راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره حوادث تاریخی بویراحمد در دوره های قاجار و پهلوی و ... |
![]() |
«میرمذکور تنبون سفی، جومه گرامی تا صد سال دال بخره لاش نظامی»
Mir mazkur tonbun safi, juma gerami / ta say sal dal bexare lase nezami
(میر مذکور تنبان سفید، جامه(=پیراهن) گرامی تا صد سال دال بخورد لاشه نظامی) .
یکی از برادران میر مذکور، میر غارتی نام داشت که فردی جنگجو و زبان آور بود. وی نیز به همراه پدر و دیگر برادران، بارها با ماموران قاجار و پهلوی نبرد کردند و از قلاع خویش در حوزه همایجان اردکان دفاع نمودند. درباره او نیز بیتی سروده شده، که در میان عشایر فارس- از جمله کوهمره سرخی- تداول داشته، و مؤلف کتاب «ایل ناشناخته» آن را آورده است.
«غارتی دو رو قطار، پیشتومن شال کم بکن یاغی گری، بیو من مال»
(شهبازی، ۱۳۶۶: ۱۷۰)
Qarati de row qatar, pistow mene sal / kam bekon yaqigari, biyo men mal
(غارتی قطار دو ریس(ردیف) پیشتو زیر شال کم بکن یاغی گری، بیا درون آبادی) .
نقل است ، پس از دستگیری میر مذکور و انتشار خبر آن ، میرغلام خویشاوند وی، در مسیر راه یاسوج به کاکان گردنه ای را بست تا مگر میر مذکور را از بند نجات دهد . ظاهرا این آگاهی نیز به میرمذکور رسیده بود و هر لحظه منتظر حمله میر غلام و آزادی خود بود . اما این اتفاق هیچ گاه عملی نشد ، زیرا ماموران محافظ میر مذکور از راه دیگری به سمت شیراز حرکت کرده بودند . شاعری نا شناس بر اساس این واقعه اشعار زیر را سرود و ناکامی میرمذکور را به تصویر کشید.
«رسییم و گردنه شیر لمه نی یم شاقاسم چی سیم نکه زونی بری یم»
(حسینی ، ۱۳۸۱: ۱۳۰) .
rasiyom va gardana sir lama neyom / sa qasom ci sim nake zuni beriyom
(رسیدیم به گردنه ، شیر در کمین را ندیدم شاه قاسم چیزی برایم نکرد ، زانو بریدم ) .
«مو سییه شاقاسمم کر میرعباسم تش گرو ریشی دلم بگر تقاصم» (همانجا )
Mo seye saqasemom, ker-e mir abasom / tas gero risey delom beger taqasom
( من سید شاه قاسمم پسر میرعباسم آتش گرفت ریشه دلم ، بگیر تقاصم ) .
۳-۳- جنگ داخلی « دره سرد »
رقابت های خانگی خوانین بویراحمد ، که از همان اوان شکل گیری و قدرت یابی _مثل هر خانواده حکومتگر_ مرسوم و معمول شده بود ، در مواقع مختلف موجب جدل های خونین و ویرانگر می شد . در سال ۱۳۰۵ ، به دنبال اختلاف و تعارض طرفین _و نقار و کینه جویی_ چند درگیری میان بخش هایی از بویراحمد علیا و سفلی رخ داد . در بهار سال مذکور ، سرتیپ خان بویراحمدی و نیروهایش به سی سخت _مقر ملا قباد سی سختی_ یورش بردند که تعدادی از دو طرف کشته شدند . مدتی پس از این جنگ ، نیروهای بویراحمد سفلی به سرپرستی شکرالله خان ضرغام پور ، به روستای «گنجه ای» _در نزدیکی یاسوج_ که جزو بویراحمد علیا بود ، حمله کردند و به قتل و غارت پرداختند . ظاهراً به تلافی این اقدام ، در زمستان ۱۳۰۵ جمعی از طرفداران سرتیپ خان به حوزه استحفاظی شکرالله خان در لوداب _که محل زندگی طایفه معروف تامرادی بود_ هجوم بردند و به غارت و کشتار دست زدند (اکبری، ۱۳۶۸ : ۳۹-۳۸ / تابان سیرت، ۱۳۸۰ : ۴۱۵-۴۱۰) . جنگ مزبور به «دره سرد» شهرت یافت و در آن افراد نامی چندی از فریقین به قتل رسیدند . اشعار نسبتاً زیادی در این باب سروده شده ، که چون شیخ علی مراد برخی از آنها را خوانده ، نظر بر این است که خود سراینده آنهاست . چون در بیشتر این اشعار نام اشخاصی مذکور است ، جهت آگاهی و شناخت بهتر به طور مختصر معرفی می گردند .
۱-کَی لهراس(=لهراسب) : مشهورترین و نامدارترین جنگجوی بویراحمدی در دوره رضاشاه که در نبردهای متعدد پیروز و کامیاب بود و در واقع فرمانده و رهبر اصلی و اطمینان بخش بویراحمدی ها در حملات داخلی و خارجی یا مدافعات منطقه ای بود .
۲-کَی قباد : کدخدای مشهور طایفه قاید گیوی که قسمتی از طایفه مذکور را رهبری و کدخدایی میکرد و در نبرد دره سرد کشته شد.
۳-جانی :از همراهان کی لهراس و مقتول در نبرد مزبور .
۴-نجف : یکی دیگر از همراهان کی لهراس ومقتول جنگ .
۵-کی نصر(=نصیر) : کدخدای معروف طایفه تامرادی .
۶-ملا کریم : از جنگجویان بنام طایفه تامرادی ، که در نبرد دره سرد رزم جانانه ای نمود و عاقبت به تیر کی لهراس کشته شد .
اشعاری که در توصیف جنگ دره سرد و شخصیت های مؤثر و مقتول آن سروده شده به شرح زیر است :
«لُهراسِ بَوُ باتولی ، دَی اردشیری کیِ گُهته وَ دَره سرد پنج یَک بگیری»
Lohrâs-e bow bâtuli, dey ardaširi / ki gohte va darah sard panj yak begiri
(لهراسِ پدر باتولی و مادر اردشیری کی گفته از دره سرد پنج یک بگیری)
کی لهراس ، از طایفه ای بنام «باتولی» بود ، که از طوایف تشکیل دهنده اتحادیه دشت موری به شمار میرفتند و طبق نوشته مؤلف کتاب «کهگیلویه و ایلات آن» ، شش تیره (=طایفه) «جلیل ، باتولی ، برآفتابی ، تاس احمدی(=اَمَدی) ، اولاد میرزا علی و شیخ» به دشت موری مشهور بودند . زیرا محل سکونت و مرتع آنها سابقاً دشت مور بوده است . (باور، ۱۳۲۴ : ۱۰۱)
مادر کی لهراس از آقایی های بابکانی بوده ، که البته برخلاف گفته شاعر ، از اردشیری ها محسوب نمی شود . محمود باور جهار تیره «تامرادی ، قاید گیوی ، گودرزی ، و اولاد علی مؤمن» را «اردشیری» ذکر می کند (همانجا).
« آرمُونُم سیِ کَی قُباد ، نجف وُ جانی جُوخُونَه چُوشُو زَیِن تا چِیش و جانی »
Ârmunom si key qebây, najaf vo jâni / joxunaĉušu zayen tâĉiš va jani
( آه و افسوس برای کی قباد ، نجف و جانی در جوخانه ، چوب شمارشان کردند تا چیزی بر جایشان نمانده )
اشاره شاعر به قتل سه نفر از نزدیکان کی لهراس است ، که در محلی به نام جوخونه (جوخانه = جای خانه؟) کشته شدند . مقصود از چوب شمار ، شمردن با چوب است که ، غالبا چوبدستی را بر بدن اشخاص میگذاشتند و یک به یک شماره می کردند . بعد از قتل این افراد، گویا اسبان آنها به دست تامرادی ها و قاتلان آنها افتاده است. ولی بخشی از گله های بز و گوسفند از تامرادی ها به یغما برده شد . شاعر در بیت زیر مقایسه می کند که ارزش آنها کمتر و ناچیزتر از اسب هایزین زرد است .
« تو کِه بُردی بُزِگَرَ مُووَش نَمُردُم کُشتِمِ زین زَردَلَ ، اسپَلَ بُردُم »
To ke bordi beze gara mo vaš namordom/ košteme zin zardala, aspâla bordom
(تو که بردی بزهای گر را ، ما نمردیم کشتیم صاحبان زین زردها و اسپها را بردیم). در جنگ دره سرد ، چون مهاجمان تعداد بیشتری کشته دادند و موفقیت چندانی کسب نکردند ، شاعر نیز در چند بیت به هزیمت و ناکامی آنها اشاره دارد .
« کُهیِه نیر مازه دراز ، رِیش وَوُلِوا بی بَیبَختیِ وَ کَی گیوی پاک شالَه نا بی »
Kohye nir mâza derâz riš vow lewâbi / bay baxti va key givi pak šâla na bi
( کوه نیر مازه دراز ، رویش به طرف لوا(=لوداب( بود / بدبختی کی گیوی ها کاملاً شال به گردن بود )
منظور شاعر ، برگشته بختی قایدگیوی ها و عدم موفقیت آنهاست . شال به گردن ، کنایه از ناکامی و تسلیم و انقیاد است .
« تامِرایی نَرسی پاچَی دَری سرد چِیشَ کُشت ، چیشَ گِرُهت ، باقِیشَ دال خَرد »
Tâmerâyi narasi pâĉey darey sard / ĉiša košt ĉiša geroht, baqiša dâl xard
(همه تامرادی ها نرسیدند پاچه دره سرد/جمعیشو کشتند ، جمعیشوگرفتند ،باقی اش را دال خورد ).
« تامِرایی نَوُمَیِه غَیرَه سِه بُر مال کَی قُبای وَ دَکمَیَه سیِ تاشَ خَه دال »
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 09:54:00 ب.ظ ]
|