بررسی-و-اولویت-بندی-استراتژی-های-ممکن-در-مدیریت-کانتینرهای-خالی-موجود-در-بندر-خرمشهر- فایل ۱۰ |
![]() |
۲-۸-خلاصه ی فصل
در این فصل ابتدا مختصرا به بیان مقدمه و تاریخچه و مشکلاتکانتینریزاسیون پرداخته شد و در ادامه، معرفی مختصری از بندر خرمشهر ارائه شد و در پایان، مقالات و پژوهش های خارجی صورت گرفته در حیطه ی کانتینرهای خالی به طور مفصل بررسی گردید. فصل سوم، روش شناسی تحقیق و معرفی ابزارها و تکنیک های به کار گرفته شده در این تحقیق می باشد.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
۳-۱-روش و نوع تحقیق
انتخاب روش تحقیق درپژوهش ها بستگی به موضوع تحقیق، اهداف و ماهیت تحقیق دارد. محقق برای پاسخگویی به مسائل تحقیق ملزم به انتخاب یک متدلوژی و استراتژی کلی است تا به کمک آن بتواند، داده ها و اطلاعات را جمع آوری و تجزیه و تحلیل کند و به مسائل پاسخ دهد. هدف از انتخاب روش تحقیق آن است تا مشخص نماید چه شیوه یا روشی را انتخاب نماید تا او را هرچه سریعتر و دقیقتر در دست یابی به پاسخ کمک کند.
تحقیقات بر اساس هدف به سه گروه بنیادی، کاربردی وتوسعه ای تقسیم می شوند:
-
- تحقیقات بنیادی : این تحقیقات که مبنایی یا پایه ای خوانده می شوند در جستجوی کشف قوانین وحقایق علمی و شناخت پدیده ها می باشند.
-
- تحقیقات کاربردی : این تحقیقات با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده است بوجود می آید و برای رفع نیاز مندی های بشر و بهبود و بهینه سازی و افزایش رفاه انسان مورد استفاده قرار می گیرد.
-
- تحقیقات توسعه ای : این تحقیقات را باید تحقیقات حل مساله یا حل مشکل نامید و آنها را نوعی تحقیق کاربردی محسوب کرد زیرا نتایج آن مستقیماً برای حل مساله خاص به کار گرفته می شود.
این تحقیق از نظر هدف، تحقیقی کاربردی است و از نظر ماهیت، تحقیقی آمیخته می باشد بدین معنا که هم مباحث کیفی هم مباحث کمی را دربرگرفته است و از آنجایی که بحث کمی تحقیق از بطن مباحث کیفی استخراج گردیده است این تحقیق از نظر روش، آمیخته ی اکتشافی می باشد.
۳-۲-ابزارها و روش های جمع آوری داده ها
برای انجام بخش کیفی این تحقیق، ابتدا به ترمینال کانتینر خرمشهر مراجعه شد و پس از مصاحبه ی ۵۰ دقیقه ای با مدیر ترمینال کانتینر در مورد کانتینرهای خالی موجود در بندر خرمشهر اطلاعاتی جمع آوری گردید و سپس مدیر شعبه ی خرمشهر شرکت کشتیرانی کانتینری “هوپاد دریا"، مدیر عامل و ناظر عملیات این شرکت همچنین کارشناسان امور بندری و بازاریابی و سرمایه گذاری بندر خرمشهر جهت انجام مصاحبه معرفی گردیدند و در نهایت رییس ترمینال کانتینر خرمشهر به عنوان آخرین فرد مصاحبه شده در لیست افراد مرتبط با موضوع تحقیق معرفی گردیدند. در مجموع برای تعیین استراتژی ها و نحوه ی مدیریت کانتینرهای خالی در بندر خرمشهر با ۱۰ نفر از مسوولان ارشد در کشتیرانی هوپاد دریا و ترمینال کانتینری خرمشهر مصاحبه شد. میانگین مدت مصاحبه ها ۴۰ دقیقه می باشد که به صورت حرفه ای کلمه به کلمه شنیده شدند و محتوای آن ها مضمون گذاری گردید و با بهره گرفتن از مصاحبه های موفق، ترسیم جریان کانتینرهای خالی با روش سایپک میسر شد. از طرفی مشکلات موجود در زمینه کانتینرهای خالی با تکنیکآنالیز حالات خرابی تحلیل شد و به صورت کمّی تبدیل گردید. به منظور امتیاز دهی به مشکلات موجود در هر قسمت از جا به جایی کانتینرهای خالی از/ به بندر خرمشهر با بهره گرفتن از این تکنیک، به متصدیان مشاغل مربوط و عوامل زنجیره ی تأمین از سطح مدیریتی در کشتیرانی و بندری تا سطوح عملیاتی مانند بارشماران،سرپرستان عملیات و در نهایت صاحبان بار مراجعه گردید. همچنین با کمک اساتید دانشگاهی، مقالات معتبر و مصاحبه با مسوولان فاکتورهای مؤثر بر میزان کانتینرهای خالی بندر خرمشهر شناسایی گردید و با بهره گرفتن از تحلیل های آماری، میزان تأثیرعدم تعادل واردات و صادراتبندر خرمشهر به عنوان مهمترین عامل به وجودآورنده ی رسوب کانتینرهای خالیبر میزان کانتینرهای خالی بندر خرمشهر برآورد شد و استراتژی های کشتیرانی و بندرخرمشهر برای مدیریت کانتینرهای خالی با بهره گرفتن از نرم افزار انجام فرایند تحلیل سلسله مراتبیو در نظر گرفتن عوامل مؤثر رتبه بندی گردید.
در ادامه ابزارهای به کاربرده شده در این تحقیق توضیح داده شده است:
۳-۲-۱-
فرایند تحلیل سلسله مراتبی یکی از معروفترین فنون تصمیم گیری چند منظوره است که اولین بار توسط توماس ال. ساعتی عراقی الاصل در دهه ۱۹۷۰ ابداع گردید. فرایند تحلیل سلسله مراتبی منعکس کننده رفتار طبیعی و تفکر انسانی است. این تکنیک، مسائل پیچیده را بر اساس آثار متقابل آنها مورد بررسی قرار میدهد و آنها را به شکلی ساده تبدیل کرده به حل آن میپردازد. فرایند تحلیل سلسله مراتبی در هنگامی که عمل تصمیم گیری با چند گزینه رقیب و معیار تصمیم گیری روبروست میتواند استفاده گردد. معیارهای مطرح شده میتواند کمی و کیفی باشند. اساس این روش تصمیم گیری بر مقایسات زوجی نهفته است. تصمیم گیرنده با فرآهم آوردن درخت سلسله مراتبی تصمیم آغاز میکند. درخت سلسله مراتب تصمیم، عوامل مورد مقایسه و گزینههای رقیب مورد ارزیابی در تصمیم را نشان میدهد. سپس یک سری مقایسات زوجی انجام میگیرد. این مقایسات وزن هر یک از فاکتورها را در راستای گزینههای رقیب مورد ارزیابی در تصمیم را نشان میدهد. در نهایت منطق فرایند تحلیل سلسله مراتبی به گونهای ماتریسهای حاصل از مقایسات زوجی را با یکدیگر تلفیق میسازد که تصمیم بهینه حاصل آید. اصول فرایند تحلیل سلسله مراتبی توماس ساعتی چهار اصل زیر را به عنوان اصول فرایند تحلیل سلسله مراتبی بیان نموده و کلیه محاسبات، قوانین و مقررات را بر این اصول بنا نهاده است. این اصول عبارتند از: شرط معکوسی: اگر ترجیح عنصر Aبر عصر B برابر n باشد، ترجیح عنصر B بر عنصر A برابر خواهد بود. اصل همگنی: عنصرAبا عنصر Bباید همگن و قابل مقایسه باشند. به بیان دیگر برتری عنصر A بر عنصر B نمیتواند بی نهایت یا صفر باشد. وابستگی: هر عنصر سلسله مراتبی به عنصر سطح بالاتر خود میتواند وابسته باشد و به صورت خطی این وابستگی تا بالاترین سطح میتواند ادامه داشته باشد. انتظارات : هرگاه تغییری در ساختمان سلسله مراتبی رخ دهد پروسه ارزیابی باید مجدداً انجام گیرد. (قدسی پور، ۱۳۸۱). مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی بکارگیری این روش مستلزم چهار قدم عمده زیر میباشد:
الف) مدل سازی: در این قدم، مسأله و هدف تصمیم گیری به صورت سلسله مراتبی از عناصر تصمیم که با هم در ارتباط میباشند، در آورده میشود.
عناصر تصمیم شامل «شاخصهای تصمیم گیری» و «گزینههای تصمیم» میباشد. فرایند تحلیل سلسله مراتبی نیازمند شکستن یک مساله با چندین شاخص به سلسله مراتبی از سطوح است. سطح بالا بیانگر هدف اصلی فرایند تصمیم گیری است. سطح دوم، نشان دهنده شاخصهای عمده و اساسی “که ممکن است به شاخصهای فرعی و جزئی تر در سطح بعدی شکسته شود) میباشد. سطح آخر گزینههای تصمیم را ارائه میکند. در شکل زیر سلسله مراتب یک مساله تصمیم نشان داده شده است (مهرگان، ۱۳۸۳).
ب) قضاوت ترجیحی (مقایسات زوجی):انجام مقایساتی بین گزینههای مختلف تصمیم، بر اساس هر شاخص و قضاوت در مورد اهمیت شاخص تصمیم با انجام مقایسات زوجی، بعد از طراحی سلسله مراتب مساله تصمیم، تصمیم گیرنده میبایست مجموعه ماتریسهایی که به طور عددی اهمیت یا ارجحیت نسبی شاخصها را نسبت به یکدیگر و هر گزینه تصمیم را با توجه به شاخصها نسبت به سایر گزینهها اندازهگیری می کند، ایجاد کند. این کار با انجام مقایسات دو به دو بین عناصر تصمیم (مقایسه زوجی) و از طریق تخصیص امتیازات عددی که نشان دهنده ارجحیت یا اهمیت بین دو عنصر تصمیم است، صورت میگیرد. برای انجام این کار معمولا از مقایسه گزینهها با شاخصهایi ام نسبت به گزینهها یا شاخصهایj ام استفاده میشود که در جدول زیر نحوه ارزش گذاری شاخصها نسبت به هم نشان داده شده است. ارزش گذاری شاخصها نسبت به هم ارزش ترجیحی وضعیت مقایسهi نسبت به j توضیح ۱ اهمیت برابر گزینه یا شاخصiنسبت به j اهمیت برابر دارند و یا ارجحیتی نسبت به هم ندارند. ۳ نسبتاً مهمتر گزینه یا شاخص i نسبت به j کمی مهمتر است. ۵ مهمتر گزینه یا شاخص i نسبت به jمهمتر است. ۷ خیلی مهمتر گزینه یا شاخص iدارای ارجحیت خیلی بیشتری از j است. ۹ کاملاً مهم گزینه یا شاخص مطلقاً i از j مهمتر و قابل مقایسه با j نیست. ۲، ۴، ۶و۸ ارزشهای میانی بین ارزشهای ترجیحی را نشان میدهد مثلا ۸، بیانگر اهمیتی زیادتر از ۷ و پایینتر از ۹ برای i است.
ج) محاسبات وزنهای نسبی تعیین وزن «عناصر تصمیم» نسبت به هم از طریق مجموعهای از محاسبات عددی.
قدم بعدی در فرایند تحلیل سلسله مراتبی انجام محاسبات لازم برای تعیین اولویت هر یک از عناصر تصمیم با بهره گرفتن از اطلاعات ماتریسهای مقایسات زوجی است. خلاصه عملیات ریاضی در این مرحله به صورت زیر است.
مجموع اعداد هر ستون از ماتریس مقایسات زوجی را محاسبه کرده، سپس هر عنصر ستون را بر مجموع اعداد آن ستون تقسیم میکنیم. ماتریس جدیدی که بدین صورت بدست میآید، «ماتریس مقایسات نرمال شده» نامیده میشود. میانگین اعداد هر سطر از ماتریس مقایسات نرمال شده را محاسبه میکنیم. این میانگین وزن نسبی عناصر تصمیم با سطرهای ماتریس را ارائه میکند.
د) ادغام وزنهای نسبی به منظور رتبهبندی گزینههای تصمیم، در این مرحله بایستی وزن نسبی هرعنصر را در وزن عناصر بالاتر ضرب کرد تا وزن نهایی آن بدست آید. با انجام این مرحله برای هر گزینه، مقدار وزن نهایی بدست میآید. سازگاری در قضاوتها تقریباً تمامی محاسبات مربوط به فرایند تحلیل سلسله مراتبی بر اساس قضاوت اولیه تصمیم گیرنده که در قالب ماتریس مقایسات زوجی ظاهر میشود، صورت میپذیرد و هر گونه خطا و ناسازگاری در مقایسه و تعیین اهمیت بین گزینهها و شاخصها نتیجه نهایی به دست آمده از محاسبات را مخدوش میسازد. نرخ ناسازگاری که در ادامه با نحوه محاسبه آن آشنا خواهیم شد، وسیلهای است که سازگاری را مشخص ساخته و نشان میدهد که تا چه حد میتوان به اولویتهای حاصل از مقایسات اعتماد کرد. برای مثال اگر گزینه A نسبت به B مهمتر (ارزش ترجیحی ۵) و B نسبتا مهمتر (ارزش ترجیحی ۳) باشد، آنگاه باید انتظار داشت A نسبت به C خیلی مهمتر (ارزش ترجیحی ۷ یا بیشتر) ارزیابی گردد یا اگر ارزش ترجیحی A نسبت به B، ۲ و B نسبت به C، ۳ باشد آنگاه ارزش A نسبت به C باید ارزش ترجیحی ۴ را ارائه کند. شاید مقایسه دو گزینه امری ساده باشد، اما وقتیکه تعداد مقایسات افزایش یابد اطمینان از سازگاری مقایسات به راحتی میسر نبوده و باید با به کارگیری نرخ سازگاری به این اعتماد دست یافت. تجربه نشان داده است که اگر نرخ ناسازگاری کمتر از ۱۰/۰ باشد سازگاری مقایسات قابل قبول بوده و در غیر اینصورت مقایسهها باید تجدید نظر شود. قدمهای زیر برای محاسبه نرخ ناسازگاری به کار گرفته میشود: گام ۱٫ محاسبه بردار مجموع وزنی: ماتریس مقایسات زوجی را در بردار ستونی «وزن نسبی» ضرب کنید بردار جدیدی را که به این طریق بدست میآورید، بردار مجموع وزنی بنامید.
گام ۲٫ محاسبه بردار سازگاری: عناصر بردار مجموع وزنی را بر بردار اولویت نسبی تقسیم کنید. بردار حاصل بردار سازگاری نامیده میشود. گام ۳٫ ماکزیمم را به دست میدهد. گام ۴٫ محاسبهmax، میانگین عناصر برداری سازگاری آوردن شاخص سازگاری: شاخص سازگاری بصورت زیر تعریف میشود: n عبارتست از تعداد گزینههای موجود در مساله
-
- محاسبه نسبت سازگاری: نسبت سازگاری از تقسیم شاخص سازگاری برشاخص تصادفی بدست میآید. نسبت سازگاری ۱/۰ یا کمتر سازگاری در مقایسات را بیان میکند(مهرگان، ۱۳۸۳).
۳-۳-۲-نمودار سایپک[۹۳]
روش به تصویر کشیدن فرایند-سایپک
هدف ازجزء به جزء به تصویر کشیدن یا ترسیم نقشه ی فرایند یک سازمان، این است که با یک نگاه سریع تمامی عوامل درگیر، اسناد، تحلیل ها، اولویت بندی ها و برنامه های سازمان برای رسیدن به اهداف مالی و مشتری محوری شناسایی شوند. ترسیم نقشه ی هرفرایند با یک ارزیابی ساده از طریق مصاحبه با ذینفعان کلیدی فرایند آغاز می گردد. یک فعالیت مهم برای ارزیابی فرایند، مصاحبه و پرسش از ارائه دهندگان درون سیستم در رابطه با خدمات و مشتریان آن ها می باشد اطلاعات افراد درون سیستم یا سازمان مبنایی برای جمع آوری داده و سنجش میزان موفقیت و در نهایت ترسیم نقشه های جریان های دارای ارزش خواهد بود.
یکی از تکنیک های مهم برای ترسیم نقشه ی فرایندها، تکنیک سایپک است که مبنای گام آغازین روش شش سیگما می باشد. سایپک ابزار ساده ی ترسیم نقشه ی فرایند است که تمام زنجیره ی اتفاقات از آغاز تا به سرانجام رسیدن هدف فرایند، را با کمک مصاحبه ها ترسیم می نماید(www. isixsigma. com).
سایپک مخففاولین حرف از کلمات: «عرضه کننده، ورودی ها، فرایند، خروجی و مشتریان» به زبان انگلیسی می باشد وهمان طور که مشخص است ترسیم این نمودار عرضه کنندگان، ورودی، فرایند ، خروجی و مشتریان یک فرایند یا سازمان را ارائه می دهد. سایپکمی تواند در دو سطح ترسیم شود؛خطوط شناور[۹۴] یا روش های نامرتبط[۹۵]. در روش نامرتبط، فرایند ها بدون در نظر گرفتن یک فرایند خاص یا خروجی خاص و به صورت کلی و کلان سیستم ترسیم می شوند و در واقع ماهیت نمودار در این حالت یک ترسیم فرایند سطح بالا است مثلا با یک جلسه ی طوفان مغزی کلیات فرایند شناسایی شده و سپس ترسیم می گردد اما روش خطوط شناور در نظر گرفتن فرایند های خاص و خروجی های خاص از سیستم می باشدو یک نقشه کشی با جزئیات در سطوح پایین تر می باشد. برای ترسیم شناور باید چندین فرایند و چندین نمودار و صرف زمان زیادی لحاظ شود و مستند سازی آن با بهره گرفتن از نمودارهای متعدد و ماتریس های مختلف حاصل می شود، با توجه به هدف از ترسیم فرایند می توان از یکی از رو روش استفاده کرد، اما در هر دو حالت عرضه کننده، ورودی، فرایند، خروجی و مشتری به معنای زیر می باشد:
-
- عرضه کننده:سیستم ها، افراد، سازمان ها یا دیگر منابع مواد، اطلاعات یا دیگر منابعی که در فرایند استفاده می شوند یا تغییر شکل می دهند.
-
- ورودی:مواد، اطلاعات یا دیگر منابعی که توسط عرضه کننده فراهم می شوند و در فرایند استفاده شده یا تغییر شکل می دهند.
-
- فرایند:مجموعه ای از فعالیت ها که ورودی را به خروجی تبدیل می کنند.
-
- خروجی:محصولات یا خدماتی که فرایند تولید می کند و مشتری از آن استفاده می کند.
-
- مشتری:افراد یا گروه های افراد، سازمان ها، سیستم ها و زیر گروه فرایند هایی که خروجی فرایند را دریافت می دارند(www. dummies. com).
در این پژوهش از تکنیک نامرتبط برای ترسیم نمودار سایپک در فرایند کانتینرهای خالی استفاده شده است، بدین معنا که پس از مصاحبه با افراد مرتبط و شناسایی جریان کار، نموداری به صورت کلی برای تمام فرایند و عوامل درگیر کانتینر خالی ترسیم گردیده و یک فرایند خاص مد نظر نبوده است و بلکه هدف، ترسیم تمام جریان کار به منظور ساده سازی درک آن بوده است.
۳-۳-۳-تکنیک آنالیز حالات خرابی
۳-۳-۳-۱-معرفیتکنیک آنالیز حالات خرابی [۹۶]و اهداف آن
آنالیز حالات خرابی متدولوژی یا روشی است سیستماتیک که به دلایل زیر به کار می رود:
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 07:15:00 ق.ظ ]
|