کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



 

 

Probst

 

هدف گذاری دانش

 

شناسایی دانش

 

کسب دانش

 

توسعه دانش

 

تسهیم دانش

 

بکارگیری دانش

 

نگهداری دانش

 

ارزیابی دانش

 

 

 

Nonaka&Takuchi

 

اجتماعی سازی دانش

 

برون سازی دانش

 

اتصال دانش

 

درونی سازی دانش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(میرفخرالدینی و همکاران، ۱۳۸۸، ۶۸-۶۶)
۲-۱۳- بررسی چند مدل مدیریت دانش
پس از آشنایی اجمالی با مدل های دانش در این بخش، چند مدل، که هریک، ضمن داشتن مشابهت با دیگر مدل ها بعد خاصی از موضوع را در بر دارند، بررسی می شوند، تا از این طریق، امکان مقایسه و شناخت ابعاد گوناگون مدیریت دانش، برای یکپارچه سازی و به کارگیری بهتر آن ها فراهم شود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۱۳-۱- مدل «هیسیگ[۴۹]»
مدل هیسیگ (۲۰۰۰) از چهار فرایند زیر تشکیل شده است:

 

 

  • خلق دانش: این امر به توانایی یادگیری و ارتباط بر می‌گردد.

 

 

 

  • ذخیره سازی دانش: در این سامانه باید، دانش‌های لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود.

 

 

 

  • نشر دانش: این فرایند به توسعه یک روح جمعی که در آن افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیت‌هایشان به یکدیگر وابسته اند،کمک می‌کند.

 

 

 

  • به کارگیری: چهارمین فرایند، از این ایده آغاز می‌شود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است، این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش متحد را تکمیل می‌کند. (میرفخرالدینی و همکاران، ۱۳۸۸، ۶۹)

 

 

۲-۱۳-۲- مدل «مارک م. الروی[۵۰]»
«مک‌الروی» فرایند ایجاد دانش را به دو فرایند بزرگ یعنی: تولید دانش و پیوسته کردن دانش تقسیم می‌کند:
تولیــد دانــش: فراینــد خلــق دانــش، فرایندی جدیــد اســت کــه بــه وســیله یــادگیری گروهــی، کســب دانــش و اطلاعــات و ارزیــابی دانــش انجــام مــی گیــرد. ایــن فراینــد متــرادف یــادگیری سازمانی است.
• پیوســته کــردن دانــش: از طریــق برخــی فعالیــت هــا کــه توزیع و تســهیم دانــش را تجــویز مــی کننــد، انجــام مــی گیــرد. ایــن عمــل کارهــایی از قبیــل توزیع دانــش (از طریــق برنامــه و غیــره)، جســتجو، تــدریس، تســهیم و دیگــر فعالیــت هــای اجتمــاعی کــه موجــب برقــراری ارتباط می گردد را شامل می شود.
۲-۱۳-۳- مدل “بک من[۵۱]
“بک من” (۱۹۹۹) هشت مرحله زیر را برای فرایند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:
۱- شناسایی دانش: تعیین صلاحیت های درونی، منبع استراتژی، قلمرو دانش.
۲- تسخیر دانش: رسمی کردن دانش موجود.
۳- انتخاب دانش: تعیین ارتباط دانش، ارزش و دقت، رفع دانش های ناسازگار.
۴- ذخیره سازی دانش: معرفی حافظه یکی شده در مخزن دانش با انواع الگوهای دانش.
۵- توزیع دانش: توزیــع دانــش بــرای اســتفاده کننــدگان بــه طــور خودکــار بــر پایــه علاقــه و کــار و تشریک مساعی دانش در میان گروه ها.
۶- بــه کــارگیری دانش: بــازیابی و اســتفاده دانــش در تصــمیم گیــری هــا، حــل مســائل، خودکــار کــردن و پشتییبانی کار و مددکاری شغل و آموزش.
۷-ایجاد گیری دانش: تولید دانش جدید در حین تحقیقات، تجربه کردن کار و فکر خلاق.
۸-تجــارت دانش: فــروش و معاملــه، توســعه و عرضــه کــردن دانــش جدیــد بــه بــازار در قالــب محصولات و خدمات. (میرفخرالدینی و همکاران، ۱۳۸۸، ۷۱و۷۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 07:59:00 ق.ظ ]




جمع­بندی، نتیجه ­گیری و پیشنهادها
توشیه­های سیا
۶-۱- مقدمه
در این بخش از مطالعه به جمع­بندی مطالب پیشین و همچنین ارائه خلاصه­ای از فصول ارائه شده در بخش­های قبل پرداخته شده است. در انتهای این بخش ضمن ارائه خلاصه یافته­ ها، نتیجه ­گیری­های حاصل و همچنین پیشنهادهای سیاستی مربوطه ارائه شده است.
۶-۲- مروری بر خطوط کلی تحقیق
با توجه به استفاده روزافزون از انرژی الکتریکی در فعالیت‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی، شرایطی ایجاد شده که تصور زندگی و دستیابی به رفاه بدون وجود انرژی الکتریکی امکان ناپذیر نیست. از این روی عرضه مداوم و با کیفیت انرژی الکتریکی، نقش بسیار مهمی در حصول حرکت و پیشرفت در وجوه مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد. برنامه­ ریزی در جهت افزایش کارایی تولید برق نیازمند شناخت تأثیر سیاست­هایی است که در گذشته اجرا شده ­اند. یکی از مهم‌ترین وقایع صنعت برق طی چند دهه اخیر تجدید ساختار صنعت برق و ایجاد بازار برق در سال ۱۳۸۲ می­باشد. بر اساس ادبیات موجود فرض بر این است که ایجاد بازار برق و افزایش رقابت در بین عرضه­کنندگان برق موجب بهبود عملکرد نیروگاه‌ها و افزایش انگیزه آنها برای کاهش هزینه­ های تولید می­ شود. این مطالعه با محاسبه کارایی فنی در میان نیروگاه­­های حرارتی به عنوان بزرگ‌ترین عرضه­کنندگان برق در کشور و تخمین اثر تجدید ساختار در بازار برق بر آن سعی در آزمون صحت و سقم این فرضیه داشت. در کنار بررسی اثر تجدید ساختار بازار برق بر کارایی فنی، این مطالعه به صورت ضمنی به معرفی و بکارگیری یک روش جدید در محاسبه کارایی فنی نیروگاه­های برق کشور مبادرت نموده است.
پایان نامه
برای دستیابی به اهداف مطالعه پس از ارائه کلیات تحقیق در فصل اول، در فصل دوم ابتدا به جایگاه کارایی در مطالعات مربوط به صنعت برق اشاره شده و سپس ادبیات نظری موجود در زمینه عوامل موثر بر کارایی فنی در نیروگاه­های برق و همچنین مطالعات تجربی در زمینه محاسبه کارایی در داخل کشور و در حوزه عوامل موثر بر کارایی در خارج ارائه شده است. در ادامه این فصل مدل‌های تنظیم مقررات و تجدید ساختار در بازار برق معرفی شده و در نهایت مبانی نظری و تجربی مربوط به اثر تجدید ساختار بازار برق بر کارایی فنی تولیدکنندگان برق ارائه شده است. در مجموع اغلب مطالعات نظری و تجربی نشان دهنده تأثیر مثبت افزایش رقابت بر عملکرد تولیدکنندگان برق در کشورهای مختلف می­باشند اما تعدادی از مطالعات نیز بر عدم تأثیر و حتی تأثیر معکوس آزادسازی بر کارایی نیروگاه­ها صحه گذاشته­اند.
فصل سوم به معرفی فرایند تجدید ساختار در چندین کشور مختلف و ساختار بازار برق آنها پرداخته است. در این فصل ابتدا فرایند تجدید ساختار در کشورهای آمریکای جنوبی به عنوان پیشگامان اصلاحات در صنعت برق بخصوص در دو کشور شیلی و آرژانتین مرور شده و در ادامه تجدید ساختار بازار برق در کشورهای شمال و اروپا و بریتانیا به عنوان نمونه­های موفق و همچنین تجدید ساختار بازار در ایالت کالیفرنیا به عنوان یک نمونه نه چندان موفق ارائه شده است. در ادامه این فصل تجدید ساختار در کشورهایی چون استرالیا، هند و ژاپن و نیز یک جمع­بندی از مشخصات بازار برق در کشورهای مختلف ارائه شده است. در پایان این فصل به اصلاحات بازار برق در ایران و مشخصات این بازار اشاره شده است. مطالعه بازار برق در کشورهای منتخب نشان داد که در اغلب کشورها ایجاد بازار برق با خصوصی­سازی و اجازه ورود آزادانه به بخش تولید همراه بوده است. در بیشتر کشورها تولیدکنندگان بزرگ ملزم به واگذاری بخشی از سهم خود از تولید برق به سایر نهادها شده و از این طریق قدرت بازاری آنها کاهش داده شده است. مروری بر مشخصات بازار برق در کشورهای مختلف نشان می­دهد که در این بازارها انواع روش­ها و ابزارهای مبادله وجود داشته و به مصرف کنندگان اجازه مبادله مستقیم و غیرمستقیم با عرضه­کنندگان داده شده است. در بازار برق ایران اغلب تولیدکنندگان دولتی بوده، ابزارهای مبادله محدود بوده و رقابت تنها در سطح عمده فروشی است. با این اوصاف بازار برق ایران در مراحل ابتدایی تجدید ساختار و بسط رقابت قرار دارد.
در فصل چهارم روش شناسی مطالعه ارائه شد. همان‌طور که قبلاً اشاره شد، در مقایسه با سایر مطالعات مشابه در این مطالعه از یک روش متفاوت برای محاسبه کارایی فنی استفاده شده است. در این فصل ابتدا روش StoNED که یک روش شبه پارامتریک می­باشد معرفی شده است. مهم‌ترین مزیت این روش عدم نیاز به تصریح فرم تبعی خاص برای تابع تولید و همچنین دارا بودن جز، خطای تصادفی است. به این ترتیب این روش ایرادات دو روش SFA و DEA را به طور همزمان رفع می­نماید. با توجه به اینکه شاخص کارایی یک متغیر با داده ­های محدود شده بوده و تنها مقادیری بین صفر و یک اختیار می­نماید، استفاده از این متغیر به عنوان متغیر وابسته باعث ایجاد یک الگوی رگرسیونی با متغیر وابسته سانسور شده می­ شود. بنابراین در ادامه این فصل روش توبیت که یک روش برای تخمین الگوهای سانسور شده می­باشد معرفی شده است.
فصل پنجم به تحلیل یافته­ ها اختصاص یافته است. در این فصل ابتدا با مقایسه اطلاعات آماری و تحلیل توصیفی داده ­ها یک نمای کلی از وضعیت داده ­ها ارائه شده است. در بخش دوم این فصل، مقادیر کارایی فنی محاسبه شده و همچنین تحلیل­های مربوط به این مقادیر ارائه شده است. در ادامه عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی به روش پنل دیتا توبیت برآورد شده است. بر اساس نتایج به دست آمده از این فصل در مجموع کارایی فنی نیروگاه­های بخاری و گازی در اثر ایجاد بازار، افزایش یافته اما در نیروگاه­های چرخه ترکیبی این اثر منفی می­باشد. همچنین نتایج نشان دهنده اثر مثبت اندازه نیروگاه و نرخ بهره ­برداری از ظرفیت و اثر منفی عمر نیروگاه بر کارایی فنی در میان نیروگاه­های حرارتی منتخب است. نتایج حاکی از آن است که نیروگاه­هایی که بخش اعظم سوخت آنها گاز است از کارایی فنی به مراتب بیشتری برخوردارند. انتهای فصل پنجم به بررسی استحکام نتایج اختصاص داشت. در این بخش با تغییر روش اندازه ­گیری کارایی و استفاده از تحلیل پوششی داده ­ها (DEA) الگوی مطالعه مجدداً تخمین زده شد که نتایج این تخمین­ها نیز نشان دهنده اثر مثبت ایجاد بازار برق بر کارایی فنی نیروگاه­ها حرارتی بود. همچنین در این بخش شاخص تغییرات بهره­وری مالم­کوئیست محاسبه و تجزیه شد که نتایج این تحلیل نیز نشان دهنده افزایش در متوسط رشد سالیانه کارایی فنی بعد از ایجاد بازار برق بود.
۶-۳- نتیجه گیری
از ابتدای سال ۲۰۰۰ و همزمان با ظهور نتایج مثبت مقررات زدایی و شکست انحصار در بخش تولید برق کشورهای توسعه یافته، بسیاری از کشورهای در حال توسعه اقدام به اصلاحات ساختاری در صنعت برق خود نمودند. در ایران نیز در دهه­های اخیر رشد سریع تقاضا در کنار عوامل اجتماعی و اقتصادی مختلفی باعث شده تا مسئولین به سمت سیاست­های خصوصی سازی، تجدید ساختار و رقابت‌پذیری بخش تولید برق حرکت نمایند. برخی از این عوامل عبارتند از:

 

    • کاهش درآمدهای دولت برای پاسخ گوئی به تقاضاهای جدید

 

    • رشد تکنولوژی و استفاده از مولدهای پراکنده این امکان را فراهم آورده که بتوان با سرمایه های اندک بخش خصوصی، به تقاضا های محلی برق پاسخ داد و در زمینه تولید برق فضای رقابتی ایجاد نمود.

 

    • وجود تئوری‌های جدید اقتصادی در زمینه عدم کارایی بخش دولتی و کارا بودن بخش خصوصی

 

با توجه به موارد فوق‌الذکر و با بکارگیری تجارب سایر کشورها در تجدید ساختار صنعت برق، بازار برق ایران با تهیه و ابلاغ آئین نامه تعیین روش، نرخ و شرایط خرید و فروش برق در شبکه برق کشور در آبان ۱۳۸۲ شروع به کار نمود. از جمله مهم‌ترین دلایل و انگیزه­ های راه اندازی بازار برق در ایران عبارتند از:

 

    • ایجاد فضای رقابتی در بخش‌های تولید و توزیع برق

 

    • تأمین منابع از طریق سرمایه گذاری بخش غیردولتی

 

    • افزایش کارایی

 

هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان حصول هدف افزایش کارایی بعد از گذشت ۱۰ سال از ایجاد بازار برق در کشور است. برای این منظور ابتدا با بکارگیری روش StoNED میزان کارایی فنی در ۳۵ نیروگاه حرارتی منتخب طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ محاسبه شده است. در این مطالعه کارایی فنی نیروگاه‌های حرارتی کشور محاسبه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، متوسط کارایی فنی نیروگاه‌ها حرارتی برابر با ۹۳۷/۰ می‌باشد که با توجه به بازدهی ثابت به مقیاس در نیروگاه‌های مورد مطالعه عدم کارایی موجود ناشی از عدم کارایی مدیریتی بوده و نیروگاه‌ها در مقیاس بهینه عمل می‌نمایند. بنابراین با بهبود کارایی مدیریتی و تلاش در جهت استفاده بهینه از نهاده‌ها امکان افزایش متوسط کارایی فنی فراهم خواهد بود.
با توجه به اینکه بر اساس محاسبات انجام شده متوسط کارایی فنی نیروگاه‌ها در فاصله ۹۷۶/۰ و ۸۲۴/۰ قرار دارد، شکاف کارایی فنی بین نیروگاه‌ها برابر ۱۵۲/۰ می‌باشد که مقدار قابل توجهی است. برای تعیین عوامل موثر بر این شکاف و تبیین ناهمگنی کارایی فنی نیروگاه‌ها، این مطالعه به بررسی عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه‌های حرارتی منتخب پرداخته و نشان داد که اندازه نیروگاه، نرخ بهره‌برداری از ظرفیت، عمر نیروگاه‌ها و نوع سوخت نیروگاه در کنار ساختار بازار از عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی می­باشند.
در بخش سوم یافته­ ها، با بکارگیری روش پنل دیتا توبیت تأثیر عوامل مختلف بخصوص تجدید ساختار بازار برق بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی بررسی شده است. در این بخش با بهره گرفتن از نتایج تخمین الگوی تحقیق به روش پنل دیتا توبیت به بررسی فرضیه ­های تحقیق پرداخته می­ شود:

 

    • فرضیه اول: عمر نیروگاه اثر منفی بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ داشته است.

 

نتایج تخمین­ها با بکارگیری روش StoNED نشان می­دهد که ضریب متغیر عمر نیروگاه مقداری منفی و از لحاظ آماری معنی­دار است. بنابراین می­توان عنوان نمود که نیروگاه­های جدیدتر به دلیل بکارگیری تکنولوژی نو و تاسیسات پیشرفته از کارایی فنی بالاتری برخوردار هستند. در این نیروگاه­ها نیاز به نیروی انسانی کمتر و همچنین مصرف سوخت پایین­تر خواهد بود. در نتیجه پایین بودن عدم کارایی در این نیروگاه­ها دور از ذهن نیست.

 

    • فرضیه دوم: اندازه نیروگاه اثر مثبت بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ داشته است.

 

نتایج نشان می­دهد که با افزایش اندازه نیروگاه، کارایی فنی نیروگاه نیز افزایش می­یابد، بنابراین این فرضیه قابل رد نمی ­باشد. همان­طور که قبلاً اشاره شد، به نظر می­رسد که عدم کارایی موجود در نیروگاه­ها بیشتر از سوء مدیریت ناشی می­ شود. معمولاً در انتخاب مدیران نیروگاه­های بزرگ دقت بیشتری شده و سعی می­ شود تا کارآمدترین افراد در این نیروگاه­ها مدیریت را بر عهده بگیرند. بنابراین بالا بودن نسبی کارایی فنی در نیروگاه­های بزرگ‌تر می ­تواند ناشی از مدیریت کارآمدتر در این نیروگاه­ها باشد. همچنین عواملی مانند تقسیم کار و انضباط کاری بیشتر، استخدام کادر فنی متخصص و تحصیل کرده و وجود تحقیق و توسعه در نیروگاه­های بزرگتر می ­تواند دلیل بالاتر بودن کارایی فنی آنها باشد.

 

    • فرضیه سوم: نوع سوخت نیروگاه بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ اثر داشته است.

 

بر اساس نتایج به دست آمده متغیر نسبت مصرف گاز به کل سوخت مصرفی نیروگاه دارای علامت مثبت و معنی­دار است. بنابراین نوع سوخت نیروگاه یکی از عوامل موثر بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی محسوب می­ شود.

 

    • فرضیه چهارم: نرخ بهره ­برداری از ظرفیت نیروگاه اثر مثبت بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران طی سال­های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ داشته است.

 

بر اساس نتایج به دست آمده این فرضیه نیز تایید می­ شود زیرا ضریب به دست آمده برای نرخ بهره ­برداری از ظرفیت مثبت و معنی­دار است. بالا بودن نرخ بهره ­برداری از ظرفیت در یک نیروگاه به مفهوم پایین بودن مدت و دفعات خروج توربین­ها از مدار تولید و در نتیجه هزینه­ های نگهداری و راه اندازی مجدد کم است. بنابراین رابطه مثبت این متغیر با کارایی فنی دور از انتظار نمی ­باشد. پایین بودن نرخ بهره ­برداری از ظرفیت می ­تواند ناشی از مسائل فنی مانند عدم مدیریت صحیح تراکم بار درشبکه انتقال و یا نبود تقاضای کافی در برخی مقاطع زمانی از سال باشد.

 

    • فرضیه پنجم: ایجاد بازار برق در سال ۱۳۸۲ اثر مثبت بر کارایی فنی نیروگاه­های حرارتی ایران داشته است.

 

نتایج نشان می­دهد که در بخش اعظم نیروگاه­های حرارتی ایجاد بازار برق باعث افزایش کارایی فنی شده است. مقایسه نتایج این مطالعه با مطالعات مشابه نشان دهنده ناچیز بودن این اثر (۶/۲ درصد) می­باشد. برای مثال مطالعه کرایگ و ساوج (۲۰۱۳) این اثر را بین ۱۳ تا ۲۰ درصد، پولیت (۱۹۹۶) ۶ درصد و ژنگ (۲۰۰۴) نزدیک به ۲۴ درصد برآورد نموده ­اند. در زیر چندین دلیل برای پایین بودن مقدار این اثر و همچنین توصیه­هایی برای از میان برداشتن آنها ارائه شده است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:59:00 ق.ظ ]




سازمان سیا، حوادث یازده سپتامبر و حمله به افغانستان و عراق
با روی‌کار آمدن جورج بوش در سال ۲۰۰۱، علی رغم انتقادات فراوان تیم‌ امنیت‌ملی بوش( دیک‌چنی، دانلد رامسفلد، پال‌ولفوویتز و کاندولیزا رایس) از سیاست‌خارجی و امنیتی کلینتون، جورج تنت که ریاست سیا در زمان کلینتون را برعهده داشت بازهم در ریاست‌سازمان سیا ابقا شد و در واقع تنها میراث کلینتون در کابینه جدید به شمار می‌رفت. رابطه بوش و تنت به عنوان ریاست سازمان سیا بسیار نزدیک و مستقیم بود. از نظر تیم‌جدید امنیت‌ملی، القاعده و تروریسم ناشی از افغانستان توانایی جدی برای تهدید امنیت‌ملی آمریکا نداشتند و اولویت اول امنیت‌ملی‌‌ آمریکا سلاحهای کشتارجمعی(به طورخاص موشکهای هسته‌ای) و عراق بود(Immerman, 2006: 69).
پایان نامه - مقاله - پروژه
تنت‌ تلاش کرد با مشاوره و بولتن‌های مختلف تیم‌جدید امنیت ‌ملی را متقاعد کند که القاعده و تروریسم مهمترین تهدید علیه امنیت‌ملی آمریکا است. در واقع، تنت حتی در مورد برنامه‌ریزی القاعده برای حمله به خاک آمریکا نیز مطالبی را به شورای امنیت ‌ملی و بوش ارائه کرده بود و شخصاً حدود ۴۰ بار بوش را درخصوص تهدید ناشی از بن‌لادن توجیه کرده بود. حتی خلاصه‌روزانه رئیس‌جمهور[۸۸] در روز ۶ آگوست ۲۰۰۱ مطلبی را با عنوان «تصمیم بن‌لادن برای حمله به آمریکا» به اطلاع رئیس‌جمهور رسانده بود(Immerman, 2006:70).
با ‌وجود این عدم توجه تیم ‌امنیت‌ ملی بوش به هشدارهای سیا، منجر به حملات یازده ‌سپتامبر گردید. حملات یازده ‌سپتامبر، همانند حادثه پرل‌هاربر یکی از ناکامی‌های عمده اطلاعاتی آمریکا است که تبدیل به عامل دگرگونی در جامعه اطلاعاتی و نقش اطلاعات در جامعه، فرهنگ و امنیت‌ملی آمریکا شد.
سازمان سیا بلافاصله بن‌لادن را مسئول این حملات اعلام کرد و علی‌رغم ناکامی‌اش در پیش‌گیری از حملات، کنگره بلافاصله بودجه سازمان را افزایش داد و افسران عملیاتی سازمان نیز کمتر از یک ماه پس از حمله، به شکل پنهانی وارد افغانستان شدند. در واقع عملیات نظامی برای براندازی طالبان، عملیات آزادی مستمر[۸۹]، برخلاف برداشت موجود در افکار عمومی طرح سازمان سیا بود و پنتاگون در ارائه آن نقشی نداشت (Immerman, 2006:71).
افسران عملیاتی سازمان سیا در جنگ‌ افغانستان با همکاری نیروهای ویژه ارتش آمریکا و بریتانیا به سرعت ارتباطات اطلاعاتی لازم را با رهبران گروه های نظامی افغانستان برقرار کردند و شروع به حمایت‌های نظامی و مالی ازآنان نمودند. هنگامی که آمریکا عملیات نظامی علیه طالبان را در روز ۷ اکتبر آغاز کرد، افسران اطلاعاتی سازمان سیا در افغانستان که حدود ۱۱۰ نفر بودند، اطلاعات مورد نیاز واحدهای نظامی آمریکا برای هدایت بمب‌ها، شناسایی اماکن حساس و… را تهیه‌ می‌کردند[۹۰](Immerman, 2006: 71).
دولت بوش پس از اشغال افغانستان، سیاست جنگ ‌‌علیه تروریسم را به سمت رژیم‌ صدام حسین در عراق جهت‌گیری کرد. شروع این جنگ بدون ارائه اطلاعات قابل اعتماد و معتبر از سوی سازمان سیا یا دیگر نهادهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر اینکه صدام در حملا‌ت یازده سپتامبر به بن‌لادن کمک کرده است، ممکن نبود. وزیر دفاع و سایر اعضای تیم‌امنیت‌ملی بوش از ایده حمایت صدام از بن لادن در حوادث یازده سپتامبر طرفداری می‌کردند اما اطلاعات سیا این ایده را تایید نمی‌کرد. تحلیل‌گران سیا فقط به این نتیجه رسیده‌ بودند که صدام حسین دارای سلاح‌های کشتارجمعی است و فعالانه به دنبال دستیابی به سلاحهای هسته‌ای است. بوش با بهره گرفتن از این اطلاعات ادعا کرد که صدام به دنبال انتقال سلاحهای کشتار جمعی به بن‌لادن و دیگر تروریستها بوده است. اگرچه تنت اساساً با این دیدگاه که عراق با القاعده همکاری کرده است موافق نبود اما تحلیل‌های بوش و تیم ‌امنیت‌ملی او را به چالش نکشید. بدین ترتیب دولت بوش تصمیم به اجرای سیاست «تغییر رژیم» در عراق گرفت(Immerman,2006: 72).
سازمان سیا در دوران کلینتون اقدامات پنهان فراوانی برای براندازی رژیم صدام، از طریق حمایت‌های مالی، نظامی و اطلاعاتی از گروه های مخالف‌صدام، انجام داده بود و کارشناسان اطلاعاتی سیا به این نتیجه رسیده بودند که این شیوه (اقدام پنهان) برای براندازی صدام بی‌نتیجه است و تغییر رژیم درعراق نیازمند اقدام نظامی گسترده خواهد بود(Immerman, 2006:72). درواقع سازمان سیا با حمایت از ایده تهاجم نظامی، نقش مهمی در حمله به عراق داشت.
سازمان سیا تلاش‌های زیادی برای جمع‌ آوری اطلاعات از عراق توسط روش های فنی و عوامل انسانی انجام داد اما مهمترین کار سازمان سیا ارزیابی میزان تهدیدات و خطرات ناشی از صدام بود. این ارزیابی‌ها، بیش از آنکه نقشی در طراحی و سیاست‌گذاری درباره عراق داشته باشند، تاثیری حیاتی در جلب حمایت افکارعمومی آمریکا و متحدان آن کشور برای حمله به عراق داشت. بوش در ژانویه ۲۰۰۲ طی یک سخنرانی اعلام کرد که عراق در طول یک دهه گذشته دست به تولید سلاحهای کشتارجمعی و هسته‌ای زده است. اما سازمان سیا، به دلیل نبود شاخص‌های عینی و اطلاعات کاملا موثق درباره برنامه‌ سلاحهای کشتارجمعی عراق از تایید صریح این ادعا‌ها خودداری کرد. ولفوویتز و رامسلفد این اقدام سیا را تفسیر‌ تقلیل‌گرایانه از تهدیدات قلمداد کردند و برای جبران خلاء ارزیابی از تهدیدات عراق و تایید ادعاهای بوش، ولفوویتز دست به تاسیس «دفتر طرح‌های ویژه»[۹۱] تحت ریاست آبراهام شولسکی زد که هدف از آن تولید ارزیابی‌های اطلاعاتی از عراق بدون توجه به اطلاعات سازمان سیا بود(Immerman, 2006: 72).
سرانجام در پاییز سال ۲۰۰۲ تنت با اکراه تولید سریع «ارزیابی اطلاعات ملی»[۹۲] جدید از عراق را پذیرفت. هدف این ارزیابی اطلاعاتی تایید نسبی و مبهم ادعاهای بوش بود. شورای اطلاعات ملی آمریکا که متشکل از نمایندگان تمام سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا است، در کمتر از یک ‌ماه این ارزیابی را تهیه و منتشر کرد. مهمترین نکات این ارزیابی عبارت بود از: تداوم برنامه‌های سلاح‌های کشتارجمعی عراق ، دستیابی عراق به سلاح‌های کشتارجمعی شیمیایی و بیولوژیکی و موشک‌های با برد بلند علی رغم قطعنامه‌های سازمان ملل. دو سال بعد نیویورک‌تایمز این سند را تحریف شده ترین سند در تاریخ ‌اطلاعات آمریکا خواند(Immerman, 2006: 73).
علی‌رغم مخالفت‌هایی که با ایده حمله به عراق و صحت اتهامات وارده بر عراق وجود داشت، اشاره مقامات آمریکایی در سخنرانی‌های داخلی و بین‌المللی به اخبار و اطلاعات بدست آمده از سازمان‌های اطلاعاتی خود و به طورخاص سازمان سیا، انتقادات از طرح حمله را کاهش داد و حتی در نزد منتقد‌ترین افراد نسبت به ادعاهای آمریکا درمورد عراق مانند هانس بلیکس و محمد‌البرادعی نیز نوعی تردید نسبت به نیات عراق ایجاد کرد و مشروعیت لازم برای حمله به عراق را فراهم آورد. کالین پاول، وزیرخارجه وقت آمریکا، در سخنرانی ماه فوریه در سازمان ملل درباره عراق اظهار داشت که گفته‌های امروز من تماماً مبتنی به منابع معتبر اطلاعاتی است و ادعا و تحلیل صرف نیستند، آنچه که من امروز دراختیار شما قرار می‌دهم واقعیت‌ها و نتایجی است که از منابع اطلاعاتی بدست آمده‌اند. این سخنان درحالی ایراد می‌شد که جورج‌تنت، رئیس‌سازمان‌سیا، نیز به نشانی حمایت از اظهارات پاول پشت ‌سر او نشسته‌بود(Immerman, 2006:75). بدین ترتیب در فضای اعتمادی که درافکارعمومی نسبت به ادعاهای مقامات آمریکایی فراهم آمده بود، ارتش آمریکا در ۱۹ مارس ۲۰۰۳ عملیات آزادی عراق[۹۳] را به عنوان یک اقدام پیش‌گیرانه آغاز کرد.
نقش سازمان سیا در حمله به عراق به طورخاص حمایت و پشتیبانی از تصمیم‌رئیس‌جمهور آمریکا برای جنگ علیه عراق بود. سیاست‌گذاران آمریکا نیازمند مشروعیت بخشی به جنگی بودند که افکارعمومی پشتیبانی چندانی از آن نمی‌کرد. در واقع دولت بوش با انتخاب و انتشار گزینشی اخباراطلاعاتی و گزارش‌های سیا در مطبوعات، سعی کرد تهدیدات ناشی از صدام را در نزد افکارعمومی بزرگ جلوه دهد و بدین طریق حمایت آنان برای شروع جنگ علیه عراق را کسب نماید (Pfiffner and phythian,2008: 4). بنابراین می‌توان گفت که گزارش‌های سازمان سیا و برآورد اطلاعاتی ملی این سازمان برای مدیریت افکارعمومی مورد استفاده قرار گرفت. به طور کلی کیس عراق نشان می‌دهد که روسای جمهور و سیاست‌گذاران ارشد آمریکایی از اطلاعات به عنوان بخشی از فرایند جذب افکارعمومی برای تعقیب سیاست‌های خود استفاده می‌کنند. البته این پدیده به هیچ وجه یک ویژگی جدید درتاریخ آمریکا محسوب نمی‌شود. نیم‌ قرن پیش نیز در زمان بحران موشکی کوبا، آدلای استیون سون نماینده آمریکا در سازمان ملل، تصاویر بدست آمده از عکسبرداری هواپیماهای یو۲ از موشک‌های روسی مستقر در کوبا را در شورای امنیت سازمان ملل به نمایش گذاشت تا از آن برای بسیج افکار عمومی و اعضای شورای امنیت علیه اقدام شوروی استفاده کند(Hastedt, 2005).
سازمان سیا، تحلیل ‌و ارزیابی اطلاعات و سیاست‌گذاری خارجی
از آنجایی که مهمترین و اولین وظیفه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) براساس قانون امنیت‌ملی ۱۹۴۷، جمع‌ آوری و تحلیل اطلاعات مربوط به امنیت‌ملی آمریکا است، این سازمان همواره یکی از مهمترین منابع ارزیابی و تحلیل اوضاع و تحولات بین‌المللی برای سیاست‌گذاران آمریکایی به شمار رفته است. سیاست‌مداران(یا مصرف‌کنندگان اطلاعات) انتظار دارند که سازمان اطلاعاتی مسائل و مشکلات مربوط به امنیت‌ملی را شناسایی نموده و به موقع درباره آنها هشدار بدهند و ارزیابی‌هایی درباره آینده موضوعات و مسائل شناسایی شده ارائه نمایند.
سازمان‌های اطلاعاتی با آگاهی از نیازمندیهای اطلاعاتی سیاست‌گذاران(مصرف‌کنندگان اطلاعات) تلاش می‌کنند که کارکردهای چهارگانه خود را در راستای تامین این نیازمندیها مدیریت و برنامه‌ریزی نمایند. در این بین یکی از مهمترین کارکردها که نقشی حیاتی در تمام مراحل ‌سیاست‌گذاری دارد تحلیل‌اطلاعات و گزارش ‌نتایج فعالیت‌های اطلاعاتی به تصمیم‌سازان است. در واقع تاثیرگذاری سازمان‌های اطلاعاتی در سیاست‌گذاری(اعم از خارجی یا داخلی) وابسته به توزیع گزارش‌ها، ارزیابی‌ها و پیش‌بینی‌های آنان از موضوعات و مسائل سیاست‌گذاری است. از سوی دیگر سیاست‌گذاران نیز برای طراحی و برنامه‌ریزی آینده‌محور وابسته به اطلاعاتی هستند که توسط سازمان‌های اطلاعاتی درمورد واقعیت‌های جاری و احتمالات آتی، در دسترس آنها قرار می‌گیرد.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) نیز بخشی از تاثیرگذاری و نقش‌ خود در سیاست‌گذاری خارجی آمریکا را مدیون اطلاع رسانی‌ها و ارزیابی‌های اطلاعاتی است. اساساً محصول اصلی فعالیت‌های سازمان ‌اطلاعاتی در چرخه اطلاعات تولید گزارش‌ها، تحلیل‌ها و برآوردهای اطلاعاتی است و این محصولات هستند که نیازمندی اطلاعاتی سیاست‌گذاران را تامین ‌می‌کنند. از این رو جانسون این محصولات را گنجینه اطلاعات آمریکا می‌نامد(Johnson, 2008). براساس اسناد رسمی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا چرخه فعالیت‌ اطلاعاتی در این سازمان طبق شکل ‌زیر است: (Central Intelligence Agency, 1993: 14; Polmar and Allen, 1997: 283)
همانطور که در شکل ‌فوق نیز مشخص است، تولید گزارش‌ها و ارزیابی‌های اطلاعاتی آخرین مرحله از چرخه اطلاعات و عاملی است که کانال ارتباطی سازمان‌سیا و سیاست‌گذاران به شمار می‌آید. محصولات اطلاعاتی تولید شده توسط سازمان سیا (و هر سازمان اطلاعاتی دیگر) با فراهم آوردن شناخت مورد نیاز سیاست‌گذاران، ضمن برطرف کردن نیاز شناختی آنان، عنصری مهم در ساخته شدن برداشت آنها نسبت به موضوعات و مسائل بین‌المللی و امنیتی است. محصولات اطلاعاتی سازمان سیا معمولا در ۵ شکل به مصرف‌کنندگان ارائه می‌شود(Johnson, 2006, Vol.2: 239-240) که عبارتند از:

 

    1. اطلاعات جاری: [۹۴]که مربوط به وقایع روزمره و تحولات جاری جهانی و منطقه‌ای و پیشینه‌ آنها، ارزیابی اهمیت‌ آنها در امنیت‌ملی آمریکا، هشدار درمورد پیامد‌های کوتاه‌مدت و پیش‌بینی پیامد‌های بلند‌مدت آنها است. این محصول معمولا در قالب بولتن‌های روزانه، هفتگی و گاهی اوقات ماهانه به سیاست‌گذاران ارائه می‌شود. در مواقع ویژه و خاص نیز اطلاعات جاری به صورت توجیه‌شفاهی و حضوری توسط افسران اطلاعاتی به اطلاع سیاست‌گذار می‌رسد. مشهورترین و بهترین نمونه اطلاعات جاری بولتن «گزارش ‌روزانه رئیس‌جمهور»[۹۵] است که هر روز توسط سازمان سیا برای اطلاع رئیس‌جمهور و برخی از اعضای تیم‌امنیتی او ارسال می‌شود.

 

    1. اطلاعات برآوردی: [۹۶]که مربوط به رویدادهایی که ممکن است در آینده واقع‌ شوند یا تحولاتی که ممکن است در یک موضوع اتفاق بیفتند می‌شود. اطلاعات برآوردی، همانند سایر محصولات اطلاعاتی، تلاش می‌کند براساس داده‌ها و فاکت‌های موجود، ابعاد ناشناخته موضوعات و مسائل را تخمین بزند. مهمترین نقش اطلاعات برآوردی، کمک به سیاست‌گذاران برای فهم پیامد‌های محتمل‌الوقوع براساس داده‌های موجود وارزیابی‌ احتمال وقوع هریک از پیامد‌ها است. این اطلاعات معمولا در قالب «ارزیابی‌اطلاعات‌ملی[۹۷]» که توسط تمام سازمان‌های اطلاعاتی عضو جامعه اطلاعاتی مشترکاً تهیه‌ می‌شود، ارائه می‌گردد. یکی از نمونه‌های اخیر ارزیابی‌اطلاعات ملی، ارزیابی سال ۲۰۰۷ سازمان سیا از برنامه‌هسته‌ای ج.ا.‌ایران بود که با توجه به تاثیرش بر شیوه برخورد سیاست‌گذاران آمریکایی با برنامه‌هسته‌ای ایران، نشان‌دهنده نقش این برآوردها در ساخته شدن سیاست خارجی آمریکا می‌باشد.

 

    1. اطلاعات هشداری: [۹۸]محصولاتی هستند که نسبت به وقوع آسیب‌ها و خطرات‌ علیه امنیت‌ملی آمریکا به سیاست‌مداران هشدار و آگاهی می‌دهند. اطلاعات‌هشداری با تاکید بر اظطراری بودن موضوعات، ضرورت اتخاذ تصمیم‌فوری درواکنش‌به آنها را به سیاستمداران گوشزد می‌کنند. هشدارها شامل شناسایی یا پیش‌بینی رویدادهایی است که ممکن است منجر به درگیری نیروهای نظامی آمریکا یا تاثیر مخرب ناگهانی بر اهداف و برنامه‌های سیاست‌خارجی آمریکا بشوند(مانند کودتا، انقلاب در کشورهای دیگر، عملیات‌های تروریستی و…). در سازمان سیا افسراطلاعات ملی[۹۹] به طور خاص وظیفه تهیه‌ ارزیابی‌‌های هشداری را دارد. برخی دیگر از سازمان‌های عضو جامعه اطلاعاتی آمریکا مانند آژانس‌امنیت‌ملی و آژانس اطلاعات دفاعی به طور خاص وظیفه و مسئولیت‌تهیه اطلاعات هشداری را دارند. آژانس‌امنیت‌ملی با توجه به سیستم‌‌‌های جمع‌ آوری فنی جهانی‌اش قادر است در عرض چند دقیقه مقامات آمریکایی را درجریان رویدادهای جهان قرار دهد. آژانس اطلاعات دفاعی نیز با رصد شاخص‌های نظامی وظیفه تهیه‌ ارزیابی‌های هشداری دقیق و به‌هنگام درخصوص تهدیدات علیه آمریکا و نیروهای نظامی متحدین آمریکا را برعهده دارد.

 

    1. اطلاعات علمی وفنی[۱۰۰]: شامل اخبار و گزارش‌هایی می‌شود که درباره تحولات و پیشرفت‌های فنی کشورهای دیگر و ویژگیها و قابلیت‌های فن‌آوریهای خارجی، به طورخاص فن‌آوریهای نظامی، است.

 

    1. اطلاعات پژوهشی[۱۰۱]: این اطلاعات مربوط به جمع‌ آوری نظام‌مند داده‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، جمعیت‌شناختی و جغرافیایی از کشورهای خارجی است. این محصولات معمولا در شکل نقشه، دایره‌المعارف، گزارش‌های پژوهشی، کتابچه‌ها و… تهیه‌می‌شوند. معاونت اطلاعات سازمان سیا و معاونت تولید‌اطلاعات آژانس اطلاعات دفاعی مهمترین تولید‌کنندگان این محصولات به شمار می‌روند. هدف عمده از تولید این اطلاعات دادن شناخت اولیه نسبت به موضوعات و علاوه بر آن پشتیبانی عملیاتی از مدیران وافسران اطلاعاتی است.

 

سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و به طور خاص سازمان سیا، در کنار خدماتی که با توجه به توانمندی‌های عملیاتی‌شان درقالب اقدام‌پنهان به سیاست‌خارجی ارائه‌داده‌اند، با تولید محصولات فوق نقشی قابل توجه در مسئله‌یابی، راه‌حل‌یابی و تصمیم‌گیری سیاست‌خارجی داشته‌اند. فراتر از این، محصولات‌اطلاعاتی یکی از عوامل مهم بوجودآوردنده برداشت‌ها و باورهای سیاست‌گذاران نسبت به موضوعات بوده‌اند. برآوردهای اطلاعات ملی سازمان سیا برای مطالعه مقامات کاخ سفید، شورای امنیت‌ملی، وزارت خارجه، وزارت دفاع و به طور موردی سازمان‌های تخصصی مربوط به موضوع برآورد مانند کمیسیون انرژی‌اتمی، اف.بی.آی. و… ارسال می‌شود. البته اخیراً نسخه فاقد ‌طبقه‌بندی این برآوردها، با توجه به قدرت اقناع آن در نزذ افکارعمومی و نخبگان، دراختیار رسانه‌ها نیز قرار می‌گیرد. لازم به ذکر است که توانایی‌سازمان‌های اطلاعاتی در تهیه‌ محصولات اطلاعاتی فوق، بستگی مستقیم به توانایی‌ عملیاتی آنها در جمع‌ آوری و دسترسی به اطلاعات دارد. از این رو زیرساخت‌ اطلاعاتی برای جمع‌ آوری و دسترسی به اطلاعات، ضروری‌ترین بستر برای رشد توانمندی‌ تحلیلی و برآوردی سازمانهای اطلاعاتی به شمار می‌آید.
براساس داده‌های آشکار موجود در سایت سازمان سیا، از سال ۱۹۴۶ تا اواخر دهه ۱۹۸۰، سالانه به طور متوسط بیش از ۲۰ برآورد اطلاعاتی ملی درمورد موضوعات سیاست‌خارجی وامنیت‌ملی آمریکا تهیه شده‌است. این برآوردها در دوران جنگ سرد اغلب به ارزیابی و برآورد توانایی‌ها ونیات شوروی و کشورهای بلوک شرق اختصاص داشته‌اند.
برای اشاره به نقش عینی ارزیابی‌های اطلاعاتی سازمان سیا و تاثیر برآورد اطلاعات ملی بر سیاست‌خارجی آمریکا می‌توان به تاثیرارزیابی‌های سازمان سیا از توانمندی شوروی بر امضای قرارداد سالت در سال ۱۹۷۲ میان نیکسون و برژنف(قرارداد محدودیت سلاحهای استراتژیک) اشاره کرد. ارزیابی ‌سیا از توان بازدارندگی و برنامه‌های موشکی شوروی یکی از مهمترین عواملی بود که بستر موافق‌ یا مخالف برای امضای قراردادها با شوروی را در آمریکا شکل می‌داد(بنگرید به: Freedman, 1997; Steiner, 1993).
نمونه دیگری که می‌توان برای نشان‌دادن نقش ارزیابی‌ها و محصولات اطلاعاتی سازمان سیا در سیاست‌خارجی آمریکا به آن اشاره کرد، سیاست‌خارجی آیزنهاور و سپس کندی نسبت به لائوس در دهه۱۹۵۰ است. کندی در طول سه سال ریاست جمهوری‌اش با مشکلات مهمی از ناحیه شوروی،کوبا ، ویتنام و اروپای شرقی مواجه بود اما اولین مسئله جدی در دوره ریاست‌جمهوری‌اش لائوس بود. در دوره گذار از آیزنهاور به کندی، آیزنهاور معتقد بود که لائوس اضطراری‌ترین موردی است که از او به کندی به ارث می‌رسد. همانطور که او گفته بود، ۶۰ روز اول ریاست‌جمهوری کندی به طور فشرده به موضوع لائوس در سیاست‌خارجی اختصاص داشت. از نظر تیم‌امنیت‌ملی آمریکا، لائوس یکی از دومینو‌های مهم در شرق‌دور بود که شکست در آن می‌توانست منجر به توسعه کمونیسم در این منطقه شود. بنابراین دولت آمریکا خواهان سرکارآمدن رژیمی غربگرا در لائوس بود. برای این منظور سازمان سیا دست به حمایت از عناصر غربگرا در لائوس با بهره گرفتن از اقدام پنهان زد. در کنار اقدام پنهان، افسران اطلاعاتی سیا درلائوس با بهره گرفتن از شبکه عوامل اطلاعاتی خود، تصمیم‌گیران واشنگتن را به شکلی دقیق و به هنگام در جریان وقایع جاری در آن کشور می‌گذاشتند. وقتی که کندی به قدرت رسید، سازمان سیا دو برآورد اطلاعات ملی ویژه لائوس در ۶ و ۲۹ دسامبر ۱۹۶۰ تهیه کرد.برآورد اول اطلاعات جزیی درمورد نیروها و احزاب موثر در سیاست‌داخلی لائوس را دراختیار تصمیم‌گیران می‌گذاشت و پیش‌بینی‌هایی درباره وقایع آتی آن کشور ارائه می‌کرد. برآورد دوم نیز به پیامدهای بین‌المللی شرایط لائوس اختصاص داشت و تاثیر آن بر واکنش ‌روسها، چینی‌ها و هم‌چنین تاثیر آن بر اوضاع ویتنام را بررسی می‌کرد. کندی ‌علی‌رغم جوانی و بی‌تجربگی‌اش و اینکه بلافاصله پس از ریاست‌جمهوری با موضوع جدی لائوس ‌روبرو شده بود، با بهره گرفتن از محصولات اطلاعاتی سازمان سیا درقالب دو برآورد فوق و اطلاعات جاری روزانه‌، توانست تسلط مناسبی بر موضوع بیابد و سیاستی موثر و درست درقبال ناآرامی‌های لائوس درپیش‌بگیرد (Usowski, 1991).
مورد لائوس نشان‌دهنده نقش محصولات اطلاعاتی در به روز‌کردن اطلاعات و شناخت مدیران ارشد کشور در کشورهایی با نظام مردم‌سالارانه است. هنگامی که فرد جدیدی در نظام مردم‌سالار بر سرکار می‌آید، اگر نتواند به سرعت تجربیات و اطلاعات موجود در رابطه با موضوعات امنیتی و سیاست‌خارجی را دریافت کند، ممکن است کشور در تدبیر امورخارجی خود دچار مشکل و شکاف گردد و این سازمان‌های اطلاعاتی هستند که با محصولات اطلاعاتی شکاف شناختی را جبران می‌کنند.
البته برآوردها وارزیابی‌های اطلاعاتی سازمان سیا همیشه دقیق نبوده و مورد توجه سیاست‌‌گذاران قرار نگرفته‌‌اند. برای مثال برآورد اطلاعات ملی سپتامبر سال ۱۹۶۲ درخصوص احتمال استقرار موشک‌های بالستیک توسط شوروی در کوبا تردید کرده ‌بود، اما اطلاعات بعدی نشان دهنده اشتباه بودن برآورد بود. نمونه دیگر از اشتباه برآوردی، برآورد اطلاعات ملی سال ۱۹۷۸ در مورد ایران بود که علی‌رغم تحولات شدید در ایران، معتقد به ادامه حکومت شاه بود ولی چند ماه بعد حکومت شاه فروپاشید. ارزیابی‌ها و برآوردهای سیا درمورد ویتنام نیز نشان‌دهنده برآوردهایی است که علی‌رغم صحت و درستی آن مورد پذیرش سیاست‌گذاران قرار نگرفت. سازمان سیا در طول جنگ ویتنام معتقد بود که قدرت ویتنام شمالی برای ادامه بقا بالا است و نباید قدرت آن را دست‌کم گرفت و از سوی دیگر قدرت ویتنام جنوبی برای ادامه موجودیت را بسیار کمتر از آنچه که سیاست‌گذاران آمریکایی می‌پنداشتند، ارزیابی کرده بود. اگرچه سیاست‌گذاران آمریکایی به ارزیابی‌های سیا در ویتنام بی‌توجهی کردند، اما تاریخ متعاقباً تایید‌کننده ارزیابی‌های سیا درمورد ویتنام بود(Ford, 1995).
اهمیت توجه به برآوردها وتحلیل‌های سازمان‌های اطلاعاتی از آن روست که این محصولات ‌اطلاعاتی یکی از منابع و عناصر تعیین ‌کننده باورهای راهبردی رهبران کشورها نسبت به کنش‌گران و پدیده‌های بین‌المللی و یکی از متغیرهای موثر بر چگونگی هدایت سیاست‌خارجی دولت‌ها به شمار می‌رود. از سوی ‌دیگر یکی از مشکلات و موانع‌ مهم کشورداری در دنیای مدرن «غافلگیری[۱۰۲]» در عرصه‌های نظامی، سیاسی، تکنولوژیکی، اقتصادی، و حتی‌اجتماعی فرهنگی است. این درحالی‌است که «غافلگیری» ارتباط مستقیم با خلاءشناختی و نبود هشدار‌های اطلاعاتی دارد. هراندازه شناخت‌سیاست‌گذاران از نیات، انگیزه‌ها و برنامه‌های کنش‌گران دیگر درنظام‌ بین‌الملل کامل‌ تر باشد و هراندازه که هشدارهای‌اطلاعاتی به موقع و قبل از وقوع پدیده‌ها از سوی‌سازمان‌های اطلاعاتی به تصمیم‌گیران ارائه شود، احتمال وقوع غافلگیری کاهش می‌یابد. از طرف دیگر موفقیت «غافلگیری» به عنوان یک استراتژی ‌تهاجمی برای شکست‌ رقیب(درعرصه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی)، مستلزم ابهام و تردید[۱۰۳] در برداشت‌ها و باورهای رقیب نسبت به توانمندی‌ها، نیات و سیاست‌های کشوری است که به دنبال غافلگیر نمودن رقیب خود می‌باشد(Handle, 2003).
برای فرار از تهدید غافلگیری، تنها و بهترین راه سیاست ‌اطلاعاتی است. منظور از سیاست‌اطلاعاتی، ایجاد و تقویت ساختارها و نهادهای اطلاعاتی برای تولید شناخت و زدودن غبار تردید و ابهام از نیات، انگیزه‌ها و برنامه‌های راهبردی دشمنان می‌باشد. از این روی گفته می‌شود که اطلاعات تنها دارویی است که غافلگیری را درمان می‌کند. از آنجایی که محصولات اطلاعاتی (به علت اعتبارشان و اطمینانی که به طور ناخودآگاه اکثر سیاست‌گذاران به محتوی آن نشان می‌دهند) مهمترین عنصر در شکل‌گیری برداشت‌ها و باورهای سیاست‌مداران به شمار می‌روند، اشتباه در محتوی آنها می‌تواند منجر به شکل‌گیری انگاره‌ها و برداشت‌های تحریف شده نسبت به واقعیات گشته و سیاست‌گذاری را به انحراف بکشد. اشتباه بودن محصولات اطلاعاتی ممکن است ناشی از سیاست‌زدگی اطلاعات(سوگیرانه بودن ارزیابی‌ها) یا ضعف در توانمندی‌های جمع‌ آوری و تحلیل باشد.
ایالات متحده آمریکا نیز لزوم توجه به برآوردهای اطلاعاتی را پس از تجربه چند غافلگیری درک کرده است. اولین غافلگیری که سیاست‌گذاران آمریکایی را با لزوم توجه به تحلیل ‌و ارزیابی‌های اطلاعاتی آشنا کرد ناکامی پرل‌هاربر بود. یکی از علت‌های این ناکامی دست‌کم ‌گرفتن قدرت ژاپن در ارزیابی‌ها بوده است. پس از این ناکامی، ستاد مشترک‌ ارتش تلاش کرد توانمندی تحلیلی خود در جنگ را بالا ببرد و مسئولیت تهیه‌برآوردهای ملی را برعهده گرفت. یکی از نمونه‌‌های اولیه کار ستاد مشترک ارتش، تهیه برآورد اطلاعاتی ملی درباره نیات شوروی در سال ۱۹۴۶ است که توسط ستاد‌ مشترک‌اطلاعات[۱۰۴] تهیه‌شد (Kauppi, 1994). البته اداره‌خدمات‌راهبردی[۱۰۵](سلف سازمان سیا) نیز دست به تشکیل یک دفتر تحقیق و تحلیل[۱۰۶] زد که نقش مهمی در برآوردها و ارزیابی‌های جنگ‌جهانی دوم داشت. همزمان اف.بی.آی. و وزارت‌امورخارجه آمریکا نیز تلاش‌هایی برای بهبود توانایی‌ تحلیلی‌خود انجام دادند. بعدها، پس از تشکیل سازمان سیا این مسئولیت برعهده سازمان سیا نهاده شد.سیا در ابتدا با تشکیل دفتر گزار‌ش‌ها و برآوردها[۱۰۷] این مسئولیت را برعهده گرفت. پس از جنگ کره، سازمان سیا ساختار جدیدی از تهیه برآوردهای ملی را پایه‌گذاری کرد و با تاسیس دفتر برآوردهای ملی[۱۰۸] اقدام به تهیه برآوردهای اطلاعاتی ملی نمود(Ford, 1995).
مهمترین محصولات تحلیلی اطلاعاتی که تا قبل از اصلاحات سال ۲۰۰۵ مستقیماً توسط سازمان سیا تهیه می‌شد، «گزارش روزانه رئیس جمهور» و «برآورد اطلاعات ملی» است[۱۰۹]. هدف «توجیه روزانه رئیس جمهور» ارائه شناخت درباره تحولات ۲۴ ساعت گذشته به سیاست‌گذاران ومقامات ارشد است. هدف «برآورد اطلاعات ملی» نیز ارائه شناخت و اطلاعات عمیق از موضوعات بین‌المللی مورد علاقه سیاست‌گذاران مانند پرونده هسته‌ای ایران یا آینده پیشرفتهای نظامی چین است(Johnson, 2008).
سازمان سیا و تولید شناخت با هدف نظارت بر تعهدات کشورهای طرف معاهده با ایالات متحده
یکی از نقش‌های موثر سازمان سیا در سیاست‌خارجی آمریکا تولید شناخت لازم درخصوص پایبندی کشورهای طرف معاهده با ایالات متحده به تعهدات خود در این قراردادها بوده است. بهترین موردی که این نقش سازمان سیا را آشکار می‌کند معاهدات کنترل تسلیحات میان آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد است. در این معاهدات، سازمان سیا به عنوان یک ابزار بازرسی پنهانی برای آگاهی از پایبندی یا عدم پایبندی شووری به مفاد معاهدات مورد استفاده قرار گرفته است(Herman, 1996: 158). به همین دلیل در ساختار سازمانی سیا بخشی به نام «اداره اطلاعات مربوط به کنترل تسلیحات»[۱۱۰] وجود دارد که بخشی از معاونت اطلاعات سازمان بوده و وظیفه آن پشتیبانی اطلاعاتی از کلیه مذاکرات خلع‌سلاح و ارائه اطلاعات درخصوص موضوعات مربوط به پایبندی به تعهدات از سوی سایر کشورها است. وظایف و ماموریت‌های این بخش براساس نیازمندیهای وزارت خارجه، شورای امنیت ملی، کاخ سفید و آژانس خلع سلاح و کنترل تسلیحات تعیین می‌شود(Turner, 2006: 8-9).
سازمان سیا این نقش خود را تاحد زیادی مدیون فن‌آوری ماهواره‌های جاسوسی است. اولین ماهواره های جاسوسی آمریکا در آگوست ۱۹۶۰ مورد بهره برداری قرار گرفتند و بعدها نسل های پیشرفته تری از آنها توسعه یافت. برآوردهای اطلاعاتی سازمان سیا مبنای مذاکرات کنترل تسلیحات هسته‌ای استراتژیک میان آمریکا و شوروی در اواخر دهه ۱۹۶۰ بودند. در واقع تا حدود بسیار زیادی آنچه که امکان شروع مذاکرات بر سر محدود سازی تسلیحات استراتژیک را فراهم کرد اعتماد سیاست‌گذاران آمریکایی به کیفیت اطلاعات سیا از پتانسیل‌های نظامی شوروی در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ بود (Kincade, 1983: 26). از آنجایی که امکان بازرسی‌های در محل[۱۱۱] از سایت‌های موشکی ونظامی شوروی وجود نداشت، توانمندی اطلاعاتی برای تایید پایبندی شوروی به مفاد معاهدات کنترل تسلیحات تبدیل به یک موضوع حیاتی درنزد سیاست‌گذاران آمریکایی شده بود. به همین دلیل محتوی معاهدات کنترل تسلیحات نیز بر اساس میزان توانایی‌ اطلاعاتی سیا در جمع‌ آوری اطلاعات از سایت‌های موشکی و نظامی شوروی تنظیم می شد. برای مثال معاهده «سالت یک» تنها درباره پرتاب‌گرهای موشک بود و تولید موشک و موضوع تعداد کلاهک ها را در مفاد خود جای نمی‌داد. دلیل این امر آن بود که در آن زمان ماهواره‌های جاسوسی سازمان سیا تنها قادر به تشخیص و تصویربرداری از پرتاب‌گرها و سایت‌های پرتابی بودند و توانایی تشخیص و نظارت بر میزان تولید موشک و تعداد کلاهک را نداشتند. با توسعه توانایی جمع‌ آوری پنهانی سیا از شوروی، پیمان «سالت‌دو» شاهد افزایش مفاد پیمان به موضوعاتی مانند کلاهک‌های هسته‌ای شد (Herman, 1996: 159; Scoville, 1985).
البته استفاده از اطلاعات به عنوان یک ابزار بازرسی تنها مختص آمریکا نبود و شوروی نیز برای کسب اطمینان از پایبندی آمریکا به مفاد معاهدات از این ابزار بهره‌برداری می‌کرد. به گونه‌ای که استفاده از ماهواره‌ها و سایر روش‌های جاسوسی برای نظارت بر پیمان‌ها از سوی دو طرف در ماده ۱۰ پیمان ای.بی.ام. درسال ۱۹۷۲ و ماده ۵ سالت‌ یک و ماده ۱۵ سالت دو مورد اشاره قرارگرفته است که جان لوئیس گادیس(Gaddis, 1987: 195-214) از آن به عنوان یک “رژیم نظارت ماهواره‌ای”[۱۱۲] میان ابرقدرتهای دوران جنگ سرد یاد می‌کند. شوروی ها نیز به زودی فن آوری ماهواره های تصویربرداری و عکس برداری را بدست آوردند و بدین سان دوران «چشمها در آسمان»[۱۱۳] آغاز شد. این فن آوری به هر دوطرف جنگ سرد امکان نظارت بر توانایی تسلیحاتی، رصد تحولات نظامی یکدیگر و تایید تعهد و پایبندی طرف مقابل به معاهدات کنترل تسلیحات که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شده بود را می داد. برخلاف تصور بسیاری از افراد در آن دوران، اطلاعات بدست آمده از کنترل و مراقبت ماهواره ای ، نقش مهمی در ایجاد ثبات بین المللی و حتی پایان جنگ سرد داشت. در واقع شاید بتوان گفت که بدون وجود این منابع اطلاعاتی، توافقات کنترل تسلیحات غیر محتمل می نمود. به طور کلی توانمندیهای اطلاعاتی دو ابرقدرت در دوران جنگ سرد، منجر به کاهش تنش های احتمالی ناشی از سوءتفاهمات میان دو ابرقدرت شد و نقش مهمی در ثبات بین اللمللی داشت. ضمن آنکه اگر کشورها توانمندی اطلاعاتی لازم برای تایید و راستی آزمایی رعایت مفاد معاهدات کنترل تسلیحات، خلع سلاح، عدم اشاعه و سایر معاهدات مشابه را نداشته باشند، اساساً امکان رسیدن به چنین توافقاتی غیر ممکن می شود. به گونه‌ای که می‌توان گفت وجود اطلاعات موثر، مولفه‌ای ضروری برای دستیابی به کنترل تسلیحات است و بدون آن کنترل تسلیحات نمی‌تواند به عنوان یک عنصر قابل اتکا در سیاست امنیت‌ملی به شمار رود(Scoville, 1985: 318). اسکوویل به عنوان یکی از افسران سابق سازمان سیا و کارشناس سابق آژانش خلع‌سلاح و کنترل تسلیحات آمریکا معتقد است که حتی اگر در معاهدات کنترل تسلیحات آمریکا، طرف مقابل اجازه بازرسی حضوری و در محل را بدهد، بازهم نباید از بازرسی با بهره گرفتن از ابزارهای اطلاعاتی غفلت کرد چرا که هیچ کشوری به تیم‌های بازرسی اجازه دسترسی کامل و بدون نقص به داده‌هایی که نشان دهنده تخظی و عدم پایبندی‌اش به معاهده باشد را نخواهد داد(Scoville, 1985: 319). به طور کلی در دوران مدرن اطلاعات مسئول نظارت بر قراردادهایی بوده است که در زمینه کنترل تسلیحات، منع گسترش سلاحهای هسته‌ای و انتقال فن‌آوری منعقد می‌شود و وظیفه ارزیابی فعالیت‌های جاری و آتی در زمینه تکثیر سلاحها در ابعاد جهانی را بر عهده دارد(اسکالینگی، ۱۳۸۴؛ Shulsky, 1991: 29-30; Codevilla, 1992: 111-115). اجرای این پیمان‌ها مستلزم برنامه‌های بازرسی و رسیدگی پیچیده‌ای است که نیازمند تولید مقادیر زیادی اطلاعات است که برای تشخیص پیروی کشورها از این پیمان‌ها باید توسط سازمان‌های اطلاعاتی تولید شوند.
سازمان سیا و تولید شناخت از عملکرد دستگاه دیپلماسی برای نظارت بر حسن اجرای سیاست‌خارجی رسمی آمریکا: مورد تحریم تسلیحاتی بوسنی [۱۱۴]
برداشت از سیا (یا هر سازمان اطلاعاتی دیگر) به عنوان یک ابزار نظارتی، علاوه بر ابزار بازرسی پنهانی از معاهدات مفهوم دیگری نیز دارد که به معنی جمع‌ آوری اطلاعات از عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور برای نظارت بر حسن اجرای وظایف و کارکردهای دیپلماتیک می‌باشد. البته این برداشت از نقش نظارتی سیا حداقل در تئوری، در ایالات متحده آمریکا محلی از اعراب ندارد. چرا که به قول یکی از افسران اطلاعاتی بخش عملیات سیا، در حوزه فعالیت‌های خارجی دولت آمریکا تمام صلاحیت‌ واقتدار در اختیار وزارت امورخارجه آمریکا قرار دارد و وزارت خارجه است که نقش سگ‌نگهبان سایر ارگان‌های فعال در مسائل خارجی آمریکا را ایفا می‌کند(Tovar, 1981:44). بر این اساس وزارت‌امورخارجه است که نقش نظارت بر حسن اجرای سیاست‌خارجی رسمی آمریکا توسط سایر نهادهای فعال در سیاست‌خارجی آمریکا را برعهده دارد نه سازمان سیا. در فرایند پژوهش حاضر نیز تنها یک مورد در میان داده‌های گردآوری شده بدست آمده است که تلویحاً می‌توان آن را نشان‌دهنده ایفای چنین‌ نقشی توسط سازمان‌ سیا دانست. در این مورد خاص که به موضوع تحریم تسلیحاتی طرفین درگیر در بحران بالکان مربوط می‌شود، سازمان سیا با اطلاع از عملکرد سفیر آمریکا در زاگرب برخلاف سیاست‌ رسمی تحریم، موضوع را در قالب یک اقدام غیرقانونی توسط دستگاه دیپلماسی به اطلاع رئیس‌جمهور رسانده‌است.
تجزیه یوگسلاوی که از سال ۱۹۹۱ و در زمان زمامداری بوش پدر و پس از فروپاشی شوروی آغاز شد، متعاقب اعلام استقلال جمهوری‌های تشکیل‌دهنده آن منجر به تنش و جنگ در منطقه‌ بالکان گردید. به طورخاص جنگ‌ در بوسنی وضعیت‌ شدید‌تری از دیگر مناطق به خود گرفت و تحت‌تاثیر تکثرقومی در بوسنی(که متشکل از مسلمانان، کروات‌ها و صربها بود) و تعصب‌ نژادی بلگراد شکلی از نسل‌کشی و پاکسازی قومی یافت. بحران یوگسلاوی درنهایت موجب مداخله سازمان ملل متحد شد و قطعنامه‌ ۷۱۳ شورای امنیت در ۲۵ سپتامبر ۱۹۹۱، دولت‌های عضو را ملزم به تحریم تسلیحاتی یوگسلاوی ‌سابق کرد.
هنگامی که دولت کلینتون در ژانویه ۱۹۹۳ برسرکارآمد، براساس شعارهای انتخاباتی از او انتظار می‌رفت که نقش فعال‌تری در حل بحران بوسنی ایفا کند. کلینتون در مبارزات انتخاباتی خود چندین بار دولت بوش را به علت عدم‌کارآمدی‌اش در بحران بوسنی مورد انتقاد قرار داده بود و حتی در یکی از سخنرانی‌های انتخاباتی‌اش در سال ۱۹۹۲ تاکید کرده بود که ما باید لغو تحریم تسلیحاتی بوسنی را مورد ملاحظه قراردهیم چرا که آنها در حال حاضر با دشمنی کاملا مسلح (صرب‌ها) روبرو هستند و تحریم تسلیحاتی آنها عادلانه نیست.
بااین وجود شورای‌ امنیت‌ملی دولت کلینتون با لغو تحریم تسلیحاتی موافق نبود و روی خوش نشان نمی‌داد چرا که ورود نیروهای نظامی آمریکا به بحران بوسنی از لحاظ سیاسی منطقی به نظر نمی‌آمد. حمله‌هوایی به نظامیان صرب برای جلوگیری از اقدامات نظامی آنان در بوسنی نیز رد شد چرا که ممکن بود تهاجم صربها به نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در منطقه را درپی‌داشته باشد ومنجر به اعتراض کشورهایی شود که نظامیانشان در قالب نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در منطقه حاضر بودند.
اما کشتار غیرنظامیان توسط صربها ادامه داشت و با توجه به اطلاع افکارعمومی از آن به ویژه پس از وقایع صربرنیتسا و ممانعت صربها از کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل، انتظار داخلی از دولت کلینتون را افزایش داده بود. در واکنش به این وضعیت، کمیته‌های متعددی در ماه مارس و آوریل ۱۹۹۳در کاخ سفید تشکیل شد اما اختلاف نظر شدیدی میان اعضای این کمیته‌ها برسر حمایت یا عدم حمایت از تحریم‌های سازمان ملل یا مداخله نظامی آمریکا در مناقشه وجود داشت. از آنجایی که تحریم‌های تسلیحاتی، مسلمانان بوسنی را از لحاظ نظامی در موقعیتی‌ فروتر نسبت به صربها قرارداده بود، یکی از راه ‌حل ‌ها برای جلوگیری از تهاجم صربها، اقدام آمریکا برای برداشتن تحریم‌ها و حملات‌هوایی توسط ناتو علیه صربها بود تا فرصت لازم برای تقویت نظامی مسلمانان بوسنی را فراهم آورد. این گزینه که با نام «برداشتن تحریم و حمله[۱۱۵]» در تیم سیاست‌خارجی مطرح می‌شد، تیم‌سیاست‌خارجی را به دوگروه وزارت‌خارجه‌ای‌ها و وزرات‌دفاعی‌ها تقسیم کرد. وارن‌کریستوفر(وزیرخارجه) و مادلین‌آلبرایت(نماینده آمریکا در سازمان ملل) از این گزینه‌حمایت می‌کردند، درحالی که لس‌آسپین(وزیردفاع) و ژنرال کالین‌پاول(رئیس ستاد مشترک) مخالف آن بودند. مشاور امنیت‌ملی(آنتونی لیک) و معاون اول رئیس‌جمهور(ال گور) نیز از گزینه‌نظامی حمایت می‌کردند. پاول و آسپین نسبت به کارآمدی گزینه ‌نظامی تردید داشتند و نگران این‌ بودند که گزینه مذکور‌ موجب درگیری بیشتر آمریکا در بحران بشود.
علی‌رغم مخالفت‌هایی که در درون دولت نسبت به این گزینه‌ وجود داشت، کلینتون در جلسه ۱ می ۱۹۹۳ حمایت خود از این گزینه‌ را اعلام و آن را تایید کرد. پس از تایید کلینتون، وزیرخارجه آمریکا، کریستوفر، به اروپا رفت تا متحدین ناتو را برای حمایت از لغو تحریم‌های نظامی علیه مسلمانان بوسنی قانع کند. اما متحدین آمریکا با این منطق که چنین اقدامی منجر به تشدید بحران می‌شود، حاضر به پذیرش این سیاست نشدند. به طورخاص فرانسه و انگلیس که نیروهای نظامی‌آنان ترکیب اصلی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در بالکان را شکل می‌دادند با این تصمیم مخالفت کردند، چرا که چنین تصمیمی ممکن بود منجر به حملات صربها علیه نیروهای آنان شود.
عدم موفقیت در جلب موافقت متحدین و عدم تمایل به مداخله یک‌جانبه در بحران، باعث شد تا آمریکا این گزینه را از دستور کار خارج کند. درهمین زمان بحران بوسنی با شروع اختلافات کروات‌ها و مسلمانان عمیق‌تر نیز شده‌بود. کروات‌ها از یک طرف هدف مشترکی با مسلمانان برای جلوگیری از تهاجم صربها داشتند و از سوی‌دیگر به دنبال تقسیم بوسنی میان خود و صربها بودند. سیاست‌گذاران آمریکایی معتقدبودن که تنش میان مسلمانان و کروات‌ها مهمترین مانع برای ایجاد صلح در بوسنی است. از این رو در فوریه و مارس ۱۹۹۴ فرستاد ویژه‌ آمریکا در موضوع بوسنی، چارلز ردمن، شروع به مذاکره با مسلمانان و کروات‌ها برای پایان دادن به جنگ میان‌ آنها کرد. بالاخره در نتیجه این تلاش‌ها موافقت‌نامه فدراسیون میان کروات‌ها و مسلمانان بوسنی در تاریخ ۲۲ مارس ۱۹۹۴ در واشنگتن امضا شد و زمینه همکاری نظامی میان کروات‌ها و مسلمانان را فراهم کرد.
پس از امضای موافقت‌نامه فدراسیون، مسلمانان و کروات‌های بوسنی شروع به همکاری پنهانی با یکدیگر برای دورزدن تحریم‌های سازمان ملل نمودند. از آنجایی که تحریم‌های تسلیحاتی مسلمانان را در وضعیت نظامی بدی قرارداده بود، دولت کرواسی به دنبال ایجاد یک کانال تسلیحاتی مخفی برای تقویت مسلمانان بود که طی آن بخشی از تسلیحات نیز به کروات‌های بوسنی می‌رسید. البته دولت‌کرواسی برای انجام این کار به دنبال تایید آمریکا هم بود. این تسلیحات از سوی یکی از کشورهای خاورمیانه به مسلمانان بوسنی ارسال می‌شد.
آمریکا در واکنش به درخواست کرواسی، پاسخ مشخصی نداد. دولت کلینتون در واکنش به ارسال سلاح توسط یک کشوراسلامی به مسلمانان بوسنی سه گزینه در پیش‌روی خودداشت: (۱) مخالفت، (۲) عدم مخالفت، (۳) عدم واکنش‌ مشخص.
گزینه سوم به چند دلیل برای دولت کلینتون مطلوبتر بود. اولا مخالفت با ارسال سلاح توسط یک کشور اسلامی به مسلمانان بوسنی منجر به تضعیف هرچه بیشتر مسلمانان بوسنی و عدم امکان مقاومت آنها در برابر صربها می‌شد و این با سیاست‌آمریکا همخوانی نداشت. مقامات واشنگتن معتقد بودند تا زمانی که مسلمانان نتوانند تهاجم صربها را متوقف کنند، مذاکرات صلح و پایان جنگ ممکن نخواهد بود. به همین دلیل دولت کلینتون اساساً مخالف تحریم‌های تسلیحاتی علیه مسلمانان بوسنی بود اما در سیاست‌رسمی خود از قطعنامه‌های سازمان ملل مبنی بر تحریم تسلیحاتی حمایت می‌کرد. از طرف دیگر اگر گزینه «عدم مخالفت» در واکنش به درخواست کروات‌ها مبنا قرار می‌گرفت عملاً نشان دهنده نقض قطعنامه‌های سازمان ملل از سوی آمریکا بود و این امکان وجود داشت که منجر به تشدید منازعه بشود. بنابراین در چنین شرایطی «پاسخ مبهم و نامشخص» بهترین گزینه سیاست‌گذاری بود. چنین واکنشی به معنی آن بود که آمریکا با ارسال سلاح به بوسنی مخالف نیست اما آن راتایید نمی‌کند. بنابراین مقامات کاخ سفید معتقد بودند که چنین واکنشی به صورت ضمنی کرواسی را درخصوص ارسال سلاح از سوی کشوری اسلامی به بوسنی مطمئن خواهد کرد و در عین حال درصورت افشا مشکلی نیز برای آمریکا ایجادنخواهد کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:58:00 ق.ظ ]




در ماده ۶۳۱، ملاک و زمانی برای عنوان تازه متولد بودن، بیان نشده است و به نظر می رسد این عنوان تا وقتی است که کودک به صورت کامل برای والدین و اشخاصی که او را دیده اند قابل تمایز با کودکان دیگر نباشد، به گونه ای که اگر با کودک دیگری جابجا شود قابل تشخیص نباشد، هر چند ملاک مراجعه به عرف نیز قابل دفاع است.
مقاله - پروژه
ب: تعریف عنصر توقیف غیر قانونی
از نظر کیفری توقیف عبارت است از عمل مادی دستگیر کردن شخص و محروم کردن او از رفت و آمد،‌ در مدت نسبتا کوتاه که معمولا از ۲۴ ساعت تجاوز نمی‌کند و فرقی نمی‌کند که این توقیف در خانه، اتومبیل یا هر محل دیگری باشد؛[۸۷] در اصطلاح حقوق جزا، سلب آزادی و اختیار نفس در مدت معین یا نامحدود است که در آن زمان حالت انتظار ترخیص و خلاص شدن وجود نداشته باشد. در توقیف مدت آن محدود بوده و محل توقیف مهم نیست که کجا باشد؛ در حالی که درحبس غیرقانونی در محل محفوظ‌تری که یکی از مصادیق آن زندان است، در مدت طولانی‌تری نگهداری می‌شود .
مخالف قانونی بودن : اصل بر آزادی اشخاص است ؛ مگر به موجب قانون که در مواردی توقیف افراد را جایز دانسته است: [۸۸]
در هر نوع جنایت ؛ در هر موردی که آزاد بودن متهم ممکن است موجب امحاء آثار و دلایل جرم شود یا باعث تبانی با شهود و مطلعین واقعه گردد یا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع کنند یا در مواردی که بیم فرار یا پنهان شدن متهم باشد و به طریق دیگری نتوان از آن جلوگیری کرد ؛
درباره کسانی که به اتهام سرقت یا کلاهبردار و یا جعل و یا استفاده از سند مجعول، مورد تعقیب قرار می‌گیرند. هرگاه دلائل و قرائن موجود دلالت بر توجه اتهام به آنان نماید و یک فقره سابقه محکومیت قطعی و یا دو فقره یا بیشتر سابقه محکومیت غیر قطعی به علت ارتکاب هر یک از جرایم مذکور داشته باشند، قرار بازداشت صادر خواهد شد. در غیر از موارد ذکر شده در قانون، توقیف و حبس اشخاص، غیرقانونی بوده و جرم محسوب می‌شود
پ: تعریف عنصر قاچاق
تا قبل از تصویب کنوانسیون پالرمو و پروتکل قاچاق انسان ، توافق جهانی در مورد تعریف قاچاق وجود نداشت و واژه قاچاق به وسیله عوامل مختلف برای توصیف اعمالی به کار می رود که از مساعدت در مهاجرت داوطلبانه گرفته تا بهره کشی جنسی انتقال افراد با توسل به زور ، تهدید ، اغفال ، خشونت و …. به قصد انتفاع مادی در نوسان هستند.[۸۹]
تعریف دیگری نیز از قاچاق در مجمع عمومی سازمان ملل بود . قاچاق انسان جابه جا کردن غیرقانونی و مخفیانه اشخاص در سراسر مرزهای ملی است ، عمدتا از کشورهای در حال توسعه و کشورهای دارای اقتصاد در حال گذر ، با هدف نهایی با داشتن افراد به وضعیت بهره کشانه و ستم کشانه از لحاظ جنسی و اقتصادی و نیز دیگر فعالیت های مرتبط با قاچاق همچون کار خانگی اجباری ، ازدواج سفارشی ، استخدام مخفیانه و فرزند خواندگی سفارشی به منظور سود به کار گیرندگان ، قاچاقچیان و سندیکاهای جنایتکاران[۹۰]. اما به نظر نگارنده با عنایت به تعاریف فوق و تعریفی که در ماده یک قانون مبارزه با قاچاق انسان آمده قاچاق خارج یا وارد ساختن غیر مجاز افراد به قصد غیرقانونی و غیر شرعی از مرز اعم از اینکه با رضایت باشد یا بدون رضایت مجنی علیه باشد .
ماده ۱ق.م.ق.ا. در تعریف این عمل جنایی اشعار می‌دارد:
” قاچاق انسان عبارتست از:
الف - خارج یا وارد ساختن و یا ترانزیت مجاز یا غیرمجاز فرد یا افراد از مرزهای کشور با اجبار و اکراه یا تهدید یا خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده از قدرت یا موقعیت خود یا سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد یاد شده، به قصد فحشاء یا برداشت اعضا ء و جوارح، بردگی و ازدواج.
ب - تحویل گرفتن یا انتقال دادن یا مخفی نمودن یا فراهم ساختن موجبات اخفاء فرد یا افراد موضوع بند (الف) این ماده پس از عبور از مرز با همان مقصود “.
در بند الف ماده مزبور، قاچاق زنان و کودکان و قاچاق اعضا و جوارح انسان مد نظر قانونگذار بوده است. در تحقق این عمل مجرمانه دو عامل «عبور از مرز» و توسل به « اجبار یا اکراه یا خدعه یا سوء استفاده از قدرت یا موقعیت خود یا وضعیت قربانی» اهمیت اساسی دارند. این دو عامل وضعیت آسیب پذیری و ضرورت جرم انگاری عمل و حمایت از بزه دیدگان را توجیه می کند [۹۱]. زنان و کودکان معمولا با اسناد گذر و هویت جعلی از مرزها عبور داده می شوند یا پس از عبور اسناد هویت و گذر آنان توسط قاچاقچیان اخذ و هرگز مسترد نمی شود. بر خلاف آنچه برخی اظهار کرده اند که «قاچاق داخلی نیز به اندازه قاچاق جنسی بین المللی [فراملی] – و حتی به دلیل آگاه شدن سریع تر و کامل تر مردم نسبت به آثار آن، بیش از آن – خطرناک است»[۹۲] ، قاچاق از کشوری به کشور دیگر با وصف غریب و تنها بودن شخص، نداشتن اوراق هویت و لذا غیرقانونی بودن حضور وی در کشور مقصد و عدم آشنایی به زبان و فرهنگ کشور مقصد این افراد را در حالت آسیب پذیرتری قرار می دهد [۹۳].
در داخل کشور چنین سوء استفاده هایی متصور نیست و شخص براحتی می تواند در هر شهری نزد مراجع ذی صلاح تظلم کند. موضوع این جرم همواره فرد بشری است و انگیزه «فحشاء یا برداشت اعضاء و جوارح، بردگی و ازدواج» رکن تشکیل دهنده آن می‌باشد.
واژه‌های «خدعه» و « نیرنگ» با هم مترادف هستند. از این رو، به کار بردن این واژگان به دنبال هم خالی از فایده بوده و غیرضروری است. تهدید نیز در بطن «اکراه» نهفته است و تکرار آن ضرورتی ندارد. قید کلمه «ازدواج» در آخر این بند قدری شبهه ایجاد می‌کند. ظاهراً قانونگذار فریب در ازدواج را که در حالت عادی مشمول ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی (ق.م.ا.) بوده و مرتکب آن به شش ماه تا دو سال حبس محکوم می‌شود، با وصف عبور از مرز، مشمول تعریف قاچاق نموده است.
البته اگر ماده ۳ ق.م.ق.ا. رعایت شود چنین شخصی صرفاً به تحمل مجازات مقرر در ق.م.ا. محکوم می‌گردد. لازم به توضیح است که ماده ۶۴۷ ق.م.ا. صرفاً در خصوص فریب در ازدواج اجرا می‌شود ولی در ق.م.ق.ا. اجبار و اکراه و سوء استفاده از موقعیت خود یا قربانی نیز از موارد رایج است که مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است.
بند ب ماده ۱ به اقداماتی که پس از عبور از مرز، به منظور جلوگیری از کشف جرم صورت می گیرند، دلالت دارد. اگرچه قانون ایران به موجب اصل صلاحیت سرزمینی، در خصوص جرایم ارتکابی در خارج از کشور، قانون حاکم نیست؛ لیکن به موجب اصل صلاحیت شخصی یا صلاحیت مبتنی بر تابعیت (مندرج در ماده ۷ ق.م.ا.)، قانون ایران در خصوص جرایم ایرانیان در خارج از کشور حاکمیت دارد[۹۴].
با این حال، مرتکبین قاچاق انسان از ایران به خارج از کشور الزاما ایرانی نیستند و لذا اصل صلاحیت شخصی در تمامی موارد کافی نیست. لیکن در این زمینه می توان به ماده ۴ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ استناد جست که اشعار می دارد:
“هر گاه قسمتی از جرم یا نتیجه آن در قلمرو حاکمیت ایران واقع شود در حکم جرم واقع شده در جمهوری اسلامی ایران است".
با توجه به ویژگی سازمان یافته و فراملی قاچاق انسان، در واقع قاچاق انسان از شروع عملیات در کشور مبدا تا حصول نتیجه و کسب منافع مادی، فرایند واحدی تلقی می شود، لذا قسمتی از جرم در ایران واقع شده و مطابق ماده مزبور، قانون ایران صلاحیت دارد. قانونگذار ایران در ماده ۷ ق.م.ق.ا ، با اندکی تغییر به این مطلب تاکید و تصریح نموده است
در اینجا مرتکب الزاما ایرانی است و ظاهرا قاچاق انسان از یک کشور خارجی به کشور خارجی دیگر مد نظر است. بنابراین دایره شمول این ماده دقیقا با اصل صلاحیت مطابقت دارد. دخالت گروه جنایی سازمان‌یافته در قاچاق انسان، موجب تهدیدات بیشتر برای جامعه و دشواری کشف و مبارزه با این جرم و همچنین ناتوانی قربانیان در مقابل مجرمین می‌گردد. ظاهرا قانونگذار ایران نیز اندک توجهی به این امر داشته است و در بندهای الف و ب ماده ۲ اشاراتی به این مطلب دارد. [۹۵]
در ماده ۲ ق.م.ق.ا. سه مورد به عنوان اعمالی که «در حکم قاچاق انسان» هستند، احصاء گردیده‌اند. ماده ۲ اینچنین تحریر یافته است :
” اعمال زیر در حکم «قاچاق انسان» محسوب می شود:
الف . تشکیل یا اداره دسته یا گروه که هدف آن انجام امور موضوع ماده (۱ ) این قانون باشد .
ب . عبور دادن (خارج یا وارد ساختن و یا ترانزیت) ، حمل یا انتقال مجاز یا غیر مجاز فرد یا افراد به طور سازمان یافته برای فحشاء یا سایر مقاصد موضوع ماده (۱) این قانون، هر چند با رضایت آنان باشد .
ج . عبور دادن (خارج یا وارد ساختن و یا ترانزیت)، حمل یا انتقال غیرمجاز افراد به قصد فحشاء هر چند با رضایت آنان باشد “.
در بند الف فقط «تشکیل یا اداره» دسته یا گروه جرم تلقی گردیده است. و دسته یا گروه در تبصره ی ماده ی ۱۳۰ قانون جدید مورد تعریف قانون گذار قرار کرفته است [۹۶]. این ماده عضویت در گروه جنایی را جرم ندانسته و مسؤولیت کیفری را در این زمینه فقط به موسسان و مدیران گروه ها منتسب نموده است. مستنبط از مواد ۲و۳ و۵ کنوانسیون پالرمو، گروه های جنایی واجد سه عضو یا بیشتر، وحدت فرماندهی، نظم شدید با ضمانت‌اجرایی بیرحمانه هستند که با هدف ارتکاب جرم برای تحصیل منافع مالی و مادی تشکیل شده و در طول برهه ای از زمان فعالیت می کنند [۹۷].
در بادی امر به نظر می رسد که قاچاق انسان در قانون ایران، شامل قاچاق زنان و کودکان و قاچاق مهاجران می شود. لیکن این تعریف تفاوتهایی با تعریف قاچاق زنان و کودکان و خصوصا قاچاق مهاجران دارد. قاچاق مهاجران، با وجود تشابه زیادی که با «قاچاق اشخاص به ویژه زنان و کودکان» دارد، متفاوت از آن است و نباید این دو را باهم اشتباه گرفت. مهمترین وجوه تشابه این دو جنایت را می‌توان اینگونه خلاصه کرد:
موضوع هر دو جنایت افراد بشر می‌باشند؛
در هر دو مورد غالباً افراد از کشورهای جهان سوم به کشورهای پیشرفته قاچاق می‌شوند؛
با توجه به اینکه هر دو مورد از مصادیق جنایات سازمان‌یافته فراملی‌اند، لذا خصایص اساسی این جنایات را دارند، یعنی ماهیتاً فراملی هستند (قاچاق افراد از منطقه‌ای به منطقه دیگر در داخل مرزهای یک کشور از شمول این عناوین مجرمانه خارج است)، به منظور تحصیل منفعت مادی ارتکاب می‌یابند و توسط گروه‌های سازمان‌یافته جنائی ارتکاب می‌یابند.
وجوه تمایز این دو پدیده مجرمانه را می‌توان این گونه بیان کرد:
الف) در قاچاق زنان و کودکان، افراد مورد قاچاق موضوع جنایات بعدی هستند و قاچاق آنان وسیله‌ای برای درآمدهای آتی محسوب می‌گردد؛ یعنی این اشخاص قاچاق می‌شوند تا بعدا در جاهایی مثل مراکز فحشاء مورد بهره برداری قرار گیرند، زیرا به صرف گذراندن نامبردگان از مرز اصولاً چیزی عاید جنایتکاران نمی‌شود؛ در حالیکه در قاچاق مهاجران، گذراندن غیرقانونی از مرزها خود در مواردی هدف غایی محسوب می‌شود و قاچاقچیان، منفعت مورد نظر خود را از مهاجران دریافت می‌کنند.
به عبارت ساده‌تر، می‌توان گفت قاچاق مهاجران موضوعیت داشته و خود هدف جرم است، در حالیکه قاچاق اشخاص طریقیت دارد و وسیله جلب منفعت در آینده است. البته در مواردی که از مهاجران بیگاری کشیده می‌شود از این حیث با قاچاق زنان و کودکان شباهت می‌یابد[۹۸].
ب) همانطور که از عنوان آن پیداست، در قاچاق اشخاص بیشتر زنان و کودکان موضوع جرم هستند، در حالیکه قاچاق مهاجران عمومیت دارد و حتی می‌توان ادعا کرد که بیشتر پسران و مردان جوانی که در آرزوی یک زندگی برتر، یافتن کار یا تحصیلات دانشگاهی و…هستند، موضوع قاچاق واقع می‌شوند.
ج) قاچاق اشخاص عمدتاً به منظور بهره‌برداری جنسی صورت می‌گیرد و بیشتر با تهدید و خشونت همراه است در حالیکه در قاچاق مهاجران چنین وضعیت حادی به ویژه سوء استفاده‌های جنسی وجود ندارد.
برای روشن شدن مطلب ذکر تعاریف مندرج در پروتکل های اول و دوم الحاقی به کنوانسیون ملل متحد علیه جنایات سازمان یافته فراملی که به ترتیب به مبارزه با قاچاق اشخاص و مهاجران اختصاص دارند، ضروری می نماید. بند الف ماده ۳ پروتکل اول اشعار می دارد :
«قاچاق اشخاص به معنی استخدام کردن، اعزام، انتقال، پناه دادن یا پذیرفتن اشخاص است به وسیله تهدید یا توسل به زور یا اشکال دیگر اجبار، ربودن، تقلب یا فریب، اغفال، سوء استفاده از قدرت یا سوء استفاده از وضعیت آسیب پذیری قربانی، یا با دادن یا گرفتن مبالغ یا منافعی برای تحصیل رضایت شخصی که روی دیگری کنترل دارد‌‍؛ که این اقدامات به منظور بهره برداری صورت می گیرند. بهره برداری شامل بهره برداری از فحشای دیگران یا اشکال دیگر بهره برداری جنسی، کار یا خدمات اجباری، به بردگی گرفتن یا اعمال مشابه بردگی، استثمار یا استخراج اعضا است.»
در بند ب همین ماده بلافاصله تصریح شده است :
«رضایت مجنی علیه قاچاق اشخاص در مورد بهره برداری مورد نظر مقرر در بند الف این ماده، وقتی وسایل مندرج در آن بند به کار رفته باشند، ارزشی نخواهد داشت.»
هدف اصلی پروتکل، حمایت از بزه دیدگان با ترغیب دولتها به همکاری و هماهنگی حقوق داخلی خویش است. از این رو، اگر شخص موضوع قاچاق در شرایط عادی و با رضایت کامل خود حتی به قصد فحشا از کشوری به کشور دیگر توسط گروه های جنایی منتقل شود، مشمول تعریف پروتکل نمی گردد.
بدیهی است اعلام رضایت ناشی از تهدید یا فریب و نظایر آن، رضایت واقعی محسوب نمی گردد. قانونگذار ایران در کنار مبارزه با قاچاق انسان، مبارزه با فحشا را نیز در نظر داشته است لذا به هرحال اگر هدف اصلی فحشا باشد، عبور دادن و … حتی با رضایت شخص نیز مشمول تعریف قانونگذار می گردد[۹۹].
بند ج ماده ۲ از جهت تاکیدی که بر عبور دادن و حمل یا انتقال غیرمجاز افراد دارد، به قاچاق مهاجران تشابه پیدا می کند. ماده ۶ پروتکل دوم تحت عنوان «جرم‌انگاری»مقرر نموده است :
«۱- هر دولت متعاهد اقدامات قانونگذاری و اقدامات دیگری که برای جرم جنائی تلقی نمودن اعمال زیر، وقتی که بطور عمدی و به منظور تحصیل مستقیم یا غیر مستقیم یک منفعت مالی یا نفع مادی دیگری ارتکاب یابد، اتخاذ خواهد نمود: الف) قاچاق مهاجران؛ ب)اعمال ذیل، وقتی که به منظور تسهیل قاچاق مهاجران صورت بگیرد: (a) تهیه یک سند هویت یا مسافرت تقلبی؛ (b) تحصیل، تدارک یا تصرف یک چنین سندی؛ ج‌) قادر کردن شخصی که تابع یا ساکن دائمی کشوری نیست به ماندن در آن کشور، بدون رعایت شرایط ضروری قانونی آن کشور با بهره گرفتن از وسایل مذکور در بند ب) مذکور یا هر وسیله غیرقانونی دیگر …»[۱۰۰] نظر به اینکه قاچاق مهاجران – و قاچاق اشخاص- غالباً با جعل اسناد صورت می گیرد، در بند ب ماده فوق الذکر پروتکل، جعل سند، تدارک یا تحصیل چنین سندی نیز از مصادیق قاچاق مهاجران تلقی شده است.
قانون ایران در این زمینه ساکت است. بنا به صراحت ماده ۵ پروتکل، خود مهاجر به صرف اینکه موضوع قاچاق مطابق تعریف ماده ۶ بوده باشد، مسؤولیت کیفری نخواهد داشت. به هنگام تدوین طرح کنوانسیون در کمیته ششم نیز نماینده گروه دولت‌های آمریکای لاتین و کارائیب، توجه به این نکته را مهم خواند که پروتکل نباید در صدد مجازات مهاجران باشد؛ زیرا مهاجرت یک پدیده تاریخی و اجتماعی است و مبارزه با آن می‌تواند منجر به تقویت بیگانه ستیزی، عدم مدارا و نژاد پرستی شود. لذا باید به عوامل مهاجرت و دلایل آسیب پذیری روز افزون مهاجران توجه شود [۱۰۱].
کشورهای مهاجرپذیر مهیا نمودن شرایط برای سکونت و ماندن غیرقانونی شخص در کشور مقصد را نیز مشمول تعریف قاچاق مهاجران نموده اند. چون علاوه بر آثار سوء قاچاق مهاجران بر قربانیان و نقض حقوق بشری آنان، بحث مهاجرت و کنترل آن برای کشورهای مقصد اهمیت اساسی دارد، به طوری که کنترل مهاجران خارجی به داخل این کشورها از سیاستهای اساسی پیشگیری از جرم محسوب می‌گردد و حتی برخی آنرا همسان با سیاست‌های پیشگیری از جرم تلقی نموده‌اند.
این امر در ایجاد ثبات اجتماعی نیز واجد اهمیت اساسی است. ارتباط بین امنیت و مهاجرت، از فرایند جهانی شدن اقتصاد، محدودیت بازار کار، توسعه سریع اقتصادهای سایه، همچنین بیکاری گسترده ناشی می شود که نتایج آنها در احساس ناامنی، انشقاق و نفرت نژادی و خشونت مبتنی بر تبعیض نژادی متجلی می‌گردد. با چنین فرایندهایی مقوله مهاجرت و نگرش به مهاجران (و اقلیتهای بومی) تغییر می‌یابد؛ به طوری که مهاجران، اشخاص و گروه‌هایی تلقی می‌شوند که خطرات شدیدی در زمینه بی‌ثباتی و خشونت در جامعه میزبان و همچنین بهره‌برداری از امکانات کشورها و جوامع میزبان، خواه از طریق ترویج بازار خدمات و کالاهای نامشروع یا از طریق زندگی کردن در این جوامع با ارتکاب جرائم مالی، به وجود می‌آورند. به نظر می رسد چون ایران کشور مهاجرپذیری نیست، لذا ضرورتی برای پیش بینی چنین قاعده ای در قانون نبوده است. با این حال در این قانون هیچیک از جنبه های تعریف قاچاق مهاجران قید نشده است .
ت: تعریف عنصر اخفا
ماده ۶۳۵ قانون مجازات اسلامی جرم خاصی شبیه مخفی کردن دیگری را بیان می کند:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:58:00 ق.ظ ]




H1: حداقل یکی از عرض از مبدأها با بقیه متفاوت است (وجود اثرات ثابت)
نتیجه ی آزمون چاو فرضیه ی دوم در جدول ۴-۶ آمده است:
جدول ۴-۶ خروجی آزمون چاو فرضیه ی دوم
Model 2:
اثر تست آماره درجه آزادی P-VALUE
Cross-section F ۴۲۶۷۶۴/۲۱ (۲۴۵/۸۴) ۰۰۰۰/۰
در نتیجه با توجه به (P-value)بدست آمده که کمتر از ۰۵/۰ می باشد فرضیه ی صفر مبنی بر برابری عرض از مبدأها رد می شود. بنابراین در فرضیه ی دوم نیز همانند فرضیه ی اول مدل اثرات ثابت به عنوان مدل ارجح انتخاب می گردد.
دانلود پایان نامه
آزمون هاسمن فرضیه ی دوم
همان طور که قبلاً هم گفتیم برای آزمون مدل اثرات ثابت در مقابل مدل اثرات تصادفی از آزمون هاسمن استفاده می شود. فرض صفر و فرض مقابل آن به شرح زیر می باشد:
H0بین اثرات فردی و متغیرهای توضیحی همبستگی وجود ندارد. مدل اثرات تصادفی
H1بین اثرات فردی و متغیرهای توضیحی همبستگی وجود دارد. مدل اثرات ثابت
نتیجه ی آزمون هاسمن فرضیه ی فرعی دوم در جدول ۴-۷ آمده است:
جدول۴-۷ خروجی آزمون هاسمن فرضیه ی دوم
Model 2:
اثر تست آماره درجه آزادی P-VALUE
Cross-section random 764381/20 9 0137/0
بر مبنای نتایج آزمون هاسمن، در سطح معنی داری ۵ درصد، فرضیه صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین اثرات فردی و متغیرهای توضیحی رد شده و بنابراین برای برآورد مدل از روش اثرات ثابت استفاده می شود.
آزمون فرضیه ی دوم بر حسب مدلهای تعیین شده
همان طور که قبلاً متذکر شدیم به منظور آزمون فرضیه ی دوم، پس از انجام آزمون هاسمن و انتخاب روش اثرات تصادفی اقدام به برآورد ضرایب مدل با بهره گرفتن از روش حداقل مربعات تعمیم یافته برآوردی (EGLS)گردیده است.
فرضیه ی دوم- بین سازوکارهای کنترلی و میزان نگهداشت وجه نقد آن ها رابطه معناداری وجود دارد.
بر مبنای فرضیه فوق، فرضیه های آماری تحقیق بشرح زیر طبقه بندی شده است:
H0: بین سازوکارهای کنترلی و میزان نگهداشت وجه نقد آن ها رابطه معناداری وجود ندارد.
H1: بین سازوکارهای کنترلی و میزان نگهداشت وجه نقد آن ها رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه فوق با بهره گرفتن از روش EGLSدر نگاره ۴-۸ ارائه گردیده است:
جدول ۴-۸ اولین تخمین مدل دوم

 

Model 2:
از روش EGLS برای تحلیل مدل استفاده شده است
مجموعه شرکت های مورد مطالعه ۸۵ شرکت در دوره زمانی ۱۳۸۸-۱۳۹۲
مجموع مشاهدات :۴۲۵
P-Value آماره-t انحراف معیار ضریب متغیر متغیر
۰۰۰۰/۰ ۲۴۵۲۰/۱۳- ۶۸۵۰۲۳/۱ ۳۱۸۴۸/۲۲- C))مقدار ثابت
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:58:00 ق.ظ ]