کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



عدم وجود
ناراضی
عادی
دلشاد
رضایت بخش ها
ناراضی کننده ها
سطح رضایت مشتری
شکل شماره2-24- مدل مولفع های ارزش
منبع: خلیفه(2004)
در این مدل بیشترین توجه به جذب مشتری، بهبود رابطه بین او و عرضه کننده کالا و خدمت است و لیکن توجه بسیار کمی به سیکل فعالیت مشتری از تشخیص نیاز تا خرید، استفاده و کنار گذشتن یا صرف نظر از مصرف کردن کالا داشته است. همچنین به مزایا و مضراتی که مشتری در کنار کسب ارزش به دست می آورد، توجه بسیار کمی دارد.(همان)
2-3-2-3- رویکرد دریافت کردن در مقابل پردخت کردن(مدل نسبت هزینه- فایده)
یکی از رویکردهای مطرح در زمینه ارزش، رویکردی است که ارزش را مفهومی تحت عنوان دریافت کردن در برابر پرداخت کردن یا گرفتن در مقابل دادن[212] بیان می کند. به عبارتی در این مدل ارزش در ارتباط با این مسأله که مشتری چه به دست آورده و چه چیزی را در ازای آن می پردازد مطرح
می شود. منافع حاصل از اکتساب کالا یا خدمت شامل موارد ملموس و ناملموس شده و پرداختی های وی نیز شامل موارد پولی و غیر پولی از قبیل زمان، هزینه جست و جو، هزینه یادگیری، هزینه روانی و ریسک های مالی، روانی و اجتماعی است.( هابر و همکاران، 2001) به عبارت دیگر ارزش از دید مشتری به تبادل پیامدهای مثبت یا ستاده های مطلوب و پیامدهای منفی یا هزینه ها برمی گردد.
زیتامل(1988) بر این عقیده است که مصرف کنندگان آن چه را که می خرند، با هزینه های قیمتی که برای بدست آوردن می پردازند مقایسه می کنند و در این حالت ارزیابی ارزش کل، شکل می گیرد. در نتیجه ادراکات قیمتی و کیفیتی بر ارزش ادراک شده مشتری اثر دارد. وی در مطالعات خود پس از مصاحبه های عمقی و گروه کنترل که توسط اکتشافی پیرامون ارزش ادراک شده مصرف کنندگان صورت می گرفت بر اساس پاسخ های مطرح شده ابتدا 4 تعریف منحصر به فرد را از ارزش بیان
دانلود پایان نامه
می کند:

 

    • ارزش، قیمت پایین است.

 

    • ارزش هر آن چیزی است که من از یک محصول می خواهم.

 

    • ارزش کیفیتی است که من در برابر قیمتی که می پردازم دریافت می کنم.

 

    • ارزش هر آن چیزی است که من در برابر آنچه هزینه می کنم دریافت می کنم.

 

وی در نهایت این چهار تعریف را جمع کرده و در یک عبارت این چنین تعریف می کند: “ارزش ادراک شده به عنوان ارزیابی کلی مشتری از میزان مطلوبیت یک محصول یا خدمت است بر مبنای ادراک وی، از آنچه دریافت کرده در برابر آنچه پرداخت کرده است".
همچنین کاتلر[213](2003) بیان می کند که مشتریان از یک شرکت در صورتی کالا یا محصولی را خریداری می کنند که آن شرکت ارزش بالایی را برای آنان خلق کنند. وی بیان می کند که ارزش ادراک شده مشتری تفاوت میان مزایایی است که مشتری در صورت انتخاب یک محصول یا خدمت به دست می آورد دربرابر تمام هزینه هایی که جهت به دست آوردن آن پرداخت می کند. وی معتقد است که مصرف کنندگان درک کیفیت را با درک هزینه ترکیب کرده و به ارزیابی از ارزش ادراک شده می پردازند. مدل ارائه شده توسط وی در زیر آمده است:
ارزش محصول
هزینه های احساسی
هزینه های انرژی(تلاش)
هزینه های زمانی
هزینه های پولی
ارزش تصویر
ارزش کارکنان
ارزش خدمت
شکل 2-25- ارزش ادراک شده مشتری
منبع: کاتلر(2003)
مجموع هزینه های مشتری
ارزش خدمات مشتری
ارزش ادراک شده مشتری
پارولینی[214]در سال 1999 رهیافت دیگری را در رابطه با مفهوم ارزش مطرح کرده و از آن به عنوان ابزاری جهت تحقق استراتژی رقابتی نام برده است. در این رهیافت که وی آن را شبکه ارزش نامیده است سه نوع ارزش مطرح می گردد: ارزش حاصل از سیستم، ارزش دریافت شده توسط مشتری نهایی، ارزش حاصل از بازیگران خلق ارزش.( پریچهر، 1387)
ارزش حاصل از سیستم تفاوت بین ارزش ناخالصی است که مشتری به کالا یا خدمت نسبت می دهد
( صرف نظر از قیمت آن کالا یا خدمت) و تمام هزینه هایی که سیستم خلق ارزش جهت تولید و عرضه آن کالا متحمل شده است. ارزش نسبت داده شده به یک کالا به طور مستقیم مرتبط با منافعی است که مورد انتظار مشتری است و نسبت معکوس با هزینه های مرتبط با بهره گرفتن از آن کالا یا خدمت(مانند هزینه لوازم یدکی و قطعات تکمیل کننده و نگهداری و سایر هزینه های پس از خرید محصول) دارد. کل ارزش خالص خلق شده توسط سیستم بین مشتریان نهایی و بازیگران اقتصادیِ سهیم در خلق آن ارزش، بسته به قدرت نسبی چانه زنی هریک تقسیم می شود.
ارزش خالص دریافتی توسط مشتری نهایی نیز به 2 بخش تقسیم می شود. ارزشی که مشتری به کالا یا خدمت نسبت می دهد و قیمتی که واقعاً برای آن پرداخت کرده است. کل قیمت پردخت شده برابر است با کل عایدی های دریافت شده توسط بازیگرانی که در فعالیت های خلق ارزش سهیم بوده اند.
ارزش خالص دریافتی بازیگران خلق ارزش نیز تفاوت بین کل قیمتی است که خریدار به بازیگران خلق ارزش پرداخته و کل هزینه هایی که آنها متحمل شده اند.( خلیفه، 2004)
بنابراین در هر سیستمی عرضه محصول( با میزان ارزش مشخص تحت عنوان ارزش ناخالص) مستلزم صرف میزان معینی هزینه است که سیستم با توجه به این هزینه و اقدامات بازیگران خلق ارزش
( افرادی مثل نیروی فروش که با رفتار و نوع برخورد مناسب با مشتری به خلق یا افزودن ارزش به محصول نهایی سازمان می پردازد) قیمتی را برای محصول نهایی تعیین می کند که تفاوت بین قیمت و ارزش ناخالص آن محصول نشان دهنده ارزش خالص برای مشتری است. به طور کلی در این رویکرد ارزش از نظر مشتری نسبت فواید و نتایج مطلوب به هزینه های پرداخت شده برای به دست آوردن آن نتایج تعریف می شود.
2-3-2-4- رویکرد فایده گرایی در مقابل لذت گرایی
رویکرد فایده گرایی در برابر لذت گرایی یکی دیگر از رویکردهای مطرح در خصوص تعریف مفهوم ارزش است. در فایده گرایی، مصرف کنندگانی زمانی به ارزش دست پیدا می کنند که در مقابل استفاده از یک محصول به نتایج مطلوب و دلخواه خود دست پیدا کنند. به عبارت دیگر زمانی که از محصول یا خدمت انتظار دارند وسیله ای برای دست یابی به نتیجه باشند که در مدل وسیله نتیجه آمده است. در مورد لذت جویی، هدف از مصرف یک کالا یا خدمت، فقط لذت بردن و تفریح کردن است.
2-3-2-5- مدل وسیله – نتیجه
در این مدل، مشتریان کالاها و خدماتی را مورد استفاده قرار می دهند که نتایج مطلوبی را به وسیله آنها کسب کنند. بر مبنای مدل وسیله- نتیجه، ویژگی ها و خصوصیات کالا یا خدمت، نتایج و پیامدهای حاصل از مصرف آن و نیز ارزش های شخصی مشتری شکل دهنده فرایند تصمیم گیری او هستند. از نظر وودراف[215](1997) ارزش از دید مشتری به عنوان یک رجحان نسبت داده شده از سوی وی به کالا می باشد که تحت تأثیر ارزیابی مشتری از ویژگی ها و خصوصیات کالا و پیامدهای ناشی از مصرف آن در جهت تحقیق اهداف و مقاصد وی است. مدل ارائه شده توسط وی سلسله مراتب ارزش مشتری نامیده می شود. بر اساس این مدل، ارزش مطلوب مورد نظر مشتری در سه موقعیت منجر به رضایت مندی حاصل از ارزش دریافت شده توسط وی می شود که در شکل2-26 آمده است.
رضایت مشتری ناشی از ارزش دریافتی
ارزش مطلوب مشتری
رضایت بر مبنای ویژگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1400-08-04] [ 11:20:00 ب.ظ ]




البته لازم به ذکر است که چنانکه غلبه طبایع اربعه در روح و اخلاق تاثیر میگذارد برعکس ان هم همینطور است، مثلا خشم، مزاج را بیشتر از حالت اعتدال گرم مى‏کند، اندوه خشک مزاجى ببار مى‏آورد؛ پژمردگى و کم ارادگى نیروى روانى را سستى مى‏بخشد و مزاج را به سوى بلغمى بودن گرایش مى‏دهد. پس معلوم مى‏شود که در خوش خلقى بهبودى تن و روان نیز هست.[۱۴۵]
پرخوری
از عوامل دیگری که باعث برهم زدن اعتدال طبایع اربعه میشود پرخوری و تخمه میباشد بى‏کارى و پرخورى‏، مولد بلغم و مواد فضلیه و غذاهاى هضم نشده و انبار شده در بدن مى‏شود ابن نفیس در شرح الاسباب و علامات مینویسد: پرخورى‏- چه غذاى گرم و چه سرد- حرارت غریزى را در مزاج خاموش و منجمد کرده و در نتیجه سردى مى‏آورد؛ مانند هیزمى زیاد که بر آتشى بیفکنند و در نتیجه عصب و روح و قوه نفسانى از به حرکت آوردن طبیعتى اعضاء ناتوان مى‏شوند و در نتیجه رعشه و استرخاء و سایر امراض بارده ایجاد مى‏کنند.[۱۴۶]
زیان‏بخش‏ترین نوع غذا خوردن آن است که قبل از هضم و پخته شدن غذاى قبلى، غذاى دیگرى بر آن وارد شود. بدترین کارها انباشتن شکم و پرخورى‏ است، بویژه اگر غذا از نوع ناپسند باشد. اگر درد ناشى از پرخورى بر اثر غذاهاى غلیظ باشد مفاصل و کلیه بدرد مى‏آیند و شکم‏پرست به بیمارى ربو، برونشیت، نفس‏تنگى، نقرس و سخت شدن طحال و کبد و بیمارى‏هاى بلغمى و سودائى مبتلا مى‏شود. اما اگر پرخورى بیش از حد و عوارضش بر اثر خوراک‏هاى لطیف باشد، بیمارى‏هاى روى‏آور عبارتند از تب‏هاى گرم و شدید و پلید (خبیثه) و ورم‏هاى آزاردهنده و ناپسندیده.[۱۴۷]
در بدن کسى که در زمستان بسبب پرخورى‏ و کم‏ورزشى، خلطها افزایش یافته‏اند، وقتى به بهار مى‏رسد براى بیمارى‏هائى که زاده این خلطهاست آمادگى دارد.[۱۴۸]
در روایات اسلامی هم به عوارض پرخوری متذکر شده و محرز میباشد و بدیهی است که بر فرض مثال پرخوری که بلغم را زیاد کند غلبه بلغم اثرات سوء خود را در روح و اخلاق انسان خواهد گذاشت. که در بحث غلبه اخلاط به آن اشاره شد. مرحوم کرمانی در کتاب دقایق العلاج که کتابی است که طب را با محور قرار دادن روایات نوشته است میگوید: هرکس اعتدال را بخواهد باید زیاده روى را در همه حال کنار بگذارد زیرا زیاده‏روى سبب برگرداندن بدن از میزانست نمى‏بینى که از پرخوابى، پرخورى‏، گرسنگى خوردن، بى‏خوابى کشیدن، حرکت یا سکون زیاد و اندیشه و نگاه کردن و بستن چشم بیش از اندازه چه بانسان مى‏رسد پس باید از این پند بگیرى و بدن خود را در هرحال بین بین قرار بدهى تا چشمت روشن باشد و این کلمات نیز از عین حکمت مى‏باشد و معنى قول خداوندست که مى‏فرماید:«لا تسرفوا إنه لا یحب المسرفین». که باید بعموم لفظ توجه شود نه بخصوص محل.[۱۴۹]
غذاهای صنعتی
از زمانى که مادیت و پول‏پرستى، هدف نهایى و کعبه آمال آدمیان قرار گرفته، مخصوصا، از وقتى که تفنن و فانتزى در زندگى مردم ریشه دوانیده است، صاحبان کارخانه‏ها و مؤسسات‏ عظیم صنعتى‏، سلامتى عموم افراد بشر را فداى سودجویى و تأمین منافع شخصى خود کرده و با تهیه یک مشت مواد دارویى، غذایى و آشامیدنى که اکثر آن‏ها زیان‏بخش است و ترویج آن‏ها در بین مردم به وسیله تبلیغات قوى، زمینه را براى ابتلا به بیمارى‏ها، از جمله بیمارى سرطان، کاملاً فراهم کرده‏اند.[۱۵۰]
دکتر گیلرداوزر، در کتاب گذرنامه براى یک زندگانى نوین، مى‏نویسد:
«روز به روز بر دامنه تجربیات و مطالعات درباره پیدایش بیمارى سرطان افزوده مى‏شود و همه کسانى که در این راه کار مى‏کنند، جملگى معتقدند که سرطان، عاقبت شوم یک تغذیه بد است» و سپس اضافه مى‏کند: «در آمریکا، دسته مورمون‏ها که اصول مذهبى آنان را وادار مى‏کند رژیم غذایى خاصى‏ داشته باشند، هیچ‏ وقت، مبتلا به سرطان نمى‏شوند و حال آنکه بسیارى از آمریکاییان چون رژیم غذایى را رعایت نمى‏کنند، سرطان مى‏گیرند».
به عنوان مثال: ارد بدون سبوس برای بدن فوق العاده زیانبار است هم برای دستگاه گوارش مضر است و کار معده را مختل میسازد و هم یبوست و خشکی مزاج و سودا ایجاد میکند و نیز شخص را گرفتار کاهش قدرت دفاعی و سیستم ایمنی و ایجاد کم خونی میکند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
یا چون (غذاهایی مثل) ماکارونی فاقد فیبرهای گیاهی میباشد، تخمیر شده و در روده ایجاد انسداد و یبوست میکند و به علت تخمیر باعث بوجود آمدن گازهای سمی مانند فنل، اندول، اسکاتل و الکل در روده بزرگ میشود. این گونه غذاهای ایتالیایی (ماکارونی و اسپاگتی)، موجب ناراحتیهای عصبی، گوارشی، انواع سردرد(مخصوصاً میگرن)، هموروئید (بواسیر) و جذب سموم به درون خون و سودا و کابوس ایجاد میکند و در پی بروز این عوارض بیماریهای مغز و اعصاب و روان بروز مینماید. مضافاً این که تخمیر و تخم مرغهای افزوده بر آن موجب اختلالات کبدی، دیابت، افزایش وزن و چاقی و چربیهای اطراف شکم و دور قلب می گردد.[۱۵۱]
ما در غلبه اخلاط عوارض سودا را توضیح دادیم. به عنوان نمونه یکی از چیزهایی که مولد سودا است و طبع را به هم میزند گوشت گاو است که مصرف آن در جامعه ما زیاد است تقریباً تمام غذاهای صنعتی از سوسیس و کالباس و همبرگر و هات داگ وکباب لقمه و… از گوشت گاو است. خوشبختانه هم در روایات وهم در منابع طب سنتی ما به عوارض آن متذکر شدهاند خصوصاً کسانی که به خوردن آن مداومت دارند و یا مزاج ذاتی آنها سوداوی است بیشتر دچار این عوارض میشوند.
علی ابن اهوازی در کامل الصناعه الطبیه که کتاب مرجع طب سنتی است میگوید: غذاییت گوشت گاو زیاد، و گوشت غلیظی تولید میکند و دیر هضم و تولید کننده سودا است، مخصوصاً گاوی که به کمال رشد خود رسیده و این زمانی است که انسان به خوردن گوشت آن مداومت داشته باشد و همچنین طبع گوشت گاو مایل به سودا است و انسان را دچار امراض سوداوی مهلک میکند.[۱۵۲]
ابوعلی سینا در کتاب «قانون» خود می‌گوید گوشت گاو، باعث بوجود آمدن، لک و پیس و لکه‌های سیاه و سفید بر روی پوست، امراض سوداوی، وسواس، سرطان، و جَرَب[۱۵۳]و باعث منع ریزش صفرا به رودهها و باعث تبهای (ربع ) و خون گاو و همچنین گوشت آن باعث جُذام، داءُ الفیل[۱۵۴] میشود.[۱۵۵] روایت داریم از امام صادق (ع)که فرمودند: گوشت‏ گاو بیمارى آورد، و روغنش شفا و شیرش دوا می باشد.[۱۵۶]
نمونه های زیادی برای این موضوع وجود دارد که ما ازباب ( مشت نمونه خروار) آوردیم آخرین مثالی که ما در این موضوع متذکر میشویم بحث تولید میوه های چهار فصل به روش صنعتی است مثلاً خیار در زمستان هم تولید و مصرف میشود. و این کاملاً با مبانی طب اسلامی و سنتی مخالف ودر بعضی موارد مضرّ است است و مزاج و طبع را به هم میزند و گفتیم که در نتیجه تأثیر بسزایی در روح و اخلاق دارد.
رسول خدا (ص) می‌فرماید: بر شما باد [خوردن میوه] به هنگام روی کردن آن [در فصل آن که می‌رسد] چرا که در این هنگام مایه سلامت تن و از میان رفتن اندوه است، نیز آن را در هنگام پشت کردن [فصل آن که تمام می‌شود] واگذارید که در این هنگام برای بدن درد است. به عنوان مثال، خیار که در تابستان می‌روید حدود ۹۵% آب و ۵% أملاح دارد که در گرمای شدید تابستان برای افراد گرم مزاج، بسیار مفید است، امّا مصرف آن در زمستان و فصول دیگر باعث بیماری‌های بلغمی می‌شود.[۱۵۷]
در روایت دیگری امام حسن عسکری فرمودند: «فلا تعجل على ثمره لم تدرک و إنما تنالها فی أوانها و اعلم أن المدبر لک أعلم بالوقت الذی یصلح حالک فیه‏» ، بر میوهای که هنوز نرسیده به خوردنش عجله نکن و آن را در وقتش بخور و بدان همانا آن کسی که کارهای تو را تدبیر میکند او میداند که چه وقتی این میوه به صلاح حال توست.[۱۵۸]
نتیجه
و با نگاهی به روایات، می توان نتیجه گرفت که اخلاق و تعالی ان از موضوعات اساسی دین ما بوده و در قران و روایات اسلامی مباحث فراوان، با مصادیق مختلفی می توان برای این بحث پیدا کرده و چهارچوب مشخصی برای ان ترسیم کرد. و همچنین چه بسا این گونه می توان ادعا کرد که یکی از اصول ائمه (ع) در روایات طبی، مزاج و طبایع اربعه بوده است که در خیلی مواقع توضیحات و نسخه های دارویی را بر اساس ان تجویز می کردند.
عواملی مانند غلبه این طبایع و اخلاط و پرخوری و غذا های صنعتی و…، باعث به هم خوردن اعتدال اینها می شود و در نتیجه تاثیر منفی خود را در روح واخلاق انسانی می گذارد .
فصل پنجم
تبیین رابطه روح و جسم
مسئله رابطه روح و جسم، مسئله‏اى بحث‏انگیز در حوزه علم‏النفس فلسفى و علوم روز و علوم طب و روانشناسی است که در این فصل ما تنها نگرشی به این موضوع داریم.
به عنوان مقدمه لازم است یادآوری شود که ما در مقابل روح نفسانی انسان که مورد نظر ماست یک روح بخاری داریم که در کتب طب استعمال مى‏گردد و آن غیر از روح به معنى نفس ناطقه انسانى است روح بخارى جسم لطیف گرم است که از لطافت و صفوت اخلاط اربعه تن حاصل مى‏شود و روح به معنى نفس ناطقه انسانى و رأى جسم و جسمانى و فوق طبیعت مادى است. به قول شیخ رئیس در بعضى از رسائلش: روح بخارى را جان گویند و نفس ناطقه را روان.
على بن ابى الحزم قرشى در کلیات طب در بیان فرق یاد شده گوید:
«الارواح و لا نعنى بها ما تسمیه الفلاسفه النفس الناطقه کما یراد بها فى الکتب ‏الالهیه بل نعنى بها جسما لطیفا بخاریا یتکون عن لطافه الأخلاط کتکون الاعضاء عن کثیفها و الأرواح هى الحامله للقوى».
یعنى: ما طبیبان که در کتب طب گوییم ارواح، مراد ما آن ارواحى نیست که فلاسفه در کتب حکمت الهیه به اسم نفس ناطقه از آن بحث مى‏کنند، بلکه مقصود ما از ارواح آن جسم لطیف بخارى است که از لطافت و صفوت اخلاط چهارگانه متکون مى‏شوند چنان‏که اعضاى بدن از کثیف و غلیظ آن اخلاط متکون مى‏شوند و ارواح بخارى حامل قوى‏اند.[۱۵۹]
نفس ناطقه یعنى روح انسانى، جوهرى از عالم مجردات یعنى از عالم امر است ولی بدن عنصری جوهرى از عالم خلق است یعنى از عالم طبیعت و مادیات است‏. بنا بر تعاریف مختلفی که از روح ارائه می شود، روح انسان همان بعد غیر مادی انسان می باشد که به واسطه آن انسان توان احساس و حرکت ارادی پیدا می‌کند.[۱۶۰]
روح ما، همان چیزی است که از آن به “من‌” تعبیر می‌کنیم و انسانیت انسان به آن است و حقیقت انسان را تشکیل میدهد و به جهت آن که حقیقت آن مجرد و غیر مادی است، در ماهیت و جنس آن عنصر مادی حضور ندارد. از این رو، صفات مادی نظیر داشتن مکان و زمان و قابل رؤیت بودن را ندارد و پس از جدایی از جسم انسان، دیگر امکان رؤیت او با چشم سر وجود ندارد. روح انسان که در زمان تعلقش به جسم به آن نفس اطلاق می گردد، اموری چون: ادراک‌، اراده و دیدن و شنیدن و… را به واسطه جسم انسان انجام می‌دهد. بدن، ابزار روح است.[۱۶۱] پس حقیقتاً خود روح انسان، چشم دیدن ندارد و چگونگی ادراک او در مورد حقایق پیرامونش در زمان حیات، با واسطه ابزار چشم بدن می باشد و پس از مرگ و جدایی روح از بدن، ادراکات او دیگر از سنخ ادراکات حسی مثل دیدن با چشم نمی باشد؛ بلکه از سنخ ادراکات مجرد و علم حضوری می باشد.
تقسیم فلسفی رابطه روح و جسم
در یک تقسیم بندی فلسفی رابطه روح (نفس) وجسم(بدن) به اقوالی تقسیم می شود.
نظریه منسوب به افلاطون
روح، جوهری است مجرد، قدیم و ازلی که پیش از تعلق به بدن، در عالم مُثُل و مجردات وجود داشته است. هنگامی که نطفه انسانی مراحل تحول خویش را طی می‏کند و به صورت بدن کامل انسانی ظاهر می شود، روح و نفس از مرتبه بالاتر و غیبی خویش تنزل می‏کند و به بدن تعلق می‏گیرد.
این نظریه روح و بدن را دو جوهر منفصل و جدا و علاقه و ارتباط آنها را عرضی و اعتباری می‏داند. دیری نپایید که این نظریه به‏وسیله ارسطو شاگرد افلاطون، رد شد.
نظریه ارسطو
او رابطه روح و بدن را از نوع علاقه صورت و ماده- که خود مبدع آن است – دانست، با این تفاوت که قوه عاقله چون مجرد است، صورتی با ماده است نه در ماده. در فلسفه ارسطو، از اینکه روح، جوهر قدیم و بالفعل است اثری نمی‏یابیم. روح قدیم نیست، حادث است؛ در آغاز کار، قوه و استعداد محض است و هیچ‏گونه علم قبلی برایش حاصل نیست. همه معلومات و اطلاعات خود را در این جهان از قوه به فعل می‏رساند. در فلسفه ابن سینا نیز همین معنا با اندکی تفاوت منعکس است.[۱۶۲]
نظریه صدرالمتألهین شیرازی
ایشان در ابتدا انحاء تعلق را از قوی به ضعیف می‏شمارد.
اول. تعلق ماهیت به وجود، که قوی‏ترین نوع تعلق است. و وجه شدت این تعلق آن است که ماهیت هم در ذهن و هم در خارج نیازمند وجود است و با صرف نظر از وجود، نه دارای تقرر ذهنی است و نه تحقق خارجی و عینی دارد. البته باید در نظر گرفت که این نوع از تعلق، تعلق شیء به شیء نیست.
دوم. تعلق معلول به علت مفیضه‏اش: در این نوع یک شیء در وجود و هستی خویش عین تعلق به شیء دیگر است.
سوم. تعلق از حیث تشخص و نوعیت: این نوع از تعلق بین عرض و موضوع آن محقق می‏شود؛ یعنی عرض هم در تشخص وجودی و هم در نوعیت خود نیازمند و متعلق به وجود و نوعیت موضوع جوهری خویش است.
چهارم. تعلق صورت به ماده: شی وابسته، هم در حدوث و هم در بقای خویش نیازمند است به شیئ که به آن تعلق دارد.
پنجم. تعلق نفس به بدن در نظر طرفداران حدوث نفس: شی در حدوث خود محتاج شیء دیگری است، هر چند در تداوم وجود و تشخص خود نیازی به آن ندارد.
ششم. تعلق از جهت به دست آوردن کمالات ثانیه: در این قسم، که ضعیف‏ترین انحای تعلق و نیاز است، شیء متعلق حدوثاً و بقاءً مستقل است، لیکن برای کسب پاره ای از مزایا و فضایل وجودی، وابسته به شیء دیگری(متعلق به) می‏باشد.
در نظر صدرالمتألهین وابستگی نفس به بدن در آغاز پیدایش از قسم پنجم است ولی پس از این مرحله تعلق نفس از نوع ششم می‏گردد، یعنی نیاز نفس به بدن صرفاً از جهت به دست آوردن پاره‏ای کمالات نفسانی است که جز از راه تدبیر بدن حاصل نمی شود.[۱۶۳]
نفس تا زمانی که در مرتبه طبیعت و احساس قرار دارد، برای ادراک محسوسات نیازمند آلات و قوای گوناگون است؛ برای هر نوع ادراکی به عضو ادراکی متناسب با آن توجه می‏کند و آن را به کار میگیرد و از این رهگذر به ادراک تامی دست می‏یابد؛ مثلاً نفس برای درک شیء دیدنی به چشم توجه می‏کند و آن را به کار می‏گیرد تا از طریق قوه بینایی فعل دیدن را انجام دهد و همچنین برای شنیدن از قوه شنوایی کمک می‏گیرد و به همین قیاس در انجام سایر افعال از قوه متناسب با آن استفاده میکند.[۱۶۴]
براساس حکمت متعالیه نفس و بدن در عین دوگانگی وحدت دارند؛ پس در واقع نظریه حکمت متعالیه در باب نفس نظریه دو گانه انگاری است؛ اما نه دو گانه انگاری دکارتی که نفس و بدن دو چیز کاملاً متفاوت و جدا از هم باشند. بلکه نفس و بدن در عین تمایز، وحدت دارند؛ زیرا براساس حکمت متعالیه نفس به دلیل جامعیت و قوت وجودی دارای وحدتی است که با کثرت تنافی ندارد. او موجودی است که وحدت در کثرت؛ و کثرت در وحدت دارد. در نتیجه بر اساس این نظریه عمیق ترین رابطه (که همان رابطه وحدت و این که بدن مرتبه¬ای از مراتب نفس است) بین نفس و بدن برقرار است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:20:00 ب.ظ ]




خوراک واحد آلکیلاسیون عبارت است از ایزوبوتان و الفین های سبک. الفین ها اساساً از واحدهای کک سازی و نیز کراکینگ کاتالیزوری حاصل می شوند و از این میان پروپن و بوتن بیشترین استفاده را در آلکیلاسیون دارند. ایزوبوتان که بیشترین ایزوپارافین مورد استفاده در این فرایند است معمولاً از واحدهای هیدروکراکینگ به دست آمده اما در واحدهای رفرمینگ، تقطیر نفت خام و پالایش نفت خام و پالایش گاز طبیعی نیز امکان تولید دارد. فرآورده فرایند آلکیلاسیون بنزین با عدد اکتان بالاست که اصطلاحاً آلکیلیت[۴۹] نامیده می شود  علاوه بر آن مقداری پروپان، نرمال بوتان و قطران[۵۰] که ماده غلیظ و قهوه ای رنگی است حاصل می شود.
کاتالیزورهای آلکیلاسیون اسیدهای مختلف مانند HF و اسید سولفوریک می باشند. از آنجایی که فقط اسیدهای قوی می توانند کاتالیزور مناسب فرایند باشند و همچنین با توجه به گزینش پذیری مناسب و سهولت کنترل فعالیت کاتالیزوری امروزه در صنعت منحصراً از اسید سولفوریک غلیظ و یا اسید هیدروفلوئوریک[۵۱] استفاده می شود. [۵،۴]
۲-۲-۵- بنزین حاصل از ایزومریزاسیون[۵۲]
تقاضای روزافزون برای افزایش عدد اکتان، مسئله بنزین های سبک را که عدد اکتان نسبتاً پایینی دارند مطرح ساخته است. عدد اکتان بنزین های سبک C5 تا C6 را می توان با بهره گرفتن از فرایند ایزومری که طی آن نرمال پارفین ها به ایزومرهای شاخه دارشان تبدیل می شوند، بهبود بخشید. بدین ترتیب واحد ایزومریزاسیون بنزین سبک را که در آن انواع خطی هیدروکربن ها غلبه دارند، به عنوان خوراک دریافت می کند و بنزین سبکی را که از همان ۵ و ۶ کربنی تشکیل شده به عنوان فرآورده تحویل می دهد با این تفاوت که هیدروکربن ها در محصول شاخه دار شده اند و به همین سبب عدد اکتان آن نسبت به خوراک دریافتی افزایش پیدا کرده است. خوراک قبل از ورود به چرخه فرایند ایزومری شدن باید از نظر موادی نظیر آب، ترکیبات گوگردی و آروماتیک ها مورد تصفیه قرار گیرد.
پایان نامه - مقاله - پروژه

شکل ۲-۳ ایزومراسیون هپتان به وسیله کاتالیزور [۹]
کاتالیزورهای مناسب برای فرایند ایزومری به دو دسته تقسیم می شوند:
اولین دسته کاتالیزورهای فریدل- کرافتس[۵۳] که از نوع کلرید آلومینیوم بدون آب بوده و بعدها کاتالیزورهای جدیدتری مانند AlCl3 - Br و … نیز ساخته شدند.
این کاتالیست ها فعالیتشان بسیار زیاد بود اما نسبت به خوراک حساس بودند. در نتیجه دومین دسته از کاتالیزورها که کاتالیزورهای دو عاملی[۵۴] نامیده می شوند و از نوع پلاتین بر پایه سیلیس ویا آلومینا هستند، اغلب مورد استفاده قرار می گیرند. [۵]
درشکل زیر مقایسه ی موردی از کاربرد انواع کاتالیزورها در افزایش عدد اکتان بنزین نمایش داده شده است:

شکل۲-۴ کاربرد کاتالیزور در افزایش عدد اکتان در فرایند ایزومراسیون[۱۰]
۲-۳- افزودنی های بنزین
با وجود اینکه فرآیندهای زیادی برای دستیابی به سوخت مرغوب مورد استفاده قرار گرفت اما رسیدن به استانداردهای کیفیت سوخت در عین حفاظت از محیط زیست، مهندسان پالایش وشیمی را بر آن داشت تا از افزودنی هایی استفاده کنند که به اختصار به آن اشاره ای می شود:
اولین بار سال ۱۹۲۲ مهندسان شرکت جنرال موتور[۵۵] دریافتند افزایش مقدار اندکی  ترکیبات آلی-فلزی به بنزین موجب ممانعت در تشکیل پراکسیدها و در نتیجه جلوگیری از حالت انفجاری سوخت در سیلندر می شود و در این میان تترا اتیل سرب[۵۶]، که مایعی سمی و نامحلول در آب بود بیشتر مورد توجه قرار گرفت به طوری که برای سال ها در سراسر دنیا به عنوان افزاینده عدد اکتان بدون رقیب به کار می رفت. مشکل این مایع به جا گذاشتن رسوب جامد در سیلندر خودروها بود که با افزودن مخلوطی که اصطلاحاً رفتگر[۵۷] نامیده می شد و شامل دی برمواتان و دی کلرواتان بود و می توانست رسوب های جامد سرب را به اکسید سرب فرار تبدیل کند، مشکل برای مدتی حل شد اما پس از مدتی مشاهده مقادیر سرب در هوای شهری کارشناسان حفاظت از محیط زیست را برآن داشت تامانع از استفاده بیشتر  تترا اتیل سرب در بنزین شوند. چرا که اکسیدهای فرار سرب که راهی به جزء اگزوز اتومبیل ها برای خروج از محفظه احتراق نداشتند باعث افزایش آمار سرطان، بیماری های شدید ریوی و عقب ماندگی ذهنی نوزادان تازه متولد شده بودند. بدین ترتیب زمینه های تحقیقاتی جهت یافتن جایگزین مناسب برای تترا اتیل سرب فراهم گشت. بررسی ها نشان می دهد که برخی ترکیبات آلی اکسیژن دار نظیر الکل و اترها به علت دارا بودن عدد اکتان بالا، در صورت افزایش به بنزین ها قادرند عدد اکتان بنزین را به طور قابل توجهی بالا ببرند. مخلوط‌های از بنزین شامل متانول و اتانول نیز به‌عنوان سوخت مصرف می‌شوند. سازمان حفاظت محیط زیست امریکا و تمام کارخانه‌های اتومبیل سازی آمریکا ، مصرف مخلوط‌های بنزین-اتانول را که تا۱۰% اتانول داشته باشند، پذیرفته‌اند. ولی متانول بیشتر مورد توجه است، زیرا به‌عنوان افزاینده اکتان چند مزیت دارد. متانول وقتی بطور مناسبی با بنزین مخلوط شده باشد، اقتصادی‌تر است، درجه اکتان بالاتری دارد و صدور میزان ذرات، هیدروکربن ها، منوکسید کربن و اکسید‌های نیتروژن را می‌کاهد. ولی بزرگترین عیب متانول به رطوبت مربوط می‌شود. مقدار کمی رطوبت، مخلوط متانول-بنزین را ناپایدار می‌کند و خوردگی فلز موتور مسئله‌ای جدی می‌شود.
۲-۴- کروماتوگرافی[۵۸]
جدا سازی اجزاء موجود درهیدروکربن های نفتی جهت تعیین نوع و میزان آنها ضروری می باشد. چنانچه ارزیابی کیفیت یک فرآورده نفتی مورد نظر باشد، پارامترهای گوناگونی از آن محصول باید مورد تجزیه و تحلیل واقع گردد که این اقدام با جداسازی اجزاء موجود در آن فرآورده نفتی امکان پذیر می باشد. کروماتوگرافی یک روش آنالیز دستگاهی برای جدا سازی و شناسائی مواد شیمیائی می باشد و گاز کروماتوگراف دستگاهی است که در این روش استفاده می گردد.
اساس کروماتوگرافی استفاده از دو فاز برای جدا سازی می باشد، اول فاز متحرک[۵۹] و دوم فاز ساکن.[۶۰] روش های مختلفی برای کروماتوگرافی وجود دارد. عواملی که این روش ها را از یکدیگر متمایز می نماید نوع فاز های متحرک و ساکن می باشد. میزان و نوع برهم کنش هر جزء با فاز ساکن و در نتیجه، سرعت حرکت آن، علاوه بر ماهیت ذاتی و ساختار شیمیائی گونه، به نوع فاز ساکن، سرعت جریان گاز حامل و دمای آون نیز بستگی دارد. پس از خارج شدن هر جزء و رسیدن آن به آشکار ساز، یک سیگنال الکتریکی تولید شده که شدت آن با مقدار کمی آن جزء متناسب می باشد. سیگنال الکتریکی تولید شده به دستگاه رسم کروماتوگرام (رایانه) ارسال شده و در آخر نتیجه نهائی در قالب یک کروماتوگرام به دست می آید.
کروماتوگرام بعنوان خروجی دستگاه GC می باشد که عبارت است از یک منحنی که محور X آن زمان و محور Y آن شدت به میکرو ولت بوده ودر آن علاوه بر گراف یک سری اطلاعات مربوط به شرایط آنالیز و محاسبات مربوط به کروماتوگرام نیز می باشد.
فصل سوم
شبیه سازی
همانطور که در فصل اول نیز ذکر شد، در این پروژه هدف تبدیل میعانات گازی حاصله از واحد ۱۱۲ پارس جنوبی به محصولات با ارزش افزوده و سوخت های مصرفی از قبیل بنزین می باشد.
واحد ۱۱۲ پارس جنوبی جهت تصفیه میعانات گازی در ساحل خلیج فارس بنا گردیده است. این واحد وظیفه تبدیل و استخراج مرکاپتانها و ترکیبات گوگردی و در صورت لزوم تثبیت میعانات گازی از جریانات موجود بالادستی واحد ۱۰۳ و همچنین واحد ۱۱۰ را به عهده دارد. خروجی این واحد دارای حداکثر ppm8/10 از H2S خواهد بود. میعانات گازی حاصله از دو واحد ۱۰۳ و ۱۱۰ پس از انتقال به واحد ۱۱۲ تحت عمل مرکاپتان زدایی قرار می گیرند.
تولید نفت خام و میعانات گازی حاوی مرکاپتانها در جهان در حال افزایش است. بخش عظیمی از منابع نفتی با محتوی بالای گوگرد در روسیه، امریکا، دریای شمال، ایران و قطر وجود دارند. ویژگی اصلی برش های حاوی مرکاپتان وجود گوگرد در زنجیره هیدروکربنی می باشد. گروه های مختلف مرکاپتان ها از سمی ترین و فرارترین آنها (متیل و اتیل مرکاپتان با وزن مولکولی کم ) تا مرکاپتانهای سنگین ( با زنجیره هیدروکربنی شاخه دار ) می باشند. سولفید هیدروژن و مرکاپتانهای سبک C1-C3 سمی و فرار، بودار و بشدت خورنده می باشند.
در طی فرایندهای پالایش برشهای حاوی مرکاپتان، پساب های قلیایی–گوگردی سمی تولید می شوند. لذا تولید، انتقال، ذخیره سازی و پالایش این برش ها دارای مسایل و مشکلات تکنولوژی و زیست محیطی جدی می باشد. به منظور حل این معضل، صنایع نفتی اقدام به توسعه تکنولوژی مرکاپتان زدایی از برش های نفتی توسط فرایندهای DMD و DMC نموده اند.
۳-۱- تکنولوژی DMD / DMC (مرکاپتان زدایی از محصولات پالایشی)
با بهره گرفتن از این فرایند می‌توان CS2, D2S, COS و مرکاپتان های موجود در محصولات میان تقطیر از قبیل نفتا، بنزین و LPG و همچنین نفت خام و میعانات گازی را حذف نمود. این تکنولوژی بسته به میزان و نوع مرکاپتانهای موجود در خوراک انواع متفاوتی دارد. بنابراین، با توجه به کاهش گوگرد و مرکاپتان در مشخصات محصولات نفتی و نفت خام و میعانات گازی مورد نیاز در بازارهای داخلی (جهت مصرف) و بازارهای خارجی (جهت صادرات) نیاز به این چنین فرایندهایی در صنعت نفت و صنایع مرتبط را اجتناب‌ناپذیر می کند. این فرایند شامل مراحل زیر می‌باشد:
۳-۱-۱- استخراج CS2 , D2S , COS و مرکاپتانهای سبک
در این مرحله، CS2, D2S, COS موجود در خوراک، در یک برج شستشوی اولیه[۶۱] و توسط محلول کاستیک از خوراک جدا می‌شوند و مرکاپتان های سبک نیز در یک برج استخراج[۶۲] با بهره گرفتن از محلول کاستیک استخراج می‌شوند.
۳-۱-۲- اکسیداسیون مرکاپتانهای سنگین
مرکاپتانهای سنگین موجود در خوراک توسط کاستیک استخراج نمی‌شوند، ولی به راحتی اکسید شده و به دی‌سولفید تبدیل می‌شوند. بنابراین خوراک حاوی مرکاپتانهای سنگین پس از مرحله استخراج، وارد یک راکتور اکسیداسیون شده و در این راکتور، مرکاپتانهای سنگین خوراک، در حضور هوای غنی از اکسیژن (هوای ۶۰ درصد وزنی اکسیژن) و محلول کاستیک و کاتالیست IVKAZ، تبدیل به دی‌سولفید می‌شوند.
۳-۱-۳- بازیابی[۶۳] کاستیک مصرفی در مرحله استخراج
در این فرایند، کاستیک مصرفی در مرحله استخراج مرکاپتانهای سبک نیز در مرحله بازیابی در حضور هوا و محلول کاتالیست، اکسید شده و مرکاپتانهای موجود در کاستیک به دی سولفید تبدیل و از محلول کاستیک جدا می‌شود. کاستیک بازیابی شده در این مرحله جهت استخراج مرکاپتان ها بازگردانده می‌شود.
۳-۲- فرایند DMD
فرایند DMD، مرکاپتان زدایی از برشهای نفتی می باشد. در این فرایند با بهره گرفتن از محلول کاستیک، مرکاپتان های سبک به همراه H2S، COS و CS2 از برش نفتی حذف و مرکاپتان های سنگین خورنده و فعال به دی سولفیدها تبدیل می شوند.
فرایندهای متفاوت DMD، بر حسب نوع برش نفتی، در صد مرکاپتان موجود در خوراک و محصولات توسعه یافته اند که عبارتند از:
۱) DMD-1 به منظور مرکاپتان زدایی از نفت سفید[۶۴] استفاده می شود.
۲) DMD-2 به منظور تولید مرکاپتان خالص از LPG و نفتای سبک استفاده می شود.
۳) DMD-2K برای مرکاپتان زدایی از پروپان، بوتان توصیه می شود.
۴) DMD-3 جهت مرکاپتان زدایی از برشهای نفتای سنگین و بنزین کاربرد دارد.
۳-۳- فرایند DMC
فرایند DMC، مرکاپتان زدایی از نفت خام و میعانات گازی می باشد. طی این فرایند با بهره گرفتن از محلول کاستیک با غلظت حدود ۵ تا ۱۵ درصد مرکاپتانها و H2S و CS2 حذف و مرکاپتان های سنگین فعال به ترکیبات آلی پایدار و غیر سمی تبدیل می شوند. هزینه های ساخت این فرایند بسیار پایین بوده و بنابراین نصب این واحدها با توجه به ارزش افزوده بالای آنها بسیار اقتصادی می باشد.
۳-۳-۱- معرفی فرایندهای DMC
۱- DMC-1: این فرایند برای کاهش مرکاپتان ها و اسیدیته نفت خام و میعانات گازی استفاده می شود.
۲-DMC-1M : در این فرایند میزان H2S موجود در نفت خام سنگین از ppm100 به ppm 5 و نیز مرکاپتان های سبک (C1-C2) از ppm300 به ppm20 کاهش می یابد.
۳-DMC-2 : در این فرایند مرکاپتانهای سبک C1-C2 در نفت خام از ppm2000 به ppm20 کاهش داده می شود.
۴-DMC-3 : در این فرایند علاوه بر کاهش H2S تا ppm5، مرکاپتانهای C1-C4 از ppm4000 به حداکثر ppm50 در نفت خام و به کمتر از آن در میعانات گازی کاهش داده می شود.
۳-۴- آنالیز ترکیبات میعانات گازی
نمونه حاصل از دو واحد ۱۱۰ و ۱۰۳ جهت آنالیز ترکیبات موجود در آن، به مرکز پژوهشکده شرکت نفت فرستاده شد. نتایج حاصله از کروماتوگرافی ، برای اجزای تشکیل دهنده به صورت جداولی مجزا در زیر نشان داده شده است:
جدول ۳- ۱ ترکیب درصد اجزای میعانات گازی واحد ۱۰۳ و ۱۱۰ پارس جنوبی
با توجه به نتایج حاصله از کروماتوگرافی و وجود مقادیر بالای ترکیبات گوگردی در خوراک، لذا وجوب سیستم DMC در واحد ۱۱۲ دور از ذهن نخواهد بود.
خوراک ورودی در واحد ۱۱۲ تحت عمل مرکاپتان زدایی و حذف ترکیبات گوگردی قرار گرفت. از پروسه DMC-3 در واحد ۱۱۲ انتظار غلبه بر مقادیر تئوری از اجزا مرکاپتان، با درصد زیر را خواهیم داشت:
جدول۳-۲ حداکثر میزان حذف مرکاپتان در واحد ۱۱۲

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:19:00 ب.ظ ]




- توانایی مدیریت تغییر (سازگاری با تغییرات محیطی و مهارت‌های مورد نظر).
- توانایی مدیریت زمان (استفاده بهینه از زمان و تنظیم کارها بر اساس زمانبندی مشخص).
- آشنایی با اصول سازماندهی (جریان نظم و ترتیب دادن به کارها و فعالیتها  و تألیف آن به افراد به منظور انجام دادن کارها و تحقق هدف‌های معین)
- توانایی ارتقاء کیفیت در سازمان
- توانایی استفاده از تکنولوژی (رایانه، اینترنت و اتوماسیون اداری) در راستای پیشبرد فعالیتهای سازمانی
- توانایی تدوین برنامههای عملیاتی و تخصصی برای واحدهای تابعه
پایان نامه - مقاله - پروژه
- توانایی تهیه و تدوین گزارش عملکرد به مدیران مافوق
- شناسایی نقاط قوت و ضعف در ارتباط با وظایف محوله
- توانایی بودجهریزی و استفاده از منابع مالی (رضائیان، ۱۳۹۰).
ارزش نسبی مهارت‌ها:
همه مشاغل مدیریت مستلزم کاربرد مهارت‌هاست. گرچه در انجام دادن بعضی از وظایف، مهارت‌های سه‌گانه لازم و ملزوم یکدیگر به نظر می‌رسند، با وجود این ارزش نسبی آن‌ها در سطوح و رده‌های مختلف مدیریت فرق می‌کند. مدیران رده‌های سرپرستی به مهارت‌های فنی قابل ملاحظه‌ای نیاز دارند، زیرا که وظایف آن‌ها غالباً ایجاب می‌کند که زیردستان خود را راهنمایی کنند یا آموزش دهند. در مقابل مدیران رده‌بالای سازمان‌ها چندان نیازی به مهارت‌های فنی ندارند بلکه وظایف تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و سازماندهی ایجاب می‌کند که به مهارت ادراکی قابل ملاحظه‌ای مجهز باشند. مهارت‌های انسانی تقریباً لازمه انجام دادن همه وظایف در همه سطوح مدیریت است، زیرا که مدیران صرف نظر از نوع وظایف یا سطح مسئولیت و مقام با افراد انسان سر و کار داشته برای جلب همکاری و اثرگذاری بر رفتار آن‌ها باید از مهارت‌های انسانی برخوردار باشند. از این رو، امروزه در مدیریت سازمان‌ها، تأکید بر مهارت‌های انسانی اولویت ویژه‌ای پیدا کرده است ( یحیوی، ۱۳۹۰).
۲-۵- نقش‌های مدیریتی
مدیران علاوه بر دامنه وسیعی از مهارت‌ها، باید هنگام انجام فرآیندهای مدیریت، نقش‌های متنوعی را فرض کنند. مینتزبرگ[۳] نقش را به عنوان مجموعه‌ای از رفتارهای مورد نظر برای یک مدیریت خاص تعریف کرد. بر اساس نظریه او، مدیر برجسته ۱۰ نقش را ایفا می‌کند که در ۳ بخش میان فردی، اطلاعاتی و تصمیمی قرار می گیرند (بی پارکس، ۱۳۸۲).
۲-۵-۱- نقش‌های انسانی یا میان فردی
مینتزبرگ در سال ۱۹۹۰ سه نقش خاص از نقش‌های انسانی یا میان فردی را تحت عنوان های مسئول رسمی، رهبر و روابط مشخص کرد. زمانی که مدیران چنین نقش‌هایی را ایفا می‌کنند، در اصل با ارتباط های میان فردی با دیگران درگیر می‌شوند. مدیران در نقش یک مسئول رسمی وظایف نمادین و رسمی متنوعی را انجام می‌دهند. نقش رهبری به ارتباط‌های مدیران با زیردستان مربوط می‌شود. همانند همه رهبران آن‌ها، مدیران را استخدام و انتخاب می‌کنند، آموزش می‌دهند، در کارکنان ایجاد انگیزش می‌کنند، ارزشیابی به عمل می‌آورند و انرژی و تلاش زیردستان را جهت اهداف سازمانی هدایت می‌نمایند. رهبران همچنین مسئول هماهنگی کارهای زیردستان نیز هستند. نقش ارتباطی، بر توانایی مدیر برای توسعه و استحکام ارتباط‌ها با افراد و گروه‌های خارج از واحد کاری یا سازمان دلالت می‌کند (بی‌پارکس، ۱۳۸۲).
۲-۵-۲- نقش‌های اطلاعاتی
زمانی که مدیران، اطلاعات را مبادله می‌کنند، در واقع در نقش اطلاعاتی عمل می‌نمایند. در این نقش رفتارهایی مانند نظارت و بازبینی، انتشار و سخنگویی وجود دارد. مدیران به عنوان بازبین، محیط را برای کسب اطلاعاتی که سازمان را کارآمدتر می‌سازد، به دقت بررسی می‌کنند. آن‌ها اطلاعات را از منابع متنوعی مانند زیردستان، همکاران، فرادستان، ملاقات ها، وسایل ارتباط جمعی، پست الکترونیکی، ایتنرنت، شایعه‌ها و گفته‌ها جمع‌ آوری می‌کنند.
مدیران در نقش انتشار اطلاعات، به طور انتخابی اطلاعات را به دیگران، در سازمان یا واحد کاری، انتقال می‌دهند (بی‌پارکس، ۱۳۸۲).
۲-۵-۳- نقش‌های تصمیمی
نقش‌های تصمیمی در چهار طبقه خاص، کارآفرین، رسیدگی کننده به اختلالات و اختصاص دهنده منابع و مباحثه کننده، مطرح می‌شوند. مدیران به عنوان کارآفرین در جستجوی راه‌هایی هستند تا برای بهبود سازمان تغییراتی ایجاد کنند.
مدیران در نقش رسیدگی به اختلالات، به موقعیت‌های غیر منتظره پاسخ می‌دهد که ممکن است کارکرد طبیعی سازمان را دچار اختلال سازند.
مدیران به عنوان مباحثه کنندگان، با افراد داخل و خارج واحد کاری یا سازمان گفتگو می‌کنند تا امتیازاتی به دست آورند یا در مورد مسائل اساسی به توافق برسند.
تمام مدیران از مدیران ارشد یا اجرایی تا ناظران این نقش‌ها را ایفا می‌کنند، اما میزانی از این نقش‌ها که مدیران مختلف اجرا می‌کنند بر اساس سطح مدیریتی آن‌ها متفاوت خواهد بود (بی‌پارکس، ۱۳۸۲).
۲-۶- ویژگی‌های مدیران موفق
بدون شک بعضی از ویژگی‌های، مهارت‌ها و توانمندی‌ها را بصورت مشترک در میان مدیران موفق می‌توان مشاهده کرد ولی علاوه بر مهارت‌های تخصصی در فضای کسب و کار دارا بودن مهارت‌های اجرائی بعنوان مکمل مهارت‌های تخصصی یک الزام بشمار می‌آید، شاید بتوان مهارت‌های اصلی برای ایجاد الگوی راهبری شایسته را بشرح ذیل خلاصه نمود:

 

    1. خودآگاهی: کسی که می‌خواهد بر دیگران مدیریت کند لازمه‌اش مدیریت برخود است منجمله: مدیریت بر زمان و تنش و تعیین اهداف و اولویت‌های شخصی بعنوان مثال مدیریت بر زمان و تنش به مدیران کمک می‌کند تا نسبت به سازماندهی پیرامون خود و تطبیق‌پذیری با آن اقدام نمایند.

 

    1. تعیین چارچوب ماموریت سازمان: وظیفه یک مدیر مؤثر ایجاد یک ماموریت شفاف برای سازمانش است. یک ماموریت روشن نه تنها باعث انگیزش کارکنان می‌شود بلکه به آن‌ها القاء‌ می‌کند که کارشان دارای اهمیت است و نکته مهم‌تر این است که کار فقط برای حقوق و گذراندن زندگی نیست بلکه چیزی مهم‌تر در پس آن نهفته است.

 

    1. از چیزی هراس به دل راه ندهد: در یک مدیریت مؤثر کارکنان مورد تشویق قرار می‌گیرند تا با هر اشتباهی شرمنده نشوند در یک سازمان می‌بایست آموخت که برای چیزی نو و متفاوت باید تلاش کرد ولی باید آگاه بود که اگر نتیجه مطلوب حاصل نشد یکدیگر را سرزنش ننموده نکته مهم این است که فرد روی چه چیزی تمرکز کند، ترس یا فرصت؟

 

    1. رهبری بر راهنمائی ارجح است: جایگاه مدیر جایگاه رهبری و هدایت است که هم آموزش می‌دهد و هم تشویق می‌کند و اگر لازم باشد رفتار کارمندانش را اصلاح می‌کند دید راهبر به چیزها متفاوت‌تر از دید کارکنان است. بنابراین از این دیدگاه آموزش دادن و مشوق بودن خیلی مهم است. بعنوان مثال هنگامی که مدیری می‌خواهد خطای کارمنداش را یادآوری کند باید بپذیرد که او هم ممکن است اشتباه کند.

 

    1. مدیریت بر تنش و استرس: آنچه مسلم  است آنکه تنش‌های روبه افزایش باعث کاهش بهره‌وری می‌گردد. نتایج تجربیات نشان داده که عدم شایستگی مدیر، عامل اصلی ایجاد تنش در جایگاه کار است .

 

    1. ارتباط مؤثر با کارکنان: این ارتباط ممکن است به سه شکل صورت پذیرد: نوشتاری، زبانی، سخنرانی. داشتن مهارت در هر یک از این زمینه‌ها لازم بوده زیرا تقریبا ۸۰ درصد وقت مدیران در محیط کار با این نوع ارتباطات پر می‌شود. لذا اهمیت و توجه به آن دور از انتظار نخواهد بود. بعبارتی ارتباط مؤثر آن نوعی از ارتباط است که ضمن حفظ رابطه مثبت بین طرفین ارتباط از توجه به مشکل موجود نیز غفلت صورت نمی‌گیرد. نکته قابل اهمیت در ارتباط مدیر با کارکنان پائین‌تر، ارتباط محترمانه‌ای است که نه از موضوع قدرت بلکه بیشتر از جنبه مشارکت است. اگر در ارتباطات انعطاف‌پذیر باشید این احساس را بوجود می‌آورید که داده‌ها یا انتخاب‌های دیگری نیز وجود دارد و دیگران هم ممکن است توان کمک به حل مشکل را داشته باشند در نهایت ارتباط مثبت و مؤثر با تعهد زیردستان به تصمیم گرفته شده اعتبار می‌بخشد.

 

    1. استفاده مؤثر از قدرت: نکته‌ای که در مورد قدرت مطرح است این است که چه کسی قدرت دارد و چگونه آن را بدست می‌آورد، چگونه آن را مهار می‌کند و چگونه از آن استفاده می‌کند. استفاده مؤثر از قدرت، بحرانی‌ترین جزء مدیریت است و مدیران قدرتمند دارای این ویژگی هستند که دیگران را نیز قدرتمند بسازند. درک سنتی از قدرت در گذشته عبارت از داشتن کنترل روی رفتار دیگران بوده مثل کنترل رئیس روی کارکنانش ولی مفهوم جدی از قدرت به جای «داشتن اختیار بر روی دیگران» به «توانایی در انجام یک کار» تغییر یافته است.

 

    1. تشخیص عملکرد ضعیف و استفاده از شیوه‌هایی که باعث ارتقاء‌ و انگیزش کارکنان بشود: بدون شک هر فردی در موقع استخدام بعضی توانایی‌ها را با خود به سازمان می‌آورد. با اختصاص منابع و آموزش نیز امکان بالا بردن توانایی میسر است ولی در مورد تمایل در تعهد، خود را در وظیفه مرتبط با مشکل آشکار می‌کند. کارکنان بصورت اصولی دوست دارند که کار راخوب ارائه بدهند و مسئولیت بیشتری بپذیرند و این بر عهده مدیران است که با انگیزش و کمک به کارکنان آن‌ها را در رسیدن به بهره‌وری بالاتر هدایت نمایند در این رابطه وظیفه مدیران تدوین برنامه‌ای قدم به قدم و نیرو دهنده برای انگیزش کارکنان است  بصورتی که آن‌ها با رضایت در انجام کارها پیشقدم باشند نکات کلیدی این برنامه عبارتند از: اهداف مشکل را به آرامی جا بیاندازند بصورتی که قابل درک و پذیرش باشند، موانع سازمانی و انسانی را از بین ببرند و این احساس را بوجود آورند که انتظارات قابل دستیابی است، با ایجاد نظم و تشویق رفتارهای غیر قابل قبول را از بین ببرند، پاداش‌های داخلی و خارجی مزیتی باشد برای تلاش‌های بالا، بازخورد عملکردها را به موقع با صداقت و پاداش آماده کنند.

 

    1. استفاده از تیم و مشارکت دادن افراد: ما خواه رئیس باشیم یا مرئوس امکان ندارد از کار تیمی گریزی داشته باشیم نتیجه بررسی‌ها حاکی از این است که در تیم ایده‌های زیادی تولید و تصمیم‌گیری و حل مشکل خیلی بهتر از روش‌های فردی صورت می‌گیرد و درک بهتر و انگیزش بیشتر و عملکرد خوب را به دنبال دارد. نقش مدیران در ایجاد هماهنگی میان اعضای تیم و پشتیبانی و دادن بازخود و ترسیم یک چشم انداز و ایجاد تعهد به چشم انداز دارای اهمیت ویژه‌ای است. چشم انداز به شفاف کردن ارزش‌های محوری و اصولی که تیم را در آینده هدایت کند کمک می‌کند، روی امکانات تمرکز می‌کند و باعث پیوند محکم اعضا به یکدیگر می شود. یک مدیرخوب مطمئناً رفتارش با تمام کارکنان خوب است و این رفتار خوب را نه تنها در حقوق و پاداش بلکه در مشارکت دادن آن‌ها در فعالیت روزانه نیز می‌شود دید. مدیر خوب خلاقیت و نوآوری را مورد پشتیبانی قرار می‌دهد و تمام افراد احساس درگیر بدون در کار را دارند.

 

    1. حل مشکل با خلاقیت: هر ساعتی که سپری می‌شود امکان ندارد افراد با نوعی مشکل و نیاز برای حل آن مواجه نشوند وظیفه مدیر ذاتاً حل مشکلات است و اگر مشکلات نبودند دیگر نیازی به مدیر نبود هر چند دارا بودن تحصیلات عالیه و سال‌ها تجربه اندوزی مدیران را در این جهت هدایت می‌کند که مشکلات را در چارچوب‌های تعریف شده‌ای حل نمایند و لیکن از توانمندی و خلاقیت در حل مشکل دور می‌شوند. وظیفه مدیر حل مشکلات سازمان با روش‌های خلاق و نه شیوه‌های سنتی است ( عظیمی، ۱۳۸۷).

 

۲-۷- ارزیابی عملکرد مدیران
معیارها و روش‌های گوناگونی برای ارزیابی عملکرد مدیران وجود دارد. ارزیابی عملکرد به عنوان یکی از ابعاد مهم و مطرح در نظام جامع ارزیابی، عنصر جدا نشدنی مدیریت به شکار می‌رود که ضعف‌ها، قوت‌ها، تهدیدها و فرصت‌ها را برای بهبودها و اصلاح روندها قطعی می‌سازد. صاحب نظران مدیریت معیارهای مختلفی را برای ارزیابی عملکرد مدیران دانشگاه‌ها عنوان کرده‌اند. افزون و همکارانش معیارهایی مانند روحیه و رضایت کارکنان دانشگاه، کمیت و کیفیت تحقیق و خدمات دانش را به عنوان معیار ارزیابی عملکرد دانشگاهی مطرح کرده‌اند. همچنین محقق دیگر بر شاخص‌هایی مانند رضایت اعضای هیئت علمی، رضایت مدیر ارشد و رضایت دانشجویان، کارهای علمی اعضای هیئت علمی، مدیر و مانند اینها تاکید کرده است. خوشبختانه پژوهش‌هایی زیادی در این زمینه صورت گرفته و هر یک با توجه به هدف مورد نظر معیارهایی را مورد نظر قرار داده‌اند (دهقان قهفرخی، ۱۳۸۹). در این قسمت به توضیح معیارهایی که در پژوهش حاضر کاربرد بیشتری داشته است می پردازیم.
۱- متانت و خونسردی: کنترل رفتار و هیجانات و برخورد متین با دانشجویان در طول ترم و نیز در زمان بروز مشکلات
۲- ابتکار و خلاقیت: قدرت ابداع شیوه‌های جدید در طراحی و اجرای تاکتیک‌های مدیریتی
۳- اعتماد به نفس: وجود اطمینان به قابلیت‌ها و توانایی‌های خود و روحیه قوی برای مدیریت
۴- سخت کوشی و پشتکار: تلاش برای دستیابی به نتیجه و هدف و دوری از یاس و دلسردی در این راستا
۵- روحیه توفیق طلبی: عدم اکتفا به موفقیت های مقطعی و تلاش برای دستیابی به موفقیت های بیشتر
۶- مثبت اندیشی: در نظر داشتان تمام جنبه‌های امور و تقویت و پاداش جنبه‌ها و ویژگی‌های مثبت افراد
۷- رازداری: حفظ و صیانت از اسرار و رازهای در اختیار قرار گرفته شده
۸- مسئولیت‌پذیری: احساس مسئولیت و وظیفه مدیر نسبت به انجام تعهدات مدیریتی
۹- سخت‌گیری: توجه دقیق مدیر نسبت به انجام منظم فعالیت اساتید و دانشجویان طبق دستور از پیش تعیین شده توسط دانشجویان
۱۰- وقت شناسی: حضور به موقع مدیر در جلسات و در دفتر گروه و تاکید مدیر بر حضور به موقع اساتید و دانشجویان در راس ساعت مقرر در کلاس های درسی
۱۱- مقبولیت اجتماعی: مورد احترام بودن مدیر از طرف مردم، اساتید و دانشجویان
۱۲- رعایت فرهنگ و سنت های اجتماعی: همراهی با اعتقادات و آداب و رسوم ملی و میهنی جامعه‌ای که در حال خدمت است.
۱۳- مهارت در آرام سازی: آشنایی با روش‌های آرام سازی روانی و به کارگیری آن‌ها در جهت کنترل هیجانات
۱۴- مهارت در استرس زدایی: آشنایی با روش‌های کاهش استرس در دانشجویان و توانایی در به کارگیری این روش‌ها هنگام بروز استرس و فشار توسط مدیر
۱۵- دانش تکنیکی مدیر: آکاهی مدیر از انواع تکنیک‌ها و مهارت‌های انفرادی در وظایف مدیریتی و توانایی تجزیه و تحلیل آن‌ها برای اساتید و دانشجویان
۱۶- دانش تاکتیکی مدیر: آگاهی مدیر از انواع استراتژی‌ها و سیستم‌های مدیریتی و توانایی تجزیه و تحلیل آن‌ها برای اساتید و دانشجویان
۱۷- مهارت کاربرد فنون: توانایی مدیر در بکارگیری دانش و اطلاعات خود در عمل و در خلال ترم و امتحانات
۱۸- آگاهی از کمک‌های اولیه و آسیب‌ها: آشنایی و آگاهی مدیر ورزشی با کمک‌های اولیه و آسیب‌های ورزشی و توانایی وی در انجام اقدامات صحیح اولیه در برخورد با آسیب‌دیدگی دانشجویان (ورزشکاران) و انجام کمک‌های اولیه در جهت بهبود یا جلوگیری از پیشرفت آسیب‌دیدگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:19:00 ب.ظ ]




مشخص نیست می بیند و علم درصدد اثبات آن بر می آید. آنچه ایبسن را به نمایشنامه نویسی بزرگ
تبدیل می کند آثاری است که در آنها از این احساس و مطالعات استفاده کرده، روان انسانها را به
چالش کشیده وذهن ناخودآگاه خوانندگانش را نزد آنها به تصویر می کشد.
اکثر شخصیت های آثار ایبسن اجازه ی ظهور «نهاد»درونی خود رابه خود نمی دهند. آنها با پرده ای که به واسطه ی واقعیت موجود و توسط «مَن» برای خود به وجود می آورند در جنگ با «نهاد» زندگی می کنند و سعی دارند «فرامَن» را در خود تقویت کنند اما گویی ایبسن این انتظار را از آنها ندارد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
شخصیت های نمایشنامه های ایبسن، شخصیت مردمی هستند که در آن دوره زندگی می کنند و
ایبسن با آنها مخالف است. ایبسن در کل نمایشنامه ها با شخصیت هایش مبارزه می کند و برای آنها به «نهادی» تبدیل می شود که در مبارزه با« فرامن» جامعه، تابوهای جامعه راشکست داده، اما چون قدرتی بیشتر از جامعه ندارد در عین حال به مرگ شخصیت ها منجر می شود توجه بیشتر به عمق شخصیت هانشان می دهد که این مرگ، شکست نیست، همانگونه که فروید عقیده دارد دو غریزه بر انسان تسلط کامل دارد: زندگی و مرگ. ایبسن نیز قبل ازاو زندگی و مرگ را دو بخش اصلی معرفی کرده و خودکشی یا مرگ شخصیت هایش را شکست نمی داند بلکه آن را بخشی میداند که شخصیت پس از مبارزه با آنچه به زور از جامعه ی بیرون بر اوتحمیل شده وبه دلیل نداشتن نیروی کافی برای مقابله، با آن مواجه می شود، زیرا به نیروی درونی خود برای تغییر باور ندارد. در اینجا منظور از مرگ، حتی مرگ جسمی نیست بلکه کنار گذاشتن آنچه شخص از اول بوده و آغازی جدید نیز می تواند معنای مرگ مورد نظر ایبسن را بدهد. برای مثالی در این زمینه می توان از ترک خانه و زندگی و شخصیت ساخته شده توسط نورا در خانه ی عروسک نام برد. شکستن تابوهای جامعه جرئت می خواهد که ایبسن همانند شخصیت استوکمان نمایشنامه اش این ویژگی را دارد.
اکثر افراد نمایش او تغییر می کنند و این تغییر در اکثر مواقع در نقطه ی عطف انتهایی اتفاق می افتد.
او می خواهد به مردم جامعه اش یادآوری کند که انسانند و می توانند تغییر کنند. هر کدام به نوبه ی
خود. لازم نیست همه ی جامعه تغییر کند تا تک تک افراد تغییر کنند بلکه تغییر تک تک افراد می
تواند به تغییر جامعه بیانجامد و بار دیگر، اگراین تغییرات در اکثر مواقع در نمایشنامه ها منجر به
خودکشی می شود به این دلیل است که همه ی آنها جامعه را ناخودآگاه خود می دانند و هنوز به
ناخودآگاه انسانی باور ندارند. ایبسن نه تنها با آثارش به جامعه ی اجتماعی نروژ آن زمان کمک کرد بلکه جامعه ی روانکاوی نیز تا حدودی از آثار او تأثیر پذیرفت. فروید، افکار ایبسن را به صورت علمی تجسم بخشید و واژه هایی که ایبسن در ادبیات به کار می برد را به وسیله ی تعاریف علمی بیان کرد. از طرف دیگر لکان از دیدگاه اجتماعی آثار ادبی ایبسن را در نظریه های علمی تحقق بخشید، به عنوان مثال تأثیر «فرامن» بر «من» را که بازگشتی به فروید اما نه از نوع فردی بلکه از انواع اجتماعی اش بود را به صورت علمی در روانشناسی مطرح کرده ارتباط جامعه با روان فرد را مورد بحث قرار داده و به نتایجی رساند که تا به امروز نقاط تناقضی بر این نتایج وارد نشده است.
شاید به راستی نگاهی به این نظریات و ارتباط آنها با یکدیگر بتواند افکار نهادهای اجتماعی وهنری را در کشورهای مختلف با این سؤال ها روبرو کند که: آیا تلاش کافی در زمینه ی شناخت روان انسانهایی که در جامعه زندگی می کنند و اهدافی که دارند صورت پذیرفته است؟ و آیا منتقدان اجتماعی و روانکاوان معاصر برای رسیدن به هدفی غایی در باب شناخت جامعه و ارائه ی نظریه، از آثار هنری از جمله تئاتر (که از روح مردم جامعه وام گرفته می شود) استفاده می کنند؟
نمایشنامه
وجود خاموش
صحنه اول
شخصیت ها:
نهضت
پدر
سنا
دایه
گلدخت
مریم
ریحان
(سال ۱۳۲۵ شمسی. صحنه اتاقی است مخصوص نهضت، خانوم خانه. وسط اتاق میزی است که بر روی آن شمعدانی مجللی قرارگرفته و شمع روی آن، همه ی شبها روشن است. کنار میز وسط، یک صندلی گهواره ای به چشم می خورد. این اتاق از سه طرف درب دارد. در انتهایی به بیرون راه دارد، در سمت راست به اتاق سنا و در سمت چپ به اتاق شوهرش. جلوی صحنه نیز گهواره ای است. سمت راست جلوی اتاق میز گردی است که چهار صندلی دور آن قرار گرفته و در گوشه ی دیگر اتاق صندلی تکِ پایه بلندی قرار دارد.)
( نورشمع، روی میزوسط اتاق می درخشد. نهضت زنی است حدوداً سی ساله، روی صندلی گهواره ای نشسته وبافتنی می بافد. دختر بچه ای هشت ساله که سنا صدایش می کنند در گوشه ای از اتاق ایستاده و نوری متمرکز چهره اش راروشن کرده است.)
سنا: مامان با بابا چطور آشنا شدی؟
(نور کم می شود، مادر کاموایش را می بافد و عکس العملی نشان نمی دهد.)
(سنا به گوشه ی دیگری از اتاق می رود.)
سنا: مامان چرا دو تا بیشترعکس از عروسیتون نداری؟ چرا هیچ وقت با من و بابا و داداش کوچولو نمی خندی؟ چرا همیشه دلت گرفته؟
(نور کم می شود و دوباره در گوشه ای دیگر از اتاق، سنا را روشن می کند.)
سنا: مامان چرا هیچ وقت جواب سوالای منو نمی دی؟
(اتاق تاریک شده و تنها کورسوی شمع، نوری به اتاق می دهد. مادر آرام بلند شده کنار سنا می ایستد شانه هایش را می گیرد و پس از چند لحظه از کنارش رد شده و در حالیکه سنا او را دنبال میکند، از اتاق خارج می شود. سنا پشت در می ماند. با بسته شدن در، صدای لالایی از رادیو شنیده می شود و سنا بافتنی را دست گرفته، چند لایه از آن را میشکافد و همان جا روی صندلی می خوابد. صدای لالایی بلندشده و ادامه دارد تا روشنایی صبح که از پنجره وارد اتاق می شود.)
(مردی میانسال که پدر سناست از درب انتهای اتاق وارد شده، چراغ اتاق را روشن می کند.)
پدر: دخترم چرا اینجا خوابیده؟
(پدر به سمت کمد می رود و درش را باز می کند.)
(سنا که بیدارشده چشمهایش را می گیرد.)
سنا: سلام بابا.
پدر: دختر چرا سر جات نخوابیدی؟ دایه رو ندیدی؟
سنا: نه.
(پدر همچنان در حال گشتن کمد است.)
پدر: میدونی مامانت کجا رفته؟
سنا: دیشب دوستش زنگ زد…(پدر حرفش را قطع می کند)
پدر: باشه، مهم نیست. فقط بابا امشب دیر میاد. برو با عروسکهات بازی کن تا مامانت بیاد.
سنا: بابا بغلم نمی کنی؟
پدر: زشته دختر. تو دیگه بزرگ شدی، این حرفا ازت بعیده. (کتش را از کمد درآورده، می پوشد) حواست به خودت باشه. خداحافظ. یادت باشه دیر میام ، دوباره دایه روعصبانی نکنی. (از اتاق خارج می شود. سنا همان جا روی زمین می نشیند وشروع به گریه می کند.)
(دایه از درب اتاق پذیرایی که در سمت راست اتاق قرار دارد وارد می شود. او زنی است حدوداً پنجاه ساله با هیکلی چاق و لباس سنتی بر تن)
دایه: (با عصبانیت) خدامرگم بده، تو اتاق خانم چی کار می کنی؟
سنا: مامان خودمه. به تو چه؟
دایه: (به سمت سنا می رود، سنا از او دورمی شود)دختره ی بی تربیت زبون درازیم می کنی؟ (گریه ی سنا شدید می شود.)
قدیما یه عروسک نداشتیم باهاش بازی کنیم و جرأت نمی کردیم از اتاقی که میگفتن توش بمونیم جُم بخوریم، حالا تو که همه چی داری همه اش اینور اونور تو اتاقا سرک می کشی. خدا عالمه، بچه های این دوره زمونه چی میخوان از آب درآن که انقدر زیاده خواه شدن. بس می کنی یا دهنتو ببندم؟
(پدر با عجله وارد شده سنا را در حال گریه و دایه را روبروی او می بیند)
پدر: چی شده؟ سنا چرا گریه می کنه؟
دایه: (دستپاچه) هیچی آقا، یکی از عروسکهاش شکسته. (رو به سنا، با محبت) آخه این همه اشک واسه یه عروسک؟
پدر: حق با دایه ست. من که این همه عروسک برات می خرم بابا. (رو به دایه) سوییچ زاپاسم رو بیار دایه .
دایه: چشم .
پدر: فقط زود باش. (رو به سنا) تو دیگه الان نباید با عروسک بازی کنی دختر.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:18:00 ب.ظ ]