مدرسه خلاقیت چشمه -مجله علمی و آموزشی

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



 



 

    1. . Joubert& Guy ↑

 

    1. . Larson ↑

 

    1. . Wallrestein&Killy ↑

 

    1. . Memani ↑

 

    1. . Braaten & Rosèn ↑

 

    1. . Thomas ↑

 

    1. . Kinnaird & Gerrard ↑

 

    1. ۱٫ Brown, Sanchez, Nouck, & Wright ↑

 

    1. . Napier ↑

 

    1. ۱٫ Myers, Madathil, & Tingle ↑

 

    1. . Krumrei, Coit, Fogo, & Mahoney ↑

 

    1. . Coleman ↑

 

    1. ۵٫ good provider ↑

 

    1. . Cherlin ↑

 

    1. . Wait, & Gallager ↑

 

    1. . Popenoe ↑

 

    1. . Nock ↑

 

    1. . Pienaar ↑

 

    1. . Thompson, Lizardi, Keyes, & Hasin ↑

 

    1. . Kapinus, & Pellerin ↑

 

    1. . Nichols ↑

 

    1. ۱٫ Satir ↑

 

    1. ۱٫ promiscuity ↑

 

    1. ۱٫ Rice ↑

 

    1. ۱٫ Bowen ↑

 

    1. ۲٫ Bandura ↑

 

    1. ۳٫ Kelley ↑

 

    1. . Glenn, & Kramer ↑

 

    1. . Alexader, Moore, & Alexander ↑

 

    1. . Gelles ↑

 

    1. . Kaufman, & Zigler ↑

 

    1. . Simans, Whitbeck, Conger, & Wu ↑

 

    1. . Belsky, Youngblade, & Pensky ↑

 

    1. ۱٫ homogamy theory ↑

 

    1. . Symons ↑

 

    1. ۱٫ complementary theory ↑

 

    1. . flat theory ↑

 

    1. . Konghemel ↑

 

    1. ۱٫ attachment theory ↑

 

    1. ۲٫ Bawlby ↑

 

    1. . Dainton ↑

 

    1. . learning theory ↑

 

    1. . Servaty, & Weber ↑

 

    1. . Servaty, & Weber ↑

 

    1. . Larson, & Lamont ↑

 

    1. ۱٫ readiness ↑

 

    1. ۱٫ Miller ↑

 

    1. ۲٫ Blood ↑

 

    1. ۳٫ Bloomer ↑

 

    1. . Stinnet ↑

 

    1. ۱٫ Arnett ↑

 

    1. . Tuner ↑

 

    1. . Nelson, & Bari ↑

 

    1. . Young ↑

 

    1. ۱٫ Hansson ↑

 

    1. . Yong & Long ↑

 

    1. . Wallter & Petters ↑

 

    1. . Kitson ↑

 

    1. . Wait & Gallagher ↑

 

    1. . Morgan & Coleman ↑

 

    1. . Duran-Aydintug ↑

 

    1. . Mathombeni ↑

 

    1. . Smith ↑

 

    1. . Loots ↑

 

    1. . Glick & Lin ↑

 

    1. . Beal & Hochman ↑

 

    1. ۱٫ Allport ↑

 

    1. ۲٫ Gawronski ↑

 

    1. ۱٫ Eagly, & Chaiken ↑

 

    1. . Kambert ↑

 

    1. . Freedman ↑

 

    1. . cognitive ↑

 

    1. . feeling ↑

 

    1. . action tendency ↑

 

    1. . Taylor, Peplau, & sears ↑

 

    1. ۱٫ cognition based attitudes ↑

 

    1. ۲٫ emotions based attitudes ↑

 

    1. ۱٫ behavior based attitude ↑

 

    1. ۱٫ Aronson ↑

 

    1. ۱٫ Memani ↑

 

    1. ۱٫ Heater ↑

 

    1. ۲٫ Harris, & lee ↑

 

    1. ۳٫ Mansfield ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:39:00 ب.ظ ]




 

اصطلاح فراشناخت به دانش ما درباره ی فرایندهای شناختی خودمان و چگونگی استفاده بهینه از آن ها برای رسیدن به هدف های یادگیری گفته می شود (بایلر[۴۰] و اسنومن[۴۱]، ۱۹۹۳). به سخن دیگر فراشناخت دانش یا آگاهی فرد از نظام شناختی خود او یا دانش درباره دانستن است. دانش فراشناختی ما را یاری می‌دهد تا، به هنگام یادگیری و دانستن امور، پیشرفت خود را در نظر بگیریم. همچنین این دانش به ما کمک می‌کند تا نتایج تلاش هایمان را ارزیابی کنیم و میزان تسلط خود را بر مطالبی که خوانده ایم بسنجیم. نخستین بار هارلو[۴۲] (۱۹۴۹) مفهوم یادگرفتن یادگیری را در یک رشته آزمایش که با میمون ها انجام داد مطرح ساخت. در ای آزمایش میمون ها وادار می شدند تا مسائلی را که به آن ها داده می شد حل کنند. یافته جالب هارلو این بود که میمون ها هر چه مسائل بیشتری را حل می‌کردند در حل مسائل تواناتر می شدند.یعنی میمون ها یاد گرفتند که چگونه یاد بگیرند. روانشناسان پیرو رویکرد خبر پردازی در دهه اخیر، به جای مفهوم یاد گرفتن یادگیری هارلو، از اصطلاح فراشناخت استفاده کرده‌اند. هم یاد گرفتن یادگیری و هم فراشناخت ‌به این واقعیت اشاره می‌کنند، که بر اثر پیشرفت یادگیری یادگیرندگان نه تنها دانش شناختی کسب می‌کنند بلکه بر چگونگی شناخت خود نیز آگاه می‌شوند یعنی به دانش فراشناختی نیز دست می‌یابند.

 

پیتر[۴۳] و دی گروت[۴۴] (۱۹۹۰) فراشناخت را اولین مؤلفه مهم در یادگیری خود گردان دانسته اند و آن را شامل راهبردهای برنامه ریزی[۴۵]، بازبینی[۴۶] و اصلاح شناخت[۴۷] یا راهبردهای شناختی معرفی کرده‌اند. فلاول(۱۹۷۶) فراشناخت را به عنوان آگاهی از شناخت و فرایندهای شناختی و کنترل، تنظیم و بازبینی فعالانه شناخت تعریف کرد. متکالفه[۴۸] و شیمامورا[۴۹] (۲۰۰۸) فراشناخت را وسیله دستکاری و نظم بخشی فرایندهای شناختی می دانند( نقل از صفری و محمد جانی، ۱۳۹۰). براون (۱۹۸۵) فراشناخت را به دو صورت آگاهی فرد از فعالیت ها یا فرایندهای شناختی خود و روش های به کار رونده برای تنظیم فرایندهای شناختی بیان می‌کند. رابطه مفهوم فراشناخت به عنوان مفهومی متداول در تعلیم و تربیت با فرایند یادگیری انکارناپذیر است. محققان و متخصصان تعلیم و تربیت به طور گسترده به نوع و سطح دانش مورد نیاز فراگیران علاقه مند هستند و این مستلزم تأکید نظام های آموزشی بر آموزش فراشناختی و یادگیری “چگونه یاد گرفتن” است تا فراگیران بتوانند در برخورد با مسائل گوناگون به طور مستقل بیاندیشند. فراشناخت به استعداد درک و کنترل مطلب مورد یادگیری گفته می شود و نقش بسیار مهمی در بهبود و گسترش عملکردهای شناختی دارد و می‌تواند مهارت های یادگیری فراگیران را توسعه بخشد. فراشناخت نقش اساسی در یادگیری موفقیت آمیز ایفا می‌کند و هر چه توانایی‌های شناختی فراگیر بالاتر باشد، فرایند یادگیری موفقیت آمیز تر خواهد بود. به عبارتی فراگیر باید در یادگیری خود نقش فعال ایفا کند و یاد بگیرد که یادگیری خود را ارزیابی کند و اگر راهبردهای یادگیری اش موفق نبود، از راهبردهای جدید استفاده کند(نقل از صادقی و محتشمی، ۱۳۸۹).

 

اندرسون[۵۰] ( ۱۹۹۵ ) با بررسی پژوهش های انجام شده در باب یادگیری و آموزش فراشناختی ۱۴ اصل را در یک آموزش موفق ذکر می‌کند که عبارتند از :

 

    1. اصل فرایند (تأکید بر فرایند ها نه بر نتایج )

 

    1. اصل تعمق آگاهی از راهبردهای یادگیری و مهارت های خود تنظیمی

 

    1. اصل هیجانی: تعامل بین شناخت، فراشناخت و اجزای هیجانی

 

    1. اصل عمل کردی: هوشیاری به عمل کرد دانش و مهارت‌های خود تنظیمی

 

    1. اصل انتقال: انتقال و تعمیم مطالب

 

    1. اصل زمینه ای: کاربرد راهبردهای یادگیری و مهارت خود تنظیمی در زمینه ها و زمان‌های مناسب

 

    1. اصل خود تشخیصی: خود تنظیمی یادگیری و تشخیص توان خود

 

    1. اصل فعالیت: ایجاد تعادل مطلوب بین کمیّت و کیفیت

 

    1. اصل چهارچوب بندی: تفویض مسئولیت های یادگیری به دانش آموزان

 

    1. اصل نظارت: ارتباط با ناظران خارجی برای نظارت بر فعالیت دانش آموزان

 

    1. اصل مشارکت

 

    1. اصل هدف: تأکید بر فرایندهای شناختی عمیق تر

 

    1. اصل بیش مفهومی: مفاهیم جدید ‌بر اساس دانسته های قبلی فرا گرفته می‌شوند.

 

  1. اصل مفهوم یادگیری: یادگیری بایستی بر اساس مفاهیم فعلی دانش آموزان طراحی شود.

معلمان باید مهارت های برنامه ریزی، بازنگری، ارزشیابی و تجدید نظر را مورد توجه قرار دهند و بر اساس الگوی موجود مسئولیت ها را به دانش آموزا ن تفویض کنند و پس از جمع‌ آوری اطلاعات، درگیر برنامه ریزی و ساخت مدل فراشناختی شوند و مدام پیشرفت خود را ارزشیابی و راهبردهای لازم برای رسیدن به هدف را انتخاب کنند. این همان مفهوم فراشناخت در مدرسه است (نقل از عبدوس،۱۳۸۰).

 

پژوهش های مربوط به فراشناخت نشان می‌دهد که “برنامه ی مطالعه” – راهبردهای یادگیری و نظارت بر مؤثر بودن راهبردهای مورد استفاده تأثیری مهم بر فرایند یادگیری فراگیران دارد و مشکلات فراگیران در یادگیری را ناشی از ضعف مهارت های فراشناختی آن ها می‌داند (ونگ[۵۱]، ۱۹۸۵ و باکر[۵۲]، ۱۹۸۲). با توجه به اهمیت مهارت های فراشناختی در یادگیری فراگیران، برخی از صاحب نظران برنامه درسی (بروان، ۱۹۹۸) سعی کرده‌اند تا برنامه هایی را طراحی کنند که مهارت های آموزشی نظیر پیش‌بینی، کنترل، خلاصه کردن و نظارت بر یادگیری را به فراگیران آموزش دهند تا در ارتقای آگاهی فراشناختی آن ها مؤثر باشد. همچنین باکر (۱۹۸۲) مهارت های فراشناختی را به اندازه ی مهارت های شناختی با اهمیت می‌داند، چون باعث بهبود عملکرد فراگیران در تکلیف شان می شود. سراو[۵۳] (۱۹۹۸)راه های تقویت تفکر را در ارائه ی الگوهای تفکر فراشناختی یا کنترل و تنظیم افکار به وسیله معلم می‌داند. دو رویکرد که برای تقویت راهبردهای فراشناختی مهم تلقی می شود، راهبردهای پرورش و ایجاد محیط اجتماعی حمایت کننده و نوع محتوا که یکی دانش درباره ی حوزه ای خاص و دیگری دانش درباره ی خود، به عنوان یادگیرنده می‌باشد (واتکینز[۵۴]، ۲۰۰۵).

 

۲-۲۱٫ مهارت فراشناخت

 

برخی از مهارت های فراشناختی عبارتند از:

 

    1. تجزیه و تحلیل مراحل دستیابی به نتیجه ی مورد نظر

 

    1. نقد محتوا و متن درس

 

    1. استدلال بر انتخاب های گوناگون

 

    1. استدلال و عمل کردن بر اساس معیارهای صحیح

 

    1. برقراری ارتباط میان رویدادها، واقعیت ها، مفاهیم و اصول مطرح شده در درس ها

 

    1. گفتگو درباره ی ماهیت دانش یا مهارت مورد یادگیری

 

    1. عرضه ی چشم اندازهای متعدد و متفاوت برای حل مسائل

 

  1. نقد و بررسی راه حل های مورد استفاده برای حل مسائل (‌سلیمان پور، ۱۳۸۸).

۲-۲۲٫ ضرورت آموزش مهارت فراشناخت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:49:00 ب.ظ ]




 

۲- رئیس مجلس شورای اسلامی.

 

۳- رئیس قوه قضائیه.

 

۴- رئیس سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران.

 

۵- دبیر شورای عالی ‌و رئیس مرکز.

 

۶- وزیرارتباطات وفناوری اطلاعات.

 

۷- وزیرفرهنگ ‌و ارشاد اسلامی.

 

۸- وزیرعلوم تحقیقات وفناوری.

 

۹- وزیراطلاعات.

 

۱۰- رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی.

 

۱۱- رئیس سازمان تبلیغات اسلامی.

 

۱۲- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

 

۱۳- فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران(به عنوان نماینده پلیس فتا).

 

وهمچنین اعضای حقیقی عبارتند از:

 

حجج اسلام وآقایان دکتر حمید شهریاری، دکترسیّدجواد مظلومی، مهندس مسعود ابوطالبی، دکتر کامیار ثقفی، دکتررسول جلیلی، دکترمحمدسرافراز ومهندس علیرضا شاه‌میرزایی می‌باشند که برای مدت سه سال تعیین می‌شوند. .
این شورا وظیفه دارد مرکزی به نام مرکزملّی فضای مجازی کشور ایجاد نماید تا اشراف کامل وبه روز نسبت به فضای مجازی در سطح داخلی و جهانی ‌و تصمیم‌گیری نسبت به نحوه مواجهه فعال و خردمندانه ‌کشور با این موضوع از حیث سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوایی در چارچوب مصوّبات شورای عالی و نظارت بر اجرای دقیق تصمیمات در همه سطوح تحقق یابد. نکات اساسی ‌در مورد وظایف شورای عالی ومرکزفضای ملّی مجازی با تأکید بر توجه جدّی به آن، درپیوست این حکم ابلاغ می‌گردد. .
در پایان انتظار دارم، ضمن تسریع در تشکیل مرکز ملّی فضای مجازی، رئیس واعضای محترم شورا تلاش بایسته ‌را درجهت دستیابی این مرکز به اهداف تعیین شده به کار برند. کلیه دستگاه های کشور موظف به همکاری همه جانبه با این مرکزمی‌باشند”.[۳۱]

 

الف) ساختارمصوب شورایعالی فضای مجازی :

 

ساختارمصوب شورایعالی فضای مجازی بدین شرح است:رئیس مرکز،کمیسیون عالی ارتقای تولید محتوای فضای مجازی کشور،کمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی کشور،کمیسیون عالی امنیت فضای مجازی کشور،کارگروه ها وستادها،پژوهشگاه فضای مجازی،حوزه مشاوران،روابط عمومی واموربین الملل،معاونت فناوری،معاونت محتوا، معاونت تنظیم ومقررات، معاونت امنیت، معاونت برنامه ریزی، پشتیبانی ومنابع انسانی،حوزه ریاست،حراست ودبیرخانه.[۳۲] .

 

ب) جزئیات تشکیل شورای عالی فضای مجازی :

 

زمان تشکیل اولین جلسه این شورا ازسوی دبیرخانه این شورا اعلام و شرح وظایف و اختیارات آن مشخص می شود. “دکترکامیارثقفی(عضو شورایعالی فضای مجازی )‌در گفتگو با خبرنگارمهر با اشاره به حکم ابلاغ شده مقام معظم رهبری مبنی بر تشکیل شورایعالی فضای مجازی اظهار داشت: فرمایش رهبری به نکاتی اشاره دارد که اولویت آن مربوط به بحث گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات با نگاه سرمایه گذاری هدفمند در این بخش است به نحوی که این موضوع را به عنوان یک فرصت تلقی فرمودندتابه عنوان ابزاری برای پیشرفت همه جانبه کشور مورد استفاده قرار گیرد. همچنین درکنار این بحث، موضوع صیانت از ‌آسیب‌های ناشی از فضای مجازی را هم مطرح کردند که در این راستا نیاز به سیاست‌گذاری، تصمیم گیری و ‌هماهنگی‌های لازم وجود دارد.وی بابیان اینکه بحث فناوری اطلاعات و ارتباطات مانندهرموضوع دیگری دارای یک سری فرصت‌ها و تهدیدات است، اضافه کرد: نگاه غالب در تشکیل شورایعالی فضای مجازی با توجه به سوابقی که در این موضوع وجود دارد، تأکید بر وجود فرصتی است که استفاده از آن باید در جهت پیشرفت کشور باشد.

عضو شورایعالی فضای مجازی با تأکید براینکه قوای مختلف در کشور و مجموعه های نهادی بسیاری به نوعی درگیر فناوری اطلاعات هستند، افزود: ضرورتاً فناوری اطلاعات تابع یک وزارتخانه در دولت نمی تواند ‌باشد و این موضوع هم موضوعی نیست که هرکس درحوزه مسئولیتی خود ‌بر اساس تشخیص و اختیارات خودش بتواند عمل کند. براین اساس دربرخی مواقع که در موضوعات مختلف تداخلهایی در کار پیش می‌آمد، نیاز به هماهنگ سازی این فضا به شدت احساس می شد که با تدبیر مقام معظم رهبری این قانون شکل گرفت.

 

ثقفی با اشاره به تشکیل شورایعالی فناوری اطلاعات که جایگاهش در دولت بود در حالی که شورایعالی فضای مجازی فرابخشی است وترکیب آن را تمامی وزارتخانه های کلیدی ومطرح وسازمانها و دستگاه های مرتبط این حوزه تشکیل می‌دهند،گفت: این شورا چیزی شبیه شورایعالی انقلاب فرهنگی است به نحوی که انواع شوراها درحوزه آموزش عالی وجود دارد اما شورایعالی انقلاب فرهنگی سیاست‌گذاری کلان را در این بخش انجام می‌دهد.

 

در واقع ترکیبی که مقام معظم رهبری دربخش حقوقی این شورا منصوب فرمودند نشان دهنده اهمیت و اهتمام ایشان ‌به این موضوع است چرا که حضور تمامی روسای قوا در این شورا نشان می‌دهد که درحد یک شورا در درون دولت نمی تواند موضوع فناوری اطلاعات سیاست‌گذاری شود.

 

دبیرشورایعالی فضای مجازی وزیرارتباطات وفناوری اطلاعات است واعضای حقیقی این شورا افرادی هستندکه دربحث فناوری اطلاعات وارتباطات سالها است صاحب نظربوده ومی توانند به لحاظ تخصصی بخشی از نیازهای این شورا را تامین کنند.”

 

گفتارسوم) کمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی کشور:

 

وظایف ‌و اختیارات این کمیسیون بدین شرح است:

 

۱- تصویب معیارها،سیاست‌ها ونظام های کنترل کیفی وفنی ‌در همه زمینه‌های فضای مجازی ازجمله امنیتی ‌و محتوایی وهمچنین سیاست‌ها ومعیارهای ارائه محتوا،خدمات ،توسعه وبهره برداری درفضای مجازی کشور درچارچوب مصوبات شورایعالی .

 

۲- سیاست‌گذاری ،هماهنگی وتصویب ضوابط کلی صدورمجوزفعالیت وبهره برداری درچارچوب مصوبات شورایعالی برای ارائه هر گونه فعالیت درفضای مجازی شامل محتوا(اعم از داده، متن ،صوت وتصویر)، خدمات و زیرساخت های فنی وارتباطی.

 

۳- تدوین وارائه پیشنهاد درخصوص تعیین نوع فعالیت ها وبهره برداری های غیرمجازدر فضای مجازی وتعیین جریمه ومجازات درموارد نیازجهت تصویب درشورایعالی وعنداللزوم ارجاع به مراجع قانونگذاری.

 

۴- سیاست‌گذاری در زمینه‌های نرخ گذاری برای کلیه خدمات فضای مجازی درچارچوب مصوبات شورایعالی.

 

۵- ایجاد هماهنگی ونظارت برعملکرد دستگاه های صادرکننده مجوزهای ارائه خدمات ‌و محتوا درفضای مجازی چارچوب مصوبات شورایعالی.

 

۶- تدوین سیاست‌ها وتصویب مقررات کلان مورد نیازفضای مجازی کشور ازجمله توافقنامه ها،حمایت ازحقوق کاربران فضای مجازی وتنظیم روابط فعالان درچارچوب مصوبات شورایعالی.

 

الف) ترکیب اعضای کمیسیون عالی تنظیم مقررات فضای مجازی کشور:

 

۱- رئیس مرکزملی فضای مجازی(رئیس کمیسیون ).

 

۲- معاون مربوطه مرکزملی فضای مجازی(دبیرکمیسیون عالی).

 

۳- نماینده رئیس قوه قضائیه.

 

۴- معاون مربوطه رئیس مجلس شورای اسلامی( یارئیس کمیسیون مرتبط باتایید رئیس مجلس شورای اسلامی).

 

۵- نماینده وزارت ارتباطات وفناوری اطلاعات.

 

۶- نماینده وزارت اطلاعات.

 

۷- نماینده وزارت فرهنگ ‌و ارشاد اسلامی.

 

۸- نماینده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.

 

۹- نماینده سازمان صداوسیما.

 

۱۰- نماینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

 

۱۱- دبیرکمیسیون عالی امنیت فضای مجازی کشور.

 

۱۲- دبیرکمیسیون عالی ارتقای تولیدمحتوای فضای مجازی کشور.

 

۱۳- چهارنفراعضای حقیقی ازمیان افرادمتخصص وباتجربه به پیشنهاد رئیس مرکز ملی فضای مجازی کشور وتصویب شورایعالی فضای مجازی. [۳۳]

 

فصل چهارم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:20:00 ب.ظ ]




 

در ایران وضع قوانین منبعث از رویکرد اصلاحی تربیتی دقیقًا بر اساس چنین فهم و درکی صورت گرفته است . به نحوی که حدود سه دهه بعد از وضع قانون مجازات عمومی ۱۳۰۴ ، ورود رویکرد اصلاحی تربیتی در سیاست گذاری جنایی ایران از طریق وضع قانون آزادی مشروط ( ۱۳۳۶(، قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار ) ۱۳۳۸ ( و قانون اقدامات تأمینی ) ۱۳۳۹ ( انجام گرفته است.

 

در قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار، هدف اساسی جلوگیری از وخیم تر شدن بزهکاری اطفال در آینده از طریق توسل به حداقل تدابیر کیفری و حدا کثر تدابیراصلاحی بوده است . قانون اقدامات تأمینی ۱۳۲۹ قانون اختصاصی ناظر به پیشگیری از تکرار جرم مجرمان خطرناک از طریق توسل به طیفهای متنوعی از تدابیراصلاحی درمانی خنثی کننده و طردکننده بوده است . در عین حال هم اجرای قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار و هم اجرای قانون اقدامات تأمینی مستلزم اتخاذ تدابیر و استفاده از دانش‌های دیگر و نیز ایجاد سازو کارهای متعدد بوده است . ارزیابی حالت خطرناک و مدیریت خطر، پیش‌بینی جرم و امکان تکرار آن، تشکیل پرونده شخصیت درکنار پرونده عمل مجرمانه، بررسی تخصصی و تیمی بزهکار و بزهکاری در کنار قاضی کیفری ضرورت مراجعه قاضی به متخصصان دیگر جهت اتخاذ تصمیم مناسب و نیز ایجاد سازو کارهای دیگر از جمله تأسیس کانون اصلاح و تربیت اطفال، تیمارستان مجرمان غیر مسئول، تبعیدگاه مجرمان به عادت، کارگاه های کشاورزی و صنعتی و ایجاد مراکز معالجه مجرمان معتاد به استعمال الکل و مواد مخدر از جمله شرایط ضروری دیگر جهت اجرای رویکرد اصلاحی تربیتی در قوانین ناظر به دادگاه اطفال بزهکار و اقدامات تأمینی بوده است.

 

در مقابل جنبش نظری تقنینی و نه اجرایی قضایی برای استفاده از رویکرد اصلاحی در پیشگیری از تکرار جرم در قانون گذاری کیفری بعد انقلاب از طریق انحلال دادگاه های تخصصی اطفال بزهکار،[۹۰]وضع مجازات‌های شدید،[۹۱]کاهش سن مسئولیت کیفری،[۹۲]افزایش قطعیت احکام کیفری[۹۳]و تحدید مواد تجدید نظرخواهی(در برهه ای از زمان ) تأسیس دادگاه کیفری اختصاصی[۹۴] وغیره، خواه با شناخت جنبش بازگشت به کیفر[۹۵]یا بدون شناخت آن، نوعی سیاست کیفری سخت گیرانه شکل گرفته است.

 

نتایج چنین سیاستی، به نحوی که جمعیت عادی کشور در حالی که از سال ۱۳۵۶ تا کنون تقریبًا دو برابر شده است از حدود ۷۵ میلیون، ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزارنفر زندانی کاهش فضای استاندارد برای نگهداری زندانیان یا ازدحام جمعیت زندانیان در زندانهای کشور، عدم امکان طبقه بندی تخصصی بزه کاران با بهره گرفتن از متخصصان مربوطه و عدم امکان اجرای سیاست‌های بازپرورانه نسبت به آنان ، اشتغال فوق طاقت محاکم در رسیدگی به پرونده های کیفری و عدم امکان استفاده ‌از رویکردهای اصلاحی تربیتی که نیازمند تأمل و شناخت بزهکار و علل بزهکاری اوست، در عمل نه تنها موجبات سرخوردگی و احساس عدم موفقیت را از سیاست کیفری سخت گیرانه نسبت به بزهکاران فراهم ‌کرده‌است ، بلکه ضرورت اختصاص نهاد زندان و تأسیس سایر نهادهای ضروری برای مجرمان مکرر را که باید موضوع اصلی و آماج دقیق ترین پاسخهای نظام عدالت کیفری قرار گیرند به فراموشی سپرد.

 

اکنون حدود ۸۰ سال بعد از اتخاذ رویکرد کیفری نسبت به مجرمان مکرر و حدود سال پس از ورود رویکردهای اصلاحی تربیتی در سیاست گذاری جنایی ایران و نیز نزدیک به ۳۰ سال پس از تشدید رویکرد کیفری و اغماض نسبت به اجرای رویکرد اصلاحی تربیتی در خصوص مجرمان مکرر، از اواسط دهه هشتاد شمسی، توجه به ضرورت پیشگیری از بزه کاری مکرر در عرصه اجرایی توأم با رویکرد سخت گیرانه )عمدتًا توسط پلیس( و در عرصه تقنینی رویکردی نظارتی، آن هم با پیشگامی یا تحریک پلیس از طریق وضع ماد ه ۴۸ مکرر [۹۶] قانون مجازات اسلامی درحال احیا شدن است.

 

به همین دلیل ضروری است حتی اگر هیچ گونه تغییر پارادایمی از رویکرد عدالت کیفری کلاسیک )مبتنی بر سزادهی و بازپرور ی برای سیاست گذاری جنایی ناظر به پیشگیری از تکرار جرم ( به رویکرد ترمیمی را قابل اجرا ندانیم یا نخواهیم حداقل برای اجرای همان رویکردهای سزادهنده و بازپرورانه جهت پیشگیری از تکرار جرم و نظارت بر مجرمان مکرر، شناخت علمی از مجرمان مذکور با ارزیابی میزان خطرناکی، قابلیت پیش‌بینی، استفاده از تدابیر مداخله کننده برای تسریع در امکان ترک جرم، استفاده از نهادهای واسط میان بزهکاران و جامعه، استفاده از متخصصان از جمله مددکاران اجتماعی و اتخاذ سیاست جنایی افتراقی نسبت به بزهکاری مکرر اطفال، مجرمان جنسی، مجرمان حرفه ای، مجرمان یقه سفید، مرتکبان جر ایم در فضای سایبر و … مورد توجه قرار گیرد. تنها از این طریق و نیز با در نظر گرفتن سیمای عمومی بزه کاری و آماج قرار دادن علل و عوامل مؤثر بر وقوع جرایم، می توان انتظار جامعه ای امن و ایمن را داشت.

 

گفتار دوم: پیشگیری از تکرار بزه دیدگی

 

پلیس نماینده عدالت کیفری بوده و نقش کلیدی در روند ترک تکرار جرم و پیشگیری از تکرا جرم بازی می‌کند. اغلب، تعداد بی شمار افسران در حال گشت در خیابان ها، احساس امنیت بیشتری بین ساکنان منطقه ای مشخص ایجاد می‌کند.

 

پلیس می‌تواند از طریق ارائه اطلاعات کلی ‌در مورد شیوه های اجتناب ار بزه دیدگی، به پیشگیری از جرم کمک کند. تاکنون، بسیاری از ادارات پلیس آموزش های پیشگیری از جرم و نحوه محافظت از اموال و اماکن تجاری را برای بازرگانان اجرا نموده اند و یا روش های محافظت از سرقت منازل را برای ساکنین ‌محله‌ها و مجتمع های مسکونی تعلیم داده‌اند.

 

پیشگیری از تکرار بزه دیدگی مستلزم ارائه اطلاعات دقیق جمع‌ آوری شده در مراحل مختلف فرایند پیشگیری از جرم است. به ویژه پلیس می‌تواند دسترسی به اطلاعات آماری ‌در مورد جرم را در آسیب- شناسی علل جرم ارائه دهد.

 

محتمل است که یک سری الگوهای رفتاری ثابت باعث قربانی شدن افراد و تکرار بزه دیدگی آنان می شود و باعث شود که افرادی که این گونه رفتارها از خود نشان می‌دهند به “قربانیان همیشگی”برای جرایم تبدیل شوند این احتمال نیز وجود دارد که در بار دوم افراد از سوراخی که یک بار گزیده شده اند دوری کنند کسانی که تجربه قربانی شدن در جرایم را دارند معمولاً برای کاهش خطر”دوباره قربانی شدن” چاره ای می اندیشند.

 

لاری جی سیگل در کتاب جرم شناسی می نویسد عواملی را که در بروز حالت قربانی شدن برای چندمین بار دخیل هستند می‌تواند مجموعه ای از عوامل شخصی و اجتماعی باشد، که خطر بروز چنین شرایطی را افزایش می‌دهد. بیشترین تکرارها در قربانی شدن خیلی زود بعد از قربانی شدن دفعه قبل صورت می‌گیرد و این خود، نشانگر این واقعیت است که گویا قربانیان، ویژگی ها و مشخصه هایی دارند که نظر مجرمان را جلب می کند.

 

توجه پلیس به سه نوع ویژگی را که باعث وقوع حالت قربانی شدن در آینده می شود، قابل ملاحظه است:

 

۱-ضعف و آسیب پذیری: ضعف جسمانی و روانی نشان می‌دهد که آیا شخص می‌تواند مقاومت و مقبله به مثل کند یا اینکه زود تسلیم می شود.افرادی که این مشخصه را دارند،شکار آسانی خواهند بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:52:00 ب.ظ ]




 

بی‌حسی

 

این طرحواره‌های هیجانی سبب می‌شود فرد احساسات خود را سرکوب کند و به اصطلاح بی‌احساس باشد. ممکن است فرد به ندرت احساسات شدید را تجربه کند یا همیشه تلاش کند احساسات خود را به شدت کنترل کند. حتی ممکن است برای خلاص شدن از احساسات شدید، به سوء مصرف مواد و الکل یا پرخوری پناه ببرد. موقعیت‌هایی وجود دارد که بیشتر مردم را ناراحت کند، اما باعث ناراحتی چنین فردی نشود. وی معمولا در حال سرکوب احساسات خود است.

 

عقلانیت، ضد هیجانی

 

برخی افراد گمان می‌کنند باید همیشه منطقی و عقلانی باشند. آن ها بر این عقیده هستند که آدم‌های منطقی و عقلانی، افرادی برترند. آن ها معمولا تلاش می‌کنند در مقابل همه حوادث و رویدادها منطقی عمل کنند. آن ها همه تجارب را عقلانی می‌پندارند و بعد هیجانی برای تجارب خود قائل نیستد، به عبارت دقیق‌تر آن ها هیجانات خود را نادیده می‌انگارند. آن ها این نکته را در نظر ندارند که هیجان‌ها منبع اطلاعاتی مهمی درباره نیازها، تمایلات و حتی حقوق انسانی به شمار می‌روند.

 

پایداری احساسات شدید

 

این طرحواره‌ هیجانی سبب می‌شود فرد گمان کند احساسات شدید خیلی به طول می‌انجامند و از این نکته غافل باشد که احساسات شدید افت ‌و خیز دارند، بالاخره به پایان می‌رسند، تجربه آن ها سودمند است و عموما سبب می‌شود که فرد به آرامش برسد.

 

توافق با دیگران

 

فرد گمان می‌کند دیگران احساس مشابهی با او ندارند، از این رو به خاطر احساسات خود شرمنده می‌شود و آن ها را از سایرین پنهان می‌کند. در صورتی که فرد تصور کند دیگران احساس او را ندارند، ممکن است ناامید، نگران یا غمگین شود و هیجانات ناخوشایندی را تجربه کند. فرد از این نکته غافل است که همه افراد هیجاناتی مانند ناراحتی، خشم یا اضطراب را تجربه می‌کنند، و در نظر نمی‌گیرد که هر کسی ممکن است آشفته شود و به دامن خیال‌پردازی پناه ببرد.

 

پذیرش یا بازداری

 

فرد از پذیرش هیجان خود سر باز می‌زند. ممکن است گمان کند نپذیرفتن هیجان‌ها باعث شود که ترغیب شود تا تغییر کند. فرد از این نکته آگاه نیست که بازداری احساسات پیامدهای منفی به همراه دارد و سبب می‌شود توجه و انرژی زیادی مصرف کند. همچنین بازداری احساسات باعث افزایش احساسات می‌شود و نادیده گرفتن وقایع ناراحت ‌کننده نه تنها باعث حل ‌و فصل آن ها نمی‌شود، بلکه ممکن آن ها را تشدید یا پایدار کند.

 

سبک اندیشناکی در برابر سبک ابزاری

 

داشتن چنین طرحواره‌ هیجانی‌ای سبب می‌شود فرد به طور افراطی بر احساس‌های ناخوشایند تمرکز کند، دائما به اشتباهات خود فکر کند، سؤال‌های چرایی (علت یابی) در ذهنش بسیار فعال باشند، به ناراحتی‌های خود زیاد فکر ‌کند و دائم چیزی را در ذهنش مرور ‌کند، نگران کنترل نکردن افکار استرس‌زا باشد و با واقعیت‌ها سر جنگ داشته باشد.

 

بیان احساس

 

در صورتی که فرد تصور کند اگر احساس‌های خود را بیان کند ممکن است کنترلش را از دست دهد، ممکن است این طرحواره‌ هیجانی را داشته باشد. چنین فردی نگران است در صورت بیان احساسش، توجهش بر روی آن بیشتر معطوف شود. در صورتی که بیان احساس معمولا باعث کاهش شدت هیجان می‌شود و می‌تواند در روشن‌سازی افکار و سایر احساسات فرد به وی کمک کند.

 

سرزنش دیگران

 

فرد در این حالت عموما دست به سرزنش یا مقصر و گناهکار شمردن دیگران می‌زند، تلاش‌می‌کند دیگران را کنترل کند، و به جای آن که جرئت‌مندانه عمل کند، منفعلانه یا پرخاشگرانه رفتار خواهد کرد.

 

استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی

 

تعریف استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی

 

MBSR بر خلاف راهبردهای مقابله با استرس ناکارآمد، فرد را ناچار به حذف یا اجتناب از تجربیات زندگی نمی‌کند (کابات- زین، ۱۹۹۰). کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی شکلی از تمرین ذهن‌آگاهی است که پژوهش‌های تجربی بی‌شماری اثربخشی آن را در کاهش نشانه های استرس، افسردگی و اضطراب تأیید می‌کنند (شارما و راش، ۲۰۱۴؛ هافمن و همکاران، ۲۰۱۰). MBSR همچنین به عنوان یک مداخله بالینی برای بسیاری از اختلالات روانشناختی، مانند اختلالات اضطرابی و افسردگی (آلن و همکاران، ۲۰۰۶؛ چیسا و سرتی، ۲۰۰۹؛ کارمودی، ۲۰۰۹؛ گراسمانا و همکاران، ۲۰۰۴) و مشکلات طبی مزمن (مرکز، ۲۰۱۰) به کار برده می‌شود.

 

MBSR برنامه‌ درمانی ۸ هفته‌ای ساختار یافته‌ای است که مراقبه ذهن‌آگاهی را برای کاهش رنج ذهنی و جسمانی مرتبط با اختلالات جسمی، روان‌تنی و روانشناختی به کار می‌گیرد. MBSR فرایندی سیستماتیک برای افزایش تجربه آگاهی لحظه به لحظه فرد از روند ذهنی خود است. در این تکنیک فرض می‌شود که آگاهی گسترده‌تر از اینجا و اکنون، منجر به ادراک شفاف‌تر و دقیق‌تر، کاهش عواطف منفی و افزایش انرژی و مقابله می‌شود (چیسا و سرتی، ۲۰۱۰؛ گراسمن و همکاران، ۲۰۰۴). تمرین ذهن‌آگاهی سیستماتیک می‌تواند بر آن دسته از نواحی مغز که تنظیم کننده توجه، آگاهی و هیجانات هستند نیز تاثیر بگذارد (گریسون[۱۵۰]، ۲۰۰۹). MBSR در کاهش استرس و اضطراب چه در زندگی روزانه و چه ناشی از ابتلا به بیماری‌های مزمن مؤثر است و به ارتقاء کیفیت زندگی منجر می‌شود (واروگلی و دارویری، ۲۰۱۱).

 

آموزش استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی توسط کابات زین در سال ۱۹۹۲ به کار گرفته شد (کابات زین و همکاران، ۱۹۹۲). این تکنیک ترکیبی از تکنیک‌های رفتاری آرامش‌آموزی و مراقبه است که شامل آموزش کنترل تنفس و توجه، مشاهده حس‌ها واحساسات بدنی، توصیف این احساسات، پذیرش بدون قضاوت آن‌ ها و افکار همراه و حضور در زمان حاضر به خصوص در فعالیت‌های روزمره می‌شود.

 

در طی جلسات این، یادگیری بر موارد زیر متمرکز است :

 

    • ورود و ماندن در حالتی ساکن و آرام

 

    • چشیدن طعم آگاهی بدون واکنش، بدون قضاوت و دست اول

 

    • تمرین کردن مجموعه‌ای از فنون هشیاری

 

    • تشخیص مواقعی که فرد تحت استرس است

 

    • آگاهی فزاینده از تعاملات ظریف ذهن بدن و تاثیر این تعاملات بر سلامتی و بهزیستی

 

  • دستیابی سریع‌تر به بهبودی پس از وقایع استرس‌زا (کابات زین و همکاران، ۱۹۹۲)

هربرت و فورمن (۲۰۱۱) برخی از ویژگی‌های درمان استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی را این چنین برمی‌شمارند :

 

    • در این رویکرد تأکید زیادی بر روی روحیه انسانی درمانگر و درمانجو وجود دارد.

 

    • از درمانگر انتظار می‌رود در تمرین ذهن آگاهی فعلی درگیر شود و از تجربه های خود تدریس کند.

 

    • تلاش می‌شود محیطی قابل اعتماد برای افشای درمانجو فراهم شود.

 

    • درمانگر این درک را تسهیل می‌کند که چگونه ذهن آگاهی کمک به مشکلات درمانجوهایی می‌کند که در جستجوی درمان هستند.

 

  • ایده اصلی ذهن آگاهی این است که درمانجوها برای ثبات حالات درونی از تلاش‌های متقابل منفی خودداری کنند تا به طور واضح مشکلات را مشاهده کنند و با روش‌های ماهرانه بر روی مشکلات تأثیر بگذارند.

در جلسات این درمان تلاش می‌شود با تمرکز بر افزایش توانایی برای درک خود، دیگران و موقعیت‌ها در شبکه‌ای به هم مرتبط از اطلاعات، و یادگیری انتخاب پاسخ‌های مناسب و مؤثر، موارد زیر مورد بررسی قرار گیرند :

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:23:00 ب.ظ ]




 

قانون بسیاری ا زکشور ها یک سری اطلاعات را قابل ثبت نمی داند، مثلا” قانون ثبت اختراعات ایران منابع ژنتیک واجزاء تشکیل دهنده ی آن ها را قابل ثبت نمی داند.[۱۲۴] از این رو این قانون کشور حمایت کننده است که مشخص می کند که چه حقوقی را می توان مورد حمایت قرارداد و ‌بر اساس کدام قانون دارنده آن حق می‌تواند یک حق انحصاری را تحصیل نماید.مسئله ای که در ارتباط با این موضوع بروز می کند این است که آیا مالکیت آن حق به دارنده و مبتکر آن حق تعلق می‌گیرد یا به شخصی که آن را به ثبت رسانده است.چه موقع و چگونه یک حق ایجاد می‌گردد و چه وقت و چگونه منقضی می شود،همه ی این سوالات به وسیله قانون کشور حمایت کننده پاسخ داده خواهد شد.پاسخ ‌به این سوال که آیا حق مالکیت فکری را می شود واگذار کرد و یا خیر،تحت حکومت قانون کشور حمایت کننده قراردارد.

 

برخی کشورها انتقال جزئی حق مالکیت فکری را نمی پذیرند و نیاز به ثبت آن انتقال نیز غالبا” دیده می شود[۱۲۵] و در هر گونه دعوای ناشی از حق مالکیت فکری که انتقال گیرنده ممکن

 

است ادعا نماید که حق مورد نقض قرار گرفته است نیز قانون کشور حمایت کننده حاکم

 

می‌باشد.۲این ها مسائل غیر قراردادی مرتبط با حق مالکیت فکری است، که به لحاظ ارتباط با منافع عمومی کشورها ، به حکم قانون گذار هر کشوری قانون حاکم بر آن قطعا” معین می -گردد.

 

ب-موضوعات قراردادی حق مالکیت فکری:

 

در قانون مدنی ایران تنها ماده ۹۶۸ است که حاوی قاعده ی دو جانبه ی حل تعارض در زمینه قراردادها می‌باشد و در حقیقت در حقوق بین الملل خصوصی ایران مقرره ای را نمی -توان یافت که اختصاصاً به تعیین قانون حاکم بر قراردادهای راجع به حقوق مالکیت فکری پرداخته باشد.

 

از این رو ماده ۹۶۸ قانون مدنی و تحلیل این ماده برای دست یابی به قانون حاکم بر قراردادهای بین‌المللی حق مالکیت فکری ضروری می‌باشد.

 

گواهی نامه ای که توسط ادارات مربوطه ، به مخترع و یا مبتکر اعطاء می شود یک قرارداد تلقی نمی شود ،در نتیجه در قلمرو ماده ی مذبور قرار نمی گیرند، ولی قراردادهای مرتبط با آن حق تحت قلمرو ماده ی ۹۶۸ قانون مدنی قرار دارند ، و با تحلیل این ماده می توان قانون حاکم بر قرارداد ها حق مالکیت فکری را یافت. قواعد آمره ممکن است قابلیت اعمال قانون کشور حمایت کننده، یا قانون حاکم بر قرارداد را محدود نماید که ما ‌به این مطلب در مبحث تحلیل و بررسی ماده ی ۹۶۸ قانون مدنی خواهیم پرداخت .

 

مسئله دیگری که لازم به ذکر می‌باشد این است که در کشورهای درحال توسعه گرایشی وجود دارد که تمام قراردادهای انتقال تکنولوژی را به طور آمرانه تحت سیطره ی قانون و صلاحیت قضائی کشورهای دریافت کننده قرار دهند. هم چنین این کشورها تمایزی میان حقوق مالکیت صنعتی و جنبه‌های صرفاً قراردادی آن قائل نمی شوند.[۱۲۶] به هر ترتیب این گرایش رو به زوال می‌باشد چرا که اغلب شرکت ها با تعلیق و عدم انتقال تکنولوژی به کشورهایی که مقررات این چنینی در قوانین موضوعه ی خود دارند واکنش نشان می‌دهند.

 

قانون قابل اعمال بر ثبت و دیگر شرایط شکلی مربوط به ایجاد حق مالکیت فکری و گواهی –نامه ی اعطایی مربوط به آن حقوق همان گونه که پیشتر نیز اشاره شد، مختص قانون کشور حمایت کننده می‌باشد. لازم است خاطر نشان سازیم که اعتبار شکلی[۱۲۷] قراردادهای مالکیت فکری موضوع دیگری است که در ذیل به مسأله قانون حاکم بر آن خواهیم پرداخت.

 

گفتار دوم: قانون حاکم بر اعتبار شکلی قراردادهای مالکیت فکری

 

اعتبار شکلی قرارداد – مثلاً آیا قرارداد از لحاظ شکل سند درست منعقد شده است یا خیر- در رابطه با حق مالکیت فکری تحت حاکمیت قانون محل تنظیم قرارداد می‌باشد. این قاعده در ماده ی ۹۶۹ قانون مدنی آمده است. از این نظر قراردادهای راجع به حق مالکیت فکری تحت حاکمیت همان قواعد کلی دیگر اسناد و قراردادها قرار می گیرند. ماده ی ۹ کنوانسیون رم I نیز به موضوع اعتبار شکلی قرارداد می پردازد. این ماده در پاراگراف ۱ خود قاعده ای را ارائه می‌کند که متضمن اعمال دو جانبه ای قانون محل انعقاد قرارداد و قانون قابل اعمال بر قرارداد (با فرض معتبر بودن قرارداد) می‌باشد.

 

ماده (۲) ۹ کنوانسیون مذبور مشخص می‌سازد که اگر طرفین در کشورهای مختلف باشند و در این حال قراردادی منعقد گردد چنان چه قانون قابل اعمال بر قرارداد که توسط مواد کنوانسیون مشخص می شود یا قانون یکی از کشورهایی که طرفین در زمان انعقاد عقد در آن- جا قرار دارند، جایگزین قانون کشور محل انعقاد شود ،در قرارداد مذبور مشکل اعتبار شکلی بروز نخواهد کرد. در واقع دلیلی وجود ندارد که بخواهیم اعتبار شکلی قراردادهایی که مربوط به حق مالکیت فکری می‌باشد را از شمول قاعده ی عام حقوق بین الملل خصوصی راجع به اعتبار شکلی قراردادها خارج سازیم.

 

ممکن است در رابطه با قانون حاکم بر طرز تنظیم قراردادهای حق مالکیت فکری پیشنهاد شود که قانون کشور حمایت کننده اعمال گردد. با توجه به قاعده ی حل تعارض ایرانی مندرج در ماده ی ۹۶۹ قانون مدنی که اسناد را از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم سند می‌داند این نظر مردود می‌باشد. در عمل نیز ممکن است قراردادی که متضمن حق مالکیت فکری است که بهره برداری از آن در دو کشور حمایت کننده صورت می پذیرد به صورت بالقوه نیازمند رعایت دو دسته از شرایط شکلی متضاد باشد و بدین ترتیب این نظریه موجب ایجاد مشکل لاینحلی گردد.

 

البته برخی از حقوق دانان نیز عقیده دارند که قانون کشور حمایت کننده و قانون محل انعقاد هر دو با هم بر موضوع اعتبار شکلی قرارداد حقوق مالکیت فکری اعمال گردد.[۱۲۸] بییر[۱۲۹] نیز از اعمال قانون کشور حمایت کننده تنها در جایی که قاعده ی آمره ی قانون آن کشور شکل خاصی از قرارداد را لازم شمرده باشد جانب داری می‌کند.[۱۳۰]

 

هرگاه قراردادی مرتبط با حق مالکیت فکری نیازمند تنظیم اسناد باشد و ثبت سند بر اساس قانون کشور حمایت کننده الزامی باشد، تنظیم اسناد لازم به عنوان یک تعهد قراردادی بر عهده ی دارنده آن حق می‌باشد. قوانین آمره ی کشور حمایت کننده قادر است که شکل خاصی از قرارداد را تحمیل نماید البته این در صورتی است که این شکل خاص از قرارداد هم برای قابلیت اجراء و هم اعتبار قرارداد ضروری باشد. این حالت تنها استثنایی است که بر قاعده ی محل انعقاد قرارداد وارد می‌باشد.

 

به هر حال در عمل می توان به طرفین قرارداد توصیه کرد که شرایط شکلی قانون کشور حمایت کننده را هم چون شرایط شکلی قانون محل انعقاد قرارداد رعایت نمایند، مگر آن که دلیل قانع کننده ای داشته باشند که خلاف این صورت عمل کنند. رعایت قانون کشور حمایت کننده به همراه قانون محل انعقاد قرارداد باعث می شود تا طرفین از مشکلات اجتناب کنند و مطمئن ترین و راحت ترین راه حل می‌باشد.

 

مبحث سوم:

 

بررسی کنوانسیون رم I در رابطه با قانون حاکم بر قرارداد های مربوط به حق مالکیت فکری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:55:00 ب.ظ ]




بعبارت دیگر جان لی در دهه ۱۹۷۰ با اجرای تحقیقات خود در پی این بود که روشن نماید مردم چگونه عشق را با همه گونه‏ هایی که دارد تجربه می‏ کنند. او قصد داشت با این کار از جریان عشق در غرب افسانه‌زدایی کند. لی سبک‏های عشق را به رنگ تشبیه کرد. طیف گسترده‏ای، از رنگ‏های اصلی تا رنگ‌های ثانوی را تشکیل می‌دهند، رنگ‌های ثانوی از ترکیب رنگ‌های اولی تشکیل می‏ شود. شبیه به همین مسئله در عشق نیز هست. عشق به دو طیف اولی و ثانوی تقسیم می‏ شود. سبک‏های عشق اولی عبارت‌اند از:

 

ـ عشق پرشور: جذابیت بدنی و عاطفی شدید؛

 

ـ عشق نمایشی: نمایش عشق را بازی کردن؛

 

ـ عشق دوستانه: عشق مبتنی بر دوستی (صادقی و همکاران، ۱۳۹۲).

 

عشق‏های ثانوی که از ترکیب این سه عشق اولی تشکیل شده است به سه نوع تقسیم می‌شوند:

 

عشق منطقی: ترکیبی از سبک عشق نمایشی و سبک عشق دوستانه است. این افراد ارزیابی معقول انجام می ‏دهند؛ مثل اینکه صفاتی را که یک ازدواج خوب به آن احتیاج دارد مطالبه می‏ کنند و معشوق خود را مطابق معیارهایشان.

 

عشق وابسته وسواسی: ترکیبی از سبک عشق پرشور و سبک عشق نمایشی است و مستلزم انحصار، وسواس، اضطراب و رفتارهای پرشور است.

 

مسائل جنسی بیمه این عشق است. آن ها اغلب مضطرب یا ناایمن هستند و می ‏توانند به صورت افراطی‏حسود باشند. عاشقان وابسته وسواسی به خوبی به درمان پاسخ می‌دهند و اغلب از این سبک رهایی پیدا می‏ کنند.

 

از ویژگی‌های عشق وابسته وسواسی، سختی کشیدن، حسادت، وسواس و سیری ناپذیری است. آن ها اغلب عزت نفس پایین دارند و اهمیت زیادی به روابطشان می ‏دهند. آن ها در رابطه با معشوقشان از صفات ملکی و صفات تفضیلی استفاده می‏ کنند، احساس می‏ کنند که آن ها به معشوقشان احتیاج دارند. آنان معشوقشان را اغلب به شیوه‏ای اتفاقی پیدا می‏ کنند. این سبک از عشق از رایج‌ترین سبک‌های عشق است که معمولاً در نوجوانی و اوایل بزرگسالی بیشترین بسامد را دارد و تقریباً می‌توان گفت معادل همان عشق‌های آتشین دوران جوانی است که در دانشگاه‌ها، مدارس و در کل سطح جامعه شاهد آن هستیم .

 

عشق ایثارگرانه: ترکیبی از سبک عشق پرشور و سبک عشق دوستانه می‏ باشد که معمولاً بشر دوستانه، رفاقتی و البته شدید است. لی یاد آوری کرد که این نوع عشق با ایدئولوژی مسیحی هم آهنگ است، اما درجوامع سکولار امروز غربی بسیار نادر است؛ با وجود این ممکن است در جوامع دیگر یافت شود.

 

عشق ایثارگرانه، قربانی و محاصره کردن تمام عیار خود است. عشاق ایثارگر، اغلب، گرایش‌های معنوی دارند. عاشقان ایثارگر، معشوقشان را به عنوان قدیس مشاهده و آرزو می‏ کنند که در خدمتشان باشند. عاشقان ایثارگر سرانجام می ‏توانند ‌به این احساس برسند که از آنان سوء استفاده شده است. حالت پیشرفته عشق ایثارگرانه در بخشندگی آن است(عبدی و گلزاری، ۱۳۸۹).

 

۲-۵- تعریف شخصیت:

 

صاحب نظران حوزه شخصیّت و روان شناسی از کلمۀ شخصیّت تعریفهای گوناگونی ارائه داده‌اند. از نظر ریشه ای، گفته شده است که کلمۀ شخصیّت که معادل کلمۀ Personality انگلیسی است درحقیقت از ریشه لاتین Persona گرفته شده که به معنی نقاب یا ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می گذاشتند. این تعبیر تلویحاً اشاره بر این مطلب دارد که شخصیّت هرکس ماسکی است که او بر چهرۀ خود می زند تا وجه تمیز او از دیگران باشد.

 

هیلگارد» (Hilgard) شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند تعریف ‌کرده‌است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگی‌های «پایدار فرد» نسبت داده و آن را به صورت مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش‌بینی رفتار فرد می‌شوندتعریف می‌کنند.

 

شخصیت به همه ‌خصلت‌ها و ویژگیهایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می‌توان این ‌خصلت‌ها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود (شولتز،۱۳۸۴).

 

شخصیت از دیدگاه مردم: واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع صفت اخلاقی یا برجسته است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلا وقتی گفته نمی‌شود «او با شخصیت است. »یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارایی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان پرورش شخصیت تبلیغ و دایر می‌شود، سعی بر این است که به افراد مهارت‌های اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آن ها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگی‌های منفی» است که البته به هم دیگران راتحت تاثیر قرار می‌دهد اما در جهت منفی. شخصیت از دیدگاه روانشناسی: دیدگاه روانشناسی ‌در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاه های «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به ‌گروه‌های «با شخصیت و بی‌شخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریه های متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک ،نظریه روانکاوی نوین ،نظریه انسان گرایی، نظریه شناختی ، نظریه یادگیری اجتماعی و … در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است(کریمی،۱۳۸۶).

 

۲-۶- ویژگی‌های شخصیت:

 

نظر به اینکه شخصیت تشکیل شده است از الگوهای ویژه فکری، احساسی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‌سازد.می توان عنوان داشت که شخصیت، سرچشمه درونی دارد و در طول حیات، تقریباً پایدار باقی می‌ماند. روان‌شناسان شخصیت، ویژگی‌های یگانه افراد و نیز مشابهت‌ها بین گروه‌هایی از افراد را مورد مطالعه قرار می‌دهند. ‌بنابرین‏، توجه به شخصیت افراد و تمایز قائل شدن بین افراد بر اساس ویژگی‌های شخصیتی آنان طی قرنهای متمادی همواره مورد بحث بوده است. اگر رجوعی به نظریات داشته باشیم خواهیم دید که ویژگی‌های شخصیت همواره مد نظر صاحب‌نظران و نظریه پردازان قرار داشته است. فی المثل آنجایی که بقراط اقدام به دسته بندی انسان ‌کرده‌است. بقراط جوامع انسانی را بر اساس چهار خلط مزاجی، صفراوی، دموی، بلغمی و سوداوی تقسیم می‌کند. لومبروزو زیست شناس معروف، انسان ها را بر اساس علائم فیزیولوژیک تقسیم بندی می‌کند. و در دوران معاصر شلدون انسان ها را در سه گروه آندومورف، مزومورف و اکتومورف تقسیم بندی ‌کرده‌است. اما در جدید ترین تقسیم بندی در حوزه روانشناسی توسط آیسنک، انسان ها بر دو گروه درون گرا و برون گرا تقسیم می‌شوند که هر کدام از این ‌گروه‌های انسانی دارای ویژگی‌های منحصر بفردی از نظر این نظریه پردازان هستند بنحوی که این ویژگی‌ها نحوه زندگی و رفتارهای اجتماعی آنان را سمت و سوق ویژه ای می بخشد(کریمی،۱۳۸۶).

 

۲-۷- شکل گیری شخصیت:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:07:00 ب.ظ ]




 

ب : مقابله های هیجان مدارانه : در این نوع مقابله هدف فرد آرام ساختن خود و دست یافتن به آرامشی است که به دلیل دست یافتن به استرس به هم خورده است. در این مرحله فرد می‌کوشد تا خود را از آشفتگی‌ها و پریشانی‌های حاصل از وقوع استرس رها سازد. به هنگام وجود استرس فرد هیجان های منفی زیادی را تجربه می‌کند. ترس ، وحشت ، اضطراب ، بیقراری ، غم و اندوه ، عصبانیت و… وجود این هیجان ها مانع از تفکر و تصمیم‌گیری سریع و برطرف کردن استرس می‌شود. ‌بنابرین‏ ابتدا فرد باید خود را به گونه‌ای از احساسات و هیجان های منفی آشفته کننده و پریشان سازنده رها سازد تا بتواند به خوبی فکر کند ، حل مسأله نماید ، تصمیم گیرد و اقدام کند. نمونه‌ای از مقابله های هیجان مدارانه عبارتند از : ۱ ـ دعا و نیایش ۲ ـ معنی جدید و مثبت دادن به استرس ۳ ـ درد دل کردن با اطرافیان و نزدیکان ۴ ـ ابراز محدود عواطف (گریه ، زاری کردن ، بیقراری کردن) ۵ ـ پرت کردن حواس : گویی اتفاقی نیفتاده است تا فرد دچار آشفگی کمتری شود و بعداً بهتر بتواند مقابله کند. ۶ـ گفتگوی درونی ، فرد خود را دلداری می‌دهد که بر اوضاع مسلط خواهد شد.

 

در مقابله هیجان مدارانه فرد فعلیت ، تلاش و کوشش خاصی جهت کاهش در حذف استرس نمی‌کند بلکه فقط خود را آرام می‌سازد و از پریشانی خارج می‌سازد. نکته مهم آن است که این دو نوع مقابله مانعه الجمع نمی‌باشند. بلکه فرد می‌تواند در رابطه با استرس خاصی ، از هر دو نوع مقابله استفاده کند که بسیار معمول نیز می‌باشد. ابتدا فرد با بهره گرفتن از مقابله های هیجانی سعی می‌کند تا خود از پریشانی و نگرانی رها کند و سپس با بهره گرفتن از مقابله های مسأله مدارانه سعی می‌کند تا بر استرس فائق شود (نوری، ۱۳۸۲).

 

راجر و جارویس[۶۱]و نجاریان(۱۹۹۳) نیز در تهیه پرسشنامه‌ای جهت سنجش سبک‌های مقابله چهار سبک مختلف برای مقابله مطرح کردند که عبارتند از مقابله شناختی ، هیجانی ، اجتنابی و انفصالی (توکلی خمینی،۱۳۷۷).

 

ریو نیز در کتاب انگیزش و هیجان در معرفی و شناسایی انواع مهارت های مقابله می‌گوید»معمول دو شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد به صورت مستقیم و به صورت دفاعی. روش های مستقیم کنار آمدن ، مستلزم توجه شخص به واقعه استرس‌زا و به کارگیری امکانات رفتاری و شناختی برای تغییر دادن واقعه است به طوری که آن موقعیت از استرس‌زا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند‌. روش های کنارآمدن دفاعی مستلزم اجتناب از واقعه استرس‌زا در زمانی که رخ داده و یا جلوگیری کردن از پاسخ هیجانی ، شناختی و فیزیولوژیکی به آن ، و به عبارتی کاهش دادن اثرات آن است« (ریو[۶۲]، ۱۹۹۲ ، ترجمه سیدمحمدی،۱۳۷۸).

 

در تقسیم بندی فوق روش های کنار آمدن مستقیم و روش های کنار آمدن دفاعی به چند دسته تقسیم می‌شوند. در قسمت اول روش هایی مانند مسئله گشایی برنامه ریزی شده ، کنار آمدن مواجهه‌ای و استفاده از حمایت اجتماعی مطرح می‌باشد. مسئله گشایی یعنی محاسبه اینکه برای کاستن یا از بین بردن عوامل استرس‌زا چه اعمالی را باید دنبال کرد و بعد برای اینکه آن برنامه به ثمر برسد چه تلاشی باید صورت گیرد. کنار آمدن مواجهه‌ای مستلزم نزدیک شدن مستقیم به منبع استرس و تلاش برای تغییر دادن فوری آن است و در قسمت حمایت اجتماعی فرد سعی می‌کند با جلب حمایت دیگران بویژه دوستان ، اعضای خانواده و دیگر نزدیکان به طور مستقیم با مشکل برخورد نماید. در حیطه دوم یا روش کنارآیی دفاعی یا مکانیزم‌های دفاعی ، کاهش دهنده‌های شیمیایی استرس ، پس خوراند زیستی و ورزش مد نظر می‌باشد. منظور از مکانیزم‌های دفاعی به کار بستن سبک‌هایی مانند انکار ، واپس روی ، فرافکنی و واکنش وارونه برای تحریف واقعیت استرس‌زا می‌باشد. دومین نوع مقابله دفاعی استفاده از داروهای کاهش دهنده است مانند آرام بخش‌هایی مثل الکل ، باربیتوریت ها و بنزودیازپین ها که با اثر پاراسمپاتیک مانند خود ، موجب آرامش و خواب برای فرد می‌شوند. در قسمت پس خوراند زیستی نیز روش هایی از کنترل استرس مانند مراقبه (مدیتیشن) ، پسخوراند زیستی و آرمیدگی تدریجی مانند داروها و یا کاهش دهنده‌های شیمیایی باعث کاهش تنش می‌شوند که عوارض جانبی داروها را نیز ندارند و بالاخره ورزش نیز به عنوان یکی دیگراز روش های دفاعی می‌تواند باعث فشار روانی شود.

 

طبق تحقیق پیرلین[۶۳] و اسکولر[۶۴] (۱۹۷۸) افرادی که در مقایسه با دیگران از سطح تنش هیجانی پاینی رنج می‌برند از پاسخ های مقابله‌ای مانند فعال بودن ، اتکا به خود و شیوه مسأله‌گشایی استفاده می‌کردند و افرادی که احساس درماندگی می‌کردند ، خود را سرزنش می‌کردند ، و به انکار مشکلات و اجتناب از آن دست می‌زنند و ناراحتی عاطفی بیشتری تجربه می‌کنند..

 

کومک و امکری با انجام پژوهشی دریافتند که افرادی که از والدین خود اجتناب می‌کنند معمولاً هیجان‌مدارانه با مشکلات برخورد می‌کنند (به نقل از دانشیان، ۱۳۷۸).

 

در نهایت با توجه به موارد مطرح شده ، چنین استنباط می‌شود که بیشتر نظریه پردازان راه های مقابله را به سه نوع مسئله مدار ، اجتنابی و هیجان مدار تقسیم می‌کنند. افراد با توجه به تیپ های شخصیتی ، عملکرد خانواده و الگوهای تربیتی که تجربه نموده اند ، یک سبک و یا تلفیقی از روش های فوق را در برخورد با فشار روانی مورد استفاده قرار می‌دهند (اندلر[۶۵] و پارکر[۶۶]،۱۹۹۰).

 

به اعتقاد فروید دستگاه دفاعی مغز شامل مجموعه‌ای از فرآیندهای فکری یا مکانیزم‌های دفاعی است تا به حراست از محتوای ظریف و شکننده نفس کمک کند. این کار با به حداقل رسانیدن تأثیر تهدیدهای تصوری و دریافتی انجام می‌شود. اگر از این زاویه نگاه کنیم ، می‌بینیم که مکانیزم‌های دفاعی مجموعه‌ای از استراتژی‌های مقابله‌ای برای برخورد با استرس هستند. به علت تنش‌های پیوسته درونی ناشی از تکانه‌های غریزی و محرک‌های استرس آمیز بیرونی ، فروید ‌به این نتیجه رسید که مکانیزم‌های دفاعی همیشه باید تا اندازه‌ای در حالت فعال باشند. فروید نتیجه گیری کرد که همه رفتارهای طبیعی انسانی دفاعی دارند. به اعتقاد فروید تمامی‌مکانیزم‌های دفاعی از دو ویژگی برخوردارند : (۱) واقعیت را منکر و مخدوش می‌کنند و (۲) به طور ناهشیار عمل می‌نمایند. از آن گذشته اشخاص به ندرت تنها از یک مکانیزم دفاعی استفاده می‌کنند. به جای آن هر کس در هر زمان از انواعی از مکانیزم‌های حمایت از نفس استفاده می‌کنند. فروید به انواعی از مکانیزم‌های دفاعی اشاره کرد که از جمله آن ها می‌توان انکار ، سرکوب ، فرافکنی ، توجیه سازی ، شکل گیری واکنش ، عقب نشینی ، جا به جایی ، تصعید و لطیفه (بذله) را نام برد.

 

۲-۲-۲-۳- نظریه های مقابله

 

همان‌ طور که محققان علم روانشناسی و پزشکی در پاسخ به سوالات خود پیرامون فشار روانی و استرس دست به انجام تحقیقات متعدد و نهایتاًً پردازش تئوری‌های گوناگون زدند که به بعضی از آن ها اشاره شد. در رابطه با چگونگی کنترل و کنار آمدن با استرس نیز تحقیقات و پژوهش هایی به مرور زمان انجام شده و توسط صاحب نظران تئوری‌های مختلفی شکل گرفته اند که در این قسمت به چند مورد از آن ها اشاره می‌کنیم (اسلامی،۱۳۸۱).

 

۱- نظریه لازاروس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:39:00 ب.ظ ]




 

۲-۳-۵-۳- مدل صمیمیت

 

این مدل بر کیفیت روابط افراد بیشتر از کمیت آن تأکید دارد. بر اساس این مدل اشخاصی که دارای روابط صمیمانه­ای با اطرافیان خود هستند از نظر سلامت در سطح بالاتری قرار دارند. پژوهش ها نشان داده ­اند که داشتن پیوندهای نزدیک و اطمینان بخش با دیگران در جلوگیری از اقدام به خودکشی و بیماری­های روانی از جمله افسردگی عامل تعیین­کننده ­ای است . مدل صمیمیت، روابط سودمند را به عنوان روابط نزدیک و با اعتماد مشخص می­ کند (برهیم، ۱۹۹۳).

 

۲-۳-۵-۴- مدل تعداد حمایت­کننده­ های در دسترس

 

این مدل بر تعداد حامیان در دسترس شخص به هنگام نیاز تأکید می­ کند و حمایت اجتماعی را تعداد افرادی که یک شخص از آن­ها حمایت دریافت ‌کرده‌است، تعریف می­ کند. افرادی که حمایت کننده­ های بیشتری دارند از سلامت بهتری برخوردار هستند و پژوهش­ها نیز نشان می­دهد که آن­هایی که حمایت کنندگان بیشتری دارند از نظر سلامتی وضع بهتری را تجربه ‌می‌کنند (کوهن و هابرمن[۱۴۸]، ۱۹۸۳). این یافته­ ها طبیعت متعامل حمایت اجتماعی را نشان می­ دهند ‌به این معنا که برای به دست آوردن حمایت اجتماعی مردم باید آن را در دنیای خارج جستجو کنند. از آنجا که مردم وقتی نیازمند باشند به دنبال حمایت اجتماعی هستند، پس افرادی که نیاز بیشتری دارند از حمایت کننده­ های بیشتری برخوردار هستند (کوهن و پیترسون[۱۴۹]، ۱۹۸۹، به نقل از بیات، ۱۳۸۶).

 

۲-۳-۵-۵- نظریه دو عاملی سلامت هیجانی

 

طی دو دهه گذشته تحقیقات قابل ملاحظه ای برای تعیین وضعیت سلامت هیجانی بزرگسالان انجام شده است. بنا بر این تحقیقات، حوادث، فشارهای زندگی، میزان برخورداری از حمایت اجتماعی در راهبردهای مقابله مؤثر ‌می‌باشد(کسلر و همکاران، ۱۹۹۸ به نقل از بهمنی، ۱۳۸۱). در این نظریه انسان دارای دو نیاز اصلی است: ۱٫ نیاز به اجتناب از درد و ۲٫ نیاز به تحول.

 

هرزبرگ[۱۵۰] و همکاران (۱۹۷۴ به نقل از زارع، ۱۳۸۲) اظهار داشتند دامنه نتایج رفع نیازهای اجتناب از درد، حالات هیجانی متنوعی را موجب می­ شود. در حالی که رفع نیازهای تحولی حالات انگیزشی را موجب می­ شود که دامنه اش در دو بعد پوچی از درد و خودشکوفایی قرار دارد. شکست خوردن در رفع اجتناب از درد موجب عواطف منفی و نارضایتی می­ شود. در حالی که شکست در تحقق نیاز به تحول، موجب از دست دادن عواطف مثبت و رضامندی می­گردد. بر این باورند که تنها عوامل بهداشتی چون فقدان موقعیت­های استرس­زای کاری می ­تواند نیازهای اجتناب از درد را برطرف سازند و تنها عوامل انگیزشی چون هماوردجویی و علاقه به کار می ­توانند نیازهای مربوط به تحول را تحقق بخشند. همچنین میزان برخورداری از حمایت و داشتن فعالیت اجتماعی توام با عواطف مثبت فرض شده است. این یافته ­های تجربی منطبق بر تئوری دو عاملی­اند. محققین پیشنهاد ‌می‌کنند که حمایت اجتماعی می ­تواند تنها در رفع نیاز به تحول از طریق ایجاد عواطف مثبت مؤثر باشد.

 

۲-۳-۵-۶- چشم انداز محیط­نگر

 

رویکرد محیط­نگر در حمایت اجتماعی، توجه خویش را به سوی اثرات محیط اجتماعی بر سلامتی متمرکز ‌کرده‌است. یکی از موثرترین مشارکت­های شناخت­شناسانه، توسط کاسل[۱۵۱](۱۹۷۶) ارائه شد. به عقیده وی یک جنبه خاص از محیط یعنی حضور همنوعان می ­تواند آمادگی ابتلا به بیماری­های محیطی را کاهش دهد. کاپلان (۱۹۶۷) نیز از نقطه نظر جامعه­شناختی و روانپزشکی، بر نقش سیستم­های حمایتی در مقابله با استرس­های زندگی متمرکز شدند. کاپلان به طور اختصاصی علاقه مند به مطالعه حمایت انجام شده از طرف خانواده و همکاران و گروه ­های خودیاری بود. او به نقش بازخوردهای متقابل در روابط حمایت­گرانه تأکید کرد. وایز[۱۵۲] ( ۱۹۷۴، به نقل از هاشمی نصره آباد، ۱۳۷۳) بیان ‌کرده‌است که برای روابط اجتماعی شش شرط عمده وجود دارد: دلبستگی، انسجام اجتماعی، فرصت­هایی برای مهرورزی، اطمینان آفرینی از نگرانی شخصی، حس اتحاد و پیوستگی منسجم و دسترس­پذیری و راهنمایی.

 

۲-۳-۵-۷- چشم­انداز تفاوت فردی

 

اجتماعات و گونه­ های متعدد سازمان­ های اجتماعی می ­توانند به عنوان مراجع حمایت­گر طبقه بندی شوند و افراد نیز می ­توانند تحت عنوان حمایتی که دریافت ‌می‌کنند، طبقه ­بندی شوند. بازشناسی حمایت اجتماعی به عنوان متغیر تفاوت فردی، منجر به کثرت ابزارهایی شده است که به منظور سنجش آن درست شده است. این ابزارها، حمایت اجتماعی را مطابق با ملاک­هایی چون قابلیت دسترسی و فراوانی اشخاص حمایتگر، یا حمایت مهیا شده توسط افراد خانواده، دوستان یا اطرافیان یا حمایت مهیا شده در درون روابط بسته و سری یا کارکردهای خودبسندگی حمایتی و یا چگونگی جفت شدن کارکردها با نیازهای افراد و رضامندی از حمایت قابل دسترسی طبقه بندی ‌می‌کنند. تعدادی از تحقیقات اظهار ‌می‌کنند که حمایت اجتماعی یک مفهوم چند بعدی است و شامل این عقیده است که فرد در وجود خودش، احساس نزدیکی و تعلق هیجانی نسبت به دیگران و منابع حمایتی پیدا کند (هاشمی نصره آباد، ۱۳۷۳).

 

۲-۳-۵-۸- تئوری نظام شبکه­ های ارتباطی

 

تئوری نظام شبکه­ های ارتباطی بیشتر یک مدل اجتماعی است و در پی تحلیل علل رفتارهای اجتماعی است. در این مدل فشارها و اجبارها، ارتباطات اجتماعی را متاثر می­سازند و رفتارها در این مدل کاملاً آگاهانه است.

 

نظام شبکه ارتباط اجتماعی دارای وجوه قابل ملاحظه­ای است که عبارتند از: ۱) عناصر،۲) بهم پیوستگی عناصر، ۳) غیرتجمعی بودن عناصر۴) جمع عناصر برابر با کل نظام نیست. ۵) عناصر تحت یک اصل ثابت عمل ‌می‌کنند. ۶) نظام­ها هدفدار می­باشند. حمایت اجتماعی ادراک شده به کارکرد شبکه­ ها گفته نمی­ شود بلکه به تاثیری که این شبکه­ ها روی شخص دارد، اطلاق می­گردد. نوزاد به دنیای مملو از شبکه­ ها وارد می­ شود که اصلی­ترین آن خانواده است. اجتماعی شدن نوزاد نتیجه فرایند عضویت وی در این شبکه­هاست (لوییس، ۱۹۸۷ به نقل از طاهری، ۱۳۸۹).

 

۱٫ عناصر: سیستم­ها ترکیبی از مجموعه عناصر است و هرکدام از اعضای خانواده به عنوان یک عنصر محسوب می­شوند. این عناصر شامل پدر، خواهر و برادر، سایر خویشاوندان مانند پدربزرگ مادربزرگ، عمو، دایی، عمه و خاله ‌می‌باشد.همچنین همسالان نیز جزء مهمی از عناصر به حساب می­آیند. تعاملات موفقیت­آمیز با همسالان و ارتباط مؤثر توام با دلبستگی به آن­ها متاثر از ساختار جامعه و ارزش­های فرهنگی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:10:00 ب.ظ ]




۱- موضوع تحقیق : ‌ص

 

۲- عنوان تحقیق : ‌ص

 

۳- بیان مسئله تحقیق : ‌ص

 

۴- روش تحقیق : ‌ص

 

۵- هدف تحقیق ‌ص

 

۶- ضرورت واهمیت انجام تحقیق : ‌ق

 

۷- فرضیه و سئوالات تحقیق : ‌ق

 

۸- پیشینه تحقیق : ‌ق

 

چکیده: ۱

 

بخش اول: ماده ۱ ۲

 

فصل اول: واژگان پژوهش ۲

 

مبحث اول: محکوم له، محکوم علیه، محکوم به ۲

 

مبحث دوم: مدعی له، مدعی علیه، مدعی به ۳

 

مبحث سوم: دین، داین، مدیون ۴

 

فصل دوم: مال ۵

 

مبحث اول: تعریف مال ۵

 

گفتار نخست: داشتن منفعت عقلایی و مشروع ۵

 

الف) نفع عقلایی و مشروع ۵

 

ب) منافع مادی و منافع معنوی ۷

 

ج) نسبیت نفع ۸

 

گفتار دوم: قابلیت داد و ستد ۹

 

گفتار سوم: قابلیت اختصاص یافتن ۹

 

مبحث دوم: آثار حقوقی تعریف مال ۱۰

 

فصل سوم: عطف به ماسبق شدن این قانون (از ابتدای سال ۱۳۰۳) ۱۲

 

مبحث اول: محدوده قانون در حقوق جزای ماهوی ۱۲

 

گفتار نخست: سابقه تاریخی ۱۳

 

الف) قاعده عطف به ماسبق نشدن قوانین جزایی در اسلام ۱۳

 

ب) قاعده عطف به ماسبق نشدن قوانین جزایی در حقوق موضوعه ۱۴

 

گفتار دوم: اشکالات مرتبط به اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین کیفری ۱۷

 

الف) اشکال ناشی از تاریخ قانون ۱۷

 

۱- قوانین جزایی مصوب مجلس شورای اسلامی ۱۷

 

۲- قوانینی که در نتیجه اختیارات تصویب می شوند ۱۹

 

ب) اشکال مربوط به تعیین تاریخ وقوع جرم ۲۰

 

۱- جرم ساده و آنی ۲۰

 

۲- جرم مستمر ۲۰

 

۳- جرم مرکب ۲۱

 

۴- جرم به عادت ۲۱

 

ج) اشکال مربوط به تشخیص شدت و خفت قوانین جزایی ۲۲

 

مبحث دوم: محدوده قانون در حقوق جزای شکلی ۲۴

 

گفتار نخست: دلایل عطف به ماسبق شدن قواعد شکلی ۲۴

 

گفتار دوم: استثنائات وارده بر این اصل ۲۵

 

بخش دوم: ماده ۲ ۲۷

 

فصل اول: ضمان ۲۷

 

مبحث اول: اوصاف عقد ضمان: ۲۷

 

گفتار نخست: ضمان عقد رضایی و سبب انتقال دین است: ۲۸

 

گفتار دوم : ضمان عقدی معوض است: ۲۸

 

گفتار سوم: ضمان عقد تبعی است: ۲۸

 

گفتار چهارم : ضمان از عقود مسامحه است: ۲۹

 

گفتار پنجم : ضمان عقدی لازم است: ۳۰

 

مبحث دوم: انعقاد ضمان ۳۰

 

گفتار نخست: تراضی و اهلیت ۳۱

 

الف) لزوم تراضی: ۳۱

 

ب) شکل تراضی: ۳۱

 

ج) لزوم منجز بودن ضمان: ۳۱

 

د) اهلیت ضامن و طلبکار: ۳۲

 

گفتار دوم: موضوع ضمان ۳۲

 

الف) وجود دین ۳۲

 

۱- التزام به تأدیه دین آینده: ۳۲

 

۲- ضمان از دین معلق: ۳۳

 

ب) اوصاف دین ۳۳

 

۱- موضوع دین باید مال باشد: ۳۴

 

۲- موضوع تعهد باید مال کلی باشد: ۳۴

 

۳- لزوم مشروع بودن دین: ۳۴

 

۴- لزوم قابلیت تعیین دین: ۳۴

 

مبحث سوم: آثار ضمان ۳۵

 

گفتار نخست: اثر ضمان بین ضامن و مضمون له ۳۵

 

الف) نقل ذمه (قاعده کلی) ۳۵

 

ب) ضمان وثیقه ای و تضامنی ۳۶

 

گفتار دوم: اثر ضمان بین ضامن و مضمون عنه ۳۶

 

الف) شرایط رجوع ضامن به مضمون عنه ۳۷

 

۱- لزوم اذن: ۳۷

 

۲- لزوم تأدیه: ۳۷

 

ب) زمان ایجاد دین و مطالبه آن ۳۸

 

۱- زمان ایجاد دین: ۳۸

 

۲- زمان مطالبه: ۳۹

 

۱-۲- ضمان از دین حال ۳۹

 

۲-۲- ضمان از دین مؤجل ۳۹

 

فصل دوم: کفالت ۴۰

 

مبحث اول: اوصاف عقد کفالت ۴۰

 

مبحث دوم: انعقاد و شرایط صحت کفالت ۴۱

 

گفتار نخست: کفالت حکمی و قهری ۴۱

 

گفتار دوم: لزوم معلوم و معین بودن مکفول و مکفول له ۴۲

 

گفتار سوم: لزوم ثبوت دین ۴۲

 

مبحث سوم: آثار کفالت ۴۳

 

گفتار نخست: رابطه کفیل و مکفول له ۴۳

 

الف) زمان احضار: ۴۳

 

۱- کفالت مطلق: ۴۳

 

۲- کفالت مؤجل: ۴۴

 

۳- کفالت موقت: ۴۴

 

ب ) تکرار احضار: ۴۴

 

ج ) مکان احضار: ۴۵

 

گفتار دوم: رابطه کفیل و مکفول ۴۵

 

الف) پرداخت دین به کفیل ۴۵

 

۱- کفالت به اذن مکفول انجام شده است ۴۵

 

۲- کفالت بدون اذن مکفول واقع شده است ۴۶

 

ب) پرداخت وجه التزام: ۴۶

 

مبحث چهارم: پایان کفالت ۴۷

 

گفتار نخست: سقوط تعهد کفیل ۴۷

 

الف) اجرای تعهد؛ احضار مکفول ۴۷

 

ب ) حضور مکفول: ۴۷

 

ج ) بری شدن ذمه مکفول: ۴۸

 

د ) انتقال حق مکفول له به دیگری: ۴۸

 

و ) فوت مکفول: ۴۸

 

ه ) فوت کفیل: ۴۹

 

گفتار دوم: انحلال و زوال کفالت ۴۹

 

الف) فسخ کفالت: شرط خیار ۴۹

 

ب) اعسار کفیل: ۵۰

 

ج) اقاله کفالت: ۵۰

 

فصل سوم : مجوز قانونی (امر آمر قانونی) ۵۱

 

مبحث اول: شرایط تحقق امر آمر قانونی ۵۲

 

گفتار نخست: امر از ناحیه آمر قانونی صادر شده باشد ۵۲

 

گفتار دوم: آمر باید در سلسله مراتب اداری قرار گرفته باشد ۵۳

 

گفتار سوم: امر آمر قانونی واجد شرایط کتبی و رسمی باشد ۵۳

 

گفتار چهارم: مأمور موظف به اجرای امر باشد ۵۳

 

مبحث دوم: حدود مسئولیت آمر و مأمور در اجرای قانون ۵۴

 

گفتار نخست: نظریه کورکورانه ۵۴

 

گفتار دوم: نظریه «سرنیزه آگاه» ۵۴

 

گفتار سوم: نظریه بینابین ۵۵

 

فصل چهارم : علم (آگاه و عالم بودن به حرمت عمل مجرمانه) ۵۶

 

مبحث اول: علم به حکم کیفری ۵۶

 

مبحث دوم: علم به حکم کیفری که پایه حکم کیفری است ۵۷

 

فصل پنجم : انجام عملیات نسبت به مال (بیع، اجاره، قرض، صلح، رهن) ۵۸

 

مبحث اول: بیع ۵۸

 

گفتار نخست: مفهوم بیع ۵۸

 

گفتار دوم: اوصاف عقد بیع ۵۸

 

الف) بیع از عقود تملیکی است ۵۹

 

ب) بیع از عقود معوض است ۵۹

 

ج) مبیع باید عین باشد ۵۹

 

د) عقد بیع لازم است ۶۰

 

گفتار سوم: انعقاد بیع ۶۰

 

الف) اصل حاکمیت اراده در بیع ۶۰

 

ب) وجود و سلامت اراده ۶۱

 

مبحث دوم: اجاره ۶۱

 

گفتار نخست: مفهوم اجاره ۶۱

 

گفتار دوم: اوصاف عقد اجاره ۶۲

 

الف ) اجاره عقد تملیکی است ۶۲

 

ب) اجاره عقدی است معوض ۶۲

 

ج) اجاره عقدی است موقت ۶۲

 

گفتار سوم: انعقاد اجاره ۶۲

 

الف) وجود و سلامت اراده ۶۲

 

ب) اهلیت دو طرف ۶۳

 

گفتار چهارم: موضوع عقد اجاره ۶۳

 

الف) عین مورد اجاره؛ اجاره مشاع ۶۳

 

ب ) شرایط موضوع اجاره ۶۳

 

گفتار پنجم: آثار اجاره ۶۴

 

الف) اجاره عقدی است لازم ۶۴

 

ب) تملیک منفعت و عوض ۶۴

 

ج) تعهدهای موجر ۶۴

 

د) تعهدهای مستأجر ۶۴

 

مبحث سوم: قرض ۶۵

 

گفتار نخست: مفهوم قرض ۶۵

 

گفتار دوم: اوصاف عقد قرض ۶۵

 

گفتار سوم: انعقاد قرض ۶۵

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:41:00 ب.ظ ]




 

یک شخص معتاد به شیشه ابتدا دچار یک قدرت بیش از حد که شاید قدرت او برابر با چهار مرد ورزیده است می شود ، واز لحاظ اراده وقدرت تصمیم گیری شاید در حد یک فرد جنون و چه بسا بدتر می‌باشد. این شخص در ذهن ‌و ادراک خود چیزی به جز توهم را حس نمی کند وتمام حواس او از بین رفته است وبه طور کامل از دنیای خود خارج و در یک دنیای دیگر سیر می‌کند واین حالت تا یک الی سه شبانه روز بسته به نوع مصرف ومقدار آن ادامه دارد. این نظریه را روانپزکان پزشکی قانونی به طور کامل تأیید کرده ‌و بعدا خواهیم آورد که نظریه پزشکی قانونی در خصوص این افراد واهلیت آن ها چه می‌باشد.

 

 

 

فصل چهارم:

 

بررسی ویژگی‌های فرد معتاد با افراد سفیه و مجنون

 

در فصل های قبلی تاریخچه اعتیاد و تعریف اعتیاد ،معتاد وانواع مواد مخدر وتاثیر این مواد بر افراد معتاد را بیان کرده ایم تا با کمک آن ها در این بخش بهتر بتوانیم به مسله تطبیق افراد معتاد به سفیه ‌و مجنون بپردازیم.

 

سفاهت ‌و جنون دو واژه اند که می‌توان با کنکاش در ویژگی های هر کدام می توان حکم حجر معتاد را توجیه کرد پس در این فصل ما در نظر داریم که که ابتدا دو واژه سفیه و مجنون را از لحاظ فقهی وحقوقی مورد بررسی وکنکاش قرار داده وسپس ویژگی های هر کدام را به صورت جداگانه در کنار هم بیاوریم آنگاه با تطبیق آن ها ببینیم فرد معتاد را در کدام یک از این دو واژه می توان جای داد و حکم حجر فرد معتاد را با کمک آن صادر کنیم. البته در این فصل از روانپزشکان پزشکی قانونی هم کمک گرفته تا این موضوع را هر چه بهتر به اثبات رسانده ویک فرضیه ی منطقی و دارای بار حقوقی به نظر برسد.

 

۴-۱-تطبیق فرد معتاد بر فرد سفیه

 

در این جا ما فرد معتاد را شناختیم ، انواع مواد مخدر را بیان کردیم وسپس تاثیرات این مواد را بر فرد معتاد ذکر کردیم حال نوبت به آن رسیده تا با نگاهی دوباره و دقیق به ویژگی های فرد سفیه آن را در مباحث بعدی بهتر بشناسیم و در همین حال آن را با ویژگی های فرد معتاد مقایسه کنیم.

 

۴-۱-۱- ویژگی های فرد سفیه

 

در این مبحث قصد داریم با تبیین فرد سفیه ‌و مجنون ویژگی های آن ها را مقایسه کرده و در نتیجه با افراد معتاد مقایسه کنیم که آیا افراد معتاد را می توان افرادی سفیه دانست یا اینکه این امکان از لحاظ حقوقی با اشکال روبرو می شود.

 

۴-۱-۲- تعریف سفیه

 

از مجموع بیانات فقها و حقوق دانان در تعریف سفیه ، سه عنصر اساسی در شناخت فرد سفیه به وضوح قابل تشخیص است :

 

۱٫ عاقل بودن فرد سفیه ؛

 

۲٫ غیر عقلایی بودن تصرف مال توسط او؛

 

۳٫ مستمر بودن آن .

 

برای نمونه به بیانات برخی از فقها و حقوق دانان در تعریف سفیه ذیلاً اشاره می‌گردد :

 

«محقق کرکی در تعریف سفیه چنین فرموده است :« وأما السفیه فهو : الذی یصرف أمواله علی غیر الوجه الملائم لافعال العقلاء المراد : أن شأنه ذلک فلا یعتد بوقوع ذلک مره و نحوها إذ الغلط و الانخداع سار فی أکثر الناس .[۴۷]

 

سفیه کسی است که اموال خود را به صورتی خرج می‌کند که سازگار با افعال عقلا نیست و مراد این است که این کار را ادامه بدهد . ‌بنابرین‏ اگر یک بار و یا ندرتاً چنین کاری را انجام دهد عنوان سفیه بر او منطبق نمی گردد ،زیرا اکثر مردم در طول عمرشان گاه گاهی مرتکب اشتباه می‌شوند و ممکن است سرشان کلاه برود.»

 

این تعریف از دو عنصر اساسی که دخیل در عنوان سفیه هستند نام می‌برد یکی غیر عقلایی بودن صرف مال و دیگری استمرار چنین اعمالی .

 

محقق اردبیلی در این زمینه چنین نگاشته است: « و اما حقیقه السفه فهی معلومه من تعریف الرشد المقابل له و هو الذی اشار إلیه المصنف بقوله: و هو المبذر أی الصارف لامواله فی غیر الاغراض الصحیحه أی فی نظر العقلاء غالبا بالنسبه ألی حاله. [۴۸]

 

حقیقت سفه از تعریفی که برای رشد – که عنوانی مقابل آن است ارائه دادیم روشن می شود ‌بنابرین‏ سفیه کسی است که به نظر عقلا اموالش را غالباً در غیر اغراض صحیحه به نسبت به موقعیت خود صرف می‌کند.»

 

در این تعریف علاوه بر آن دو عنصر اساسی در تعریف سفیه ملاک را شخصی گرفته اند یعنی در نزد عقلا ممکن است خرج کردن مال در اموری خاص برای فردی سفیهانه باشد اما برای دیگران چنین نباشد.

 

محقق سبزواری نیز در تعریف سفیه عبارتشان چنین است : « و اما السفیه فهو الذی یضیع المال أو لا یصلحه أو یصرفه فی غیر الاغراض الصحیحه الایقه بحاله علی وجه یکون شی من ذلک عن ملکه راسخه فی النفس و لا یوجب السفاهه الغلط و الانخداع احیانا[۴۹] .

 

سفیه کسی است که مال را ضایع می‌کند یا اگر اصلاح و تعمیری می‌خواهد این کار را انجام نمی دهد یا در غیر اغراض صحیحه ای که شایسته موقعیت او است خرج می‌کند البته این در صورتی است که این کارها در او به صورت ملکه درآمده باشد و اگر گاهی اوقات اشتباه کند یا سرش برود عنوان سفیه به او تعلق نمی گیرد. »

 

در این تعریف توسعه بیشتری در ناحیه ی حفظ مال داده شده است و درست نیز هست چون کسی که مالش احتیاج به تعمیر دارد و این کار را انجام نمی دهد و این عمل او موجب از بین رفتن مال می شود و هم چنین کسی که بدون این که با دیگری معامله کند خودش باعث از بین رفتن اموالش می شود نیز عرفاً سفیه است لذا از این جهت این تعریف از جامعیت بیشتری برخوردار است ؛ نکته دیگری که در این تعریف است همان عنصر تکرار است که محقق سبزواری از واژه ی ( ملکه راسخه ) برای آن استفاده کرد که این هم از نقاط قوت این تعریف است .

 

صاحب جواهر[۵۰] و محقق بحرانی [۵۱] و دیگران نیز تقریباً تعاریفی مشابه همین تعاریفی که ذکر شد ارائه داده‌اند.

 

دکتر امامی نیز در تعریف سفیه چنین نگاشته است: «… ‌بنابرین‏ تعریف سفیه عبارت از کیفیت نفسانی انسان است که اموال و حقوق مالی خود را در راه هایی که شایستگی اعمال عقلا را ندارد مصرف می کند از قبیل مصرف نمودن دارایی خود در خوراک و پوشاک و یا مسافرت هایی که شایسته ی مقدار دارایی و وضعیت اجتماعی او نمی باشد به طوری که عرف او را تخطئه می‌کند و ایراد و اعتراض می کند. »[۵۲]

 

در این تعریف دکتر امامی نیز به دو عنصر اساسی تعریف سفیه اشاره شده است و نقطه ی قوت این تعریف این است که از حقوق مالی به صراحت اسم می‌برد که در تعریف فقها به آن تصریح نشده است البته نقطه ی ضعف تعریف نیز این است که فقط به جنبه ی خرج کردن مال اشاره شده است و تصریح نگرده اند که اگر کسی در تعمیر اموال خود کوتاه کند و این کوتاه موجب از بین رفتن اموال او شود و یا اگرکسی بدون این که با کسی معامله کند با دست خودش اموالش را از بین ببرد نیز عنوان سفیه به او تعلق می‌گیرد .

 

در کتاب های استاد کاتوزیان نیافتیم که به طور مستقل سفیه را تعریف کرده باشند اما در یکی از کتابهایشان چنین فرموده‌اند : « کلمه رشد در قانون مدنی تعریف نشده است ولی در مفاد ماده ۱۲۰۸ که مفهوم غیر رشید را بیان می‌کند می توان گفت : « رشد چهره ای از عقل است که شخص را از تباه کردن اموال خود باز می‌دارد و به اصلاح آن هدایت می‌کند… »

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:13:00 ب.ظ ]




 

    1. همان،ص۲۴ ↑

 

    1. همان،ص۲۵ ↑

 

      1. رنگرز جدی،عباسعلی،پایان نامه بررسی تطبیقی انواع قرابت در حقوق ایران و فرانسه ،دانشگاه آزاد اهواز،سال ۱۳۸۸،ص۶۰ ↑

 

    1. . صفایی، سید حسین و امامی ، اسد، مختصرحقوق خوانواده،تهران، نشرمیزان ۱۳۹۲ ، ص .۳۱ ↑

 

    1. همان،ص۳۲ ↑

 

    1. . رضوی، رؤیا (۱۳۹۰)، پایان‌نامه «مطالعه تطبیقی قرابت در فقه و حقوق ایران، دانشگاه تبریز،ص۳۹ ↑

 

    1. . محقق داماد، سیدمصطفی، تحلیل فقهی حقوق خوانوده، نشرعلوم اسلامی، ص ۸۸ ↑

 

    1. ماده ۱۰۴۸ قانون مدنی ↑

 

    1. .روزنامه حمایت،۱۳۹۴ ↑

 

    1. رحمانی، یوسف، قرابت در حقوق اسلام، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۶۶ سال ۱۳۸۳،ص۲۳ ↑

 

    1. همان،ص۲۴ ↑

 

    1. . بروجردی ،محمد عبده، کلیا ت حقوق اسلامی، چاپ تهران ، ۱۳۴۹، ص ۲۸۰ ↑

 

    1. . رضاییان،محمد جواد، بررسی فقهی و حقوقی انواع قرابت، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ،شماره ۴۵،۱۳۸۸،ص۲۴ ↑

 

    1. ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی ↑

 

    1. همان،ص۲۵ ↑

 

    1. همان،ص۲۶ ↑

 

    1. ماده ۱۲۰۱ قانون مدنی ↑

 

    1. رضایی منش، مهناز (۱۳۸۶)، حقوق ناشی از قرابت، تهران: نشر خرسندی، چاپ اول،ص۵۷ ↑

 

    1. ماده ۱۲۰۲ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۲۰۵ قانون مدنی ↑

 

    1. صادقی، زهرا (۱۳۹۰)، انواع قرابت در حقوق مدنی ایران، ماهنامه دادگستر، شماره ۴۳،ص۲۶ ↑

 

    1. همان،ص۲۷ ↑

 

    1. ماده ۱۲۰۶ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۹۹ همان قانون ↑

 

    1. ماده ۱۱۷۶ قانون مدنی ↑

 

    1. رنگرز جدی،عباسعلی،پایان نامه بررسی تطبیقی انواع قرابت در حقوق ایران و فرانسه ،دانشگاه آزاد اهواز،سال ۱۳۸۸،ص۶۲ ↑

 

    1. همان،ص۶۳ ↑

 

    1. ماده ۱۱۷۹ همان قانون ↑

 

    1. قانون مدنی فرانسه ماده ۳۷۵-۳۷۷ ↑

 

    1. ماده ۱۱۷۷ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۷۱ همان قانون ↑

 

    1. رضوی، رؤیا (۱۳۹۰)، پایان‌نامه «مطالعه تطبیقی قرابت در فقه و حقوق ایران، دانشگاه تبریز،ص۶۶ ↑

 

    1. ماده ۱۱۷۰ قانون مدنی ↑

 

    1. همان،ص۶۷ ↑

 

    1. کریمیان،محمد حسین،پایان نامه حقوق ناشی از قرابت،دانشگاه آزاد واحد تهران شمال،سال ۱۳۹۰،،ص۷۸ ↑

 

    1. همان،ص۷۹ ↑

 

    1. رحمانی، یوسف، قرابت در حقوق اسلام، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۶۶ سال ۱۳۸۳،ص۲۷ ↑

 

    1. . کلیا ت حقوق اسلامی، محمد عبده بروجردی،چاپ تهران ، ۱۳۴۹،ص۱۲۱ ↑

 

    1. رضاییان،محمد جواد، بررسی فقهی و حقوقی انواع قرابت، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ،شماره ۴۵،۱۳۸۸،ص۳۳ ↑

 

    1. رضایی منش، مهناز (۱۳۸۶)، حقوق ناشی از قرابت، تهران: نشر خرسندی، چاپ اول،ص۸۳ ↑

 

    1. ماده ۱۱۸۲ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۸۵ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۹۳ قانون مدنی ↑

 

    1. صادقی، زهرا (۱۳۹۰)، انواع قرابت در حقوق مدنی ایران، ماهنامه دادگستر، شماره ۴۳،ص۳۰ ↑

 

    1. ماده ۱۱۸۸ قانون مدنی ↑

 

    1. رنگرز جدی،عباسعلی،پایان نامه بررسی تطبیقی انواع قرابت در حقوق ایران و فرانسه ،دانشگاه آزاد اهواز،سال ۱۳۸۸،ص۵۶ ↑

 

    1. ماده ۱۱۹۰ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۹۲ قانون مدنی ↑

 

    1. ماده ۱۱۹۴ قانون مدنی ↑

 

    1. همان،ص۵۷ ↑

 

    1. ماده ۱۱۸۷ قانون مدنی ↑

 

    1. رضوی، رؤیا (۱۳۹۰)، پایان‌نامه «مطالعه تطبیقی قرابت در فقه و حقوق ایران، دانشگاه تبریز،ص۸۹ ↑

 

    1. همان،ص۹۰ ↑

 

    1. . حقوق تعهدات، ج اول کلیات حقوق تعهدات؛جلد ۱ ؛صفحه ۱۴۵ ↑

 

    1. کریمیان،محمد حسین،پایان نامه حقوق ناشی از قرابت،دانشگاه آزاد واحد تهران شمال،سال ۱۳۹۰،ص۴۴ ↑

 

    1. ناصر کاتوزیان،حقوق خانواده(۱۳۵۷)، دانشگاه تهران، ص۱۵۸٫ ↑

 

    1. . طلاق، آیه ۶٫ ↑

 

    1. . بقره، آیه۲۴۲٫ ↑

 

    1. . حرّعاملی، وسایل الشیعه،ج۱۵، کتاب ا­لنکاح، ابواب النفقات،باب۶، ص۲۳۰،ج۲٫ ↑

 

    1. .همان، باب۲۱، ص۲۵۱،ج۲٫ ↑

 

    1. . همان، ج۱، ش۱۳و۱۰۷و۱۱۶٫ ↑

 

    1. .جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق،چ۲۵، ش۱۴۲۱، ص۱۷۸٫ ↑

 

    1. انصاری، مجتبی، مقاله حقوق زن و مرد در قانون جدید حمایت خانواده، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۶۶ سال ۱۳۹۳ – ↑

 

    1. . ناصر کاتوزیان،حقوق خانواده،ج۱،ش۱۲۷٫ ↑

 

    1. . محقق، شرائع الاسلام، ج۲، ص۳۴۷٫ ↑

 

    1. . میرزای قمی، جامع الشتات، ص۴۱۲٫ ↑

 

    1. . سید ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ص۳۹۳٫ ↑

 

    1. . محقق داماد، حقوق خانواده، ص ۲۹۰٫ ↑

 

    1. . شرح لمعه، باب نفقات،ج۲، ص۱۲۲ به بعد. ↑

 

    1. . وسایل رفاه و آسایش. ↑

 

    1. نوروند، عصمت۱۳۸۸، نظام دادرسیِ دعاویِ خانوادگی، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه پردیس،ص۴۹ قم، – ↑

 

    1. .شیخ طوسی، مبسوط، ج۵، ص۲۱۱٫ ↑

 

    1. .حرّعاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵،کتاب­ا­لنکاح، ابواب النفقات، باب۷، ص۴۳۱،ح۴٫ ↑

 

    1. . جعفری لنگرودی،حقوق خانواده، ص۱۷۵٫ ↑

 

    1. . طلاق، آیه ۶٫ ↑

 

    1. .به زنی اطلاق می­ شود که به عقد منقطع­، ­به نکاح مردی درآمده و از او حامل شده و پس از انقضا و یا بذل مدت، در عده به سر می­برد. ↑

 

    1. . رأی پرونده­ی شماره­ی۳۹/۱شعبه­ی ۲۷ دادگاه خانواده­ی شهرستان تهران. ↑

 

    1. . محقق داماد،حقوق خانواده، ص۲۹۷٫ ↑

 

    1. . ترجمه­ی شرایع، چاپ دانشگاه تهران،ج۲،ص۷۱۵به بعد. ↑

 

    1. . همان، ص۲۹۹٫ ↑

 

    1. . همان، ص۲۹۹٫ ↑

 

    1. . ماده ۲۹۴ قانون مدنی. ↑

 

    1. . ماده­ی۳۰۰ قانون مدنی. ↑

 

    1. جعفری لنگرودی، حقوق خانواده، صص۱۸۴و۱۸۵٫ ↑

 

    1. عباسی، محسن(۱۳۹۲)، «تحلیل قانون جدید حمایت خانواده»، ماهنامه دادگستر، شماره ۴۳،ص۷۷ – ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:54:00 ب.ظ ]




 

همچنین در نظام راهبری شرکتی، فرهنگ ‌پاسخ‌گویی‌، امانتداری در شرکت‌ها تقویت ومدیران خود را در مقابل سهام‌داران ملتزم ‌و مسئول می‌بیند. در این سیستم تقسیم سود به عنوان یک منفعت موهوم منتفی بوده وبا توجه به پراکندگی سهام و تعداد بی شمار سهام‌داران از تمامی صاحبان سهام به طور یکسان و بدون هر گونه تبعیض حمایت گردیده و شفافیت[۸] وافشا [۹] درست وبموقع اطلاعات خصوصأ اطلاعات مربوط به معاملات مهم و صورت‌های مالی حسابرسی شده اعم از ترازنامه، حساب سودوزیان وعملکرد سالیانه مدیران و دیگر موارد مهم بایستی برای سهام‌داران بدرستی افشا و شفاف سازی شود تا جلوی سفته بازی، دستکاری در سود و نهایتأ عواملی که ممکن است موجد فساد اداری شود گرفته شود (www.bitpipe.com/tlist/corporate governance).

 

درنهایت نظام راهبری شرکتی با اهداف مذبور به دنبال سازماندهی و بازسازی داخلی شرکت‌ها و نیز اصلاح و تعدیل ساختار قدرت در شرکت‌ها و نیز اصلاح و تعدیل ساختار قدرت در شرکت‌ها بوده و به مسائلی از قبیل ساختار مالکیت شرکت و روابط متقابل میان مدیران، سهام‌داران وسایر ذینفعان توجه دارد (Hopt,1998,p.38).

 

۲-۴- مبانی نظری حاکمیت شرکتی

 

حاکمیت شرکتی مجموعه مکانیزم های هدایت و کنترل شرکت هاست. نظام حاکمیت شرکتی توزیع حقوق و مسئولیت های ذینفعان مختلف شرکت ها اعم از مدیران، کارکنان، سهام‌داران و سایر شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که از فعالیت های شرکت تأثیر پذیرفته و بر آن اثر می‌گذارند، مشخص می‌کند. این نظام که قوانین و رویه هایی جهت تعیین فرآیندهای تصمیم گیری در شرکت اعم از هدفگذاری، تعیین ابزارهای رسیدن به اهداف و طراحی سیستم های کنترلی را معین می‌کند، با راه هایی که تأمین کنندگان منابع مالی جهت اطمینان از بازگشت سرمایه شان به کار می بندند، ارتباط تنگاتنگی دارد. نظام حاکمیت شرکتی مجموعه دستورالعمل ها، ساختارها، فرآیندها و هنجارهای فرهنگی است که شرکت ها با رعایت آن ها به اهداف شفافیت در فرآیندهای کاری، ‌پاسخ‌گویی‌ در مقابل ذینفعان و رعایت حقوق ایشان دست خواهند یافت . مکانیسم های حاکمیت شرکتی باعث کم شدن مشکلات نمایندگی در شرکت ها می شود.کیفیت این مکانیسم ها امری نسبی بوده و از شرکتی به شرکت دیگر متفاوت است. کیفیت حاکمیت شرکتی فرض می شود که در تمام مراحل ایجاد ارزش در شرکت وجود داشته است (Charles,2007 ). سازوکارهای حاکمیت شرکتی ‌بر اطلاعات افشا شده توسط شرکت برای سهام‌داران آن اثرمی گذارند واحتمال عدم افشای کامل و مطلوب اطلاعات و افشای اطلاعات کم اعتبار را کاهش می‌دهند(Kanagaretnam Kiridaran-2007). پژوهش‌ها نشان می‌دهد در صورت وجود نظارت مؤثرتر هیئت مدیره برمدیریت، کیفیت ‌و کفایت اطلاعات منتشر شده توسط مدیریت افزایش می‌یابد(Karamanou Irene,2005).

 

۲-۴-۱- نظریه نمایندگی

 

با جدایی مالکیت از مدیریت شرکت‌ها،این امکان به وجود می‌آید که مدیران تصمیم هایی اتخاذ نمایند که در راستای منافع خود ومغایر با منافع سهام داران باشد.(جنسن ومک لینگ۱۹۷۶)تضاد منافع که از آن به عنوان”مسئله نمایندگی” تعبیر می‌شود، ناشی از دو علت عمده است: اول اینکه هر یک از صاحب نفع های شرکت‌های سهامی عام ترجیهات متفاوتی دارندودیگر این که هیچ کدام اطلاعات کاملی ‌در مورد، اقدام ها،دانش و ترجیحات دیگری ندارند.(برل ومینز،۱۹۳۲)

 

تئوری نمایندگی ‌به این موضوع اشاره دارد که بخشی از عملیات شرکت ها به روابط نمایندگی بین سهام‌داران و مدیران مربوط می شود . در واقع جدایی مالکیت سهام و کنترل مدیریت بر عملیات شرکت می‌تواند به تضاد منافع منجر شود و هزینه های نمایندگی ناشی از این تضاد منافع بین مدیران و سهام‌داران به وجود آید بدون این مسئله نمایندگی ، کیفیت گزارشگری هیچ مسئله خاصی نخوا هد داشت چون مدیران هیچگونه انگیزه ای برای تحریف گزارشات مالی یا مخفی نگه داشتن اطلاعات ندارند. حاکمیت شرکتی یکی از ساز و کارهای کاهش مسئله نمایندگی است . مکانیزم های حاکمیت شرکتی می‌تواند فرصت‌های مدیریت سود را کاهش و در نتیجه کیفیت سود را افزایش دهد.

 

رابطه نمایندگی عبارت است از نوعی قرار داد که طبق آن یک یا چند نفر (مالک یا مالکین) شخص دیگری )نماینده یا مدیر) را مامور به اجرای عملیاتی می‌کنند و در این راستا اختیار اتخاذ برخی تصمیمات را نیز به وی تفویض می کند (۱۹۸۶،Jensen) . با برقراری رابطه نمایندگی هر یک از طرفین رابطه به دنبال حداکثر کردن منافع شخصی خویش می‌باشند. از آنجا که تابع مطلوبیت مدیران با مالکان یکسان نیست، بین آن ها تضاد منافع وجود دارد. به دلیل وجود تضاد منافع، مدیران لزوماًً در پی کسب حداکثر منافع برای مالک (مالکان) خواهند بود. مشکل نمایندگی عبارت است، از ترغیب نماینده به اتخاذ تصمیماتی که موجب حداکثر شدن رفاه مالک (مالکان) گردد (نوروش و همکاران، ۱۳۸۸).

 

با شکل گیری رابطه نمایندگی، به واسطه تضاد منافع بین طرفین، هزینه های نمایندگی ایجاد می‌گردد. هزینه های نمایندگی اثر معکوسی بر ارزش شرکت دارد، یعنی اگر بازار انتظار وقوع چنین هزینه هایی را داشته باشد، ارزش شرکت کاهش خواهد یافت.

 

جنسن و مک لینگ (۱۹۷۶) ، این هزینه ها را به صورت مجموع موارد زیر برشمرده اند:

 

۱- هزینه های نظارت (کنترل) مدیر توسط مالک

 

این هزینه ها شامل تلاش‌هایی است، که از سوی مالکان در راستای کنترل رفتار نماینده و از طریق محدودیت در بودجه، طرح های پاداش، استفاده از خدمات حسابرس مستقل، برنامه های اختیار خرید سهام، هزینه اخراج مدیران و … انجام می‌گیرد.

 

۲- هزینه های التزام

 

هزینه های مربوط به ساختار سازمانی به گونه ای که بتوان رفتار نامطلوب مدیریت را محدود کرد.

 

۳- زیان باقیمانده

 

زیان باقیمانده تفاوت بین عملیات واقعی مدیر و عملیات مورد انتظار وی می‌باشد، که مربوط به دنبال کردن منافع شخصی است.

 

۲-۴-۲- نظریه نمایندگی در نظام راهبری شرکتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:25:00 ب.ظ ]




 

۲-ملاک و مبنای اعمال تعزیر

 

در نظام جزایی اسلام اجرا و اعمال هر یک از مجازات های شرعی بر مبنا و ملاک خاصی استوار است که با ارتکاب آن، مجازات مقدر درخصوص مرتکب یا مرتکبان اجرا می شود. در مباحث زیر مبنا و ملاک تعزیر را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

۱-۲ ارتکاب معصیت

 

با تفحص در نظریه های فقهای مذاهب خمسه این چنین به دست می ‌آید که از نظر ایشان ملاک و مبنا یا به عبارت دیگر موجب اعمال مجازات تعزیری ارتکاب معصیتی است که برای آن حد و کفاره مقدر نشده باشد. فقط یک فرق کوچک در این نظریه بین علمای امامیه و اهل سنت وجود دارد و این است که فقهای امامیه کفاره را جز تعزیر می دانند و تعزیر را فقط در معصیتی که حد بر آن مشخص نشده واجب می دانند بدون ذکر قید کفاره ولی فقهای عامه علاوه بر قید حد، قید کفاره را نیز اضافه می‌کنند و کفاره را جز تعزیرها نمی دانند.[۹۳]

 

۲-۲ ارتکاب رفتار مفسده آمیز

 

دومین ملاک تعزیر، ارتکاب رفتار مفسده آمیز و خلاف نظام های حکومتی و اجتماعی است. شیخ بهایی در کتاب جامع عباسی می فرماید: تعزیر تابع مفسده است هرچند آن عمل معصیت نباشد. ممکن است گفته شود مجازاتی که درخصوص حفظ مصالح عموم اعمال می شود، عنوان حد و تعزیر ندارد زیرا حد و تعزیر عقوبت هایی هستند که نص شرعی درخصوص آن ها وجود دارد. ‌در مورد مرتکبان معاصی اجرا می شود و مجازات های حکومتی خارج از حد و تعزیر است. اما قول محکم تر آن است که قایل شویم این مجازات ها نیز از باب تعزیر است. زیرا تعزیر تادیب و تنبیه و مجازاتی است که ‌در مورد هر آنچه سزاوار نیست ارتکاب یابد به اجرا گذاشته می شود. خواهان تخلف و سرپیچی از اوامر شرعی باشد یااز اوامر حکومت. و مشروعیت این نوع تعزیر ‌بر اساس مشروعیت حکم حکومتی است که ‌بر اساس حفظ مصالح صادر می شود و نیازی نیست برای اثبات مشروعیت آن دلیل دیگری اقامه شود و هر کس اندک تاملی در این امر کند، به مشروعیت آن وقوف می‌یابد زیرا واضح است که قایل شدن به مشروعیت این اصل بدون لحاظ ولایت برای حکومت معنا ندارد و از مصادیق این ولایت حفظ نظام عادل و حفظ مصالح عمومی است.[۹۴]

 

از بیان مطالب مذکور به خوبی مشخص می‌گردد که در مذاهب خمسه مبنا و ملاک اعمال تعزیرها دو چیز است: ۱- ارتکاب معصیت؛ ۲- ارتکاب رفتار مفسده آمیز و خلاف نظامات حکومتی و اجتماعی.

 

۳-فلسفه تعزیر

 

از آنجا که احکام الهی در انسان ها گاه تاثیرگذار نیست، مگر آن ها که عنایات پروردگار شامل حالشان شود، و فطرتی پاک و سالم داشته باشند، بدین جهت نیاز به تشویق و تخویف، یا تبشیر و انذار دارد تا انگیزه مردم را برای عمل به آن تقویت نموده، آن ها را به عمل به آن فراخواند. و با توجه ‌به این که تشویق و مجازات های دنیوی برای کسانی که از قانون تجاوز کنند، و آن را نادیده بگیرند، باقی نمی ماند، و این، همان چیزی است که در اصطلاح حقوقدان ها «ضمانت اجرا» نامیده شده است.[۹۵]

 

توضیح اینکه: وضع و جعل قوانین و مقررات یک مرحله است، و اجرای آن در بین مردم مطلب دیگری است. آنچه که ضامن اجرای قوانین در بین گروهی از مردم است، همان مجازات ها و عقوبت های پیش‌بینی شده برای متخلفان می‌باشد. حقوقدان ها، ضمانت اجرایی را از شرایط اصلی و از ارکان قانون می شمرند، به گونه ای که قانون بدون پشتوانه ضمانت اجرا را نوعی نصیحت و حکم اخلاقی می دانند. البته در قوانین بشری، ضمانت اجرا منحصر به کیفرهای دنیوی است، در حالی که گستره آن در ادیان الهی و مکاتب آسمانی، بسیار وسیع می‌باشد، چرا که ایمان به غیب، اعتقاد به دادگاه قیامت و نیروی بازدارنده قوی تقوی، و پاداش ها و مجازات های جهان آخرت، مانند آن، از اهرم های قوی و مستحکم اجرای قوانین دینی محسوب می شود. بدین جهت در قشرهای مذهبی که ایمان به احکام الهی و اسلامی دارند، کمتر شاهد غصب حقوق مردم، و تعدی و تجاوز به حریم دیگران هستیم، هرچند مجازاتی در کار نباشد، ولی با این حال، شارع اسلام از ضمانت اجرایی دنیوی نیز غفلت نکرده و حدود و تعزیرات را به همین هدف، در کنار ضمانت اجرایی معنوی قرار داده است، و لذا در روایات متعدد می خوانیم:

 

«ان الله قد جعل لکل شیء حداً و جعل علی من تجاوز ذلک الحدّ حدا»؛ خداوند متعال برای هر چیزی قانونی تعیین نموده، و برای هر کسی که از قانون تجاوز کند، مجازاتی در نظر گرفته است.

 

‌بنابرین‏، اگر برای کسانی که حرمت قوانین را نگه نمی دارند، و آلوده گناه می‌شوند، مجازاتی وجود نداشته باشد، قوانین پشتوانه اجرایی نخواهد داشت، خلاصه اینکه فلسفه حدود و تعزیرات همان ضمانت اجرایی احکام الهی است، و از این مطلب، بطلان عقیده کسانی که معتقدند حدود و تعزیرات در عصر غیبت امام عصر (عج) باید تعطیل شود، روشن می‌گردد، چرا که لازمه این سخن بروز هرج و مرج و مفاسد گوناگون در جامعه اسلامی است؛ چیزی که به طور قطع خداوند متعال راضی به به نخواهد بود.[۹۶]

 

۴-اهداف تعزیر

 

در نظام جزایی زمانی که صحبت از اجرای نوع خاصی از مجازات به میان می‌آید، بدون شک اهداف و خواسته های عمل موردنظر می‌باشد. این اهداف در عصر و زمانی دچار تغییرات و دگرگونی شده، چنانچه زمانی مجازات ها جنبه اخلاقی و زمانی جنبه ارعابی و گاهی نیز هدف مجازات اصلاح و تربیت مرتکب بوده است. به طور کلی اهداف مجازات از نظر قرآن مجید، اصلاح مرتکبین، ارعاب دیگران، جلوگیری و پیشگیری از ارتکاب جرم می‌باشد.[۹۷]

 

از نظر حقوقی اهداف مجازات ها را می توان در یک هدف عینی یعنی اصلاح و تربیت بزهکار و در نهایت پیشگیری از جرم به شکل خاص نسبت به مرتکبان وشرکا یا معاونان آن ها و به شکل عام نسبت به جامعه و یک هدف ذهنی یعنی اجرای عدالت خلاصه کرد:[۹۸]

 

۱-۴ هدف عینی مجازات (اصلاح و تربیت)

 

اعمال مجازات ها در کلیه جوامع فعلی، از سویی برای اصلاح و تربیت مرتکب و از سوی دیگر اصلاح جامعه می‌باشد. زیرا کوشش بر این است که مرتکب با تحمل کیفر، تادیب و اصلاح شود و باز اجتماعی شدن او تسهیل گردد. امروزه اکثر مجازات ها را زندان و جریمه تشکیل می‌دهد می توان گفت مجازات به تربیت و اصلاح مرتکب کمک می‌کند. هرچند زندان را مرکز اصلاح و بازاجتماعی شدن مجرم تلقی می‌کند ولی در عمل هنوز نمی توان چنین توقعی را از زندان ها داشت همچنین وقتی جامعه مواجه با مجازات مرتکبان می‌گردد وبه ارزیابی اعمال آن ها می پردازد، این مسئله خود در اصلاح جامعه و شناخت کاستی های آن تاثیر می‌گذارد و به علاوه به «پیشگیری از جرم» نسبت به مرتکب به شکل خاص و جامعه به شکل عام می‌ انجامد. این دیدگاه، مجازات را لااقل از جهت نظری فاقد جنبه انتقامی می شناسد و به فایده اجتماعی آن توجه دارد بی آنکه خصوصیات مجازات ها ‌را نادیده انگارد.[۹۹]

 

۲-۴ هدف ذهنی مجازات (اجرای عدالت)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:57:00 ب.ظ ]




 

یکی از مهمترین نکات در مدیریت ‌و بازاریابی خدمات مدیریت عرضه وتقاضای خدمات است . به همین دلیل در زمان تقاضای زیاد خدمات می توان از نیرو های نیمه وقت واستفاده از مشتریان برای انجام قسمتی از خدمت مانند سلف سرویس ویا پر کردن فرم های ورودی در فرود گاه ها ویا قبض بانک‌ها به عنوان راه چاره احتمالی استفاده کد.در این گونه موارد ممکن است سطح کیفیت خدمت کاهش ‌یابد که قابل قبول نیست و در زمان تقاضای محدود مدیران می کوشند با ایجاد محرک ها وانگیزه ها یی مانند تخفیف ویژه برای هتل ها و خدمات اضافی در مکان های ورزشی ‌و تفریحی و مکز های خرید همگانی باعث جذب مشتری وافزایش تقاضاشوند. (مجتهدی ۱۳۷۶ ،ص ۴۶)

 

 

 

شکل: ویژگی خاص خدمات (عبدالوند، ۱۳۸۱،ص۲۳)

 

-۲-۱۱- فرایند خرید خدمات (لاولاک، ۱۹۹۹، ۱۲۴):

 

مشتریان محصولات را می خرند تا نیازهای خاص خود را برآورند و نتایج خریدهای خود را بنا بر آنچه از ابتدا انتظار دریافت آن را داشتند ارزیابی می‌کنند. داشتن برخی اطلاعات درباره نیازهای مشتری می‌تواند به تامین کنندگان خدمات کمک کند تا درک کنند «چرا» و «چگونه» مشتریان نسبت به تحویل خدمات عکس العمل نشان می‌دهند نیازها عمیقاً در ضمیر ناخودآگاه مردم ریشه دارند و به طول مدت زندگی و حیات اشخاص مربوط می‌شوند.

 

هنگامی که مشتریان تصمیم می گیرند برای برآوردن یک نیاز ارضا نشده خدمتی را بخرند، باید در مقایسه با خرید یک کالا، فرایند خرید پیچیده تری را انجام دهند. مشخصات خدمت، نظیر نامحسوس بودن و تنوع به مشتری اجازه نمی دهد که پیشنهادهای مختلفی را قبل از خرید خدمت، بسهولت ارزیابی کند. اوضاع وقتی وخیم تر می‌گردد که مشتریان نتوانند کیفیت تجربیات خود را در طول مدت مصرف خدمات یا حتی بعد ‌از مصرف مشخص کنند. فرایند خرید برای مشتریان سه مرحله مجزا دارد: قبل از خرید، برخورد و بعد از خرید.(لاو لاک ، ۱۹۹۹ص۱۲۴)

 

 

 

فرایند خرید فعالیت مشتری در امر انتخاب ،استفاده و ارزیابی خدمات

 

۲-۱۱-۱- کنترول فرایند خدمات:

 

کنترل کیفیت خدمات را میتوان یک سیستم کنترول بازخوردی تلقی نمود . در یک سیستم بازخوردی بازده را با یک استاندارد مقایسه می‌کنند.هر گونه انحراف بر روی داده ها منعکس شده و سپس تعدیلات لازم به عمل می‌آید تا بازده را در یک طیف قابل تغییر حفظ کند.یک چرخه کنترل برای سیستم های خدماتی دشوار است. مشکلات با تعریف معیارهای ارزیابی عملکرد خدمات آغاز می شود. ماهیت ناملموس خدمات کار ارزیابی مستقیم را دشوار می‌سازد، اما انجام آن غیر ممکن نیست.

 

* نظارت بر عملکرد خدماتف به دلیل تولید و مصرف هم زمان خدمات، بسیار دشوار است. این ارتباط تنگاتنگ بین مشتری و عرضه کننده خدمات مانع از اعمال هر گونه دخالت مستقیم در فرایند خدمات به منظور بررسی و مشاهده هماهنگی با الزامات می شود. در نتیجه، از آن ها خواسته شود تا با پاسخ به پرسش‌های ، نظرات خود را در باره کیفیت خدمات بیان کنند.کنترل فرایند خدمات

 

* کنترل کیفیت خدمات را می توان یک سیستم کنترل بازخورد تلقی نمود. در یک سیستم بازخورد، بازده را با یک استاندارد مقایسه می‌کنند. هر گونه انحراف از این استاندارد به ورودی (داده) منعکس می شود و سپس تعدیلات لازم به عمل می‌آید تا بازده را در یک طیف قابل تغییر حفظ کند. (فیتزسیمونز، ۱۳۲، ص۹۰)

 

 

 

شکل کنترل فرایند خدمات (فیتزسیمونز، ۱۳۲، ص۹۰)

 

۲-۱۱-۲- تضمین غیر مشروط خدمات

 

یک تضمین خدمات از جاذبه های بازاریابی مشخص برخوردار است. اما مهم تر از آن، تضمین خدمات می‌تواند معنای خدمات در یک صنعت را از طریق تعیین استانداردهای کیفی، مجدداً تعریف کند.تعیین استانداردهای مشخص، یک تضمین خدمات خاص و مشخص برای مشتری، هم چنین استانداردهای مشخصی را برای سازمان تعیین می‌کند. تضمین شرکت فدرال اکسپرس مبنی بر تحویل (بسته تا ۱۰:۳۰ صبح) مسئولیت های تمام کارکنانش را تعریف و مشخص می‌کند.

 

کریستوفر هارت : تصمین خدمات ۵ ویژگی دارد :

 

۱- غیر مشروط است . رضایت مشتری غیر مشروط است و استثنایی وجود ندارد .مثل پس گرفتن اجناس مرجوعی بدون سئوال !

 

۲- به اسانی می توان متن آن را درک کرد و برای دیگران آن را تعریف کرد . مشتریان باید بدانند که یک تضمین خدمات باید دقیقا چه چیزی را انتظار داشته باشند . اگر نتوانیم ظرف ۱۵ دقیقه غذای شما را تحویل دهیم یک غذای مجانی تحویل خواهید گرفت .

 

۳-قابل توجه است . تضمین باید از حیث مالی و نوع خدمات برای مشتری اهمیت داشته باشد .

 

۴-به اسانی قابل استفاده باشد و مشتری برای استفاده از آن مجبور نباشد فرمهای متعددی را پر کند .

 

۵-به آسانی بتواند آن ها را وصول کرد .

 

یک تضمین خدمات می‌تواند معنای خدمات را در یک صنعت از طریق استانداردهای کیفی مجددا تعریف کند .

 

یک تضمین خدمات به طرق زیر می‌تواند باعث افزایش اثربخشی سازمان شود .

 

۱- تمرکز بروی مشتری : یک تضمین شرکت را وادار می‌سازد انتظارات مشتریان خود را شناسایی کند .

 

۲- تعیین استانداردهای مشخص : تایپ

 

۳- بازخود تضمین ها: مشتریان که از این تضمینها استفاده می‌کنند اطلاعات مفیدی ارائه می‌کنند که می‌تواند برای ارزیابی کیفیت تضمین ها مورد استفاده قرار گیرد .

 

۴- افزایش درک سیستم تحویل خدمات: قبل از طراحی و ساخت یک تضمین مدیران باید نقاط ناکامی محتمل را در سیستم خود شناسایی کنند و آن را محدود کرده و تحت کنترل خود در آورند .

 

۵- جلب وفاداری مشتریان : یک تضمین ریسک مشتری را کاهش داده و انتظاراتش را شفاف کرده و با حفظ مشتریان ناراضی سهم بازار خود را حفظ و تقویت می‌کند . (هارت،۱۹۸۸،ص۵۴،۶۲)

 

    1. servqual ↑

 

    1. – Customer Focus ↑

 

    1. -Leadership ↑

 

    1. -Involvement of people ↑

 

    1. – Process approach ↑

 

    1. – System approach to management ↑

 

    1. – Continual improvement ↑

 

    1. – Factual approach to decision making ↑

 

    1. – Mutually beneficial supplier relationships ↑

 

    1. – Create constancy of purpose for improvement of product and service ↑

 

    1. – Adopt the new philosophy ↑

 

    1. – Quality is the new philosophy ↑

 

    1. – Cease dependence on mass inspection ↑

 

    1. – End the practice of awarding business on price tag alone ↑

 

    1. – The aim is to minimise total cost, not merely initial cost ↑

 

    1. – Constantly and forever improve the system of production and service ↑

 

    1. – ‌PDCA ↑

 

    1. – ‌PLAN ↑

 

    1. – DO ↑

 

    1. – CHECK ↑

 

    1. – ACTION ↑

 

    1. – Institute modern methods of training on the job ↑

 

    1. – Institute modern methods of supervision ↑

 

    1. – Drive out fear ↑

 

    1. -remember,people don’t resist change, they resist being changed! ↑

 

    1. – Break down barriers between staff areas ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:28:00 ب.ظ ]




 

__________________________________

 

۲۶-Turk anayasa hukuk derslaeri-Dr.Kemal Gozler-2009-ekin kitab evi-istanbul

 

اما پس از گذر تاریخی و شکل گیری اولیه کمیته نظارت برای اولین بار نهاد دادرسی اساسی به شکل و سیاق کنونی در سال ۱۹۶۱ در قانون اساسی جمهوری ترکیه پیش‌بینی گردید و اولین تغییرات ‌در مورد دادگاه قانون اساسی در اصلاحات سال ۱۹۸۲ میلادی قانون اساسی شکل گرفت.

 

البته در ۲۷ / may 1960 نظامیان که بر سر قدرت آمدند و برای آنکه ژست دموکراتیک به خود بگیرند در سال ۱۹۶۲ این نهاد دادرسی اساسی را پیش‌بینی نمودند و هدف اساسی برای آن را صیانت از اصل کمال‌ایسم و اصول لائیک مصرح در قانون اساسی برشمردند.

 

مطابق ماده ۱۴۶ ق. ا. ج ترکیه، دادگاه قانون اساسی از ۱۱ عضو اصلی و۴ عضو علی البدل تشکیل می‌گردد که این اعضا بدین ترتیب انتخاب یا منصوب می‌گردند که رئیس جمهور ۲ نفر عضو علی از منصوب می‌کند و ۲ نفر عضو علی البدل را،‌رئیس دیوانعالی اداری دو نفر عضو اصلی و یک نفر عضو علی البدل، دادستان عالی نظامی یک نفر عضو اصلی، وزارت عالی علوم یک نفر عضو اصلی‌،‌و اتحادیه کانونهای وکلاء ۳ عضو اصلی و یک عضو علی البدل را انتخاب و منصوب می‌نمایند و نهایتاً دادگاه عالی اداری و دادگاه نظامی هر یک،‌یک عضو اصلی را انتخاب می نمایند.

 

اعضاء دادگاه قانون اساسی جمهوری ترکیه تا پایان سن ۶۵ سالگی بر اساس ماده ۱۴۷ قانون اساسی می‌توانند به خدمت در این نهاد دادرسی اساسی بپردازند.

 

همان گونه که می‌بینید ساختار شکلی عضویت اعضا دادگاه قانون اساسی به شکلی می‌باشد که از ارکان اجرایی و قضائی کشور دارای عضو در دادگاه قانون اساسی است تا تمام کنترل حقوقی و نظارت قانونی بهتر صورت پذیرد و هم با وجود اعضاء اجرائی، مصائب و مشکلات اجرائی موازین نیز بهتر دیده شود، هر چند که به نظر نگارنده چیدمان شخصیت‌ها و نهادهای منصوب کننده اعضا دادگاه قانون اساسی چندان جالب به نظر نمی‌رسند.

 

زیرا که استقلال رأی‌ اعضا می‌تواند مورد خدشه قرار گیرد و به نظر می‌رسد که انتخاب دموکراتیک‌تر بصورتی که در اصلاحات ماده ۱۴۷ ق. اساسی ج ترکیه در سال ۲۰۱۰ به رفراندوم گذارده شد دوره انتصاب هر عضو را یک دوره صرفا قرار داده که این مهم می‌تواند تا حدی از تعلقات انتصابی به عضو کم نماید و با اصلاح انجام شده در ماده ۱۴۸ ق. ا. ج ترکیه اعضا را از مشاغل اجرایی دولتی و حتی خصوصی منع نموده است که شرح این مطالب در آینده به تفصیل خواهد گذشت.

 

بخش سوم: ساختار و تشکیلات شورای نگهبان و دادگاه قانون اساسی ترکیه

 

شورای نگهبان در نظام جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم‏ترین نهادهای حکومتی به شمار می ­آید.

 

این نهاد شباهت زیادی با بعضی از نهادهای حافظ قانون اساسی در تعدادی ‌از کشورها دارد. در قوانین اساسی برخی کشورها نیز نهادهایی به نام «دادگاه قانون اساسی»، « شورای قانون اساسی»، «دیوان قانون اساسی» و نظایر آن پیش‌بینی شده است که با وجود برخی تفاوت­ها، از حیث ساختار و نوع مسئولیت ­ها با یکدیگرشباهت های فراوانی دارند.

 

شورای نگهبان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارای جایگاه ویژه‌ای است، به گونه ­ای که نبودن آن در کنار مجلس قانون‌گذاری، موجب عدم اعتبار مجلس می‏ شود.

 

شورای نگهبان وظیفه دارد تمام مصوباتِ مجلس را از حیث عدم مغایرت با موازین اسلامی و قانون اساسی بررسی کرده تا در صورت عدم مغایرت، مصوبه مجلس، صورت قانونی به خود گیرد.

 

علاوه ‏بر این نقش برجسته، شورای نگهبان مأموریت نظارت بر انتخابات را داشته و مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی نیز به شمار می ‏آید. از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران استفاده می­ شود که علت اصلی پیش­­بینی نهاد شورای نگهبان، دو مسئله حراست و نگهبانی از احکام اسلام» و صیانت از «قانون اساسی» بوده است؛ به همین دلیل از این نهاد به شورای «نگهبان» تعبیر شده است. اصل ۹۱ قانون اساسی در عبارتی کوتاه و گویا ‌به این مطلب اشاره ‌کرده‌است. در قسمتی از این اصل آمده است:

 

به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آن ها، شورایی به نام شورای نگهبان … تشکیل می­ شود.

 

پیش ­بینی مسئله «نظارت بر قانون­گذاری» در حقوق ایران، موضوع جدیدی نیست،بلکه ‌می‌توان گفت که از نظر قدمت، همزاد تدوین اولین قانون اساسی و تولد نهاد قانون­گذاری در ایران است. اصل ۲ متمم قانون اساسی مشروطه در راستای اطمینان از شرعی بودن کلیه مصوبات مجلس شورای ملی چنین مقرر کرده بود:

 

«مجلس مقدس شورای ملی که به توجه و تأیید حضرت امام عصر عجل­الله­فرجه و بذل مرحمت اعلی­حضرت شاهنشاه اسلام خلّدالله­سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثر‌الله­امثالهم و عامّه ملت ایران تأسیس شده است، باید در هیچ عصری از اعصار، مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلّی‌الله­علیه­وآله­وسلّم نداشته باشد و معیّن است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام ادام‌الله­برکات­وجودهم بوده وهست؛»[۲۷]لهذا رسماً مقرّر است در هر عصری از اعصار، هیئتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطّلع از مقتضیات زمان هم باشند، ‌به این طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسلام، بیست نفر از علماء که دارای صفات مذکوره باشند معرفی به مجلس شورای ملی بنمایند؛ پنج نفر از آن‌ ها را یا بیشتر به مقتضای عصر، اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا به حکم قرعه تعیین نموده، به سِمَت عضویت بشناسند تا موادی که در مجلسین عنوان می­ شود به دقت مذاکره و غوررِسی نموده، هر یک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح و رد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیئت علما در این باب، مُطاع و متّبع خواهد بود و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجت عصر عجل‌الله­فرجه تغییرپذیر نخواهد بود.

 

بدین ترتیب ‌می‌توان گفت اصل مذبور در قانون اساسی مشروطه، که در ادبیات حقوقی و سیاسی به اصل «طراز» معروف است، جلوه­ای ناقص از شکل تکامل­یافتهنهاد شورای نگهبان» بوده است.

 

نوع وظایف و اختیارات شورای نگهبان و اهمیت آن موجب شده است که این نهاد در زمره نهادهای بسیار مهم نظام جمهوری اسلامی ایران در آید.

 

در این نوشتار به اختصار وظایف و ساختار شورای نگهبان را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.

 

طبق اصل ۹۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی شورای نگهبان دارای دوازده عضو می‌باشد که شش نفر آن فقیه عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسایل روز می‌باشند که از سوی رهبری منصوب می‌شوند. و شش نفر حقوقدان نیز که متخصص رشته‌های مختلف حقوقی می‌باشند از میان افراد مسلمان و متدین به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه و تصویب مجلس شورای اسلامی انتخاب می‌گردند که منتخب باید حائز اکثریت باشد تا به عضویت شورای نگهبان پذیرفته شود.

 

اعضای شورای نگهبان برای شش سال منصوب و انتخاب می‌گردند که نیمی از اعضای هر دوره پس از سه سال به قید قرعه تغییر می‌یابند.

 

‌بر اساس آئین نامه‌داخلی شورای نگهبان برای اداره جلسات خود دارای یک دبیر، یک قائم مقام و یک سخنگو خواهد داشت که از میان اعضا برای مدت یکسال انتخاب می‌گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:59:00 ب.ظ ]




 

پس مقصود این بوده است که محاکم و مراجع قضایی مانند ادارات، در دعاوی که موضوع و خواسته آن رسیدگی به اعتبار مفاد و مندرجات سند ثبت نشده نمی‌باشد، محاکم در مقام رسیدگی به آن نیستند، نمی‌توانند سند ثبت نشده را بپذیرند و مفاد آن را صحیح و معتبر تلقی کنند .

 

یک سند رسمی معامله غیرمنقول از آن جهت به محض ارائه، وقوع معامله غیرمنقول و مالکیت خریدار را اثبات می‌کند که مسئول دفتر اسناد رسمی، هویت متعاملین ( ماده ۵۰ ق.ث. ) و اجتماع شرایط صحت و اعتبار معامله نظیر اهلیت طرفین ( ماده ۵۷ ق.ث. ) و معلوم و معین بودن مورد عقد هر چند بر اساس اقرار طرفین و نیز مخالفت نداشتن با قوانین ( ماده ۶۰ ق.ث. ) را احراز می‌کند؛ اما یک سند عادی مربوط به فروش مال غیرمنقول که توسط طرفین متعاملین بدون دخالت یک مرجع رسمی تنظیم می‌شود، دادگاه با رسیدگی قضایی، وجود یا عدم شرایط مذکور و بالاخره اعتبار یا عدم آن را معلوم می‌کند.

 

‌به این ترتیب نویسندگان قانون ثبت صرفاً به سند ثبت نشده معامله غیرمنقول توجه نموده و هدف ایشان محدود کردن دلیل و آثار سند عادی بوده نه سلب اعتبار از معامله مال غیرمنقول مندرج در آن.

 

۳ـ ماده ۲۲ ق.ث مقرر می‌دارد : « دولت فقط کسی را به اسم او ثبت شده و یا کسی که ملک مذبور به او منتقل گردیده و انتقال آن در دفتر املاک به ثبت رسیده مالک خواهد شناخت ».

 

این ماده هرگز دلالت بر بطلان معامله­ای که در دفتر املاک به ثبت نرسیده، ندارد . زیرا همان طور که ‌در مورد ماده ۴۸ بیان شد، منظور این است که صرف ارائه یک سند عادی بر وقوع معامله، نمی‌تواند در ادارات دولتی مثبت مالکیت خریدار مذکور در سند عادی باشد، و مادام که این معامله و انتقال در دفتر املاک ثبت نشده است، منحصراًً شخصی که ملک به نام او در دفتر املاک ثبت شده است، مالک شناخته می‌شود، اما این امر دلالت بر این ندارد که با احراز وقوع معامله از نظر قضایی نتوان در دفتر املاک ملک مورد معامله را از نام فروشنده به نامه خریدار، انتقال داد.

 

مضافاً به اینکه، عبارت : « … کسی که ملک مذبور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر به ثبت رسیده …» که « ثبت انتقال ملک » را پی از « انتقال ملک »، ترسیم گرده است. یعنی انتقال مالکیت صورت گرفته است ولی این انتقال در دفتر املاک ثبت نشده است؛ لذا منطوق ماده فوق به روشنی دلالت بر انتقال قانونی پیش از ثبت این انتقال در دفتر املاک می‌باشد.

 

۴ـ نحوه تنظیم عبارات ماده ۷۲ و ماده ۹۳ ق.ث تلویحاً حکایت از اعتبار محدود سند عادی حاکی از وقوع معامله نسبت به اموال غیرمنقول دارد. ماده ۷۲ ق.ث می‌گوید: « کلیه معاملات راجع به اموال نسبت به اموال غیرمنقوله که بر طبق مقررات راجعه به ثبت املاک ثبت شده است نسبت به طرفین معامله و قائم مقام قانونی آن‌ ها و اشخاص ثالث دارای اعتبار کامل و رسمیت خواهد بود … ».

 

در این ماده قید « کامل » برای اعتبار معاملات ثبت شده اموال غیرمنقول ذکر گردیده است و اعتبار معامله نسبت به اشخاص ثالث نیز مورد توجه قرار گرفته است و این نوعی مفهوم مخالف وصف را دایر بر این که معامله ثبت نشده مال غیرمنقول دارای اعتباری غیر کامل می‌باشد، القاء می‌کند .

 

زیرا در غیر این صورت قید « کامل » زاید خواهد بود و نمی‌توان عمل لغو و بیهوده را به قانون‌گذار نسبت داد .

 

همچنین در ماده ۹۳ ق.ث. آمده است: « کلیه اسناد رسمی راجع به معاملات املاک ثبت شده مستقلاً و بدون مراجعه به محاکم لازم‌الاجرا است ».

 

کلمه « مستقلاً » و عبارت « بدون مراجعه به محاکم لازم‌الاجرا است »، مفهوم مخالفی را مبنی بر اینکه اسناد عادی مربوط به معاملات املاک ثبت نشده، به طور غیرمستقل و به کمک رأی قضایی، می‌تواند لازم‌الاجرا شود، به ذهن تداعی می‌کند .

 

۵ـ اطلاق ماده ۱۲۹۱ ق.م نیز دلالت بر این دارد که سند عادی مربوط به معامله مال غیرمنقول در صورتی که طرفی که سند علیه او اقامه شده است صدور آن را از منتسب الیه تصدیق می‌کند یا اعتبار سند عادی مذبور در دادگاه ثابت گردد، از اعتبار سند رسمی برخوردار می‌گردد.

 

شناختن اعتبار برای سند عادی در دو مورد مذکور در بالا، به معنی معتبر شناختن مندرجات آن و از جمله معامله دارای شرایط قانونی مندرج در آن است.

 

علاوه بر نظر برخی اساتید و نویسندگان حقوقی پیرامون اعتبار قرارداد عادی راجع به فروش مال غیرمنقول، بسیاری از محاکم اعتبار این نوع قراردادها را به رسمیت شناخته و دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی را پذیرفته و مطابق قرارداد عادی خوانده ( فروشنده ) را ملزم به تنظیم سند رسمی می‌نمایند .

 

از جمله شعبه ۴ دیوان عالی کشور در رأی شماره ۵۹۴ـ۱۹/۴/۲۷ چنین اظهارنظر می‌کند که : « … اگر خوانده اقرار به فروش ملک به خواهان در مقابل مبلغی کرده و تنظیم قباله رسمی را موکول به صدور تصدیق انحصار وراثت دانسته باشد، استدلال دادگاه بر بی حقی خواهان ( از نظر عدم تنظیم سند رسمی ) صحیح نخواهد بود ».

 

همچنین شعبه ۲۱ دیوان عالی کشور در رأی شماره ۹۵/۲۱ـ۱۵/۲/۷۲ می‌گوید: « … با توجه به نکات مندرج در قرارداد از قبیل فروشنده، خریدار، مبیع، بهاء مبیع و سیاق عبارات مستنبط از آن است که منظور و قصد طرفین بیع به مفهوم مصطلح در ماده ۳۳۸ ق.م. بوده است » .

 

حال، با توجه به بیان نظرات و دیدگاه‌های حقوق ‌دانان و امعان نظر نسبت به استدلال‌های مذکور در فوق، به نظر می‌رسد فروش اموال غیرمنقول بدون تنظیم سند رسمی معتبر و صحیح بوده و لذا تشریفات مربوط به تنظیم سند رسمی از حیث اثبات وقوع معامله و سندیت داشتن آن در نزد مراجع و ادارات دولتی می‌باشد نه اینکه بیع با تنظیم سند محقق شود.

 

در خصوص قراردادهای پیش فروش آپارتمان نیز بایستی بگوییم که تنظیم قرارداد عادی پیش فروش کافی برای انتقال و تحقق بیع خواهد بود و تنظیم سند رسمی معمولاً پس از ساخت و تحویل آپارتمان به خریدار و نیز پس از طی تشریفات قانونی و تهیه مقدمات از جمله تفکیک آپارتمان و پلاک ثبتی آن، اخذ پایان کار و مفاصا حساب مالیاتی و … صورت خواهد گرفت .

 

فصل چهارم

 

آثار تنظیم قرارداد پیش فروش ساختمان

 

گفتار اول : قرارداد نسبت به طرفین

 

از هر عقد الزام آور بودن آن برای اشخاصی است که آن را ایجاد کرده‌اند و هر شخص مسئول اعمال و کارهای خویش است .

 

لذا هرگاه اشخاص مبادرت به انعقاد قرارداد می‌نمایند و تعهدی را قبول می‌کنند در قبال آن مسئول‌اند. ماده ۲۱۹ قانون مدنی در این زمینه مقرر می‌دارد : « عقودی که بر طبق قانون واقع شده بین متعاملین و قائم مقام آن‌ ها لازم الاتباع است، مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به طریق قانونی فسخ شود » .

 

عقد زائیده اراده طرفین لذا، وقتی منعقد شد طرفین پایبند به مفاد آن می‌شوند و اگر یکی از طرفین از اجرای تعهدات خویش شانه خالی کند، طرف ممتنع را دادگاه اجبار به انجام تعهد می‌کند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:13:00 ب.ظ ]




 

پاسخ:به لحاظ جرم شناسی ،حجاب از ابعاد گوناگون دارای منطق معقوی است[۵۵]،برای مثال:از بعد روانی حجاب،موجب آسایش روانی ،سلامت روحی،حتی جسمی وجنسی در افراد می کرددو…،از بعد خانوادگی موجب استحکام بنیاد خانواده،تقویت روابط همسران،کاهش آمار خیانت وطلاق،و…،می‌گردد،از بعد اجتماعی باعث سلامت وپاکی اجتماع از انواع آلودگی ها وبیماری های اخلاقی،افزایش سطح کار وتلاش سازنده در جامعهو…،می کردداز بعد تکریم زن،بین زن ونامحرم حریم ایجاد کرده وخط قرمزهایی را برای بیگانگان ترسیم می‌کند و در نتیجه دسترسیس نا محرمان را به زن مشکل وحتی ناممکن می‌سازد وبه حکم عقل ،هرچیزی که دسترسی به آن مشکل ویا ناممکن باشد گرانبها ‌و ارزشمند می شود.

 

۲)محدود شدن آزادی زن با حفظ حجاب

 

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته‏اند این است که موجب سلب حق آزادی که‏ یک حق طبیعی بشری است می‏ گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می ‏رود . احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است . هر انسانی شریف و آزاد است ، مرد باشد یا زن . مجبور ساختن زن به اینکه حجاب‏ داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است‏. عزت و کرامت انسانی و حق‏ آزادی زن ، و همچنین هیچ کس حق ندارد بدون دلیل کسی را اسیر و زندانی کند ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ‏ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می ‏کند که این امر از میان برود .

پاسخ:اول اینکه لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن‏ زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتیمی‏خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد دوم اینکه اسلام هرگز نخواسته زن را خانه نشین ودور از اجتماع قرار دهد بلکه مصلحت زن وخانواده او ونیز مصلحت اجتماع ایجاب می‌کند که زن بارعایت حجاب اسلامی ودور از هر گونه خودآرای وخودنمایی در جامعه حاضر شده واین چیزی نیاست که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به‏ حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق ‌کرده‌است محسوب شود . اگر رعایت پاره‏ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را ” زندانی کردن‏ ” یا ” بردگی ” نمی‏توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل ” آزادی ” فرد نمی‏توان. برعکس ، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین ‌کرده‌است – موجب کرامت و احترام بیشتر او است ، زیرا او را از تعرض بیماردلان وفاقد اخلاق مصون می‏دارد . ‌و عرصه را برای حضور عفیفانه زن در سطح اجتماع فراهم می‌کند.

 

سوم اینکه:آیا الزام زن به امری که ماییه ی مصونیت او از نگاه های ناپاک ‌و تعرض می گرد، برخلاف آزادی و حقوق انسانی اوست یا برداشتن حجاب او وفراهم کردن زمینه تعرض نسبت به زن وسلب امنیت وآرامش از او؟

 

۳)رکود فعالیت‌های زن در سطح اجتماع به عت حفظ حجاب

 

سومین ایرادی که بر حجاب می‏ گیرند این است که سبب رکود ‌فعالیت‌هایی است که خلقت در وجود زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق ، فکر ، فهم ، هوش و استعداد کار است . این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد باز داشتن زن از ‌کوشش‌هایی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است ، خیانت به اجتماع نیز می‏ باشد . هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است . عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است . زن نیز انسان است و اجتماع‏ باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره‏مند گردد . فلج‏ کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبیعی‏ فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می‏ شود که زن همیشه به صورت‏ سربار و کل بر مرد زندگی کند

. جواب این اشکال آن است که حجاب اسلامی ، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست. ایراد مذکور بر آن شکلی ازحجاب که در میان ‌هندی‌ها یا ایرانیان‏ قدیم یا یهودیان متداول بوده است وارد است نه حجاب اسلامی. فلسفه حجاب اسلامی این نیست که‏ باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنان که خواهد آمد این است که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ، خالص برای کار و فعالیت باشد. به همین جهت به زن اجازه نمی‏دهد که وقتی از خانه بیرون‏ می ‏رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی‏دهد که‏ چشم چرانی کند . چنین حجابی نه تنها نیروی کار وفعالیت را از زن سلب نمی‏ کند ، بکه با ایجاد سلامت وامنیتت برای زنان موجب‏ تقویت نیروی آن نیز می‌گردد.

 

۴)افزایش التهابهای جنسی در سطح اجتماع با رعایت حجاب اسلامی

 

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته‏اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها می‏افزاید و طبق اصل ” الانسان حریص علی ما منع منه ” ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می ‏کند . به علاوه ، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلال‌های روانی و بیماری‌های‏ روحی ،جسمی وحتی جنسی می‏ گردد .[۵۶]

 

پاسخ این ایراد این است که به حاظ جرم شناختی درست است که ناکامی ، خصوصاً ناکامی جنسی‏ ، عوارض گوناگون روحی،عصبی،جسمی،جنسی،خانوادگی واجتماعی داردو به طور بالقوه فرد را مستعد ارتکاب جرایم جنسی ‌و جرایم مرتبط با امور جسی می کند وهمچنین سرکوبی بیش از حد غرایز جنسی امری غیر معقول است، ولی برداشتن قیود اجتماعی هم مشکل را حل نمی‏ کند بلکه بر آن می‏افزاید .. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می‏یابد وبه تبع آن تقاضا نی افزایش می‌یابد و در نتیجه عشق به مفهوم واقعی خود می میرد وجای خود را به بی بند ‌و باری می‌دهد.

 

‌در مورد مسئله سرکوبی غریزه ی جنسی باید بگوییم که اسلام هرگز نخواسته است که با وضع حجاب تمایلات جنسی افراد را سرکوب کند بلکه می‌خواهد مانع تحریکات بی حساب جنسی وبی بند ‌و باری ها شو و در مقاب برای ارضاء صحیح ومعقو این غریزه ،افراد را به ازدواج ترغیب می کند ‌و افرادی را هم که شرایط ازدواج ندارن را به عفت فرا می‌خواند.[۵۷]

 

ب:فلسفه «حجاب» در اسلام

 

این قسمت با طرح این سوال که علت وفسفه «حجاب» در اسلام چیست اغاز می‌گردد؟

 

اسلام دینی است که تمامی احکام وقوانین آن دارای فلسفه وحکمت است.حجاب اسلامی نیز یکی از احکام تکلیفی در اسلام است واز دین مبین اسلام بعید است که تکلیفی را وضع کند اما هیچ فلسفه ای برای آن نداشته باشد وصرفا برای محدود کردن آزادی زنان یا تضعیف شخصیت آنان چنین حکمی را وضع کرده باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:07:00 ب.ظ ]




 

در اقتصادهای بازارمحور، قدرت بانک‌ها به اندازه کشورهای بانک محور نیست؛ ضمنا ینکه بانک‌ها بخشی ا ز ساختار شرکت نمیباشند. در این سیستم‌ها یک بازار سرمایه مؤثر و کارا نقشی حیاتی در نظارت بر مدیریت شرکت دارد. به عنوان مثال عملکرد نظارتی بازار سرمایه در آمر کیا طبق قانون ساربنیز اکسلی (۲۰۰۲) الزام به بازرسی و بازبینی منظم کمیسیون بورس اوراق بهادار شرکت‌های سهامی عام توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار (SEC) صورت می‌گیرد. به علاوه کمیسیون بورس اوراق بهادار باید مقررات لازم را برای حصول اطمینان از اینکه یکی از اعضای کمیته حسابرسی، متخصص مالی است، وضع و الزام نماید(مارلین، ۲۰۰۸).

 

انواع الگوهای حاکمیت شرکتی

 

در اقتصاد نئوکلاسیک، شرک تها و مؤسسات صرفاً بنگا ههای عرضه کننده کا لاها و خدمات تعریف می‌شوند که هدف آنان به حداکثر رساندن سود ناشی از فعالیت‌ها می‌باشد. اما امروزه با توجه به طرح تئور یهای رفاه در مباحث اقتصادی و تأمین منافع تمامی ذینفعان در فرایند فعالیت‌های اقتصادی، شرکت‌ها و مؤسسات با دامنه وسیعی از اهداف فراتر از حداکثر نمودن سود بنگاه روبه رو می‌باشند. تأمین سلامت مالی فعالیت‌های ناشی از ریسک سرمایه گذاری برای سهام‌داران و ایجاد زمینه‌های لازم برای مشارکت بخش خصوصی در اقتصاد، زمینه‌های معرفی الگوهای متنوع حاکمیت شرکتی را مطرح نموده است که بر این اساس در این مقاله سعی می‌گردد چهار نوع الگوی حاکمیت شرکتی متناسب با این ویژگی‌ها معرفی گردد.

 

الگوی مبتنی بر بازار

 

ویژگی این الگو آن است که حقوق مالکیت، بین سهام‌داران مقطعی تقسیم گردیده است. بازارهای سرمایه قوی شده و نقدینگی در بازار سرمایه زیاد است. نظام حمایت از سرمایه گذاران باعث شده تا سهام‌داران پرتفوی خود را متنوع سازند و هیچکدام از آن ها در موقعیتی قرار نگیرند که خود شرکت را اداره نمایند. پس مدیران حرف های به نمایندگی از سهام‌داران جهت اداره شرکت به استخدام درمی آیند. مزیت اصلی این الگو، سهولت جمع‌ آوری سرمایه و توزیع ریسک سرمایه گذاران است. این الگوی حاکمیت شرکتی به رغم مشکلات زیاد، توسط بسیاری از محققین موفق شمرده می شود. مدیران برای حداکثر کردن منافع خود، دارای افق دید کوتاه مدت می‌باشند. از آنجا که آن ها بر اساس عملکرد کوتاه مدت پاداش می گیرند، لذا کوتاه مدت نگر می‌شوند. این کوتاه مدت نگری تا حدودی ناشی از عملکرد بازار سرمایه است، زیرا بازار سرمایه بر اساس عملکرد مناسب کوتاه مدت به آنان پاداش می‌دهد. لذا مدیران منافع بلندمدت را فدای منافع کوتا ه مدت می نمایند و در نتیجه اقداماتی در جهت خلاف ایجاد ارزش برای سهام‌داران مرتکب می‌شوند. در اقتصادهای بازار محور آنگلوساکسون، قدرت بانک‌‌‌ها به اندازه کشورهای بانک محور نیست؛ ضمن اینکه بانک‌‌‌ها بخشی از ساختار شرکت نیستند. در این سیستم‌ها یک بازار سرمایه مؤثر و کارا نقشی حیاتی در کنترل مدیریت شرکت دارد. به عنوان مثال عملکرد کنترلی بازار سرمایه در آمریکا طبق قانون ساربنیز اکسلی (۲۰۰۲) با الزام به بازرسی و بازبینی منظم شرکت‌‌‌های سهامی عام توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار (SEC) صورت می‌گیرد، به‌علاوه SEC باید مقررات لازم برای حصول اطمینان از اینکه یکی از اعضای کمیته حسابرسی، متخصص‌مالی است را وضع و الزام کند (مارلین، ۲۰۰۸.(

 

      1. الگوی حاکمیت شرکتی مبتنی بر روابط

این الگو، مبتنی بر تمرکز مالکیت و بازار سیال سرمایه می‌باشد. در اینجا، سهام‌داران شرکت‌ها به طور طولانی مدت دارای سهام بوده و در موقعیتی قرار می گیرند که می‌توانند رفتار مدیریت را نظارت نمایند، لذا هزینه های نمایندگی رخ نمی‌دهد. در این الگو، بانک‌ها با نگهداری بخش عمدهای از سهام شرکت‌ها بر مالکیت آن ها مسلط می‌شوند و به طور مستقیم در عملیات شرکت شامل نظارت و تصمیم گیری، مشارکت می‌کنند. حاکمیت شرکتی در این الگو مبتنی بر روابط می‌باشد. همچنین، سرمایه گذاریهای درو نگروهی از ویژگی‌های الگوی مذکور به شمار می‌آید. ابتدا به نظر می‌رسد که این الگو کارآترین الگوی حاکمیت شرکتی است، ولی این الگو نیز با مشکلاتی مواجه می‌باشد. تسلط بانک‌ها بر فرایند تصمیم گیری شرکت‌ها باعث می شود که مدیریت متخصص تربیت نشود. مداخله بیش از حد دولت از طریق قوانین در امور شرکت‌ها، به عنوان مانعی برای پیشرفت شرکت‌ها محسوب م یشود. دولت به طور مستقیم در خیلی از فعالیت‌های تجاری سرمایه گذاری می کند و به طور غیرمستقیم از طریق کنترل بانک‌ها و مؤسسات مالی که به بخش خصوصی وام می‌دهند و انتصاب مدیران بازنشسته دولتی در بخش خصوصی، به کنترل شرکت‌ها می پردازد.

 

      1. الگوی حاکمیت شرکتی در حال گذار

کشورهای اروپای مرکزی و شرقی و کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق، دارای اقتصادهایی برخوردار از این نوع الگوی حاکمیت شرکتی می‌باشند اگر چه علاقه شدیدی در این کشورها بر فعال کردن بازارهای سرمایه وجود دارد، ولی چنین الگویی از حاکمیت شرکتی را بر اقتصاد خود تحمیل کرده‌اند. در این الگو، بازارهای سرمایه ضعیف و غیرفعال می‌باشند و شرکت‌ها از شکل دولتی به تدریج به شرکت‌های دارای سهام‌داران جزء تبدیل می‌شوند. در این کشورها، نظام حقوقی به سوی نظامهای رقابتی در حال حرکت است، تشیکلات مقابله با مشکلات حاکمیت شرکتی ضعیف می‌باشد، سازوکارهای حمایت از سرمایه گذاری چندان قوی نیست و عدم انضباط مالی باعث شده تا دولت شرکت‌های زیان ده را پشتیبانی کند. اقتصادهای در حال گذار، مشکلات زیادی را در طی دوران تبدیل شرکت‌های دولتی به خصوصی، پشت سر گذاشته اند. شرکت‌های خصوصی سازی شده، همان مشکلات دیوان سالاری قبل از واگذاری را دارند، زیرا کارکنان این شرکت‌ها تغییر نکرده اند و فقط مالکیت تغییر ‌کرده‌است؛ اگر چه در بسیاری از موارد، کنترل همچنان در دست دولت باقی مانده است.

 

الگوی نوظهور

 

در ادبیات حاکمیت شرکتی، تاکنون ‌به این الگو کمتر پرداخته شده است. این الگو سعی دارد سازوکار حاکمیت شرکتی را از اقتصادهای موفق اقتباس کندویژگیهای این الگو عبارت اند از: بازار سرمایه فعال، تبدیل موفق شرکت‌های دولتی به شرکت‌های خصوصی، وجود الگوهای مبتنی بر روابط و همچنین الگوهای مبتنی بر بازار، وجود بازارهای نوظهور مدیریت، نظا مهای حقوقی رسمی و کارکردی و وجود شرکت‌های خانوادگی و شرکت‌های عمومی. در این الگوی اقتصادی، ‌گروه‌های تجاری حاکم هستند و خانواده هایی وجود دارند که میزان زیادی از کنترل و مالکیت را در اختیار دارند. همچنین، سرمایه گذاریها در بین صنایع مختلف تقسیم شده است. خانواده هایی که به طور اجدادی دارای مالکیت بود ه اند، اکنون خود را به صورت پیشتازان اقتصاد ملی مشاهده می‌نمایند. خانواده هایی که در یک نوع تجارت سرمایه گذاری کرده‌اند، با افزایش سود به سمت تنوع بخشی سرمایه گذاری خود رفته و بخش عمد های از سهام را در اختیار گرفته اند. این گرو ههای تجاری، الگوی کنترل مدیریتی خود را از الگوی روابط اقتباس کرده‌اند اما بر خلاف

 

مدل های حاکمیت شرکتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:24:00 ق.ظ ]





دانشیان (۱۳۷۵) شیوه های رایج ارزشیابی و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی شهرستان یزد را مورد بررسی قرار داد. جامعه آماری این پژوهش را آموزگاران و دانش آموزان دختر و پسر دوره ابتدایی ماحیه یک آموزش و پرورششهرستان یزد تشکیل می‌دادند. نمونه آماری هم شامل ۲۰۳ آموزگار و ۳۴۵ دانش آموز بود که به روش تصادفی انتخاب شده بودند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که:


۱- تعداد کمی از آموزگاران دوره های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی را گذرانده اند.

۲- تعداد کمی از جامعه مورد بررسسی به طور صحیح گفته بودند که در آزمون های تشریحی به علت محدود بودن سؤالات، نمونه محدودی از محتوای درس مورد پرسش قرار می‌گیرد.

۳- بیش از نیمی آموزگاران مورد بررسی مطابقت ارزشیابی با محتوای کتب درسی موجود جواب داده بودند که ارزشیابی معمول زیاد با محتوای کتب درسی مطابقت دارد و از نظر آموزگاران میزان تحصیلات ‌در مورد مطابقت ارزشیابی با محتوای کتب متفاوت بود. هر چه میزان تحصیلات آموزگاران بالاتر می رود وضعیت ارزشیابی موجود را کمتر متناسب با محتوای کتاب ها می دانند.

۴- تعداد نیمی از آموزگاران، تأثیر ارزشابی به صورت شفاهی را بر پیشرفت فراگیران، متوسط ارزیابی نموده اند.

۵- به نظر تعدادی زیادی از آموزگاران مورد بررسی شیوه های رایج ارزشیابی به میزان قابل توجهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارد.

۶- مقایسه نتایج عملکرد دانش آموزان با یکدیگر نشان داد که انجام عمل ارزشیابی و برطرف کردن اشکالات دانش آموزان باعث پیشرفت بیشتر تحصیلی فراگیران می شود.

حویزاوی( ۱۳۷۴) تأثیر سطوح پاداش و پسخوراند (بازخورد) بر عملکرد و علاقه به درس ریاضی در دانش آموزان پسر سال سوم راهنمایی شهرستان سوسنگرد را مورد بررسی قرار داد. نمونه تحقیق در این پژوهش شامل ۲۷۰ نفر دانش آموز سال سوم راهنمایی بود که به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب و در ‌گروه‌های مقایسه گمارده شده بودند. طرح تحقیق از نوع آزمایشی می‌دانی بود که در محیط واقعی مدارس اجرا گردیده است. متغیرهای وابسته عملکرد و علاقه به درس ریاضی است که توسط پرسشنامه علاقه سنج و فرم های همتای ریاضی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون اول و دوم محاسبه گردید.. در این پژوهش داده ها با بهره گرفتن از روش های تحلیل واریانس عاملی۲×۳×۳×۳ با روش های پیگیری توکی و LSD تحلیل شده اند و سطح معنی داری ۰۵/۰α= برای آزمون فرضیه‌ها در نظر گرفته شده است. نتایج نشان داد که اثر اصلی پاداش در سطوح بدون پاداش، پاداش کم و پاداش زیاد برای عملکرد و علاقه تفاوت معنی داری نشان نمی دهد. در حالی که پسخوراند شایستگی بالا سبب افزایش، و پسخوراند پایین موجب کاهش عملکرد و علاقه می شود. بررسی تعامل پاداش پسخوراند نشان داد که اگر پاداش نمادی برای شایستگی باشد باعث افزایش علاقه و عملکرد می شود. نتایج همچنین نشان داد که پاداش زیاد در ارتباط با سطح اولیه بالا سبب کاهش علاقه می‌گردد، حال آنکه در موقعیت سطح کاهش علاقه می‌گردد، حال آنکه در موقعیت سطح علاقه اولیه پایین، اثر افزایش نشان می‌دهد. در کل این پژوهش نشان داد که اثر افزایشی یا کاهشی پاداش بستگی به شرایط و کیفیت پرداخت آن دارد و مقدار آن معنی دار نمی باشد.


نادری نیا (۱۳۷۳) تأثیر نمرات شفاهی در کیفیت ارزشیابی تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی را مورد پژوهش قرار داد. نمونه آماری پژوهش را ۲۷۲ نفر (۱۳۶ زن و ۱۳۶ مرد) از معاونان و مدیران شاغل در مقطع ابتدایی شهرستان اراک، ۲۴۰ نفر از دانش آموزان (۱۲۰ دختر و ۱۲۰ پسر) سال چهارم ابتدایی تشکیل می‌دادند. آزمودنی­ها با روش نمونه گیری خوشه­ای گزینش شده بودند. اطلاعات با بهره گرفتن از پرسشنامه محقق ساخته و جداول ثبت نمرات دروس دانش آموزان ( اعم از نمرات کتبی و شفاهی در سه درس ریاضی، علوم تجربی و تعلیمات اجتماعی)گردآوری شده است، نتایج حاصل نشان داد:

    1. یک پنجم مدیران و معاونان، استفاده از آزمون شفاهی را به تنهایی جهت ارزیابی دانستنی های دانش آموزان مناسب دانسته و چهار پنجم، آن را نامناسب اعلام نموده اند.

 

    1. بیش از نیمی از مدیران و معاونان منظور نمودن ۵ نمره برای آزمون شفاهی و ۱۵ نمره برای آزمون کتبی، جهت ارزیابی دانستنی های دانش آموزان در درس تاریخ مدنی پایه چهارم را نمی پسندند.

 

    1. بیش از نیمی از پاسخ دهندگان منظور نمودن ۵ نمره از ۲۰ نمره جهت امتحان شفاهی برای بهبود کیفیت در درس ریاضی پایه چهارم را مقبول و کمتر از یک چهارم پاسخ دهندگان این نسبت پیشنهادی را نمی پسندند. آزمون خی دو این تفاوت را معنی دار نشان داد.

 

    1. بیش از نیمی از پاسخ دهندگان برای بالا بردن کیفیت ارزشیابی، امتحانات شفاهی و کتبی را لازم و ملزوم یکدیگر می دانند.

 

  1. در رابطه با بهبود کیفیت ارزشیابی ۵/۴۸ درصد نمونه آماری اختصاص ۱۰ نمره برای آزمون شفاهی و ۱۰ نمره برای آزمون کتبی مناسب می دانند و ۸۴/۳۶ درصد در سؤالی دیگر اختصاص ۱۷ نمره برای امتحان کتبی و ۳ نمره برای امتحان شفاهی را می پسندند.

محمدی (۱۳۷۳) به بررسی نگرش معلمان و دانش آموزان نسبت به اهداف ارزشیابی تکوینی و رابطه نمرات ارزشیابی تکوینی و نمرات ارزشیابی پایانی پرداخت. گروه نمونه این پژوهش شامل ۱۸۵ نفر از دانش آموزان دختر پایه متوسطه ( شاخه نظری) و ۴۰ نفر از معلماتن دبیرستان در شهرستان فیروزآباد بود. برای انجام پژوهش مورد نظر از دو پرسشنامه محقق ساخته معلمان و همچنین نمرات ارزشیابی نمرات پایان اول دانش آموزان استفاده شده است. نتایج پژوهش او نشان داده است که از نظر معلمان و دانش آموزان تمامی اهداف ارزشیابی تکوینی تحقق یافته است و بین نمرات ارزشیابی تکوینی و نمرات ارزشیابی پایانی رابطه معنادار وجود دارد. از دیدگاه معلمان بیشترین تأثیر ارزشیابی تکوینی به ترتیب بر تحکیم آموخته ها، بازخورد به معلم، تقویت اعتماد به نفس و افزایش تلاش بود. از نظر دانش آموزان بیشترین میزان تأثیر ارزشیابی تکوینی به ترتیب بر تقویت اعتماد به نفس، تحکیم آموخته ها، بازخورد به دانش آموزان، افزایش تلاش و بازخورد به والدین بود.

پیشینه خارجی

لن و پارک[۳۸] (۲۰۰۲) در پژوهشی تأثیر برنامه سنجش عملکردی و نتایج یادگیری را بر روش­های آموزشی و سنجش کلاسی ریاضیات مورد بررسی قرار دادند. ۹۰ مدرسه ابتدایی و راهنمایی در مریلند در این پژوهش شرکت کردند. نتایج نشان داد که مدیران و معلمان تمایل دارند تا از این برنامه­ ها به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییر در آموزش حمایت کنند. معلمان با توجه ‌به این برنامه­ ها تغییرات مثبت زیادی را در آموزش ریاضیات ایجاد کرده‌اند.

    1. . Constructivism ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:03:00 ق.ظ ]




 

    1. نظام سختگیرانه انضباطی

 

    1. کانونی با حال و هوای نظامی

 

    1. ضرورت شرکت افراد در تمرین های جسمی، کارهای بدنی سخت و ورزش های شدید

 

    1. لزوم شرکت افراد در برنامه های تربیتی

 

  1. تفکیک برنامه و افراد مشمول آن از برنامه های زندان ها و زندانیان عادی

این برنامه اغلب برای بزهکاران جوان مرد و غیر خشن که برای اولین بار مرتکب جرم شده اند پیش‌بینی شده است. هرچند برنامه هایی برای زنان پیش‌بینی شده است اما شمار آن بسیار اندک است و احتمالا ‌به این دلیل است که روش زندگی سخت در یک پادگان نظامی برای زنان نامناسب است. (محدث، ۱۳۸۸، ۵۵)

 

اردوگاه های آموزشی تلاش هایی مبنی بر تغییر رفتار بزهکاران به وسیله تحمیل مجازات حبس کوتاه مدت، (۹۰ تا ۱۸۰ روزه) به همراه یک دوره نظارت اجتماعی انجام می‌دهند. در طول این دوره تحت مقررات سخت صبح زود از خواب بیدار می‌شوند، سپس ورزش می‌کنند و بعد از آن به کارهای بدنی می پردازند. مقررات جامع برنامه های اردوگاه های آموزشی، هیچ گونه تفاوتی در مجازات بزهکاران به عادت و بزهکاران عادی اعم از آنهایی که باید در این اردوگاه وقت سپری کنند و آنهایی که باید تحـت نظارت این اردوگاه در محـل زندگـی خویش حضـور داشته باشـند قائل نمی گردد. در برخی از موارد وجود اردوگاه های آموزشی به عنوان عاملی نه تنها در کاهـش جـرایم

 

بلکه افزایش جرایم توسط بزهکاران به عادت معرفی شده است. (شمس زاده علوی، ۱۳۸۸، ۳۴)

 

ارزیابی های اردوگاه های آموزشی- اصلاحی برای بنیان گذاران و حمایت کنندگان آن ها مایوس کننده است. اگرچه این اردوگاه ها به عنوان وسیله ای جهت کاهش میزان تکرار جرائم، کاهش هزینه ها و انبوهی زندان ها، ارتقا یافته با این حال بسیاری از این اردوگاه ها هیچ گونه تاثیر قابل توجهی بر عدم تکرار تخلف و افزایش هزینه ها و ازدحام، نداشته اند. یک سوم تا نیمی از شرکت کنندگان از انجام چنین برنامه ای باز می مانند و در نتیجه روانه زندان می‌شوند. برخی ناظران نتایج ضعیفی را به برنامه های نظارتی و مراقبتی، نسبت می‌دهند. آن ها معتقدند افراد در این اردوگاه ها خویشتنداری را یاد گرفته و اعتماد به نفس خود را به دست می آورند و آن را نیز ارتقا می‌دهند اما این یادگیری ها هنگامی که مجرمین به محیط قبلی خود یا دانشگاه قبلی خود بازمی گردند، از بین می رود. در نتیجه برخی حوزه های قضایی در جهت بهبود برنامه های نظارتی و مراقبتی هستند. (Torny,1999,10-11)

 

چنین اردوگاه هایی تا کنون در ایران وجود نداشته و در قوانین ولوایح قضایی جدید نیز در این مورد چیزی یافت نمی شود. همان گونه که ملاحظه می شود وجود این پادگان ها در آمریکا هم چندان موفقیت آمیز نبوده است و اجرای چنین شیوه ای نیاز به مطالعات بیشتر و تنظیم برنامه های دقیق تر و مناسب تری است به گونه ای که بتواند پس از خروج از این پادگان ها، هم چنان فرد را از فکر و رفتن به سمت ارتکاب جرم باز دارد.

 

بخش نهم: مراکز گزارش روزانه

 

مراکز گزارش روزانه که اکنون مراکز اصلاح و تربیت نامیده می‌شوند، فعالیت های خود را در اوایل سال های ۱۹۷۰ آغاز کرده‌اند. در مطالعه ای در سال ۱۹۸۹ برای سازمان ملی دادگستری انجام گرفت، ۲۲ مرکز گزارش روزانه در هشت ایالت شناسایی شد، اگرچه مراکز دیگر بسیاری افتتاح شده بود. معروف ترین این مراکز در ماساچوست، اسپرینگ فلد و بوستون تأسيس شد. این برنامه ها تاحد زیادی متفاوت بود. به واسطه بسیاری از این برنامه ها، مجـرمین زودتر از بند اسارت و حبس آزاد می‌شوند. محدوده این برنامه ها در طول مدت ۴۰ روز تا ۹ ماه بوده و محتوی این برنامه ها کاملا متفاوت است. (Torny, 1999, 13-14)

 

در سال ۱۹۸۶ ماساچوست ایده استقرار مرکزی برای ثبت‏ گزارشات روزانه را از بریتانیای کبیر به عنوان شیوه‏ای جدید به کار گرفت. روش کار چنین است که محکومانی که مجازات آن ها به‏ حالت تعلیق درآمده است یا کسانی که تحت عنوان آزادی مشروط در خارج از زندان یا بازداشتگاه بسر می‏برند کلیه فعالیت‏های روزانه‏ خویش را در این مراکز به ثبت برسانند.

 

این شیوه به عنوان راه‏حل ابتدایی برای کاهش جمعیت زندانیان‏ مطرح گردید که در این راستا کسانی که تحت قرار بازداشت یا رأی محکومیت در زندان‏های دولتی حضور داشتند برای اعمال این‏ رویه به‏طور آزمایشی تحت قرار تعلیق به خارج از زندان فرستاده‏ شدند. این مراکز در واقع شیوه‏ای نوین به عنوان جایگزین زندان و‏ تلفیقی از نظارت و درمان در موقعیت جامعه بودند که می‏توانستند با دخالت مؤسسات عمومی و خصوصی به نحو مطلوب هدایت‏ شوند و بزهکاران تحت نظارت، بزهکاران برخوردار از آزادی‏ مشروط و بزهکاران تحت تعلیق مجازات را مشمول این نهاد جدید قرار دهند. این شیوه در واقع یک برنامه مشتمل بر عناصر ارتباط و نظارت‏ روزانه، تحت یک برنامه رسمی می‏ باشد که بایستی بزهکاران به طور دایم فعالیت‏های خویش را گزارش دهند و تحت آزمایش‏های تست‏ مواد مخدر قرار گیرند. عملکرد این روش در کشورهای مختلف‏ و به شیوه های مختلف و در بعضی اوقات منحصر به فرد ‌بر اساس سیستم‏ قضایی و تعداد جمعیتی که تحت برنامه های این نهاد مورد اصلاح و بازدرمانی قرار می‏ گیرند می‏ باشد. در مقایسه ای که بین زندان‏هایی که تحت برنامه های‏ نظارتی مراکز دریافت‏کننده گزارش‏های روزانه در اهایو قرار گرفتند و زندانیانی که از زندان آزاد می ‏شوند، ولی تحت نظر قرار می‏ گیرند، یا زندانیانی که مجازاتشان معلق می‏ گردد انجام شد، میزان مجازات کسانی که در گروه این مراکز قرار می گرفتند، در مقایسه بیشتر از کسانی بود که مجازاتشان معلق شده بود ولی به‏ مراتب کمتر از گروهی بود که تحت نظارت شدید قرار گرفته بودند و میزان مجازات آن ها برابر بزهکارانی بود که از زندان به‏طور مطلق‏ رها گشته بودند. کیفیت درمان‏هایی که به وسیله این مراکز در اهایو صورت گرفته‏ بود در مقام ارزیابی بسیار ضعیف و ناکارآمد بود و به همین دلیل‏ میزان نظارت‏ها دوبرابر افزایش یافت تا کمبود کیفیت جبران گردد تا اینکه این برنامه بتواند اثرات خودش را برای بزهکاران داشته‏ باشد. مفهوم گزارش روزانه نیز وابسته به میزان انعطاف‏پذیری با عوامل موجود در جوامع مختلف می‏ باشد. (شمس زاده علوی، ۱۳۸۸، ۳۵)

 

همان‌ طور که ملاحظه می شود این شیوه نیز به طور معمول در کنار گزینه هایی چون تعویق و تعلیق و … قرار دارد و کمتر به شیوه ای مستقل اجرا می شود. در ایران چنین برنامه ای تا کنون برای مجرمین اتخاذ نشده است و البته با مطالبی از حقوق آمریکا گفته شد به نظر می‌رسد که وجود آن هم ضرورتی نداشته باشد چرا که تدابیر و دستوراتی که در کنار تعویق و تعلیق و آزادی مشروط در حقوق ایران پیش‌بینی گردیده است، چنانچه درست و بجا استفاده شود، کافی و وافی به مقصود خواهد بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:41:00 ق.ظ ]




 

نقش مثبت ‌فرآیندگرایی نیز در بهبود فرآیندها، سازمان ها و عملکردهای آن ها در این است که بتواند ضمن درک این همبستگی و پیوستگی، اثر دگرگونی در هر یک از فرآیندها و اجزای آن را به عنوان یک متغیر مستقل در سایر فرآیندها و متغیرها ارزیابی کند و در سایه این درک و ارزیابی، بهترین طراحی و ترکیب را برای فرآیندها و نظام های به هم مرتبط برگزیند و انعطاف پذیری و ابتکار عمل سازمان را در قبال تغییرات غیرقابل پیش‌بینی محیط حفظ کرده و یا ارتقاء بخشد و تغییرات را تحت کنترل قرار دهد.

 

– بهبود مداوم

 

تمایل به بهبود مداوم و ارتقای در همه جوانب و اقدام به تحقق آن، یکی از گرایش ها و نمودهای برجسته جامعه ها و سازمان های اقتصادی – اجتماعی در همه زمان ها بوده است.

 

در استانداردهای سری ISO 9000 نیز «بهبود مداوم» یکی از اصول مدیریت کیفیت را تشکیل می‌دهد. دو روش اساسی، به شرح زیر برای اقدام به بهبود مداوم وجود دارد.

 

الف – پروژه های فرانگر و کلان که یا به تجدید نظر و بهبود در فرآیندهای موجود منجر می‌گردد و یا فرآیندهای جدیدی را با خود به همراه می آورد و این امر معمولا توسط تیم های متشکل از اعضای واحدهای مختلف و خارج از روند جاری فعالیت ها انجام می‌گیرد.

 

ب- فعالیت های بهبود تدریجی از طریق گام های کوچک، که در داخل فرآیندهای موجود و توسط خود کارکنان انجام می‌گیرد

 

بهبود مداوم در هر یک از روش های فوق ، باید حاوی این موارد باشد

 

    • دلیل بهبود

 

    • وضعیت جاری

 

    • تجزیه و تحلیل

 

    • شناسایی راه حل های ممکن

 

    • ارزیابی اثرات

 

    • اجرا و استانداردسازی راه حل جدید

 

  • ارزیابی اثربخشی و کارایی فرایند با اقدام تکمیلی بهبود

 

– رویکرد واقع بینانه در تصمیم گیری

 

برای تصمیم گیری مبتنی بر واقعیات وجود داده های اندازه گیری بسیار حائز اهمیت است. لذا برای اطمینان از عملکرد سازمان و جلب رضایت طرف های ذینفع، مدیریت ارشد باید از اندازه گیری،جمع‌ آوری داده ها و صحه گذاری بر آن ها اطمینان حاصل کند.

 

نمونه هایی از اندازه گیری عملکرد فرآیندهای سازمان عبارتند از

 

    • اندازه گیری و ارزیابی محصولات و خدمات سازمان

 

    • اندازه گیری و ارزیابی قابلیت فرآیندها

 

    • اندازه گیری میزان دستیابی به اهداف و اجرای پروژه ها

 

  • اندازه گیری و ارزیابی رضایت مشتری و سایر طرف های ذینفع

 

– ارتباط متقابل سودمند با تأمین کننده

 

خشنود کردن مصرف کننده ی نهایی هدف مشترک سازمان ها و تأمین کنندگان است. ‌بنابرین‏ هر چه کیفیت کار تأمین کننده بالاتر باشد قادر به حفظ بهتر و طولانی تر موقعیت خود بوده و کیفیت سازمان نیز، با افزایش کیفیت تأمین کننده بهتر می شود.

 

از آنجا که سازمان و تأمین کننده هر دو منابع محدودی در اختیار دارند، برای کسب بیشترین سود و بازگشت سرمایه، باید با هم مشارکت کنند. شراکت، تعهدی بلندمدت بین دو یا چند سازمان به منظور دستیابی به آرمان ها و اهداف تجاری ویژه از راه بهینه سازی اثربخشی منابع هر کدام از آن ها است.

 

این رابطه بر پایه اعتماد، تلاش در جهت آرمان ها و اهداف مشترک و فهم ارزش ها و توقعات یکدیگر است و منافعی مانند کیفیت بهتر، کارایی بیشتر، قیمت کمتر، فرصت نوآوری بیشتر و بهبود مستمر محصولات و خدمات را به دنبال دارد. شراکت یک رابطه چند جانبه ای است که به آموزش مداوم برای دستیابی به بهبود مستمر و افزایش سودمند نیاز دارد.

 

با بهره گرفتن از سیستم مدیریت کیفیت، شما واجد قابلیت پیش‌بینی در فعالیت های داخلی و دارای توانایی در برآوردن نیازمندی های مشتری خواهید بود. سیستم مدیریت کیفیت اثربخش، شما را در توسعه رضایت مشتری یاری خواهد نمود.

 

مدیریت کیفیت، تلاش یک سازمان در ایجاد اطمینان از برآورده شدن نیازمندی های مشتری در روش های اجرایی سازمان می‌باشد. حرکت از فرآیندهای تک منظوره شما را در برخورداری از دید جامعی که مدیریت، اندازه گیری و بهبود فرایند های داخلی را ساده تر می کند، برخوردار خواهد نمود. این قدم اول در سفر به بهبود مستمر کسب و کار می‌باشد.

 

روش استقرار نظام ایزو

 

اجرای نظام ISO به معنی طرحریزی یک سیستم تضمین کیفیت و استقرار آن ‌بر اساس خواسته های استاندارد مذکور،‌ به تأیید رساندن آن توسط یکی از مؤسسات مجاز ممیزی و سرانجام صدور گواهینامه ISO/TS 16949 برای مدت معین است.

 

گام‌های استقرار نظام ISO در نمودار ۲-۲ آمده است.

 

تعمیم و مأموریت

 

طرح ریزی پروژه

 

ارزیابی مقدماتی

 

طراحی نظام و مستندات

 

مستند سازی

 

استقرار سیستم

 

ممیزی برای گواهینامه

 

بازاریابی

 

ایجاد ارتباط و انتخاب

 

ممیزین خارجی

 

انتخاب و آموزش

 

ممیزین داخلی

 

 

 

نمودار ۲-۱- روش استقرار نظام ایزو ۹۰۰۰

 

(آلبریش و سینگل – ۱۳۷۵)

 

تصمیم و مأموریت‌

 

لااقل مدیران رده بالای شرکت باید به اهمیت و ارزش اجرای آن پی برده و آن را باور داشته و به میزان کاری که برای اجرای آن باید انجام شود وقوف کامل داشته باشند. تصمیم و تعهد نیروهای رهبری شرکت برای اجرای ISO 9000 به تنهایی کافی نیست، بلکه باید تمامی همکاران شرکت به نوعی متعهد، مکلف و موظف به انجام این کار باشند و امتیازات حاصل از ایزو را درک کنند.

 

خط مشی کیفیت

 

پل ارتباطی میان نیروهای رهبری و سایر همکاران از طریق اعلامیه خط مشی کیفیت که به طور رسمی اعلام می شود برقرار می‌گردد. خط مشی کیفیت بر ضرورت مشارکت تمامی همکاران در سیستم تضمین کیفیت تأکید می‌کند. خط مشی کیفیت باید توسط مدیریت تدوین شود و به صورت رسمی اعلام شود.

 

انتخاب استاندارد

 

علاوه بر تعیین خط مشی ، مدیریت شرکت باید ‌در مورد نوع استاندارد مناسب برای شرکت نیز تصمیم گیری نماید..

 

انتخاب محدوده

 

سوال دیگر این است که آیا باید ISO را برای همه بخش‌ها، قسمتها و زیرمجموعه های شرکت به طور همزمان اجرا کرد یا اینکه می توان ابتدا آن را به صورت پیلوت (pilot) در یکی از قسمتهای شرکت به اجرا درآورد.

 

طرح ریزی نظام ایزو

 

باید فرایند عمیات و آماده سازی شرکت برای دریافت گواهینامه دریک نظام مشخص، تعریف و متمرکز شود. مهمترین بخش در این قسمت انتخاب مدیر و مسوول اجرای پروژه است، زیرا همه چیز بستگی به انتخاب درست مدیر پروژه و همکاران وی دارد. در این مرحله باید زمان و هزینه ها معلوم گردد.

 

تجزیه و تحلیل شرکت

 

منظور از تجزیه و تحلیل این است که با نگرشی متفاوت از گذشته، وضعیت موجود شرکت از ابعاد مختلف بررسی و تجزیه و تحلیل گردد که این ابزاری است برای شناخت شیوه مناسب برنامه ریزی پیشبرد کار و برقراری ارتباط بین اجزای مختلف برنامه.

 

ارزشیابی مقدماتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:27:00 ق.ظ ]




 

با توجه به شیوع استفاده از اینترنت و وابستگی جمع کثیری از کودکان، نوجوانان و جوانان بررسی تاثیرات وابستگی و اعتیاد به اینترنت ضرورت دارد. از آنجایی که کودکان و نوجوانان به مرحله بلوغ عقلی کامل نرسیده اند امکان دارد با بهره گرفتن از اینترنت جنبه‌های دیگر زندگیشان را فراموش کنند و نیز از اینترنت استفاده نابجا کنند، لذا در این پژوهش دانش آموزان مورد بررسی قرار گرفته اند. با انجام این پژوهش دانش آموزان از مضرات اعتیاد به اینترنت و تاثیرات آن بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان آگاه می‌شوند. مدیران و مسئولین مدارس می‌توانند طبق نتایج این پژوهش آموزش های لازم برای آگاهی از تاثیرات اعتیاد به اینترنت به دانش آموزان داده می شود. پژوهشگران آینده نیز طبق نتایج این پژوهش می‌توانند به بررسی بیشتر اعتیاد به اینترنت و آثار آن بپردازند. بنابر توضیحات فوق و گسترش روزافزون پدیده اجتماعی- روانشناختی اعتیاد به اینترنت، بسیار حائز اهمیت است که تحقیقات علمی و روشمندانه مبتنی بر داده های برگرفته از واقعیت های موجود جامعه، صورت بگیرد و منجر به ارائه راهکارهای عملی و کاربردی درین خصوص گردند. لذا این تحقیق در صدد بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه می‌باشد.

 

اهداف تحقیق

 

۱-تعیین تاثیر اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه

 

۲- تعیین تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی دانش آموزان شهرستان صحنه

 

۳- تعیین تاثیر اعتیاد به اینترنت بر اعتماد به نفس دانش آموزان شهرستان صحنه

 

فرضیه ‏های تحقیق

 

۱-بین سلامت روان و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد.

 

۲- بین افسردگی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد.

 

۳-بین اعتماد به نفس و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد.

 

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

 

تعریف مفهومی سلامت روان

 

سلامت روانی عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب. شخصی که بتواند با محیط خود و اطرافیان و به طورکلی، اجتماع سازگار شود از نظر بهداشت روانی بهنجار است (میرزائیان و همکاران، ۱۳۹۰).

تعریف عملیاتی سلامت روان

 

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه سلامت روان GHQ-28 به دست آورده است.

 

تعریف مفهومی افسردگی

 

افسردگی یک مشکل مهم سلامت عمومی است که شیوع بالایی دارد و بر افراد و جامعه تاثیر ویرانگری می‌گذارد(لو و همکاران، ۲۰۱۴). افسردگی، رایج‌ترین اختلال روانی است که اخیراً به شدت رو به افزایش نهاده است. افسردگی را سرماخوردگی بیماری روانی نیز می‌نامند. تقریبا همه، حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی کرده‌اند. احساس دمغی، بی‌حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی همگی از تجربیات افسردگی رایج هستند. این حالت را افسردگی بهنجار می‌گویند(روزنهان، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱).

 

تعریف عملیاتی افسردگی

 

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه افسردگی بک به دست آورده است.

 

تعریف مفهومی اعتماد به نفس

 

واژه اعتماد به نفس که از قرن هفدهم به کار گرفته شده، همان باور آدمی به توانایی‌های خود است به نحوی که از هیچ کوششی فرو گذار نکند و از سختی راه ناامید نشود. تعریفی که باری ال. ریس و روندا برانت از اعتماد به نفس ارائه داده‌اند عبارت است از :”آنچه که درباره خود می اندیشید و احساسی که درباره خود دارید و آن برآیند اطمینان به خود و احترام به خویشتن است”(لواسانی و آذربایجانی، ۱۳۹۱).

 

تعریف عملیاتی اعتماد به نفس

 

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه اعتماد به نفس کوپر اسمیت به دست آورده است.

 

تعریف مفهومی اعتیاد به اینترنت

 

اعتیاد به اینترنت با عباراتی نظیر اختلال ناشی از استفاده بیش از حد از اینترنت یا استفاده نامعقول و بیمارگونه از اینترنت تعریف می شود. گاهی از این بیماری با عنوان اختلال اعتیاد به اینترنت یا اعتیاد مجازی نیز نام برده می شود. اعتیاد به اینترنت شامل اعتیاد به اتاق های گپ، هرزه نگاری و قمار درون خطی است که می‌تواند زمینه تخریب سلامت روابط احساسات و در نهایت روح و روان افراد را فراهم نماید(فلاح مهنه، ۲۰۰۷، به نقل از میرزائیان و همکاران، ۱۳۹۰).

 

تعریف عملیاتی اعتیاد به اینترنت

 

میزان نمره ای که فرد از پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ به دست آورده است.

 

فصل دوم:

 

ادبیات و پیشینه پژوهش

 

سلامت

 

سلامت[۵] از واژه هایی است که بیشتر مردمان با آنکه اطمینان دارند معنای آن را می دانند، تعریفش را دشوار می‌یابند. در فرهنگ های گوناگون تعریف های بسیاری از سلامت شده است:

 

در فرهنگ وبستر سلامت وضع خوب و عالی بدن، اندیشه و روح و بویژه بر کنار بودن از درد یا بیماری جسمی تعریف شده است. در فرهنگ آکسفورد به معنی وضع عالی جسم یا روح و حالتی که اعمال بدن به موقع و به گونه مؤثر انجام شود آمده است. جالینوس سلامت را عبارت از وجود نسبت معینی از عناصر گرمی، سردی، رطوبت و خشکی تعریف می‌کند. ابن سینا معتقد است : سلامت سرشت یا حالتی است که در آن اعمال بدن به درستی انجام می‌گیرد… نقطه مقابل آن بیماری است( سجادی، ۱۳۸۳).

 

این ،” تواناییِ داشتن یک زندگی مثمر از نظر اقتصادی و اجتماعی ” در سال‌های اخیر با گنجانده شدن تعریف کامل تر شده است. سلامت بیشتر به عنوان ابزاری برای رسیدن یک هدف منظور شده است که می توان آن را از لحاظ کارکردی به صورت یک منبع بیان کرد ؛ منبعی که به مردمان امکان می‌دهد به گونه فردی، اجتماعی و اقتصادی زندگی کنند. سلامت تنها زندگی کردن نیست، بلکه منبعی برای زندگی روزمره است ؛ سلامت یک مفهوم مثبت است که بر منابع و امکانات اجتماعی و شخصی و همچنین توانایی‌های جسمانی تأکید دارد( پوراسلامی، ۱۳۷۹).

سازمان جهانی بهداشت، سلامت را بهزیستی کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه صرف نبودن بیماری و یا رنجوری تعریف می‌کند. بنا براین سلامت منبعی برا ی زندگی روزمره است و نه برای هدف زندگی. سلامت مفهوم مثبتی است که علاوه بر ظرفیت‌های جسمی بر منابع اجتماعی شخصی تأکید دارد ( محمد نبی، ۱۳۸۶).

 

سلامت دارای ۶ بعد مختلف می‌باشد: سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت عاطفی، سلامت معنوی، سلامت جنسی و سلامت اجتماعی( سجادی، ۱۳۸۳).

 

تعریف سلامت روان[۶]

 

موضوع بهداشت روانی گرچه ظاهراًً به مسایل درونی و غیر قابل رویت استناد می شود، امّا از آنجا که روح و روان انسان با جسم او به هم وابسته و این وابستگی جدایی ناپذیر جلوه می‌کند، در جنبه‌های جسمانی و اجتماعی هم مورد ملاحظه قرار می‌گیرد. در زد و بندهای اجتماعی، اگر بعد بهداشت روانی به قدر کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مسایل و مشکلات رفتاری، آن قدر رو به فزونی خواهد گذاشت که عوارض ناشی از بی توجهی به ابعاد مختلف آن بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی خانواده را فرا خواهد گرفت و تأثیرات سوء و غیر قابل جبران را بر جا خواهد گذاشت(افضل نیا، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:20:00 ق.ظ ]




 

۲-۴-۳ پرسشنامه­ محیط یادگیری کلاس (CLE)

 

برای سنجش ادراک دانشجویان از جوّ کلاس از مقیاس ۱۱ گویه­ای محیط یادگیری کلاس (CLE) که توسط دبی مک­گی (۲۰۰۷) تدوین شده، استفاده شد. این پرسشنامه در نسخه­ اولیه شامل ۳۵ سؤال بود که در فرم نهایی توسط سازنده­ی پرسشنامه (دبی مک­گی) به ۱۱ سؤال کاهش یافت. ۱۱ سؤال این پرسشنامه سه آیتم را مورد سنجش قرار می­دهد، سؤالات ۱، ۴، ۷، ۸ و ۱۱ محیط (جوّ) مثبت کلاس، سؤالات ۳، ۶ و ۹ محیط (جوّ) منفی کلاس و در نهایت سؤالات ۲، ۵ و ۱۰ باورها و عقاید شخص را مورد سنجش قرار می­ دهند. نمرات این پرسشنامه از ۱۱ تا ۵۵ متغیر است. این پرسشنامه برای نخستین بار توسط پژوهشگر حاضر به فارسی ترجمه و اعتباریابی شد. در پژوهش حاضر پایایی مقیاس از طریق محاسبه­ آلفای کرونباخ برای کل مقیاس ۶۸/.، و برای مؤلفه­ های جوّ مثبت کلاس، جوّ منفی کلاس و عقاید و باورهای شخص به ترتیب ۵۹/۰، ۶۶/۰ و ۶۰/۰ محاسبه گردید.

 

۱-۲-۴-۳ ترجمه و اعتباریابی پرسشنامه­ محیط یادگیری کلاس (CLE)

 

پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش واسطه ­ای باورهای انگیزشی در رابطه­ ادراک از جوّ کلاس و تعلل­ورزی دانشجویان انجام شده است. از آنجایی که یکی از متغیرهای پژوهش حاضر جوّ کلاس ‌می‌باشد و با توجه به اینکه در منابع و پژوهش­های داخلی ابزار مناسبی به منظور سنجش این متغیر در بین دانشجویان دانشگاه وجود نداشت، لذا با کمک اساتید صاحبنظر پرسشنامه­ محیط یادگیری کلاس (CLE) دبی مک­گی (۲۰۰۷) انتخاب و مورد ترجمه قرار گرفت. لازم به ذکر است نسخه­ اولیه­ این مقیاس شامل ۳۵ سؤال بود که توسط سازنده­ی پرسشنامه (دبی مک­گی) در فرم نهایی به ۱۱ سؤال کاهش یافت و در پژوهش حاضر نیز از فرم ۱۱ سؤالی پرسشنامه استفاده شده است. همان‌ طور که اشاره شد ۱۱ سؤال این پرسشنامه سه مؤلفه را مورد سنجش قرار می­دهد، سؤالات ۱، ۴، ۷، ۸ و ۱۱ محیط (جوّ) مثبت کلاس، سؤالات ۳، ۶ و ۹ محیط (جوّ) منفی کلاس و در نهایت سؤالات ۲، ۵ و ۱۰ باورها و عقاید شخص را مورد سنجش قرار می­ دهند. پرسشنامه­ ۱۱ سؤالی محیط یادگیری کلاس (CLE) با کمک اساتید چندین بار مورد ترجمه قرار گرفت تا گویه ­ها روشن و قابل فهم ترجمه و هیچگونه ابهامی در گویه ­ها وجود نداشته باشد.

 

۲-۲-۴-۳ تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه­ محیط یادگیری کلاس (CLE)

 

هدف از تحلیل عاملی تأییدی این است که با بهره گرفتن از داده ­های جمع ­آوری شده توسط پرسشنامه­ محیط یادگیری کلاس (CLE)، ساختار سه عاملی پیشنهادی حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی برای این پرسشنامه بررسی شود تا در صورت ارضای شاخص­ های ارزیابی مدل اندازه ­گیری، روایی ساختار عاملی آن مورد تأیید قرار گیرد.

 

تفاوت تحلیل عاملی تأییدی با تحلیل عاملی اکتشافی در این است که در اینجا تعداد عامل­ها و گویه ­های مربوط به هر یک از آن ها از قبل مشخص است (دو عامل هر کدام با سه گویه و یک عامل با پنج گویه) و بررسی می­ شود که آیا داده ­های این پژوهش، بر این ساختار منطبق هستند و به عبارتی از آن حمایت کرده و تأییدش ‌می‌کنند یا خیر؛ اما در تحلیل عاملی اکتشافی عوامل به گونه ­ای پیدا شدند که بیشترین واریانس کل ممکن را تبیین کنند. با توجه به تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده در بخش قبل و جا به ­جایی دو گویه، باید ساختار جدید پیشنهادی از طریق تحلیل عاملی تأییدی بررسی شود و در صورتی که ارتباط گویه­ای با عاملش معنادار نشد، آن گویه حذف و شکل نهایی پرسشنامه مشخص شود.

 

برای انجام تحلیل عاملی تأییدی از مدل معادلات ساختاری (SEM[56]) در نرم­افزار لیزرل استفاده شد. مدل معادلات ساختاری از دو بخش مدل اندازه ­گیری و مدل ساختاری تشکیل شده است که بخش اول، ساختار ابزار اندازه ­گیری (پرسشنامه) را تشریح می­ کند (روابط گویه ­ها با عامل­های مربوطه به عنوان متغیرهای پنهان یا مکنون) و بخش دوم روابط بین متغیرهای پنهان را مورد توجه قرار می­دهد. ‌بنابرین‏ برای انجام تحلیل عاملی تأییدی، از مدل اندازه ­گیری استفاده شد.

 

برای ساخت مدل اندازه ­گیری، سه عامل عقاید و باورها، جوّ مثبت کلاس و جوّ منفی کلاس به عنوان متغیرهای مکنون و ۱۱ گویه­ی مربوطه به عنوان نشانگر متغیرهای مکنون، تعریف شدند. مسیرهای مدل، مطابق مدل نظری ترسیم شدند؛ بدین معنی که تنها از هر متغیر مکنون به نشانگرهای متناظرش مسیر ترسیم شد. برای حصول اطمینان از برازش کلی مدل اندازه ­گیری بر داده ­ها، برخی شاخص­ های مهم ارزیابی برازش مدل مانند نسبت مجذور خی به درجه­ آزادی (χ۲/df)، ریشه­ میانگین مجذورات خطای برآورد (RMSEA[57])، شاخص نیکویی برازش (GFI[58])، شاخص نیکویی برازش تعدیل یافته (AGFI[59])، شاخص برازش نُرم شده (NFI[60])، شاخص برازش تطبیقی (CFI[61]) در نظر گرفته شدند.

 

جدول ۱-۳: شاخص‌های برازش تحلیل عامل تأییدی پرسشنامه­ محیط یادگیری کلاس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاخص دامنه مورد قبول میزان کفایت برازش خی‌دو (χ ۲) ـــــ ۶۲/۴۳ درجه آزادی (df) ـــــ ۳۴ χ۲/df χ۲/df<3 ۲۸/۱ ریشه خطای میانگین مجذورات تقریبی (RMSEA) RSMEA<0/10 ۰۳/۰ شاخص نرم شده برازش (NFI) NFI>0/90 ۹۱/۰ شاخص برازش تطبیقی (CFI) CFI>0/90 ۹۷/۰ شاخص نیکویی برازش (GFI) GFI>0/90 ۹۶/۰ شاخص نیکویی برازش تعدیل شده (AGFI) AGFI>0/90 ۹۲/۰ شاخص تاکر – لویز (TLI) TLI>0/90 ۹۶/۰

همان گونه که درجدول ۱-۳ نشان داده شده است، شاخص نسبت مجذور خی­دو به درجه آزادی (χ۲/df) برای مدل مورد مطالعه برابر ۲۸/۱ حاصل شد که معمولاً مقادیر کمتر از ۲ یا ۳ نشان از برازش مطلوب مدل است. همچنین شاخص مهم دیگر، RSMEA است که مقدار آن ۰۳/۰ به دست آمده است و کوچک­تر از ۱۰/۰ است و نشانگر این است که مدل سه عاملی پیشنهادی، بر داده ­ها برازش منطقی و قابل قبولی دارد. علاوه بر این مقادیر شاخص­ های NFI برابر با ۹۱/۰، CFI برابر با ۹۷/۰، GFI برابر با ۹۶/۰، AGFI برابر با ۹۲/۰ و TLI برابر با ۹۶/۰ در حد مطلوب است و همگی بیانگر برازش مناسب الگو است. نتایج مربوط به بارهای عاملی گویه ­ها در جدول ۲-۳ ارائه شده است.

 

جدول ۲-۳: شاخص‌های مسیر در مدل اندازه ­گیری پرسشنامه­ محیط یادگیری کلاس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلفه گویه استاندارد شده t مجذور همبستگی چندگانه جو مثبت کلاس ۱ ۷۱/۰ *۴۲/۶ ۵۱/۰ ۴ ۵۹/۰ *۲۴/۶ ۳۵/۰ ۷ ۷۱/۰ *۵۸/۷ ۵۰/۰ ۸ ۴۰/۰ *۳۳/۳ ۱۸/۰ ۱۱ ۶۳/۰ *۹۵/۶ ۴۰/۰ جو منفی کلاس ۳ ۵۳/۰ *۱۶/۴ ۲۹/۰ ۶ ۷۸/۰ *۳۱/۶ ۶۲/۰ ۹ ۷۸/۰ *۴۵/۶ ۶۱/۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:41:00 ق.ظ ]