از ژرف این غبار
تا اوج آسمان خدا پر گشوده است
انگشت بر دریچه‌ی خورشید سوده است
تاج از سر فضا و زمان در ربوده است
تا او کند دری به جهان‌های دیگری. (مشیری، ۱۳۹۱، ج۱: ۴۵۷)[۱]
در قصه آدم، از هبوط و اخراج شیطان و نیز از هبوط آدم و حوا سخن رفته است، و به دلیل نادیده انگاشته شدن مطالعه مجموعه آیات مربوط به هبوط و سیاق آن‌ها، تصور دو نوع هبوط، مبهم به نظر آمده است! در حالى که وقتى مجموعه آیات و سیاق آن‌ها مورد توجه قرار مى‌گیرد، تصور هر دو نوع هبوط واضح مى نماید، زیرا در چهار مورد (اعراف/ ۱۳ و ۱۸ و حجر/ ۳۴ و ص/ ۷۷) که هبوط و اخراج شیطان پس از مخالفت وى با فرمان خدا، مطرح است، نه از جنت سخن رفته است تا ضمیر «منها» به آن برگردد و نه از زمین، تا بگوییم مقصود تبعید به زمین است. تنها احتمال سازگار با ظواهر آیات این است که شیطان در اثر مخالفت با امر خداوند، مقام و موقعیتش را از دست داد و این حقیقت هبوط ابلیس بوده است.
شیطان در انتظار بیرون رانده شدن آدم و حوا و استقرار آنان در زمین بود، تا در آن‎جا انتقامش را بگیرد، بر این اساس توطئه کرد و آدم و حوا را گمراه کرد. در چنین شرایطى مسأله هبوط دسته جمعىِ شیطان و آدم وحوا به زمین مطرح شد و از این رو در تمامى آیات (بقره/ ۳۶ و اعراف/ ۲۴ و طه/ ۱۲۳) کلمه «جنّت» یا همان «بهشت» مطرح است که مسأله هبوط آدم و حوا و شیطان را به زمین تداعى مى‌نماید. مشیری در شعر دیگری به نام «ای وای شهریار» به داستان هبوط آدم اشاره می‌کند:
در نیمه‌های قرن بشر سوزان
در انفجار دایم باروت
در بوته زار انسان
در ازدحام وحشت و سرسام
سرگشته و هراسان می‌خواند
می‌خواند با صدای حزینش
می‌خواست تا صدای خدا را
در جانم مردمان بنشاند
نامردم سیه دل بدکار را مگر
در راه مردمی بکشاند
می‌رفت و با صدای حزینش
می‌خواند
در اصل یک درخت کهن آدم
از بهشت
آورد در زمین و درین پهندشت کشت
ما شاخه درخت خداییم
چون برگ و بار ماست ز یک ریشه و تبار
هر یک تبر به دست چراییم ؟ (ج۲: ۱۲۰۵ – ۱۲۱۰).
۴-۲-۲- حوّا
لازم به ذکر است که نام حوّاء در قرآن نیامده است ، بلکه تنها به عنوان همسرآدم (ع) پا به صحنه آفرینش می گذارد. شخصیت حوّاء عنصر تزویج را که برای نسل بشر ضرورت دارد، به نمایش می‌گذارد و به گونه‌ای نماد و اسطوره‌ی ازدواج و گناه‌آفرینی است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
در مورد حوّا در قرآن می‌توان دو ویژگی مادی یافت.
۱-گندمگون: آدم از گل آفریده شد و حوّا از وجودآدم خلق شده است: «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها» (الزمر/ ۶) «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْکُنَ إِلَیْها» (الاعراف/۱۸۹)؛ و «یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها» (النساء/۱).
۲- لبان تیره: اگر به معنی واژه «حوه» دقت کنیم به قرمزی گفته می‌شود که به سیاهی می‌زند. همچنین به لبان تیره نیز اطلاق می‌شود. از این رو به مرد و زن با لبان تیره گفته می‌شود.
از منظر قرآن حوا دارای مقام والایی است. به گونه ای که خداوند او را مورد خطاب قرار می دهد باید توجه داشت قرآن هیچ‌گاه پیامبری را به همراه همسرش مورد خطاب قرار نداده، همیشه خطاب به پیامبر و قوم اوست شاید سّر این چنین بیانی توجه به مرکز زوجیت است که باعث بقای زندگی بشر است.
مشیری نام حوّا را در کنار آدم و در هاله‌ی شرم نخستین آورده است:
ساحل خاموش، در بهت مه آلود سحرگاهان
چشم وا می کرد و - شاید -
جای پاها را، نخستین بار، روی ماسه ها می دید !
ما بر آن نرمای تردتر، روان بودیم .
آسمان و کوه و جنگل نیز، مبهوت از نخستین لحظه دیدار،
با خورشید !
آه، گفتی ما، در آغاز جهان بودیم ؟
بر لب دریا
در بهشت بیکران صبحگاهان،
ما
چشم و دل، در هاله شرم نخسین !
آدم و حوا ! (ج۱: ۷۸۶).
۴-۲-۳- بهشت
در کتاب آسمانی ما مسلمانان، از «بهشت» درباره داستان خلقت، دراین آیات یاد شده است:
«وَ یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ فَکُلاَ مِنْ حَیْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ» (اعراف/ ۱۹). ترجمه: «و ای آدم، تو با جفتت در بهشت منزل گزینید و از هر جا (و هر چه) بخواهید تناول کنید و لیکن نزدیک این درخت نروید (درخت گندم یا انگور یا سیب یا غیره) که از ستمکاران خواهید گشت».
«وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَکُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الْظَّالِمِینَ» (بقره/ ۳۵). ترجمه: « و گفتیم: ای آدم تو با جفت خود در بهشت جای گزین و در آنجا از هر نعمت که بخواهید فراوان برخوردار شوید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...