛ به کار بردن بر احتمالاً در جابجایی قند و مواد سنتزی دیواره سلولی کمک میکند (Sheikh and Manjula, 2012). خاکهای شنی آبشویی بر را افزایش میدهد (Vitosh et al., 1994). ۱-۵-کائولین[۱۱] کائولین از ترکیبات موجود در رس کائولینایت و ماده بیخطر در کشاورزی ارگانیک است، این ماده باعث کاهش دما در سطح برگ و میوه میشود که بر محتوای آب پوست و دانه انار مؤثر است، مهمترین ویژگی کائولین رنگ سفید و انعکاس نور است (Glenn and Puterka, 2005; Wand et al, 2006; Weerkkody et al., 2009). کائولین مادهای است که از رس معدنی به دست میآید، سفید، بدون خلل و فرج، با قدرت سایندگی حداقل، دانهبندی خوب و حالت ورقهای است. آلومینو سیلیکات معدنی که بهآسانی در آب پخش میشود (کلوئیدی) و به دلیل فقدان نیروی جنبشی بهسرعت در آب تهنشین میشود و دارای قلیایی است (Glenn and Puterka, 2005). دانشمندان دانشکده کشاورزی در امریکا با همکاری موسسه و پژوهش انگلهارد[۱۲]؛ کائولین معدنی را به فرم قابل اسپری و اندازه بهینه برای کنترل و جلوگیری آفات، درآورد. بهطوریکه اجازه عبور نور مرئی را داده و فقط اشعه ماورا بنفش و مادونقرمز را منعکس کرده و در فعالیتهای فتوسنتزی و روزنهای اختلالی ایجاد نکند (Glenn and Puterka, 2005). این ماده بهعنوان روش جدیدی برای مبارزه با آفات و تشعشعات مضر خورشیدی (آفتابسوختگی و تنشهای گرمایی و آبی) پیشنهادشده است. پس از محلولپاشی کائولین روی سطح گیاه، به حالت پودری سفید دیده میشود که بخشهای رویشی و میوه گیاه را در برابر حشرات مضر، آفتابسوختگی و تنش گرمایی و آبی محافظت میکند، کائولین بهصورت پوشش محافظ روی محصولات باقی میماند و عملکرد آن به این شکل است که یک سد فیزیکی بین حشره و گیاه میزبان ایجاد میکند (Glenn and Puterka, 2005; Engelhard Surround WP Crop Protectant Product Label; Kerns and Wright, 2001; Rosati et al., 2006). غلظت توصیهشده استفاده کائولین ۵/۲-۵ درصد است، برای داشتن یک پوشش خوب باید حجم کافی از این ماده را از نزدیک اسپری کرد. برای پوشاندن تمام بخشهای گیاه باید دو بار یا بیشتر از محلول موردنظر استفاده کرد. مثلاً برای مقابله با پسیل گلابی باید هر دو طرف برگ را محلولپاشی کرد. بعد از محلولپاشی گیاهان حالت مه گرفته به خود میگیرند و پس از خشک شدن به رنگ سفید (سبز نقرهای) درمیآیند محلولپاشی مجدد زمانی نیاز است که برگها حاصلخیزی خود را از دست میدهند. بارانهای سنگین، رشدهای جدید و فرسایش بادی میتواند روی کیفیت پوشش دهی مؤثر باشد. بعد از بارانهای سنگین و خشک شدن برگها باید حتماً اقدام به محلولپاشی کرد اما اگر پوشش باقیمانده روی درختان نسبتاً خوب است نیاز به محلولپاشی مجدد نیست حتی پس از یک باران سنگین؛ و باقی ماندن پوشش نازکی از کائولین؛ محلول پاشی دوباره آن اصلاً توصیه نمیشود. کائولین را میتوان با هواپیما یا هلیکوپتر هم پاشید اما نیاز به پیشبینی وضع هوا دارد تا از وجود هرگونه توده احتمالی آگاه باشیم، از این روش معمولاً برای جلوگیری از تنش گرمایی، آبی و آفتابسوختگی استفاده میشود اما برای مقابله با آفات این روش توصیه نمیشود (Antonakou, 2005). آسیبهای خورشیدی عمدتاً روی سطح میوه اثر میگذارند و بازارپسندی میوه را کاهش میدهند و باعث میشوند میوه در مراحل بعدی محل خوبی برای زندگی سایر میکروارگانیسمها شده که در مراحل بعدی پوسیدگی میوه را به همراه دارد آسیبهای خورشیدی در مناطق گرم جهان مثل مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری رخ میدهد دلیل اولیه صدمات گرمایی عظیم قرار گرفتن مستقیم سطوح میوه در برابر خورشید است (عمدتاً بخشهای جنوبی و غربی باغ) (Glenn et al., 2002; Callejón-Ferre et al., 2009; Restrepo-Díaz et al., 2010). بااینحال محققان دریافتهاند که بخش مخرب تشعشعات خورشید، امواج فرابنفش و مادونقرمز است (Glenn et al., 2002; Adegoroye and Jolliffe, 1983; Lipton, 1977) و اثباتشده که قرار گرفتن در معرض مستقیم اشعه فرابنفش باعث تهییج آسیبهای خورشیدی در طالبی میشود (Lipton et al.,1987). کاربرد کائولین در کاهش دمای سطح گیاه مؤثر بوده و مثل تعرق باعث خنک شدن گیاه میشود با این مزیت که تعرق را کاهش میدهد اما مثل پوششهای پلیمری نیست که روزنههای گیاه را بهطور فیزیکی مسدود میکند در اصل طرز کار به این صورت است که با افزایش بازتاب اشعه مادونقرمز (بخش مخرب تشعشعات خورشیدی) سطح گیاه را خنک میکند (Glenn and Puterka, 2005; Glenn et al., 2010; Makus and Zibilske, 2001; Nakano and Uehara, 1996). میزان بازتاب این تشعشعات بستگی به میزان ضخامت پوشش کائولینی دارد. تکنولوژی تولید کائولین جدیدترین دستاوردی است که برای بازتاب اشعههای مضر خورشیدی ساختهشده است و تأثیرات شگرف آن در کاهش گرما و نور دریافتی سطوح گیاه اثباتشده است. این کاهش دما تا ۷/۹ درجه سانتیگراد هم گزارششده است (Callejón-Ferre et al., 2009). اینکه کائولین در فعالیتهای فیزیولوژیکی مثل فتوسنتز مداخله نمیکند قابلتوجه است و ضخامت لایه کائولینی روی سطح برگ سرعت فتوسنتز را بهبود میبخشد (Jifon and Syvertsen, 2003). پوشش ایجادشده روی میوه بازارپسندی را کاهش میدهد و بهتر است قبل از فروش محصولات این ماده را زدود (Antonakou et al., 2005). فصل دوم: مروری بر تحقیقات گذشته طبق بررسی انجام شده تاکنون پژوهشهای کمی درباره ترکخوردگی انار گزارش شده است. در این فصل ابتدا پژوهشهای انجام شده در بررسی ترکخوردگی انار و تأثیر مواد تغذیهای بر این پدیده و در ادامه به بررسی گزارشهای موجود در رابطه با پدیده ترکخوردگی در سایر محصولات باغی پرداخته میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-پاسخگویان میزان تأثیرطراحی فرم های خاص توسط متخصصین در مقبولیت و اعتبار گزارش های قضایی را در زیاد و خیلی زیاد تأیید کردند. ۴- با توجه به اینکه پاسخ دهندگان میزان تأثیر این موضوع که استفاده از مربیان آموزشی و اساتید با پیشینه خدمت انتظامی و تحصیلات حقوقی در مراکز آموزش ناجا در کمیت و کیفیت تنظیم گزارش های ضابطان مؤثر می باشد ،که اکثراً تا حد زیاد و خیلی زیاد ارزیابی کرده اند که می توان نتیجه گرفت با لحاظ کردن این امر در مراکز آموزشی ناجا این انگیزه را ایجاد که اساتید با پیشینه خدمت انتظامی و همچنین کارکنانی که قصد دارند در آینده در کسوت استادی در آیند به کسب تحصیلات حقوقی ترغیب گردند. ۵-پاسخ دهندگان تأیید کردند که تدریس دروس آموزشی طرز تشکیل پرونده های قضایی به صورت کارگاهی و عملی و اجرای در مراکز انتظامی تا حد زیاد و خیلی زیاد در مقبولیت و اعتبار آنها مؤثر می باشد. نتیجه اینکه آزمون های آماری ، با ۹۵ / . ضریب اطمینان این فرضیه را تأیید نموده اند.
۵-۱-۲-۳٫ نتایج حاصل از سنجش فرضیه سوم
فرضیه سوم تحقیق عبارت بود از اینکه:« ساختار و تشکیلات مراجع انتظامی بویژه کلانتری ها از نظر امکانات و منابع انسانی و تفکیک واحد های رسیدگی بر مقبولیت و اعتبار گزارش های قضایی ضابطین تأثیر دارد». تعداد چهار سئوال در پرسش نامه ، برای سنجش این فرضیه در نظر گرفته شده بودند. پس از جمع آوری پاسخ های داده شده به این سئوالات نتایج ذیل بدست آمد:
 ۱-در خصوص اینکه ساختار فعلی کلانتری و پاسگاه ها تا چه حدی می تواند در مقبولیت و اعتبار گزارش ضابطین مؤثر باشد؟ از دیدگاه قریب به اتفاق پاسخ دهندگان به ترتیب در حد زیاد وخیلی زیاد این تأثیر مورد تأیید قرار گرفته است. ۲-در این خصوص که تفکیک واحد های رسیدگی به شکایات و گزارش ها در زمینه مختلف حقوقی (واحد رسیدگی به کلاهبرداری، جعل، سرقت و …) در مراجع انتظامی تا چه حدی بر مقبولیت و اعتبار گزارش های قضایی ضابطین تأثیر دارد؟ از دیدگاه اغلب پاسخ دهندگان تا حد خیلی زیاد و زیاد مورد تأیید قرار گرفته است. ۳-از دیدگاه پاسخ دهندگان ، تربیت نیروی انسانی متخصص از نظر کیفی (پلیس قضایی) و همچنین استفاده از امکانات و تکنولوژی پیشرفته روز آمد تا حد خیلی زیاد و زیاد بر مقبولیت و اعتبار گزارش های قضایی ضابطین دادگستری در ناجا تأثیر دارد. فرضیه سوم تحقیق نیز در نهایت ، با ۹۵/. ضریب اطمینان تأیید گردیده است.
۵-۱-۲-۴٫ نتایج حاصل از سنجش فرضیه چهارم
فرضیه چهارم تحقیق:« قوانین و مقررات مربوط، در مقبولیت و اعتبار گزارش های قضایی ضابطین تأثیر دارد». به منظور ارزیابی این فرضیه دوسئوال در پرسشنامه ، تدوین و طراحی شده بود، که پس از تجزیه و تحلیل پاسخ های داده شد، نتایج ذیل بدست آمد. ۱- از دیدگاه اکثر پاسخ دهندگان رویکرد قانونی تأ ثیر اصل بر عدم اعتبار گزارش های قضایی برمقبولیت و اعتبار آن را در حد کم و تا حدودی زیاد تایید کرده اند که این نشانگر رویکرد قانونگذار در قانون آیین دادرسی کیفری حاکم (۱۳۷۸) مبنی بر اعتبار گزارش های قضایی به عنوان اماره قضایی و مورد تأیید و موثق بودن برای مقام قضایی است که در مواد ۴۳ و تبصره ذیل ماده ۱۵ به آن اشاره گردیده است. ۲-اکثر پاسخ دهندگان رویکرد قانونی تأ ثیر اصل بر اعتبار گزارش های قضایی برمقبولیت و اعتبار آن را در حد زیاد و خیلی زیاد تأیید کرده اند که نشان از رویکرد جدید قانونگذار در تصویب ماده ۳۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ می باشد که گزارش ضابطین را معتبر دانسته مگر اینکه خلاف آن ثابت گردد و ارزش آن را در حد اماره قانونی دانسته است. با توجه به جمیع جهات فوق و با استناد به نتایج آزمون ها ی انجام شده ، این فرضیه نیز با ضریب ۹۵/. اطمینان به تأیید رسیده است.
۵-۱-۲-۵٫ موانع موجود در مقبولیت و اعتبار گزارش های قضایی از نظر پاسخ دهندگان( مراجع انتظامی و قضایی)
از عوامل مهم که از نظر پاسخ دهندگان در ذیل پرسشنامه ها مبنی بر موانع موجود در مقبولیت و اعتبار گزارش های قضایی مامورین انتظامی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: الف)از نظر مراجع قضایی: ۱-کمبود کارشناسان قضایی مجرب و آشنا به امورات حقوقی در کلانتری ها. ۲-استفاده از نیروی های وظیفه در تنظیم پرونده های قضایی . ۳-عدم توجه به دستورات مقام قضایی و تعامل کم بعضی از مسئولین انتظامی با دادستان و قضات در راستای گرفتن تعلیمات قضایی ۴- رعایت نکردن قواره گزارش نویسی و عدم شفافیت و مبهم بودن گزارش های قضایی و رعایت نکردن قوانین در ابلاغ اوراق قضایی. ۵-اقرار بوسیله شکنجه از متهمین توسط بعضی از مامورین. ب) از نظر مراجع انتظامی ۱- نداشتن مهارت کافی مامورین در نگارش گزارشات و ضعف آموزش در خصوص نحوه گزراش نویسی ۲-عدم آشنایی بعضی از مامورین در نحوه جمع اوری دلایل و مدارک و اطلاعات و درج آن در گزارش تنظیمی. ۳-عدم برگزرای کلاس های آموزشی بصورت کارگاهی و عملی در حین خدمت. ۴-عدم اختصاص نیروی متخصص و با تحصیلات حقوقی در کلانتری و دوایر اجرایی پلیس های تخصصی. ۵-عدم اطلاع کافی مامورین از قوانین و مقررات موضوعه. ۶-عدم برگزاری جلسات متعدد در راستای تعامل با مقامات قضایی . ۷-عدم اطمینان بعضی از قضات به گزارش ضابطان . ۸- عدم آشنایی بعضی از قضات کم تجربه با نحوه کار پلیس و چگونگی بدست اوردن دلایل و مدارک جرم. ۹- عدم صداقت ، بزرگ جلوه دادن حادثه و عدم رعایت انصاف و در تنظیم گزراش توسط بعضی از مامورین انتظامی. ۱۰-کمبود نیروی انسانی و استفاده از افسران و درجه داران وظیفه در بعضی از مراجع انتظامی در تنظیم گزارش قضایی. ۱۱-عدم رعایت قواره گزارش نویسی توسط بعضی از مامورین در تنظیم گزارش قضایی.
۵-۲٫ پیشنهادات
۵-۲-۱٫پیشنهاد ها مرتبط با نتایج تحقیق
۱-با توجه به تأثیر زیادی که آموزش های تخصصی حقوقی در تنظیم گزارش های قضایی و روند رسیدگی و کیفی سازی پرونده ها قضایی متشکله در کلانتری ها دارد،لازم است به این امر توجه بیشتری توسط معاونت آموزش ناجا و نیز دانشگاه علوم انتظامی مبذول و با توجه به تغییرات مداوم در قوانین خصوصاً در قانون آیین دادرسی کیفری ، نیاز است هر ساله ، یک کمیته علمی به بازنگری در محتوای دروس حقوقی و قضایی که به کارکنان و دانش آموزان و دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی ارائه می شوند، پرداخته تا سطح و نوع معلومات حقوقی کارکنان به طور نسبی با تغییرات در قوانین و مقررات ، مطابقت داشته باشد. ضمن اینکه لازم است کمیت و کیفیت دروس حقوقی خصوصاً آیین دادرسی کیفری مورد توجه بیشتری قرار گرفته و سرفصل دروس حقوقی طوری انتخاب گردند که بیشتر جنبه کاربردی و اجرایی داشته باشد. ۲- پیشنهاد می گردد در مراکز آموزشی استان ها خصوصاً در مجتمع های آموزشی برای تدریس دروس حقوقی علاوه بر استفاده از مربیان آموزشی و اساتید با پیشینه خدمت انتظامی و تحصیلات حقوقی در جهت تعامل بیشتر و انتقال انتظارات مراجع قضایی از ضابطین حتماً از قضات دادسرا و دادگاهها نیز استفاده گردد. ۳-با عنایت به اقدام الکترونیک کردن پرونده ها قضایی در قوه قضاییه در جهت هماهنگی و سرعت دادن به امور و نحوه تبادل مکاتبات و کیفیت مناسب تر گزارشات،طراحی سیستم الکترونیکی قضایی نیز به سیستم کلانتری ها و پلیس های تخصصی وصل گردد . ۴-با توجه به تأیید این مطلب در نظریات اندیشمندان علوم مدیریت که تناسب بین رشته تحصیلی و شغل فرد کارایی او را افزایش می دهد، و نیز تأثیر تناسب رشته تحصیلی و شغل در کاهش اطاله دادرسی از دیگاه محققین وتأیید پاسخ دهندگان پرسش نامه این تحقیق ، در خصوص تأثیر معلومات تئوری و میزان علم و آگاهی کاربردی و اجرایی ضابطین دادگستری، پیشنهاد می گردد رشته پلیس قضایی در مقاطع مختلف تحصیلی دانشگاه علوم انتظامی تأسیس و دروس بیشتری در این خصوص در مراکز آموزشی درجه داری در رسته های مرتبط با پرونده های قضایی تدریس تا فارغ التحصیلان صرفاً در مشاغل مرتبط با وظایف قضایی ناجا، بکارگیری شوند. ضمن اینکه می توان از فارغ التحصیلان رشته حقوق سایر دانشگاهها در مشاغل قضایی کلانتری ها و دوایر اجرایی پلیس های تخصصی استفاده کرد. ۵-تخصصی شدن پلیس می تواند باعث اشرافیت بیشتر کارکنان به وظایف محوله به آنها شده و در نتیجه بر اعتبار و مقبولیت گزارش های قضایی آنان مؤثر می باشد و باید در خصوص کشف جرم و و پرونده های قضایی یک نهاد حرفه ای و تخصصی به وجود بیاید یعنی باید آموزش ؛ تجربه مهارت و ابزار کار داشته باشند، گزارش قضایی که توسط ضابطین تنظیم می گردد، سنگ بنای یک پرونده کیفری است لذا در نیروی انتظامی بایستی پلیسی بنام پلیس قضایی بوجود بیاید که کار آن مابعد وقوع جرم و اقدامات در راستای کشف جرم و تشکیل پرونده قضایی باشد و کار آن با پلیس پیشگیری که ماقبل وقوع جرم است فرق دارد که پیشنهاد می گردد که نیروی انتظامی با هماهنگی و همکاری قوه قضاییه ساز و کار لازم برای تشکیل پلیس قضایی بوجودآورد ۶-با توجه به تأیید این مطلب از نظر پاسخ دهندگان مبنی بر تدریس دروس آموزشی طرز تشکیل پرونده های قضایی به صورت کارگاهی و عملی پیشنهاد می گردد معاونت آموزش ناجا در طی دوره های آموزشی حین خدمت این امر در مجتمع های آموزشی صورت پذیرد. ۷-پیشنهاد می گردد مجموعه ای منسجم و منظم از کلیه مقررات، دستورالعملها، استانداردها و روشها در خصوص تهیه و تنظیم صحیح گزارش های قضایی و نحوه انجام اقدامات لازم برای تشکیل پرونده های قضایی و نیز راه ها و طرق تسریع در رسیدگی به این پرونده ها، توسط معاونین حقوقی و معاونت آموزش ناجا تهیه و در اختیار کلیه واحد های انجام امور قضایی ناجا خصوصاً کلانتری ها قرار گیرد و این کار می تواند از طریق بازنگری در قفسه مستندات آموزشی کلانتری ها و سایر واحد های اجرایی نیز انجام گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۶۸٫۵۴
۳۴۰
۰٫۱۳۸۸
۰٫۳۳۱
۳۷۰٫۳۳
۰٫۰۹۴۲
۰٫۳۳۴
۴-۳-۳) حل عددی و حصول نمودار های I-V با بهره گرفتن از برنامه نویسی کامپیوتری در کار حاضر با حل عددی و حصول منحنی های مشخصه ولتاژ- جریان نمونه ها، و برای تصدیق آنکه مدل الکتروگرمایی و اثر گرمای ژول در فیلمان جریان می تواند منجر به کلیدزنی الکتریکی یا رفتار مقاومت دیفرانسیلی منفی شود، منحنی های ولتاژ – جریان را در همه نمونه های مورد بررسی تحت شرایط یکسان نسبت به شرایط آزمایشگاهی با بهره گیری از شبیه سازی کامپیوتری رسم نموده ایم. نتایج بدست آمده در شکل های (۴-۳۴) تا (۴-۳۸) نشان داده شده اند.
 شکل (۴-۳۴) منحنی های مشخصه ی ولتاژ – جریان نظری (شبیه سازی کامپیوتری) نمونه TVSb5 برای مقادیر مختلف دمای T0، مقادیر معین آزمایشگاهی R و Ea (افزایش دمای نمونه برای مقدار K 298 T0= نمایش داده شده است) شکل (۴-۳۵) منحنی های مشخصه ی ولتاژ – جریان نظری (شبیه سازی کامپیوتری) نمونه TVSb8 برای مقادیر مختلف دمای T0، مقادیر معین آزمایشگاهی R و Ea (افزایش دمای نمونه برای مقدار K 298 T0= نمایش داده شده است) شکل (۴-۳۶) منحنی های مشخصه ی ولتاژ – جریان نظری (شبیه سازی کامپیوتری) نمونه TVSb10 برای مقادیر مختلف دمای T0، مقادیر معین آزمایشگاهی R و Ea (افزایش دمای نمونه برای مقدار K 298 T0= نمایش داده شده است) شکل (۴-۳۷) منحنی های مشخصه ی ولتاژ – جریان نظری (شبیه سازی کامپیوتری) نمونه TVSb12 برای مقادیر مختلف دمای T0، مقادیر معین آزمایشگاهی R و Ea (افزایش دمای نمونه برای مقدار K 298 T0= نمایش داده شده است) شکل (۴-۳۸) منحنی های مشخصه ی ولتاژ – جریان نظری (شبیه سازی کامپیوتری) نمونه TVSb15 برای مقادیر مختلف دمای T0، مقادیر معین آزمایشگاهی R و Ea (افزایش دمای نمونه برای مقدار K 298 T0= نمایش داده شده است) در حل عددی مذکور، از مقادیر تجربی Ea و R و α و ۰T (دمای آزمایشگاهی) استفاده شده است که در جداول (۴-۱) و (۴-۲) موجودند. نتایج نشان می دهد که ولتاژ آستانه ی شروع رفتار کلیدزنی یا مقاومت دیفرانسیلی منفی با افزایش دما کاهش می یابد که با تئوریهای مربوطه و نتایج آزمایشگاهی ارائه شده در بخش های (۴-۳-۱) و (۴-۳-۲) کاملا سازگار است و مؤید این مطلب است که مدل الکتروگرمایی مبتنی بر اثر گرمای ژول در نمونه، یکی از مدل های کارآمد در موضوع مورد مطالعه است و بیان می کند که نمی توان از اثر گرمای ژول چشم پوشی نمود و این عامل قادر است در فیلمان جریان تغییر ساختار احتمالی را ایجاد نماید. لازم به ذکر است که با توجه به گزارش قبلی [۷۰] بر روی دمای گذار شیشه ای نمونه ها و امکان تغییر ساختار و ایجاد فاز بلوری در فیلمان جریان در صورت گذر از دمای مذکور، می توان اینگونه نتیجه گرفت که چه در آزمایشات انجام شده و چه در حل عددی ارائه شده، گرمای ژول دمای نمونه را در فیلمان جریان به بالاتر از دمای محیطی نمونه (T0) می برد و از مقایسه دمای (۴-۳) با دمای گذار شیشه ای، تغییر ساختار بسیار محتمل است و باعث می شود Vth با افزایش دما کاهش می یابد چرا که در فیلمان بلوری رسانش بمراتب بیشتر از وضعیت آمورف است. ۴-۴ ) نتایج کلی نتایج بدست آمده از الگوی پراش پرتو X نمونهها، نشان دهنده آمورف بودن و ساختار غیربلوری نمونه هاست.لازم به ذکر است که قلههای مشهود در الگوی پراش پرتو X نمونهTVSb12، نشان دهنده یک تغییر ساختار در نمونه و در نتیجه ایجاد فاز ریز بلوری است که توسط تصویر SEM نیز تایید شده است. بررسی رسانشی الکتریکی نمونه ها بر اساس منحنیهای جریان- ولتاژ نشان میدهد که با افزایش دما رسانش الکتریکی جریان مستقیم نمونه ها افزایش مییابد وچنین رفتاری طبیعت نیمرسانایی نمونه ها را تصدیق مینماید. منحنی مشخصه ی جریان –ولتاژ نمونه ها در میدان الکتریکی ضعیف خطی بوده و در میدانهای الکتریکی قوی (حدوداً بزرگتر از V/cm 104-103) غیر اهمی می شود که با توجه به اثر پول – فرنکل قابل توجیه است. بررسی منحنیهای جریان- ولتاژ نشان میدهد که با افزایش دمای نمونه ولتاژ آستانه کاهش مییابد. بررسی منحنیهای جریان- ولتاژ نشان میدهد که با افزایش فاصله الکترودی ولتاژ آستانه افزایش مییابد. حل عددی معادله جریان – ولتاژ معادله (۴-۵) تحت مقادیر بدست آمده از نتایج و شرایط آزمایشگاهی، مؤید کارآمدی مدل الکتروگرمایی در پدیده های کلیدزنی و مقاومت دیفرانسیلی منفی است. خلاصه اینکه خلاصه اینکه شکلهای (۴-۳) تا (۴-۳۳) موید این مطلب است که با افزایش دمای نمونه، میدان الکتریکی شروع رفتار غیر اهمی و همچنین شروع کلیدزنی، کاهش می یابد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که برانگیزش گرمایی توام با اثر میدان الکتریکی قوی (جهش فونون-همراه حامل بار) عامل رسانش غیر اهمی و کلیدزنی است. از مقایسه مقادیر گاف نوری گزارش شده ی نمونه های مورد بررسی [۷۰] و انرژی فعالسازی الکتریکی آنها که در کار حاضر و همچنین گزارشهای قبلی [۶۹] آمده است، می توان رسانش الکتریکی جهشی حامل بار بین حالات جایگزیده را تصدیق نمود چرا که مقادیر انرژی فعالسازی چند مرتبه کوچکتر از مقادیر گاف انرژی هستند. بطور کلی لازم به ذکر است که نمونه های مورد بررسی نیمرسانا بوده و کلیدزنی نمونه ها بین شاخه های مقاومت بالا و پایین در زمان کوتاهی رخ می دهد و قابلیت کاربرد این نمونه ها را در قطعات کلیدزنی نشان می دهد. می توان افزایش دما در فیلمان جریان را با توجه به گرمای ژول عامل تغییر ساختار داخلی و سرعت بخشی کلیدزنی دانست. منابع و مراجع منابع و مراجع [۱] S.R Elliott; “Physics of amorphous materials”, second edition,1990. [۲] J. Zarzycki, Glasses and the Vitreous State, first ed, p.228, Cambridge University Press, Cambridge, NY, 1991. [۳]D.Souri; “The study of electrical and optical properties of compositions in amorphous state”, Ph.D thesis, Razi University, Kermanshah, Iran, 2006. [۴] S. Wang,”High field phenomena and hot electron effects, in: fundument-al of semicoductor theory and device physics”,(Univ.of California at Berkeley) 1989, P.(147-151,462-516). [۵] K. Morigaki;” Physics of amorphous semiconductors”, Imperial college press, 1999. [۶]M.H.Brodsky; Topics in applied physics: Amorphous semiconductors; (Springer-Verlag, Berline Hidelbergs, Newyork) Vol.36,1976. [۷] B. A. Movchan and A. V. Demchishin (1969). “Study of the structure and properties of thick vacuum condensates of nickel, titanium, tungsten, aluminium oxide and zirconium dioxide". Phys. Met. Metallogr. ۲۸: ۸۳–۹۰٫ [۸] C.M.Wolfe, N.Holonyak, J.Gregory and E.Stillman;”Physical properties of semiconductors”, Prentice-Hall international Ins, 1989. [۹] P.C. Taylor; Journal of Non-Crystalline Solids 352(2006) 839-850. [۱۰] P.Thomas and H.Overhofe, “Encyclopedia of Materials: Science and Technology( Amorphous Semiconductors: Localization)”,Elsevier Science Ltd, 2001,pp.277-283. [۱۱] Prof.Sir Nevil Mott, M.A, F.R.S; Electronic & Power 19(1973)321-324. [۱۲] N.F.Mott and E.A.Davis;” Electronic processes in non-crystalline materials”, Second edition, Clarendon press oxford,1979. [۱۳] P.W.Anderson, Physical Review, 109(1958)1492-1498. [۱۴] N.F.Mott, Philosophy Magazine, 22(1970) 7-8.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|