|
|
|
نکته قابل توجه دیگر این است که پایداری و استمرار هر اقدام عمرانی زمانی امکانپذیر است که نقش شرکتکنندگان، از دریافتکنندگان غیرفعال به مدیران فعال تغییر کند. در این زمینه تجربه پادماواتی با تعهد صادقانهاش در زمینه تقسیم منافع و مشارکت فعال اعضای گروههای خودیار سنگام این امر را تصدیق کرده است. همچنین نشان داده است که افراد معتبر از سوی بانک با دسترسی به موقع به اعتبار و تقسیم عادلانه آن در میان گروههای خودیار، میتوانند تغییراتی شگرف در زندگی هزاران زن مستمند و فقیر به وجود آورند. با توجه به این که در کشورهای در حال توسعه ۸۰ درصد هزینه مسکن به وسیله پس اندازهای خانوادگی و شخصی تامین میگردد و این امر به دلیل نظام مالی بسیار ضعیف و سرمایه اندک در زمینه مسکن است، اعتبارات خرد میتواند به عنوان راه حلی مناسب برای رفع نیازهای مسکن قشر وسیعی از جمعیت شهری قلمداد گردد.
 ارائه اعتبارات خرد به فقیرترین افراد جامعه، میتواند میلیونها نفر را از فقر و تنگدستی نجات دهد و یکی از راههای موثر مقابله با فقر در سراسر جهان محسوب میگردد. دسترسی فقرا به مقدار کمی وام و سرمایهگذاری در فعالیتهای تولیدی کوچک، میتواند به طور اعجاب انگیزی در کاهش فقر و بهبودی در شرایط زندگی آنان موثر واقع شود. به عبارت دیگر ارائه وامهای کوچک به فقرا آۀان را از دور باطل درآمد کم، پس انداز کم و سرمایهگذاری کم و در نتیجه قرض و فقر آزاد نموده و این دور باطل را به گونه زیر تغییر میدهد: “درآمد کم، ارائه وام کوچک، سرمایهگذاری در واحدهای تولیدی کوچک، افزایش درآمد، افزایش سرمایهگذاری، افزایش درآمد، افزایش سرمایهگذاری و. …” بنابراین به جای اقدامات خیرخواهانه، باید از عملکردی استفاده شود که باعث خودکفایی اجتماعی شود. حمایت از قشر فقیر از طریق اجرای برنامههای ویژه و کمکهای مالی (خرده وام) و تامین و تضمین حق مالکیت بهترین مشوق و محرک برای سرمایهگذاری حاشیهنشینان در احداث مسکن و تسهیلات زیربنایی است. به عبارت دیگر در محیطی که منابع محدود هستند هر عاملی که خودیاری را در جامعه افزایش دهد دارای ارزش بسیاری خواهد بود. بنابراین باید از منابع و قابلیتهای این مناطق برای حل مشکلات شهری استفاده کرد و تلاش نمود تا این مناطق جذب بافت اصلی شهر گردند. باید به این نکته توجه نمود که زاغه نشینی و حاشیهنشینی نه تنها اجتناب ناپذیرند بلکه نشانه موفقیت یک شهر محسوب میگردند. شکلگیری زاغهها و حاشیهنشینی، بخش ضروری مرحله رشد و توسعه یک شهر است. فقط در شهرهای ساکن و ایستا، وضعیت و موقعیت بخشهای تشکیل دهنده آنها، بدون تغییر باقی میماند. هر بخش از شهر باید از چرخه توسعه، زوال و نوسازی عبور کرده و این مراحل را بگذراند. ولی در هر زمان، بعضی از مناطق شهری از وضعیت بهتری برخوردار بوده و بعضی مناطق نیز تازه نوسازی شده و توسعه یافتهاند. وسعت تخریب و روبه افول رفتن مناطق، نسبی بوده و بدترین زاغههای یک شهر ممکن است دارای موقعیت بهتری نسبت به قسمتهای دیگر بسیاری از شهرها باشند. زوال و نوسازی (تعمیر و ترمیم) بعضی از شهرها، میتواند به تدریج و آهسته صورت گیرد و گاهی آن قدر آهسته باشد که برای افرادی که از بیرون شاهد و نظارهگر اوضاع هستند، قابل رویت نبوده و به سختی نمایان شود. همانطور که مناطق زاغهای و مناطق حاشیهای برای حفظ بقای خود به شهرها احتیاج دارند، شهرها نیز برای رشد و توسعه خود به زاغهها و حاشیهنشینی نیاز دارند. این مناطق فقیرنشین شهری، مکانی ارزان برای خانوادههایی که نمیتوانند هزینهای برای احداث منزل و خانهسازی پرداخت کنند، فراهم میآورند. این مناطق در مراحل انتقال میتوانند شرایط را برای مهاجران به شهر مساعد و تسهیل نمایند تا آنها بتوانند به عنوان یک شهروند جای خود را در جامعه شهری پیدا کنند. تاکید بر احداث شهری بدون زاغه و حاشیه، به خصوصی هنگامی که هیچگونه طرح و برنامه جایگزینی برای خانهسازی و ارائه مسکن وجود ندارد، به معنای ایجاد مشکلات شهری بیشتری خصوصاً برای گروههایی همچون مهاجران روستایی که برای توسعه شهر لازم و ضروری هستند، میباشد. لذا توجه به این موارد برای توسعه شهری لازم و ضروری است. در بسیاری از شهرها، مقابله با حاشیهنشینی، مستقیماً سکونتگاههای غیررسمی را هدف قرار داده است. دلیل به وجود آمدن این سکونتگاهها، عمدتاً بالا بودن هزینه احداث سکونتگاههای رسمی و قیمت آنها است که این امر نمیتواند نیاز و تقاضای خانوارهای کم درآمد را برآورده نماید. در مقیاسی وسیع این مساله میتواند نوعی شکست برای بخش رسمی قلمداد شود. ولی در رابطه با دیگر سکونتگاهها و مناطق روستایی نوعی موفقیت شهری محسوب میشود. با توجه به این که در جامعه شهری شمار کثیری برای پیدا کردن کار و اشتغال با هم رقابت میکنند (عرضه نیروی کار بیشتر از تقاضای آن است)، لذا بدیهی است که سطح دستمزد کاهش مییابد. در این زمینه یک کارگر با این حداقل دستمزد و بدون وجود سکونتگاههای غیررسمی قادر به زندگی و تامین معاش نیست. این مساله به درآمد و منافع قشر متمول و ثروتمند جامعه شهری نیز لطمه وارد میکند. لذا لازم است با دقت و احتیاط پیشرفته و راه حل جایگزین مناسبی برای این معضل شهری پیدا کرد. بخش رسمی قادر به تامین مسکن تنها ۲۰ تا ۴۰ درصد خانوادههای شهری میباشد. بقیه خانوادهها نه تنها به یارانههای دولتی دسترسی ندارند بلکه با مشکلات ناشی از نظام بوروکراسی دولتی و موسسات اجرایی نیز مواجه خواهند گردید. کسانی که با زاغه و حاشیهنشینی مخالفند، اغلب از دیدگاه خود به مسائل مینگرند. آنها از بحران موجود در زمینه ساخت و سازهای موقتی، بیبنیاد و متزلزل با طراحی و نمایی نامنظم و فاقد خدمات اولیه، ناراضی بوده و نگرانی آنها بیشتر از وجود جرم و جنایت و کارهای خلاف قانون و رواج فساد در این سکونتگاههاست. در واقع همانند دیگر فعالیتهای بخش غیررسمی، سکونتگاههای غیررسمی از شکستهایی که در این زمینه در بخش رسمی به وجود آمده است، بهرهبرداری نمودهاند. به عبارتی دیگر در این سکونتگاهها برای ایجاد محیطزیست مناسب به جای استفاده از هزینه مالی، از نیروی کار ساکنان، استفاده میگردد( استفاده از نیروی کار ساکنان که صرف کارهای بهسازی منازل و منطقه میگردد و ارزش افزودهای که از این راه به دست میآید.) مناطق حاشیهنشین و سکونتگاههای غیررسمی به عنوان یک راه حل برای ارائه مساکن ارزان و اقتصادی برای کسانی که از درآمد و دستمزد بالایی برخوردار نمیباشند، محسوب میگردد. این راه حل در رفع مشکلات مسکن در شهرهایی چون منچستر و لندن مفید واقع شده است. تا هنگامی که تفاوت کلی در میزان دستمزد میان شهر و روستا وجود داشته باشد، به وجود آمدن این امکان برای شهرها که از نیروی کار ارزان استفاده کنند و در نتیجه حاشیهنشینی نیز همچنان باقی خواهد ماند. مناطق زاغه نشین و حاشیهنشین شهر مکانهای مناسبی را برای سکونت بخش وسیعی از جمعیت شهری فراهم میآورند. این مکانها علیرغم مشکلات زیادی که از نظر اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و سیاسی برای شهرها ایجاد میکنند، از نظر اسکان جمعیت مهاجر که به طور فزایندهای در حال افزایش است نقش موثر و خوبی را ایفا نمودهاند. سکونت ساکنان در زمینهای ارزان شهر( حاشیهها) نیروی کار ارزان، استفاده از مصالح ساختمانی ارزان و بازیافتی باعث گردیده که بزرگترین مشکل شهرها را در زمینه مسکن به خودی خود برطرف سازند. بیتوجهی به این مناطق و مشکلات آنها در آینده هزینه بیشتری را بر دوش کشورها خواهد گذاشت. با بهرهگیری از توان، ظرفیت، اشتیاق، تمایل و رضایت ساکنان این مناطق برای ایجاد یک زندگی بهتر و تازهتر و حمایت دولت در زمینه تغییر در ساختار و شکل سکونتگاههای غیررسمی از طریق فراهم کردن شرایط دستیابی به منابع و اطلاعات فنی، سازمان و مالی، میتوان مشکلات شهری را با هزینهای کمتر مرتفع ساخته وضعیت نابهنجار آن را بهبود بخشید. همچنین با تعیین اولویتبندی نیازها و احتیاجات مهاجرین در شهر و به رسمیت شناختن آنها و با توجه به آن که نیاز آنها به خانه و مسکن، در مقایسه با نیاز آنها به درآمد و اشتغال کمتر میباشد میتوان روند پیشرفت و بهبود تدریجی این سکونتگاهها را تسهیل نموده و از صرف هزینه اضافی برای ساخت و ساز، احداث مسکن و امور زیربنایی جلوگیری نمود. از سوی دیگر کاهش مقررات کنترل و قوانین مربوط به خانهسازی و طراحی و افزایش اطلاعات و تسهیلات، استفاده از تشویق و ترغیب به جای تنبیه و جریمه، جایگزین کردن مشورت و مشاوره به جای بحث و جدل و تشریک مساعی به جای اجبار در پیشبرد امر توسعه و پیشرفت در کارها بسیار موثر است. همچنین استفاده از تجربیات گذشته در مواردی نظیر استانداردها، طرحها، خیابانبندی، توسعه اراضی و فراهم کردن تسهیلات زیربنایی و زیرساختی، بهسازی سکونتگاه های غیررسمی را تسریع و تسهیل می کند. از طریق نظارت مطلوب و زیرساختهای شهری مناسب و سیستمهای حمایت کننده مطلوب این مناطق محروم سریعتر میتوانند جذب ساختار شهری شوند. از این رو باید از یک روش قابل اجرا و تنظیم شده استفاده شود که عملکرد خود را بیشتر بر روی مناطق محروم و فقیر شهر به عنوان یک اولویت متمرکز نموده و منابع بیشتری را جهت بهبود شرایط این مناطق اختصاص دهد. از سوی دیگر اجرای پروژههای جدید نشان دادهاند که اقشار فقیر شهر میتوانند منابع عظیم مالی را بسیج نموده و به جریان اندازند. ارائه تسهیلات زیربنایی باید به روشی اصلاح و بررسی گردد که با هزینه مناسب در اختیار تمامی خانوادههای زاغهنشین قرار گیرد. افراد جامعه نیز میتوانند در این امر مشارکت داشته باشند. زیرا آنها نسبت به محیط زندگیشان آگاهی بیشتری دارند و این موضوع در بهبود روند کار بسیار مفید خواهد بود. همچنین میتوان هزینه بازسازی، مرمت و ترمیم را از طریق واگذاری کارها به خود خانوادهها، به میزان قابل توجهی کاهش داد. راهبرد مذکور نیازمند مشارکت گسترده عمومی در روند توسعه از طریق خودیاری مردم است. این امر هم جوامع را برای ایجاد تغییرات آماده میکند و هم آنها را به پرداخت هزینهها و حفظ سیستم موجود ترغیب میکند. در این رابطه سازمانهای غیردولتی نقش فعالی در تشویق جوامع، به کارگیری منابع زاغهنشینان، منسجم کردن تلاشهای مردمی با کمکهای دولتی و خصوصی دارند. روشهای به کار رفته برای افزایش مشارکت اجتماعی، باعث توسعه برنامههای بهداشتی، آموزشی و تولید درآمد میگردد و تاثیر قابل توجهی در توسعه واقعی داشته و تغییرات مهمی در ساختار کالبدی، زیست محیطی و اقتصادی- اجتماعی یک شهر ایجاد میکند. به طور خلاصه تجربیات گذشته در زمینه کاهش فقر شهری در جهان به نکات زیر اشاره میکند: راه حل مشخصی در مورد کاهش فقر شهری و حاشیهنشینی وجود ندارد. اقداماتی که در این زمینه در جامعه صورت میگیرد به شرایط آن جامعه بستگی خواهد داشت. برای نمونه وضعیت مناطق زاغهنشین و حاشیهنشین در بمبئی هند تفاوت بسیاری با ریودوژانیرو برزیل دارد به طور بدیهی نحوه برخورد با آن نیز متفاوت است. تمایلات سیاسی سیاستمدارن که طرحها و برنامههای جامع شهری را به گونهای مطلوب حمایت و راهبری نمایند یک مساله مهم در هر برنامه بهسازی بوده و برای موفقیت آن برنامه لازم و ضروری است. برخی معتقدند این موضوع بیشترین اهمیت را داراست. مشارکت اجتماعی به عنوان یک اصل کلیدی در توسعه پایدار شهری از اولین گردهمایی شهری تاکنون مورد توجه بوده است. این مساله به تقویت جوامع محلی محدود نمیشود بلکه به تقویت مقامات و ادارات دولتی نیز گسترش مییابد. مشارکت در زمینه اجرای سیاستهای ملی شهری مانند سیاست ایجاد امنیت اقامت بسیار ضروری بوده و میتواند بر نابرابریهای شهر و روستا غلبه نموده و موجب انسجام شهری گردد. با توجه به این که در کشورهای در حال توسعه هیچ ساز و کار مالی وجود ندارد که از افراد و نیازهای مسکن آنان حمایت کند و فقدان سرمایه مسکن به طور منفی بر روی کیفیت مسکن تاثیر میگذارد لذا نیاز به بهبودی و تقویت سازمانهای مالی مسکن به شدت احساس میگردد. اعطای حق مالکیت به جامعه فقیر شهری در صورتی که در مکانی مناسب قرار گرفته باشند و تشویق بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در زمینه مسکن سازی اقتصادی در رفع مشکل مسکن اقشار فقیر بسیار موثر است. رفع مشکل حاشیهنشینی به عزم ملی در کنار توجه به قوای محلی و مشارکت مردمی نیاز دارد و رفع این معضل از توان یک ارگان و یا یک نهاد خارج است. در مقابله با مشکلات حاشیهنشینی و زاغه نشینی، برنامههای بهسازی و برنامههای جلوگیری از رشد این مناطق باید به طور همزمان مورد توجه قرار گیرد. به عبارت دیگر در راستای توجه به برنامههای بهسازی، تاکید بر راهبردهای موثر جلوگیری از رشد زاغهها و مناطق حاشیهنشینی ضروری میباشد. ۲-۴- اسکان غیررسمی در ایران[۷۳] در کشور ما نیز اسکان غیر رسمی با رشد سریعتر از رشد شهرنشینی به تعبیری رسمی، مواجه بوده و برآورد میشود که یک پنجم جمعیت شهری در اینگونه سکونتگاهها مستقر باشند.[۷۴] درواقع اسکان غیررسمی یکی از چهرههای بارز فقر شهری است که درون یا مجاور شهرها (به ویژه شهرهای بزرگ) به شکلی خودرو، فاقد مجوز ساختمان و برنامه رسمی شهرسازی با تجمعی از اقشار کم درآمد و سطح نازلی از کمیت و کیفیت زندگی شکل میگیرد و با عناوینی همچون: حاشیهنشینی، اسکان غیررسمی، سکونتگاههای خودرو و نابسامان و اجتماعات آلونکی نامیده میشود. محیطزندگی این سکونتگاهها پذیرای نابهنجاریها و برانگیزاننده آسیبهای اجتماعی است که گاه در استدلالی وارونه، علت پیدایش این سکونتگاهها قلمداد میشوند! هر چند شرایط کالبدی اسکان غیررسمی در ایران- از نظر مصالح به کار برده شده، سرانه مسکونی و برخورداری از خدمات اجتماعی و زیربنایی- به وخامت این شرایط در بسیاری از کشورهای “جنوب” نیست. لیکن محرومیت و تبعیض در قیاس با دیگر نواحی شهری و فقر و فساد فزاینده اجتماعی، آنها را کانونی بحرانی و ضد توسعه پایدار انسانی نموده است. مجاورت اسکان غیررسمی با شهرها، به ویژه کلانشهرها، از موانع ایفای نقش کلیدی شهرها در توسعه ملی و پیشتازی آنها در استفاده از فرصتهای برآمده از جهانی شدن اقتصاد است و جای تردید نیست که در فرایند جهانیسازی، کثیری از شهروندان به حاشیه رانده شده و از بسیاری حمایتهای اجتماعی نیز محروم میشوند.[۷۵] بدین سبب، اسکان غیررسمی باز تولید شده، بسط یافته و “داستان دو شهر” به حقیقت میپیوندد. با این اوصاف، پرداختن به مساله اسکان غیررسمی، نه تنها ضرورتی بر آمده از ارزشهای اعتقادی و انسانی، بلکه سازگار با منافع اجتماعی و پایداری سکونتگاهها و توسعه ملی است. نباید فراموش کرد که فقر در ” هر جا” تهدید برای ” همهجا” است.[۷۶] پدیده موسوم به حاشیهنشینی که حداقل از سالهای دهه ۱۳۴۰ در ایران پاگرفت و در دهه ۱۳۵۰ گسترش یافت با مشخصاتی چون شکلگیری در اراضی حاشیهای یا محلهای کهنهی درون بافت شهری، محل نشو و نمای فقیرترین و بیهویتترین مهاجرین روستایی و اقلیتهای قومی، مذهبی با درجه بالای همبستگی در مقابله با تهدیدها و. .. شناخته میشد. طی ۳ دهه دوران گذار در ایران دچار تغییر و تحولاتی بنیادین شده است که بر مبنای پژوهشهای موردی دهه ۶۰ (نیمه دوم) و ۷۰ نیاز به بستن مجدد دارند. دکتر محمد شیخی دیدگاهها و نظرات و چهارچوب نظری مبنا را در خصوص حاشیهنشینی و اسکان غیررسمی بدین گونه جمعبندی نموده است:[۷۷] “در ساخت چهارچوب نظری مبنا دیدگاهها و نظریات متعددی مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به مخرج مشترک آنها مجموعاً در این بررسی سه دسته نظریه مورد نظر قرار گرفتهاند. چهارچوب نظری مبنا، براساس تلفیقی از آنها و با تاکید بر دیدگاههای اقتصادی سیاسی فضا و توانمندسازی شکل گرفته است. نظریات کلان مورد بررسی در سه دسته مسالهگرا، بنیادگرا و هدفگرا (راه حلگرا) هر یک در ارتباط با تبیین پدیده سکونتگاههای خودرو با توجه به شرایط نظریهپردازی و متاثر از مقطع زمانی خود، سکونتگاههای خودرو را از زوایای مختلف مطرح و هر یک، بخشهایی از پدیده را توضیح داده و تداوم زمانی خود را اصلاح کردهاند. به گمان ما مجموعه نظریاتی که تحت عنوان نگرش مسالهگرا دستهبندی کردهایم (اکولوژیستهای انسانی، سازمان و قدرت گرایان تلفیقی این دو گرایش) به طور اساسی پدیده را در حد یک عارضه و یک مساله شهری تقلیل داده و با طبیعی قلمداد کردن آن در صددند، تا آن را به جبری مکانی یا طبیعی و حداکثر کارکرد ناقص و غلط آن چه را که آنان دروازه بانان اجتماعی [۷۸] مینامند یعنی برنامه ریزان و مدیران مربوط کننده آنها بدون توجه به ریشهها و بنیادهای مساله و عوامل اساسی موثر در پیدایش و شکلدهی و ساختار بخشی این سکونتگاهها، صرفاً به عنوان مسالهای عادی و طبیعی به پدیده نگریسته و عوارض سوء آن را در ایجاد فساد اجتماعی، جرم و جنایت و انواع آسیبهای اجتماعی و روانشناختی توصیف کردهاند و در تحلیل نهایی آنها را در ستیز طبقاتی (به تعبیر و بری) برای مسکن و سکونت یا در روال رشد طبیعی مستمر در نواحی طبیعی آن قابل حذف، پاک سازی و جمع آوری میدانند. چنین نگرشی اگر چه در رابطه با ساز و کارهای جدایی گزینی اجتماعی- فضایی و در نتیجه محدود شدن تعامل اجتماعی تضعیف نقش گروههای مرجع، نهادها و ارزشها و هنجارهای گروههای متنوع اجتماعی، تحلیلهای قابل توجهی دارد. اما به دلیل نگرش آسیب شناختی خود نقش برنامهریزی و مدیریت شهری را در برخورد با این کانونها به حد یک جراحی عمومی برای جدا کردن آنها از پیکرهی عمومی شهر تقلیل داده و سیاستهای پاکسازی تخریب مجموعههای زاغهنشینها مطرح کردهاند. ما از مجموعه بررسیها به این نتیجه رسیدهایم که اصولاً چنین نگرشی به پدیدهی سکونتگاههای خودرو، شاید تا حدودی فقط در به تبیین مجموعههای فقیرنشین و کانونهای سکونتی جدایی گزینی مذهبی، نژادی و امثال آن در کشورهای توسعه یافته غربی باشد، بدون آن که تحلیلی بنیادی و ریشهای از چرایی و مکانیزم ایجاد و تحول آن ارائه بدهد. اما به گمان ما توضیح این دسته نظریات در رابطه با تبعات و عوارض ناشی از جدایی گزینی اجتماعی- فضایی، تمرکز فقر و مشکلات آن در رابطه با یکنواختی و هم نواختی درونی سکونتگاههای خودرو و در نتیجه ایجاد موانع و مشکلات سر راه نفوذ عناصر و نهادهای مدنی و ایجاد تاخیر قابل توجه در روی دگرگونی ارزشها، هنجارها و نهادهای موجود در این سکونتگاهها قابل توجه است. البته با توجه به گسترش نقش رسانههای جمعی و توسعهی چند رسانهایها، این مهم نیز جای تامل دارد. مجموعه نظریاتی که تحت عنوان بنیادگرایان دستهبندی کردهایم و شامل طیف گستردهای از نظریات نومارکسیستی (ساخت گرایان، شهرنشینی و وابستگی، شهر جهانی و. ..) میشود به طور اساسی متوجه بنیادها و ریشههای پدیدهی حاشیهنشینی بوده و بیش از هر چیز آن را به ساز و کارهای نظام سرمایهداری و تبعات شکل خاصی از آن (در برخورد با شرایط ویژه کشورهای تحت سلطه= سرمایهداری وابسته) نسبت میدهند. به نظر ما مجموعه نظریات بنیادگرایان تا حد زیادی، ریشهها و بنیادهای شکلگیری و رشد پدیده را توضیح داده و استدلال آنها در رابطه با وجود ارتباط تنگاتنگ بین نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع سوم و شکلگیری این سکونتگاهها قابل تامل بوده و چنان که خواهیم دید بیشتر نظریه پردازان ایرانی نیز به اشکال مختلف مبانی نظری خود را بر اساس همین دیدگاه استوار کردهاند. در این راستا ریشهی مساله را باید در شکل شهرنشینی، الگوی توسعهی اقتصادی- اجتماعی و در نتیجه: الگوی توسعهی شهری جستجو کرد. چنان که با تمرکز جمعیت و فعالیتهای اقتصادی در یک یا چند شهر اصلی، فقدان یک طیف در سلسله مراتب شهری و سکونتگاهی (گسست در نظام سکونتگاهی سرزمین) و در نتیجه فاصلهی عمیق بین شهر و روستا عملاً: سیل بنیان کن جمعیت روستایی را به سمت شهر مرکزی و مراکز اصلی روانه میکند که زیرساختها و شیوههای تولیدی آنها به درجهای از رشد و تکامل نرسیده است که قادر به جذب انبوه مهاجران روستایی باشد. همین روند تضادهای درونی جامعهی شهری را در رابطه با حمل و نقل، مسکن،زمین و انواع خدمات مصرفی تقویت میکند. بدیهی است که در این رابطه متغیر اصلی و بنیادی نظام سرمایهداری است و نقطه عطف تغییر و تحولات منجر به ایجاد پدیدهی حاشیهنشینی، به طور دقیق درست زمانی است که همنشینی نظامهای پیشین و نظام جدید جای خود را به غلبهی شیوههای جدید داده است. اما در این زمینه لازم میدانیم توضیح کاملتری از نظریهی وابستگی و شهرنشینی ارائه دهیم که تعریف شهرنشینی در جهان سوم، نوعی تحریف شهرنشینی است که نه ناشی از تولید و تقویت زیرساختهای تولیدی، دانش فنی و فنآوری مدرن بلکه متکی بر مصرف و مشاغل پادویی، دلالی، واسطهگری و به طور کل گسترش و تورمبخش خدمات است و این امر علت اصلی و متغیر مستقل مسائل و عوارض شهری و از جمله آلونکنشینی، سکونتگاههای غیررسمی و خودرو است. براساس این نظریه، ما نیز بر این باور هستیم که شکل و الگوی خاص شهرنشینی و شهرگرایی جهان در حال توسعه با تمرکز شدید جمعیت در واحد سطح و عدم امکان پاسخگویی به نیازها و خواستههای ساکنان در رابطه با زمین و مسکن و به طور کل نیازهای مسکونی در شهرها و به ویژه کلان شهرها است که مبنای شکلگیری بازار غیررسمی زمین و مسکن است و طیف گستردهای از مسکن غیررسمی را متناسب با توان مالی- اقتصادی و نیازهای اجتماعی و فرهنگی برای اقشار کم درآمد شهری را فراهم میکند. در عین حال اما مجموعه بررسیها، ما را به این نتیجه رسانده است که: الف- نگرش بنیادگرا دچار ضعف بنیادین در ارائه راهکارها و راه حل های لازم جهت ساماندهی و به سازی زندگی و سکونت در سکونتگاههای خودروی موجود بوده و این که به طور اصولی آنها تنها راه حل مساله را در تغییر ساختار حاکم برکار، تولید، توزیع و مصرف یعنی ساخت اقتصادی و در نهایت تغییر بنیادین جوامع میبینند و نسخههای مقطعی و موردی را فاقد کارایی لازم معرفی میکنند. این در حالی است که تجربهی گذشت سالها نشان میدهد که چنین تغییراتی بر فرض تحقق کامل، نیاز به سالها زمان دارد و طی این مدت نمیتوان پاسخگویی به مشکلات و مسائل این سکونتگاهها را به آیندهای مبهم محول کرد. ب- نگرش بنیادگرا نمیتوانند تفاوتهای موجود فرهنگی- اجتماعی جوامع و در نتیجه تفاوت در نوع و نحوهی پاسخ آنها به محرکهای محیطی و از جمله نیاز به مسکن و سکونت در شهر را به خوبی توضیح دهند. این مساله آنگاه بیشتر رخ می کند که شاهد شکلگیری و دگرگونی سکونتگاههای خودرو در اشکال و گونههای مختلفی هستیم که فراروند، ویژگیها و خاصههای متعدد و متنوعی دارند، به حدی که سنخ شناسی و دستهبندی آنها با مشکل جدی مواجه و بررسیهای متعدد میدانی حاکی از دخالت متغیرهای فرهنگی و اجتماعی خاص در شکلدهی آنهاست. نگرش هدفگرا به پدیدهی سکونتگاههای خودرو غالباً با بنیادها، ریشهها و عوامل دخیل در شکلگیری آنها کاری ندارد و از نقطه نظر تبیین کلان پدیده و در تحلیل نهایی، ریشه در نظریاتی دارد که ما آنها رامسالهگرا نام نهادهایم. اما آنها این مسالهی شهری را در هر حال به عنوان یک واقعیت پذیرفته و به دنبال راه حلها و راهکارهای بهینه سازی شرایط زندگی و سکونت هستند. در این مسیر نیز تجربیات سه دهه برخورد با این سکونتگاهها و بازتابهای آنها را بررسی و به این نتیجه رسیدهاند که در شرایط موجود و بر مبنای پیشنگری آیندهی نزدیک، امکان تغییرات بنیادین و اساسی در نظام اقتصادی و اجتماعی و زیرساختهای فرهنگی در بسیاری از جوامع جهان سوم، بسیار ضعیف و نامتحمل است. در چنین شرایطی باید به راهکارها و راه حلهایی که به صورت خود جوش و خود انگیخته از متن زندگی و سکونت کم درآمدها برآمده است، توجه کرد، آنها را توسعه داد و بر این اساس راه حلهای مبتنی بر توانمندسازی و ساماندهی و به سازی این سکونتگاهها را هدف قرار داد. ما براساس مجموعه بررسیها، نظریات اخیر را در رابطه با راه حلها و شیودی نگرش امروزین و منطبق بر شرایط تحول یافته و دگرگون شده سکونتگاههای خودرو پذیرفتهایم و فکر میکنیم که سکونتگاههای خودرو نوعی پاسخ به مسالهی مسکن و سکونت در منطقهی کلان شهری هستند که با توجه به بیاعتنایی برنامهریزی رسمی در جهان در حال توسعه، به نحو خود به خودی و خودجوش پاسخی در حد مقدور، ارائه دادهاند. این پاسخ در دامنهی توانها، خواستها، نیازها، ترجیحات و اولویتبندیهای آنان معنا یافته و شکل فضایی- کالبدی متناسب خود را یافته است. براین اساس نگرش مبتنی بر توانمندسازی و جلب مشارکت ساکنان را در برخورد با این سکونتگاهها و تبیین آنها مناسب میدانیم. اما در عین حال بر این باوریم که آن سوی دیگر این طیف نیز در غلطیدن به نوعی جبرگرایی نوین و پذیرش قطعی آن به عنوان راه حلی نهایی و تلقی آن به عنوان پدیدهای طبیعی و به هنجار است که به نظر ما نوعی افراط گرایی و گرایش به بنیادهای نظری این گونه نگرش (کارکردگرایی) میباشد. ما بر این باور هستیم که در عین پذیرش این سکونتگاهها به عنوان یک واقعیت عینی و نیازمند پاسخی مناسب در چهارچوب برنامهریزی و برنامهدار کردن حرکت خودجوش و مردمی آنها، از این واقعیت نیز نباید گریخت که در هر حال پیدایش آنها در جهان سوم معلول توسعهای ناموزون و نابرابر و ناهماهنگ بوده و حل نسبی مساله مسکن و سکونت کم درآمدها در قالب طرحهای توانمند سازی و به سازی کیفیت اسکان در این مکانها، در تحلیل نهایی نمیتواند راه حل نهایی، بنیادین و همبستگی، بحرانی باشد که ابعاد اساسی آن مساله اشتغال، درآمد و توزیع متعادل آن، مهاجرت و دانش فنی، امنیت شغلی و پایداری درآمد است. براین اساس فکر میکنیم که تبیین این پدیده با نگرش هدفگرا تنها به صورت پدیدهای موجود و در حال تحول و به عنوان یک واقعیت قابل قبول است. اما فرض آن به عنوان پدیدهای طبیعی و بهنجار در روال رشد و توسعهی شهر و پذیرش قطعی و نهایی آن به عنوان راه حل بنیادی حل مساله اسکان و سکونت کم درآمدها قابل پذیرش نیست. در ادامهی بحث به این مطلب باز خواهیم گشت. از بررسی مجموعه نگرشها و تجربیات به این نتیجه رسیدهایم که اصولاً یکی از دلایل سیر تطور نظری پیرامون پدیده مورد بررسی، هم تغییر در ماهیت پدیده چه به لحاظ شکلگیری نطفهی اولیه سکونتگاههای خودرو و چه از نظر سیر تحول و دگرگونی آن است. بنابراین قدرت توضیح نظریات و نگرشهای پیشین و میزان واقعگرایی آنها در تبیین پدیده کاهش مییابد. براین اساس دیدگاههای اخیر با وجود اشکالات مبنایی مورد اشاره، جهت تبیین موضوع پژوهش، بیشتر مورد استفاده قرار گرفتهاند. بر مبنای این نظریات روند، فرایند، ماهیت و ویژگیهای سکونتگاههای خودرو در طول دو دهه اخیر تحول یافته و آن چه بیش از پیش ضرورت مییابد تبیین این تغییرات و شناخت روند و فرایند حاکم بر آن است.[۷۹] ” جامعه ایران از دیرباز شاهد همزیستی سه نظام معیشتی بوده است که در کنار یکدیگر و متاثر از هم تا دوران معاصر به حیات خود ادامه دادهاند و فقط پس از قرار گرفتن ایران در چارچوب نظام سرمایهداری جهانی، ارتباط سنتی این سه نظام گسسته و دستخوش تغییر بنیادین شده است. این سه نظام به ترتیب پیدایش تاریخی خود عبارتند از : نظام ایلیاتی یا ایلنشینی، نظام مبتنی بر زراعت و یا روستا نشینی و بالاخره نظام شهر یا شهرنشینی. وجود ایل، اقدام به دامداری، استفاده از مراتع و حرکت دام و انسان همراه با جزیی کشاورزی از خصایص خاورمیانه است. به قول “کاستلو” زندگی ایلیاتی پاسخی طبیعی به رژیم آب و هوایی منطقه بوده است. زیرا باران و برف زمستانی به همراه سرمای گاه طولانی و طاقتفرسا و خشکی و گرمای تابستان حرکت دام و انسان را الزامی میسازد (Costello 1977:4-5) علاوه بر این، زندگی ایلیاتی امکان سازگاری جمعیت بیشتر با شرایط اقلیمی متغیر را فراهم آورد در کنار ایلات متحرک، روستانشینان ساکن بر زمین قرار دارند. در اکثر جوامع و پس از کشف کشاورزی، در حقیقت بخشی از جمعیت ایل نشینی ساکن شده روستانشینی اختیار کرده و به زراعت میپردازند. اما بخش قابل توجهی از سرزمین ایران در شمار مناطق خشک و نیمه خشک به شمار میرود براین اساس با منابع محدود آبرسانی چه برای بقاء تکنولوژی (عامل انسانی) نیز غلبه بر محدودیت طبیعی یاد شده را ناممکن ساخته است. در نتیجه، جمعیت در اکثر مناطق کشور میل به عدم تمرکز و بخش داشته است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 10:39:00 ق.ظ ]
|
|
علاوه بر سه ابزار قدرت هژمونیک گفتمان پهلویسم ، شاه برای تداوم پایه های قدرت خویش، اقدام به نظام «تکحزبی» نمود و در سال ۱۳۵۳ حزب رستاخیزرا تأسیس کرد.رشد و گسترش حزب رستاخیز موجب تشدید تسلط دولت بر طبقه متوسط حقوق بگیر ، طبقه کارگر شهری و توده روستایی و به ویژه نفوذ در بین طبقه مرفه به ویژه بازار و نهادهای مذهبی شد. (استمپل،۱۳۸۱: ۳۱-۳۸) حزب همزمان حمله خود را علیه مذهب آغاز نمود. حزب رستاخیز خرده گفتمانی بود که شاه را دال مرکزی خود قرار داد و علما را «مرتجعان سیاه قرون وسطایی» نامید. و به عنوان دگر یا غیر تلاش نمود تا آنها را به حاشیه رانده و قدرتشان را تضعیف نماید. در همین راستا ، حزب زنان را به نپوشیدن چادر تشویق کرد و اقدامات دیگرهمچون تسلط بر اوقاف ، ساواکی در آوردن ملاها، انحصاری کردن چاپ کتابهای مذهبی، تشکیل سپاه دانش ، دادن مقرری به آخوندهای درباری، فرستادن سپاه دین به روستاها برای بدبین کردن دهقانان نسبت به مراجع روستایی کشور. (امجد،۱۶۷: ۱۳۸۰)
 بنابراین، اقدامات حزب واکنش تند علما را در پی داشت، هدف گفتمان پهلویسم از تأسیس حزب، تقویت و نهادینه کردن هر چه بیشتر دال سلطنت و فراهم ساختن پایگاه اجتماعی گسترده برای دولت بود. اما عملکرد گفتمان پهلویسم به واسطه تشکیل حزب فاصله میان سلطنت و جامعه را افزایش داد ، نارضایتی گفتمان های متعدد را موجب شد و زمینه را برای تضعیف دالهای گفتمان پهلویسم فراهم آورد. در نتیجه در دهه آخر عمر گفتمان پهلویسم به علت افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی انتظارات مردم بالا رفت و شکاف میان وعدههای رژیم و انتظارات و دستاوردهای مردم شدت گرفت. تأثیرات منفی انقلاب سفید بر کشاورزان ، افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها به دلیل وجود امکانات و جویای کار و متعاقب آن استقرار آنها در حاشیه شهرها و افزایش حلبی آبادها ، افزایش آلودگیها ، کیفیت زندگی بیشتر خانوادهها را به شدت پایین آورد. فاصلهی طبقاتی به دلیل نابرابری قیمتها ، افزایش فقر و بیکاری ، افزایش واردات کالاهای لوکس غربی و عدم حمایت از تولیدات داخلی و…موجی از اعتراضات مردمی را به همراه داشت. ناکامی پهلویسم در مفصلبندی نیروهای اجتماعی و جذب تقاضاهای متنوع ، آن را به سمت سراشیبی سوق داد. (آبرهامیان ،همان :۴۵۸) به طوری که با گشودن فضای باز سیاسی بنا به درخواست و فشار های داخلی و خارجی ، اندکی از خشونت گفتمان حاکم کاسته شد و به گفتمان های مخالف اجازه حضور داده و زمینه بیقراری و فروپاشی گفتمان پهلویسم را فراهم آورد. غیریت سازی با گفتمان دینی غیریت باگفتمان دینی یکی دیگر از دالهای اساسی گفتمان پهلویسم بود. جلوگیری از اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطیت ، اشاعهی فساد و فحشا ، تقویت مذاهب و نحلههای ساختگی و مخالف اسلام مانند زرتشتیگری ، بهائیگری و فراماسونری ، ایجاد و تقویت حس ملیگرایی که در ممالک اسلامی همچون ایران مذهب که به عنوان مهمترین و قاطعترین عامل اتحاد است ، استضعاف فرهنگی همچون تحریف مفاهیم حرکت بخش و سازنده اسلامی ، دفاعیات سوال برانگیز از اسلام ،حذف اصطلاحات فقهی و عربی از فرهنگ جامعه ، تحققیر ارزشهای علمی- اسلام و بالاخره تضعیف روحانیت (روحانی، ۱۳۷۰:۱۳۸۴-۲۰۷ ). از مهمترین نشانه های غیریت سازی با گفتمان دینی بود. غرب گرایی یکی دیگر از دالهای اساسی در گفتمان پهلویسم دوم گرایش به غرب می باشد که با مفصل بندی با دیگر دال های این گفتمان توانستند حول دال مرکزی شاه به هژمونی برسند. روی کارآمدن شاه با حمایت آمریکاییان و انگلیسیها ، حمایت غرب به ویژه آمریکا در مورد خروج نیروهای شوروی از ایران ، تحمیل نخست وزیران متعدد از سوی آمریکا و انگلیس به محمد رضا شاه در زمینه بحران ملی کردن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، بازگرداندن شاه متواری بر اریکه قدرت ، اجرای دکترین کندی در مورد اصلاحات با عنوان انقلاب سفید ، اجرای دکترین نیکسون و ژاندارمی منطقه و ایجاد تزلزل در ارکان نظام شاه با اعلام دکترین حقوق بشر کارتر همگی از نشانه هایی هستند که وابستگی شاه را به غرب نشان میدهد. (حسینیان ،۱۳۸۸ : ۳۹۰) گرایش نظام سیاسی به غرب، به موازات غیریت سازی با گفتمان دینی نمود بیشتری داشت.شاه معتقد بود که زندگی غربی با الگوی ارزشهای اسلامی ایران هماهنگ است و اعلام کرد: «غربی کردن آرمان ماست و منافع ایران در اتحاد با غرب به بهترین وجه تأمین میشود.» (مایکل ،۱۳۷۱: ۱۹۶) عدم تمایز مدرنیسم و غرب و کوشش برای تحمیل الگوهای غربی توسعه برجامعه ایی کاملاً متفاوت، ناشی از نگرش گفتمان پهلویسم به غرب بود. شاه و دولتمردان وی چنان در غربزدگی پیش رفتندکه ایدئولوژی حکومت پهلوی را منطبق با ایدئولوژی بلوک غرب اعلام کردند. گرایش و وابستگی به آمریکا یکی دیگر از نشانههای عینی غربگرایی در ایران است. به طوری که تغییر روشها در سیاست خارجی آمریکا و ظهور روسای جمهور و دکترین های جدید ، سیاست داخلی ایران را نیزبه شدت دستخوش تغییر می کرد ودالهای اصلی گفتمان پهلویسم را متزلزل می ساخت. برای نمونه دکترین حقوق بشر کارتر دال تمرکز گرایی استبدادی گفتمان پهلویسم به چالش کشاند.در همین چارچوب می توان اجرای سیاست فضای باز سیاسی در دهه پنجاه را متأثر از دکترین فوق تحلیل نمود. در دهه چهل به ویژه طی سالهای۴۳-۵۶ به دلیل سیاستهای توسعه طلبانه اجتماعی و اقتصادی محمد رضا شاه درآمدهای نفتی افزایش یافت به طوری که در سال ،۱۳۵۶ کل درآمدها از فروش نفت به ۳۸ میلیارد دلار رسید. رقم بالایی از آن درآمدها صرف اسراف کاری های سلطنتی، بنا کردن قصرها ، مصارف اداری ،خرید سلاح و… .می شد و مقادیری هم به بخشهای مولد اقتصاد جامعه تزریق می گردید.رشد تولید ناخالص ملی در طی دوران هژمونی گفتمان پهلویسم به ویژه در سال ۱۳۵۲ بالغ بر ۳۰ درصد می رسید. (آبراهامیان ، همان :۵۲۵) با افزایش درآمدهای نفتی میزان قدرت انحصاری پهلویسم افزایش یافت و با افزایش قدرت انحصاری میزان پاسخ گویی به مردم و ذی نفعهای اقتصادی نیز کاهش یافت. منابع عظیم رانتی در دهه ۵۰ چنان قدرتی به شاه داده بود که به آسانی و از طریق توزیع فرصت های رانتی برای جلب حمایت نخبگان و دولتمردان هم فکر خود و در نتیجه ثبات بیشتر حکومت از آن استفاده میکرد. اما با همه این اوصاف ،آنچه در ساختار درون گفتمانی رژیم پهلوی نمود داشت: دولت فاقد مدیریت و نظم ساختاری برای پیشبرد روند توسعه و ایجاد نهادهای مورد نیاز توسعه بود. حضور گروهها و افراد سودجو و منفعت طلب در قدرت، عمل کردن در جهت طبقات ماقبل سرمایهداری، اقتدار و دیکتاتوری شخصی، عدم نهادسازیی مناسب در جهت توسعه و در نتیجه اصلاحات ارضی ناقص (جدای از اهداف این اصلاحات ) از جمله مواردی است که نشان دهنده عدم وجود اراده کافی برای پیشبرد توسعه اقتصادی –اجتماعی در دوران حکومت پهلویسم را نشان می داد. (عباسی، ۱۳۸۳ : ۲۱۰-۲۰۹) به طور کلی، سه ویژگی استبداد، فساد سیاسی و اداری و دخیل بودن ملاحظات سیاسی و رویاهای بلند پروازانه در برنامههای اقتصادی و عدم استقلال نهادهای اقتصادی و برنامهریزی، کنترل کامل بخش خصوصی از یک طرف و شیوع فساد مالی و استفاده از اموال عمومی در جهت منافع شخصی ، گسترش رانت اقتصادی در میان درباریان و اعطای مناصب اداری و پروژهها و امتیازات اقتصادی از طرف دیگر هرگونه مجالی را برای توسعه و نوآوری از بین میبرد. علاوه برآن دخالتهای گاه و بیگاه شاه در برنامههای توسعه که ناشی از رویاهای بلند پروازانه وی و توهم حرکت به سوی دروازههای تمدن بزرگ بود ، از جمله ویژگیها و مولفههای حکومت پهلویسم را نشان میدهد. همین عوامل بودند که زمینه شکلگیری گفتمانهای مخالف رژیم به ویژه گفتمانهای مبارز دینی را فراهم آورده و سبب به حاشیه راندن گفتمان پهلویسم می شوند. تدوین و ارائه طرح انقلاب سفید ( لوایح دوازدهگانه )که به انقلاب شاه و ملت معروف بود شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خاصی را بر ایران حاکم کرد . بخش کشاورزی از طریق اصلاحات ارضی توسعه گستردهای یافت. روابط و مناسبات ارباب رعیتی در جهت روابط و مناسبات سرمایه داری قرار گرفت و مزارع کشت و صنعت ، قطبهای کشاورزی ، شرکت های سهامی زراعی با روش جدید کشاورزی یکی پس از دیگری پدید آمدند. «مقصود واقعی از این اصلاحات ایجاد نظام جدیدی از درون نظام قدیمی بود به گونهای که به بهترین وجه در خدمت منافع بورژوازی وابسته و درحال رشد داخلی و سرمایه انحصاری غرب قرار گیرد. قرار بود شاه با وارد کردن بخش کشاورزی ایران در اقتصاد ملی جهانی و با فراهم آوردن امکان رشد کشت و صنعت و تبدیل کشاورزان از جا کنده شده و اضافی به لومپن پرولتاریا و گروهی از کارگران صنعتی به عنوان یک پیوند دهند عمل کند. مقصود از برنامه اصلاحات ارضی نیز این بود که کشاورزان به دو گروه دارای زمین و فاقد زمین تقسیم شوند و شانس وحدت کشاورزان و دست زدن به یک انقلاب دهقانی کاهش یابد. » (امیراحمدی ، ۱۳۸۱ :۱۶۶ ) اصلاحات ارضی در چند مرحله به اجرا در آمد اما جنبه اصلاحات کشاورزی برنامه اصلاحات ارضی ضعیف بود بنابراین در پایان اجرای این برنامه اهداف این طرح تحقق نیافت. این اهداف عبات بوند از: «رشد و توسعه امور زراعی و کشاورزی در جهت تأمین نیازمندیهای مردم و کاهش وابستگی ایران به محصولات کشاورزی وارداتی. این اهداف نه تنها تحقق نیافت بلکه نیاز ایران به واردات کشاورزی را افزونتر کرد.» ( سیفاللهی ، ۱۳۷۴ : ۸۶ ) فقیرتر شدن میلیون روستایی، سیر صعودی بیکاری، کار با مزد کم در طی دهه ۱۹۶۰ و آبیاری ناکافی، رشد فرآوردههای کشاورزی در سال تنها دو درصد بود، حال آنکه سالانه سه درصد بر تعداد جمعیت و شش درصد بر خرج زندگی افزوده میشد. بنابراین میتوان گفت که عملکرد بخش کشاورزی چندان چشمگیر نبود. این اصلاحات کامل نبودند. اصلاحات ارضی وضعیت کشاورزان بدون زمین را تغییر نداد، این عده مستأجرین زمین بودند که صرفا کار خود را در معرض فروش قرار میدادند و کارگران با حقوق ثابت یا موقتی بودند. این گروه ۴۰ تا ۵۰ درصد از افراد روستایی را در بر میگرفت. «بخش صنعت در این دوره با برنامهها و طرحهای گستردهای که از طرف اقتصاد جهانی ارائه میشد تغیرات وسیعی را شاهد بود. حمایتهای همه جانبه دولت از این بخش از دهه ۴۰ به بعد افزایش یافت.» به تدریج رشتههای صنعتی گوناگون با برخورداری از حمایتهای همه جانبه دولت و مشارکت مستقیم و غیر مستقیم شرکتهای انحصاری خارجی تأسیس شد. صنایع اتومبیلسازی و صنایع تولید رنگ ،دارو ، فرآوردهای پتروشیمی، لاستیک ،رادیو و تلویزیون و غیره عرصههای مختلف فعالیت صنعتی در ایران را تسخیر کردند. (رزاقی ، ۱۳۸۱ :۲۲ ) «بخش صنعت که محور اصلی توجه به مدیریت سیاسی و برنامههای عمرانی بودند در این دوره از رشد و توسعه قابل توجهی برخوردار شد. در سال ۱۳۴۷ رشد صنعتی به ۱۴ درصد و در سال ۳-۱۳۵۲ به ۱۷درصد رسید و بیشتر واحدهای صنعتی از رشد بالایی برخوردار شدند. در اواخر این دوره حدود دو میلیون نفر در واحدهای تولید صنعتی مشغول به کار شدند و نسبت اشتغال در بخش صنعت از ۹/۱۹ در صد به ۳۰ در صد رسید. تولیدات صنایع مصرفی از قبیل پارچه بافی ، سیمان و قند چندین برابر افزایش یافت. تولیدات پارچه های نخی بین سال های ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۱ به ۷ برابر رسید و به کشورهای همسایه نیز صادر شد.» (سیفاللهی ،۱۳۷۴ :۸۷) کارخانههای تولید کننده کالاهای مصرفی، واسطهای سرمایه بر و سنگین یکی پس از دیگری در قطبهای صنعتی و اقتصادی کشور تأسیس شد و نیروهای ماهر و غیر ماهر شهری و مهاجرین روستایی را جذب کرد. خصوصیت عمده این نوع صنایع مصرفی بودن و وابستگی آنها از نظر مواد اولیه، قطعات، ماشین آلات نیروی انسانی متخصص و در نتیجه وابستگی تولید به خارج بود. اگر در دورههای تاریخ گذشته مراکز صنعتی (نخست روسیه و انگلیس و آلمان و به ویژه آمریکا) و انحصارهای فراملیتی تداوم و صادرات نفت خام و واردات کالا به ایران را با توسل به وسایل گوناگون دنبال میکردند. اکنون با ساختاری شدن وابستگی در صنعت نفت و دیگر بخشهای صنعت ،کشاورزی و خدمات، نیروهای داخلی و دلالان سودجو برای ادامه حیات خود بر تداوم مصف و ادامه روابط اقتصادی به روال گذشته تأکید کرده و وارستگی را بیش از پیش توسعه می دادند. (رزاقی ،۱۳۸۱: ۲۳ ) اگر چه بخش صنعت در این سالها تغییرات زیادی را شاهد بوده است ولی ماهیت آن مانند دورههای گذشته تحت تأثیر سه عامل اصل یعنی دولت، درآمد حاصل از فروش نفت و اقتصاد جهانی قرار داشت. دولت تمام سرمایه گذاری بخش صنایع سنگین و سرمایهبر را خود بر عهده داشت و سایر سرمایه گذاریها نیز زیر نظر دولت صوری میگرفت. فروش نفت به خصوص در این دوره از اهمیت بالایی در پیشبرد طرح های اقتصادی داشته است. به دنبال افزایش بهای نفت در اوایل دهه ۵۰ بلند پروازیهای حرکت به سوی تمدن بزرگ اثرات خود را بیشتر از گذشته نشان میداد. از طرفی دیگر صنعت ایران مانند سایر کشورهای پیرامونی تحت تاثیر مستقیم رشد و گسترش اقتصاد جهانی قرار داشت . برنامههای توسعهی عمرانی ایران بر اساس توصیههای سازمانها و مؤسسات بین المللی و جوامع زیر نفود اقتصاد جهانی تنظیم شد وامها و کمکهای اقتصادی ، نظامی و سیاسی این سازمانها، پایه و اساس رشد و توسعهی اقتصاد سرمایهداری پیرامونی و صنعت وابسته ایران بود. (سیفاللهی، ۱۳۷۴ : ۸۹ ) در نهایت این فرایند توسعه، وضعیت طبقاتی ایران تغییر داد. سرمایهداری بینالمللی همگام با دولت موقعیت برتری را جهت کنترل بخشهای کلیدی اقتصاد به دست آورد. بورژوازی وابسته نیز کاملا همبسته و تحت سلطه سرمایهداری بینالمللی قرار داشت این طبقه متشکل از ۱۰۰۰ خانواده شامل خانوادهای اشرافی و درباری، صاحبان بانکهای خصوصی و مراکز بازرگانی جدید، صاحبان صنایع و دستاندرکاران تجارت کشاورزی بود. (معدل، ۱۳۸۲ : ۸۳) ذینفعهای اصلی توسعه اقتصادی در دهه ۴۰ و ۵۰ سرمایه داران بین المللی وابستهای بودند که در پناه حمایتهای دولت قادر بودند بر اقتصاد تسلط یافته و سود کلانی به دست آورند. اینان اغلب با سرمایه نسبتاً اندک خود چنان قدرتی یافته بودند که سرمایه عمومی و سایر امکانات را برای عرضه اتومبیلهای مونتاژ شده و غیره به کار میگرفتند تا پیشرفت اقتصادی ایران را به نمایش گذاشته و طبقه وابستگان دولت را خوشحال نگه دارند ولی در عوض سود سرشاری را نصیب خود میکردند. از طرف دیگر افزایش واردات به منظور پاسخ به تقاضاهای روزافزون و در نتیجه «تغییر الگوی مصرف و عادت دادن مردم به استفاده از کالاهایی که امکان تولید آن در کشور موجود نبود کل زندگی اقتصادی، اجتماع و فرهنگی ایران را با انحصارات غربی پیوند داد تا آنجا که نه تنها برای به حرکت در آوردن چرخ صنایع بلکه برای هرگونه فعالیتی اعم از تولیدی و خدماتی ، نیازها از طریق واردات تأمین میشد. پس صنایع وابسته پیشاهنگ وابستگی اقتصادی در ایران محسوب میشوند.» (ابریشمی ، ۱۳۷۵: ۴۴) توسعهی صنعت کشور طی سالهای قبل از انقلاب اسلامی ایران و به ویژه در برنامههای اول، دوم و سوم بر مبنای ایجاد و توسعه صنایع مصرفی استوار بود و قاعدتاً با گسترش کامل صنایع مصرفی و مونتاژ رفته رفته وابستگی شدید به واردات، فقدان هرگونه عمق در تولید صنعتی و فقدان رابطه منطقی میان بخش صنعت با سایر بخش صنعت با سایر بخشهای اقتصاد ملی و زیر بخشهای صنعت از جمله ویژگیهای نظام صنعتی کشورگردید. صنایع کشور همچنان از ضعف ساختار برخوردار بوده و اغلب بر صنایع مونتاژ تکیه شده بود. در پی تغییر الگوی مصرف که از زمان اصلاحات ارضی در کشور شروع شد، صنایع مونتاژ سرمایه بر در مقیاسهای بزرگ با حمایت بیدریغ از بخش خصوصی وابسته به قدرتهای داخلی و بینالمللی، در تهران و اطراف آن استقرار یافت. پیشبینی برنامه در مورد بکارگیری تکنولوژی و رشد تولیدات صنعتی بسیار دورتر از واقعیتهای موجود بود و این ناکامی سیاست صنعتی دولت را در پی داشت در حالی که برنامه ریزان پیشبینی میکردند که در برنامه پنجم تولیدات صنعتی در سطحی بالاتر از تقاضای بازار داخلی یا حداقل مساوی آن خواهد بود در عمل این تولیدات کفاف مصرف داخلی را ندارد و تکنولوژی تولید همچنان وابسته و عقب مانده بود. ناکارآمدی اقتصادی رژیم پهلوی به گونهای بروز کرده بود که بسیاری از محققان و نویسندگان آن را علت اصلی سقوط رژیم دانستهاند . به این صورت که آنچه از سوی رژیم به عنوان توسعه اقتصادی تبلیغ میشد چیزی جز رشد اقتصادی ناموزون نبود. این رشد که با اتکا بر درآمدهای نفتی و کمکهای مالی آمریکا صورت می گرفت. بدیهی است که با هر گونه کاهش و یا نوسان در این منابع رشد مذکور نیز متوقف میشد و به علت تضعیف سیاستهای رفاهی موجبات نارضایتی مردم را فراهم میکرد. از اواسط دهه ۵۰ رشد و توسعه اقتصادی ناموزون و ناهماهنگ و دگرگونی سرسامآور بخشهای اقتصادی و نیز تأثیرپذیری از اقتصاد جهانی چهره نامطلوب خود را نشان داد. علی رغم تبلیغات رژیم شاه در زمینه دستاوردهای عظیم اقتصادی واقعیات خبر از ناکامی اقتصادی میداد. این ناکامیها در اواخر عمر رژیم نمود بیشتری داشت و این در واقع ناپایداری رشد اقتصادی سالهای قبل از بحران اقتصادی که ناشی از رشد بیرویه قیمت نفت بود را نشان میداد حتی در طول برنامهی پنجم ۱۳۵۷-۱۳۵۲ که به علت افزایش قیمت نفت رشد اقتصادی افزایش یافته بود و تفکر حرکت به سوی دروازهای تمدن بزرگ در ذهن شاه شکل گرفته بود، میزان برخورداری از رشد اقتصادی برای همه یکسان نبود واین نوع توسعه دوگانگی اقتصادی بین بخش سنتی و مدرن را افزایش داده بود. در بخشی از طرحهای این دوره تأسیسات صنعتی مدرن قرار داشت که در کنار بخش سنتی اقتصاد بنا شده بود. بحرانهای اقتصادی در اواخر رژیم شاه و مخصوصاً به دنبال کاهش بهای نفت و ناکارآمدی دولت ، زمینه سقوط آن را فراهم کرده بود. دولت برای تأمین بودجه برنامهها و طرحهای اقتصادی با مشکلات زیادی روبرو شد. تورم و کمبود بعضی از اقلام غذایی از تبعات بحران اقتصادی بود . رشد بیرویه قیمت خدمات شهری و افزایش هزینه زندگی که از پیامدهای تمرکز توسعه در شهرها و مهاجرت بیرویه و فساد اقتصادی بود موجبات نارضایتی بخشهای وسیعی از جامعه را فراهم کرد. سیاست رفاهی رژیم با کاهش درآمدهای نفتی به بن بست رسیده بود. آهنگ شتابان مهاجرت روستائیان به شهرها به خاطر بی توجهی دولت به آنان و از سوی دیگر نیاز شهرها به ویژه تهران به کارگر سبب خالی شدن روستاها از سکنه و رکود بیشتر بخش کشاورزی و افزایش بهای محصولات این بخش شد. در نیمه دوم سال ۱۳۵۶ تورم به ۴۰ در صد رسید ، نرخ رشد صنایع غیر نفتی از ۱/۱۴ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۴/۹ درصد در سال ۱۳۵۶ تنزل یافت. ( رهبری ، ۱۳۸۴ : ۱۶۱ ) در دهه های ۴۰ و ۵۰ شاه ظاهراً ضرورتی برای نگرانی در خصوص احتمال یک دگرگونی انقلابی جدی برای حکومتش نمیدید و به نظر میرسید حکومتش با ثبات است. گروه های چپ و جبهه ملی به نحو مؤثری تضعیف شده بودند . اما روند نارضایتی فرهنگی و سیاسی با مشکلات اقتصادی نیز تشدید شد و این روند به رهبری همه جانبه امام خمینی شدت بیشتری به خود گرفت. علاوه بر این، سیاست های دولت برای حل مشکلات اقتصادی همانند مبارزه با گران فروشی و کاهش هزینه اجتماعی نتیجه معکوس داد و به نارضایتی عمومی دامن میزد. آغاز به کار دولت کارتر و افزایش فشار بین المللی بر شاه برای کاهش کنترل سیاسی منجر به آن شد که رهبری امام خمینی و مردم سرعت و شدت اعتراضات و مبارزات خود را برضد رژیم افزایش بخشند. در انتها به عقیده کاتوزیان «آنچه در ایران رخ داد نه پیشرفت اجتماعی و اقتصادی بود و نه مدرنیسم، بلکه شبه مدرنیسمی بوده که عواید نفت آن را تسریع کرد. به همین شکل تغییرات ساختاری اقتصاد نیز نه به علت شهر نشینی که به واسطه شهرزدگی بود . هنگامی که کشور در آستانه دروازه های تمدن بزگ قرار داشت سهم کل تولیدات صنعتی (شامل تولیدات دستی و روستایی و سنتی) در تولید ناخالص داخلی غیر نفتی ۲۰ درصد بود. در حالی که سهم خدمات ۵۶ درصد بود . با این همه حمل و نقل شهری در همه جا به ویژه تهران به قدری خراب بود که غیر قابل توصیف است وضع مسکونی جز برای وابستگان دولت و جامعه تجار یا وحشتناک بود و یا مشکلی هولناک . خدمات درمانی و بهداشتی برای اغنیاء بسیار گران و نامطمئن بود و برای فقرا گران و خطرناک» (کاتوزیان ، ۱۳۷۲: ۳۲۳ ) در حقیقت گفتمان پهلویسم در بین سال های ۴۲-۵۶ بر اساس مفصل بندیِ جدید دال های خود به ساماندهی اداره جامعه ایران پرداخت. جمع بندی: با توجه به مطالب فوق، به طور خلاصه میتوان گفت که؛ گفتمان پهلویسم در پی ناکامی گفتمان مشروط سر برآورد. در ابتدا خصلتی استعاری به خود گرفت به طوری که به منظور جلب نظر نیروهای مذهبی در مراسم مذهبی شرکت می نمود و به دیدار علما میشتافت. اما پس از به قدرت رسیدن به یکباره تغییر رویه داد و با برجسته کردن دالهای سکولاریسم، ناسیونالیسم شاهنشاهی، غربگرایی، حول دال سلطنت، خصلتی خاص گرایانه پیدا کرد. اقدامات وی در راستای مذهب ستیزی و به حاشیه رانده شدن نهاد مذهب، خشم بسیاری از علما را برانگیخت، به طوری که نیروهای به حاشیه رانده شده به دنبال بدیل دیگری برای سلطنت بودند، تا این که با اشغال ایران توسط متفقین گفتمان پهلوی اول به حاشیه رانده شد و محمد رضا شاه به عنوان سوژه سیاسی گفتمان پهلوی دوم سر برآورد. اما این گفتمان نیز پس از مدتی از خصلت عامگرایانه فاصله گرفت و به بازسازی دالهای گفتمان خود حول دال سلطنت پرداخت. شاه با برجسته کردن هر یک از دالهای گفتمان خود از قبیل سکولاریسم، غربگرایی، ناسیونالیسم و غیره، دست به یک سری اقدامات شبه مدرنیستی زد. در راستای همین اقدامات شبه مدرنیستی گفتمان پهلویسم اول بود که از دهه ۴۰ ، گفتمانهای مبارز دینی پا به عرصه ظهور گذاشته و هریک تلاش نمودند تا نظام معنایی خود را در جهت طرد و غیریتسازی با گفتمان هژمون پهلویسم شکل دهند. که البته در فصل آینده به آن خواهیم پرداخت. فصل ششم ظهور و تحول گفتمانهای مبارز دینی دهه های ۴۰ و ۵۰ مقدمه: در این فصل ما به دنبال پاسخ گویی به این سوال فرضیه پژوهش هستیم که ، چرا و چگونه گفتمان های دینی از دهه چهل به بعد پا به عرصه منازعه گفتمانی نهادند؟ زمینه های شکل گیری آنها چه بود؟ تولیدکنندگان آنها چه کسانی اند؟ ودارای چه ویژ گی هایی هستند؟ برهمین اساس برای پاسخ گویی به سوالات فوق ، در ابتدا به زمینه های ظهور این گفتمان ها در دهه های ۴۰ و ۵۰ خواهیم پرداخت. زمینههای ظهور گفتمانهای مبارز دینی در دهه های ۴۰ و۵۰ ۱- ناکارآمدی گفتمان پهلویسم به دلیل عدم همخوانی مؤلفههای گفتمان پهلویسم با مؤلفههای جامعه مذهبی ایران، زمینه برای شکلگیری گفتمانهای مبارز دینی و به چالش کشیدن دالهای گفتمان مذکور فراهم آمد. از همین رو یکی از دالهای مطرح شده در گفتمان پهلویسم ناسیونالیسم افراطی بود.ترویج ایدئولوژی ناسیونالیسم افراطی از سوی محمد رضا شاه مبتنی بر باستانگرایی آریایی بخش مهمی از تاریخ تمدن ایران را پشت پا میزد و از سوی دیگر خاستگاه دینی و اسلامی مردم را نادیده میانگاشت. (شهبازی، ۱۳۷۷: ۱۳۸). به عبارت دیگر با ارج نهادن و الگو قراردادن تاریخ تمدن قبل از اسلام بسیاری از دستاوردها و ارزشهای بزرگ اجتماعی و فرهنگی کمرنگ و یا نادیده انگاشته شد. به طوری که در کشوری که «ناسیون» و مفهوم اروپایی ملیت هرگز وجود نداشت ، مفهومی تنگنظرانه از «ملت ایران» جعل شد.این هیچ ثمری نداشت و فقط در میان واحدهای فرهنگی ایران که همواره جامعه ی هماهنگ ایران را به پا داشته بودند، تخم نفاق افشاند. (کاتوزیان ، ۱۳۷۲ : ۱۵۰) یکی از اقدامات پهلوی در جهت مشروعیت بخشی خویش و متعاقب آن ترویج ایدئولوژی ناسیونالیسم افراطی، لقب دادن خود با عنوان «آریا مهر» بود. ( حسینیان،۱۳۸۸ :۴۱۶) او خود را شاهنشاه مینامید و همچون پدرش، نام خانوادگی «پهلوی »را که شکوه تاریخی داشت برگزید.( کاتم ،۱۳۷۱: ۴۱۵) از همین رو وی برای ترویج این ایدئولوژی به طرد و غیریت سازی با گفتمانهای مخالف میپرداخت برای خلع سلاح کردن آنها مفاهمیم جدیدی خلق میکرد. در مقابل، ناسیونالیسم راستگرایان، «ناسیونالیسم مثبت »را طرح کرد.(حسینیان،همانمنبع : ۴۱۷) وی ناسیونالیستها را دو نوع میدانست : «میهنپرستان واقعی و آنهایی که به دورغ خود را وطن پرست جلوه میدهند.» (پهلوی ، ۱۳۴۹ : ۲۰۴). ارج نهادن به اهمیت ناسیونالیسم مثبت کارویژه مهمی بود که از طریق طرد فرهنگ «کهنه پرستی »- اعتقادات اصیل دینی و سنتی و «دشمنی با غرب»- ناسیونالیسم منفی- معنا می یافت و حتی فضای فکری فراهم می آورد که در آن بتوان روحیات جهان گراوطنی اقوام ایرانی را در حوزهی دین ،ادبیات و به طور کلی فرهنگ عامه باز تعریف و باز اندیشی نمود.(آصف ، ۱۳۸۴ : ۳۴۷) وی برای طرح ناسیسونالیسم مثبت دو هدف را دنبال میکرد: اول طرد و به حاشیه راندن گفتمان ملی گرای لیبرال که آن را در دسته دوم یعنی ناسیونالیم مثبت جای داده بود و دوم توجیه روابط حقارت آمیز خود با بیگانگان. (حسینیان ،۱۳۸۸: ۴۱۷) ترویج ناسیونالیسم افراطی گفتمان پهلویسم در واقع ایرانگرایی قبل از اسلام ، زرتشت گرایی ، غربگرایی و حمایت از بهاییان و فرامانوسری ، بی بندو باری را به تصویر می کشید به طوری که با راه اندازی جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و هزینه ی گزافی که بابت آن پرداخت شد ، تغییر تاریخ هجری پیامبر(ص) به تاریخ شاهنشاهی کوروش (عیوضی، همان منبع : ۱۳۸)، سعی در خصم ، طرد و غیرت سازی ارزشهای اسلامی و به حاشیه رانی نیروهای مذهبی داشت. به طور کلی می توان گفت که ناسیونالیسم افراطی و باستان گرایی در گفتمان پهلویسم ، توجیه کننده روند مدرنزاسیون و مبنای مشروعیت بخشی بود. گفتمان پهلویسم دوم، در ادامه راه پهلوی اول ، شأنی تاریخی- باستانی برای خود قائل بودکه آن را به عهد پادشاهان کیانی ساسانی و پیش تر از آن ارجاع میداد. در این میان شاه بنا بر ضرورت تاریخ، منجی ایران و مجری اصلاحات معرفی می شد. کسی که قرار است در قالب سلطنت پادشاهی قافله سالار اصلاحات در ایران باشد و حرکت ملی به سوی جامعهایی مدرن را رهبری کند.در این روند مدرنزاسیون رژیم پهلوی ، هر ایده یا جریان مخالف ، به معنای طرد و غیریت سازی با گفتمان پهلویسم بود.(آصف ،۱۳۸۴ :۳۴۸-۳۴۹) یکی دیگر از دالهای گفتمان پهلویسم که با مولفه های جامعه سنتی ومذهبی ایران همخوانی نداشت رواج غربگرایی بود. اقدامات فرهنگی رژیم پهلوی امکان نسبی برای واژگونی فرهنگ و عادات و روابط ایرانیان را فراهم ساخت و با ترویج فرهنگ و مظاهر تمدن غربی پیش از هرچیز به فرهنگ مصرفگرایی دامن زد، از یک سو مردم به دستگاههای بیارادهی مصرف تبدیل شده بودند و در حقیقت هر لحظه در پرتو تششع کالا و یا تمایل تازهایی قرار میگرفتند. از سوی دیگر ، ارتباط جامعه با سنن و عناصر هویت ملی نیز تضعیف میشد و به جای اخلاق، دینداری و روابط اجتماعی سنتی ، هنجارهای اخلاقی، بزهکاری، فحشا و تقلیدهای بیمحتوا ، رایج گشته بود. (رضوی ، ۱۳۷۶ : ۵۱) افزایش بهای نفت و سرریز شدن درآمدها ، باعث شد تا بسیاری از کالاهای مصرفی به کشور وارد شود. این واردات کالا، تبلیغات خاصی با هدف ترویج الگوی خاص مصرف شبیه الگوی غرب را به همراه داشت که منجر به بروز تحولاتی در الگوی مصرف خانوار ایرانی و تغییر تحولاتی در حوزههای اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی شد. (ملک محمدی ،۱۳۸۱ : ۹۹) به طوری که گرایش به سوی الگوهای مصرفی غرب بدون توجه به زیرساختهای اقتصادی و فرهنگی کشور همراه بود. (رزاقی ،۱۳۷۴ : ۶۳) یکی از مشکلات اساسی که در گفتمان پهلویسم نمود داشت؛ اولاً درک نادرستی از مدرنیسم و غرب بود. به جای جوهرهی مدرنیسم که تعقل و آزادی است، به پوسته غرب یعنی آنچه امروز بدان بیقیدو بندی میگویند ، متوسل گشت و ثانیاً درک درستی از فرهنگ بومی و اسلامی نداشت و به جای تأمل سنت و مدرنیسم ، آن را تبدیل به ضدیت با آن دو نمود. (رهبری،۱۳۷۹: ۲۴۰) بدین ترتیب میتوان گفت؛ که توسعه فرهنگ غربی در کشور توسط شاه که نوعی تهاجم به ارزشها و باورهای مورد قبول مردم بود، موجب شداقشار سنتی و مذهبی جامعه احساس خطر کنند به طوری که حتی زنگ خطر رابرای افراد و اقشار بی تفاوت جامعه نیز به صدا درآورد. سکولاریسم یا (جدایی دین از سیاست) یکی دیگر از دالهای گفتمان پهلویسم است که در جهت طرد و غیریتسازی با مولفههای مذهبی جامعه ایران شکل گرفت. گفتمان شبه مدرنیسم پهلوی با تأکید بر جدایی دین از سیاست و محدود کردن فعالیتهای دینی که سبب تجاوز به حریم خصوصی عقاید ایرانیان و با هدف زدودن افکار اسلامی بود، زمینه سیاسی شدن مذهب را فراهم ساخت. (رهبری ،۱۳۸۴: ۷۶) بدین ترتیب که طرد و غیریتسازی با سنتهای دینی یکی از دلایل اصلی عدم هارمونی گفتمان پهلویسم بودکه زمینه های ظهور گفتمان های مبارزدینی در دهه های چهل و پنجاه را فراهم کرد. چرا که سنت یکی از عناصر عمدهی فرهنگ و میراث کلی جامعه است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد. و مردم رفتار و کردارشان تحت تأثیر سنتهاست. محمدرضا شاه سنتگرایی را مغایر با نوگرایی میدانست و این امر بین ساخت قدرت سیاسی و مردم جدایی ایجاد کرد. وی در رأس مبارزات ضد سنتی خویش، منزوی ساختن دین، ترویج سکولاریسم را سرلوحه ی خود قرارداده بود.شاه از یک سو سعی داشت کشور را به سرعت به صورت مدرن درآوردو از سوی دیگر هر چه بیشتر پیش می رفت، از هم گسیختگی حوزه مدنی با دولت بیشتر می شد. (عیوضی ، ۱۳۸۰ :۷۳-۷۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل سوم: مواد و روشها ۳- مواد و روشها در این آزمایش مخلوطهای مختلف بستر حاصل از کمپوست فضولات کرم ابریشم، ضایعات چای، پوست برنج، پرلیت و کوکوپیت که به نسبتهای مختلف با هم مخلوط شده بودند، برای پرورش گیاه زینتی سینگونیوم پودوفیلوم[۵۸] و اختصاصاً اثر کمپوست فضولات کرم ابریشم در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۲۴ تیمار در ۳ تکرار در یکی از گلخانههای ایستگاه تحقیقات گل و گیاهان زینتی لاهیجان مورد بررسی انجام گرفت. شاخصهای رشد که در این آزمایش مورد بررسی قرار گرفتند عبارت بودند از: تعداد برگ، ارتفاع گیاه، تعداد شاخههای جانبی، طول و عرض برگ، شاخص سطح برگ، شاخص کلروفیل برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی.
 ۳-۱- تهیه گیاه قلمههای گیاه سینگونیوم از گلخانه ایستگاه تحقیقات گل و گیاهان زینتی لاهیجان در آذر ماه سال ۱۳۹۰ تهیه شد. سعی شد که قلمهها یک اندازه گرفته شود هر قلمه دارای یک جوانه بود که در گلدانهای نشایی کشت شدند، گلدانها به گلخانه انتقال داده شد و جهت تأمین رطوبت و درجه حرارت روی آنها با پلاستیک پوشانده شد.
۳-۲- زمان اجرای طرح این آزمایش از تاریخ ۱۲/۴/۹۰ شروع و تا پایان بهمن ماه ۹۱ به طول انجامید. ۳-۳- تهیه و آماده سازی بسترهای کشت در این آزمایش کمپوست تهیه شده از فضولات کرم ابریشم در ایستگاه تحقیقات گل و گیاهان زینتی لاهیجان با تأکید بر ضایعات کشاورزی منطقه گیلان برای یافتن اثر بخشی این ضایعات در بهترین بستر کشت برای پرورش گیاهان زینتی از جمله سینگونیوم پودوفیلوم مورد استفاده قرار گرفت. ۳-۳-۱- کمپوست فضولات کرم ابریشم فضولات کرم ابریشم از مزرعه پرورش کرم ابریشم پرنیان واقع در صومعه سرا استان گیلان جمع آوری شد و پس از انتقال به ایستگاه گل و گیاهان زینتی لاهیجان اقدام به تهیه کمپوست از آن شد. مخلوط فوق پس از آنکه کاملاً خیسانده شد در جعبههای چوبی به اندازه ۵/۲ مترمکعبی ریخته شد و کمی فشرده شدند تا اینکه ذرات به خوبی در تماس با هم باشند. اندازه گیری درجه حرارت : درجه حرارت هفتهای یکبار اندازه گیری شد و دماسنج الکلی توسط چوبی به مرکز کمپوست هدایت گردید و پس از چند دقیقه قرائت میشد، جهت جلوگیری از ریزش باران در کپه کمپوست، روی جعبهها پلاستیک کشیده شد. عمل اندازه گیری درجه حرارت ۳ ماه ادامه یافت. بیشترین درجه حرارت بعداز ۳۳ روز از شروع تهیه کمپوست ۷۵ درجه سانتیگراد و کمترین درجه حرارت ۲۱ درجه سانتیگراد بود که در پایان مراحل کمپوست مشاهده گردید. تنظیم رطوبت: وقتی یک مشت از کمپوست از داخل جعبه برداشت گردد و در اثر فشردن لای انگشتان آبی جمع نشود نشانه کمبود رطوبت و در صورتی که آب از لای انگشتان چکه کند نشانه زیادی رطوبت است(پاداشت دهکایی، ۱۳۷۷). بر این اساس هر زمان کمبود رطوبت احساس شد آبپاشی کپه کمپوست موجود در جعبه انجام گردید. بهم زدن و اکسیژن دهی: فضولات کرم ابریشم در ابتدای مراحل کمپوست دارای بوی نامطبوع بود و جهت تأمین اکسیژن لازم برای فعالیت باکتریها و فرایند هوازی کمپوست شدن عمل زیرو رو کردن کپه کمپوست هر هفته یکبار صورت میگرفت.
۳-۳-۲- ضایعات چای شامل ضایعاتی که در فرایند تولید چای سیاه در کارخانههای چایسازی باقی میماند. ضایعات چای استفاده شده در این تحقیق در ایستگاه تحقیقات لاهیجان موجود بود. ۳-۳-۳- پوست برنج از کارخانجات شالیکوبی منطقه به ایستگاه آورده شده بود و به عنوان زهکش زیر گلدانها همچنین به عنوان ماده اضافه شده به برخی از تیمارها استفاده شد. پوست برنج استفاده شده در این تحقیق تازه بود و کمپوست نشده بود، و به عنوان مادهای برای ایجاد تخلخل تیمارها استفاده شد. ۳-۳-۴- کوکوپیت کوکوپیت وارداتی از کشور سریلانکا از شرکت جهان کشت سینا تهیه شد. این نوع بستر به صورت بلوکهای فشرده شده بود که درون وان آب قرار داده شده و پس از خیساندن و باز شدن مورد استفاده قرار گرفت. ۳-۳-۵- پرلیت این ماده معدنی از شرکت جهان کشت سینا تهیه گردید. اندازه قطر پرلیتها ۳-۲ میلیمتری بود. این ماده جهت بهبود خصوصیات فیزیکی تیمارها به بسترها اضافه شد. ۳-۴- چگونگی مخلوط کردن مواد اولیه و کاشت گیاهان بسترها با نسبتهای اشاره شده در جدول زیر بصورت حجمی با هم مخلوط و بخوبی بهم زده شدند تا مخلوط همگنی بدست آید. پس از پر کردن گلدانها مقداری از بسترهای کشت در کیسههای جداگانه ریخته و در محل خشکی داخل گلخانه برای بررسی خصوصیات فیزیکی وشیمیایی نگهداری شدند. جدول۳-۱- تیمارهای مورد استفاده در این آزمایش، شماره آنها و علامت اختصاری آنها به انگلیسی
| شماره |
مخلوط بستر(مشخصات تیمار) |
علامت اختصاری تیمار به حروف انگلیسی |
| ۱ |
کوکوپیت۵۰% + پرلیت ۵۰% |
COC50%+PER50% |
| ۲ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
استفاده از ابزارهای جلوگیری از فرار مالیاتی : آیا نظام قانونی کشور ، به ازای مالیات بر درآمدهای سرمایه ای حاصل شده در خارج از کشور شامل مالیات بر سود بانکی و سود سهام ، اعتبار مالیاتی اعطاء می کند یا خیر ؟
۱۱۰
نهادها و تاسیسات حقوقی زیان آور : آیا در نظام حقوقی کشور ، ثبت شرکت های سلولی محافظت شده (PCC) و مجاز بودن یا نبودن شرط گریز را در اسناد تاسیس تراست مورد سنجش قرار می دهد؟
استانداردهای بین المللی و شرکتی
۰۱۱
مقررات ضد پولشویی : ارزیابی بر اساس توصیه های کار گروه اقدام مالیFATF
۱۱۲
مشارکت در سازو کارهای مبادله اطلاعات : آیا نظام حقوقی کشور ، در معاهدات دوجانبه یا منطقه ای و یا چند جانبه و بین المللی ، به منظور مبادله اطلاعات مالیاتی مشارکت دارد و آیا جایگزینی برای دریافت مالیات ماهیانه از حقوق دارد؟

۱۱۳
معاهدات دو جانبه برای تبادل اطلاعات : چه تعداد معاهدات دو جانبه مالیاتی و توافقات مبادله اطلاعات مالیاتی منعقد شده است ؟
۱۱۴
تعهدات بین المللی ناظر بر شفافیت : عضویت دولت ها در کنوانسیون های بین المللی ناظر بر امر شفافیت و سلامت مالی همچون : کنوانسیون ۱۹۸۸ معاضدت اداری مشترک ، سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی و شورای اروپا در خصوص امور مالیاتی ، کنوانسیون ۱۹۸۸ ملل متحد با موضوع مبارزه با قاچاق مواد مخدر و رونگردان ، کنوانسیون ۲۰۰۰ ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی ، کنوانسیون ۲۰۰۵ ملل متحد علیه مفاسد اقتصادی ، تعیین می شود.
۱۵
همکاری قضایی بین المللی: همکاری قضایی کشورها در تعقیب و مجازات مجرمین جرائم مالی بر اساس توصیه های کارگروه اقدام مالی FATF.
این نماگرها که از گزارش مالیاتی سالیانه که توسط سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه قابل استخراج است در سال ۲۰۱۳ اقدام به تهیه گزارش از ۸۲ کشور«پیوست۱» نمود عبارت است از:
آیا نهانکاری بانکی به واسطه مبانی قانونی مورد حمایت قرار می گیرد و یا قرارداد خصوصی بانک و مشتری منشاء این حمایت است؟ آیا بانک ها ملزم به اخذ و جمع آوری و نگهداری اطلاعات مکفی راجع به مشتریانشان هستند؟ برای اینکه کشوری در خصوص این نماگر نمره کامل شفافیت را بگیرد باید اطلاعات مشتریان بانک ها هم موجود و هم قابل دسترس باشد. به طوری که مقامات دولت های خارجی بتوانند بدون طی کردن تشریفات خاص و یا اخذ مجوز قضایی به اطلاعات راجع به حساب های بانکی اتباع خود دسترسی داشته باشند.
- امکان ثبت موسسات (بنیادها)و تراست ها[۲۰۲]
آیا امکان اداره شرکت ها و تراست های خارجی توسط تراست های مقیم وجود دارد؟آیا تراست ها و بنیادها به صورت متمرکز و امکان دسترسی همگانی به ثبت می رسند ؟ اینها پرسش هایی است که پاسخ به آن ها نماگر مربوط به تراست ها و بنیادها را تشکیل می دهد. جرائمی که از طریق تراست ها و بنیادها در رژیم های نهانکار قضایی به وقوع می پیوندد عبارت است: فرار مالیاتی، پنهان کردن عواید ناشی از مفاسد اقتصادی، جرائم سازمان یافته از قبیل قاچاق مواد مخدر، معاملات غیرقانونی اسلحه، پولشویی، ورشکستگی به تقلب و غیره. در میان ۸۲ کشوری که در سال ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار گرفته، تنها ۱۳ کشور بصورت محدود و ۱۷ کشور بصورت بسیار محدود ثبت تراست های خارجی و بنیادهای خصوصی مجاز نیست و ۵۲ کشور باقی مانده در این خصوص مقرراتی تصویب نکرده اند.
- ثبت مالکیت نهایی شرکت ها [۲۰۳]
این نماگر در پاسخ به این پرسش که آیا مالکیت نهایی «ذینفع نهایی» شرکت ها به صورت متمرکز ثبت و روز آمد می شود حاصل می گردد. عدم ثبت مالکیت نهایی شرکت ها به وضعیتی سر در گم کننده می انجامد که در آن وضعیت، دسترسی به اطلاعات مطلقاً غیر ممکن می شود. لازم به ذکر است که از ۸۲ کشور جهان که در سال ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار گرفت تنها چهار کشور آندورا، کاستاریکا، هند و موناکو از حیث ثبت مالکیت نهایی تمامی انواع شرکت ها نمره مثبت دریافت کرده اند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج آزمون F (آزمون چاو) در جدول بالا نشان میدهد که مقدار آماره این آزمون برابر با ۴۳۴/۴ و سطح معناداری آن ۰۰۰/۰ میباشد، و این بدان معناست که الگوی مدل، دارای اثرات ثابت میباشد و مدل الگوی تجمعی رد می شود. نتایج بدست آمده در آزمون هاسمن، جهت بررسی تصادفی بودن این اثرات ثابت، نشان میدهد که مقدار آماره کای- دو (Chi-Sq) برابر با ۴۸۹/۳۱ و سطح معناداری آن ۰۰۰/۰ میباشد و با توجه به اینکه این مقدار کوچکتر از ۵% است، لذا اثرات ثابت مدل از نوع تصادفی نمی باشد و الگوی اثرات (غیر تصادفی) به عنوان الگوی ارجح پذیرفته خواهد شد. بنابراین مدل تحقیق با بهره گرفتن از الگوی اثرات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته که نتایج بدست آمده به شرح زیر است:
 (جدول ۴-۲۲ نتایج آزمون t ) همانطور که در جدول ضرایب مدل مشاهده می شود: - مقدار آماره t و سطح معناداری (Prob) متغیر رقابت در بازار محصولات صنعت (HHI) به ترتیب برابر با ۷۸۶/۶- و ۰۰۰/۰ میباشد و این به معنای آن است که متغیر رقابت در بازار محصولات صنعت تاثیری منفی و معنادار بر هموارسازی سود تقسیمی (بر اساس مدل سود هدف) داشته است. منفی بودن مقدار آماره t وسطح معناداری این متغیر نشان دهنده آن است که با افزایش میزان رقابت، از میزان هموارسازی سود تقسیمی کاسته میگردد و بالعکس. این نتیجه بیانگر آن است که فرضیه پنجم تحقیق مبنی بر اینکه مدیران شرکتهایی که در صنایع دارای رقابت شدید قرار گرفتهاند، هموارسازی سود تقسیمی بالاتری انجام می دهند (افزایش رقابت در صنعت منجر به افزایش در هموارسازی سود تقسیمی میگردد)، در سطح اطمینان ۹۵% رد می شود. - مقدار آماره t و سطح معناداری متغیر نوسان بازده سهام (indReturn_VOL) که نشان دهنده ریسک بازده سهام شرکتهای حاضر در صنعت میباشد، به ترتیب برابر با ۵۹۷/۳ و ۰۰۰/۰ میباشد. نتیجه بدست آمده نشان میدهد که این متغیر تاثیر مثبت و معناداری بر هموارسازی سود تقسیمی داشته است. این نتیجه نشان میدهد که مطابق آنچه انتظار میرفت؛ میزان هموارسازی سود تقسیمی در شرکتهایی که در صنایع با نوسان شدید بازده سهام قرار گرفتهاند، بیشتر است. در واقع این نتیجه نشان میدهد که فرضیه ششم تحقیق مبنی بر اینکه مدیران شرکتهایی که در صنایع با نوسان بازده شدید قرار دارند، هموارسازی سود تقسیمی بالاتری انجام می دهند، در سطح اطمینان ۹۵% مورد تایید قرار میگیرد. - نتایج بدست آمده در خصوص سایر متغیرها همانند بخش گذشته میباشد. لازم به ذکر است که مبنای تصمیم گیری در خصوص فرضیات اول تا چهارم، مدل بخش گذشته میباشد و متغیرهای وارد شده در این مدل صرفاً به عنوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفته میشوند و نه متغیرهای مستقل. - نتایج بدست آمده از آزمون همخطی نشان میدهد که مقادیر آماره VIF (عامل تورم واریانس) در تمام متغیرهای مدل، کمتر از ۱۰ میباشد که این امر نشان دهنده عدم وجود همخطی بین متغیرهای مستقل تحقیق است (با توجه به اینکه مقادیر کمتر از ۱۰ نشان دهنده عدم وجود احتمال همخطی بین متغیرهای تحقیق است). در جدول زیر میتوان خلاصه نتایج بدست آمده از آزمون فرضیات تحقیق را مشاهده نمود.
ردیف
شرح فرضیه
نتیجه بر اساس مدل سنجش هموارسازی سود تقسیمی
لینتنر
سود هدف
میزان هموارسازی سود تقسیمی در میان شرکتهای با نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری پایین، شدیدتر است.
تایید
تایید
هموارسازی سود تقسیمی در شرکتهای با جریانات نقدی آزاد و وجوه نقد نگهداری شده بالاتر، بیشتر است.
تایید
رد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- پرداختن به مسایل مشخص (مانند منطقی ساختن برنامه ها، ایجاد و توسعه سیستمهای اطلاعاتی و توسعه محصولات جدید)
-
- برنامه ریزی برای رویارویی با خطرات و ابهامات

۲-۱-۶- وجه تمایز برنامه ریزی استراتژیک از سایر برنامه ریزیها
در دهه ۱۹۶۰ واژه برنامه ریزی بلندمدت برای تعریف سیستم برنامه ریزی ناظر بر آتیه هر سازمان بکار برده شد ولی به دلایلی این عنوان متعاقباً به برنامه ریزی جامع، برنامه ریزی کلان و یا عناوین مشابه تبدیل گردید. هیچ کدام از عناوین فوق قادر به تفهیم برنامه ریزی استراتژیک نیست زیرا برنامه ریزی استراتژیک دارای چهار ویژگی به شرح زیر است که به عنوان وجه تمایز آن از سایر برنامه ریزیها باید مورد توجه قرار گیرد:
۲-۱-۶-۱- تأثیر آینده در تصمیمات جاری:
برنامه ریزی استراتژیک بستر مناسبی است که در آن بستر بر روی تصمیمات متخذه جاری، دو عامل اصلی یعنی «تشخیص» زمان فعلی و توجه به «افقهای دور» حاکم است. پیش بینی عوامل تأثیرگذار بر روند آتی فعالیتهای سازمان و برآورد احتمال بروز هر کدام از آنها، در ذهنیت مدیر عالی از جایگاه ویژهای برخوردار است و مدیر به تأسی از میزان ثقل هر کدام از این موارد تأثیرگذار در تصمیمات جاری خود، تصحیحات لازم را انجام میدهد. بدین ترتیب در برنامه ریزی استراتژیک، تصمیمات جاری در سازمان همواره متأثر از موضوعات احتمالی آینده است.
۲-۱-۶-۲- فرایند:
در برنامه ریزی استراتژیک، فرایند عملیات کاملاً مشخص بوده و به ترتیب از تعیین چشمانداز، مأموریت و اهداف شروع و در نهایت به اجرای برنامه های مختلف ختم می شود. به عبارت دیگر در برنامه ریزی استراتژیک، یک فراگرد فکری منسجم در جهت جمعبندی اطلاعات و تصمیم گیری به صورت نظاممند وجود دارد که شروع و پایان فراگرد و مراحل مختلف آن مشخص بوده و ابعاد اجرایی فعالیتهای ناظر بر هر مرحله از منظر چه موقع، چه چیزی، چگونه و چه کسی به صورت شفاف روشن میباشد.
۲-۱-۶-۳- فلسفه/ آرمان/ منشور:
برنامه ریزی استراتژیک یک نوع روش هوشمندانه معمول در برنامه ریزی و تمرکز به عمل با ذهنیت ناظر به آینده است. برنامه ریزی استراتژیک یک فرایند فکری و یک اقدام آگاهانه بوده و به کاربرد مکانیکی رویه ها، روشها و شیوه ها محدود نمی شود. برای اینکه برنامه ریزی استراتژیک در سازمان با موفقیت پیاده و اجرا شود، ضرورت دارد که مدیر سازمان، فلسفه، آرمان و یا منشور مناسبی را که تجلی باورهای مشترک مدیریت و کارکنان است، به عنوان محور تفکر عمومی انتخاب، و تمام استعدادهای موجود را حول این محور فکری مناسب بسیج نماید.
۲-۱-۶-۴- ساختار:
برنامه ریزی استراتژیک محل تلاقی سه مجموعه بسیار مهم و اساسی سازمان به شرح زیر است: ۱- برنامه ریزی استراتژیک ۲- برنامه های میان مدت ۳- برنامه های عملیاتی کوتاه مدت و بودجه با هدف حفظ یکپارچگی این سه مجموعه و تسهیل امور برنامه ریزی و ارتباطات منطقی آنها، پیاده شدن ساختار سازماین مناسب الزامی است. بنابراین یکی از پیشنیازهای اساسی برنامه ریزی استراتژیک، ایجاد ساختار سازمانی مناسب است (شانی، ۱۳۸۳، صص ۲۳-۲۵). البته آلفرد چندلر[۲۰]، استاد برجسته تاریخ کسب و کار در بخش تحصیلات تکمیلی مدیریت بازرگانی دانشگاه هاروارد معتقد است که ساختار سازمانی از استراتژی تبعیت می کند و استراتژی در نتیجه تغییرات محیطی تغییر می کند (رحمان سرشت، ۱۳۸۳، ص ۴۰). ریچارد روملت[۲۱] نیز که دیدگاه خود را در مورد رابطه استراتژی و ساختار از چندلر اقتباس کرده است در سال ۱۹۸۶ تحقیقی انتشار داد که به بیان او مضمون غالب در این تحقیق آن است که «ساختار از استراتژی پیروی می کند» (رحمان سرشت، ۱۳۸۳، ص ۱۷۳).
۲-۱-۷- تفاوت برنامه ریزی بلندمدت و مدیریت استراتژیک
اغلب برنامه ریزی استراتژیک را با برنامه ریزی بلندمدت برابر میانگارند در حالی که این دو نوع برنامه ریزی در عین حال که هر دو متوجه آینده بوده، به عبارت دیگر آیندهنگر هستند، دارای تفاوتهای اصولی و ساختاری هستند. در برنامه ریزی بلندمدت، محیط نسبتاً ثابت و آینده، تداوم روندهای گذشته است. در حالی که در برنامه ریزی استراتژیک، اساساً برنامه ریزی با بررسی محیط بیرونی آغاز میگردد، محیط، پویا و متغیر (متحول) انگاشته می شود و این تغییرات، از ویژگیهای پیچیدگی و جهشی بودن برخوردارند. مگ گیون تفاوتها و تمایزات دو نوع برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی دراز مدت را به شرح زیر (جدول ۱) خلاصه نموده است: جدول ۲-۱ تفاوت برنامه ریزی استراتژیک و برنامه
عوامل برنامه ریزی استراتژیک برنامه ریزی دراز مدت
فرضیات سیستم باز است و همانطور که جامعه تغییر می کند سازمان نیز تغییر می کند سیستم بسته است و برنامه های کوتاه مدت و طرح ها در داخل آن سیستم تدوین و توسعه می یابند
تمرکز (بر روی ) فرایند برنامه ریزی،تعیین ماموریت ، رسالت ، محیط خارجی و ظرفیت سازمانی است وآموزش کارکنان جامعه است طرح نهایی برنامه و تحلیل داخلی آن است
برنامه ریزی (توسط) گروه کوچکی از برنامه ریزان و شکت وسیع افراد ذینفع صورت می گیرد اداره، بخش، برنامه ریزیا افراد متخصص و حرفه ای صورت می گیرد
تاکید (بر روی ) تغییرات برون سازمانی،ارزش های سازمانی و اقدامات پیش گامانه است
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Isenberg, Arnold. 1973. ‘‘Ethical and Aesthetic Criticism,’’ in Aesthetics and the Theory of Criticism: Selected Essays of Arnold Isenberg. Chicago, IL: University of Chicago Press. Kieran, Matthew. 2001. ‘‘In Defence of the Ethical Evaluation of Narrative Art.’’ British Journal of Aesthetics, 41/1: 26–۳۸. Kivy, Peter. 1997–۸. ‘‘On the Banality of Literary Truths.’’ Philosophic Exchange, 28: 17–۲۷. Nussbaum, Martha. 1990. Love’s Knowledge. Oxford: Oxford University Press. Parker, David. 1994. Ethics, Theory and the Novel. Cambridge: Cambridge University Press. Putnam, Hilary. 1978. ‘‘Literature, Science, and Reflection,’’ in H. Putnam, Meaning and the Moral Sciences. London: Routledge and Kegan Paul. Scott, A. O. 2001. ‘‘Alter Alter Ego.’’ New York Times Book Review (May 27): 8. Walton, Kendall. 1990. Mimesis asMake-Believe: On the Foundationsof the Representational Arts. Cambridge, MA: Harvard University Press. Zemach, Eddy M. 1997. Real Beauty. University Park, PA: Pennsylvania State University Press. III هنر و نقد اخلاقی گزارش مختصری از سمتوسوی تحقیقات اخیر
-
- درآمد
از قضای روزگار، هرچند فلسفه هنر، در ابتداء، به منزلهی جزء لاینفکّی از نقدِ ناشی از انگیزههای اخلاقیِ افلاطون بر هنر پدیدار شد، نقد اخلاقی هنر، در بخش اعظم سدهی بیستم، بسیار اندک مورد توجّهِ فیلسوفان تحلیلیمشرب قرار گرفت. بسیاری از فیلسوفان قرن بیستم، تحت تأثیر نظریّهی زیباییشناختیِ کانت، بویژه چنانکه گرایشهای بعدی ــ برای مثال، از جمله اصالتِ زیباییشناسی[۱۳۲] (”هنر برای هنر“) و صورتگرایی ــ آن را تفسیر (یا سوءتفسیر) کردند و ظاهراً شیوههای بعدی نقد (مانند نقدِ جدید[۱۳۳] در ادبیّات) تقویتش کردند، نه تنها مبحثِ نقد اخلاقی هنر را نادیده گرفتهاند، بلکه نقد اخلاقی هنر را بیربط یا از لحاظ مفهومی ناموجّه نیز تلقّی کردهاند.
 البتّه، برغمِ تعلیقِ چشمگیرِ نقد اخلاقی در نظریّههای فلسفی راجع به هنر، ارزیابیِ اخلاقیِ هنر در میان منتقدان رونق داشت. در واقع، چه بسا که حتّی امروزه هم، در مورد موضوعاتی نظیر نژادپرستی، تبعیض جنسیّتی، همجنسگراستیزی، و مانند آنها [در هنر]، رهیافتِ غالبی که اکثرِ منتقدان انسانگرا، هم دانشگاهیان و هم اُدبا، پیشنهاد کنند بحث اخلاقی در باب هنر باشد. نیز، فقدانِ حقّ اظهارعقیده یا تصدیقِ فلسفیْ خوانندگان، بینندگان، و شنوندگانِ معمولیِ هنر را [از ارزشیابیِ آثار هنری] منصرف نکرده است. ارزشیابیِ ایشان از آثار هنری پیوند محکمی با ملاحظات اخلاقی دارد، و این امر میتواند، به سرعت و سهولت، با گوش سپردن به آنچه مردم عادی پس از دیدن یک فیلم یا یک نمایش یا یک برنامهی تلویزیونی میگویند یا با گوش سپردن بدیشان هنگامی که عقایدشان را دربارهی تازهترین رمانها با یکدیگر در میان میگذارند مورد تأیید قرار گیرد. به تعبیر دیگر، در مورد نقد اخلاقیِ آثار هنری، خَلَئی میان نظریّه و عمل در سرتاسرِ قرن بیستم وجود داشته است ــ خلئی که با سکوتِ فلسفه دربارهی نسبت میان اخلاق و هنر شدّت گرفته است. وانگهی، این خلأ خلئی متأخّر است، زیرا فیلسوفان، از افلاطون گرفته تا هیوم، فرضشان بر آن بود که ربطِ نقد اخلاقی به هنر مسألهانگیز نیست. تنها از اواخر سدهی هجدهم بدین سو بود که این رأی مورد دفاع قرار گرفت که قلمرو زیباییشناسی و قلمرو اخلاق هر کدام خودآیینند و کاملاً مستقلّ از دیگری. نیازی به گفتن نیست که پارهای از فیلسوفانِ هنر، مانند تالستوی، در برابر این جریان ایستادند. امّا، در کلّ، گفتمان فلسفی دربارهی هنرها از موضوع نقد اخلاقی فاصله گرفته است، بجز گهگاهی که استدلال کرده است که نقد اخلاقی هنرها منطقاً ناروا یا نامربوط است. ولی، اخیراً، خودِ این اجماع نیز نرم نرمک به تحدّی خوانده شده است. شاید تحت تأثیر همهجاگیریِ نقد اخلاقی در شیوههای عمل جاریِ ما، فیلسوفان به ارزیابیِ مجدّدِ استدلالهای سنّتی علیه نقد اخلاقی هنر میپردازند، و نیز در کشف مقدّماتی میکوشند که چه بسا چنین نقدی مبتنیِ بر آنها باشد. غایتِ این فصل بررسیِ برخی از مناقشاتِ اخیر در خصوص نقد اخلاقی هنر است. برای سازمان دادن به تفکّر دربارهی این موضوع، من با ترسیمِ خطوطِ کلّیِ مهمّترین استدلالهای سنّتی علیه نقد اخلاقی هنر آغاز میکنم و، آنگاه، در بخشهای بعدی، به کندوکاو در پاسخهای معاصر به این استدلالها، به عنوان راهی برای معرّفیِ رهیافتهای گوناگونِ جدیدی که در حال حاضر برای دفاع از چشماندازِ نقد اخلاقیْ موجود است، خواهم پرداخت.
-
- اشکالات وارد آمده به نقد اخلاقی: خودآیینیگرایی، پیشپاافتادگی معرفتی، و ضدّپیامدگرایی
همانطور که قبلاً اشاره کردم، پیش از دورهی جدید (یعنی پیش از آنکه فیلسوفانِ هنر تحت تأثیر نوشتههای هاچیسون و کانت قرار گیرند)، این تصوّر که میتوان و باید هنر را مورد نقد اخلاقی قرار داد عموماً بیعیبونقص تلقّی میشد. ولی، از آغاز دورهی جدید، استدلالهای مؤثّری چند شکل گرفتهاند که آن روال را با شکّوتردیدهای فلسفی مواجه کردهاند. چون بسیاری از تفکّرات رایجِ فلسفی دربارهی نقد اخلاقی هنرها در متن آن استدلالها شکل گرفته است ــ خواه کوشش در جهتِ نشان دادنِ این معنی که استدلالهای مذکور قابلتشکیکند و خواه کوشش در این جهت که میتوان آن استدلالها را منطقاً دور زد ــ خوب است که بحثمان را با مرورِ مهمّترین اشکالات سنّتی نسبت به نقد اخلاقی هنر آغاز کنیم. این استدلالها را، به ترتیب، میتوان استدلال ”خودآیینیگرایی“، استدلال ناظر به ”پیشپاافتادگی معرفتی“، و استدلال ”ضدّپیامدگرایی“ نامید. ۲ـ۱. استدلال خودآیینیگرایی این استدلال بدینجا ختم میشود که هنر و اخلاق قلمروهایی خودآیین با ارزشهایی مستقلّند و، بدینسان، نباید معیارهایی از قلمرو اخلاق را در ارزیابیِ قلمرو زیباییشناسی وارد کرد. گفته میشود که آثار هنری محضِ خاطرِ خودشان ارزشمند هستند، نه به خاطر خدمتشان به اهداف و غایاتی پنهان، مانند روشنگری یا بهسازیِ اخلاقی. جانِ این سخن را میتوان در شعارِ اسکار وایلد یافت که: ”چیزی از قبیل کتاب اخلاقی و غیراخلاقی وجود ندارد. کتابها یا خوب نوشته شدهاند یا بد. فقط همین.“(۱) این نظرگاه را گاهی ”اصالت زیباییشناسی“ مینامند. شرحوتفسیرهای جامعهشناختیای چند دربارهی مقبولیّتِ عام یافتنِ این نظرگاه عرضه شده است. یکی اینکه آموزهی مذکور یکی از تمهیداتِ دنیای هنر برای حفظِ آثار هنری از ممیّزی است؛ در واکنش به افلاطون و اخلافِ متعصّب[۱۳۴] او، ادّعا میشود که هنر منطقاً مکانتِ ارزشیِ خودش را دارد و نباید برحسبِ انواع بیگانهای از ارزش، از قبیل اخلاق، مورد ارزشیابی قرار گیرد. فرضیّهای به لحاظ تاریخی خاصّتر آن است که اصالت زیباییشناسی واکنشی است نسبت به غلبهی فرهنگ بورژوایی در سدهی نوزدهم، یعنی زمانی که گرایشِ غالب به ارجاعوتحویلِ همهی ارزشها به ارزش ابزاری و/یا بازاری بود. فرهنگ بورژوایی بر هر چیزی، از جمله هنر، برچسبِ قیمت میزد. افزون بر این، هنرهای عامّهپسندی که همزمان با ظهورِ جامعهی تودهایِ شهری پدیدار شدند ”از ارزشِ“ هنرها ”کاستند“، یعنی آنها را نه تنها ارزان بلکه بیش از اندازه ”سهلالوصول“ کردند. پس، در چنین اوضاعواحوالی، اصالت زیباییشناسیْ نشانهی مقاومت فرهنگی بود. اصالت زیباییشناسیْ هنر (یا آنچه گاه ”هنر والا“[۱۳۵] مینامند) را به مثابهی منبعی از ارزشهای باطنی[۱۳۶] توصیف، و آن را از ارزشهای سوداگری روزمرّه، اخلاق، و هر نوع غایت ابزاری یا عملی دیگر جدا میکرد. اصالت زیباییشناسی، با اعلانِ اینکه هنر خودآیین است، کوشید تا هنر را از آن فرهنگ بورژوایی و تودهای که در بَرَش گرفته بودند کاملاً مصون و محفوظ بدارد.(۲) اصالت زیباییشناسی، به طور خاصّ، و خودآیینیگرایی، به طور عامّ، صرفاً جدلِ فرهنگی نبودند. استدلالهای نیرومندی نیز در کار بود که میتوانست مؤیّد دیدگاه مذکور باشد. یکی از استدلالها علیه نقد اخلاقی هنر ــ که میتوانیم آن را ”استدلال مخرجِ مشترک“[۱۳۷] بخوانیم ــ توجّهمان را به این واقعیّت انکارناپذیر جلب میکند که اغلبِ هنرها ربطی به اخلاق ندارند. بیشترِ موسیقیهای ارکسترالِ بیکلام و بسیاری از طرحها و تزئیناتِ انتزاعیِ تجسّمیْ هنر به شمار میآیند، امّا هیچ نظرگاه اخلاقیای را ترویج نمیکنند و، بنابراین، قابلِ ارزیابی اخلاقی نیستند. اگر آنها ارزشی داشته باشند، باید ارزششان غیر از ارزش اخلاقی باشد، و، در نتیجه، لازم است که برحسبِ معیارهایی غیر از معیارهای اخلاقی مورد ارزشیابی قرار گیرند. افزون بر این، هر آنچه را که ارزش هنری میدانیم باید چنان باشد که بتوان، بر طبق آن، هر اثر هنریای را مورد ارزشیابی قرار داد. یعنی در هنر بماهُوَ هنر با معیارهایی نظر باید کرد که بتوان به نحوی جهانشمول در مورد همهی هنرها به کارشان بست. امّا، چون همهی هنرها به مسائل اخلاقی نمیپردازند، معیار مورد نظر نمیتواند اخلاقی باشد. ارزش مربوطه را باید در جای دیگری جُست. امّا در کجا؟ در اینجا غالباً مفهوم تجربهی زیباییشناختی پیش کشیده میشود. همهی آثار هنری، علی الظّاهر، قرار است تجربهی زیباییشناختی را ارتقاء دهند؛ پس، ظرفیّتِ ارتقاء تجربهی زیباییشناختی معیارِ مناسبی برای ارزیابیِ هنر است. وانگهی، چون تجربهی زیباییشناختی به وضوح برحسبِ بیطرفی ــ لذّت بیطرفانه یا توجّه بیطرفانه ــ تعریف میشود، پس تجربهی زیباییشناختی کاملاً مستقلّ از اخلاق است. بدینسان، معیارِ مناسبی که میتوان در مورد هر اثر هنری مطرح کرد ظرفیّت آن اثر برای فراهم آوردنِ تجربهی زیباییشناختی است. در نزد پارهای از خودآیینیگرایان، که، طبقِ انتظار، ”صورتگرا“ نام گرفتند، تجربهی زیباییشناختی صرفاً بر ادراکِ وجوهِ صوریِ آثار هنری استوار است، هرچند دیگر خودآیینیگرایان، که تصوّرِ تاحدّی فراخدامنهتری از تجربهی زیباییشناختی دارند، آن را هر تجربهای تلقّی میکنند که اثر هنریای که محض خاطر خودش ارزشمند است (و نه به خاطر چیز دیگری، از جمله روشنگری اخلاقی یا بهسازی اخلاقی) ایجادش کرده باشد. خودآیینیگرایی در آن دست مخاطبانی که به ذاتگرایی در باب ارزش هنرْ گرایش دارند نیز مخاطبانی همدل پیدا میکند. یعنی اگر فردی نسبت به این عقیده نظرِ مساعد داشته باشد که ارزش هنر، هر چه که باشد، ارزشی در انحصارِ هنر است (و هیچ فعّالیّتِ انسانیِ دیگری واجدِ آن نیست)، آنگاه به نظر[ش] میرسد که خودآیینیگرایی فرضیّهی بسیار قانعکنندهای پیش مینهد، زیرا ظاهراً هنر تنها فعّالیّتِ انسانی است که محصولاتش، اوّلاً و بالذّات، قرار است، به نحوی یکسان، تجربههای زیباییشناختی فراهم آورند. موعظهها و رسالات اخلاقی ممکن است از لحاظ زیباییشناختی رضایتبخش باشند، امّا غرضِ اصلیِ آنها این نیست. تنها آثار هنریاند که، اوّلاً و بالذّات، قرار است تجربههای زیباییشناختی را ارتقاء دهند. آثار هنری باید برحسب آن چیزی که، به نحوی انحصاری، سودایش را در سر میپرورانند مورد ارزیابی قرار گیرند. آن چیز تولیدِ بصیرت اخلاقی یا بهسازیِ اخلاقی نیست؛ چیزهای دیگری، اوّلاً و بالذّات، قرار است که بصیرت اخلاقی یا بهسازیِ اخلاقی فراهم آورند. تنها آثار هنری (همهی آثار هنری) هستند که، به نحوی انحصاری، تولیدِ تجربهی زیباییشناختی میکنند. بدینسان، تجربهی زیباییشناختی، و نه اخلاق، معیار مناسبِ ارزیابیِ هنر را به دست میدهد. البتّه، مفهوم تجربهی زیباییشناختی برای ذاتگرا جذّاب است، زیرا، به وسیلهی همان تعریف بیطرفی، هنر را از دیگر منابع ارزش ــ خواه عملی باشد، خواه معرفتی، و خواه اخلاقی ــ جدا میکند. مثلاً، ذاتگرا، تنها با یک حرکت، یعنی با توسّل به مفهوم تجربههای بیطرفیِ زیباییشناختی، خودبهخود تضمین میکند که ارزش هنری از ارزش هر فعّالیّتِ انسانیِ دیگری، از جمله، با نظر به آنچه در اینجا مدّ نظر ماست، یعنی اخلاق، جدا خواهد بود. خودآیینیگرایان شهودهای بسیار قویّی نیز به نفعِ خود دارند. اغلبِ هنردوستانِ آگاه احتمالاً موافقند که هستند آثار هنریِ غیراخلاقیای که عالیاند، حال آنکه ایشان، در عین حال، اکراه دارند که یک اثر هنری را صرفاً بدین جهت که (از لحاظ اخلاقی) ناب است خوب به حساب آورند. در واقع، هنگامی که همهی جوانب امر مورد بررسی قرار گیرد، معلوم خواهد شد که بسیاری از آثار هنریای که از لحاظ اخلاقی عالیاند زشت هستند. امّا این شهودها ظاهراً با نقد اخلاقی ناسازگارند. مثلاً، آدمی انتظار دارد که نقد اخلاقیْ هنرِ غیراخلاقی را تخطئه کند، و حال آنکه هنردوستانِ آگاه قائلند به اینکه پارهای از هنرهای غیراخلاقی عالی هستند. ترسِ هنردوست از این است که منتقد اخلاقگرا مستعدّ ارجاعوتحویلِ ارزش هنری به چیز دیگری، یعنی ارزش اخلاقی، است. این است سببِ جذّابیّتِ مفهومِ هنر برای هنر نزد آن هنردوستی که نگران است نقد اخلاقی بازگشت به آن نوع اخلاقگراییِ عصر ویکتوریایی[۱۳۸] باشد که اسکار وایلد از آن بیزار بود. ۲ـ۲. استدلال مبتنی بر پیشپاافتادگی معرفتی چنانکه بارها رخ داده است، نقد اخلاقیِ هنر کارِ خود را با بررسیِ اصل اخلاقیای که اثری هنری تداعیکنندهی آن یا دالّ بر آن است آغاز میکند و، آنگاه، اثر هنریِ مذکور را در پرتوِ تعهّداتِ اخلاقیاش میستاید. شاید اصلِ اخلاقی رمانِ اِما این باشد که آدمی (مثلاً اِما) نباید با اشخاص (مثلاً هَریت) صرفاً مثل ابزار رفتار کند. منتقدان اخلاقگرا نوعاً اصول انتزاعیای مانند این را از آثار هنری استخراج میکنند، آنها را بصیرتهای اخلاقی تلقّی میکنند، و از این حیث تحسینشان میکنند. یقیناً، این شیوهی عمل سبب میشود که به نظر برسد که گویی آن ساختهی هنرمند که درخورِ نظر مساعدِ ماست باید حاملِ کشفیات اخلاقیای باشد و، از این رهگذر، سهمی در گنجینهی شناخت اخلاقیِ ما داشته باشد، به نحوی که توجّه به اثر هنریِ مذکور ما را در زمینهی فلان یا بهمان حقیقتِ اخلاقی تعلیم دهد و تربیت کند. امّا مخالفِ نقد اخلاقی با خاطرنشان شدنِ نکتهای در این امر درنگ میکند، و آن هم اینکه عمومِ اصلهای اخلاقیای که آثار هنری تداعی میکنند از قماشِ توضیحِ واضحاتند. فرض کنید که نقّاشیِ سرپناه موقّت شهرداری [یا گرمخانه][۱۳۹]، اثر کته کُلویتس[۱۴۰]، خلق شده تا فاش سازد که فقرا تحت ستمند. این امر نمیتواند یک کشف اخلاقی به شمار آید؛ نظرگاهِ مذکور قطعاً پیش از خلقِ آن تصویر هم شهرهی آفاق بود. در واقع، چندان معقول نیست که بگوییم تصویرِ مذکور این امرِ واضح و بدیهی را ”فاش میسازد“. بلکه به نظر میرسد که این تصویر آن نظرگاه را پیشفرض میگیرد. یعنی تصویر مذکور نیاز دارد که بینندگانش، از پیش، دارای این نظرگاه باشند تا تقریرِ آن را در تصویر تصدیق کنند و از آن به خشم آیند. این شیوهی حمله، در واقع، تابعی از شکوائیهی حتّی فراخدامنهتری در باب نقد هنری است.(۳) منتقدانِ هنر غالباً چنان مینویسند که گویی آثار هنری سهمی در شناخت، و از جمله، در بحث حاضر، شناخت اخلاقی، دارند. به این ترتیب، منتقدان با هنر چنان رفتار میکنند که گویی قابلمقایسه با علم است ــ یعنی شیوهای از تحقیق است. ولی شکّاک قائل است به اینکه دستاوردهای معرفتیِ ادّعا شده برای هنر، بویژه در مقایسه با علم، ناچیزند. آثار هنری، در اغلبِ اوقات، با بازیابی کردنِ مطالبی از معرفت عرفی[۱۴۱] یا فلسفه احتمالاً به نحوی خلّاقانه، آنها را پیشفرض میگیرند، امّا نمیتوان گفت که آنها را کشف میکنند. اگر چنین باشد که آثار هنری باید به خاطر سهمشان در بصیرتهای واقعاً دستاوّل در بدنهی اصلیِ معرفت ما مورد ستایش قرار گیرند، آنگاه آثار هنریِ بسیار اندکی درخورِ آن خواهند بود که مورد تأیید و تکریم ما قرار گیرند. و آنچه که، در زمینهی شناخت به نحو عامّ، در مورد آثار هنری صدق میکند، در زمینهی شناخت اخلاقی هم در مورد آثار هنری صادق است. اگر سفیرانِ جیمز اهمّیّتِ تمایزگذاریِ دقیقِ ادراکی برای تأمّل اخلاقی را نشان میدهد، خُب، ارسطو که پیشتر آن را اثبات کرده است. افزون بر این، اگر بسیاری از ”کشفیاتِ“ اخلاقیِ نقلشده در ادبیّات نه تنها شناختهشده باشند، بلکه خوانندگان، بینندگان، و شنوندگان نیز باید آنها را بدانند تا آثار مذکور را درک کنند، پس، ظاهراً این فکرت که ما از هنر چیز میآموزیم کاملاً بیاساس است. زیرا چگونه میتوانیم چیزی را که از پیش میدانیم بیاموزیم؟ بدین ترتیب، این ادّعای منتقدِ اخلاقگرا که هنر یکی از منابع تعلیموتربیت اخلاقی است طبلِ توخالی است؛ هنر چیزی را که از پیش میدانیم و، در واقع، باید بدانیم تا درک کنیم که اثر هنریِ خاصّی تداعیگرِ آموزهی اخلاقیِ خاصّی است به ما نمیآموزد. نه تنها نمیتوان گفت که هنرْ شناخت میبخشد، چون شناختِ مورد بحث عموماً معرفت عرفی است، بلکه، با خاطرنشان شدنِ این نکته که حتّی اگر بتوان گفت که آثار هنری مدّعاهای اخلاقی مطرح میکنند، امّا شواهدی در تأیید مدّعاهای مذکور فراهم نمیآورند، میتوان در قابلیّتِ معرفتیِ هنر نیز مناقشه کرد. برای مثال، داستانها مبنایی برای آن مدّعاهای شناخت که، علی الادّعا، بر آنها دلالت میکنند فراهم نمیآورند، چون، بالاخره، داستانها ساختگیاند. در نتیجه، آن مدّعاهای شناخت که آثار هنری تداعیشان میکنند صرفاً فرضی[۱۴۲]اند، چون هیچ کس نمیتواند بگوید که، صرفاً با مثلاً خواندنِ یک رمان، دانستم که فلان و بهمان چنین و چنانند.(۴) جنبههایی از استدلال ناظر به پیشپاافتادگیِ معرفتی برای ذاتگرایان نیز جذّاب است. کشفِ شناخت، از جمله شناخت اخلاقی، نمیتواند ارزشِ در انحصارِ هنر باشد، چون بسیاری دیگر از فعّالیّتهای انسانی، از جمله علوم تجربی، علوم اجتماعی، تاریخ، و فلسفه، نیز بدان میپردازند، و، در واقع، شکّی نیست که، برای ایجاد شناخت اصیل، حتّی مناسبتر از هنرند. بدینسان، انکشافِ شناختِ جدید، از جمله شناخت اخلاقی، نمیتواند منبع خاصّ و متمایزِ ارزشْ در کلّ هنر باشد و، بنابراین، آن نوع بصیرتِ اخلاقی که منتقدان اخلاقگرا برایش ارزشِ بسیار قائل میشوند نمیتواند معیار مناسبی باشد برای ارزیابیِ آثار هنری. ۲ـ۳. استدلال ضدّپیامدگرایی ضدّپیامدگرایی نیز، مانند استدلال پیشین، واکنشی است نسبت به طرز سخنگفتنِ منتقدان اخلاقگرا. ضدّپیامدگرایی آن چیزهایی را به پرسش میکشد که ظاهراً منتقدان اخلاقگرا بعنوان اموری غیرقابلمناقشه پیشفرض میگیرند. هم در ستودن و هم در تخطئهی آثار هنری، منتقدان اخلاقگرا چنان سخن میگویند که گویی میدانند که یک اثر هنری احتمالاً از لحاظ اخلاقی چه تأثیرهای رفتاریای دارد. فیلمی مانند درون و بیرون[۱۴۳] فقط به خاطرِ ارائه این بصیرتِ اخلاقیِ سودمند که جوانان مستحقّ احترامند مورد تأیید و تکریم قرار نمیگیرد، بلکه تأیید و تکریمِ آن بدین سبب نیز هست که انتقالِ آن پیام احتمالاً رفتار آدمها نسبت به جوانان را تغییر خواهد داد. در مقابل، فیلم هواپیمای محکومین[۱۴۴] مورد انتقاد قرار میگیرد، زیرا گمان میرود که [آدمها] را به رفتار خشونتآمیز ترغیب خواهد کرد. البتّه، خودآیینیگرا با چنین ادّعاهایی تحدّی خواهد کرد، از این جهت که منتقدان در اینجا به جای آنکه آثار هنری را برحسبِ ارزشهای در انحصارِ هنر (در این مورد، ارزشهای در انحصارِ سینما) مورد ارزیابی قرار دهند، آنها را برحسبِ چیز دیگری ــ یعنی پیامدهای رفتاری/اخلاقیای که ادّعا میشود این فیلمها برای جامعه دارند ــ مورد ارزیابی قرار دادهاند. امّا اشکالِ ضدّپیامدگرا به این نمونههای نقد اخلاقی، تا حدّی، با اشکالِ خودآیینیگرا فرق دارد. ضدّپیامدگرا میپرسد: منتقد اخلاقگرا از کجا میداند که آثارِ مورد بحث پیامدهای رفتاریای را که بدانها نسبت داده شده خواهند داشت؟ از زمان افلاطون، ناقدان با این پیشفرض که میدانند آثار هنریِ مورد بحث چه تأثیرهای رفتاریای خواهند داشت، معمولاً با نگرشی منفی، به نقدِ هنر پرداختهاند. ولی ایشان هرگز چیزی از قماشِ شواهد کافی در دفاع از این ادّعاها نداشتهاند. مثلاً، صاحبنظران معاصر قائلند به اینکه خشونتِ رسانهای یکی از عوامل عمدهی سببسازِ خشونت در روزگار ماست. و، با این همه، میزان ارتکابِ جرم در کشورهای از لحاظ اقتصادی توسعهیافته اخیراً رو به کاهش گذارده است، آن هم دقیقاً در زمانی که خشونت رسانهای ظاهراً افزایش بیسابقهای داشته است. اگر، چنانکه ادّعا میشود، چنین انطباق و سازگاریِ علّیِ قویّی[۱۴۵] میان خشونت رسانهای و خشونت اجتماعی برقرار است، منتقدان اخلاقگرا چگونه تباینهایی مانند این را توجیه میکنند؟ البتّه، معمولاً ایشان به خودشان چنین زحمتی نمیدهند، امّا این امر، به گفتهی ضدّپیامدگرا، دقیقاً همان مشکلِ نقد اخلاقی است. هرچند همبستگیِ میان رسانههای خشن و رفتار اجتماعیِ خشونتآمیز بر منتقدان اخلاقگرا واضح می کند، طلبِ تأییدِ تجربی برای این فرضیّه مطالبهی معقولی است. برغمِ مطالعاتِ ظاهراً بیپایان در باب تأثیرات رسانههای خشن در رفتار خشونتآمیز، شواهد قاطعی در تأیید هیچ ادّعایی در میان نیست، و اغلبِ شواهدِ تجربیای که ثبتوضبط شده پیشپاافتاده و بیاهمّیّتند (مانند اینکه: مواجهه زیاد با رسانههای خشن در افراد مستعدّ خشونت ممکن است به رفتار خشونتآمیز بینجامد). در برابر چنین مشاهداتی، احتمالاً پاسخِ منتقد اخلاقگرا این است که ما، بدون [نیاز به] علوم اجتماعی، میدانیم که هنر، و بویژه ادبیّات، بر انسانها تأثیر میگذارند. ما شواهد و مدارک فراوانی داریم بر اینکه هنر زندگی انسانها را دگرگون کرده است؛ برخی از مردم میگویند که، پس از خواندنِ رمان در راه[۱۴۶]، پُکی به ماریجوانّا زدهاند (Booth 1988:227-63). ولی چنین مثالهایی نامشخّصتر و ناهمگنتر از آنند که بتوانند غایات منتقد اخلاقگرا را تأمین کنند. آنچه نقد اخلاقی نیاز دارد شناختِ الگوهای رفتاریِ منظّم و تکرارشوندهای است که، به نحوی قابلپیشبینی، از مواجهه با داستان (یا انواع خاصّی از داستان) حاصل آمده باشد. شواهد حکایتوار و پراکندهای که منتقد اخلاقگرا، در تأیید این سخن که هنر و داستان بر زندگی تأثیر میگذارند، بدانها توسّل میجوید مُبهمتر از آنند که بتوانند تأثیراتِ مورد نظرِ وی را تأیید کنند. این فرض که هنر پیامدهای (پیشبینیناپذیر) متنوّعی برای امور روزمرّه دارد کلّیتر از آن است که بتوان از آن استنتاج کرد که رمانی از نوع در راه سببسازِ بروز رفتار جامعهستیز از سوی شمار قابلتوجّهی از خوانندگانش میگردد. نقد اخلاقی هنرها، قرنها، چنان جسورانه به کار خود ادامه داده است که گویی ما تأثیرهای رفتاریِ هنر بر مخاطبانش را میشناسیم. ولی هیچ کس براستی واجدِ شناخت قابلاتّکایی از نظمونظامِ خاصّ حاکم بر پیامدهای رفتاریِ هنر نیست، و ما هیچ ابزار قابلاعتمادی برای پیشبینیِ الگوی منظمّ و تکرارشوندهی رفتارِ اجتماعیای که هر اثر هنری ــ خواه در کوتاهمدّت و خواه در درازمدّت ــ در بینندگان، شنوندگان، و/یا خوانندگان عادی ایجاد میکند نداریم. هر کس، همانطور که داعیهداران در این مناقشه غالباً ادّعا میکنند، مدّعی شود که به این اطّلاعات دسترسی دارد فقط لاف میزند و گزافه میبافد. نقد اخلاقی هنرها، از آن حیث که بر چنین شناختی از پیامدهای رفتاریِ هنر استوار است، برنامهاش درخورِ شکّوتردید است. یکی از اَشکالِ حتّی مبالغهآمیزترِ ضدّپیامدگرایی ممکن است تا آنجا پیش برود که بگوید: از این حیث که شواهد قاطعی راجع به پیامدهای رفتاریِ هنر در میان نیست، معقولترین طرز برخورد آن است که، تا پدید آمدنِ شواهدِ مغایر، فرض کنیم که هنر هیچ پیامد مشخّص و منظّم و تکرارشوندهای ندارد. و، اگر این دیدگاه را اتّخاذ کنیم که هنر چنین پیامدهای رفتاریای ندارد، آنگاه باید گفت که چندان دلیلی وجود ندارد که در ارزیابیِ اخلاقیِ هنر بکوشیم. بدینسان، ضدّپیامدگرایی، از طریقی متفاوت، در این عقیده با خودآیینیگرایی همراه و همصدا میشود که نباید معیارهای اخلاقی را به قلمرو زیباییشناسی وارد کرد. استدلالهای مبتنی بر خودآیینیگرایی، مبتنی بر پیشپاافتادگی معرفتی، و مبتنی بر ضدّپیامدگرایی شهرهی آفاقند و لقلقهی زبانها. [از این رو] در ادامه، پاسخهای گوناگون به این استدلالها را مرور خواهیم کرد تا [از این رهگذر] چند تحوّل و مناقشهی جاری و در حال تطوّر و تکامل در این حوزه از فلسفه هنر را بکاویم.
-
- پاسخهایی به خودآیینیگرایی
قویّترین استدلال خودآیینیگرا استدلال مخرجِ مشترک است. پیشفرضِ این استدلال آن است که معیار مناسب برای ارزیابیِ هنر باید معیاری باشد که بتوان در همهی هنرها به کارش بست. امّا، چون بیشترِ هنرها ربط مستقیمی به اخلاقیات ندارند، اخلاق نمیتواند معیار مناسبی برای ارزیابی هنر باشد.(۵) این استدلال گمراهکننده است. اینکه پارهای از هنرها ربط مستقیمی به اخلاق ندارند ــ یعنی فاقد محتوا یا دلالتهای اخلاقیاند ــ میتواند حاکی از این باشد که پارهای از هنرها موضوعات مناسبی برای نقد اخلاقی نیستند. امّا از این سخن برنمیآید که نقد اخلاقی برای هیچ هنری مناسب نیست، آنچنان که استدلال مخرج مشترک میگوید. زیرا پارهای از هنرها، با فرضِ وجود این نوع آثار، دارای ابعاد و وجوه اخلاقیاند و، بنابراین، در مورد این نوع هنرها، نقد اخلاقی فی بادی النّظر[۱۴۷] حقّ دارد که خود را نقدی بجا بداند. برّندگی و سنگینیْ معیارهای مناسبی برای ارزیابیِ ساطورهای قصّابیاند، هرچند برّندگی و سنگینی معیارهای مناسبی برای هر نوع ابزارِ بریدن نیستند. در مورد کاردهای کَرهبُری، آنها بیربط و نابجا هستند. میتوان گفت که برّندگی و سنگینی معیارهای مناسبی برای همهی ابزارهای بریدن نیستند. امّا از این سخن برنمیآید که آنها معیارهای مناسبی برای انواع خاصّی از ابزارهای بریدن، یعنی ساطورهای قصّابی، نیستند. به همین قیاس، انواع خاصّی از هنر ــ برای مثال، تراژدیهای یونانی ــ واجدِ بُعدی اخلاقی، نه به نحوی عارضی بلکه به نحوی گوهری، اند. نویسندگانِ [این تراژدیها] آثارشان را با این تلقّی میآفریدند و خوانندگان، با درکِ مقاصدِ نویسندگان، آن آثار را به خاطر دلالتِ اخلاقیشان میخواندند. قرارداد اجتماعیِ بنیادینی که مبنای مصرف و تولید بسیاری از انواع هنریِ ماست هنرمندان و مخاطبان را بهیکسان به تمرکز بر دغدغههای اخلاقی ترغیب میکند.(۶) کاریکاتورهای گئورگه گروتس[۱۴۸]، در سازواری با آن نوع هنریای که در آن تحقّق مییابند، دلالتها و اشارات اخلاقیای دارند که واکنشهایی اخلاقی را برای مخاطبان تجویز میکنند. نقد اخلاقی، خواه ستایشآمیز باشد و خواه نباشد، برای این نوع هنر مناسب است، حتّی اگر در مورد کنسرتو گروسوی هندل[۱۴۹] مناسب نباشد.(۷)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رضایت کارکنان
۷۸۲/۰
۶۵۶/۰
تأیید
عملکرد تجاری
۰۶۵/۰
۳۱/۱
تأیید
تمامی متغیر ها با توجه به نتیجه آزمون کلموگروف- اسمیرنف دارای توزیع نرمال میباشد چون سطح معنیداری به دست آمده از این آزمون بزرگتر از ۰۵/۰ میباشد. بنابراین فرضیه صفر تأیید می شود و می توان از آزمونهای پارامتریک همچنین تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری برای تحلیل روابط استفاده نمود.
 ۴-۴-۲) آزمون بارتلت نتایج آزمون بارتلت جهت کفایت نمونه در جدول زیر نشان داده شده است. جدول(۴-۸). نتایج آزمون بارتلت
مقدار آماره KMO
۷۷۶/۰
نتایج آزمون بارتلت
کای دو
۷۰۱/۱۱۸۳۰
درجه آزادی
۳۷۴۱
سطح معناداری
۰۰۰/۰
باتوجه به جدول (۴- ۸)؛ مقدار شاخص KMO برابر ۷۷۶/۰ است (بیشتراز ۷/۰)، لذا تعداد نمونه (تعداد پاسخ دهندگان) برای تحلیل عاملی کافی میباشد. همچنین مقدار sig آزمون بارتلت، کوچکتراز ۰۵/۰ است؛ که نشان میدهد تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار مدل عاملی مناسب است و فرض شناختهشده بودن ماتریس همبستگی، رد می شود. بین گویه ها ، ماتریس همانی و واحد نبوده و از یک طرف بین گویه های داخل هر عامل همبستگی بالایی وجود دارد و از سوی دیگر بین گویه های یک عامل با عامل دیگر ، هیچ گونه همبستگی مشاهده نمی شود. ۴-۴-۳) تحلیل عاملی تأییدی مولفه های پژوهش در این مطالعه از ابزار پرسشنامه برای گردآوری دادهها استفاده شده است. بنابراین با بهره گرفتن از تحلیل عاملی تائیدی ساختار کلی پرسشنامههای تحقیق مورد روائی سنجی محتوائی قرار گرفته است. مدل اندازه گیری نشان دهنده بارهای عاملی متغیرهای مشاهده شده (عامل) برای هر متغیر مکنون است. قدرت رابطه بین عامل (متغیر پنهان) و متغیر قابل مشاهده بوسیله بار عاملی نشان داده میشود. بار عاملی مقداری بین صفر و یک است. اگر بار عاملی کمتر از ۳/۰ باشد رابطه ضعیف درنظر گرفته می شود. بارعاملی بین ۳/۰ تا ۶/۰ متوسط و اگر بزرگتر از ۶/۰ باشد خیلی مطلوب است. در تحلیل عاملی تأییدی توجه به برازش مدل نیز مهم است. شاخصهای برازش رایج در مدلهای اندازه گیری برای متغیرهای مکنون تحقیق در زیر هر شکل ارائه شده است. در جدول ۴-۹ زیر شاخص های نیکویی برازش و مقدار قابل قبول برای آنها ذکر شده است. جدول (۴-۹). کلیه شاخص های نیکویی برازش و مقدار قابل قبول برای آن ها
علامت اختصاری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گروه سوم
گردشگران
در این بخش از پژوهش حاضر به تجزیه و تحلیل توانهای گردشگری از دیدگاه گروه های مورد مطالعه پژوهش پرداخته میشود. به این منظور ابتدا هر کدام از گروه های مسئولین، مردم محلی و گردشگران به تفکیک مورد مطالعه قرارگرفته و سپس با سرجمع سه دیدگاه های فوق، نتیجه نهایی به بحث و بررسی گذاشته میشود. سنجش روایی و پایایی داده های به دست آمده به تفکیک گروه های پژوهش سنجش روایی روایی ابزار اندازهگیری، بدین معنی است که ابزار، توانایی و قابلیت اندازهگیری را داشته باشد. به همین منظور ابتدا پرسشنامه تدوین و پس از انجام اصلاحات لازم از سوی کارشناسان مربوطه، به منظور پیش آزمون مبادرت به توزیع آن در بین چند نفر از افراد جامعه آماری پرداخته شد. مطالعه پژوهشهای پیشین، مشورت با کارشناسان و اساتید محترم و در نهایت نتایج حاصل از pre-test، از روایی پژوهش ابزار اندازه گیری این پژوهش حمایت نمودند. آزمون پایایی به منظور اطمینان از نتایج حاصل از تحلیل دادههای پژوهش، مبادرت به تعیین میزان پایایی پرسشنامه گردید. یکی از ابزارهای تعیین پایایی پرسشنامه استفاده از ضریب آلفای کرونباخ است. این ضریب توسط کرونباخ ابداع شده و یکی از متداولترین روشهای اندازه گیری اعتماد پذیری و یا پایایی پرسش نامهها است. منظور از اعتبار یا پایایی پرسش نامه این است که اگر صفتهای مورد سنجش با همان وسیله و تحت شرایط مشابه و در زمانهای مختلف مجدداً اندازه گیری شوند، نتایج تقریباً یکسان حاصل شود. این ضریب همچنین برای سنجش میزان تک بعدی بودن نگرشها، عقاید و … بکار میرود. در واقع میخواهیم ببینیم تا چه حد برداشت پاسخگویان از سؤالات یکسان بوده است. اساس این ضریب بر پایه مقیاسها است. مقیاس عبارتند از دسته ای از اعداد که بر روی یک پیوستار به افراد، اشیا یا رفتارها در جهت به کمیت کشاندن کیفیتها اختصاص داده میشود. رایجترین مقیاس که در تحقیقات اجتماعی بکار میرود مقیاس لیکرت است. در مقیاس لیکرت اساس کار بر فرض هم وزن بودن گویه ها استوار است. بدین ترتیب به هر گویه نمراتی (مثلاً از ۱ تا ۵ برای مقیاس لیکرت ۵ گویه ای) داده میشود که مجموع نمراتی که هر فرد از گویه ها میگیرد نمایانگر گرایش او خواهد بود (صمدی، ۱۳۹۲، ۷۸-۷۷). در پژوهش حاضر نیز از این مقیاس به منظور سنجش اطلاعات پرسشنامه استفاده شده است.
 آلفای کرونباخ به طور کلی با بهره گرفتن از یکی روابط زیر محاسبه میشود. یا که در این روابط k تعداد سؤالات، واریانس سؤال i ام، واریانس مجموع کلی سؤالات، میانگین کوواریانس بین سؤالات و واریانس میانگین سؤالات میباشند (برگرفته شده از آلن و ین، ۲۰۰۲). با بهره گرفتن از تعریف آلفای کرونباخ میتوان نتیجه گرفت: (۱) هر قدر همبستگی مثبت بین سؤالات بیشتر شود، میزان آلفای کرونباخ بیشتر خواهد شد و بالعکس، (۲) هر قدر واریانس میانگین سؤالات بیشتر شود آلفای کرونباخ کاهش پیدا خواهد کرد، (۳) افزایش تعداد سؤالات تأثیر مثبت و یا منفی (بسته به نوع همبستگی بین سؤالات) بر میزان آلفای کرونباخ خواهد گذاشت، (۴) افزایش حجم نمونه باعث کاهش واریانس میانگین سؤالات در نتیجه باعث افزایش آلفای کرونباخ خواهد شد. بدیهی است هر قدر شاخص آلفای کرونباخ به ۱ نزدیکتر با شد، همبستگی درونی بین سؤالات بیشتر و در نتیجه پرسشها همگنتر خواهند بود. کرونباخ ضریب پایایی ۴۵% را کم، ۷۵% را متوسط و قابل قبول و ضریب ۹۵% را زیاد پیشنهاد کردهاند (کرونباخ، ۱۹۵۱). بدیهی است در صورت پایین بودن مقدار آلفا، بایستی بررسی شود که با حذف کدام پرسشها مقدار آن را میتوان افزایش داد؛ بنابراین با توجه به تعاریف فوق میزان آلفای کرونباخ برای پژوهش حاضر به این صورت میباشد. اولین گروه از افراد مورد مطالعه شده، مسئولین درگیر با امر گردشگری در شهرستان نیر است. جدول (۴-۱) میزان آلفای کرونباخ را برای گویه های این گروه نشان میدهد. با توجه به نتایج به دست آمده از جدول زیر مشخص میشود که معیارهای مورد نظر از دیدگاه این گروه از پایایی مورد قبولی برخوردار هستند. جدول (۴-۷) آزمون آلفای کرونباخ برای گویه های نظرات مسئولین نسبت به مؤلفه های استعداد گردشگری روستایی
Reliability Statistics
جاذبه گردشگری
Cronbach’s Alpha
N of Items
طبیعی
۹۷/۰
۷۴
زیر ساخت
۸۹/۰
۷۴
مدیریتی
۷۶/۰
۷۴
فرهنگی
۸۵/۰
۷۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۴٫۲۲)
نتایج
در شبیهسازی انجام شده خطای مکان و سرعت بازو، پایداری سیستم و گشتاور خروجی مورد مطالعه قرار گرفته است. در این کار از دو رابطه برای به دست آوردن خروجی که برای تخمین اصطکاک و خنثی کردن آن در (۴٫۱۲) و (۴٫۱۴) آمده است، استفاده شده و در ادامه با هم مقایسه میشوند. در شکل (۴٫۷) نتایج حاصل از از بین بردن اثر اصطکاک از رابطۀ (۴٫۱۲) آمده است. این نتایج نشان می دهند که خطای سرعت و مکان قبل از آنکه پایداری داخلی سیستم را تحت تاثیر قرار دهد با سرعت خوبی به صفر میل می کند. در شکلهای (۴٫۸) و (۴٫۹) مقایسه ای بین میزان واقعی اصطکاک و مقدار تخمینی آن صورت گرفته است. نتایج قرابت قابل قبولی را نشان می دهند. با مقایسۀ این دو شکل مشخص می شود، در خنثی سازی کامل همانطور که انتظار هم میرفت تطبیق بهتری صورت گرفته و پس از یک سیکل خنثی سازی به طور کامل انجام شده است.

شکل ۴٫۷- پاسخ سیستم خنثی کنندۀ اصطکاک با مقادیر نامی. (a) خطای مکان؛ (b) خطای سرعت؛ © پایداری داخلی؛ (d) گشتاور خروجی کنترل کننده، . شکل ۴٫۸- تخمین اصطکاک با مقادیر نامی، خنثی سازی جزئی (a) بازوی ۱؛ (b) بازوی ۲٫ شکل ۴٫۹- تخمین اصطکاک با مقادیر نامی، خنثی سازی کامل (a) بازوی ۱؛ (b) بازوی ۲٫
طراحی کنترل کنندۀ تطبیقی بر اساس شبکۀ عصبی برای خنثی کردن اغتشاش
در قسمت قبل از کنترل کننده پیشخور برای شبیهسازی رفتار دینامیک معکوس بازوی رباتیکی رابطۀ (۴٫۲) استفاده شد. با توجه به پیچیدگی رفتار سیستم میتوان برای کاهش وظیفه کنترل کننده پیشخور و همچنین برای جبران خطاهای باقیمانده از طراحی کنترل تطبیقی براساس شبکه عصبی مصنوعی استفاده کرد. که با توجه به مدلسازی سیستم و همچنین عدم قطعیتهای پارامتری، طراحی و طرح مفیدی به نظر میرسد. شکل زیر شمای مورد نظر را نشان میدهد. Feed forward Motors + Links ANN Feed forward Reference Model
شکل ۴٫۱۰- شمای کنترل کنندۀ خنثی کنندۀ اغتشاش مدل زیر برای بازوی سخت به کمک روش اغتشاش منفرد[۴۰] همانطور که قبلاً هم اشاره شد، میتوان مورد استفاده قرارگیرد [۴۶,۵۳]. (۴٫۲۳) که:
خطی شده رابطهی (۴٫۲۳) به روش رگرسیون به صورت زیر است:
که: : ماتریس توابع معلوم (رگراسور) : بردار پارامترها این نمایش مشابه قسمت قبلی برای و است. بنابراین از قانون تطبیقی مشابه میتوان استفاده نمود. البته به کمک کنترل کنندۀ تطبیقی برنمای شبکه عصبی تخمین زده میشود. خطای گشتاور کنترل کننده پیشخور به صورت زیر تعریف میشود.
یا به صورت زیر:
که با توجه به رابطهی به دست آمده است. نکتۀ مهمی که در رابطهی فوق قابل توجه است تاثیرپذیری از و است که در حقیقت حاوی اطلاعاتی از مدلسازی سیستم و عدم قطعیتهای پارامتری آن هستند. در شماتیک ارائه شد از کنترل کنندۀ فیدبک برای منییم کردن استفاده شده است.
توضیح شماتیک کنترل کننده:
در این استراتژی کنترل در حقیقت از کنترل کنندۀ پیشخور به عنوان تقریب دهندهای برای مدل معکوس بازوی رباتیک استفاده شده است. به کمک سیستم فیدبک همانطور که گفته شد گشتاور خروجی کنترل کنندۀ پیشخور تنظیم میشود. یعنی را برعهده دارد. اختلاف بین این سیگنال و همانطور که میدانیم میزان خطای گشتاور را تعیین میکند که در حقیقت به عدم قطعیتهای ساختار یافته و ساختار نیافته بر میگردد به بیان دیگر برابری میان سیگنالهای تخمین گشتاور و سیگنال کنترل پیشخور یعنی صفرشدن تضمین بر مدت طراحی کنترل کننده و ردگیری صحیح است. در حقیقت به دلیل اینکه مدل دقیقی برای شبیهسازی رفتار سیستم در دسترس نیست و یا با پیچیدگی ریاضیاتی بسیار زیادی موجود می باشد، از شبکه عصبی برای اندازهگیری اختلاف دو سیگنال گشتاور مذکور و سیگنال فیدبک را هدف جبران خطاهای باقیمانده که عمدتاً مربوط به الاستیسه، اصطکاک و اغتشاش میباشند، استفاده میشود. در این طرح از شبکه عصبی چند لایه که از سه لایه تشکیل شده استفاده گردیده به شرح زیر: لایه اول شامل دو نرون که لایه ورودی است لایه دوم یا لایه مخفی که از ۶ نرون عصبی تشکیل شده لایه سوم که لایه خروجی است و فقط از یک نرون تشکیل شده است. برای لایههای ورودی و مخفی از تابع علامت به عنوان تابع محرک استفاده شده و برای لایه خروجی از تابعی خطی.
شبیهسازی و نتایج
در این آزمایش پاسخ، با در نظر گرفتن مواردی همچون خطای مکان و سرعت بازوها، پایداری سیستم، گشتاور خروجی کنترل کننده ، و گشتاور نیرو محرکه ، مورد بررسی قرار گرفته است. همناطور که در شکل (۴٫۱۱) نشان داده شده است، خطای مکان و سرعت بازوها، همزمان با کاهش سرعت موتور، به صفر میل می کند. این امر متضمن پایداری داخلی سیستم می شود. به عبارت دیگر میتوان گفت، در حقیقت شبکۀ عصبی در حالت گذرا توانسته است کارایی مناسبی در مواجهه با عدم قطعیت پارامتری سیستم نشان بدهد. به این صورت که در هر زمان سرعت محرک برای جبران اثرات اصطکاک غیرخطی به صفر نزدیک می شود، با تولید یک گشتاور ضربهای[۴۱] مانع از ناپایداری سیستم میگردد. در حقییقت کنترل کنندۀ پیشخور[۴۲] به تنهایی توانایی جبران اثرات گذار صفر سرعت موتور را ندارد. لازم به ذکر است که، کنترل کنندۀ پسخور شبکۀ عصبی تطبیقی[۴۳] انعطاف مفاصل بازوها را نیز در نظر گرفته و اثرات آن را نیز جبران میکند، در صورتی که کنترل کنندۀ پیشخور چنین توانایی ندارد. شبیهسازی را میتوان با در نظر گرفتن شرایط اولیۀ مشخص نیز انجام داد. برای این منظور برای هر دو بازو را در نظر میگیریم، که باید دقت شود که با توجه به رابطۀ (۴٫۲) ، بایستی غیر صفر باشند تا گشتاور انتقالی غیر صفر داشته باشیم. نتایج همانطور که در شکل (۴٫۱۲) مشهود است، مناسب و نزدیک به حالت نامی است. یعنی توانایی کنترل کننده در حذف خطای مکان و سرعت و در تامین پایداری با شرایط اولیۀ غیرصفر اثبات می شود.
شکل ۴٫۱۱- پاسخ سیستم خنثی کنندۀ اغتشاش با مقادیر نامی: (a) خطای مکان بازو؛ (b) خطای سرعت؛ © پایداری داخلی؛ (d) گشتاور خروجی کنترل کننده ؛ (e) گشتاور کنترل کننده برای بازوی ۱ ؛ و (f) گشتاور کنترل کننده برای بازوی ۲
شکل ۴٫۱۲- پاسخ سیستم خنثی کنندۀ اغتشاش با شراایط اولیۀ : (a) خطای مکان بازو؛ (b) خطای سرعت؛ © پایداری داخلی؛ (d) گشتاور خروجی کنترل کننده ؛ (e) گشتاور کنترل کننده برای بازوی ۱ ؛ و (f) گشتاور کنترل کننده برای بازوی ۲
طراحی کنترل کننده فازی برای بازوی رباتیک
از استراتژی کنترل فازی برای درک یک موقعیت و اعمال رفتار کنترل مناسب مشابه تجربیات انسانی استفاده میشود. بلوک دیاگرام طرح کنترلی در شکل زیر نشان داده شده است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شخصاً به مسائل رسیدگی می کنند، به هر یک از کارکنان و زیردستان توجهی خاص می نمایند، همانند یک مربی عمل می کنند و توصیه های لازم را می نمایند.
باس و آوولیو (۲۰۰۴) در تحقیقات خود دریافتند که اگرچه تمام رفتارهای رهبری تحول گرا، تعامل گرا و منفعل/ اجتنابی بر پیامدهای رهبری از قبیل تلاش مضاعف، اثرگذاری و رضایت تأثیر می گذارند، اما تأثیرات آن ها متفاوت است. باس و آوولیو بیان کردند که رفتارهای رهبری تحول گرا و تعامل گرا که با مدیریت برمبنای استثناء (فعال) دنبال می شود، بیشترین تأثیر را دارند. برعکس آن، رفتارهای رهبری منفعل / اجتنابی و بی قید و بند کم اثرگذارترین رفتارهای رهبری هستند. تأثیرات رفتارهای رهبری در شکل ۲-۱ نشان داده شده است.
شکل ۲-۱: الگوی رهبری تحول گرا همان طور که شکل ۲-۱ نشان داده است، الگوی رهبری تمام عیار یک مدل سلسله مراتبی است که کارکردهای رهبری دارای یک دامنه از منفعل ، غیرمؤثر تا فعال ، تأثیرگذار می باشد. در انتهای پایینی فرایند رهبری، رفتارهای منفعل/ اجتنابی رهبری بی قید و بند و مدیریت مبتنی بر استثناء (منفعل) )غیر مؤثرترین رفتارها هستند، به این خاطر که آن ها شکل های انفعالی و واکنشی فرایند رهبری را ارائه می دهند. به طورکلی، رفتارهای رهبری منفعل/ اجتنابی به عنوان مدیریت خرد کارکنان در نظر گرفته می شود که پیامدهای منفی برای پیروان دارد، به خصوص هنگام تغییر شغل و هنگامی که آن ها نیاز به کمک فوری دارند. این گونه رهبران، هنگامی که به آن ها نیاز است غایب می باشند. آن ها پیروان خود را به حال خود گذاشته و بدون تصمیم گیری رها می کنند. آن ها هیچ گونه بازخورد و کمکی به پیروان نمی دهند. درنتیجه پیروانشان اغلب نمی دانند که آیا آن ها کار خود را به درستی انجام می دهند یا خیر.
 مدیریت برمبنای استثناء(فعال) که شکل فعال تری از رهبری را ارائه می دهد می تواند در موقعیت هایی اثرگذار باشد که رهبران علاوه بر انجام درست فعالیت ها، می خواهند که اشتباهات و تحریفات خود را نیز ببینند. این سبک رهبری می تواند در موقعیت هایی مورد نیاز باشد که: الف) کارکنان بسیار ماهر، باتجربه و آموزش دیده هستند؛ ب) رهبران باید تعداد زیادی از زیردستان را نظارت کنند؛ ج) رهبران در جستجوی ثبات در سازمان هستند. با این وجود مدیریت برمبنای استثناء (فعال) عموماً در تغییر نیروی کار، امروزه غیر مؤثر است، به این خاطر که رشد و خلاقیت پیروان را مانع می شود. علاوه بر این، این نوع رهبری، شامل بازخورد منفی بر رفتار رهبری اصلاحی تعامل گرا می شود؛ بنابراین استفاده بیش از حد از آن ممکن است نارضایتی و استرس را در بین پیروان افزایش دهد(باس و آولیو،۲۰۰۴). تمام رفتارهای رهبری تحول گرا (ملاحظات فردی، الهام، تحریک عقلانی، کاریزما) که ارائه دهنده رهبری فعال، مثبت و با عملکرد بالا است و رفتار پاداش دهنده تعامل گرا، اثرگذارترین رفتارهای رهبری هستند که تأثیرات مثبت و معناداری بر پیروان دارند. به طور کلی رفتارهای رهبری تحول گرا به این خاطر تأثیرگذارترین هستند که پیروان آن ها به رهبر اعتماد کرده و احترام می گذارند، توسط سخنان رهبر برانگیخته می شوند، تشویق به تفکر متفاوتی می شوند و نیازهای اصلی آن ها توسط رهبر شناسایی می شود، بدین منظور احتمال بیشتری دارد که تلاش مضاعف داشته باشند، رهبران خود را ثأثیرگذار درک کنند و از رهبران راضی باشند. از سوی دیگر، رفتار پاداش دهنده همراه با رهبری تعامل گرا نیز در موقعیت های بسیاری اثرگذار است به این خاطر که پاداش دادن به رفتارهای پیروان، روش مؤثری برای انگیزش دادن به پیروان، به خصوص در سازمانهای عمومی است(هوی و میشکل[۱۱۳]،۲۰۰۸). فرض اصلی در الگوی رهبری تمام عیار این است که یک رهبر می تواند هم از رهبری تحول گرا و هم از رهبری تعامل گرا، به خصوص پاداش مشروط آن استفاده کند. اثرگذارترین رهبران آن هایی هستند که به طور منظم هم از رفتارهای رهبری تحولی (ملاحظات فردی، الهام، تحریک عقلانی، کاریزما) و هم از پاداش مشروط رهبری تعامل گرا، استفاده می کنند . در این مورد رهبری تحول گرا مکمل رهبری تعامل گراست. پاداش مشروط رهبری تعامل گرا نقش جهت دهنده داشته و اعتمادسازی، اطمینان بخشی و همسانی را در بین پیروان فراهم می آورد، به این خاطر، این رهبران انتظارات خود را روشن و پاداش و بازشناسی فراهم می کنند که مبنایی اساسی برای رهبری تحول گرا، در به دست آوردن سطح قابل پذیرشی از عملکرد است رهبری تحول گرا به تأثیرات پاداش دهی رهبری تعامل گرا اضافه می شود تا عملکرد پیروان را با نشان دادن استانداردهای اخلاقی بالا و رفتار اخلاقی، انگیزش دادن به پیروان، برانگیختن ایده ها برای خلاق بودن و درنظر گرفتن نیازها و دغدغه های آن ها، افزایش دهد. به طور خلاصه اولویت رفتارها در الگوی رهبری تمام عیار از بالا به پایین افزایش می یابد؛ بنابراین رهبری اثرگذار وابسته به میزانی است که رهبران از هر رفتار استفاده می کنند. به عبارت دیگر، الگوهای مناسب رفتارها برای رهبری اثرگذار شامل مقدار ناچیزی از رفتار بی قید و بند (آزادی مطلق) و رهبری مدیریت برمبنای استثناء (منفعل )، مقداری بیشتر رهبری مبتنی بر استثناء (فعال)، مقدار زیادی از پاداش همراه با رهبری تعامل گرا و با تأکید اصلی بر عناصر تحول گرا می باشد(هاول[۱۱۴]،۱۹۹۳).در طول قرن بیستم نظریه و الگو های متعددی در جهت مشخص کردن ویژگی های رهبری اثربخش شکل گرفته است. در طول بیست سال گذشته، توجه و علاقه زیادی به بررسی الگوهای جدید رهبری نشان داده شده است. بسیاری از تعاریف اولیه رهبری به نظر می رسد که روی فرآیندهای عقلایی و شناختی تأکید می کنند. به علاوه الگو های قبلی رهبری به دلیل این که از تشریح رهبری تمام عیار سبک ها و رفتارهای رهبری موجود ناتوان بوده اند مورد انتقاد قرار گرفته اند. در پاسخ به چنین انتقادهایی مفاهیم رهبری تحول گرا و تعامل گرا پدیدار شد. همان طور که سازمان ها با تحول و توسعه اقدامات سنتی مدیریت مواجه می شوند تعیین عملکرد بالا و ویژگی های تحول گرایانه رهبران مهم و حیاتی می شود. در این تحقیق الگوی رهبری تمام عیار برای توضیح اثربخش ترین رفتارهای رهبری استفاده شده است. این الگو توسط باس و آوولیو (۲۰۰۴) بر اساس نظریه رهبری تحول گرا و تعامل گرا باس (۱۹۸۵) شکل گرفته است. این الگو علاوه بر این که این دو نوع رهبری را در بر می گیرد شامل سه پیامد رفتاری نیز می شود: الف) تلاش بسیار؛ ب) رهبری اثربخش؛ ج) رضایت. فرض اصلی این الگو این است که رهبران هنگامی اثربخش هستند که از ترکیب رفتارهای تحول گرا و تعامل گرا استفاده می کنند. (باس و آولیو،۲۰۰۴) روابط مورد انتظار بین پیامدهای رهبری و سبک رهبری تحول گرا بر اساس نظریه های موجود در قالب طرحواره ۲-۲ قابل ترسیم می باشد. شکل ۲-۲: رابطۀ مورد انتظار بین ابعاد و پیامدها براساس نظریه های موجود (وب[۱۱۵]،۲۰۰۳) بخش چهارم: پیشینه تحقیق یکی از مراحل مهم در انجام پژوهش علمی، پزوهش ها و تحقیقات پیشین پیرامون موضوع تحقیق می باشد. در این بخش ابتدا به پیشینه پژوهش در خارج از کشور و سپس به پیشینه پژوهش در ایران پرداخته می شود. ۵-۱) پیشینه پژوهش در خارج از کشور تحقیقی تحت عنوان “ نقش واسطهای عدالت سازمانی در رابطه میان رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری پرستاران: یک بررسی پرسشنامهای بین بخشی توسط گیلت و همکاران[۱۱۶] در سال۲۰۱۳ انجام گرفت. در زیر به تفصیل به نتایج آن می پردازیم: پس زمینه: اهمیت رهبری تحول گرا برای بهزیستی پرستاران بطور رو به افزایشی تصدیق شده است. گرچه کمبود تحقیقی که به بررسی سازوکارهایی بپردازد که ممکن است روابط میان رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری پرستاران را توضیح دهد، وجود دارد. اهداف: در ابتدا، بررسی دو سازوکار روانشناختی ممکن که ارتباط میان رفتارهای رهبری تحول گرا با کیفیت زندگی کاری پرستاران را برقرار میسازد. ثانیاً، مطالعه رابطه میان کیفیت زندگی کاری پرستاران و درگیر شدن در کار آنها. طراحی: طراحی مطالعه بین بخشی زمینه: مطالعه در ۴۷ واحد مختلف هماتولوژی، انکولوژی و هماتولوژی/انکولوژی در فرانسه انجام شد. شرکت کنندگان پرستار و کمک پرستار بودند. شرکت کنندگان: ۳۴۳ پرستار، پرسشنامه را پر نمودند. پرسشنامه ها به تمامی پرستاران شاغل در واحدها ارسال شد. ۹۵% زن و متوسط سن ۳۰/۳۶ سال بود. روشها: پرستاران خواسته شدند تا شیوه رهبری تحولگرای سرپرست خود و همینطور ادراکات خود از عدالت توزیعی و تعاملی در واحد را رتبه دهند. آنها همچنین خواسته شدند تا سطح کیفیت زندگی کاری و اشتغال (درگیری) کاری خود را ارزیابی کنند. نتایج: عدالت توزیعی و عدالت تعاملی بطور کامل در رابطه میان رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری پرستاران نقش واسطهای و میانجی ایفا می کند. افزون بر آن، کیفیت زندگی کاری پرستاران بطور مثبت با درگیرشدن در کار آنها مرتبط است. نتیجه گیری: رهبران تحول گرا ممکن است به تضمین کیفیت زندگی کاری پرستاران کمک کنند که به نوبهی خود درگیر شدن در کار آنها را افزایش میدهد. این روشهای رهبری از این رو هم برای کارکنان و هم سازمان سودمند است. به عنوان بخشی از جنبش کیفیت وسیعتر در بخش بهداشت و درمان، کیفیت زندگی کاری اعضای کارمند به عنوان جنبه مهمی از عملکرد سازمان بهداشت و درمان شناخته شده است (کول و همکاران[۱۱۷]، ۲۰۰۵). طبق برتسون و استیچلر[۱۱۸] (۲۰۱۰)، QWL در سازمانهای بهداشت و درمان می تواند منجر به خروجیهای مثبت دیگری برای هم فراهم کنندگان بهداشت و درمان و هم بیماران (مثلاً رضایت بیشتر) شود. بنابراین، مطالعات متعددی به منظور شناسایی عواملی که در QWL پرستاران نقش دارند، انجام گشته است (ببینید وقارسیدین و همکاران[۱۱۹]، ۲۰۱۱). شیوه مدیریت و روابط عمومیتر با سرپرستان به عنوان پیش بینی کننده های عمدهی QWL پرستاران شناخته شده اند (ناکس و ایروینگ[۱۲۰]، ۱۹۹۷). اگرچه مطالعات متعددی (مثل هسو چن[۱۲۱]، ۲۰۱۱؛ نیلسن و همکاران[۱۲۲]، ۲۰۰۹؛ یانگ[۱۲۳]، ۲۰۱۲) نشان دادهاند که رهبری تحول گرا بطور مثبت با نشانگرهای QWL مثل رضایت کاری و تعهد سازمانی (ببینید بابا و جمال[۱۲۴]، ۱۹۹۱) مرتبطند، تنها بررسیهای اندکی به نقش رهبری تحول گرا در پیش بینی QWL آنطور که توسط الیزور و شای[۱۲۵] (۱۹۹۰) تعریف گشته نگریستهاند. هدف مطالعه جاری بررسی ارتباطات بین رهبری تحول گرا، عدالت سازمانی، QWL و درگیرشدن در کار است. مدل: فرضیه ۱: رهبری تحول گرا بطور مثبت مرتبط با QWL پرستاران خواهد بود. فرضیه ۲: ارتباط بین رهبری تحول گرا و QWL پرستاران بطور کامل توسط عدالت توزیعی و تعاملی تعدیل می شود. فرضیه ۳: QWL پرستاران بطور مثبت با درگیر شدن در کار آنها مرتبط خواهد بود. شکل ۳٫ نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نکته ۱: تمامی ضرایب استانداردسازی شدند و معنادار بودند () نکته ۲: به علت وضوح، نشانگرهای متغیرهای مکنون نشان داده نشدند. نتایج: نتایج تحقیق جاری آشکار نمود که رهبری تحول گرا بطور مثبت با عدالت توزیعی و تعاملی مرتبط است. این نتایج با تحقیقات قبلی که نشان دادند که رهبری تحول گرا بطور مثبت با عدالت سازمانی مرتبط بود (چو و دانسریو[۱۲۶]، ۲۰۱۰؛ وو و همکاران[۱۲۷]، ۲۰۰۷) سازگار هستند. ثانیاً یافتههای تحقیق فعلی نشان داد که عدالت توزیعی و تعاملی بطور مثبت QWL پرستاران را پیش بینی می کند. این یافته ها همراستا با مطالعات گذشته هستند (مثلاً، هپونیمی و همکاران[۱۲۸]، ۲۰۱۱؛ نادیری و تانووا[۱۲۹]، ۲۰۰۹) که نشان دادهاند که عدالت سازمانی بطور مثبت مرتبط با نشانگرهای متعددی از QWL شامل بهزیستی روانشناختی، اثر مثبت و رضایت کاری هستند. ثالثاً QWL پرستاران بالاتر است زمانی که سرپرستان یک سبک رهبری تحول گرا را انتخاب می کنند زیرا این رفتارها، عدالت توزیعی و تعاملی را افزایش می دهند. این نتایج در توافق با اکثر تحقیقات میدانی در طی دو دهه گذشته است که نشان دادهاند که رهبری تحول گرا با مجموعه ای از نتایج مثبت مرتبط بوده است (مثلاً، جاج و پیکولو[۱۳۰]، ۲۰۰۴؛ وانگ و همکاران[۱۳۱]، ۲۰۱۱) در نهایت، نتایج فعلی آشکار نمود که QWL پرستاران بطور مثبتی با درگیر شدن در کار مرتبط است. با فرض اینکه درگیرشدن در کار منجر به خروجیهای مثبتی برای سازمانها می شود (دمروتی و کروپانزانو[۱۳۲]، ۲۰۱۰)، بدین معنی که سازمانها و مدیران بایستی تلاش کنند تا QWL پرستاران را با انتخاب یک شیوه رهبری تحول گرا و ارتقای ادراک پرستاران از عدالت سازمانی افزایش دهند. تحقیقی تحت عنوان “نقش هوش عاطفی در افزایش کیفیت زندگی کاری در مدیران مدرسه” در سال (۲۰۱۲) توسط فرانباخش[۱۳۳] انجام گرفت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چند مثال. ــــــ . همان جا: اضافه اسم فرد به اسم قبیله". اضافه اسم به اسم قبیله در عبارات فارسی و عربی. ــــــ . همان: “اطلاق اسم پدر بر پسر"، ص۷۶ـ۷۷. مثالهایی از زبان فارسی کهن؛ معرفی کتابی از عرب در همین باب. ــــــ . همان: “افکندن"، ص ۸۶ـ۸۷ . افکندن یا افگندن. ــــــ . همان: ” اَل ْ"، ص ۹۰. حذف «ال » در عبارات فارسی. ــــــ . همان:"الف و لام"، ص ۱۰۲. حکایتی در اثبات الف و لام در معجمالادبا. ــــــ . همان: “اماله الف"، ص ۱۱۱. ذکر چند مثال. ــــــ . همان جا: “امپرسونل". فعل مفرد برای فاعل جمع ذویالعقول.
 ــــــ . همان: “ـ ان"، ص۱۱۷ـ۱۱۸. “ـ ان” علامت نبوت و ابوت. ــــــ . همان: “ـ ای"، ص۱۴۶ـ۱۴۷. گر تو زگناه من خبر داشتئی چون گرگ عزیز مصر پنداشتئی ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “باز هم قواعد دستوری". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۴، ج۱۰، ص۶۴ـ۷۲. چهارگونه از ادای “مفعول به” در زبان فارسی؛ علامت را برسر مبتدا در زبان فارسی؛ خود در معنی اصلاً؛ ترکیب سلحشور؛ ترکیبات من تشنمه و …؛ فعل بود برای شخص زنده غایب؛ بایست به جای باید. ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “تانستن= توانستن". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۳، ج۲، ص۳۰. سماعی بودن ترکیبات وصفی تذکیر و تأنیث. ــــــ . همان جا: ” تأنیث و تذکیر صفات در طی عبارات فارسی". چند مثال از شعرهای مولوی و رودکی. ــــــ . همان: “ترکیب …"، ص۶۶ـ۶۷. ترکیب اسنادی: وصفاً؛ ترکیب عددی؛ ترکیبات عربی؛ ترکیبات وصفی فاعلی؛ ترکیبات در فارسی [انواع ـ] ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “ترین (افعلالتفضیل عام)". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۴، ج۱۰ ، ص ۷۲ـ۷۳. “ـ ترین” در آخر صفت تأدیه. ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “تشدید". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۳، ج۲، ص ۷۱ـ۷۲. تشدید؛ تشدید مخفف ضروره. ــــــ . همان: “تصغیر(تصغیر تحقیر)"، ص ۷۷ـ۷۸. مکبرهای معروف به تصغیر؛ تحریف مصغرها. ــــــ . همان: “تکرار"، ص ۹۴ـ۹۵. تکرار اسم؛ تکرار فعل؛ تکرار صفت. ــــــ . همان: “تنوین منصوب"، ص۱۰۴ـ۱۰۵. تنوین کلمات برحسب اختلاف موارد استعمال. ــــــ . همان : “جمع"، ص۱۶۷ـ۱۷۳. جمع غیرذویالارواح؛ جمع فارسی مرجع عربی را؛ جمعِ جمع در فارسی؛ جمع در اسماء اشخاص؛ جمع اسماء مرکبه؛ جمع در اسم شخصی مفرد؛ جمع فعل؛ جمع در اسامی اعلام؛ بعضی جمعهای عربی بسیار معمول؛ جمع به الف و تاء. ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “جموع به الف و تاء". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۶۶، ج۳، ص۲۷. جموع به الف و تاء که مفرد آنها در فارسی مستعمل نیست. ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “جیم نسبت". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۳، ج۲، ص۱۹۹ـ۲۰۰. جیم نسبت به جای یاء نسبت عربی. ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “چنانچه". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۶، ج۳، ص۴۴ـ۴۶. اگر چنانچه؛ چنانچه؛ چونانک؛ چنانکه. ــــــ . “چنانکه و چنانچه". مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی تهران. س۱. ش۲. دی ۱۳۳۲، ص۳۹ـ۴۰. معنی چنانچه در “اگر چنانچه"؛ حذف “اگر"؛ “چنانچه” در نوشته قدما. ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “چه". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۶، ج ۳، ص ۵۱. “چه تقلیلیه"؛ “چه” در ذویالعقول. ــــــ . همان: “حروف الاطلاق"، ص ۵۹. حروف الاطلاق در نوشتهها و شرحهای دیگران. ــــــ . یادداشتهای قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “حذف «ابن»…". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۷، ج۱، ص۱۴۱ـ۱۴۲.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اقدام به ترک شغل می نمایند. امروزه ترک شغل کارکنان کلیدی در سازمانهای سرآمد به یکی از مهمترین نگرانیهای مدیریت منابع انسانی تبدیل شده است. به همین دلیل، سازمانهایی که بتوانند دلایل و عوامل موثر در تمایل به ترک خدمت کارکنان را درک کنند، خواهند توانست پیش از اینکه کارکنان سازمان را ترک کنند، سیاستها و روش های موثری را برای حفظ و نگهداری منابع انسانی کارآ به کار بگیرند.
 پژوهشهای صورت گرفته نشان می دهد که تمایل به ترک شغل به خوبی می تواند ترک شغل آتی کارکنان را مورد پیش بینی قرار دهد ( برای مثال، تت و می یر، ۱۹۹۳؛ لوکاس و همکاران ،۱۹۹۳؛ بدیان و همکاران ، ۱۹۹۱؛ پاراسورامان ، ۱۹۸۹). بنابراین با پذیرفتن اصل پیشگیری به عنوان یک روش موثر، می توان این اصل را مطرح کرد که علت یابی تمایل به ترک شغل کارکنان می تواند در حذف عوامل زمینه ساز ، کار آمد باشد. عوامل مرتبط با تمایل به ترک خدمت الف) نقش عوامل فردی در تمایل به ترک شغل نقش عوامل فردی در تمایل به ترک شغل پژوهشهای متعددی ( وای و رابینسون ، ۱۹۹۸؛ ویل و کیمبل ،۱۹۹۵ ؛ گرهارت ،۱۹۹۰؛ پرایس و مولر ،۱۹۸۶؛ کوتن و توتل ،۱۹۸۶؛ آرنولد و فلدمن ،۱۹۸۲؛ موبلی و همکاران ، ۱۹۷۹) گزارش کرده اند که بین متغیرهای سن و استخدام رسمی با تمایل به ترک شغل رابطه منفی وجود دارد، به این معنی که با افزایش سن از میزان تمایل به ترک شغل کاسته می شود و بیشترین میزان ترک شغل در یک سال اول استخدام اتفاق می افتد و کارکنانی که سازمان را ترک می کنند معمولاًسابقه استخدام کوتاهی دارند (میشل و برادوک ، ۱۹۹۴). علاوه بر آن، کارکنان رسمی کمتر از کارکنان غیر رسمی (کارکنان قراردادی) تمایل به ترک سازمان دارند ( لارسن و لاکین ، ۱۹۹۹ ).) سطح تحصیلات با تمایل به ترک شغل رابطه مثبت دارد و افراد با تحصیلات بالا بیشتر از افراد با تحصیلات پایین، تمایل دارند که شغل خود را ترک کنند (برگ ، ۱۹۹۱؛ کوتن و توتل، ۱۹۸۶)؛ به عبارت دیگر کارکنانی که دارای تحصیلات بالایی هستند در صورتیکه احساس کنند که به تخصص آنها احترام گذارده نمیشود، احتمال بیشتری وجود دارد که سازمان را ترک کنند ( هاتون و امرسون، ۱۹۹۸). همچنین وای و رابینسون (۱۹۹۸) و پرایس و میولر( ۱۹۸۶) به این نتیجه رسیدند، افرادی که به لحاظ شغلی در طبقه غیرمدیریتی قرار دارند، در مقایسه با افرادی که در این طبقه قرار دارند (طبقه مدیریتی) تمایل بیشتری دارندکه شغل خود را ترک کرده و به سازمان دیگری بروند. مطالعات انجام گرفته در زمینه ارتباط بین جنسیت و تمایل به ترک شغل به نتایج بسیار متناقضی منجر شده است. برای مثال، نتایج به دست آمده نشان می دهد که (وایزبرگ و کِرچنبام ، ۱۹۹۳ و کوتن و توتل، ۱۹۸۶) زنان در مقایسه با مردان تمایل بیشتری به ترک شغل دارند و دو برابر بیش از مردان، شغل خود را ترک می کنند ( کام ست ، ۲۰۰۰ ؛ ایتا ، ۲۰۰۰). در مقابل وای و رابینسون ) ۱۹۹۸)، میلر و ویلر (۱۹۹۲) و برگ (۱۹۹۱) در پژوهش خود هیچ رابطه ای بین جنسیت و تمایل به ترک شغل نیافتند. و این در حالیست که الاین (۱۹۹۷) و سامرس و هندریکس (۱۹۹۱) به این نتیجه رسیدند که مردان بیشتر از
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
های مناسب عناصرغذایی معرفی کردند که به محیط کشت موراشیک و اسکوگ (MS) لقب گرفت (باقری و همکاران، ۱۳۸۶). از محیط کشتهای معروف دیگر میتوان به محیط کشت وایت[۱۰] (۱۹۴۳)، لینسمایر و اسکوگ۲ (۱۹۶۵)، گامبورگ و همکاران۳ (۱۹۶۸) و نیچ و نیچ۴(۱۹۶۹) اشاره نمود که هر کدام ازآنها برای نوع خاصی از گیاه و هدفهای مشخصی از کشت استفاده میشوند (واسیل و تروپ۵، ۱۹۹۸ ).
 ۲-۳-۸-۲ مزایای تکثیر از طریق کشت بافت ۱- تکثیر از طریق کشت بافت در تمام طول سال انجام می شود و وابسته به زمان و فصل خاصی نیست. ۲- عاری بودن این روش از پاتوژنها به دلیل شرایط کاملاً استریل آزمایشگاه کشت بافت. ۳- همه فاکتورهای محیطی مورد نیاز در روش کشت بافت دقیق و کامل کنترل می شوند. ۴- از مواد گیاهی کمتری استفاده می شود. ۵- احتیاج به خزانه و مزرعه نمی باشد. ۶- در کشت بافت، امکان تولید انبوه گیاه وجود دارد. ۳-۳-۸-۲معایب تکثیر از طریق کشت بافت ۱- پرهزینه بودن این روش ۲- وسایل، ابزار و دستگاههای مورد نیاز خیلی گران میباشند. ۲- نیازمند افراد مجرب و متخصص میباشد (دانشور،۱۳۹۲). ۴-۸-۲ تهیه محیط کشت رشد، تمایز، نمو و تحولات فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی بافتهای گیاهی نیازمند تامین تعدادی از عناصر شیمیایی و برخی عوامل فیزیکی است. تمایز و رشد مورفولوژیکی بافتهای گیاهی در شرایط درون شیشه ای، همانند شرایط محیط بیرون تحت تاثیر مواد غذایی یا به عبارت بهتر، اجزاء محیط کشت میباشد. در هر محیط کشت بافت، موادی مانند نمکهای معدنی پرمصرف و کممصرف، اسیدهای آمینه ضروری، قند (ساکارز) بهعنوان منبع کربن، ویتامینها برای تضمین رشد و تمایز و هورمونهای متمایزکننده وجود دارد (چاولا، ۱۳۸۲). به طور کلی مواد تشکیل دهنده محیط کشت شامل: موادغذایی (آب، عناصر پرمصرف، عناصر کممصرف، قند)، تنظیمکننده رشد گیاهی، ویتامینها، مواد تکمیلکننده آلی نامشخص مانند شیره نارگیل، عصاره مخمر و عصاره مالت و مواد ژلهکننده مثل آگار میباشد (هارتمن و کستر[۱۱]، ۱۹۹۱). انتخاب محیط کشت برای موفقیت در کشت بافت ضروری است. هیچ محیط کشت مشخصی را نمی توان برای رشد انواع سلول پیشنهاد کرد و به همین دلیل اغلب برای تهیه یک محیط کشت مناسب با هدف مورد نظر، تغییراتی در آن ایجاد می شود. مسیر تعیین یک محیط کشت به هدف کشت سلول و بافت بستگی دارد. انتخاب صحیح محیط کشت تاثیر مهمی در موفقیت فرایند کشت بافت و باززایی گیاهان دارد (شریفی و همکاران ،۱۳۸۹). ۱-۴-۸-۲ آب در کشت بافت باید به کیفیت آب توجه زیادی شود. حجم زیادی از یک محیط کشت را آب تشکیل میدهد به همین علت، آبی که برای تهیه محیطهای کشت بکار برده میشود، باید تقطیر شود که این کار توسط دستگاه آب مقطرگیری انجام می شود. باید از ذخیره کردن دراز مدت آب مقطر در ظروف پلی اتیلنی خودداری شود، زیرا ممکن است اینگونه ظروف موادی آزاد کنند که نسبت به کشت خاصیت سمی داشته باشد. همچنین در ظروف شیشه ای پیرکس[۱۲] هم نگهداری طولانی مدت پیشنهاد نمیشود، زیرا ممکن است مقدار قابل توجهی باکتری در شرایط غیراستریل ذخیرهسازی در داخل آب مقطر رشد نمایند (دادز و رابرتز۳،۱۹۹۲). ۲-۴-۸-۲ نمکهای معدنی مواد معدنی مهمترین گروه مواد غذایی در محیط کشت هستند. نمکهای معدنی عبارتند از عناصر پرمصرف (نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منگنز و گوگرد) و عناصر کممصرف (روی، مس، منیزیم، آهن، کبالت، مولیبدن، کلر، ید، بُر) میباشند. معمولاً از محلولهای غلیظ ذخیره۴ برای ساختن محیط کشت استفاده می شود. محلولهای ذخیره باید در دمای ۴+ درجه سانتی گراد و در شیشههای تیره نگهداری شوند (باجوانی و رازدان۵، ۱۹۹۶). ۳-۴-۸-۲ کربن و منبع انرژی از میان کربوهیدراتهایی که در محیط کشت بافت گیاهی بهکار میرود، ساکارز ترجیح داده میشود. گلوکز و فروکتوز در برخی از موارد میتواند جایگزین شود. کربوهیدرات باید در محیط کشت به کار برود چون بافتهای سلولی جدا شده کمتر میتوانند فتوسنتز کنند یا به علت تاریکی فتوسنتز انجام نمیشود. ساکارز موجود در کشت به سرعت به فروکتو و گلوکز شکسته میشود ابتدا گلوکز و پس از آن فروکتوز توسط سلولها به کار برده میشود (تورس، ۱۹۹۴). ۵-۴-۸-۲ ویتامینها ویتامینها نقش کاتالیزور داشته و در گیاهان سنتز میشوند. در کشت بافت بسیاری از ویتامینها توسط یاختههای در حال رشد و نمو سنتز میشوند، اما مقادیر ساخته شده کمتر از مقادیر مورد نیاز است. از این رو نیاز است، ویتامینهای ضروری را به مقدار مورد نیاز به محیط اضافه نمود. ویتامینهای ۱B، ۳B، ۵B، ۶B و میواینوزیتول[۱۳] نسبت به بقیه، بیشتر مورد نیاز هستند. ویتامینهای ۳B و ۶B هرچند که به محیط کشت اضافه میشوند، اما در تعدادی از گونهها برای رشد یاخته و تولید کالوس ضروری نیستند (پیری و نظریان فیروزآبادی، ۱۳۸۵). غلضت بالای اسید اسکوربیک که بعضی موارد اضافه میشود، به این معنا نیست که گیاه چنین نیاز بالایی دارد. ویتامین ث در غلضت بالا، به عنوان آنتی اکسیدان جهت جلوگیری از تولید ترکیبات فنولیک استفاده می شود. بسیاری از گیاهان قادرند که ویتامینها را در حالت کشت درون شیشه ای، سنتز کنند (پیریک، ۱۹۷۶). ۶-۴-۸-۲ تنظیم کنندههای رشد در کشت بافت، برای تولید کالوس و تقسیم سلولی به اکسین و سیتوکینین به عنوان تنظیمکننده رشد نیاز میباشد. اکسینها رشد طولی سلولهای ساقه گیاهان را تحریک میکنند و سایتوکنینها نه تنها باعث تقسیم سلولی بافتهای گیاهی میشوند بلکه موجب پهن شدن سلول نیز میگردند (دانشور، ۱۳۹۲). اکسینها به طور عمده در کشت بافت به کار میروند. تنها اکسین طبیعی lAA است که با غلضت ۱۰-۰۱/۰ میلیگرم در لیتر به محیط کشت اضافه میشود. در حالی که اکسینهای مصنوعی از قبیل ایندول بوتیریک اسید[۱۴] (IBA)، نفتالیناستیکاسید۲ (NAA)، ۲ و۴دی کلروفنوکسی استیک اسید۳(D-2,4)، دیکامبا۴و پیکلورام۵ اثر فیزیولوژیکی بیشتری دارند و در غلظتهای ۰۰۱/۰ تا ۱۰ میلیگرم در لیتر به کار میروند (هارتمن و کستر، ۱۹۹۱ و رینرت و بجاج۶، ۱۹۹۷). برای تقسیم سلولی، رشد طولی سلول، تغییر و تمایز سلول و تشکیل اندام در بافتهای کشت شده، افزودن اکسین و سیتوکنین مناسب به محیط کشت کاملا ضروری است. سایتوکنینهایی که معمولا در محیط کشت به کار میرود عبارتند از: ۶-بنزیل آمینوپیورین۷ (BAP) ،یا ۶-بنزیل آدنین۸ (BA)، ایزوپنتیل آدنین۹ (ip2)، ان-(۲-فورانیل متیل) ۱-اچ-پیورین-۶-آمین۱۰ (کینتین)۱۱ ، ۶-(۴-هیدروکسی-۳-متیل-ترانس-۲-بوتنیلآمینو)پیورین۱۲ (زآتین)۱۳میباشد (دادز و رابرتز، ۱۹۹۲). نوع اندامزایی که در کشت بافت گیاهی اتفاق میافتد عمدتاً به نسبت غلظت اکسینها و سایتوکنینهای موجود در محیط کشت بستگی دارد. تولید ریشه ۱۴در گیاهچه، رویانزائی۱۵ و القایکالوس۱۶همگی در صورت زیاد بودن نسبت اکسین به سایتوکنین میباشد در حالی که پراوری شاخساره۱۷ از جوانههای جانبی و انتهایی هنگامی انجام میشود که نسبت سیتوکنین به اکسین بیشتر باشد. اسید جیبرلیک۱۸ (۳GA) تنظیم کننده رشد دیگری است که در برخی موارد در محیطهای کشت به کار میرود (دکلرک۱۹، ۲۰۰۶). ۷-۴-۸-۲ آگار محیط کشت که توسط نمکهای پرمصرف، کممصرف، ویتامینها، قند و تنظیم کنندههای رشد ساخته میشود، به صورت مایع است. محیط کشت مایع برای هوادهی باید روی شیکر باشد که این کار مشکل است و تسهیلات زیاد نیاز دارد، به همین دلیل محیط کشت جامد پیشنهاد شد. برای تولید محیط کشت جامد از آگار استفاده می شود. آگار پلیساکاریدی است که از مشتقات یک نوع علف هرز دریایی (بعضی از جلبکها) محسوب میشود. این ماده از گرانترین مواد شیمیایی موجود در کشت بافت است. غلضت عادی آگار بین ۶/۰ تا ۸/۰ درصد است. اگر غلضت کمتر از ۴/۰% در محیط کشت به کار رود، به ویژه زمانی که pH هم پایین است، به خوبی ژلهای نمیشود. در کشت درون شیشه ای چنانچه غلضت آگار خیلی زیاد باشد، محیط کشت سفت میگردد و جذب عناصرغذایی برای ریزنمونه مشکل می شود (پیریک، ۱۹۷۶ و دانشور، ۱۳۹۲). ۵-۸-۲ گندزدایی مهمترین مسئلهای که در کشت بافت بایستی رعایت شود این نکته است که هر نوع عمل مرتبط با کشت بایستی کاملاً در شرایط گندزدایی شده صورت گیرد وگرنه به دلیل انواع آلودگی هیچ نتیجهای بهدست نخواهد آمد. باکتریها و قارچها از جمله مهمترین میکروارگانیسمهایی هستند که موجب آلودگی در کشت بافت میگردند. این میکروارگانیسمها در محیط کشت بافت که شامل عناصر غذایی، ویتامینها و ساکارز هستند، بسیار سریعتر از نمونه کشت شده رشد مییابند. بنابرین بافتهای گیاهی در حال رشد و تمایز، به محض آلوده شدن، دچار فساد و نابودی میشوند. این میکروارگانیسمها حتی در هوای بازدم برخی از ما انسانها وجود دارند. بنابرین، تمامی ابزار، وسایل، محیط آزمایشگاه، دستهای شخص محقق و حتی محیط کشت بایسی کاملا ضدعفونی شده و استریل شوند (پیریک، ۱۹۷۶). به طور معمول میزان آلودگی در ریزنمونههایی که از گیاهان مزرعهای بهدست می آید، بیشتر از آنهایی است که از مواد گیاهی رشد یافته در گلخانه یا اتاق رشد تهیه می شود. محلولها و مواد گوناگونی برای استریل نمودن سطح گیاهی و نمونهها پیشنهاد شده است. مهمترین این مواد هیپوکلریت سدیم (NaOCl) است، هرچند که هیپوکلریت کلسیم Ca(OCl)2 نیز بسیار موثر است. بذرهای بالغ و رسیده، توسط مواد ضدعفونیکننده، ضدعفونی سطحی میشوند (اثنی عشری و زکایی خسروشاهی، ۱۳۸۸). درپژوهشی که توسط گائوراج و اوداگیری[۱۵] (۲۰۱۱) انجام شد، دمبرگهای سالم از گیاه مادری Viola patrinii جدا شدند. ابتدا ۱۰-۵ دقیقه با مایع ضدعفونی کننده پریل ۵% پیش تیمارگشتند سپس ۲ الی ۳ بار با آب جاری شسته شدند. ریزنمونهها شسته شده ۳-۲ دقیقه در الکل اتیلیک ۸۰% فروبرده شدند و پس از آن دو الی سه بار با آب مقطر استریل شستشو شدند. در ادامه در کلرید جیوه ((HgCl2 ۱/۰% بهمدت ۳-۲ دقیقه غوطه ورشدند و دوباره با آب مقطر استریل مورد شستشو قرار گرفتند. نعیم و همکاران[۱۶] (۲۰۱۳) برگ و ساقه و دمبرگهای Viola odorata L. را از گیاهان ۴۵ روزه گلخانهای جمعآوری کردند. ریزنمونههای گیاهی با آب جاری شسته شدند تا ذرات گرد و خاک ازآن پاک شود، سپس درالکل اتیلیک۷۰% برای یک دقیقه و در کلراکس ۵%، ۱۰-۸ دقیقه فروبرده شدند. در ادامه برای از بین رفتن اثر کلراکس، سه بار با آب مقطر اتوکلاو شده، شستشو داده شدند. نمونهها برای خشک شدن روی کاغذ فیلتر استریل در پتردیش قرار گرفتند. زاهور و همکاران (۲۰۱۲) جوانههای جانبی و انتهایی Viola odorata را بهعنوان ریزنمونه استفاده کردند. ریزنمونهها ابتدا با آب جاری بههمراه مواد شوینده ضدعفونی شدند. سپس با آب مقطر دوبار تقطیر شده، شسته شدند. در ادامه روند گندزدایی ریزنمونهها در محلول کلرید جیوه ۱/۰% برای ۵-۴ دقیقه فرو برده شده و سپس با آب مقطر دوبار تقطیرشده در زیر دستگاه لامینار ایرفلو بنچ[۱۷] در شرایط کاملا استریل شستشو داده شدند. آتسوشی و همکاران۴(۲۰۰۲) برگهای نابالغ Viola odorata را ابتدا با الکل اتیلیک ۷۰٪ برای یک دقیقه گندزدایی کرده، سپس در محلول هیپوکلریت سدیم ۱٪، به مدت ۱۵ دقیقه قرار دادند و در ادامه با آب مقطر استریل شستشو داده شدند. نوارهای باریک برگها توسط یک تیغ استریل بریده و روی محیط کشت قرار گرفتند. در پژوهشی دیگر که توسط بیدول و همکاران۵ (۲۰۰۱) انجام شد، برگها و ساقههای گیاه Hybanthus floribundus، را از شاخههای جوان گرفته و برای استریل سطحی ابتدا در هیپوکلریت سدیم ۲/۱% به همراه چند قطره تویین۶ ۲۰ به مدت ۵/۲ ساعت قرار گرفتند. در ادامه روند گندزدایی، بافتها در سه مرتبه با آب مقطر استریل شده در زیر دستگاه لامینار ایرفلو شستشو داده شدند. بافتهای آسیب دیده و مرده حذف و بافتهای سالم روی محیط کشت قرار گرفتند. پراکش و همکاران[۱۸] (۱۹۹۹) در پژوهشی بذرهای گیاه Hybanthus enneaspermus را با مایع ضدعفونی کننده تیپول۲ ۱% بهمدت ۱۵ دقیقه شسته ، سپس بهمدت ۱ دقیقه در الکل اتیلیک ۷۰% فروبرده شدند. در ادامه روند گندزدایی از هیپوکلریت سدیم ۲% و تویین۲۰ برای ۲۰ دقیقه استفاده شد. پس از این مراحل، با آب مقطر استریل شستشو داده شدند. ۶-۸-۲ تشکیل کالوس پینه (کالوس) توده سلولی پارانشیمی بیشکل با دیواره سلولی نازک که منشأ آن سلولهای تقسیم شونده بافت گیاهی مادری میباشد. بیشترکالوس در محل بریدگی و براثر ایجاد زخم در ریشه، ساقه و سایر اندامهای گیاهان تشکیل میشود (دادز و رابرتز،۱۹۹۲). نعیم و همکاران (۲۰۱۳) در پژوهشی از برگ، ساقه و دمبرگ گیاه، Viola odorata L. برای انگیزش کالوس استفاده کردند. نتایج آنها نشان داد بهترین و موثرترین القاء کالوس روی محیط کشت حاوی BA (5/0میلیگرم در لیتر) و D-4,2 (5/2 میلیگرم در لیتر)، طی ۴۰ روز به میزان ۸۵% ریزنمونهها انجام گرفت. در آزمایشی دیگر ویجوشا و همکاران۳ (۱۹۹۹) از کشت تخمک لقاح نیافته Viola odorata L.، کالوس بدست آورند. کالوسها سبزتیره و متراکم و در اندازه بزرگ مشاهده شدند. بابر و کاب هوشان۴ (۱۹۹۱) گزارش دادند که از ریشه، هیپوکوتیل۵ و قسمتهای کوتیلودون۶ گیاه بنفشه سه رنگ (Viola tricolure) کالوس بدست آوردند. گائوراج و اوداگیری (۲۰۱۱) گزارش دادند در محیط کشت MS با کمترین میزان NAA (44/13میکرومول) و BA (33/12میکرومول) بیشترین تولید کالوس را از دمبرگ Viola patrinii بدست آوردند. همچنین آنها نشان دادند که با غلظتهای ۷۵/۱۰ میکرومول NAA و ۸۸/۸ میکرومول BA میزان کالوس تولیدی متوسط بود. غلظتهای بالای BA (33/13 میکرومول) و NAA (12/16 میکرومول) پاسخی به تولید کالوس ندادند. همچنین گزارش دادند با افزایش غلظتهای کاینتین و NAA به ترتیب ۲۷/۱۶ و ۱۲/۱۶ میکرومول، کمترین کالوس تشکیل گردید و سپس از این کالوسها رشدی صورت نگرفت. جیان و من[۱۹] (۲۰۰۶) از هر دو ریز نمونه دمبرگ و برگ گیاه Viola wittrockiana در محیط کشت بدون اکسین ولی BA با غلظتهای ۲/۲، ۹/۸ و ۷/۱۷ میکرومول برلیتر کمترین میزان کالوس را گرفتند در حالی که محیط کشت توفوردی یا NAA (7/ 2 و ۸/۱۰ میکرومول NAA و ۴۵/۰میکرومول ۲,۴-D) به همراه ۹/۸ میکرومول بر لیتر BA تقریبا به ۱۰۰% کالوس دست یافتند. آتسوشی و همکاران (۲۰۰۲) بهترین نتیجه کالوس را از برگ Viola odorata L. با بهره گرفتن از غلظتهای ۲-۱ پی ام ام[۲۰] دیکامبا۳ و ۱ پی پی ام تیدازرون بهدست آوردند. آنها در محیط کشت قرارگرفته در شرایط روشنایی با غلضتهای برابر (۱، ۲ و ۵ پی پی ام ) از ۲ تنظیم کننده رشد، بیشترین القای کالوس را مشاهده کردند در صورتی که در شرایط عدم روشنایی بالاترین میزان عملکرد کالوس را از غلظتهای ۲ پیپیام دیکامبا و ۱ تا ۵ پیپیام تیدازرون حاصل شد. همچنین بیشترین عملکرد کالوس را درمحیط کشت مایع در غلظت ۱درصد دیکامبا بدست آوردند. بهرا و مالیک۴ (۲۰۱۱) از برگ و میانگرههای گیاه Hybanthus enneaspermus روی محیط کشت موراشیک و اسکوگ با غلضتهای ۱ و ۲ میلیگرم در لیتر توفوردی و کاینتین بهترین کالوس را بدست آوردند. پراکش و همکاران (۱۹۹۸) روی محیط کشت MS همراه با NAA بهتنهایی یا در ترکیب با BA از بذرهای Hybanthus enneaspermusکالوس تولید کردند. در حالی که روی محیط کشت بدون تنظیم کننده رشد یا روی محیط کشت همراه با BA به تنهایی، تولید کالوس موفقیت آمیز نبود. کالوسهای تولید شده دارای رنگ زرد روشن و بافت شکننده و ترد بودند. بیدول و همکاران (۲۰۰۱) در پژوهشی از برگ و ساقه گیاه Hybanthus floribundus روی محیط کشت نیم قدرت MS همراه با تنظیم کنندههای رشد BA وNAA کالوس تولید کردند. ۷-۸-۲ باززایی از کالوس باززائی گیاه از کالوس از نظر ژنتیکی، کاملاً مشابه گیاه مادری میباشد. انگیزش اندامهایی نظیر ساقه و ریشه با اختصاصی شدن گروهی از سلولهای پارانشیمی و تولید سلولهای مریستمی در بافت کالوس، آغاز می شود (اثنی عشری و زکائی خسروشاهی، ۱۳۸۸). شروع اندام زایی در کالوس پیرو قوانین شناخته شدهای نبوده و تا حد زیادی غیرقابل پیش بینی میباشد. عوامل تعیین کننده اندام زایی تاحدودی نامشخص بوده ولی عواملی از قبیل ساختار محیط کشت مانند ترکیبات آن شامل غلظتهای عناصر پرمصرف و کم مصرف، انتخاب نوع تنظیمکننده های رشد، غلظت و نسبت آنها، انتخاب نوع ویتامینها و غلظت آنها، اسیدهای آمینه، حتی نوع آب مقطر استفاده شده بهعنوان مثال یک بار یا دوبار تقطیر شده بر باززائی تاثیر گذار میباشد. شایان ذکر است که عواملی مانند نوع ریزنمونه، سن آن، موقعیت آن روی گیاه و حتی گونه گیاه مادری از عوامل مهم محسوب میشوند. برخی از پژوهشگران معتقدند که حتی زمان تهیه ریزنمونه نیز می تواند روی باززایی اثر داشته باشد. جنس شیشههای کشت و همچنین حجم آنها و میزان محیط کشت درون شیشه از فاکتورهای مهم باززایی محسوب میشوند. نوع آگار و غلظت آن را نباید از لیست مواد تشکیل دهنده محیط کشت، مخفی بماند. با این وجود رعایت نکردن این نکات می تواند در باززایی تاثیر بگذارد و موجب تنوع ژنتیکی[۲۱] شود (دانشور، ۱۳۹۲). بابر و کاب هوشان (۱۹۹۱) گزارش دادند باززایی شاخساره از کالوس تولید شده از ریشه، هیپوکوتیل و قسمتهای کوتیلودون گیاه بنفشه سه رنگ (Viola tricolure) موفقیت آمیز نبوده است. ساتو۲ و همکاران (۱۹۹۵) از کالوسهای گرفته شده از دمبرگ بنفشه وحشی ( Viola patrinii) به باززایی شاخساره دست یافتند. نعیم و همکاران (۲۰۱۳) بهترین بازایی شاخساره در گیاه Viola odorata را (به طول ۵-۴ سانتیمتر و با ۳-۲ شاخه) روی محیط کشت نفتالین استیک اسید، جیبرلین اسید، نیترات نقره و تیدازرون (۵/۰ میلیگرم در لیتر NAA، ۵/۱میلیگرم در لیتر GA3، ۴۲/۰میلیگرم در لیتر AgNO3، ۵/۲میلیگرم در لیتر TDZ ) گزارش دادند. گائوراج و اوداگیری (۲۰۱۱)، در محیط کشت تمام قدرت MSبا غلظتهای ۶۸/۲ میکرومول NAA و ۲۵/۲۳ میکرومول کاینتین بعد از ۴ هفته ۸۸ % باززایی شاخساره را از کالوس حاصل از دمبرگ گیاه Viola patrinii بهدست آوردند. همچنین مشاهده کردند ترکیب ۳۳/۱۲ میکرومولBA با ۶۸/۲ میکرومول NAA منجر به ۶۷% تشکیل شاخساره شد. جیان و من (۲۰۰۶) بیشترین درصد باززایی شاخساره (۹/۲۱درصد) از کالوس ریزنمونه دمبرگ را در محیط کشت موراشیک و اسکوگ با غلظتهای ۸۹/۲ میکرومول برلیتر جیبرلین و ۶/۲۳ میکرومول در لیترAgNO3، ۰۲/۰ (w/v) زغال فعال و ۵/۴ میکرومول در لیتر تیدازرون بهدست آوردند. تاداهیکو[۲۲]و همکاران (۱۹۹۵) از زیرکشت کردن ۵ ساله کالوسهای فشرده، گرفته شده ار دمبرگ گیاه بنفشه وحشی، باززایی شاخساره انجام دادند. باززایی خوبی در محیط کشت نیم قدرت موراشیک و اسکوگ در غلظتهای ۱۲-۱۰ × ۵ میکرومول نفتالین استیک اسید و ۱۲-۱۰ میکرومول کاینتین بدست آمد. خالید و همکاران۲ (۲۰۱۰) در محیط کشت موراشیک و اسکوگ با غلظتهای ۵/۱ میلیگرم بر لیتر بنزیل آمینو پورین، ۱میلیگرم بر لیتر IAA و۱/۰ میلیگرم برلیتر کاینتین بههمراه ۳۰ گرم درلیتر ساکارز، باززایی شاخساره خوبی را از کالوس حاصل از دمبرگ گیاه Viola odorata مشاهده کردند. زاهور و همکاران۳ (۲۰۱۲) گزارش دادند که ازدیاد شاخسارهها با افزایش میزان غلظت BAP و کاینتین در گیاه Viola odorata افزایش یافت و بهترین نتیجه از محیط کشت MS با غلظتهای ۱۵ میکرومول NAA و ۱۰میکرومول BAP حاصل شد. ۸-۸-۲ ریشهزایی به طورکلی، تشکیل ریشه در محیط کشت با غلضت نسبتاً بالای اکسین صورت میگیرد. (پیریک،۱۹۷۶). گائوراج و اوداگیری (۲۰۱۱) روی محیط کشت MS و محیط کشت نیم قدرت موراشیک و اسکوگ بههمراه غلضتهای مختلف IAA، IBA و ساکارز ، شاخسارهها را ریشه دار کردند. رشد و تعداد ریشههای بدست آمده روی محیط کشت MS پایه (۶۳%) نسبت به محیط کشت نیم قدرت MS (36%) بیشتر بود. اما تفاوت معنی داری بین القای ریشههای بدست آمده از محیط کشت نیم قدرت MS با ۸۵/۹ میکرومول IBA و ۲% (w/v) ساکارز طی ۲۰ الی ۲۵ روز، را مشاهده کردند. جیان و من (۲۰۰۶) شاخسارههای بدست آمده گیاهViola wittrokiana را به محیط کشت MS با ۱/۱ میکرومول NAA و ۱/۱ میکرومول BA برای طویل شدن و تشکیل ریشه انتقال دادند. اولین ریشهها را طی ۴ هفته مشاهده کردند و ریشههای دوم در هفته بعد ظاهر گردیدند. خالید و همکاران (۲۰۱۰) در محیط کشت موارشیک و اسکوگ با غلظتهای ۵/۱ میلیگرم بر لیتر NAA، ۴ میلیگرم برلیتر IBA و ۳ میلیگرم در لیتر IAA به همراه ۶۰ گرم در لیتر ساکارز، توانستند شاخسارههای گیاه Viola odorata را ریشهدار کنند. بیدول و همکاران (۲۰۰۱) بهترین ریشهزایی شاخساره را روی محیط کشت حاوی اکسین (۱۰۰ میکرومول بر لیتر IBA) که پس از ۲۴ ساعت به محیط کشت بدون تنظیم کننده رشد انتقال داده شده بودند، مشاهده کردند. ۹-۸-۲ سازگاری و انتقال گائوراج و اوداگیری (۲۰۱۱)، گیاهچههای ریشهدار شده را به گلدانهای حاوی، خاک استریل، ماسه و کود خشک گاوی به نسبت ۱:۱:۱ انتقال دادند و برای سازگاری در گلخانه نگه داری کردند. ۴ هفته پس از انتقال، ۸۵% گیاهچهها زنده ماندند. جیان و من (۲۰۰۶) گیاهچههای ریشهدار شده Viola wittrockiana را به خاک گلخانه انتقال دادند و ۹۰% گیاهچههای ریشهدار شده بعد از انتقال به خاک زنده ماندند. پراکش و همکاران (۱۹۹۸) زمانی که طول ریشه گیاهچههای Hybanthus enneaspermusبه ۴ الی ۵ سانتی متر رسید بعد از شستشوی دقیق ریشهها با آب جاری، گیاهچههای را به گلدانهایی با عمق ۱۰ سانتی متر با نسبت ۱:۱ خاک و ورمیکولیت که اتوکلاو شده بودند انتقال دادند. گیاهچهها دو هفته زیر کیسههای پلی اتیلینی نگه داری شدند و بعد از آن به گلدانهای ۲۰ سانتی متری محتوی خاک باغچه منتقل شدند، مدتی بعد در مزرعه کشت گردیدند. فصل سوم مواد و روش ها فصل سوم مواد و روش ها ۱-۳ تاریخ انجام تحقیق این پژوهش در سال ۹۳-۱۳۹۲ در آزمایشگاه کشت بافت گروه علوم باغبانی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز انجام شد. ۲-۳ آماده سازی وسایل تمام وسایل مورد نیاز در تمامی آزمایشها در ابتدا با آب معمولی و مایع ظرف شویی شسته و سپس با آب مقطر آبکشی شدند. کلیه وسایل مانند پنس، پتریدیش، اسکالپل، پیش از اتوکلاو در آلومینیوم فویل قرار داده شدند، محیطهای کشت، ظروف و شیشه آب کشت محتوی آب مقطر، در دمای ۵/۱۲۱ درجه سانتی گراد، فشار ۱ اتمسفر (۱۵ پی اس آی[۲۳]) به مدت ۲۰-۱۵دقیقه با دستگاه اتوکلاو (ساخت شرکت ابزار طب ماهان) گندزدایی شدند. پس از هر آزمایش، لامپ UV اتاق کشت بهمدت نیم ساعت برای گندزدایی محل آزمایش روشن میشود. همچنین لامپ UV دستگاه لامینار ایر فلو نیز پیش از هر آزمایش حدود ۳۰ دقیقه روشن گردید. پس از گذشت چند دقیقه ازخاموش شدن لامپهای UV، دستگاه لامینار ایر فلو با الکل اتیلیک ۷۰% ضدعفونی و سپس با دستمال کاغذی خشک شد. برای انجام آزمایش، وسایل مورد نیاز و شیشههای کشت به زیر دستگاه انتقال داده شد. تمام مراحل ضدعفونی ریز نمونهها و کشت آنها در زیر لامینار ایر فلو به صورت کاملاً استریل انجام گردید. ۳-۳ تهیه مواد گیاهی بذرهای استریل ۱F گیاه گل بنفشه رقم Viola odorata L. مورد استفاده در این تحقیق از شرکت پاکان بذر اصفهان خریداری شد. بذرها تا زمان استفاده در سردخانه واقع در آزمایشگاه کشت بافت در دمای ۱±۴+ درجه سانتی گراد نگهداری شدند. ۴-۳ تهیه محیط کشت ۱-۴-۳ تهیه محلولهای پایه در تمامی آزمایشهای انجام شده از محیط کشت پایه موراشیک واسکوگ (MS) تغییر یافته[۲۴] استفاده شد. از آنجایی که بعضی از ویتامینها و تنظیمکنندههای رشد بر اساس احتیاج ریزنمونه اضافه میگردد، بنابراین این محیط کشت، محیط کشت موراشیک واسکوگ تغییریافته نام میگیرد. با توجه به اینکه عناصرپرمصرف۲ و کممصرف۳ موردنیاز یک لیتر محیط کشت بسیار اندک میباشند، بنابرین برای افزایش دقت در توزین این مواد و همچنین جلوگیری از اتلاف وقت، معمولاً برای هر عنصر استوک۴ با غلظتهای چند برابر ساخته تا از آنها در موقع تهیه محیط کشت استفاده شود. محلول پایه عناصر پرمصرف ۱۰ برابر غلظت و محلول پایه عناصر کممصرف ۱۰۰ برابر غلظت تهیه میشوند. برای تهیه محلول پایه هر عنصر ابتدا مقدار هر نمک پرمصرف و کممصرف را جداگانه با توجه به جدول ۱-۳ به ترتیب به میزان ۱۰و ۱۰۰ برابر غلظت وزن کرده و در داخل بشر همراه با ۶۰۰ میلیلیتر آب مقطر بر روی هات پلیت با یک مگنت حل کرده و پس از حل شدن با آب مقطر استریل به حجم یک لیتر رسانده شد. سپس این محلولها در شیشههای تیره رنگی ریخته و در یخچال در دمای ۴+ نگهداری شدند. ۵-۳ نحوه آماده کردن محلول محیط کشت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ایلن ستریزر[۴۵] (۲۰۱۰) قواعدی را برای تایپوگرافی بیان کرده است که می تواند راهگشای طراحان کتاب درسی باشد.این قواعد که به صورت مجزا برای هر کدام از عناصر تایپوگرافی بیان شده است به شرح زیر میباشند:
 اندازه تایپ تصمیم گیری در این که تایپ چه اندازه باشد یک امر کاملأ بصری است اما یک سری عوامل می تواند در این تصمیم گیری به عنوان راهنما عمل کنند. حد میانگین تنظیم متن بین ۹ پوینت و ۱۲ پوینت و گاهی تا ۱۴ پوینت است. در متون طولانی اگر ازاین حد کوچکتر باشد سخت خوانده می شود. زمانی که بسیار بزرگتر از از ۱۲ تا ۱۴ پوینت باشد، مقدار متن هر قدر باشد، چشم را خسته می کند. گاهی اندازهای که انتخاب میکنید به نوع طراحی تایپفیس[۴۶] بستگی دارد. به این خاطر که اندازه حروف و ارتفاع x در فونتهای مختلف متفاوت است. ارتفاع x در خوانایی فونت تأثیر می گذارد و باعث می شود که تایپفیسهای مختلف در یک پوینت مشخص نسبت به یکدیگر کوچکتر یا بزرگتر دیده شوند. طول متن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد، همانطور که عرض ستون، مانند یک گرید[۴۷] از پیش تعیین شده، به دلایلی که در ادامه در مورد «طول خط» و «فاصلهگذاری خطوط» بیان می شود مورد توجه قرار گیرد. طول سطر طول سطر و اندازه پوینت به یکدیگر وابسته هستند، به طوری که، طول سطر برای خوانایی بیشتر تا حدی بر اساس اندازه پوینت تعیین می شود: هر اندازه پوینت یزرگتر باشد، طول سطر باید بیشتر شود. ما کلمات را برا اساس شکل حروف تشخیص میدهیم و میخوانیم ، نه از طریق حرف به حرف، ما همچنین براساس گروه کلمات میخوانیم. اگر طول سطر خیلی کوتاه باشد، تعداد زیاد حروف هایفندار[۴۸] – خط تیرهای که در آخر سطر می آید و اشاره دارد که ادامه کلمه در سطر بعد است- ایجاد می شود که در خوانایی اختلال ایجاد می کند و خواننده را مجبور می کند سریع به سراغ سطر بعدی برود آنقدر که درک از خواندن کاهش مییابد. از طرف دیگر، در سطرهایی که طول آنها زیاد است، پیدا کردن شروع سطر بعدی در بلوکهای متن طولانی، برای چشم سخت می شود و خواننده را گیج می کند.قاعده کلی این است که در هر سطر تقریبآ ۵۰ تا ۷۰ کاراکتر قرار بگیرد, اما در این قاعده استثنا نیز وجود دارد (شکلهای ۷-۲ تا ۹-۲). شکل۸ -۲٫ سطرها با طولهای خیلی کم باعث به وجود آمدن هایفنهای زیاد میشوند و خواندن را مشکل می کند. شکل۷-۲٫ طول این متن برای خواندن مناسب است و از هایفن در آن استفاده نشده است. شکل ۹-۲٫ طول متن هر اندازه که باشد، اگر طول سطرها زیاد باشد، خواندن طاقتفرسا می شود، زیرا چشم برای پیدا کردن سطر بعدی باید تقلا کند. فاصلهسطر (لیدینگ) فاصلهی سطر به فضای عمودی بین تایپ، از یک خط مبنا تا خط مبنای بعدی گفته می شود، و معمولأ با پوینت اندازه گیری می شود(به جز بسیاری از برنامه های پردازش کلمه که انتخاب محدودی را ارائه می دهند، فاصله گذاری یک و نیم یا دوبل). به آن لیدینگ نیز میگویند. لیدینگ خیلی فشرده، خواندن را مخصوصأ در اندازه های کوچک.مشکل می کند. لیدینگ زیاد را نیز نباید اعمال کنید. اغلب برنامه های طراحی دارای تنظیمات از پیش تعیین شده هستند که لیدینگ اتوماتیک نامیده می شود، و در حدود ۲۰ درصد بیشتر از اندازه پوینت است. یک قاعده کلی اصلی برای متن، داشتن حداقل دو پوینت (مانند ۱۴/۱۲، یا تایپ۱۲ پوینت و لیدینگ ۱۴پوینت) تا ۵ پوینت لیدینگ است به طور کلی تایپ نمایشی می تواند لیدینگ کمتر داشته باشد، زیرا هر اندازه که تایپ بزرگتر شود، فضای منفی که با فاصله گذاری در سطر ارتباط دارد (و فاصلهگذاری در حروف) به صورت تصاعدی زیاد می شود. ترازبندی روشهای زیر میتوانند برای ترازبندی متن، مورد استقاده قرار بگیرند: چپچین: چپچین از متعارفترین تنظیمات برای حروف لاتین است (و غالبأ پیشفرضها چپ چین تنظیم شده اند). شیوهای است که خوانایی بالایی دارد و چشمان ما ما به آن عادت دارند. متن را در حاشیه چپ تنظیم می کنند و حاشیه راست را رها میسازد تا بر اساس طول خط هر جایی که ممکن است تمام شود (شکل۱۰-۲). شکل۱۰-۲٫ تنظیم چپچین راستچین: این شیوه متن را در سمت راست تراز می کند و حاشیه سمت چپ را ناصاف می گذارد، اما از آنجایی که چشم برای رفتن به سطرهای بعدی در طول ستون باید یک حاشیه ناصاف و مواج را در سمت چپ دنبال کند، خواندن آن سخت است. فقط در مواردی که طرح بهخصوصی مدنظر است از آن استفاده شود[۴۹] . همترازی: یا چپ چین و راستچین: در این شیوه فضای بین حروف و کاراکترهای تکی ایجاد می شود تا سطر آنقدر کشیده شود که در هر دو حاشیه تراز شود. این شیوه بلوکی هندسی از متن به وجود می آورد که گاهی اوقات مطلوب است. گرچه از آن معمولأ زیاد استفاده می شود، مخصوصأ در روزنامهها و مجلات، این تکنیک، ترفندی است برای زمانی که وقت زیادی برای تنظیم دقیق متن ندارید. زمانی که سطرها در این شیوه کشیده میشوند، رنگ، بافت و خوانایی تایپ توسط فضای سفیدی که برای تراز نمودن دو طرف حاشیه استفاده شده به مقدار زیادی تنزل پیدا میکند. در بعضی موارد (بسته به نرمافزار و تنظیمات مورد پسند شما)، خود کاراکترها برای ایجاد این همترازی به صورت الکترونیکی فشرده و گسترده میشوند. تنظیم این همترازی ممکن است رودخانهای از فضای سفید به وجود آورد که باید به هر قیمت از به وجود آمدن آن جلوگیری کرد. تمام این دستکاریها ممکن است به یک تایپوگرافی ضعیف منجر شود. برای جلوگیری از بعضی مشکلات که در شیوه هم-ترازی وجود دارد، باید سعی شود سطرتان را کمی طولانی تر از حد معمول بسازید، یا تایپتان را کوچکتر کنید، هر قدر تعداد حروف بیشتری در یک سطر قرار دهید، به فضای سفید کمتری برای ایجاد این همترازی احتیاج دارید. اگر از اندازه و عرض مناسبی استفاده نمودهاید، ضروری است که متن را ویرایش کنید تا خطوطی را که خیلی باز هستند، یا خیلی فشرده هستند، یا در انتهاهایفنهای زیادی دارند، مخصوصأ اگر بیشتر از دو خط در آن دارای این ویژگیها است، بتوانید اصلاح کنید. تایپ وسطچین: این شیوه می تواند زمانی که برای بلوکهای کوتاه متن استفاده میشودبسیار تاثیرگذار باشد مانند تیترها، عنوانها، عناوین فرعی، دعوتها، اعلانها، اشعار. در این شیوه بدون این که فضای سفید اضافه شود، سطرهای تایپ از مرکز با یکدیگر هماهنگ میشوندو لبههای ناهموار را در سمت چپ و راست ایجاد می کنند.این روش، تقارن و زیبایی را در کار ایجاد می کند اما زمانی که برای مقدار زیادی از نوشته استفاده شود، خوانایی را کاهش میدهد. تایپ دورچین: این روش تایپی است که دورتادور محیط یک تصویر، عکس یا عنصر دیگر گرافیکی تراز می شود. می تواند در حاشیه راست یا چپ یا هر دو حاشیه به کار رود. تایپ جورچین: تایپ جورچین، تنها با هدف زیبایی، درون شکل خاصی قرار میگیرد. همیشه برای این که شکل خاصی را به خود بگیرد، همتراز می شود. اگر پهنای خطوط کم باشد، احتمالأ به ویرایش متن و کار با دست برای جلوگیری از به وجود آمدن فضای زیاد بین کلمات یا حروف، رودخانهی سفید و خطوط فشرده یا کشیده شده احتیاج است. طراحی متن کتاب درسی در کتابهای درسی عاملی که از نطر اهمیت در درجه نخست قرار دارد، زبان و کلام است و عواملی نظیر طرز قرار گرفتن و ترکیببندی شکلها و تصاویر و جنبه ثانویه و کمکی نسبت به اولی دارند. خطهای نوشتاری اولیه خود مجموعه ای از تصاویر بودند که با آرایش خاصی در کنار هم قرار میگرفتند. به تدریج با پیشرفت قوای نشانهسازی و انتزاعی کننده ذهن، فکر کردن به وسیله مفاهیم کلی پدید آمد که منشأ آن تفکر به وسیله تصاویر بوده است. به همین گونه نیز خط آوایی طی جریانی مشابه از بطن هییروگلیف[۵۰] که در واقع نگارش با تصویر بوده نشأت گرفته است (کوستلر[۵۱]، ۱۹۶۵). در زمینه طراحی متن کتابهای درسی لومان[۵۲] (۲۰۰۵) معتقد است طراح باید به سه مسأله محوری را مورد توجه قرار دهد:
-
- لایه بندی صفحه[۵۳]
-
- شکل و اندازه و نحوه قرارگیری حروف چاپی[۵۴]
-
- رنگ و علامتگذاری ویژه[۵۵]
-
- لایه بندی صفحه
وقتی لایهبندی صفحه را انتخاب میکنید باید به مخاطب و چگونه مورد استفاده قرار گرفتن اطلاعات توجه داشت. انتخاب فاصله مناسب بین خطوط به خواننده کمک می کند تا مطالب را سریعتر و با آسایش چشمی بیشتری بخواند. فاصله بین پاراگرافها اهمیت زیادی در گروهبندی اطلاعات و برقراری ارتباط بین آنها دارد. خواننده متنهایی را که در مجاورت هم در یک پاراگراف قرار میگیرند اصالتأ مرتبط با هم استنباط با هم استنباط می کند. فاصلهگذاری عمودی پاراگرافها و عنوانها را تفکیک می کند و سطربندی افقی جنبه دبداری متن کتاب درسی را بهبود میبخشد (لومان ۲۰۰۵).
-
- شکل، اندازه و نحوه قرارگیری حروف چاپی
در انتخاب قلم مناسب به نکتههای زیر توجه کنید:
-
- در انتخاب قلم باید به ارزش شناختی آنها توجه نمود و قلمهایی را انتخاب کرد که از نظر دیداری چشمنواز باشند.
-
- بهتر است قلم با توجه به لحن یا نگرشی که مطلب مورد نظر میخواهد القا کند انتخاب شود.
-
- بهتر است از به کارگیری طرح قلمهای بسیار متعدد در یک کتاب خودداری شود. برخی از متخصصان توصیه می کنند که بیش از دو طرح قلم در هر صفحه استفاده نشود.
-
- کاربرد حسابشده و معقولانه طرح قلمهای متنوع به خواننده در دستهبندی و تفکیک اطلاعات و پیشروی در متن کمک می کند.
-
- کاربرد دو یا چند قلم مشابه در یک صفحه برای جدایی مطالب از هم یا برجسته کردن قسمتی از متن مناسب نمی باشد.
-
- قلمها بخشی از طرح کلی کتاب بوده و باید طوری انتخاب شوند که با سبک طراحی کتاب همخوانی داشته باشند. در کتابهای درسی، خوانایی و طراحی مناسب از اهمیت بالایی برخوردار هستند.
الف. تراز کردن علاوه بر انتخاب قلم مناسب برای نگارش متن، لازم است پس از اینکه متن نوشته شد، آن را مرتب کرد، این عمل را تراز کردن[۵۶] متن مینامند. تراز کردن متن در چارچوبهای متن[۵۷] به رنگمایه و ظاهر متن کمک خواهد کرد. خواندن متن فارسی که از سمت راست تراز شده راحتتر از خواندن متنی است که از سمت چپ تراز شده باشد، بنابراین از تراز کردن متن از سمت چپ به خصوص در کتابهای درسی بپرهیزید، مگر اینکه این کار در جهت القای مفهومی باشد و یا طراحی بخش خاصی از صفحه ضروری باشد. به طور کی متون بدون سطربندی شده به متونی گفته می شود که هم از راست و هم از چپ تراز شده باشند. به عبارت دیگر در طراحی صفحه بهتر است که متن از هر دو سمت تراز شود تا سطرها به صورت یکنواخت و مناسبی در صفحه تنظیم شوند. ب. استفاده از نشانه های شاخص تورفتگیهای آویخته در کتابهای درسی گاهی لازم است که سطرهایی از محتوا برجسته شوند ویا نکتههای کلیدی مورد تآکید قرار گیرند. برای این منظور از دو روش نشانه های شاخص و یا تورفتگیهای آویخته میتوان استفاده کرد. در نشانه های شاخص معمولأ یک عنصر گرافیکی به عنوان چاشنی به متن اضافه می شود و نکتههای کلیدی را برجسته مینماید. در کتابهای درسی تنها به نشانه های شاخص استاندارد، که به شکل گلولهای سیاه است نباید اکتفا کرد. در میان صورتهای نمادین لازم است آرایهای جستجو شود که با پیام مورد نظر بیشترین همخوانی را داشته باشد. اگر متن کتاب تمیز و ساده بوده و فقط چند نکته را در آن باید با نشانه های شاخص مشخص کرد، استفاده از آرایههای مناسب جالب خواهد بود. فقط باید دقت کرد متن شلوغ نشود (کیانی و شریف، ۱۳۸۵).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شایان ذکر است که از این امر در جوامع توسعه یافته تعبیر به انقلاب گردشگری می شود. اهمیت تبلیغات در زمینه گردشگری به هیچ وجه قابل چشم پوشی نمی باشد؛ چرا که در نظام سرمایه داری این عرصه نیز، همانند سایر عرصهها هر روز فضایی رقابتیتر ایجاد میشود. نباید فراموش کنیم که درعصر ارتباطات به هرشهروند به صورت بالقوه باید به دیده یک مبلغ نگریست و می توان با زمینه سازی برای آموزش عمومی گردشگری برای حل این مسئله برنامه ریزی دقیقی داشت و این امری انکار ناپذیر است که از زمانی که تاریخ مکتوب وجود داشته، تبلیغ هم وجود داشته است.
 ۲-۱۲ بازاریابی در گردشگری فراوانی مراکز تبلیغاتی و نداشتن سیستم واحد در تبلیغات و بازاریابی، یکی از موانع توسعه صنعت گردشگری محسوب می شود. در بازاریابی گردشگری، بازاریابان و دفاتر آژانس هیچ گونه نمایندگی از بخش دولتی یا دولت متبوع خود ندارند و هیچ گونه حمایت مالی نمی شوند و به محتوای بروشورها و سایت ها بسنده می کنند، در صورتی که آنها عمدهترین سهم را در توسعه گردشگری به عهده دارند تبلیغات به عنوان مهمترین ابزار موفقیت در زندگی افراد ، ایجاب می کند که این ابزار به عنوان شاخههای علمی، اجتماعی ، فرهنگی و ارتباطی به دقت مورد مطالعه قرار گیرد و با نگاهی علمی، هنری و کارشناسانهتر و تخصصی مورد استفاده قرار گیرد تا موفقیت و اهداف را به دنبال داشته باشد. امروزه در صنعت گردشگری باید از تبلیغات به عنوان مهمترین ابزار بصورت حرفهای استفاده کرد، زیرا موفقیت تبلیغ برای ارزشهای فرهنگی و گردشگری کشور مبتنی بر درک صحیح و حرفهای از تبلیغات و ارزشهای آن است. چون تبلیغات حرفهای می تواند به عنوان ابزار برندهای برای پیشرفت اهداف فرهنگی در داخل و خارج مدنظر قرار گیرد. در غیر این صورت هدر دادن وقت، سرمایه و انرژی است. برای فعالیتهای تبلیغاتی در صنعت گردشگری در دنیای امروز باید با این اعتقاد و ایمان به تبلیغات نگریسته شود که تبلیغات هزینه بر نبوده، بلکه نوعی سرمایهگذاری بنیادی و اصولی برای پیشبرد اهداف سازمانی و ملی است و در صورت اجرای صحیح و اصولی میتواند دستاوردهای ارزشمندی را به همراه داشته باشد. در این رابطه ، هدف و وظیفه تبلیغات افزایش ” بازاریابی و بازار افزایی” است و هرگونه بیتوجهی و عدم بهرهبرداری صحیح از این ابزار، نه تنها عدم موفقیت را در پی داشته، بلکه موجبات عقب ماندن از رقابتها و سبقتهای بازاریابی جهانگردی و در نهایت شکست و ورشکستگی در دنیای بازاریابی صحیح و اصولی در عرصه بین المللی را در پی خواهد داشت. توجه به انگیزههای گوناگون جهانگردان، نشان دهنده آن است که سیاستگذاری تبلیغات جهانگردی را میتوان در بخش (فرهنگی، تجاری، خدماتی ، اقتصادی ، ورزشی، زیست محیطی، طبیعت گردشگری، تحقیقات و … برنامه ریزی کرد. “دان ” و ” استون ” د رکتاب ” نقش تبلیغات بازرگانی در بازاریابی مدرن ” تعریفی برای تبلیغات ارائه میدهند که میتوان آن را از دیدگاهی نظاممند چنین مطرح کرد: تبلیغات ، عبارت از برون داده ( Putout) سازمان به صورت ارتباط غیر شخصی (non-personal) و پرداختی ( Paid )از طریق رسانههای مختلف به منظور آگاه سازی (inform) و یا اقناع (Persuade) بخشی از مخاطبان تشکیل دهنده عامه، به عنوان محیط سازمان. لذا با توجه به تعاریفی که مطرح شد ، موضوع تبلیغات را میتوان از چند دیدگاه مورد بررسی قرار داد از جمله: ü تبلیغات در سطح کلان و با تکیه بر سیاستگذاریهای داخلی و خارجی . ü تبلیغات در سطح فرد و بر اساس مسایل موضوعی ü تبلیغات در سطح کلان و بر اساس وسایل مختلف ارتباطی . ü تبلیغات در سطح کلان و با بهره گیری از کمکهای ارائه شده از سوی دولت . ü تبلیغات در سطح کلان بر اساس نیازهای تجاری از سوی بخش خصوصی پس باید به این نکته مهم توجه داشت که توسعه صنعت جهانگردی و تبلیغات در فرایندی مشخص؛ پیوند تنگاتنگی با یکدیگر دارند. زیرا صنعت جهانگردی در فرایند توسعه ، بخشی از ساختار تولید اقتصادی است که می تواند در کشورها باعث گسترش تولید و درآمد و در ایجاد اشتغال نقش مهم و اساسی داشته باشد. صنعت گردشگری ، صنعت کم هزینه و زودبازده است. در این رابطه ، تبلیغات حرفهای، عنصر لازم برای ایجاد شناخت در مخاطبان؛ نسبت به فرمها و محتوای موضوع جهانگردی و افزایش جذب جهانگردان، سرمایهگذاریها و ایجاد رفتارهای انگیزهبخش، بستگی به حجم فعالیتهای تبلیغاتی به صورت حرفهای و با بهره گرفتن از آخرین شیوههای مدرن تبلیغاتی است . در بحث تبلیغات و پیآمدهای آن در صنعت جهانگردی در قالبهای نوشتاری، دیداری، شنیداری و هر یک در مرحلهای از برنامههای جهانگردی تاثیرگذاری خاص خود را دارد . در زمینه افزایش جذب جهانگردان هر کشوری عموماً باید توانایی آن رییس برنامهریزی و علاقه و نیاز آن کشور را به رشد و توسعه صنعت گردشگری بررسی کرده و بعد از آن راهبردهای برنامهریزی شده و سپس راهبردهای به تصویب رسیده را به مورد اجرا گذارد. پس باید با پذیرش این اصل و با درک صحیح و آشنایی کامل از بازارهای هدف موارد زیر را در نظر داشت: · تعیین اهداف تبلیغ · پرهیز از سلیقه گرایی و طراحی شکل و محتوای گویا و رسا · شناسایی رسانههای مناسب برای تبلیغات · اختصاص بودجه کافی · بکارگیری روشهای بدیع و نو، همگام با ارزشها و فنآوری روز · شناسایی راههای رسیدن به تبلیغات اثر گذار · بهره برداری درست و صحیح از کانونهای تبلیغاتی پس از انتخاب آنها پس قدر مسلم آن است که در دنیای امروز ، تلاشهای تبلیغاتی و بازاریابی، به مراتب از تولید و فروش مهمتر است. لذا اگر کشوری از امکانات و جاذبههای گردشگری زیادی برخوردار باشد، ولی روش های معرفی این جاذبهها و پتانسیلها و عرضه آن به بازار هدف را در برنامه کلان خود قرار ندهد، به طور یقین موفق نخواهد بود. از سوی دیگر با توجه به مشکلات عدیده ای که در بعضی ازکشورها بر سر راه رشد و توسعه صنعت گردشگری و جذب جهانگردان وجود دارد، نقش و اهمیت بکارگیری تبلیغات حرفهای و مدرن و سرمایهگذاریهای کلان در این رابطه بسیار نمایانتر می شود. برای نمونه این مشکلات می توان به طور مثال به پندارهای غلط جهانگردان خارجی نسبت به ایران و مشکلات اداری مانند تهیه روادید، مشکلات گمرکی ، مشکلات بیمه جهانگردان و اموال آنان در کشور و همچنین مشکلات و ناهماهنگی بین دستگاه های فرهنگی و تبلیغی برای عرضه داشتهها و تواناییها و جاذبههای گردشگری اشاره کرد. پس میتوان با توجه به مشکلات داخلی و خارجی که بعضاً به آنها اشاره شد، تهیه یک برنامه بازاریابی و تبلیغات جهانگردی و مشخص کردن اهداف و راهبردهای بازاریابی را به عنوان اولین و اساسی ترین گام در توسعه این صنعت عنوان کرد. اهداف بازاریابی شامل بازارهای هدف ، انواع و تعداد جهانگردان و طول مدت اقامت آنان است که راهبردهای بازاریابی بر اساس این اهداف و بصورت بلند مدت ، میان مدت و کوتاه مدت تعیین میشوند. راهبردهایی که موثرترین راه را برای رسیدن به اهداف مشخص میکند، میتواند عوامل زیر را در برگیرد : · تصویر سازی و ارائه تصویر مناسب از کشور به جهانیان . · شناسایی مشکلات موجود و همت در جهت برطرف کردن آن . · ارتباط میان فعالیتهای بازاریابی و جاذبه ها و توسعه تسهیلات و امکانات . · بکارگیری روشهای تبلیغاتی موثر و حرفه ای برای توسعه و ترویج صنعت گردشگری در بُعد داخلی و بینالمللی . · برنامه زمان بندی شده برای انجام فعالیتهای تبلیغاتی و ترویجی در بازارهای مورد هدف. ۲-۱۳ اهمیت گردشگری امروزه گردشگری در دنیا یکی از صنایع پردرآمد جهان به شمار میرود و پیش بینی می شود تا پایان دهه آینده این صنعت درصدر جدول صنایع پر درآمد جهان قرار گیرد همچنین بیش از نیمی از اشتغال جهان را به خود اختصاص دهد. این صنعت با بخشهای مختلف اقتصاد رابطه تنگاتنگی داشته و با دارا بودن اثرات مثبت عمیق و متقابل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از بخشهای حائز اهمیت و مهم به شمار میرود. «گردشگری بعنوان گستردهترین صنعت خدماتی جهان نیز جایگاه ویژهای دارد ازاین رو بسیاری از کشورهادر رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر ودر پی کسب منافع بیشتر از این صنعت میباشند. این صنعت چنان رشد فزایندهای یافته که بسیاری از صاحبنظران، قرن حاضر را قرن گردشگری مینامند. صاحب نظران ومتخصصان امر گردشگری معتقدند در این قرن شاهد انقلابی در گردشگری خواهیم بود؛ انقلابی که امواج آن حتی بردورافتاده ترین نقاط جهان اثرگذار خواهد بود. »(کاظمی، ۱۳۸۵) ۲-۱۴ اهداف تبلیغات «تبلیغات برای تأمین نیازهای ارتباطی هر نوع صنعت، سازمان، محصول، نام تجاری و خدمت به کار میرود. اولین گام در تهیهی یک برنامهی تبلیغاتی مشخص کردن اهداف تبلیغات است. این تصمیمها غالباً تحت تأثیر تصمیمهای قبلی دربارهی بازار هدف، تعیین جایگاه در بازار و ترکیب عناصر بازاریابی قرار میگیرد. خطمشی تعیین جایگاه در بازار و ترکیب عناصر بازاریابی، تعیین کنندهی وظیفهای است که اجرای آن در کل برنامهی بازاریابی برعهدهی تبلیغات خواهد بود. “هدف تبلیغات” وظیفهی ارتباطی خاصی است که باید در مورد مخاطب هدف خاصی و طی یک دورهی زمانی خاص تحقق یابد.» ( کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۸۰) تبلیغات براساس هدف به ۳ دستهی کلی تقسیمبندی میشوند: الف) تبلیغات اطلاعرسان ب) تبلیغات ترغیبی ج) تبلیغات یادآور در زیر به اختصار به توضیح هر کدام از این اهداف میپردازیم. تبلیغات اطلاعرسان این نوع تبلیغ عمدتاً هنگام معرفی یک محصول جدید به کار گرفته میشود. در این مورد هدف، ایجاد تقاضای اولیه است. بنابراین مثلاً تولید کنندگان لوحهای فشرده (CD) مصرف کنندگان را در وهلهی اول از منافع و مزایای سیدی در زمینهی صدا و سهولت استفاده آگاه میسازند . پیشنهاد استفادههای جدیدی از محصول، مطلع کردن بازار دربارهی تغییر در قیمت، شرح چگونگی کاربرد محصول، توصیف خدمات موجود، تصحیح برداشتهای غلط، ایجاد تصویری مثبت برای شرکت از جملهی تبلیغات اطلاعرسان هستند.(فروز فر،۱۳۸۲، ۱۷) تبلیغات ترغیبی تبلیغات ترغیبی هنگامی که رقابت افزایش مییابد اهمیت بیشتری پیدا میکنند. در این حالت هدف سازمان یا شرکت، پدید آوردن تقاضای گزینشی است. مثلاً هنگامی که ماشینهای ظرفشویی L.G جای خود را در بازار پیدا کردند و مورد قبول مصرف کنندگان قرار گرفتند، شرکت سازنده میتواند مصرف کننده را نسبت به نام تجاری خودش ترغیب کند و ادعای کیفیت بهتر در مقابل پولی که پرداخت میشود، داشته باشد.(همان منبع،۱۸) تبلیغات یادآوری کننده زمانی که کالایی در منحنی عمر خود در مرحلهی بلوغ قرار داشته باشد تبلیغات یادآوری کننده از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا باعث میشود که مصرفکنندگان همچنان دربارهی محصول بیندیشند و آن را در خاطر داشته باشند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۵۴۹۱۰۰
۲۱۲۵۸۹۱
۳۶۷۴۸۹۲
۴۱
۵۹
۱۰۰
۲۰۰۷
۱۶۶۷۷۸۰
۲۳۹۳۰۸۹
۴۰۶۰۸۷۰
۴۱
۵۹
۱۰۰
“قسمت عمده توسعه صنعت بیمه به رشد بیمه عمر در جهان مربوط میشود. بطوری که میزان حق بیمه دریافتی از آن ۲٫۱ درصد GDP جهان در سال ۱۹۸۴ به ۴٫۲ درصد در سال ۲۰۰۷ افزایش یافته است. جدول فوق در صد سهم بیمه عمر و غیرعمر در حق بیمه تولیدی در جهان را نشان میدهد. درصد این سهم در کشور ما در سال ۲۰۰۹ برابر بیمههای غیرعمر حدود ۹۱ درصد و بیمه عمر کمتر از ۱۰ درصد بوده است. این در حالی است که ضریب نفوذ بیمه در کشور ما در سال ۲۰۰۹ حدود ۱٫۳۹ درصد است که ضریب نفوذ بیمه زندگی کمتر از ۰٫۱ درصد است. همچنین، حق بیمه سرانه در جهان در سال ۲۰۰۹ حدود ۵۹۵٫۱ دلار بوده که از این رقم حق بیمه سرانه مقدار ۳۴۱٫۲ دلار مربوط به بیمه عمر میباشد. این رقم برای کشور ما در سال ۲۰۰۹ کمتر از ۶۳٫۵ دلار بوده که فقط ۴٫۴ دلار حق بیمه سرانه بیمه عمر و بقیه حق بیمه غیر عمر میباشد"(مهدوی و ماجد، ۱۳۹۰ ص۲۵).
 ۲-۷ مروری بر تحقیقات انجام شده با توجه به اینکه پژوهش حاضر از دوجنبه تقاضا برای بیمه عمر و شبکههای عصبی بررسی میشود. در این بخش ابتدا به منظور تعیین متغیرهای مستقل، مطالعات مربوط به تقاضا برای بیمههای عمر بررسی می شوند و در قسمت بعد به بررسی تحقیقات مربوط به کاربست شبکههای عصبی مصنوعی در حوزه اقتصاد و بیمه میپردازیم. تحقیقات در زمینه بیمه عمر در ایران به چهار دسته تقسیم میشود. دسته اول به تاثیر این بیمههای در رشد اقتصادی میپردازد. در این تحقیقات عموما حق [۳]بیمه سرانه شاخصی برای رشد بیمههای عمر ، تولید ناخالص داخلی هم شاخصی برای رشد اقتصادی عنوان شدهاند. برای بررسی وجود رابطه بین این دو متغیر از مدلهای OLS[4] و VAR استفاده شده است. در همه تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است، وجود رابطه بین بیمههای عمر و توسعه اقتصادی تائید شده است. دسته دوم مطالعات انجام شده تاثیر متغیرهای اقتصادی؛ چون درآمد، تورم، نرخ سود و غیره را روی تقاضای بیمههای عمر بررسی میکند. این گروه از تحقیقات تابع تقاضا برای این نوع بیمهها در ایران را برآورد میکند. جمع آوری اطلاعات از راه آمارهای منتشر شده و توزیع پرسشنامه از سوی محقق صورت گرفته است. دسته سوم، عوامل اجتماعی-فرهنگی و شخصیتی موثر بر تقاضا را بررسی میکند. این عوامل به دو گروه اجتماعی-فرهنگی و شخصیتی تقسیم میشود. در این تحقیقات، اطلاعات از راه پرسشنامه و مصاحبه گردآوری میشود. با بهره گرفتن از این دادهها، آزمون فرضیهها انجام میشود. عواملی که در این گروه در نظر گرفته شده؛ شامل تاثیر تبلیغات برای افزایش آگاهی مردم، تاثیر باورهای مذهبی، قضا و قدر و تامین اجتماعی بر تقاضای بیمهعمر است. دسته چهارم دربرگیرنده تحقیقاتی است که، علل عدم رشد بیمههای عمر و روش های توسعه آنها را بررسی میکنند. راهکارهای رشد بیمههای عمر شامل روشهایی برای بهبود فرایند صدور و فروش بیمهنامهها است. موانع عمده بر سر راه رشد بیمههای عمر؛ تورم، عدم آشنایی با بیمههای عمر و مشکلات موجود در تعیین نرخ حق بیمهها شناخته شده است(مهدوی و ماجد، ۱۳۹۰). تروت و تروت در مقاله خود تحت عنوان تقاضا برای بیمه در مکزیک و ایالات متحده وجود رابطه ای مثبت بین درآمد ،تولید ناخالص داخلی و تقاضا برای بیمه عمر را نشان دادند (Truett &Truett، ۱۹۹۰). لیم وهبرمن به بررسی تاثیر متغیرهای اقتصادی کلان تقاضا برای بیمه عمر در مالزی پرداختند و در نتیجه دریافتند که تقاضا برای بیمه عمر با تورم رابطه منفی و با درآمد رابطه مثبت دارد (Lim & Haberman,2004) . براون وکیم در مقاله ای تحت عنوان (تجزیه و تحلیل بین المللی تقاضا برای بیمه عمر ) در ۴۵ کشور دریافتند که تقاضا برای بیمهها ی عمر با درآمد رابطهای مثبت و معنادار دارد و کشش درآمدی تقاضا ۵۸/۰ نشان می دهد که به طور کلی در دنیا بیمه عمر به عنوان یک کالای ضروری محسوب میشود. (Brown&Kim ،۱۹۹۳) امینی سال ۱۳۸۹ در مقاله خود تحت عنوان پیشبینی حق بیمههای عمر از طریق شبکههای عصبی و مدلهایARIMA[5]،[۶]ARIMAX ،دریافت که با معیار RMSE [۷]شبکه عصبی عملکرد بهتری از روشهای مذکور دارد او همچنین رشد حق بیمههای دریافتی سالانه را با شبکههای عصبی برآورد کرد که براساس آن ۱۲درصد رشد را تا پایان برنامه پنجم توسعه خواهد داشت(امینی، ۱۳۸۹). هاموند در پژوهش خود با بهره گرفتن از دادههای سالهای ۱۹۵۲ و ۱۹۶۱ آمریکا ارتباط بین حق بیمه عمر به عنوان متغیر وابسته و متغیرهای درآمد، ثروت، تورم، سن سرپرست خانوار، تحصیلات و شغل سرپرست خانوار به عنوان متغیرهای توضیحی مورد بررسی قرار داده است. رابطه رگرسیونی تخمین زده شده نشان میدهد که هر واحد افزایش درآمد خانوار، ۱۹% واحد تقاضای بیمه را افزایش میدهد. اثر ثروت در این مدل مثبت ولی بسیار کمتر از اثر درآمد است. اثر هر واحد افزایش ثروت فقط ۰۰۰۷/۰ است. هر سال افزایش سطح تحصیلات منجر به افزایش ۳ دلاری تقاضای بیمه میشود. متغیرهای موهومی «مجرد بودن» و «متأهل و بدون بچه بودن» اثر معنیدار ولی منفی روی تقاضای بیمه عمر دارند. متغیرهای «متخصص بودن» و «خود اشتغالی» و «شغلهای سطح بالای مدیریتی» اثر مثبت معنیدار بر تقاضای بیمه عمر دارند. سن و نژاد اثر معنیداری روی تقاضای بیمه عمر ندارند. نتایج ملموستر با تقسیم کردن سطح درآمد سرپرست خانوار به سه سطح درآمدی پایین، متوسط و سطح بالا بدست میآید. در مدلهای تقسیم بندی شده، متغیر سن در گروههای درآمد پایین و متوسط اثر معنیداری بر تقاضای بیمه عمر دارد در حالیکه برای گروه درآمدی بالا اثر سن معنا دار نیست. اگرچه در مدل کلی اثر متغیر نژاد معنی دار نیست ولی در مدل مربوط به خانوارهای با درآمد پایین معنادار است. ضریب درآمدی برای گروه درآمدی پایین بسیار کوچک (۰۰۷/۰) و برای گروه درآمدی متوسط بیشترین مقدار و مساوی (۳۸%) و برای گروه درآمدی بالا (۰۱۸/۰) است. این در حالی است که کشش درآمدی تقاضا برای سه گروه بسیار متفاوت است. برای افراد با درآمد پایین کمترین و برابر با (۲۹/۰) و برای گروه درآمدی متوسط (۵۳/۱) و برای گروه درآمدی بالا برابر (۶۶/۰) است. این کشش برای گروه درآمدی متوسط بیشترین مقدار ممکن را دارد که این نتایج نشانگر اثر قابل توجه درآمد بر تقاضای بیمه است (Hammond، ۱۹۶۸). نیومان در پژوهش خود به بررسی اثر تورم بر تقاضای بیمه پرداخت. او با بهره گرفتن از متغیرهای حق بیمه و سرمایه بیمه خریداری شده به عنوان متغیر وابسته و متغیرهای قیمت انتظاری، درآمد قابل تصرف شخص، تعداد تأهل، تعداد کودکان هر خانوار، شهری بودن خانوار به عنوان متغیرهای مستقل به نتایج زیر دست یافت. در مدلی که متغیر وابسته سرمایه بیمه است، متغیر توصیفی قیمت معنادار است. در مدلی که متغیر وابسته حق بیمه است، اثر شاخص قیمتی مصرف کننده و تأهل مثبت بوده و اثر داشتن فرزند، شهری بودن، زمان، درآمد قابل تصرف شخصی منفی میباشد(Neumann، ۱۹۶۹). دیاکن در پژوهش خود تحت عنوان تقاضا برای بخش عمومی بیمه عمر در انگلستان متغیرهای زیر را برای توضیح تقاضای بیمه عمر معرفی کرد: ثروت، درآمد دائمی، شاخص قیمت بازار، نرخ واقعی تورم، نرخ مالیات بردرآمد، نرخ بیکاری، وضعیت تأهل، تعداد کودکان. در مدل معرفی شده توسط دیاکن دو انگیزه برای خرید بیمه عمر معرفی شده است: یکی پسانداز و دیگری محافظت از خانواده.نتایج نشان دادند که در حالتی که انگیزه خرید برای پسانداز باشد، کشش درآمدی تقاضا ۵/۳ و درحالی که انگیزه خرید محافظت از خانواده باشد این مقدار ۵/۲ میباشد. نرخ مالیات بر درآمد اثر مثبت بر هر دو مدل دارد. نرخ تورم اثر منفی بر هر دو مدل دارد و معنادار میباشد.نرخ بیکاری در مدل پسانداز محور دارای تأثیر مثبت با کشش ۲۵/۰ بر تقاضای بیمه عمر است و در مدل محافظت محور اثر معناداری ندارد(Diacon،۱۹۸۰). فورچون در پژوهش خود در بخش نظری به بررسی تأثیر متغیرهای دستمزد و درآمد و ثروت و نرخ تنزیل بر تقاضای بیمههای عمر پرداخت. در پژوهش او اثر دستمزد و نرخ تنزیل مبهم و اثر ثروت منفی است. و در بخش کاربردی به این نتیجه رسید که لگاریتم ثروت سرانه، لگاریتم نرخ بهره حقیقی و لگاریتم تورم انتظاری دارای تأثیر معناداری بر لگاریتم سرمایه بیمه سرانه دارند و همچنین انتظارات تورمی باعث کاهش تقاضای بیمه عمر میشوند(Fortune، ۱۹۷۳). اوترویل در پژوهش خود تحت عنوان بازار بیمههای عمر در کشورهای در حال توسعه به بررسی اقتصادسنجی بر مبنای دادههای مقطعی سال ۱۹۸۶ برای ۴۸ کشور در حال توسعه پرداخت. متغیر وابسته مدنظر او، حق بیمه و متغیرهای مستقل او درآمد سرانه، نرخ بهره حقیقی، تورم انتظاری، امید به زندگی و بازار انحصاری[۸] و حضور شرکتهای خارجی در بازار بودند.نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بازار انحصاری و تورم انتظاری اثر منفی بر تقاضای بیمه عمر دارند و GNP سرانه و امید به زندگی اثر مثبتی بر تقاضای بیمه عمر دارند. (Outerville، ۱۹۹۶) وارد و زوربروگ با بررسی اثر عوامل سیاسی و حقوقی و اقتصادی بر تقاضای بیمه عمر در کشورهای آسیایی در ۳۷ کشور و در دوره زمانی ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۸ به نتایج زیر رسیدند. اثر تورم، رفاه و دین بر روی تقاضای بیمههای عمر منفی است و اثر تحصیلات، درآمد، قانون مداری و همبستگی سیاسی بر روی تقاضای بیمه عمر در کشورهای مورد بررسی مثبت و معنیدار است(Ward & Zurbruegg ، ۲۰۰۲). مهرآرا و رجبیان (۱۳۸۵) در پژوهش خود تحت عنوان تقاضا برای بیمههای عمر در ایران و کشورهای صادر کننده نفت به برآورد تابع تقاضا برای بیمههای عمر و نقش متغیرهای اقتصادی کلان بر تقاضای بیمههای عمر پرداختند. پژوهش ایشان در فاصله زمانی ۲۰۰۲-۱۹۹۸ و در کشورهای صادر کننده نفت (ایران – کویت- عربستان سعودی و امارات) با بهره گرفتن از دادههای پانلی[۹] بود. در الگوی پیشنهادی آنان کشش درآمدی تقاضا برای بیمههای عمر ۳% محاسبه شده بود که از سایر کشورها کمتر بود. بار تکفّل علی رغم مبانی تئوریک در این مدل دارای تأثیری منفی بر تقاضای بیمه عمر میباشد. باسوادی دارای تأثیر منفی میباشد. دلیل این امر را میتوان به شاخص تحصیلات نسبت داد چرا که تحصیلات در متون مختلف دارای شاخصهای متفاوتی است. در این تحقیق، شاخص تحصیلات میزان باسوادی معرفی شده است. ضریب تورم در این تحقیق علیرغم انتظار بسیار کم و مثبت است که این نتیجه خلاف انتظار بود. محققین دلیل این امر را وجود تورم در ساختار اقتصادی کشورهای نفت خیر با درآمد کم عنوان کردند. ضریب درآمد ۷۲/۰ است و نشان از کشش پایین این متغیر در مدل پیشنهادی دارد. کشش تقاضا نسبت به احتمال مرگ سرپرست خانوار ۵۲/۰ است. از نتایج جالب توجه این است که با توجه به کشش درآمدی تقاضا که کوچکتر از یک و مثبت است، این بیمهها جزو کالاهای ضروری در سبد کالای مصرف کنندگان قرار میگیرند. هم چنین تعداد افراد تحت تکفّل اثری منفی بر تقاضای بیمه عمر دارد. لذا میتوان دریافت که نظریات و تئوریهای ارائه شده در متون اقتصادی، برای ساختار اقتصادی کشورهای مورد بررسی از جمله ایران مناسب نمیباشد. ابراهیم کاردگر برای بررسی عوامل مؤثر بر تقاضای بیمههای عمر از متغیرهای توصیفی درآمد نانآور خانه، احتمال مرگ نانآور، بار تحصیل نانآور و تحصیل و تورم انتظاری استفاده کرد. در این تحقیق برای حاسبه میزان درآمد نانآور خانه از شاخص درآمد ملی سرانه استفاده شد. احتمال مرگ نانآور خانه از تقسیم فوت شده ها بر مجموع جمعیت کل و تعداد فوتها بدست آمد. برای محاسبه بار تکفّل تعداد جمعیت زیر بیست سال بر تعداد جمعیت ۲۰ تا ۶۰ سال تقسیم شد. شاخص تورم انتظاری هم از رگرسیون الگوی لگاریتمی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری (CPI)[10] بر روی توان دوم این شاخص بدست آمد. کشش درآمدی تقاضا در این تحقیق ۶۳۵/۰ میباشد. کشش درصد باسوادی بر تقاضای بیمه عمر بزرگتر از واحد و برابر ۲۸/۲ بدست آمد که نشان از افزایش ریسکگریزی حاصل از افزایش درصد باسوادی میباشد. کشش تورم انتظاری برابر ۲۹/۲- بدست آمد که با مبانی نظری آن همخوانی دارد. کاردگر در تحقیق خود از متغیر دیگری استفاده کرد، متغیر مجاز مصوبه مجلس شورای اسلامی مبنی بر بیمههای عمر و حوادث کارمندان دولت در سال ۱۳۶۷٫ نتایج تحقیق نشان دادند این متغیر دارای کشش ۵۲۳/۰ میباشد و دارای تأثیر مثبت و معناداری بر تقاضای بیمه عمر میباشد. در تحقیق کاردگر دو فرضیه دیگر هم مورد آزمون قرار گرفت که تأثیر متغیرهای بار تکفّل و احتمال مرگ سرپرست خانوار بر تقاضای بیمههای عمر بود که در سطح معناداری ۵% رد شدند. (کاردگر، ۱۳۷۶) خرمی به مطالعه بر روی ۴۵ کشور در حال توسعه و با در نظر گرفتن انگیزههای جوامع در کشورهای در حال توسعه برای پسانداز، تقاضا برای بیمههای عمر مورد بررسی قرار داد. طبق بررسیهایی که انجام گرفت به دو دلیل چنین انگیزهای با توجه به شرایط تصمیمگیری در کشورهای در حال توسعه وجود ندارد. اولاً افزایش نرخ رشد جمعیت و توزیع ناعادلانه درآمد، تصمیمگیری برای پسانداز را در کشورهای در حال توسعه مشکل کرده است. چرا که نرخ بالای رشد جمعیت باعث افزایش جمعیت جوان و در نتیجه افزایش مصرف در یک کشور میشود. مصرف زیاد، پسانداز کم را به دنبال دارد. ثانیاً دلیل عدم وجود انگیزه پسانداز به وسیله نظریه دور هی زندگی[۱۱] قابل توضیح است. در این نظریه با فرض کامل بودن بازارهای سرمایه، افراد به دنبال حفظ میزان مصرف خود میباشند. به این معنا که با افزایش درآمد الگوی مصرفی خود را تغییر نمیدهند. یعنی تصمیم گیری برای درآمد جدا از تصمیم گیری برای مصرف میباشد. به منظور حفظ میزان مصرف، پسانداز در دوران کاری و مصرف در دوران بازنشستگی صورت میگیرد اما عواملی هم باعث بر هم خوردن این روند میشوند. این عوامل شامل انگیزه ارث گذاری، وجود بازارهای سرمایه ناکامل و تابع مطلوبیت گوناگون میباشد. با در نظر گرفتن وجود این عوامل در کشورهای در حال توسعه میتوان عدم انگیزه برای پسانداز را در این کشورها توجیه کرد. متغیرهایی را که خرمی در تحقیق خود به عنوان متغیرهای تأثیرگذار مورد بررسی قرار داد عبارت بودند از درآمد واقعی سرانه که از تولید ناخالص داخلی سرانه به دست میآید. نرخ بهره و نرخ تورم انتظاری و حق بیمههای عمر از دیگر عوامل تأثیرگذار میباشند. برای تعیین نرخ بهره از نرخ تنزیل بانکی و برای نرخ تورم انتظاری از میانگین وزنی تغییرات قیمت استفاده شده است. متغیرهای دیگری که در تحقیق خود مورد استفاده قرار داد ساختار رقابتی بازارهای داخلی و میزان گسترش بازارهای مالی کشور، درصد نیروی کار در بخش کشاورزی، رشد متوسط سالانه جمعیت، سطح تحصیلات عالی و وضعیت بهداشت جامعه میباشد. متغیرهای مجازی در نظر گرفته شده شامل درجه انحصاری بودن بخش بیمههای عمر و فعالیت شرکتهای بیمه خارجی در بازار داخلی میباشند. نتایج بدست آمده از این تحقیق حاکی از وجود رابطه مستقیم بین توسعه بیمههای عمر با درآمد سرانه واقعی و درجه گسترش بازارهای سرمایه و رابطه منفی بین نرخ تورم انتظاری و تقاضا برای بیمههای عمر دارد. درآمد با تقاضا رابطه مستقیم دارد و کشش درآمدی مثبت و بیشتر از یک میباشد. متغیر نرخ بهره در این مدل به دلیل مشکل برای تعیین نرخ واقعی بهره معنیدار نمیباشد. رابطه منفی بین تورم و تقاضا در این تحقیق هم نتیجه شد. بازارهای انحصاری بیمه دارای اثر منفی بر تقاضا هستند و سایر متغیرها هم در مدل دارای تأثیر چندانی نبودند(خرمی، ۱۳۷۶). عزیزی در تحقیق خود به بررسی رابطه میان متغیرهای کلان اقتصادی و تقاضا برای بیمههای عمر پرداخت. او در تحقیق خود دادههای مربوط به سالهای ۱۳۶۹-۱۳۸۳ را مورد بررسی قرار داد. متغیرهای مورد استفاده در توضیح تقاضا برای بیمههای عمر در این تحقیق عبارتند از: توسعه مالی، درآمد، تورم، نرخ بهره، حق بیمه، امید به زندگی و بازده بازار سهام میباشند و نتایج نشان دادند که تقاضای بیمههای عمر با درآمد، بازده، بازار سهام، امید به زندگی، توسعه مالی و تورم دارای رابطه مثبت و با نرخ بهره و قیمت بیمه دارای رابطه منفی و معنی دار هستند. نکته قابل توجه در این پژوهش ضریب کشش تورم به تقاضا برای بیمههای عمر است که (۹%) بود و این متغیر در سطح معنیداری ۵% دارای تأثیر مثبت بود(عزیزی، ۱۳۸۴). فتحی زاده در پایان نامه خود به بررسی تأثیر میزان درآمد ماهانه، تحصیلات، میزان آگاهی نسبت به بیمه عمر و اعتقاد به قضا و قدر و برخی متغیرهای اقتصادی کلان از جمله نرخ بهره، شاخص هزینه زندگی، جمعیت، تولید ناخالص داخلی، میزان خسارت پرداختی بیمه عمر و میزان خسارت پرداختی بیمه حوادث بر روی تقاضا برای بیمههای عمر پرداخت و در سطح اطمینان ۹۵% نتیجه گرفت که رابطه مستقیمی بین درآمد و حق بیمه وجود دارد، بین میزان حق بیمه دریافتی و سطح تحصیلات رابطه معنی داری وجود ندارد. او همچنین دریافت که اختلاف معنیداری بین دو گروه افرادی که دارای بیمهنامه اشخاص بودند و افرادی که دارای بیمهنامه اشخاص نبودند در اعتقاد به قضا و قدر وجود دارد و نتیجه گرفت که اعتقاد به قضا و قدر عاملی برای کاهش تقاضای بیمه اشخاص میباشد. در این تحقیق نتیجه شد که ۲۴ نفر از ۳۲ نفری که فاقد بیمهنامه عمر بودهاند، ناآشنایی خود را دلیل عدم خرید آن ذکر کرده بودند. همچنین دریافت که بین حق بیمه دریافتی و تولید ناخالص داخلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. کشش آن به تقاضا هم مثبت و دارای مقدار ۲۶% بود. و دلیل آن را میتوان به درجه نفوذ بیمهای کم نسبت داد چرا که بخش اعظم ناخالص داخلی ناشی از درآمدهای حاصل از نفت و گاز میباشد و صنعت بیمه جایگاه مهمی در این بخش ندارد. تأثیر نرخ بهره و هزینه زندگی هم منفی و معنی دارد بودند. و در نهایت نتیجه گرفته شد که خسارت پرداختی در بخش حوادث و عمر در میزان تقاضا برای بیمههای عمر دارای تأثیر مثبت و به صورت قابل توجهی معنادار هستند(فتحیزاده، ۱۳۷۶). جعفرزاده در مقالهی خود تحت عنوان «بررسی آثار تورم بر بیمههای زندگی» رابطه تقاضا برای بیمههای عمر را که قراردادهای بلند مدت هستند با تورم بررسی میکند. وی در مقاله خود عنوان میکند که شرکتهای بیمه برای جذب مشتری میبایست به نرخ بهره برای محاسبه حق بیمه توجه کنند و عواملی را همچون رقابت در بازار، نرخ بازده شرکت از محل سرمایه گذاریهای انجام شده و پیشبینی نرخ تورم؛ برای تعیین نرخ بهره مورد توجه قرار میدهد. او در مدل خود که با بهره گرفتن از دادههای سالهای ۱۳۷۴-۱۳۵۰ توسط رگرسیون برازش شده بود، نتیجه گرفت که ضریب نرخ تورم انتظاری و نرخ بهره واقعی در سطح ۵ درصد منفی و معنیدار متغیرهای درآمد ملی و نرخ باسوادی در سطح ۱ درصد مثبت و معنی دار هستند. و همچنین متغیر مجازی اجرای بیمه زندگی کارکنان دولت در سال (۱۳۶۸) هم مثبت و در سطح ۱ درصد معنیدار میباشد(جعفرزاده، ۱۳۷۶). در ادامه اثر متغیرهای توضیحی مختلف را بر تقاضای بیمه عمر در جدول شماره ۲-۲ آورده ایم. جدول شماره ۲-۲ چکیده ی اثر متغیرهای توضیحی بر تقاضای بیمه ی عمر در تحقیقات کابردی خارجی
متغیرهای توضیحی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲ـ۵ـ۲ـ دانش مدیریت امروزه واژه دانش برای تشریح دو نوع دانش که در استفاده از رایانه نقش کلیدی دارند به کار میرود.
 الف ـ سواد کامپیوتری[۹۴] منظور از سواد کامپیوتری، آشنایی با کامپیوتر و اصطلاحات کامپیوتری میباشد. رضائیان (۱۳۸۵) عقیده دارد که “دانش کار با رایانه، سواد کار با رایانه نامیده میشد، این دانش شامل شناخت واژگان رایانه، شناسایی قوتها و ضعفهای رایانه، توان استفاده از رایانه و مانند آن است” (ص ۹) . ب ـ سواد اطلاعاتی[۹۵] صرافی زاده و پناهی (۱۳۸۴) عقیده دازند که : “سواد اطلاعاتی یعنی آشنایی با نحوه استفاده از اطلاعات در هر مرحله از فرایند حل مساله یعنی اینکه مدیر بداند اطلاعات از کجا فراهم میشود و چگونه باید آنرا با همکاری دیگران مورد استفاده قرار دهد” (ص ۳۸). رضائیان (۱۳۸۵) به نقل از مک لئود اظهار میدارد که “سواد استفاده از اطلاعات وابسته به سواد رایانه نیست. مدیری ممکن است استفاده از اطلاعات را داشته باشد ولی سواد استفاده از رایانه را نداشته باشد. مطلوب آن است که مدیر هر دو سواد را توأماً داشته باشد” (ص ۹). بنابراین مدیران امروز در مواجهه با سیستمهای اطلاعاتی دارای نقشهای گوناگونی هشتند و نیازمند دانش و مهارتهای خاص میباشند. ۲ـ۶ـ نقش کامپیوتر در سیستم اطلاعات مدیریت در سالهای اخیر کامپیوتر به عنوان جزء لاینفکی از سیستمهای اطلاعاتی در مؤسسات و شرکتهای بازرگانی و سایر سازمانهای دولتی و خصوصی مطرح شده اند. برای خیلیها این سوال مطرح است که چرا این همه تمایل برای استفاده از کامپیوتر در سیستمهای اطلاعاتی وجود دارد؟ برین (۱۹۸۸) علت الزامیبودن کامپیوتر برای پردازش دادهها را به شرح زیر بیان میکند: ۱ـ سازمانها روز به روز از نظر وسعت، حوزه عملیات و پیچیدگی وظایف در حال رشد هستند و لذا مجبورند که خدمات و محصولات بیشتری تولید کنند و از نظر نیروی انسانی نیز پرسنل بیشتری بکار میگیرند و به همین دلیل نیاز بیشتری به اطلاعات دارند. ۲ ـ مدیران و دیگر کسانی که برای انجام امور و تصمیمگیریها تقاضای مستمر برای انواع اطلاعات دارند، میخواهند که این اطلاعات به طور منظم، دقیق، به موقع و مناسب با نیاز آنان تهیه و ارئه شود (ص ۳۲). ۲ـ ۷ ـ ویژگیهای استثنایی کامپیوتر “کامپیوتر عبارت است از وسیله ای که میتواند یک سری دستورالعمل را دریافت، پردازش، ذخیره و نتیجه را ارائه نماید” (صرافی زاده و پناهی، ۱۳۸۴، ص ۸۵). کامپیوتر دارای ویژگیهایی باشد که به دلیل این ویژگیها به عنوان یک ابزار با کارایی استثنایی و منحصر به فرد در کلیه ابعاد زندگی مدرن رسوخ پیدا کرده است. گلیسون و چودهاری[۹۶] (۲۰۰۲) بیان میکند که: ویژگیهای خاصی که باعث اهمیت روزافزون کامپیوتر گردیده است عبارتند از:
-
- سرعت : کامپیوتر میتوانند هزاران دستور را در هر ثانیه اجراء نمایند و بنابراین کاری که کامپیوتر در چند دقیقه انجام میدهد ممکن است کار چند سال نیروی انسانی باشد. این مزیت به سیستم اطلاعاتی اجازه میدهد که اطلاعات را در زمان مناسب برای مدیران فراهم سازد. البته باید توجه داشت که برنامه ریزی صحیح و انتخاب سخت افزار و نرم افزار مناسب شرط اصلی بهره گیری از سرعت کامپیوتر است.
-
- دقت : کامپیوترها میتوانند مقادیر زیادی از دادهها را به دقت و بدون اشتباه پردازش نمایند.
-
- قابلیت اطمینان : میزان دقتی که در کامپیوترها وجود دارد موجب میشود که درجه اطمینان نسبت به نتایج پردازش دادهها زیاد باشد.
-
- اقتصادی بودن : کامپیوترها اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرند در مقایسه با سیستمهای دستی مقرون به صرفه هستند (ص ۲۲ و ۲۳).
۲ـ۷ ـ۱ـ مدل عمومییک سیستم کامپیوتر در اواخر دهه ۱۹۴۰ جان وان نیومن[۹۷] و همکارانش شرحی از معماری داخلی یک کامپیوتر الکترونیکی ایده آل ارائه دادند که از آن تاریخ تاکنون اغلب کامپیوترها بر مبنای این معماری طراحی میگردند. واحدهای تشکیل دهنده ی این معماری عبارتند از: یک واحد انجام محاسبات، واحد کنترل عملیات، حافظه جهت نگهداری دادهها، برنامه و واحدهای ورودی و خروجی.
| حافظه جانبی |
ـ دیسک مغناطیسی ـ نوار مغناطیسی ـ دیسک نوری |
| پردازنده مرکزی CPU[98] |
ـ واحد محاسباتی/ منطقی ـ واحد کنترل |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنوان صفحه ۴-۲- صفات فیزیولوژیک …………………………………………………………………………………………………………………………… ۴-۲-۱- شاخص کلروفیل …………………………………………………………………………………………………………….. ۴-۲-۲- شاخصهای رشد ……………………………………………………………………………………………………………. ۴-۲-۲-۱- شاخص سطح برگ ……………………………………………………………………………………………………. ۴-۲-۲-۲- سرعت رشد محصول ………………………………………………………………………………………………….. ۴-۲-۲-۳- سرعت فتوسنتز خالص ………………………………………………………………………………………………… ۴-۲-۲-۴- سرعت رشد نسبی ……………………………………………………………………………………………………….. ۴-۳- صفات مرفولوژیک ……………………………………………………………………………………………………………………………. ۴-۳-۱- ارتفاع بوته ……………………………………………………………………………………………………………………… ۴-۳-۲- ارتفاع پانیکول …………………….. ………………………………………………………………………………………… ۴-۳-۳- قطر چوب بلال ……………………………………………………………………………………………………………….. ۴-۴- تراکم و وزن خشک علفهای هرز ………………………………………………………………………………………………………. ۴-۴-۱- تراکم علفهای هرز …………………………………………………………………………………………………………. ۴-۴-۲- وزن خشک علفهای هرز ………………………………………………………………………………………………… ۴-۵- صفات فنولوژیک ………………………………………………………………………………………………………………………………… ۴-۶- آزمونهای بذر ……………………………………………………………………………………………………………………………………… ۴-۶-۱- درصد جوانهزنی …………………………………………………………………………………………………………………. ۴-۶-۲- سرعت جوانهزنی ………………………………………………………………………………………………………………… ۴-۶-۳- وزن خشک گیاهچه ……………………………………………………………………………………………………………. ۴-۷- همبستگی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… نتیجهگیری …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. پیشنهادات ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… منابع مورد بررسی …………………………………………………………………………………………………………………………………………… چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………………………………. فصل اول مقدمه مقدمه فقر و گرسنگی همراه با ازدیاد روز افزون جمعیت در بیشتر کشورهای جهان و همچنین محدودیت زمینهای قابل کشت برای تامین مواد غذایی مردم جهان، سرنوشت آینده بشر را به صورت وحشتناکی ترسیم میکند. این واقعیت تلخ که آینده جهان را تهدید به نابودی میکند از مدتها پیش انسانها را برآن داشته است که با افزایش تولید محصولات کشاورزی و بهرهبرداری هرچه بیشتر از حداکثر امکانات موجود، درصدد تأمین کمبود مواد غذایی از طریق انتخاب بهترین گیاهان زراعی و یافتن ارقام پر محصول برآیند. بنابراین چارهای جز تلاش در جهت افزایش تولیدات کشاورزی در کشور نیست و از آنجایی که سطح زیر کشت و زمینهای زراعی موجود چندان قابل افزایش نمیباشد، باید برای تامین غذای مردم جهان تولید محصولات کشاورزی در واحد سطح افزایش یابد و تا آنجا که ممکن است از گیاهان پر سودتر با دوره رشد کوتاهتر استفاده شود (بهاروند، ۱۳۸۸).
 گیاهان خانواده غلات از نظر تنوع و میزان تولید در تغذیه انسان بیشترین سهم را دارند. دانههای تولید شده از غلات، به خاطر ارزش غذایی زیادی که در تغذیه انسان و دام دارند، نزدیک به ۹۰ درصد کل تولید دانه را تشکیل میدهند (نور محمدی و همکاران، ۱۳۸۴). ذرت گیاهی یکساله از خانواده گندمیان است که در بین گیاهان زراعی درجات بالایی از اهلی شدن را سپری کرده است. اگرچه در مورد منشاء و تکامل اولیه ذرت اتفاق نظر ضعیفی وجود دارد، اما عموماً معتقد هستند که ذرت در حدود ۷۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال قبل در جنوب مکزیک اهلی شده است. ذرت گیاهی است پر سود و با دوره رشد نسبتاً کوتاه که میزان عملکرد دانه آن در واحد سطح نسبت به گیاهان مشابه به مراتب بیشتر بوده و میتواند قسمتی از نیاز غذایی جامعه بشری را جواب گو باشد (بهاروند، ۱۳۸۸). به دلیل استعداد زیاد، در تولید دانه، ذرت را پادشاه غلات نامیدهاند (امام، ۱۳۸۳). ذرت پس از گندم و برنج، مهمترین ماده غذائی دنیا را تشکیل میدهد و به دلیل ویژگیهای بسیار زیاد خود مانند قدرت سازگاری با شرایط اقلیمی گوناگون، مقاومت مطلوب نسبت به خشکی و ورس، عملکرد زیاد در هکتار، توانایی قرار گرفتن در تناوبهای مختلف با گیاهان، بسیار زود در تمام دنیا گسترش یافته است (نور محمدی و همکاران، ۱۳۸۴). ذرت از جمله گیاهانی است که عملکرد دانه آن در عرضهای جغرافیایی بالاتر از خاستگاه خویش، بیشتر میباشد . این موضوع بیانگر توسعهی اقتصادی و استفادهی بیشتر از نهادهها در تولید این محصول در عرضهای جغرافیایی بالاتر است، هرچند طول دوره روشنایی بیشتر و فصل رشد طولانیتر هم در این امر مؤثر بودهاند (امام، ۱۳۸۳). با توجه به سهم ۶۵ تا ۷۰ درصدی ذرت در ترکیب جیره غذایی طیور کشور و روند رو به رشد تولید مرغ و تخم مرغ و افزایش مصرف سرانه آنها و گسترش روز افزون جمعیت کشور و افزایش تقاضا و همچنین نیاز بخش صنعت و فرآوردههای غذایی به ذرت، موجب گردیده است تا در سالهای اخیر توجه ویژهای به افزایش تولید ذرت در کشور صورت گیرد (بهاروند، ۱۳۸۸). با توجه به اینکه عمده زمینهای زراعی کشور ایران در ردیف خاکهای کم بازده قرار دارند، عملاً یکی از دلایل افت عملکرد، نبود شرایط بهینه بستر بذر میباشد. این امر با مدیریت صحیح علمی تا حدود زیادی قابل جبران است. ازجمله مهمترین تیمارهای افزایش دهنده قدرت جوانهزنی بذور میتوان به پرایمینگ[۱](پیش تیمار) اشاره داشت. به استناد پژوهشهای صورت گرفته این روش از کارائی بالایی به ویژه در شرایط نامساعد محیط و بستر بذر برخوردار است. پرایمینگ بذر روشی است که به واسطه آن بذرها پیش از قرارگرفتن در بستر خود و مواجهه با شرایط اکولوژیکی محیط، به لحاظ فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی آمادگی جوانهزنی را به دست میآورند. این امر میتواند سبب بروز واکنشهای زیستی و فیزیولوژیکی متعددی در بذر پیش تیمار شده و گیاه حاصل از آن گردد بهطوریکه این موارد را میتوان در چگونگی جوانهزنی، استقرار اولیه گیاه، بهرهبرداری از نهادههای محیطی، زودرسی و افزایش عملکرد و کیفیت محصول مشاهده کرد. تسریع جوانهزنی در بذرهای پیش تیمار شده میتواند ناشی از افزایش فعالیت آنزیمهای تجزیه کننده مثل آلفا– آمیلاز، افزایش سطح انرژی زیستی در قالب افزایش مقدار ATP، افزایش سنتز RNA و DNA، افزایش تعداد و در عین حال ارتقای عملکرد میتوکندریها باشد (مسعودی و همکاران، ۱۳۸۷). تغذیه معدنی یکی دیگر از مهمترین عوامل تعیین کننده عملکرد نهایی گیاهان زراعی میباشد. پیشرفتهای علمی در تغذیه گیاهی، انقلابی در تولید محصولات زراعی به وجود آورده است به طوری که ۵۰ درصد عملکرد ذرت و سایر غلات بدون در نظر گرفتن بهبود در کیفیت و ارزش غذایی محصولات، به واسطه کاربرد کودهای تجاری شیمیایی است (فرامرزی و همکاران، ۱۳۸۴). مصرف کود تا هنگامی مقرون به صرفه است که میزان افزایش عملکرد، هزینه مصرف کود بیشتر را تأمین نماید. به عبارت بهتر استفاده از کود نیز مانند هر سرمایهگذاری دیگر بایستی بازده منطقی داشته باشد زیرا که قانون بازده نزولی در مورد کود نیز صادق است (شهسواری و صفاری، ۱۳۸۴). امروزه به دلایل مختلف، مصرف کودهای آلی کاهش یافته و نیاز غذایی گیاهان، بیشتر از طریق کودهای شیمیایی تأمین میشود. برای مثال در آمریکا ۷۰ درصد نیتروژن مصرفی از طریق کودهای شیمیایی، ۶ درصد از طریق کودهای دامی و ۲۴ درصد از طریق پسماندهای گیاهی تأمین میشود. استفاده بیرویه از کودهای شیمیایی به خصوص کودهای نیتروژنی و عدم استفاده از کودهای آلی در طی سالیان اخیر، عامل کاهش چشمگیر میزان ماده آلی خاکهای ایران بوده است (کاظمینی و همکاران، ۱۳۸۷). از سوی دیگر، کاربرد بیش از حد کودهای شیمیایی در کشاورزی باعث ایجاد مشکلات زیست محیطی از جمله تخریب فیزیکی خاک و عدم توازن عناصر غذایی آن (کاظمینی و همکاران، ۱۳۸۷)، آلودگی آبهای زیرزمینی و همچنین صرف هزینه زیاد (شهسواری و صفاری، ۱۳۸۴) شده است. در دهه های گذشته به دلیل کاربرد بیرویه کودهای شیمیایی، اثرات زیست محیطی متعددی از جمله انواع آلودگیهای آبی و خاکی و مشکلاتی در ارتباط با سلامتی انسان و دیگر موجودات زنده به وجود آمده است. سیاست کشاورزی پایدار و توسعه پایدار کشاورزی، متخصصان را بر آن داشت که هر چه بیشتر از موجودات زنده خاک در جهت تأمین نیازهای غذایی گیاهان کمک بگیرند و بدین سان بود که تولید کودهای زیستی[۲] آغاز شد. نخستین کود زیستی در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت و از آن تاریخ به بعد سایر کودهای زیستی ساخته شدند (آستارائی و کوچکی، ۱۳۷۵) و تلاش بر آن است تا از توانایی موجودات زنده خاک و مواد آلی به منظور دستیابی به حداکثر تولید به همراه حفظ کیفیت خاک و رعایت بهداشت و ایمنی محیط زیست استفاده گردد (معلم و عشقیزاده، ۱۳۸۶). امروزه با توجه به ایجاد آلودگیهای زیست محیطی ناشی از مصرف کودهای شیمیایی، تولید و مصرف کودهای زیستی به عنوان مهمترین رویکرد در زمینه بیوتکنولوژی خاک به شمار میرود. کود زیستی، صرفاً به منظور تأمین عناصر غذایی مورد نیاز گیاه تولید میشود (Premsehkar and Rajashree, 2009) و به عنوان یک جایگزین مناسب برای بخشی از مصرف کودهای شیمیایی با هدف افزایش باروری خاک و تولید محصولات در کشاورزی پایدار محسوب میشود (Wu et al., 2005). کودهای زیستی در مقایسه با کودهای شیمیایی مزیتهای قابل توجهی دارند از آن جمله این که در چرخه غذایی، مواد سمی و میکروبی تولید نمیکنند، قابلیت تکثیر خودبخودی دارند، باعث اصلاح خصوصیات فیزیکی وشیمیایی خاک میشوند و از نظر اقتصادی، مقرون به صرفه و از دیدگاه زیست محیطی قابل پذیرش هستند (معلم و عشقیزاده، ۱۳۸۶؛ آستارائی و کوچکی، ۱۳۷۵). اهداف تحقیق: بررسی تأثیر کاربرد نیتروکسین همراه با پیش تیمار بذر جهت بالا بردن عملکرد ذرت. بررسی تأثیر کاربرد نیتروکسین همراه با کود نیتروژنه جهت بالا بردن عملکرد ذرت. بررسی تأثیر کاربرد نیتروکسین همراه با کود نیتروژنه جهت کاهش مصرف کود شیمیایی نیتروژنه. بررسی تأثیر کاربرد کود نیتروژنه همراه با پیش تیمار بذر جهت بالا بردن عملکرد ذرت. بررسی تأثیر کاربرد کود نیتروژنه همراه با پیش تیمار بذر و نیتروکسین جهت بالا بردن عملکرد ذرت. فصل دوم بررسی منابع ۲-۱- منشاء و تاریخچه ذرت ذرت یکی از گیاهان با ارزش زراعی است که تنوع ، سازگاری بالا و ارزش غذای فراوانش آن را در ردیف مهمترین گیاهان زراعی جهان قرار داده است (نورمحمدی و همکاران، ۱۳۸۴). منشاء اولیه ذرت، آمریکایی مرکزی است. پیش از کشف قاره جدید ذرت اصلیترین محصول زراعی جهت تأمین مواد غذایی در آمریکایی شمالی، مرکزی و جنوبی بود. پژوهشهای باستان شناسی در کشور مکزیک مشخص نموده است که ذرت در حدود ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد در آنجا کشف شده است. با وجود این، والدن(Valden) سه مبدأ اولیه برای ذرت ذکر می کند که این سه مبدأ منطبق با سه تمدن بزرگ در آمریکایی جنوبی و مرکزی بودهاند (پرو ،مکزیک وگواتمالا). پس از کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب، در سال ۱۴۹۳ ذرت وارد اسپانیا گردید و ازآنجا به ایتالیا، پرتغال و سایر کشورهای اروپایی گسترش یافت. پرتغالیها در اوایل قرن شانزدهم میلادی ذرت را وارد اندونزی، آفریقا، هندوستان و چین نمودند. در ایران اولین بار در سال ۱۳۵۲، سطحی معادل ۴۰۰۰ هکتار به وسیله اداره کل مهندسی زراعی به منظور تامین خوراک دام و طیور کشت گردید (نورمحمدی و همکاران، ۱۳۸۴). ذرت نسبت به سایر غلات از تنوع ژنتیکی بیشتری برخوردار است. امروزه در نتیجه کوشش پژوهشگران بهنژادی برای اصلاح ارقام ذرت و تولید هیبریدهای جدید، این گیاه در اکثر نقاط جهان کشت میشود. در نیمکره غربی، ذرت از عرض جغرافیایی ۵۸ درجه شمالی در کانادا تا ۴۰-۳۵ درجه عرض جغرافیایی جنوبی کشت میشود. همچنین در مناطقی پایینتر از سطح دریا تا ارتفاع ۴۰۰ متری قابل کشت است (Tollenaar and Dwyer, 1999). ۲-۲- سطح زیر کشت و تولید ذرت در دنیا براساس اطلاعات سازمان خواروبار کشاورزی جهانی (فائو) در سال ۲۰۰۸، سطح زیر کشت ذرت بالغ بر ۶/۹۳ میلیون هکتار بوده است که ۸/۹ درصد از سطح زیر کشت جهان را تشکیل میدهد. از این نظر ذرت در بین غلات بعد از گندم و برنج در رتبه سوم قرار دارد. تولید ذرت در سال ۲۰۰۸ براساس آمار منتشر شده از فائو برابر با ۴/۷۹۸ میلیون تن بوده است. ایالات متحده آمریکا با تولید ۲۵۳۲۰۸۱۲۸ تن ذرت در سال ۲۰۰۸ در بین کشورهای تولید کننده این محصول، جایگاه ویژهای داشته است. کشور چین با ۱۰۵۲۳۱۰۰۰ تن از تولید جهانی، در مقام دوم قرار گرفته و برزیل با سهم ۳۲۰۳۸۰۰۰ تن در تولید جهانی، رتبه سوم را به خود اختصاص داده است. متوسط عملکرد ذرت در جهان در سال ۲۰۰۸ برابر با ۷۶۹۸ کیلوگرم در هکتار بوده است که بر همین اساس در بین کشورهای عمده تولید کننده ذرت، به ترتیب کشورهای ایتالیا، فرانسه و آمریکا رتبههای اول تا سوم را دارند. ۲-۳- بررسیهای آماری در ایران بر اساس آمارنامه منتشره از سوی وزارت جهاد کشاورزی، سطح زیر کشت ذرت در سال زراعی ۸۹-۸۸ معادل ۲۴۰۲۰۹ هکتار بوده است که از این میزان ۲۳۹۵۰۵ هکتار آن مربوط به کشت آبی و ۷۰۴ هکتار آن مربوط به کشت دیم میباشد. بیشترین سطح زیر کشت ذرت، مربوط به استان خوزستان برابر ۸۷۱۱۷ هکتار و کمترین آن مربوط به استان زنجان با ۲۰ هکتار است. بیشترین و کمترین عملکرد ذرت دانهای آبی کشور به استانهای قزوین و اردبیل به ترتیب با ۵۲/۱۲۶۳۸ کیلوگرم و ۳۱/۵۳۷۷ کیلوگرم در هکتار تعلق داشته است. بیشترین و کمترین عملکرد ذرت دانهای دیم کشور متعلق به استانهای مازندران و گیلان به ترتیب با ۳۸/۵۸۵۳ کیلوگرم و ۹۵/۲۳۷۴ کیلوگرم در هکتار میباشد (آمارنامه وزارت جهاد کشاورزی، ۱۳۸۹). ۲-۴- گیاه شناسی ذرت ذرت از خانواده گرامینه و از زیر خانواده Panicoide و از جنس Zea میباشد و دارای گونههای زیادی است. ذرت دارای سیستم ریشهای افشان و کاملاً قوی و توسعه یافته است و عمق نفوذ آن به عمق و بافت خاک بستگی دارد. سیستم ریشهای ذرت، از دو گروه ریشههای نابجایی که از قاعده محور زیر لپه منشاء میگیرند مجموعهای را به نام ریشههای بذری به وجود میآورند. چند روز بعد از جوانهزدن، از اولین گرههای زیر خاک، چند ریشه تاجی بوجود میآید که برخی، ضخیم شده و ریشههای نابجای هوایی را ایجاد میکنند که از نقشهای آنها میتوان به جذب آب و مواد غذایی، مقاومت گیاه در شرایط غرقاب و جذب اکسیژن برای گیاه اشاره کرد. ساقه ذرت همانند سایر غلات، بندبند و بسته به رقم نیمه پر تا پر است. از نظر مورفولوژیکی، گیاه ذرت دارای ساقه استوانهای با مقطع عرضی تقریباً بیضوی است. تعداد گره در ساقه بسته به نوع واریته بین ۸ تا ۳۰ عدد متغیر است. ارتفاع ساقه ذرت در رابطه با تراکم، رقم و میزان کود به کارگرفته شده از۶۰ تا ۶۰۰ سانتی متر متغیر است و به طور متوسط بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ سانتی متر میباشد. قطر ساقه حدود ۲ تا ۷ سانتی متر است. به خاطر ارتفاع نسبتاً بلند ذرت در بعضی از نقاط ازآن به عنوان بادگیر یا باد شکن استفاده میشود. در این میان، ارقام زودرس با تعداد برگ و گره کمتر، ارتفاع و وزن خشک اندام هوایی کمتر در مقابل خطر ورس ساقه، مصنویت نسبی دارند. تولید پنجه در ذرت از امور بسیار نادر است. برگ ذرت از نوع برگهای تسمهای شکل خانواده غلات و محل انجام یکی از تکامل یافتهترین سیستمهای فتوسنتزی در بین گیاهان است. برگها در ذرت به طور متناوب روی ساقه قرار دارند. پهنک برگ، کرکدار و دارای یک زبانک یا لیگول کوتاه است که میان پهنک و دمبرگ قرار گرفته است ولی گوشوارک در آن وجود ندارد. تعداد برگ در ذرت تا حدودی از خصوصیات واریتهای است (۴ تا ۸ عدد) و خیلی کم تحت تاثیر عوامل محیطی قرار میگیرد و نیز بین تعداد برگ روی ساقه اصلی و دوره رشد گیاه ذرت یک رابطه مثبت وجود دارد. ذرت از نظر مکانیسم گرده افشانی، گیاهی است یکپایه که گلهای نر به صورت خوشهای در قسمت انتهایی ساقه قرار دارند. هر سنبلچه دارای دوگل است و هر گل از سه پرچم تشکیل شده است. مجموعه گلهای نر در انتهای ساقه ذرت را گلتاجی[۳] میگویند. اما در گل ماده هر سنبلچه دارای دو گل است که فقط یک گل آن بارور میشود. گل بالا،گل ماده معروف به بلال است. عمل گرده افشانی در ذرت به صورت غیر مستقیم به وسیله باد انجام میگیرد. اصولاً گل نر، چند روز زودتر شروع به گرده افشانی میکند و بنابراین، در صورت وجود شرایط بسیار گرم و خشک و یا سرد و مرطوب در هنگام گرده افشانی، درصد گلهای تلقیح یافته و در نتیجه عملکرد دانه به شدت کاهش پیدا میکند (نورمحمدی و همکاران، ۱۳۸۴). ذرت یک میوه تک دانه است که جدار میوهاش به سطح دانه چسبیده است که به آن گندمه میگویند (نورمحمدی، ۱۳۸۰). رنگ، شکل و اندازه دانه در ارقام مختلف، متفاوت بوده و به رنگهای سفید، زرد، قرمز، ارغوانی، سیاه و آبی تغییر میکند. اجزاء تشکیل دهنده دانه عبارتند از : پوسته بذر یا برون بر (پریکارپ) که بیرونیترین لایه است. تستا یا پوسته واقعی دانه، لایه آلئورون که آندوسپرم را میپوشاند و شامل یک ردیف سلول است ( نورمحمدی ، ۱۳۸۴ ؛ امام، ۱۳۸۳). ۲-۵- اهمیت محصول ذرت و موارد مصرف ذرت به دلیل ویژگیهای بسیار زیاد خود، به ویژه قدرت سازگاری با شرایط اقلیمی گوناگون بسیار زود در تمام دنیا گسترش یافت و از نظر سطح زیر کشت بعد از گندم و برنج مقام سوم را به خود اختصاص داد. تجربیات علمی و آزمایشهای متعددی که در نقاط مختلف دنیا بر روی ذرت انجام گرفته، مشخص نمود که ذرت علاوه بر آنکه علوفهای بسیار مطلوب برای دام میباشد، از نظر تأمین انرژی نیز بی همتا است به همین دلیل امروزه ذرت در تغذیه مرغ و تولید تخم مرغ به عنوان یک غذای پر انرژی دارای اهمیت بسیار زیاد شناخته شده است و بالاترین مقام و ارزش را در مقایسه باسایر غلات دارا میباشد (بهاروند، ۱۳۸۸؛ نورمحمدی و همکاران، ۱۳۸۴؛ امام، ۱۳۸۳). نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ درصد از تولیدات جهانی ذرت به صورت مستقیم در شکل های مختلف (آرد ذرت، شیرینی، کنسرو و فرنی ذرت) در تغذیه انسان و ۶۰ تا ۷۵ درصد به صورتهای مختلف مثل دانه، خمیر، پودر و شکلهای دیگر به مصرف دام وطیور میرسد . به علاوه حدود ۵ درصد تولید ذرت نیز جهت فرآوردههای صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد. از ساقههای ذرت در صنعت کاغذ سازی و مقوا سازی و از چوب بلال نیز در تهیه اسید استیک، قطران زغال سنگ و فورفورال که در صنایع رنگ و لاستیک سازی به کار میرود، استفاده میگردد. صنایع تخمیری یکی از استفاده کنندگان غیر مستقیم ذرت میباشد به طوری که الکل اتیلیک، استالدئید، بوتیل الکل، استیل، متیل کرپنیول، متانول و تارفورال از محصولات مهم دیگر صنایع تخمیری هستند که ذرت در تهیه آنها نقش اساسی و عمده ای دارد. ذرت در صنایع داروسازی، چسب سازی،تهیه کاغذ و نئوپان، عایقبندی و لوله پلاستیک نیز مورد استفاده قرار میگیرد. از پروتئین ذرت مادهای به نام زئین[۴] میگیرند که در ساختن رنگها استفاده میشود (بهاروند، ۱۳۸۸). ۲-۶- اکولوژی ذرت ۲-۶-۱- پراکندگی جغرافیایی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۷- من هرگز آنقدراحساس خوشحالی نکرده ام که به اصطلاح ازخوشی به هوا بپرم؟ ۲۸-من معتقدم اگربه دانشجویان اجازه داده شود تابه سخنرانی بحث انگیز ومتناقص گوش دهندباعث سردرگمی وانحراف بیشترآنهاخواهد شد. ۲۹-رهبران سیاسی بایددرباره جنبه های انسانی برنامه های خودآگاهی بیشتری داشته باشند. ۳۰- درطی سالها،من بعضی کارهای کاملاًبی ربط انجام داده ام. ۳۱- من به آسانی دچارترس می شوم. ۳۲- من ازصحبت کردن بادیگران چندان لذت نمی برم. ۳۳- من سعی می کنم همه افکارم رادرراستای واقعیتهاهدایت کرده وازپناه بردن به عالم رویاوتخیل خود داری نمایم. ۳۴-من معتقدم که اکثرمردم اساساًدارای قصدونیت خوب ودوستانه ای هستند. ۳۵- من مسئولیتهای اجتماعی ازقبیل رای دادن راخیلی جدی نمی گیرم. ۳۶- خلق وخوی من بیشتر وقتهاثابت بوده وزیادبالاوپایین نمی رود. ۳۷- من دوست دارم همیشه افرادزیادی دور وبرم باشند. ۳۸- من بعضی مواقع کاملاً درموسیقی که گوش می دهم ،غرق می شوم. ۳۹- اگرنیازباشد،من حاضرم ازافراددیگربرای رسیدن به مقاصدخودسوءاستفاده کنم.
 ۴۰- من اشیاءمتعلق به خودم راتمیزوپاکیزه نگه می دارم. ۴۱- من بعضی وقتهاکاملاًاحساس بی ارزشی می کنم. ۴۲- من گاهی نمی توانم آن طورکه بایدازخودقاطعیت نشان دهم. ۴۳- من به ندرت دچاراحساسات وعواطف قوی می گردم. ۴۴- من سعی می کنم باهمه افرادی که ملاقات می کنم،رفتاری مؤدب وبانزاکت داشته باشم. ۴۵- گاهگاهی من ان طورکه بایدصادق وقابل اعتمادنیستم. ۴۶- من وقتی باافراددیگرهستم به ندرت احساس خجالت می کنم. ۴۷- من وقتی کاری راانجام می دهم ان راباتمام علاقه وسرعت انجام می دهم. ۴۸- من فکرمی کنم یادگرفتن وتمرین سرگرمیها وکارهای ذوقی جدیدجالب است. ۴۹- درمواردی که لازم باشد،من می توانم ازدیگران ایرادگرفته وبه آنهاکنایه بزنم. ۵۰- من دارای اهداف روشن ومشخصی هستم وبرای دستیابی به آنها طبق برنامه منظمی عمل می کنم. ۵۱- مقاومت دربرابرخواستها وهوسهای آنی برای من آسان نیست. ۵۲- من ازگذراندن تعطیلات خوددر جاهای شلوغ وپرهیجان لذت نمی برم. ۵۳- من بحث واستدلال درباره مطالب فلسفی راکاری بی فایده وکسل کننده می دانم. ۵۴- من ترجیح می دهم که درموردخودم وموفقیتهایم حرفی نزنم. ۵۵- من قبل ازشروع به هرکاری مقدارزیادی وقت تلف می کنم. ۵۶- احساس می کنم قادرهستم بابسیاری ازمشکلات خودکناربیایم. ۵۷- من بعضی وقتها حالات شادی یانشاط بسیارشدیدی راتجربه (احساس)کرده ام. ۵۸-من معتقدم که قوانین وسیاستهای اجتماعی بایدتغییرکنندتانیازهای یک دنیای درحال تغییر وتحول رابه خوبی منعکس سازند. ۵۹- من ازلحاظ نگرشهای اجتماعی آدمی سختگیر وبی گذشت هستم. ۶۰- من قبل این که تصمیمی بگیرم درموردجوانب مختلف مسئله به دقت فکر می کنم. ۶۱- من به ندرت احساس ترس واضطراب می کنم. ۶۲- من به آدمی خونگرم وخوشرومعروف هستم. ۶۳- من زندگی تخیلی بسیارفعالی دارم. ۶۴- من عقیده دارم که اکثرمردم،اگربه آنهااجازه داده شود ،ازآدم سوءاستفاده خواهندکرد. ۶۵- من خودرادرباره حوادث جاری مطلع نگه داشته ومعمولاًتصمیمات عاقلانه ای اتخاذ می کنم. ۶۶- من به آدمی جوشی وعصبی معروف هستم. ۶۷- من معمولاًترجیح می دهم کارهارابه تنهایی انجام دهم. ۶۸- تماشای صحنه های (رقص)باله یارقصهای جدیدمراخسته وکسل می کند. ۶۹- من حتی اگربخواهم نمی توانم کسی راگول بزنم. ۷۰- من آدم بسیارمنظم وبابرنامه ای نیستم. ۷۱-من به ندرت افسرده ویاغمگین می شوم. ۷۲- من غالباًدرگروههایی که عضو بوده ام ،سمت رهبری رابرعهده داشته ام. ۷۳- احساس وعاطفه ای که اشیاءمختلف درمن ایجادمی کنندبرای من مهم است. ۷۴- بعضی افرادفکرمی کنندمن آدم فاقداحساسات وحسابگری هستم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بررسی ادله و اقوال حکم به وجوب و حرمت نماز جمعه نزد فقهای شیعه از آنجا که موضوع این رساله بررسی مبانی فقهی تخییری یا تعیینی بودن نماز جمعه در مذاهب خمسه است و از آنجا که هدف اصلی بررسی این موضوع، کشف و استنباط ادله فقهی وجوب تعیینی یا تخییری نماز جمعه میباشد، لذا منظور از مبانی در نگاه مستقیم بررسی فقهی نزد شیعه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) و نزد اهل تسنن (کتاب، قیاس، مصالح مرسله، استحصانات و…) میباشد. هرچند مبانی اجتماعی و سیاسی موضوع تحقیق (وابستگی نظریه امکان وجوب نماز جمعه در زمان غیبت امام عصر(ع) نزد برخی فقهای شیعه بر مبنای ادله نقلی و عقلی ولایت فقیه استوار است) و نیز مبانی تاریخی (شرایط زمانی و مکانی اقامه نماز جمعه در اعصار پس از غیبت کبری تا عصر حاضر) نیز بهعنوان مؤیدات در توسعه مفهومشناسی مصادیق احکام مورد توجه قرار گرفتهاند؛ اما منظور اصلی از بررسی مبانی، پرداختن به ادله و احکام فقهی موضوع پژوهش بوده است. بررسی ادله و اقوال حکم به وجوب و حرمت نماز جمعه نزد فقهای شیعه در زمینه حکم تکلیفی نماز جمعه در عصر غیبت به طور کلی، پنج دیدگاه اصلی وجود دارد: «حرمت»، «وجوب تعیینی»، «وجوب تخییری»، «احتیاط واجب» و «احتیاط مستحب». اما غالب فقهای اسلامی آن را واجب میدانند این دسته از فقها برخی وجوب نماز جمعه را تعیینی و برخی نیز تخییری میدانند که در فصل سوم و چهارم اقوال و ادله آن ها بررسی خواهد شد. در این فصل ادله قائلین به حرمت و وجوب را تحلیل و واکاوی میکنیم: بخش اول: دلایل عدم وجوب اقامه جمعه در دوران غیبت بند اول: سیره متشرعه اگر نماز جمعه واجب باشد، اقامه آن همهجا حتی در دورترین قریهها واجب خواهد بود. در این صورت نماز جمعه مانند نمازهای یومیه که به جماعت اقامه میشوند باید اقامه میشد و مردم در اقامه آن سعی و تلاش مینمودند و در میان مسلمانان در همه زمانها و مکانها رواج کامل مییافت و وجوب آن از ضروریات اسلام بهشمار میآمد؛ در حالیکه چنین نبوده است. آقا جمال خوانساری در بیان این مطلب چنین میگوید: هرگاه نماز جمعه واجب عینی باشد، یاد گرفتن آن نیز واجب خواهد بود؛ هرچند وجوب کفایی باشد؛ پس در هر دهی مثلاً بر جمعی واجب خواهد بود یادگرفتن آن تا هرگز فوت نشود جمعه از ایشان. پس هرگاه در دهی نباشد کسی که خطبه تواند خواند، پس اهل آن ده ترک واجبی چنین کرده خواهند بود.[۶۹] بند دوم: نماز جمعه منصب خاص امام یا نایب او اگر نماز جمعه منصب خاص امام معصوم(ع) یا کسی که از امام اجازه و اذن دارد باشد، پس غیر از امام و نایب او کسی نمیتواند نماز جمعه را اقامه کند و نماز جمعه بر مکلفین وجوب نخواهد داشت. ۲ - ۱ - ۲ – ۱٫ سیره خلفا حتی در زمان امویان و عباسیان نیز چنین بود و در تمام شهرها به این منوال بود که شخص خاصی از طرف خلیفه اقامه کند نه اینکه هر کسی به میل خود در هر دو فرسخی اقامه جمعه کند.حتی ما مشاهده میکنیم که اصحاب ائمه(ع) همین ذهنیت را نسبت به اقامه جمعه داشتهاند که باید شخص خاصی که خلیفه مسلمین است آنرا برگزار کند. حال اگر احکام خداوند در نظر ائمه معصومین علیهم السلام اجرا نمیشد، یک بحث دیگر است.اگر قرار بود که نماز جمعه از مناصب خلیفه یا ائمه نباشد، ائمه علیهم السلام در همه جا تأکید و اصرار به این داشتند که همه مسلمانان باید آنرا اقامه کنند آنهم بدون توجه به اینکه چه کسی آنرا اقامه میکند. بلکه فقط تأکید بر این بود که تحت هر شرایطی نماز جمعه برپا داشته شود در حالی که چنین روایتی در دست نداریم.[۷۰] خلاصه آنکه اگر وجود امام معصوم(ع) و یا منصوب از جانب وی شرط اقامه جمعه نبود، از صدر اسلام مانند سایر نمازهای یومیه میشود و در هر شهر و بادیهای مانند نمازهای جماعت یومیه برگزار میگردید در حالی که از سیره خلفا برمی آید که این منصب خاص است. ۲ - ۱ - ۲ – ۲٫ همردیف بودن نماز جمعه با نماز عیدین همانطور که نماز عیدین از مناصب خاص امام معصوم است و خلفای جور آن را به زور غصب کردهاند نماز جمعه هم از مناصب خاص امام معصوم است. در روایتی از شیخ صدوق به نقل از عبدالله بن سنان به نقل از امام باقر(ع) میفرماید: یاعبدالله ما من عید للمسلمین أضحی و لا فطر إلا و هو یجدد لال محمد فیه حزنا. قلت: و لم؟ قال لانهم یرون حقهم فی ید غیرهم؛[۷۱] ای عبدالله، هیچ عیدی برای مسلمانان نیست چون قربان و فطر؛ مگر اینکه برای آل محمد در آن عید غم و حزنی تجدید میشود. گفتم: چرا؟ فرمود: زیرا ایشان حق خود را در دست دیگران میبینند.
 ۲ - ۱ - ۲ – ۳٫ فرمایش امام سجاد «علیهالسلام» ایشان در دعایی که در روز عید قربان و جمعه فرمودند: اللهم إن هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک… حتی عاد صفوتک و خلفاؤک مغلوبین مقهورین مبتزّین یرون حکمک مبدلا… اللهم العن اعدائهم من الاولین و الاخرین و من رضی بفعالهم…[۷۲] پروردگارا، دولت و حکومت ویژه خلفا و برگزیدگان تو باشد و آنان که از سوی تو چنین فرمانی داشتهاند و شایسته بودند که نماینده تو در جهان باشند تو چنین خواستهای و مشیت علمای تو بهر چه بپیوندد و با مصلحت مطلق و خیر محض مقرون است. کسی نتواند تو را به انحراف متهم سازد و اراده مقدسه تو را هوس شمارد ولی بندگان پاکدامن و شایسته تو به سوی تو مقهور و مغلوب و مظلوم بازگشتهاند. فرمان تو را دستخوش تعطیل و اهمال یافتهاند و کتاب تو را متروک و سنتهای پیامبر تو را پایمال دیدهاند. پروردگارا بر دشمنان و آنان که به دشمنی این قوم رضا دادهاند لعنت و نکبت فرو فرست و پیروان گمراه را از درگاه خودبران. این دعا از واضح ترین دلایل است برای اینکه امامت جمعه از مناصب امام معصوم است؛ میدانیم که در صحت سند صحیفه سجادیه (زبور آل محمد)، شک و شبههای نیست. ۲ - ۱ - ۲ – ۴٫ روایات متفرقه روایات متفرقه دیگری هم نقل شده که برخی از آنها عبارتند از: «لا یصلح الحکم و لا الحدود و لا الجمعه الا للإمام او من یقیمه الإمام»؛[۷۳] یعنی صدور حکم و اجرای حدود و نماز جمعه را کسی نمیتواند انجام دهد مگر امام و یا کسی که ایشان خودشان تعیین نموده اند؛ «مروی عن کتاب الإشعیات مرسلاً: أن الجمعه و الحکومه للإمام المسلمین»؛[۷۴] یعنی نماز جمعه و حکومت متعلق به امام مسلمین است. یا روایت دیگری از امام صادق که میفرماید: «ان الجمعه لنا و الجماعه لشیعتنا»[۷۵] یعنی نماز جمعه از آن ماست و نماز جماعت متعلق به شیعیان است. و نیز روایتی که میگوید: «لنا الخمس و لنا الانفال و لنا الجمعه و لنا صفو المال»؛[۷۶] یعنی خمس متعلق به ماست، انفال متعلق به ماست، نماز جمعه و جمع آوری بیت المال از آن ماست. همچنین حدیث از پیامبر«صلی الله علیه و آله و سلم» که میفرماید: «اربع الی الولاه: الفی و الحدود و الجمعه و الصدقات»؛[۷۷] یعنی چهار چیز است که متعلق به ولاه امر است: نماز جمعه، اجرای حدود و…. یا حدیث نبوی دیگری که میفرماید: «إن الجمعه و الحکومه لإمام المسلمین»؛[۷۸] و روایت دیگر: «لا جمعه الا فی مصر تقام فیه الحدود»؛[۷۹] یعنی به عبارت دیگر نماز جمعه در جایی که عنوان مصر یا همان شهر به خود دارد صحیح است بنابراین دلالت بر این میکند که نماز جمعه باید در جایی اقامه شود که حکومت خاص در آن تشکیل شده باشد و مسلما در روستا حکومتی وجود ندارد. ۲ - ۱ - ۲ – ۵٫ سایر روایات (روایاتی که حضور امام را برای اقامه جمعه لازم میشمارند) روایتی که شیخ صدوق نقل میکند: فلم صارت صلاه الجمعه اذا کانت مع الإمام رکعتین و اذا کانت بغیر إمام رکعتین و رکعتین؟ قیل لعلل شتی (منها) أن الناس یتخطون الی الجمعه من بعد فاحب الله عزوجل ان یخفف عنهم لموضع التعب الذی صاروا الیه (ومنها) أن الإمام یحسبهم للخطبه و هم منتظرون للصلاه و من انتظر الصلاه فهو فی الصلاه فی حکم التمام (و منها) ان الصلاه مع الإمام اتم واکمل لعلمه و فقهه و فضله و عدله؛[۸۰] از امام صادق«علیهالسلام» سؤال شد: برای چه نماز روز جمعه وقتی که با امام (جمعه) اقامه شوددو رکعت است اما وقتی امام جماعت نباشد چهار رکعت؟ فرمود: به دلیل آنکه مردم از راه های دور و نزدیک در نماز جمعه حاضر میشوند پس خداوند میخواهد که از خستگی مردم که بدان دچار گشتهاند بکاهد و اینکه امام جمعه آنان را با خطبههای نماز جمعه منتظر نماز گذاشته و هر که منتظر نماز باشد مانند کسی است که به نماز ایستاده بنابراین نماز روز جمعه با امام جماعت کامل تر و بهتر است به دلیل آنکه امام جمعه دارای علم، فقاهت، فضایل اخلاقی و عدالت میباشد. (و منها) ان الجمعه عید و صلاه العید رکعتان و لم تقصر لمکان الخطبتین (فان قال) و لم جعلت الخطبه (قبل) لان الجمعه مشهد عام فاراد ان یکون للامیر سبب الی موعظتهم و ترغیبهم فی الطاعه و ترهیبهم من المعصیه و فعلهم و توقیفهم علی ما ارادوا من مصلحه دینهم و دنیاهم و یخبرهم بما ورد عنهم من الافاق (الافات) من الاهوال (الحوال)ا لتی لهم فیها المضره و المنفعه (العلل و لا یکون الصائر فی الصلاه بل منفصلا)؛[۸۱] روز جمعه عید است و نماز عید به دلیل وجود خطبهها دو رکعت میباشد و اگر گفته شود چرا خطبه خوانده میشود دلیلش آنست که نماز جمعه اجتماعی است همگانی. این اجتماع بهانهای است که خلیفه مسلمانان مردم را نصیحت کند و به اطاعت امر خداوند و پرهیز از معاصی و گناهان دعوت نماید و برای آنان از کارهایی که به مصحلت دین و دنیای آنان است سخن گوید و آنان را از آنچه به نفع و یا ضرر آنان در دنیا و آخرت است آگاه کند. روایت به نقل از زراره که از امام باقر «علیهالسلام» سؤال کرد: قال سالت عما فرض الله عز و جل من الصلاه فقال خمس صلوات (الی ان قال: من قول تعالی: ﴿حافظوا علی الصلوات والصلاه الوسطی﴾: و نزلت هذه الآیه یوم الجمعه و رسول الله فی سفره فقت فیها رسول الله و ترکها علی حالها فی السفر و احضر و اضاف للمقیم رکعتین و انما وضعت الرکعتان اللتان اضافهما التی یوم الجمعه للمقیم لمکان الخطبتین مع الامام فمن صلی یوم الجمعه فی غیر جماعه فلیصلیها اربع رکعات کصلاه الظهر فی سائر الایام؛[۸۲] زراره میگوید: از امام باقر(ع) پرسیدم از آنچه که خداوند درباره نماز واجب گردانید فرمود: پنج نماز است تا به این آیه از قرآن رسید: ﴿همه نمازها و نماز وسطی را برپا کنید﴾ میگویند این آیه در روز جمعه نازل گردید و پیامبر اسلام آن را در حال سفر ترک نموده بودند و به جای ایراد خطبهها دو رکعت دیگر به دو رکعت قبلی نماز ظهر اضافه نمودند. پس هر نماز جمعه را در روز جمعه بدون جماعت بخواند باید مانند سایر نمازهای ظهر آن را چهار رکعتی بخواند. بند سوم: اجماع دلیل دوم اجماع علمای امامیه میباشد. همانطور که شیخ طوسی در کتاب خلاف به آناشاره کرده است[۸۳] و در کتابهای بسیاری به این مسئلهاشاره کردهاند. خلاصه آنکه نماز جمعه از مناصب خاص امام معصوم(ع) یا مأذون از ایشان است و در زمان غیبت ایشان ونبود فرد مأذون (نایب امام)، نماز جمعه واجب نیست. بخش دوم: اقوال و ادله حرمت نماز جمعه در دوران غیبت بند اول: اقوال قائلین به تحریم اقامه نماز جمعه در دوران غیبت دستهای از فقها، اقامه نماز جمعه را در زمان غیبت امام معصوم(ع) حرام و حضور امام معصوم(ع) را شرط اقامهی نماز جمعه میدانند. در اینجا برخی از اسامی این دانشمندان را به همراه نظرات آنان ذکر میکنیم: در قرن ششم ابن ادریس حلی نخستین فقیهی بود که بعد از حدود یک قرن فترت در اجتهاد شیعه بعد از شیخ طوسی در آرای شیخاشکال و یا استدلال خلاف آن را عرضه کرد. یکی از ویژگیهای او صدور فتاوای شاذ و نادر در بین شیعه است؛ مانند نجس بودن ولدالزنا اگرچه اظهار تشیع هم بکند یا اینکه قی کردن عمدی، مبطل روزه نیست و قضا و کفاره ندارد. ابن ادریس نخستین کسی بود که باب اجتهاد را پس از یک قرن عصر تقلید گشود. پس از دوره شیخ طوسی، یکصد سال غالب دانشمندان از خود نظری در احکام اسلامی مطرح نمیکردند و این شاید به علت درک عظمت علمی شیخ طوسی و اعتماد به آرای وی بوده است. در این دوران چندان کتابیتالیف نشده است. پس از ابن ادریس که اولین کسی بود که نظرات خود را در مخالفت یا تردید در نظرات شیخ اعلام کرد، دانشمندان دیگری مانند محقق حلی و علامه با آنکه عظمت علمی شیخ طوسی را دریافته بودند با نظرات شیخ مخالفت میکردند. از زمان ابن ادریس تا قرن یازدهم، عصر نهضت مجدد مجتهدان ادامه داشت؛ اما رفته رفته نشاط علمی آنان رو به ضعف نهاد و این امر موجب پیدایش مذهب اخباری شد.[۸۴] ۲ - ۲ - ۱ – ۱٫ دیدگاه ابن ادریس حلی در کتاب السرائر در باب نماز جمعه چنین میگوید: نماز جمعه فریضهای است که با چند شرط منعقد میشود و اولین آنها حضور امام عادل است و یا کسی که امام ایشان را تعیین کرده است. و اینکه پنج نفر و یا بیشتر در آن جمع شوند که بشود آنرا اقامه کرد. ابن ادریس بعد از بیان اینکه بر چه کسانی نماز جمعه واجب است و از عهده چه کسانی ساقط است و نظرات و آراء مختلف را میآورد، میگوید نماز جمعه واجب نمیشود مگر با شروط خاص؛ مانند شروطی که به مکلف بستگی دارند؛ مثل مرد بودن، کمال عقل (که به اعتقاد او بلوغ، صغیر نبودن و سالم بودن از نظر عقلی، آزاد بودن، مصون بودن از مریضی، کوری، لنگی و پیری که توأم با ناتوانی باشد.[۸۵] سپس در ادامه میگوید: «لا یصح الصلاه الا خلف معتقد الحق بأسره عدل فی دیانته و حدود العدل…» او در باب حدود عدل میگوید: حدود عدل آن است که شخصی در واجبات خود کوتاهی نکند و مرتکب قبائح نشود و نماز را صحیح بخواند واگر به این صفات،صفات دیگر و فضائل بیشتری اضافه گردد که چه بهتر. بنابراین شرط صحیح برگزار شدن نماز جماعت دو چیز است و بس: عدالت؛ قرائت صحیح. اما فقیه بودن و موجه بودن امام جماعت صفاتی است که اگر در کسی باشد باید او را بر کسی که این صفات را ندارد اولویت داد.[۸۶] بعد ازاشاره به دیدگاه ابن ادریس در باب جماعت، نظرات او را درباره اقامه نماز جمعه در دوران غیبت بیان میکنیم. او میگوید:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به جدید بودن تحقیق در مورد سنجش تاثیر ابعاد گردشگری با دوچرخه در ایران، پیشنهاد می شود، مطالعات مشابه دیگر به صورت تطبیقی با دیگر نقاط جهان و کشورهای پیشگام دیگری که دارای تشابه موردی هستند مانند کانادا,استرالیا,سوئد و ایتالیا انجام شود. ۵-۷-محدودیت ها و موانع پژوهش نگارش یک اثر به صورت پایان نامه در سطح کارشناسی ارشد خود نیازمند چند عنصر اساسیت از جمله دلایل محکم و علاقه به موضوع، پشتوانه علمی و عملی نگارنده و از همه کلیدی تر منابع و راهنمایان دلسوز . نبود منابع علمی مناسب به زبان فارسی و منابع آماری که ابعاد مختلف گردشگری در ایران را بررسی کرده باشد از اولین و مهمترین مشکلات پیش روست . در این اثر بیشترین مشکلات و کاستی ها در زمینه منابع موجود چه به صورت کتاب، مقاله و مجله به زبان فارسی و در مورد گردشگری با دوچرخه در ایران و به صورت خاص درباره شهر اصفهان را می توان نام برد. سازمان گردشگری و صنایع دستی به عنوان سازمان متولی امور گردشگری و سازمان مسکن و شهرسازی و شهرداری اصفهان به همراه سازمان حمل و نقل و پایانه ها تنها سازمان هایی هستند که اطلاعاتی به صورت خام در اختیار دارند که می توانند پس از تجزیه و تحلیل در این پژوهش مورد استفاده قرار گیرند اما به علت عدم همکاری و همچنین نبود بانک اطلاعاتی سازمان یافته روند کسب اطلاع از آنها بسیار سخت و وقت گیر است. در این میان کمیته گردشگری فدراسیون دوچرخه سواری ملقب به"سایکل توریسم” هم که صاحب بعضی اطلاعات آماری در این زمینه است هم حاضر به همکاری در این زمینه نگردید. راهنمایی های اساتید راهنما و مشاور در انجام این پژوهش بسیاری از کمبود های منابع اطلاعاتی را مرتفع ساخته و باعث افزایش دقت و دلگرمی نگرانده اثر گردیدند. ۵-۸-معرفی نمونه های جدید برای رونق گردشگری با دوچرخه در اصفهان
 ۵-۸-۱-دوچرخه های هیبریدی الکترو مکانیکی(pedelec) این گونه از دوچرخه ها ترکیبی از انواع دوچرخه های متداول با دوچرخه های الکتریکی است که هم دارای پدال و هم دارای باتری کمکی می باشند.این دوچرخه طوری طراحی شده اند که با نیروی اولیه پا به حرکت در می ایند و در شیب های تند و در جایی که دوچرخه سوار احساس خستگی کرده و نیاز به کمک نیروی الکتریکی باتری دوچرخه دارد با فعال کردن این باتری و موتور الکتریکی کمکی هم سرعت بیشتری می گیرد و هم توان پیمودن مسافت بالاتری را دارند .نام این دوچرخه ها هم در زبان انگلیسی از تلفیق پدال و الکتریسیته ایجاد شده است.این نوع از دوچرخه های ترکیبی هم در میان دوچرخه های شهری،هم کوهستان و هم دوچرخه های جاده ای موجود می باشند و به لحاظ شکل ظاهری هم فقط محفظه نگهداری باتری آنها با در مقایسه با دوچرخه های معمولی اضافه گردیده است. ۵-۸-۲-دوچرخه های هیبریدی برقی(e-bikes) این گونه از دوچرخه ها با بهره گرفتن از یک موتور الکتریکی و باتری های قابل شارژ از جنس نیکل کادمیوم با وزنی کم و قدرت بالا توان رسیدن به سرعت حداکثر ۴۰ کیلومتر بر ساعت را دارند. این دوچرخه نیاز اعت شارژ دارند تا بتوانند هر روزبه ۸ ساعت شارژ باتری نیاز دارند تا بتوانند هر روز مسافتی بین ۴۰ تا ۴۸ کیلومتر را با سرعت متوست ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر بپیمایند. این دوچرخه دارای قوانین خاص خود هستند به طور مثال در کشور هلند برای استفاده از دوچرخه های برقی با قدرت موتور حداکثر تا ۲۵۰ وات/ساعت نیازی به داشتن گواهینامه رانندگی نیست و افراد در هر گروه سنی از سن ۱۵ سال به بالا می توانند از آن استفاده کنند.این نوع دوچرخه در کشور هلند طبق تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۱۰ حدود ۲۰% کل میزان فروش دوچرخه ها را در بازار به خود اختصاص داده است. استفاده از این نوع دوچرخه های الکتریکی به نظر یکی از راه های ترغیب افرادی است که تمایل چندانی به صرف انرژی و رکاب زدن به بهانه های خستگی و محدودیت های حرکتی و پوششی برای خانم ها است.این نوع دوچرخه برای افراد مسن تر هم قابل استفاده است و یکی از انواع دوچرخه قابل پیشهاد برای استفاده در شهر اصفهان برای شهروندان و حتی گردشگران داخلی و خارجی است که با بهره گرفتن از این نوع دوچرخه ها می توانند به راحتی تمامی مناطق شهر اصفهان را مورد بازدید قرار دهند.این اوع دوچرخه هیچ گونه آلودگی صوتی یا آلودگی هوایی ایجاد نمی کنند،کم مصرف،بهینه و با صرفه هستند،سبک وزن و کوچک و کم حجم هستند و به جای پارکی به اندازه دوچرخه های معمولی نیاز دارند .
شکل(۵-۲) انواع دوچرخه های هیبریدی برقی-مکانیکی ۵-۸-۳-دوچرخه های دو نفره(Tandem) یا چند نفره دوچرخه های دو نفره که نزدیک به صد سال پیش اختراع شدند هم مصارف ورزشی دارند و هم مصارف گردشگری.با پیشرفت علوم مختلف و اختراع مواد کامپوزیتی سبک و مقاوم امروزه امکان دوچرخه های ۶ تا ۹ نفره هم به وجود آمده است که امکان انجام ورزش دوچرخه سواری و گردشگری با دوچرخه به صورت گروهی و خانوادگی را ایجاد نموده است.مزیت این گونه از دوچرخه ها بالا رفتن ضریب اطمینان دوچرخه سواری به صورت گروهی برای افرادیست که در دوچرخه سواری تجربه و توان کافی را ندارند.امکان برگزاری تورهای گردشگری دوچرخه سواری گروهی به نحوی که راهنمایان تورها می توانند فرمان دوچرخه را به دست گرفته و گردشگران را در حین رکاب زدن با دادن اطلاعات گردشگری به بازدید از مناطق مختلف گردشگری بپردازند. ۵-۸-۴-دوچرخه های توریستی مسقف چند نفره( cycle rickshaw) این وسیله نقلیه سنتی و نسبتأ قدیمی که از سال های اولیه قرن در آسیای جنوب غربی اختراع گردیده است با نام های دیگری هم شناخته می شود که از این جمله تاکسی دوچرخه[۱۱۶]و (pedicab) و همچنین دوچرخه های مسقف کابین دار [۱۱۷]هم شناخته می شود.این نام ها همگی به کاربری و هم شکل ظاهری این گونه از دوچرخه ها که معمولأ ۳ ودر بعضی از موارد هم ۴ چرخ دارند اشاره دارد.این وسیله با نیروی ماهیچه ای راننده و در بعضی از انواع آن با نیروی پای همه سر نشینان به حرکت در می آید و در اغلب موارد دارای کابین یا محفظه ای مسقف است که امکان استفاده از این وسیله در هنگام تابش شدید نور خورشید و یا بارندگی را ایجاد می کند.این نوع از دوچرخه در کشور های آسیایی بسیاری مانند نوعی از تاکسی یا وسایل نقلیه عمومی در خدمت سیستم حمل و نقل شهری است و برای گردشگران هم نوعی جاذبه گردشگری است.این وسیله نقلیه یک فرم ساده از سه چرخه یا چهار چرخه سبک است و قدرت مانور بالایی هم دارد و عرض ان برای عبور از مسیر های دوچرخه سواری هم کاملأ مناسب است.این نوع از دوچرخه ها توانایی حمل دو تا ۳ مسافر را دارند و می توان از آنها برای سفرهای خانوادگی و گردشگری در شهر اصفهان و یا جزیره کیش که دارای مسیر های دوچرخه سواری هستند به راحتی استفاده کرد. شکل شماره (۵-۳) انواع تاکسی دوچرخه
۵-۸-۵-دوچرخه های تاشو(folding bikes) نوع جدیدی از دوچرخه های کم جا و قابل حمل یا اصطلاحأ دوچرخه های تاشو در کشورهایی همچون هلند و بلژیک مورد استفاده قرار می گیرد که برای حمل به مکان های دور و نزدیک و استفاده در آنجا مورد استفاده قرار می گیرد و ایده ساخت این دوچرخه ها اولین بار در اواخر سال های دهه ۱۹۹۰ میلادی به ذهن دانشجویی در هلند خطور کرد که قصد داشت هر روز با بردن دوچرخه اش به داخل ایستگاه قطار شهری و قرار دادن آن در داخل واگن آن را در شهری دیگر استفاده کند ولی به علت منع کارکنان قطار و ازدحام جمعیت وی به فکر طراحی نوعی از دوچرخه تاشو برای افراد بالغ افتاد که علارغم سایز کوچک چرخ هایش توانایی های یک دوچرخه مخصوص افراد بزرگ سال را دارد.این نوع دوچرخه دارای زین و فرمان قابل تنظیم برای افراد با جسه های متفاوت را دارد و وزن تقریبی ان هم ۱۲ کیلوگرم است.این گونه دوچرخه ها دارای یک کیف مخصوص حمل هستند و بر روی آنها دستگیره ای تعبیه شده که به راحتی بدون کیف هم می توان آن را در حالت تا شده حمل کرد.امکان بردن این دوچرخه به داخل انواع وسایل نقلیه عمومی شهری همچون اتوبوس و مترو و حتی صندوق عقب تاکسی این امکان را برای گردشگران ایجاد می کند تا از این نوع دوچرخه در شهر ها یا محل هایی دور از محل زندگی خود استفاده کنند.وزن کم،نیاز به فضای کم،قدرت مانور بالا همچون دیگر دوچرخه های معمولی از مزیت های این نوع از دوچرخه هاست. ۵-۸-۶-دوچرخه های آبی به تازگی به همت یکی از مخترعین خوش ذوق کشورمان نوع جدیدی از دوچرخه ها اختراع گردیده که نه برای استفاده متداول بر روی خشکی و زمین طراحی گردیده است بلکه برای استفاده بر روی آب در دریا و رودخانه ها قابل استفاده است این طرح و ایده، نمونه خارجی ندارد و برای نخستین بار ساخته شده است. .به علت وجود رودخانه ها و کانال های آبی در سطح شهر اصفهان می توان از این دوچرخه در صورت به تولید انبوه رسیدن برای حرکت در رودخانه زاینده رود و مصارف گردشگری هم بهره برد. شکل شماره(۵-۴) دوچرخه آبی ۵-۸-۷- پارکینگ های مکانیزه مخصوص ایستگاه کرایه دوچرخه به علت محدودیت های زیادی همچون ساعات محدود امکان استفاده از دوچرخه های موجود در ایستگاه های دوچرخه سواری شهر اصفهان و نیاز به وجود عامل انسانی و لزوم ارائه اسناد و کارت های هویتی برای مرتفع کردن این نوع محدودیت ها که در عمل باعث می گردد که ایستگاه ها و دوچرخه های موجود فقط در ساعات خاصی از شبانه روز قابلیت استفاده داشته باشند برطرف می گردد.صدور کارت های اعتباری و عضویت هم ضمانت اجرایی بازگشت سالم دوچرخه و امکان اخذ جریمه دیرکرد یا خسارت به دوچرخه را فراهم می سازد.شکل زیر تصویر یک ایستگاه دوچرخه کاملا مکانیزه در شهر آلمان را نشان می دهد .جالب است که کلیه ایستگاههای دوچرخه به یکدیگر ارتباط داشته و بدون حضور نیروی انسانی اداره می شود.در ضمن ایستگاه مجهز به دستگاه کارت خوان و قفل خوان است و این عامل موجب افزایش استفاده از دوچرخه در سطح شهرها خواهد شد با بومی کردن فناوری ساخت چنین ایستگاه های مکانیزه می توان به استفاده از ایستگاه های دوچرخه رونق بخشید.
شکل شماره (۵-۵) پارکینگ ویژه دوچرخه پیوست Semnan University Faculty of Tourism Thesise Title: A comparative study of CYCLE tourism in Iran and Netherlands and presenting practical solution (Case study: Isfahan and Amsterdam) Thesis submitted for the degree of Master of Science in tourism management Supervisor: Dr. Ali Akbar Amin Beidokhti Advisor: Dr.Reza Mokhtari Malek Abadi By: Mehdi Rahimi January 2013 بسمه تعالی شماره پرسشنامه:……………… تاریخ: ………………….
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ویژگیهای شخصی و اجتماعی هیچ تاثیری در میزان مجازات ها نداشته و فردی کردن مجازات واینکه مجازات مطابق شخصیت هر کس باشد در این دوره هیچ جایگاهی نداشته است و حتی مجازات شخصی هم نبود تا چه رسد به فردی چون آنچه در این دوره بر مجازات ها حاکم بود، انتقام و زورگویی بود چه بسیار قبیله ها در آتش چنین انتقام هایی نابود شدند. دو- دوره دادگستری خصوصی با گذشت زمان و رشد قدرت و اعتبار شهرها و احساس نیاز به امنیت کم کم اختیارات افراد در گرفتن انتقام به دلخواه خودشان تعدیل یافت و با گسترش و رشد تجارت و احساس نیاز به امنیت، مجازات و انتقام گیری تحت نظم و قاعده در آمد و آتش جنگهای که به قصد انتقام گیری رخ میداد رو به خاموشی نهاد و نظام مجازات قاعده منع شد که از این به بعد با عنوان دادگستری از آن یاد می کنیم . مسئولیت جمعی جای خود را به مسئولیت شخصی داد و کم کم مجازات ها شخصی شدند و فقط فرد مجرم تحویل خانواده مجنی علیه داده می شد تا وی را مجازات نموده و یااز نیروی کار او استفاده نمایند. با گسترش جوامع و پیدایش مراکز شهری پس از ظهور دین یهود و مسیح و پیروی از دستورات مشترک و مذهبی و رشد همبستگی ها کم کم حق تشخصی از دست روسای قبایل خارج شد و به نیروهای مذهبی منتقل شد و مفهوم انتقام جای خود رابه تعقیب مذهبی و اجتماعی داده که از طرف زیان دیده صورت می گرفت و به تدریج مفهوم مسئولیت جمعی دوره انتقام فردی جای خود را به مسئولیت فردی شخص مرتکب جرم داده و اندیشه اجرای عدالت کیفری را به وجود آورد . ( ولیدی ،۱۳۸۵ ، ۲۰۰) هرچند شیوه اجرای مجازات ها دراین دوره تکامل یافته بوده و میزان وشدت آن نیز تعدیل شد اما همچنان مجازات باقصد انتقام از طرف مجنی علیه بر ضد جانی صورت می گرفت در این دوره مسئولیت جمعی به مسئولیت فردی تبدیل شد و نظام مجازات قصاص خسارت مالی دریافت می کرد و در واقع نوعی نظام سازش حاکم شده بود و کم کم زمینه های دخالت دولت ها در مجازات ها فراهم شد. با بررسی این دوره در ارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که این دوره از این نظر گامی به جلو بود و مجازات ها تا حدودی شخصی شده بودند و دیگر شامل خانواده و قبیله جانی نمی شد و نسبت به افراد در طبقات اجتماعی از نظر مجازات تفاوتی محدود قائل می شدند ولی از نظام فردی کردن مجازات ها خبر نبود و همچنان افراد در صورتی که جرائم مشابه انجام می دادند به سرنوشت مشترکی دچار می شدند و از فکر اصلاح و تربیت و شناسایی شخصیت مجرم خبری نبود هر چند این تفکر کم کم در آرا و نظریات رهبران کلیسا شکل می گرفت و اعتقاد به مدارا و اصلاح مجرم در بین کلیسا و حامیانش رشد می کرد . سه -دوره دادگستری عمومی تحولات حقوق جزا مانند سایر نهادهای اجتماعی همیشه در متن و زمینه شکل حیات جامعه و تحت تاثیر عوامل و پدیده های محرک آن صورت می گیرد به این ترتیب با پیدایش قدرتهای مرکزی،لزوم بازرسی رفتارافراد جامعه با قاطعیت و در سطحی گسترده و با ضوابط مشخص احساس گردید . در واقع پیدایش دادگستری عمومی معلول عوامل زیر بنایی اجتماعی بود که وجودآن را ضروری می ساخت .در این دوره علاوه برمقررات عمومی که برای همه وضع می شودجرم جنبه اجتماعی و عمومی به خود می گیرد یعنی مجرم علاوه بر اینکه به خاطر عمل زشتش مجازات می شود به خاطر ضربه ای که به پیکر اجتماع می زند نیز مورد مواخذه قرار میگیرد .
 مساله فردی کردن مجازات ها از میانه های این دوره کم کم در افکار اندیشمندان شکل می گیرد و رشد می نماید و در نهایت در اواخر قرن نوزدهم متولد شده و حیات خود را در متن حقوق کیفری جوامع مختلف ادامه می دهد ما دربررسی مساله فردی کردن مجازات ها این مساله را در سه دوره فرعی مورد مطالعه قرار میدهیم . الف- دوره قدیم این دوره که اصطلاحا به زمان بین شروع دادگستری عمومی تا اندکی قبل از انقلاب فرانسه اطلاق می شود بعضی از صاحبنظران آن را دوره جرائم عمومی یا عصر قدیم دوره دادگستری عمومی نامیده اند همزمان با از بین رفتن نظام های ملوک الطوایفی و تحول اجتماعی و پیدایش قدرتهای متمرکز و حکومت های مقتدر در اروپا بوده است . ( ولیدی ، ۱۳۸۵ ، ۲۰۶) گسترش قدرت سلاطین و قدرت گرفتن حکومت های مرکزی و تصویب مقررات از طرف آنها و برقراری نظم موجب ایجاد اصطکاک بین آنها و محاکم مذهبی کلیسا شد چون در آن زمان قضات از طرف محاکم مذهبی منصوب می شدندو در اجرای مقررات حکومتی چندان رغبتی از خود نشان نمی دادند و رحم و عطوفت بیش از حد محاکم مذهبی در مورد مجرمین باعث ناامنی در جامعه شده بود و کم کم وقتی حاکمان، محاکم مذهبی را سد راه خود دیدند به مقابله با آنها پرداختند و این محاکم رو به ضعف نهادند و کم کم محاکم حکومتی قدرت گرفتند و قضات حکومتی اختیارات فراوانی یافتند و شکنجه برای گرفتن اعتراف از متهمین رایج شد. ( نوربها، ۱۳۸۳، ،۲) و به شکل قانونی در آمد که از طرف قضات برای اخذ اقرار تجویز می شد مجازات های شدید برقرار شد و پیشرفتهایی که در زمینه برخورد با مجرمین توسط کلیسا صورت گرفته بود مجددا جای خود را به انتقام جویی و اعمال خودسرانه داد . اما در این دوره انتقام جویی اجتماعی جایگزین انتقام جویی فردی شده بود و مسئولیت جمعی مجددا جای خود را بازیافت و اگر کسی متهم به خیانت به شاه می شد اعضای خانواده او بازداشت می شدند و مورد آزار قرار می گرفتندو تبعیض در اجرای مجازات ها نیز در این دوره رواج یافته بود. ( گلدوزیان۱۳۶۹، ،۶۴) در یک بررسی کلی از این دوره درارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که این دوره در ارتباط بافردی کردن مجازات ها چند گام به عقب بود چون فکر اصلاح مجرمین و شخصی کردن مجازات ها و رعایت عدالت که توسط محاکم مذهبی و کلیسا تا حدودی رواج یافته بود با افول قدرت این محاکم و برقراری دادگستری حکومتی مجددا جای خود را به بی عدالتی ، مسئولیت دسته جمعی کیفری ، تبعیض در اجرای مجازات ها و اعمال مجازات های سنگین داد و اجرای مجازات زندان که توسط محاکم مذهبی به قصد اصلاح مجرمین رواج یافته بود جز در موارد محدودی اهمیت خود را از دست داد و تبدیل به مجازات های چون داغ کردن مثله کردن، پاروزنی در کشتی ها که با خشونت هرچه تمام تر اجرا می شد داد. ب- دوره میانه یا عصر اصلاحات فکر بهتر ساختن مقررات کیفری و رعایت حقوق و امتیازات انسانی افراد از ابتدای تاریخ بشر طرفدارانی داشته است نهضت اصلاح طلبی مقررات و قوانین کیفری از قرن هیجدهم میلادی آغاز می شود از قدیم گفته اند تاریکترین زمان شب ، نزدیکترین زمان به طلوع خورشید است بعد از گذر از دوره تاریک دوره قدیم فکر اصلاح طلبی از همه جا سر برآورده و طوفانی از آن که انگلستان را در بر گرفته بود دیگر کشورهای اروپایی و مخصوصا فرانسه را که در این زمینه استعداد لازم را داشت دربر گرفت . منتسکیو در سال ۱۷۴۸ در کتاب مشهور خود روح القوانین نسبت به اصول عقاید استبدادی که بیشتر ملهم از انتقام اجتماعی بود عکس العمل شدیدی نشان داد. ( نوربها، ۱۳۸۴، ۱۰۱) هر چند باید یادآوری کرد که اندیشه های وی برای سالهای بعد از این دوران بود ما در اینجا برای برررسی سرنوشت فردی کردن مجازات به بیان نظریات روسو و بکاریا و تاثیر آنها بر سرنوشت مجازات و به تبع آن فردی کردن می پردازیم ظهور افکار بکاریا در ایتالیا با انتشار کتاب معروف جرائم و مجازات ها آغاز می شود و در عرض چند سال ، تمام اروپای آن زمان را فرا می گیرد او نظام حقوق جزای عصر خود را به شدت مورد انتقاد قرارداد و کلامش چنان مستدل و نافذ بود که دامنه تاثیرش تمام اروپا را فرا می گیرد کتاب او به ۲۲ زبان ترجمه شدو تاثیرات اساسی روی قوانین کشورهایی چون اتریش ، فرانسه ، انگلستان و امریکا و سایر کشورها گذاشت و این کشورها با پشتیبانی اندیشمندان خود به اصلاح قوانین و حمایت از افکار بکاریا برخواستند او ضمن انتقاد از نظام کیفری زمان خود به ارائه راه حل ها برای حل مشکلات پرداخت. ( صدارت، ۱۳۴۵، ۱۱۰) او معتقد به اصل فایده مندی کیفر بود و معتقد بود که رنج حاصل از مجازات باید بیشتر از سودی باشد که مرتکب آن را به دست می آورد و معتقد به تناسب بین جرم و مجازات بود با کیفر های سنگین و خصوصا اعدام مخالف بود و کیفر زندان را ترجیح می دادو معتقد بود که مجازات به جای شدت باید از حتمیت برخوردار باشد و به اصل تساوی در اجرای مجازاتها اعتقاد داشت و با شکنجه برای اخذ اقرار از متهمین سخت مخالف بود و نظام تفتیشی زمان خود را سخت مورد انتقاد قرار میدهد و ادله بدست آمده از این طریق را باطل می دانست این افکار اثرات زیادی در قوانین کشورهای اروپایی خصوصا فرانسه داشت که می توان مواردی چون برقراری مجازات های ثابت ، حذف حق عفو پادشاه ، حذف مجازات اعدام در بسیاری از جرایم و محدودیت دادرسان دراعمال مجازات ها را نام برد این قوانین در قانون ۱۸۱۰ فرانسه به علت برخی مشکلات تعدیل شدند. مدتی بعد از بکاریا ، بنتام نیز نظریات فلسفی و روانشناسی خود را در انگلستان منتشر کرد و رساله کیفرها وپاداشها را منتشر کرد و به نظریه فایده اجتماعی بکاریا تاثیر بسزایی بخشید و به بیان فلسفه و مبانی مجازات ها پرداخت و فعالیت های فراوانی برای جلوگیری از ارتکاب جرم انجام داد (قاسمی ،۱۳۷۴، ۱۴۳۲۴) و روسو نیز از کسانی بودکه همگام با این دو دانشمند در تبیین جرائم و مجازات ها به طوری که سازگاری به حال مجرم داشته باشد تلاش نمود و عقاید این دانشمندان باعث ظهور ، مکاتب حقوق کیفری در سالهای بعد شد از بررسی کلی که از ظهور اندیشمندان و افکار و عقاید آنها در ارتباط با مجازات و فردی کردن آنها در این دوره تاریخی انجام داده ایم به این نتیجه می رسیم که مجازات ها در این دوره نسبت به گذشته انسانی تر شده و جنبه شخصی پیدا کرده بودند و دیگر از نابسامانی های گذشته خبری نیست و قوانین اکثر کشورها در این راستا تغییر می یابند . عقاید اندیشمندان این دوره خصوصا بکاریا زمینه های فردی کردن مجازاتهای را کم کم ایجاد می نماید هرچند برخی از عقاید وی همچون نظام مجازات های ثابت مانع ازان است که قضات بتوانند در صورت مشاهده موارد تخفیف ، مجازات را مطابق حال مجرم تعیین نمایند ولی در کل مخالفت با اعدام، رعایت قانونی بودن نظام مجازات ها و قوانین، اصلاح امور زندان ها همه جوانه های تولد اصل فردی کردن را نوید می دهند. ج-دوره معاصر : (عصر تولد مکاتب کیفری) بعد از عصر اصلاحات و تاثیراتی که عقاید بنتام و بکاریا در قوانین کشورهای اروپایی و از جمله قانون سال ۱۸۱۰ فر انسه گذاشت ، خیلی زود این عقاید و افکار مورد انتقاد و حمله دانشمندان بعد از خودشان قرار گرفت چون در مرحله عمل به مشکلات اساسی برخورد نمودند و کم کم زمینه های پیدایش افکار و مکاتب فکری جدید در مورد مبنا و اهداف مجازات پیدا شد که ما در اینجا ابتدا به بررسی مختصری از مکتب کلاسیک می پردازیم و بعد از آن سایر مکاتب را مورد بررسی قرار میدهیم . الف-مکتب کلاسیک بعضی از حقوقدانان کیفری مبدا پیدایش مکتب کلاسیک حقوق جزا را به زمان انتشار کتاب روح القوانین منتسکیو به سال ۱۷۴۸ میلادی نسبت می دهند زیرا منتسکیو در این کتاب مجازات های آن عهد را که از انتقام اجتماعی الهام می گرفت شدیدا مورد انتقام قرارداده و در مورد ارزش نسبی قوانین جزایی سخن گفته است . ( ولیدی ، ۱۳۸۵، ۲۴۳) از دیگر شخصیتهای بزرگی که افکار آنها در واقع خمیر مایه مکتب کلاسیک حقوق جزا را تشکیل میدهند میتوان از ژان ژاک روسو صاحب کتاب نظریه قرارداد اجتماعی و بنتام انگلیسی ، صاحب رساله قانونگذاری مدنی و جزایی رانام برد. به طور کلی می توان ازآثاری که مجموعه این افکار روی قوانین گذاشت قانون ۱۷۹۱ فرانسه و آیین دادرسی ۱۸۰۸ و قانون جزای سال ۱۸۱۰ را نام برد که در مجموع می توان از تحولاتی چون انهدام زندان های قدیمی،برقراری اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها، اصل تساوی مجازات ها،برقراری سیستم مجازات های ثابت برای جلوگیری ازخودسری های قضات،حذف حق عفو پادشاه ، محدودیت درمجازات اعدام، القای مجازات های شدید بدنی و … نام بردولی این اصلاحات درعمل ناکام ماند. ( گلدوزیان، ۱۳۶۹، ۲۲) برقراری اصل تساوی درمجازات ها وسیستم مجازات های ثابت ونسبتا ملایم وعدم امکان اجرای مجازات ها دربرخی مواقع ازدلایل این ناکامی بود. ولی بعد از آن وبه دنبال برقراری امپراطوری ناپلئون در فرانسه مجددا برخی مجازات ها شدت یافتند و برای آنها حداقل و حداکثر تعیین شد سیستم دادرسی مختلط رواج یافته ومجازات های ثابت القا شد ودرواقع نوعی نظام کیفری معتدل به وجود آمد. از بررسی کلی افکار و اندیشه ها وقوانین این دوره بعد از سال ۱۸۱۰ به این نتیجه می رسیم که القای برخی قوانین به ویژه نظام مجازات های ثابت و دادن اختیارات کافی به قضات اجازه فردی کردن مجازات ها به صورت محدود را به قضات میدهد تا آنان بتوانند در صورت مشاهده موارد تخفیف،مجازات را حتی کمتر از حداقل تخفیف داده وآن رافردی کنند و بسیاری از مواقع که جلو اصلاح مجرم را می گرفت یا باعث افزایش جرایم درسطح جامعه می شد تقریبا رفع شده بود واین دوره نیز همراه با رشد زمینه های فردی کردن مجازات ها بود. ب-مکتب عدالت مطلق بعد از گذشت چند سال از انشتار قانون جزای سال ۱۸۱۰ مبانی فکری ، نظریه اصالت نفع طلبی بنتام که معتقد بود از راه اعمال مجازات و ایجاد ترس در عموم مردم باید از ارتکاب جرم جلوگیری کرد از طرف طرفداران مکتب عدالت مطلق مورد حمله قرار گرفت . چون معتقدبودند که مبنای مجازات، نفع اجتماعی یا دفاع اجتماعی نیست بلکه از نظر اخلاقی و عدالت مجرم مسئوول است و مجازات وی ضروری است و مجازات رنج و تبعی است که مجرم به خاطر اختلالی که در نظم اخلاقی جامعه به وجود آورده باید تحمل کند . کانت و دومستر باوجود اختلاف نظری که داشتند هردو معتقد بودند که مجازات واکنشی است که جامعه در مقابل خطای ارتکابی مجرم نشان میدهد اگر فایده ای هم بر آن مترتب نشود باز باید اجرا شود. کانت، مثال جالبی دارد که به جزیره متروکه معروف است او می گویداگریک جامعه مدنی تصمیم بگیرد که باموافقت کلیه اعضای خود منحل شود به عنوان مثال مردمی که دریک جزیره سکونت دارند موافقت کنند که ازیکدیگر جدا شده ودر سراسرجهان پخش شوند باز باید آخرین قاتلی که در زندان نگهداری می شود قبل از انحلال جامعه اعدام کرد . ( صانعی ، ۱۳۷۶ ،۶۲) مکتب عدالت مطلق تاثیر مستقیمی روی قوانین حقوق جزای فرانسه نداشت ولی با مخالفت شدیدش با نظریه اصالت نفع طلبی باعث ایجاد مکتب نئوکلاسیک شد. از بررسی کلی که روی نظریات طرفداران این مکتب در ارتباط با فردی کردن مجازات ها انجام داده ایم به این نتیجه می رسیم که افکار، عقاید و آموزه های طرفداران این مکتب میانه ای با فردی کردن نداشته و چون اجرای مجازات ها فقط به قصد مکافات دهی و اجرای عدالت توجیه می شد و منکر سودمندی کیفر و اصلاح مجرمین و موافق هر نوع مجازاتی بودند در حالی که فردی کردن همراه با اصلاح حال مجرمین و مطابقت کیفر با وضعیت روحی و روانی مجرم است پس با این بررسی ها ما هیچ گونه ارتباطی را بین آموزه های این مکتب و فردی کردن مجازات ها مشاهده ننمودیم درواقع می توانیم ادعا کنیم که زمینه های فکری فردی کردن مجازات در این دوره ملاحظه نمی شودو بر اجرای بی چون وچرای مجازات درصورتی که حتی هیچ سود اجتماعی وفردی هم برآن مترتب نشود تاکید می شود . ج-مکتب نئوکلاسیک نمایندگان اصلی این مکتب آقایان گیزو و روسی هستند این مکتب در واقع ترکیب و تلفیقی از دو نظریه اصالت نفع اجتماعی و نظریه عدالت مطلق است که در قرن نوزدهم موردتوجه جدی قرارگرفتند . طرفداران این مکتب معتقدند که جامعه حق مجازات را به خاطر این که مجازات از نظر دفاع اجتماعی مفید است را دارد ولی معتقدند که مجازات نباید از حدی که عدالت ایجاب می کند بیشتر باشد یعنی مجازات هم باید مفیدو هم عادلانه باشد مجازات باید هم باعث پیشگیری جمعی از جرم شودو هم باعث پیشگیری فردی از جرم شود یعنی باید باعث اصلاح حال مجرم شودو با بازپروری و اصلاح مجرم باعث جلوگیری از ارتکاب جرم نیز شود و از طرف دیگر عدالت اقتضا می کند که مجازات هر کس با درجه و میزان مسئولیت کیفریش مطابقت داشته باشد و همه مجرمین در صورت ارتکاب جرائم مشابه نباید مثل هم مجازات شوند . اندیشمندان مکتب نئوکلاسیک پیشنهاد می دادند که کسانی که به معنای واقعی عاقل نیستند و مجنون هم شناخته نمی شوند باید به دادگاه اجازه داد تا آنقدر مجازات راتخفیف دهد که با درجه عقل آنان متناسب گردد و این نظریه وفکر که بعدها بانام فردی کردن مجازات ، پذیرفته شد در مکتب نئوکلاسیک به مسئولیت نقصان یافته معروف شد. ( ولیدی ،۱۳۸۵، ۲۵۸) فکر اصلاح مجرمین و تطبیق مجازات با مسئولیت اخلاقی مجرم پایه و ریشه اصلاحاتی درسالهای ۱۸۳۰-۱۸۸۰ در قوانین شد اصلاحاتی چون تخفیف مجازات ها، الغای مجازات مرگ مدنی ، کیفر زدایی ، اصلاح امور زندانها، لغو مجازات اعدام در جرائم سیاسی ولی متاسفانه برخی از مبانی فکری این مکتب به خاطر افزایش آمار جرائم و تکرار کنندگان جرم و به خاطر این طرز تفکرش که انسان را موجودی کاملا مختار می دانست باشکست روبرو گردید . ( کی نیا ،۱۳۶۵، ۱۲۸) این دوره در ارتباط با فردی کردن مجازات ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و همانطور که در بالا اشاره شد شالوده های فکری فردی کردن مجازات ها در این دوره ریخته شد توجه به اصلاح مجرمین ، بهبود وضعیت زندانها توجه به میزان مسئولیت اخلاقی مجرمین اموری بودند که از طرف بنیانگذاران این مکتب مورد توجه جدی قرارگرفت و باعث اصلاحات جدی در قوانین برخی کشورها خصوصا فرانسه شد. فردی کردن مجازات که تعیین مجازات بر اساس و مطابق شخصیت واقعی مرتکب است مورد توجه بانیان این مکتب بود هر چند دران زمان تحت عنوان مسئولیت نقصان یافته مورد توجه جدی قرار گرفت و لی این افکار در سالهای بعد تحت عنوان فردی کردن مجازات ها متولد شد . د-مکتب تحققی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مشاهده می شود که در قوانین و مقررات مربوط به پیوند که شاید آنها را بتوان نزدیکترین مقررات خاص به بحث معامله اعضاء دانست، قرینه و دلالتی صریح یا ضمنی بر ممنوعیت معامله اعضاء بدن به چشم نمی خورد. حتی می توان ادعا کرد که قانوگذار در مقام بیان نحوه انتخاب اعضاء بوده است و این امکان را داشته که با وضع قیودی، انتقال اعضاء را صرفا و انحصارا محدود به موارد ذکر شده همچون اهداء یا وصیت بنماید و عدم تصریح به این ممنوعیت را شاید بتوان امضاء ضمنی معاملات اعضاء بدن دانست. دست کم، سکوت قانونگذار در این مورد موجب می شود مانعی جدی در این دسته از قوانین برای موضوع بحث یافت نشود و ما را ملزم به دریافت حکم موضوع در قواعد کلی معاملات نماید.
 موضوع معامله اعضاء بدن از دید قوانین و مقررات جزایی نیز جرم انگاری نشده است. دو دسته از مواد قوانین جزایی را می توان به بحث معاملات اعضاء بدن مرتبط دانست. دسته اول برخی از مواد قانونی را شامل می شود که معاملات و اساسا پرداخت پول را در قبال بعضی کالاها و اموال به عللی چون حرمت شرعی یا وجود مضرات فردی و اجتماعی ممنوع نموده و ارتکاب آنها را با مجازات همراه ساخته است. جرم انگاری معامله آلات و ادوات قمار، مواد مخدر و.. از این جمله است که در میان این مواد نشانه و ذکری از معاملات اعضاء بدن به چشم نمی خورد. گروه دیگر مواردی است که در خصوص نحوه مواجه پزشکان با سلامت و حیات بیماران می باشد که به عنوان یکی از توابع معامله اعضاء بدن، می تواند مورد توجه قرار گیرد. از مطالعه این دسته از مواد نیز نمی توان حکم به ممنوعیت معامله اعضاء بدن داد چرا که مقصود اصلی قانونگذار از وضع این مواد، جلوگیری از تعدی به سلامت و حیات انسان بوده است و چنانچه پزشک نظامات و مقررات صنفی و قانونی خود را در انتقال عضو انجام دهد، عملا معامله اعضاء بدن از شمول احکام مربوطه، خارج خواهد شد. نهایتا، از آنجا که در شرایط فعلی، قانونی خاص یا رأی وحدت رویه ای وجود ندارد که معاملات راجع به اعضاء بدن انسان و یا پرداخت پول در این رابطه را ممنوع اعلام کند و نیز از آنجا که در مورد این گونه تعهدات اصولا بابی هم در قانون ایجاد نشده است که بتوان از روح و مفهوم آن مطلبی را استفاده کرد، لذا از نظر مبانی نظام حقوقی ایران، جواز و اباحه این موضوع استنباط می شود. گفتار دوم: معامله اعضاء بدن در عرصه نظم عمومی علماء و نویسندگان حقوقی تعاریف متعددی از نظم عمومی ارائه دادهاند. در این خصوص گفته شده است: «در حقوق داخلی نظم عمومی شامل قواعد و سازمانهایی است که غرض از وضع و ایجاد آن حفظ منافع عمومی و تأمین حسن جریان امور عمومی (امور اداری و سیاسی و اقتصادی) و حفظ خانواده میباشد و ارادهی افراد نمیتواند آنها را نقض نماید. به عبارت دیگر در حقوق داخلی نظم عمومی شامل آن دسته از قواعدی است که اصطلاحاً «قواعد امری» نامیده میشوند، اعم از اینکه قواعد مزبور مربوط به حقوق خصوصی یا مربوط به حقوق عمومی باشد.»[۸۶] همچنین بیان شده است نظم عمومی در حقوق عمومی و خصوصی عبارت است از: «مجموعهی سازمانهای حقوقی و قواعد مربوط به حسن جریان امور راجع به ادارهی یک کشور یا راجع به حفظ امنیت و اخلاق در روابط بین افراد به طوریکه افراد نتوانند از طریق قراردادهای خصوصی از آن تجاوز کنند»[۸۷] برخی علمای حقوق[۸۸] نظم عمومی را به «نظم عمومی حقوق داخلی» و «نظم عمومی حقوق بینالملل خصوصی» تقسیم کردهاند و برخی دیگر[۸۹] آن را به «نظم عمومی در حقوق عمومی و خصوصی» و «نظم عمومی در حقوق بینالملل خصوصی» تقسیمبندی نموده و در تعریف نظم عمومی در حقوق بینالملل خصوصی آوردهاند: «مجموعهی سازمانهای حقوقی و قواعد حقوقی که ارتباط آنها با تمدن یک کشور به طوری است که قضات آن کشور ناگزیر به تقدم آنها بر قوانین خارجی (در صورت تعارض و تزاحم) میباشند. در این صورت آن را نظم عمومی بینالملل و نظم عمومی مطلق گویند.»[۹۰] برخی دیگر نیز نظم عمومی را از حیث اعتبار در حقوق مدنی، حقوق بینالملل خصوصی و مبحث «عدم تأثیر قوانین نسبت به گذشته» تفکیک نمودهاند و درخصوص مفهوم نظم عمومی در مبحث عدم تأثیر قوانین نسبت به گذشته گفتهاند: «برای حفظ امنیت قراردادی و جلوگیری از اختلال در روابط تجاری، قاعده این است که قانون جدید بر آثار قراردادهایی که در زمان حکومت قانون سابق به وجود آمده است حکومت نکند و این آثار همچنان تابع قانون پیشین بماند. ولی، جایی که حکومت قانون جدید چنان با مصالح عالی مردم بستگی دارد که میتوان گفت، ارادهی قانونگذار بر این قرار گرفته است که همه تابع یک قانون باشند و دو گانگی از بین برود، قانون جدید حتی بر آثار پیمانهای گذشته نیز حکمروایی میکند و فوری اجرا میشود. در این مورد، مقصود اجرای فوری تمام قوانین امری نیست، بلکه باید قانون جدید بستگی بیشتری با منافع عمومی داشته باشد و جلوگیری از اجرای آن باعث اختلال شدید در سیاست عمومی دولت شود، و همین درجهی وابستگی به منافع عموم را بسیاری از نویسندگان مفهوم خاصی از نظم عمومی در تعارض قوانین در زمان دانستهاند»[۹۱]. با توجه به تعاریفی که از نظم عمومی در حقوق داخلی ارائه گردید ، به خصوص تعریف اول و تعریف اخیر، میبینیم که منافع و مصالح عمومی ارتباط مستقیم با نظم عمومی داشته و به ما در تشخیص قواعد نظم عمومی یاری میرساند. با این وجود نباید تصور کرد ضابطهی تشخیص قوانین امری منافع و مصالح عمومی باشد، چرا که در این صورت فقط قوانینی که جهت حفظ مصالح جامعه وضع شده مربوط به نظم عمومی خواهد بود در حالی که قوانین بسیاری وجود دارد که مربوط به مصلحت فرد انسان میباشد، اما ارتباط تمام با نظم عمومی دارد.[۹۲] از نظر فردگراها و پیروان مکتب حقوق فردی نظم عمومی حوزه محدودی دارد و نباید آزادی و اراده افراد را محدود سازد و از نظر اجتماعگراها و پیروان مکتب حقوق اجتماعی حوزه نظم عمومی با توجه به لزوم دخالت گسترده دولت در امور گستردهتر است. در این زمینه گفته شده است: بدین ترتیب در خصوص حوزه و قلمرو نظم عمومی بر حسب انتخاب یکی از دو مکتب فردی و اجتماعی، نتایج مختلفی ایجاد میشود.[۹۳] در رابطه با این اختلافات در حقوق ایران باید گفت قانونگذار بیشتر تمایل به عقاید مکاتب اجتماعگرا داشته است به دلیل اینکه: نظم عمومی را فقط ناشی از قانون ندانسته و مطابق مادهی ۹۷۵[۹۴] قانون مدنی امور دیگری مانند اخلاق حسنه و احساسات جامعه را از منابع نظم عمومی برشمرده است. همچنین در برخی مقررات مربوط به حقوق خصوصی نیز قواعد مربوط به نظم عمومی را وضع نموده است مانند قوانین مربوط به احوال شخصیه که از مقررات مرتبط با نظم عمومی قلمداد میگردند.[۹۵] به نظر میرسد نظریهی سومی که جمع دو نظریهی فوقالذکر است، قابل قبول باشد. بدین طریق که نظم عمومی را به هر دو رشته مربوط دانست ولی مفهوم نظم عمومی را در حقوق خصوصی استثناء تلقی نموده و در هر مورد که نسبت به مخالفت قرارداد با نظم عمومی تردید به میان آید، اصل، عدم مغایرت آن با نظم عمومی می باشد. بدین ترتیب چنانچه در مورد قرارداد معاملات اعضاء بدن انسان با در نظر گرفتن امور راجع با نظم عمومی به مرحلهای رسیدیم که مخالفت آن با نظم عمومی محرز نباشد و محل تردید باشد، با رجوع به «اصل عدم مغایرت قرارداد با نظم عمومی در حقوق خصوصی» میتوان صحت آن را نتیجه گرفت. هر چند باید این نکته را متذکر شد که نظم عمومی با توجه به اینکه از عوامل متغیر تأثیر میپذیرد ثابت نمیماند. نویسندگان و علمای حقوق به اتفاق این نسبیت را مورد تأکید قرار دادهاند.[۹۶] علت آن است که جوامع دچار تحولات سیاسی و اجتماعی میشوند و این غیر قابل اجتناب است و از طرفی اخلاق به آرامی و احساسات عمومی با سرعت بیشتر همگام با تحولات سیاسی، اقتصادی و رویدادهای اجتماعی تغییر میکنند. پس نظم عمومی از این عوامل متغیر تأثیرمیپذیرد و ثابت نمیماند.[۹۷] گفتار سوم: معامله اعضاء بدن در عرصه اخلاق حسنه در تعریف اخلاق حسنه گفتهاند: «اخلاق حسنه در امتی معین یا گروهی معین، مجموعه قواعدی است که مردم مطابق اصول اخلاقی حاکم بر روابط اجتماعی، خود را ملزم به تبعیت از آن میدانند. این اصول تربیتی، زاییدهی معتقداتی است که از پیشینیان و عادات ریشهدار و عرف و آنچه مردم در برابر آن خاضعند، به نسل بعدی رسیده است. اگر رابطهی دین و جامعه نزدیک باشد و ارزشهای اخلاقی جایگاهی رفیع داشته باشد، دین در این امر تأثیری شگرف خواهد داشت؛ از این رو معتقدیم که عوامل دخیل در تربیت مختلفند. عادات، عرف، دین، سنن و در کنار آنها مقیاس انسانیت، حسن و قبح را میسنجند و نوعی الهام بشری بین خیر و شر تمیز میدهد. تمامی این عوامل در کنار هم اصول اخلاقیای را که مردم در مقابل آن سر فرود میآورند میسازد.»[۹۸] همچنین گفته شده: «اخلاق حسنه در هر قوم ترکیبی از رسوم اجتماعی و تعلیمهای مذهبی و داوریهای عقلی است که وجدان عمومی را تشکیل میدهد.»[۹۹] نحوهی مخالفت قرارداد با اخلاق حسنه به دو صورت ممکن دانسته شده است. اول اینکه موضوع قرارداد با قواعد اخلاقی در تعارض باشد، مانند قرارداد مبتنی بر خود فروشی یک فرد. دوم اینکه قرارداد موضوع مشروعی داشته باشد، اما هدف از بستن آن نقض قوانین اخلاقی باشد، مانند فروش خانه برای ایجاد قمارخانه، که موضوع مشروع دارد اما هدف آن خلاف اخلاق است. در عمل اکثر قراردادهای غیر اخلاقی به صورت دوم منعقد میشوند و کمتر اتفاق میافتد قراردادی موضوعش با قواعد اخلاقی در تعارض باشد.[۱۰۰] این تصور که اخلاق حسنه قالب خاصی است که ناظر به اخلاق جنسی بوده و مربوط به عفت عمومی میباشد، باور نادرستی است. درست است که اثر اخلاق در نظم روابط جنسی زن و مرد بیش از همهی رویدادهای اجتماعی است و بسیاری از قواعد سنتی اخلاق در این زمینه در قوانین نیامده است، در حالی که احترام و نفوذ خود را در میان مردم هنوز هم دارد. با وجود این، نباید تأثیر آن را در روابط اجتماعی و یا روابط مالی افراد انکار کرد، چرا که زشتی خوردن مال دیگران از راههای نامشروع و لزوم جبران ضرر و منع دستاندازی به مال دیگران و دهها قاعدهی حقوقی دیگر در جامعهی ما ریشههای اخلاقی و مذهبی دارد و همه مصداقهای آن را در قوانین نمیتوان یافت. پس، برای ابطال قراردادهایی که بر خلاف این قواعد است باید به نظم عمومی و اخلاق روی آورد.[۱۰۱] نکتهای که قابل ذکر است اخلاق حسنه مانند نظم عمومی امری نسبی است که با تغییر زمانی و مکانی، مصادیق آن نیز متحول میگردند. دادرس با در نظر گرفتن وجدان عمومی و عناصر متشکلهی آن، مغایرت قرارداد را با اخلاق حسنه تشخیص میدهد. از آنجا که قانونگذار در برخی مواد قانونی مانند ماده ۹۷۵ قانون مدنی[۱۰۲]، اخلاق حسنه را یکی از منابع نظم عمومی به شمار آورده و در برخی دیگر مانند ماده ۶ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ آن را هم ردیف و در کنار نظم عمومی قرار داده است[۱۰۳] این بحث به میان میآید که بین اخلاق حسنه و نظم عمومی چه رابطهای وجود دارد؟ برخی از حقوقدانان نظم عمومی و اخلاق حسنه را هم از لحاظ منابع و هم از لحاظ ضمانت اجرا متفاوت دانستهاند. «در نظر اینان، گروهی از قواعد اخلاقی را که در متون قوانین امری آمده یا مبنای این گونه قوانین قرار گرفته است، باید در شمار قواعد مربوطه به نظم عمومی آورد ولی گروه دیگر که ضمانت اجرای آن تنها وجدان عمومی است، به عنوان ویژهی «اخلاق حسنه» مورد استناد قرار میگیرد. از سوی دیگر، مبنای قواعد حقوق تنها اخلاق نیست و گاه ضرورتهای اقتصادی و سیاسی اصولی را بوجود میآورد که اخلاق در آن باره حکمی ندارد. پس احتمال دارد امری که خلاف نظم عمومی است با هیچیک از قواعد اخلاقی تعارض نداشته باشد. بدین ترتیب نظم عمومی و اخلاق حسنه هر کدام قلمرو ویژهای مییابد که در عین ارتباط و نفوذ در یکدیگر جداگانه باید مورد توجه قرار گیرد.» در برابر این نظر مطرح است که چون اموری که خلاف اخلاق حسنه است نظم عمومی را نیز بر هم میزند و هیچگاه حقوق نمیتواند به امور غیر اخلاقی بی اعتنا بماند، به اصطلاح منطقی رابطهی این مفهوم را باید عموم و خصوص مطلق دانست بدین تعبیر که آنچه با اخلاق حسنه منافات دارد با نظم عمومی نیز مخالف است ولی امکان دارد، قراردادی که با نظم عمومی در تعارض است از نظر اخلاقی ناپسند به نظر نیاید.»[۱۰۴] نهایتا به نظر می رسد باید رابطهی بین نظم عمومی و اخلاق حسنه را عموم و خصوص من وجه دانست. برای ارزیابی معامله اعضاء بدن انسان از نظر مغایرت با اخلاق حسنه، نیاز به این داریم که «موضوع تعهدات در چنین قراردادی، هدف از انعقاد قرارداد و نتیجهی آن» از دریچهی اخلاقی بررسی شود. نوظهور بودن این پدیده باعث بروز حالت جدید در روابط انسانی گردیده است که ما را در اظهار نظر صریح در خصوص مغایرت این قرارداد با اخلاق حسنه، با مشکل مواجه می کند. در این زمینه پاسخ مشخصی از نظر «اعتقادات عمومی مردم» وجود ندارد. عدهای از مردم آن را از لحاظ اخلاقی ناپسند و عدهای آن را تجویز مینمایند. هر چند که احساس مشترک مردم در رابطه با این امر هر چه باشد نمیتواند ملاک تصمیمگیری قرار گیرد، چرا که برای حل و فصل مسایل اخلاقی نباید صرفا به نظر و احساسات اکثریت مردم استناد نمود. به طریق اولی در مورد تشخیص مصداق مخالف اخلاق حسنه نمیتوان معیار را محصور در قالب محدوده احساس مشترک مردم نمود . اگر چه، روشن شدن مشروعیت یا عدم مشروعیت این عمل از دید فقهی، با عنایت به اینکه قواعد اخلاقی در این موارد در جامعه ما ریشه مذهبی دارد، مساعدتی در مورد معامله اعضاء بدن انسان از دریچهی اخلاقی می نماید، به طوری که موجبات این امر را فراهم میآورد که اعتقادات عمومی روند مساعدی در رابطه با این عمل به خود میگیرد. مطلب دیگر این که هدف از معامله اعضاء بدن ، موضوع بسیار مهمی است که در مورد نگرش اخلاقی به موضوع تعهد نیز میتواند ما را یاری دهد. به طوری که میتوان گفت که انگیزه تجاری و منفعت طلبانه طرفین یا انگیزهی انسان دوستانه وی به احتمال قوی جهت معامله را مخالف اخلاق حسنه و در نتیجه نامشروع خواهد نمود. در حقیقت انگیزهی ایثارگرایانه در تداوم زندگی افراد، حتی اگر همراه با مبادله پول باشد، مسلما امری اخلاقی است که جهت معامله را با اجزاء آن از جمله موضوع تعهد، به سمت هدف اخلاقی سوق خواهد داد. فصل سوم: ماهیت معامله اعضاء بدن انسان ماهیت هر قرارداد و در شمار آنها، معامله اعضاء بدن انسان را ، به اعتبارهای گوناگون میتوان دستهبندی کرد:[۱۰۵] ۱- به اعتبار شرایط انعقاد؛ تقسیمهایی نیز به همین اعتبار برای عقد پیشنهاد شده است، تقسیم قراردادها به «عقد رضایی، تشریفاتی و عینی»، «عقد معین و نامعین»، «عقد مستقل و تبعی»، از فروعات این تقسیم میباشد. ۲- بر حسب حاکمیت اراده؛ به موجب اصل حاکمیت اراده، هر کس میتواند هم پیمان خویش را به میل خود انتخاب کند و آزادانه با او به گفتگو بپردازد تا در شرایطی برابر، توافق انجام و حقوق و تعهدهای آنان معین شود. ولی در حقوق کنونی عقد از رابطه خصوصی بین اشخاص خارج شده است. دیگر طرفین حاکم بر روابط خود نیستند و دولت، که به طور غیر مستقیم از نتایج پیمانهای خصوصی متأثر میشود، بسیاری از شرایط وقوع و آثار آن را بر ایشان تحمیل میکند. در اثر این دخالتها و محدودیت حکومت اراده ناشی از آن، تقسیمهای تازهای در قراردادها پیشنهاد شده که سابقه نداشته است. علمای حقوق، بر حسب درجه حکومت اراده طرفین بر رابطه قراردادی آنها، عقود را به گروههایی بخش کردهاند که از جمله آنها میتوان به تقسیم معین عقود فردی و جمعی، عقود با مذاکرات آزاد و عقود الحاقی اشاره نمود. ۳- به اعتبار موضوع و هدف اقتصادی؛ ماهیت قراردادها و در شمار آنها، معامله اعضاء بدن انسان را به اعتبار موضوع و هدف اقتصادی میتوان به «عقد معوض و مجانی»، «عقد احتمالی و معین»، «عقد مبنی بر مسامحه و عقد مبنی بر معامله» و «معاوضات و مشارکات» تقسیم کرد. آنچه ما در این نوشتار برآنیم، تبیین قراردادهای راجع به اعضاء بدن انسان به اعتبار مواردی مانند شرایط انعقاد، موضوع و هدف اقتصادی است. از آنجا که بررسی تقسیم قراردادهای راجع به اعضاء بدن انسان ، به اعتبار شرایط انعقاد و تعیین اینکه چنین قراردادی در شمار عقود معین یا نامعین است، در تبیین وضعیت بسیاری از تقسیمات مطرح در این باره مؤثر واقع میشود. لذا به نظر میرسد بررسی ماهیت قرارداد مزبور به اعتبار شرایط انعقاد دارای نقش بیشتری است و در تبیین ماهیت آن، بر سایر موارد مطرح در این باره تقدم دارد. بنابراین در وهله اول به تبیین ماهیت این قرارداد به اعتبار شرایط انعقاد پرداخته میشود. مبحث اول: ماهیت معاملات اعضاء بدن انسان به اعتبار شرایط انعقاد همانطوری که اشاره شد تقسیمهایی به اعتبار شرایط انعقاد برای عقد پیشنهاد شده است.[۱۰۶] بر اساس تقسیم بندی فوق، قراردادها را میتوان به اعتبارهای ذیل دستهبندی نمود: ۱- از این لحاظ که شرایط درستی عقد تابع قواعد عمومی است یا قانون نام و شرایط خاصی برای آن تعیین کرده است عقود را میتوان به معین و نامعین تقسیم کرد. ۲- به اعتبار نفوذی که ارادهی دو طرف در انعقاد قرارداد دارد، قراردادها را به رضایی و تشریفاتی و عینی تقسیم کردهاند. ۳- به این اعتبار که انعقاد قرارداد تابع عقد اصلی دیگری است یا به طور مستقل انجام میپذیرد، عقد را اصلی یا تبعی گفتهاند. با این مقدمه در این قسمت به اختصار به تبیین ماهیت هر قرارداد و در شمار آن، قراردادهای راجع به اعضاء بدن انسان که به اعتبار شرایط انعقاد به مباحثی مانند «عقد معین و نامعین» «عقد رضایی، تشریفاتی و عینی» اختصاص یافته است، میپردازیم. گفتار اول: معامله اعضاء بدن انسان و ماده ۱۰ قانون مدنی نظام حقوقی ایران به موجب ماده ۱۰ قانون مدنی، با پذیرش اصل «آزادی قراردادها» ارادهی اشخاص را حاکم بر سرنوشت پیمانهای ایشان دانسته است. با توجه به مفاد قانون مدنی در خصوص صلح که ریشه در پیشینهی تاریخی این عقد در فقه امامیه دارد و از استناد فقها به قاعدهی «المؤمنون عند شروطهم»، میتوان نتیجه گرفت که در فقه نیز از دیرباز اصل آزادی قراردادها مورد شناسایی قرار گرفته است. اصل آزادی اراده به معنای این نیست که اراده افراد در تنظیم قراردادها هیچ گونه محدودیتی ندارد، با توجه به ماده ۹۷۵ قانون مدنی و ماده ۶ قانون آیین دادرسی مدنی ملاحظه میکنیم که موانعی برای اعتبار قراردادها در قوانین ذکر شده، که این موانع آزادی قراردادی را محدود میسازند. در واقع نظام حقوق ایران، ارادهی اشخاص را در مواردی که قانون، نظم عمومی و اخلاق حسنه مانع نفوذ قراردادها نباشد، حاکم بر سرنوشت پیمانهای آنها دانسته است. برای مثال، در قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶، برای عقد اجاره در مورد محل کسب و پیشه، موضوع تابع حاکمیت اراده به نظر نمیرسد و در اجارهی اشخاص همانند قراردادهای بین کارگر و کارفرما ، دولت از این هم پیشتر رفته و نظام مرسوم حقوق مدنی به کلی از دست رفته است. اما تاکنون چنین امری در قوانین ایران نسبت معاملات اعضاء بدن تحقق نیافته است و قانون خاصی که به موضوع معامله اعضاء بدن اختصاص یافته باشد و کیفیت آن را تبیین کرده باشد تصویب و یا تدوین نشده است و رأی وحدت رویهای نیز در این باره وجود ندارد؛ بنابراین، برای تعیین وضعیت حقوقی چنین قراردادی بر پایه نظام حقوقی ایران گزیری نیست جز آنکه از قواعد عمومی بهره برد. علیرغم نظر برخی فقها مبنی بر اینکه وفاداری به توافقات اشخاص خارج از عقود معین، مستلزم آن است که در ضمن عقد لازمی گنجانده شود، اما در نظام حقوقی ایران به موجب ماده ۱۰ قانون مدنی، ضرورتی نیست که برای ایجاد تعهد، توافق اشخاص به صورت یکی از عقود با نام و معین در قانون باشد. در نتیجه این موضوع درباره معامله اعضاء بدن انسان، نیز مصداق مییابد و اشخاص میتوانند رابطه حقوقی خود را دراین باره در قالب یک قرارداد خصوصی انجام بدهند و خود، شرایط و آثار آن را طبق قواعد عمومی قراردادها و اصل حاکمیت اراده تعیین کنند. این در صورتی است که برای انعقاد قرارداد در مسایل جدید مانند واگذاری اعضاء بدن انسان استفاده از قالب عقود معین ممکن نباشد؛ چرا که با پذیرش اصل آزادی قراردادها از سوی قانونگذار ایران، اشخاص میتوانند موضوع فوق را، در صورت امکان، بر پایه عقدی از عقود معین که آثار و شرایط آن در قانون به تفصیل پیش بینی شده است، منعقد سازند، تا از شرایط انعقاد و آثاری که قانونگذار آن را عادلانه و متعارف یافته و برای این عقود معین کرده است، بی آنکه لازم باشد طبق قواعد عمومی قراردادها و اصل حاکمیت اراده، شرایط و آثار آن را تعیین کنند، بهره ببرند. نتیجه اینکه بهرهمندی از شرایط و آثاری که قانونگذار آنها را ضروری و عادلانه و متعارف یافته و به صورت قوانین تکمیلی و گاه امری، برای عقود معین تقنین کرده و مورد حمایت قرار داده است. از آنجا که جلوگیری از هدر رفتن فرصتها، سرمایهها و همچنین بروز اختلافها و تفسیرهای نامتعارف می شود، ایجاب میکند که در مواجهه با مسایل جدیدی مانند واگذاری اعضاء، ابتدا ضمن رجوع به عقود معین، تلاش گردد تا از این عقود استفاده شود و در صورتی که چنین امری ممکن نباشد، مطابق با ماده ۱۰ قانون مدنی و اصل «آزادی قراردادها» قراردادی خصوصی تنظیم و طرفهای آن، خود، شرایط و آثار آن را طبق قواعد عمومی قراردادها و اصل حاکمیت اراده تعیین کنند. گفتار دوم: معامله اعضاء بدن انسان و عقد بیع قانونگذار در ماده ۳۵۰ قانون مدنی، در مقام بیان اقسام مبیع بیان نموده است که «مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شیء متساوی الاجزاء و همچنین ممکن است کلی فی الذمه باشد». با جمع دو ماده فوق علیالخصوص قید کلمه «عین» در ماده ۳۳۸، انتقال «حق» و «منفعت» از تعریف بیع خارج میگردد. همانگونه که اشاره شد، در قانون مدنی ایران قاعده خاص یا ماده صریحی که اعضای بدن انسان را قابل تملیک از طریق بیع بشناسد وجود ندارد. لیکن در جامعه شنیده می شود که ولی یا وارث شخصی که در حال مرگ مغزی است، اعضای بدن او را به بیماران نیازمند واگذار می کند. در برخی از کشورها نیز فروش برخی دیگر از تولیدات بدن انسان، مثل خون و مو کاملاً پذیرفته شده است و دادوستد آن را تابع قواعد بیع کالا می دانند و حتی گاهی شنیده می شود که به عنوان مال، مورد سرقت قرارمی گیرد. در این کشورها ، اعضای بدن شخص در حال موت که قابلیت پیوند به بدن انسان دیگر را داشته باشد با دارا بودن اوصاف و شرایط مال از قبیل داشتن نفع عقلایی و ارزش مبادله و مشروعیت در شرایط خاص مورد دادوستد قرار می گیرد. [۱۰۷] در این باره گفته شده است که انتقال اعضاء بدن در قالب عقد بیع در موضوع فروش خون نیز مطرح است، چرا که گفته شده است اگر خون عرفاً دارای مالیت نباشد اما منافع حلالی داشته باشد که در معامله مورد قصد قرار می گیرد، فروش آن اشکالی ندارد. [۱۰۸] در جواب باید گفت که جواز بیع و فروش خون یا مو بدین علت است که بدن انسان قادر است مجددا خون برداشته شده یا موهای چیده شده را دوباره ظرف مدتی بسازد و نمو کند. زایش و نمو مجدد آنها و عدم اضرار به نفس است که مبادله این قبیل اشیاء را در قالب بیع توجیه می کند. حال آنکه در مورد سایر اعضای بدن از قبیل کلیه، قلب، چشم وضع به گونه دیگری است، چرا که با برداشتن کلیه یا قلب یا چشم امکان ایجاد مجدد آنها وجود ندارد و نقصی بر بدن اهداکننده وارد می شود که به طور طبیعی قابل جبران نمی باشد. بیان قانونگذار نیز در ماده واحده مصوب ۱۳۷۹ پیوند اعضاء را به گونه ای تجویز نموده است که به هیچ وجه افاده بیع نمی کند و ارائه جواز انتقال عضو از باب ایثار و نجات جان دیگران بوده است. بدیهی است قصد قانونگذار باز گذاشتن راه تحصیل سود و زیان از تجارت و بیع اعضاء بدن نبوده است. تمهیداتی که در تبصره های منضم به ماده واحده مذکور پیش بینی شده و دخالت وزارت بهداشت به عنوان حاکمیت، به همراه تشکیل تیم های کارشناسی خبره برای تشخیص مرگ مغزی به صورت جدا از تیم پیوند اعضاء، تماما از باب جلوگیری از سوء استفاده از اعضاء و جوارح انسان وضع گردیده است. اما دلیل نگارنده برای عدم صحت بیع در معاملات اعضاء بدن، موارد فوق نیست. باید توجه داشت که اگر انتقال عضو را نوعی خرید و فروش و مصداق بیع بدانیم، باید کلیه مقررات راجع به بیع در آن جریان یابد. از جمله این که به موجب بند یک ماده ۳۶۲ قانون مدنی، به مجرد وقوع عقد، بایع مالک ثمن و خریدار مالک مبیع میشود و این عقد الزامآوری است که در صورت خودداری هر کدام از طرفین عقد، طرف دیگر میتواند الزام او را از دادگاه بخواهد. حال اگر کسی راجع به انتقال کلیه خود با دیگری قراردادی ببندد و از عمل خود پشیمان شود و نخواهد به عهد خود وفا کند، طرف دیگر میتواند الزام او را از دادگاه بخواهد؟ در حقیقت شرایط خاص عقد بیع در معامله اعضاء به علت نوع انتقال و آثاری که بر سلامت افراد دارد به شکل کامل محقق نخواهد شد. علاوه بر آن در بیع، باید نوعی تعادل اقتصادی میان عوضین برقرار باشد و اگر اینگونه نباشد طرفی که مغبون شده است میتواند عقد را فسخ کند. اما باید پذیرفت که در جامعه برای اعضاء بدن نرخ ثابتی وجود ندارد، که بتوان تعادل عوضین را برای اعمال خیار غبن تمیز داد.از این رو به نظر می رسد نمی توان تمام شرایط و آثار عقد بیع را در مورد معامله اعضاء بدن موجود دانست و لذا باید این دسته از معاملات را از چارچوب بیع خارج دانست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ارجیش و همکاران[۱۱۴] (۲۰۱۲) در تحقیقی با عنوان “اثر رضایت برند، اعتماد و تعهد برند بر وفاداری و قصد خرید” در دانشگاه آتاتورک ترکیه به این نتیجه رسیدند که کیفیت درک شده، ارزش درک شده و انصاف درک شده اثری بر رضایت برند ندارند اما بر روی اعتماد اثر مثبت و معنیداری دارند. آنها همچنین نشان دادند که رضایت برند بر تعهد عاطفی مؤثر است همچنین اعتماد بر تعهد عاطفی و مستمر اثر معنیداری دارد. بعلاوه در این تحقیق اثر تعهد عاطفی بر قصد خرید و وفاداری مشتری به اثبات رسید ولی اثر تعهد عاطفی روی قصد خرید و وفاداری تأثیری نداشت. پنجاکیجورنسک[۱۱۵] (۲۰۱۲) در تحقیقی با عنوان ”استفاده از زنجیره سود خدمات برای یک بیمارستان خصوصی در تایلند”، به کمک پرسشنامه و نظرسنجی از بیماران و کارکنان بیمارستان به این نتیجه رسید که کیفیت خدمات داخلی رابطۀ مثبتی با رضایت کارمند، رضایت کارمند رابطه مثبتی با وفاداری کارمند، وفاداری کارمند رابطۀ مثبتی با رضایت بیمار ، رضایت بیمار رابطۀ مثبتی با وفاداری بیمار، و درنهایت وفاداری بیمار رابطۀ مثبتی با عملکرد بیمارستان دارد.
 فورگاسکل و همکاران[۱۱۶] (۲۰۱۲) در تحقیقی با عنوان ”محرکهای وفاداری به مقاصد شهری و اثرات تعدیل گری اختلاف ملیتی: مطالعه موردی شهر بارسلونا” و با نظرسنجی از ۹۲۷ گردشگر ایتالیایی و آمریکایی و با کمک معادلات ساختاری به این نتیجه رسیدند که روابط منطقی بین ارزش درک شده، رضایت و وفاداری گردشگران وجود دارد. بهعبارتدیگر ابعاد ارزش درک شده بر رضایت و وفاداری عاطفی گردشگران اثر مثبت و معنیداری دارد. همچنین نتایج بیانگر اثر مثبت و معنیدار رضایت شغلی بر وفاداری عاطفی گردشگران بود. بعلاوه آنها نشان دادند که ملیت نقش تعدیل گر در بین این روابط دارد. کارچالیوتو و همکاران[۱۱۷] (۲۰۱۲) در تحقیقی با عنوان ”چگونگی تأثیر ارزش و اعتماد بر وفاداری در صنایع ارتباط از راه دور وایرلس” به این نتیجه رسیدند که ارزش درک شده بهطور مثبتی بر وفاداری مشتریان اثر می گذارد. همچنین اعتماد مشتری نقش میانجی در رابطه بین ارزش درک شده و وفاداری مشتری دارد. بعلاوه افزایش نسبت سن و سطح استفاده، بر رابطه بین ارزش و وفاداری و همچنین بر رابطه بین اعتماد و وفاداری تأثیری نداشتند. ارین و همکاران[۱۱۸] (۲۰۱۳) در تحقیقی با عنوان ”اثر خدمات گرایی بر عملکرد مالی: نقش واسطه رضایت شغلی و رضایت مشتری”، به کمک پرسشنامه و نظرسنجی از کارکنان و مدیران بانکهای ترکیهای و با بهره گرفتن از روش معادلات ساختاری به این نتیجه رسیدند که خدمات گرایی اثر معنیداری بر رضایت شغلی کارکنان دارد. و رضایت شغلی بهنوبۀ خود بر رضایت مشتریان اثر می گذارد، که درنهایت منجر به عملکرد مالی بالاتری میگردد. علاوه بر این خدمات گرایی بهطور مستقیم بر رضایت مشتری و همچنین عملکرد مالی اثر می گذارد. کیم و هان[۱۱۹] (۲۰۱۳) در تحقیقی با عنوان ”اثر رضایت شغلی بر کیفیت خدمات، رضایت مشتری، و وفاداری مشتری در شرکتهای دولتی و محلی” به این نتیجه رسیدند که اولاً رضایت شغلی تا حدودی بر کیفیت خدمات اثر می گذارد. به صورتی که ارزیابی عملکرد، روابط با همکاران، و پرداخت اثر معنیداری بر کیفیت خدمات دارند، درحالیکه روابط با سرپرست، محتوای کار، و محیطهای کاری اثر معنیداری بر کیفیت خدمات ندارند. ثانیاً در بین ابعاد کیفیت خدمات ملموس و قابلاطمینان بودن اثر مثبتی بر رضایت مشتری دارند. درنهایت مطابق با نتایج تحقیق، رضایت مشتری اثر مثبتی بر وفاداری مشتری دارد. هوات و آساکر[۱۲۰] (۲۰۱۳) در تحقیقی با عنوان ”اثرات سلسله مراتبی کیفیت درک شده بر روی ارزش ادراکی، رضایت و وفاداری: نتایج تجربی از یک مطالعه عمومی” به این نتیجه رسیدند که رضایت کلی یک نقش واسطه بین اثرات کیفیت درک شده و ارزش درک شده بر وفاداری مشتریان دارد. با توجه به این موضوع کیفیت درک شده تأثیر شدیدی بر رضایت و وفاداری مشتریان دارد. همچنین در این تحقیق اثر کیفیت خدمات بر ارزش درک شده و نقش واسطه ارزش درک شده بین کیفیت درک شده و وفاداری مشتریان به تصویر کشیده شد. کیم[۱۲۱] (۲۰۱۴) در تحقیقی با عنوان ”استفاده از مدل زنجیرۀ سود خدمات در رستورانهای کرهای” به بررسی رابطۀ ساختاری بین مفاهیم مرتبط با کارکنان (مثل کیفیت خدمات داخلی، توانایی خدمت، رضایت کارمند، و تعهد سازمانی) و مفاهیم مرتبط با مشتریان (مثل ارزش درک شده، رضایت مشتری، اعتماد مشتری، و وفاداری مشتری) پرداخت. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که کیفیت خدمات داخلی بر توانایی خدمت و رضایت کارمند اثر مثبت و معنیداری می گذارد. از طرفی توانایی خدمت بر رضایت و تعهد سازمانی اثر می گذارد. همچنین رضایت کارمند بر تعهد سازمانی و تعهد سازمانی بر ارزش خدمات تأثیر دارند. در سوی دیگر مدل زنجیره سود خدمات ارزش خدمات بر رضایت و اعتماد مشتری تأثیر می گذارد و رضایت مشتری بر اعتماد و وفاداری مشتری اثر می گذارد درنهایت اعتماد مشتری بر رضایت مشتری اثر مثبت و معنیداری دارند. گوده و همکاران[۱۲۲] (۲۰۱۴) در تحقیقی با عنوان ”بررسی دو تفسیر مختلف از وفاداری (یعنی مشارکتی و کیفیت خدمات) در عرضه خدمات نرمافزاری” به این نتیجه رسیدند که رابطه معنیداری بین کیفیت خدمات درک شده و مشارکت درک شده وجود دارد. از طرفی نتایج تحقیق بیانگر رابطه معنادار بین مشارکت درک شده و اعتماد بود اما بین اعتماد و وفاداری مشتریان رابطه معنیداری یافت نشد. همچنین آنها دریافتند که بین کیفیت خدمات و رضایت مشتری و بین رضایت مشتری و وفاداری مشتری رابطه معنیداری وجود دارد. هرماوانی[۱۲۳] (۲۰۱۴) در تحقیقی با عنوان ”رابطه کیفیت زندگی کاری و اعتماد سازمانی با رضایت شغلی و تعهد سازمانی در موسسه آموزشی خصوصی در مالانگ- اندونزی” به این نتیجه رسید که کیفیت زندگی کاری اثر مثبت و معنیداری بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان دارد. وی همچنین در این تحقیق نشان داد که اعتماد سازمانی اثر مثبت و معنیداری بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان دارد. و درنهایت یک رابطه مثبت و معنادار را بین رضایت شغلی کارکنان و تعهد سازمانی آنها یافت.
۲-۳-۲- مطالعات داخلی
اعرابی و اکرامی (۱۳۸۱) تحقیقی با عنوان ”ارتباط بین کیفیت خدمات دریافتی کارکنان سازمان با قابلیت خدماترسانی آنها به مشتری” در شعب یکی از شرکتهای سهامی بیمه در شهر تهران انجام دادند. در این تحقیق وضعیت کیفیت خدمات داخلی ازنظر کارکنان و رابطه آن باقابلیت خدمتدهی کارکنان بررسی شد و وجود یک همبستگی مثبت و معنیدار بین عوامل هشتگانه کیفیت خدمات داخلی و متغیر قابلیت خدماترسانی کارکنان به اثبات رسید. حسینی و احمدینژاد (۱۳۸۷) در تحقیقی با عنوان ”بررسی تأثیر رضایتمندی مشتری، اعتماد مشتری به نام تجاری و ارزش ویژه نام تجاری در وفاداری رفتاری و نگرشی مشتری” در بخش خدمات مالی بانک رفاه به این نتیجه رسیدند که همبستگی مثبتی بین متغیرهای رضایتمندی مشتری، اعتماد مشتری به نام تجاری و ارزش ویژه نام تجاری با وفاداری رفتاری و نگرشی وجود دارد. همچنین یافتههای تحقیق نشان داد که در بین متغیرهای مستقل مطالعه شده، تأثیر رضایت مشتری و ارزش ویژه نام تجاری بیشتر از اعتماد به نام تجاری در ایجاد وفاداری مشتری است و همبستگی این متغیرها با متغیر وابسته وفاداری نگرشی قویتر از وفاداری رفتاری است. میرزا محمدی و عبدالملکی (۱۳۸۷) در تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه تعهد سازمانی باکیفیت ارائه خدمات در کارکنان اداری و آموزشی غیر هیئتعلمی دانشگاه شاهد” به این نتیجه رسیدند که میزان تعهد سازمانی کارکنان با میزان کیفیت ارائه خدمات و ابعاد آن ثبات و پایایی، میزان پاسخگویی، اطمینان، همدلی و وضعیت ظاهری آنان رابطه دارد. همچنین میزان تعهد سازمانی کارکنان با متغیرهای جنس، سن، مدرک تحصیلی، وضعیت استخدام و سنوات خدمت آنان رابطه دارد. سیدجوادین و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی با عنوان “مدلی از ارزیابی تأثیر کیفیت خدمات بر وفاداری مشتریان خدمات ورزشی” به این نتیجه رسیدند که کیفیت خدمات باشگاهها یا مجموعههای ورزشی بر رضایت مشتریان این باشگاهها تأثیر می گذارد. همچنین کیفیت خدمات و میزان رضایتمندی مشتریان بر وفاداری مشتریان نیز تأثیر میگذارند. علیزاده دارابی (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان “بررسی تأثیر سیستم تحویل خدمات بر عملکرد شرکتها با بهره گرفتن از مدل زنجیرۀ سود خدمات” و با کمک تجزیۀ و تحلیل داده های میدانی بهوسیلۀ نظرسنجی از مدیران شرکتهای کارگزاری استان تهران نشان داد که سیستم تحویل خدمات تأثیر معنیداری بر رضایت و وفاداری مشتریان دارد. همچنین نتایج تحقیق وی بیانکنندۀ تأثیر معنیدار رضایت و وفاداری مشتریان بر عملکرد کارگزاریهای فعال در بورس اوراق بهادار تهران بود. در همین راستا تأثیر رضایت کارکنان و قابلیت کارکنان بر رضایت مشتریان و همچنین تأثیر رضایت کارکنان، کیفیت خدمات ارائهشده و قابلیت کارکنان بر وفاداری مشتریان نیز در این تحقیق به اثبات رسید. قرهچه و دابوئیان (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان “وفاداری کارکنان در تعامل با وفاداری مشتریان صنایع خدماتی"، با بهره گرفتن از پرسشنامه نظرات کارکنان و مشتریان فروشگاههای زنجیرهای رفاه و شهروند را موردسنجش قراردادند. در این پژوهش چهار فرضیه مطرح و برای سنجش آنها از آزمون همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که وفاداری کارکنان و وفاداری مشتری، قویاً به هم وابسته هستند. همچنین بین وفاداری کارکنان و کیفیت خدمات، کیفیت خدمات و رضایت مشتری و رضایت مشتری و وفاداری مشتری ارتباط مثبت و معنیداری وجود دارد. نادی و حاذقی (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان “الگو یابی معادلات ساختاری روابط بین جو اخلاقی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی با نیت ترک خدمت در بین کارکنان بیمارستانهای خصوصی شهر شیراز” به این نتیجه رسیدند که بین جو اخلاقی با رضایت شغلی و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معنادار و با نیت ترک خدمت رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین بین تعهد سازمانی با نیت ترک خدمت رابطه منفی و معنادار وجود دارد. درنهایت مدل معادلات ساختاری تأثیر مشتقیم رضایت شغلی و تعهد سازمانی را بر روی نیت ترک خدمت نشان داد. حسنقلیپور و همکاران (۱۳۹۱) در تحقیقی با عنوان “تأثیر کیفیت خدمات الکترونیکی در ایجاد اعتماد و رضایت مشتریان بر خط در صنعت خدمات مالی: مطالعه شرکتهای کارگزاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران” به این نتیجه رسیدند که در شرکتهای کارگزاری کیفیت خدمات الکترونیکی درک شده و ابعاد آن یعنی کارایی، دسترسی به سیستم، قابلیت اطمینان، حفظ حریم خصوصی و کیفیت اطلاعاتی تأثیر مثبت و معنیداری بر روی اعتماد و رضایت مشتریان بر خط ازنظر آماری دارند. همچنین نتایج نشاندهنده اثر مثبت و معنادار اعتماد بر روی رضایت مشتری بود. رحیم نیا و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان “تأثیر کیفیت رابطه با مشتری بر کیفیت ادراکشده و وفاداری مشتریان موردمطالعه: هتلهای پنج ستاره کلانشهر مشهد” با کمک پرسشنامه و با بهره گرفتن از روش معادلات ساختاری به این نتیجه رسیدند که کیفیت رابطه با مشتری بر کیفیت ادراکشده و وفاداری مشتری مؤثر است. همچنین در بررسی تأثیر غیرمستقیم متغیرها، نتایج تحقیق نشاندهندۀ اثر معنیدار و مثبت کیفیت رابطه با مشتری از طریق کیفیت ادراکشده بر وفاداری مشتری بود. رنجبریان و همکاران (۱۳۹۱) در تحقیقی با عنوان “رابطه بین ارزش درک شده، کیفیت درک شده، رضایت مشتری و قصد خرید مجدد در فروشگاههای زنجیرهای تهران” به این نتیجه رسیدند که کیفیت درک شده بر ارزش درک شده، رضایت مشتری و قصد خرید مجدد اثر مثبت و معنیداری می گذارد. همچنین ارزش درک شده بر رضایت مشتری و قصد خرید مجدد اثر مثبت و معنیداری دارد و نهایتاً رضایت مشتری بر قصد خرید مجدد تأثیر مثبتی دارد. ساعتچیان و همکاران (۱۳۹۱) در تحقیقی با عنوان “ارتباط بین رضایت شغلی، تعهد سازمانی و کیفیت خدمات داخلی در فدراسیونهای منتخب” به این نتیجه رسیدند که بین رضایت شغلی و فقط تعهد سازمانی هنجاری با کیفت خدمات داخلی کارکنان همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین نتایج رابطه معنیداری بین رضایت شغلی و کیفیت خدمات داخلی را نشان داد. باسامی و همکاران (۱۳۹۲) در تحقیقی با عنوان “تأثیر ویژگیهای فردی و رضایت شغلی بر تعهد سازمانی کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان کردستان” و بر اساس نتایج حاصل از محاسبات رگرسیونی به این نتیجه رسیدند که رضایت از ماهیت کار، رضایت از مراوده، رضایت از ارتقا و رضایت از همکاران در حدود ۴۰ درصد از تغییرات تعهد سازمانی را تبیین می کنند. همچنین نتایج بیانگر رابطه نسبتاً ضعیف بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی در کل بود. جدول (۲-۴): خلاصهای از پیشینه تحقیقات خارجی
| نویسنده/ نویسندگان (سال) |
موضوع |
یافته ها |
| بک و همکاران (۲۰۱۰) |
بازاریابی روابط داخلی: رضایت شغلی کارکنان و تعهد سازمانی |
ابعاد کیفیت خدمات داخلی (آموزش، مراوده و مزایای درک شده) بر رضایت شغلی مؤثر است و رضایت باعث افزایش عزتنفس و تعهد سازمانی کارکنان خواهد شد. |
| یی و همکاران (۲۰۱۱) |
زنجیره سود خدمات: یک ارزیابی تجربی در صنایع خدماتی با ارتباط زیاد |
رضایت کارمند بر وفاداری کارمند، وفاداری کارمند بر کیفیت خدمات، کیفیت خدمات بر رضایت مشتری و رضایت مشتری بر وفاداری مشتری اثر معنیداری دارد. |
| ارجیش و همکاران (۲۰۱۲) |
اثر رضایت برند، اعتماد و تعهد برند بر وفاداری و قصد خرید |
کیفیت و ارزش ادراکی بر اعتماد برند مؤثر است. رضایت بر تعهد عاطفی و اعتماد بر تعهد عاطفی و مستمر برند اثر دارد. تعهد عاطفی بر قصد خرید و وفاداری برند مؤثر است. |
| پنجاکیجورنسک (۲۰۱۲) |
استفاده از زنجیره سود خدمات برای یک بیمارستان خصوصی در تایلند |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«ابزار سنجش باید از روایی و پایایی لازم برخوردار باشد تا محقق بتواند دادههای متناسب با تحقیق را گردآوری نماید و از طریق تجویز و تحلیل آنها، فرضیههای مورد نظر را بیازماید و به سوال تحقیق پاسخ دهد. ابزار سنجش و آزمودنهای استاندارد معمولا از روایی و پایایی مناسبی برخوردارند از اینرو محققان میتوانند آنها را با اطمینان به کار گیرند، منظور از روایی این است که مقیاس و محتوای ابزار یا سوالات مندرج در ابزار دقیقا متغیرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد یعنی اینکه هم دادههای گردآوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز تحقیق نباشد و هم اینکه بخشی از دادههای مورد نیاز در رابطه با سنجش متغیرها در محتوای ابزار حذف نشده باشد یا به عبارت دیگر عین واقیعت را به خوبی نشان دهد»(حافظ نیا۱۵۵،۱۳۸۲). «اعتبار: مهمترین معیار درستی سنجش، اعتبار آن است. یعنی سنجش واقعا سنجش همان چیزی باشد که قصد سنجش آن را داریم. سنجش باید از ثبات هم برخوردار باشد یعنی هر گاهان را دوبار تکرار کنند به همان نتایج برسند این ثبات سنجش را پایایی میگویند. البته وقتی سنجش از اعتبار برخوردار نباشد پایاییان هم مناسبتی نمییابد.»(بیکر۱۳۸،۱۳۸۱). «در کاربرد متعارف واژه اعتبار اشاره به این نکته دارد که یک سنجه تجربی تا چه حد معنای واقعی مفهوم مورد بررسی را به قدر کافی منعکس میکند. »(ببی۲۸۲،۱۳۸۴). به طور کلی اعتبار یا روایی یعنی آیا واقعا ما همان چیزی را میسنجیم که مد نظر ماست یا خیر؟ برای افزایش اعتبار سه راه پیش رو داریم که عبارتاند از اعتبار محتوا[۱۲]، اعتبار تجربی یا وابسته به ملاک[۱۳] و اعتبار سازه[۱۴]
 اعتبار محتوا خود به دو قمست اعتبار صوری[۱۵]، اعتبار نمونه ای[۱۶] تقسیم میشود. اعتبار تجربی یا وابسته به معیار به دو قسمت اعتبار همزمان[۱۷] و ناهمزمان یا پیش بینی کننده[۱۸] تقسیم میشود. منظور از اعتبار محتوا یعنی اینکه نمونه رفتار مورد نظر تا چه حد معرف مجموعه مرجع مورد نظر ماست. منظور از اعتبار وابسته به معیار و اعتبار پیش بینی یعنی ابتدا آزمون به عمل میآید و بعد پیش بینی میکنیم که آزمون اعتبار دارد یا نه؟ منظور از اعتبار سازه یعنی اینکه آیا در زیمنه تحقیق تئوری یا نظریه پردازی وجود دارد که با این موضوع همخوانی دارد یا خیز؟ در اعتبار صوری، تحقیق حاضر را به تعدادی از داوران نشان میدهیم و از آنها در مورد تحقیق نظر خواهی میکنیم. در مورد اعتبار نمونه ای، یعنی آیا نمونه مورد بررسی معرف هستند یا درست انتخاب شدهاند یا خیر؟(هومن۱۳۷،۱۳۸۱). در این تحقیق نیز به اساتید مرتبط در رشته مراجعه شد و در مورد سوالات پرسش نامه نظر خواهی گردید.
پایایی تحقیق[۱۹]
«پایایی که در مواردی قابلیت اعتماد نیز به آن اطلاق میشود عبارت است از اینکه آیا هر روش خاصی، هر گاه چندین بار در مورد موضوع واحدی به کار برده شود هر بار نتیجه یکسانی به دست میدهد»(ببی۲۷۲،۱۳۸۴). همچنین «مقصود از پایایی وسیله اندازه گیری آن است که اگر خصیصه مورد سنجش با همان وسیله یا وسیله ای مشابه و مقایسه پذیر با آن تحت شرایط مشابه دوباره اندازه گیری شود نتایج حاصل تا چه حد میتواند مشابه و دقیق باشد و میشود به آن اعتماد کرد وسیله معتبر آن است که دارای ویژگیهای تکرارپذیری و بازیافت پذیری باشد یعنی بتوان آنرا در موارد متعدد به کاربرد و در همه موارد نتایج یکسانی تولید کرد»(ساروخانی۱۴۶،۱۳۸۲). به منظور افزایش پایایی، چهارم روش داریم که عبارتانداز:« آزمون- آزمون مجدد[۲۰]، دو نیمه سازی[۲۱]، اشکال متوازن[۲۲]، ضریب ثابت[۲۳]، پیش آزمون[۲۴]. در روش آزمون- آزمون مجدد ، آزمون را تکرار میکنیم و نتیجه میگیریم که آیا نتایج همان است یا تغییر میکند. در مورد روش دو نیمه سازی، افراد را به دو نیمه زوج و فرد تقسیم میکنیم و بعد از هر کدام آزمون میگیریم و بعد نتایج را با هم مقایسه میکنیم و ضیب همبستگی آنها را محاسبه میکنیم. در تکنیک اشکال متوازن، گروهی را مشخص میکنیم با گروه اصلی(آزمودنی) مشابه باشد و بعدآزمون ها را میسنجیم. در مورد ضریب ثابت، مانند آزمون، آزمون مجدد است و لیکن آزمون بیش از دوبار تکرار میشود و نتایج با هم مقایسه میشود. در مورد پیش آزمون که یکی از مراحل فرایند تحقیق علمی است که معمولا پس از طراحی ابزارهای سنجش و گردآوری اطلاعات انجام میوشد بدین منظور که وقتی محقق ابزار سنجش و گردآوری اطلاعات را طراحی نمود، لازم است آنرا به صورت آزمایشی به مورد اجرا گذارد. نتایج گردآوری شده بعد از اجرای مرحله پیش آزمون به محقق کمک میکند تا اصلاحات لازم را در بخشها و مراحل گوناگون تحقیق را براورده نماید، آیا نتایج حاصله قادر به ارزیابی فرضیهها و پاسخگویی به سوالات تحقیق میباشد یا خیز»(حافظ نیا۱۵۹،۱۳۸۲)برای سنجش پایایی این تحقیق از روش پیش آزمون(pretest) استفاده شده است به این صورت که ابتدا ۲۵ عدد پرسش نامه پر شد که ضریب پایایی تحقیق ۸/۰ برآورد شده است که بیانگر این مسئله است که پرسش نامه مذکور در این تحقیق از اعتبار بالایی برخوردار است.به منظور سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ برای هر کدام از بخشهای پرسشنامه استفاده شد. نتایج در جدول ۳- ۱ آمده است.
جدول (۳-۱): نتیجه شاخص آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی پرسشنامه شاخصهای مورد مطالعه
| متغیر |
آلفای کرونباخ |
| سرمایه فرهنگی نهادینه شده (تحصیلات) |
۰٫۷۸۲ |
| سرمایه فرهنگی تجسم یافته |
۰٫۷۵۰ |
| سرمایه فرهنگی عینیت یافته |
۰٫۷۷۵ |
| عقاید مذهبی |
۰٫۸۳۴ |
| نگرش نسبت به تعدد زوجات |
۰٫۹۲۷ |
نتایج نشان میدهد پرسشنامه مربوط به تمام متغیرها دارای پایایی مطلوب بودهاند.
۳-۸ تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
در این تحقیق، به طور کلی با دو سری از متغیرها روبرو هستیم. اول متغیرهای وابسته و دوم متغیرهای مستقل در ذیل به هر یک از آنها پرداخته میشود: تعریف نظری متغیر وابسته تعدد زوجات: مفهوم تعدد زوجات، همان چندهمسری است که در مقابل تکهمسری، استفاده میگردد. اگرچه «واژهی چندهمسری از حیث ریشهشناسی، چند شوهری یا چند زنی را مشخص نمیکند، اما کاربرد تاریخی و تبادر آن همیشه به مفهوم ازدواج مرد با بیش از یک زن بوده است» (گولد و کلب۵۱۷،۱۹۶۸). لازم به یادآوری است همواره منظور از تعدد زوجات چند زنی نیست بلکه حداقل آن یعنی ازدواج دوم و داشتن همسر دوم در زمان همسر و زوجه اول نیز میتواند مصداق تعدد زوجات باشد. بنابراین، اگر مردی پس از انحلال ازدواج اول در نتیجه طلاق، فسخ و مانند آن مجدداً ازدواج کند مشمول موضوع این پژوهش نیست. البته در اینکه تعدد زوجات، تنها ازدواج دائم را شامل میشود یا خیر، اختلافی است. نظر مشهور این است که تعدد زوجات که به چهار زن محدود شده در ازدواج دائم است، اما محدودیتی در ازدواج موقت نیست (العاملی ۱۳۸۳: ۱۶۵؛ محقق حلی ۱۴۰۳: ۵۱۹؛ نجفی۱۹۸۱: ۸). البته برخلاف نظر مشهور، برخی از فقیهان، تنها ازدواج دائم را برای استیفای عدد شرط نمیدانند بلکه تعدد زوجات را شامل ازدواج موقت هم میدانند (الجبعی العاملی، ۱۴۰۳: ۲۰۶؛ ابن برّاج ۱۴۰۶: ۲۴۳). (به نقل از رضاپور دمیه) تعریف نظری متغیرزمینه ای میزان درآمد «مقدار پول دریافتی ماهیانه ای که افراد در ازای ارائه خدمات ناشی از سرمایه گذاریها (بهره، سود، اجاره )بدست میآورند.»(گیدنز۷۴،۱۳۷۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Sharma, P., Kumar, S., 2011. An Approach for Customer Behavior Analysis Using Web Mining. International Journal of Internet Computing, pp.2231–۲۶۹۶٫ Shugan, S.M. 2006. Editorial-Are Consumers Rational? Experimental Evidence? Marketing Science, 25(1), pp.1–۷٫ Siebert, C. 1996, June. The Cuts That Go Deeper. New York Times Magazine, pp. 20-35. Stevenson, J. S., Bruner, G. C, I. I., & Kumar, A. 2000. Web Page Background ر and Viewer Attitudes. Journal of Advertising Research, 40(1/2), 29–۳۴٫ Tsadiras, A. K., & Margaritis, K. G. 2007. A New Balance Degree for Fuzzy Cognitive Maps. Thecnical Report, Department of Applied Informatics, University of Macedonia, ۵۴۰۰۶٫ Zhang, H., & Liu, D. 2006. Fuzzy Set Theory and Rough Set Theory. Fuzzy Modeling and Fuzzy Control, pp. 1-32. پیوستها پیوست الف پرسشنامه دوره اول با سلام و تشکر خدمت شما برای شرکت و همکاری در تکمیل این پرسشنامه. خواهشمند است سوالات را به دقت مطالعه نموده و به آنها به صورت خواسته شده پاسخ دهید.
 در این پرسشنامه سعی بر بررسی عوامل تاثیرگذار بر روی رفتار کاربر در شبکه اجتماعی شده است. لطفا عاملهای زیر را به دقت مطالعه نموده و در صورتی که آن عامل بر رفتار کاربر در شبکههای اجتماعی تاثیرگذار و مرتبط میباشد آنرا علامت گذاری نمایید.
-
- عاملهای جمعیتشناسی: نرخ رشد جمعیت، نرخ مرگ و زاد و ولد و …
-
- عاملهای اقتصادی: نرخ سود بانکی، نرخ تورم، رکود و …
-
- رفتار اکتشافی: رفتاری است که یک فرد در مواجهه با موقعیت جدید یا یک تغییر موقعیت از خود نشان میدهد.
-
- گرایش به وبسایت شبکه اجتماعی: تمایل فرد به پاسخگویی مطلوب یا غیر مطلوب به یک محرک در وبسایت.
-
- مشارکت: یک حالت انگیزشی است که بهوسیله درک ارتباط اشیاء بر اساس ارزش، منافع و نیازها تحت تأثیر قرار میگیرد.
-
- نیاز به شناخت: به معنای نیاز فرد به درک و معقول سازی دنیای اطراف خود است.
-
- سطح تحریک بهینه: مقدار تحریکی است که افراد در زندگی خود برای انجام فعالیتهای جدید ترجیح میدهند.
-
- چالش پذیری کاربر: کاربر به چه میزان علاقهمند بهقرار گرفتن در موقعیتهای جدید است.
-
- مهارت کاربر: ظرفیت دانایی فرد برای انجام کارها در طول گشتوگذار در وب.
-
- تعامل کاربر با وبسایت شبکهاجتماعی
-
- آسودگی کاربر: میزان راحتی موردنظر کاربر برای کار با وبسایت است.
-
- هزینه مورد تحمل کاربر: قدرت پرداخت هزینه معینی برای کار با وبسایت.
-
- نیاز کاربر به شبکههای اجتماعی
-
- اعتماد کاربر به شبکه اجتماعی
-
- سرگرمی: میزان امکانات سرگرم کننده موجود در وبسایت برای کاربر مانند موسیقی، بازی و …
-
- ارزشمندی اطلاعات: توانایی یک وبسایت در مهیاکردن اطلاعات
-
- اثربخشی اطلاعات: چگونگی فراهم شدن اطلاعات و نوع آنها
-
- سازمان یافتگی اطلاعات: توانایی وبسایت در مرتب کردن محتوا، دادهها و تصاویر است بهنحویکه شفافیت اطلاعات ارائهشده به کاربر را بالابرده و دستیابی کاربران به اطلاعات موردنظرشان را تسهیل نماید.
-
- ساختار وبسایت: نحوه طراحی و قرارگیری عناصر در کنار هم.
-
- قدرت کنترل وبسایت: یک وبسایت چقدر آزادی عمل در اختیار یک کاربر قرار خواهد داد.
-
- دوست داشتنی بودن وبسایت: میزان موردعلاقه و محبوب بودن وبسایت توسط کاربر.
-
- قدرت تحریک پذیری وبسایت: درجهای از قدرت وبسایت برای تحریک کردن کاربر به ادامه فعالیت کنونی یا فعالیت بیشتر در وبسایت است.
در پایان در صورت لزوم عاملهایی را که در لیست بالا آورده نشدهاند را ذکر نمایید: …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. پیوست ب پرسشنامه دوره دوم و سوم با سلام و تشکر خدمت شما برای شرکت و همکاری در تکمیل این پرسشنامه. خواهشمند است سوالات را به دقت مطالعه نموده و به آنها به صورت خواسته شده پاسخ دهید. خواهشمند است روابط بین عاملهایی که در دوره پیش استخراج شد را با علامتهای + و – نشان دهید، اگر رابطه مستقیم بود علامت +، اگر رابطه معکوس بود علامت – و در صورت نبودن رابطه هیچ چیزی ننویسید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰٫۱۱۲
۰٫۵۹۸
۲٫۵۰
۳۸۴
نگرش به قوانین و مقررات اداری
یافته های جدول (۴-۱۱) نشان می دهد همانطور که در جدول نمایش داده شده است در تمامی موارد سطح معناداری کوچکتر از ۰۵/۰ بهدست آمده است. لذا کلیه متغیرهای تحت بررسی غیر نرمال هستند. به عبارتی دیگر داده های تحقق نرمال نیست و برای تحلیلهای آماری که در ادامه آورده شده از آزمون هایی ناپارامتریک استفاده شده است. بنابراین فرض H1مورد تأید قرار می گیرد.
 ۴-۳-۲- ضریب همبستگی اسپیرمن ضریب همبستگی اسپیرمن که به ضریب همبستگی رتبهای (رو) اسپیرمن[۵۲] معروف است، یک ضریب همبستگی بر اساس رتبه (نمرات یا داده ها) است که میزان همبستگی بین دو متغیر در سطح ترتیبی را اندازه گیری میکند. ضریب همبستگی اسپیرمن، که معادل ناپارامتری ضریب همبستگی پیرسون (بر اساس مقادیر واقعی) است، صرفاً همبستگی میان رتبه های دو متغیر در جامعههای با حجم نمونه کم را نشان میدهد (صفری شالی و حبیب پور،۱۳۹۰، ص۴۵۸). در این قسمت به بررسی همبستگی بین متغیرهای تحقیق، با بهره گرفتن از ضریب همبستگی اسپیرمن پرداخته می شود. فرضیه اول: بین میزان برآورده شدن انتظارات اداری و نگرش به قوانین و مقررات اداری رابطه معناداری وجود دارد. جدول ۴-۱۲: ضریب همبستگی اسپیرمن فرضیه اول
نگرش به قوانین و مقررات اداری
برآورده شدن انتظارات اداری
۰٫۴۲۰ ۰٫۰۰۰ ۳۸۴
۱٫۰۰۰ . ۳۸۴
ضریب همبستگی اسپیرمن برآورده شدن انتظارات اداری سطح معناداری نمونه
با توجه به نتایج به دست آمده از جدول ماتریس همبستگی و سطح معناداری(۰۰۰/۰)، می توان گفت که با اطمینان ۹۵/۰ و سطح خطای کوچک تر از ۰۵/۰ بین میزان برآورده شدن انتظارات اداری و نگرش به قوانین و مقررات اداری رابطه معناداری وجود دارد. از طرفی مقدار این رابطه که برابر با ۴۲۰/۰ و در حد متوسط می باشد. بدین معنی که با افزایش برآورده شدن انتظارات اداری، نگرش به قوانین و مقررات اداری نیز تغییر بهبود میکند(مثبت تر میشود). فرضیه دوم: بین کیفیت پاسخگویی کارمندان و نگرش به قوانین و مقررات اداری رابطه معناداری وجود دارد. جدول ۴-۱۳: ضریب همبستگی اسپیرمن فرضیه دوم
نگرش به قوانین و مقررات اداری
کیفیت پاسخگویی کارمندان
۰٫۴۰۰ ۰٫۰۰۰ ۳۸۴
۱٫۰۰۰ . ۳۸۴
ضریب همبستگی اسپیرمن کیفیت پاسخگویی کارمندان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- اداره جلسات مجلس بهشرح مواد این آییننامه
-
- نظارت بر کلیه امور اداری، مالی، استخدامی و سازمانی مجلس
۳- امضاء کلیه احکام استخدامی براساس آییننامه استخدامی کارکنان مجلس و سایر قوانین و مقررات ۴- امضاء کلیه نامههای مربوط به امور قانونگذاری و پارلمانی مجلس ۵- حضور در نهادهای قانونی که رئیس مجلس عضو آنها است. ۶- ارائه گزارش کامل از تصمیمات و اقدامات هیأت رئیسه در رابطه با مسائل مختلف مربوط به مجلس و واحدهای تابعه آن هر سه ماه یکبار به نمایندگان ۷- سایر موارد مذکور در قانون اساسی و دیگر مقررات ماده ۲۲ - وظایف دبیران عبارتند از: ۱ مراقبت در ضبط و تحریر صورت مذاکرات و چاپ و توزیع آنها. ۲-قرائت طرحها و لوایح، پیشنهادها، نوشتهها و مطالبی که باید به اطلاع مجلس برسد. ۳-تنظیم پیشنهادهای واصله از طرف نمایندگان به ترتیب وصول با قید شماره. ۴-ترتیب اجازاتی که نمایندگان در جلسه برای نطق میخواهند، با رعایت حق تقدم و قید شماره ترتیب.
 ماده ۲۳ - وظایف و اختیارات هیأت رئیسه عبارتند از:
-
- مسؤولیت کلیه امور اداری، مالی، استخدامی و سازمانی مجلس
-
- تصویب بودجه پیشنهادی سالیانه مجلس و ارجاع آن به کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس جهت طی مراحل قانونی
-
- مشارکت در تصویب حقوق مالی نمایندگان طبق این آییننامه
-
- انتظام و حفظ انضباط جلسات مجلس
-
- نظارت بر انجام امور مربوط به گزارشها و چاپ و توزیع آنها
-
- تهیه و تنظیم برنامه هفتگی مجلس
-
- مسؤولیت و نظارت بر رعایت اوقات و مهلتهای قانونی مذکور در این آییننامه
-
- دعوت از وزیران و مسؤولان اجرائی و قضائی به مجلس
-
- اعلام مراتب رد اعتبارنامه یا استعفاء نمایندگان به وزارت کشور
-
- بررسی و حل و فصل مسائل و مشکلات کمیسیونها و شعب
-
- حفظ شأن و منزلت و اقتدار مجلس و دفاع از حقوق و جایگاه قانونی نمایندگان
-
- نظارت بر عملکرد نمایندگان منتخب مجلس در هیأتها و مجامع و شوراها و دریافت گزارش آنان.
تبصره - جلسات هیأت رئیسه با حضور حداقل دو سوم اعضاء که رئیس یا یکی از نواب رئیس جزء آنان باشد رسمیت مییابد و مصوبات آن با رأی اکثریت مطلق عده حاضر معتبر خواهد بود. ماده ۲۴ - رئیس مجلس و سایر اعضاء هیأت رئیسه در مورد انجام وظایف محوله در این آییننامه در برابر مجلس مسئولیت مشترک دارند. ماده ۲۵ - هرگاه نمایندگان به کیفیت اداره جلسات یا سایر امور مجلس و نحوه ایفاء وظایف رئیس یا سایر اعضاء هیأت رئیسه معترض باشند، میتوانند طی تقاضای کتبی با امضاء حداقل بیست و پنج نفر و یا به درخواست کمیسیون تدوین آییننامه داخلی مجلس از هیأت رئیسه، تشکیل هیأت رسیدگی به اعتراضات، مرکب از رؤسای کمیسیونهای تخصصی و هیأت رئیسه و اعضاء کمیسیون تدوین آییننامه داخلی مجلس را درخواست نمایند. هیأت رئیسه مکلف است ظرف مدت سه روز نسبت به تشکیل هیأت رسیدگی به اعتراضات، اقدام نماید. هیأت اخیر مکلف است ظرف ده روز با حضور سه نفر از منتخبین معترضین، به موضوع رسیدگی نماید. در صورتی که اکثریت اعضاء هیأت رأی بر عدم صلاحیت فرد مورد اعتراض دادند، عضویت وی در هیأت رئیسه تعلیق میگردد. گزارش هیأت در این باره در جلسه غیر علنی مورد بررسی قرار میگیرد و در اولین جلسه علنی مجلس بدون بحث به رأیگیری گذاشته میشود. در صورت رد عدم صلاحیت، عضو مزبور به کار خود ادامه خواهد داد و در غیر این صورت از سمت خود مستعفی شناخته میشود و حق شرکت در انتخابات مجدد آن دوره را ندارد. تبصره ۱ - هیأت رسیدگی کننده به اعتراض، در ابتدای نخستین جلسه خود هیأت رئیسهای را وفق مقررات مربوط به انتخاب هیأت رئیسهکمیسیونها، انتخاب مینمایند. جلسات هیأت با حضور سه چهارم اعضاء رسمیت مییابد و مناط اعتبار تصمیمات آن، رأی اکثریت مطلق حاضرینمیباشد. تبصره ۲ - نمایندگان معترض و اعضاء مورد اعتراض هیأت رئیسه مجلس، حق رأی در جلسه هیأت رسیدگی کننده به اعتراضات را ندارند. تبصره ۳ - رسیدگی فوق مانع از انجام وظایف قانونی کمیسیون اصل نودم (۹۰) قانون اساسی نسبت به طرز کار مجلس خواهد بود و نمایندگان میتوانند از آن طریق نیز نسبت به عملکرد هیأت رئیسه نظارت و پیگیری نمایند. ۲-۵-۳- شعب و کمیسیونها ۲-۵-۳-۱- شعب ماده ۲۷ - هر یک از شعب برای تمام دوره نمایندگی رسمیت دارند و وظایف و اختیارات آنها عبارتند از: ۱- رسیدگی به اعتبارنامهها ۲- تعیین اعضاء کمیسیون تحقیق ۳- تعیین اعضاء کمیسیون تدوین آییننامه داخلی مجلس ۴- بررسی و تشخیص صلاحیت نامزدهای عضویت درکمیسیونهای تخصصی مجلس ماده ۲۸ - هر یک از شعب موظفند صورتجلسات خود را با قید اسامی حاضرین و غایبین و تاخیرکنندگان به وسیله دبیر شعبه تنظیم و تقدیم هیأت رئیسه مجلس نمایند. ۲-۵-۳-۲- کمیسیونها ماده ۲۹ - مجلس دارای کمیسیونهای خاص شامل کمیسیون تحقیق، تدوین آییننامه داخلی مجلس، اصل نودم (۹۰)، و کمیسیونهای تخصصی با محدوده وظایف مشخص به شرح مواد این آییننامه خواهد بود. تعداد اعضاء کمیسیون تحقیق و کمیسیون تدوین آییننامه داخلی مجلس هر کدام پانزده نفر و سایر کمیسیونهای خاص و تخصصی بنا به تشخیص هیأت رئیسه و رؤسای شعب دارای حداقل نوزده و حداکثر بیست و سه نفر عضوخواهند بود. کمیسیونهای خاص ۱ - کمیسیون تحقیق ماده ۳۰ - به منظور بررسی اعتبار نامههایی که توسط شعب مورد تأیید قرار نگرفته و یا از سوی نمایندگان مورد اعتراض واقع شده است هر یک ازشعب موظفند پس از تعیین هیأت رئیسه خود، بلافاصله دو نفر از اعضاء خود را که آگاهی بیشتری به مسائل حقوقی داشته و از صلاحیت لازم برخوردار باشند بهعنوان اعضاء اصلی و علیالبدل کمیسیون تحقیق انتخاب نمایند و نتیجه را به هیأت رئیسه گزارش تا در جلسه علنی قرائت گردد. ۲-کمیسیون تدوین آییننامه داخلی مجلس
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶۹)تا چه میزان دولت مقصد برای حضور غرفهداران حمایت سیاسی را به عمل آوردند.

۷۰)تا چه میزان دولت مقصد از نظر مالی و اقتصادی برای شرکت کنندگان حمایت لازم را به عمل آورند.
۷۱) تا چه میزان تنها راه ادامه حیات اقتصادی صادرات است. ۷۲)تا چه میزان نمایشگاهها به عنوان یک ابزار بازاریابی، توسعه صادرات را به ارمغان میآورند.
۷۳) تا چه میزان نمایشگاهها میتوانند در توسعه صادرات و پیشبرد علم ودانش تاثیرگذار باشند.
۷۴)تا چه میزان تبلیغات برای برگزاری نمایشگاه در خارج از مرزهای ملی در توسعه صادرات تاثیرگذاراست.
۷۵)تا چه میزان ایجاد رقابت بین تولیدکنندگان از اثرات مفید برپایی نمایشگاه است.
۷۶) تا چه میزان در کشورهای جهان سوم پایین بودن تکنیک تولید در کیفیت محصولات تاثیرگذار است.
۷۷) تا چه میزان کشورها برای توسعه صادرات خود باید کیفیت محصولات را مدنظر داشته باشند
۷۸)تا چه میزان نمایشگاهها فروش یک شرکت را تحت تاثیر قرار می دهند. ۷۹)تا چه میزان نمایشگاهها را میتوان به عنوان ابزاری برای افزایش سطح فروش استفاد کرد. ۸۰)تا چه میزان نمایشگاهها توانایی کاهش چرخه فروش و دستیابی به خریداران ناشناخته را دارند.
۸۱)تا چه میزان نمایشگاه، مکانی برای شناخت بهتر مشتریان احتمالی و فعلی است. ۸۲) )تا چه میزان نمایشگاهها موقعیت شرکتها را در بازار تثبیت می کنند.
۸۳) تا چه میزان از دستاوردهای حضور در نمایشگاه قرار دادن مشتری در مسیر چرخه فروش است. ۸۴)تا چه میزان ارائه محصولاتی با کیفیت در گرو درک عمیق از نیازهای مشتریان است. ۸۵)تا چه میزان نمایشگاهها فرصتی مناسب جهت تبادل اطلاعات و تجربیات تکنولوژی را فراهم می آورد. ۸۶) تا چه میزان پیش شرط لازم برای رسیدن به هدفهای نمایشگاه در نظر داشتن ابعاد آموزشی است. ۸۷) تا چه میزان نمایشگاهها محلی برای مبادله اطلاعات، دانش و تکنیک تولید میباشند. ۸۸) تا چه میزان شرکتها با حضور در نمایشگاهها و فراگیری اطلاعات جایگاه خود را در بازارهای جهانی بهبود می بخشند. ۸۹)تا چه میزان نشان تجاری ارزشمند برای یک شرکت باعث وفاداری مصرف کنندگان می شود. ۹۰)تا چه میزان نشان تجاری شرکتها باعث قدرت بیشتر آنها در صحنه رقابت می شود. ۹۱)تا چه میزان نام و نشان تجاری شرکت، یک دارای اصلی و بادام برای آن محسوب می شود. ۹۲) تا چه میران یکی از منابع ایدهیابی محصولات، نمایشگاه است.
۹۳)تا چه میزان اولین قدم در شرکتها برای محصولات جدید، جستجوی ایدههای جدید است. ۹۴)تا چه میزان نمایشگاهها با ایجاد رقابت بین تولیدکنندگان باعث ارتقا سطح تولید می شود. ۹۵)تا چه میزان حضور شرکتها در نمایشگاهها بر بازده دارایی آنها تاثیرگذار است.
پیوست ۲ – خروجی نرم افزار SPSS Scale: ALL VARIABLES
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با وجود این مشکلات، صولت الدوله بار دیگر سیاست دولت مرکزی را جویا شد زیرا مجاهدین بوشهر از او به عنوان یک رهبر قدرتمند انتظار کمک داشتند و تلگرافهایی که دراین ایام وی نوشته است مؤید این مطلب است که او تصمیم داشته تا در موقعیت مناسب با رضایت دولت مرکزی بر ضد انگلستان وارد جنگ شود. نمونهای از این تلگرافات آورده میشودکه به شرح زیر مخابره کرده: «ساحت مقدس مجلس دارالشورای کبری تشدید الله ارکانه البته اوضاع بوشهر و دشتستان را به خوبی مشتحضر میباشند. اول بهار که شروع به اوضاع جنوب شد هیجان خلق و احکام حجج اسلام راب ه ملت ودولت عرض نموده و برای خود تکلیف خواست. حکم و تأکید در حفظ بیطرفی فرمودند با این که کمال اشکال را داشت به هر نحو بود اوامر دولت را به انجام رسانیده حال حکم جهاد از عموم حجج اسلام رسیده ومردم هم در هیجان میباشند که امکان جلوگیری نیست. کابینه هم که مدتها است منحل شده است وکلای محترم که زمام ملت را در دست داشته حالا که کابینه البته زمام ملت ودولت هر دو را دردست دارند استرجام مینمایند که جواب فوری و تکلیف قطعی بنده را معین فرمایند والا رشته امور بالمره از کف خواهد رفت.[۱۹۹]
 پس از اشغال بوشهر توسط انگلیسها، هنگامی که مردم جنوب علیه آنان بسیج میشدند صولت الدوله اسماعیل قشقایی نیز طی موافقت نامه و اتحادی که با وساطت آقای احمد اخگر با ژاندارمری بست قسم به کلام الله مجید یاد کرد که بر علیه دولتین جداً اقدام نموده و ۱۵۰۰ نفر سوار و پیاده بالفور به چغارک بفرستد که تلگراف آقای اخگر از کازرون به شیراز به شماره ۱۱۱ تأیید این اتحادیه میباشد. از کازرون به شیراز- نمره تلگراف ۱۱۱ دولتی ۱۴ جدی شیراز مقام منبع نیابت ایالت جلیله عظمی که به ریاست محترم ژاندارمری کمیته حافظین استقلال ایران کمیته مقدس ایالتی جراید استقلال جام جم حیوه تا زیانه انتقام از نتیجه مذاکرات امروز با حضرت سردار عشایر دامت شوکته برای ائتلاف ما بین ژاندارمری و ایل قشقایی برای خدمت به وطن مقدس و جنگ با روس و انگلیس حضرت سردار به کلام الله مجید قسم یاد فرمودند و از طرف اداره ژاندارمری نیز این بنده سلطان احمد مراسم تحلیف به عمل آورده این بنده سالار نصرت هم از طرف نیابت ایالت جلیله و عموم ملت فارس اطمینان به مساعدت کامل دادم علی الفور حضرت سردار امر به جمع آوری یک هزار و پانصد نفر فرمودند که به سرکردی فرزند رشیدشان مقدمت الجیش روانه بوشهر و خود ایشان متعاقباً با عده کثیری حرکت فرمایند…»[۲۰۰] در تلگرافی از شیخ جعفر محلاتی به شیراز از ورود عدهای سوار و پیاده از طرف سردار عشایر خبر داد باعث امیدواری مجاهدین شده. این نیرو تحت لوای محمدخان کشکولی بوده که در مسیر خود به حل اختلافات منطقه خشت کمک کرده و سپس عازم برازجان میشود. بنابراین، این اقدامات خوانین تابع او به معنای حمایت تلویحی وی از نهضت جنوب میباشد یعنی از سویی خود را همسو بادولت، بیطرف نشان میدهدو از سوی دیگر به بعضی از بستگان خود دستور میدهد به مجاهدین جنوب کمک برسانند و در کل سیاست انتظار در پیش میگیرد.[۲۰۱] این شیوه از تجربه و تفکر سیاسی صولت الدوله نشأت میگرفت همان طور که فن میکرش نوشته: «او طبیعتاً مردی محتاط بود. بیگدار به آب نمیزد. قبل از اینکه دست به کاری بزند با تأمل اوضاع را بررسی میکرد.»[۲۰۲] چنین سیاستی منافع بسیاری برای صولت الدوله و نهضت جنوب داشت. او اگر آشکارا با انگلیس مخالفت میکرد، رقبای ایلی و خانوادگیاش تقویت میشدندو اداره ایل به آنان سپرده میشد و ایل آشکارا در مقابل نهضت قرار میگرفت ولی تا زمانی که ایل قشقایی موضع رسمی اعلام نکرده بود، تهدیدی جدی برای نیروهای انگلیسی به شمار میرفت و آنها همیشه حضور ایل قشقایی را به عنوان حضور خصم احساس میکردند و این عدم سازش همیشگی بود که انگلیس را از تسلط مطلب بر جنوب بازداشته بود.[۲۰۳] چنین سیاستی یک جنگ اعلام نشده بود همانطور که رکن زاده آدمیت از زبان صولت الدوله به انقلابیون چنین آورده است: «من باطناً با عقاید شما همراه هستم اما ظاهراً نمیتوانم به شما مددی برسانم ولی سعی خواهم کرد که اگر مددی نتوانم کرد ضرری هم نرسانم تا بعداً چه پیش آید.»[۲۰۴] اما سیاست منطقهای صولت الدوله بر مبنای کشمکش با مخبرالسلطنه و همگامی با قوام الملک استوار بود و حتی در اواخر شهریور ۱۲۹۴ ش (ذی قعده ۱۳۳۳ ق) به روسیه وانگلیس متمایل شد تا در صورت امکان، انتظام جنوب را به عهده بگیرد.[۲۰۵] اما با غزل مخبر السلطنه، صولت الدوله به هدفش نرسید. چون نصرت السلطنه پسر مظفر الدین شاه حاکم ایالت و قوام الملک، نایب الحکومه معرفی شدند و صولت الدوله عملاً مشاهده کرد که اقداماتش به نفع قوام الملک تمام شد ودیگر به همکاری با قوام الملک پایان داد.[۲۰۶] این جریان همزمان بود با فشار آلمان و طرفداران ایرانی آنها برای صولت الدوله جهت ورود او به جنگ در زوهای آغازین مهرماه ۱۲۹۴ ش که ایل قشقایی از سردسیر به گرمسیر (قشلاق) در حرکت بود، زایلو مجدداً خود را به صولت الدوله رساند و مذاکرات دوستانهای انجام دادند.[۲۰۷] به نظر میرسید با ورود ایل به قشلاق که به میادین جنگ جنوب نزدیک بود صولت الدوله عملاً وارد جنگ شود اما این حدس و گمانها با افتادن تهران به دست نیروهای طرفدار متفقین عملی نشد و در آبان ماه ۱۲۹۴ ش حادثه مهمی رخ داد که مسیر جریانات عوض شد و این حادثه، کودتای ژاندارمری بود.
۲ – ۲ – ۳ – ۱ کودتای ژاندارمری
برخلاف پیروزیهایی که متفقین در ایران به دست آورده بودند، در آبان ماه ۱۲۹۴ ش در فارس اوضاع به نفع نیروهای مخالف متفقین پیش می رفت. در ۱۸ آبان ژاندارمری به فرماندهی یاورعلی قلی خان به همراهی دموکراتهای شیراز با نام «کمیته حافظین استقلال» بر قوام الملک و انگلیسیها شوریدند و اتباع انگلیسی و کنسول آ» کشور را به اسارت گرفتند. سلطان مسعود خان که مأمور دستگیری آنها بود با عبارت «به نام ملت نجیب و اصیل ایران، میجر الکوثر قونسول انگلیس را توقیف میکنم.»[۲۰۸]دستور خود را اجرا کرد و این افراد به تنگستان فرستاده شدند[۲۰۹] در چنین روزی قوام الملک تحت فشار قرار گرفت تا با انقلابیون همکاری کند اما مقاومت کرد و جنگ داخلی آغاز شد. واسموس نیز در این زمان در شیراز حضور داشت و نیروهای ناصر دیوان کازرونی نیز وارد شیراز شده بودند.[۲۱۰] جنگ مدت ۱۲ روز ادامه داشت. دراین حوادث هر دو طرف از صولت الدوله انتظار کمک داشتند. قوام الملک به خاطر دوستی و حمایت یک سالهای که برای مقابله با مخبرالسلطنه با او داشت و مجاهدین به خاطر دوستی و حمایت سنتی صولت الدوله از آنها. قوام منتظر کمک دولت وصولت الدوله بود.[۲۱۱] اما صولت الدوله درتماسی که سلطان احمد اخگر با او داشت به مجاهدین اطمینان داد[۲۱۲] سرانجام قوام پس از شکست، شیراز را ترک کرده و ژاندارمری کنترل شهود را بدست گرفت. دست اندرکاران کودتا، نصیرالملک را نایب الحکومه کردند دولت آنگونه که گفته شد نصرت السلطنه پسر کوچک مظفرالدین شاه را به جای مخبرالسلطنه به والی گری فارس برگزید. چنانکه گفته شد هم قوام الملک و هم مجاهدین از صولت الدوله انتظار کمک داشتند. اودر عدم همکاری با قوام الملک مصمم بود و هیچ هماهنگی با قوام الملک نداشت و آنچه او رادر کمک به مجاهدین مردد ساخته بود پیروزیهای انگلیسیها در ایران بود و در ابتدا آشکارا خود رادرگیر ننمود و به بهانه سر و سامان دادن به نابسامانیهای طایفه دره شوری به اطراف ممسنی رفت و در کازرون اردو زد اما حافظین استقلال که در اوج پیروزی بودند، سلطان احمد اخگر فرمانده ژاندارمری بوشهر را برای جلب کمک صولت الدوله به کازرون فرستادند و به اتفاق سردار نصرت حاکم کازرون و منتصر الملک، صولت الدوله را ملاقات و موفق به امضای پیمانی دو مادهای شدند که طبق آن صولت الدوله پذیرفت که:
-
- بر ضد دولتین اقدام نموده، فی الفور ۱۵۰۰ نفر سوار و پیاده به جبهه بوشهر (چغارک) بفرستد.
-
- با ژاندارمری متحد و بادوست آن دوست و با دشمن آن دشمن باشد.[۲۱۳]
طبق این عهدنامه قرار شد اتحادیهآی از ایل قشقایی و ژاندارمری برای جنگ با متفقین ایجاد شود و سردار عشایر دستور تجمع ۱۵۰۰ سوار را صادر کند که تحت سرپرستی فرزند ارشدش ناصرخان برای کمک به مجاهدین جنوب اعزام شوند و پس از آن سردار عشایر شخصاً به آن سو حرکت کند. احتمالاً اعزام تعدادی سوار از طرف سردارعشایر که در محرم ۱۳۳۴ ق وارد برارجان شدند در چارچوب این قرارداد بوده.[۲۱۴] بدین گونه مجاهدین با اطمینان از صولت الدوله به مقابله با رقیب پرداختند. انتظار قوام الملک از صولت الدوله بیفایده بود و شواهد حاکی از هماهنگی با مجاهدین بود. صولت الدوله پس از تسلط مجاهدین و حافظین استقلال بر شیراز، در نامهای به کنسول انگلیس در بوشهر از مداخله در امور ایران انتقاد و آنان را مسبب بینظمی در ایالت فارس دانست و خواستار خروج آنها از بوشهر شد.[۲۱۵] قوام الملک که از حمایت صولت الدوله ناامید شده و برای استمرار از انگلیسیها عازم لار و بندر لنگه شده بود مابرلی در این باره آورده : «قوام امیدوار بود که صولت الدوله را به طرفداری از خود و علیه ژاندارمری وارد عمل کند، بنابراین تقاضا کرد که با یک نیروی مشترک، ژاندارمری را مورد حمله قرا ردهند ولی صولت الدوله از او پشتیبانی نکرد.» اما قوام با حمایتی که از سوی انگلیسیها از او میشد در مسیر بازگشت که مصادف با آغاز سال ۱۲۹۵ ش بود، نیروهای ژاندارمری ودموکراتها را در منطقه لارستان شکست داد. در همین زمان اقدامات آلمانیها نیز درایران با شکست مواجه شده بود[۲۱۶] ودر نیروهای ایرانی هوادار آنها و حوادث فارس تأثیر به سزایی گذاشت. با این شکست کار ژاندارمری تمام شد و با آشفته شدن اوضاع برخی از هم پیمانان آنها به دشمن پیوستند.[۲۱۷] و همچنین افزایش فشار دولت مرکزی در جهت سرکوب ژاندارمری، همراهی تلویحی قشقایی را به تدریج به نوعی روی ردانی صریح مبدل ساخت و صولت الدوله یکی از تلگرافهای دولت مرکزی مبنی بر حفظ نظم جنوب را به اردوی ژاندارمری و نیروهای مخالف انگلیس فرستاد و از آنان خواست صحنه را ترک کنند و راهی شیراز شوندو خودصولت الدوله زمانی که قوام الملک نیرویی فراهم آورده و به سمت لاز در حرکت بود، علناً با ژاندارمری مخالفت کرد و با سپاهیانش به قوام الملک پیوست. به هر حال صولت الدوله که تا ماه مارس / جمادی الثانی از همکاری با قوام خودداری کرده و حتی در بعضی مراحل به حمایت ژاندارمری با قوام وارد شیراز شد. نصرت السلطنه که قرار بود به ایالت فارس بیاید، طی تلگرافی صولت الدوله را مسئول امنیت فارس شناخت و سپهسالار نیز طی تلگرافی، رسمی بودن قدرت صولت الدوله و قوام را تأیید نمود. بهنظر میرسد که صولت و قوام خواهان این بودند که حکومت مرکزی یکی را به عنوان والی به فارس نفرستد و خود آنها مسئول حفظ نظم در فارس باشند.[۲۱۸] شاید بتوان مجموعه عوامل زیر را دلیل چرخش و تغییر موضع صولت دانست:
-
- شکست های پی در پی آلمانیها در جبهههای جنگ و تغییر شرایط به نفع متفقین و پیشروی نیروهای روسی به طرف مرکز ایران
-
- کمکهای انگلیس به قوام الملک و تبلیغات شکننده آن در جامعه آن روز
-
- ضعف فزاینده و فروپاشی ژاندارمری از درون
-
- تغییر دولت مرکزی و به قدرت رسیدن محمدولی خان سپهسالار اعظم که در جنگ متفقین قرار داشت و با قشقاییها نیز روابط حسنه داشت.[۲۱۹]
آنچه بر موارد فوق به نظر میرسد صولت الدوله با این چرخش در پی آن بود تا از نفوذ بیش از پیش انگلیس جلوگیری کند.[۲۲۰] در واقع این تغییر موضع صولت الدوله را میتوان یک معامله سیاسی تعبیر کرد و او توانست موقعیت ایلخانی گری خود را برای آینده حفظ کند.[۲۲۱] در این زمان حبیب الله خان قوام الملک پس از ۷ ماه و نیم نایب الحکومگی فارس در حین شکار از اسب افتاد و مرد و پرش ابراهیم خان با لقب قوام الملکل جانشین پدر شد اما انگلیسیها از وضع جدید راضی نبودند. چون از نظر آنها ابراهیم قوام الملک بیتجربه و تا حدی خود رأی و تحت تأثیر انقلابیون بود و ممکن بود تحت تأثیر صولت الدوله قرار گیرد، از سوی دیگر انگلیسیها نیز به صولت اعتمادی نداشتند بنابراین هیچ کدام از این دو (ابراهیم قوام و صولت الدوله) برای انگلیسیها قابل اعتماد نبودند. پس از اینکه صولت و قوام وارد شیراز شدند صولت الدوله در اعلامیهای خطاب به اهالی شهر اعلام کرد با اردوی خویش به کنار شهر آمده و برای نظم و آرامش و تهیه آذوقه آنها میکوشد. او از مردم خواست تا نظم را رعایت و گذشته را فراموش کنند و صدمات وارده راجبران نمایند.[۲۲۲] در بهار سال ۱۲۹۵ ش اوضاع ایران به نفع متفقین بود. دولت انگلیس علاوه بر در دست گرفتن اوضاع ایالت فارس (با توجه به عدم اعتماد به قوام و صولت) ، قدم دیگری نیز برداشت و آن شکل گیری پلیس جنوب به فرماندهی ژنرال سرپرستی سایکس بود. [۲۲۳] که در بخش بعدی اشاره خواهد شد، همچنین انگلیسیها ، عبدالحسین میرزا فرمانفرما، حاکم کرمان که از طرفداران متفقین بود را برای حکومت فارس برگزیدند.[۲۲۴]فرمانفرما همین که فرمان حکومت فارس را دریافت کرد سرداد معتضد را به فارس فرستاد. سردار معتضد در حکومت اولیه فرمانفرما در فارس لقب بهجت الملک داشت و ناسب الحکومه بود. وی در ۲۶ رجب وارد شیراز شد. اومردی خودخواه و متکبر بود. فرمانفرما به اتفاق ژنرال سایکس از تهرانحرکت کرد. صولت الدوله برای پیشواز او به آباده رفت و فرمانفرما برای انتصاب صولت الدوله به ایلخانی گری مبلغ قابل توجهی معادل ۱۰ هزار لیره از صولت الدوله مطالبه کرد که صولت الدوله از پرداخت چنین باجی امتناع ورزید یا به عبارتی دیگر پس از دیدرا از فرمانفرما و انجام مذاکراتی، صولت الدوله دریافت که قصد دستگیری او رادارند همین که او از پیش فرمانفرما بیرون آمد، با شتاب خود را به شیراز رسانید و پیش قوام الملک رفت و به او پیشنهاد کرد که برای برکناری فرمانفرما اقدام نمایند و جبهه مخالفی علیه او تشکیل دهند. به همین خاطر مجلسی در باغ حسین آباد متعلق به عطاء الدوله تشکیل شد و پس از مذکرات بسیار تلگرافی به تهران مخابره کردند و عزل فرمانفرما را از حکومت فارس خواستار شدند . تهران در پاسخ آنان تلگراف کرد که عزل فرمانفرما ممکن نیست زیرا با توافق سفارت انگلیس این انتصاب صورت گرفته. فرمانفرما نیز در چنین شرایطی مصلحت ندانست و از «ده بید» به «آباده» عقب نشست و با برقراری تمای با قوام الملک و دادن اطمینانهایی به وی و نیز با تهدیداتی که از مرکز به صولت الدوله صورت گرفت زمینه برای ورود او به شیراز فراهم شد و فرمانفرما به اتفاق سایکس در سه شنبه ۱۶ اکتبر ۱۹۱۶ / ۲۴ مهر ماه ۱۲۹۵ ش در حالی که قوام و جمعی از معاریف و اعیان شهر تا چند کیلومتری به استقبال آمده بودند به شیراز وارد شد و سردار عشایر بدون تظاهر به هر گونه احترام به حکمران جدید از شیراز خارج شد و به میان قبیله خود رفت.[۲۲۵] سرانجام مرحله اول جنگ که دوره کشمکش و ارزیابی قدرتهای رقیب بود با پیروزی متفقین خاتمه یافت. کانونهای قدرت در کناره ساحل سرکوب شد و حکومت بنادر به احمدخان دریابیگی که با انگلیسیها هماهنگ بود سپرده شد، در شیراز مخبرالسلطنه عزل شد، ژاندارمری در فشار قرار گرفت و انقلابیون شیراز تارومار شدند و تنها ایل قشقایی به رهبری صولت الدوله پیروی از سیاست بیطرفی دولت مرکزی توانست موقعیت خود را حفظ کند. مرحله دوم جنگ که دوران حاکمیت مطلق متفقین در ایران بود از مارس ۱۹۱۶ م/ جمادی الثانی ۱۳۳۴ ق آغاز و تا مارس ۱۹۱۷ م/ جمادی الثانی ۱۳۳۵ ق به طول انجامید که با توجه به تشکیل پلیس جنوب در اواخر مرحله اول، انگلیس در مرحله دوم جنگ در قالب پلیس جنوب، وارد میدان نبرد در ایران شد. دراین زمان دولت سپهدار سقوط کرد و حسن وثوق الدوله تا پایان این مرحله که با پیش آمد انقلاب روسیه وضع دگرگون شد بر سر کار بود.[۲۲۶]
۲-۲ – ۳ – ۲ صولت الدوله و پلیس جنوب
انگلیس از زمانی که قرارداد ۱۹۰۷ را با روسیه منعقد کرد و حتی قبل از آن به فکر سلطه نظامی در جنوب ایران بود اما رقابت روسیه و مواضع دخلی ایران این اجازه را به روسیه نمیداد. استعمارگران انگلیسی ابتدا به تأسیس و تقویت ژاندارمری تلاش کردند تا به امیال خود جامه عمل بپوشانند و نیرویی نظامی در جنوب ایران برای موازنه در مقابل نیروهای روسی قزاق در شمال ایران، تشکیل دهند اما در جنگ جهانی اول این نیروها (ژاندارمری) به مخالفان جدی انگلیس تبدیل شدند و انگلیسیها را به این نتیجه رسانید که ژاندارمری با اهداف آنها همخوانی ندارد. انگلیس نیز با قطع کمک مالی، ژاندارمری را ازهم پاشاند و در اثنای جنگ و پس از قرارداد ۱۹۱۵ با توافق با روسیه طرح تأسیس نیرویی نظامی تحت نظارت افسران انگلیسی را پی ریزی کرد.[۲۲۷] اما استقرار یک نیروی نظامی خارجی، احساسات ضد انگلیسی را در جنوب ایران برمیانگیخت و انگلیسیها بر آن شدند از یک نیروی ایرانی استفاده کنند. برای استفاده از قدرتهای محلی، دو قدرت قابل ذکر وجود داشتند یکی از آنها ایل قشقایی بود که از دیر باز و بخصوص پس از به قدرت رسیدن صولت الدوله با انگلیسی ها مخالف بودند و دیگری ایل خمسه بود که در این زمان به طور یکپارچه از قوام اطاعت نمیکردند و خود قوام نیز برای انگلیسی ها چندان قابل اعتماد نبود. بنابراین لازم شد که نیرویی به ظاهر ایرانی تشکیل شود که فرماندهی آن در در دست انگلیسیها باشد.[۲۲۸] از جانب دیگر وثوق الدوله که دراین ایام مأمور تشکیل کابینه جدید به جای صمصام السلطنه گردیده بود، با امضای قرارداد ۱۹۱۹ م موافقیت خود را مبنی بر دایر شدن پلیس جنوب در فارس و کرمان صادر میکند و بدین ترتیب انگلیسیها را در اجرای اعمال شومشان یاری میکند و بدین نحو پلیس جنوب مرکب از ۲ بریگاد که یکی در فارس و دیگری در کرمان تشکیل می شود. گرچه به ظاهر دولت انگلیس «حفظ امنیت راه های تجاری جنوب» از شیراز تا بوشهر را علت اصلی تشکیل این نیرو عنوان نموده، چنانکه «کرزن» در مجلس اعیان انگلیسی طی نطقی اعلام داشت «این نیرو تحت ریاست قوای هندی-ا نگلیسی برای حفظ انتظامات در ایالت جنوبی و شرقی فارس، یزد و کرمان بود» ولی در باطن امر دولت انگلیس اهداف زیر را با تشکیل این نیرو دنبال میکرد:
-
- حفظ نفوذ امپراتوری خویش در جنوب ایران و گسترش سلطه خود بر مناطق تحت اشغال جهت حفظ منافع و مصالح استعماری خویش
-
- سرکوبی نیروهای آزادی خواه و عشایر که علیه دخالت و حضور انگلیس در این منطقه قیام نموده بودند.
-
- جایگزینی آن به جای ژاندارمری
-
- جلوگیری از اقدامات و تحریکات دول اروپایی در ایران در اثناء جنگ جهانی از جمله مقابله با گسترش نفوذ سیاسی و نظامی آلمان در ایران.[۲۲۹]
انگلیسیها برای تشکیل این نیرو ابتدا میبایست اختلاف نظرهای داخلی خودشان را حل میکردند. وزارت خارجه، سفارت انگلیس در تهران و وزارت جنگ و حکومت نایب السلطنه انگلیس در هند در مورد اداره این نیرو و چگونگی شکلگیری و همچنین چگونگی حضور آن در ایران با هم اختلاف شدید داشتند.[۲۳۰] البته مقدمات تشکیل نیرو در مذاکرات حبیب الله خان قوام و سرپرسی سایکس – نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس و بین النهرین- مطرح شده بود و بر مبنای این مذاکرات، قرار شد که سایکس به وسیله یک نیروی متحد نظامی و پول و مهمات، به قوام الملک کمک کند تا وی بتواند شیراز را از دست ژاندارمری خارج سازد. سایکس در ۱۶ مارس ۱۹۱۶ / جمادی الثانی ۱۳۳۴ وارد بندرعباس شد ودست به استخدام افراد زد[۲۳۱] و در صفر ۱۳۳۵ نیروی پلیس جنوب تشکیل شد. وظیفه بریگاد (هنگ) مستقر در فارس از همه مشکل تر بود چرا که آنها میبایست با یک نیروی مقتدر و بسیار قوی به نام «ایل قشقایی» دست و پنجه نرم میکردند. در هر صورت بعد از تشکیل پلیس جنوب، قوای انگلیسی به شیوه مرموزانهای، سرکوبی مبارزین و مخالفین را سرلوحه کار خود قرار داده و درگسترش نفوذ خود در جنوب ایران، اقدامات جدیدی را پیاده نمود و با انواع لطایف الحیل درصدد برآمدند جنوب ایران را عرصه تاخت و تاز خود قرار دهند. بدین منظور در انجام چنین مأموریتی، وجود احرار جنوب از جمله کرمان قشقایی همچون سدی نفوذ ناپذیر مانع رسیدن آنها به اهداف خود بودند.[۲۳۲] قحطی ناشی از جنگ و خرابی اوضاع معیشت مردم باعث شده بود که بسیاری از روی ناچاری به صفوف پلیس جنوب ملحق شوند. اما ستون اصلی نیروهای پلیس جنوب را همان افراد ژاندارمری تشکیل میدادند که مجبور شدند به خاطر دریافت منظم مستمریهای خود تحت پوشش پلیس جنوب در آیند.[۲۳۳] پس از اینکه انگلیسیها پلیس جنوب را در فارس ایجاد کردند، فرمانفرما که تا آن موقع با قدرتهای محلی از در حماسات درآمده بود، سیاست دیگری در پیش گرفت و درصدد برآمد که نفوذ صولت الدوله رادر ایل قشقایی تعیف کند. وی از جمله سعی کرد با انتصاب علی خان سالار حشمت برادر ناتنی صولت الدوله به حکومت کازرون در منطقه ممسنی که صولت الدوله در آنجا املاکی را از معین التجار اجاره کرده بود، ایجاد دردسر کند ولی علی خان این پیشنهاد را رد کرد[۲۳۴] همچنین تلاش فرمانفرما در استفاده از محمد علی خان کشکولی بر علیه صولت الدوله یکی از جدیترین اقداماتی بود که وی در این زمینه به عمل آورد ولی باز هم شکست خورد.[۲۳۵] عملکرد نظامی پلیس جنوب را بر اساس درگیریهای آن با ایلات و عشایر فارس میتوان به شرح زیر تقسیمبندی کرد:
-
- آغاز درگیری با ساکنان روستاها و ایلات مجاور آن در منطقه کرمان که به بهانه حمایت آنان از آلمانیها انجام گرفت. مانند درگیری با مردم سعید آباد و ایل بچاقچی در ۱۹ شوال ۱۳۳۴ / ۱۹ اوت ۱۹۱۶٫
-
- حمله به ایلات کوچک و منفرد به منظور آشنا ساختن نیروهای هندی پلیس جنوب با ویژگیهای خاص منطقه و نحوه مبارزه جنگجویان یالی و حمله به روستاهای کوچک که غالباً به اتهام همراهی یا پناه دادنبه افراد ایلات به مجازات میرسیدند. مانندحمله به افراد ایل کردشولی و روستای کافتر در ۳ رمضان ۱۳۳۴ و نیز به منظور اعلام برتری قوا و ایجاد رعب و وحشت از اقتدار پلیس جنوب در اذهان مردم جنوب ایران.
-
- درگیری جدی و وسیع با ایل قشقایی که با بهانهای بسیار کوچک و ساده آغاز شد . به منظور سرکوب مقتدرترین و بزرگترین ایل جنوب ایران، بدان امید که سرکوب این ایل راهگشای تسلیم و انقیاد سایر ایلات و ساکنان جنوب ایران باشد.
- ایجاد درگیریهای قومی و قبیلهای میان ایلات و حمایت نظامی از یک گروه برای سرکوب سایر گروهها.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به تاریخ و شیوههای مبارزه بشر با پدیده جرم، جرم شناسان پیشگیری از جرم را به دو گونه پیشگیری کیفری و پیشگیری غیرکیفری تقسیم کردهاند، اصطلاح پیشگیری از جرم در معنای وسیع خود شامل اقدامات کیفری و غیرکیفری برای خنثی کردن عوامل ارتکاب جرم و کاهش بزهکاری میشود ولی در مفهوم مضیق پیشگیری فقط تدابیر غیرکیفری را شامل میشود.
 پیشگیری از جرم از جمله مسائلی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان و حقوقدانان داخلی را به خود معطوف ساخته است. و در این راستا به صورت جسته و گریخته از سوی سازمانهای قضائی راهکارهایی در جهت پیشگیری از جرم ارائه گردیده که در نهایت به دلیل عدم توفیق در نیل به اهداف معنونه و عدم کاهش آمار جنائی به دست فراموشی سپرده شده است. بررسی علل این ناکارآمدی مقوله ای است که در این مقاله بدان پرداخته می شود. الف) تعریف «پیشگیری از جرم معادل واژه prevention در انگلیسی و وقایه در عربی است. در لغت به معنای جلوی چیزی رفتن، هشدار دادن از وقوع چیزی آمده است. در جرم شناسی، پیشگیری به معنای “به جلوی تبهکاری رفتن” با استفاده از تکنیک های گوناگون از جمله هشدار دادن و آگاهی بخشی با منظور ممانعت از وقوع بزهکاری است. گسن در تعریف اصطلاحی آن می نویسد: “مراد از پیشگیری هر فعالیت سیاست جنایی است که غرض انحصاری یا غیر کلی آن تجدید حدود امکان پیش آمد مجموعه اعمال جنایی از راه غیر ممکن الوقوع ساختن یا لغت و دشوار نمودن و یا احتمال وقوع آنها را پایین آوردن است. بدون اینکه به کیفر یا اجرای آن متوسل شد».[۳۱] واژه ی پیشگیری ، امروزه در معنای جاری و متداول آن دارای دو بعد است : پیشگیری یا جلو گیری کردن هم به معنی « پیش ستی کردن، پیشی گرفتن و به جلو پیزی رفتن » و هم به معنی « آگاه کردن ، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن» لسا ، در جرم شناسی پیشگیرانه ، پیشگیری در معنی اول آن مورد استفاده واقع می شود ، یعنی با کاربرد فنون مختلف به منظور جلوگیری از وقوع بزهکاری ، هدف ، به جلوی جرم رفتن و پیشی گرفتن از بزهکاری است ، اما از نظر علمی ، پیشگیری یک مفهوم منطقی – تجربی است که همزمان از تاملات عقلانی و مشاهدات تجربی ناشی می شود . « شاید بتوان گفت به تعداد صاحب نظان جرم شنسی ، تعریف و طبقه بندی ( تیپولوژی) از پیشگیری ارائه شده است ». ( نجفی ابرند آبادی،۱۳۸۲) جرم پدیده ای نوپا نیست . « در تمامی جوامع ، در تعارض با هنجارهای اجتماعی ، افعال یا ترک فعل هایی بروز می یابد که برابر قانون داخلی آن جامعه ( کشور) جرم حسوب و مستوجب مجازات است» ( نجفی توانا،۱۳۸۴) ؛ و به تبع « ارتکاب یک فعل مجرمانه به مثابه بروز یک بیماری در پیکره منظم یک اجتماع بوده که از سویی جهت مبارزه و دفع آن نیاز به صرف هزینه بالایی است تا شایذ این درد التیام یاید و از سوی دیگر ، چه بسا درمان مورد نظر در جای خود عوارضی در پی داشته باشد که اثرات منفی آن بر دیگر اعضای این شاکله منظم مدتها باقی بماند و به تسلسل بر اجزای همجوار نیز به تناسب شدت و ضعف آن ، اثر گذار باشد» .( کاتوزیان، ۱۳۷۹). بدیهی است تدابیر پیشگیرانه مانع از تزلزل در نظام اجتماعی خواهد بود و دیگر نیازی به صرف هزینه های گزاف ، آن هم بدون تضمین قطعیت رفع آثار مضر وارده نیست ؛ هر چند « اجرای مجازات و قاطعیت آن ، از تکرار یا وقوع جرم در آینده جلوگیری نماید» . ( نوربها ،۱۳۸۶) «همان طور که در جامعه عام( اجتماع عمومی ) توسط حکومت یا دولت تدابیر پیشگیرانه جهت جلوگیری از وقوع جرم یک اصل برای جلوگیری از از هدر رفتن نیروی انسانی و مالی جامعه تلقی می شود به قدر متقن چنین تدابیری در سیستم نظامی و انتظامی کشور از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است ؛ چرا که نیروهای مسلح به فراخور وضعیت خاص و وضعیت خطیری که بر دوش می کشند باید در مقابل هر گونه آفتی از جمله افعال مجرمانه که به نحوی موجبات ضعف قوای مسلح را فراهم می کند ، اکسینه باشد ، در این راه اتخاذ تدابیر پیشگیرانه ، موثرترین ، کم هزینه و تضمینی ترین روش مبارزه با جرایم مرتبط با نظامیان است . در این مجال ، پژوهش گر با لحظا اصول علمی ، تجارب میدانی و شخصی ، و نیز در نظر داشتن محدوده انواع جرایم شایع در قشر نظامی اعم از وظیفه و پایور ، پژوهش را از یک دسته بندی عام و کلی آغز ئ در ادامه به تجزیه و تحلیل و بررسی راهکارهای پیشگیرانه خواهد پرداخت»[۳۲] . اسلام و پیشگیری از وقوع جرم یکی از مسائل مورد بحث اسلامی که جزء فروعات دین هم به شمار میرود امر به معروف و نهی از منکر است؛ اسلام با این تأسیس که در آیه ۷۰ سورهی توبه به آن اشاره کرده گامی مهم در پیشگیری از وقوع جرم بر میدارد، همچنین سیاستهای کیفری در شریعت اسلام به دو منظور دنبال میشود:
-
- پیشگیری از ارتکاب گناه از طریق هدایت افراد و ترساندن از روز جزا، تزکیهی نفس، امر به معروف و… ؛
-
- اعمال کیفر در جهت اجرای عدالت؛ نفی حالت خطرناک، دفع اشخاص فاسد و…
باید توجه داشت که در شریعت اسلام، اولاً دایرهی شمول گناه مستلزم کیفری وسیعتر از جرایمِ قوانین است، لذا سیاست کیفری در این مورد همراه و توأم با پیشگیری است؛ ثانیاً کیفرهای دنیوی و اخروی در حقوق جزای اسلامی نسبت به مجازاتهای سایر ملل از قطعیت و حقیقت بیشتری برخوردار است و ثالثاً وجود دو کیفر دنیوی و اخروی واجد جنبهی پیشگیری برای مسلمان معتقد است. [۳۳] اقسام پیشگیری[۳۴] ۱- پیشگیری ابتدایی پیشگیری ابتدایی عبارت از مجموعه وسایلی است که معطوف به تغییر شرایط جرمزای اطرافیان به طور کلی اعم از طبیعی و اجتماعی می باشند. به عبارت دقیق تر، پیشگیری ابتدایی راهکارهایی است که از طریق زمینه های اجتماعی و اقتصادی و دیگر زمینه های سیاست عمومی تلاش می کند. این حالت، به ویژه بر موقعیت جرمزا و علل ریشه ای ارتکاب جرم تأثیر می گذارد. هدف اصلی، ایجاد امیدوارکننده ترین شرایط برای زندگی است که شامل آموزش خانواده، ایجاد مسکن، استقلال و سرگرمی می باشد. ۲- پیشگیری ثانویه معطوف به مداخله برای پیشگیری از لحاظ گروه ها یا جمعیت های در معرض خطر جرم است. این امر شامل شناخت زودهنگام شرایط جرمزا و نفوذهایی است که بر این شرایط اعمال می شود. برای این گروه ها می توان تدابیری خاص اندیشید; تدابیر حمایتی در خصوص کودکان خیابانی، کودکان متعلق به خانواده های معتاد و بی سرپرست یا بدسرپرست. ۳- پیشگیری ثالث معطوف به پیشگیری از تکرار جرم در خلال اقدامات فردی برای سازگاری مجدد اجتماعی یا خنثا نمودن بزهکاران پیشین است. پیشگیری از تکرار جرم توسط پلیس و دیگر عوامل نظام عدالت کیفری صورت می گیرد; تدابیر مربوط از ضمانت اجراهای قضایی رسمی تا بازپروری مجرم و زندانی کردن. در بسیاری از اوقات به دلیل محدودیت ضمانت اجراهای مبتنی بر اصلاح و درمان، این نوع پیشگیری به تدابیر سرکوبگرانه تنزّل پیدا می کند. انواع پیشگیری ازجرم[۳۵] پیشگیری از جرم انواع و اقسام گوناگونی دارد که در اینجا به مهم ترین آنها اشاره می گردد: پیشگیری عمومی و پیشگیری خصوصی از جرم: پیشگیری عمومی از جرم شامل تدابیری است که ناظر به تمامی جرایم می باشد پیشگیری خصوصی نیز تنها به اقدامات پیشگیرانه از یک جرم خاص اشاره دارد. پیشگیری کیفری و پیشگیری غیر کیفری: پیشگیری کیفری شامل اقداماتی است که ماهیت کیفری داشته و موضوع مخاطب آن مجرمان می باشد. ولی پیشگیری غیر کیفری کلیه تدابیر سیاست جنایی است که از طریق اقدامات غیر کیفری اعمال می شود. پیشگیری از بزه دیدگی و پیشگیری از بزهکاری: تعریف سنتی جرم شناسی پیشگیرانه اغلب مربوط به پیشگیری از بزهکاری بوده است. ولی امروز اثبات گشته است که به همان میزان که باید نسبت به پیشگیری از بزهکاری گماشت باید به پیشگیری از بزه دیدگی نیز توجه نمود. بر اساس نظریه سازمان ملل متحد دسامبر ۱۹۸۵ ) بزه دیده گان کسانی هستند که به طور فردی یا گروهی متحمل خسارت شده اند. این خسارت به ویژه در زمینه های مربوط به آسیب به تمامیت جسمی یا روانی خسارت مادی و وارد شدن لطمه بزرگی به حقوق اساسی افراد می باشد. در عبارتی ساده بزه دیده یعنی قربانی جرم لذا پیشگیری از بزه دیدگی نیز برای نیل به کاهش جرم از انواع پیشگیری از جرم می باشد. پیشگیری اجتماعی و پیشگیری وضعی: یکی از طبقه بندیهای پیشگیری غیر کیفری، پیشگیری اجتماعی و پیشگیری وضعی است. پیشگیری اجتماعی، علل و عوامل اجتماعی مؤثر بر ظهور جرم را مد نظر داشته و با توجه به عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و تأمین حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و... سعی در کاهش و یا از بین بردن جرم دارد. پیشگیری وضعی یا موقعیتی عمدتاً به وضعیت های پیش جنایی یعنی آخرین وضعیتی که بزهکاری در آن تحقق می یابد و با ارائه اقداماتی در جهت سخت و دشوار نمودن وقوع جرم و یا افزایش خطراتی بیشتر برای مجرمان به پیشگیری از جرم مبادرت می ورزد. پیشگیری وضعی :[۳۶] اقدامات وضعی برای پیشگیری از جرم دارای تاریخ طولانی است.حرز که درحقوق جزا اهمیت زیادی برخوردار است،نوعی نماد پیشگیری وضعی است «علت تشکیل مجازات درسرقت حدی از نظر جرم شناسی این است که مالک اقدامات احتیاطی وضعی را انجام داده وبا این وجود سرقت رخ داده است.چون بزه دیه یا قبانی سرقت باتوجه به اینکه یک سری اقدامات احتیاطی انجا مداده مجازات سارق تشدید می شود. دربرخی از استانها ایران مثل یزد واصفهان کاوشگرها اعلام کرده اندکه انسانهای قدیم اشیاء قیمتی خو را داخل ظروفی قرار داده ودردل خاک خاک پنهان می کردند.دردوران اخیر پیشگیری وضعی با قدمت حدود۳۰سال از منظر جرم شناسی مورد کنکاش وتحقیق قرار گرفته است. جرم شناسان بیان کرده اند که انجام یک سری اقدامات تامینی منتهی به کاهش جرائم ومجازات ها می شود. از سال ۱۳۷۰ کارخانه های خودرو سازی ،خودرو های خود را مجهز به سیستم ضد سرقت نمودواین اقدام جدا از اینکه یک اقدام تامینی برای جلوگیری از سرقت است یک پیشگیری وضعی نیز است. بنابراین نمادهای وضعی وموقعیتی می تواند سهم بسزایی در کاهش جرم داشته باشندبه همان اندازه که تغییر شخصیت بزه کار مشکل است به همان نسبت تغییر محیط پیرامونی جرم راحتر است.به همین علت است که پیشگیری وضعی را بزه دیده مدار است. هدف درپیشکیری وضعی تاثیر گذاری غیر مستقیم بر انتخاب فرد دارد بنابراین پیشگیری وضعی برپیرامون جرم نظارت وکنترل دارد. فرضیه اصلی این نظریه فرض براین است موجود انسانی علل اصول معقول واصول گرا است،انسانها در هر زمینه ای دست به محاسبه می زنند ومطمئنا” مرتکب ریسک وخطر شدید نمی شوند،اگر بپذیریم که به قول بنتام که بزه کاران از اصل بزه کاری حسابگری استفاده می کنندوبه دنبال سود هستند با بالا بردن هزینه ای جرم از سود آنها کاسته می شود وبه این علت بزه کاران از ارتکاب جرم خودداری می کنند بنابراین فرضیه اصل پیشگیری وضعی براین استوار است که مجرم یک منطق حسابگر دارد. تعریف پیشگیری وضعی[۳۷] ایجاد تغییر در اوضاع واحوال خاصی که انسان متعارف درآن اوضاع واحوال ممکن است مرتکب جرم شود، به صورت بالا بردن هزینه ها ،سخت کردن ارتکاب جرم ،خطرناک کردن محل ارتکاب جرم وبه عبارتی بکارگیری مجموعه تدابیری که فرصت مناسب ارتکاب جرم را کاهش میدهدودر در وضعیت پیش جنایی مداخله می کند،می گویند پیشگیری وضعی خصوصیات پیشگیری وضعی ۱- این اقدامات مربوط به جرائم خاصی است. مثلا"درجرائم غیر عمدی پیشگیری وضعی معنا ندارد. بیشترین بحث این موضوع مربوط به جرائم عمدی است البته در جرائم غیر عمدی نیز امکان پیشگیری وجود دارد مانند نصب سرعت گیر ولی چون نیاز به جرم شناسی وجود دارد در اکثر موارد جرم محقق نشده ومعمولا"موضوع یا تخلف است ویا جبران خسارت مدنی ۲- هدف اقدامات وضعی تحت تاثیر قرار دادن پیرامون جرم است. ۳-درپیشگیری وضعی به دنبال خطر ساز کردن یا پر هزینه کردن اقدامات مجرمانه هستیم، مانند:نصب دزد گیر،استقرار پلیس ونصب نرده وحفاظ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- پاکزاد ، جهانشاه (۱۳۸۶)” سیر اندیشه ها در شهرسازی” نشر شرکت عمران شهرهای جدید، تهران ، چاپ اول .
- پامیر، سای ( ۱۳۸۹ ) ” آفرینش مرکز شهری سرزنده ” ترجمه مصطفی بهزادفر و امیر شکیبامنش، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران
- تفضلی، محمدسروش و سیدمحمد سیدحسینی و مهدی نبیزاده ( ۱۳۹۰ ) ” اولویتبندی سیاستهای عمدهی حملونقل پایدار براساس اثربخشی در هریک از ابعاد سهگانهی توسعه پایدار و براساس ترکیب سه بعد ” یازدهمین کنفرانس بین المللی مهندسی حملونقل و ترافیک، تهران
- جهانشاهی، کاوه (۱۳۸۷) . حمل و نقل کاربری زمین و توسعه پایدار . جستارهای شهرسازی ، شماره ۲۶و۲۷٫
- جیکوبز ، جین (۱۹۶۱) “مرگ و زندگی شهرهای بزرگ امریکا” مترجم : حمید رضا پارسی و آرزو افلاطونی (۱۳۸۸) انشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ دوم .
- حاجیپور ، خلیل و عماد کتابچی و محمد حسینپور ( ۱۳۹۱ ) ” شهرسازی نوین راهی به سوی ایجاد محلات پایدار ” مجله منظر ، شماره ۱۸ ، صفحات ۸۱تا ۸۶
- حسین زاده ،دلیرو آذر، علی (۱۳۸۷)"ساماندهی وبهسازی محلات سنتی بااستفاده از رویکرد شهرسازی جدید” نشریه جغرافیا وتوسعه ی ناحیه ای ، شماره ی ۱۱
- خاکی ، غلامرضا ، ۱۳۷۸ ” روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی ” ، انتشارات مرکز تحقیقات علمی کشور ، تهران
- خاکساری، علی (در حال چاپ) ” حملونقل شهری با تأکید بر جنبه های اجتماعی ” .
- دانشنامه سازمان شهرداریهای کشور، شماره۲
-
- درودی ، محمدرضا ، لیلا شجاعی و سید صالح سادات موسوی (۱۳۹۰) ” استفاده از دوچرخه به عنوان یک راهبرد جدید برای بهبود حمل و نقل پایدار (نمونه موردی : منطقه نیاوران تهران ) “، یازدهمین کنفرانس بین المللی مهندسی حمل و نقل و ترافیک ، تهران

- دوورژه، موریس ” روشهای علوم اجتماعی ” ترجمه خسرواحمدی ( ۱۳۶۲) انتشارات امیرکبیر، تهران
- رحمت آبادی ، الهام ( ۱۳۸۷) “نگاهی به نظریه پردازان حمل و نقل ” مجله جستارهای شهرسازی، شماره ۲۶-۲۷ : ۶۲-۶۹ .
- رستمی، زهرا و علیزاده، سمانه( ۱۳۹۱) ” امکان سنجی ایجاد شبکه دوچرخه درشهر نیشابور ” یازدهمین کنفرانس بین المللی مهندسی حمل و نقل و ترافیک ، تهران
- رستمی پور، علی. آموزش روشهای مطالعه و تحقیق. تهران: انتشارات محیا و اداره کل فرهنگی و هنری معاونت پرورشی، چاپ اول ۱۳۷۸
- رضازاده ، راضیه و اسفندیار زبردست و لاله لطیفی اسکویی ( ۱۳۹۰ ) ” سنجش ذهنی قابلیت پیادهمداری و مؤلفه های تأثیرگذار بر آن در محلات ؛ مطلعه موردی : محله چیذر ” فصلنامه مدیریت شهری ، شماره ۲۸ ، صفحات ۲۹۷ تا ۳۱۳
- رفیعیان ، مجتبی و دیگران (۱۳۸۹)"کاربردرویکرد حمل و نقل محور در برنامه ریزی کاربری زمین های شهری نمونه مطالعه : ایستگاه مترو صادقیه” نشریه برنامه ریزی و آمایش فضا ، شماره۳
- زبردست ، اسفندیار (۱۳۸۰) : کاربرد « فرایند تحلیل سلسلهمراتبی» در برنامه ریزی شهری و منطقهای ، مجله هنرهای زیبا ، شماره ۱۰ ، صفحات ۱۳ تا ۲۱
- ساروخانی، باقر ( ۱۳۸۷) ” روش های تحقیق در علوم اجتماعی: اصول و مبانی ” انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
- سرایی، حسن ( ۱۳۷۲ ) “مقدمه ای بر نمونه گیری در تحقیق ” انتشارات سمت، تهران
- سلطانپناه ، هیرش و هیوا فاروقی و محمود گلابی (۱۳۸۹) : به کارگیری و مقایسه تکنیکهای تصمیمگیری چندشاخصه در رتبهبندی کشورها برمبنای میزان توسعه انسانی ، مجله دانش و فناوری ، شماره ۲ ، صفحات ۱ تا ۳۰
- سلطانی، علی (۱۳۹۰) ” مباحثی در حمل و نق شهری با تأکید بر رویکرد پایداری” انتشارات دانشگاه شیراز، شیراز
- شکوهی دولتآبادی ، محمود و مسعود ، محمد ( ۱۳۸۹ ) ” پیادهراه عاملی برای افزایش سرمایه اجتماعی ” نشریه علمی-پژوهشی انجمن علمی معماری و شهرسازی ایران ، شماره ۱ ، صفحات ۵۵ تا ۶۶
- شوای ، فرانسواز (۱۹۶۵) “شهرسازی تخیلات و واقعیات ” مترجم : حسین بحرینی (۱۳۸۶) انتشارات دانشگاه تهران ، تهران ، چاپ سوم
- شهیدی، م.( ۱۳۸۸) ” مدیریت همزمان ظرف و مظروف ترافیک شهرها در راستای دستیابی به توسعه پایدار شهری ایران ” مجموعه مقالات توسعه شهری پایدار، تهران، دانشگاه تهران
- شیوهنامه تهیه پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری دانشگاه هنر اصفهان ( ۱۳۹۰)
- فغفوریان، مهسا ( ۱۳۹۱) ” برنامه ریزی راهبردی توسعه حملونقل محور ( TOD ) در بهبود استفاده از اراضی شهری نمونهموردی ایستگاه متر صادقیه “، یازدهمین کنفرانس بین المللی مهندسی حملونقل و ترافیک، تهران
- فیضی ، محمد جواد و آزیتا رجبی و یاسمن حسینی ( ۱۳۹۱ ) ” بازشناخت جنبش پیادهمداری در پایداری فضاهای متراکم شهری ” مجله مدیریت شهری ، شماره ۳۰ صفحات ۱۷۹تا ۱۹۴
- قالیباف ، محمد باقر و شعبانیفرد ، محمد (۱۳۹۰) : ارزیابی و اولویتبندی جاذبههای گردشگری برای توسعه گردشگری شهری براساس مدلهای تصمیمگیری چند متغیره ( مطالعه موردی : شهر سنندج) ، مجله فصلنامه تحقیقات جغرافیایی ، سال ۲۶ ، شماره دوم ، صفحات ۱۴۷ تا ۱۷۲
- قدسیپور ، حسین ( ۱۳۸۷) : فرایند تحلیل سلسلهمراتبی AHP ، انتشارات دانشگاه صنعتی امیرکبیر ، چاپ پنجم
- قریب ، فریدون (۱۳۸۳) “امکان سنجی ایجاد مسیرهای پیاده و دوچرخه در محدوده تهران قدیم ” ، مجله هنرهای زیبا ، شماره ۱۹ :۱۷-۲۸
- کاشانیجو، خشایار ( ۱۳۸۹) ” پیادهراهها از مبانی طراحی تا ویژگیهای کارکردی ” انتشارات آذرخش، تهران
- کاویانی ، شیوا (۱۳۷۹)” شهرگرایی نوین به سوی معماری اجتماعی ” مجله . شماره ۳۱
- گرایلی، فریدون ( ۱۳۷۴ ) “نیشابور شهر فیروزه” انتشارات چاپ و نشر خاوران مشهد
- گلکار، کورش ( ۱۳۸۵) ” مناسبسازی تکنیک تحلیلی سوات ( SWOT ) برای کاربرد در طراحی شهری ” نشریه علمی-پژوهشی صفه، شماره ۴۱، صفحه ۲ تا ۲۱
- مجله دانش شهر ( ۱۳۹۱) ” بررسی انواع روش های حملونقل پاک در شهرها ” مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران، شماره۱۲۶
- مجله دانش شهر ( ۱۳۹۱) ” بررسی و ارائه سیاستهای دستیابی به حملونقل پایدار در تهران ” مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران، شماره۱۲۸
- مرادی مسیحی، واراز، مترجم (۱۳۸۳) . دست یابی به شکل پایدار شهری : شکل پایدار شهری و حمل و نقل . نوشته: ویلیامز،کتی و همکاران (۲۰۰۰) . تهران: شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.
- مرادی مسیحی ، واراز(۱۳۸۹) “تحولات برنامه ریزی شهری در جهان و ایران"انتشارات دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز ، تهران
- مظفریپور، نجمه و حاتمی، مریم ” ارزیابی سیستمهای جامع حملونقل MRT با بهره گرفتن از روش تحلیل سلسلهمراتبی AHP جهت تحقق توسعه پایدار شهری در ایران” سومین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت شهری، مشهد
- معینی ، سید مهدی (۱۳۹۰ ) ” شهرهای پیادهمدار ” ، چاپ اول ، تهران
- مفیدی شمیرانی، مجید و دیگران (۱۳۸۸) “سیر تحول نظریه های مرتبط با حمل و نقل درون شهری” نشریه هویت شهر ، سال سوم ، شماره ۴٫
- ملکزادهفر، علی و صفار زاده، محمود ( ۱۳۸۴) ” کاربرد آنالیز هزینه-فایده در انتخاب سیستم حملونقل عمومی مناسب برای یک کریدور شهری ” فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، سال پنجم، شماره سوم
- مهندسین مشاور بهران ترافیک (۱۳۸۲) “مطالعات طرح ساماندهی ترافیکی نیشابور”
- مهندسین مشاور تدبیرگران امین البرز (در دست تهیه) “برنامه ریزی استراتژیک و تدوین سند برنامه پنجساله راهبردی شهرداری نیشابور” .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- مدت طولانی قراردادهای واگذاری، - تغییر در شرایط کاری سازمان در طول زمان، - دشواری بازگشت به شرایط پیش از واگذاری ، - دشواری های انتقال نیروی انسانی، - کاهش احساس امنیت شغلی در کارکنان، - افزایش هزینه ها، - در نظر گرفتن سود از سوی پیمانکاران، - نیاز به ساماندهی یک تیم برای نظارت بر پیمانکاران،
 - تغییر ماهیت هزینه ها، - افزایش ریسک از نظر مالیاتها. ۲-۲-۳-۲۸تفاوت پیمانکاری فرعی با واگذاری تفاوت بین پیمانکاری فرعی با واگذاری در این است که در واگذاری تجدید ساختار یک سری فعالیت های ویژه با بهره گرفتن از منابع بیرون از سازمان که توانمندی های ویژه ای را دارا می باشند صورت می پذیرد، در حالی که در پیمانکاری فرعی قسمتی از فعالیت های سازمان با کمک پیمانکار انجام می شود و تجدید ساختاری صورت نمی گیرد. ۲-۲-۳-۲۹ روند واگذاری در گذشته، واگذاری زمانی مورد استفاده قرار می گرفت که سازمان ها نمی توانستند خوب عمل کنند . در رقابت ضعیف بودند، کاهش ظرفیت داشتند، با مشکل مالی روبرو بودند و یا از نظر فناوری عقب و شکست خورده بودند. امروزه سازمان هایی که کاملاً موفق هستند نیز از این ابزار برای تجدید ساختار سازمان هایشان استفاده می کنند و مدیران این سازمان ها به عنوان یک موضوع حیاتی این موضوع را درک کرد ه اند که ایجاد قابلیت های کلیدی برای برآورده نمودن نیازهای مشتری ضروری است و باید دراین راه تلاش نمایند. ۲-۲-۳-۳۰ دلایل عمده واگذاری - افزایش اثر بخشی از طریق تمرکز روی آنچه سازمان در انجام دادن آن بهترین است، - بدست آوردن تخصص ها، مهارت ها و تکنولوژی هایی که قبلاً قابل دستیابی نبوده است، - بدست آوردن ایده های جدید و نوآورانه، - کاهش سرمایه گذاری روی دارایی ها و استفاده بهتر برای سایر اهداف، - بدست آوردن سهم بازار و فرصت های کسب و کار از طریق شبکه ارائه دهندگان، - تغییر هزینه های ثابت به هزینه های متغیر. - هزینه های فعلی بخوبی درک نشده اند، ارائه دهندگان خدمتی که در مقایسه با واحد داخلی فعلی خیلی برجسته باشد، ندارند، - کاهش کنترل برروی ارائه دهنده خدمت، - وابستگی به ارائه دهندگان خدمت، - ارائه دهندگان خدمت می توانند در کسب و کار ما توسعه پیدا کنند (رقیب ما باشند)، - ممکن است واگذاری به وفاداری کارکنان صدمه بزند (واگذاری برای کارکنان باقیمانده چه پیامی به همراه خواهد داشت). ۲-۲-۳-۳۱ فرایند واگذاری استراتژیک برای ارائه فرایند واگذاری، روند های مختلفی ارائه شده است . نمونه ای از یک شرایط عمومی را می تواند به صورت زیر در نظر گرفت:
شکل ۲-۴ فرایند واگذاری استراتژیک
۲-۲-۳-۳۲ مراحل اجرای یک سیستم مدیریت واگذاری موفق:
۲-۲-۳-۳۲-۱ تعریف شاخصها و فرآیندهای کلیدی سازمان
اولین گام در واگذاری فعالیتها تعیین قابلیتهای کلیدی سازمان و فعالیتهایی است که بایستی در حیطه عملکردی سازمان باقی مانده یعنی تعریف حدود واگذاری فعالیتها و بایدها و نبایدهایی که در این مسیر باید مشخص گردد. یکی از اهداف واگذاری فعالیتها رهایی از فعالیتهای غیراصلی و آزادسازی توان فکری سازمان از این نوع فرآیندها میباشد تا از فرصت بدست آمده در جهت توجه به شاخصههای اصلی سازمان سود جست. لذا شناخت شاخصههای اصلی ومأموریت در شرکتبه عنوان اولین قدم در تهیه برنامه واگذاری محسوب میگردد.
۲-۲-۳-۳۲-۲ شناسایی ریسکها و دستهبندی مربوط به آنها
ریسکهایی که در خصوص واگذاری فعالیتها با آن مواجه میشویم را میتوان به سه دسته اصلی تقسیم نمود: ۱- ریسکهایی که ناشی از بازخوردهای داخلی در سازمان برای یک فعالیت بوجود میآید. ۲- ریسکهایی که مربوط به ماهیت فعالیت میباشد. ۳- ریسکهایی که ناشی از عوامل بیرونی بوده که وابسته به منابع خارجی و یا ارائه کننده فعالیت واگذاری شده باشد. شناسایی و برنامهریزی در خصوص رفع و یا کاهش مخاطرات ریسکهای مختلف یک الویت در واگذاری محسوب میشود. لذا بایستی در کلیه فعالیتها شناسایی و در خصوص آن چارهاندیشی و در حین فرایند واگذاری عملکرد آن بررسی و بازنگری شود. برای ایجاد یک روند منسجم در خصوص شناسایی ریسکهای واگذاری و رعایت الگوی یکسان در واحدهای شرکت در جستجوی ریسکها، پیشنهاد میگردد با هدف پیگیری چهار رکن در اصول هر فعالیت به عنوان ریسکهای پرخطر نسبت به دستهبندی ریسکها اقدام گردد: به مخاطره افتادن حاکمیت اصلی شهرداری یا سازمان. کاهش کیفیت فعالیت. افزایش هزینه در فعالیت. مدیریت و نگهداشت اطلاعات پایه مورد نیاز (حراست از اطلاعات). لازم به ذکر است که در بعضی از فعالیتها احتمال دارد موارد ذکر شده به عنوان ریسک پر خطر تلقی نگردد و یا گریزی از آن نباشد و یا در زمان متفاوت و یا جایگاه دیگی تلقی ریسک پرخطر مفهوم نیابد که در بررسی میدانی بایستی به آن توجه کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هرپژوهشی باید دارای قلمرو و دامنه ی مشخصی باشد تا پژوهشگر در همه ی مراحل پژوهش، برموضوع تسلط کافی داشته باشد و بتواند نتایج حاصل از نمونه انتخابی را به جامعه تعمیم دهد (هومن،۱۳۸۲). این پژوهش نیز مانند سایر پژوهش ها دارای دامنه های زیر می باشد: قلمرو مکانی تحقیق مکان انجام تحقیق بورس اوراق بهادارتهران می باشد و بدین جهت انتخاب گردیده است که دسترسی به اطلاعات مورد نیاز تحقیق درشرکتهای پذیرفته شده در بورس آسانتر است و همچنین اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تحت نظارت و بررسی قرار می گیرد و به نظر می رسد از کیفیت بالاتری برخوردار باشد. قلمرو زمانی تحقیق قلمرو زمانی این تحقیق یک دوره ی زمانی ۱۱ ساله براساس صورتهای مالی سالهای ۱۳۸۲ الی ۱۳۹۲ درنظرگرفته شده است. جامعه آماری باتوجه به قلمرو مکانی تحقیق، جامعه آماری شامل کلیه شرکتهای غیرمالی پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۸۲ هجری شمسی تا پایان سال۱۳۹۲ هجری شمسی می باشد که متشکل از دو گروه کلی شرکتهای دارای تجدید ارائه درصورتهای مالی و شرکتهای فاقد تجدید ارائه درصورتهای مالی بوده که دارای اطلاعات لازم جهت محاسبه متغیرهای تحقیق درطی دوره مورد بررسی می باشند. باتوجه به ماهیت و طبقه بندی متفاوت اقلام صورتهای مالی شرکتهای سرمایه گذاری، بیمه و واسطه گری مالی نسبت به شرکتهای تولیدی، شرکتهای جامعه آماری نباید جزء شرکتهای سرمایه گذاری، بیمه، لیزینگ و بانکها باشند. روش نمونه گیری وحجم نمونه نمونه گیری عبارت است از انتخاب درصدی از یک جامعه به عنوان نماینده ی آن. مزیت انتخاب یک نمونه از یک جامعه جلوگیری از اتلاف وقت محقق و صرفه جویی در منابع مالی است. (دلاور،۱۳۸۳،ص ۱۲۲) نمونه انتخابی تحقیق حاضر شامل تعداد ۲۱۹ شرکت (متشکل از ۱۲۷ شرکت تجدید ارائه شده و ۹۲ شرکت فاقد تجدید ارائه) از کل شرکتهای جامعه آماری می باشد که شرکتهای تجدید ارائه شده نیز خود به دو گروه تقسیم می شوند. از مجموع ۱۲۷ شرکت، تعداد ۱۰۰ شرکت تجدید ارائه ناشی از خطای اندازه گیری حسابداری و تعداد ۲۷ شرکت تجدید ارائه ناشی از وجود تخلفات مالی دارند. منظور از خطای اندازه گیری حسابداری، تغییر در رویه حسابداری و اصلاح اشتباهات می باشد و تخلف مالی هم موارد عدم پرداخت بموقع تعهدات مالی شرکت مانند : بازپرداخت تسهیلات بانکی ، بدهی های مالیاتی، بدهی های تأمین اجتماعی، سایر بدهی های با اهمیت و جرایم در نظر گرفته شده است. هر شرکت دارای یک مشاهده در سال قبل از ارائه مجدد و یک مشاهده در سال بعد از ارائه مجدد می باشد که در مجموع ۴۳۸ مشاهده سالانه با در نظر گرفتن محدودیتهای زیر انتخاب شده است: ۱) شرکت تاپایان اسفند ماه سال۱۳۸۱ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشد. ۲) سال مالی شرکت منتهی به اسفندماه باشد. ۳) اطلاعات مالی مورد نیاز از جمله صورتهای مالی سالانه (۱۲ماهه،حسابرسی شده،غیرتلفیقی) به منظور استخراج داده های مورد نیاز جهت محاسبه ی متغیرهای به کار رفته در مدلهای تحقیق در دسترس باشد. ۴) نمونه انتخابی در طی دوره مورد رسیدگی هم زمان متشکل از دو گروه شرکت دارای تجدید ارائه درصورتهای مالی و فاقد تجدید ارائه در صورتهای مالی می باشد. ۵) سال تجدید ارائه از نمونه حذف شده باشد. نحوه ی جمع آوری داده های مورد نیاز دراین تحقیق از روش مطالعه کتابخانه ای برای جمع آوری مبانی نظری و پیشینه تحقیق استفاده شده است. همچنین داده های مورد نیاز برای آزمون فرضیه های تحقیق از طریق آرشیوهای بورس، پایگاه های اینترنتی و بانکهای اطلاعاتی بسته های نرم افزاری مختلف مانند ره آورد نوین و تدبیر پرداز جمع آوری شده است.
 روش های آماری در این تحقیق برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. ابتدا مدل برازش میشود سپس آزمون های مربوط به معنی دار بودن کل مدل و معنی دار بودن متغیرهای مستقل توضیح داده میشود. در آخر نیز پس از تشریح آزمون های مربوط به مفروضات رگرسیون کلاسیک، نحوه تصمیم گیری در مورد رد یا پذیرش فرضیه های تحقیق بیان می گردد. لازم به ذکر است در این مطالعه برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Eviews و SPSS بهره گرفته شده است. آزمون معنی دار بودن مدل برای بررسی معنی دار بودن مدل رگرسیون از آماره F استفاده شده است. فرضیه صفر در آزمون F به صورت زیر خواهد بود:
که بوسیله آماره زیر صحت آن مورد بررسی قرار می گیرد:
برای تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد فرضیه صفر، آماره F به دست آمده با F جدول که با درجات آزادی K-1 و N-K در سطح خطای ( ) ۵% محاسبه شده، مقایسه می شود، اگر F محاسبه شده بیشتر از F جدول باشد ( ) مقدار عددی تابع آزمون در ناحیه بحرانی قرار گرفته و فرض صفر ( ) رد می شود. در این حالت با ضریب اطمینان ۹۵% کل مدل معنی دار خواهد بود. در صورتی که مقدار F محاسبه شده کمتر از F جدول باشد فرض پذیرفته شده و معنی داری مدل در سطح اطمینان ۹۵% مورد تأیید قرار نمی گیرد. آزمون معنی دار بودن متغیرهای تحقیق برای بررسی معنی دار بودن ضرایب متغیرهای مستقل در هر مدل از آماره t استفاده شده است. فرضیه صفر در آزمون t به صورت زیر خواهد بود:
که بوسیله آماره زیر صحت آن مورد بررسی قرار می گیرد:
برای تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد فرضیه صفر، آماره T به دست آمده با t جدول که با درجه آزادی N-K در سطح اطمینان ۹۵% محاسبه شده مقایسه می شود، چنانچه قدرمطلق T محاسبه شده از t جدول بزرگتر باشد ) (، مقدار عددی تابع آزمون در ناحیه بحرانی قرار گرفته و فرض صفر (H0) رد می شود. در این حالت با ضریب اطمینان ۹۵% ضریب مورد نظر ( ) معنی دار خواهد بود که دلالت بر وجود ارتباط بین متغیر مستقل و وابسته دارد. آزمون های مربوط به مفروضات مدل رگرسیون خطی مدل کلاسیک رگرسیون خطی دارای مجموعه ای از فروض تحت عنوان فروض کلاسیک میباشد که بیشتر آنها در مورد جمله اخلال مدل مطرح می گردند؛ برای اینکه در مدل رگرسیون خطی، تخمین زن های حداقل مربعات معمولی ضرایب رگرسیون، بهترین تخمین زن های بدون تورش خطی (BLUE) باشند لازم است تا مفروضات این مدل بررسی و آزمون شوند. در ادامه نحوه آزمون این فرضیات بیان می گردد. فرض نرمال بودن متغیرها و باقیمانده ها: از جمله مفروضات در نظر گرفته شده در رگرسیون آن است که خطاها دارای توزیع نرمال با میانگین صفر میباشند. نرمال بودن خطاها بدین معنا است که میانگین خطاها صفر و واریانس خطاها ثابت باشد. بدیهی است در صورت عدم برقراری این پیش فرض، نمیتوان از رگرسیون استفاده کرد. بدین منظور باید مقادیر استاندارد خطاها محاسبه شود و نمودار توزیع داده و نمودار نرمال آن رسم شود و سپس مقایسهای بین دو نمودار صورت گیرد. این فرض با رسم نمودار مستطیلی و نمودار احتمال نرمال انجام میشود . فرض مستقل بودن باقیمانده ها: این فرصیه مدل کلاسیک رگرسیون خطی بیان می دارد که بین جملات اخلال رگرسیون همبستگی وجود ندارد. اگر این فرض نقض گردد کواریانس بین دو جمله اخلال i و j برابر صفر نخواهد بود. برای بررسی استقلال باقیمانده ها از آماره دوربین-واتسن[۳۵] استفاده شده است. با توجه به استفاده از روش داده های پانل آماره این آزمون بصورت زیر تعریف می شود:
اگر مقدار آماره دوربین واتسن نزدیک به عدد ۲ باشد، می توان استقلال باقیمانده ها را بپذیریم. برای رفع مسئله خود همبستگی می توان از روش رفع خود همبستگی مرتبه اولAR(1) یا روش خود تصحیح استفاده کرد. همچنین برای بررسی این فرض از نمودار خطاها در مقابل ترتیب زمانی برای فرض مستقل بودن استفاده میشود بدین ترتیب که اگر روند این نمودار دارای نظم خاصی باشد (مثلا روند سینوسی و …) خطاها مستقل نیستند. فرض ثابت بودن واریانس باقیمانده ها: یکی از پیشفرضهای مدل ثابت بودن واریانس خطا است برای بررسی این فرض هم از نمودار استفاده میکنیم. نمودار خطاها در مقابل مقادیر برآورد شده برای آزمون ثابت بودن واریانس استفاده میشود بدین صورت که اگر شکل کلی (دامنه تغییرات) نمودار بصورت افزایشی یا کاهشی باشد (اصطلاحا نمودار به شکل قیفی به سمت چپ یا راست باشد) واریانس ثابت نیست. تحلیل همبستگی تحلیل همبستگی ابزاری آماری است که به وسیله آن می توان درجه ای که یک متغیر از نظر خطی به متغیر دیگر مرتبط است را اندازه گیری کرد. همبستگی را معمولا با تحلیل رگرسیون بکار می برند ومعیاری است که برای تعیین میزان ارتباط دو متغیر استفاده می شود . در همبستگی درباره دو معیار ضریب تعیین و ضریب همبستگی بحث می شود. ضریب تعیین(R2): یک ملاک برای قدرتمند بودن رابطه خطی استفاده از مقدار مربع ضریب همبستگی یا اصطلاحا ضریب تعیین می باشد . این مقدار برابر با نسبت تغییرات توجیه شده توسط مدل به تغییرات کل می باشد و هر چه مقدار آن به ۱ نزدیکتر باشد رابطه قویتری بین دو متغیر وجود دارد . در این تحقیق، هرگاه رابطه معنی داری بین بازده غیرعادی و هر یک از متغیرهای مستقل وجود داشته باشد از مقدار مربع ضریب همبستگی برای انتخاب قویترین رابطه استفاده شده است . ضریب همبستگی®: اگر از ضریب تعیین ریشه دوم بگیریم، به مقدار بدست آمده ضریب همبستگی می گوییم و آن را با R نشان می دهیم. از آنجا که ریشه دوم می تواند یک عدد مثبت یا منفی باشد، علامت ضریب همبستگی R همان علامت شیب خط رگرسیون b می باشد. یعنی اگر شیب خط رگرسیون منفی باشد، ضریب همبستگی نیز منفی و اگر شیب خط رگرسیون مثبت باشد ، ضریب همبستگی نیز مثبت می باشد. همچنین اگر شیب خط رگرسیون صفر باشد (b =0) ، ضریب همبستگی نیز صفر می شود. ضریب همبستگی شدت رابطه و همچنین نوع رابطه، مستقیم یا معکوس، را نشان می دهد . از آنجا که R2 همواره بین ۰ و ۱ است بنابراین ریشه دوم آن همواره بین ۱ و ۱- خواهد بود. ضریب تعیین نسبت به ضریب همبستگی معیار گویاتری است. برای روشن شدن مطلب فرض کنید برای یک دسته داده ها R = 0.8 و برای دسته دیگر R = 0.4 باشد . در این صورت می گوییم ضریب ۸/۰ دو برابر بهتر از ضریب ۴/۰ است . وقتی R = 0.8 باشد ، R2 = ۶۴ است یعنی ۶۴ درصد تغییرات y ناشی از تغییرات x است . وقتی R = 0.4 باشد ، R2 = ۰٫۱۶ است یعنی ۱۶ درصد تغییرات y ناشی از تغییرات x است. بنابراین ضریب همبستگی ۸/۰چهار برابر قویتر (بهتر) از ضریب همبستگی ۴/۰ است. تصمیم گیری برای رد یا پذیرش فرضیه ها با توجه به موارد عنوان شده فوق در این تحقیق برای آزمون فرضیات ابتدا با بهره گرفتن از آزمونF مقید، درستی ادغام داده ها مورد آزمون قرار گرفته و سپس بر اساس آزمون هاسمن نوع روش آزمون (اثرات ثابت یا اثرات تصادفی) تعیین گردیده و با توجه به نوع روش نسبت به برآورد مدل اقدام شده است. جهت بررسی معنی دار بودن کل مدل از آماره F استفاده شده است. بطوریکه با مقایسه آماره F و F جدول که با درجات آزادی K-1 و N-K در سطح خطای ۵% محاسبه شده، کل مدل مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین برای بررسی معنی دار بودن ضریب متغیرهای مستقل از آماره t استفاده شده است. آماره t به دست آمده با t جدول که با درجه آزادی N-K در سطح اطمینان ۹۵% محاسبه شده مقایسه می شود، چنانچه قدرمطلق t محاسبه شده از t جدول بزرگتر باشد، ضریب مورد نظر معنی دار خواهد بود که دلالت بر وجود ارتباط بین متغیر مستقل و وابسته دارد. همچنین به عنوان روشی جایگزین جهت تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد یک فرضیه بر اساس مقدار احتمال یا سطح معنی داری نیز عمل شده است. بدین صورت که اگر مقدار احتمال محاسبه شده بزرگتر یا مساوی مقدار خطای نوع اول ( ) باشد فرض صفر پذیرفته می شود و اگر مقدار احتمال کوچکتر از مقدار خطای نوع اول ( ) باشد فرض صفر رد می شود. ۴-۱- مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۲-۱۱ شهرنشینی در جهان سوم شهرنشینی جهان سوم نیز چون بسیاری از پدیدههای اجتماعی و فرهنگی وارد شده به این کشورها، بهنوعی وارداتی و در نتیجه غیربومی و نهایتاً آسیبزا و بر هم زننده فرایند رشد متعادل در این کشورها بوده است. نواحی شهری که اکنون بهسرعت در کشورهای جهان سوم توسعه مییابند بهگونه چشمگیری با شهرهای کشورهای صنعتی تفاوت دارند. مردم در کشورهای جهام سوم یا از آن روی به شهرها کشانده میشوند که نظامهای سنتی تولید روستایی آنها از هم پاشیده، یا بهدلیل آنکه نواحی شهری فرصتهای شغلی برتری ارائه میکنند. مهاجران به محلههای مهاجرنشین هجوم میبرند که در حاشیه شهرها مانند قارچ رشد میکند. در نواحی شهری غربی تازهواردان بیشتر ممکن است نزدیک به قسمتهای مرکزی شهر سکونت اختیار کنند، اما در کشورهای جهان سوم معمولاً عکس آن اتفاق میافتد و مهاجران در جایی که حاشیه گندابی ، نواحی شهری نامیده شده است، ساکن میشوند. ۱-۲-۱۲ دلایل وجود شهر شهرها، خاصیت مشترکی دارند و آن، تمرکز افراد در یک فضا، برای برآوردن خواسته های مشترک شان است. بنابراین، تفاوت خواسته های مشترک افراد، در دوران گوناگون تاریخ است که باعث پیدایش نظریه های مختلف، درباره دلایل به وجودآمدن شهر، شده است؛ برای مثال، فوستل دوکولانژ، تاریخ نگار فرانسوی، معتقد است که شهرهای قدیمی را نباید، با شهرهای جدید، مقایسه کرد. در عصر حاضر، دلایل برتر، برای اثبات وجود شهر، دلایل اقتصادی است.(عابدین، ۱۳۸۹، ۲۲)
 ۱-۲-۱۳ اثرات احداث شهر عمده ترین اثر انسان برروی کره خاکی ایجاد مجتمع های زیستی بالاخص شهرهامی باشد.چرا که اغلب آثاربه دلیل وجود شهرها و گسترش انهاست که به وجود می آیند و رشد می کنند.(داریوش،بابک، ،۱۳۸۹) اثرات شهر درمحیط تغییرمنظره(امیختن محیط طبیعی ومحیط مصنوعی)که درصورت ناهماهنگی این دومحیط،میتواند به زشتی مبدل گردد. ایجاد ارتفاعات مصنوعی ودرنتیجه اثرگذاری روی سرعت ومسیرحرکت هوا. بوجود آمدن وانباشتگی زباله ها که طبیعت قادر به هضم آنها نبوده وبرای نابودی آن بایدتدابیری اندیشید. گرم شدن محیط دراثرفعالیتهای مختلف شهرها. انهدام محیط زیست مناسب برای برخی گیاهان وموجودات زنده. به وجود آمدن تغیرات جوی درنتیجه تغیرات پوشش های گیاهی. افزایش آلودگی محیط. تغیر درتوپوگرافی زمین محل احداث شهرها. تغیرات در سطح آبهای زیرزمینی. افزایش انواع مختلف آلودگی های صوتی. افزایش انواع مختلف آلودگی های بصری. افزایش انواع مسیرهای ارتباطی. ۱-۲-۱۴ نظریات شهرشناسی نظریه های شهرشناسی در جهان: مانند تداوم دوره های تاریخی، شیوه تولید آسیایی، استبداد شرقی و … می باشد. نظریه های شهرشناسی ایرانی: مانند راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، از نظریه شهر به آبادی، رابطه شهروندی و ناشهروندی، مقیاس شهری و مقیاس تک بنا و … می باشد. انواع شهر ها ۱(بازار شهر)؛ ۱۰-۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: دهستانی ۲( روستا-شهر)؛ ۲۵-۱۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: بخش ۳(شهر کوچک)؛ ۵۰-۲۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان ۴(شهر متوسط کوچک)؛ ۱۰۰-۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان ۵( شهر متوسط)؛ ۲۵۰-۱۰۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: ناحیه ای ۶(شهر بزرگ میانی)؛ ۵۰۰-۲۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: استانی ۷( شهر بزرگ)؛ ۱۰۰۰-۵۰۰ ؛ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: منطقه ای ۸(کلان شهر) (متروپل)؛ ۱-۵/۲ میلیون نفر جمعیت. ( عملکرد: کلان منطقه ای ۹( کلان شهر) (متروپل ملی)؛ ۵/۲ میلیون نفر جمعیت و بیشتر.( عملکرد: ملی ۱-۲-۱۵ پیدایش شهر در ایران ۱-۲-۱۵-۱ مقدمه - شهرنشینی شهرنشینی، شهر به مفهوم اخص آن از اواخر هزاره چهارم ق. م. و خصوصاً هزاره سوم ق. م. در ایران موجودیت یافت. شهر شوش یکی از قدیمیترین (۴۰۰۰ سال پ. م.) سکونتگاه های شناخته شده منطقهاست. شهرهای مهم ایران در هزاره سوم ق. م. عبارتاند از: تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربایجان - تمدن تپه سیلک (در کاشان) –تپه حصار در دامغان - تپه گیان نهاوند، - گودین، کنگاور - شاهتپه و تورنگ تپه گرگان - تپه قبرستان بویین زهرای قزوین - شوش، خوزستان - تمدن جیرفت، تپه یحیی و شهداد، کرمان - ملیان، فارس - شهر سوخته در زابل. پایان عصر مفرغ و کشف آهن (شروع دوره آهن) مقارن است با رویدادهای مهم تاریخی و فرهنگی که در هزاره دوم ق. م. زمینهساز تشکیل سلسلهها و ظهور نخستین حکومتهای مستقل در هزارههای دوم و اول ق. م. همچون: ماننا، اورارتو و ماد و سرانجام امپراتوری وسیع هخامنشی شدند عبارتاند از مهاجرت آریاییها به فلات ایران، روی کار آمدن دولتهای مستقل به جای دولت شهرهای پیشین، و تجمع اقوام و قبایل مختلف (مقیم و مهاجر) خصوصاً در مناطق غربی و شمال غربی ایران که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. این اقوام در شمال غربی ایران با اورارتو و آشور همسایه شدند. ۱-۲-۱۵-۲ عاملسرزمینی )جغرافیائیطبیعیواقلیمی( شرایططبیعیاقلیمیمناسبوقرارگرفتندرمسیرراههایترددعاملمؤثریدرروندشکلگیریاستقرارشهریبودهاست. استقراربیشترشهرهایایرانتابعشکلخاصفلاتایراندرمناطقمخروطافکنههایبزرگدرمنطقهپایکوهی،بینکوههاوبیابانهااست. درمراحلبعدماندگاریزندگیشهرینیزبهشیوۀدسترسی،انطباقوهماهنگیشهربامنابعافزونترآبوعواملدیگر ربطداشت.(خیرآبادی،۱۳۷۶،۳۰) ۱-۲-۱۵-۳ توزیع جغرافیائی جمعیت شهری توزیع شهرها و به تبع آن تمرکز جمعیت نقاط شهری درنقاط مختلف کشور ما یکسان نیست. مناطق شمالی ، غربی و جنوب غربی کشور علاوه بربرخورداری از آب و هوای خوب و موقعیت جغرافیایی خاص ، مهد نخستین کانونهای یکجانشینو تمدن شهری بوده و همواره از نقاط پرجمعیت کشور محسوب میشدهاند و در حال حاضرنیز بیشترین نسبت از جمعیت کشور را دارا میباشند. به دلیلموقعیت خاص جغرافیائی ، میزان بارندگی در ایران با طول جغرافیایی ارتباط مشخصیدارد. شدت باران از غرب به شرق کاهش مییابد و نصفالنهار ۵۲ درجه تفکیک کننده آب وهوای گرم و خشک شرقی از آب و هوای معتدل و مرطوب غربی می باشد. همچنین بهبود وضعیتاقلیمی از عرض جغرافیایی پایین به بالا موجب شده است که درصد قابل توجهی از جمعیتشهری کشور در عرض جغرافیایی ۳۵ تا ۴۰ درجه استقرار یابند . ۱-۲-۱۵-۴ ظهورشهربهمثابهتکاملمناسباتاجتماعی شماریازاستقرارگاههایشهریدرایراندرنتیجۀرشدوتکامل، تقسیماجتماعیکار،ظاهرشدهاند.رشدمناسباتکشاورزی،ظرفیتهایجدیدیرادرراستایپشتیبانیمادیوخدماتیاززندگیشمارافزونتریازمردمانفراهممیکردواینامرمقدماتشکلگیریوتکاملبرخیازجوامعشهریوروابطمبادلهبراساساینروالراامکانپذیرمیکرد. بهعنوانمثالدرجریاناحیایبرخیکانونهایشهریایراندرحدودقرنسوممیلادی،شماریازشهرهایجدیدنیزپدیدآمدوروندگسترشروزافزونمناسباتبازرگانیورشدبازارداخلیدارایبنیانهایمستحکمترشد.اینشهرهادوکارکردمشخصداشتند: یکم،الزاماتناشیازجداییحرفهوپیشههاازجماعاتروستاییوتقسیمکارمجدداجتماعیراپدیدآوردند،دوم،مانندمراکزاقتصادیبرسرراه هایترانزیتوبازرگانیعملکردند. چنینتجاربهایباردیگردرقرنششممیلادی،کهدورۀبعدیرشدمناسباتبازرگانیایراندرسطحبینالمللیرویداد،برمبنایرشدتولیدکالاییسادهوگسترشراههایمبادلاتیمحققشد. برایناساستحولدانشفنی،جداییپیشههاازکارکشاورزی،ونیلبهسازماناجتماعیمبتنیبرتقسیمکاراجتماعی )شهر(،بهعنوانیکیازعلتهایپیدایششهرهادرایرانبهشمارمیرفت.دراینوضعیتشهرمکانیبودباکارکردتجاریوتولیدکالاییکهدرشانتکمیلیورشدیافتهتریازاقتصادکشاورزیونهرقیبآنبهشمارمیرفت. ۱-۲-۱۵-۵ حکومت،بانیشهر درتاریخشهریایراننقشحکومتدرروندتأسیسوتکاملمناسباتشهرنشینیبهمانندعلتیمهمدرنظرگرفتهمی شود. حکومتهابنابهضرورتهاییچندسیاستگذاریشهرهارادرپیشمیگرفتند: الف- گاهشهربهعنوانمرکزاداریوسیاسیومحلاستقرارحکمراندرآن )پایتخت(،تأسیسمیشد. ممکنبودپیدایشیکشهرباشکلگیریحکومتتوأممیشد. نمونۀشهرهایهگمتانه)ماد(،پارسه )هخامنشیان(،شهرهایدورۀیونانیان،دورۀاشکانی،هکاتومپولیسونظایرآن،فیروزآبادوگورونظایرآن )ساسانیان( قابلذکرند.دردوراناسلامیواسط،بغداد،قاهرهوفاسچونانمراکزسیاسیوپایتختیپایهگذاریشدند. اینشهرهاازنظرسیاسیواقتصادیویژگی هایخاصیداشتند. ب- گاهتاسیسشهربنابهضرورتهایناشیازگسترشقلمروحکومتونیازبهسازماندهیآنصورتمیگرفت.ابنخلدوناینراهبردراچنینجمعبندیکردهاست: تاسیسشهرهایکوچکوبزرگپسازپدیدآمدنپادشاهیاست. واکاویروایتهایتاریخیمربوطبهتأسیسشهرهاوروستاهایتاریخی،نشانازاینباوردارندکهبیشترآنانتوسطشاهانیانمایندگانشانبرپامیشدندواینرامیتوانبازتابیازشیوعوتکراراینتجربهدرتاریخشهریایراندانست. (یوسفیفر، ۱۳۸۹)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرایند جریانی سادهشدهای از یک فرایند تبرید در شکل ۳‑۳ آورده شده است. گاز ابتدا وارد مبدل گاز/گاز میشود تا کمی سرد شود. ادامۀ فرایند سرد شدن در واحد تبرید انجام میگیرد. سپس گاز وارد جوشآور واحد تبرید، که به آن چیلر[۱۲۹] میگویند، شده و با گرم شدن مبرد، جریان گاز، سرد می شود. برای جلوگیری از انجماد (یخ یا هیدرات) و جداکردن آب مایع، گلایکول هم به درون مبدل گاز/گاز و هم به درون چیلر اسپری می شود. گلایکول انتخابی برای اینکار، اتیلنگلایکول (EG) است، زیرا نسبت به گلایکولهای دیگر، در دمای کم کارکرد بهتری دارد.
 مخلوط وارد یک جداساز دما پایین[۱۳۰] (LTS) می شود، که در آن گاز از بالا، مایع هیدروکربنی از وسط و مخلوط گلایکول و آب از پایین آن (بخش چکمهای[۱۳۱]) خارج میشوند. مایعات هیدروکربنی برای فرآیندهای بیشتر فرستاده میشوند. مخلوط گلایکول- آب برای بازیابی و استفادۀ مجدد فرستاده می شود. گاز فروش، گازی که از بالای LST خارج می شود، بسیار سرد است. بنابراین دوباره به درون مبدل گاز/گاز فرستاده می شود، تا قسمتی از انرژی خود را بازیابی کند. اگر پروپان مادۀ مبرد باشد، که به طور معمول در صنعت گاز طبیعی نیز به اینصورت است، دمای چیلر بین ۱۰- تا ۴۰- درجۀ سلسیوس (۱۵+ تا ۴۰- درجۀ فارنهایت) است. یکی از مزیتهای بزرگ این نوع فرایند این است که، گاز خروجی آن هم از نظر نقطۀ شبنم هیدروکربن و هم از نظر محتوای گاز، براساس استانداردهای ماست و دیگر نیازی به جداکردن طبیعی واحد نمزدایی و واحد کنترل نقطۀ شبنم هیدروکربن نیست. شکل ۳‑۳ : فرایند جریان ساده شده برای یک واحد تبرید به همراه تزریق گلایکول تشکیل هیدرات حین شروع پدیده برای جلوگیری از تشکیل درحین پدیده باید به دنبال مقاومتهای سرراه تشکیل باشیم. با بدست آوردن مقاومتهای حین شروع پدیده هممیتوان برای اولین بار به تشریح مقاومتهای پدیده بپردازیم و هم برای محققین بعدی، پدیده را توجیهتر کنیم. با توجه به اینکه پدیده تابعی از دما، فشار، غلظت ترکیب و واکنش تشکیل هیدرات است بررسی حول این مقاومتها صورت گرفته است. فشار و غلظت در بحث جرم بهراحتی میتوانند به یکدیگر تغییر پیدا کنند که با مرور کتابهای انتقال جرم و حرارت فقط عوامل مقاومتی دما، غلظت و واکنش تشکیل پرداختهایم. در کنار بررسی تعادلی تشکیل هیدرات، بررسی مقدار تولید هیدرات پس از عبور از نقطه تعادل و وابستگی آن به عوامل مختلف دارای ارزش بسیار مهمی خواهد بود که به این بررسی اصطلاحاً سینتیک هیدرات گفته میشود. از آنجایی که فرایند تشکیل هیدررات مشابه فرایند کریستالیزاسیون میباشد، سه مرحله را میتوان برای آن در نظر گرفت : ۱- هستهزایی (Nucleation) ۲- فرایند رشد هستهها (Growth) ۳- فرایند تجزیه (Dissociation) از میان سه فرایند فوق، به فرایند رشد هیدرات پس از زمان هستهزایی پرداخته میشود. از آنجایی که در فرایند تشکیل هیدرات مولکولها از فازی به فاز دیگر نفوذ کرده و سبب تشکیل فاز جامد به همراه آزاد نمودن حرارت میگردد، سه پدیده انتقال حرارت، انتقال جرم و واکنش تشکیل هیدرات دارای نقش مهمی هستند. انتقال حرارت یکی از مهمترین مباحث در بررسی تشکیل هیدرات است که برخی مطالعات نیز بر روی آن انجام گرفته است. مراحل انتقال حرارت را میتوان به دو مرحله تقسیم نمود که در شکل ۳‑۴ نشان داده شدهاند]۵۷[ : ۱- انتقال حرارت بین سطح سرد که این سطح میتواند سطح سیال یا دیواره سرد باشد. ۲- انتقال حرارت در لایه نزدیک به سطح هیدرات شکل ۳‑۴ : شمای کلی تغییرات دما در فاز مایع (از جداره ظرف تا سطح هیدرات) و کریستال هیدرات در این شکل TS دمای سطح هیدرات، TB دمای توده سیال اطراف کریستال هیدرات و Tw دمای دیواره یا هر سطح مشترک دیگری میباشند. در مورد مقاومت مربوط به انتقال حرارت بر روی سطح کریستال هیدرات، آقای هاشمی نشان داده که مقدار اختلاف دما در لایه انتقال حرارت اطراف ذره هیدرات (TB-Ts) در حدود ۷-۱۰ تا ۵-۱۰ درجه سانتیگراد است که نشاندهنده ناچیز بودن مقاومت حرارتی در لایه نفوذ حرارتی در اطراف کریستال میباشد. در صورتی که بتوان فاز مایع را با بهره گرفتن از همزن مناسب به خوبی همسان نمود، توزیع دمای یکسانی در محلول به وجود خواهد آمد که بهمعنای از بین بردن مقاومت حرارتی (از بین بردن پروفایل دما) در فاز مایع میباشد. سردکردن تدریجی دما نیز میتواند به از بین بردن اثر مقاومت حرارتی در مسیر تشکیل هیدرات کمک کند. همانطور که در قبل گفته شد، هیدرات به صورت یخ است و برای ما یخ به معنای دمای صفر درجه سانتی گراد و کمتر از آن تداعی میشود به همین خاطر نباید دمای خط لوله پایین باشد. شکل ۳‑۵ نمای کلی از پدیده انتقال جرم و واکنش تشکیل هیدرات به صورت یک واکنش درجه اول را نشان میدهد. در این شکل شش مرحله برای نفوذ مولکولها از درون فاز گاز به فاز مایع و تشکیل هیدرات را میتوان فرض نمود]۵۸[ : ۱- انتقال جرم در فاز گاز از توده گاز به سطح مشترک ۲- تعادل ترمودینامیکی در سطح مشترک گاز- مایع ۳- انتقال جرم در فاز مایع از سطح مشترک به توده مایع ۴- انتقال جرم در توده مایع ۵- انتقال جرم در سطح مشترک مایع و هیدرات ۶- واکنش بر روی سطح هیدرات شکل ۳‑۵ : پروفایل غلظت در مسیر نفوذ گاز تا رسیدن به سطح هیدرات پارامترهای استفاده شده در شکل بالا : CG : غلظت مولکولهای نفوذ کننده گاز در درون گاز CI : غلظت مولکولهای نفوذ کننده گاز در سطح مشترک در تعادل با فاز مایع CBI : غلظت مولکولهای نفوذ کننده گاز در درون فاز مایع در نزدیکی سطح مشترک CB : غلظت مولکولهای نفوذ کننده گاز در درون توده مایع CS : غلظت مولکولهای نفوذ کننده گاز در سطح مشترک مایع و کریستال CEQ : غلظت مولکولهای نفوذ کننده گاز در تعادل با هیدرات kG : ضریب انتقال جرم در فاز گاز kL : ضریب انتقال جرم در فاز مایع kD : ضریب انتقال جرم بیرون ذره هیدرات kB : ضریب انتقال جرم در سطح مشترک مایع و کریستال kR : ثابت واکنش درجه یک با نگاهی به مطالعات انجام شده بر روی فرایند تشکیل هیدرات از دیدگاه انتقال جرم، میتوان نتیجه گرفت که عمده این فعالیتها بر اساس در نظر گرفتن یک یا چند مقاومتهای زیر استوار میباشند : ۱- مقاومت مربوط به انتقال جرم در سطح مشترک گاز- مایع در سمت مایع ۲- مقاومت مربوط به انتقال جرم در سطح مشترک مایع- هیدرات ۳- مقاومت مربوط به واکنش شیمیایی در سطح هیدرات در سال ۱۹۹۴، اسکوبوگ[۱۳۲] با بررسی بر روی آزمایشات محققین دیگر ادعا نمود که میتوان مقاومت اصلی را در سطح مشترک گاز- مایع فرض نمود. مدل وی با دقتی حدود ۲۰ درصد میتواند مقدار مصرف گازهای متان و اتان برای تشکیل هیدرات را محاسبه نماید. برخی محققین نیز مراحل اول و سوم را در رشد هیدرات مؤثر دانستهاند. هر چند که اکثر تحقیقات انجام گرفته با در نظر گرفتن دو یا سه مقاومت در مسیر تشکیل هیدرات میباشند، امّا توجه به موارد زیر میتواند در تشخیص مقاومت اصلی از مقاومتهای ذکر شده در تشکیل هیدرات بسیار مفید باشد: ۱- بررسی بر روی فرآیندهای جذب گاز به فاز مایع نشان میدهد که همواره دو مقاومت انتقال جرم یکی از درون فاز گاز به سطح مشترک و دیگری از سطح مشترک به درون فاز مایع در رقابت با یکدیگر هستند. بررسی جامعی از نقش این رقابتها را میتوان در مرجع ]۵۸[ مشاهده نمود. به صورت کلی اگر ضریب کلی انتقال جرم در سطح مشترک را بر مبنای فاز مایع، ضریب مربوط به فاز مایع و ضریب مربوط به فاز گاز را به ترتیب با نمادهای KL ،kL و kG نشان دهیم، میتوان رابطه زیر را بین آنها بیان نمود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۸-۱ نظریههای هوش هیجانی تاکنون بحثهای متفاوتی درمورد چیستی هوش مطرح شده است و نظریههای متعددی در پاسخ به این پرسشها که “آیا هوش یک توانایی کلی است یا مجموعهای ازتواناییها ؟” و یا اینکه “آیا هوش ذاتی است یا میتوان آن را آموخت؟ ” شکل گرفته است. فیلسوفانی چون افلاطون، ارسطو، دکارت و کانت علاقهمند به موضوع نقش هیجانات در تفکر و رفتار بودند. افلاطون عقیده داشت که هیجانات، جنبه ابتدایی وحیوانی انسان هستند و با عقل و منطق ناسازگارند (سیاروچی و همکاران ۱۳۷۴، ۷۷). “فروید[۲۴]” (نظریه پرداز روانکاوی) معتقد بود که هیجانات تفکر منطقی را تضعیف میکنند و “آرتور کاستلر[۲۵]” اظهار کرد که ناتوانی ما در آگاهی به واکنشهای هیجانی، خشم و کنترل آنها به علت بروز اشکالاتی در رشد سلسله اعصاب مرکزی در دوران جنینی میباشد که خود ناشی از یک اشتباه تکاملی است و جنبههای حیاتی نوع انسان را تهدید میکند (سیاروچی و همکاران ۱۳۷۴، ۷۷). در سالهای ۱۹۴۱–۱۹۷۸ هوش و هیجان به صورت جداگانه مورد بررسی قرارگرفتند و هوش به عنوان توانایی استدلال انتزاعی درنظر گرفته شد. دیدگاههای متعددی نیز در این زمینه به وجود آمد. برخی از نظریه پردازان، هوش را توانایی منحصربه فردبرای یادگیری دانستند و برخی دیگر معتقد بودند که افراد در زمینههای مختلف، تواناییهای گوناگون دارند. “ورنون[۲۶]” و “اسپرمن[۲۷]” هوش را به عنوان یک کل تعیین کردند، “ترستون[۲۸]“، “گیلفورد[۲۹]” و “گاردنر” نیز مطرح کردند که هوش مجموعهای ازتواناییهای ذهنی جداگانهای است که کم و بیش مستقل عمل میکنند.
 طی سالهای۱۹۵۱-۱۹۶۹پژوهشگران زیادی در پی شناسایی هوش هیجانی بودند. درسال ۱۹۵۰ “ثرندایک” (روانشناس رفتارگرا) در دانشگاه کلمبیا از عبارت “هوش اجتماعی” برای توصیف مهارت سرکردن با دیگران استفاده کرد. او توانمندیهای اجتماعی را یکی از عنصرهای مهم هوش میدانست (هدلند و استنبرگ[۳۰] ۱۳۷۹، ۱۱۲). “دیوید” و “کسلر” هوش را یک توانایی کلی معرفی کرد که فرد را قادر میسازد تا بهطور منطقی بیندیشد، فعالیت هدفمند داشته باشد و با محیط خود به طور موثر به کنش متقابل بپردازد (سیف ۱۳۸۰، ۴۴). “کرانباخ[۳۱]” عقیده داشت که “هوش اجتماعی” را نمیتوان تعریف کرد و اندازه گیری هم نشده است. درسال ۱۹۵۰ شکافهایی در تجزیه وتحلیل ماهیت هوش ظاهرشد. به این ترتیب دیدگاههای جدید، هوش شناختی سنتی را به چالش کشیدند و بیشتر روانشناسان به نتیجه مشابهی رسیدند که بر اساس آن مفاهیم قدیمی هوش تنها محدود به مهارتهای کلامی و ریاضی و عملکرد خوب در محیط های تحصیلی است. اما در زمینههایی که با این محیط ها فاصله دارند، پیش بینی کننده قدرتمندی نیستند. معروفترین این دیدگاهها نظریههای “استنبرگ” و به خصوص “گاردنر” و “سالوی” میباشند که هوش را از منظر فراختری نگریستند. ۲-۹- هوش هیجانی؛ مهارتهای اجتماعی- هیجانی واژه هوش هیجانی (EI) و بهره هیجانی (EQ) به عنوان پرکاربردترین لغات ومفاهیم جدید درسال ۱۸۶۹ از سوی جامعه دیالکت امریکا انتخاب شدند. ازآن پس تاکنون نیز تحقیقات درمورد هوش هیجانی رو به افزایش است. درسال ۱۳۶۵میلادی “رون بار- آن"، برای اولین بار مخفف “بهره هیجانی” یا “EQ” را برای این دسته تواناییها به کار برد و اولین آزمون در این مورد را ساخت. در سال ۱۹۹۰ “پیترسالوی” استاد دانشگاه ییل و “جان مایر” مفهوم اساسی تئوری خود را برای اولین بارتحت عنوان “هوش هیجانی” به چاپ رساندند. در سال ۱۹۹۵ این مفهوم در پرفروشترین کتاب سال ۱۹۸۰ نوشته “دانیل گلمن” تحت عنوان “هوش هیجانی” ظاهر شد و عمومیت یافت (اکبرزاده ۱۳۶۲، ۹۳). “سالوی” و “مایر"(۱۳۶۵) هوش هیجانی را به عنوان توانایی درکاحساسات در خود و دیگران معرفی نمودند. “مایر” و “سالوی” اظهار میدارند: گرچه بعضی اوقات درکاربرد عملی، لازم است که هوش هیجانی به عنوان یک سازه واحد محسوب شود، اما در بیشتر کارهای ما پیشنهاد میشود که هوش هیجانی میتواند به چهارشاخه تقسیم گردد: الف) اولین شاخه، احساس و بیان هیجان، شامل بازشناسی و وارد کردن اطلاعات کلامی و غیرکلامی از سیستم هیجانی است. ب) شاخه دوم تسهیل تفکر بهوسیله هیجان، (بعضی اوقات به کارگیری هوش هیجانی نامیده میشود)، و عبارتست از به کارگیری هیجانها در تکالیف شناختی مانند خلاقیت و حل مساله. هوش از نظر ترستون (۱۳۸۴) ترستون اظهارداشت که هوش ازشش عامل تشکیل شده است عبارتنداز : ۱- عامل عددی: توان انجام عملیات ریاضی باسرعت وبه طورصحیح. ۲-عامل کلامی: توان انجام آزمون های درک کلامی. ۳-عامل فضایی: توان کاربرد ماهرانه اشیا در فضای تخیلی. ۴-عامل روانی کلمات: توان تفکرسریع درباره کلمات. ۵-عامل استدلال: توان کشف قواعدازطریق تفکرقیاسی واستقرایی. طبق نظرترستون این شش عامل توانایی های اولیه مغزاست . باتوجه به نظرات صاحب نظران یچون گاردنرگلمنوترستون نمی توان استعداد و هوش کسی را فقط محدود درمهارت انجام عملیات ریاضی دانست که اگرکسی دراین مهارت موفقیت پندارم، آدمیک ما ستعداد وکم هوش است و لذا در فراگیری مهارت های دیگرمانند یادگیری زبان دوم دچارمشکل می شود. دراثبات این ادعانگاهی به دور و اطراف خود بیندازید. آیا فقط کسانی که توانسته اند تحصیلات عالی داشته باشند صاحب مهارت های زندگی شده اند و بقیه افراد جامعه ازهوش واستعداد تهی وخالی هستند؟ درصورتی که چنین نیست هرکسی باتوجه به علایق فردی وشخصی توانسته مهارتی را فراگیرد و در زندگی به کار ببندد . بنابرین این وظیفه مربیان است تا فراگیران را به استعداد و علایق وتوانمندی های خودشان آشنا سازند (بار - اون،ترجمه سموعی ۱۳۸۱). ۲-۱۰- نقش هیجان ها در هوش با اینکه جنبش هوش بهره در مجموع هیجان ها را شامل نمی شود، چنین نبود که همه روان شناسان هیجان ها را نادیده بگیرند. در واقع پیش از یک قرن محققان ونظریه پردازان سعی کردند هیجان ها را درک کنند. این که چه چیزی باعث بوجود آمدن آنها می شود. معنی و مفهوم وعواقب نتایج آنها چیست؟ با این حال متضاد آنها هستند. تفکر عمده در مورد هیجان ها این بود که آنها معمولا باعث می شوند تا مردم حواس شان پرت شود و نتوانند بطور منطقی ودر آرامش روی اطلاعات انتزاعی فکرکنند. یعنی نتوانند هوش خود را بکار ببرند . ۲-۱۱- هوش هیجانی: دو نظریه این تعبیر که هیجان ها نوعی اطلاعات هستند کمک کرد تا در سال ۱۹۹۰مفهومی کاملا پروبال گرفته از هوش هیجانی ظاهر شود. دو روان شناس آمریکایی مالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که این اصطلاح را بکار بردند وکارهای آکادمیک آنها را در این زمینه پایه و برای کارهای بعدی فراهم کردند . مالوی و مایر در رساله بی نظیر خود به سال ۱۹۹۰هوش هیجانی را نوعی از هوش توصیف کردند که توجه به احساسات و هیجان های خود فرد و دیگران فرق گذاشتن بین آنها و استفاده از این اطلاعات برای هیجان های افکار و اعمال فرد شامل می شود. با اینکه مقیاس های هوش هیجانی از روی ضریب هوش برداشته شده است.که به آن ضریب هوش هیجانی یا هوش بهره میگویند . نظریه سالووی و مایر بر این باور استوار بود که تعدادی از مهارت های ویژه وجود دارد که در همه آنها یا دقت مهم است یا کارآیی. دقت در شناخت و درک حالات هیجانی خود و دیگران وکارایی در تنظیم وکنترل استفاده از هیجان ها در رسیدن به اهداف. به نظر سالووی و مایر در هوش هیجانی چهار جنبه اساسی وجود دارد :۱-شناخت هیجان ها ۲-درک هیجان ها ۳–تنظیم هیجان ها ۴-استفاده از هیجان ها. بنابراین داشتن این مهارت ها میتواند برای فرد نتایج مثبت به همراه آورد. برعکس نداشتن آنها می تواند مشکلات جدی ایجاد کند. تحقیقات در روان شناسی آکادمیک معمولا پایان غم انگیزی دارد. آنها ابتدا در مجله تخصصی چاب می شوند و فقط عده کمی از همکاران و دانشجویان آنرا می خوانند. آنچه در مورد تحقیقات هوش هیجانی روی داده به کلی از این وضع متفاوت بود. آنچه اتفاق افتاد انیل گاسن بود.گاسن چندسالی نویسنده مطالب علمی در نیویورک بود اوچندبار درباره پژوهش های مربوط به هوش هیجانی مقاله نوشت ودر سال ۱۹۹۵ یک کتاب کامل بنام هوش هیجانی چاب کرد که موفقیت های بالایی یافت . ۲-۱۲- تنظیم و کنترل هیجان ها مهارت های شناسایی و درک هوش هیجانی با همه اهمیت هایی که دارند معمولا ما را وادار نمی کنند که درباره هیجان ها کاری انجام دهیم. معنای جمله این نیست که شناسایی و درک هیجان ها به هیچ تلاشی نیاز ندارند، بلکه مهارت ها بیشتر در این باره اند که چگونه در برابر هیجان های زندگی واکنش نشان می دهیم. سومین مهارت در هوش هیجانی یعنی توانایی در تنظیم وکنترل هیجان های از حد مهارت های نسبتا منفعلانه ای که تا کنون درباره آنها صحبت کردیم برابر می رود. چگونه می توان هیجان خود را تنظیم کرد؟ امتیازهای تنظیم موفقیت آمیز و بسیار واضح وجذاب است وبرای کمک به این تنظیم تکنیک های بسیاری وجود دارد. به نظر سالووی پنج روش کلی وجود داردکه خیلی مورد استفاده مردم است. هر کدام از آنها اگر در زمان مناسب و به شیوه مناسب بکار گرفته شوند می توانند بسیار موثر باشند. اما بعضی از آنها بطور کلی مفیدتر از بقیه هستند. ۱-جلوگیری: یکی از فنون ساده و آسان خوداری استفاده از روش سرکوبی یاخفه کردن احساسات ناخوشایند به هنگام بروزکنترل یا از بین بردن علایم خارجی هیجان ها ی نا خواسته از طریق تلاش آگاهانه و ارادی است. این فن مخصوصا زمانی می تواند مفید واقع شود که در وضعیتی قرار بگیرد که نشان دادن هیجان ها از نوع نامناسب باشد. ۲- ارزیابی مجدد شناختی: دومین فن تنظیم هیجانها ارزیابی شناختی است این فن کلی می توانند چند روش ویژه را در خود جای دهد اما وجه مشترک همه این ویژگی ها این است که در همه آنها سعی می کنید وضعیت را در ذهن خود تغییر دهید تا حالات هیجانی خوشایندتری بدست آید. ۳- تغییر جهت توجه :در این روش شما هیجان های منفی را به این صورت کنترل می کنید که توجه خود را از محرک های استرس زا بر می دارید و به سوی چیزی بهتر معطوف می کنید. ۴-برنامه ریزی فعال: در این فن واکنش های هیجانی خود را از این طریق به کنترل در می آورید که برای کنار آمدن با علل هیجان ها برنامه های شخصی را طرح ریزی می کنید. ۵-کمک خواهی: آخرین فن که برای برنامه ریزی فعال شباهت دارد کمک خواهی است که در این فن تنظیم هیجان ها از طریق کمک خواهی از دیگران انجام می گیرد که ممکن است مادی و عملی باشد. ۲-۱۳- رابطه هوش هیجانی با هوش اجتماعی ناتوانی در بروز به موقع مهارت های هیجانی می تواند سلامت فکری، جسمانی و روانی افراد را تهدید کند و سازگاری فرد را در تعامل با دیگران بویژه در مهارت های اجتماعی به چالش بکشد. گاهی هیجان های نابجا با شناخت و دانش غلط می شود و زندگی اجتماعی و شغلی و خانوادگی افراد را در معرض خطر قرار می دهد. اخبار هر روز جوامع انسانی مملو از گزارش های است که حاکی از متلاشی بودن رفتار صحیح امنیت بوده و یورش انگیزه های آتی را نشان می دهد. اما اخبار مذکور که به گونه ای آشکارتر به حضور برخی از هیجان های کنترل نشده در زندگی ما و کسانی که در اطراف ما زندگی می کنند اشاره دارد. هیچ کس نمی تواند خود را از حالت عصبانی شدن و سپس پشیمانی مستثنا کند . همه ما بارها به طریقی به این دام افتاده ایم و باز هم خواهیم افتاد (پارسا ۱۳۸۳، ۷۷). دنیای امروز با به تصویر کشیدن ناتوانی عاطفی و ناامیدی و بی پروایی در خانواده ها و اجتماعات و جوامع بشری خشم و یاس برآینده ای را در ابعاد مختلف زندگی ثبت نموده اند. توجه به هوش هیجانی به ویژگی های هوش اجتماعی افراد از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بنابراین فعالیت در زمینه هوش هیجانی به منظور شناسایی عواملی غیر از عوامل عقلانی در زندگی افراد موثر و راه گشاست زیرا هوش هیجانی بالا در موفقیت افراد تاثیر فراوانی دارد. ۲-۱۴- توانایی لذت بردن از زندگی توانایی لذت بردن از زندگی اساس بهداشت روانی است در واقع از زندگی لذت بردن ازحرکت آن است. رها ساختن از نگرانی های مربوط به آینده و یا دغدغه های گذشته یکی از راه های لذت بردن از زندگی است. البته ما نیاز داریم برای آینده خود برنامه ریزی کنیم و نیز نیازمند ان هستیم که از گذشته بیاموزیم ولی غالباً این یادآوری ها به جای لذت بردن و حرکت سرگرمی ما را زیاد می کند. ۲-۱۵- توانایی جهیدن توانای از ناملایمات و بازگشت پذیری جهت شروع مراحل دیگر زندگی اشاره به توانایی ارتجاعی بودن دارد. این در میان همه آنهایی که در حل وقایع استرس زا موفق ترند، مشترک می باشد به همین دلیل یک موقعیت استرس زا برای دو نفر پیامد و نتایج متفاوتی دارد. ۲-۱۶- تعادل تعادل در جنبه های زندگی ضروری است. از جمله تعادل در تنها بودن و معاشرت با دیگران- کار و تفریح- خواب و بیداری- استراحت و ورزش و… ۲-۱۷- انعطاف پذیری همه ما افرادی را می شناسیم که به دور از هرگونه استدلال و منطق در عقاید و افکارشان بسیار متعصب اند. هیچ گفتگویی نگرش آنی را تغیر نمی دهد و کور کورانه و توام با خشکی و تعصب به خواسته و عقاید خود چسبید ه اند. این گونه تعصب و خشکی در عقیده و رفتار سبب استرس برای خودشان و دیگران می شود. انعطاف پذیری عقاید و عواطف سبب ارتقائ هوش افراد می گردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماده ۸۷ قانون تأمین اجتماعی مقرر می دارد: «پرداخت کمک عائله مندی بر عهده کارفرما می باشد و باید در موقع پرداخت مزد یا حقوق به بیمه شده پرداخت شود». آنچه که در ماده مذکور تصریح گردیده است در واقع مبیین خروج کمک عائله مندی از زمره حمایت های مقرر در قانون تأمین اجتماعی است، چرا که به صراحت پرداخت کمک عائله مندی در عهده کارفرما ذکر گردیده است. ظاهراً درخصوص کمک عائله مندی هماهنگی و انسجام کامل بین قوانین و مقررات تأمین اجتماعی وجود ندارد و اصل انسجام درونی قوانین که یکی از اصول مهم امنیت حقوقی است در آن رعایت نگردیده است، فصل نهم قانون تأمین اجتماعی تحت عنوان ازدواج و عائله مندی نامگذاری گردیده است. ماده ۸۶ در ذیل فصل مذکور کمک عائله مندی شرایط و نحوه و میزان پرداخت را بیان می کند و ماده ۳ این قانون نیز با عنوان «تأمین اجتماعی موضوع این قانون شامل موارد زیر است» در تبصره ماده مزبور مقرر می دارد: «مشمولین این قانون از کمک های ازدواج و عائله مندی طبق مقررات مربوط برخوردار خواهند شد» و ظاهراً مجموعه این مقررات سعی در اعلام کمک هزینه عائله مندی به عنوان یکی از کمک های مشمول نظام حمایتی تأمین اجتماعی دارند. لیکن ماده ۸۷ این قانون بدون توجه به مبانی و مواد قبلی قانون و اینکه کمک عائله مندی در حقیقت نوعی حمایت تأمین اجتماعی از مشمولین خود می باشد، ناگهان کارفرما را مسئول پرداخت کمک مذکور قلمداد می نماید. همان گونه که قبلاً بیان گردید ماده قانونی اخیرالذکر نه تنها با مبانی بیمه تأمین اجتماعی سازگار نبوده و همچنین با مواد قانونی قبل از خود انسجام ندارد بلکه مقرره قانونی را در جایگاه مربوط نیز استفاده ننموده است. چرا که الزامات مربوط به روابط کارگر و کارفرما می باشد و می باید به جای اینکه در قانون تأمین اجتماعی بیاید در قانون کار بیان می گردید. بر این اساس برخی صاحبنظران را عقیده بر آن است که «با عنایت به ماده ۸۷ قانون تأمین اجتماعی با تردید می توان نظام حاکم بر کمک های عائله مندی به معنی اخص را در ایران نظام بیمه های اجتماعی دانست چرا که پرداخت آنها تنها بر عهده کارفرماست و دولت و کارگر در آن هیچ مشارکتی ندارند نقش دولت تنها در این است که کارفرما را ملزم به پرداخت کرده و به عبارت دیگر ماده ۸۷ قاعده امری را بیان می دارد … در حقیقت، کمک های عائله مندی در کشورهای صنعتی منفعتی داوطلبانه از جانب کارفرمایان بوده و ماده ۸۷ قانون تأمین اجتماعی ایران تنها آن را الزامی کرده است.[۱۱۹] نتیجه اینکه به نظر می رسد به منظور رعایت هرچه بیشتر اصل حمایتی بودن و حداقلی بودن و داشتن تضمین دولت پرداخت کمک عائله مندی در محاسبات بیمه ای لحاظ میگردید و حق مربوط از کارفرما اخذ می شد و سازمان تأمین اجتماعی نسبت به پرداخت آن به بیمه شده اقدام مینمود. مسئله ای که مدنظر حقوقدانان نظام تأمین اجتماعی نیز می باشد به گونه ای در این خصوص اظهار داشتهاند: «آیا مناسب تر نبود سازمان تأمین اجتماعی یا دیگر مسئولان امور تأمین اجتماعی در کشور، خود مسئولیت پرداخت کمک های عائله مندی به کارگران را بر عهده می گرفتند و منبع مالی آن را از کارفرما از طریق حق بیمه تأمین میکردند».[۱۲۰]
مبحث پنجم: میزان کمک عائله مندی و حل اختلاف ناشی از آن
ذیل بند ۲ ماده ۸۶ قانون تأمین اجتماعی درخصوص میزان کمک عائله مندی مقرر می دارد: «کمک عائلهمندی معادل سه برابر حداقل مزد روزانه کارگر ساده در مناطق مختلف برای هر فرزند در هر ماه می باشد».
 حداقل مزد روزانه کارگر عادی در هر سال مطابق ترتیباتی که در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی صورت می گیرد، تعیین می شود و در تعیین شرایط آن که توسط شورای عالی کار صورت می گیرد، معیارهای مختلفی از جمله اوضاع احوال و شرایط اقتصادی و میزان افزایش نرخ تورم در هر سال تعیین می شود. به هرحال این مبلغ پایهای جهت تعیین حق عائله مندی می باشد. نکته ای که در اینجا قابل بحث است این است که قانون تأمین اجتماعی بسیار عام تر و گسترده تر از قانون کار است و مشمولین تأمین اجتماعی نیز فراگیرتر از مشمولین قانون کار هستند به گونهای که رابطه منطقی میان مشمولین قانون تأمین اجتماعی و مشمولین قانون کار عموم و خصوص مطلق است یعنی کلیه مشمولین قانون کار مشمول قانون تأمین اجتماعی هستند، اما در مقابل برخی از مشمولین تأمین اجتماعی مشمول قانون کار هستند و برخی دیگر از مشمولین قانون تأمین اجتماعی مشمول قانون کار نیستند. بنابراین انتظار میرفت قواعد مربوط به کمک عائله مندی که در قانون تأمین اجتماعی آمده است از فراگیری بیشتری برخوردار باشد به گونه ای که اعم از مشمولین قانون کار و غیر مشمولین قانون کار باشد. در تعریف کمک عائله مندی در بند ۱۲ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی و نیز تبصره ۱ ماده ۳ همچنین ماده ۸۶ این قانون اصل عمومیت و فراگیری حق عائلهمندی رعایت شده است. لیکن بر این عمومیت و فراگیری، دو مورد نقض وجود دارد: مورد اول در تعیین معیار و میزان کمک عائله مندی است که حداقل دستمزد «کارگر عادی» تعیین شده است که شبهه اختصاص این کمک به کارگران مشمول قانون کار را در ذهن متبادر می سازد و مورد دوم تبصره ذیل ماده ۸۷ قانون تأمین اجتماعی است که مقرر می دارد: «هرگاه در مورد پرداخت کمک عائله مندی اختلافی بین بیمه شده و کارفرما حاصل شود به طریق مذکور در فصل حل اختلاف قانون کار عمل خواهد شد». قید اخیر مبنی بر حل اختلاف بیمه شده و کارفرما مطابق قانون کار شبهه مربوط به اختصاص کمک عائلهمندی به مشمولین قانون کار را قوت می بخشد. قانون تأمین اجتماعی وضعیت بیمه اجتماعی عدم بیمه شدگان از جمله مشمولین قانون کار، غیر مشمولین قانون، برخی از کارکنان دولت که صندوق آن تأمین اجتماعی است را تبیین نموده است بنابراین معیار «مزد روزانه کارگر عادی» و یا تعیین حل اختلاف بین بیمه شده و کارفرما مطابق قانون کار عمومیت قانون تأمین اجتماعی در بحث کمک عائله مندی را تخصیص می زند که این مطلب با روح قانون تأمین اجتماعی و کلی و عمومی بودن آن سازگار نیست. از این جهت به نظر می رسد به جهت اینکه کارفرمایان مشمول و غیرمشمول قانون کار تکلیف خود را در مقابل بیمه شده بدانند، ضروری است مقررات کمک عائله مندی به گونه ای اصلاح گردد که تمامی مشمولان قانون تأمین اجتماعی را شامل گردد. هر چند که در حال حاضر رویه دستگاه های اجرایی عمومیت مقرره مذکور را پذیرفته است. شفافیت و اصلاح این مقرره در جهت اصل امنیت حقوقی کارفرمایان ضروری به نظر می رسد.
فصـل هشتم: الزام کارفرمایان به اخذ مفاصاحساب از سازمان تأمین اجتماعی به هنگام هرگونه نقل و انتقال کارگاه
ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی مقرر می دارد: «هنگام نقل و انتقال عین یا منافع مؤسسات و کارگاههای مشمول این قانون اعم از اینکه انتقال به صورت قطعی ـ شرطی ـ رهنی ـ صلح حقوق یا اجاره باشد و اعم از اینکه انتقال به طور رسمی یا غیررسمی انجام بگیرد، انتقال گیرنده مکلف است گواهی سازمان را مبنی بر نداشتن بدهی معوق بابت حق بیمه و متفرعات آن از انتقال دهنده مطالبه نماید. دفاتر اسناد رسمی مکلفند در موقع تنظیم سند از سازمان راجع به بدهی واگذارکننده استعلام نمایند. در صورتی که سازمان ظرف ۱۵روز از تاریخ ورود برگ استعلام به دفتر سازمان پاسخی به دفترخانه ندهد، دفترخانه معامله را بدون مفاصاحساب ثبت خواهد کرد. در صورتی که بنا به اعلام سازمان، واگذارکننده بدهی داشته باشد، میتواند با پرداخت بدهی معامله را انجام دهد، بدون اینکه پرداخت بدهی حق واگذارکننده را نسبت به اعتراض به تشخیص سازمان و رسیدگی به میزان حقبیمه ساقط کند. در صورت انجام معامله بدون ارائه گواهی مذکور انتقال دهنده و انتقال گیرنده برای پرداخت مطالبات سازمان دارای مسئولیت تضامنی خواهند بود. وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی همچنین شهرداریها و اتاقهای اصناف و سایر مراجع ذیربط مکلفند در موقع تقاضای تجدید پروانه کسب یا هر نوع فعالیت دیگر مفاصاحساب پرداخت حق بیمه را از متقاضی مطالبه نمایند. در هرحال تجدید پروانه کسب موکول به ارائه مفاصاحساب پرداخت حق بیمه میباشد. تبصره- سازمان مکلف است حداکثر پس از یک ماه از تاریخ ثبت تقاضا، مفاصا حساب صادر و به تقاضا کننده تسلیم نماید». ماده مذکور درخصوص الزام کارفرما به اخد مفاصاحساب از سازمان تأمین اجتماعی در برگیرنده مطالبی است که در مباحث ذیل بیان آنها پرداخته می شود.
مبحث اول: فلسفه وضع ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی
ماده قانونی مذکور در مقام الزام کارفرمایان به پرداخت حق بیمه سازمان تأمین اجتماعی است. اصولاً هنگامی که کارفرمایان از پرداخت حق بیمه امتناع می نمایند سازمان تأمین اجتماعی به عنوان متولی امر بیمه اجتماعی مکلف است در جهت حفظ ثبات و پایداری منابع صندوق تأمین اجتماعی پیگیر وصول مطالبات صندوق مذکور باشد. از این جهت مقنن قواعد الزام آوری را برای حمایت از این صندوق بیمه ای وضع نموده است. از جمله این قواعد ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی است. هرگونه نقل و انتقال کارگاه از سوی واگذارنده مستلزم پرداخت مطالبات سازمان تأمین اجتماعی می باشد. بنابراین هدف اصلی از وضع ماده ۳۷ حمایت قانونی از صندوق بیمه ای در قبال وصول مطالبات آن بوده است. برخی عقیده دارند فلسفه وضع ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی حمایت از کارکنان و بیمه شدگان بوده است تا حق بیمه ایشان به واسطه این الزام قانونی وصول گردد.[۱۲۱] هر چند از جمله آثار اعمال این ماده قانونی می تواند اخذ حق بیمه بیمه شدگان باشد. اما وصول حق بیمه که در حقیقت مطالبات سازمان تأمین اجتماعی محسوب می گردد، به صورت خاص بیانگر تأمین منافع بیمه شدگان نیست. زیرا وصول یا عدم وصول حق بیمه مربوط به بیمه شدگان سازمان به معنی اعمال یا عدم اعمال حمایت های مقرر در قانون تأمین اجتماعی در حق ایشان نیست. همان گونه که در مباحث قبل بیان شد ماده ۳۶ قانون تأمین اجتماعی مسئول پرداخت حق بیمه را کارفرما می داند و انتفاع از حمایت ها و مزایای مقرر در قانون تأمین اجتماعی را صرفاً از حقوق بیمه شدگان سازمان بر می شمرد. نتیجه اینکه بیمه شدگان تأمین اجتماعی از مزایای بیمه ای برخوردار می گردند، خواه حق بیمه ایشان را کارفرما به سازمان تأمین اجتماعی پرداخته یا نپرداخته باشد. ضمن اینکه در هنگام وصول مطالبات سازمان از انتقال دهنده ذکر اسامی بیمهشدگان ضرورتی ندارد. زیرا به عنوان مثال کارفرمایی که تصمیم به انتقال ملک خویش داشته و ملک مذکور نیز ۰۰۰/۰۰۰/۱ ریال بدهی بیمه ای دارد، آنچه که مهم است پرداخت مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۱ ریال در هنگام نقل و انتقال ملک است اما اینکه حق بیمه مذکور متعلق به چه کسانی است تأثیری در اصل موضوع ندارد. دلیل دیگر درخصوص اینکه فلسفه وضع ماده ۳۷ صرفاً وصول حق بیمه سازمان است این است که ماده ۳۷ در مقام تعیین و تشخیص شخص خاصی به عنوان کارفرما نیست. چرا که پرداخت حق بیمه مذکور از جانب هر شخصی اعم از بدهکار اصلی و یا اشخاص ثالث موجب صدور مفاصاحساب تأمین اجتماعی می گردد، بنابراین فلسفه وضع ماده ۳۷ صرفاً وصول حق بیمه سازمان است و مقام پرداخت کننده و یا اینکه پرداخت بابت حق بیمه شخص یا اشخاص خاصی باشد فاقد اهمیت است.
مبحث دوم: تکلیف مقرر در ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی متوجه مالک عین یا منافع کارگاه است اعم از اینکه کارفرما و یا غیرکارفرما باشد
ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی به جای استفاده از کلمه «کارفرما» تعمداً از کلمه «انتقال دهنده» و «انتقال گیرنده» استفاده کرده است. به کار بردن این عبارات با هدف مقنن از وضع ماده همسو به نظر می رسد چراکه آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد، وصول مطالبات سازمان است و شخص پرداخت کننده مهم نیست. بنابراین انتقال دهنده میتواند مالک عین یا مالک منافع کارگاه باشد بدون اینکه مشمول عنوان کارفرما قرار گیرد. به عنوان مثال ممکن است مالک کارگاهی الزاماً کارفرمای آن کارگاه نباشد و کارگاه را برای مدتی در اجاره دیگری قرار داده و یا تبرعاً اذن انتفاع از کارگاه را به کارفرمایی داده باشد و پس از اینکه کارفرما ملک را تخلیه نمود، مالک کارگاه بخواهد نسبت به انتقال ملک به دیگری اقدام نماید. در این صورت مفاصاحساب یا گواهی سازمان مبنی بر نداشتن بدهی حق بیمه می باید اخذ گردد و مالک کارگاه نمی تواند به استناد اینکه کارفرمای کارگاه نبوده است و کارفرمای واقعی مدتها قبل ملک را تخلیه کرده است، از اخذ گواهی پرداخت حق بیمه امتناع نماید. بنابراین انتقال دهنده کارگاه ممکن است کارفرما و یا غیرکارفرما باشد. آنچه مهم است این است که ملک و یا منافع، موضوع نقل و انتقال در یک مقطع زمانی، دارای بدهی حق بیمه بوده است و به هنگام نقل و انتقال ملک و یا منافع می باید حق بیمه مذکور پرداخت گردد. از این جهت می توان گفت ماده ۳۷ دارای ایراد مهمی است چرا که بدون توجه به بدهکار اصلی صرفاً در پی وصول مطالبات سازمان تأمین اجتماعی است. این موضوع با اصل امنیت حقوقی شهروندان و خصوصاً کارفرمایان، در تعارض است. زیرا براساس اصل اعتماد مشروع شهروندان باید همواره از نتایج اعمال خویش مطلع باشند.[۱۲۲] در حالی که مقرره مذکور موجب می گردد روابط حقوقی کارفرمایان و شهروندان همواره مبهم و غیرشفاف باشد. به عنوان مثال چنانچه مالکی منافع ملک خود را برای مدتی به اجاره واگذار کند و پس از انقضای مدت مذکور ملک تحویل مالک شده و مجدداً به کارفرمای دیگری اجاره داده شده باشد و این عقود به صورت غیررسمی صورت گرفته و تکرار گردند، به دلیل عدم انعقاد عقد در دفاتر اسناد رسمی و عدم اخذ مفاصاحساب از سازمان، بدهی های حق بیمه در طول زمان تجمیع می گردد و در نهایت چنانچه آخرین کارفرما بخواهد کارگاه را رسماً به کارفرمای دیگر منتقل نماید و یا مالک کارگاه بخواهد نسبت به انتقال رسمی ملک خویش اقدام کند حتی در زمانی که هیچ کارفرمایی در ملک فعالیت ندارد و ملک برای مدت زیادی تخلیه و بلااستفاده بوده است باز هم کارفرمای جدید که قصد انتقال دارد و یا مالک ملک متعهد به پرداخت تمامی بدهی های حق بیمه، مربوط به سنوات گذشته می گردند. در حالی که اصولاً از این بدهی ها مطلع نبوده اند. ایراد مذکور ممکن است به گونه ای دیگر نیز نمایان گردد و آن زمانی است که سازمان تأمین اجتماعی در هنگام فعالیت کارگاه تعمداً و یا از روی سهلانگاری و یا به دلیل عدم وجود امکانات کافی جهت بازرسی از کارگاه های مشمول این قانون و یا مشکلات ناشی از وصول حق بیمه در زمان فعالیت کارگاه اقدامی در جهت وصول مطالبات خود از کارفرما ننماید بدان امید که در زمان نقل و انتقال عین یا منافع ملک که واگذارنده (انتقال دهنده) نیازمند گواهی سازمان جهت انتقال ملک خویش است، مطالبات خود را که عبارت از حق بیمه و جرائم مربوط می باشد را به صورت یکجا از انتقال دهنده و یا انتقال گیرنده منفرداً یا متضامناً وصول نماید. در این صورت کارفرمایان و یا مالکلین بدهی خود به سازمان مطلع نبوده و در هنگام نقل و انتقال از آن مطلع می گردند و چه بسا در مواردی بدهی ها و جرائم حق بیمه ای نزدیک یا معادل ارزش کل ملک باشد. بنابراین به نظر می رسد قوانین می باید به گونه ای تنظیم گردد که مالکین املاک کارگاهی مکلف گردند طی مقاطع زمانی معین نسبت به اخذ مفاصاحساب از سازمان تأمین اجتماعی اقدام نمایند و سازمان نیز ملزم باشد بدون توجه به اینکه کارگاه در مرحله نقل و انتقال است یا خیر، نسبت به اعلام بدهی حق بیمه و در صورت پرداخت صدور مفاصاحساب بیمه ای بابت کارگاه اقدام نماید و با سپری شدن مقاطع زمانی مقرر در قانون هیچ گونه اقدامی از سوی سازمان پذیرفته نباشد، مگر اینکه از طریق مراجع قضایی علیه بدهکاری که در مهلت قانونی بدهی های خود را مخفی کرده است مطالبات خود را به اثبات رسانده و حق بیمه و جرائم را از بدهکار وصول نماید.
مبحث سوم: ماهیت مؤسسات و کارگاه های مشمول ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی
صدر ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی مقرر می دارد: «هنگام نقل و انتقال عین یا منافع مؤسسات و کارگاه های مشمول این قانون» از عبارت مذکور چنین برداشت می گردد که مقنن مؤسسه و کارگاه را دارای مفهوم مترادف دانسته است که حکم مقرر در ماده ۳۷ این قانون شامل هر دو عنوان می گردد. البته در قوانین کار و تأمین اجتماعی کارگاه تعریف شده است. بند ۳ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی در تعریف کارگاه مقرر می دارد: «کارگاه محلی است که بیمه شده به دستور کارفرما یا نماینده او در آنجا کار می کند» و البته قانون مذکور هیچ تعریفی از مؤسسه نیاورده است و تنها در ماده ۶۰ قانون تأمین اجتماعی به هنگام تعریف حادثه ناشی از کار از عبارت مؤسسات وابسته استفاده کرده است که به نظر می رسد مؤسسات جزئی از کارگاه فرض شده اند: «حوادث ناشی از کار حوادثی است که در حین انجام وظیفه و به سبب آن برای بیمه شده اتفاق می افتد مقصود از چنین انجام وظیفه تمام اوقاتی است که بیمهشده در کارگاه یا مؤسسات وابسته یا ساختمان ها و محوطه آن مشغول کار باشد». بنابراین به نظر می رسد کارگاه یا مؤسسه همان فضای فیزیکی است که بیمه شده به دستور کارفرما مشغول کار می باشد. شاید دلیل ذکر عنوان مؤسسه در کنار کارگاه این باشد که کارگاه ها اعم از محیط های شغلی مشمول قانون کار و غیرمشمول قانون کار می باشد. اما مؤسسات بیشتر محیط های شغلی غیرمشمول قانون کار را شامل می شود. هر چند به جهت عمومیت کارگاه و شمول آن بر مؤسسات باز هم نیازی به ذکر آن در ماده ۳۷ قانون مذکور نبود. مطلب دیگر درخصوص کارگاه این است که فعال بودن یا نبودن کارگاه در زمان نقل و انتقال شرط شمول اعمال ماده ۳۷ بر آن نیست بلکه صدق عنوان کارگاه بر ملک حق برای مدت زمان کوتاه بل یا هم زمان با نقل و انتقال عین یا منافع آن کفایت می کند. زیرا آنچه مهم است این است که ملک در مقطعی از زمان مشمول عنوان تعریف کارگاه در قانون تأمین اجتماعی قرار گرفته باشد و در آن ایام به دلیل اشتغال بیمه شده کارفرمای کارگاه مکلف به پرداخت حق بیمه بیمه شدگان باشد. در این صورت فرقی نمی کند در زمان نقل و انتقال عین یا منافع ملک موضوع نقل و انتقال ماهیت کارگاهی داشته باشد یا نداشته باشد و یا کارگاه فعال باشد یا نباشد و بیمه شده یا کارگر و کارفرما در آن مشغول فعالیت باشند یا خیر. این موارد از عبارات: «انتقال دهنده، انتقال گیرنده و واگذار کننده» استنباط می گردد. چرا که ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی به هیچ عنوان از عبارت «کارفرما» استفاده نکرده است. این بدان معنی است که انتقال دهنده و انتقال گیرنده خواه کارفرما باشند و خواه کارفرما نباشند در مقابل سازمان مسئول پرداخت حق بیمه کارگاه هستند. چنانچه قانون به جای عبارات فوق از اصطلاح کارفرما استفاده میکرد، بدان معنی بود که نقل و انتقال عین یا منافع کارگاه می باید توسط افرادی صورت گیرد که بر آنها عنوان کارفرما مصداق داشته باشد و مسلماً در این صورت فعلیت وضعیت کارگاهی در شمول الزامات مقرر در ماده ۳۷ قانون مذکور بر نقل و انتقال عین و یا منافع حاکم می شود. بنابراین اگر ملک موضوع نقل و انتقال از وضعیت کارگاهی خارج می شد به عنوان مثال کارگاه تعطیل و فاقد کارگر و شاغل می گردید و فعالیت آن نیز متوقف میشد، در این صورت نقل و انتقال آن تابع ضوابط ماده ۳۷ نبود. بدیهی است در چنین حالتی بدهی های معوق سازمان همواره بلاوصول مانده و مسیر تقلب نسبت به قانون و عدم پرداخت حق بیمه سازمان تأمین اجتماعی تسهیل می گردید. نتیجه اینکه مفهوم کارگاه در ماده ۳۷ قانون فوق الذکر الزاماً کارگاه فعال و دایر و دارای شاغل و کارفرما نیست. بلکه به همین اندازه که در سابقه ملک و در مقطعی از زمان فعالیت کارگاهی در املاک صورت گرفته باشد، نقل و انتقال عین و یا منافع چنین ملکی مشمول الزامات مقرر در ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی خواهد بود. البته برخی از صاحب نظران مفهوم کارگاه را از مفهوم محل آن متفاوت فرض کرده اند و بر این عقیده اند که «انتقال محل شرط ضروری صدق عنوان انتقال کارگاه (که یک مفهوم حقوقی است) نیست و صرف جایگزینی کارفرمای جدید به جای کارفرمای سابق و تصرف مشروع در محل برای این منظور کافی است. البته اغلب تغییر کارفرما با انتقال مالکیت عین یا منافع هم همراه است. اما ضرورتاً همیشه وضع بدین منوال نیست. در نتیجه در مثالهای فوق قرارداد کار کارگران سابق مطابق ماده ۱۲ قانون کار به کارفرمای جدید منتقل می شود و کارفرمای سابق مطابق ماده ۱۲ قانون کار به کارفرمای جدید منتقل می شد و کارفرمای جدید مطابق ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی نسبت به پرداخت حق بیمه های کارفرمای سابق مسئولیت تضامنی دارد».[۱۲۳] ملاحظه می گردد که مطابق نظریه مذکور اولاً ماده ۳۷ الزاماً به کارگاه های فعال تسری داده شده است؛ ثانیاً به روابط فی مابین دو کارفرمای سابق و جدید تخصیص داده شده است و ثالثا ً مسئولیت تضامنی بر عهده کارفرمایان سابق و جدید نهاده شده است. با این تفسیر ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی در وضعیتی محدود و مضیق قابل اجراست که با توضیحاتی که در این مبحث و مباحث قبل داده شد هدف مقنن از وضع ماده ۳۷ برآورده نمیگردد و ایجاد محدودیت تا این حد خلاف نظر مقنن از وضع قانون است.
مبحث چهارم: مسئولیت انتقال دهنده و انتقال گیرنده نسبت به پرداخت بدهی های معوق حق بیمه و متفرعات آن
ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی به صراحت بیان داشته است در هنگام نقل و انتقال عین یا منافع مؤسسات و کارگاه های مشمول این قانون اعم از اینکه انتقال به صورت قطعی، شرطی، رهنی، صلح حقوق یا اجاره باشد و یا انتقال به صورت رسمی یا غیر رسمی باشد انتقال گیرنده باید گواهی سازمان تأمین اجتماعی را مبنی بر نداشتن بدهی معوق بابت حق بیمه و متفرعات آن از انتقال دهنده مطالبه نماید و در صورتی که بدون ارائه گواهی مذکور معامله و انتقال صورت گیرد انتقال دهنده و انتقال گیرنده متضامناً مسئول پرداخت مطالبات سازمان خواهند بود. همان گونه که در مباحث قبل گفته شد به کار بردن عبارت «انتقال دهنده و انتقال گیرنده» مشعر بر این مطلب است که اشخاص مذکور لزوماً کارفرما نیستند و ممکن است غیر کارفرما باشند و ملک موضوع انتقال نیز ممکن است در زمان معامله کارگاه تلقی گردد یا خیر. پس ماده ۳۷ قانون مذکور به دنبال بیان مسئولیت تضامنی کارفرمایان سابق و اخیر نیست؛ چرا که این بحث با توجه به عبارات مندرج در ماده ۳۷ منتفی است؛ بلکه آنچه مدنظر مقنن است این است که چنانچه انتقال گیرنده بدون اخذ گواهی مفاصاحساب بیمه ای اقدام به انجام معامله نماید در این صورت به همراه انتقال دهنده نسبت به پرداخت حق بیمه معوقه مسئولیت تضامنی خواهد داشت.[۱۲۴] قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی مصوب ۲۴/۵/۸۵ نیز شرایطی مشابه ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی را پیش بینی کرده است و تنها تفاوت آن با ماده ۳۷ قانون اخیرالذکر این است که ماده ۳۷ دفاتر اسناد رسمی را مکلف می نماید به هنگام نقل و انتقال رسمی عین یا منافع کارگاه ها راجع به بدهی استعلام کننده استعلام نماید و عدم استعلام دفترخانه را در این خصوص نوعی تخلف انتظامی از سوی دفترخانه محسوب می گردید لیکن در قانون تسهیل تنظیم دفاتر اسناد رسمی این اختیار به متعاملین داده شده است که پذیرنده، انتقال دهنده ضمن سند تنظیمی متعهد به پرداخت بدهی احتمالی گردد که در این صورت متعاملین نسبت به پرداخت آن مسئولیت تضامنی خواهند داشت. در این حالت دفاتر اسناد رسمی می توانند بدون اخذ گواهی مفاصاحساب بیمه ای از سازمان تأمین اجتماعی نسبت به تنظیم سند رسمی انتقال اقدام نمایند. درخصوص مسئولیت تضامنی، هیأت عمومی دیوان عقیده دارند که مسئولیت تضامنی زمانی محقق می گردد که انتقال دهنده و انتقال گیرنده هر دو کارفرما باشند. در غیر این صورت و چنانچه انتقال گیرنده کارفرما نباشد مسئولیت تضامنی خلاف شرع است. دادنامه شماره ۴۷۳ مورخ ۲۹/۹/۸۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری نیز بر همین اساس صادر گردیده است: «نظر به اینکه فقهای محترم شورای نگهبان به شرح نظریه مورخ ۲۰/۸/۸۳ مفاد تذکر ذیل بند ۲-۱-۲- بخشنامه شماره ۱۹ جدید درآمد سازمان تأمین اجتماعی به شرح بینالهلالین «مضمون مذکور ذیل تذکر ۲-۱-۲- بخشنامه شماره ۱۹ جدید که حکم به مسؤولیت تضامنی غیر کارفرما کرده است خلاف شرع شناخته شد و ضمان مطالبات سازمان تنها بر عهده کارفرمایی است که هنگام تصدی او وی خلاف کرده و مطالبات سازمان را نپرداخته است» را خلاف شرع تشخیص دادهاند، بنابراین مستنداً به قسمت اول ماده ۲۵ قانون دیوان عدالت اداری حکم به ابطال بند مذکور صادر و اعلام میشود». برخی از صاحب نظران در توضیح دادنامه فوق الذکر چنین برداشت کرده اند: «بخش اول نظر شورای نگهبان مبنی بر اینکه مسؤولیت تضامنی متوجه «کارفرما» است و نه غیر او با ماده ۳۷ مخالفتی ندارد؛ چه، همانگونه که گفته شد، مسؤولیت تضامنی زمانی وجود دارد که منتقلالیه، سمت کارفرما را هم داشته باشد و جایگزین کارفرمای سابق گردد و شامل هر منتقلالیهی نمیشود. اما مفهوم بخش دوم این نظریه مبنی بر اینکه «ضمان مطالبات سازمان تنها بر عهده کارفرمایی است که هنگام تصدی او وی خلاف کرده و مطالبات سازمان را نپرداخته است» با ماده ۳۷ در تعارض است. معالوصف، هنوز هم ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی به قوت خود باقی است. با عنایت به نظرات فوق و ابهام موجود در ماده ۳۷ درخصوص تفسیرهای متعدد از عناوین «انتقال دهنده و انتقال گیرنده» که می باید واجد وصف کارفرمایی باشند یا خیر، ضروری است در جهت اعمال اصل امنیت حقوقی ماده ۳۷ قانون تأمین اجتماعی به گونه ای شفاف و روشن اصلاح گردد تا تکلیف افراد درخصوص بدهی های سازمان روشن گردد و براساس اصل اعتماد مشروع افراد جامعه بتوانند نتایج اعمال خویش را پیش بینی کنند.
فصل نهم: الزام کارفرمایان مقاطعه کار به پرداخت حق بیمه در قراردادهای پیمانکاری
ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی الزام پیمانکاران مقاطعه کار را به پرداخت حق بیمه کارکنان خود مورد حکم قرار داده است از این جهت ابتدا متن ماده ۳۸ این قانون بیان می گردد و سپس توضیحات مربوط ارائه خواهد شد. ماده مذکور مقرر می دارد: «در مواردی که انجام کار به طور مقاطعه به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار میشود کارفرما باید در قراردادی که منعقد میکند مقاطعه کار را متعهد نماید که کارکنان خود همچنین کارکنان مقاطعهکاران فرعی را نزد سازمان بیمه نماید و کل حق بیمه را به ترتیب مقرر در ماده ۲۸ این قانون بپردازد. پرداخت پنج درصد بهای کل کار مقاطعه کار از طرف کارفرما موکول به ارائه مفاصاحساب از طرف سازمان خواهد بود. در مورد مقاطعهکارانی که صورت مزد و حق بیمه کارکنان خود را در موعد مقرر به سازمان تسلیم و پرداخت میکنند معادل حق بیمه پرداختی بنا به درخواست سازمان از مبلغ مذکور آزاد خواهد شد. هرگاه کارفرما آخرین قسط مقاطعه کار را بدون مطالبه مفاصاحساب سازمان بپردازد مسئول پرداخت حق بیمه مقرر و خسارات مربوط خواهد بود و حق دارد وجوهی را که از این بابت به سازمان پرداخته است از مقاطعهکار مطالبه و وصول نماید کلیه وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و همچنین شهرداریها و اتاق اصناف و مؤسسات غیردولتی و مؤسسات خیریه و عامالمنفعه مشمول مقررات این ماده میباشند. تبصره- کلیه کارفرمایان موضوع این ماده و ماده ۲۹ قانون بیمههای اجتماعی سابق مکلفند، مطالبات سازمان تأمین اجتماعی از مقاطعه کاران و مهندسین مشاوری که حداقل یک سال از تاریخ خاتمه، تعلیق و یا فسخ قرارداد آنان گذشته و در این فاصله جهت پرداخت حق بیمه کارکنان شاغل در اجرای قرارداد و ارائه مفاصاحساب به سازمان تأمین اجتماعی مراجعه ننمودهاند را ضمن اعلام فهرست مشخصات مقاطعهکاران و مهندسین مشاور از محل پنج درصد کل کار و آخرین قسط نگهداری شده به این سازمان پرداخت نمایند. میزان حق بیمه پس از قطعی شدن طبق قانون و براساس آراء هیأت تجدیدنظر موضوع ماده ۴۴ قانون تأمین اجتماعی و ابلاغ مجدد به پیمانکار جهت پرداخت بدهی حق بیمه ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ توسط سازمان تأمین اجتماعی اعلام خواهد شد. نحوه اجرای تبصره به موجب آییننامهای خواهد بود که توسط سازمان تأمیناجتماعی تهیه و به تصویب هیأت وزیران میرسد» ماده قانونی فوق الذکر حاوی مطالبی است که طی مباحث آینده توضیح داده می شود.
مبحث اول: قراردادهای پیمانکاری و مقاطعه کاری
ماده ۳۸ قانون فوق الذکر درخصوص قراردادهای پیمانکاری است که به شخص حقیقی یا حقوقی واگذار میگردد. مقنن واگذارنده کار را به عنوان کارفرما تلقی کرده است و از طرف دیگر که پذیرنده کار است به عنوان مقاطعه کار نام می برد. البته اعلام واگذارنده کار به عنوان کارفرما با تعریفی که در قانون تأمین اجتماعی از کارفرما ارائه شده است، چندان سازگار نیست. بند ۴ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی در تعریف کارفرما مقرر می دارد: «کارفرما شخصی حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور یا به حساب او کار می کند» و در فرض ماده ۳۸ قانون فوقالذکر اگر واگذارنده کار را کارفرما بدانیم در این صورت با تعریف مقرر در بند ۴ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی سازگار نخواهد بود. واگذارنده کار و پیمانکار (مقاطعه کار) رابطه تبعیت ندارند و رابطه بین آنها صرفاً تابع شرایط قراردادی است که منعقد نموده اند. در قرارداد های پیمانکاری دستورهای صاحب کار شامل خط مشی کلی کار است. صاحب کار نظر خود را در مورد چیزی که باید ساخته شود ارائه کرده و هدف را مشخص می کند ولی در زمان انجام کار دستور نمی دهد، بلکه مطابق مفاد پیمان، پیمانکار ملزم به انجام کار طبق استانداردهای مربوطه است.[۱۲۵] به دیگر سخن پیمانکار در انتخاب شیوه های اجرایی و راه های رسیدن به نتیجه آزادی عمل خود را حفظ می کند. بر عکس در روابط میان کارگر و کارفرما دستورهای کارفرما به طور مستقیم به چگونگی اجرا مربوط می شود و کارگر در انتخاب روش های اجرایی آزاد نیست.[۱۲۶] به هرحال آنچه که باعث تمایز شرایط ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی درخصوص وضعیت کارفرمایی با سایر مقررات مربوط شده است، نوع قراردادی است که در ماده ۳۸ به آن اشاره شده است، مهم این است که ماده ۳۸ نوعی قرارداد را پیش بینی نموده است که شرایط طرفین این قرارداد تابع آن است و آن قرارداد پیمانکاری است. قراردادهای پیمانکاری یکی از اقسام قراردادهای اداری است که عبارت است از قراردادی که به موجب آن انجام عمل و یا فروش کالائی را با شرایط معینی در قبال مزد یا بها و در مدت معینی به شخص یا اشخاص معینی به نام پیمانکار واگذار می نماید. نکته حائز اهمیت آن است که در تمام قراردادهای پیمانکاری الزاماً نیازی به رعایت کلیه روال و قواعد قراردادهای اداری نبوده و بسته به طرفیت قرارداد (دولتی یا غیردولتی) رعایت الزامات قراردادهای اداری معنی پیدا می کند.[۱۲۷] پیمان، قراردادی است کتبی که به موجب آن واگذارنده کار انجام موضوع قرارداد را به پیمانکار می سپارد و موضوع آن لاجرم در خارج از محیط کارگاه ثابت و دائم کارفرما و توسط کارگران وی انجام می شود. در حقوق تأمین اجتماعی به پیمان از منظر دیگری نیز نگریسته می شود بدین معنی که اجرای پیمانها توسط بیمه شدگان تأمین اجتماعی (غالباً بیمه شدگان اجباری) به عمل می آید، لذا نهاد بیمه ای (تأمین اجتماعی) به موضوع کسر حق بیمه و پوشش خطرات می اندیشد در این خصوص بحث اصلی به میزان مأخذ و نحوه کسر حق بیمه در برابر اصل و میزان حمایت های بیمه ای اجتماعی بر می گردد.[۱۲۸] البته در قراردادهایی که طرف قرارداد (پیمانکار) شخص حقیقی باشد و خود شخصاً نسبت به انجام پروژه اقدام کند، در این حالت قرارداد مذکور مشمول کسر حق بیمه نیست. چرا که اولاً، بین واگذارنده کار و پیمانکار (مقاطعه کار) رابطه تبعیت وجود ندارد و ثانیاً، پیمانکار (مقاطعه کار) قرارداد را رأساً انجام می دهد و از نیروی کار استفاده نمی کند که قرارداد وی مشمول اخذ حق بیمه گردد. درخصوص قرارادادهای پیمانکاری انواع و اقسامی برشمرده اند که به جهت اهمیت یکی از این نوع تقسیمبندی ها این تقسیم بندی بیان می گردد. در این تقسیم بندی قراردادهای مذکور به قراردادهای پیمانکاری مشمول ضوابط طرح های عمرانی و قراردادهای مشمول طرح های غیرعمرانی تقسیم می شود. این تقسیم بندی برحسب موضوع قراردادها بیان شده است قراردادهای مشمول طرح های عمرانی قراردادهایی است که دارای دو ویژگی باشند. ۱- قراردادهایی براساس فهرست بهای پایه سازمان برنامه و بودجه (درخصوص قراردادهای پیمانکاری) یا ضوابط تیث سازمان مزبور (در مورد قرادادی مشاوره ای) منعقد شده باشد. ۲- قراردادهایی که تمام یا قسمتی از بودجه عملیاتی از محل اعتبارات عمرانی دولت (اعتبارات عمرانی ملی، منطقه ای و استانی تأمین شده باشد.[۱۲۹] قراردادهای مشمول طرح های غیرعمرانی کلیه قراردادهایی است که فاقد شرایط اشاره شده در بخش طرحهای عمرانی باشد. بنابراین در قراردادهایی که بودجه لازم جهت اجرای آن از محل اعتبارات عمرانی دولت نباشد یا اینکه اگر بودجه از این محل تأمین می شود قرارداد براساس فهرست بهای سازمان برنامه و بودجه (در مورد قراردادهای پیمانکاری) یا ضوابط تیپ سازمان مذکور (در مورد قراردادهای مشاوره ای) منعقد شده باشد قرادراد عمرانی محسوب نمی شود.[۱۳۰] ماده ۳۸ قانون فوق الذکر در مقام بیان قراردادهای پیمانکاری است که واگذارنده کار را کارفرما و انجام دهنده کار را مقاطعه کار یا پیمانکار می نامند. به هر حال هدف از وضع ماده ۳۸ تعیین تکلیف نحوه وصول حق بیمه از پیمانکاران (مقاطعه کاران) بوده است که با تشخیص ماهیت قراردادها می توان متوجه پیمانکار بودن آنها شد و پیمانکاری بودن قرارداد نیز طرفین قرارداد را ملزم به اعمال ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی می نماید.
مبحث دوم: الزامات کارفرما در قراردادهای پیمانکاری
در قراردادهای پیمانکاری موضوع ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی کارفرمایان به انجام برخی از امور مکلف گردیده اند که به شرح و بیان هر یک از گفتارهای زیر پرداخته می شود.
گفتار اول: الزام کارفرما به متعهد نمودن پیمانکار (مقاطعه کار) به بیمه نمودن کارکنان خود
صدر ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی کارفرما را ملزم نموده است که پیمانکار (مقاطعه کار) کارکنان خود و کارکنان مقاطعه کاران فرعی را نزد سازمان تأمین اجتماعی بیمه نماید. اصولاً مقاطعه کاران (پیمانکاران) خود در جایگاه کارفرمایان مشمول قانون تأمین اجتماعی محسوب می گردند. بنابراین تکلیف بیمه نمودن کارکنان ایشان چنانچه از سوی کارفرما نباشد، باز هم از قانون تأمین اجتماعی خصوصاً ماده ۳۶ این قانون به سهولت تحصیل میگردد. لیکن آنچه که اهمیت دارد این است که ماده ۳۸ قانون مذکور این تکلیف را به دوش واگذارنده (کارفرما) نهاده است تا این شبهه در آینده پیش نیاید که الزام به پرداخت حق بیمه کارکنان مقاطعه کاران بر عهده کارفرما مستقر می باشد. در حقیقت کارفرما مسئولیت به الزام مقاطعه کار به بیمه نمودن کارکنان خود است. دلیل اینکه قانونگذار در ماده ۳۸ به جای استفاده از لفظ «کارگر» لفظ بیمه شده را به کار برده است این است که اصولاً عنوان بیمه شده بسیار عام تر از عنوان کارگر است چرا که ممکن است برخی از مقاطعه کاران دولتی بوده یا کارگاه ایشان از مشول قانون کار خارج باشد. بنابراین به دلیل اینکه مفهوم کارکنان می تواند اعم از کارگران مشمول قانون کار و غیر مشمولین این قانون باشد. بنابراین به کار بردن اصطلاح کارکنان به جای کارگران در ماده ۳۸ قانون مذکور بسیار بجا و شایسته بوده است.
گفتار دوم: تکلیف کارفرما به نگهداشتن ۵% بهای کل کار و قسط آخر قرارداد
مقنن در ماده ۳۸ درخصوص حق بیمه دو الزام را برای کارفرما مقرر دانسته است. اول اینکه کارفرما می باید ۵% از بهای کل کار را نزد خود نگهداشته و به مقاطعه کار (پیمانکار) نپردازد و الزام دوم نپرداختن قسط آخر پیمانکار است تا زمانی که به مقاطعه کار نسبت به ارائه مفاصاحساب سازمان اقدام نماید. البته مقنن نسبت به این نکته نیز اشاره دارد که چنانچه مقاطعه کار صورت مزد و حق بیمه کارکنان خود را در موعد مقرر (لغایت پایان ماه بعد) به سازمان تسلیم و پرداخت نماید، در این صورت به درخواست سازمان مبلغ مذکور آزاد خواهد شد. بنابراین چنانچه قرارداد پیمانکاری مبلغ ۰۰۰/۱۰۰ تومان باشد و در مرحله اول قراراد ۳۰% مبلغ را از کارفرما دریافت نماید کارفرما مکلف است ۵% از ۳۰۰ تومان را نزد خود نگهدارد تا پیمانکار نسبت به پرداخت حق بیمه این دوره و لیست بیمه ای به سازمان اقدام نماید در این صورت مبلغ ۵% بهای کل کار که همان ۳۰ تومان می باشد به مقاطعه کار پرداخت میشود. یعنی ۵% از ۳۰۰ تومان که معادل ۱۵ تومان می باشد به مقاطعه کار مسترد می گردد و اما الزام دیگری که مقنن برای کارفرما مقرر دانسته است عدم پرداخت قسط آخر قرارداد است که منوط به ارائه مفاصاحساب از سازمان تأمین اجتماعی. ضمانت اجرایی که مقنن جهت دو الزام فوق مقرر داشته است این است که هرگاه کارفرما آخرین قسط پیمانکار (مقاطعه کار) را بدون ارائه مفاصاحساب سازمان تأمین اجتماعی بپردازد، مسئول پرداخت حق بیمه مقرر و خسارات مربوط خواهد بود. البته در اینجا بحثی که مطرح می گردد این است که چنانچه میزان حق بیمه و خسارات و جرائم سازمان بیشتر از ۵% بهای کل کار و نیز قسط آخر باشد در این صورت کارفرما به چه میزان در مقابل سازمان تأمین اجتماعی مسئول خواهد بود. به نظر می رسد کارفرما هیچ مسئولیتی فراتر از ۵% بهای کل کار و قسط آخر ندارد. بنابراین چنانچه کارفرما مبلغ ۰۰۰/۱۰۰ تومان که بابت ۵% بهای کل کار باشد و نیز قسط آخر قرارداد را پرداخت کند، در این صورت صرفاً نسبت به ۵% بهای کل کار و قسط آخر در قبال سازمان تأمین اجتماعی مسئول است و سازمان نمی تواند کل حق بیمه و جرائم را که ممکن است به مراتب بیشتر از ۵% بهای کل کار و نیز قسط آخر باشد از کارفرما مطالبه و وصول کند. البته کارفرما حق دارد حتی نسبت به همان مبلغ وجهی که به سازمان پرداخته است را از مقاطعه کار مطالبه و وصول نماید.
گفتار سوم: میزان حق بیمه در قراردادهای پیمانکاری
صدر ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی مقرر می دارد: «در مواردی که انجام کار به طور مقاطعه به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار می شود کارفرما باید در قراردادی که منعقد می کند مقاطعه کار را متعهد نماید که کارکنان خود، همچنین کارکنان مقاطعه کاران فرعی را نزد سازمان بیمه نماید و حق بیمه را به ترتیب مقرر در ماده ۲۸ این قانون بپردازد». آنچه که درخصوص معیار پرداخت میزان حق بیمه سازمان تأمین اجتماعی در مقرره مذکور پیش بینی شده است همان ماده ۲۸ قانون تأمین اجتماعی می باشد. ماده قانونی مذکور میزان حق بیمه را ترکیبی از ۷ درصد سهم بیمه شده، ۲۰ درصد سهم کارفرما و ۳ درصد سهم دولت ذکر کرده است. البته به این مبلغ درخصوص مشمولین قانون کار ۳ درصد افزوده می شود که بابت حق بیمه بیمه بیکاری است و نیز درخصوص مشاغل سخت و زیان آور نیز ۴ درصد به حق بیمه اضافه می گردد. پرداخت هر دو مبلغ اخیر نیز به عهده کارفرما می باشد. آنچه که مربوط به حق بیمه است اعم از اینکه سهم بیمه شده و یا کارفرما باشد پرداخت آن به عهده کارفرماست. ماده ۳۶ قانون تأمین اجتماعی پرداخت حق بیمه را به عهده کارفرمایان قرار داده است. بنابراین در مقاطعه کاری ها نیز مقاطعه کار که کارفرما محسوب می گردد موظف است نسبت به پرداخت حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی اقدام نمایند. مطلبی که درخصوص پیمانکاری ها مطرح است این است که اصولاً پیمانکاران جایگاه ثابت و مشخصی ندارند. از این جهت نیز امکان بازرسی از کارگاه های پیمانکاری وجود ندارد و بازرسی های مربوط به تعداد شاغلین پیمانکاری و همچنین بررسی میزان مزد و حقوقی که به شاغلین پیمانکاری پرداخت می شود، از سوی سازمان تأمین اجتماعی صورت نمی گیرد. نتیجه اینکه درخصوص نحوه محاسبه و وصول حق بیمه از پیمانکاری ها مطابق ماده ۴۱ قانون تأمین اجتماعی عمل می گردد. ماده ۴۱ قانون مذکور مقرر می دارد: «در مواردی که نوع کار ایجاب کند سازمان می تواند به پیشنهاد هیأت مدیره و تصویب شورای عالی سازمان نسبت مزد را به کل کار انجام یافته تعیین و حق بیمه متعلق را به همان نسبت مطالبه و وصول نماید». نحوه اعمال ماده ۴۱ بدین صورت است که در قراردادهای پیمانکاری ابتدا محاسبه می گردد که نسبت مزد به کل کار انجام یافته چه میزانی از مبلغ قرارداد را به خود اختصاص داده است و سپس این نسبت ضرب در حق بیمه مقرر در ماده ۲۸ قانون تأمین اجتماعی (۲۷%) می شود و در نهایت حق بیمه ای که پیمانکار می باید به سازمان بپردازد، معین می گردد. درخصوص نحوه استنباط از ماده ۴۱ قانون تأمین اجتماعی و اجرای آن تحلیل های مختلفی قابل ارائه است برخی از صاحب نظران عملکرد اجرایی سازمان تأمین اجتماعی و استنباط این سازمان از ماده ۴۱ قانون تأمین اجتماعی را قابل توجیه دانسته و در این خصوص به آراء هیأت عمومی دیوان عدالت اداری نیز اشاره کرده اند: آنچه ماده ۴۱ در اختیار سازمان قرار داده است، صرفاً تعیین میزان یا نسبتی از بهای ناخالص پیمان است که به هزینه حقوق یا مزد کارکنان شاغل در اجرای پیمان تعلق دارد. اما تصویبنامه مورخ ۲۴/۱/۱۳۷۰ شورای عالی تأمین اجتماعی و متعاقب آن بخشنامههای ۱۴۹، ۱۴ و ۵/۱۴ درآمد، درصد مقطوعی برای حقبیمه قراردادهای پیمانکاری تعیین کرده است. همین امر موجب طرح شکایات متعددی علیه سازمان در دیوان عدالت اداری به خواسته ابطال تصویبنامه و بخشنامههای موصوف گردید و هیأت عمومی دیوان نیز در آراء وحدت رویه متعددی موافقت تصویبنامه و بخشنامههای فوقالذکر را با قانون اعلام کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱۰پایایی پرسشنامه
هدف و منظور از پایایی و ثبات پرسشنامه این است که چنانچه این تحقیق توسط فرد دیگری یا توسط همان محقق در زمان و مکانهای مختلف دوباره انجام شود به نتایج مشابهی دست یابد. بهعبارت دیگر پایایی یا اعتبار که به دقت و اعتبارپذیری نیز تعبیر میشود، معین میکند که یک ابزار اندازهگیری تا چه حد میزان سازگاری مفهوم مورد نظر را اندازه میگیرد. پایایی و یا اعتبار با پایداری و سازگاری اندازهگیری سر و کار دارد (سکاران، ۱۳۸۱). پایایی یکی از ویژگیهای فنی ابزار اندازهگیری است. مفهوم یاد شده با این امر سروکار دارد که ابزار اندازه گیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسان بدست میدهد. برای محاسبهی پایایی ابزار اندازهگیری شیوههای مختلفی بکار برده میشود که از آن جمله میتوان به روش باز آزمایی، روش تصنیف (دونیم کردن) و روش آلفای کرونباخ اشاره کرد (سرمد و دیگران، ۱۳۷۶: ۷ـ ۱۶۶). روش “آلفای کرونباخ[۴۰]۱ ” برای محاسبهی هماهنگی درونی ابزار سنجش ازجمله پرسشنامه یا آزمونهایی که خصیصههای مختلف را اندازه گیری میکنند بکار میرود. در این پژوهش برای پایایی ابزار اندازهگیری، از طریق آزمون مقدماتی، ۱۵ نفر مورد بررسی قرار گرفته و طیفها نیز مورد آزمون روایی قرار گرفتهاند، که به این منظور از ضریب آلفا کرونباخ استفاده شده که ضریب روایی کل طیف را مشخص می کند. گویه های نامناسب که سبب کاهش روایی طیف میشدند، حذف و سایر گویه ها که روایی قابل قبول را نشان دادند، وارد پرسشنامه گردیده و برای مرحله نهایی مورد آزمون قرار گرفتند. پایایی گویه ها در جدول زیر بیان شده است.
 ضریب آلفای کرونباخ توسط کرونباخ ابداع شده و یکی از متداولترین روشهای اندازه گیری اعتماد پذیری و یا پایایی پرسشنامههاست. ضریب آلفای کرونباخ، برای سنجش میزان تک بعدی بودن نگرشها، عقاید و… بکار میرود. در واقع میخواهیم ببینیم تا چه حد برداشت پاسخگویان از سؤالات یکسان بوده است. رایجترین مقیاس که در تحقیقات اجتماعی بکار میرود طیف لیکرت است. در مقیاس لیکرت اساس کار بر فرض هم وزن بودن گویهها استوار است. بدین ترتیب به هر گویه نمراتی (مثلا از۱ تا ۵ برای مقیاس لیکرت ۵ گویهای) داده می شود که مجموع نمراتی که هر فرد از گویهها میگیرد نمایانگر گرایش او خواهد بود. آلفای کرونباخ از یکی از روابط زیر محاسبه می شود: یا که در این روابط kتعداد سؤالات، واریانس سؤالiام، واریانس مجموع کلی سؤالات، میانگین کواریانس بین سؤالات، و واریانس میانگین سؤالات میباشند. با بهره گرفتن از تعریف آلفای کرونباخ میتوان نتیجه گرفت: (۱) هرقدرهمبستگی مثبت بین سؤالات بیشتر شود، میزان آلفای کرونباخ بیشتر خواهد شدو بالعکس، (۲) هر قدر واریانس میانگین سؤالات بیشتر شود آلفای کرونباخ کاهش پیدا خواهد کرد، (۳) افزایش تعداد سؤالات تأثیرمثبت و یا منفی (بسته به نوع همبستگی بین سؤالات) بر میزان آلفای کرونباخ خواهد گذاشت، (۴) افزایش حجم نمونه باعث کاهش واریانس میانگین سؤالات در نتیجه باعث افزایش آلفای کرونباخ خواهد شد. جدول ۳-۲ : عوامل آلفای کرونباخ
| مفهوم |
خلاقیت مدیران |
انگیزه شغلی |
| تعداد گویه |
۲۳ |
۲۹ |
| الفای کرونباخ |
۸۲۷/۰ |
۷۶۷/۰ |
۳-۱۱روشهای تجزیه و تحلیل داده ها
در این تحقیق دادههای جمع آوری شده از پرسشنامه (که با طیف لیکرت اندازهگیری شده است) با بهره گرفتن از نرمافزار SPSS و روشهای مناسب آماری به دو شکل توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند.
روش های آماری توصیفی برای توصیف متغیرهای جمعیت شناختی استفاده می گردد. بخش های عمده مورد استفاده در آمار توصیفی با بهره گرفتن از جداول فراوانی و نمودارهای مختلف خواهد بود. در این تحقیق برای توصیف متغیرها از جداول فراوانی و نمودار و برای آزمون های استنباطی از آزمونهای همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و تی استیودنت استفاده خواهد شد.
۳-۱۲ روشهای مورد نظر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه ها:
برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از روش های آماری استفاده از آزمون همبستگی با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS شده است. چون سطح سنجش متغیرهای مستقل و وابسته فاصله ای می باشد از آزمون پیرسون که یک آزمون پارامتریک می باشد استفاده می شود. همبستگی به رابطه بین دو یا چند متغیر که قابل تبدیل به کمیت باشد گفته می شود. وقتی دو متغیر به نحوی تغییر کند که تغییرات یکی با تغییرات دیگری ارتباط داشته باشد این دو متغیر را همبسته گویند. همبستگی در توصیف و پیش بینی روابط بین دو یا چند متغیر به ما کمک می کند. هدف همبستگی از اندازه گیری و بررسی نوع رابطه و میزان شباهت و تناسب میان صفات مختلف اشیاء و پدیده هایی است که مورد تحقیق واقع می شوند. تحلیل همبستگی نیز ابزاری آماری برای تعیین نوع و درجه رابطه یک متغیر کمی با متغیر کمی دیگر می باشد. بسیاری از مسائل موجود در دنیای مهندسی شامل جستجو برای یافتن رابطه بین دو یا چند متغیر می باشند که از روش آماری تجزیه و تحلیل رگرسیونی که یک روش بسیار مفید برای این گونه مسائل استفاده می نمایند. در رگرسیون به دنبال برآورد رابطه ای ریاضی و تحلیل آن هستیم، به طوری که با آن بتوان کمیت متغیری مجهول را با بهره گرفتن از متغیرهای معلوم تعیین کرد. همبستگی را معمولا ” با تحلیل رگرسیون به کار می برند . همبستگی معیاری است که برای تعیین میزان ارتباط دو متغیر استفاده می شود. در همبستگی درباره دو متغیر بحث می شود : ۱-ضریب تعیین R2 :مهمترین معیاری است که با آن می توان رابطه بین دومتغیر XوYرا توضیح داد. ۲- ضریب همبستگیR : اگر از ضریب تعیین ریشه دوم بگیریم ، مقدار به دست آمده را ضریب همبستگی گوییم . علامت R همان شیب خط رگرسیون است ( عادل آذر و منصور ، ۱۳۸۷).
۳-۱۳ جمع بندی
روش انجام پژوهش ازقسمت های مهم یک کارتحقیقاتی می باشد. بدون داشتن متدولوژی مشخص و دارای اعتبار علمی، نتایج بررسی ها و تحلیل های مربوطه، معتبر و قابل تعمیم نخواهد بود. از این رو، روش شناسی تحقیق ازجمله معیارهای رایج جهت تحقیقات علمی تلقی می گردد. در این راستا، در فصل سوم به تفصیل روش تحقیق، نحوه گرداوری اطلاعات جامعه و نمونه آماری بیان گردید و ساختار پرسشنامه مورد بررسی قرارگرفت. همچنین درپایان به بررسی ابزارها، روش ها و تکنیک های مورد استفاده پژوهش پرداخته شد.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه تجزیه وتحلیل داده ها فرایندی چند مرحله ای است که طی آن دادههایی که از طریق به کارگیری ابزارهای گردآوری در جامعه آماری و نمونه فراهم آمده است، خلاصه، دستهبندی، کدبندی، … و در نهایت پردازش میشوند تا زمینه برقراری انواع تحلیلها و ارتباطها بین این داده ها به منظور آزمون فرضیه ها فراهم آید. این فصل از دو بخش کلی شامل، یافتههای توصیفی و یافتههای تبیینی تقسیم می شود. در بخش اول به گزارش توصیفی از داده ها پرداخته می شود و در بخش دوم، رابطه متغیرهای مستقل و وابسته مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد.
۴-۲- یافتههای توصیفی
از منابع اطلاعاتی که ما را در شناخت بیشتر عرصه پژوهش یاری می کند پیمایش میدانی و اطلاعات توصیفی حاصل از مشاهدات و تکمیل پرسشنامه است. بنابراین در ادامه سعی بر آن است که مهمترین اطلاعات توصیفی حاصل از مطالعات میدانی انجام شده ارائه شود.
۴-۲-۱- توصیف ویژگی های فردی پاسخگویان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۲‑۲۹)
که در آن: : حساسیت ولتاژ شین j ام نسبت به تزریق توان DG در شین i ام : توان تزریقی i امین DG در تکرار k-1 ام در ادامه برای بدست آوردن مقدار ضریب بار مؤثر از دو رابطه زیر استفاده میشود.

(۲‑۳۰)
(۲‑۳۱)
که در این روابط: : مقدار تلفات بدون حضور DG در شین i ام : مقدار تلفات در حضور DG در شین i ام : توان تزریقی منبع انرژی i ام در تکرار k-1 ام : ضریب بار در شین j ام یک حلقه تکرار برای حل این مسأله مورد استفاده قرار میگیرد. در این حلقه در هر مرحله، حساسیت ولتاژ کل و ضریب بار مؤثر بر اساس مقدار توان تزریقی DGها تعیین میشود. در هر مرحله از حاصلضرب و بدست میآید. در اولین تکرار مقدار تولید DGها در هر شین ۱ مگاوات در نظر گرفته میشود. مقدار و در هر تکرار با یکدیگر مقایسه میشوند. در صورتی که مقدار اختلاف این دو مقدار به کمتر از ۰٫۰۰۰۱ مگاوات برسد، حلقه تکرار خاتمه مییابد. روشهای محاسباتی تکاملی در این مورد، روش بهینهسازی بر اساس انواع روشهای محاسباتی تکاملی، شامل انواع تکنیکهای هوش مصنوعی از قبیل الگوریتم ژنتیک[۲۳]، الگوریتم جمعیت مورچگان[۲۴]، جستجوی ممنوع[۲۵]، الگوریتم ایمنی[۲۶]، الگوریتم اجتماع ذرات[۲۷]، الگوریتم تجمع زنبورها[۲۸] و غیره است که برای مسائل بهینه سازی متنوعی از جمله جایابی DGها و کلیدهای جداکننده استفاده میشود. یک نمونه از تحقیقات علمی انجام گرفته در رابطه با جایابی DG و کلیدهای جداکننده با روشهای محاسباتی تکاملی در ادامه آمده است. الگوریتم جمعیت مورچگان در مقالهای از ترکیب الگوریتم جمعیت مورچگان، آنالیز حساسیت و روش تصمیم گیری چند معیاره برای جایابی همزمان DG و کلیدهای بازبست استفاده شده است [۵]. تابع هدف شامل شاخصهای قابلیت اطمینان، پروفیل ولتاژ، تلفات شبکه و هزینه های سرمایهگذاری است. مدل بار ثابت فرض شده و برای تشکیل جزایر، مبنای تصمیم گیری بار پیک بوده است. شبیهسازی روی شبکه توزیع IEEE-34 bus انجام شده است. در شکل ۲‑۵ شبکه آزمایش مورد استفاده در این مقاله نشان داده شده است. شکل ۲‑۵: شبکه ۳۴ شینه اصلاح شده IEEE [24]. الگوریتم معرفی شده برای حل مسأله جایابی و ظرفیتیابی، به صورت ترکیبی از الگوریتمهای جستجوی مستقیم و جمعیت مورچگان و تحلیل سلسله مراتبی میباشد. شیوه کار به این صورت است که در ابتدا تعداد DGها و کلیدها یک فرض میشود و برای DG و کلید مورد نظر با بهره گرفتن از الگوریتم جمعیت مورچگان، مکان و ظرفیت بهینه به دست خواهد آمد. در تکرارهای بعدی، تعداد کلیدها افزایش مییابد و برای هر تعداد از کلیدها، مکان بهینه، و برای DG مفروض، مکان و ظرفیت بهینه، با بهره گرفتن از الگوریتم جمعیت مورچگان محاسبه خواهد شد. طبق الگوریتم جمعیت مورچگان برای هر مورچه، مکان ابتدایی به صورت تصادفی انتخاب میشود. در این مقاله برای شبکه توزیع ۳۴ شینه، هر مورچه برای جایابی کلیدها یکی از ۳۳ شاخه مفروض و برای جایابی DGها هر یک از ۳۴ شین شبکه را انتخاب میکند. هر مورچه برای اتمام مسیرش در هر تکرار از الگوریتم باید به تعداد مجموع کلیدها و دو برابر تعداد DGها، مرحله مکانی را پشت سر بگذارد، به طوری که در بخش اول، هر مورچه مکان DGها و در بخش دوم، ظرفیت مناسب هر منبع و در بخش آخر، مکان کلیدها را به دست میآورد. برای انتخاب مکان کلیدها این فرض وجود دارد که روی هر شاخه، تنها مجاز به نصب یک کلید میباشیم. یعنی هر مورچه در بخش انتخاب کلیدها نمیتواند به مکانی که قبلاً آنجا رفته بازگردد تا این که مسیر خودش را به اتمام برساند. اما در انتخاب مکان و ظرفیت DGها این فرض وجود ندارد و در هر شین شبکه، استفاده بیش از یک منبع مجاز است. بنابراین، در حالت کلی فرمول زیر قابل ارائه میباشد.
(۲‑۳۲)
که در آن: : لیست مکانی مورچهها : تعداد شینهای شبکه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
5
اداره شکایت مشتریان
-
34تا35
پرسشنامه های مزبور در ضمیمه (الف) و(ب)ارائه شده است. 5-3- سنجش روايي[87] و اعتبار[88](پايايي) ابزار تحقيق روايي و پايايي ويژگي هايي هستند كه هر ابزار سنجش از جمله پرسشنامه بايد دارا باشد. روايي به ميزان كارايي آزمون براي اندازه گيري خصيصه اي كه به منظور اندازه گيري آن خصيصه ساخته شده است، اشاره مي كند. در اين تحقيق با توجه به اينكه پرسشنامه ها استاندارد بوده و در تحقيقات و پژوهشهاي متعدد داخلي و خارجي به طور مجزا مورد استفاده قرار گرفته اند، لذا از روايي لازم برخوردار مي باشند. پایايی یا قابلیت اعتماد یکی از ویژگی های فنی ابزار اندازه گیری است.مفهوم یاد شده بااین امرسروکار دارد که ابزار اندازه گیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی بدست می دهد ، به عبارت دیگر ضریب پایايی نشانگر آن است که تا چه حد ابزار اندازه گیری ویژگی های با ثبات آزمودنی و یا ویژگی های متغیر وی را می سنجد (سرمد وهمکاران، 1386). دراین پژوهش برای بدست آوردن پایايی پرسشنامه “ فرهنگ سازمانی ” و “رضایتمندی مشتریان” از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. این روش برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری از جمله پرسشنامه ها به کارمی رود. دراین ابزار پاسخ هر سوال می تواند مقادیر عددی مختلفی را اختیار کند. برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمره های هر زیر مجموعه سوالهای پرسشنامه و واریانس کل را محاسبه کرد. سپس با بهره گرفتن از فرمول زیر مقدار ضریب آلفا را محاسبه نمود (سرمد وهمکاران،1386، ص169).
 دراین فرمول برآورد اعتبار تست ،j تعداد سوالها، sj2 واریانس زیر مجموعه j ام وs2 واریانس کل آزمون است. به منظور بررسی پایايی پرسشنامه ها ، قبل از اجرای آزمون نهایی 30 نفر از نمونه تحقیق به طور تصادفی انتخاب و با توزیع پرسشنامه ها پیش آزمون انجام شد. ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده با بهره گرفتن از نرم افزار spss 19.0 به ترتیب برای پرسشنامه فرهنگ سازمانی 917/0 و برای پرسشنامه رضایتمندی 928/0 می باشد که بیانگر ثبات و همسانی درونی پرسشنامه ها می باشد. ضريب آلفاي كرونباخ اجزاي پرسشنامـه هاي فرهنگ سازماني و رضايت مندي مشتريان به ترتيب در جداول 3-5 و 3-6 آمده است. جدول(3-5)ضريب آلفاي كرونباخ بدست آمده در ويژگي هاي فرهنگ سازماني
رديف
نام ویژگی فرهنگ سازماني
شماره سؤالات
ضريب آلفاي كرونباخ
1
مشارکت(درگیرشدن در کار)
از سوال 1 تا 15
0.79
2
سازگاری(ثبات ویکپارچگی)
از سوال 16 تا 30
0.76
3
انطباق پذیری(انعطاف پذیری)
از سوال 31 تا 45
0.856
4
مأموریت(رسالت)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از بر جسته ترین تفاوت های رفتاری جنسیتی مسئله پرخاشگری است. مطالعات نشان میدهد که جنس مذکر پرخاشگر تز از جنس مونث است (مکوبی[۵۸] و ژاکلین[۵۹])، این یافته شامل انواع رفتارهای پرخاشگرانه نیز میشود ازجمله میتوان به پرخاشگری کلامی اشاره کرد (هاید، به نقل از رحمتی، ۱۳۸۰). گرچه شواهد نشان میدهد که بسیاری از جنایت ها توسط مردان صورت گرفته است لیکن این امر شامل زنان نیز میشود مع الوصف بسیاری از پژوهش ها حاکی از این است که مردان رفتارهای خشونت آمیز تری را نسبت به زنان دارا میباشند (فرودی،[۶۰] به نقل از رحمتی،۱۳۸۰). با این وجود اگر زنی تشخیص دهد که رفتارهای پرخاشگرانه اش به حال اجتماع نافع است، از توسل جستن به اعمال پرخاشگرانه خودداری نمیکند. واقعیت این است که خشم مردان سبب پرخاشگری میشود و این مسئله در زنان اضطراب را بر می انگیزد (همان منبع). این مسئله که چه عوامل و فاکتورهایی سبب ساز تفاوت های جنس در امر پرخاشگری میشود پیچیده بوده و هنوز هم از اساس علمی روشنی برخوردار نمیباشد با توجه بهموقعیت فعلی میتوان مدعی بود که پرخاشگری بیشتر مردان ناشی از عوامل زیست شناختی است که بوسیله تقویت کننده های محیطی تشدید میشود. ۲-۳-۵- اضطراب بسیاری از مطالعات نشان می دهند که دختران مضطرب تر و هراسناک تر از پسران هستند برای اضطراب کلی مقدار ۳۰% = d هست (فین گیلد،[۶۱] به نقل از رحمتی، ۱۳۸۰) اگرچه این اختلاف معنیدار است لیکن بزرگ نیست نکته قابل توجه اینکه این نوع محاسبات عمدتاً از گزارشات شخصی حاصل میشود این در حالی است که پژوهشگران در مشاهدات مستقیم خود به چنین رقمی نمیرسند (مکوبی،[۶۲] به نقل از رحمتی، ۱۳۸۰). آری آمار و ارقام حاکی از این است که زنان بیشتر از مردان دستخوش اضطراب میشوند مع الوصف این احتمال است که مردان ترسهای خود را مثل زنان بروز ندهند شاید این امر مرتبط با کلیشه های جنسی باشد بر اساس باور های قالبی مردان نباید بترسند و ترس و اضطراب خویش را آشکار کنند . گرچه این موضوع ادعایی بیش نیست ولی قابل تامل هست. مطالعه هراس های قابل تشخیص نیز نشان میدهد که اضطراب زنان محسوسا بیشتر از مردان است (روسو،[۶۳] به نقل از رحمتی، ۱۳۸۰).
 ۲-۴- ج : رضایت زناشویی[۶۴] و عوامل مؤثر بر آن ۲-۴-۱- رضایت زناشویی برای رسیدن به رضایت در زندگی زناشویی عوامل مختلفی موثرند بر اساس تحقیقات نیو من[۶۵] و نیومن، (۱۹۹۱) این عوامل عبارتاند از : سطح تحصیلات بالا موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالا شباهت در علایق هش و شخصیت زوجین مرحله اولیه و انتهایی چرخه زندگی خانواده هماهنگی جنسی برای زن، ازدواج دیرتر البته لازم به ذکر است که ساز و کارهای دقیق این عوامل کاملا شناختهشده نیستند احتمالا تحصیلات و موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر به دلیل به رضایت زناشویی بیشتر می انجامد که افراد دارای این موقعیت ها احتمالا دارای مهارتهای حل مشکل بهتری هستند و استرسهای مزمن کمتری (مانند زندگی محیط شلوغ) داشته اند. اگرچه اعتقاد عمومی (بخشی از فرهنگ) این است که افراد جذب ضد خود میشوند اما تحقیقات نشان میدهد که شباهت بیشتر با رضایت زناشویی بالاتر دارای ضریب همبستگی مثبت است، زیرا افراد احساس راحتی بیشتری با فرد مشابه خود دارند و میتوانند با یکدیگر بهتر همدردی کرده و علایق مشترک فی ما بین را دنبال کنند (موسوی، ۱۳۸۲) رضایت زناشویی طی سال های فرزند پروری افت میکند و بیشترین میزان آن متعلق به قبل از تولد فرزندان و پس از ترک آنان است . علت آن که قبل و بعد از فرزندان میزان رضایت زناشویی بالاتر است ان است که در این دوران زوجین وقت و انرژی بیشتری را صرف یکدیگر میکنند و موقعیتهای درگیری زای کمتری (اداره فرزندان) برای ایشان پیش میآید (همان منبع). همچنین اغلب مطالعات زمینه یابی تفاوت های گستردهای را درزمینهی فراوانی فعالیت های جنسی مطرح کردهاند، اما همگی هماهنگی جنسی و اهمیت آن بر میزان رضایت را مهم دانسته اند. گاهی ممکن است زوجین برای کنار آمدن با نارضایتی زناشویی و مشکلات جنسی (که اغلب ناشی از عدم هماهنگی است) به درمانگر مراجعه کنند (همان منبع). ۲-۴-۲- ایجاد رضایت زناشویی احمد ی، (۱۳۸۳) در مورد ایجاد رضایت زناشویی عنوان میکند : تحقیقات نشان داده که روابط دو تایی زن و شوهر در بین سایر ابعاد سازگاری زناشویی نقش محوری دارد. روابط متشکل از درک و فهم صمیمیت و همدلی و مراودات کلامی و غیر کلامی در بین زوجین است. در بسیاری از موارد روابط دو تایی بهعنوان عامل اصلی در رضایت زناشویی تلقی میشود روابط دوتایی زوجین بیشتر در دوره نامزدی و سال اول ازدواج شکل میگیرد و تلاش برای بهبود و ارتقای روابط دو تایی در این دوره ضروری است. طبق نظر کاسلوو رابیسن[۶۶]، (۱۹۹۶) مشارکت در حل تعارض و اجماع و همفکری زوجین عوامل عمده رضایت زناشویی هستند وجود تعارض در روابط زناشویی اجتناب ناپذیر است. مهم این است که زوجین توان مواجهه با تعارض و حل آن را داشته باشند. زوجین باید از وجود تعارض نهراسند و یا تعارض را تبدیل به مشکل نکنند. روابط جنسی نقش مهمی در افزایش صمیمیت زن و شوهر دارد و همچنین بخشی از هدف ازدواج را تأمین میکند وجود مشکل در روابط جنسی هم علت و هم معلول ناسازگاری زناشویی است بهبود این روابط میتواند بخشی از رضایت زناشویی را تأمین کند. موضوعات شخصی و ارتباط با اقوام و دوستان نیز از ابعاد قابل توجه در سازگاری زناشویی است بعد موضوعات شخصی در سازگاری زناشویی، درک شخص از همسرش با توجه به رفتارها و ویژگی ها، سطح رضایت یا عدم رضایت از سلیقهها را مطرح میکند و بعد ارتباط با اقوام و دوستان احساسات وعلایق مربوط به روابط خانواده اصلی خویشاوندان اقوام و دوستان همسر را ارزیابی میکند. موضوعات شخصی بهوسیله ها ورفتارهای فردی زوجین اطلاق میشود که ممکن است از سوی همسر قابل پذیرش نباشد و مشکل ایجاد کند همچنین برقراری مراودات برون خانوادگی و تنظیم کمی و کیفی روابط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان و تعیین دوستان مشترک جز تکالیف زندگی زناشویی به ویژه در اویل ازدواج است. معمولاً رفتارهای فردی موجب شکلگیری قواعد در بین زوجین میشود بنابراین پذیرش سلیقهها و رفتار همسر و یا بهعبارتیدیگر بروز رفتارهای مقبول از سوی همسر میتواند روابط دوتایی را شکل دهد و زمینه ر برای برقراری تفاهم در بین زوجین ایجاد کند . اصلاح رفتارهای فردی ضمن بهبود تعاملات بین فردی موجب رضایت شخصی و بهبود روابط اجتماعی و علی الخصوص ارتباط با خانواده اصلی و اقوام و دوستان میشود. ۲-۴-۳- زوج خوشبخت و کامل نانسی گود[۶۷]، به نقل از داورپناه (۱۳۸۴) زوج کامل و خوشبخت را این گونه تعریف میکند : زوج کامل، مسالمت جو است. ممکن است زن و شوهر در مواردی اختلاف نظر پیدا کنند و حتی با یکدیگر به مشاجره بپردازند اما میتوانند هم چنان به شیوه ای عاشقانه به زندگی مشترک خود ادامه دهند. زوج کامل خود انگیخته است . چنین زن وشوهری میتوانند توافق کنند که جایگاه خاصی را برای تغییر قائل شوند حال چه تغییر در مسیر زندگی شان باشد و چه تغییر در دیدگاهشان نسبت به خلق و خو یا تصمیماتی که میگیرند، چنین زوجی میتوانند چه در خلوت و چه در حضور دیگران با یکدیگر صمیمیباشند . هر یک از آنها برای رشد و تعالی همسر خود حمایتی اساسی فراهم میکند چنین همسرانی میتوانند وضعیت عاطفی همدیگر را درک کنند و بپذیرند اما نه تا حدی که لازم شود تفاوت های موجود را بپوشاند زوج خوشبخت سعی میکنند تا احساسات خود را به زبان بیاورند و سپس بدون آن که از این ابراز احساسات دلسرد یا پشیمان شوند، آنها را به دست فراموشی می سپارند و کلام آخر آن که هر یک از دو همسر علی رغم آن که به وجود تفاوت میان خود باهمسر خویش اذعان دارد به شدت مراقب و دوستدار دیگری است. ۲-۴-۴- نقش عشق در ازدواج و تداوم زندگی کرو[۶۸] و ریدلی[۶۹]، به نقل از موسوی (۱۳۸۴)، این مطلب را این گونه بیان میکنند. قبول این تصور که ازدواج منبع رفاه فردی است باعث شده است تا ازدواج بر اساس عشق مورد پذیرش جامعه قرار گیرد : «صرف نظر از جنبههای مثبت و منفی امکانات گوناگون مردان و زنان جوان سراسر جهان انتخاب خود را کردهاند زنان و مردان جوان بر ازدواج مبتنی بر عشق تاکید دارند (هات فیلد،[۷۰] ۱۹۹۶). هات فیلد علاقه مند به درک این تغییرات است : و در حال حاضر دردنیا نسبت به نوشته هایی که درباره عشق و ازدواج است نظر مثبت وجود دارد اغلب خوانندگان امیدوارند که تساوی جنسی، آزادی فردی و امکان زندگی بهتر برای همه در سراسر جهان فراهم شود. دیگران درباره این موضوع نظر متفاوت دارند. دیون[۷۱] و دیون (۱۹۹۳) معتقدند که در جوامع فرد گرا ونه در جوامع جمع گرا عشق پایه ازدواج محسوب میشود. گرچه عشق در طول تاریخ وجود داشته است اما این موضوع در قرن ۱۹ و ۲۰ بهعنوان اساس ازدواج معرفی شد هنوز در بسیاری از مناطق جهان مانند هندوستان، افریقا و بیشتر مناطق آمریکای لاتین و آسیا ازدواج به دلایل اقتصادی و موقعیت اجتماعی صورت میگیرد و بعد از ازدواج ممکن است رابطه عاشقانه به وقوع بپیوندد. در این مناطق عشق شرط لازم برای ازدواج نیست. عشق و داشتن این احساس نه فقط برای فرد بلکه برای افراد دیگر نیز مهم است دیگران سعی میکنند این احساس را درک کنند نسبت به آن توجه داشته باشند و در زمان جدایی یک زوج عاشق احساس تاسف کنند . عاشق فرد مورد نظر خود را ایده آل می بیند و هیچ ضعفی را به او منتسب نمیکند زوج یکدیگر را ایده ال فرض میکنند و نمیتوانند توضیح دهند که چرا عاشق این فرد خاص شده اند . این دو عامل ایده آل گرایی و بی منطقی با ناتوانی در توضیح اساس خوش بینی و اضطراب درباره آینده در رابطه است. به نظر میرسد عامل خوش بینی باوجود بی منطقی زوج را به سمت پیدا کردن راه حل برای مشکلات بعدی رابطه خود سوق میدهد. زوج اضطراب دارند چون وقتی مرحله ایده آل بودن به سر میآید چالش گریز ناپذیر برای زوج به وجود میآید تا رابطه خود را بر اساس واقعیت بنا نهند و با نقاط ضعف زوج خود کنار بیایند برخی رفتارهای ابتدایی زوج عاشق شامل خیره شدن در چشمان یکدیگراحساس نیاز به لمس نزدیکی بدنی و زمزمه کردن غلوهای عاشقانه است. این تصویر برای همه ما به دلیل تجربه شخصی مشاهده دیگران و توصیف رمآنها آشنا است (همان منبع). ۲-۴-۵- مدل مثلث عشق استرنبرگ استربنرگ برای عشق یک مدل مثلثی در نظر گرفته، که شامل سه ضلع است: شهوت، صمیمیت، تعهد وتصمیم. این نظریه بیان میکند میزان عشقی که یک فرد تجربه میکند بر قدرت این سه عنصر بستگی دارد. بعلاوه نوع عشقی که هر فرد تجربه میکند به تعامل بین این سه عنصر بستگی دارد. صمیمیت شامل ابراز احساس و احساس وابستگی به یکدیگر میشود. رابطه صمیمانه رابطهای است که در آن احساس آرامش وجود دارد. شهوت شامل علاقهی شهوانی زن ومرد به یکدیگراست. انرژی ای که منجر به عشق رمانتیک، تماس فیزیکی، جذبه ی فیزیکی و احساس جنسی میشود، میتوان بهعنوان شهوت توصیف کرد. عنصر تعهد در رابطه رشد میکند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر میشود. تصمیم_تعهد، به این موضوع اشاره که زن وشوهر تصمیم گرفته اند به یکدیگر وفادار باشند و رابطهی وفادارانه را تشکیل دهند. بر مبنای این سه جزء، استرنبرگ عشق را به انواع مختلفی تقسیم میکند که در آن جایگاه و ارتباط این سه جزء باهم، نشاندهنده نوع عشق است: دوست داشتن: در این نوع عشق، «تعلق» مهمترین عنصر رابطه است، اما احساسات تند و فیزیکی و الزام و سرسپردگی در رابطه وجود ندارد. شیدایی: مهمترین عنصر در این نوع عشق، احساسات شهوانی است و دو عنصر دیگر در آن وجود ندارد. عشق رمانتیک: در این نوع عشق، تعلق و احساس شهوانی وجود دارد، اما عنصر سوم موجود نیست. مؤانست و رفاقت: تعلق و ماندگاری در این رابطه بسیار مشهود است؛ اما از احساسات تند و شهوانی در آن خبری نیست. عشق احمقانه: در این نوع عشق، احساسات شهوانی همراه با الزام حضور دارد، اما تعلق وجود ندارد. استرنبرگ، هیچ یک از این انواع عشق را مناسب نمیداند؛ بلکه معتقد است هر سه جزء عشق باید در ترکیب و هماهنگی باهم باشند تا فرد به عشق نهایی برسد؛ و این عشق، یک عشق ایدهآل و مطلوب است. جانسون، مدل استرنبرگ را قبول دارد، اما آن را کامل نمیداند. مازلو نیز عشق را به دو گروه تقسیم میکند: عشق کمبود: یک نوع از عشق، عشق کمبود، عشق خودخواهانه، تسخیری و حرص است؛ در این عشق، نیازهای برآورده نشده فرد، دخیل است. یعنی فرد دیگری را به این دلیل دوست دارد که نیازهایش را ارضا میکند. مازلو این عشق را «عشق کمبود» مینامد. این نوع عشق مثل اعتیاد به دارو است. فرد، خود را به دیگری میآویزد و به دلیل نابسندگی خود، نمیتواند بدون او هیچ کاری انجام دهد. درواقع همانطور که اعتیاد به دارو در طبقه پایین شایع است، اعتیاد به این عشق نیز در طبقه متوسط بسیار شیوع دارد. به نظر میرسد عشق رمانتیک استرنبرگ، همان عشق کمبود مازلو باشد. عشق کمبود، مانند چاهی است که باید پر شود. یک خلأ، که عشق در آن ریخته میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محبوبیت ازدواج نزد خداوند ازدواج پیمانی مقدس است ازدواج فضیلت بخش عبادتها و اعمال ازدواج مایه برکت و موجب خیر ازدواج سیره عمل انبیاء و اولیای دین کارکردهای آشکار و نامناسب تعدد زوجات از نظر روحی: روابط زناشویی منجر به امور مادی (تماسهای بدنی و حمایتهای مالی) نیست. بلکه آنچه عمده و اساس امور معنوی (عشق، عاطفه، احساسات) میباشد و عشق هم تجربه بردار نیست و یکه شناس است و شریک نمیپذیرد ولی با تعدد زوجات از نظر روحی و عاطفی و احساسی زن اول دچار کمبود عاطفی از طرف شوهر میشود. از نظر تربیتی: برای زن دشمنی بالاتر از «هوو» وجود ندارد. چند همسری زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر و احیاناً علیه شوهر وا میدارد. محیط خانواده را که باید محیط صفا و صمیمیت باشد، به میدان جنگ و کانون انتقام و کینه تبدیل میکند. این دشمنی از مادر به فرزندان نیز سرایت میکند و محیط خانواده را که باید الهام بخش مهربانی به کودکان باشد، درس آموز نفاق میگردد.
 از نظر اخلاقی: از نظر اخلاقی عدهای میگویند اجازه تعدد زوجات اجازه شهوت و شره است. به مرد اجازه میدهد هواپرستی کند. اخلاق ایجاب میکند که انسان شهوات خود را به حداقل ممکن تقلیل دهد. زیرا مقتضای طبیعت آدمی این است که هر اندازه جلوی شهوت را باز گذارد رغبت و تمایلش فزونی میگیرد و آتش شهوتش مشتعلتر میگردد. اخلاق اسلامی بر این پایه نیست. از نظر اسلام اخلاق با افراط در شهوترانی ناسازگار است. ۴- از نظر حقوقی: به موجب عقد ازدواج هر یک از زوجین به دیگری تعلق میگیرد و از آن او میشود. حق استمتاعی که هر کدام نسبت به دیگری پیدا میکنند از آن جهت است که منافع زناشویی طرف را به موجب عقد ازدواج مالک شده است. از این رو در تعدد زوجات آن که ذیحق است زن سابق است. معاملهای که میان مرد و زن دیگری صورت میگیرد در حقیقت معامله «فضولی» است زیرا کالای مورد معامله یعنی منافع زناشویی مرد قبلاً به زن اول فروخته شده و جزء مایملک او محسوب میشود. پس آن کس که در درجه اول باید نظرش رعایت شود و اجازه او تحصیل گردد زن اول است. بنابراین زن دوم و سوم و چهارم گرفتن درست مثل این است که شخصی یک بار مال خود را به شخص دیگر بفروشد و همان مال فروخته شده را برای نوبت دوم و سوم و چهارم به افراد دیگر بفروشد. صحت چنین معاملهای بستگی دارد به رضایت مالک اول و دوم و سوم و اگر عملاً شخص فروشنده مال مورد نظر را در اختیار افراد بعدی قرار دهد قطعاً مستحق مجازات است. ۲-۲-۱-۲ مکتب ساخت گرایی استفاده از مفهوم ساخت در تاریخ اندیشه جامعه شناسی به قرن نوزدهم باز میگردد، در این قرن بسیاری از جامعه شناسان و مردم شناسان در مباحث مربوط به وحدت و تمامیت پدیدههای اجتماعی، مفهوم ساخت را به صورتهای مختلفی مورد استفاده قرار میدادند چنان که نخستین بار، امیل دورکیم از ساخت زیست شناسی گروه سخن میگوید و مارکس بحث روساخت (روبنا) و زیر ساخت (زیربنا) را مطرح میکند. «در فرانسه قبل از جنگ جهانی دوم نیز مکرر از اصطلاحات ساخت گرایی سخن به میان میآید. در چند دهه اخیر استفاده از این مفهوم با تأکید خاصی از سر گرفته شد به دنبال نظریات رادکلیف براون در انگلستان و شاگرد وی مایوفسنز در کتاب ساخت اجتماعی، مردم شناسان دیگری نظیر فرچ (از پیروان مالینوفسکی) مورداک و افراد دیگری مانند مرتن، شلر، لویی پارسنز که نظرات مردم شناسان انگلیسی را در آمریکا دنبال کردند هر یک مفهوم ساخت را به صورتهای مختلفی به کار گرفتند. در این میان نظرات لوی اشتراوس در چند دهه اخیر اهمیت و برجستگی خاصی پیدا کرده است و جایگاه ساخت گرایی در بین سایر مکاتب و نظریهها تثبیت شده است»(توسلی۱۳۴،۱۳۸۳). مفهوم ساخت «به نظر اشتراوس ساخت عبارت است از (ترکیب خاص همبستگی اجزای یک مجموعه با هدف معین) مانند ساخت بدن انسان که اجزای آن با هم همکاری دارند. از دیدگاه اشتراوس ساخت دارای سه خصلت اساسی است: همچون منظومه یا نظامی است که دگرگونی هر جزء آن موجب دگرگونی اجزاء میشود. همچون منظومه میتواند به صورت نمونههای فراوان دیگری از خود تجلی کند. ساخت خاصیت پیش بینی داد، یعنی بر این اساس میتوان پیش بینی کرد که اگرچه در یک یا چند ساخت تغییراتی پدید آید، در کل ساخت چه واکنشی پدید میآید؛ و به عقیده مرتن، هر جزء از ساخت اجتماعی در بقاء و دوام کل نظام دخالت دارد و در عین حال هر جزء در بقاء و ثبات جزء یا اجزاء دیگر موثر است» (همان،۴۱). تطبیق چند همسری با مکتب ساخت گرایی یکی از عواملی که ساخت جامعه را سخت تحت تأثیر قرار میدهد، فزونی تعداد زنان آماده ازدواج نسبت به تعداد مردان آماده ازدواج است. این عامل نه تنها مجوزی برای تعدد است بلکه حقی برای زن و وظیفهای برای مرد در این زمینه ایجاد میکند. مهمترین عواملی که سبب میشود تعداد زنان آماده ازدواج از مردان آماده ازدواج بیشتر باشد کثرت تلفات مردان، از جمله در جنگها، تصادفات، غرق شدنها، برق گرفتگیها و …و به اضافه آمار زنان طلاق گرفته است. مقاومت مردان در برابر بیماریها کمتر از زنان است. دوره بلوغ دختران قبل از پسران است و عملاً در اکثریت ازدواجها سن متوسط مردان پنج سال بیشتر از زنان است. نتیجه این مقدمات یعنی فزونی آمار زنان و حق طبیعی تأهل برای همه این میشود که، اگر تنها تک همسری صورت قانونی داشت باشد، عملاً گروه زیادی از زنان از حق تأهل محروم میمانند. پس بنابراین تعدد زوجات یکی از راههایی است که میتواند توازن نسبی بین زنان آماده ازدواج و مردان آماده ازدواج برقرار نماید. برخی از غربیها مانند برتراند راسل پیشنهادی برای حل این مشکل دادهاند و میگویند: «برای این که زنان از داشتن فرزند محروم نمانند، میتوانند با شکار مردان متأهل، فرزندان بی پدر به وجود آورند و البته چون در ایام نگهداری کودک محتاج کمک مادی مرد است، دولت جانشین پدر میشود و به آنان کمک اقتصادی میکند.» نظریه برتراند راسل احتیاج زن به تأهل را فقط از ناحیه جنسی و اقتصادی و داشتن فرزند تأمین میکند. در حالی که زن علاوه بر نیاز جنسی و اقتصادی نیازمند عواطف صمیمانه مرد و فرزند نیازمند صمیمانه پدر است. ۲-۲-۱-۳ مکتب تضاد یا دیالکتیک «اصحاب این مکتب جامعه را به عنوان عرصه تضادها و مبارزات طبقاتی دانسته و در تحلیل خود از مسائل اساسی از قبیل حاکمیت (قدرت، استعمار، کنترل، خفقان، تقسیم کار، توزیع نامساوی امکانات اقتصادی و تغییر و دگرگونیهای اساسی بحث میکنند. صاحب نظران اصلی این مکتب اصل تضاد را در جامعه پذیرفته و معتقدند که جامعهٔ طبقاتی اصالتاً بر تضاد و رقابت استوار است و نظام اجتماعی و ارزشهای موجود توسط زور و قدرت بر افراد جامعه تحمیل شده است» (ادیبی، انصاری۱۰۶،۱۳۸۵) تطبیق چند همسری با نظریه تضاد: بر اساس این نظریه اگر شخصی بر اثر در اختیار گرفتن ابزار تولید و به کار گیری آنها شرایط او نسبت به قبل تغییر اساسی نماید و از حالت فقر به یک حالت متوسط و ممکن است از حالت متوسط به حالت خوب و از خوب به عالی تغییر نماید. مثلاً اگر قبلاً فاقد مسکن و وسایل نقلیه بوده الآن برای او فراهم شده یا اگر مسکن و وسیله نقلیهای را داشته تبدیل به احسن شدهاند. این گونه تغییرات اساسی در شرایط اقتصادی او و به تعبیر مارکس (زیربنایی) موجب تغییر نگرش و نگاه او در مسائل (روبنایی) میشود؛ و نگاه او به مسائل اجتماعی مانند مسائل سیاسی، حقوقی، اخلاقی، مذهبی از جمله زندگی زناشویی و خانوادگی تغییر مییابد. مثلاً اگر تا کنون به دلیل مشکلات مالی نگاه او به ازدواج منفی بود، الآن مثبت شده و تشکیل خانواده میدهد یا اگر دارای یک همسر بوده الآن به دلیل این که شرایط اقتصادی او تغییر کرده و از عهدهٔ اداره و تأمین نیازهای دو زن یا بیشتر بر میآید. نسبت به ازدواج مجدد اقدام می کند در واقع با تغییر پایگاه اقتصادی فرد یعنی طبقه فرد به دلیل دگرگونی منزلت و پایگاه و تحرک اجتماعی امکان گرایش به تعدد زوجات بیشتر میشود، چرا که فرد از نظر مادی توان پاسخگویی به نیازهایش را دارد. ۲-۲-۱-۴ مکتب کنش متقابل نمادین «مکتب کنش متقابل نمادین، رهیافت به خصوصی را برای مطالعه زندگی گروهی و رفتار فردی موجودات بشری نشان میدهد. به طور کلی دیدگاه کنش متقابل نمادین بر پویایی کنش متقابل فرد و جامعه و نتیجه این فرایند تاکید دارد، به اعتقاد زیمل طبقه، دوست، خانواده، دین در نهایت بازتاب کنش متقابل ویژه میان مردماند» (توسلی۲۷۵،۱۳۷۴). «از دیدگاه عمل گرایی در مکتب کنش متقابل نمادین ازدواج زمانی صورت میگیرد که حقیقت اجتماعی نمود پیدا کند و در دیدگاه متقابل نمادین اساس تمامی اعمال اجتماعی و پایه روش شناختی برای درک آن میباشد. افراد در موقعیتهایی که قرار میگیرند و فرایند سازگاری کنشهای خود از آن تعبیری نمادین میکنند. ارتباطات در حین کنشها برقرار میشود و باید متکی بر یک دیدگاه واقعی در قبال رویدادهای اجتماعی باشد. ارتباطات به شخص کمک میکند که موقعیت خود را بهتر درک نماید»(همان:۲۸۵). «بنابراین کنش متقابل انسانها به واسطه نهادهها و از طریق تعبیر و یا تبیین معنای اعمال دیگران صورت میگیرد» (توسلی۲۸۳،۱۳۷۴). «دیدگاه کنش متقابل نمادین جامعه انسانی را پدیدهای شامل انسانهای عمل کننده و حیات جامعه را مرکب از فعالیتهای این افراد میدانند. نکته دیگر این است که در یک جامعه همین وضعیتهایی که مردم با آنها مواجه میشوند، اگر به طور مشترک توسط آنها تعریف یا ساخته و پرداخته شده باشد، آنها از طریق کنشهای متقابل است که در مییابند که در فلان وضعیت خاص چگونه باید عمل کنند» (همان:۲۸۴). تطبیق نظریه کنش متقابل نمادین با چند همسری از این دادگاه نتیجه میگیریم که گرایش به چند همسری هم به عنوان یک ویژگی شخصیتی به صورت یک فرایند در جریان اجتماعی شدن در سایه خانواده، و اجتماع در انسان به وجود میآید و به آن تمایل پیدا میکند. به این صورت فردی که در یک خانواده مؤمن و پایبند به سنتهای اسلامی و اصول و ارزشهای اخلاقی رشد کرده و یتیم نوازی اگر در همسایه خود خانوادهای را ببیند که دارای مشکل و نیاز مالی یا عاطفی است و نیاز به کمک دارد تیپ شخصیتی مشکل یافته او در خانوادههای مذهبی به او حکم میکند برای حل مشکل چارهای بیندیشد و اقدام به پدیده چند همسری بنماید. از طرف دیگر ازدواج بهترین وسیله است که امکان تعامل اجتماعی را فراهم میکند. روابط اجتماعی بر مبنای نیازها شکل میگیرد و افراد به طور متقابل پاسخ گفتن به نیازهای خودشان هستند و این در فرایند کنش متقابل حاصل میشود. ۲-۲-۲) نظریه فرهنگی «از دیدگاه نظریه فرهنگی، فرهنگ میراث اجتماعی گذشته است که بر رفتار کنونی و آینده انسان تأثیر میگذارد» (اعزازی۱۷،۱۳۸۰). «تایلور، فرهنگ را حاصل رفتار و کردار انسانهایی میداند که در جامعه زندگی میکنند. به بیان دیگر، فرهنگ شیوه کلی زندگی در هر جامعه است» (ستوده۲۰،۱۳۸۰). نظریه سرمایههای فرهنگی پیر بوردیو اصطلاح سرمایه فرهنگی نخستین بار توسط پیر بوردیو (۱۹۳۰ ـ ۲۰۰۲) به ادبیات علوم اجتماعی و انسانی وارد شده است. پیربوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره[۱] و یک سرمایه فرهنگی بوده که هر دو محصول فضاهای فرهنگی اطراف انسان میباشند. «منظور از عادت واره مجموع طرحواره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود از ابتدای تولد به بعد بر اساس برخورد با محیطهای مختلف مانند: خانواده، رسانهها، نهاد آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب میکند. این طرحواره ها مانند : چگونه غذا خوردن، چگونه لباس پوشیدن، چگونگی ارتباطات اجتماعی، ذوقیات، مشغولیات انسان میباشند»(منادی۹۳،۱۳۸۵) «طبق نظریه بوردیو عادت واره از سویی ساختاری است که ساختارهایی را میسازد، عادت واره محصول تاریخ انسان است که اعمال فردی را به وجود میآورد از سوی دیگر، در ضمن منحصربه فرد بودن عادت واره هر فرد، هدایت کننده و نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره انسان است» (همان). «بنابراین عادت واره محصول محیطها و فضاهایی است که فرد در آن محیطها به دنیا آمده و رشد میکند و چون محیطهای اطراف افراد جامعه متفاوت میباشند طبیعتاً محصول آنها نیز گوناگون خواهد بود این است که هر فردی عادت واره منحصر به خود را دارد» (منادی۹۳،۱۳۸۵). «طبق نظریه بوردیو عادت واره هر فرد که نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمرهٔ اوست، در مرکز سرمایههای فرهنگیاش جای دارد» (همان ،۹۶). «در میان انواع سرمایه، سرمایهٔ فرهنگی نقش بسیار مهمی در اندیشهٔ بوردیو ایفا میکند. وی همچون برنیشتاین، دیدگاهی کاملا دورکیمی در خصوص فرهنگ دارد. جامعه شناسی مصرف و تحلیل وی دربارهٔ سبک زندگی برهمین نوع سرمایه متکی است. در نظر آنها، منبع نابرابری در جامعه بیشتر ماهیت فرهنگی دارد تا اقتصادی و فاصلهٔ بین فرهنگ مدرسه و خاستگاه اجتماعی – اقتصادی کودک عامل مهمی در تعیین موفقیت او در نظام آموزشی محسوب میشود. برنشتاین، بیشتر به مسئله انتقال قدرت و شیوههای انتقال آن توجه دارد، و بوردیو بیشتر به شرایط ساختاری که انتقال قدرت در چارچوب آن صورت میگیرد» (شارع پور۱۳۶،۱۳۸۱). «سرمایه فرهنگی در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در وی ایجاد و درونی شده است. بوردیو تحصیلات را نمودی از سرمایه فرهنگی میداند. گرایش به اشیاء فرهنگی و جمع شدن محصولات فرهنگی نیز سرمایه فرهنگی به حساب میآید. در اکثر مطالعاتی که در مورد منشأ سبک زندگی انجام شده، به تحصیلات تأکید شده است. تأثیر و نقش تحصیلات را ناشی از افزایش قوه شناختی در اثر ارتقای تحصیلی و هم چنین اثر شبکهای تحصیلات میدانند. آبل در مطالعهای میان کارمندان آمریکایی به دنبال همین تأثیر است. او در مییابد کسانی که تحصیلات بالاتری دارند کار خود را در کنترل میگیرند و در کنار آن به دنبال کنترل سلامت خود هستند. فرد با بالا رفتن تحصیلات در شبکهای از افراد قرار میگیرد که الگوی رفتاری مشابه و مبتنی بر انتخاب فرهنگی دارند و به این ترتیب بر سبک زندگی فرد تأثیر میگذارند»(فاضلی۹۳،۱۳۸۲). «نقش تحصیلات را با کنار هم گذاشتن عوامل دیگر میتوان معنادارتر نمود. تحصیلات و سطوح مختلف آن همراه با تحولات فرهنگی و ارزشی و تأثیرات ساختهای اجتماعی و تحرکهای اجتماعی که در سطح عمودی و افقی برای افراد ایجاد میشود، سبکهای زندگی را متأثر میسازد. تحصیلات از طریق قرار دادن فرد در نظام آموزشی که به بازتولید فرهنگی می انجامد، تأثیر عوامل دیگر چون مفاهیم پایگاه و طبقه را نیز افزونتر میکند. به نظر گیدنز مدارس و سایر نهادهای اجتماعی از طریق بازتولید فرهنگی به دایمی کردن نابرابریهای اجتماعی کمک میکنند. این مفهوم ذهن ما را به وسایلی معطوف میسازد که به مدد آن مدارس از طریق برنامههای پنهان، بر یادگیری ارزشها، نگرشها و عادات و سبکهای خاص تأثیر میگذارند» (گیدنز۴۷۲،۱۳۷۸). با این همه باید مطالعات بیشتری صورت گیرد، تا رابطه تحصیلات و سبک زندگی بازشناخته شود. به ویژه در جوامعی مانند ایران که نفوذ ساختارهای سنتی و غیر رسمی در زندگی افراد فراوان است و حتی بر چگونگی خودِ مقوله آموزش و تحصیلات نیز سایه انداخته است. تحصیلات را به لحاظ ایجاد موقعیت طبقاتی و اقتصادی و کسب اعتبار اجتماعی در ذیل سرمایه اقتصادی و اجتماعی هم میتوان آورد. مسأله مهم دیگر در سرمایه فرهنگی قریحه است. «میتوان گفت قریحه مجموعه تمایلات درونی است که برخلاف تصور معمول فقط به نوع برداشت یا مواجهه فرد با محصولات فرهنگی و هنری مربوط نمیشود. قریحه قادر است سازوکار سبک زندگی را توضیح دهد. بر همین اساس بخشی از مطالعات توصیفی سبک زندگی تلاش برای توصیف قریحههای افراد ونشان دادن ساختار منسجم قریحه است (فاضلی۱۰۱،۱۳۸۲). در نهایت هر مجموعه فعالیت که بخواهد به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود، باید با تمایلات قریحی فرد متناسب باشد و از آنجا که قریحه تعیین کننده جهت فعالیتهایی است که عمدتاً داوطلبانه هستند و میزان سرمایه فرهنگی را تعیین میکنند، در سبک زندگی نقش برجستهای دارد.». سرمایهٔ فرهنگی شامل «سلیقههای خوب، شیوه و راه رسم پسندیده، پیچیدگی شناختی و شناخت و توانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل هنر، موسیقی، تئاتر و ادبیات… » و تسلط یافتن بر هر نوع از نظامهای نمادین است. داشتن سرمایهٔ فرهنگی کارکردهای مختلفی دارد: کسب مشروعیت از طریق بقیهٔ سرمایهها منوط به تبدیل شدن آنها به سرمایه فرهنگی است. کسی که به واسطه سرمایه فرهنگی منزلت دارد میتواند روایت خود از دنیای اجتماعی را بر دیگران تحمیل کند. داشتن سرمایه فرهنگی بدان معناست که فرد میتواند خود را از الزامات زندگی روزمره جدا کند و نوعی گزینش دلخواه درعرصه فرهنگ انجام دهد. به بیان خود بوردیو «زیباشناسی محض، از اخلاق یا همان خلق و خوی فاصله گرفتن گزینشی از الزامات دنیای طبیعی و اجتماعی عادت واره ها شکل میگیرد»)بوردیو۵،۱۹۸۴) شکلی از قدرت به عنوان سرمایه، در جوامع مدرن و متمایز وجود دارد، که بوردیو با افزودن منطق تحلیل به کالاها و خدمات به ظاهر غیر اقتصادی، مفهوم سرمایهٔ فرهنگی را میسازد. «سرمایه فرهنگی از دیدگاه بوردیو شامل پهنه گستردهای از منابع میشود که از جمله آن میتوان به استعداد شفاهی افراد، آگاهی فرهنگی عینی، منابع زیباشناختی، اطلاعاتی درباره سیستم آموزش عالی و شرایط لازم برای تحصیل اشاره کرد. از نظر وی فرهنگ (در گستردهترین شکل آن) میتواند منبع قدرت باشد. این مسئله وقتی محقق میشود که بازارهای فرهنگی ظهور پیدا کنند و سرمایه داران مطابق با وضع موجود، تلاش خود را برای کسب سود و منافعشان تغییر دهند» (شوارتز۷۵،۱۹۹۷) «مفهوم سرمایه فرهنگی نزد بوریو، ابتدا از تحقیقی که وی در این زمینه انجام داد شکل گرفت. تحقیق او درمورد شرایط نابرابری دستیابی به تحصیلات عالیه در میان دانش آموزانی بود که در میان خانوادههایی زندگی میکردند که در شرایط اجتماعی یکسانی داشتند ولی والدینشان دارای سطوح تحصیلی متفاوتی بودند.» (بوردیو و اکوانت ۱۶۰،۱۹۹۲) «بوردیو در این پژوهش در مییابد که مفهوم سرمایه فرهنگی از این عقیدهٔ عمومی جدا میشود که شکستها یا موفقیتهای تحصیلی افراد به هوش یا استعدادهایشان بستگی دارد. در حالی که موفقیت تحصیلی را بهتر است از طریق مقدار و نوع سرمایه فرهنگی که فرد از محیط خانوادهاش به ارث میبرد سنجید تا به وسیلهٔ اندازه گیری مهارتها و دست آورد های فردی. این پیش داوریهای عمومی، که توفیق یا ناکامی تحصیلی را معلول استعدادهای طبیعی مینگرد، در نظریههای سرمایه انسانی گری بکر نیز وجود دارد، اما نباید این دو مفهوم را یکی دانست چرا که آنها نمیتوانند نسبتهای متفاوت منابعی را که عوامل یا طبقات اجتماعی مختلف به سرمایه گذاری اقتصادی و سرمایه گذاری فرهنگی تخصیص میدهند تبیین کنند همچنین، از تعیین کننده ترین سرمایه گذاری آموزشی، یعنی انتقال خانگی سرمایهٔ فرهنگی، استفاده نمیکنند، و آگاهی ندارند که استعداد، خود محصول سرمایه گذاری بر روی زمان و سرمایهٔ فرهنگی است» (شوارتز۷۵،۱۹۹۷) «سرمایه فرهنگی دربرگیرنده تمایلات پایدار افراد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته میشوند. در اینجا پای سرمایه دیگری هم به میدان سخن باز میشود و آن سرمایه نمادین است. سرمایه نمادین جزئی از سرمایه فرهنگی است و به معنای توانایی مشروعیت دادن، تعریف کردن، ارزش گذاشتن یا سبک ساختن در میدان فرهنگ است» (فاضلی۳۷،۱۳۸۲). «عمده تحلیل بوردیو از سبک زندگی بر سرمایه فرهنگی استوار است و گویا از منظر وی سرمایه فرهنگی با اهمیتتر است. حجم و ترکیب سرمایهها جایگاه میدان را نزد فرد تعیین میکند. سه منبع سرمایه فرهنگی یعنی خانواده، آموزش و فرهنگ شغلی از عواملی هستند که تأثیر آنها بر سبک زندگی قابل مطالعه است» (همان،۳۹). تحلیل سرمایه در نگاه بوردیو سه وجه دارد: ۱- «میزان سرمایه (کم – زیاد).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بررسی راههای حمایت روانی از کودکان در طی جنگ و حتی تأثیراتی که ممکن است جنگ بر روی روان آنها بگذارد را شناسایی و راهکاری برای آن در نظر گرفت.
 ۷٫سازماندهی تحقیق در این پایاننامه سعی برآن بوده تا وضعیت کودکان در مخاصمات مسلحانه را بررسی و ارائه کنیم. مطالب مطروحه در چهار فصل مورد بحث و بررسی قرار خواهدگرفت. فصل اول به بررسی جنگ علیه کودکان سرباز و در حال فرار پرداخته میشود. در فصل دوم ضمن بررسی تلفات جنگ بر کودکان، به راههای مقابله با این صدمات و تلفات پرداخته میشود. فصل سوم، سلاحهای سبک و سلاحهای کشتارجمعی را مورد ارزیابی قرار داده و فصل چهارم هم حمایت از قانون دفاع از کودکان و زنان در جنگ و روند صلح جهانی مورد بررسی قرار میگیرد. در پایان هم نتیجهگیری و پیشنهاداتی ارائه میگردد. فصل اول کودکان آواره و سرباز ۱٫۱٫کودکان آواره و بیسرپرست کودکان آواره و بیسرپرست از جمله کودکان قربانی جنگ و مخاصمات مسلحانه داخلی هستند. جابجایی کودکان برای پرهیز از مشکلات جنگ در داخل و خارج کشور و از دست دادن یکی از والدین یا هردوی آنها بدلیل وضعیت جنگی، یکی از دستاوردهای منفی این پدیده است. قواعد حقوق جنگ و کنوانسیونها و اعلامیههای مربوط به حقوق کودکان توسط دولتها، کودکان آواره و بیسرپرست را چه در اردوگاه ها و چه درخارج از آن، با گرسنگی، بیماریهای جسمی و روحی و فقدان امکانات تحصیلی مناسب و بطور کلی با عدم امکان یک زندگی مناسب روبرو ساختهاست تا جایی که به نظر یونیسف وضعیت این کودکان بحرانی است. به دلیل آموزههای دینی و روحیه مهماندوستی ایرانیان، وضعیت کودکان آواره از جنگ بهویژه کودکان افغانی و عراقی در ایران از لحاظ تعلیم و تربیت تاحدی مناسب بهنظر میرسد، اما در سایر کشورها به ویژه در آفریقا و خاورمیانه قواعد اولیه برای کاهش جنگ، به نفع مناطق جنگ کنار گذاشته میشود. کودکان در بیشتر موارد قربانیان غیرمستقیم جنگ و مخاصمات مسلحانه داخلی هستند. دراین میان وضعیت دو گروه، کودکان آواره و بی سرپرست بیشتر از سایر موارد قابل تأمل و بررسی است. ۱٫۱٫۱٫ کودکان آواره یکی از عوامل جابجایی و آوارگی وسیع انسانها در طول تاریخ، جنگ و نزاعهای مسلحانه بوده است. کودکان به دلیل آسیبپذیری خود بخش عمدهای از آوارگان جنگی را تشکیل میدهند. براساس آمار از بین سیمیلیون آواره دنیا، ۸۰ % آنان را کودکان تشکیل میدهند و هر روز حدود ۵۰۰۰ کودک آواره به جمع آوارگان اضافه میشود. این کودکان آواره در دوگروه آوارگان داخلی و بین المللی تقسیم میشوند که گروه دوم تحت حمایت کمیساریای عالی پناهندگان قرار دارند. کودکان آواره در تمام نقاط دنیا حضور دارند. نمونه بارز این کودکان را کودکان آواره آفریقایی، افغانی، عراقی و فلسطینی تشکیل میدهند. گروه اخیر شاید مظلومترین گروه آوارگان باشند؛ زیرا از سال ۱۹۴۸ تاکنون بدنبال درگیریهای اعراب و اسرائیل، خانوادههای فلسطینی سه تا چهار بار جابجا شدهاند. و امروزه چهارمین نسل کودکان فلسطینی در اردوگاههایی زندگی میکنند که اجدادشان آنها را بنا نهادهاند. زندگی در این اردوگاهها مشکلات متعددی را به دنبال دارد و کودکان را با آسیبهای روحی مواجه میسازد. کودکان آواره در مقایسه با بزرگسالان آواره به دلیل آسیبپذیری خود با خطرات جسمی و روحی بیشتری مواجه میشوند که حمایت ویژهای را طلب میکند. مشکل کمبود موادغذایی، مسکن ، بیماریهای مسری و غیرمسری، جدایی از خانواده، سربازی اجباری و حتی سوءاستفادههای جنسی و ترک تحصیل از جمله عواملی هستند که رشد جسمی و روحی آنان را با مشکلاتی روبرو میسازد. حتی در اردوگاهها نیز بدلیل شرایط نامناسب بهداشتی، تعارضات فرهنگی بین ساکنان اردوگاه، کمبود موادغذایی و غیره شرایط آوارگان و بویژه کودکان با شرایط طبیعی بسیار فاصله دارد. به طورکلی جابجایی و آوارگی کودکان علاوه بر نتایج جسمی و روحی، عواقب آموزشی و تربیتی نیز به دنبال دارد که در این زمینه میتوان به تأخیر تحصیلی و ازدست دادن انگیزه تحصیلی اشاره کرد که حتی بازپروری آنان را در مدارس کشور محل اسکان بسیار دشوار و در بعضی موارد غیرممکن میسازد. ۲٫۱٫۱٫ کودکان بیسرپرست کودکان بیسرپرست گروه دیگری از کودکان قربانی جنگ هستند. براساس آمار یونیسف در سال ۲۰۰۱ فقط دومیلیون کودک زیر پانزدهسال بدلیل جنگ و بیماری ایدز، یکی از والدین خود را از دست دادهاند. بطور کلی هر کودکی در زمان رشد خود نیاز به والدینی دارد که او را موردحمایت قرار داده و زمینه رشد جسمی و روحی او را فراهم آورند. این نیاز بویژه در بعد روحی آن تا سن معینی وجود دارد و در مواقع بحرانی از جمله جنگ و درگیری های مسلحانه بسیار شدیدتر میشود. به همین دلیل در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک، خانواده بهعنوان واحد اساسی هر جامعه شناخته شده که در رشد جسمی و روانی کودک نقش عمدهای دارد. در زمان جنگ یا درحین جابجایی و آوارگی ناشی از آن، ممکن است کودک پدر یا مادر یا هر دو را از دست بدهد که چنین امری تأثیرات منفی متعددی بر زندگی کودک خواهد داشت. اولین تأثیر، ناراحتی روانی ناشی از فقدان پدر یا مادر و از دست دادن روحیه است. برای کودکان بیسرپرست آینده مبهم به نظر میرسد. عدم تغذیه مناسب و اشتغال برای کمک به خانواده از جمله عواملی است که امکان اعراض از تحصیل را به وجود میآورد و آنان را از مدرسه دور میکند. باید توجه داشته باشیم که اگر در مورد بعضی کودکان بیسرپرست وجود اقوام نزدیک میتواند تاحدی خلأ عاطفی ناشی از فقدان والدین را پرکند، مشکل کودکانی که تمامی اعضای فامیل خود را از دست میدهند، بسیار حادتر است و وضعیت آنان حمایت بیشتری را میطلبد. سازمان بهداشت جهانی (OMS) در مورد کودکان عراقی به این موضوع اشاره میکند که اثرات روانی فقدان والدین، این کودکان را سالها و حتی تا پایان عمر رها نخواهد کرد. ۳٫۱٫۱٫کودکان سرباز براساس تعریف ارائه شده در سطح بینالملل، «کودک سرباز» به کسی گفته میشود که در سن زیر ۱۸ سال به عضویت سازمانی وابسته به ارتش، نیروهای شبهنظامی یا احزاب سیاسی در میآید. خواه این گروهها درگیر جنگ باشند یا نه. کودکان سرباز میتوانند نقشهای متعددی ایفا کنند، از جمله شرکت در جنگ و درگیری، کاشت مین و مواد منفجره، جاسوسی، تهیه آذوقه و مهمات، آشپزی و خدمات خانگی و درنهایت سوءاستفاده جنسی. به طور کلی استفاده نظامی از کودکان به سه شکل صورت میگیرد: ۱- به کارگیری به عنوان کودک سرباز؛ بدترین حالت در این نوع کاربرد، زمانی است که جنگ نیاز به قربانی دارد. کودکان به خط مقدم فرستاده میشوند تا با قربانی شدن آنها تاکتیکهای نظامی جنگسالاران، پیاده شود. ۲- استفاده از آنها در فعالیتهای پشتیبانی مانند نگهبانی، جاسوسی و بردگی جنسی. ۳- استفاده از کودکان برای تبلیغات در جنگ، که در این حالت از کودکان سرباز به عنوان دیدهبان، پیامرسان و حتی سپر انسانی، استفاده میشود. سوء استفاده های گسترده و رو به افزایش از کودکان به عنوان سرباز، یکی از وحشیانهترین ویژگیهای درگیریهای اخیر میباشد. در طول دهه های گذشته، صدها هزار بچه کمتر از ۱۸ سال، یک قسمتی از نیروهای دولتی، نیروهای شورشی و گروههای شبهنظامی را تشکیل دادند.۶ فراهم بودن سلاحهای سبک و ارزان مانند تفنگها، مسلسل، اسلحه کمری، نارنجکهای دستی به تسریع جهت حرکت کمک کردهاست. برایمثال، استفاده گسترده از تفنگهای تهاجمی ۴۷-AK میتواند بهراحتی توسط کودکان ۱۰ ساله حمل شود و مورد استفاده قرار گیرد. یک سرباز کودک، هر بچه پسر یا دختر کمتر از ۱۸ سال میباشد که به اجبار، یا خشونت و یا داوطلبانه در جنگ توسط نیروهای مسلح، شبه نظامیها، بخشهای دفاع داخلی یا سایر گروههای مسلح به خدمت گرفته میشوند. سربازهای کودک، برای کارهای جنسی اجباری مانند رزمندهها، پیکها، باربرها و آشپزها، مورد استفاده قرار میگیرند. بیشتر نوجوانان هستند، اگرچه بسیاری ۱۰ ساله و کوچکتر و اکثریت پسر میباشند اما به طور کلی قسمت عمده دختران میباشند. برآوردهای کنونی تعداد سربازهای بچه را در حدود ۰۰۰/۳۰۰ ۷نفر در گذشته اعلام کرده است. جمع کل رو به افزایش بیشتر است وقتی کودکان یا کشته میشوند یا برای بزرگتر شدن دورهای را میگذارنند و به جای آنها کودکان جدید به کار گرفته میشوند و بنابراین تخریب زندگی جوانان از یک نسل به نسل دیگر ادامه پیدا میکند.۸ وقتی درگیریها طولانی میشود، نیروهای جوانتری به خدمت گرفته میشوند. این تا حدودی بهخاطر شرایط ویران کننده اقتصادی و اجتماعی است که خانوادهها را به فقر عمیقتر میکشاند اما جنگها مدارس را تعطیل میکند و هرچه بیشتر یک جنگ ادامه پیدا میکند، احتمالاً نیروهای مسلح با تمام کردن ذخایر بزرگسالان در دسترس، به کودکان برای گرفتن سرباز رجوع میکنند. کودکان از خانوادههای ثروتمند و بافرهنگتر در خطر کمتر سربازگیری قرار دارند، زیرا والدین آنها میتوانند آزادی آنها را بخرند یا به سربازگیری آنها، از طریق روش های قانونی یا نفوذ سیاسی اعتراض کنند و بعضی والدین به فرستادن کودکانشان به بیرون از کشور متوسل میشوند. عجیب نیست که کودکان از فقیرترین خانوادهها هستند که بیشتر در معرض خطر میباشند. کودکان در شهرهای بزرگ که در خیابان زندگی و کار میکنند در خطر جدی قرار دارند مخصوصاً آنهایی که جدا از والدینشان زندگی میکنند. میانمار، یکی از بالاترین آمار تعداد کودکان سرباز در جهان را هم در نیروهای دولتی و هم در گروههای مسلح دارد. بسیاری از این کودکان یتیم میباشند یا در خیابان زندگی و کار میکنند. برطبق کمیسیون تحقیق سازمان بینالمللی کار (ILO) کودکان به عنوان کارگر به عنوان رفتگر برای تمیز کردن جاده ها با بهره گرفتن از جارو و شاخهها مورداستفاده قرار گرفتهاند.۹ کودکان اقلیت بومی بهطورخاص، در معرض خطر هستند. در طول جنگ داخلی در گواتمالا، پسرهاینوجوان از جوامع مالی به اجبار به خدمت ارتش گواتمالایی گرفتهشدند. نیروهای دولتی و شبهنظامیان جناح راست به طورمنظم، بهعنوان یک روش برای ترساندن جوامع بومی به دخترها تجاوز میکردند.۱۰ در سومالی که برآورد میشود که حداکثر یکسوم جمعیت، گروههای اقلیت را تشکیل میدهند. موقعیت پائین میتواند کودکان این گروهها را بیرون از قانون گروهی قرار دهد و سپس آنها را برای سربازگیری بیدفاع کند.۱۱ ۲٫۱٫سربازگیری کودکان با روشهای مختلف سرباز میشوند، یعنی به خدمت گرفته میشوند، سایرین اجباراً دزدیده میشوند، با وجود این گروهی دیگر به گروههای مسلح ملحق میشوند به خاطر اینکه متقاعد میشوند که این راهی برای حمایت از خانواده هایشان میباشند. علاوه براین، استخدام شدن برای نیروهای مسلح دولتی یا گروههای مسلح مخالف کودکان برای گروههای شبهنظامی متحددولتی، شبهنظامیان یا نیروهای دفاع داخلی به خدمت گرفته شدهاند. آنگولا در حالحاضر ۳۰۰۰ سرباز بچه دارد. تعداد قابل ملاحظه ای از آنها اجباراً از کشورهای همسایه به خدمت گرفته شدهاند.۱۲در سال ۱۹۹۷، UNITA اجباراً ۲۰۰ بچه پناهنده روآندایی را به خدمت گرفت که در امتداد مرز بین آنگولا و جمهوری دموکراتیک کنگو زندگی میکردند. در سال ۱۹۹۸ پسرها و دخترهایی که به سن ۱۳سالگی رسیدند، بنابر گزارش ربوده شدند. همچنین نیروهای دولتی، اجباراً کودکان پناهنده از روآندا به خدمت میگرفتند. در سال ۱۹۹۹ گروههایی با حداکثر ۲۵۰ جوان از دادوستدها توسط نیروهای مسلح آنگولا به خدمت گرفته میشدند.۱۳ حتی در کشورهایی که حداقل سن سربازی ۱۸ سالگی میباشد، قانون لزوماً یک تدبیر حفاظتی نیست. در بسیاری از قسمتهای جهان ثبت تولد ناکافی و موهوم میباشند. یکسوم از کل تولدهای جهان، یعنی در حدود ۴۰ میلیون بچه هرساله ثبت نمیشود.۱۴در چنین موقعیتهایی کودکان خودشان احتمالاً نمیدانند چند ساله هستند. بنابراین مأموران سربازگیری تخمین میزنند و بسیاری از آنها سن کودکان را در ظاهر ۱۸ سال ثبت میکنند تا به کارشان ظاهراً موافقت قانونی بخشند. در دسامبر ۱۹۹۹، یک گزارش سازمان ملل متحد تأکید کرد که فرماندههای طالبان در افغانستان سربازهای بچهی کوچکتر از ۱۴ سال را به خدمت میگرفتند. نیروهای طالبان این گزارش را تکذیب کردند و یک حکم را صادر کردند مبنی بر اینکه هر پسری که هنوز به اندازه کافی بزرگ شده است میتواند در جنگ به خدمت گرفتهشود. آن همچنین یک کمیسیونی را تشکیل داد تا فرماندهانی را که کودکان کوچک را به خدمت میگیرند، تنبیه کند.۱۵ سن سربازگیری در نیروهای طالبان هنوز موردبحث میباشد اما بدون سیستم ثبت تولد در افغانستان سن رزمندههای طالبان نمیتواند درحقیقت تأیید شود. در کشورهایی که اجرای دولتی ضعیف میباشد، استخدام کردن بهطور منظم از یک دفترثبت غیرممکن میباشد. به جای آن، نیروها احتمالاً با زور کودکان را از خیابانها و حتی از مدارس یا پرورشگاهها میربودند. در موردهای دیگر دولتهای نظامی خوب سازمانیافته، اقدامات اجباری سربازگیری را اجرا میکردند. در میانمار ارتش مطلع شده است به منظور اینکه مدارس را محاصره کند و به زور گروه کودکان بین ۱۵ تا ۱۷ سال را به خدمت گیرد. کودکانی که میتوانند ثابت کنند کمتر از سن تعیین شده را دارند احتمالاً آزاد میشوند.۱۶ ببرهای آزادی Tamil Eelam (LTTE) هزاران دختر و پسر ۱۰ ساله را به خدمت گرفتهاست تا جنگ هایشان را علیه دولت سریلانکا به پیش ببرند. چریکها آنقدر وابسته به سربازگیری کودکان هستند که دو بخش مسلح یعنی گروه بچه و گزیدگان گروه پلنگ بهطور کامل از کودکان تشکیل میشوند. سربازهای گروه پلنگ پرورشگاههای LTTE هستند. LTTE کودکان را به خدمت میگیرند و آنها را داخل مدارسی در مناطق تحت کنترل خود آموزش میدهند. سربازگیری کودکان در سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ در بحبوحهی تشدید حملات چریکها افزایش یافته و دخترها، اکثریت سربازگیریهای جدید را در جنبش اخیر که در مدارس سریلانکا برپا میشد تشکیل میدادند. کودکانی که از LTTE فرار کردند، احتمالاً با خطرهای جدیدی از طرف گروه ضربت سریلانکا و گروه تحقیقاتی تروریسم پلیس روبه رو میشوند که همانطور که ادعا شده از شکنجه به عنوان یک روش بازجویی علیه کودکان مظنون استفاده میکنند. علیرغم سطح بالای خشونتهای پیدر پی، نشانههایی وجود دارد دال براینکه افرادی که در نواحی کنترلشده LTTE زندگی میکنند شروع به اعتراض به ترسهای داخلی و خارجی میکنند که جامعه Tamil Eelam را محاصره کرده است برای مثال مدرسان دانشگاه برای حقوق بشر که در سال ۱۹۸۸ در دانشگاه شکل گرفت، معیارهایی را درخواست کردند به منظور اینکه مقصران خشونتها را مسئول قلمداد کنند. در رخداد امیدوار کننده دیگر سریلانکا پروتکل اختیاری را برای کنوانسیون حقوق کودکان در مورد گرفتاری کودکان در مخاصمات مسلحانه در سپتامبر ۲۰۰۰ امضا و تأیید کرد.۱۷ در بسیاری از موارد، مدارس و دانشگاهها زمینه اصلی سربازگیری برای سربازهای کودک میشود. برای مثال در سال ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ مدارس در پاکستان برای طالبان هزاران سرباز کودکان پاکستانی و افغانی فراهم کردند.۱۸در آگوست سال ۱۹۹۹ در پاسخ به یک درخواست انجام شده در تمام مدارس در ایالت مرزی شمال غربی پاکستان ۵۰۰ دانش آموز به نیروهای آنها ملحق شدند.۱۹ در بعضی از کشورها از جمله بریتانیا و ایالات متحده که سن سربازگیری داوطلبانه زیر ۱۸ سال میباشد۲۰ ، محوطهی مدارس دبیرستانی و دانشکدهها اغلب به عنوان مکانهای گردهمایی برای جنبشهای سربازگیری استفاده میشود. ۱٫۲٫۱٫سربازگیری داوطلبانه درحالیکه بسیاری از کودکان برای ملحق شدن به گروههای نیروهای مسلح مجبور میشوند، دیگران احتمالاً خودشان را برای خدمت معرفی میکنند به هر حال آن گمراه کننده است که این را به عنوان «داوطلبانه» در نظر بگیریم. بهجای به کارگیری انتخاب آزاد، این کودکان غالباً به مجموعهای از فشارها یعنی فشارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی واکنش نشان میدهند. یکی از مهمترین این فشارها، فقر میباشد. والدینی که فقیر هستند وسوسه میشوند کودکانشان را برای خدمت عرضه کنند. مخصوصاً وقتی نیروها، حقوق سربازهای بچه را مستقیم به خانوادههایشان میپردازند، کودکان خودشان داوطلب میشوند و این تنها راهی است که غذای دائمی، لباس و مراقبتهای پزشکی آنها را تضمین میکند. بههرحال ارتباط اقتصادی یک بچه با ارتش پیچیدهتر میباشد. هنگامی که در شرایطی، کل خانواده با نیروهای مسلح فعالیت میکند. بعضی کودکان احساس میکنند که موظف هستند برای حمایت، سرباز شوند. با دیدن خشونت و آشوب از هرطرف اگر آنها در دستهایشان تفنگ داشته باشند، احتمالاً احساس امنیت میکنند. سایر کودکان بعد از اینکه توسط نیروهای دولتی پیدرپی موردهجوم قرار گرفتند به گروههای مسلح مخالف ملحق شدهاند.۲۱ جنگ کودکان با نیروهای دفاع داخلی و سایر شبهنظامیها بهعنوان داوطلبان توصیف شدهاست درحقیقت زمانی که آنها توسط والدینشان که توسط مقاماتی که سعی دارند سهمیههای سربازگیری را پُر کنند، تحت فشار قرار گرفتهاند و عرضه شدند. برای مثال، کودکان سردسته محلی کاماجور در سیرالئون و جمهوری دموکراتیک شرقی کنگو احتمالاً خدماتی را به عنوان «وظیفه» به جامعه ارائه میدهند.۲۲ نوجوانان مانند بزرگسالان میتوانند توسط ایدئولوژیهای خاص برای دلایل سیاسی و اجتماعی، نمایش مذهب، خودمختاری یا آزادیملی، جذب و شناسایی شوند و بجنگند همانطوری که در آفریقای جنوبی اتفاق افتاد. آنها احتمالاً در جستجوی آزادی سیاسی به جنگ ملحق میشوند. مغزشویی ایدئولوژیکی سربازهای بچه میتواند نتایج نابود کنندهای داشته باشد. کودکان تأثیرپذیر هستند و احتمالاً حتی به طرف طرفداران شهادت کشیده میشوند. برای مثال در سریلانکا، بعضی بزرگسالان از بیتجربگی افراد جوان برای منفعت خودشان استفاده کردهاند و نوجوانان را برای بمبگذاریهای انتحاری، به خدمتگرفتند و تعلیمدادند.۲۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۲-۱- تعاریفی از اثربخشی: اثربخشی سازمان عبارت است از درجه یا میزانی که سازمان به هدفهای مورد نظر خود نائل میآید. اثربخشی یک مفهوم کلی دارد. به بیان سادهتر اثربخشی را میتوان انجام کارهای درست نامید. اثربخشی عبارتست از درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده. به بیان دیگر اثربخشی نشان میدهد که تا چه میزان از تلاش انجام شده نتایج مورد نظر حاصل شده است. در حالی که نحوه استفاده و بهرهبرداری از منابع برای نیل به نتایج، مربوط به کارآیی میشود. پیتر دراکر معتقد است اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای درست. از نگاه دراکر اثربخشی کلید موفقیت سازمان محسوب می شود.
 اثربخشی عبارت است از درجه و میزان نیل به اهداف از قبل تعیین شده،به بیان دیگر با توجه به تلاشهای انجام شده تا چه میزان نتایج مورد نظر حاصل شده است. به عبارت روشنتر اثربخشی، بر خلاف کارایی، روشی است که چگونگی تحقق اهداف را مورد اندازهگیری قرار میدهد. این مقیاس آثار تولید یا خدمات انجام شده برای جامعه را کمی و مقداری نموده و مشخص میکند که آیا از مجموعه نهادهها یا منابع برای نیل به اهداف مورد نظر استفاده بهینه به عمل آمده است یا خیر، لذا چگونگی تحقق مجموعهای از اهداف، مبین اثربخشی است و حال آنکه بر عکس، چگونگی به کارگیری منابع جهت تحقق این اهداف کارایی نامیده میشود. اثربخشی یعنی «انجام دادن کارهای درست» و کارایی یعنی «درست انجام دادن کارها» (قاضیزاده و کاشانیپور،۱۳۸۷: ۵۶). «کارایی نشان دهنده نسبت تبدیل ورودیها به خروجی بوده، و اثربخشی نسبت ارتباط خروجیها با اهداف میباشد و «بهرهوری[۴۰]» حاصل جمع برداری کارایی و اثربخشی است که نشان میدهد یک سازمان به چه صورت منابع خود را در راستای دستیابی به اهداف به کار میگیرد». حال اگر کارایی «انجام درست کار» و اثربخشی را «انجام کار درست» تعریف کنیم، به این ترتیب بهره وری را میتوان به صورت «انجام درست کار درست» تعریف کرد. در شکل زیر رابطه مفاهیم کارایی، اثربخشی و بهرهوری بیشتر نمایان شده است. بهره وری اثربخشی کارایی شکل۲-۳- ارتباط میان کارایی، اثربخشی، بهرهوری (قاضی زاده و کاشانیپور،۱۳۸۷: ۶۸) در هر سازمان و مؤسسهای باید ابزارهایی برای سنجش کارایی و اثربخشی آن سازمان در نظر گرفته شود. این موضوع که به نظر ساده میباشد در عمل چنانچه به طور ناصحیح سیاستگذاری گردد ممکن است شرکت را با چالش مواجه نماید باید ببینیم چه معیارهایی را میتوانیم معیار سنجش شرکت بدانیم برای این کار بهتر است مروری به اهداف شرکت در سطح کلان بیاندازیم. اهداف شرکت در کل میتواند یکی از ۴ هدف ذیل و یا برگرفته از این ۴ هدف عمده باشد که عبارتند از: ایجاد ارزش افزوده در منابع اعم از منابع انسانی،منابع مادی (سپردهها) و فیزیکی ارتقاء سهم از کل بازار بسط و گسترش صنایع تولیدی ایجاد رضایتمندنی برای سهامداران و صاحبان سرمایه اینک با توجه به اهداف ذکر شده به نظر میرسد در معیارهای سنجش نیز باید اهداف مزبور مورد دقت و بررسیشرکت برای میزان دستیابی به این اهداف قرار گیرد از بین این اهداف یکی ایجاد رضایتمندی برای صاحبان سهام میباشد که به تعبیر دیگر میتوان به سوددهی شرکتها در این رابطه اشاره داشت اما سؤال این است که آیا سوددهی میتواند معیاری برای سنجش در سطح شرکت باشد. اثربخشی به معنی هدایت منابع به سوی اهدافی که ارزشمندترند. برای مثال تمرکز روی نتایج؛ انجام کار صحیح در زمان صحیح؛ کسب اهداف کوتاه مدت و بلندمدت میباشد. کارایی به معنای استفاده از امکانات موجود برای رسیدن به بهترین نتیجه، اثربخشی به معنی داشتن خروجی مطلوب و بهرهوری به نسبت بین خروجی به ورودی اطلاق میشود. پس خروجی به معنی اثربخشی و ورودی به معنی کارایی اشاره دارد، و لذا در حقیقت مفهوم بهرهوری ترکیبی از دو واژه اثربخشی و کارایی است (اکبرپور و دیگران،۱۳۸۵: ۵۸). ۲-۴-۲-۲- رویکرد اثربخشی – ممیزی بازاریابی: یک رویکرد متفاوت به ارزیابی عملکرد بازاریابی «ممیزی بازاریابی» به شکل موازی با شهور آنالیز عملکرد بازاریابی توسعه پیدا کرد. ممیزی بازاریابی که ریشه آن به یکی از گزارشهای اتحادیه مدیریت ایالات متحده به نام آنالیز و بهبود عملکردهای بازاریابی بر میگردد، در تقابل با ممیزی مالی حسابداری شکل گرفته است. ممیزی بازریابی به عنوان یک بازنگری سیستماتیک، منتقدانه و کلی، از اهداف و سیاستهای اساسی عملیاتی و فرض هایی که بر آنها استوارند گرفته تا روشها، روندها، پرسنل و کارکنان سازمان و همچنین کاربرد سیاستها و دستیابی به اهدا، به کل کار بازاریابی میباشد (ساچمن[۴۱]،۱۹۵۹، ۱۳۵). کاتلر و همکارانش در سال ۱۹۷۷ مفهوم ممیزی بازاریابی را به یک آزمون جامع، سیستماتیک، مستقل و دورهای استراتژیها، اهداف و فعالیتهای درون محیط یک شرکت یا SBU مجدداً تعریف و تعبیر کردند که این تعریف برای شناسایی مشکلات و فرصتها و پیشنهاد کردن اقداماتی که میتواند عملکرد بازاریابی شرکت را بهبود بخشد، طراحی شده است. مدل دوباره تعریف شده ممیزی، شش جزء پیشنهادی ممیزی بازاریابی کاتلر و همکارانش از این قرارند: ممیزی محیط بازاریابی شامل آنالیز کل محیط و همچنین محیط کاری، ممیزی استراتژی بازاریابی برای ارزیابی سازگاری استراتژی بازاریابی با فرصتها و تهدیدهای محیطی، ممیزی سیستمهای بازاریابی که برای ارزیابی تعاملهای میان بازاریابی و سازمان فروش طراحی شده است، ممیزی سیستمهای بازاریابی روندهای مورد استفاده در راه رسیدن به اطلاعات، برنامه و کنترل عملیات بازاریابی، ممیزی بهرهوری که دادههای حسابداری را برای تعیین منابع بهینه سود و جلوگیری از هزینههای بالقوه ارزیابی می کند، ممیزی کارکرد بازاریابی که کارکردهای کلیدی بازاریابی را بازنگری میکند که در درجه اول بر یافتههای ممیزی قبلی استوار است. نقش عمده رویکرد ممیزی بازاریابی همان اولین اقدام سیستماتیک برای ارزیابی اثربخشی بازاریابی بوده است. با این وجود از نظر کاربردی، رویکرد ممیزی بازاریابی از مشکلات خاصی رنج می برد. این مشکلات شامل: فقدان ممیزهای مستقل، مناسب و مورد تأیید،بدست آوردن همکاران مدیریتی از درون سیستم بازاریابی، در دسترس نبودن اطلاعات و نبود ارتباط کافی با مدیران ارشد برای حصول اطمینان از دسترسی و درک اطلاعات می باشد. همچنین این مشکلات میتوانند عدم کاربرد فرایند ممیزی بازاریابی در شرکتها را برسانند (مورگان و دیگران،۲۰۰۲: ۱۶۵). ۲-۴-۳- بهرهوری: قدمت بهرهوری به قدمت تاریخ بشر است. زمانی که بشر زندگی خود را آغاز کرد در این فکر بود که از منابع در دسترس خود و نیز ابزارهایی که دارد بیشترین و بهترین استفاده را بکند. بنابراین بهرهوری چیزی نیست که بخواهیم آن را انتخاب کنیم بلکه حیات نیازمند استفاده بهینه از منابع است و در دنیای رقابت، سازمانی میتواند بقاء، رشد و نمو داشته باشد که بهرهور باشد. تعاریف جدیدی که از بهرهوری ارائه شده، همه به یک مضمون اشاره دارند. بهرهوری و تلاش برای افزایش بهرهوری در سازمانها و نهادها از مهمترین مفاهیمی است که مدیریت به ویژه مدیریت منابع انسانی امروزه با آن روبرو است. اندازهگیری بهرهوری و ارتقای آن در هر سازمانی از جنبههای گوناگونی همچون افزایش کارایی و اثربخشی در تعیین اولویت و تصمیم گیریها برای مدیران حائز اهمیت است. یکی از ابزارهای مهم تحلیل بهرهوری، اندازهگیری آن است. شاخص بهرهوری به برقراری هدفهای واقعی و شناخت مراحل کنترل کمک کرده و تنگناها و محدودیتهای انجام کار را به روشنی نشان می دهد. تعاریفی چون نسبت خروجیهای سیستم به ورودیهای آن (هاروی[۴۲] و دیگران،۱۹۹۶: ۸۷) و نسبت ستانده به داده در یک سیستم و «نسبت فایده به هزینه» که تمامی آنها در پی کسب بیشترین ارزش افزوده از منابع هستند. به طور کلی میتوان گفت که یک سازمان بهرهور به دنبال جلوگیری از کارهای لغو و بیهوده، استفاده صحیح از منابع و هماهنگ کردن کیفیت و کمیت و هزینه در رقابت است. به عبارت دیگر بهرهوری، نوعی فرهنگ است (کریستین[۴۳] و دیگران،۱۹۹۴: ۱۱۴)، که در آن سازمان میکوشد هوشمندانه رفتار کند و در پی کارآیی و اثربخشی در فعالیت هایش باشد. سؤال اساسی آنکه سازمانها چگونه میتوانند هوشمندانه رفتار کنند؟ سازمان میتواند با مهندسی سیستم، خود را بشناسد و با شناخت عوامل داخلی و بیرونی مؤثر بر بهرهوری عملکردش، آنها را مدیریت کند. عوامل داخلی مؤثر بر بهرهوری سازمان اغلب تحت کنترل مدیریت سازمان است ولی عوامل خارجی کمتر تحت کنترل هستند و باید با تجزیه و تحلیل رفتار و عملکرد آنها شیوههای مناسب برای برخورد با آنها را ترسیم کرد. عوامل داخلی بهرهوری خود به دو دسته تقسیمبندی میشوند. عواملی که در کوتاه مدت تغییرپذیر نیستند مانند تولید بنگاه، فنآوری تولید، ماشینآلات و تجهیزات، مواد خام و انرژی عواملی که در کوتاهمدت تغییرپذیرند مانند سیستمهای سازمانی، روشهای کار و روشهای مدیریت. عوامل خارجی از عواملی هستند که بر ساز و کارهای شرکت تأثیر گذارند. این عوامل که مایکل پورتر با عنوان عوامل مؤثر بر رقابت در بازار معرفی کرده شامل مشتریان، تأمینکنندگان، رقبا، کالاهای جانشین و تازهواردهایی است. که تحت کنترل سازمان نیستند (سان[۴۴] و دیگران،۲۰۰۳،به نقل از رضایی و همکاران،۱۳۸۷: ۸۵). همانطور که بیان شد از جمله عوامل خارجی مؤثر بر بهرهوری سازمان ها به ویژه سازمانهای خدماتی که ارتباط نزدیکی با مشتری دارند مشتریان سازمان هستند. رابطه تنگاتنگی بین ارتقاء بهرهوری و میزان رضایت و وفاداری مشتریان در سازمانهای خدماتی وجود دارد. مشتریان را باید دلیل وجودی سازمان به حساب آورد بنابراین نه تنها شناخت نیازهای آشکار آنان بلکه پیشبینی، هدایت و تعیین نیازهای پنهان مشتریان، طراحی و اجرای برنامههای ارائه خدمات در راستای رفع این نیازها برای جذب مشتری، از ارکان اساسی هر گونه فعالیت در سازمان است. شعار معروف «همیشه حق با مشتری است» اگر به درستی اجرا شود میتواند باعث ارتقای کارایی و اثربخشی فعالیتهای شرکتها و موسسات شود. به کارگیری جدیدترین روشهای بازاریابی در زمینه مشتری مداری و کسب رضایت مشتری میتواند موجب موفقیت سازمان شود. زمانی سازمان موفقی خواهیم داشت که بتوانیم نیازهای مشتریان را زودتر از رقبای دیگر تشخیص دهیم و به دنبال آن راهکارهای مناسب ارائه دهیم. سازمان در شرایطی با متقاضیان بیشمار برای دریافت خدمت مواجه است که به نوعی با اهدافی متفاوت، با سازمان در تماس هستند و منافع متفاوتی را نیز برای آن ایجاد میکنند. از سوی دیگر رقبایی در تلاش هستند تا مشتریان با ارزش سازمان را به سوی خود جذب کنند. ۲-۴-۳-۱- تعریف شاخصهای بهرهوری: شاخصهای بهرهوری کسرهایی هستند که صورت آنها یک ستانده و مخرج آنها دادههای یک بنگاه اقتصادی است. به طور کلی شاخصهای بهره وری را به دو دسته تقسیم میکنند: شاخصهای کلی بهرهوری: شاخصهای کلی شاخصهایی هستند که کل ستانده به کل نهادههای به کار رفته در فرایند تولید به دست میآیند و یکجا محاسبه و اندازهگیری میشوند. این روش را در تحلیلها و اندازهگیری بهرهوری کل عوامل تولید سیاستهای کلی اقتصادی به کار میبرند. شاخصهای جزیی بهرهوری: شاخصهای جزیی شاخصهایی هستند که صورت آن ستانده و مخرج آن یک نهاده است و برای هر واحد، گروه و بخش اقتصادی میتوان به کار گرفت و حسب مورد نیاز استفاده کرد. شاخصهای جزیی به دو دسته شاخص عمومی و اختصاصی تقسیم میگردند. شاخصهای عمومی در کلیه فعالیتها اقتصادی دارای معنی و مفهوم است و در بررسیهای تطبیقی قابل استفاده میباشند. شاخصهای اختصاصی در فعالیتهای خاص معنی و مفهوم دارند. ۲-۴-۴- انطباق پذیری[۴۵]: یکی از بارزترین خصوصیات عصر حاضر تغییرات و تحولات شگرف و مداومی است که در تمامی پدیدهها رخ می دهد و سازمانها از جمله سازمانهای پویا و در حال تغییر سازمانی و محیطی که در آن قرار گرفتهاند نیز از این موضوع مستتثنی نبوده و تابع تغییرات و تحولات فراوانی هستند (اسدی و دیگران،۱۳۸۸: ۶۹). در نتیجه رمز موفقیت سازمانهای امروزی انطباق با محیط بیرونی است و این مهم جز با تغییر در کارکنان و افزایش قابلیتهای آنان امکانپذیر نخواهد بود. (اسمیت و جکسن،۲۰۰۵،۷۶). زمانی که بین ظرفیتهای یک سازمان و تقاضاهای محیط کاری شکاف به وجود میآید بسیاری از سازمانها سعی میکنند تا با مهندسی مجدد و ایجاد تغییرات ساختاری وسیع این فاصله و شکاف را کاهش دهند. این تغییرات سودمند هستند اما یک تغییر سازمانی موفق به سوی انطباقپذیری هر چه بیشتر با تقاضاهای محیط نیازمند تغییر در سطح قابلیتها و تواناییهای افراد سازمان میباشد (دنیسون،۲۰۰۰: ۷۱). سازمانهایی که به خوبی یکپارچه هستند به سختی تغییر مییابند. لذا یکپارچگی درونی و انطباقپذیری بیرونی را میتوان مزیت و برتری سازمان به حساب آورد. سازمانهای سازگار به وسیله مشتریان هدایت می شوند، ریسک میکنند،از اشتباه خود پند میگیرند و ظرفیت و تجربه ایجاد تغییر را دارند. آنها به طور مستمر در حال بهبود توانایی سازمان به جهت ارزش قائل شدن برای مشتریان هستند. این ویژگی با سه شاخص مورد بررسی قرار میگیرد (دنیسون[۴۶]،۲۰۰۰: ۷۳). ۲-۴-۴-۱- ایجاد تغییر: سازمان قادر است راههایی برای تأمین نیازهای تغییر ایجاد کند،و میتواند محیط مؤسسه را بشناسد،به محرکهای جاری پاسخ دهد و از تغییرات آینده پیشی جوید. ۲-۴-۴-۲- مشتری گرایی: سازمان مشتریان را درک میکند و به آنها پاسخ میدهد و پیشاپیش در صدد تأمین آینده بر میآید. در واقع مشتریگرایی درجهای که سازمانها در جهت رضایتمندی مشتریان هدایت میشوند را نشان میدهد. ۲-۴-۴-۳- یادگیری سازمانی: میزان علائم محیطی را که سازمانها دریافت،ترجمه و تفسیر میکنند و فرصتهایی را برای تشویق خلاقیت، سبک دانش و توسعه تواناییها ایجاد میکند اندازه میگیرد. رمز موفقیت سازمانهای امروزی انطباق با محیط بیرونی است و این مهم جز با تغییر در کارکنان و افزایش قابلیتهای آنها میسر نخواهد بود (اسمیت[۴۷] و دیگران،۲۰۰۵: ۱۱۷). انطباقپذیری سازمانی عبارت است از اعمال تقاضای محیط کاری در فعالیتهای سازمان (اسدی و دیگران،۱۳۸۸: ۵۹). به طور کلی سه بعد از انطباقپذیری که بر روی اثربخشی سازمانی اثر میگذارد عبارتند از: توانایی درک و واکنش به محیط بیرونی توانایی برای واکنش به مشتریان درونی توانایی دوبارهسازی و رسمی کردن مجدد مجموعهای از رفتار و فرایندهایی که به سازمان اجازه انطباقپذیری میدهد (دنیسون،۲۰۰۰: ۷۴). ۲-۵- رقابتپذیری: مطالعات اولیه رقابتپذیری را مترادف با عملکرد در نظر گرفتهاند. برخی از اندیشمندان به فرایندهای ویژهای اشاره می کنند که در سازمانها فرصتهایی را برای خلق مزیت رقابتی فراهم میکنند. رقابتپذیری به عنوان یک مفهوم چندبعدی، با بهره گرفتن از متغیرهای: درجه انطباقپذیری سازمان با تغییرات محیط کسب و کار، مزیتهای رقابتی و شاخصهای عملکرد مورد سنجش واقع میشود. در برخی از تعاریف بر رابطه بین رقابتپذیری و عملکرد سازمانی اشاره شده است. رقابتپذیری را به عنوان توانایی افزایش درآمدها با سرعتی برابر با رقبا و ایجاد سرمایههای ضروری جهت رویارویی با آن ها در آینده تعریف میکند. تعریف جامعتری از رقابتپذیری بدین شرح ارائه میکنند: «رقابتپذیری به معنی توانایی سازمان در جهت ماندگاری در کسب و کار و محافظت از سرمایههای سازمان، بدست آوردن بازگشت سرمایهها و تضمین شغلها در آینده میباشد (آقازاده،اسفیدانی، ۱۳۸۷: ۴۶). رقابتپذیری وابسته به ارزشهای مشتریان و سهامداران،قدرت مالی تعیین کننده توانایی عمل و عکسالعمل در محیط رقابتی و پتانسیل افراد و فناوری در اعمال تغییرات استراتژیک ضروری میباشد. رقابتپذیری در صورتی پایدار میشود که توازن مناسبی بین عوامل مذکور وجود داشته باشد. یک سازمان در چشم مشتریان خود رقابتپذیر است، چنانچه قادر به ارائه ارزشی بهتر از رقبا باشد. ارزش برتر به واسطه قیمتهای پایینتر برای مزایای برابر یا متمایزتری است که توجیه کننده قیمتهای بالاتر باشد. یک سازمان در چشم سهامداران خود رقابتی است در صورتی که به ارائه سطح رضایتبخش بازگشت سرمایه در کوتاه، میان و بلندمدت باشد (فیورر[۴۸] و چهارباغی،۱۹۹۵: ۱۰۳). نقطه تمرکز بسیاری از تعاریف مختلفی که در زمینه رقابتپذیری مطرح شدهاند، بر ایجاد مزیت رقابتی به عنوان منشأ رقابتپذیری و پایدار نمودن آن در بازار نسبت به رقبا به همراه ایجاد ارزش برای مشتریان میباشد. ۲-۵-۱- تعریف مزیت رقابتی: مزیت رقابتی[۴۹] شامل مجموعه عوامل یا توانمندیهایی است که همواره شرکت را به نشان دادن عملکردی بهتر از رقبا قادر میسازد (بورجیس[۵۰]،۱۹۹۵: ۸۱). مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که در یک محیط رقابتی سازمان را بسیار موفقتر از سایر سازمانها می کند و رقبا نمیتوانند به راحتی از آن تقلید کنند (فیورر و چهارباغی،۱۹۹۵، ۱۰۱). همان گونه که از این دو تعریف بر میآید و نیز به هر تعریف دیگری از مزیت رقابتی که بنگریم، به این وجوه مشترک در بین آن ها بر میخوریم که برای دستیابی به مزیت رقابتی، یک سازمان هم باید به موقعیت خارجی خود توجه کند (پورتر،۱۹۸۵: ۱۳۲) و هم توانمندیهای داخلی را مورد توجه قرار دهد (بارنی[۵۱]،۱۹۹۷: ۶۳). شایان ذکر است که سازمان باید به قابلیتهای داخلی و موقعیت رقابتی در بازار نه به صورت جدا از هم بلکه به طور متقابل به عنوان منابع دستیابی به مزیت رقابتی و تدوین استراتژی بازاریابی فکر کند (هولی[۵۲]،۲۰۰۳: ۷۵). با توجه به این که مفهوم مزیت رقابتی برخاسته از مفاهیم مدیریت استراتژیک میباشد، میتوان گفت که مزیت رقابتی حاصل یک فرایند پویا و مستمری است که با در نظر داشتن موقعیت خارجی و داخلی سازمان، از منابع سازمان نشأت میگیرد و به واسطه توانایی به کارگیری درست این منابع، قابلیتهایی به وجود میآیند که بهرهگیری از این قابلیتها مزیتهای رقابتی را برای سازمان به ارمغان میآورند (فیورر و چهارباغی،۱۹۹۵: ۱۰۰). منابع شرکت شامل انواع داراییها، توانمندیها، فرایندهای سازمانی، اطلاعات، دانش و. .. است که شرکت آنها را طوری کنترل میکند که استراتژیهای ارزش آفرین را توسعه داده و اجرا نماید. این منابع را در سه دستهبندی منابع محسوس، نامحسوس و توانمندیهای سازمانی میتوان ملاحظه کرد. قابلیتهای شرکت،ترکیبی است از مهارتها، دانش و رفتارهایی که در سرتاسر سازمان وجود دارد و در افراد، سیستمها، فرآیندها و ساختارها منعکس میشود. در یک تعریف دیگر، مهارتهایی که شرکت برای تبدیل دادهها به ستاندهها به کار میگیرد تا در قالب فرایندهای سازمانی از ترکیب منابع محسوس و نامحسوس برای به دست آوردن اهداف مورد نظر مانند: خدمت به مشتری، توانمندیهای توسعه محصولات برتر، نوآور بودن خدمات و کالاها استفاده نماید (دس و دیگران،۲۰۰۳، ۶۲). شایستگیها به عنوان ترکیب کاملی از داراییها، منابع و فرآیندهاست ک به شرکت اجازه میدهد به نیازهای مشتری پاسخ دهد. آن دسته از شایستگیها دارای ارزش استراتژیک میباشند که بتواند برای مشتریان ارزشآفرینی کند (برازل[۵۳] و همکاران،۱۹۹۸: ۴۷). همان گونه که در بخش قبل عنوان شد، هدف اصلی سازمان از ایجاد مزیت رقابتی با تکیه بر منابع و قابلیتهایی که در اختیار دارد، رقابتپذیری و دستیابی به موقعیتی ممتاز از لحاظ عملکردی در بازار است. «مزیت رقابتی عبارت از میزان فزونی جذابیت پیشنهادهای شرکت در مقایسه با رقبا از نظر مشتریان است» (کیگان،جی[۵۴]) «مزیت رقابتی تمایز در ویژگیها یا ابعاد هر شرکتی است که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا (ارزش بهتر) به مشتریان میکند. مزیت رقابتی ارزشهای قابل ارائه شرکت برای مشتریان است به نحوی که این ارزشها از هزینه های مشتری بالاتر است (پورتر،۱۹۸۵: ۱۱۶). توجه به تعاریف فوق و سایر تعاریف ارائه شده در مورد مزیت رقابتی گویای این است که ارتباط مستقیم ارزشهای مورد نظر مشتری، ارزشهای عرضه شده شرکت و ارزشهای عرضه شده توسط رقبای شرکت الزامات و ابعاد مزیت رقابتی را تعیین میکند. چنانچه از دیدگاه مشتری مقایسه ارزشهای عرضه شده شرکت با ارزشهای عرضه شده رقبا بیشتر به ارزشهای مورد نظر و انتظامات او سازگارتر و نزدیکتر باشد میتوان گفت که آن شرکت در یک یا چند شاخص نسبت به رقبای خود دارای مزیت رقابتی است به نحوی که این مزیت باعث میشود که شرکت در عرصه بازار نسبت به رقبای خود در نزدیکی به مشتری و تسخیر قلب وی برتری داشته باشد. در مسیر ایجاد مزیت رقابتی دو نکته مهم به شرح زیر قابل تعمق میباشد: نخست، این مسیر فرایند دنبالهداری است که به عملکرد عالی و رقابتپذیری سازمان منجر میشود. به عبارت دیگر در صورتی که سازمان بتواند به واسطه شایستگیهای خود، مزیت رقابتی پایداری خلق نماید که برای مشتریان ارزشمند بوده و همواره برتر از رقبا باشد، در واقع عملکردی، شایسته از خود بر جای گذاشته و رقابتپذیری را به ارمغان آورده است فاهی و اسمیتی[۵۵] (۱۹۹۹)؛ مک ناوتون[۵۶] و همکاران (۲۰۰۱)؛ لیو[۵۷] و همکاران (۲۰۰۳)،شورچولو[۵۸] (۲۰۰۲)، لی[۵۹] و همکاران (۲۰۰۴) اسمیت و آکیمو[۶۰] (۱۹۹۵) دوم، به خاطر افزایش پیچیدگیهای محیطی و شدت رقابت، مزیت رقابتی یا به راحتی توسط رقبا تقلید میشود یا از نظر مشتریان به زودی رنگ میبازند و بایستگی با مزیتهای جدیدی جایگزین شوند. سالونر[۶۱] و همکاران (۲۰۰۱)، پورتر (۱۹۹۶)؛ بارنی (۱۹۹۲). بر این اساس سازمان باید به فکر پایدار نمودن مزیتهای رقابتی خود باشد. فاهی و اسمیتی (۱۹۹۹)؛ سیرواستاوا[۶۲] و همکاران (۲۰۰۳)؛ ویراواردنا و اوکاس[۶۳] (۲۰۰۳)؛ شارکی[۶۴] (۲۰۰۳) ایجاد و حفظ پایداری مزیت رقابتی، مستلزم شایستگیهایی است که با تکیه بر قابلیتهای سازمان،بر مشتریان ارزش ایجاد میکند (به نقل از برازل[۶۵]،۱۹۹۸: ۹۲). ۲-۵-۲- بهرهوری و رقابتپذیری:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طبیعت تکنولوژی سطح بالا ایجاب می کند که زیرساخت های خارجی مورد نیاز برای تسهیل تجاری سازی محصولات تکنولوژی سطح بالا وجود داشته باشد. با وجود اینکه زیرساخت ها دغدغه ای برای تمام انواع بازاریابی مبتنی بر محصولات می باشند، به نظر می رسد این عامل به طور خاص برای محصولات با تکنولوژی سطح بالا دارای اهمیت ویژه ای است. دلیل این امر این است که محصولات با تکنولوژی سطح بالا برای موفقیت معمولاً هم نیازمند زیرساخت های بازار و هم زیرساخت های تکنولوژی هستند.
 زیرساخت های تکنولوژیکی می توانند شامل تکنولوژی های تولید، از قبیل تجهیزات و ماشین آلات، یا قابلیت های طراحی، که ساخت و تولید کارای محصول را ممکن می سازد، شوند. همچنین این زیرساختها میتواند سایر محصولاتی را که موجب ارتقای مزایای بالقوه ی یک محصول با تکنولوژی سطح بالا میشود، دربرگیرد. این محصولات موجب کاهش ریسک و افزایش پتانسیل محصولات با تکنولوژی سطح بالا برای تبدیل به یک راه حل پذیرفته شده می شوند. زیرساخت های بازار، آنهایی هستند که ترویج، پشتیبانی، توزیع و فروش کارآمد یک محصول با تکنولوژی سطح بالا را امکان پذیر می کنند. بدون شک، در این میان تأثیرگذاران بر بازار از قبیل خبرنگاران، تحلیل گران مالی، مشاوران و بدنه ی صنعت وجود دارند، اما برای آنکه آنها تبدیل به شرکای مؤثر تبلیغاتی شرکت شوند، لازم است درباره محصول جدید به آنها آموزش داده شود. به طور مشابه، واسطه ها، توزیع کنندگان و مصرف کنندگان پیشرو ممکن است با تکنولوژیهای موجود آشنا باشند، اما هنوز قابلیت فروش یا پشتیبانی از نسل های جدیدتر محصول را نداشته باشند. مسائل و مشکلات مطرح شده، کم یا زیاد بین تمام سازمان ها مشترک اند و به روش های مختلف توسط بسیاری از نویسندگان مورد تأیید قرار گرفته اند. با پذیرش این مطلب که بازاریابی محصولات با تکنولوژی سطح بالا، ترکیب منحصر بفردی از شرایط را ارائه می کند و مدیران بازاریابی اینگونه محصولات نیازمند چارچوب ها، مفاهیم و رویکردهایی هستند که در ساختاردهی به اطلاعات و ساده سازی تصمیم گیری ها به ایشان کمک کند، درک مطلوب مشخصه های بنیادین وضعیتی که با آن مواجه هستند بسیار مهم جلوه خواهد کرد. مسائل متعدد دیگری در زمینه ی آمیخته ی بازاریابی وجود دارند که لازم است مدیران بازاریابی تکنولوژی سطح بالا توجه ویژه ای به آنها داشته باشند. به عنوان مثال تصمیم گیری در مورد طیف محصول، بسته بندی (در معنای وسیع آن)، کیفیت، مسائل ترویجی و ارتباطی، مسیرهای ورود به بازار، خدمات مشتریان، قیمت و بودجه های بازاریابی را نیز نمی توان از نظر دور نگه داشت. ۲-۶-۵- بازاریابی نوآوری ها در شرکت های با تکنولوژی سطح بالا در یک جامعه دانش محور رو به رشد، محصولات و خدماتی ارائه می شود که بیشتر بر روی تحقیق و توسعه متمرکز هستند. بازارهایی با محوریت تکنولوژی برای پیشرفت اقتصاد ضروری به نظر می رسند. استفاده از تکنولوژی جدید منجر به افزایش سودآوری از ابتدای انقلاب صنعتی شده است. برای رقابت در بازارهای با تکنولوژی سطح بالا، تولید کنندگان باید در بخش تحقیق و توسعه و نوآوری سرمایه گذاری کنند. یک شرکت با تکنولوژی سطح بالا که برای رقابت نمی تواند به منابع داخلی تکیه کند، می تواند از برقراری ارتباطات و استراتژیهای شراکت برای وسعت بخشیدن به پایه های تحقیق و توسعه استفاده کند. یک دیدگاه شبکه ای به بازارها می تواند ارزش شبکه ها را در توسعه تکنولوژی نمایان سازد(Anderson et al., 1994, Borg, 2009, Hakansson and Snehota, 1989, Mattsson, 1997). سرمایه گذاری بر روی ایجاد شبکه ها برای بالا بردن قدرت رقابتی و جستجو برای دانش جدید انجام می پذیرد. ارتباطات بین مراکز تحقیقات و شرکتها مثالی از شبکه ها هستند که از این طریق، شرکت ها با بهره گرفتن از سود تحقیقات خارجی میتوانند موجب ارتقای نوآوری شان شوند. افزایش همکاری های تحقیق و توسعه و در گردش بودن اطلاعات و دانش برای رقابت صنایع تحقیقمحور متمرکز، بسیار مهم است. در مورد ملاحظات بازاریابی برای محصولات و خدمات با تکنولوژی سطح بالا توافق کمی وجود دارد. گرچه نوآوری امری کاملا ً متفاوت با بازاریابی است، اما داشتن رویکردهای بازاریابی در بازارهای تکنولوژیکی ضروری است. همزمان برخی از اصول پایه ای بازاریابی برای نوآوری نیز قابل اجرا هستند (John et al., 1999). بحثی که در اینجا مطرح می شود این است که بازاریابی یک محصول تکنولوژیکی می تواند از یک دیدگاه شبکهای سود ببرد، که بعضی از کاستی های دیدگاه های سنتی بازاریابی را پوشش می دهد. شبکه ها، اجتماعی از مصرف کنندگان و یا تولید کنندگانی هستند که حول مجموعه ای از دانش مکمل با یکدیگر همکاری می کنند(Farrell and Saloner, 1985). در یک شبکه پنج گروه مشارکت دارند:
در بازاریابی برای محصولات و خدمات پژوهش محور، روابطی که در آن دخیل هستند می توانند برای شرکت بسیار پر اهمیت تلقی شوند. سازمان ها می توانند با بهره گیری از شبکه ها اطلاعات مهمی را با مشتریانشان تبادل کنند و محصولات و خدمات جدیدشان را در یک همکاری نزدیک با آنها توسعه دهند. رویکرد شبکه ای میتواند جنبه های مختلف بازاریابی را در برگیرد. تقسیم بازار، هدف گذاری و جایگاه سازی، مفاهیمی هستند که در اغلب متون آکادمیک بازاریابی استراتژیک به کار گرفته شده اند (Anderson and Vincze, 2004, Cravens and Piercy, 2003, Jain, 2000).
تقسیم بازار مهترین عامل در دور شدن از بازاریابی یکسان[۲۸] است. دیدگاه شبکه ای به بازاریابی مشخص می کند که بین خریدار و فروشنده، روابطی برقرار می شود و شرکت می تواند از طریق این روابط، راجع به نیازهای مشتریانش بیشتر اطلاعات کسب کند. راه اندازی شبکه ها، امکان این که بتوان با فعالیت های ارتباطی یکسان به تمام اعضای آن بخش بازار دسترسی پیدا کرد را فراهم می کنند. نقطه قوت دیدگاه شبکهای در بازاریابی این است که رابطهای که با مشتریها ایجاد شده، امکان جریان اطلاعات بین خریدار و فروشنده را فراهم میکند. نکتهی ضروری در فرایند تقسیم بازار، ارتباط داشتن با مشتریان و کسب اطلاعات هرچه بیشتر راجع به آنهاست (Novak and MacEvoy, 1990).
بازاریابی هدف گذاری شده، دقت بازاریابی را افزایش می دهد. پایگاه های داده، هدف قرار دادن انتخاب شدهی یک بازار را میسر کرده و به بازاریاب ها این امکان را می دهند که بازارهای هدفشان را با دقت بیشتری محدود کنند. ایجاد روابط نزدیک تر با مشتریان، سفارشی سازی انبوه[۲۹] و بازاریابی خُرد[۳۰] را تسهیل می کند و فرصتهای جدیدی را ارائه می دهد. هدف گذاری همچنین به معنی انتخاب شرکت هایی است که می خواهید با آنها کسب و کار انجام دهید. ایجاد شبکه های بازاریابی می تواند به یک شرکت در تلاش های هدفگذاریاش کمک شایانی کند.
در رویکرد شبکه ای به جایگاه سازی تکنولوژی سطح بالا، شرکت ها را نمی توان از روابط شان با مشتری ها جدا کرد. بهترین موضع در بازار از طریق روابط قوی با مشتریان بدست می آید. جایگاه سازی آن چیزی نیست که شما بر روی محصول انجام می دهید، بلکه چیزی است که محصول در ذهن مشتریان بالقوه ایجاد می کند (Trout and Ries, 1995). مشتریان مختلف، نیازهای مختلفی دارند و مزایای یک نوآوری را به اشکال مختلفی تعبیر میکنند. شبکه هایی که به مشتریان این امکان را می دهد که در مورد نیازمندیهای آتی شان با یکدیگر به تبادل اطلاعات بپردازند، می توانند در یافتن یک جایگاه مطلوب در بازار بسیار کمک کنند. یک شبکه ی مشتمل بر چند شرکت کوچکتر با تکنولوژی بالا، می تواند برای هر کدام از آنها امکان بهره مندی از یک تیم نوآور بدون نیاز به سرمایهگذاری در توسعهی کل تکنولوژی را فراهم کند. بریجز و دیگران (Bridges et al., 1995) بیان می کنند که قیمت و تکنولوژی باید انتظارات مشتری را برآورده کنند اما نباید از آن خیلی فراتر روند. البته این موضوع به معنی این نیست که مدیران، حد وسط را بگیرند؛ بلکه به این معنی است که بهبود مستمر باید به گونه ای وجود داشته باشد که تلاش های توسعه محصول، انتظارات مشتری را هدایت کند. آنها مدلی برای سهم بازار محصولات با تکنولوژی سطح بالا ارائه کردند که این مدل بر اساس قیمت نسبی کالا، تکنولوژی نسبی، پیشینه ی سهم بازارِ نام تجاری، و تأثیر انتظارات از تکنولوژی و قیمت بنا شده است. ۲-۶-۶- مدل های فروش محصولات با تکنولوژی سطح بالا مدل هایی که در این زمینه انتشار یافته، غالباً برای پیش بینی فروش محصولات بادوام با تکنولوژی سطح بالا بهکار گرفته شده اند. از این دست می توان به این موارد اشاره کرد: مدل باس (Bass, 1969) برای محصولات مصرفی بادوام، تئوری کالیش(Kalish, 1985) برای بررسی تأثیر قیمت، تبلیغات و عدم اطمینان مشتری بر فروش؛ مدل کالیش و لیلین (Kalish and Lilien, 1986) برای فروش محصولات بادوام با تکنولوژی سطح بالا که نقش تبلیغات و ادراک پذیرندگان محصول در دوره های مختلف از کیفیت محصول را در نظر گرفته است؛ همچنین ماهاجان و دیگران (Mahajan et al., 1990) هم مرور جامعی بر مدل های فروش انجام داده اند. نورتون و باس (Norton and Bass, 1987) مشاهده کردند که فروش موفق نسل جدید محصولات با تکنولوژی سطح بالا از الگوی پخش شده ای در طول زمان پیروی می کند. این مدل ها در جدول شماره ۲-۴ خلاصه شده اند: جدول شماره ۲-۴: مدل های فروش محصولات با تکنولوژی سطح بالا
ارائه دهنده (ها) سال ارائه موضوع مورد بررسی
باس ۱۹۶۹ فروش محصولات مصرفی بادوام
کالیش ۱۹۸۵ بررسی اثر قیمت، تبلیغات و عدم اطمینان مشتری بر فروش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این عوامل منجربه شکل گیری مدل رضایتمندی مشتری براساس یکی از نظریه های مشهور رضایتمندی مشتری، یعنی نظریه عدم تأیید انتظارات می شود(تی بی اس،2002). كيفيت ادراك شده انتظارات رضايتمندي مشتري شكل (2-2) مدل شكل گيري رضايتمندي مشتري بر اساس اين تئوري، كه در تحقيقات زيادي مورد تاييد قرار گرفته است(اليور و دي سارلو، 1988) استفاده مشريان از كالاها وخدمات بر اساس انتظارات پيش از خريد در خصوص عملكرد مورد انتظار آن ها انجام مي شود. زماني كه محصول يا خدمت خريداري و مورد استفاده قرار مي گيرد نتايج در مقابل انتظارات مقايسه مي شود، عدم تاييد زماني رخ مي دهد كه بين انتظارات و نتايج اختلاف(تفاوت) وجود دارد. عدم تاييد منفي هنگامي رخ مي دهد كه عملكرد محصول/ خدمات پايين تر از انتظارات باشد. عدم تاييد مثبت زماني ايجاد مي شود كه عملكرد محصول/ خدمات بالاتر از انتظارات باشد. رضايتمندي در نتيجه عدم تاييد منفي انتظارات مشتري حاصل مي گردد(پيزام واليز، ص328-327). براساس نتایج پژوهـش ها، میزان انتظارات و توقعات مشتریان به عوامل مختلفی از جمله زمینـه های فرهنگی ، سطح آمال و آرزوها، میزان درآمد، نیازهای شخصی، تجربه پیشین مشتریان، موقعیت خانوادگی ، سطح تحصیلات و… بستگی دارد (نژاد ایرانی،1387). 2-1-6-کیفیت خدمات کیفیت خدمات ممکن است تحت عنوان“احساس خوب” مشتریان از آنچه که درطی فرایند ارائه خدمات دریافت می کنند تلقی می شـود. ازطریق ارائه خدمـات باکیفیـت بالا، سازمـان می تواند به مشتریان خود نشان دهد که واقعا به آنها توجه دارد. پاراسورمن، زیتمال و بری[33] (1988) تعریف زیر را از کیفیت خدمات دریافتی ارائه داده اند: “یک قضاوت عمومی ، یا نگرش در ارتباط با برتری خدمات”. كيفيت خدمات مي تواند اينگونه تعبير شود كه سازمان چگونه مي تواند به بهترين شكل خود را با نيازهاي مشتريان منطبق سازد و آنها را با روشهاي مختلف ارائه خدمات راضي نگه دارد (چاكرابارتي، 2006). يافته ها نشان مي دهد كه كيفيت خدمات تاثير مثبتي بر رضايت مشتري دارد و منجر به بهبود عملكرد سازماني مي گردد (كرونين و تيلور، 1992). پاراسورمن، زيتمال و بري معتقدند : ارائه خدمات با كيفيت بسيار بالا مي تواند منجر به دستاوردهاي قابل ملاحظه اي براي سازمان گردد، نظير افزايش سهم بازار، درآمد فروش و سوددهي (گرين و همكاران،2007،ص142-141). سودآوري رضايتمندي مشتري كيفيت محصول /خدمات شكل (2-3) وابستگي بين كيفيت ، رضايتمندي و سودآوري(فكيكووا، 2004) محققيني از جمله اشنايدر و بووِن[34] تاكيد كرده اند كه ” سازمانهاي خدماتي مي بايست سه نياز كليدي مشتريان را حهت ارائه خدمات ممتاز، مدنظر قراردهند: ” امنيت و اطمينان خاطر ، احترام، انصاف و عدالت ( اشنايدر و بووِن، 1995، ص3). تحقیقات نشان داده است مجموعه ای از فاکتورهای کیفیت خدمات که مورد توجه مشتریان می باشد،به شرح ذیل است :
-
- حرفه ای بودن وصلاحیت وشایستگی کارکنان،
-
- شواهد مملوس ومحسوس مانند امکانات فیزیکی، تجهیزات و ظاهرکارکنان
(ازبورن و پلاستریک،2001،ص332). در سازمانهاي خدماتي، ارزيابي كيفيت خدمات در حين ارائه خدمات معمولا در حين مواجهه مشتري و ارائه دهنده خدمت انجام مي شود (پيزام و اليز، 1999، ص330). پاراسورمن و همكاران (1991و 1988و 1985) پنج بعد عمومي كيفيت خدمات كه مي بايست در ارائه خدمت به منظور ايجاد رضايت در مشتري لحاظ شود، معرفي كرده اند (گرين و همكاران، 2007، ص142) : 1 ) شواهد فيزيك و ملموس – امكانات فيزيكي، تجهيزات و ظاهر كاركنان 2 ) اعتبار- توانايي انجام خدمات تعهد شده به صورت دقيق و قابل اتكا 3 ) پاسخگويي- تمايل براي كمك به مشتريان و فراهم كردن خدمات فوري 4 ) اطمينان خاطر- آگاهي و ادب كاركنان و توانايي آنها جهت ايجاد روحيه اعتماد و اطمينان در مشتريان 5 ) همدلي – مراقبت و توجهات فردي كه سازمان نسبت به مشتريان دارد. 2-1-7-کیفیت خدمات درصنعت بانکداری کیفیت خدمات در صنایع مختلف ازجمله بانکداری تأثیرزیادی بر روی گرایش به استفاده از خدمات دارد (کرونین وتیلور،1992) و همچنین رغبت مشتریان برای وفادارماندن نسبت به ارائه کننده خدمات در پی دارد (گرین وهمکاران،2007،ص142).
 نیومن وکولینگ[35] یک مطالعه تجربی در خصوص نوآوری در بهبود کیفیت در دو بانک انگلیسی انجام دادند که در آن ابزار جمع آوری داده ها برمبنای مدل سروکوآل[36] بود. این دو مدل 10 جنبه از کیفیت خدمات ، شامل موارد زیررا مورد ارزیابی قرار داده است (نیومن وکولینگ،1996). قابلیت اطمینان ، پاسخگویی ، صلاحیت وشایستگی، قابلیت دسترسی ، ادب واحترام ، ارتباطات، اعتبار ، امنیت ، فهم یا شناخت از مشتری و شواهد فیزیکی و ملموس (نائم وهمکار، 2008،ص2). گروهی از محققین براین عقیده اند که برخی ازخدمات خاص موقعیت های ویژه بوده و نمی توان آنها را در همه موارد بکار برد. برای مثال فیبل کورن[37](1985) تحقیقی را بر روی سیتی بانک[38] انجام داد ودریافت که رضایتمندی کلی از سیتی بانک براساس رضایتمندی از آخرین برخورد (مواجهه) با بانک در 5 حوزه اصلی ذیل ایجاد می شود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این بخاطر این هست که حداکثر مقادیر هزینه منفعت بدترین سناریو را تعریف می کند که نیاز به عکس العمل مناسب نگهداری دارد. گام اول:پاسخ مربوط به سوال تعمیر یا تعویض ماشین بصورت کامل در نتیجه باعث ایجاد راه حل بهینه سازی زیر می شود: رابطه ۲ CBE repair برآورد منفعت هزینه برای تعمیر قطعه i ام است و CBEnew براورد منفعت هزینه برای جایگزینی قطعه i ام است.x,y متغیرهای صحیح دودویی منتسب به هر راه کار هستند.
 گام ۲:استراتژی تعمیر/تعویض برای هر قطعه خاص تعریف می شود با هر اجرای تکی مشکل بهینه سازی زیر: رابطه ۳ CBE repair برآورد منفعت هزینه برای تعمیر قطعه i ام است و CBEnew براورد منفعت هزینه برای جایگزینی قطعه i ام است. Xi,Yi متغیرهای صحیح دودویی منتسب به هر راه قطعه ماشین هستند. در این گام استراتژی نگهداری هر قطعه را به عنوان یک متغیر مستقل در ملاحظه می کند در مقایسه با گام قبل که نگهداری ماشین بصورت کامل و جامع برسی می شود. در ادامه مقاله روش پیشنهاد شده با نمونه های داده واقعی از چرخنده لرزشی به عنوان یک نگهداری پیشگویانه بررسی شده است.در این تجهیز خاص قطعاتی از جمله قاب لرزش ، لرزنده ، وسیله لرزشی موتور و موتور وجود دارد.و با داده ها و محاسبات انجام شده در این حالت خاص به این نتیجه رسیدند دو تا از قطعات بایستی تعمیر و دو تای دیگر بهتر است تعویض گردند. آنچه مسلم است اینکه واحدها در آنالیز هزینه منفعت بر اساس واحدهای استاندارد پولی هستند به اینگونه که هر دوی هزینه و منفعت بطور مستقیم می توانند مقایسه شوند. در برخی حالتها جایی که بیان کردن سودها به پول آنالیز منفعت هزینه سخت است می تواند به عنوان یک تکنیک کمینه کردن هزینه استفاده شود.سایر عملکردهای مورد هدف می تواند در برآورد استراتژی نگهداری قطعات ماشینها استفاده شود. نتیجه در نتیجه این مقاله یک روش هوشمند برای بهینه نمودن استراتژی نگهداری پیشگویانه شرح می دهد که بر اساس الگوریتم تصمیم گیری بهینه می باشد.راهکارهای نگهداری متفاوت تعمیر/ تعویض ارزیابی شدند که بر اساس آنالیز سود - هزینه از فرمولهای بهینه سازی می باشند.دو روش متفاوت از بهینه سازی شرح داده شد: ۱- تعریف استراتژی تعمیر ماشین به عنوان کل و همه آن ۲- استراتژی تعمیر برای هر قطعه خاص از ماشین این روش های بهینه سازی در الگوریتم تصمیم سازی نگهداری پیشگویانه استفاده شده اند. روش هوشمند پیشنهادی برای بهینه کردن استراتژی نگهداری روی یک مثال واقعی از Vibration Feeder به عنوان یک نگهداری پیشگویانه نشان داده شد.نتایج عددی نشان می دهد که کاربرد روش توسعه داده شده و کارایی مدل ریاضی تشریح شده بسوی تعریف استراتژی نگهداری بهینه است.از جمله اینکه استراتژی نگهداری بهینه به سودآروی فرایند بیشینه کردن با کاهش عملیات و هزینه صنعتی و ساخت کمک می کند.تعریف استراتژی نگهداری بهینه بر اساس مشاهده شرطی سطح اطمینان سیستم را بهبود می بخشد و سرمایه گذاری غیرضروری در نگهداری را کاهش می دهد. ۳-۵-برخی تکنیکهای نگهداری و تعمیرات پیش گویانه در مقاله دیگری که در سال ۲۰۱۱ ارائه شده است [۲۲]محدودیتهای روش های نگهداری تجهیزات مبتنی بر زمان و فواید تکنیکهای نگهداری آنلاین و یا پیشگویانه در تشخیص تجهیزات را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.و به بررسی سه تکنیک شامل تکنیک مبتنی بر سنسور موجود ، تکنیک مبتنی بر تست سنسور و تکنیک مبتنی بر تست سیگنال می پردازد. هدف از این سه تکنیک و پروژه، گسترش سخت افزار بی سیم و آنلاین و سیستمهای نرم افزاری جهت به اجرا درآوردن نگهداری پیشگویانه برای تجهیزات بحرانی که در کارخانجات نیرویی هسته ای و راکتورهای تحقیقاتی و صنایع عمومی مشعول به کار هستند، می باشد. از دیدگاه بازرسی هنوز یکی از گسترده ترین و مناسب ترین تکنیکها نگهداری پیشگویانه است.هنگامیکه تجهیزات در آغاز شکست می باشند ممکن است علائمی نشان دهند که نیاز به چشم و گوش تیزبینی برای تشخیص آنها باشد،خوشبختانه اکنون سنسورهای قابل دسترسی وجود دارند که جهت تشخیص هجوم فرسایش تجهیزات و شروع خرابی آنها مورد استفاده قرار می گیرد. در بخشی از این مقاله نمودارهایی در دوبخش نگهداری مبتنی بر زمان و نگهداری مبتنی بر شرط وجود دارد که چگونگی فرایند خرابی والگوی خرابی از روی آنها مشخص است. شکل ۷- نمودارهای خرابی در همه این منحنی ها احتمال خرابی در طول زمان بررسی می شود. این شکل شش منحنی را نشان می دهد که بطور متداول مورد توجه قرار می گیرند مانند مدلهای شکست برای تجهیزات صنعتی از قبیل فرستنده ها ، انتقال دههده های فشار که همه اینها می توانند با فعالیتهای نگهداری مبتنی بر زمان دوره ای مدیریت شوند. سه منحنی سمت چپ درصد زمانی را نشان می دهند که که ویژگی های شکست تجهیزات ممکن است هر سه نوع شکست را دنبال کند.طبق برآوردهای انجام شده تنها برای حدود ۱۱% از همه خرابیها به حساب می آیند. منحنی های سمت راست از مدلهای خرابی مبتنی بر زمان عبور می کنند و عبارتند از مدل دوره ای شکست اولیه ،مدل شکست اتفاقی و مدل شکست در ابتدای رشد.طبق برآوردهای انجام شده ۸۹% از خرابیها با این سه مدل درگیر هستند.و خرابی در ابتدای رشد بزرگترین نوع آنها است. استفاده و بکارگیری از برخی انواع این سنسورها در قالب سه تکنیک نامبرده در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. در تکنیک نگهداری مبتنی بر سنسور موجود متدهایی وجود دارد که از داده های سنسورهای فرایند موجود استفاده می کنند از جمله آنها می توان به سنسورهای فشار،ترموکوپل هاو نگهداری ردیابهای دما اشاره کرد که متغیرهایی مانند دما،فشار سطح روغن و جریان را اندازه گیری می کنند.از این سنسورها برای شناسایی و تشخیص مواردی از قبیل انسدادها،از اعتبار ساقط شده ها و نشتی هایی که می تواند با سنجش دقیق پارامترها مشخص شود بهره برد.این موارد به امنیت و قابلیت اطمینان کارخانه بر می گردد. طبقه دوم سنسورها از داده های سنسورهای آزمایشی استفاده می کنند از جمله آنها می توان به شتاب سنجها برای سنجش لرزش و سنسورهای اکوستیک برای نشتی های بوجود آمده اشاره نمود.این گروه از روشها جایی است که سنسورهای بی سیم می توانند نقش مهمی ایفا کنند. دو طبقه ای که ذکر شد تکنیکهای انفعالی هستند.در مقابل طبقه سوم مربوط می شود به سیگنالهایی که درون تجهیزات برای آزمایش کرد نشان تزریق شده است.این طبقه شامل فاکتورهای فعال می شوند که از جمله آنها می توان به آزمایشهای نگهداری عایق بندی اشاره نمود.این متدها برای یافت عیوبی مانند ترکها،زنگ زدگی و ساییدگی در کابلها،موتورها،سنسورها و دیگر تجهیرات استفاده می شوند. در ادامه در این مقاله نمونه هایی را برای هر سه تکنینک بررسی کرده است. نتیجه در نتیجه این مقاله به این موضوع اشاره می شود که کارخانجات صنعتی نباید دیگر تصور کنند که شکستهای تجهیزات تنها پس از مدت زمان ثابتی در سرویس اتفاق می افتد، آنها باید استراتژی نگهداری آنلاین و پیشگویانه را گسترش دهند که بتوانند تصور کنند که هر شکستی در هر زمانی بطور تصادفی می تواند رخ دهد.آغاز شکست تجهیزات ممکن است خود را در داده های بوجود آمده با متدهای خاص آشکار کند.تجهیزات علایمی ارائه می دهند که خبر از تعویض یا تعمیر آنها می دهند و یا باید رها شوند و بکار خود ادامه دهند.تحقیقات مداوم در سه نوع اصلی تکنولوژی های نگهداری پیشگویانه که در این مقاله مورد بحث قرار گرفت متعهد می شود به تحویل تکنولوژی هایی که ممکن است از راه دور ، بطور تصادفی و آنلاین در فرایندهای صنعتی اجرا شود تا باعث بهبود قابلیط اطمینان تجهیزات و پیشگویی خرابی ها قبل از وقوع شوند. ۳-۶- مروری بر تعمیرات مبتنی بر شرایط و زمان در برنامه های صنعتی در مقاله ای دیگری که در سال ۲۰۱۲ ارائه شده است به مرور برنامه ها و کاربردهای صنعتی نگهداری مبتنی بر زمان و نگهداری مبتنی بر شرط می پردازد[۱۲]. این مقاله بررسی می کند که چطور این دو روش نگهداری بسوی تصمیم سازی نگهداری حرکت می کنند.و با تحقیق و بررسی مطالعات اخیر برنامه های مربوط به هر روش را مرور می کند. این مقاله با مقایسه ای گسترده چالشها ی پیاده سازی و استقرار هر تکنیک از نقطه نظر عملی و تجربی،نیاز به تعیین و جمع آوری داده،آنالیز و مدلسازی داده و تصمیم گیری را بررسی می کند.موارد مفهومی و تجربی ، روالها و چالشهای پیاده سازی در کارخانه های صنعتی را برای هر تکنیک مطرح کرده و در نهایت به این نتیجه می رسد که که برنامه های نگهداری مبتنی بر شرایط بیشتر مبتنی بر واقعیت هستند و برای اجرا ارزشمند تر، به صرفه تر و مفید تر هستند.در این مقاله تکنیکها،برنامه ها و سایر نکات مربوط به هر تکنیک و چالشهای پیاده سازی آنها برای تصمیم سازی نگهداری و تعمیرات کاملا شرح داده شده است .از نقطه نظر اصل مساله بر اساس این واقعیت که ۹۹% از خرابیهای تجهیزات بواسطه علایم و نشانه های و شرایط قابل تشخیص هستند کاربرد نگهداری مبتنی بر شرایط در مقایسه با نگهداری مبتنی بر زمان واقعی تر تشخیص داده شده است.مباحث مربوط به آنالیز و مدلسازی داده و فواید نگهداری مبتنی بر شرایط را نشان داده است و این آنالیز اهداف بسیار روشنی برای ارزیابی شرایط تجهیزات از طریق مدل کردن تخریب را ترسیم می کند. بطور کلی در این مقاله مطرح می شود که کاربرد نگهداری مبتنی بر شرط از لحاظ عملی و تجربی سودمندتر است و سپس نکات و نتایج مهمی برای تحقیقات آینده پیش روی این مساله مطرح می کند. فصل چهارم ۴- روش تحقیق(ارائه راهکار،الگوریتم و مدل پیشنهادی روش تحقیق) ۴-۱-مقدمه هدف این پایان نامه توسعه و ایجاد یک مدل پشتیبان تصمیم بر اساس داده است که بتواند قبل از وقوع خرابی هشدار دهد و همچنین میزان زمان مفید باقیمانده از عمر تجهیزات اساسی را تا حد زیادی پیش بینی نماید.در این فصل با بهره گرفتن از سه روش داده کاوی به نام های درخت تصمیم(DT) ، شبکه عصبی Multilayer Perceptron (MLP) و شبکه عصبی نزدیک ترین همسایگی (KNN) یک مدل پشتیبان تصمیم پیش بینی رخداد خرابی طراحی شده است. ابتدا چگونگی انتخاب کارخانه و محیط پروژه ، تجهیزات مورد نظرو تشخیص پارامترهای اساسی و بحرانی مورد بررسی دقیق قرار گرفته است.سپس چگونگی جمع آوری داده ، پالایش و پاکسازی داده و استفاده از مجموعه داده های آموزشی و آزمایشی برای طراحی مدل بازگو شده است. در نهایت چگونگی طراحی مدل پیش بینی با نرم افزار مربوطه و اجرای آن برای دریافت خروجی مورد نظر شرح داده شده است. پیاده سازی استراتژی و سیاست نگهداری مبتنی بر شرایط یک موضوع گسترده و سختی است.مهمترین خروجی این مدل پشتیبان تصمیم نمایش ارتباط بین ورودیها که شامل شرایط و مقادیر پارامترهای اساسی تجهیرات و خروجی ها که همان وضعیت سلامت تجهیرات است، با بهره گرفتن از آمار و تکنیکهای یادگیری می باشد.به عبارت دیگر مدل پیش بینی وقوع خرابی با بهره گرفتن از داده های پیشین و تاریخی تجهیزات و بدون استفاده از دانش سیستمی خواهد بود. بطور کلی برای پیاده سازی و اجرای نگهداری مبتنی بر شرط خرابی های انواع تجهیرات و ماشینها بایستی مد نظر قرار گیرد.همچنین هزاران هزار پارامتر برای آنالیز و تحلیل تجهیزات و ماشینهای متنوع وجود دارد که باید بطور جداگانه بررسی شوند.بنابراین خرابی قطعات اساسی و بحرانی ماشینها و تجهیزات ریشه اصلی خرابی تجهیزات بحرانی می باشد.بنابراین بجای تمرکز روی یک تجهیز اساسی نقشه شروع باید تمرکز روی قطعات بحرانی تجهیزات و ماشینهای مرکب باشد. در این پایان نامه سعی شده است روی این موضوع تمرکز کرده و یک ردیف از یک کارخانه مهم نفتی به عنوان نمونه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. وضعیت جاری سازمان در حال حاضر در شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران از انواع تعمیرات مانند تعمیرات غیر مترقیه، تعمیرات پیشگیرانه و تعمیرات اصلاحی استفاده می شود.اما مکانیزم و سیستمی برای تعمیرات پیشگویانه وجود ندارد و این نوع تعمیرات خیلی کم و بیشتر بصورت تجربی و موردی انجام می شود. نرم افزار CMMS در حال حاضر می تواند جوابگوی انواع تعمیرات از قبیل تعمیرات غیر مترقبه، تعمیرات اصلاحی، تعمیرات پیشگیرانه و تعمیرات اساسی باشد.این نرم افزار همچنین تمامی اطلاعات مربوط به تجهیزات و مشخصات آنها ، جابجایی و سایر اطلاعات مورد نیاز را درون خود ذخیره می کند.[۲۳] این نرم افزار اطلاعات مربوط به توقفات و ساعت کارکرد تجهیزات و خرابی آنها را ثبت و نگهداری می کند.اما در این نرم افزار بخشی برای تعمیرات پیش گویانه وجود ندارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نوآوری یک تئوری پیشنهادی یا مفهوم طراحی شده است که دانش و تکنیک های موجود را برای توسعه پایه تئوریک مفهوم تکنیکی ان فراهم میکند.
 اصلاح تئوری و مفهوم نوآوری. بررسی کارایی مفهوم نوآوری از روش های موجود برای مثال تست در آزمایشگاه. ارزیابی و توسعه نسخه های متناوب از مفهوم. تولید پروتوتایپ به طور آزمایشی در اندازه و حجم کوچک به عنوان محصولی جدید تولید شده که باید مورد آزمایش بازار و برای مثال از نظر بالینی مورد آزمایش فنی قرار گیرد. نوآوری وارد مرحله تولید تجاری و یا استفاده عملی داخلی می شود. هنگامیکه نوآوری بتواند منافع مالی یا اجتماعی را ارتقا ببخشد آنگاه به طور گسترده وفق پذیر است. مرحله آخر گسترش و توسعه است. در واقع محصول عمومی و یا تکنولوژی عمومی جهت استفاده وارد بازار می شود. اگرچه فرایند نوآوری اجتماعی یا تکنولوژیکی پیچیده تر از مبحث خلاصه شده ای است که در بالا ارائه شد اما این هشت مرحله نشان دهنده نقش مهم تجاری سازی تحقیقات در نوآوری فنی یا تکنولوژیکی- بخصوص گام های ۳تا ۸از گام های بالا مورد تاکید است. نکته کلیدی این است که اگر نوآوری تجاری نشود برای اجتماع ارزش کمتری دارد. بندریان (۲۰۰۷) تجاری سازی را مشابه سیگل (۱۹۹۵) به عنوان تبدیل یا انتقال فناوری به یک موقعیت سودآور تعریف می کند. که مقصود از فناوری، فنون، تکنیک ها، فرایند های دریافت حق اختراع یا سایر مالکیت های خصوصی، مواد، تجهیزات، سیستم ها و نظایر آنها مطرح می نماید(بانداریان[۴۸]،۲۰۰۷). روبرت با اشاره به تعریف اتربک[۴۹](۱۹۷۱) که نقطه آغاز تجاری سازی را با اختراع و ابتکار همراه می داند تشریح می نماید که برخی از محققین بهره برداری از اختراع را نیز در تجاری سازی تحقیقات دخیل نموده و مطرح می نمایند که بدون تجاری سازی موفق، اختراع تبدیل به نوآوری نمی شود و در نتیجه به بازار معرفی نخواهد شد (روبرتز[۵۰]،۲۰۰۷). چانگ و همکاران(۲۰۰۹) تعریف عملی برای تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی ارائه می دهند: “اعضای هیأت علمی که بدنبال بهره برداری از نتایج پژوهش های خود از طریق دریافت حق اختراع، واگذاری امتیاز و مشارکت در مالکیت شرکت های انشعابی هستند". در این تحقیق تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی عبارت است از هر فعالیت اعضای هیات علمی که منجر به خلق محصولات و خدمات دانشی شود با تمرکز بر اینکه بتواند در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه به صورت مستقیم و غیر مستقیم موثر باشد. ۲-۳- تاریخچه تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی تجاری سازی دانش و فناوری، دارای سابقه ای طولانی است. در گذشته، هرچند بصورت اندک و محدود، فناوری ها و دانش حاصل از پژوهش های علمی، به بازار عرضه شده و تجاری می شدند. ولی بنظر میرسد شروع تجاری سازی دانش و فناوری با بحث های همکاری بین دانشگاه و صنعت اتفاق افتاده است. همکاری بین صنعت و دانشگاه با آغاز قانون موریل[۵۱] در سال ۱۸۶۲ که سیستم دانشگاهی اعطای اراضی را راه اندازی می کرد شروع شد، در آمریکا این همکاری دارای تاریخچه طولانی است برای مثال وزارت دفاع آمریکا در تمام جنگ جهانی دوم و رقابت با اتحاد شوروی در جنگ سرد تحقیق و توسعه مشترک با دانشگاه را به عنوان پیش برنده های اصلی محسوب می نمود(کارلسون،۲۰۰۷.شاید کمتر واضح باشد اما تعامل بین دانشگاه و صنعت بطور واقعی فرآیندها و خروجی های مرتبط با تجاری سازی تحقیق و تکنولوژی را شکل می دهند(مارک من و همکاران،۲۰۰۸). دانشگاه MIT در طول دهه ی ۱۹۲۰ تصمیم به پتنت نمودن نوآوری های ایجاد شده از طریق دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاه ها گرفت. روش های قبلی به کارآفرینان داخلی و بیرونی دانشگاه اجازه میداد از تحقیقات دانشگاهی درباره ایده های جدید و تجاری سازی آنها را بدون هزینه استفاده نمایند. تصمیم اتخاذ شده توسط دانشگاه MIT، دانشگاه را از وضعیت مجهول بودن به وضعیت فعال بودن در روابط صنعت- دانشگاه عبور داد و دانشگاه کارآفرین ایجاد گردید. دانشگاه MIT در طول دهه ۱۹۴۰ دریافت که ساختارهای حمایتی سیستماتیک نیاز است تا تجاری سازی دانش دانشگاهی به صورت بالقوه اتفاق بیافتد. به عنوان مثال دانشگاه اقتصاد و بازرگانی هاروارد و دانشگاه بوستون[۵۲] از سرمایه گذاری مخاطره پذیر برای ایجاد ارتباط نزدیک برای مزایای مالی استفاده کردند. در همین زمینه پیشرفت های مشابهی در دانشگاه استندفورد رخ داد (کارلسون،۲۰۰۷). مفهوم انتقال تکنولوژی اولین بار در گزارش مشهور رئیس جمهور وانیر بوش[۵۳] در سال ۱۹۴۵ در گزارش” دانش- مرز بی پایان” ارائه شد (کارلسون،۲۰۰۷). دورهی جدید همکاری بین صنعت و دانشگاه و انتقال تکنولوژی در سال ۱۹۸۰ با گذر از قانون بیه دول[۵۴] و قانون استیونسن-وایدلر[۵۵] آغاز گردید که نقش بین صنعت، دانشگاه و دولت را توجیه میکرد (کارلسون، ۲۰۰۷). قانون بیه دول، افزایش دهنده ی انتقال تکنولوژی بوده و به عنوان ابزاری جهت توسعه ی گسترده ی تجاری سازی تحقیقات آکادمیک یا به اصطلاح توسعه عملکرد سوم (برای مثال مشارکت اقتصادی) دانشگاه، دیده شده است (اتزکوویتز،۲۰۰۳). بیه دول منجر به ایجاد یک سیاست اهدا پتنت بصورت واحد در میان موسسات فدرال شد، موانع مجوز دهی را از بین برد و به دانشگاه ها اجازه داد که مالک پتنت هایی شوند که از کمک های تحقیقاتی دولت فدرال بدست می آمد. قطعا این تغییرات به دانشگاه ها اجازه داد تا انعطاف پذیری بیشتری در مذاکره در مورد قراردادهای مجوز دهی داشته باشند و بنگاه ها نیز تمایل بیشتری به درگیر شدن در این قراردادها داشته باشند(سیگل و همکاران،۲۰۰۳) .این طور به نظر می رسد که بیه دول تحقیقات دانشگاهی را به کارورزان و کارآفرینانی که به دنبال تجاری سازی فناوری های دانشگاهی هستند نزدیک تر کرده است (جنسن و ترزبای[۵۶]،۲۰۰۱). محققین دو “موج” تجاریسازی را در طول تاریخ توسعه تجاری سازی، شناسایی می کنند. اولین موج در اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. این موج را میتوان با تأسیس پارکهای علم “سنتی"، که اغلب با هدف جذب شرکتهای پیشرفته صورت میگرفت شناسایی کرد، و افزایش بودجه های خصوصی برای پژوهشهای دانشگاهی نشانگر افزایش همکاری با صنایع موجود بود. موج دوم که در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ تسریع یافت، با تمرکز بیشتر بر شرکتهای انشعابی، اعطای حق اختراع و واگذاری امتیاز اختراعات، نسبت به همکاریهای عمومی صنعتی، درگیری بیشتر دانشجویان در تجاری سازی و حتی افزایش دشواری تشریح نتایج اقتصادی فعالیت های دانشگاهی، از موج اول قابل تفکیک است (راسموسن و همکاران،۲۰۰۶). بعدها این رویکرد جدید، مجموعه ای از عناصر اصلی را توسعه داد: انتقال تکنولوژی و دفاتر مجوز دهی، تسهیلات انکوباتورها و شرکت های با سرمایه گذاری مشترک(اتزکوویتز،۲۰۰۲). تغییر نقش دانشگاه ها و ظهور سرمایه داری دانشگاهی[۵۷] در نوشته های اسلاتر و همکاران[۵۸] (۱۹۹۷)، هنرکسون و همکاران[۵۹](۲۰۰۰) و بوک[۶۰] (۲۰۰۳) آمده است(کارلسون،۲۰۰۷). چانگ[۶۱] و همکارانش(۲۰۰۹) با مرور مقالات و تحقیقات گذشته دو جریان اصلی تحقیقات که به بررسی تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی پرداخته اند را تشریح می نمایند. یکی جریان “انتقال فناوری” است(سیگل و همکاران،۲۰۰۳) . این جریان با بازگشت به دهه ۱۹۸۰ میلادی بحث میکند که تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی باید به عنوان فرایند انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت، نگریسته شود. برای ارتقا تجاری سازی پژوهش های دانشگاهی، دانشگاه باید با شکاف انگیزشی، به موانع و تقابل بین ذی نفعان درگیر در این فرایند انتقال توجه داشته باشد. جریان دوم جریان “منابع نهادی و سازمانی” است(رایت و همکاران[۶۲]،۲۰۰۶). این جریان که در اوایل قرن بیست و یکم پدیدار شد، بیان می کند که منابع نهادی و سازمانی مطلوب شامل زیرساختهای تجاری حمایتی، انگیزش های سازمانی، قدرت پایه پژوهش و دسترسی به سرمایه مخاطره ای، نقش عمده ای در ارتقاء عملکرد تجاری پژوهش دانشگاهی بازی می کنند. تاسی (۱۹۹۲، ۱۹۹۷، ۲۰۰۷) اگر اولین نفر نبود، از اولین اقتصاددانان یا سیاستگذارانی بود که یک مدل غیر خطی برای نوآوری ترسیم کرد وگالاهر[۶۳]، لینک و پتروسا[۶۴](۲۰۰۶) مدل او را از بنگاه تولیدی، که در ادامه تشریح شده، به بنگاه بخش خدماتی ارتقاء دادند. به صورت کلی راجع به تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی تحقیقات بسیاری چه در داخل و چه در خارج از کشور صورت گرفته است که خلاصه آن ها در جداول(۲-۱) و (۲-۲) آورده شده است. جدول(۲-۱). تحقیقات خارجی مرتبط با تجاری سازی
| ردیف |
نویسنده |
عنوان |
سال |
نتیجه |
| ۱ |
اومام،دوانتو،لارسو |
موسسات آموزشی و انتقال فناوری |
۲۰۰۸ |
عوامل شناسایی شده بر انتخاب راهبرد تجاری سازی شامل رهبری، ماموریت، اهداف، تاریخچه و سنتها، فرهنگ، دانشگاه، سیاست های دانشگاه، پاداش ها |
| ۲ |
اوشیا |
دانشگاه ها و انتقال فناوری |
۲۰۰۵ |
حجم و نوع تامین مالی تحقیقات، کیفیت اساتید دانشگاهی و نوع تحقیق، ساختارهای حمایتی نظیر مرکز رشد و دفتر انتقال فناوری |
| ۳ |
نلسن، ویلیامز، اوکلر |
مدلی برای تجاری سازی فناوری:دانشگاه ایالت می سی سی پی |
۲۰۰۹ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اختراع بزرگ اینترنت که به تحول تجارت الکترونیک در دهه اخیر منجر شده است باعث ایجاد شرایط باز وانعطاف پذیر شبکه شده وقابلیت اتصال ودر نتیجه کارایی بیشتر شده است. متاسفانه این مساله آسیب پذیری های امنیتی بسیاری رانیز ایجاد کرده است.به طور عمومی پذیرفته شده است که افراد فقط در صورتی تجارت الکترونیک را می پذیرند وبه آن اطمینان می کنند،که امنیت کافی در آن وجود داشته باشد. بنابراین باید توجه قابل ملاحظه ای به توسعه وبکارگیری سرویسهای امنیتی شود .از آنجا که صنعت تجارت الکترونیک به واسطه عملکرد مناسبش به جلو حرکت می کند بنابراین در اغلب موارد امنیت به عنوان مانعی برای نوآوری موجود درتجارت الکترونیک دیده می شود .بنابراین عدم وجود امنیت در سیستم های تجاری از دیدگاه اقتصادانان بطور کامل عقلانی وتوجیه پذیر است. حتی اگر از نظر کاربران نامطلوب باشد.(اندرسن[۶] ۲۰۰۱).
 وجود یک حفره ویا مشکل امنیتی ،می تواند یک سازمان را به روش های متفاوتی تحت تاثیر قرار دهد . آشنایی با عواقب خطرناک یک حفره امنیتی در یک سازمان وشناسایی مهمترین تهدیدات امنیتی که می تواند حیات یک سازمان را با مشکل مواجه کند ،از جمله موارد ضروری وپیاده سازی یک مدل امنیتی در یک سازمان است . وجود یک حفره امنیتی می تواند پیامدهای منفی متعددی را همچون :کاهش درآمد وافزایش هزینه ،خدشه به اعتبار وشهرت یک سازمان سلب اعتماد مشتریان سلب اعتماد سرمایه گذاران و….را به دنبال داشته باشد . (سمنانی ،۱۳۹۱،ص ۵۸). ۱-۳) اهمیت ضرورت انجام تحقیق: برنامه ها واقدامات زیادی درکشوردرراستای بکارگیری این فناوری (به خصوص کارهای مبتنی بروب)برای ارائه خدمات خریدوفروش سهام بصورت الکترونیکی وهمچنین دسترسی سریعتر وارزان تر اشخاص حقیقی وحقوقی به اطلاعات مرتبط بااین معاملات،انجام شده است .معامله آنلاین[۷]واژه ای است که اغلب سرمایه گذاران باشنیدن آن به فکر کارگزاری های جزئی می افتد که سفارشات خریدوفروش درقبال دریافت کارمزدی اندک از طریق اینترنت انجام می دهند . قدرت حقیقی اینترنت در تغییر شیوه های سرمایه گذاری وافزایش میزان صرفه جویی افراد ،در پدیدآوردن یک بورس الکترونیک خودکار ومتمرکز نهفته است. مبادله الکترونیک ،واسطه های حرفه ای ومبالغ اضافی راکه آنان برای کاهش ریسک وافزایش نقدینگی ایجاد می کنند از بین می برد. به این ترتیب سرمایه گذاران بیشتری جذب بازار شده وهزینه معامله نیز کاهش می یابد.از نظر اغلب سرمایه گذاران هزینه فایده ناشی از کاربرد سیستم های معاملاتی آنلاین در مقابل احساس امنیتی که آنان از معامله سهام در بازارهای سنتی به دست می آورندناچیز است. امکان معامله آنلاین از طریق اینستانت [۸] از سال ۱۹۶۹برای سرمایه گذاران نهادی (نظیر موسسات مالی )فراهم بوده است .ولی سرمایه گذاران فردی تا همین اواخر از این امکان برخوردارنبودند.باید گفت راه اندازی بورس الکترونیک یک ضرورت است ،زیرا می تواند سازوکاری برای دادوستداوراق بهاداربابهره گیری از تکنولوژی اطلاعات ITرافراهم کند. بورس الکترونیک نقش بنیادی وکلیدی تکنولوژی اطلاعات وارتباطات در تسهیل فرایند وتغییر سازمانها ،گسترش شکاف دیجیتالی در جهان،آمادگی الکترونیکی کشور (تبدیل شدن به دولت الکترونیک)واز بین رفتن بعد مکانی با بهره گرفتن از ارتباط آنلاین دارد. از جمله نتایج تدریجی الکترونیکی شدن بورسهادر کشورهای دارای تجارت الکترونیک : از بین رفتن محدودیت زمانی معاملات وامکان انجام معاملات در ۲۴ساعت . عدم نیاز به حضور طرفین دادوستد در یک مکان فیزیکی (تالاربورس )وتبدیل آن به محیط دیجیتالی . تسهیل فرایند شرکتی شدن وادغام بورس ها . کاهش زمان انجام معاملات به چند ثانیه . گسترش روز افزون ابزارهای مالی ونیاز این بازارها به سیستم های معاملاتی دیجیتال ،کاهش هزینه های معاملاتی به واسطه دیجیتالی شدن که باعث می شود واسطه های حرفه ای ومبالغ اضافی را که آنها برای کاهش ریسک وافزایش نقدینگی ایجاد می کنند را حذف کنند. هم چنین باعث جذب سرمایه گذاران بیشتر به واسطه کاهش هزینه های معاملاتی می شود. از آنجا که یک سیستم مبادله الکترونیکی سهام خوب دارای تعدادی امتیاز بر روش های سنتی مبادله سهام است وباتوجه به اهمیت بالایی که برای موسسات مالی واز جمله مشتریان داردباید بدون تناقضات امنیت باشد (هگارتی[۹]،۲۰۰۳) . انجام معاملات در بورس الکترونیک سبب افزایش سرعت عملیات ،کاهش بوروکراسی ومهمتراز همه کاهش هزینه های معاملات شده وبدین ترتیب سهولت مشارکت در بازار بورس ،سبب رونق بازار بورس وکارایی شبکه اقتصادی می شود .(مسایل حقوقی معاملات الکترونیکی سهام۱۳۷۸). ۱-۴)اهداف تحقیق ۱-۴-۱) اهداف کلی : عمده ترین هدف این تحقیق مطالعه درک مشتریان از ویژگی های سیستم بورس الکترونیک از قبیل امنیت واعتماد وارائه مدلی در این باره می باشد . ۱-۴-۲) اهداف ویژه : ۱- شناخت سیستم های بورس الکترونیکی با توجه به جامعه آماری . ۲- اندازه گیری امنیت واعتماد در سیستم بورس الکترونیک . ۳- تبیین نقش امنیت واعتماد در شکل گیری فرایند بورس . ۴- استخراج مدل نهایی برای این تحقیق . ۱-۴-۳) اهداف کاربردی : هدف کاربردی این تحقیق بهبود استفاده از سیستم بورس الکترونیک توسط مشتریان با تاکید برحفظ مولفه های امنیت در این سیستم ها ودر نتیجه بهبود وتوسعه تجارت الکترونیک می باشد .وهم چنین سازمانهای بورس بادر نظر گرفتن نتایج حاصل از این تحقیق می توانند تا حدودی مشکلات عدم رشد تجارت الکترونیک رابراساس بهبوداستفاده از سیستم بورس الکترونیک از بین ببرند . در نتیجه پژوهش صورت گرفته از این لحاظ دارای اهداف کاربردی است . ۱-۵) بیان متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی : شکل ۱-۱مدل مفهومی تحقیق رانمایش می دهد.که پایه تحقیق حاضر قرارگرفته است.این تحقیق به آزمایش یک مدل در استفاده از مشتریان مبادله الکترونیکی سهام است که تحت تاثیر درک مشتریان از هر دو امنیت واعتماداست.امنیت واعتماد درک شده مشتریان در مدل تحقیقی با این فرضیه به تکامل می رسد که هر دو امنیت واعتماد موارد مهمی برای مشتریان در طی یک بورس الکترونیکی می باشد.اگر امنیت براساس برنامه ریزی استراتژیک وزیر ساختهای امنیتی پشتیبانی نشود می تواند آسیبهای زیادی به بسیاری از جنبه های شرکت بزند .امنیت ضعیف می تواند استفاده آنها از سیستم را تضعیف کند(ادوارد کنراد[۱۰]وهمکاران) اصول فنی ،وکنترل امنیت اطلاعات عوامل اصلی برای درک مشتریان از امنیت واعتماد در استفاده از سیستم بورس الکترونیکی است. استفاده از سیستم بورس الکترونیکی امنیت درک شده موجود اعتماد درک شده کنترل امنیت اطلاعات اصول فنی شکل ۱-۱ مدل مفهومی ۱-۶) فرضیه های تحقیق ۱-۶-۱) فرضیه امنیت درک شده از مبادله الکترونیکی سهام: در توسعه تجارت الکترونیکی،امنیت همواره هسته ومسئله کلیدی بوده است .(یانگ دینگ وهمکاران ۲۰۱۲).امنیت یک ضرورت در یک معامله تجارت الکترونیکی است (یاسین شازیه۲۰۱۲).امنیت دارای ۳مفهوم اصلی است :محرمانگی،یکپارچگی ،ودردسترس بودن (رزکلگنی ۲۰۰۵).اگر سطح امنیت درک شده در یک تبادل الکترونیکی سهام بسیارپایین باشد.مشتریان احتمالادرتبادل شرکت نمی کنند تازمانی که راه حل هایی برای از بین بردن ترس آنها بوجود بیاید.(تسیاکیس،۲۰۱۲) درشبکه عبارت است از رازداری وامانت داری ،یکپارچگی ودر نهایت دردسترس بودن . این سه عامل (CIA)اصول اساسی امنیت اطلاعات در شبکه ویا بیرون آن راتشکیل می دهند تا بارعایت آنها ،همه اسباب لازم برای امنیت شبکه برقرارشود . محرمانگی :جلوگیری از دسترسی غیر مجاز وفاقد صلاحیت به اطلاعات را محرمانگی گویند . این اصل به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران از مهمترین جنبه های امنیتی برای سازمان های نظامی ودولتی است . رمز نگاری یکی از مناسب ترین روشها برای حفظ محرمانگی اطلاعات است . صحت : حفاظت ازدادهها واطلاعات در مقابل تغییرات غیر مجاز وعمدی را صحت یا جامعیت اطلاعات گویند . اگرچه سیستم های امنیتی نمی توانند به تنهایی درستی داده های ورودی توسط کاربران سیستم را ارزیابی کنند ولی می توانند در انجام تغییرات درخواستی روی داده ها کمک کنند . (سمنانی ، ۱۳۹۱، ص۵۸). در دسترس بودن :قابلیت استفاده همیشگی ومداوم سیستم های رایانه ای توسط کاربران مجاز را دسترس بودن گویند . نفی خدمت معمولا رایج ترین حملاتی است که برای از کار اندازی سیستم ها وتوقف سرویس دهی آنها صورت می گیرد . (زمانی ، ۱۳۸۴ ، ص۱۰ ). لیکن با توجه به حذف عامل انسانی در کارگزاری ها وبازارهای الکترونیک ، ناامنی ها افزایش می یابد . البته پیشرفت چشمگیر در تجارت الکترونیک وافزایش حجم فروشها ی اینترنتی طی سالهای گذشته تا اندازه زیادی از این نگرانی ها کاسته است . (شهر آبادی ، ۱۳۹۰ ، ص۱۹ ). .براساس نظرات وبررسی هایی که دیگران انجام داده اندمی توان دو فرضیه رادر مورد نقش امنیت درک شده وارتباط آن دررابطه با اعتماد درک شده مشتری واستفاده از سیستم بورس الکترونیکی درنظر گرفت : فرضیه۱- امنیت درک شده درمبادله الکترونیکی سهام تاثیر مثبت و معناداری بااعتماد درک شده مشتریان بورس الکترونیکی دارد. فرضیه۲- امنیت درک شده درمبادله الکترونیکی سهام تاثیر مثبت ومعناداری بااستفاده مشتریان از بورس الکترونیکی دارد. ۱-۶-۲ ) فرضیه اعتماد درک شده از مبادله الکترونیکی سهام: برخی مطالعات پیشنهاد می کنندکه اعتماد مهمتر از امنیت می باشد.بدون اعتمادمشتری،برای یک مبادله الکترونیکی سهام کسب استفاده گسترده بی نهایت مشکل است.اعتماد درک شده مشتریان به این شکل تعریف می شودکه مبادلات الکترونیک براساس انتظاراتشان پردازش خواهد شد(مالات[۱۱] ،۲۰۰۷).سرمایه گذاران می توانند یک تصمیم منطقی براساس شناخت پاداشهای ممکن برای اعتماد وعدم اعتماد اتخاذ کنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲-۲٫ مقابله از دیگر صنایع ادبی در شعر وطنی «بردونی» مقابله است. مقابله عبارت است از اینکه دو یا چند معنای هماهنگ و متناسب آورده شود، پس به ترتیب معنی مقابل آنها آورده شود.[۲۱۱] «تازیانههای رنج و عذاب را بر بالای سر ما مانند گذر کردن مگس بر روی پوست گذر کردند، (خیلیما را شکنجه دادند) پس دیگر ،هرگز در برابر استعمارگران غاصب سرفرود نمیآوریم و تسلیم این افراد بدبخت و بیچاره نمیشویم با وجود قید و بندها و وعدههای فریبندهای که به ما میدهند به راه خود ادامه خواهیم داد (مبارزه میکنیم). زمان آن رسیده که ظلم و ستم به کنار رود و عدالت جایگزین آن گردد ما به مردم جنوب یمن وعده پیروزی دادهایم».
و مرّت علینا سیاطُ العذابِ فلن نخضعَ الیوم الغاصبین سنمشی سنمشی برغمِ القیودِ فقد آن للجورِ أن ینتهی وعدنا الجنوب بیوم الجلاء |
|
مرورَ الذبابِ علی الجلدِ و لمْ نستکینْ للعنا الأنکدِ و رغم وعودِ الخداعِ الردی و قد آن للعدلِ أن یبتدی و یومُ الفد غایه الموعد[۲۱۲] |
۳-۲-۳٫طباق طباق یا تضاد عبارت است از گردآمدن دو کلمه متضاد یا دو معنای متقابل در یک عبارت.[۲۱۳] این صنعت نشان دهنده ذوق ادبی و توانایی شاعر در به کارگیری کلمات مناسب است و خواننده را دچار نوعی شگفتی میکند. «بردونی» در قصیده «عتاب و وعید» با بهره گرفتن از این صنعت از شیوه حکومتداری یکی از رهبران حکومتش انتقاد کرده؛ ظلم و ستم و بیعدالتیهای وی را به تصویر کشیده است و به وی پیغام داده که نسلهای بعدی به خاطر این رفتارهایش وی را مورد نفرین و لعنت قرار میدهند.
لماذا لیَّ الجوعُ و التصفُ لک؟ و أغرسُ حقلی فتنجیه أنـ لماذا تسوُدُ علی شقوتی؟ ففی أضلعی، فی دمی غضبهٌ غداًسوف تلعنُکَ الذکریاتُ |
|
یُناشدنی الجوعُ أَن أسألک تَ، و تُسکرُ من عَرقی منجلک أجب عن سؤالی و اِن أخجلَک إذا عصفتْ أطفأت مشعلَک و یلعنُ ماضیکَ مستقبلَک[۲۱۴] |
۴- مضامین اشعار وطنی ۴-۱٫آزادی آزادی وضعیتی است که در آن، انسان فرمانبر خواستههای خودکامانه و بیپایان هیچ مرجعی اعم از دولت، کارفرما، خویشان و افراد دیگر نباشد … آزادی منوط به نظمی اجتماعی است که در آن قدرتهای بزرگ دولتی یا غیر دولتی در چارچوب محدودیتهای از پیش تعیین شده باشند. وضع قوانین وکارعادلانه نمونهای از کوششهایی است که بر کارفرمایان محدودیتهایی را تحمیل میکند و دولت مانعی بر سر راه آزادی باشد.[۲۱۵] منظور از آزادی سیاسی این است که امت منشأ قدرت باشد، مهمترین حق امت این است که افرادش به طور مستقیم یا از طریق نمایندگان خود، حق انتخاب، نظارت و ارزیابی کارهای حاکم را داشته باشند.[۲۱۶] یا اینکه مجموعه امتیازاتی است که اهالی کشور برای مشارکت در حیات سیاسی جامعه بدان نیاز دارند این امتیازات به صورت حقوق مدنی (حق رأی و داوطلبی) حق عضویت در احزاب سیاسی و حقوق سیاسی (آزادی رقابت اندیشهها و تعیین زمامدار) نمایان میشود.[۲۱۷]
 محوریترین موضوعی که «عبدالله بردونی» در اشعار وطنی بدان پرداخته، مفهوم آزادی است. با توجه به افکار متجددانه شاعر، آزادیخواهی یکی از مفاهیمی است که در عصر وی رایج بوده و تحت تأثیر ظلم و ستم و خفقان حاکم بر کشورش، ندای آزادی را در کشورش انعکاس داده است. یکی از درون مایههای ادبیات عرب در عصر حاضر، آزادی است و شاعران معاصر عرب به این مفهوم پرداختهاند. «عبدالله بردونی» از جمله شاعرانی است که در اشعار ملی ـ میهنیاش ندای آزادی سر داده و در قصیده «فی طریق الفجر» در این مضمون میگوید: «ما مردمانی هستیم که زیر بار ظلم و ستم نمیرویم ودر مقابلش سکوت نمیکنیم، زیرا سکوت برای مرده است و زندگی ما آن را بر نمیتابد … ما چه کسی هستیم؟ ما تاریخ اندیشه هستیم. واز آن سرزمینی که یک زمانی مهد تمدن و در کسب بزرگیها و افتخارات صاحب امتیاز و اصالت بوده است،می باشیم و وهم و خیال آن به سوی هر عظمت و شکوهی سبقت گرفته و از جانب مردم یمن قبل از آغاز خلقتش پایان یافته است .. او به هموطنانش بشارت میدهد که شاد باشید، زیرا سپیده دم پیروی بازگشته در حالی که سندی از خون ما رابرای گنشجکان روایت می کند».
لنْ نُطیقَ السکوتَ فالصمتُ للْمیْـ نحنُ من نحنُ؟ نحنُ تاریخُ فکرٍ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳-۲)
که در آن است. نکته جالب توجه این است که هیچ مؤلفه ای از حالت اتم ساده در این اندرکنش ها ظاهر نمی شود. به این فرم ویژه کت های سیستم اتم – میدان ( که یکی کت با حالت میانی با برهم کنش دو قطبی الکتریکی و دیگری حالت است که جدا از هم هستند) حالت تاریک۱ یا تله اندازی شده گویند. این حالت تاریک از حالت برانگیخته مجزا است چرا که دامنه احتمال گذار الکترونیکی با دامنه احتمال گذار تداخل ویرانگر دارد. وقتی یک الکترون در حالت تاریک به دام افتاده است و نمی تواند به حالت بر انگیخته شود ، باعث می شود محیط برای میدان های اپتیکی شفاف شود.
 .Dark state1 اگر اندازه میدان های اتصالی ( پالس های لیزری ) و به طور تعادلی نسبت به هم تنظیم شوند، علامت منفی در برهم نهی همدوس حالت های و که حالت را نتیجه می دهند، تضمین خواهد کرد که ممان دو قطبی متناظر از بین خواهد رفت و نا پدید خواهد شد. بنابراین، دو جمله ای که باهم جمع می شوند تا دامنه گذار بین و را نتیجه دهند مشابه هم بوده ودارای اندازه معکوس هستند، بنابراین کل دامنه از بین خواهد رفت. حالت اغلب به حالت غیر اتصالی اشاره دارد به طوری که حالت در اتصال با میدان های الکترومغناطیسی باقی می ماند. با فرض اینکه برهم نهی حالت کل جمعیت سیستم از طریق پمپاژ اپتیکی اعمالی نتیجه خواهد داد. نکته جالب اینکه گسیل خودبه خودی از حالت ، را جمعیت دار خواهد کرد اما هیچ فرایند جذبی از به جهت جمعیت دار کردن آن وجود ندارد. در طرح معمولی که در آن ، هر دو قدرت جفت کننده دارای بزرگی قابل مقایسه ای هستند، ضمن اینکه میدان ها نیز جهت رسیدن به وضعیت اشباع گذار دو فوتونی به اندازه کافی قوی می باشند. در واقع در این شرط ضرورتاً لازم نیست که میدان ها کافی باشند تا گذار های تک فوتونی و را اشباع کنند چرا که تحت شرایط تشدید دو فوتونی، حالت می تواند به صورت بی دررو حذف شود و بنابراین به ملاحظات مرتبط با جفت شدگی بین اتم ها و میدان ها وارد نمی شود. در سیستم ، اثرات تداخلی از هر دو میدان جفت کننده نشأت می گیرد چرا که آن ها دارای قدرت و شدت قابل مقایسه ای هستند. چنانچه یکی از میدان ها ( مثلاً میدان ) قوی باشد به طوری که داشته باشیم ،در این صورت فقط اثرات تداخلی ناشی از فرایند های انجام گرفته از میدان مهم و تأثیر گذار خواهد بود. این حالت یک وضعیتی است که در طرح های مطرح است و این ارتباط نزدیک بین و مورد بررسی قرار گرفته است که در فصول بعدی این پایان نامه خواهیم دید]۶[. به طور معمول در طرح ، حالت های و زیر تراز های فوق ریز یا همان زیمن حالت پایه هستند و بنابراین هر دو حالت به طور خود به خودی در ابتدا اشغال شده اند. به عبارتی از ابتدا جمعیت دار شده اند. در مقابل در بسیاری از طرح های ، حالت یک حالت برانگیخته است و هیچ جمعیتی ( تراز اشغال شده ای ) در هیچ زمانی در طی فرایند ندارد. برخلاف مورد ، که مقیاس زمانی برای تله اندازی جمعیت در حالت دارای چندین طول عمر تابشی است، در مورد ،این اثر درون یک اتم تنها در مدت زمانی از مرتبه برقرار می شود که به طور معمول خیلی سریع تر از است. مقایسه با طرح های گذار جمعیت به طور بی دررو و همدوس ( استیرپ ) نیز نشان می دهد که وضعیت معادل با مراحل اولیه در فرایند گذار جمعیت است، موقعی که به طور خودبه خودی شمارنده پالس های لیزری شرط اساسی را ارضا کنند. تداخل کوانتومی مرتبط با از دو قسمت اساسی ناشی می شود: یکی از دامنه گذار بین حالت های و و دیگری یک جمله ناشی از میدان تشدیدی و دامنه افزوده شده ناشی از حضور میدان . این جمله اضافه شونده یک علامت منفی نسبت به اولی دارد و از این رو در یک وضعیت ایده آل جمله اول را به طور کامل حذف خواهد کرد. در مورد ، از آن جایی که میدان لیزری بزرگ است ( در آزمایش های میدان معمولاً میدان اتصالی نامیده می شود و با نشان داه می شود، همچنین یک میدان لیزری ضعیف پروب است که با نشان داده می شود. ) منطقی است که اساس حالت پوشیده ۱ را برای آنالیز و تجزیه و تحلیل این سیستم انتخاب کنیم. بر اساس این حالت، حالت های بالاتر یک برهم نهی همدوس تشکیل می دهند که برای یک اتصال تشدیدی به فرم زیر خواهد بود : (۳-۳)
(۳-۴)
دامنه گذار در فرکانس تشدیدی ( غیر پوشیده ) از حالت پایه به حالت های پوشیده۱، به صورت مجموع مشارکت ها به حالت های و خواهد بود. اگر حالت ناپایدار باشد، در این صورت سهم های مربوط به گذار حذف می شود چرا که آن ها با علامت مخاف وارد جمع خواهند شد. ارتباط بین معادلات (۲-۱) –(۲-۲) و حالت های اتصالی و غیر اتصالی معادلات (۲-۳) . (۲-۴) می تواند به آسانی دیده شود. حالت های و ( یعنی حالت های و در معادلات (۲-۱) و (۲-۲) ) در حالت تشدید دو فوتونی ( رامان ) به حالت های ساده اتمی توسط حالت های زیر مرتبط می شوند:
(۳-۵) (۳-۶)
و یا به عبارت دیگر ما می توانیم حالت های اتمی ساده را بر حسب عبارت های و تعریف کنیم. Dressed state .۱ بنابراین برای مثال حالت ( حالت پایه اتم ) می تواند به صورت زیر نوشته شود: (۳-۷)
برای حالت از معادله (۲-۷) واضح است که حالت تقریباً معادل و هم ارز حالت خواهد بود و بنابراین ( برای رزونانس و تشدید دو فوتونی و یک حالت پایدار ) جذب از بین خواهد رفت . متناوباً اگر فرایند در پایه حالت ساده اتمی ( به جای حالت های پوشیده ) بررسی شود، حالت های به اصطلاح همدوس را می توان به عنوان کمیت های مربوط به تداخل در نظر گرفت.
شکل۳-۲ طرح حالت پوشیده برای پدیده . حالت های پوشیده در اینجا با کت های و نشان داده می شود تداخل ویرانگر بین دامنه های جذب پروب ناشی از این دو حالت پوشیده منجر به می شود. از دید نیمه کلاسیکی این همدوسی ها را می توان در ارتباط با دو قطبی های الکتریکی نوسانی میدان های اتصالی اعمالی بین جفت حالت های کوانتومی سیستم، به عنوان مثال تلقی کرد. برانگیختگی قوی این دو قطبی ها زمانی اتفاق می افتد که میدان های الکترومغناطیسی نزدیک به تشدید، با یک گذار دو قطبی الکتریکی بین دو حالت به کار روند. البته در حالت کلی این همدوسی ها با عناصر غیر قطری ماتریس چگالی مشخص می شوند که توسط ترکیبات دو سویه دامنه های احتمال مربوط به دو حالت کوانتومی سیستم به دست می آید. عناصر غیر قطری ماتریس چگالی یک نقش اساسی در تحول و تکامل یک اتم متصل به میدان های الکترومغناطیسی ایفا می کنند. بنابراین بسیاری از محاسبات اثرات همدوسی اتمی و اثر در سیستم های سه ترازی برحسب عبارت های ماتریس چگالی بسط داده می شوند. شفافیت القا شده الکترومغناطیسی ( ) نتیجه تداخل کوانتومی میان گذار های چند گانه یک حالت الکترونیکی نهایی منفرد است. برای دست یابی به این تداخل کوانتومی ، حالت های الکترونیکی اولیه بایستی به طور متقابل همدوس باشند. ( به عبارتی محیط به طور همدوس آماده شود). در این فصل تعریف ریاضیاتی جامعی از و معادلات اپتیکی بلوخ را در سیستم های مختلف فراهم می کنیم. محاسبات یک پیشینه ساده ، مکانیسم حاکم بر را شرح می دهد و یک نقطه ارجاع ارزشمندی را قبل از شروع یک بحث نظری جامعی از ایجاد می کند. اگرچه برای به دست آوردن همدوسی اتمی مورد نیاز مکانیسم های دیگری همچون گذاربی درروی سریع تحریکی رامان وجود دارد. رایج ترین مکانیسم به دست آوردن است. در فصل های بعدی هر دو پدیده را در یک سیستم پنج ترازی خواهیم دید. در مقایسه دو فرایند اپتیک کوانتومی استیرپ و می توان گفت: در هر دو اثر، از میدان های لیزری استفاده می شود، و این میدان ها دارای فرکانس های رابی متناظر هستند. در هر دو، تله اندازی جمعیت همدوس و حالت های تاریک اساس لازم برای انتقال جمعیت هستند. در هر دو پدیده، انتقال جمعیت و حالت های تشدید دو فوتونی مطرح است. پالس لیزری پمپ در هردو به گذار های اتمی اعمال می شود. دو تفاوت عمده میان استیرپ و شفافیت القا شده ی الکترومغناطیسی وجود دارد : در استیرپ میدان لیزری استوکس در ابتدا اعمال می شود حال آن که در ابتدا پالس لیزری پروب برای تحریک گذار اتمی به کار برده می شود. تفاوت اساسی این است که در فرایند استیرپ گسیل خود به خودی از تراز برانگیخته وجود ندارد اما در شفافیت القا شده به واسطه گسیل خود به خودی از تراز حالت جمعیت دار می شود. البته هیچ فرایند جذبی از حالت به تراز جهت جمعیت دار کردن آن وجود ندارد. ۳-۴ با معادلات برداری بلوخ در تحلیل پدیده ، دو روش در نظر گرفته می شود. یکی روش اختلالی و دیگری روش برداری بلوخ. با هر جوابی توان پذیرفتاری های محیط را به دست آورد. اما با توجه به اینکه راه حل اختلالی برای انحرافات تک فوتونی بزرگ و میدان های پمپی نسبتاً بزرگ نقض می شود، ودر یکی از میدان ها بزرگ است، از این رو اکثراً روش برداری بلوخ مورد بررسی قرار می گیرد. این روش نسبت به روش اختلالی چندین مزیت دارد. اولاً راه حل برداری بلوخ هیچ فرضی درباره ی قوی بودن نسبی میدان های جفت کننده و پمپی ندارد. ثانیاً ، برای نامیزانی فرکانسی تک فوتونی بزرگ مقدار آن دقیق تر است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
غیرمستقیم
نیمه مستقیم
یکنواخت
نیمه مستقیم
مستقیم
b 2 ≥ a
b 3 ≥ a n5/1≥ a
n5/1≥ a
b 3 ≥ a
n4/0≥ a ملتهب نقطه ای n7/0 ≥ a ملتهب خطی N5/1 ≥ a فلورسنت
(منبع : قاضی زاده، ۱۳۷۳) در جدول (a) فاصله بین مراکز نوری (b) فاصله این منابع از سقف (h) منابع نوری تا سطح مفید کاری از آنجا که در فضاهای آموزشی اغلب ترکیبی از نور طبیعی و مصنوعی استفاده می شود بهتر است از چراغهای فلورسنت با توزیع نوری بین مستقیم (با صفحات مشبک) تا یکنواخت یا مختلط استفاده می شود ترکیبی از دو سیستم روشنایی ملتهب و فلورسنت برای فضاهای مورداستفاده در شب پیشنهاد می شود. در آسایش محیطی عوامل اقلیمی موثر است که به توضیح آنها پرداخته خواهد شد. (قاضی زاده، ۱۳۷۲)
 ۲-۹- مکان یابی و شرایط انتخاب زمین معیارهای کلی استقرار کاربری آموزشی به عنوان یکی از کاربری های عمده عبارتند از : ۲-۹-۱- سازگاری سازگاری به منظور هماهنگی و همخوانی بین فعالیت های شهری و فرم و عملکرد واحد آموزشی می باشد. ۲-۹-۱-۱- سازگاری موقعیت مکانی در سازگاری موقعیت مکانی باید فرم خاص معماری فضای آموزشی و تمهیدات شهرسازانه توجه شود. بکارگیری بهداشت مدارس جهت جلوگیری از آسیب های جسمی و روحس و ایجاد محیط سالم و دستورالعمل هایی اجرایی ارائه شده که شامل جلوگیری از ایجاد آلودگی صوتی که مهمترین آلاینده های صوتی عبارتند از : بزرگراه، فرودگاه ها، مسیر راه آهن، مراکز تجاری پر رفت و آمد،. . . . حداکثر میزان صدای قابل قبول برای کلاس درس ۴۵ دسی بل است. علاوه بر آلودکی صوتی نوع دیگری آلودگی هواست، که اصلی ترین عامل آلودگی هوا را بخش صنایع و حمل و نقل را می توان نام برد. برحسب میزان ایجاد آلودگی، صنایع طبقه بندی می شود : - فاصله فضای آموزشی با صنایع با آلودگی زیاد ۱۰۰۰-۵۰۰ متر - فاصله فضای آموزشی با صنایع با آلودگی متوسط ۵۰۰- ۳۰۰ متر - فاصله فضای آموزشی با صنایع آلودگی کننده حداقل ۵۰ متر. سایر آلاینده های محیطی شامل: فضلاب های شهری، کشتارگاه ها، مراکز بهداشتی، درمانی و گورستان ها… ۲-۹-۱-۲- کاربری های سازگار – ناسازگاری موقعیت مکانی کاربری های سازگار به کاربری هایی که همجوار آنها به کاربری آموزشی نه تنها سازگار بلکه ضروری است. مانند کاربری مسکونی بخصوص در مقاطع راهنمایی و ابتدایی و کاربری های فرهنگی شامل کتابخانهها، مساجد، تکایا و. . . . چون نزدیکی نسبتاً زیادی با کاربری آموزشی دارند بخصوص در مقطع دبیرستان و راهنمایی جزء واحدهای سازگار به حساب می آیند. کاربری فضای سبز به جهت سالم سازی هوا، جلوگیری از آلودگی و انتقال آن به واحد آموزشی و ایجاد آرامش و بسیاری از موارد دیگر جزء کاربری های سازگار محسوب می شوند. کلیه آلاینده های صوتی و هوا و محیطی جزء کاربری های ناسازگار به حساب می آیند و کاربری های بهداشتی شبکه ارتباطی، تاسیسات شهری و کاربری هایی مانند آتش نشانی، مراکز پلیس، نیروی انتظامی، باید در فاصله ای مناسب از کاربری آموزشی قرار گیرند. ۲-۹-۲- مطلوبیت مطلوبیت فضای آموزشی در گرو شناخت نوع فعالیت، عملکرد، نیازمندی ها، کنش، واکنش هایی است که کاربری آموزش با دیگر کاربری ها پدید می آورد. در این بخش استقرار واحدهای آموزشی با توجه به شرایط محیطی، شعاع دسترسی انطباق با طرح های شهری، دسترسی ها، تاسیسات و تجهیزات شهری انجام می شود. که به تجزیه و تحلیل مهمترین عامل یعنی شرایط محیطی پرداخته می شود. ۲-۹-۲-۱- شرایط محیطی شرایط محیطی عبارتند از : اوضاع طبیعی، شرایط اقلیمی، آب و هوای، ویژگی های زمین شناسی. - اوضاع طبیعی ناهمواری های سطح زمین شامل پستی و بلندی ها و شیب های تند و ناهمواری های زیاد مانع از استفاده کلیه سطوح برای کاربری ها می گردد. یک مکان فضای آموزشی باید به نحوه انتخاب گردد که از کمترین شیب و ناهمواری برخوردار بوده باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل(۱۴)-نمایش اعداد گوسی- ضابطه تابع گوسی ۸۷ شکل (۱۵)-سیستم استدلال فازی ممدانی با سه متغیر ورودی و یک متغیر خروجی ۸۸ شکل(۱۶)-نمودار سیستم های استنتاج طراحی شده ۹۰ شکل(۱۷)- مرکز ثقل ۹۱ شکل(۱۸)- میانگین مراکز ۹۲ شکل(۱۹)-ماکزیمم عضویت ۹۲ شکل (۲۰)-توابع عضویت متناظر ورودیهای سه سطح ۱۰۲ شکل (۲۱)-توابع عضویت متناظر خروجیهای سه سطح ۱۰۳ شکل (۲۲) سیستم استنتاجی زیربعد آمادگی آگاهی سرویسگرایی ۱۰۳ شکل (۲۳)-خروجی حاصل از قوانین زیربعد آمادگی آگاهی سرویسگرایی ۱۰۹ شکل (۲۴)-سطح خروجی زیربعد آمادگی مدیریت سازمانی ۱۰۹ فصل اول کلیات تحقیق ۱-۱- مقدمه هر مجموعه، سازمان و ارگان برای حفظ موجودیت و پیشبرد اهداف خود در فضای رقابتی امروز، نیازمند انطباق با شرایط موجود و بنابراین ناگزیر از ایجاد تغییرات مداوم در خود است. این تغییرات باعث میشود تا سازمان یا مجموعه به طور مداوم پیچیدهتر شود. در این جا است که نقش فن آوری اطلاعات پررنگتر میشود زیرا بدون استفاده از آن هزینه و زمان بسیار زیادی مورد نیاز خواهد بود که صرف آن غیرممکن می کند و در صورت ممکن بودن نیز، مشکلات بسیاری در راستای انجام کارها و دستیابی به اهداف سازمان ایجاد میکند. رشد روزافزون تغییرات در سازمانها از یک سو و نیاز شدید به بهرهگیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آنها از سوی دیگر، ایجاب میکند که تا حد ممکن این دو (اعمال تغییرات در سازمان و تغییر متناسب با آنها در عملکرد و ساختارهای فناوری اطلاعات و زیرساختهای سختافزاری، نرمافزاری و اطلاعاتی سازمان) با هم هماهنگ باشند. این امر به معنای آن است که بتوانیم در انتقال تغییرات از فرایندها، دادهها و سایر موارد سازمان به برنامهها و سایر مقولات مربوط به IT انعطاف ایجاد کنیم. یکی از مهمترین رویکردهایی که این هدف را دنبال میکند، رویکرد معماری سرویسگرا [۱]است.
 برای معماری سرویسگرا تعاریف مختلفی بیانشده است از جمله: چارچوبی برای یکپارچهسازی فرآیندهای حرفه و پشتیبانی آنها توسط فناوری اطلاعات با کمک مؤلفههای استاندارد و امن تحت عنوان سرویس که قابلیت استفاده مجدد و اتصال به یکدیگر جهت پوشش تغییرات حرفه را دارا میباشند. معماری سرویسگرا شامل سیاستها، تجارب و چارچوبهایی است که کارکردهای سیستمی را قادر میسازد به صورت مجموعهای از سرویسهای توزیعشده در اندازههای مورد نظر سازمان تعریف شوند. چارچوبی وسیع و استاندارد که سرویسها در آن ساخته، مستقر و مدیریت میشوند و هدفش افزایش چابکی زیرساختهای فناوری اطلاعات در جهت واکنش سریع به تغییرات در نیازهای کسب و کار میباشد. روشی برای طراحی و پیادهسازی نرمافزارهای گسترده سازمانی به وسیله ارتباط بین سرویسهایی که دارای خواص اتصال سست و قابل استفاده مجدد هستند. سبکی از معماری است که از اتصال سست سرویسها جهت انعطافپذیری و تعامل پذیری حرفه و به صورت مستقل از فناوری پشتیبانی میکند و از ترکیب مجموعه سرویسهای مبتنی بر حرفه تشکیل شده که این سرویسها انعطافپذیری و پیکربندی پویا را برای فرآیندها محقق میکنند. انگیزه اصلی و مهمترین دستاورد از ایجاد معماری سرویس گرا، نیاز به افزایش انعطافپذیری و سرعت و چابکی فناوری اطلاعات در قبال نیاز به تغییر در سازمان و به تبع آن تغییر در ساختار IT سازمان است. در سازمانی که بتواند به اهداف فوق برسد، فرایندها و سرویسها کاملاً انعطافپذیر بوده و میتوانند بر اساس نیاز متخصصان کسب و کار و بدون نیاز به پرسنل فنی به سرعت ایجاد و پیکربندی شوند. این تصویر از سازمان چابک با نیازهای رو به رشد محیطهای متغیر کاری و با توجه به محدودیتهای زیرساختهای فنی و سازمانی وفق دارد. با وجود آن که نیاز به تغییرات سریع و مداوم بسیار زیاد است، اما ممکن است برای این تغییرات موانع فنی و سازمانی ایجاد شود زیرا ممکن است ایجاد زیرساختهای مورد نیاز بسیار زمانگیرتر از آن باشد که نیاز فعلی را برآورده کند و یا به منابع بیشتری نیاز داشته و هزینههای سنگینی را بر سازمان تحمیل کند و بنابراین برای رسیدن به هدف انعطاف و سرعت، لازم است زیرساختهای فنی و کاری را طوری با بهرهگیری از یک معماری مناسب مثل معماری سرویسگرا بسازیم که حداکثر انعطاف ممکن را تضمین کند و رسیدن به هدف را ممکن سازد. از مزایای بهرهگیری از سرویسگرایی در سطح سازمان به طور کلی میتوان به موارد زیر اشاره کرد ۱- چابکی-۲ صرفهجویی در هزینهها ۳-قابلیت استفاده مجدد-۴ استقلال از تکنولوژی-۵ زیرساختهای کاری مؤثر-۶ فرایند مؤثرتر توسعه نرمافزار-۷ احتمال موفقیت بیشتر در ایجاد تغییرات-۸ امکان گرفتن بازخوردهای مناسب و اطلاعات مورد نیاز در سطوح مختلف از ذینفعان ۹- کاهش قابل توجه ریسک ۱۰- یکپارچگی آسان با شرکاء داخلی و خارجی ۱۱- اتصال بین کسب و کار و فناوری اطلاعات. شاید بتوان گفت که بیشتر مواردی که در بالا به آنها اشاره شد ناشی از تجزیه صحیح و مناسب مسائل مهم و مورد توجه در سازمان است زیرا این امر موجب میشود پروژههای IT کوچکتری تعریف شوند و بنابراین ریسک آنها کم شده و احتمال موفقیت آنها بسیار بالاتر میرود. از سوی دیگر استقلال این بخشهای کوچکتر از یکدیگر از ویژگیهای مهم تعریف سرویسها است که در صورت تشخیص صحیح، موجب افزایش انعطاف و سرعت در تغییرات در سازمان و ایجاد قابلیت استفاده مجدد بالا و نیز صرفهجویی در هزینهها از طریق استفاده از منابع موجود و قابل استفاده میباشد. از طرفی هدف معماری سازمانی شناخت جنبههای مختلف سازمان در سطوح مختلف مانند سطح حرفه، سطح طراحی مفهومی، سطح طراحی منطقی و فیزیکی و … است؛ بنابراین با تدوین معماری سازمانی میتوان سازمان را در وجوه مختلف اهمیت آن مورد بازشناسی قرار داد. اگر بتوان معماری سازمانی را به طور سرویسگرا تعیین و تدوین کرد، میتوان با بهرهگیری از مزایای سرویسگرایی به اهداف معماری سازمانی رسید. از آن جا که هر گونه تصمیمگیری و سیاستگذاری در جهت رشد و توسعه سازمان در استفاده از معماریهای گوناگون از جمله معماری سرویسگرا، مستلزم آگاهی از سطح آمادگی فعلی سازمانها میباشد، اینجاست که فعالیتهای ارزیابی نقشی مهم برای تصمیمگیرندگان ایفا میکنند، در نتیجه نیازمند یک مدل ارزیابی برای آگاهی از میزان آمادگی در سازمانها در حرکت به سمت پیادهسازی معماری سرویسگرا میباشیم؛ از طرفی معمولاً تصمیمات سازمانی در محیطی غیرقطعی، مبهم و فازی، با معیارهایی ناواضح و مبهم، اطلاعات ناکافی و …اتخاذ میشود، اگر عدم اطمینان (فازی بودن) در تصمیمگیریهای انسان در نظر گرفته نشود، نتایج میتواند گمراه کننده باشد. بر خلاف روشهای پارامتری مرسوم، منطق فازی از نیاز به مدلسازی ریاضی محض و فروض توزیعی مربوطه اجتناب میکند در نتیجه در بسیاری از تحلیلهای تجربی در زمینههای سازمانی از نظریه مجموعههای فازی و مدلهای منطق فازی در راستای ارتقا، بهبود نتایج، دقت ارزیابی و کارائی فرایندهای ارزیابی استفاده میشود. منطق فازی توصیفات زبان طبیعی سیاستهای تصمیمگیری را به الگوریتمی که از یک مدل ریاضی استفاده میکند، ترجمه می کند. اینچنین مدلی شامل فازیسازی، استدلال و فازیزدایی است. در این تحقیق برای هر یک از حوزههای ارزیابی آمادگی سازمان، ارزیابی کمی و کیفی مورد نیاز در پذیرش معماری سرویسگرا بیان میشود. شاخصها به شکلی تعریف میشوند که کل سازمان مورد بررسی را تحت پوشش قرار داده و وضعیتی شفاف و روشن از معماری سرویسگرا و زیرحوزههای آن را مشخص می کند و با تکیه بر عوامل کلیدی موفقیت در پیادهسازی معماری سرویسگرا و استفاده از اصول و راهکارهای منطق فازی، مدلی به منظور ارزیابی آمادگی سازمان در پذیرش معماری سرویس گرا ارائه شود. ۱-۲- توجیه ضرورت انجام طرح هر پروژهای قبل از اجرا باید از منظرهای مختلف از جمله مالی، زمانی، نیروی انسانی، فنی و … مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف از تحقیق ارائه شده کسب اطمینان از قابلیتهای سازمانی برای رسیدن به نتایج دلخواه میباشد تا بتوان نسبت به انجام پروژه یا عدم انجام آن تصمیمگیری کرد؛ بنابراین درک صحیح از میزان آمادگی، برای جهتگیری درست تلاشها و تدوین استراتژیهای متناسب بسیار حائز اهمیت بوده و به عنوان یک عامل کلیدی موفقیت برای پیادهسازی این سیستم ها مطرح میباشد، در این راستا ضروری است که سازمانها نیز قبل از هر اقدام برای پیادهسازی سیستمهای سرویسگرا و معماری آن، به ارزیابی و امکانسنجی پیادهسازی این سیستم بپردازند تا در صورت تصمیم در پیادهسازی پروژه مورد نظر، اجرای آن مطابق واقعیتها و محدودیتهای سازمان صورت گیرد و حتیالامکان به نتایج مورد نظر نزدیک باشد. بر این اساس در پروژه حاضر، پس از مرور و بررسی مبانی نظری مرتبط، مؤلفهها و شاخصهای تعیین میزان آمادگی سازمان اعم از کیفی و کمی برای پیادهسازی معماری سرویسگرا، استخراج و سپس مورد ارزیابی و تحلیل قرار خواهد گرفت. برآورد میزان آمادگی برای پیادهسازی سیستمهای سرویسگرا در هر سازمان متفاوت است لذا، انتخاب ابعاد و شاخصهای مناسب جهت ارزیابی آمادگی، بایستی با در نظر گرفتن ملاحظاتی خاص برای هر سازمان انجام شود. ۱-۳- سؤال تحقیق (هدف از اجرا) به منظور جلوگیری از صرف زمان و هزینه فراوان در سازمانهای ایرانی به منظور پیادهسازی معماری سرویسگرا که بر اثر توجه بیش از حد به یک عامل و عدم توجه کامل به سایر عوامل سازمانی ممکن است نهایتاً منجر به شکست پروژه پیادهسازی و بعضاً ورشکستگی سازمان شود، لازم است ابزار و روشهایی در اختیار مدیران و کارشناسان قرار گیرد تا قبل از به اجرا در آمدن آن، با دقت میزان آمادگی سازمان را مورد ارزیابی قرار دهند تا نتیجهبخش بودن و مثمر ثمر بودن آن را بررسی کنند. باید دقت داشت اجرای یک معماری نامناسب، نه تنها کمکی به تأمین اهداف سازمانی ننموده بلکه خود موجب خلل در فرآیندهای کسب و کار میشود. با بهکارگیری فعالانه ارزیابی، سازمانها میتوانند نقاط قوت برنامه معماری سازمانی خود را تقویت نموده و نیز حیطههای نیازمند بهبود را شناسایی و برنامههای خود را مطابق آنها تنظیم کنند، در نتیجه تاثیر مثبت معماری سازمانی در تصمیم گیریها برای سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات بیشتر خواهد شد. هدف عمده این تحقیق ارائه مدلی کلی با بهره گرفتن از منطق فازی به منظور معرفی عواملی است که از طریق آن میتوان میزان آمادگی یک سازمان را برای پیادهسازی معماری سرویس گرا ارزیابی نمود. سؤالات مطروحه در این تحقیق به شرح زیر میباشند: چه شاخصها و معیارهایی بر آمادگی سازمانها جهت پیادهسازی معماری سرویسگرا موثر است؟ هر یک از شاخصهای موثر بر آمادگی سازمان به چه میزان دارای اهمیت هستند؟ آمادگی سازمان جهت پیادهسازی معماری مورد نظر به چه میزان است؟ ۱-۴- مدل تحقیق استخراج شاخصها برای سنجش آمادگی سازمان جهت پیادهسازی معماری سرویس گرا بررسی عوامل مؤثر بر سطح آمادگی سازمانی طراحی مدل ارزیابی آمادگی سازمان با بهره گرفتن از منطق فازی نتیجهگیری و جمعبندی بررسی موردی سازمان ۱-۵-مفروضات مدل بیانی از طرحهای سازمان است. مدلهای ارزیابی تا کیدی بر ارزیابی آنچه که با ارزش است و بها دادن به آنچه که ارزیابی شده است، میباشد. ارزیابی آمادگی سازمان روشی است که با بهرهگیری از آن، ابعاد مختلف سازمان بررسی شده و آمادگی هر یک از اجزای سازمان برای پذیرش معماری مورد نظر سنجیده میشود. شاخص متغیری است که بیانگر و نشان دهنده شرایط موجود میباشد و بنابراین میتواند برای اندازه گیری تغییرات مورد استفاده قرار گیرد. معماری سرویسگرا نقش اتصال بین کسب و کار و فناوری اطلاعات را بر عهده دارد. منطق فازی نه تنها به عنوان متدولوژی کنترل؛ بلکه راهی برای پردازش داده ها، بر مبنای مجاز کردن عضویت گروهی کوچک به جای عضویت گروهی دسته ای ارائه میکند. منطق فازی معتقد است که ابهام در ماهیت علم است. بر خلاف نظریههای کلاسیک که معتقدند باید تقریبها را دقیقتر کرد تا بهرهوری افزایش یابد. ۱-۵-کلمات کلیدی فارسی: مدل، ارزیابی آمادگی، معماری سرویسگرا، شاخص، منطق فازی مدل بیانی از طرحهای سازمان است. مدلهای ارزیابی تا کیدی بر ارزیابی آنچه که با ارزش است و بها دادن به آنچه که ارزیابی شده است میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این مرحله در واقع مرحله قانونگذاری میباشد. قانونگذار با در نظر گرفتن شرایط خاص چه در ارتباط با مجرم یا حتی خود جرم، مجازات را فردی می کند. از همان ابتدا مشخص می کند که اگر افراد در شرایط خاص یا به وسایل خاص یا در مواقع خاص دست به ارتکاب جرم بزنند مجازات آنها با بقیه افراد متفاوت خواهد بود. قانونگذار در این مرحله از فردی کردن، از دو شیوه تبعیت نموده است که ما به شناسایی هر کدام از آنها در ارتباط با فردی کردن مجازاتها میپردازیم. اما در ابتدا به شناسایی موجباتی که قانونگذار را وادار به فردی کردن مجازاتها می کند؛ میپردازیم و سپس موضوع را تحت عنوان شیوههای تقنینی مجازاتها ادامه میدهیم. یک -موجبات فردی کردن تقنینی مجازاتها الف ـ به اعتبار خصوصیات فردی مجرم یا زیان دیده از جرم قانونگذار در مرحله تعیین مجازاتها، عوامل فردی مجرم را در نظر میگیرد. عواملی چون سن، جنس، میزان سلامت عقل، مذهب و با توجه به همه این امور، اقدام به تعیین مجازاتهای متفاوت با توجه به تفاوتهای فردی و میزان قدرت بدنی و مسئولیت کیفری میپردازد. عواملی چون شغل، وضع خاص متهم یا سابقه او، اقدامات یا کوششهای متهم پس از ارتکاب جرم، سمت، یا ماموریت دولتی یا غیره میتوانند انگیزه قانونگذار، در تعیین میزان جرائم واقع شوند یا در صورتیکه مجرم، جرمش را در شرایط اضطراری یا اجبار و اکراه انجام داده باشد قانونگذار با توجه به شرایط خاص، یا او را معاف از مجازات نموده یا در مجازات وی، تخفیف قائل میشود. ب: به اعتبار موقعیت و ابزار وقوع جرم قانونگذار، گاهی مواقع، مکان و زمان ارتکاب جرم یا آلات و ادواتی که در ارتکاب جرم به کار رفته را در تعیین میزان مجازات، تاثیر داده است. مانند ماده ۱۰۶ قانون مجازات اسلامی. (زنا در زمانهای متبرکه چون اعیاد مذهبی و رمضان و جمعه و مکانهای شریف چون مساجد علاوه بر حد موجب تعذیر است). پ ـ به اعتبار ماهیت جرم ارتکابی قانون گذار، گاهی مواقع، در تعیین مجازات، به اعتبار اینکه جرائم علیه اشخاص باشد یا علیه اموال یا امنیت و آسایش عمومی باشد مجازات ها را فردی نموده و این عوامل را در میزان مجازات ها تاثیر داده است و برای جرائمی که در زمان جنگ انجام شوند مجازات های سنگین تری تعیین نموده است.
 دو- شیوه های فردی کردن تقنینی مجازات ها الف : شیوه های تعدیلی در این روش ، قانون گذار سعی می کند که با توجه به شرایطی که جرم در آن صورت می پذیرد یا خصوصیاتی که مجرم دارای آنهاست از شدت مجازات ها بکاهد و یا آنرا کاملا معلق سازد چون برخی اعمال برای جامعه خیلی خطرناک نیستند یا مرتکبین آنها تهدیدی علیه جامعه به حساب نمی آیند که ما در اینجا به بررسی تخفیف و تعلیق مجازات می پردازیم . ۱-تخفیف مجازات قانون گذار درمرحله قانون گذاری به علت عوامل مختلف و مصلحت های خاص پیش آمدن برخی شرایط رااز عوامل تخفیف مجازات به حساب آورده است سبب های تخفیف مجازات موجباتی است که هرگاه با اوضاع و احوال وقوع جرم قرین گردد مجازات بزهکار تخفیف می یابد تخفیف مجازات از این حیث درقانون وعده داده شده و قاضی تکلیف به آن دارد . ( اردبیلی ،۱۳۸۱، ۲۰۶) عذرهای تخفیف دهنده عبارتند از : عذرهمکاری ،ماده ۵۲۱ قانون مجازات اسلامی عذر ترک جرم، ماده ۴۱ قانون مجازات اسلامی عذر خانوادگی ماده ۵۵۵ قانون مجازات اسلامی عذر اهانت، ماده ۷۱۹ قانون مجازات اسلامی ( قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۷۰) یابر اساس کیفیاتی که در قانون پیش بینی شده است مجازات جرم را تخفیف دهداین کیفیات عبارتنداز : اظهارات و راهنمایی های متهم حالت برانگیختگی وانگیزه شرافتمندانه متهم اعلام و اقرار متهم وضع خاص متهم یا سابقه او اقدام وکوشش متهم پس از ارتکاب جرم در واقع قانون گذار خواسته در مرحله قانون گذاری با در نظر گرفتن برخی امتیازات برای مجرمین مانع فرار آنها از صحنه جرم یا شکل گیری عملیات های سازمان یافته علیه امنیت جامعه شود یا اینکه هدف کمک به بزه دیده بوده ؟ تا شاید مانع از وقوع جرائمی شدیدتر شود. ۲-تعلیق مجازات تعلیق در لغت به معنای بازداشتن، پس افکندن، عقب انداختن است تعلیق اجرای مجازات یعنی تاخیر انداختن اجرای مجازات با نظر دادگاه صادر کننده حکم قطعی است. قانون گذار گاهی مواقع به خاطر مصلحت های خاص یا شرایط و وضعیت های خاص مجازات برخی جرائم را در مواد قانونی معلق نموده است و خواسته آن مجازات ها اجرا نشوند چون در بسیاری از مواقع ترس از اجرای مجازات آثاری بهتر از اجرای آن ها به همراه دارد . اختیارات دادگاه صادر کننده حکم در اعطای تعلیق محدود به مجازات های تعزیری وباز دارنده به هر قسم و میزان است در این باره می توان به ماده ۲۹ قانون مجازات اسلامی استفاده کرده مقرر می دارد که دادگاه می تواند درمدت تعلیق دستورهای خاص را صادر نماید ولی قانون گذار فقط در این ماده خواسته دستورهای صادر دادگاه را در مدت تعلیق یادآوری نماید . ب- شیوه های تشدیدی دراین روش ، قانون گذار با در نظر گرفتن شرایط خاص چه در جرم و یادر ماهیت جرم، در مواد قانونی اقدام به تعیین مجازات شدیدتر نموده است عواملی که باعث تشدید مجازات بر اساس متن قانون می شود عبارتند از : ۱-تکرار جرم تکرار جرم، وصف افعال کسی است که به موجب حکم قطعی لازم الاجرا، از یکی از دادگاه های ایران محکومیت کیفری یافته و بعدا مرتکب جرم دیگری شده باشد. قانون گذار در برخی مواد قانونی ، با توجه به تکرار جرم از طرف مجرم، اقدام به تعیین مجازات شدیدتری نموده است در واقع برای جلوگیری از شکل گیری جرائم سنگین و تکرار جرم، مجازات این جرائم راتشدید نموده است . ۲-تعدد جرم تعدد بنا به تعریف عبارت است از : ارتکاب جرائم متعدد بدون آن که متهم برای اتهامات پیشین خود به محکومیت کیفری قطعی رسیده باشد خواه جرائم متعدد در فواصل کوتاهی ارتکاب یافته باشند چندان که زمان برای تعقیب و محکومیت متهم کافی نبوده، خواه متهم فراری بوده یا جرائم وی به علل گوناگون کشف نشود. قانون گذار ، گاهی مواقع با در نظر گرفتن شرایط وقوع جرم و دفعات تکرار جرم در صورتی که جرائم مختلف رخ داده باشد در مواد قانونی اقدام به تشدید مجازات نموده است در فردی کردن مجازات ها همیشه بنای ما بر تخفیف نیست گاهی مواقع می طلبد که مجازات جرمی افزایش یابد واز این طریق مجازات باشخصیت مجرم، حرفه و شغل وی مناسب گردد و قاضی پرونده با ملاحظه تشدید مجازات در ماده قانونی ، اقدام به تشدید مجازات نماید . گفتار دوم : فردی کردن قضایی مجازات ها آنچه بیشتر در این پژوهش مدنظر ماست و تلاش می کنیم آن رابرای خوانندگان عزیز تبیین کنیم؛ فردی کردن قضایی مجازات هاست به این معنی که قاضی کیفری پس از تشکیل پرونده شخصیت برای مجرم ، در کنار پرونده کیفری و پس از مطالعه دقیق نظر کارشناسان علوم مختلف وشناسایی دقیق و شخصیت واقعی مجرم ،اقدام به تعیین مجازات مناسب یا شخصیت وی نماید به گونه ای که باعث اصلاح وی و مانع تکرار جرم شود هرچند میزان اختیارات قضات در این زمینه ، از کشوری به کشور دیگر فرق می کند. در نظام حقوقی کشورهای انگلوساکسون، اختیارات قاضی درسنجش میزان مسئولیت کیفری مجرم، مطلق است مثل کشورهای آمریکایی و برخی کشورهای اروپایی ، اما در نظام حقوقی کشورهای حقوق نوشته مثل فرانسه ، قاضی بر اساس اختیاری که از قانون کسب می کند می تواند مجازات را با توجه مواد قانونی فردی نماید. هر چند میزان این اختیارات در این کشور ها با هم فرق می کند در نظام قضایی قبل از انقلاب کشور ما نیز که اقتباس از قانون جزایی ۱۸۱۰فرانسه است و در سالهای بعد بر اساس تحولاتی که در کشورهای اروپایی رخ داد؛ این قانون اصلاح شد . با اختیارات نسبتا وسیعی که به قضات دادگستری داده شده است آنها می توانند با توجه به شخصیت مجرم و سایر شرایطی که باعث بزه کاری او شده است مجازات مناسبی تعیین کنند. برای نمونه در مواد ۴۵ و ۴۶ قانون مجازات سال ۵۲ به قاضی محکمه اجازه داده شده است که با توجه به کیفیات مخففه ، مجازات مرتکبین جرم را تخفیف دهد . همین طور با تصویب قانون مجازات مصوب تیر ۱۳۴۶ قاضی دادگاه می تواند چنانچه سابقه و وضع زندگی مجرم و شرایطی که به ارتکاب جرم منجر شده ایجاب کند حکم صادره درباره او را معلق سازد . ( صانعی ،۱۳۸۱، ۱۳۹) ماده ۲۱ قانون تشکیل دادگاه اطفال ، اجازه تجدید نظر در رای صادره در مورد طفل رادر صورت اقتضا، به قاضی صادر کنده رای می دهد هرچند مفاد ماده های ذکر شده در ماده های ۲۲-۲۳-۲۴ تخفیف مجازات ماده ۲۰-۳۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰ مورد تاکید قرار گرفته است .اما متاسفانه بی توجهی قضات صادر کننده رای ، محدودیت اختیارات قضات و پیشرفت های کشورهای دیگر در این زمینه ما را بر آن داشت که در این زمینه تحقیق کنیم اینکه به بررسی انگیزه های فردی کردن قضات مجازات ها می پردازیم و سپس شیوه های فردی کردن قضایی مجازات ها را مورد بررسی قرار می دهیم . یک- انگیزه های فردی کردن قضایی مجازات ها الف – تلافی جویی تئو ری تلافی جویی یا مکافات ، ناظر به جرم واقع شده است و مطابق آن ، مرتکب به واسطه اینکه دست به ارتکاب جرم زده است بایستی به کیفر برسد سه تئوری دیگر همگی معطوف به پیامدهای مجازات بوده و هدف آنها دست یابی به نتیجه ای خارجی از طریق اعمال مجازات می باشد که عبارت است از :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳-۹)
T: ماتریس ارتباط کامل I: ماتریس همانی ایجاد نمودار علّی[۸۳]: مجموع عناصر سطر[۸۴] برای هر عامل نشانگر میزان تاثیرگذاری آن عامل بر سایر عاملهای سیستم است(میزان تاثیر گذاری متغیرها).
 مجموع عناصر ستون[۸۵] برای هر عامل نشانگر میزان تاثیرپذیری آن عامل از سایر عامل های سیستم است(میزان تاثیرپذیری متغیرها). بنابراین بردار افقی (D + R) که Prominence نامیده میشود، میزان تاثیر و تاثر عامل مورد نظر در سیستم است. به عبارت دیگر هرچه مقدار D + R عاملی بیشتر باشد، آن عامل تعامل بیشتری با سایر عوامل سیستم دارد. بردار عمودی (D-R) که Relation نامیده میشود، قدرت تاثیرگذاری هر عامل را نشان میدهد. بطور کلی اگر D-R مثبت باشد، متغیر علّی محسوب میشود و اگر منفی باشد، معلول محسوب میشود. در نهایت یک دستگاه مختصات دکارتی ترسیم میشود. در این دستگاه محور طولی مقادیر D+R و محور عرضی براساس D-R میباشد. موقعیت هر عامل با نقطهای به مختصات (D+R, D-R) در دستگاه معین میشود. به این ترتیب یک نمودار گرافیکی نیز بدست خواهد آمد. محاسبه آستانه روابط[۸۶]: جهت تعیین نقشه روابط شبکه[۸۷] باید ارزش آستانه محاسبه شود. با این روش میتوان از روابط جزئی صرفنظر کرده و شبکه روابط قابل اعتنا را ترسیم کرد. تنها روابطی که مقادیر آنها در ماتریس ارتباط کامل از مقدار آستانه بزرگتر باشد در NRM نمایش داده خواهد شد. برای محاسبه مقدار آستانه روابط کافی است تا میانگین مقادیر ماتریس کامل محاسبه شود. پس از آنکه شدت آستانه تعیین شد، تمامی مقادیر ماتریس ارتباط کامل که کوچکتر از آستانه باشد صفر شده یعنی آن رابطه علی در نظر گرفته نمیشود. گام پنجم: رتبه بندی نهایی متغیرها با تکنیک ANP فازی در گام نهایی این مطالعه با درنظر گرفتن الگوی ارجحیت و روابط درونی متغیرها با بهره گرفتن از فرایند تحلیل شبکه فازی اقدام به اولویتبندی و رتبه بندی نهایی شاخصهای موفقیت سیستم برنامهریزی منابع سازمان می گردد. فرایند تحلیل شبکه فازی در شکل ۳-۶ نشان داده شده است. هدف: رتبه بندی عوامل پیاده سازی موفقیت آمیز ERP معیارهای اصلی موفقیت ERP W32 W21 شاخصهای کلیدی موفقیت ERP W22 شکل ۳- ۶ مدل ANP عوامل پیاده سازی موفقیت آمیز ERP در این تکنیک علاوه بر رابطه سلسله مراتبی متغیرها، روابط درونی آن ها نیز در نظر گرفته می شود. براساس مدل ترسیم شده در شکل ۳-۵ بایستی محاسبات زیر صورت گیرد: محاسبه بردار W21 : تعیین اولویت معیارهای اصلی براساس هدف محاسبه بردار W32 : تعیین اولویت شاخص ها براساس معیار مربوطه محاسبه بردار W22 : تعیین اولویت معیارهای اصلی براساس روابط درونی معیارهای اصلی بنابراین محاسبه وزن نهایی شاخصهای مدل با تکنیک ANP نیازمند محاسبه سوپرماتریس مطابق جدول ۳-۴ است: جدول ۳- ۴ سوپرماتریس نهایی مدل تحقیق
هدف معیارها
هدف ۰ ۰
معیارها W21
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای فرضیه حاضر، ضریب همبستگی و سطح معناداری آزمون به ترتیب برابر با ۰٫۶۷۵، ۰٫۰۰ می باشد و مقدار آماره دوربین-واتسن برابر با ۱٫۷۳۰ است. بنابراین فرض صفر به نفع فرض مقابل رد می شود، یعنی بین تامین مالی از محل ذخیره مالیات بر درآمد و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد.
 ۵-۲-۱-۵ فرضیه فرعی ۵: فرضیه فرعی ۵:بین تأمین مالی از محل سایر اسناد و حسابهای پرداختنی و ارزش شرکت رابطه وجود معنادار دارد. جدول ۴-۸ نتایج آزمون فرضیه فرعی ۵ را بطور خلاصه گزارش نموده است. همانطور که در جدول آمده است ضریب همبستگی بین دو متغیر تامین مالی از محل سایر اسناد و حسابهای پرداختنی (اعتبارات غیر تجاری) و ارزش شرکت ۰٫۶۹۷ و سطح معناداری ازمون نیز برابر با ۰٫۰۰ می باشد. مقدار آماره دوربین-واتسن برابر با ۱٫۸۰۲ گزارش شده است. در نتیجه فرض صفر رد می شود یعنی ادعای مطرح شده در این فرضیه مبنی بر وجود رابطه معنادار بین تامین مالی کوتاه مدت از محل سایر اسناد و حسابهای پرداختنی و ارزش شرکت تایید شده است. ۵-۲-۱-۶ فرضیه فرعی ۶: فرضیه فرعی ۶:بین تأمین مالی از طریق سود سهام پیشنهادی پرداختنی و ارزش شرکت رابطه وجود معنادار دارد. ضریب همبستگی بین دو متغیر برابر با ۰٫۵۴۴ می باشد که دلالت بر وجود یک رابطه در حد متوسط بین دو متغیر دارد. سطح معناداری آزمون برابر با ۰٫۰۰ می باشد که از ۰٫۰۵ کمتر است و مقدار آماره دوربین-واتسن برابر با ۱٫۷۴۳ است. بنابراین فرض صفر رد می شود و فرض مقابل پذیرفته می شود یعنی بین تامین مالی کوتاه مدت از محل سود سهام پیشنهادی و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد. ۵-۲-۲ فرضیه اصلی دوم: تأمین مالی میان مدت و بلند مدت بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد براساس نتایج به دست آمده از انجام ضریب همبستگی میان متغیرهای تامین مالی میان مدت و بلند مدت و ارزش شرکت وجود یک ارتباط بسیار قوی به اثبات رسیده است. همانطور که جدول ۴-۱۰ نشان می دهد که سطح معناداری آزمون t برابر با ۰٫۰۰ بوده که از ۰٫۰۵ کمتر است. بنابراین فرض صفر به نفع فرض مقابل رد می شود یعنی فرض مقابل مبنی بر وجود رابطه معنادار بین روش های تامین مالی بلند و میان مدت و ارزش شرکت تایید شده است. ۵-۲-۲-۱ فرضیه فرعی ۱ فرضیه فرعی ۱: بین تأمین مالی از طریق وام های بلند مدت و ارزش شرکت رابطه وجود معنادار دارد. همانطور که در جدول ۴-۱۱ گزارش شده است، ضریب همبستگی ۰٫۶۰۵ می باشد و سطح معناداری برابر با ۰٫۰۰ است که از ۰٫۰۵ کمتر می باشد. همچنین مقدار آماره دوربین-واتسن برابر با ۱٫۸۶۸ است که مابین ۱٫۵ و ۲٫۵ قرار دارد. بنابراین فرض صفر رد و فرض مقابل پذیرفته می شود یعنی بین تامین مالی از طریق وامهای بلند مدت و میان مدت و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد. ۵-۲-۲-۲ فرضیه فرعی ۲ فرضیه فرعی ۲:بین تأمین مالی از طریق ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان و ارزش شرکت رابطه وجود معنادار دارد. همانطور که در جدول ۴-۱۲ آورده شده است، ضریب همبستگی بین ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان و ارزش شرکت برابر با ۰٫۵۵۷ می باشد و مقدار آماره t برابر با ۲۸٫۰۱۳ است که سطح معناداری آن ۰٫۰۰ ، کمتر از ۰٫۰۵می باشد. مقدار آماره دوربین-واتسن برابر با ۱٫۷۹۵ می باشد. بنابراین فرض صفر رد و فرض مقابل پذیرفته می گردد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بین تامین مالی از محل ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد. ۵-۲-۲-۳ فرضیه فرعی ۳ فرضیه فرعی ۳: بین تأمین مالی از طریق انتشار سهام عادی و ارزش شرکت رابطه وجود معنادار دارد. جدول ۴-۱۳ به اختصار نتایج حاصله از آزمون فرضیه فرعی ۳ را ارائه کرده است. ضریب همبستگی برابر با ۰٫۸۲۲ می باشد که دال بر وجود یک رابطه قوی میان متغیرهای تامین مالی با انتشار سهام عادی و ارزش شرکت می باشد. سطح معناداری برابر با ۰٫۰۰ است که از ۰٫۰۵ کمتر بوده، همچنین مقدار آماره دوربین-واتسن برابر با ۱٫۷۶۲ است، بنابراین فرض صفر به نفع فرض مقابل رد می شود و فرض مقابل پذیرفته می شود بدین معنی که بین تامین مالی با انتشار سهام عادی و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد. ۵-۲-۲-۴ فرضیه فرعی ۴ فرضیه فرعی ۴: بین تأمین مالی از طریق اندوخته قانونی و ارزش شرکت رابطه وجود معنادار دارد. ضریب همبستگی بین متغیرهای تامین مالی از محل اندوخته قانونی و ارزش شرکت برابر با ۰٫۸۳۴ و سطح معناداری آزمون برابر با ۰و۰۰ است که از ۰٫۰۵ کمتر می باشد، مقدار آماره دوربین-واتسن نیز برابر با ۱٫۶۴۹ گزارش شده است، بنابراین فرض صفر رد می شود و فرض مقابل پذیرفته می شود یعنی بین تامین مالی از محل اندوخته قانونی و ارزش شرکت رابطه معناداری وجود دارد. ۵-۳ پیشنهادها ۵-۳-۱ پیشنهادهای اجرایی( حاصل از تحقیق) ۵-۳-۱-۱ پیشنهاد مربوط به فرضیهی اصلی اول: (تأمین مالی کوتاه مدت بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد) شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مخصوصا شرکت های دارویی بهتر است که از روش های تأمین مالی کوتاه مدت بانکی برای تأمین مالی خود استفاده کنند. ۵-۳-۱-۲ پیشنهاد مربوط به فرضیهی دوم: (تأمین مالی میان مدت و بلند مدت بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد) شرکت های با رشد زیاد، بهتر است سودهای تحصیل شده و وجوه حاصل از فروش دارایی ها(منابع تأمین مالی داخلی ) را به جای پرداخت به سهامداران در شرکت ذخیره سازند و در دارایی های عملیاتی، سرمایه گذاری کنند تا از این طریق، باعث افزایش ارزش شرکت و در نتیجه، افزایش ثروت سهام داران شوند. از آنجا که توزیع سود نقدی متغیر، کاهندهی منبع تأمین مالی داخلی است، بهتر است سرمایه گذاران در تصمیمات خود، نسبت پرداخت سود را مورد توجه قرار دهند. تحقیقات نشان می دهند که هر چه نسبت پرداخت سود بیش تر باشد، ارزش آتی شرکت کمتر است. شرکت های بزرگ با سرمایه ی بالا برای تأمین مالی نقدینگی مورد نیاز خود را می توانند از روش های سود انباشته و انتشار سهام جدید استفاده کنند. شرکت ها برای تأمین نقدینگی لازم جهت خرید دارایی های ثابت مورد نیاز خود، بیشتر به انتشار سهام جدید تاکید داشته و کمتر از روش بدهی استفاده کنند. ۵-۴ پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی بررسی تأثیر عواملی نظیر نوع صنعت در مدل بکار گرفته شده در این پژوهش. بررسی رابطه بین انواع تأمین مالی و عملکرد عملیاتی با بهره گرفتن از معیارهای ارزیابی عملکرد عملیاتی. بررسی رابطه بین انواع تأمین مالی و عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران. تأثیر نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بر قیمت و بازده مورد انتظار سهام عادی، بررسی شود تأثیر هر یک از اجزای اصلی تشکیل دهندهی دارایی های عملیاتی، شامل موجودی کالا، اموال، ماشین آلات و تجهیزات و سایر دارایی ها بر قیمت و بازده مورد انتظار سهام، بررسی شود. اهرم مالی را می توان بر دو مبنای ارزش دفتری و ارزش بازار، محاسبه کرد. تأثیر اهرم مالی مبتنی بر ارزش بازار بر قیمت و بازده مورد انتظار سهام. باتوجه به اینکه دراین تحقیق رابطه بین تامین مالی کوتاهمدت ،بلندمدت باارزش شرکت بررسی شد درتحقیقات آتی میتوان رابطه بین تک تک این متغیرها رابررسی کنیم بعنوان مثال رابطه بین میزان سهام عادی بااعتبارات تجاری.یعنی ارتباط بین خودمتغیرها. ۵-۵ موانع پژوهش در فرایند انجام یک تحقیق علمی، ممکن است مجموعه شرایط و مواردی وجود داشته باشند که خارج از کنترل محقق باشد. تحقیق حاضر نیز از این قاعده مستثنی نبوده و محدودیت های حاکم بر تحقیق حاضر به شرح زیر می باشند. با توجه به اینکه نمونه آماری در این تحقیق براساس بررسی برخی از صنایع انتخاب گردیده، ممکن است نتایج این تحقیق در صنایع مختلف متفاوت باشد. از آن جائی که برای انتخاب نمونه از میان شرکت های جامعه آماری، ویژگی هایی که به آنها اشاره شد مبنا قرار داده شده است . لذا تعمیم نتایج تحقیق به آن گروه از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که دارای ویژگی متفاوتی با نمونه مورد نظر هستند، باید با احتیاط صورت گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
راهبرد: عبارت است از نمرای که از مجموع پاسخهای آزمودنی ها به سوالات ۶ الی ۹ پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی رابینز بدست می آید. کارکنان: عبارت است از نمرای که از مجموع پاسخهای آزمودنی ها به سوالات ۱۰ الی ۱۲ پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی رابینز بدست می آید. شراکت و منابع: عبارت است از نمرای که از مجموع پاسخهای آزمودنی ها به سوالات ۱۳ الی ۱۶ پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی رابینز بدست می آید. فرآیندها، محصولات و خدمات: عبارت است از نمرای که از مجموع پاسخهای آزمودنی ها به سوالات ۱۷ الی ۱۹ پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی رابینز بدست می آید. نتایج مشتریان: عبارت است از نمرای که از مجموع پاسخهای آزمودنی ها به سوالات ۲۹ الی ۳۲ پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی رابینز بدست می آید.). نتایج کارکنان : عبارت است از نمرای که از مجموع پاسخهای آزمودنی ها به سوالات ۲۵ الی ۲۸ پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی رابینز بدست می آید. نتایج جامعه: عبارت است از نمرای که از مجموع پاسخهای آزمودنی ها به سوالات ۲۰ الی ۲۴ پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی رابینز بدست می آید. فصل دوم ادبیات و پیشینه تحقیق مقدمه: در عصر کنونی، تحولات شگرف دانش مدیریت وجود نظام ارزیابی را اجتنابناپذیر کرده است؛ به گونهای که فقدان ارزیابی در ابعاد مختلف سازمان اعم از ارزیابی استفاده از منابع و امکانات، کارکنان، اهداف و استراتژیها، یکی از علائم بیماری سازمان قلمداد میشود. هر سازمان به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و کیفیت فعالیتهای خود به ویژه در محیطهای پیچیده پویا، نیاز مبرم به نظام ارزیابی دارد. از سوی دیگر نبود نظام ارزیابی و کنترل در یک سیستم به مبنای عدم برقراری ارتباط با محیط درون و برون سازمانی تلقی میشود که پیامد آن کهولت و در نهایت مرگ سازمان است. در خصوص سیستمهای اداری دانشگاه علوم پزشکی گرگان نیز باید گفت، امروزه فشار بسیار زیادی بر این سیستمها وارد میشود تا بهرهوری خود را بهبود بخشند. پیشرفتهای تکنولوژیک، رشد انتظارات مشتریان، افزایش تقاضا، کمبود منابع، افزایش رقابت، بعلاوه نگرانیهائی که در مورد قصورات و خطایای سیستمهای سازمانی وجود دارد، موجب گردیده است که بر مسئله اندازه گیری و ارزیابی دقیق و صریح بهرهوری سازمانها تاکید بسیاری شود (خلیل نژاد، ۱۳۸۲، ص ۳ ). در این فصل از تحقیق ابتدا به بیان تعاریفی جامع و کامل از دیدگاههای موجود درباره تعالی سازمانی از گذشته تا بحال در نظرگرفته میشود. درپایان این فصل به مروری برتحقیقاتی که دراین زمینه در ایران و در کشورهای دیگر انجام شده، اختصاص داده شد. تعریف تعالی سازمانی آنچه به عنوان سؤال بزرگ، فراروی سازمانها قرار دارد این است که با چه ابزاری و چگونه میتوان ضمن بررسی موارد مختلف، به شکل جامع تمام نقاط قوت و حوزههای قابل بهبود را شناسایی و خود را برای حضوری موفق در عرصه رقابت آماده کرد. امروزه اندیشمندان و متفکران بهرهوری بر مدیریت کیفیت جامع به عنوان راهحل فراگیر برای افزایش کارامدی سازمانها از طریق ایجاد سیستمی در مدیریت که ضامن انجام کارها بهطور صحیح، مداوم و در همه سطوح و زوایای سازمان باشد تأکید دارند. در چارچوب توجه به مدیریت کیفیت جامع، مدلهای تعالی سازمان به عنوان ابزاری برای استقرار سیستمها و نظامهای مختلف مدیریتی در سازمانها و نیز ابزاری برای سنجش میزان موفقیت آنها در استقرار این نظامها معرفی شدهاند. به کارگیری این مدلها در سازمانهای مختلف، نشاندهنده رشد قابل توجهی است که در شاخصهای عملکرد آنها اتفاق افتاده است. صرفنظر از اینکه سازمان در چه بخشی فعالیت میکند و اندازه آن در مقیاسهای اقتصادی چقدر است، برای اینکه بتواند به موفقیت دست یابد، باید چارچوب مدیریتی مناسب را برای خود انتخاب کند. مدل تعالی سازمانی، ابزار عملیاتی قوی است که برای مقاصد مختلف سازمانها به کار میرود. تعالی سازمانی، برداشت نظری و تئوریک نیست بلکه کسب و ارائه نتایج ملموس و قابل مشاهدهای است که مبتنیبر شواهد بوده، پایداری و دوام داشته باشد.
 در پاسخ به نیاز سازمانها برای عملکرد برتر، دانش مدیریت توسعه یافته و فنون و نظامهای گوناگون مدیریتی عرضه شده است که در ارتقای بهرهوری نیز نقش ارزنده و شایسته ایفا کرده است. در دهه های اخیر، سرعت و تنوع، توسعه علوم و فنون و نظامهای مدیریت به حدی بوده که نوعی آشفتگی ذهنی و دشواری انتخاب در واحدهای کسب و کار ایجاد کرده است. مدلهای تعالی کسب و کار، در پاسخ به این نیاز شکل گرفتهاند که مجموعه فنون و نظامهای مدیریتی را در قالبی یکپارچه و سازگار با عملکردهای مؤثر و کاربردی آسان در اختیار بنگاهها قرار دهند(هارینگتون،۲۰۰۵). دستیابی به تعالی، مستلزم تعهد مدیریت و پذیرش مفاهیم اساسی است. این مفاهیم از پیکره علمی- که به مدیریت کیفیت جامع معروف است- به دست میآید و عبارتند از: نتیجهگرایی، مشتریگرایی، رهبری و پایداری هدف، مدیریت بر مبنای فرایندها و واقعیتها، توسعه و مشارکت کارکنان، یادگیری، نواوری و بهبود مستمر، توسعه مشارکت همکاران و پاسخگویی عمومی. یکی از روشهایی که مدل تعالی سازمانی را تعریف میکند بها دادن به خلاقیت کارکنان است. مدلهای تعالی سازمانی به عنوان ابزاری فراگیر و با نگرش جامع به تمامی زوایای سازمانها به کمک مدیران میآیند تا آنها را در شناخت دقیقتر سازمان یاری کنند. این مدلها برای سنجش و مقایسه عملکرد سازمانها نیز به کار میروند و سازمان را قادر میسازند تا میزان موفقیتهای خود را در اجرای برنامهها در مقاطع زمانی مختلف، ارزیابی کنند، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کرده و پروژههایی را تعریف کنند و به سمت تعالی، سوق دهند. مدل تعالی ؛ ساختار مدیریتی است که با تکیه براصول و مفاهیم اساسی و توجه داشتن به معیارهای اصلی مدیریت کیفیت فراگیر و سیستم خودارزیابی موجبات پیشرفت و بهسازی را فراهم میکند. مدل تعالی ؛ ابزاری جهت سنجش میزان استقرار سیستمها در سازمان و خودارزیابی و راهنمایی است که مسیر فعالیت مدیران را برای بهبود عملکرد شناسایی و تعیین میکند. بنابراین پیام کلیدی مدل تعالی متکی بر پاسخ دادن به دو سوال است که چگونه این مدل بعنوان یک ساختار مدیریتی مناسب و منطقی شناسایی میشود؟ و چه کسانی میتوانند در این زنجیره ارتباط و تعاملات نقش اساسی را ایفا کند؟ سطح اول این مدل اهداف کلی و در سطح بعدی اهداف کلی به درجات و مقیاسهای کمی و قابل اندارهگیری تجزیه و تبدیل میشود . بالندگی یا تعالی ترجمه لغت عالی[۱۵] است که از ریشه لاتین به معنی (بر بالای چیزی صعود کردن) مشتق شده است. در ادبیات مدیریت اصطلاح تعالی معانی متفاوتی به خود گرفته است که این مفاهیم جنبههای متفاوت تعالی را نشان میدهد. از جمله تعاریف تعالی سازمانی میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: تعالی سازمانی را میتوان رشد و ارتقای سطح یک سازمان در تمامی ابعاد مختلف آن است، به گونهای که با کسب رضایتمندی مطلوب کلیه ذینفعان و ایجاد تعادل بین آنها، احتمال موفقیت سازمان در بلند مدت افزایش یابد ( فرهییزدی،۱۳۸۸). تعالی سازمانی عبارت است از: معرفی تعمدی و منطقی، ایجاد تقویت و اشاعه به منظور بهبود اثربخشی سازمان (لوتانز،۲۰۰۰). تعالی سازمانی روشی کلگرا برای بهبود بخشیدن به عملکرد سازمان است (هارینگتون،۲۰۰۵). بنابراین، هرگاه سازمانی در راه راست، پایداری و ایستادگی کرده، سعی کند در مسیر رشد خود به گمراهی نیفتد، گفته میشود آن سازمان در اکنون بالندگی یا بالیدگی است (مهرداد،۱۳۸۰). مدل تعالی [۱۶]به عنوان چارچوبی اولیه برای ارزیابی و بهبود سازمانها معرفی شده است. این مدل نشاندهنده مزیتهای پایداری است که یک سازمان متعالی باید به آنها دست یابد. بنابر نظر بنیاد اروپایی کیفیت (۲۰۰۶) کار طراحی این مدل، به صورت جدی از سال ۱۹۸۸ میلادی آغاز شد و مدل تعالی در سال ۱۹۹۱ معرفی گردید. این مدل به سرعت مورد توجه شرکتهای اروپایی قرار گرفت و مشخص گردید که سازمانهای بخش عمومی و صنایع کوچک هم علاقه دارند از آن استفاده کنند. در سال ۱۹۹۶ مدل مربوط به سازمانهای کوچک توسعه داده شد. اگر چه این مدل همواره مورد توجه و بازبینی بنیاد اروپایی کیفیت قرار داشته است، اما مهمترین بازبینی که به تغییراتی اساسی در مدل منجر گردید، در سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاد. در سال ۲۰۰۱ مدل سازمانهای کوچک و متوسط با مدل تعالی هماهنگی بیشتری پیدا کرد و در سال ۲۰۰۳ ویرایش جدیدی از مدل تعالی سازمان ارائه شد که نسبت به ویرایش سال ۱۹۹۱ دارای تغییرات قابل ملاحظهای در زیر معیارها و نکات راهنماست. هم اکنون اصلیترین منبع تایید کیفیت برای شرکتهای اروپایی به شمار میرود، به طوری که سال ۲۰۰۴ با موفقیتها و دستاوردهای بزرگی برای همراه بود، زیرا هم بر تعداد اعضای آن افزوده شد و هم اینکه اعضای موسس آن رغبت بیشتری برای کارآمدتر کردن سازمان از خود نشان دادند. بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت (۲۰۰۶) معتقد است که مدل تعالی، ساختار مدیریتی است که با تکیه بر اصول و مفاهیم اساسی و توجه داشتن به معیارهای اصلی مدیریت کیفیت جامعه و سیستم خود ارزیابی موجبات پیشرفت و بهسازی را فراهم میکند. نیاز به مدلی برای تعالی سازمان هر سازمانی صرفنظر از نوع فعالیت، اندازه، ساختار و یا میزان کامیابی در تأمین اهداف سازمانی خود، نیاز به مدلی دارد که براساس آن میزان موفقیت خود را در نیل به آرمانها و راهبردهای کسب و کار خویش مورد سنجش و اندازهگیری قرار بدهد(میشل و همکاران[۱۷] ۲۰۰۴) مدلهای تعالی سازمانی ابزاری جهت کمک به سازمانها برای سنجش میزان قرار داشتن در مسیر تعالی سازمانی و رشد متوازن هستند. این مدلها به سازمانها کمک میکنند تا با مقایسه وضع موجود و مطلوب خود (ایدهال یا مطلوب) تفاوتها را شناسایی و سپس براساس این تفاوتها (عارضهها) و بررسی علل وقوع آنها راه حل های بهینهسازی وضع موجود را تعیین و آنها را اجرا نمایند(رزی و همکاران[۱۸] ۲۰۰۵) در این میان بررسیها نشان میدهد که در حال حاضر حدود ۱۳۰ جایزه کیفیت، بهرهوری و برتری در سطح جهان وجود دارد. جوایز مبنایی مناسب برای خودارزیابی سازمانها میباشند تا از این طریق ضمن ارزیابی خود، اصطلاحاً به عارضهیابی بپردازند. اهداف مدلهای تعالی سازمانی افزایش آگاهی از اهمیت «کیفیت محصولات و خدمات» و تاثیر در «مدیریت کیفیت» به خاطر نقش مهم آنها در افزایش قدرت رقابتی؛ تشویق و ترغیب خودارزیابی سیستماتیک در قالب معیارهای معین و همچنین شناخت بازار؛ همکاری نزدیک بین سازمانها در زمینه طیف وسیعی از موضوعهای غیرتجاری؛ ترغیب تسهیم و تبادل اطلاعات درباره استراتژیهای موفق کیفی و منافع حاصل از اجرای استراتژیهای فوق؛ افزایش آگاهی از الزامات دستیابی به «برتری کیفی» و به کارگیری موفق مدیریت کیفیت؛ ترغیب سازمانها در اتخاذ فرایند بهبود «مدیریت کیفیت» (مجله تدبیر،۱۳۸۳، شماره ۱۴۵). اسکیلدسن و کانجی[۱۹] (۱۹۹۸) نقل از استید[۲۰] (۲۰۰۹) معتقدند که ضرورت استفاده از مدل تعالی سازمانی عبارت از: افزایش آگاهی عمومی نسبت به اهمیت کیفیت و ضرورت توجه بیش از پیش به آن در سطح جامعه با در اختیار داشتن یک متدلوژی اجرایی علمی؛ امکان ارزیابی برای سازمانها بر اساس معیارهای علمی ارزیابی عملکرد؛ امکان خودارزیابی سیستماتیک توسط سازمانها و شناخت نقاط قوت و ضعف خویش و همچنین، مقایسه با سایر سازمانها؛ امکان شناسایی دستاوردهای موفق سازمانها در زمینه بهبود کیفیت و معرفی آنها به سایر سازمانها به منظور الگوبرداری. بنا بر نظر مولین[۲۱] (۲۰۰۷) مدل تعالی رهیافتی است که مسیر فعالیت مدیران را برای بهبود عملکرد شناسایی و تعیین میکند و با محور قرار دادن و ایجاد ارتباط به وسیله حلقههای تشکیلات سازمانی و فرایندهای با کارکنان، مشتریان، ذینفعان و جامعه، رضایت هر یک از آنها را تامین میکند. بنابراین، پیام کلیدی مدل تعالی بر پاسخ دادن به دو سوال متکی است که چگونه این مدل به عنوان یک ساختار مدیریتی مناسب و منطقی شناسایی میشود و چه کسانی میتوانند در این زنجیره ارتباطات و تعاملات، نقش اساسی را ایفا کنند. اصول و مفاهیم اساسی و بنیادین نتیجهگرایی یعنی جهت یابی در اثر تعالی ، دستیابی به نتایجی است که رضایت کلیه ذینفعان سازمان را در بر داشته باشد. مشتریگرایی یعنی تمرکز بر مشتری ( مشتری محوری ) تعالی، خلق ارزشهای مطلوب مشتری است . رهبری و ثبات در مقاصد تعالی ، رهبری دوراندیش و الهام بخش ، همراه با ثبات در مقاصد است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این رساله به بررسی زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان پرداخته می شود که استخراج واژه های گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی ها و قواعد دستوری ساخت شناسی و ساختار (صرف و نحو) مقایسه و تطبیق موارد اختلاف و اشتراک آن قواعد دستوری گونه رفسنجانی با فارسی معیار نشان داده شده است. و واژه گویشی مستقیما از زبان گویشوران گردآوری و با آوای آن ثبت شد و گفتگوی مستقیم ثبت مکالمات ، افسانه ها ، داستان ها ، مثل ها ، شعرها دعاها و … فرهنگ و آداب و رسوم می توان به گونه زبانی رفسنجان پی برد. کلید واژه: رفسنجان ، لهجه ، گویش ، زبان ، فرهنگ و آداب و رسوم مقدمه: زبان یک نهاد اجتماعی است و در جوامع بشری به عنوان یک ابزار برای برقراری ارتباط به کار میرود، تحوّل بر اساس بنیادهای جامعه، سیاست، مذهب، آداب و اصول و مشاغل می باشد، در دستور زبان هم تحوّل ایجاد میشود، زبان به جامعه وابسته است و به طبع با تحّول که در جامعه رخ میدهد زبان هم تحّول میگیرد و واژگان که افراد در جامعه به کار می برند بیش از هر چیزی دگرگونیهایی اجتماعی را در جامعه باعث میشود.
 آشنایی با گویشهای محلّی و منطقه ای یک محدوده سرزمینی از جمله رفسنجان به عنوان یکی از راه های شناخت آداب و رسوم و خلقیّاتی یک قوم و یک گروه محسوب میشود. گاه با شناخت گویشها، اصطلاحات، ضرب المثلهای یک منطقه نحوه نگرش رفتار اجتماعی آن منطقه به عنوان آداب و رسوم آن خطه خودنمایی میکند. گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گردآوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد، گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیّات، جامعه شناسی و مردم شناسی و تاریخی می باشند استفاده از دستور و واژگان بسیاری از نکات مبهم و زیان هنگفتی که متوجه تاریخ زبانهای ایران در نتیجه تاریخ زبان فارسی خواهد شد را دریافت.در بررسی زبان شناختی پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان یاری بجوید و به گفته خطیب رهبر دستور زبان فارسی از قاعده هایی که برگرفته از زبان است و درست گفتن و درست نوشتن را در بیان فکر و مطلب به ما می آموزد فراهم آمده است. فکر و اندیشه در قالبی ریخته می شود که به آن جمله گویند، جمله هم از اجزایی ساخته می شود که کلمه نام دارد و هر کلمه از حرف ترکیب می شود و حرف از صوت که در هر گونه زبانی به شیوه خاص تلفظ می شود. هدف زبان شناختی یک گونه زبانی نیز بررسی واژگان از نظر ساختار و ساخت شناسی می باشد. (خطیب رهبر، ۱۳۸۱: ۹) این پژوهش شامل پنج فصل می باشد فصل اوّل کلیّات طرح تحقیق فصل دوم پیشینه تحقیق و فصل سوّم روش تحقیق و فصل چهارم یافته های تحقیق و فصل پنجم نتیجه گیری، پیشنهاد ها و واژه نامه می باشد. موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان : استان کرمان : در جنوب شرقی ایران واقع شده است و از شمال با استان های خراسان و یزد و از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. مساحت این استان در حدود ۱۷۵۰۶۹ کیلومتر مربع و پس از خراسان دومین استان پهناور کشور می باشد که در حدود ۱۱ درصد از خاک ایران را در بر گرفته است. سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد. این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار می رود و در گذر زمان گنجینه های فرهنگی و تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمد که نمایانگر روند تاریخی، حیات اقتصادی و اجتماعی آن است. کرمان به روایت تاریخ : قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان که هنوز خرابه های آن برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان که در همین محل، شهری آباد یا قلعه ای مهم وجود داشته است. مؤلف جغرافیای کرمان، معتقد است که در حدود ۲۲۰ پیش از میلاد – به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر - این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده ایت. بنابر گفته «هرودت» کرمانیان از ده طایفه پارسی ها می باشد. در روایات اساطیری آمده که کیخسرو، کرمان و مکران را به رستم بخشید و همچنین نشانه هایی از فرمانروائی «بهمن» بر این خطه می دهند و سپس سخن از حکومت اشکانیان است که اردشیر بلاش اشکانی را شکست داد و بنای گواشیر را در پنج هزار و هفت صد و هفتاد و دو سال بعد از هبوط آدم به طالع میزان بنا نهاد. گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد پادشاه ساسانی بوده است و کرمان در زیر سلطه حکومتهای قدرتمند مثل دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. و بعد از انقراض سلسله زند به وسیله آقامحمدخان قاجار و تصرف کرمان ظلمهای بی شمار به مردم کرمان کرد. گرچه جانشینان او تلاش کردند تا با اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون «ابراهیم خان ظهیرالدوله» محمد اسماعیل خان لوری «وکیل الملک» به بازسازی کرمان و تحبیت قلب ها بپردازند و با برپایی آثاری چون مجموعه ابراهیم خان و وکیل گذشته ها تا حدودی را به فراموشی بسپارند. مراکز تاریخی و باستانی : مدرسه گنجعلیخان، مدرسه حیاتی، مدرسه شفیعّیه، مدرسه ابراهیم خان، مقبره خواجه اتابک، گنبد جبلیه، گنبد سبز، گنبد مشتاقیه، باغ شاهزاده ماهان، چهارسوق گنجعلی خان، میدان گنجعلی خان، یخدان مؤیدی، حمام گنجعلی خان و کاروانسرای وکیل، کاروانسرای حاج آقا علی، تخت درگاه قلی بیگ، مسجد امام، مسجد پامنار، ارگ بم و … می باشد. ویژگی های فرهنگی کرمان : فرهنگ زرتشتی، اعیاد مذهبی، جشن سده، جشن مهرگان، مهمان نوازی، توجه به اعتقادات و باورهای مذهبی و پای بندی به مراسم ملّی و سنتّی می باشد. از مهمترین صنایع دستی کرمان : قالی، پته، قلم زنی مس و چاقوسازی نام برد. استان کرمان شامل شهرستان های زیادی است که از جمله شهرستان رفسنجان که به ذکر آن می پردازم : رفسنجان : سرزمین مردان و زنان پرتلاش و انسان های سخت کوش و متفکری است که در بستری از سختی ها و مشکلات کویر، دیاری آفریده و سرزمینی را پی ریخته اند که به خطه طلای سبز معروف گردیده است. زندگی این مردم با کار و سازندگی عجین شده و ادامه حیات خود را در این معبر مقدس جستجو می کنند. رفسنجان با وسعت ۱۰۶۷۸ کیلومتر مربع و حدود ۳۰۰۰۰۰ نفر جمعیت در جنوب شرق ایران و در شمال غربی استان کرمان قرار دارد و از شمال به استان یزد و از جنوب به شهرستان های بردسیر و سیرجان و از غرب به شهرستان شهربابک و از شرق به زرند و کرمان محدود می شود و دارای ۶ شهر : رفسنجان، کشکوئیه، انار، امین شهر، سرچشمه، بهرمان، نوق و فردوس می باشد. رفسنجان به دلیل مجاورت با کویر از جمله مناطق نیمه خشک و کم باران به شمار می رود. تابستان های آن گرم و زمستان هایش سرد و خشک است. تاریخچه رفسنجان : رفسنجان شهری در آغوش کویر : رفسنجان با تاریخی ریشه دار و قدمتی چند هزار ساله، همچون نگینی گرانبها بر دل کویر ایران می درخشد روایت تلاش و جدال دائمی مردم این ناحیه در طول تاریخ برای غلبه بر طبیعت ناسازگار این دیار، اسطوره ای است که باید به واقعیت پیوسته و به همین جهت رفسنجان کانونی پرجاذبه برای به وجود آمدن الگوهای مناسب مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و فعالیت های صنعتی، معدنی، کشاورزی و تجاری بوده است. رفسنجان شهری است از به هم پیوستن مجموعه روستاهای بهرام آباد، سعادت آباد، ده شیخ، عباس آباد، رحمت آباد، مؤمن آباد، کمال آباد و علی آباد تشکیل شده است. به موجب یک نظر واژه رفسنجان معرب واژه رفسنگان است این تعبیر «رفسن» به معنی مس و «کان» به معنی معدن آمده است به طور کلی یعنی محلی که معدن مس وجود دارد. که پس از حمله اعراب به مرور تبدیل به رفسنجان شده است. بنا به نقل عامیانه ای نیز این محل ابتدا «سنجان» نام داشته و بر اثر سیل تخریب شده است و به آن رفت سنجان و به مرور زمان رفسنجان گفته شده است. جاذبه های تاریخی : گرچه این دیار بارها توسط جهان گشایانی مثل تیمور، ازبک و دیگر اقوام مرز گریز تحت سلطه در آمده و غارت شده اما رونق این شهرستان باعث گردیده که در گوشه و کنار این دیار آثار و ابنیه تاریخی وجود داشته باشد. مثل قلعه ها، کوشکها، کاروانسراها، تیمچه، بازارها، آب انبارها، حمام ها، قیصریه رفسنجان، مراکز فرهنگی مذهبی، کاروانسرای کبوتر خان، خانه حاج آقا علی یا بزرگترین خانه خشتی جهان و آب انبار حاج آقا علی می توان اشاره کرد. علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه که طبیعت این دیار به ارمغان آورده است می توان اشاره کرد. جاذبه های طبیعی : علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه، بزرگترین جنگل مصنوعی جهان (باغات ۱۲۰ هزار هکتاری پسته) و ییلاقاتی چون سرچشمه داوران، دره در، راویز و خنامان نیز از جاذبه های طبیعت این منطقه است : بام رفسنجان، آبشار لولی کش، آب گرم ده ظهیر، رودخانه شاهزاده عباس، آب جوشان راویز و پدیده طبیعی چاه دریا نیز از اماکنی است که طبیعت برای مردم به ارمغان آورده است. محصولات کشاورزی رفسنجان پسته است. ارتفاعات نوق و داوران، کوههای معدن سرچشمه، کوه کمر و کوه سبز پوشان می باشد. فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان : آداب و رسوم و عقاید و عادات اقوام و ملل بیانگر تفکر و خصوصیات آنهاست و از این طریق می توان روحیّه، متعلقات و خلقیّات خاص هر ملّت را دریافت. منظور از فرهنگ مردم، دانستنی های توده مردم است که در قالب افسانه ها، قصه ها، لطیفه ها، ضرب المثل ها، معماها، ترانه ها، دعاها، نفرینها، قسمها، کنایات و … در یک منطقه رواج دارد. فرهنگ مردم هر منطقه، طی سالیان متمادی با لهجه و طرز تفکر و محیط زندگی مردم آمیخته شده و در نتیجه موجب تفاوت هایی میان مردم مختلف شده است. از جمله مشخصه های مردم رفسنجان، پای بندی آنها به آداب و رسوم و سنّت های ملّی مذهبی است تا آنجا که برخی از رسوم نظیر جشن سده، در کرمان و رفسنجان هنوز با شکوه برگزار می شود و همچنین مراسمی چون عید نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در، خانه تکانی، تهیه سبزه و … همراه با آداب و رسوم خاصی مانند پختن سمنو، کماچ سهن (سن) و سایر خوراکی ها به گونه ای با شکوه برگزار می شود. سایر مراسم مانند شب چله، شب شیشه و برخی جشن های ملّی و سنّتی دیگر نیز مورد توجه و احترام مردم رفسنجان است. روحیّه مردم رفسنجان متأثر از فرهنگ این جامعه است. رفسنجانی ها صبور، قانع، فعال ، امین ومهمان نوازند و در رفسنجان به نسبت جمعیت خود مراسم سوگواری وارادت به خاندان آن عصمت و طهارت(ع) بیشتر ازجاهای دیگر برگزار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته رویه جاری دارای دو استثناست یکی مربوط به بانکها و مؤسسات مالی که چنانچه بیش از ۴۰% از سرمایه آن متعلق به اشخاص حقیقی اتباع خارجی باشد و دوم مربوط به شرکت های هواپیمایی چنانچه بیش از ۴۹% سهامشان متعلق به اتباع بیگانه باشد. یعنی در این دو مورد، مرکز اصلی و مرکز تشکیل، اولویت قانونگذار جهت تعیین تابعیت نیست بلکه ملاک، تابعیت سهامداران آن می باشد. گفتار دوم:نحوه ثبت شرکت خارجی در ایران و فعالیت آها بند اول:ثبت شرکت خارجی در ایران طبق ماده ۳ قانون ثبت شرکتها، ثبت شرکت خارجی در ایران منوط به قانونی بودن شرکت در کشور اصلی خود می باشد که ضمانت اجرای ضعیفی نیز در مواد ۴ و ۵ مبنی بر دریافت جریمه نازل نقدی دارد و در آخر الامر بنابه درخواست دادستان جلوی فعالیت این شرکتها گرفته می شود. نظامنامه قانون ثبت شرکتها علاوه بر لیست مدارک لازم برای ثبت شرکت، مواردی را نیز جهت ثبت شعبه یا نمایندگی عنوان می دارد. اما از آنجایی که انگار تعمدی در هر چه پیچیده تر شدن قوانین تجاری ایران وجود دارد و یا شاید به علت عدم سابقه وجود تجارت علمی در سیستم حقوقی و شاید هم به جهت خلاقیت خارج از قاعده ای که مورد نظر قانونگذار بوده که متاسفانه وی را هرچه بیشتر به سمت آزمون و خطاء پیش برده، ماده واحده اجازه ثبت شعبه یا نمایندگی شرکتهای خارجی در ۲۱/۸/۷۶ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید که امروزه ملاک تأسیس شعبه یا نمایندگی شرکتهای خارجی می باشد و بر اساس آن: شرکتهای خارجی که در کشور محل ثبت خود شرکت قانونی شناخته شوند مشروط به عمل متقابل از سوی کشور متبوع می توانند در زمینه هایی که توسط دولت جمهوری اسلامی تعیین می شود در چارچوب قوانین و مقررات کشور به ثبت شعبه یا نمایندگی خود اقدام نمایند.
 تبصره: آیین نامه اجرایی این قانون بنا به پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی و یا هماهنگی سایر مراجع ذیربط به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید. یعنی علاوه بر معیار هایی که تا کنون گفته شد شرط عمل متقابل نیز لحاظ گردید. به عبارتی چنانچه در کشور متبوع شرکت خارجی، شعب یا نمایندگیهای شرکت های ایرانی به ثبت برسند آن شرکتها نیز می توانند نسبت به ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت خود در ایران اقدام نمایند. آئین نامه اجرائی قانون اجازه ثبت شعبه یا نمایندگی شرکتهای خارجی تحت شماره٩٣٠-٧٨ / م /ت ١٩٧٧۶مورخ ۱۳/۲/۱۳۷۸به تصویب هیات وزیران رسید بر اساس ماده یک این آئین نامه شرکتهایی که در کشور متبوع خود تشکیل شده و دارای شخصیت حقوقی ثبت شده هستند می توانند برای فعالیت در ایران در زمینه هایی که ذکر خواهد شد براساس قوانین و مقررات مربوطه اقدام به ثبت شعبه یا نمایندگی خود نمایند و ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت خارجی در ایران مشروط به عمل متقابل کشور متبوع شرکت خارجی می باشد یعنی چنانچه در کشور متبوع شرکت خارجی شعب یا نمایندگیهای شرکت های ایرانی به ثبت برسند آن شرکتها نیز می توانند نسبت به ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت خود در ایران اقدام نمایند. اکنون به ریز اسنادی که مورد لزوم برای ثبت شرکت خارجی از تاریخ ۱۵/۳/۱۳۱۰ به بعد می باشد (بر اساس نظامنامه) که به اداره ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی فقط در تهران باید ارائه شود می پردازیم وهمچنین در ادامه نگاهی به مسولیتهای شرکت، شعبه شرکت و نمایندگی و همچنین نوع فعالیت آنها و مدارک مورد نیاز جهت ثبت شعبه و نمایندگی خواهیم داشت. [۹۲] بند دوم: فعالیتهای مجاز شرکتهای خارجی بر اساس آئین نامه اجرائی قانون اجازه ثبت شعبه یا نمایندگی شرکتهای خارجی تحت شماره ٩٣٠-٧٨ / م / ت ١٩٧٧۶ مورخ ۱۳/۲/۱۳۷۸ که قبلا نیز ذکر آن رفت، فعالیتهای مجاز شرکتهای خارجی به شرح ذیل است: ١- ارائه خدمات بعداز فروش کالاها یا خدمات شرکت خارجی در صورتی که شرکتهای خارجی اقدام به فروش کالا یا خدمات به اشخاص ایرانی بنمایند برای ارائه خدمات بعد از فروش می توانند تقاضای ثبت شعبه یا نمایندگی شرکت خارجی را بنمایند. ٢- انجام عملیات اجرائی قراردادهایی که بین اشخاص ایرانی وشرکت خارجی منعقد می شود. در خصوص شروع عملیات اجرایی و انجام موضوع قراردادهای منعقده بین اشخاص ایرانی ( اشخاص حقیقی اشخاص حقوقی اعم از خصوصی و دولتی ) و شرکتهای خارجی طرف خارجی می تواند تقاضای ثبت شعبه یا نمایندگی خود را نماید. ٣- بررسی و زمینه سازی برای سرمایه گذاری شرکت خارجی در ایران مقدمتا باید گفت شرکتهای خارجی که قصد سرمایه گذاری در ایران را دارند به دو نحو زیر می توانند اقدام نمایند: الف: در چهارچوب مقررات قانون مربوط به جلب و حمایت سرمایه های خارجی مصوب آذرماه ١٣٣۴ از طریق مراجعه به سازمان سرمایه گذاری و کمک های اقتصادی و فنی ایران و تسلیم مدارک و اخذ مصوبه هیات وزیران جهت سرمایه گذاری . ب: مشارکت مستقیم با اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی از طریق ایجاد شرکتهای تجاری یا سهیم شدن در شرکتهای تجاری موجود در ارتباط با بررسی و زمینه سازی برای اقدام در زمینه دو مورد فوق شرکتهای خارجی می توانند اقدام به تاسیس شعبه یا نمایندگی نمایند. ۴- همکاری با شرکتهای فنی و مهندسی ایرانی برای انجام کار در کشورهای ثالث در مواردی که شرکتهای فنی و مهندسی ایرانی برای انجام امور صنعتی فنی عمرانی و غیره در کشورهای ثالث انتخاب شده و جهت انجام مور مربوطه با یک یا چند شرکت خارجی قرارداد مشارکت منعقد نموده باشند شرکتهای خارجی طرف قرارداد با ارائه مدارک لازم می توانند نسبت به ثبت شعبه یا نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند همچنین شرکتهای فنی و مهندسی خارجی که برای انجام پروژه هایی در کشور ثالث انتخاب شده اند و جهت انجام اینگونه پروژه ها با شرکتهای فنی و مهندسی ایرانی طی قرارداد مشارکت داشته باشند می توانند نسبت به ثبت شعبه یا نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند. ۵- افزایش صادرات غیر نفتی جمهوری اسلامی ایران و انتقال دانش فنی و فن آوری شرکتهای خارجی که در پیشبرد صادرات محصولات غیر نفتی از قبیل تولیدات صنعتی و کشاورزی و صنایع دستی و ………. فعالیت داشته باشند. شرکتهای خارجی که دانش فنی ساخت محصولات را به اشخاص ایرانی منتقل می نمایند و شرکتهای خارجی که فن آوری محصولات صنعتی را در اختیار داشته و در ارتباط با ایجاد تاسیسات و کارخانه ها و کارگاههای مختلف جهت تولید انواع محصولات اقدام به انتقال فن آوری به اشخاص ایرانی می نمایند می توانند نسبت به ثبت شعبه و نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند. ۶- انجام فعالیت هایی که مجوز آن توسط دستگاه های دولتی که بطور قانونی مجاز به صدور مجوز هستند صادر می گردد از قبیل ارائه خدمات در زمینه های حمل و نقل بیمه و بازرسی کالا بانکی بازاریابی و غیره. شرکتهای خارجی که در ارتباط با ارائه خدمات در زمینه های مختلف بایکی از دستگاه های دولتی ایران دارای قرارداد باشند ویا برای ارائه خدمات در زمینه های مذکور محتاج به اخذ مجوز از دستگاه های دولتی خاصی باشد که قانونا مجاز به صدور مجوز فعالیت باشند می توانند نسبت به ثبت شعبه و نمایندگی خود در ایران اقدام نمایند ارائه خدمات در زمینه های حمل و نقل اعم از دریایی هوایی زمین با اخذ مجوز از سازمان های ذیربط مانند سازمان حمل و نقل پایانه های کشور میسر است و همچنین فعالیت در زمینه های بانکی با اخذ مجوز از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مجاز می باشد و همینطور سایر دستگاه های مسئول می توانند در زمینه های یادشده مجوز فعالیت صادر نمایند. [۹۳] بند سوم: مسئولیت و وظایف شرکت خارجی و شعب آن شعبه شرکت خارجی بر اساس ماده ٢ آئین نامه اجرایی قانون اجازه ثبت شعبه یا نمایندگی شرکتهای خارجی شعبه شرکت خارجی واحد محلی تابع شرکت اصلی است که مستقیما به وسیله نماینده یا نمایندگان خود موضوع و وظایف شرکت اصلی را درمحل انجام می دهند. مسئولیت شرکت خارجی فعالیت شعبه در ایران تحت نام و با مسئولیت شرکت اصلی خواهد بود بنابراین کلیه وظایف و مسئولیت های قانونی را شرکت اصلی دارد و در صورت لزوم پاسخگو خواهد بود. اسناد و مدارک مورد لزوم برای ثبت شعبه شرکت خارجی شرکت های خارجی متقاضی ثبت شعبه در ایران بایستی اسناد و مدارک زیر را تهیه و به اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی ارائه نمایند: ١- درخواست کتبی شرکت ٢- تصویر مصدق اساسنامه شرکت آگهی تاسیس و آخرین تغییرات ثبت شده در مراجع ذیربط ٣- آخرین گزارش مالی تایید شده شرکت ۴- گزارش توجیهی حاوی اطلاعات مربوط به فعالیت های شرکت گزارش توجیهی مشتمل بر: الف: اطلاعات مربوط به فعالیت های شرکت ب: تبیین دلائل و ضرورت ثبت شعبه در ایران ج : تعیین نوع و حدود اختیارات و محل فعالیت شعبه د: برآورد نیروی انسانی ایرانی و خارجی مورد نیاز ه: نحوه تامین منابع وجوه ارزی و ریالی برای اداره امور شعبه ۵- ارائه معرفی نامه از دستگاه دولتی در صورتی که دارای قرارداد با آن دستگاه باشند. ۶- اظهارنامه ثبت شعبه شرکت خارجی ٧- تصدیق ثبت شرکت خارجی ٨- اختیارنامه نماینده یا نمایندگان شرکت خارجی ٩- ارائه تعهد نامه دایر بر اینکه چنانچه مجوز فعالیت آنها از سوی مراجع ذی صلاح لغو شود در ظرف مدت معینی که توسط اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی ابلاغ می شود نسبت به انحلال شعبه و معرفی مدیر تصفیه اقدام نمایند. ١٠- کلیه اسناد شرکت که در کشور خارجی تهیه می گردد پس از تایید مرجع ذیربط و تایید وزارت خارجه آن کشور بایستی به تایید سفارت یا نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در آن کشور برسد و پس از ترجمه رسمی به فارسی و تایید اداره فنی دادگستری اصل و ترجمه ان به اداره ثبت شرکتها ارائه گردد. نماینده یا نمایندگی شرکت خارجی نماینده شرکت خارجی شخص حقیقی یا حقوقی است که بر اساس قرارداد نمایندگی انجام بخشی از موضوع و وظایف شرکت طرف نمایندگی را درمحل برعهد گرفته است. مسئولیت نماینده یا نمایندگی شرکت خارجی نماینده یا نمایندگی شرکت خارجی نسبت به فعالیتهایی که تحت نمایندگی شرکت طرف نمایندگی در محل انجام می پذیرد مسئولیت خواهد داشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعداد گویهها
آلفای کرونباخ
ارزیابی پایایی[۲۱۱]
پرسشنامهی خبرگان
شاخصهای معرّفِ متغیر وابستهی تحقیق
۲۷
۰٫۹۳۴
عالی
پرسشنامهی اصلی
بخش موجودیت کارکردها و وظایف دفتر مدیریت پروژه
۳۹
۰٫۹۶۲
عالی
بخش موجودیت بسترهای پیادهسازی مدیریت دانش پروژه
۲۷
۰٫۹۷
عالی
در مجموع
۶۶
۰٫۹۸
عالی
در انتهای این بخش لازم به ذکر است که جهت تدوین پرسشنامهی اصلی، زمان زیادی صرف گردید تا اطمینان حاصل شود که تک تک متغیرهای مورد پرسش به درستی اندازهگیری میشوند و سؤال به اندازهی کافی برای پاسخدهنده مفهوم است (روایی محتوایی). همچنین نگارنده اهمیت زیادی را برای شکل ظاهر پرسشنامه قائل بوده و حساسیت زیادی را به این امر اختصاص داده است (روایی صوری). پیش از توزیع پرسشنامهی اصلی نیز، به منظور تطبیق دادن آن با شرایط واقعی سازمانهای پروژهمحور فعال در صنعت نفت ایران، طی جلسهای برگزار شده در دفتر معاونت پژوهشهای منابع انسانی و توسعه مدیریت شرکت ملی نفت ایران (ساختمان شهید تندگویان تهران)، در اختیار رئیس امور پژوهش و منابع انسانی و رئیس مدیریت دانش این شرکت قرار گرفته و نظرات ایشان منجر به اعمال اصلاحاتی بر روی پرسشنامه گردید. پرسشنامه نهایی نیز پس از توزیع آزمایشی آن در جامعهی آماری و گرفتن بازخورد، تدوین شده است.
 ۳-۸- روشهای تجزیه و تحلیل اطلاعات در بیشتر پژوهشهای سازمانی، به استثناء مواردی خاص، علاقهمند به آگاهی از میزان تکرار رخ دادن پدیدهها (فراوانی)، میانگین یا متوسط مجموعهای از ارقام و همینطور میزان تغییرپذیری درون مجموعه (برای مثال میزان تمایل به مرکز و پراکندگی متغیرهای وابسته و مستقل) هستیم. این موضوعات به عنوان آمار توصیفی مشهوراند. سوای اطلاعات فوق، ممکن است بخواهیم از نحوهی ارتباط متغیرها با یکدیگر، تفاوتهای بین دو گروه یا چند گروه مطلع شویم. این موضوعات آمار استنباطی نامیده میشود (برای مثال نتایج آماری که به ما اجازه میدهد، استنباطهایی از یک نمونه استخراج و به جامعه تعمیم دهیم) (داناییفرد و همکاران، ۱۳۸۳). در تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصله از بخشهای اول و چهارم پرسشنامه و نیز بخش موجودیت متغیرها از بخشهای دوم و سوم پرسشنامه، از جداول و نمودارهای آمار توصیفی و در بررسی روابط همبستگی متغیرها از آمار استنباطی و نرم افزار SPSS استفاده شده است. در آزمون این فرض که آیا موجودیت دفتر مدیریت پروژه در ایجاد بسترهای مناسب جهت پیادهسازی مدیریت دانش پروژه مؤثر است، یک رگرسیون خطی ساده روی امتیازات «بسترسازی جهت پیادهسازی مدیریت دانش پروژه» به عنوان متغیر وابسته و «دفتر مدیریت پروژه» به عنوان متغیر مستقل صورت گرفته است. انواع آزمونهای آماری استنباطی به کار رفته در این پژوهش به همراه موارد استفاده از آمار توصیفی در جدول ۳-۶ نمایش داده شده است. جدول ۳-۶- کاربرد آمار توصیفی و انواع آزمونهای آماری استنباطی در پژوهش حاضر
سؤالات تحقیق
سؤال اصلی
آیا موجودیت دفتر مدیریت پروژه در ایجاد بسترهای مناسب جهت پیادهسازی مدیریت دانش در سازمانهای پروژهمحور صنعت نفت مؤثر است؟
رگرسیون خطی ساده
سؤالات فرعی
کارکردها و وظایف دفتر مدیریت پروژه، تا چه حد در آندسته از سازمانهای پروژهمحور صنعت نفت که به عنوان نمونه در این پایاننامه مدنظر میباشند، وجود دارند؟
آمارههای توصیفی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دیدگاه های مختلف در زمینه کمالگرایی: تعداد زیادی از محققین به حیطه کمال گرایی علاقمند بودهاند و چشم اندازها و دیدگاههای مختلف و گوناگونی را در این زمینه مطرح نموده اند: دیدگاه آدلر یکی از اولین نظریه پردازان که در زمینه کمال گرایی به تحقیق پرداخت آدلر (۱۹۵۶؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶)بود. او ادعا کرد که همه ما در تلاش برای دستیابی به یک هدف هستیم که باعث می شود ما احساس قدرت، برتری و کمال داشته باشیم. در نتیجه تلاش برای سیدن به کمال یک پدیده طبیعی برای هر فردی است و میل به زندگی به این تلاش برای برتری گره خورده است. او نشان داد که تلاش برای برتری یک گرایش ذاتی است که در همه انسانها وجود دارد و مرکزیت روانشناسی فردی به حساب میآید. همچنین آدلر اذعان کرد این استعداد ذاتی به انسانها کمک میکند که بر مشکلات غلبه کنند و احساس بهتری در مورد توانایی بالقوه خود داشته باشند. تلاش برای برتری یک میل انطباقی است که توسط علاقه اجتماعی تعدیل میشود، اما فقدان علاقه اجتماعی باعث کمالگرایی ناسازگار میشود که شامل اهداف غیر واقعی و استانداردهای غیر واقعیاست(پلین، ۲۰۰۶).
 دیدگاه الیس بر اساس چشماندازی دیگر، الیس (۱۹۵۸؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) از برخی افکار غیر منطقی خبر میدهد که منجر به رفتار خود- شکست دهنده[۳۲] و روان نژندانه در فرد دارای افکار غیر منطقی کمالگرایانه میشود. الیس اظهار داشت که: «این ایده که فردی باید به طور کامل شایسته، مناسب، باهوش باشد و تمام کمال ممکن را به صورت عالی کسب کند، در مقابل این ایده که فرد باید سعی کند تقریباً همیشه تلاش کند کارها را به خوبی انجام دهد و فردی که خودش را به عنوان یک مخلوق ناقص با وجود تمام محدودیتها و خطاپذیری بپذیرد، تفاوتهای زیادی وجود دارد» (الیس، ۱۹۵۸؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). دیدگاه هورنای دیدگاه هورنای (۱۹۷۰؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) شبیه با دیدگاه الیس (۱۹۵۸؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) است که اظهار میدارد کمال گرایی یک نوع وسواس است که با برتری در استانداردهای عقلانی و عاطفی که ریشه در یک نوع خاص از روان نژندی دارد و عمدتاً به عنوان بیگانگی از خود مطرح میشود. او می گوید برخی از ویژگیهای افراد کمالگرا عبارتند از رفتار دوستانه همراه با یک نوع تکبر پنهان شده زیرا در افراد کمالگرا بروز احساسات به صورت نامنظم ممنوع است، به صورت وسواسی و مقرراتی کار میکنند، توجه زیادی به جزئیات دارند، به طور وسواسی جذب انجام کاری که انجام میدهند و چگونگی انجام آن می شوند، قادر نیستند برای انجام کارها به صورت خودانگیخته و با اصالت عمل ند، کارها را آهسته و بیحاصل انجام می دهند، برای رسیدن به مطالبات زیاده از حد خود به شدت فعالیت میکنند، در حالی که به دلیل غرق شدن در جزئیات به هدف خود نمیرسند. دیدگاه هاماچک[۳۳] هاماچک (۱۹۷۸؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) کمالگرایی را به دو طبقه کمالگرایی بههنجار[۳۴] و کمالگرایی نوروتیک[۳۵] تقسیمبندی کرده است و خاطر نشان کرد که فرد کمالگرای بههنجار دارای تمایل کسب لذت به وسیله تلاش برای دستیابی به اهداف چالش برانگیز اما قابل دسترس است. این افراد دارای استانداردهای انعطافپذیر هستند و اگر عملکردشان برای دستیابی به اهدافشان به اندازه کافی مناسب نباشد، باز هم میتوانند احساس رضایت را تجربه کنند(اکوردینو و همکاران[۳۶]، ۲۰۰۰؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). در مقابل او ادعا کرد که کمال گرایان نوروتیک دارای سطح بسیار بالایی از اضطراب و ترس از شکست هستند، علاوه براین آنها احساس می کنند رضایت از عملکرد به ندرت روی می دهد و لذت را تجربه نمی کنند (آکوردینو، ۲۰۰۰؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). همگام به طبقه بندی هامامک درباره کمالگرایی بهنجار و توروتیک، سوروتزکین[۳۷] (۱۹۹۸؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) ادعا کرد که فرم آسیبشناسانه کمالگرایی با نیاز غیر آسیبشناسانه به عالی بودن در مورد چگونگی واکنش فرد به عملکرد نه چندان عالیاش، متفاوت است. برای مثال، سوروتزکین (۱۹۹۸؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) اظهار داشت که کمالگرایان، هیچ نوع رضایتی از عملکرد معمولی تجربه نمیکنند و در این شرایط احساس میکنند که تحقیر شدهاند، اما افرادی برای رسیدن به برتری تلاش میکنند، معمولاً به تلاششان افتخار میکنند، و به خاطر عملکرد کمتر ایدهآل خوشحال هستند، زیرا آنها محدودیتهای شخصی و بیرونی را می پذیرند (پاچت[۳۸]، ۱۹۸۴؛ به نقل از پلین،۲۰۰۶). دیدگاه بورنز[۳۹] بورنز (۱۹۸۰؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) در تعریف کمالگرایان میگوید: افرادی که دارای استانداردهای دستنیافتنی هستند، برای رسیدن به اهداف دستنیافتنیاشان بیش از حد به خود فشار وارد میکنند و ارزش خودشان را بر اساس میزان موفقیت در دستیابی به بهره وری و موفقیت میسنجند. تفکر همه یا هیچ (تفکر دوگانه[۴۰])، تعمیم بیش از حد[۴۱] و گزاره «باید» از ویژگیهای خیلی بارز و معمولی افراد کمالگرا است (بورنز، ۱۹۸۰؛ پاچت، ۱۹۸۴؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). با وجود این افکار در وجود فرد کمال گرا، نوجوانان به احتمال زیاد به این ویژگیهای کمالگرایانه در رابطه با مدل نقشهایی که دارند تشویق شوند (سوروتزکین، ۱۹۹۸؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). کمالگرایان همچنین دارای ترس و انتظار طرد شدن در مواقعی که به عنوان ناقص (ناکامل) مورد قضاوت قرار میگیرند، هستند؛ در مقابل نقد و انتقاد، دفاعی عمل میکنند و معمولاً از دوستانشان انتظار دارند استانداردهای بالایی برای خودشان داشته باشند (بورنز، ۱۹۸۰؛ گارد[۴۲]، ۱۹۹۹؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). از این رو، واکنشهای آنها منجر به فشار برای راندن دیگران از خود میشود، و این نیز به این باور در فرد منجر میشود که برای مورد پذیرش قرار گرفتن دوباره باید عملکرد عالی از خود نشان دهد (بورنز، ۱۹۸۰؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). علاوه براین، بسیاری از کمال گرایان احساس میکنند که تنها هستند، دوست داشتنی نیستند و به دلیل روشی که آنها سعی میکنند دوست پیدا کنند و آنها را نگه دارند (کنترل کنند) روابط شخصی ضعیفی دارند(بورنز، ۱۹۸۰؛ گارد، ۱۹۹۹؛ پاچت، ۱۹۸۴؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶). آنها همچنین عقیده دارند که بیارزش هستند و معتقدند که دیگران بیرحم و غیر قابل دسترس هستند، که این خود منجر به ترس از صمیمیت در افراد کمالگرا میشود. دیدگاه پاچت[۴۳] پاچت (۱۹۸۴؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) مفهوم کامل بودن را از لحاظ ناقص بودن توضیح داده است. او ادعا کرد کیفیت انسانیت در هر یک از ما ریشه در نواقص ما دارد که از ما انسانهای واقعی به وجود آورده است. در نتیجه، بدون وجود نواقص ما سرد و بی روح، استریل و دوست نداشتنی خواهیم بود. اگر چه او معتقد تاثیر نواقص است، توضیح میدهد که کمالگراها افرادی هستند که فقط بینهایتها را میشناسند و قادر به تشخیص حد وسط نیستند. در نتیجه، کمالگراها هدفهای دستنیافتنی برای خود در نظر میگیرند و وقتی آنها کاری را با موفقیت به انجام میرسانند، بسیار به ندرت امکان دارد که آن را به عنوان ثمره موفقیت خود قلمداد کنند. دیدگاه هالگین و لیهی[۴۴] هالگین و لیهی (۱۹۸۹؛ به نقل از پلین، ۲۰۰۶) بر یک تاثیر چشمگیر در تنوع کمالگرایی اشاره کردند که نظریهپردازان قدیمی نیز به آن پرداخته بودند. آنها درباره تاثیر نظامهای اجتماعی بر تفکر کمالگرا نکاتی را یادآور شده بودند و پیشنهاد کرده بودند که کودکان باید در برابر آسیب ناشی از رقابت در اوایل کودکی، مورد حفاظت قرار گیرند، اما در طی مسیر رشد آنها مقدار زیادی طرد را تجربه میکنند. برای مثال، ممکن است آنها در مدرسه از محبوبیت پایینی در مدرسه برخوردار شوند، در ورود به دانشگاهی که دوست دارند شکست بخورند و یا در هر زمینهای که منجر به شرمساری کلی فرد شود، شکست بخورند. بنابراین، در زمان ورودشان به دانشگاه ممکن است دارای تصویر- خود ضعیفی باشند، و در حین تحصیل در دانشگاه برای بهبود حرمت به خود و اثبات شایستگیهای خود به دیگران تلاش کنند، زیرا آنها معتقدند که عالی بودن، عشق و پذیرش بیشتری را از جانب دیگران در پی خواهد داشت. علاوه براین، آنها معمولاً نمیدانند که این عقاید و باورها مشکلات آنها را بدتر میکند و باعث طرد بیشتر از طرف دیگران خواهد شد (پلین، ۲۰۰۶). سبب شناسی کمالگرایی ۱-وراثت[۴۵] و عوامل زیست شیمیایی: شواهد واضح و مستقیمی در مورد اینکه کمالگرایی علت ژنتیکی و زیست شیمیایی دارد، وجود ندارد. ۲- یادگیری[۴۶]: اگر شما کمالگرا هستید، احتمالاً در کودکی یادگرفتهاید که دیگران با توجه به کارایی شما در انجام کارها به شما بهاء میدهند، درنتیجه احتمالاً شما یادگرفتهاید در صورتی به خود بهاء دهید که مورد قبول دیگران واقع شوید. این امر میتواند شما را نسبت به نقطه نظرها و انتقادات دیگران، آسیب پذیر و به شدت حساس سازد. تلاش برای حمایت از خودتان و رهایی از این گونه انتقادات، سبب میگردد کامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانید. از لحظه تولد تا بزرگسالی، در پرورش کمالگرایی چندین و چند عامل دست به دست هم میدهند. کمالگرایی هم طبق تعریف روانشناسها، یک ویژگی شخصیتی است (خسروی، علیزاده صحرایی، ۱۳۸۸). ۳- والدین قدرتطلب[۴۷]: آدمهایی که بیش از حد کمالگرا هستند، در کودکی والدینی داشتهاند قدرتطلب؛ پدر و مادری که توی کله بچهشان فرو کردهاند «همیشه ما درست میگوییم، همیشه حق با ماست و همیشه ما درست رفتار میکنیم». این والدین نهچندان محترم، تفاوت تواناییهای خودشان و بچههایشان را درک نمیکنند، به همین خاطر سعی میکنند با تنبیه، کودکانشان را مجبور کنند به معیارهای والایشان دست یابند؛ معیارهایی که آن قدر غیرواقع بینانهاند که در کمتر موردی بچهای میتواند به آنها دست یابد. روانشناسها به این سبک به اصطلاح «تربیتبچه»، سبک والدینی قدرت طلبانه میگویند. ۴-والدین کمالگرا: غیر از والدین دیکتاتور، والدین کمالگرا هم بچههای کمالگرا تحویل جامعه میدهند. والدینی که خودشان کمالگرا هستند، نه تنها موفقیتهای کودکانشان را کوچک میشمارند بلکه حتی موفقیتهای خودشان را هم قبول ندارند. آنها یک شخصیت وسواسی و بیش از حد منظم دارند و کودکان این افراد به همین خاطر، هیچوقت احساس خوبی نسبت به موفقیتهایشان ندارند و در نتیجه احساس خوبی نسبت به خودشان هم ندارند چون هیچوقت نتوانستهاند والدینشان را خشنود کنند (حسینی، ۱۳۸۹). ۵-باورهای فردی[۴۸]:بعضی باورهای افراد که موجب کمالگرایی میشوند عبارتند از: الف. نیاز به تایید؛ همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچهها و همکارانم باید مرا تایید کنند و دوستم بدارند. ب) انتظارات بیش از حد از خود؛ اگر من در همه زمینهها با کفایت نباشم فرد بیارزشی هستم. ج) مستعد سرزنش؛ اگر من نتوانم به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه کنند. د) نگرانی بیش از اندازه؛ چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم. ه) پرهیز از مشکلات؛ فرار از مشکلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست(حسینی،۱۳۸۹). ویژگیهای افراد کمالگرا بعضی از احساسات، افکار و باورهای منفی ذیل، احتمالا با کمالگرایی مرتبط هستند: ترس از بازنده بودن[۴۹]: افراد کمالگرا، غالباً شکست و رسیدن به هدفهایشان را با از دست دادن ارزش و بهای شخصی مساوی میدانند. ترس از اشتباه کردن[۵۰]: افراد کمالگرا، غالباً اشتباه را مساوی با شکست میدانند. موضع آنها در زندگی حول و حوش اجتناب از اشتباه است. کمالگراها فرصتهای یادگیری و ارتقا را از دست میدهند. ترس از نارضایتی[۵۱]: افراد کمالگرا، در صورتی که دیگران شاهد نقایص یا معایب کارشان باشند، غالباً به دلیل ترس از عدم پذیرش از سوی آنان، دچار وحشت میگردند. تلاش برای کامل بودن در واقع روشی جهت حمایت گرفتن از دیگران به جای انتقاد، طرد شدن یا نارضایتی میباشند (موریس، ترجمه گوهریان، ۱۳۸۴). همه یا هیچ پنداری: افراد کمالگرا، بهندرت بر این باورند که در صورت به پایان رسیدن یک کار، بهطور متوسط هنوز با ارزش هستند. افراد کمالگرا، در دیدن دورنمای موقعیتها دچار مشکل هستند. برای مثال، دانشآموزی که همیشه نمره A داشته، در صورت گرفتن نمره B بر این باور است که من یک بازنده هستم. تاکید بسیار بر روی بایدها: زندگی افراد کمالگرا، غالباً براساس لیست پایانناپذیری از بایدها بنا شده است، که با قوانین خشکی برای هدایت زندگی آنها، به خدمت گرفته میشود. افراد کمالگرا با داشتن چنین تاکیدهایی برروی بایدها بهندرت بر روی خواستهها و آرزوهای خود حساب میکنند. اعتقاد داشتن به این امر که دیگران به آسانی به موفقیت میرسند: افراد کمالگرا، مشاهدات خود را به گونهای جمع آوری میکنند، که بگویند افراد دیگر با کمترین تلاش، خطاهای کم، استرسهای عاطفی کمتر و بالاترین اعتماد به نفس به موفقیت دست مییابند. در عین حال افراد کمالگرا کوششهای خود را پایان ناپذیر و ناکافی تلقی میکنند (مهرابیزاده و وردی، ۱۳۸۲). ابعاد کمالگرایی ۱-کمالگرایی خودمدار[۵۲]: کمالگرایی خودمدار یک مؤلفه انگیزشی است که شامل کوششهای فرد برای دستیابی به خویشتن کامل میباشد. دراین بعد کمالگرایی افراد دارای انگیزه قوی برای کمال، معیارهای بالای غیرواقعی، کوشش اجباری و دارای تفکر همه یا هیچ در رابطه با نتایج، به صورت موفقیّتهای تام یا شکستهای تام میباشند. این افراد به حد کافی موشکاف و انتقادگر هستند، بهطوریکه نمیتوانند عیوب و اشتباهات یا شکستهای خود را در جنبههای مختلف زندگی بپذیرند (گوردن[۵۳]،۲۰۰۶). ۲-کمالگرایی دیگرمدار[۵۴]: کمالگرایی دیگرمدار یک بعد میان فردی است که شامل تمایل به داشتن معیارهای کمالگرایانه برای اشخاصی است که برای فرد اهمیّت بسیاری دارند. از اینرو این نوع کمالگرایی ممکن است به روابط بین فردی دشوار منتهی گردد. ۳-کمالگرایی جامعه مدار[۵۵]: در کمالگرایی جامعه مدار دیگران انتظارات اغراق آمیز و غیرواقعی از شخص دارند. اگرچه برآوردن این انتظارات مشکل است ولی شخص باید به این استانداردها نائل آید تا مورد تائید و پذیرش دیگران قرار گیرد. این معیارهای افراطی معمولاً منجر به احساس شکست، اضطراب، خشم، درماندگی و ناامیدی شده که با تفکرات خودکشی و افسردگی در ارتباط است (تران[۵۶] و مون[۵۷]، ۲۰۰۰) انواع کمال کمال فردی و اجتماعی[۵۸] کمال در دو جنبه فردی و اجتماعی بشر تصور میشود، زیرا شخصیت انسان دارای دو جنبه است؛ فردی و اجتماعی. شخصیت او از جهت فردی این است که او را قطع نظر از محیط و اجتماع و بدون توجه به موقعیت و خصوصیات اجتماعی ملاحظه کنیم و منظور از شخصیت اجتماعی این است که انسان را به ضمیمه اجتماع و روابطی که با سایر انسانها و محیط خارج از خود دارد در نظر بگیریم، بنابراین کمالی را هم که انسان در جستجوی آن است در دو جهت فردی و اجتماعی متصوراست. انسان از لحاظ فردی دارای سه جهت فکر، اخلاق و عمل است (میرزا کمسفیدی، ۱۳۸۱). کمال فکری[۵۹] بدیهی است محتویات فکر انسان هر چه عالی تر باشد آن فکر کامل تر و عالی تر است، زیرا فکر و عقل انسان با محتویات آن رابطه نزدیک دارد، بنابراین هر چه معلومات و معقولات انسان توسعه بیشتری داشته باشد به همان اندازه فکر انسان وسیعتر خواهد بود و به عبارت ساده تر، ترقی و تعالی محتویات فکر همان ترقی فکر است بلکه می توان گفت میان فکر و محتویات آن تعدی در کار نیست. از اینجا نتیجه میگیریم فکر کامل فکری است که متوجه عالی ترین موجودات باشد و پستترین افکار آن فکری است که در اطراف پست ترین موجودات دور می زند. برای درک این حقیقت باید معتقدات یک فرد دیندار و بیدین را با هم مقایسه کنیم. یک فرد مادی میگوید عالم منحصر است به آنچه ما می بینیم و یا علوم طبیعی برای ما ثابت کرده است، طبیعت محدود و قوانین جبری آن سازنده این جهاناند و هیچ گونه نقشه و فکری در ساختمان آن به کار نرفته است. نیروی خلاقه عالم حتی به اندازه یک کودک خردسال هم عقل و شعور ندارد، بشر هم جزیی از طبیعت است و پس از مرگ اجزا او از هم متلاشی و تجزیه شده و دگر بار جز همین مواد طبیعی میگردد و هیچگونه بقایی برای او نیست، در میان انسان و سایر حیوانات چندان فاصلهای وجود ندارد. اما یک فرد دیندار معتقد است که عالم از آنچه ما درک میکنیم خیلی بزرگتر و عالم ماوراء این طبیعت به مراتب از جهان طبیعت وسیعتر میباشد، نیروی سازنده این عالم بینهایت علم و قدرت دارد، همیشه بوده و همواره خواهد بود، جریان عالم بر طبق یک نقشه بسیار عمیق و دقیق است و عدم اطلاع ما از اسرار آن به طور کامل، مولود نادانی ما است، نه دلیل بر نبودن آن. اسرار انسان فاصله بسیار زیادی از حیوانات دارد، مرگ به معنای نابودی و فنا نیست، بلکه یکی از مراحل کمال بشر است. زیرا انسان پس از مرگ وارد عالم وسیع تر و پهناورتری میگردد (مهرابی زادههنرمند و وردی، ۱۳۸۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از باب ماهیت تمامی جاسوسی ها در جستجوی پنهانی اسرار درباره رقیب یا دشمن اشتراک دارند ولی در برخی موارد اختلاف در موضوع دامنه نحوه کسب اطلاعات و اخبار در جاسوسی ملاحظه می گردد. نمونه ای بارز که می توان به آن اشاره نمود جاسوسی از منظر حقوق بین الملل فضا می باشد که عبارت خواهد بود از کسب اخبار و اطلاعات از ایستگاه های فضایی سایر دولت ها بدون رعایت عمل متقابل و یا بدون اذن دولت متقابل و یا کسب اخبار و اطلاعات در فضا بر خلاف اصل بهره برداری مسالمت آمیز از فضا. بنابراین با توجه به تنوع جاسوسی و توسعه آن در اشکال مختلف امکان تعریف جامع و مانع از جاسوسی که قابل تسری در شاخه های مختلف حقوق بین الملل باشد امکان پذیر نبوده و بنا به مورد حقوق بین الملل و جاسوسی با توجه به موضوع مرتبط با آن تعریف خواهد گردید.[۴۰]
 گفتار سوم: تعریف جاسوسی در فضای سایبر جاسوسی رایانه ای از رایج ترین اشکال جرم رایانه ای است که امنیت داخلی و خارجی کشور را تهدید می کند. جاسوسی کلاسیک ناظر به کسب اسرار سیاسی و نظامی و انتقال آنها به کشور بیگانه و جاسوسی رایانه ای، علاوه بر انتقال داده های سری، ناظر به کسب اسرار تجاری، حرفه ای، صنعتی، اقتصادی و انتقال آن به افراد فاقد صلاحیت است که از طریق سیستم های رایانه ای انجام می شود. بند اول: تعریف جرم جاسوسی رایانه ای از دیدگاه حقوق داخلی قبل از اینکه وارد تعریف این جرم شویم بیان نکته ای ظریف ضروری به نظر می رسد همانطور که میدانیم هر پدیده اجتماعی به طور خاص برای آنکه وصف مجرمانه بگیرد و قابل مجازات باشد باید بر طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی برای آن مجازات تعیین شده باشد یعنی اینکه هر فعل یا ترک فعلی که به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده قابل مجازات است و وصف مجرمانه دارد و جرم محسوب می شود و گرنه بر طبق اصل قانونی بودن جرم و مجازات نمی توان آن پدیده ضد اجتماعی را جرم خواند و همین بحث در جاسوسی رایانه ای، هم مد نظر است[۴۱]. در مورد اینکه جاسوسی رایانه ای عملی خلاف اخلاق و ضد اجتماعی و یک نا هنجاری اجتماعی است و باعث می شود اعتماد عمومی کم رنگ شود شکی نیست، لیکن برای مجازات مرتکبین جاسوسی رایانه ای ما نیاز به قانون داریم که این پدیده را جرم انگاری کرده باشد، که این امر را ما در مواد ۳و ۴و ۵ قانون جرائم رایانه ای و ماده ۶۴ و ۷۵ قانون تجارت الکترونیکی مشاهده می کنیم. همچنین درقوانین کیفری ایران تعریف صریحی از جرم جاسوسی به عمل نیامده است. این رویکرد در قانون جرائم رایانه ای نیز قابل مشاهده می باشد زیرا صرفاً مصادیق حصری و احکام آن طی سه ماده ( ۳، ۴، ۵) درمبحث سوم فصل اول قانون جرائم رایانه ای و مواد ۶۴ و ۷۵ قانون تجارت الکترونیک تحت عنوان حمایت از اسرار تجاری بیان شده است با وجود این خلاء در مورد جاسوسی حقوقدانان تعاریف متعددی را عرضه کرده اند که با در نظر گرفتن این تعاریف می توان گفت: ” جاسوسی رایانه ای یعنی تفحص و تجسس غیر مجاز پیرامون داده های سری به وسیله رایانه “. بند دوم: تعریف جاسوسی رایانه ای از دیدگاه حقوق بین الملل شورای اروپا جاسوسی رایانه ای را این گونه تعریف کرده است: «کسب اسرار تجاری یا حرفه ای از راه های نادرست یا افشاء، انتقال و یا استفاده از این اسرار بدون داشتن حق یا هر گونه توجیه قانونی با قصد وارد کردن زیان اقتصادی به فردی که محق در نگه داشتن اسرار است یا تحصیل یک امتیاز اقتصادی غیر قانونی برای خود یا یک شخص ثالث.»[۴۲] البته لازم به ذکر است به این تعریف ایراداتی وارد است، اولاً با بیان اسرار تجاری یا حرفه ای در آن عملاً این تعریف را از موارد دیگر اسرار من جمله اسرار امنیتی و اطلاعاتی و فرهنگی خارج کرده که شامل موارد دیگر جاسوسی رایانه ای نمی شود و با این عنوان بطور کامل هماهنگی ندارد و ثانیاً در مورد قصد مرتکب از ارتکاب این جرم، که در تعریف فقط منافع اقتصادی مد نظر قرار گرفته، که این نیز درست به نظر نمی رسد. چرا که ممکن است جاسوسی اهدافی برتر از منافع اقتصادی داشته باشد مثلاً صرفاً اهداف ملی مد نظر باشد. ثالثاً در این تعریف جاسوسی رایانه ای تعریف نشده، بلکه صرفاً مصادیق جاسوسی رایانه ای آن هم نه به صورت کامل بیان شده است.[۴۳] بند سوم: نتیجه تعاریف فوق از خصوصیات مهم و اساسی هر تعریفی این است که باید موضوع مورد بحث را به شیوه ای آشکار بیان نماید بطوری که جامع و مانع یا منعکس باشد. این امر درمباحث کیفری و جزایی که آثار مهم و گاهی زیانبار دارد، بسیار حایز اهمیت است، زیرا با اندک غفلت و مسامحه ای در تعریف و شناخت ارکان و عناصر جرم، ممکن است عمل ارتکابی مصداق قانونی شود، که با مجازات مقرر در آن قانون تناسبی نداشته باشد. با نگاهی به تعریف بیان شده در بالا متوجه می شویم اولاً تعریف ارائه شده توسط شورای اروپا یک تعریف جامع و مانع نیست و ثانیاً در حقوق داخلی هم ما تعریف کاملی در خصوص جاسوسی رایانه ای نداریم و صرفاً احکامی در خصوص فعل جاسوسی بیان شده است. بنابراین در اینجا باید این نکته را بیان کنیم که در خصوص عنوان جاسوسی رایانه ای تعریفی روشن ارائه نشده و فقط باید به نتیجه گیری های کلی در این خصوص تکیه کرد. مبحث دوم: تاریچه ارتکاب و تحولات رفتاری در این گفتار ابتدا در خصوص اولین جرائم اینترنتی سخن خواهیم گفت سپس به نقل تاریخچه ای از ارتکاب جاسوسی سنتی و رایانه ای در ایران و سایر کشورها می پردازیم. گفتار اول: تاریخچه اولین جرائم رایانه ای تاریخچه مشخصی از پیدایش جرم اینترنتی و کامپیوتری وجود ندارد ولی به هر حال این دسته از جرائم را باید زائیده و نتیجه تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی دانست.براساس مطالعات اولین جرم سایبری در سال ۱۸۲۰ و در فرانسه به وقوع پیوست. اگر این نکته که «چرتکه» دستگاهی است که به نظر حتی سریع تر از کامپیوتر نیز کار می کند و از سال ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد در هند، ژاپن و چین وجود داشته را کنار بگذاریم در می یابیم تاریخ مربوط به اولین، جرم سایبری چندان هم دور نیست. در سال ۱۸۲۰ «جوزف مری جکوارد» یک کارخانه دار منسوجات در فرانسه، دستگاه پارچه بافی اختراع کرد که امکان تکرار یک سری فعالیت ها برای تولید تار و پود را فراهم می کرد. کارگران این کارخانه احساس ناراحتی کرده و امنیت شغلی خود را در خطر دیدند، لذا با انجام خرابکاری سعی در عدم استفاده از این تکنولوژی کردند واین را شاید بتوان از جمله اولین جرائم سایبری ثبت شده به شمار آورد[۴۴]. اما شاید بتوان گفت که منشاء پیدایش جرائم کامپیوتری و اینترنتی به شیوه مدرن به قضیه رویس بر می گردد در سال ۱۹۶۳ رویس به عنوان حسابدار یک شرکت فروش عمده میوه و سبزی انتخاب شده بود رویس به خیال اینکه شرکت کار فرمایش حقش را پایمال کرده و عهد و پیمان خود را در پرداخت حقوق وی شکسته تصمیم به انتقام گرفت اما از طریق کامپیوتر اقدام به حسابرسی کرده و با تغییر قیمت ها و تنظیم درآمد جنس، مبلغی از مرجع آن را کاهش و به جای خاصی واریز کرد بطوری که هیچ گونه ناهماهنگی در محاسبات مشاهده نگردد.رویس با زیرکی خاص در زمان های معین، چکی به نام یکی از ۱۷ شرکت جعلی خودش می کشید و مقداری از مبالغ را به نفع خود بیرون می آورد و به مرور زمان رویس توانست درمدت ۶ سال مبلغی بیش از یک میلیون دلار بدست آورد. اما تنها مشکل بزرگ رویس این بود که در طراحی سیستم خود فکر عاقبت کار را نکرده بود او نمی توانست این روش را برای همیشه ادامه دهد نه قادر بود آن را غفلتاً متوقف سازد. سرانجام رویس خودش را به محاکم قضایی معرفی کرد و به ۱۰ سال زندان محکوم شد بدین ترتیب زمینه پیدایش جرم رایانه ای شکل می گیرد و قانونگذار را به تدوین و قوانین مدرن وا می دارد. اما در ایران رایانه از اوایل سال ۱۳۴۰ یعنی در حدود ۲۲ سال پس از اختراع اولین رایانه وارد کشور شد و بانک ملی و شرکت نفت جز اولین نهادهایی بودند که کار با رایانه را در سال ۱۳۴۱ شروع کردند.[۴۵] اما بر اساس اطلاعت موجود اولین جرم اینترنتی در ایران در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۷۸ به وقوع پیوست. یک کارگر چاپخانه و یک دانشجوی کامپیوتر در کرمان اقدام به جعل چکهای تضمینی مسافرتی کردند و چون تفاوت و تمایزی چندان بین جرم کامپیوتری و جرم اینترنتی نیست عمل آنها به عنوان اولین جرم اینترنتی محسوب می شود. بعد از این بود که گروه های هکر موسوم به گروه مش قاسم و…. جرم های دیگری را مرتکب شدند.[۴۶] گفتار دوم: تاریخچه جاسوسی سنتی یکی از مصادیق جرائم علیه امنیت ملی هر کشوری، جاسوسی است لذا بخشی از قوانین کیفری کشورها به این موضوع اختصاص یافته و سازمانهای جاسوسی بیش از هر چیز در صدد شکار «ماموران در محل» یعنی افرادیکه در داخل یا پیرامون اهداف مورد نظر آنها قرار دارند برمی آیند. قدمت پدیده جاسوسی تا آن حد کهن است که به تاریخ پیدایش بشر بر می گردد. تورات، داستانهایی از روسای قبایلی را که موسی برای شناسایی سرزمین کنعان فرستاده بود برای ما حکایت می کند و از ماموران یوشع در شهر «اریحا» و بسیاری جاسوسان دیگر نیز نام می برد. کتیبه های معابد «القصور» درمصر و «آبیدوس» از پیروزی توتمس سوم به یاری جاسوسان در نبرد «مجدو» سخن می گویند. در انگلستان دوران الیزابت اول ملکه تاج و تختش را مدیون مامورانی بود که صدراعظمش «والسینگهام» برای ضد جاسوسی سازماندهی کرده بود. لویی چهارم از طریق زنان جاسوسی که حقوق بسیار مناسبی دریافت می کردند از محرمانه ترین اسرار کابینه ها آگاه می شد. تا دوران اخیر جاسوسی فعالیتی بود که رابطه تنگاتنگ با جنگ داشت. بنابراین تعجبی ندارد که در دوران فرمانروایی ناپلئون به شدت اعمال شده باشد. در اوایل قرن حاضر بالا گرفتن خطر جنگ با توسعه سرویس های جاسوسی- اطلاعاتی و تشدید فعالیت آنها همراه بود. در این مبارزه زیر زمینی، روسها با در اختیار گرفتن رئیس ضد جاسوسی اتریش «سرهنگ ردل» به شگفت ترین ماجراها تحقق بخشیدند، این شخص به مدت ۱۰ سال تمام نقشه های ستاد بزرگ کشور خویش را در اختیار روسها قرار می داد. جنگ اروپایی اول در زمینه جاسوسی شاهد ماجراهای گوناگون است. در این جنگ سرویس های اطلاعاتی بریتانیا به اوج شکوفایی خود رسیدند. در جنگ اروپایی نیز سرویس های جاسوسی بسیار قدرتمند تر و پیشرفته تر از گذشته نمایان شدند. خلاصه آنکه هر چند جاسوسی روند تاریخ را دستخوش تغییرات بنیادین نمی کند، اما می تواند حوادث آن را عمیقاً دگرگون سازد.[۴۷] گفتار سوم: تاریخچه جاسوسی اینترنتی جاسوسی کامپیوتری یکی از رایج ترین انواع جرائم کامپیوتری است. به علت ارزشمند بودن اطلاعات ذخیره شده در مرکز رایانه اکثر شرکتها، این جرم به طور ویژه برای مرتکب سودمند و برای شرکت متضرر از جرم، خطرناک است. در خصوص اولین جرم جاسوسی کامپیوتری اطلاعات دقیقی در اختیار نداریم اما در اینجا به چند مورد از قدیمیترین موارد ارتکاب این جرم اشاره می کنیم. از این جمله توطئه جاسوسی دراز مدت در خصوص پردازش داده ها که در سال ۱۹۶۴ توسط سازمان های جاسوسی آلمان شرقی طراحی شده و در سال ۱۹۷۶ در دادگاههای آلمان غربی مورد رسیدگی قرار گرفت. مورد دیگر سوء استفاده برخی کامپیوتر بازان ۱۵ تا ۲۵ ساله است که عضو گروه ۴۱۴ میلواکی (ایالات متحده آمریکا) بودند آنها در سال ۱۹۸۳ توانستند به بانک داده های مراکز زیر دسترسی پیدا کنند: آزمایشگاه ملی لس آلاموس، بانک سکیوریتی پسیفیک لس آنجلس، مرکز سرطان آسلون کترنیک نیویورک، موسسه فناوری ماسا چوست ، پایگاه نیروی هوایی مک کلان در ساکرامنتو، مدیریت تلفن نروژ و اف بی آی؛ و در نهایت یک کمیته از کنگره آمریکا موارد مذکور را پیگیری کردند.[۴۸] همچنین در سال ۱۹۸۶ در آلمان تعدادی از جوانان آلمانی با تسلط بر قفلها از طریق یک شبکه کامپیوتری بین المللی موفق شدند با ورود به سیستمهای پردازش الکترونیک به بانک داده ها در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورها دست یابند. مرتکبین سپس به خاطر کسب پول اقدام به فروش بخش هایی از یافته هایشان در مورد شبکه های داده ها و ارتباطات شبکه ای مشتمل بر دستیابی به قفلها و مسیرها به یکی از عوامل تحت نظارت KGB[49] از طریق هیأت تجاری شوروی در برلین غربی، کردند .در ۱۵ فوریه ۱۱۹۰ مرتکبین به وسیله دادگاه عالی(C.H.R.C) به خاطر نحوه رفتارشان در ارتباط با یک سرویس جاسوسی هر یک نزدیک به ۲۰ سال محکوم شدند.[۵۰] اما در ایران در خصوص ارتکاب این جرم آمار دقیقی در خصوص سالهای اولیه ورود کامپیوتر به ایران در دسترس نیست و این امر را می توان به دلیل نبود مرجع رسیدگی تخصصی در این زمینه دانست اما با تصویب قانوم جرائم رایانه ای در مجلس و لزوم تعیین ضابط قضایی برای این قانون و مصوبات کمیسیون مربوطه مبتنی بر تشکیل پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات[۵۱] این پلیس در بهمن ماه ۱۳۸۹ در ایران تشکیل شد[۵۲]. اما برای مثال می توان به نمونه ای اشاره کرد که شاید بتوان آن را در زمره اولین جرائم رایانه ای در ایران دانست، دو رمز شکن ایرانی که در سال ۷۹ اقدام به شکستن رمز ۶۳ نرم افزار ایرانی کرده بودند ، در نهایت توسط حکم شعبه سوم دادگاه عمومی تهران به پرداخت ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شدند [۵۳]. اما در خصوص تازه ترین جاسوسی های سایبری می توان به این مطلب اشاره کردکه، فردی از کارکنان یکی از بانک های دولتی در ایران توانست رمز ۳ میلیون حساب بانکی را در وبلاگ شخصی اش قرار دهد این شخص که موفق به فرار شده است هدفش از انجام این کار را انتقام گیری بیان کرده و اذعان داشته به رؤسایم اعلام کردم که سیستم امنیتی بانکها نفوذ پذیر است و من می توانم این اشکال را رفع کنم اما آنها نپذیرفتند من هم این کار را برای نشان دادن توانایی رسوخ در سیستم امنیتی بانکها انجام دادم و هدف دیگری ندارم. لیست بانکهایی که مورد این حمله اینترنتی قرار گرفته اند شامل بانک ملت، کشاورزی، توسعه و تعاون، ملی، پست بانک، رفاه، پاسارگاد، پارسیان و مسکن، کار آفرین، اقتصاد نوین، دی، صادرات، انصار، سامان، تات، سینا، سپه، شهر، تجارت و سرمایه می شود [۵۴]. مبحث سوم: عکس العملهای قانونی به جرائم رایانه ای قبل از دهه ۱۹۷۰ کشورها در چهارچوب قوانین سنتی با جرائم رایانه ای برخورد می کردند اما با پیشرفت فن آوری اطلاعات و تنوع و کثرت سوء استفاده هایی که از این فناوری می شد، حقوق جزای سنتی دیگر جوابگوی کافی نبود. از این رو کشورها سعی کردند با توجه خاص به این گونه جرائم نو ظهور راهکارهایی را برای کنترل جرائم مرتبط با فن آوری اطلاعات ارائه دهند. گفتار اول: واکنش قانونگذار ایران به جرائم رایانه ای از آنجا که جرم رایانه ای مرتبط با ورود کامپیوتر است ابتدا مختصری در خصوص ورود رایانه به ایران صحبت می کنیم. رایانه که از اوایل سال ۱۳۴۰ وارد ایران شده بود فقط از سوی نهادهای دولتی خاص مورد استقبال قرار گرفت تا سال ۱۳۴۵ جمعاً ۹ رایانه در ایران وجود داشت. اما در سال ۱۳۴۹ این تعداد به ۷۸ دستگاه رسید که اغلب این رایانه ها اجاره ای بودند در سال ۱۳۵۶ تعداد رایانه های نصب شده به ۶۱۶ دستگاه رسید. بعد از انقلاب نهادهایی برای امور انفورماتیک ایجاد شد که با فعالیت این نهادها رشد فناوری در سالهای اخیر نسبتاً خوب بوده است. در حال حاضر تمام سازمانها و نهادها برای انجام امور خود از رایانه استفاده می کند. اما در خصوص واکنش های تقنینی در خصوص جرائم رایانه ای می توان قانون حمایت از مؤلفان مصوب ۱۳۴۸ را اولین واکنش تقنینی ایران در این زمینه دانست و دومین واکنش «قانون ترجمه یا تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی» مصوب ۱۳۵۲ می باشد. ماده ۲۳ قانون حمایت از مؤلفان: «هر کس تمام یا قسمتی از اثر دیگران که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدید آورنده بدون اجازه او و یا عالماً به نام شخص دیگری غیر از پدید آورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تأدیبی از ۶ تا ۳ سال محکوم خواهد شد». ماده ۳ قانون ترجمه یا تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- -Textual interpretation ↑
- - Robert S. Summers, Neil Maccormick, Interpreting Statutes: A Comparative Study, Dartmouth Pub Co , 1991 , p.534. ↑
- -Johnston and others v Ireland, op.cit , para. 52. ↑
- - e.g., Dapo Akande , Sope Williams, “International Adjudication on National Security Issues: What Role for the WTO? Virginia Journal of International Law,vol 43,2003, pp.386–۳۸۸. ↑
- - سید قاسم زمانی، «جایگاه قاعده آمره در میان منابع حقوق بین الملل»، مجله حقوقی بین المللی،شماره ۲۲، بهار و تابستان ۱۳۷۷،ص ۳۱۹. ↑
- -دیوان بینالمللی دادگستری در پاراگراف ۳۴ رأی بارسلونا تراکشن چند نمونه از این تعهدات را در حقوق بینالملل معاصر بر شمرده است که عبارتند از: ممنوعیت اعمال تجاوز، نسل کشی، و نیز اصول و قواعد مربوط به حقوق بنیادین انسان، ازجمله حفاظت در برابر بردهداری و تبعیض نژادی. البته به موجب ماده ۶۴ کنوانسیون وین ۱۹۶۹، قواعد آمره هچنان در حال تحول اند و مواردی که تا کنون به قاعده آمره تبدیل شده اند (مانند: ممنوعیت تجاوز، ممنوعیت بردگی و تجارت برده، ممنوعیت نسل کشی و تبعیض نژادی، ممنوعیت شکنجه) موارد حصری نمیباشند. ↑
- - Barcelona Traction, light and power company, limited (Belgium v. Spain), I.C.J. Reports , Judgment of 5 February 1970,para. 32. ↑
- - ربکا والاس، حقوق بینالملل، ترجمه: سید قاسم زمانی و مهناز بهراملو، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش، ۱۳۸۲، ص۲۲۱. ↑
- - نگوین کک دین، پاتریک دینه و آلن پله، حقوق بینالملل عمومی، مترجم: حسن حبیبی، جلد دوم، تهران، انتشارات اطلاعات،۱۳۸۳، چاپ دوم، ص۱۲۴. ↑
- - سید قاسم زمانی، جایگاه قاعده آمره در میان منابع حقوق بین الملل، پیشین، ص ۳۲۰ ↑
- - Yutaka Arai-Takahashi, op.cit, p 210 and 226 ↑
- - Dinah Shelton, Paolo G. Carozza, op.cit. p529 ↑
- -Oskar Holmer, Decoding the Margin of Appreciation Doctrine in its use by the European Court of Human Rights, University essay from Stockholms universitet , Juridiska institutionen, 2013, p.19. ↑
- - Yuval Shany, op.cit ,pp. 912-914. ↑
- -United Nations Convention on the Law of the Sea (UNCLOS).Art. 218 ↑
- -United Nations Convention on the Law of the Sea (UNCLOS).Art. 246(2) ↑
- - H. Myron Nordquist,United Nations Convention on the Law of the Sea , ۱۹۸۲, published bay martinus nijhoff publisher , 1991 , p. 246 ↑
-
- - بند ۵ ماده ۲۴۶ کنوانسیون حقوق دریاها «…. مع هذا دولت ساحلی میتواند به تشخیص خود رضایتش را برای انجام یک پرژه تحقیقات علمی دریایی یک دولت دیگر یا سازمان های بینالمللی صلاحیت دار در منطقه انحصاری اقتصادی یا فلات قاره خود استنکاف نماید…» ↑

- - در خصوص مکانیسم تحقیقات در منطقه انحصاری اقتصادی رجوع شود به: یاسر امین رعیا، «تحقیقات علمی در منطقه انحصاری اقتصادی دریایی»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیستو ششم،شماره ۳، پاییز ۱۳۹۱، صص ۷۷۷-۸۰۰ ↑
- -حق بر محیط زیست سالم در اسناد بینالمللی بسیاری مورد تایید قرار گرفته است ازجمله: ماده ۱ اعلامیه ی پایانی کنفرانس سازمان ملل متحد درباره ی محیط زیست انسانی در سال ۱۹۷۲ (اعلامیه استکهلم)، ماده ۴ اولین سند منشور آفریقایی حقوق بشر، مصوب۱۹۸۱ و ماده۱۱پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر در زمینه اقتصادی و فرهنگی، مصوب ۱۹۸۸و…همچنین در زمینه حفاظت از محیط زیست اصول مختلفی شکل گرفته که به لحاظ اهمیت شان برای زیست بشری، کل جامعه بینالمللی را متعهد مینمایند. ↑
- - دیوان در بخشی از این نظریه مشورتی بیان میدارد،محیط زیست یک مفهوم مجرد و انتزاعی نیست، بلکه نمایانگر فضای زندگی، کیفیت آن و سلامت انسان ها، از جمله نسل های آینده است. براین اساس وجود تعهد عمومی دولتها به تضمین و اطمینان از اینکه در فعالیت هایی که داخل در صلاحیت و کنترل شان انجام میشود، محیط زیست دولتهای دیگر و مناطق خارج از کنترل ملی شان محترم خواهد بود، در حال حاضر بخشی از پیکره ی حقوق بینالملل، محیط زیست است جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به:
Legality of the threat or use of nuclear weapons.Advisory Opinion،۱۹۹۶, para 29:”… The Court also recognizes that the environment is not an abstraction but represents the living space, …. The existence of the general obligation of States to ensure that activitieswithin their jurisdiction and control respect the environment of other States or of areas beyond national control is now part of the corpus of international law relating to the environment.” ↑
- -دیوان در بخشی از این رای اشاره نموده است که حفاظت ازتعادلِ زیست محیطی جهان باید به عنوان منافع ضروری کلیه دولتها، درجهت نیل به هدف حفاظت از جامعه بینالمللی در کل در نظر گرفته شود. زیرا واقعیت این است که، برخی از هنجارهای مدون و استاندارد های عرفی در حقوق بینالملل محیط زیست به عنوان تعهدات عام الشمول محسوب می شوند. ↑
- -استفاده از حقوق موسوم بـه «حقوق نرم» بـویژه در حقوق بینالملل محیط زیست رایـج است. حقوق نرم را میتوان بیان تعهدات رسمی غیر الـزام آور، همانند اعلامیه های استکهلم و ریـو نامید، یا آن را به عنوان دستورالعمل ها یا رهنمودهای کلی برای انعقاد معاهدات دانست. ↑
- -بر اساس پروتکل کیوتو، اعضای پیوست ۱ کنوانسیون ( کشورهای پیشرفته ) برای انجام تعهد کاهش مقدار انتشار و نیز به منظور ارتقاء توسعه پایدار، در موارد زیر تلاش خواهندکرد: ۱-اجرا و یا تشریح بیشتر سیاستها و اقدامات طبق شرایط ملی خود، مانند افزایش کارآیی انرژی در بخشهای مربوط به اقتصاد ملی، محافظت و افزایش چاهکها و انبارههای گازهای گلخانهای، ترغیب شکلهای پایدار کشاورزی، ترغیب تحقیق، توسعه و گسترش استفاده از انواع جدید و تجدید پذیر انرژی و همکاری با سایر اعضاء، زمینه انجام تعهدات کاهش انتشار و ترویج توسعه پایدار را فراهم نمایند..۲-بطور منفرد یا مشترک تضمین خواهند نمود که کل میزان انتشار معادل گاز دی اکسید کربن آنها در اثر دخالت انسان در طبیعت که ناشی از گازهای گلخانهای CO2, NO2, CH4, HFCs, PFCs, SF6است، از مقدار تعیین شده برای آنها تجاوز نکند. به این ترتیب اعضاء به تعهد خود نسبت به کاهش انتشار این گازها در سطح جهان به میزان حداقل ۵% زیر میزان انتشار در سال ۱۹۹۰ میلادی (۱۳۶۹ هجری شمسی) در دوره تعهد ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲میلادی (۱۳۷۸ تا۱۳۹۱ هجری شمسی) عمل خواهند کرد..۳-حداکثر یکسال قبل از شروع اولین دوره تعهد، نظام ملی خود را برای برآورد میزان انتشار تمامی گازهای گلخانهای حاصل از دخالت انسان در طبیعت، از نظر منابع و حذف آنها توسط چاهکها تهیه خواهند کرد. جهت مطالعه بیشتررجوع شود به:
Kyoto Protocol to the Framework Convention on Climate Change, 10 Dec. 1997, 37 ILM (1998),Art.3(1). ↑
- - Phosphates in Morocco, Preliminary Objections, P.C, I, j series /A /B.no, 74, P: 10. P.28. ↑
- - Corfu Channel, Merits, I.C.j.Reports, 1949, P.23. ↑
- - Military and Paramilitary Activities in and Against Nicaragua (Nicaragua, v. United States of America) op.cit , para. 292. ↑
- - Gabcikovo – Nagymaros Project (Hungry. Slovakia ) , op.cit., p. 7, para. 47. ↑
- - در این نظریه مشورتی تاکید شده است «کوتاهی در اجرای کامل یک تعهد قراردادی، متضمن مسؤولیّت بینالمللی است:
Interpretation of Peace Treaties with Bulgaria Hangars and Romania second phase, I.C.j Reports, 1950, p. 221. ↑
- - علیرضا ابراهیم گل، پیشین، صص۲۵-۲۶. ↑
- -دیوان دائمی بینالمللی دادگستری در قضیه لوتوس بدون آنکه به وجود حقی برای ترکیه جهت محاکمه افسر فرانسوی اشاره نماید بیان میکند «اعمال صلاحیت دولت تر کیه مجاز خواهد بود مگر آنکه ثابت شده باشد که ممنوعیت اعمال صلاحیت در رابطه با تصادم (کشتیها) در دریای آزاد وجود دارد.»
Lotus Case (France v. Turkey), P.C.I.J Series A. No 10 ,Dissenting Opinion by M. Loder (1927).p. 18. ↑
- -under international law everything which is not prohibited is permitted. ↑
- -Jan Anne Vos, The Function of Public International Law, Springer, 2011, p.50. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۴-فرضیهها: الف: فرضیهی اصلی: دادگاه کیفری یک در موارد بسیاری مشابه دادگاه کیفری استان است. ب: فرضیه فرعی دادگاه کیفری یک از جمله دادگاه های بدوی است که در شهرستان ها تشکیل می شوند. دادگاه کیفری استان از جمله دادگاه های بدوی است که در مرکز استان است. ۱-۵-اهداف تحقیق : در این پژوهش در نظر داریم اهداف ذیل را پس از مطالعه و بررسی بدست آورده که به بیان آنها میپردازیم: ۱- تبیین و ارزیابی حدود صلاحیت دادگاه یک در قانون آیین دادرسی کیفری جدید؛ ۲- ارزیابی تشکیلات دادگاه کیفری یک با توجه به قانون آ.د.ک جدید؛ ۳- مقایسه دادگاه کیفری یک با دادگاه کیفری استان. ۱-۶-روش تحقیق: روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد. مراحل تحقیق: مرحله نخست: گرد آوری مطالب و اطلاعات پایه؛ در یک مطالعه کتابخانهای و اسنادی، پژوهشها و منابع موجود داخلی و مرتبط با موضوع جمع آوری و طبقه بندی خواهد شد. در ابتدا اطلاعات خام و متغیرهای مورد نیاز شناسایی و اطلاعات پایه و مستندات موجود از طریق مطالعات کتابخانهای و مستندات قبلی میگردد؛ مرحله دوم: بررسی، تجزیه و تحلیل، تعیین کیفیت و طبقه بندی اطلاعات کسب شده؛ در این مرحله به بررسی کیفیت اطلاعات، بررسی صحت اطلاعات و تفکیک و دسته بندی پرداخته میشود؛ مرحله سوم: نتیجه گیری و ارائه نتایج برتر؛ در انتهای پژوهش پس از فیش برداری از منابع موجود و جمع آوری به تجزیه و تحلیل مواد قانونی مرتبط پرداخته می شود. که نتایج حاصل از آن در قالب پیشنهاداتی مطرح، تا مورد استفاده محاکم قضایی قرار گیرد؛ مرحله چهارم: تهیه و تدوین گزارش نهایی پایان نامه. فصل دوم : صلاحیت و انواع آن در این فصل سعی داریم به تعریف صلاحیت و انواع آن :صلاحیت اضافی و صلاحیت محلی و ذاتی پرداخته و هرکدام را تشریح نماییم. ۲-۱- مفهوم: صلاحیت صلاحیت از نظر لغوی و واژگانی به معنی اهلیت داشتن ، شایستگی،سزاواری و لیاقت داشتن آمده است.(معین، ۱۳۸۹، ص ۴۲۱) در اصطلاح حقوقی صلاحیت ،شایستگی و اختیاری است که به موجب قانون برای مراجع کیفری جهت رسیدگی به امور کیفری واگذار شده است.(آشوری، ۱۳۹۲، ۴۱) با توجه به این تعریف اصطلاحی مزبور صلاحیت فقط به موجب قانون اعطاء می شود و هیچ مرجع دیگری نمی تواند برای مراجع کیفری تعیین صلاحیت نماید.
 ۲-۲- انواع صلاحیت محاکم کیفری در زمینه صلاحیت مراجع کیفری چهار نوع صلاحیت مورد مطالعه قرار میگیرد که عبارتنداز : ۱-صلاحیت ذاتی ۲- صلاحیت محلی ۳- صلاحیت شخصی ۴-صلاحیت اضافی که در ادامه هر کدام را باختصار شرح می دهیم. ۲-۲-۱-صلاحیت ذاتی قانون آئین دادرسی کیفری ایران صلاحیت ذاتی را تعریف نکرده و اصول تشخیص آنرا ارائه نداده است و تعریف قانون آئین دادرسی مدنی از صلاحیت ذاتی باینکه : « صلاحیت دادگاه شهرستان نسبت بدادگاه استان و بالعکس و دادگاههای دادگستری نسبت به مراجع غیردادگستری صلاحیت ذاتی است » با اصول صلاحیت ذاتی مراجع کیفری تطبیق کامل ندارد . اما به هر حال صلاحیتی است که به موجب آن قانونگذار رسیدگی به جرمی را در صلاحیت یک مرجع قانونی قرار داده است و سایر مراجع را اعم از قضائی و غیر قضائی از رسیدگی به ان منع کرده است . مثلا مواردی که در صلاحیت دادگاه انقلاب است که به موجب ماده ۵ قانون تشکیلی دادگاههای عمومی و انقلاب است جزء صلاحیت ذاتی دادگاه انقلاب بوده و سایر مراجع حق رسیدگی به آن را ندارد. دادگاه عمومی صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به کلیه جرائم را دارند مگر مواردی که به موجب قانون استثناء شده است . پس به عبارت دیگر دادگاه عمومی صلاحیت عام ومرجع رسیدگی به جرائم محسوب میشود و سایر مراجع مراجع اختصاصی هستند و فقط در موارد احصاء شده درقانون صلاحیت رسیدگی به جرم را دارند و خارج از آن صلاحیت رسیدگی نداشته ودر صلاحیت ذاتی آنها نیست .(احمدیان اسلامی،۱۳۸۵، ۲۷) ۲-۲-۱-۱-ضوابط صلاحیت ذاتی نوع جرم نخستین و ساده ترین ضابطه برای تعیین صلاحیت مراجع کیفری است ؛ بدین توضیح که رسیدگی به جرائم خلافی ، حسب مورد ، در خانه های انصاف ، شوراهای داوری ، و دادگاههای بخش مستقل رسیدگی به بزه های جنحه ای در دادگاه جنحه و رسیدگی به جنایات در دادگاه جنائی بعمل میآید. صلاحیت هر یک از دادگاهها مراجع مذکور بهر یک از انواع سه گانه جرائم صلاحیت ذاتی نامیده میشود. بنظر برخی از علمای آئین دادرسی کیفری ، نوع جرم به تنهائی نمیتواند مشخص صلاحیت ذاتی باشد و بسیاری از آنان عدم صلاحیت کیفری را در موارد زیر ذاتی میدانند. یک – عدم صلاحیت دادگاههای عمومی نسبت به جرائمی که در صلاحیت دادگاههای اختصاصی است دو – عدم صلاحیت دادگاههای اختصاصی نسبت به اموریکه در صلاحیت دادگاههای عمومی است سه – عدم صلاحیت دادگاههای پائین نسبت به جرایمی که در صلاحیت دادگاههای بالاتر قرار گرفته است . ولی عدم صلاحیت دادگاههای بالاتر نسبت به اموریکه درصلاحیت دادگاههای پائین تر قرار دارد ذاتی بشمار نم یآید ؛ مثلا با وجود یکه رسیدگی بجرائم جنحه ای درصلاحیت دادگاه جنحه میباشد معهذا اگر ضمن دادرسی در دیوان جنائی معلوم شود که بزه ارتکابی از درجه جنحه بوده دیوان جنائی نیز رسیدگی و حکم خواهد داد. صلاحیت محاکم حقوقی نسبت به دادگاههای کیفری و بعکس، با توجه به تقسیم بندی محاکم و سازمان قضائی موجود در ایران و باتوجه به اینکه دادگاه جنحه شعبه ای از دادگاه شهرستان و دادگاه جنائی شعبه ای از دادگاه استان میباشد و در دادگستری هائی که یک شعبه بیشتر ندارد همان شعبه بامور مدنی و کیفری هر دو رسیدگی میکند و با توجه به اینکه طبق ماده ۲۰۸ آئین دادرسی کیفری « در نقاطی که محکمه ابتدائی در مقر محکمه صلح نباشد وزارت دادگستری میتواند محاکمه در امور جنحه را به محکمه صلح واگذار نماید » و با توجه به اینکه شوراهای داوری و خانه های انصاف بدعاوی حقوقی و کیفری هر دو ، در حد نصاب خود ، رسیدگی مینماید معلوم میگردد که صلاحیت دادگاههای مدنی نسبت به کیفری و بعکس یکنوع تقسیم کار میباشد نه یک صلاحیت ذاتی بمعنای واقعی کلمه . ۲-۲-۱-۲- جهات صلاحیت ذاتی صلاحیت ذاتی، با نظم عمومی و مصلحت اجتماع گره خورده و قابل جابجایی نیست. تخلف از صلاحیت ذاتی موجب بطلان مطلق عملی است که از آن حاصل می شود هرچند که رأی به درستی صادر شده باشد. صلاحیتی که مقنن بر اساس نوع جرم یا اهمیت جرم و یا مجازات جرم برای مرجع قضایی تعیین می کند. صلاحیت ذاتی از سه جهت تقسیم بندی شده است.از جهت نوع و صنف و درجه ۲-۲-۱-۳- صلاحیت ذاتی از جهت نوع؛ بر این اساس مراجع قضایی به عمومی و اختصاصی تقسیم می شوند. مراجع عمومی (دادسراها و دادگاه های عمومی و تجدید نظر استان) صلاحیت ذاتی برای رسیدگی نسبت به کلیه امور قضایی را دارند مگر اموری که صراحتا رسیدگی به آنها در صلاحیت مراجع دیگری قرار گرفته باشد. مراجع اختصاصی (دادگاه انقلاب، دادسرا و دادگاه نظامی، دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت، دادگاه کیفری استان، دادگاه کیفری استان تهران، دادسرا و دیوان عالی کشور) صلاحیت تحقیق و رسیدگی به هیچ امری را ندارند مگر آنچه را که قانون صراحتا اجازه داده باشد. ۲-۲-۱-۴- صلاحیت ذاتی از جهت صنف منظور از صنف، تقسیم بندی دادگاه است به دادگاههای حقوقی یا کیفری یا اداری یا دادگاه انقلاب و نظایر آن، که دعاوی مطروحه با توجه به خصوصیاتی که دارند در آن محکمه مطرح می شود. زیرا واحدهای قضاوتی تشکیل دهنده سازمان قضاوتی ایران، در یک طبقه بندی کلی، به دو صنف یعنی مراجع قضائی و مراجع اداری تقسیم می شوند بنابراین در تعیین مرجعی که از حیث صنف صالح است باید توجه داشت که دعوا مورد نظر یا باید در مرجع اداری مطرح شود و یا در مرجع قضائی. ۲-۲-۱-۵- صلاحیت ذاتی از جهت درجه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳٫تنظیم تفکر و بحث بر حسب قواعد علمی معین(شعاری نژاد،۱۳۶۴: ۲۵۵). روش تدریس: به مجموعه تدابیر منظمی که معلم برای رسیدن به هدف با توجه به شرایط و امکانات اتخاذ میکند روش تدریس میگویند . معلم بدون شناخت روشهای مختلف تدریس هرگز قادر به انتخاب صحیح نخواهد بود. او هر اندازه که با روشهای مختلف تدریس آشنا باشد، در موقعیتهای مختلف برای رسیدن به مقاصد آموزشی آزادی عمل بیشتری خواهد داشت. با توجه به موقعیت خاص محتوا و وضعیت شاگردان میتوان از یک یا چند روش به طور جدا گانه یا ترکیبی از چند روش استفاده کرد (شعبانی،۱۳۸۵ :۲۴۱) .
 محتوا: اصول و مفاهیمی هستندکه به دانش آموزان ارائه میشوند تا ورود آنها را به فعالیتهای آموزشی میسر و رسیدن آنها را به هدفهای آموزشی نهایی، امکان پذیر گردانند (شعبانی ۱۳۸۵ :۱۰۲). ۱-۶-۲٫ تعاریف عملیاتی: آموزش دهنده :در این تحقیق منظور از آموزش دهنده، فقط معلم رسمی نمیباشد ؛بلکه منظور هرمعلمی است که به طور رسمی وغیر رسمی به امرآموزش میپردازدو از آن جایی که این تحقیق بیشتر باجنبه تربیتی تاکید دارد؛لذادر بسیاری موارد لفظ مربی به جای آموزش دهنده به کار رفته است. آموزش گیرنده: در این تحقیق منـظور از آموزش گیرنده ، صرفا دانش آموزانی که در مـراکز رسمی آموزشی مانند مدرسه مشغول به تحصیل میباشند نیست؛ بلکه منظور تمام کسانی است که به نوعی به یادگیری امری مشغولندو از آن جایی که این تحقیق بیشتر به جنبه تربیتی تاکید دارد؛ لذا در بسیاری موارد لفظ متربی به جای آموزش گیرنده به کار رفته است. آموزش: در این تحقیق، آموزش به معنای یاد دادن موضوعاتی به یادگیرنده با بهره گرفتن از روشهای خاص میباشد. آموزش ارزش ها : منظور از آموزش ارزش ها در این تحقیق، یـاد دادن ارزش ها از طـرف آموزش دهنده به آموزش گیرنده با بهره گرفتن از روشهای خاص در جهت ایجاد تحول و دگرگونی به منظور درونی کردن آن ارزش ها میباشد .نظر به اهمیت ارزش های دینی و اخلاقی و نظر به این که این ارزش ها به عنوان خط مشی و پایه واساس سایـرارزش ها محسوب می شوند ، محقق در این تحقیق تاکید اصلی را بر آموزش این ارزش ها قرار داده است. ارزشیابی: دراین تحقیق منظور از ارزشیابی، فرآیندی است که از سوی آموزش دهنده جهت تعیین و تشخیصِ تاثیر فعالیتهای آموزشی در روند آموزش ارزش ها صورت میگیرد. ارزش:منظور از ارزش، در این تحقیق تمام مسائلی است که از دیدگاه دین و اخلاق پسندیده و شایسته به شمار آیند. ارزش های دینی: منظوراز ارزش های دینی در این تحقیق ،آداب، اصول و قواعدی است که در دین مطرح شده ومورد تاکید فراوان قرار دارند و عمل به آن ها موجب تعالی انسان به سوی سعادت واقعی و قرب الهی می گردد که در این تحقیق تاکیدمحقق بر ارزش های اسلامی می باشد . ارزش های اخلاقی: تمام بایدها و نبایدهایی که محدود به افعال اختیاری انسان هستند و ریشه در ارزش های دینی دارندودستاویز انسان در رسیدن به کمال هستند. روش: دراین تحقیق منظور از روش،تمامی شیوهها و تکنیکهایی است که در امر آموزش ارزش ها به کار گرفته میشود و امر آموزش را تسهیل میبخشد. روش شناسی: منظور نکاتی است که در نحوه آموزش ارزش ها میتوان به آنها توجه داشت. روش تدریس: منظور از روش تدریس، روشها و فنونی است که به شکل مستقیم و یاغیر مستقیم ازآنها استفاده میشود تا در امر آموزش ارزش ها تسهیل حاصل شود. محتوا: در اینجا منظور از محتوای درسی، تنها محتواهای درسی آشکاری که به آموزش گیرنده ارائه میشود نیست، بلکه میتواند شامل محتواهای درسی پنهان نیز باشد. منظور از محتواهای درسی آشکار این است که ارزش ها به صورت دروس خاص و مجزا آموزش داده شوند؛ اما منظور از محتواهای درسی پنهان این است که ارزش ها میتوانند در قالب دروس دیگر و در ضمن ارائه آن دروس از قبیل: ریاضی فیزیک تربیت بدنی و غیره آموزش داده شوند. ۱-۷٫ روش تحقیق: ۱-۷-۱٫ نوع تحقیق: این تحقیق از نوع کتابخانهای یا نظری است و با روش توصیفی ـ تحلیلی ،صورت گرفته است.در این ارتباط منابع مورد نظر که عبارتند از کتاب،پایان نامه، مقـاله و دیگر آثار مکـتوب اعم از کاغـذی و الکترونیکی مورد بررسی قـرارگرفت. ۱-۷-۲٫ شیوه جمع آوری اطلاعات: با توجه به نوع تحقیق که کتابخانهای میباشد ،جمع آوری اطلاعات از طریق فیشبرداری و تجزیه وتحلیل و توصیف اطلاعات صورت میگیرد. مراحل جمع آوری اطلاعات از این قرار است: ۱-کتاب شناسی و مأخذ شناسی. ۲- ارائه یک طرح اولیه و مطالعات مقدماتی در حوزه ی ارزش ها جهت آشنایی بامفاهیم وجنبه های گوناگون آن . ۳- مراجعه به منابع غنی و دست اول از قبیل:قرآن کریم، نهج البلاغه و احادیث معتبر جهت برداشت کلی واستخراج روشهای آموزش نهفته در آیات و احادیث. ۴- ترجمه پارهای از متون انگلیسی در رابطه با موضوع مورد نظر . ۵٫جمع بندی وفیش برداری از تجارب شخصی در زمینه آموزش (محقق مدت سیزده سال است که در سمت دبیری مشغول به خدمت است.) . ۶ - فیش برداری کلی و دسته بندی مطالب بر پایه موأخذ یاد شده ۷-ترکیب و تلفیق مطالب جمع آوری شده ۸-عنوان بندی و طبقه بندی مطالب یاد شده ۹- در نهایت نگارش و تدوین تحقیق حاضر فصل دوم پیشینه تحقیق ۲-۱٫ مقدمه: ارزش ها به عنوان عوامل ایجاد کننده انگیزه در رفتارِ فرد و جامعه، از دیر باز اندیشه بشر را به خود مشغول نموده اند. حرکت در مسیر ارزش های انسانی که به محوریت دین صورت گیرد، گامی بلند در راستای راهیابی انسان به سوی کمال و رستگاری حقیقی وی میباشد. توجه به اهمیت زیاد ارزش ها در ایجاد ثبات در شخصیت افراد و حیات اجتماع و نقش بارز آنها ـ به عنوان عوامل تأثیر گذاری که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند ـ لزوم آموزش و اشاعه ی صحیح آنها را از طریق عرضه ی آموزشی وتربیتی طلب میکند،تدارک چنین برنامهی مهمی،جهت آموزش ارزش ها ،مجالی وسیع جهت مطالعه ی عمیقِ تحقیقات گذشته و تفحص در یافتههای آنها را میطلبد. از این رو این فصل که شامل دو بخش مبانی نظری و مبانی تجربی میباشد، در جهت رسیدن به این هدف تنظیم گشته است. ۲-۲- مبانی نظری: ارزش ها در حقیقت عبارتند از عمل گزینش یا انتخاب که آدمی در اوضاع مختلف زندگی به آن تکیه میکند و جهتگیریهای اساسی و میلهای عمیق و ریشهدار او و اشیایی را که نزد او از احترام و تقدس بهرهمند هستند را در بر میگیرد(سیدی، ۱۳۷۸: ۶۲). بروس کوئن میگوید: ارزش ها باورهای ریشهداری هستند که گروه اجتماعی، هنگام پرسش درباره خوبیها و بدیها و کمال مطلوب به آن رجوع میکند (ترابی، ۱۳۵۳: ۷۳). جایگاه رفیع «ارزش ها» در زندگی بشر، با همهی تفاوتها و تضادهایی که در نمودها و تظاهرات فرهنگها دیده میشود، نکته قابل توجهی است که هم در بقاء و دوام جوامع و هم در رشد و ارتقاء آنها نقش اساسی ایفاء میکند. به قول«کارل مانهایم»:«وقتی اوتوپیا ازمیان برود،تاریخ دیگرفرایندی نخواهد بودکه به فرجام نمائی هدایت گردد. مبنای داوری که بر طبق آن حقایق را ارزیابی میکنیم نابود میشود و ما میمانیم با یک رشته رویدادهایی که از لحاظ اهمیت و مایهی ذاتی، همه با هم برابر و در یک پایهاند. مفهوم زمانِ تاریخی، که به دورانهای از لحاظ کیفیت متفاوت، دلالت میکرد از بین میرود و تاریخ هر چه بیشتر چونان فضای نا مشخص جلوه میکند. منظور از اوتو پیا، همان مدینهی فاضلهای است که همهی فضایل و ارزش های انسانی در آن محـقق شده است و به اندازهی ظرفیت وجودی و همت و معرفت و تلاش افراد و اعضاء جامـعه ، ارزش های مطلوب در آن عینیت یافته است. قطعاً اگر چنین ترسیمی از آیندهی جامعه وجود نداشته باشد، تلاش و تدبیری هم برای رشد و تعالی اجتماعی نخواهد بود و این، همانا رکود و یأس و انفعال انسانها را در پی خواهد داشت. این نتیجهی حذف «ارزش ها» از زندگی انسان است از این دیدگاه غفلت از «ارزش ها»، انسان را به رکورد و توقف در «وضع موجود» محصور و محدود میکند و هر گونه تلاش و تدبیر و مبارزه برای تحقق «وضع مطلوب» و ایجاد دگرگونی مثبت در شرایط فعلی را، منفی و غیر موجه میسازد” (ذوعلم، ۱۳۸۰: ۳۱). از آنجائی که مبحث ارزش ها بسیار پیچیده و گسترده است؛ لذا دقت و موشکافی عمیق در این مبحث ما را از انحراف به سمت ضد ارزش ها باز میدارد. حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه خطبه ی ۳۵۱ میفرمایند: ای مردم درراستای هدایت از کمبود رهروانش وحشتزده نشوید ،که مردم زمان ماپیرامون خوانی گرد آمدهاند که دوران سیریش کوتاه و گرسنگیاش طولانیست. در تعریف ارزش ها گفته میشود: باورهای ریشهداری که افراد گروه، هنگام روبرو شدن با پرسش درباره خوبیها و بدیها و امور مطلوب به آن مراجعه میکنند. از آنجائیکه ارزش ها از لحاظ ریشه و منشاء پیدایش متفاوتند، این باورها گاه در اعتباریات صرف که مبتنی بر ذوق و سلایق افراد است ریشه دارند که در این صورت آن را اجتماعی میدانیم و ارزش های اجتماعی نام مینهیم و گاه این ارزش ها باورهایی هستند که در واقعیات نفسالامری ریشه دارند که تابع سلایق و امیال فرد نیستند که آنها را ارزش های دینی مینامیم (مریجی، ۱۳۷۸: ۲۹). ارزش به عنوان تلاشی در نظرگرفته میشودکه سیستم نیاز را هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ فیزیولوژیکی قانع میکند و از آنجائیکه انسانها در نیازهای روانی و فیزیولوژیکی با هم متفاوتند ؛لذا سیستمهای ارزشی و شیوه و سبکهای متفاوتی وجود دارد. ارزش ها به خودکارآمدی و خودسنجی انسان کمک میکنند، ارزش ها به زندگی اهمیت میدهند و به مرگ معنی میبخشند و بدون ارزش ها زندگی مجموعهای از حوادث بیمعنی و مرگ، یک تجربه نابود کننده است(شاکلا[۵]، ۲۰۰۴ : ۳۷). البته لازم به ذکر است که ارزش ها سببی هستند که طرفداران یک مکتب را به سوی مقاصد خاص می رانند. بر همین اساس هر کدام از مکاتب دیدگاه های خاصی نسبت به آن ها دارند.. علوی (۱۳۸۶) ارزش ها را از دیـدگاه مکاتب مختلف چنین بیان می دارد ایـده آلیست ها معتقد بـه ارزش های مطلق و ثابت می باشند و از نظر آن ها ارزش ها دارای سلسله مراتب می باشند و می توان آن ها را اولویت بندی نمود. از نظر مکتب اگزسیتانسیالیسم ارزش ها نه مطلق هستند و نه بامعیارهای خارجی تعیین می شوند؛ بلکه ارزش ها توسط انتخاب های آزاد افراد تعیین می شوند.مکتب پراگماتیسم، ارزش ها رانسبی و در حال تغییر می داند. این مکتب مواردی را که در عمل ( تجربه) سودمند باشند را ارزشمند می داند. رئالیست ها دو دسته اند: رئالیست های تعقلی معتقد به ارزش های ثابت و مطلق هستند. آن ها معتقد به ارزش هایی هستند که به علت انطباق با طبیعت انسان برای تمامی انسان ها ارزشمند هستند. ما رئالیست های طبیعی معتقد به نسبی بودن ارزش ها هستند؛ امادر اسلام اعتقاد بر آن است که ارزش ها مطلق و غیر قابل تغییر هستند و علت این امر را انطباق آن ها با فطرت انسان بیان می دارد. کدیور(۱۳۷۸: ۹۵ و ۹۳)می گوید در حالی که بعضی از روان شناسان بر این عقیده هستند که انسان، ارزش های اخلاقی خود را با توجه به شرایط محیط از والدین و سایر عوامل مؤثر در این زمینه کسب میکنند. پیاژه تحول شناختی فرد را مبنای تحول ارزش ها و معیارها قرار داده و بعضی از عوامل اجتماعی و از جمله گروه همسالان را در این زمینه با اهمیت تلقی میکند، البته وی عنصر اصلی درونی شدن ارزش ها را تعامل فرد با گروه همسالان میداند و اعتقادی به اخذ و کسب منفعلانه ارزش ها ندارد. در این دیدگاه کودک باید خود به گونهای فعال با مسائل درگیر شود در غیر اینصورت برداشتی سطحی از مسائل به دست خواهد آورد. کودک و نوجوان باید شخصاً به روابط مبتنی بر احترام متقابل و همدلی با دیگران برسد. آنها از طریق ارتباط با همسالان عملاً خود مسائل را شناسایی میکنند و به راه حلها میاندیشند از نظر کلبرگ تشویق دانش آموزان به بحث درباره مسائل مختلف، توجه به نظر دانش آموزان، کمک به آنها در جمع بندی مطالب و مشارکت فعالانه آنها در مسائل اخلاقی از مهمترین ابزارهای معلمان در کمک به رشد قضاوتهای اخلاقی آنهاست، بر عکس، نصیحت و موعظه و بی توجهی به نظرات دانش آموزان اداره ی کلاس به صورت مقتدرانه و تنبیه آنها به دلیل عدم رعایت موارد اخلاقی، از جمله شرایط نا مناسب برای رشد اخلاقی دانش آموزان به حساب میآید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خلاصه این دیدگاه این است که پاسخهای پرخاشگرانه از طریق تقلید آموخته می شود . در تقلید کودک و نوجوان از بزرگسالان و نیز اشیاء و فیلمها پرخاشگری را می آموزد . ۲۷-۱-۲: تحلیل نظریه ها در زمینه پرخاشگری : پرخاشگری واقعیتی است که عمومیت دارد . در بدن انسان سازمان ویژه ای برای بروز پرخاشگری به کار می افتد این سازمان با تغییرات شیمیایی و هورمونی فعال می شود . عوامل اجتماعی موجب تغییر و جهت دادن به پرخاشگری می گردند . ( البته پرخاشگری در فرد می تواند با والاگرایی همراه شود و بصورت مفید در آید . ) یک سئوال مهم این است که آیا پرخاشگری فطری است یا آموخته شده ؟ جواب این است که با توجه به دیدگاه های ذکر شده می توان چنین استنباط کرد که دو نوع پرخاشگری وجود دارد :
 الف : ذاتی ب: آموخته شده ولی نکته اساسی این است که این دو به شکل مطلق قابل تفکیک از یکدیگر نیستند بلکه ما برای سهولت آنها را تقسیم بندی می کنیم . این دو نوع پرخاشگری در دو انتهای یک پیوستار قرار می گیرند . بنابراین هر چه یادگیری نقش مهم تری در نمایانگری رفتار پرخاشگرانه بازی کند بیشتر به طرف پرخاشگری از نوع آموخته شده می رود و هر چه ذرات آن را تجلی دهد رفتار پرخاشگرانه به طرف حد پرخاشگری از نوع ذاتی می رود هر چه موجود متکامل تر می شود رفتار پرخاشگرانه آن کمتر بر پایه ذات قرار می گیرد و یادگیری اهمیت بیشتری پیدا می کند . بنابراین رفتار پرخاشگرانه انسان که از متکامل ترین موجودات است بیشتر از نوع یادگیری است تا ذاتی . ۲۸-۱-۲: شخصیت فعل پذیر – پرخاشگر : حالت بارز این نوع اختلالات شخصیت عصیان و مقاومتی است که شخص در برابر توقعات جامعه در انجام فعالیتهای حرفه ای یا اجتماعی از خود نشان می دهد البته این مقاومت غیر مستقیم بروز می کند و نه مستقیم . نتیجه این نوع رفتار همیشه عدم کفایت شغلی و اجتماعی است حتی هنگامی که شخص می تواند کفایت و لیاقت بیشتری از خود نشان دهد . از انجا که این گونه افراد به نحو فعل پذیری پرخاشگری خود را بروز می دهند نامی برای ان در نظر گرفته اند . این پرخاشگری در رابطه با شغل از طریق رفتارهایی مانند به تاخیر انداختن کار ، تنبلی ، کم کاری ، لجاجت ، بی کفایتی عمدی و فراموشی حساب شده متجلی می گردد افرادی که دائما دیر به جلسات می آیند ، پرونده ها را گم می کنند و یا دائما وعده هایی می دهند که هیچگاه به مرحله عمل در نمی آید . از این جمله هستند ، غالبا افراد مبتلا به این اختلال دچار عدم اعتماد به نفس و به دیگران متکی می شوند آنها نسبت به آینده خود بد بین هستند و هیچ بینشی در این مورد که رفتار خود انها علت مشکلاتشان است ندارند . علت اصلی ایجاد این اختلال مخالفتها و ضدیتهای دائمی مزمن و شدیدی است که از طرف اولیاء و جامعه در دوران کودکی نسبت به کودک اعمال می شود این امر همچنین سبب می شود که کودک نسبت به افراد جامعه سخت غشمگین باشد اما چون از عواقب بروز خشم خود می ترسد از طریق غیر مستقیم و ظاهرا نامربوط از دیگران انتقام می گیرد و کینه و خشم خود را بدین طریق تسکین می دهد . این الگوی شخصیتی پس از استمرار در زمان و مکان و تقویت تثبیت می شود و برای شخص مبتلا به آن روال دفاعی جمعی می شود . ( شاملو ۱۳۷۳) . ۲۹-۱-۲: پرخاشگری خانوادگی : این نوع پرخاشگری به فشارهای فیزیکی و رئان منفی گفته می شود که معمولا نسبت به زنان و فرزندان اعمال می شود . پرخاشگری و خشونت فیزیکی در خانواده به شکل تنبیه بدنی و خشونت روانی به شکل توهین ، تحقیر ، به مسخره گرفتن و ایجاد محدودیت در ارتباط با برقرار کردن با دوستان و خویشاوندان اعمال می شود . روانشناسان اجتماعی در پژوهش های خود به این نتیجه رسیده اند که پرخاشگری و خشونت در بسیاری از خانواده ها رایج بوده و معمولا زنان و فرزندان همواره در معرض آزار و خشونت قرار می گیرند ( احمدی حبیب ۱۳۸۲) . پژوهشهای رمان شناسان اجتماعی در مورد پرخاشگری پدر و مادر نسبت به فرزندان نشان داده است که بیشتر پدران و مادران از برخی شیوه های فیزیکی خشونت و کودک آزاری می کنند ( لانر ۱۹۸۳، استروس و دیگران ۱۹۸۰) بیشترین آزار و خشونت علیه فرزندان از سوی مرد ( پدر و شوهر مادر ) وارد می شود . همچنین بیشترین فراوانی پرخاشگری و خشونت در مورد فرزندان طلاق و اختلافات خانوادگی است . بدین معنی که فرزندان حاصل طلاق و اختلافات خانوادگی در معرض اذیت و آزار بیشتری بوده و بد رفتاری و رفتارهای خشونت آمیز در مورد آنها بیشتر انجام می شود . پرخاشگری و خشونت نسبت به فرزندان هنگامی که یکی از پدر و مادر یا هر دو آنها در معرض فشارهای روحی و روانی باشند بیشتر می شود اختلافات خانوادگی و جدایی از موردهایی است که پدر و مادر را در فشار و واکنش های غیر ارادی و واکنش های تند عصبی قرار می دهد . پر خاشگری مردان نسبت به زنان به شکل فیزیکی مانند سیلی زدن ، تهدید با چاقو و اسلحه سرد و آسیب رساندن به وسایل منزل که متعلق به زن است خشونت روانی مانند بد رفتاری عاطفی ، توهین ، تحقیر ، تمسخر و دشنام دادن خشونت اجتماعی مانند محدود کردن روابط زن با خویشاوندان و دوستان ، قطع کردن تلفن و حبس کردن زن در خانه در تنگنا قرار دادن زن در هزینه های زندگی در برخی از خانواده ها مشاهده شده است ( احمدی حبیب ۱۳۸۲) . فرزندان خانواده هایی که مردان نسبت به همسرانشان رفتار پرخاشگرانه دارند در آینده نسبت به انهایی که شاهد این رفتار ها نیستند خشن تر می شوند زیرا خشونت ، خشونت می آورد . ( استروس و دیگران ۱۹۸۰ نقل از احمدی ) افزون بر این افرادی که به طور فیزیکی در دوران کودکی به وسیله پدر و مادر مجازات می شوند نسبت به بچه هایی که به این شیوه تربیت نشده اند احتمالا با فرزندان خود بیشتر بد رفتاری می کنند بنابراین پرخاشگری و خشونت خانوادگی از تسلی به نسل دیگر منتقل می شود . ( احمدی ۱۳۸۲) . عامل عمده پرخاشگری خانوادگی فشارهای روحی است . خانواده هایی که در سطح بالایی فشارهای روحی را تجربه می کنند احتمالا رفتار پرخاشگرانه زیاد تری دارند . فشار های روحی عمده ناشی از فشار زیاد فرزندان و افراد تحت تکفل مشکلات اقتصادی ، مرگ فرزندان و نازایی می باشد . عامل دیگر پرخاشگری خانوادگی توزیع نابرابر قدرت میان زوجین است . خانواده هایی که تصمیماتشان را با مشارکت همه اعضای خانواده از راه بحث و گفتگو اتخاذ می کنند کمتر پرخاشگری می کنند ( صمدی ۱۳۸۲) . ۳۰-۱-۲: رویکردهای نظری به پرخاشگری : در پاسخ به این پرسش که چرا انسان مرتکب رفتار پرخاشگرانه می شود تبینات نظری متفاوتی در زمینه ی پرخاشگری انسان و دلیل آن مطرح است که شرح انها در زیر می آید . پرخاشگری به عنوان رفتاری غریزی : کهن ترین و شاید شناخته شده ترین تبیین در مورد پرخاشگری غریزه است که بیان می کند انسان به گونه ای نامشخص برای رفتار پرخاشگرانه برنامه ریزی می کند . مشهور ترین صاحب نظران این دیدگاه فروید است به باور فروید پرخاشگری عمدتا ناشی از سرکوب غرایز است که به سوی خود و آزار به خود متوجه شده و سپس به آزار دیگران می پردازد در این زمینه نظریه دیگری به وسیله ی لورنز ارائه شده است . بر اساس نظریه وی پرخاشگری از یک غریزه موروثی سرچشمه می گیرد که برخی از عامل های دیگر نیز در آن دخالت دارد . نظریه های که پرخاشگری را به عنوان رفتار ذاتی می دانند نسبت به کنترل پرخاشگری بدبین می باشند زیرا که پرخاشگری جزیی از طبیعت انسان است و نمی توان آن را ریشه کم کرد . پرخاشگری به عنوان یک سائق خارجی : بیشتر روانشناسان اجتماعی به این دیدگاه باور دارند که پرخاشگری جزئی از ماهیت انسان است و انگیزش برای آسیب رساندن و آزار رساندن به دیگران در ماهیت انسان وجود دارد را مردود دانسته اند . آنها با این اظهاریه آغاز می کنند که پرخاشگری شکل مشترک رفتار انسانهاست . بر این اساس به نظر آنها رفتار باید جهانی و ناشی از گرایشهای انسان باشد . از سویی دیگر انها از وقوع بالای پرخاشگری استفاده می کنند تا از وجود غریزه پشتیبانی کنند برخی از روانشناسان اجتماعی از رویکرد دیگری پشتیبانی می کنند که مبتنی بر این پیش فرض است که پرخاشگری از یک سائق خارجی برای آسیب رساندن به دیگران ناشی می شود . این رهیافت در چند نظریه ی سائق در مورد پرخاشگری بازتاب شده است . ( برکویتز ۱۹۷۸، فثباچ ۱۹۸۴) . بر اساس این نظریه شرایط خارجی متفاوت انگیزه ای نیرومند برای انجام رفتار خشونت آمیز ایجاد می کند سائق پرخاشگری به تهدید علقی علیه دیگران می انجامد . این نظریه اذعان می دارد که ناکامی سائق پرخاشگری را تحریک می کند و این سائق به هدفهای گوناگون به ویژه به منابع ناکامی حمبه کرده و آسیب می رساند . ۳۱-۱-۲: ویژگیهای پرخاشگری و خشونت : الف : بیشتر افراد بالغ که مرتکب پرخاشگری و خشونت می شوند چه اختلال روانی داشته باشند یا نه بیشتر احتمال دارد که خشونت خود را متوجه افراد آشنا و معمولا اعضاء خانواده سازند. این واقعیت نشان می دهد که خشونت توزیع بدون تبعیض ندارد و استثناء احتمالی بر این الگو خشونت گزارش شده در پسرهای نوجوان است که به آشناهای اتفاقی یا افراد غریبه معطوف می گردد . ب: به استثناء اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، تلاش برای شناسایی اختلالات شخصیتی خاص در بیماران پرخاشگر ناموفق بوده است . و بیماران پرخاشگر گروه ناهمگونی از سنخ های شخصیتی را تشکیل می دهند . ج: گر چه علاقه فزاینده ای به تفاوتهای جنسی در استعداد برای ارتکاب خشونت ابراز شده است اما مطالعه بر روی افرادی که مدتهای طولانی در مراکز روان پزشکی بستری بوده اند نشان می دهد که شیوع خشونت مرد و زن تقریبا مشابه است ( کاپلان – سادوک ۱۳۷۱) . ۳۲-۱-۲: روش های کنترل پرخاشگری : روان شناسی پرخاشگری را به طور نسبی قابل کنترل دانسته و روش های زیر را در کاهش پرخاشگری کار آمد می دانند . ۱- مجازات : در طول تاریخ از تنبیه و مجازات به عنوان وسیله ای برای کاهش برخی از رفتارهای پرخاشگرانه مانند تجاوز جنسی و کودک آزاری استفاده کرده اند . اگر مجازات و تنبیه در شرایط ویژه ای شود می تواند در رفتار انسان کارآمد باشد این واقعیت به اثبات رسیده است که افراد با مشاهده پیامد رفتارهای دیگران تحت تاثیر قرار می گیرند . اگر افراد بدانند که دیگران برای برخی از رفتارهایشان پاداش دریافت کنند شاید گرایش بیشتری به آن نوع رفتارها پیدا کنند و بر عکس ، بنابراین اگر افراد بدانند که پیامد پرخاشگری مجازات خواهد بود گرایش کمتری به آن خواهند داشت . ۲- تخلیه هیجان : کارمندی که از رفتار رئیس عصبانی است محکم بر روی میزش می کوبد و این کار سبب کاهش ناراحتی او از رئیسش می شود . بر حسب فرضیات تخلیه هیجان هنگامی که افراد ناراحت هستند از راه کنش های غیر مفید ولی نیرومند خشمشان فرو می ریزد و در نتیجه با کاهش سطوح ناراحتی کنش های پرخاشگرانه نیز کاهش می یابد . ۳- نمایش فیلم های غیر خشن : اگر افراد در معرض کنش های خشونت آمیز به وسیله دیگران در فیلم های سینمایی و تلویزیون قرار بگیرند این امر پرخاشگرانه و خشونت را در بینندگان افزایش می دهد . به نظر می رسد که به گونه ای منطقی استدلال پذیر است که احتمالا برنامه ریزی مدل های غیر خشن در زمان ها و مکان های تهدید آمیز و خشن سودمند است . ۴- آموزش مهارتهای اجتماعی : شاید یکی از دلایل پرخاشگری نبود مهارتهای اجتماعی افراد در ارتباط برقرار کردن با دیگران است . گاهی افراد نمی دانند که چگونه امیال و خواسته هایشان را با دیگران در میان بگذارند و در نتیجه گفتار و کردار آنها سبب خشم دیگران می شود . بنابراین آموزش مهارتهای اجتماعی و روش های مسالمت آمیر ارتباط می تواند پرخاشگری و خشونت را کاهش دهد . مروری بر تحقیقات انجام شده در ارتباط با موضوع مورد مطالعه : ۳۳-۱-۲: الف : در ایران : تحقیق اقای مهدی میثمیان (۱۳۷۶) در شهرستان نی ریز انجام شده شامل ۱۶۰ دانش آموز ۱۴ تا ۱۸ سال بوده که نتایج زیر را در پی داشته است : ۱- اعمال تنبیه نوجوانان باعث بروز پرخاشگری می شود . ۲- مشاهده رفتار پرخاشگرانه باعث بروز پرخاشگری می شود . ۳- بی ارزش شمردن نوجوانان در زندگی زمینه بروز پرخاشگری را فراهم آورد . ۴- حوادث ناخوشایند در زندگی نوجوانان باعث بروز پرخاشگری می شود . کیانی (۱۳۸۳) هم در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که بین دختران و پسران دانشجو در پرخاشگری تفاوت معنی داری وجود ندارد . در تحقیقی شفیعی جم (۱۳۷۹) به این تحقیق رسید که جنسیت در میزان پرخاشگری تاثیری ندارد . در زمینه ی عوامل پرخاشگری تحقیقاتی در تهران بر روی دانش آموزان پسر مدارس ابتدایی و راهنمایی انجام گرفته که نتایج بدست آمده حاکی از این است که : در میان انواع اختلالات ر فتاری ، پرخاشگری بیش از سایر اختلالات در میان دانش آموزان بخصوص پسران شایع می باشد و دانش آموزان پرخاشگر از نظر عاطفی و روانی دارای احساس پیروزی و قدرت ، خودنمایی ، مخفی کردن عیب خود از دیگران هستند . از نظر خصوصیات شناختنی ضعف قدرت ، خلاقیت ، پایین بودن سطح توجه را دارا می باشد و از نظر روابط اجتماعی دارای استقلال و خود مختاری ، عدم همکاری ، انتخاب دوستان ناسازگار و پرخاشگر است . ( مرادی ، علیرضا ۱۳۶۵، نقل از کیانی ۱۳۸۳) . همچنین در تحقیقی که آقای اصغر گرامی در تیرماه ۱۳۷۶ درباره علل پرخاشگری در نوجوانان و جوانان از دید مدیران و دبیران انجام داده است . برخوردهای مناسب اجتماعی با نوجوانان و عدم توجه به نظرات و خواسته های آنان از جمله عوامل موثر در بروز پرخاشگری شمره شده است . صادقی و همکاران ( ۱۳۷۹) در پژوهش تجربی انجام شده بر بررسی اثر بخشی آموزش مهار خشم و شیوه عقلانی ، رفتاری ، عاطفی بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر اصفهان می پردازد . تعداد ۲۴ دانش آموز به مدت ۱۰ هفته مورد آموزش قرار گرفته اند . نتایج بیانگو کاهش پرخاشگری دانش آموزان پسر به شیوه عقلانی ، رفتاری عاطفی بوده است ( نشریه ش ۲۱ دانشگاه اصفهان) ۳۴-۱-۲: ب: تحقیقات خارجی : در سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۸۳ در کشورهای آمریکا ، استرالیا ، فنلاند و لهستان تحقیقاتی انجام شد که بیانگر تفاوت معنی دار پرخاشگری در بین آزمودنیهای مذکر ، و مونث بود ( نقل از کیانی ۱۳۸۳) نیری و ژوزف در سال (۱۹۹۴) نتایج حاصل از مورداذیت و پرخاشگری واقع شدن ۶۰ دانش آموز دختر بین ۱۱ و ۱۲ سال را بررسی کردند انها دریافتند دخترانی که بیش از اندازه رفتار آزار و اذیت را از خود بروز می دهند کمتر از میزان ادراک و شایستگی فرهنگی در روابط اجتماعی برخوردارند آنها صرفا برای جلب توجه چنین رفتارهایی را بروز می دهند ( نقل از کیانی ۱۳۸۳) در تحقیقی که توسط میلز و کارول چی (۱۹۸۴) بر روی ۱۶۶ پسر و ۶۸ دختر نوجوان با دامنه سنی ۱۲ تا ۱۵ سال از لحاظ ریاضی خوش استعداد بودند به منظور مشخص کردن تفاوتهای جنسی در خود پنداره و عزت نفس مشخص شد که دختران نوجوان از غزت نفس و خود پنداره بسیار خوبی برخوردارند و این دختران بیشتر تمایل داشتند که برونگرا باشند اما در کل دختران نسبت به پسران از عزت نفس کمتری برخوردارند لیکن این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود . ( نقل از ناهید ۱۳۸۲) . در تحقیق دیگری که توسط رزنبرگ و سایرین (۱۹۸۹) بر روی گروهی از نوجوانان انجام شد و عزت نفس در دختران و پسران نوجوان با هم مقایسه گردید نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که بین میانگین عزت نفس دختران و پسران تفغاوت معنی داری وجود دارد . در این پژوهش همچنین رابطه عزت نفس پایین و عملکرد تحصیلی و نیز رابطه بین عزت نفس پایین با بزهکاری و افسردگی نوجوانان مورد بررسی قرار گرفته و نتایج نشان می دهد که بین عزت نفس پایین و افسردگی و عزت نفس پایین و بزهکاری نوجوانان رابطه آماری معنی داری وجود دارد ( نقل از عقیفی۱۳۸۱) . و هروکافمن (۱۹۸۷) در پژوهشی آموزش برات ورزی را بر روی گروهی از نوجوانان مضطرب آزمودند و نتایج نشان داد که عزت نفس در انها افزایش یافت و پرخاشگری و اضطراب در انها کاهش یافته است ( نقل از ترکمن ملایری ۱۳۸۲) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اشکال هندسی، عبارتند از اشکالی که در هندسه و از بعد ریاضی کاربرد دارند، نظیر مربع، مستطیل، دایره و غیره. اشکال انتزاعی آن دسته از اشکال هستند که به نوعی جایگزین واقعیت به طور ذهنی و قراردادی هستند مثل چند شکل (۷) هفت فارسی در آسمان نماینده وجود چند پرنده در حال پرواز هستند. و بالاخره، اشکال واقعی آن دسته از اشکال هستند که عیناً از واقعیت تقلید شده و تمامی ویژگی ها مشخصات آن اشیا و پدیده ها را دارا هستند. داندیس در رابطه با اشکال و انواع مختلف آن پیشنهاد جالبی را مطرح می کند که خود به خود شامل نوعی تقسیم بندی ساده از اشکال خواهد شد. او می نویسد: «خط شاخص شکل است و بغرنجی های یک تصویر در هنر به وسیله آن بیان می شود. سه شکل اصلی وجود دارد: مربع، دایره و مثلث متساوی الاضلاع. هر یک از این سه شکل دارای ویژگی های مخصوص به خود هستند و به هر یک از آنها حالات و خصوصیاتی نسبت داده شده است که یا به علت شکل ذاتی آنها بوده است و یا به علت واکنش دستگاه فیزیولوژیکی-روانی انسان ها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و غیره. مثلاً به مربع حالت بی حرکتی، صداقت، صراحت و استادکارانه نسبت داده شده است. مثلث فعالیت، جدال و انقباض را تداعی می کند و دایره بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را. تمام شکل های اصلی مسطح، ساده و ابتدایی هستند و می توان به سادگی آنها را ترسیم کرد یا به زبان تعریف کرد … با ترکیب انواع این سه شکل اصلی می توان تصویر کلیه شکل های موجود در طبیعت و یا در ذهن بشر را ساخت.»[۳۷۸] این پژوهش با مطالعه شاخص شکل درصدد است میزان تأثیرپذیری کودکان را از انیمیشن مشوق نقاشی مورد بررسی قرار دهد. به این صورت که چنانچه اشکال ترسیم شده توسط کودک در مرحله نسبت به نقاشی پیش آزمون به تصاویری که در انیمیشن مشاهده نموده شباهت داشته باشد کودک سعی در بازنمایی شکل داشته است. طراحی شخصیت مدادهای رنگی، گل، خورشید و ابرهای سیاه و… به گونه ای صورت گرفته است که درصورت تقلید و الگوبرداری توسط کودک قابل تشخیص است. ۸-۴-۴: محتوای آموزشی: منظور از محتوا موضوعی است که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم بیان می شود و خصوصیت اصلی هر خبر یا پیام است. طرح و نقاشی وسیله بیانی است معادل بحث و نوشتن که اصولاً زبان شفاهی است، بدین معنی که هدف نهایی و روشن آن، اطلاع دادن، تعریف کردن، ارتباط برقرار کردن است – هدفی که تمام وسایل بیان دنبال می کنند. ارتباطات از آنجا که باید توجه دیگران را جلب کند، فعالیتی اجتماعی به شمار می آید. این هم حقیقتی است که حرکت آگاهانه ای که باعث بیان آزاد می شود، به معنای تمایل به پیوسته شدن به دنیای بیرون و بیان تجارب شخصی کودک برای دیگران است.[۳۷۹]
 در داستان این انیمیشن، مدادهای رنگی دانه گیاهی را در خاک می کارند و در روند داستان به گونه ای جذاب به کودک بیننده می آموزند که دانه گیاه برای رشد و نمو به تغذیه از نور خورشید، خاک و باران (آب) نیازمند است. به این ترتیب مطالعه میزان تأثیرپذیری کودک از محتوای آموزشی انیمیشن مشوق نقاشی امکان پذیر گردیده است. ۸-۴-۵: تأکید: نقطه مقابل تعادل، عنصر بصری است که غیر مترقبه و با فشار ارائه می شود. به این کار برجسته کردن یا تأکید گفته می شود. چیزی که قابل پیش بینی است و در محل و شکل و اندازه مورد انتظار قرار گرفته باشد دارای جاذبه خاص است، ولی این جاذبه در مقابل پدیده غیر منتظره، رنگ می بازد. بررسی عنصر تأکید در نقاشی کودکان بر چندین فرض ضمنی استوار است که به نشان دادن جنبه های مهم از لحاظ هیجانی مربوط می شود.[۳۸۰] به این ترتیب شاخص تأکید در نقاشی کودکان، از زوایای رنگ، جزئیات، اندازه و تعداد قابل مطالعه است که پژوهش حاضر به بررسی دو مورد اندازه و تعداد اکتفا نموده است. در نقاشی کودکانی که از متغیر موضوع یا محتوا تأثیر پذیرفته اند، اندازه بزرگ و تکرار شکل، نشانگر تأکید بر آن خواهد بود. ۸-۴-۶: کادر: به محدوده ای که اثر هنری در آن اجرا می شود کادر می گوید. کادر می تواند اشکال نامحدودی داشته باشد. اندازه، جهت، تناسب و ارزش نسبی عناصر متشکله اثر در انتخاب کادر تأثیر بسزایی دارد. بالعکس اندازه، جهت و شکل کادر در انتخاب عناصر تصویر تأثیرگذار است. در پژوهش حاضر شاخص کادر با معیار تأثیرپذیری کودکان از کادر افقی صفحه تلویزیون مورد بررسی قرار گرفته است. ۸-۵: روش اجرا تعداد ۵۳ نفر از دانش آموزان پیش دبستانی که به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیده بودند در ۵ گروه با تعداد نسبتاً مساوی، در مدارس خود مورد آزمایش قرار گرفتند. در هر ۵ گروه، ابتدا پیش آزمون به عمل آمد. به این ترتیب که از کودکان خواسته شد در کلاس حاضر شوند و در آغاز برای برقراری رابطه مناسب با آزمونگر ده دقیقه به معرفی و پذیرایی سپری شد. سپس از مربی خواسته شد تا در مدت انجام مراحل پیش آزمون و آزمون سکوت اختیار کنند و در روند فعالیت کودکان دخالت نکنند. پس از آن کودکان با فاصله از یکدیگر نشستند و ابزار نقاشی شامل برگه استاندارد A4، مدادرنگی، مدادشمعی و ماژیک در اختیار کودکان قرار داده شد. انتخاب ابزار نقاشی با توجه به ابزارهای همیشگی مورد استفاده کودکان صورت گرفت تا وجود ابزار جدید باعث ایجاد خلل در روند صحیح مداخله نگردد. کاغذها به دست کودکان داده شد تا خود جهت کادر نقاشی تعیین نمایند و اسم آنها پس از پایان نقاشی ثبت گردید تا تحت تأثیر جهت نوشته آزمونگر جهت کادر خود را تغییر ندهند. سپس از کودکان خواسته شد از بازی با یکدیگر خودداری نموده و بدون صحبت با دوستانشان، یک نقاشی با موضوع آزاد ترسیم کنند. پرهیز از صحبت کودکان با یکدیگر به این دلیل صورت گرفت که موضوع، رنگ و … نقاشی خود را با دوستانشان در میان نگذارند. در اجرای این مرحله کوشش لازم به عمل آمد تا فاصله آزمودنی ها از یکدیگر به گونه ای باشد که نتوانند نقاشی های هم را دیده و اظهار نظر یا تقلید نمایند. بعد از اتمام نقاشی هر کودک، سؤالاتی راجع به جزئیات نقاشی اش پرسیده شد و پاسخ ها و تفاسیر کودک از نقاشی خود، به دقت توسط آزمونگر ثبت گردید. به جهت تحت تأثیر قرار نگرفتن کودکان از پاسخ های یکدیگر سؤالات به شکل خصوصی و دور از حضور سایرین پرسیده شد. در پایان این مرحله، از آزمودنی ها تشکر شد و دقایقی به بازی و صرف اغذیه مشغول شدند. در مرحله دوم، گروه ها مورد آزمون قرار گرفتند. انیمیشن “مدادرنگی” در سکوت برای کودکان به نمایش در آمد. فیلم در یک تلویزیون LCD بزرگ پخش می شد که صدا و تصویر آن برای تمامی آزمودنی ها واضح، ملایم و رسا بود. پس از پایان نمایش فیلم انیمیشن، با توجه به اعتقاد بلوم که در مباحث مربوط به انگیزش مطرح گردید، بلافاصله پس از انگیزش کودکان، برای یادگیری عمیق و عدم فراموشی، همچنین برای فعالیت عملی مفید، معنی دار و هدفدار و نیز به جهت جلوگیری از بروز مداخله ناخواسته موردی غیر از متغیر مستقل پژوهش (انیمیشن مشوق نقاشی)، بلافاصله از کودکان خواسته شد در جاهای قبلی خود بنشینند و دقیقاً تحت شرایط پیش آزمون (بدون صحبت و بازی، با موضوع آزاد، با ابزار همیشگی و در جهت دلخواه کادر کاغذ A4) نقاشی کنند. در پایان این مرحله نیز بعد از اتمام نقاشی از هر کودک به طور جداگانه و خصوصی توضیحاتی درباره نقاشی خواسته شد و پاسخ ها و تفاسیر کودک از نقاشی اش، توسط آزمونگر به ثبت و مداخله به پایان رسید. در تمام این مراحل، آزمودنی ها توسط آزمونگر ثابت ارزیابی شدند. ثبت نتایج نیز توسط خود آزمونگر انجام شد. در تمام مراحل اجرای آزمون تلاش شد هیچ تفاوتی در شرایط اجرای آزمون به واسطه متغیر مستقل (انیمیشن مشوق نقاشی) بین آزمودنی ها نباشد. ۸-۶: یافته ها به منظور تحلیل داده ها، پاسخ به فرضیه ها، پژوهش و بررسی وضعیت تأثیرپذیری نقاشی های کودکان از انیمیشن مشوق نقاشی، از مدل آماری کای تو (chi – ۲) استفاده گردید. نتایج آزمون (chi – ۲) در مورد شاخص های متغیر وابسته به شرح زیر می باشد: از نظر کلی از مجموع ۵۳ کودک، ۱۰ کودک به هیچ عنوان از انیمیشن تأثیر نپذیرفتند و بقیه ۴۳ نفر در یک تا شش شاخص تأثیرپذیر بودند. ۸-۶-۱: موضوع: همانطور که در نمودار (۴) مشاهده می شود، به شکل معناداری (در سطح ۰۵/۰=α) اکثریت کودکان از موضوعات مورد تأکید در انیمیشن تأثیر پذیرفته اند. با توجه به جدول (۱) از میان ۵۳ نفر جامعه تحقیق، ۳۳ نفر (۳/۶۲%) موضوعی مرتبط با انیمیشن و ۲۰ نفر (۷/۳۷%) موضوعی آزاد را برای نقاشی انتخاب نموده اند. (تصویر ۱ و ۲) جدول شماره (۱):
زمان بررسی موضوع
آزاد مرتبط
قبل از تماشای انیمیشن ۵۳ (۱۰۰%) ۰
بعد از تماشای انیمیشن ۲۰ (۷/۳۷%) ۳۳ (۳/۶۲%)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کاربریهای ناسازگار
پمپ بنزين
*حريم 200 متر
پمپ گاز
*حريم 200 متر
دسترسي به شبکه ارتباطي
راه شرياني درجه1
*مطلوبترین فاصله با اين معابر 200 متر
راه شرياني درجه2
*مطلوبترین فاصله با اين معابر 100 متر
خیابانهای محلي
* مطلوبترین فاصله با اين معابر 50 متر
مأخذ: پژوهشگران 3-4 روش تحقیق پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با بهره گرفتن از روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. در این پژوهش ابتدا با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانه ای و بهرهگیری از نظرات کارشناسان و متخصصین امر در زمینه مدیریت بحران عوامل و پارمترهای موثر در مکان یابی مراکز امداد رسانی در هنگام وقوع بحران شناسایی شد. سپس برای تعیین اهمیت و ارزش هر یک از معیارها و عناصر موثر در تصمیم از مدل AHP استفاده شده که پرسشنامه ای طراحی و در بین کارشناسان و متخصصین توزیع گردید. در مرحله بعد با بهره گرفتن از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی و نرم افزار Expert Choice وزن هر یک از عناصر تصمیم تعیین شد. سپس با بهره گرفتن از روش میدانی نقشه های محدوده مورد مطالعه ضمن به روز رسانی تهیه گردید. در مرحله بعد کلیه لایه های اطلاعاتی به رستر تبدیل شدند. سپس با توجه به نوع لایه و ضوابط مربوط به هر لایه، لایه ها با بهره گرفتن از ابزار distance آماده سازی شدند. لازم به ذکر است ابزار distance برای لایه های که از نوع فاصله بودند به کار رفته است. سپس تمامی لایه ها براساس ضوابط و قوانین مربوط به خود با بهره گرفتن از ابزار Reclassify به طور مجدد طبقه بندی شدند. در نهایت با بهره گرفتن از روش Index overlay لایه ها با یکدیگر ترکیب شدند.
 3-4-1 اصول فرایند تحلیل سلسله مراتبی روش تحلیل فرایند سلسله مراتبی، بر پایه ی اصول بدیهی زیر بنا شده است: اصل اول - شرط معکوسی: اگر ترجیح عنصر A بر عنصر B، برابر n باشد، ترجیح عنصر B بر عنصر A، برابر 1/n خواهد بود. اصل دوم- همگنی: عنصر Aو عنصرB، باید همگن و قابل قیاس باشند. به عبارت دیگر برتری عنصر A بر عنصر B، نمی تواند بی نهایت یا صفر باشد. اصل سوم – وابستگی: هر عنصر سلسله مراتبی به عنصر سطح بالاتر خود وابسته است و این وابستگی به صورت خطی تا بالاترین سطح ادامه دارد. اصل چهارم- انتظارات: یعنی هر گاه تغییری در ساختار سلسله مراتبی رخ دهد، فرایند ارزیابی، باید مجددا انجام شود (زبردست، 1380: 8). 3-4-2 مزایای فرایند تحلیل سلسله مراتبی فرایند تحلیل سلسل مراتبی، با تجزیه مسائل مشکل و پیچیده، آنها را به شکلی ساده که با ذهن و طبیعت انسان مطابقت داشته باشد، تبدیل می کند. به عبارت دیگر، مسائل پیچیده را از طریق تجزیه آن به عناصر جزئی که به صورت سلسله مراتبی به هم مرتبط بوده و ارتباط هدف اصلی مسئله با پایین ترین سطح سلسله مراتبی مشخص است، به شکل سادهتری در می آورد. این فرایند، مجموعه ای از قضاوت ها ( تصمیمگیری ) و ارزش گذاری های شخصی به یک شیوه منطقی می باشد. به طوری که، از یک طرف، وابسته به تصورات شخصی، جهت شکل دادن و طرح ریزی نظم سلسله مراتبی یک مسأله بوده و از طرف دیگر، به منطق، درک و تجربه جهت تصمیم گیری و قضاوت نهایی نیاز دارد (اصغر پور، 1387: 112). ویژگی هایی که ساعتی، در مورد فرایند تحلیل سلسله مراتبی بیان می کند به شرح زیر می باشد:
- یگانگی و یکتایی: فرایند تحلیل سلسله مراتبی، یک مدل یگانه، ساده و انعطاف پذیر برای حل محدودهی وسیعی از مسائل بدون ساختار است که به راحتی، برای همگان، قابل درک است.
- پیچیدگی: برای حل مسائل پیچیده، فرایند تحلیل سلسله مراتبی، نگرش سیستمی و تحلیل جزء به جزء را به صورت توأم و هم زمان به کار می برد. عموما، افراد، در تحلیل مسائل، یا کل نگری کرده و یا فقط به جزئیات پرداخته و کلیات را رها می کنند. در حالی که، فرایند تحلیل سلسله مراتبی، هر دو بعد را با هم به کار می بندد.
- هبستگی و وابستگی متقابل: فرایند تحلیل سلسله مراتبی، وابستگی را به صورت خطی در نظر می گیرد. ولی برای حل مسائلی که اجزاء به صورت غیر خطی وابسته اند، نیز به کار گرفته می شود.
- ساختار سلسله مراتبی: این روش، اجزای یک سیستم را به صورت سلسله مراتبی، طوری سازماندهی میکند که با تفکر انسان مطابقت داشته و اجزاء در سطوح مختلف طبقه بندی می شوند.
- اندازه گیری: فرایند تحلیل سلسله مراتبی، اندازه گیری معیارهای کیفی را میسر ساخته و امکان تخمین و برآورد اولویت ها را نیز فراهم می کند.
- سازگاری: سازگاری منطقی قضاوت های استفاده شده در تعیین اولویت ها را محاسبه کرده و ارائه می کند.
- تلفیق: فرایند تحلیل سلسله مراتبی، منجر به برآورد رتبه نهایی هر گزینه می شود.
- تعادل: این روش، اولویتهای وابسته به عوامل در یک سیستم را درنظر گرفته و بین آنها، تعادل برقرار می کند و فرد را قادر می سازد که بهترین گزینه را بر اساس اهدافش تعیین
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل برآنیم تا ابتدا مطلعه موردی داشته باشیم و سپس مدل طراحی شده را با مدل امنیتی که تاکنون منتشر شده مقایسه کرده و در نهایت به کمک پرسشنامه و کسب آرای خبرگان، صحت مدل پیشنهادی ارائه شده درفصل قبل را بررسی نموده و ضمن تجزیه و تحلیل نتایج حاصله بر مبنای روش های علمی آماری و ترسیم نمودارهای مربوطه، به یک جمع بندی کلی در مورد این پژوهش دست یابیم. ۲-۴مطالعه موردی تأسیسات نفتی مورد نظر در اطراف یک جزیره که از خشکی فاصله دارد قرار گرفته است. این جزیره با طول تقریبی ۲۰ کیلومتر و عرض حداکثر ۱۵ کیلومتر دارای مساحتی بالغ بر ۸۰۰ کیلومتر مربع است که در حدود ۶۰ کیلومتر مربع از قسمت غیرمسکونی و نیمه سنگی جزیره در تصرف شرکتهای نفتی است. این منطقه از تولیدی به میزان ۱۵۰هزار بشکه در روز برخوردار است. این منطقه به عنوان یک منطقه ی نفتی و گازی با شتاب خوبی در حال افزایش تولید است. بالغ بر۵میلیون بشکه نفت ذخیره در این میدان وجود دارد که توسط شناور به مقاصد تعیین شده حمل می شود. بخشی از نفت خام تولیدی این میدان نیز برای تأمین خوراک پالایشگاه به میزان ۳۵ هزار بشکه در روز ارسال می شود. به منظور توسعه ی میادین نفتی و گازی این منطقه، سه دکل حفاری مستقر شده انداین منطقه ی نفتی شامل سکوهای مجتمع گازی یک الی چهاراست. در شرقی ترین بخش جزیره، اسکله ی خاکی متعلق به شرکت نفت و انبارهای آن قرار دارد و بعد از آن، منطقه ی مسکونی آلفا،منطقه ی صنعتی آلفا، منطقه ی صنعتی بتا و منطقه ی مسکونی بتا تا غرب جزیره کشیده شده اند. میدا نهای نفتی ۳ و ۴ با حداکثرظرفیت ۱۵ هزار بشکه نفت در روزمشغول تولید نفت خام هستندو نفت تولیدی آ نها به وسیله ی خط لوله ی ۱۸ اینچی به طول ۹۸کیلومتر برای فرآورش به جزیره منتقل می شود. تصویر شمار ه ی ۱-۵ نمایی از منطقه به همراه میادین نفتی را نشان میدهد.

شکل۱-۴ منطقه ی نفتی مورد نظر برنامه ریزی راهبردی تحقیق و توسعه تدارکات کالا منابع انسانی مالی حاشیه ارزش پترو شیمی توزیع اکتشاف تولید پالایش توسعه معاملات بین المللی شکل۲-۴ زنجیره ارزش منطقه نفتی معرفی اجزاء زنجیره ارزش
-
- اکتشاف و توسعه: توسعه و اکتشاف و حفاری نفت خام و گاز
-
- تولید: تولید نفت خام و گاز
-
- پالایش: پالایش نفت خام و گاز
-
- پتروشیمی: تولید محصولات پتروشیمی
-
- معاملات بین الملل: فروش خارجی نفت خام و فرآروده های آن، گاز، گازمایع و محصولات پتروشیمی
-
- توزیع: توزیع و فروش داخلی فرآروده های نفتی، گاز طبیعی، گاز مایع و محصولات پتروشیمی
زیر ساخت های فناوری اطلاعات سه نسل از کامپیوترهای فوق به شرح زیر است: - کامپیوترهای بزرگ Main Frame برای اجرای سیستمهای نرمافزاری به صورت متمرکز و دستهای - ریزکامپیوترها، برای انجام امور کامپیوتری هر بخش - سرور های قوی به عنوان مرکزداده و اجرای OnLine سیستمها در محیط شبکه و ارائه خدمات به صورت ASP[74] دسته بندی سیستم های کاربردی الف- سیستم های کاربردی عمومی (Sector Level ICT) اینگونه نرم افزارها به منظور پشتیبانی منابع و نیازهای واحد های عملیاتی به کار می روند. از جمله این نرم افزارها می توان به سیستم های مالی ، پرسنلی، امار و اطلاعات مدیریت، اتوماسیون اداری، فروش، توزیع و سیستم های یکپارچه ERP اشاره کرد. ب- سیستم های کاربردی تخصصی (Segment Level ICT) این نرم افزارها شامل آن دسته از نرم افزارهایی است که مستقیما در عملیات بالا دستی و پایین دستی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی کاربرد دارند. عمده این نرم افزارها بصورت بسته های نرم افزاری(Packages) می باشند. از جمله این نرم افزارها می توان به نرم افزارهای محاسبات فرایندی، مهندسی مخازن، برنامه ریزی و کنترل پروژه ها اشاره کرد. برخی دیگر از این نرم افزارها متناسب با نیاز کارفرما در صنعت نفت تولید می شوند. از جمله این نرم افزارها می توان به نرم افزار سامانه اطلاعات بالا دستی، جمع اوری و مدیریت داده های اکتشاف، توسعه، تولید و توزیع اشاره کرد. معرفی نرم افزارهای کاربردی عمومی مورد استفاده اهم سیستمهای عمومی (Sector Level ICT) فناوری اطلاعات و ارتباطات به شرح ذیل می باشند:
-
- سیستم یکنواخت تدارکات و امور کالا (IMM)
-
- سیستم جامع نیروی انسانی (IHR)
-
- سیستم جامع کامپیوتری صادرات و واردات نفتخام
-
- سیستم اطلاعرسانی مناقصه و مزایده
-
- سیستم گمرک الکترونیکی در نفت
-
- سیستم آموزش الکترونیکی (E-Learning)
-
- سیستم پزشکی از راهدور(Telemedicine)
-
- سیستم اتوماسیون اداری (Paper Less)
معرفی نرم افزارهای کاربردی تخصصی مورد استفاده اهم کاربردهای اختصاصی (Segment Level ICT) فناوری اطلاعات و ارتباطات به شرح ذیل می باشند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امیر سپهانی و همکاران۱۳۹۱:در تحقیقی به بررسی برخی از موانع کارآفرینی درشرکت حفاری اهواز پرداخته و نتایج حاصل از ازمون t در ۲۵۰نفر از کارکنان جامعه آماری نشان دهنده تایید فرضیات تحقیق به شرح ذیل می باشد. بعد زمان مانع کارآفرینی سازمانی است. ویژگی های مدیران مانع کارآفرینی سازمانی است. فرهنگ سازمانی مانع کارآفرینی سازمانی است کنترل شدید مانع کارآفرینی سازمانی است. محمد حسن مبارکی و همکاران:۱۳۹۱در تحقیقی به بررسی موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی در سازمان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای روش شناسایی کیوبا حجم نمونه ۵۷نفرپرداخته اند.نتایج تحلیل عاملی نشان می دهد که مدیران معاونت بازرگانی سازمان هما مدعی هستند که مهم ترین موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی عدم برنامه ریزی کافی، گرایش به آزمون و خطا)تجربه( وتمایل به سودهای کوتاه مدت است، درحالی که مدیران معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت سازمان هما مدعی هستند که عدم شراکت کارکنان در سود حاصل از خلاقیتشان، ارتقای افراد سازگار و تأکید بر نتایج، از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی در این سازمان است و مدیران معاونت آموزش وبه سازی منابع انسانی سازمان هما، مدعی هستند که کنترل شدید و رسمی مدیران، فرهنگ مدیریت وظیفه ای در سازمان وگرایش سازمان به تخصص گرایی کارکنان مهم ترین موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی در سازمان هما به شمار می رود. ناصر اسدی کمال و همکاران۱۳۹۱:در تحقیقی به بررسی و رتبه بندی موانع کارآفرینی سازمانی در آموزش و پرورش شهر تهران با حجم نمونه ۲۰۶و پرداخته اند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات در خصوص موانع رفتاری و ساختاری و زمینه ای به بدین شرح می باشد. موانع آموزشی از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی می باشد. عوامل مدیریتی از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی می باشد. عوامل انگیزشی از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی می باشد. فرهنگ سازمانی از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی می باشد. نظام جبران خدمات از از موانع ساختاری کارآفرینی سازمانی می باشد. موانع اقتصادی از موانع زمینه ای کارآفرینی سازمانی می باشد. موانع سیاسی و قانونی از موانع زمینه ای کارآفرینی سازمانی می باشد . رضا محمد کاظمی و همکاران:۱۳۹۰ در تحقیقی به شناسایی و تحلیل موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی در سازمان تربیت بدنی (وزارت ورزش)کشوربا حجم نمونه۹۲پرداخته اند.نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان دهنده تایید فرضیات بدین شرح می باشد. ویژگیهای شخصیتی مدیران از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی است. ویژگیهای شخصیتی کارکنان از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی است. فرهنگ سازمانی از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی است . سبک رهبری از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی است. تضاد و تنش سازمانی از موانع رفتاری کارآفرینی سازمانی است. داود کیا کجوری و الهام فاضلی ویسری۱۳۸۸:در تحقیقی به شناسایی موانع داخلی ، محیطی و برآیندی کارآفرینی سازمانی(مطالعه موردی: اداره کل بنادر و کشتیرانی استان مازندران- بندر نوشهر)پرداخته وبیان می نماید که موانع محیطی شامل فقدان رقابت، نداشتن اختیار سیاستگذاری و تعیین ماموریت توسط مدیرا ن، وجود گروه های ذینفع متعدد وپاسخگو بودن به عموم مردم، عدم وجود مراکز آموز ش(بندری- دریایی)مکانیزه، و عدم وجود اساسنامه و توافقنامه در بین شرکتهای کشتیرانی برای جذب کشتیهای خارجی جهت ارزآوری و کارآفرینی، موانع داخلی شامل تصمیمات نامناسب مدیران عالی در ا نتصاب و بکارگیری مدیران زیردست، عدم تفویض اختیار کافی، پیچیدگی و تعدد اهداف و عدم وجودرقابت شرکتهای ثانوی در تخلیه و بارگیری کالاها، موانع برآیندی شامل موانع فرهنگی- اجتماعی، تعریف سنتی ازموفقیت، امکان ادامه فعالیت سازمان با وجود کارآمد نبودن و تغییرات مکرر مدیریت در دور ه های زمانی کوتا ه، می باشد.
 زالی و رضوی (۱۳۸۷): در تحقیقی پژوهشی به بررسی موانع توسعه کارآفرینی در ایران با متغیر های عوامل ضد انگیزشی،موانع قانونی،محیط کسب و کاربرروی کارآفرینان برتر ایرانی پرداختند و حدود ۶۰درصد از کارآفرینان اظهار داشتند که ۱-خطر پذیری مالی زیاد ،ناتوانی در تامین مالی برای راه اندازی کسب و کار و موانع اداری از مهم ترین عوامل زد انگیزشی در ایران تلقی می شود. ۲-قوانین و مقررات دولتی مشوق راه اندازی و توسعه کسب و کار در ایران نیستند. محیط کسب و کار از نظر کارآفرینان ایرانی حامی شرکت های جدید و در حال رشد نیست. (.به نقل از فرخی ۱۳۹۰) حسینی و مراد پور (۱۳۸۷): در تحقیقی با عنوان زمینه و موانع توسعه کارآفرینی در ایران ،به بررسی متغیرهای :۱موانع فرهنگی و اجتماعی ۲-موانع اقتصادی کارآفرینان ۳-موانع قانونی در قوانین ،مقررات و آیین نامه های موجود ۴-موانع کارآفرینی در مرحله آموزش و زمینه سازی ۵-فقدان عوامل زد انگیزشی در مرحله تحرک کارآفرینی ۶-موانع کارآفرینی در مرحله منابع و فرصت ها ،به این نتیجه دست یافته است که نه تنها می بایست موانع موجود بر مسیر توسعه کارآفرینی را رفع کرد، بلکه باید به بهترین نحو ممکن با ارائه راهکارها و راهبردهایی نسبت به توسعه کارآفرینی اقدام نمود.شرایط کنونی به گونه ای است که الگویی جز کارآفرینی نمی تواند روند رشد وتوسعه را دگرگون سازد.(.به نقل از فرخی ۱۳۹۰) داودی۱۳۸۶: درتحقیقی در خصوص موانع برآیندی سازمان: داشتن درک و شناخت درست سازمان ها ازتغییرات محیطی، توانایی مدیران بخش دولتی از برقراری ارتباط صحیح و مناسب باکارکنان و سایر سازمان ها، همچنین وجود فرهنگ همکاری و همدلی در سازمان وبرخورداری از یک نظام بازخورد مطلوب می تواند زمینه را برای ظهور کارآفرینی بوجودآورد. لامعی۱۳۸۵: در تحقیقی، موانع قانونی رشد کارآفرینی در صنایع کوچک را در پنج زمینه، را ه اندازی کسب و کا ر ، قانون کار ،اعتبارات بانکی ، مقررات صادرات و واردات ومالیات و عوارض ارائه کرده است. اکبری(۱۳۸۴):در تحقیقی به بررسی موانع کارآفرینی سازمانی در شرکت صنعت چوب و شمال به بررسی متغیر های کنترل شدید،فرهنگ سازمانی محافظه کارانه،سیستم پاداش نامناسب،توجه به سود کوتاه مدت پرداخته و نتایج حاصل از این تحقیق به بدین شرح می باشد که ۳مانع فرهنگ سازمانی محافظه کارانه و سیستم پاداش نامناسب و توجه به سود کوتاه مدت به عنوان به عنوان مانع تاثیر گذار برکارآفرینی سازمانی در شرکت صنعت چوب هستند.اما مانع کنترل شدید در شرکت مذکور به عنوان یک مانع اساسی مورد تاکید قرارنگرفت. (.به نقل از فرخی ۱۳۹۰) مقیمی ۱۳۸۳: در تحقیقی موانع داخلی را شامل متغیر های زیر می داند:اهداف پیچیده،مبهم،نانلموس و متضاد . احمد پور۱۳۸۱: در تحقیقی تحت عنوان طراحی و تبیین الگوی پرورش مدیران کارآفرین در صنعت(دانشگاه تربیت مدرس) ضمن جمع بندی ویژگی ها و عوامل مؤثر برکارآفرینی مستقل و سازمانی، کارآفرینی رابصورت سیستمی در نظر گرفته است که دارای یک مجموعه ورودی (عوامل فردی سازمانی ،محیطی)، فرایند پردازش(شکل گیری تفکر،تدوین برنامه فعالیت و اجرای تفکر) و خروجی خا ص)رشد، تغییرو نوآوری(است و براین اساس مدلی را پیشنهاد داده که این امکان را فراهم آورده است تا بتوان تعریفی جامعه از از کارآفرینی،خواه به صورت مستقل و خواه سازمانی ارائه داده است . بخشی ۱۳۸۱: در تحقیقی محقق موانع کارآفرینی را در سه گروه موانع محیطی ، موانع داخلی و موانع منتجی بررسی نموده است .نتایج حاصل از آزمون فرضیات بدین شرح می باشد. فقدان رقابت از موانع محیطی کارآفرین سازمانی می باشد . نداشتن اختیار سیاست گذاری از موانع محیطی کارآفرین سازمانی می باشد . تصمیمات نامناسب مدیران عالی در انتصابات از موانع داخلی کارآفرین سازمانی می باشد . عدم تفویض اختیار از موانع داخلی کارآفرین سازمانی می باشد . پیچیدگی اهداف از موانع داخلی کارآفرین سازمانی می باشد . عوامل فرهنگی-اجتماعی از موانع منتجی کارآفرین سازمانی می باشد . تعریف سنتی از موانع منتجی کارآفرین سازمانی می باشد . امکان ادامه فعالیت سازمان با وجود ناکارآمد بودن از موانع منتجی کارآفرین سازمانی می باشد . تغییرات مکرر مدیریت از موانع منتجی کارآفرین سازمانی می باشد . جدی زنجانی ۱۳۸۰: با هدف بررسی تنگناهای توسعه کارآفرینی درایران، که توسط سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران انجام شده است ، موانع توسعه کارآفرینی در ایران به طور کلی به دو دسته موانع بیرونی و موانع درونی تقسیم نموده اند . مقیمی و زالی ۱۳۷۹: در تحقیق تحت عنوان بررسی موانع کارآفرینی در صنعت کشور و ارائه راهکارها ی اساسی جهت توسعه کارآفرینی در جهاد دانشگاهی موانع کارآفرینی با بهره گرفتن از الگوی سه شاخگی (میرزائی اهرنجانی،۱۳۷۴) در سه شاخه رفتاری، ساختاری و زمینه ای طبقه بندی و مورد مطالعه قرار گرفته است .براساس نتایج این تحقیق ،اگر چه مدیران با مباحث کارآفرین آشنایی دارندولی از آن ها استقبال نمی کنند . به اعتقاد آنها نظام پاداش مبتنی بر عملکرد کارکنان در شرکت ها برقرار نیست و پرداخت حقوق بر مبنای کارایی صورت نمی گیرد،در نتیجه مدیران رضایت شغلی ندارند . مدیران فاقد ویژگی خطر پذیری،کانون کنترل بیرونی و تفکر سیستمی هستند .از طرف دیگر ،کارکنان نیز انگیزه موفقیت ،خطر پذیری و تحمل اختلاف سلیقه ندارند . در بحث موانع ساختاری ،نتیجه این تحقیق نشان می دهد که شرکت هافاقد نظام های تحقیق و توسعه ،بازاریابی و فروش ،ارزیابی عملکرد،بودجه بندی و نظام های اطلاعاتی مدیریت هستند و از راهبردهای رهبری هزینه و نوآوری هزینه استفاده نمی کنند . در نهایت ،در بحث موانع زمینه ای نیز سیاست های دولت ،مشکلات قانونی و فرهنگی مورد بررسی قرارگرفته اند که بخشی از آنها مربوط به عدم ارائه برنامه های آموزشی کارآفرینی در مراکز علمی و دانشگاهی کشور است . احمد پور ۱۳۷۸: این تحقیق ، موانع و محدودیت های کارآفرینی درون سازمانی را بررسی نموده و بیان می دارد که این موانع منجر به ترجیح افراد به دوری ازرفتار کارآفرینانه در سازمان می گردد . موانع عبارتند از : ماهیت سازمان های بزرگ، نیاز به سودهای کوتاه مدت، فقدان استعداد کارآفرینانه، شیوه های نادرست پاداش .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۷-۲-۱تقسیم بندی بر اساس شکل ساختار الف – صمغ های خطی : این قبیل ملکولها معمولاً پلی ساکاریدهای هموگلیکان هستند که از یک نوع قند تشکیل شدهاند. یک پلی ساکارید خطی با وزن ملکولی یکسان با پلی ساکارید شاخهدار، ویسکوزیته بالاتری را نشان میدهد بدلیل اینکه جذب آب ملکول خطی در محلول در مقایسه با پلیمرهای شاخهدار و بوتهای با همان وزن ملکولی منطقه وسیعتر و حجم بیشتری را دربر میگیرد بنابراین ملکولهای خطی راحتتر با یکدیگر اتصال و ارتباط برقرار میکنند و ویژگیهای ویسکوزیته محلول را در رقتهای کمتر نسبت به ملکولهای شاخهدار افزایش میدهند.
 ب – صمغ های شاخه دار : ساختارهای شاخهدار در مقایسه با پلی ساکاریدهای خطی تمایل به ایجاد محلولهایی با ویسکوزیته کم دارند. بهرحال این محلولها تمایل به پایداری بیشتر دارند و از محلول خارج نمیشوند و یا رسوب نمیکنند. ملکولهای پرشاخه بدلیل تمایل بالا به آب دارای ویژگیهای بسیار عالی و چسبندگی هستند. نظیر صمغ عربی یا آمیلوپکتین. شکل شماره ۱-۱۰ ثرات هیدراسیونی پلیمرهای خطی و شاخه دار با وزن ملکولی یکسان ۱-۷-۲-۲ انواع صمغ ها بر اساس بار الکتریکی خنثی : کمتر تحت تاثیر نمک قرار می گیرد مانند خرنوب ، گوار و گزانتان آنیونی : بیشتر تحت تاثیر نمک قرار می گیرد مانند آرژینات ، کاراگینان و صمغ عربی ۱-۷-۲-۳ طبقه بندی بر اساس منشأ هیدروکلوئیدها از منابع بسیار متنوعی همچون قسمت های مختلف گیاهان ، جلبک ها ، دانه های ذخیره ای ، بافت های حیوانی و منابع میکروبی تولید می شوند. گیاهی درختچه سلولز ترشحی از درخت ( صمغ ) صمغ عربی ، صمغ کارایا ، صمغ قاطی ، کتیرا گیاهان نشاسته ، پتکین ، سلولز دانه ها گوار ، لوکاست بین ، صمغ تارا ، تمبر هندی غده ای کنجاک مانان جلبک جلبک دریایی قرمز آگار ، کاراگینان جلبک دریایی قهوه ای آلژینات میکروبی صمغ زانتان ، کردلان ، دکستران ، صمغ ژلان ، سلولز حیوانی ژلاتین ، کازئینات ، وی پروتئین ، چیتوسان÷ هیدروکلوئید ها به طور گسترده ای در صنعت نانوایی ، برای بهبود ساختار بافت و خواص ظاهری محصولات بر پایه غلات استفاده می شوند.(دیکسون و همکاران ،۲۰۰۱) طیف وسیعی از صمغ ها(هیدروکلوئید ها) برای ساخت محصولات نانوایی فاقد گلوتن استفاده می شود.(هانت وهمکاران،۲۰۰۱) ۱-۷-۲ کارا گینان از خانواده پلی ساکارید ها ی بدست آمده از جلبک های دریایی می باشد . این پلی مر دارای یک ساختار گالاکتوزی بوده ولی نسبت وجایگاه گروه های استر سولفات در آنها متفاوت است . از لحاظ ساختاری یک پلی ساکارید با وزن ملکولی بالا و ساختار خطی است و دارای واحد های تکرار شونده گالاگتوز و ۳ - ۶ اندهیدرات گالاگتوز است که هر دو ممکن است سولفاته و یا غیر سولفاته باشند . کاراگینان های مختلف دارای ویژگی های رئولوژیکی متفاوتی از یک ترکیب ویسکوز تا ژل و از نظر بافتی از بافت های نرم و الاستیک تا بافت های سفت وشکننده هستند . انواع کاراگینان شامل : لامبدا ، کاپا ، ایوتا بوده که با روش های استخراج قابل جدا شدن هستند. شکل ۱-۱۱ نواع کاراگینان ویژگی های فیزیکی گونه های مختلف کاراگینان کاملا با یکدیگر متفاوت بوده ، برای مثال کاپا کاراگینان ایجاد یک ژل سفت در حضور یونهای پتاسیم می نماید در حالیکه آیوتا و لامبدا به میزان ناچیزی تحت تاثیر قرار می گیرند . آیوتا با یونهای کلسیم واکنش داده و تشکیل یک ژل الاستیک و نرم می نمایند ولی نمک ها بر ویژگی های لامبدا کاراگینان تقریبا بی اثر هستند . همه کاراگینان ها در آب داغ محلول هستند ، البته لامبدا و نمک های سدیم کاپا و آیوتا در آب سرد محلول هستند . (دیکسون و همکاران ،۲۰۰۱) یکی از مشکلات عمده استفاده از کاراگینان مربوط به هیدراته شدن آن در دمای پایین است که سبب تشکیل کلوخه می گردد ، در نتیجه توسعه ویسکوزیته و یا هیدراته شدن کامل آن با مشکل مواجه می شود . ۱-۷-۳ گوار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-در مقالات متعددی به بررسی اتصال سیستم فوتوولتاییک به شبکه و همچنین درصد نفوذهای مختلفی که یک سیستم فوتوولتاییک در شبکه برق می تواند داشته باشد پرداخته شده است.ولی از جمله مشکلاتی که در شبکه به وجود می آید می توان به مساله سوینگ توان , افزایش ویا کاهش پروفیل ولتاژ , عدم عملکرد ادوات حفاظتی , تنظیم فرکانس شبکه و.. اشاره کرد.در این پژوهش یک سیستم کنترلی برای کنترل نیروگاه خورشیدی با نفوذ بالا در شبکه طراحی شده است .و حداکثر مقدار مجاز درصد نفوذ نیروگاه خورشیدی نیز در بار های مختلف برای آن بدست آمده است .
 -از طرفی دیگر تاثیر گذر ابر بر روی سیستم فوتوولتاییک به عنوان یکی از مسایل عمده ای که کاربرد این سیستم را محدود می نماید شناخته شده است. با گذر ابر بر روی سیستم فتو ولتاییک که باعث به وجود آمدن سایه در محل پنل های فتوولتاییک می شود باعث کاهش مقدار تابش خورشید به پنل ها خواهد شد. از این رو مقدار توان تولیدی توسط واحد فتوولتاییک کاهش خواهد یافت. به همین دلیل در این پژوهش تاثیر گذر ابر بر روی پنل های خورشیدی با ۲۵%و۵۰% کاهش مقدار تابش اعمالی بر پنل های خورشیدی شبیه سازی شده است.
فصل سوم
مواد و روش ها
مسئله جهانی بحران انرژی، مشکلات ناشی از پایان پذیری سوختهای فسیلی و اثرات زیانبار زیست محیطی استفاده از این سوختها، مجامع علمی را به فکر استفاده از منابع انرژی جایگزین واداشته است. انرژی خورشیدی به عنوان منبعی پاک و لایزال، پایان ناپذیر و تجدید پذیر و رایگان، یکی از این منابع میباشد، که امروزه در جوامع مختلف به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم و به کمک سیستمهای خورشیدی چهارگانه فتوبیولوژی، شیمیائی، فوتوولتاییک و حرارتی مورد استفاده قرار میگیرد. یکی از کاربردهای مهم انرژی خورشیدی، تبدیل آن به انرژی الکتریکی به کمک سیستمهای حرارتی و سیستمهای فوتوولتاییک میباشد. در سیستم فوتوولتاییک انرژی خورشیدی بدون بهرهگیری از مکانیزم های متحرک به صورت مستقیم به انرژی الکتریکی تبدیل میشود. این کار توسط مجموعهای از پنلهای خورشیدی که در بسته بندیهای حفاظت شده از تعدادی سلول فوتوولتاییک میباشند، انجام میگردد.[۱۸] میزان متوسط سالیانه انرژی خورشیدی روزانه دریافتی یک صفحه افقی با مساحت یک متر مربع در ایران ۱۸ مگا ژول است، که از این نظر جزو کشورهای بسیار غنی محسوب میگردد. این پتانسیل خوب امکان استفاده از سیستمهای فوتوولتاییک برای تولید برق را فراهم نموده است. [۱۹]
۳- ۱ نیروگاه های خورشیدی
۳-۱-۱ تاریخچه سلولهای خورشیدی
دانشمند فرانسوی، ادموند بکوئرل، در حدود سالهای ۱۸۴۰کشف کرد که تعدادی از مواد میتوانند هنگامی که نور به آنها تابیده شود، جریان الکتریسیته تولید کنند. سلولهای فوتوولتاییک همانهایی هستند، که مسئول تولید جریان الکتریسیته میباشند. بعد از آن در سال ۱۹۵۰در آزمایشگاه بل نیوجرسی دو دانشمنددر بررسی اثر نور بر نیمه هادیها چون سلیکان و ژرمانیوم نتایج جالبی بدست آوردند، که منجر به ساخت سلولهای فوتوولتاییک امروزی شد. سلولهای فوتوولتاییک اولین بار برای تأمین انرژی مورد نیاز ماهوارههادر فضا مورد استفاده قرار گرفت.
۳-۲-۱ تکنولوژی ساخت پنل های خورشیدی
۳-۲-۱-۱ ساختمان سلول
امروزه سلولها ی فوتوولتاییک عموماً ازماده سیلیسیم تهیه میشود.سلول خورشیدی یک پیوند p- n می باشد که برای ایجاد ناحیه n با استفاده ازموادی همچون فسفریا گالیمو برای ایجاد ناحیه p از آلومینیوم یا بوراستفاده میشود.دراثرتابش نور به ناحیهn ،اختلاف پتانسیلی دردوطرف سلول ایجاد میشود که با بهینه کردن شرایط میتوان ازاین سلول جریان قابل ملاحظهای گرفت.ضخامت لایه n درحدود ۵۰۰ نانومتردرنظر گرفته میشود.ضخامتها یبیشتر این لایه باعث کاهش نورعبوری ازلایه n وافت راندمان درلایه p خواهد شد راندمان سلولهای خورشیدی به وسیله منحنی ولتاژ - جریان سنجیده میشود. [۱۹] امروزه در حدود ۳۰ نوع مختلف پنل خورشیدی وجود دارد که از لحاظ نوع تکنولوژی ساخت به سه دسته زیر تقسیم میشوند:
-
- تکنولوژی تک کریستالی[۱۱]: در این تکنولوژی سلول خورشیدی در یک ورقه سیلیکونی کیفیت بالا ساخته میشود. این سلول دارای بازده بیشتر نسبت به سلولهای ساخته شده با تکنولوژیهای دیگر است.
-
- تکنولوژی پلی کریستالی[۱۲]: در این تکنولوژی سلول از یک بلوک سیلیکونی چند کریستال کیفیت پایین ساخته میشود که بازده و قیمت کمتری دارد .
-
- تکنولوژی ورق نازک[۱۳]: در این تکنولوژی سلول در چند پروسه مختلف ساخته میشود.این سلولها بازده کمتری دارند ولی در عوض هزینه ساخت آنها بسیار کم است .[۲۰]
۳-۲-۱-۲ سیلیکون چگونه سلول خورشیدی رامیسازد؟
سیلیکون خواص شیمیایی ویژهای در ساختار بلورینش دارد. یک اتم سیلیکون، ۱۴ الکترون دارد که در سه پوستهی مختلف روی هم قرار گرفتهاند. دو لایهی اول نزدیکتر به مرکز کاملاً پر شدهاند. ولی لایهی بیرونی با داشتن ۴ الکترون نیمه پر است. به طوری که اتم سیلیکون همیشه در جستجوی راهی برای پر کردن لایهی آخر است (تا ۸ الکترون را کامل بگیرد). برای انجام این کار، این الکترونها را با ۴ تا از اتمهای سیلیکون همسایهاش شریک خواهد کرد. [۲۲] هر اتم تمایل دارد که موقعیت خود را با اتمهای همسایهاش حفظ کند، فقط در این مورد هر اتم از ۴ سمت به ۴ همسایهاش متصل است. این قالب ساختار بلوری است و ایجاد این ساختار برای سلول فوتوولتاییک اهمیت دارد. سیلیکون خالص رسانای ضعیف الکتریکی است، زیراهیچ یک از الکترونهای آن، مثلا الکترونهای رساناهای خوبی چون مس، به اطراف حرکت نمیکنند. در عوض الکترونها در ساختار بلوری کاملاً قفل شدهای قرار دارند. نیمه رساناها هنگامی میتوانند که انرژی الکتریسیته را هدایت کنند که الکترونها بتوانند وارد لایه رسانایی شوند و یا الکترونهایی از لایه ظرفیت خارج شوند . یک روش برای انجام چنین کاری ناخالص کردن یک نیمه رسانا با یک آلیاژ مخصوص است، که به این عمل ناخالص سازی گفته میشود. با عمل ناخالص سازی ویژگیهای الکتریکی نیمه رساناها قابل کنترل میشود. سلول خورشیدی سیلیکون را به همراه ناخالصیهایی دارد. معمولاً تصور میکنیم که ناخالصیها چیزهای نامطلوبیاند. ولی در اینجا سلول بدون وجود ناخالصی کار نمیکند. این ناخالصیها به منظور خاصی افزوده میشوند. ۴ اتم سیلیکون را با یک اتم فسفر در نظر بگیرید؛ اتم فسفر در لایهی خارجیاش ۵ الکترون دارد نه ۴ تا. نتیجه این واکنش آن است که ۴ الکترون از ۵ الکترون برای پر کردن لایه ظرفیت مورد استفاده قرار میگیرند و یک الکترون اضافی به سمت لایه رسانا حرکت کرده و به آن لایه اضافه می شود. به همین دلیل این اتمهای ناخالص را دهنده الکترون میگویند. الکترونهایی که در لایه رسانا قرار دارند، میتوانند حرکت کنند و کریستال را به رسانا تبدیل کنند. در واقع در این روش وجود الکترون اضافی در کریستال باعث رسانایی کریستال شده است. به این نوع نیمه رسانا، نیمه رسانای نوع n گفته میشود. [۲۳] یک روش دیگر افزودن ناخالصی هنگامی اتفاق میافتد که یک اتم سیلیکون با یک اتم از گروه ۳ الکترونی ( به عنوان مثال، بور ) که پذیرنده نامیده میشوند ناخالص میشوند . چون ۴ الکترون برای پر کردن لایه ظرفیت لازم است و تعداد الکترون موجود برای پر کردن این لایه کافی نیست پس یک حفره و یا کمبود الکترون در لایه ظرفیت ایجاد میشود. در این حالت سیلیکون مانند ذرات باردار مثبت عمل میکنند. یک نیمه رسانایی که در آن جریان الکتریسیته توسط این حفرهها پیاده سازی میشود، نیمه رسانای نوع p گفته میشود. [۲۱] قسمت جالب وقتی آغاز میشود که سیلیکون نوع n را با سیلیکون نوع p به کار میبریم. به یاد داشته باشید که هر سلول فوتوولتاییک در نهایت یک میدان الکتریکی دارد. بدون میدان الکتریکی سلول کار نخواهد کرد، و این میدان نیز هنگامی بهوجود میآید، که سیلیکون نوع n و نوع p در تماس هستند. در لحظه تماس الکترونهای آزاد سمت n، حفره های آزاد سمت p را پر میکنند.
۳-۱-۲-۳تشریح یک سلول
پیش از این، سیلیکون از نظر الکتریکی کاملاً خنثی بود. الکترونهای اضافی توسط پروتونهای اضافی فسفر از تعادل خارج میشوند. الکترونهای از دست رفته (حفرهها) با پروتونهای از دست رفتهی بور، تعادل را از بین میبرند. وقتی حفرهها و الکترونها در پیوند بین سیلیکون نوع n وp ترکیب میشوند، به هر حال خنثایی از دست میرود. آیا الکترونهای آزاد همهی حفرههای آزاد را پر میکنند؟ نه! اگر آنها چنین کنند، پس این نظم کامل مفید نخواهد بود. ولی درست در محل پیوند، آنها آمیخته شده و حصاری را به وجود میآورند. در نهایت موازنه برقرار میشود و ما یک میدان الکتریکی جداگانهی دوجانبه داریم () شکل ۳‑۱: میدان الکتریکی درمحل پیوند سیلیکون نوع n و p این میدان الکتریکی با هل دادن الکترونها برای جاری شدن از ناحیهp به ناحیه n و نه به طریق دیگری همانند دیود عمل میکند. این حالت شبیه یک توده است. بنابراین ما یک میدان الکتریکی فعال به دست آوردهایم؛ مانند یک دیود که در آن الکترونها فقط میتوانند در یک جهت حرکت کنند. هنگامی که نور در قالب فوتونها، به سلول خورشیدی برخورد میکند، انرژی آنها زوج الکترون-حفره آزاد تولید میکند. هر فوتون با انرژی کافی معمولاً یک الکترون را به طور کامل آزاد خواهد کرد و یک حفرهای آزاد را نیز نتیجه میدهد. [۲۰] این میدان الکترون را به سمت ناحیهn و حفره را به سمت ناحیه p گسیل خواهد کرد (). این بیشتر در نتیجهای اتمام خنثایی الکتریکی است و اگر ما یک مسیر جریان سطحی را به وجود آوریم، الکترونها در سراسر مسیر در جهت اصلیشان (سمت p) برای پیوستن به حفرههایی که انجام کار میدان الکتریکی به آنجا گسیل شده، جریان مییابند. حرکت الکترون، جریان را تولید میکند و میدان سلول، ولتاژ را بهوجود میآورد. با داشتن جریان و ولتاژ، توان را داریم که حاصل ضرب این دو خواهد بود. شکل ۳‑۲: ایجاد الکترون وحفره دراثرتابش نورخورشید سیلیکون مادهی بسیار صیقلی و بازتابنده میباشد. فوتونهایی که بازتابیده میشوند، نمیتوانند توسط سلول به کار روند. به همین علت، یک اندود ضد انعکاس در بالای سلول به کار رفته که اتلاف بازتاب را تا کمتر از ۵ درصد کاهش میدهد (). مرحلهی آخر صفحهی روکش شیشهی که سلول را از آسیب دیدن حفظ میکند. اتاقکهای پنل خورشیدی با اتصال چندین سلول (معمولاً ۳۶ عدد) به صورت سری و موازی برای دستیابی به ترازهای مفید ولتاژ و جریان ساخته میشوند و با به کار بردن آنها در یک قالب تنومند با یک پوشش شیشهای و پایانههای مثبت و منفی پشت آن کامل میشود. شکل ۳‑۳: ساختاریک مولد سلول سیلیکونی پنل خورشیدی
۲-۱-۳مدل سازی پنل خورشیدی
ساختار فیزیکی یک سلول خورشیدی مانند یک دیود است که پیوند p-n آن در معرض نور خورشید قرار میگیرد. انرژی جذب شده حاصل از شدت نور در این ناحیه به تولید و انتقال حاملها (الکترونها و حفرهها) و جمع آوری آنها در ترمینال خروجی منجر میشود. معادلههای (۳-۱)و (۳-۲) که اساس تئوری نیم هادیها را بیان می کند، مشخصه I-V یک سلول ایدهآل را توصیف میکند.
که Ipv,cell جریان تولید شده از نور تابشی، Id جریان دیود طبق معادلهای دیودی شوکلی[۱۴]، Io,cell جریان اشباع معکوس یا جریان نشتی دیود، q بار الکترون، K ثابت بولتزمن[۱۵]، T دمای پیوندp-n و a ثابت ایده آلی دیود است. [۶] شکل ۳‑۴: مدارمعادل پنل خورشیدی مدار معادل یک پنل خورشیدی را نشان میدهد. یک پنل خورشیدی از چندین سلول فوتوولتاییک که دارای اتصال بیرونی سری یا موازی و یا سری- موازی تشکیل شده است. با در نظر گرفتن پارامترهای در رابطه (۳-۳)، مشخصه پنل خورشیدی بدست میآید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یک فرمت منحصر به فرد برای برنامههای غنیسازی مطالعه در خانه با مربیگری است. این برنامه آموزش از راه دور میباشد. منحصر به فرد بودن آن بخاطر این است که شامل چهار ساعت آموزش است که میتوان زوجین را بدون حضور فیزیکی مربیگری کرد. هر زوجی را با یک تلفن داخلی یا بلند گودار میتوان آموزش شخصی داد. حتی با چهار ساعت آموزش خصوصی مهارتها در حالی که زوجین روی موارد مهم یا مشکلات ارتباطیشان کار میکنند، هزینه چنین برنامهی مطالعه خانگی خیلی کمتر از یک کارگاه است. نام برنامه مطالعه خانگیRE مربیگری تلفنی است.
 ۲-۳-۲-۵- روش های درمان RE روش حل بحران-این روش زمانی استفاده میشود که بحرانی وجود دارد و باید ظرف یک تا پنج ساعت حل شود زیرا تنها تعداد ساعات کمی برای درمان در دست است. این روشی است که برای حل یک تعارض تنها ظرف مدت یک تا پنج ساعت طراحی شده است. بسته به ضرب العجل، جلسات میتوانند دریک یا نیم روز ماراتن طراحی شوند. تراپیست نقش ارباب رجوعان را با استفاده گسترده از روشهایی درمانیRE بنام شستشو و شدن که در قسمتهای بعدی توضیح داده میشود، با طول زیاد اجرا میکند. روش تجربی-این روش زمانی استفاده میشود (جورنی، ۱۹۸۹) که محدودهی زمانی برای درمان بخاطر چند علت از پنج تا ده ساعت درمانی میباشد. این درست است که شروع مراجعان به کار روی مشکلات جدی خود بسیار سریعتر از زمانی است که منتظر بمانند تا اینکه کاملا مسلط بر مهارتهای هستهای و محوریREشوند و باعث صرفه جویی در وقت میشود ولی این خطر را ایجاد میکند که مراجعان نتوانند به صورت کامل و مطمئن مثل روش زمانبندی شده مهارتها را یاد بگیرند. روش زمانبندی شده- در این روش تخمینی زده میشود راجع به مدت زمانی که طول میکشد تا ارباب رجوعان مسائل اصلی یشان را برطرف کرده و بتوانند از مهارتها در زندگی روزمره شان استفاده کنند، اینکار بر اساس اطلاعات جمع آوری شده در ورودی انجام میگیرد. زمان آن بین ده تا بیست ساعت میباشد اما ممکن است بیشتر طول بکشد، اگر مشکلات خاصی باشد که نیاز به زمان بیشتری داشته باشد و همچنین تلاش میشود تعهدی از زوجین برای این مدت زمانی گرفته شود. ۲-۳-۲-۶- روش های مداخله یکی از نشانههای مهم برای فهم فرایندRE این است که زمانی که مهارتهای اصلی یاد گرفته میشوند و این کار خیلی زود انجام میگیرد، به ارباب رجوعان هرگز اجازهی اینکه با یکدیگر به صورت غیر حرفهای تعامل کنند داده نمیشود. وقتی یک یا هر دو نتوانندماهرانه عمل کنند، درمانگر از روش های حل مشکل، مدلسازی، شدن و شستشو استفاده میکند (روشهایی که در قسمتهای بعدی توضیح داده میشود). همچنین مهم است بدانیم که بعد از یادگیری مهارتهای اصلی تعاملات بین ارباب رجوعان تقریبا انحصاری وبین شریکها میباشد. مهارت بحث و مذاکره تضمین میکند که هر دو همسر هر زمان خودشان را ابرازمیکنند دلسوزی دریافت کنند. بدین معنی که در تمام لحظات گفتگو به نوبت یکی از همسران در نقش ابراز کننده و دیگری در نقش پاسخ همدلانه است. دستورالعملهای بحث و مذاکره به آنها نشان میدهد که چگونه به روش سازنده و هماهنگ از یک حالت به حالتی دیگر بروند به طوری که هم زمان به نیازهای عاطفی شان نیز پرداخته شود. وقتی به شرکتکنندگان یک مهارتRE آموخته میشود، عموم مراحل زیر در قالبهایی به کار برده میشود که بیش از یک روز یا آخر هفته طول میکشد: ۱- ارائه دلیلی عقلانی برای یک مهارت و اینکه چگونه میتواند برای رسیدن به اهداف ارتباطی کمک کند. ۲- ارائه تکالیف خواندن برای مطالعهی مهارتهای پایهRE شامل: الف) راهنمای برنامهی غنیسازی روابط (جورنی، ۱۹۹۱)، یا راهنمای کمکی غنیسازی روابط (جورنی، ۱۹۹۱)؛ ب) برنامه شنیداری غنیسازی روابط (جورنی، ۱۹۹۴) و ج) نوارهای سمعی غنیسازی روابط (جورنی واگلسنگ[۱۴۲]، ۱۹۸۱). ۳-استفاده از نوارهای ویدیویی یا نقش بازی کردن زنده در جلسه برای نشان دادن مهارت. ۴-طراحی و پاسخ دادن به سوالاتی در مورد قسمتهای مختلف مهارت. ۵-نظارت بر زوجین در تمرین مهارت، با کار بر روی موضوع خاصی که برای زوجین اهمیت دارد. ۶-ارائه تکالیف منزل برای تمرین هر مهارت، که کاربرد غنیسازی روابط را در خانه نشان میدهد. ۷-به تدریج ارائه تکلیف منزل برای تمریت مهارتها در خانه سختتر از زمانی میشود که عنوان، موضوعات و طرحهای غنیسازی و مسائل و تعارضات واقعی وجود دارد. ۸-تکمیل پرسشنامه روابط، چک لیستها و گزارشهای کوتاه و نوارهای صوتی که افراد از جلسات حل مسئله و تعارض در خانه تهیه میکنند. ۹- نظارت بر پیشرفت کامل و تاثیرگذاری کامل مهارتها با بهره گرفتن از آنچه در بالا آمد. ۱۰- چنانکه شرکتکنندگان کاملا در کاربرد مهارت ماهر شدند، ممکن است نظارت روزمره برنوارهای صوتی کنار گذاشته شود، ولی گزارش تمرینات و سایر تکالیف ادامه مییابد (گینزبرگ، ۲۰۰۰). ۲-۳-۲-۷- پاسخهای خاص رهبر یا درمانگر چندین پاسخ رهبر یا درمانگر مورد استفاده در RE وجود دارد که در این تحقیق فقط بر روی آنهایی که منحصر به RE هستند بحث میشوند. ۲-۳-۲-۷-۱- تبدیل شدن در شدن (سیندر، ۱۹۹۶) پیش از آنکه مراجع با گفتگو آماده شود و یا مثل سرمشق دهی صورت گیرد یا پیشنهادی ارائه شود که متناسب با مراجع باشد و او را برانگیزد، درمانگر بیشتر نقاب و شخصیت مراجع آن را گرفته و با شریک"الف” یعنی"ب” صحبت میکند، چنانکه گویی درمانگر به “الف"تبدیل شده باشد. شدن در شرایط بحرانی که یک موضوع مشکل باید مورد بررسی قرار گیرد استفاده میشود. زمانی که زوجین هنوز انجام درست مهارتها را یاد نگرفتهاند و مراجع مغلوب احساسات شده و نمیتواند صحبت کند یا وقتی که احساسات و پویاییهای زیر بنایی درگیرند که برای شکل دهی و برانگیختن بسیار پیچیده هستند. (این مورد بخصوص در مورد نوجوانانی که در صحبت کردن خیلی مقاوم هستند بکار میرود). ۲-۳-۲-۷-۲- رفع مشکل رفع مشکل در هر نوع شرایط مشکل استفاده میشود. در حل مشکل رهبر یا درمانگر از مهارتهای RE مستقیما با شرکتکنندگان استفاده کرده و زوجین را در مهارتها مربیگری میکند. برای مثال زمانی که یک شرکت کننده بخاطر احساسات خیلی قوی قادر به ادامه استفاده از مهارتها نمیباشد و همسرش نیز مهارت کافی برای مدیریت این وضعیت بصورت همدلی را ندارد. درمانگر با شرکت کننده همدلی میکند تا احساسات کاملا آزاد شود تا بتوانند استفاده از مهارتها را خودشان ادامه دهند. نمونه دیگر میتواند زمانی باشد که شرکت کننده مایل به دنبال کردن فرایندRE نباشد، در این صورت رهبر به صحبتهای شرکت کننده گوش میدهد و پاسخهای همدلانه میدهد تا زمانی که روشن شود که شرکت کننده میخواهد دیدگاه رهبر را گوش کند. در این هنگام رهبر از مهارت ابرازگری برای انتقال دیدگاهش در مورد مسئله استفاده میکند و سپس مجددا به شنیدن و همدلی با مراجع میپردازد. (سوکا، ۲۰۰۵). ۲-۳-۲-۷-۳- شستشو دادن شستشو دادن روشی پیچیده است که در آن درمانگربرای دو زوجی که هر دو بیمهارت هستند نقش شدن را انجام میدهد و به هر دو نفر پاسخهای همدلانه میدهد. هر زمان که درمانگر با نفر الف صحبت میکند یا نفر الف با او صحبت میکند، باید به گونهای به درمانگرنگاه کند ومخاطب قرار بگیرد گویا که درمانگر همسر اوست، وبرعکس. تفاوت این روش با روش های دیگرRE این است که مراجعان به جای صحبت با یکدیگر با درمانگر صحبت میکنند وراه حلهای تعارضات و مشکلات معمولا در ابتدا توسط درمانگر در نقش یک مراجع پیشنهاد میشود. از این روش برای حل سریع مشکلات عاطفی شدید در زمان کوتاه استفاده میشود. و روش اصلی حل مسئله و حل بحران در درمان RE میباشد. (سیندر، ۱۹۹۶؛ به نقل از سیندر، ۲۰۰۰). ۲-۳-۲-۸- انتخاب برنامهRE در رابطه با برنامه RE یا هر برنامه غنیسازی و حل مشکل باید به مراجع در رابطه با اینکه چه توقعی از درمان داشته باشد آموزش داده شود. و در زمان ثبت نام مشخص شود که آیا مراجع میتواند انتظارات بیشتری از آنچه در برنامه ارائه میشود داشته باشد. اگر مراجع برای برنامه پایان هفتهای کوتاه مدت ثبت نام کرده است، باید ببینیم آیا برنامهRE بلند مدت یا درمان شخصی گزینههای بهتری هستند، و این احتمالات با شرکتکنندگان بحث شود. اینکه آیا درمان زوجی یا خانوادگی یا درمان کمکی خانوادگی میتواند بکار رود، درمان خانواده-زوجی بعنوان درمان استفاده میشود. برای مثال اگر یک مراجع بالغ قادر به صحبت کردن معنی داربخاطر روان پریشی یا هوش نباشد، روشهایی مثل شدن میتواند کارگشا باشد. حتی اگر مراجع بالغ نتواند شرکت کند، اعضای دیگر خانواده میتوانند بعنوان عوامل روان درمانی برای کمک به فرد نیازمند شرکت کنند. ۲-۳-۲-۹- اهداف برنامهRE به منظور ایجاد تغییرات مورد انتظار در افراد و زوجین آموزش ۹ مهارت در اهداف برنامه RE گنجانده شده است (جورنی، ۱۹۷۵، پرستون[۱۴۳] و جورنی، ۱۹۸۲؛ به نقل از برگر وهانا، ۱۹۹۹). ۱-مهارت بیانی (خود ابرازی): این مهارت مراجع را مجهز میسازد به فهم بهترخواستها و نیازهای هیجانی- روانی و بین فردی، بیان خواستها و نیازها به افراد نزدیک بدون ایجاد اضطراب و تعارض و دفاعی برخورد کردن، رویارویی با تعارضات و مشکلات با اضطراب کمتر به طور جراتمندانه و مثبت. برخورد کردن. ۲- مهارت همدلی: این مهارت مراجع را مجهز میسازد به فهم بهتر نیازها و خواستهای روانی-هیجانی و بین فردی با دیگران، برانگیختن رفتارهای خودجوش و صادقانه و صمیمانهتر در دیگران. ۳- مهارت گفتگو و مذاکره: این مهرت مراجعان را قادر میسازد تا در هنگام کاربرد مشکلات و تعارضات یک جو عاطفی مثبت را حفظ نمایند. این امر باعث ممانعت از حاشیه رفتن از موضوعات اصلی و معطوف ساختن بحث به موضوعات اساسی میگردد. ۴-حل مسئله یا تعارض: این مهارت این توان را به فرد میدهد تا به همسر خود در یافتن راه حلهای خلاقانه برای مشکل خود کمک نماید. مراجعان یاد میگیرند راه حلهایی را برگزینند که به بهترین نحو ممکن نیازهای زن و شوهر را برآورده سازد. ۵-خود تغییر دهی: این مهارت این توان را به افراد میدهد تا به نحو موفقیتآمیزی توافقات خود را از همسرشان به مرحله اجرا در آورند. این مهارت به آنها کمک میکند تا یاد بگیرند چگونه هر چه سریعتر و همسانتر به تغییر نگرشها، احساسات و رفتارهای خود مطابق توافقات به عمل آمده بپردازند. ۶-کمک به تغییر دیگری: این مهارت هر یک از زوجین را از این توان برخوردار میسازد که به دیگری در تغییر دهی نگرشها، احساسات و رفتارها به نحوی موفقیتآمیز و همسان طبق توافقات به عمل آمده کمک نمایند. ۷-تعمیم دهی و انتقال: این مهارت به مراجعان در به کارگیری مهارتهای ارتقاء روابط در زندگی روزمره کمک میکند. ۸-مهارت آموزش نظارت: این مهارت مراجع را توانمند میسازد تا به آموزش استفاده همسانتر از مهارتهای RE در زندگی روزمره با دیگران بپردازد. یعنی آن که این مهارت به مراجع آموزش میدهد که به دیگران آموزش دهد به طرقی رفتار نماید که موجب ارتقاء خود انگاره فردی مراجع و سلامت روانی و بهبود رابطه شود. ۹-نگهداری: این مهارت مراجع را قادر میسازد تا همچنان و برای مدتهای مدید برای پیشگیری، حل مسئله و غنیسازی از مهارتها ی آموخته شده استفاده نمایند. ۲-۳-۳- برنامه آمادهسازی - غنیسازی اولسون ۲-۳-۳-۱- تاریخچه برنامه آمادهسازی اولسون برنامه آمادهسازی اساسا پس ازدرک مشکلات کار با زوجین در مرحله قبل از ازدواج قرار گرفته، شکل گرفت. در اواخر دهه ۱۹۷۰ دیوید اولسون در سه برنامه پیش از ازدواج که در آن برای گروه های ۵۰ نفری زوجین برنامههای سخنرانی ترتیب داده میشد، شرکت نمود. یک ارزیابی انجام شده حاکی از ناموثر بودن این برنامهها و رویگردانی و مایوس شدن زوجین از این برنامهها بود. سوال این بود که چه کمکی به زوجین باید کرد تا آمادگی بیشتر و بهتری برای ازدواج پیدا کنند؟ ایده اولیه این بود که یک پرسشنامه زوجین ساخته شود که از طریق آن زوجین بتوانند با یکدیگر در مورد رابطه خود صحبت نمایند. با طرح موضوعات مرتبط با زوجین در این پرسشنامه، جای این امیدواری وجود داشت که زوجین شروع به صحبت در مورد موضوعات خود نموده و حتی قبل از ازدواج آن را حل نمایند. پس از ساخت اولیه پرسشنامه، یک طرح پژوهشی برای تعیین اثربخشی آن بعنوان یک پرسشنامه پیش از ازدواج و نیز مشاوره برای زوجین طرحریزی گردید (اولسون و فورنیر۱۹۸۷). این مطالعه بر روی پنج گروه انجام شد: زوجینی که هیچگونه آمادگی قبل از ازدواج نداشتند، آنهایی که در یک برنامه آمادهسازی شرکت کرده بودند، آنهایی که در برنامه آمادهسازی بدون دریافت بازخورد شرکت کرده بودند، آنهایی که در برنامه آمادهسازی به همراه دو ساعت بازخورددهی شرکت کرده بودند و در نهایت آنهایی که در برنامه آمادهسازی به همراه چهار جلسه دو ساعته بازخورد دهی شرکت کرده بودند. نتایج مطالعه به روشنی نشان داد که گروههای آمادهسازی در مقایسه با دو گروه اول به نتایج قابل ملاحظهتری دست یافتهاند. ضمن اینکه گرروه آمادهسازی و گروهی که از چهار جلسه دو ساعته بازخورددهی برخوردار شده بودند. تغییرات مثبتتری را در بین کلیه این گروهها نشان دادند. این یافتهها به شکلگیری پرسشنامه آمادهسازی انجامید که از آن برای سنجش زوجین بهره گرفته میشود. ۲-۳-۳-۲- ریشههای نظری برنامه آماده سازی- غنیسازی السون نسخه ۲۰۰۰ برنامه آمادهسازی – غنیسازی، یک برنامه پیش از ازدواج جامع و برخوردار از پایه و اساس نظری و تجربی و شواهد بالینی مرتبط با زوجین میباشد. این برنامه با مد نظر قرار دادن چهار نکته مهم، به یک رویکرد پیشگیرانه موثر تبدیل شده است. این چهار نکته عبارتند از: ۱- باید عوامل مرتبط با موفقیت زناشویی شناسایی شود. ۲- باید زوجین در ارتباط با عوامل فوق الذکر سنجش گردند. ۳- با ارائه بازخورد و تمرینات به زوجین باید به آنها در حل مشکلات مشکلزا کمک نمود. و ۴- زوجین به تمرینات کسب مهارت نیازمندند که به مهارتهای ارتباطی و حل تعارض تاکید داشته باشند. ابزار یا برنامهای که درصدد بهبود ارتباط زوجین است باید بتواند اطلاعاتی را در خصوص عوامل تعیین کننده در شکلگیری و تحول روابط قبل از ازدواج که پیشبینیکننده رضایت و ثبات زناشویی است، به دست بیاورد. ۲-۳-۳-۳- اهداف برنامه آمادهسازی-غنیسازی اولسون برنامه آمادگی سازی- غنیسازی دارای شش هدف است که هر یک از این اهداف دارای یک تمرین جداگانه میباشد. این شش هدف از این قرار هستند: کمک به زوجین در شناسایی و تکیه نمودن بر نقاط قوت رابطه و شناسایی حیطههایی از رابطه که مشکلزا بوده یا نیازمند برنامههای غنیسازی میباشد، آموزش زوجین به منظور ارتباط موثرتر در زمینه موضوعات مهم، حل موضوعات مشکلزا با بهره گرفتن از الگوی حل تعارض ده مرحلهای، کند و کار و موضوعات مربوط به خانواده اصلی با بهرهگیری از نقشه زوجین و خانواده، طرحریزی برنامهای برای نیل به اهداف فردی، زوجینی و خانوادگی، برنامه آمادهسازی- غنیسازی پنج تمرین را برای کمک به زوجین در دستیابی به این اهداف طراحی نموده است. که هدف از آنها تشویق زوجین به همیاری و برنامهریزی با یکدیگر برای مواجهه باموضوعات مهم میباشد (اولسون و اولسون، ۱۹۹۹). تمرین ۱: سهیم شدن نقاط قوت و رشد آفرین هر یک از زوجین سه حیطه که احساس میکنند از حیطههای رشد آفرین رابطه آنان محسوب میشود، انتخاب مینمایند. سپس هر یک از آنها تشویق میشود تا آنچه را که نقطه قوت رابطه میپندارد با دیگری در میان بگذارد. تمرین ۲: تهیه یک فهرست از درخواستها جراتورزی و گوشدادن فعال دو مهارت مهم هستند که در تمریین ارتباطی شماره دو زوجین بر آنها تاکید میشود. زوجین سه کار که از همسر خود انتظار دارند در اکثر مواقع انجام دهد را فهرست میکنند و به نوبت آن را با هم در میان میگذارند، که در این میان گذاردن خواستها باعث افزایش جراتورزی آنان در قبال یکدیگر میشود. تمرین ۳: مراحل حل تعارض زوجین در این تمرین مشاور یک فرایند ده مرحلهای را برای حل تعارضات، در خلال یک جلسه بازخورددهی به زوجین معرفی می کند سپس زوجین با انتخاب یک موضوع خاص، به عنوان تکلیف بر روی آن کار میکنند. تمرین ۴: طرحها و بودجه مالی در این تمرین از زوجین درخواست میشود تا جدولبندی بودجه را تکمیل نموده و هر یک فهرستی از اهداف مالی کوتاه و بلند مدت خود تهیه نمایند. این تمرین غالبا به شکل یک تکلیف به زوجین ارائه میشود. در این بین مشاور میتواند برای طرحریزی یک بودجهبندی واقع بینانه و عملی و تعیین اهداف مالی کوتاه و بلند مدت به زوجین کمک نماید (اولسون و دیفراین[۱۴۴]، ۱۹۹۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
-
- تأمین امنیت برای برگزاری اجتماعات، تشکلها، راهپیماییها، و فعالیتهای قانونی و مجاز و ممانعت و جلوگیری از هر گونه تشکل و راهپیمایی و اجتماع غیر مجاز و مقابله با اغتشاش، بینظمی و فعالیتهای غیر مجاز.

-
- اقدام لازم در زمینه کسب اخبار و اطلاعات در محدوده وظایف محوله و همکاری با سایر سازمانها و یگانهای اطلاعاتی کشور در حدود وظایف آنها.
-
- حراست از اماکن، تأسیسات، تجهیزات و تسهیلات طبقه بند ی شده غیر نظامی و حفظ حریم آنها به استثناء موارد حساس و حیاتی به تشخیص شورای عالی امنیت ملی، که به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد بود.
-
- حفاظت از مسئولین و شخصیتهای داخلی و خارجی در سراسر کشور به استثناء داخل پادگانها و تأسیسات نظامی، مگر در مواردی که بنا به تشخیص شورای عالی امنیت ملی اصل انقلاب و یا دستاوردهای آن در معرض خطر باشد که به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد بود.
-
- جمع آوری سلاح و مهمات و تجهیزات غیر مجاز و صدور پروانه نگهداری و حمل سلاح شخصی و نظارت بر نگهداری و مصرف مجاز مواد ناریه با هماهنگی وزارت اطلاعات برابر طرحهای مصوب شورای امنیت کشور.
-
- انجام وظایفی که بر طبق قانون به عنوان ضابط قوه قضاییه به عهده نیروی انتظامی محول است از قبیل:
الف. مبارزه با مواد مخدر. ب. مبارزه با قاچاق. ج. مبارزه با منکرات و فساد. د. پیشگیری از وقوع جرم. ه. کشف جرایم. و. بازرسی و تحقیق. ز. حفظ آثار و دلایل جرم. ح. دستگیری متهمین و مجرمین و جلوگیری از فرار و اختفاء آنها. ط. اجرا و ابلاغ احکام قضایی.
-
- انجام امور مربوطه به تشخیص هویت و کشف علمی جرم.
-
- مراقبت و کنترل از مرزهای جمهوری اسلامی ایران، اجرای معاهدات و پروتکلهای مصوبه مرزی و استیفای حقوق دولت و اتباع مرزنشین جمهوری اسلامی ایران در مرزها و محدوده انحصاری اقتصادی دریاها.
-
- اجرای قوانین و مقررات مربوط به گذرنامه (به جز گذرنامه سیاسی و خدمت) ، ورود و اقامت اتباع خارجی (با هماهنگی وزارت امور خارجه تحت پوشش دیپلماتیک) با هماهنگی وزارت اطلاعات (در مورد ورود و خروج و اقامت اتباع خارجی و صدور گذرنامه) .
-
- اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی و امور توزیع و حفظ حریم راههای کشور.
-
- اجرای قوانین و مقررات وظیفه عمومی.
-
- نظارت بر اماکن عمومی و انجام سایر امور مربوط به اماکن مذکور برابر مقررات مصوب.
-
- همکاری با سایر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مواقع لزوم و بنا به دستور.
-
- همکاری با دبیرخانه پلیس بین الملل (اینترپول) .
-
- همکاری با وزارتخانهها، سازمانها، موسسات و شرکتهای دولتی و وابسته به دولت، بانکها و شهرداریها در حدود قوانین و مقررات مربوط.
-
- همکاری با سازمانهای ذی ربط در جهت ایجاد و توسعه زمینههای فرهنگی لازم به منظور کاهش جرایم و تخلفات و تسهیل وظایف محوله.
-
- انجام امور امدادی و مردم یاری در مواقع ضروری ضمن هماهنگی با مراجع ذی ربط.
-
- سازماندهی، تجهیز، آموزش یگانهای انتظامی و آماده کردن آنها جهت اجرای مأموریت محوله
-
- تأمین و حفاظت تأسیسات، سربازخانهها و قرارگاههای مربوط.
-
- تأمین دفاع هوایی تأسیسات و نقاط حساس مربوط، در حد برد سلاح ضد هوایی سازمانی، با هماهنگی و کنترل عملیات نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران.
-
- تأمین نیازهای پزشکی پرسنل و اداره بیمارستانها و درمانگاههای مربوط.
-
- تهیه طرح نیازمندیهای لجستیکی و اقدام در جهت تهیه و خرید اقلام خدماتی که از سوی فرماندهی کل نیروهای مسلح به عهده نیروهای انتظامی واگذار میگردد. همچنین اقدام جهت خرید املاک و احداث تأسیسات مورد نیاز برابر طرحهای مصوب.
-
- تلاش مداوم و مستمر در جهت حفظ و صیانت سازمان در زمینههای امنیتی.
-
- تلاش مداوم و مستمر در جهت حاکمیت کامل فرهنگ و ضوابط اسلامی در نیروی انتظامی.
علاوه بر وظایفی که در مواد بالا ذکر شد، در ماده (۴۲) قانون آ.د.ک مقامات رسمی و مأمورین پلیس نیز مکلف شدهاند تا دستورات مقامات قضایی را فوری به موقع اجرا گذارند. همچنین تصریح گردیده که متخلفین از این مقرره قانون به مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم میگردند. این مقرره قانونی در واقع تکرار بخشهایی از وظایفی است که در ماده (۴) ق. نیروی انتظامی و ماده (۱۵) به بعد ق.آ.د.ک و مواد (۵۷۰) به بعد ق.م. اسلامی ۱۳۷۵ آمده است. همچنین در ماده (۴۳) قانون آ.د.ک با طبقه بند ی جرایم به جرایم منافی عفت و جرایم غیر منافی عفت، به مقامات قضایی صرفاً اجازه داده شده تا در غیر موارد منافی عفت، اجرای تفتیش یا تحقیق از شهود و مطلعین یا جمع آوری اطلاعات و دلایل و امارات جرم و یا هر اقدام دیگری را که برای کشف جرم لازم بدانند[۲۳] با تعلیمات لازم به ضابطین ارجاع نمایند. قانونگذار در ماده (۴۵) مخفی بودن متهم یا معین نبودن و یا عدم دسترسی به او را دلیل موجهی برای توقف اقدامات ضابطین در خصوص کشف و تحقیقات راجع به جرم نمیداند. غیر از مواد قانونی مذکور، به موجب ماده (۲۲۱) همین قانون رسیدگی به جرایم اطفال صرفاً توسط دادگاه انجام خواهد شد که با توجه به پیشبینی تخصصی اطفال و نوجوانان در لایحه آیین دادرسی کیفری پیشنهادی قوه قضاییه، به نظر میرسد که به تصویب این لایحه ممنوعیت انجام اقدامات کشف جرایم اطفال از سوی کارکنان پلیس نیز بر طرف شود. با تصویب قانون اصلاح قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸، تغییرات خاصی در وظایف و اختیارات سازمان و کارکنان پلیس ایجاد نگردید. البته ریاست و نظارت بر ضابطین دادگستری که به موجب ماده (۱۷) قانون آ.د.ک ۱۳۷۸ بر عهده روسای حوزه قضایی بود، با اصلاح و جایگزینی با بند «ب» ماده (۳) به دادستان محول شد[۲۴]. با توجه به مقررات قانونی ناظر بر وظایف و اختیارات پلیس، میتوان وظایف و اختیارات آنان به طور کلی به چهار دسته تقسیم نمود: دسته اول؛ آن دسته از وظایف و اختیاراتی است که در مقررات قانونی رأساً از سوی قانونگذار تصریح شده است. دسته دیگر از این وظایف و اختیارات ناظر به وظایف و اختیاراتی است که مقامات قضایی اعم از مقامات دادسرا و مقامات دادگاه به موجب تجویز قانونگذار به آنان ارجاع مینمایند. دسته سوم ناظر بر تکالیف انتظامی و پیشگیری است و چهارمین گروه از وظایف این سازمان، به خدمت اداری و انتظامی اختصاص دارد که به اختصار درباره آنان اشاراتی شد[۲۵]. فصل دوم: مبانی و منابع مسئولیت مدنی پلیس مبانی و منابع مسئولیت مدنی را میتوان بر اساس قواعد فقهی و حقوقی و قوانین موضوعه بنا نهاد. سیری در نوشته فقها و حقوقدانان و نیز توجه به این نکته که تقسیمبندی مطالب غالباً جنبه ذهنی و گاه سلیقهای دارد ما را رهنمون میسازد که برای فهم و درک بهتر و راحتتر به تقسیمبندی منابع مسئولیت مدنی روی آوریم. مبحث اول: مبانی فقهی مسئولیت مدنی پلیس ازدیدگاه اسلام هیچ زیانی نباید بدون جبران باقی بماند همین که ضرر ناروا وقابل انتساب ناشی ازفعل زیانبار وارد شد شخص مسئول جبران خسارت وارده به زیاندیده میباشد وتفاوتی ندارد عامل زیان شخص حقیقی باشد یا حقوقی خسارت به اموال باشد یا جسمانی عین باشد یا منفعت خسارت باید جبران گردد برای جلوگیری از اطاله کلام به شرح هریک ازقواعد ذیل خواهیم پرداخت. گفتار اول: قاعده اتلاف اتلاف به معنی تلف گردانیدن یا تلف نمودن است.[۲۶] تلف کردن آنگاه تحقق مییابد که فعلی انجام گیرد و بلاواسطه موجب از بین رفتن مال دیگری شود. خواه مال از نظر مادی نابود شود و خواه خاصیت خود را از دست دهد هر چند از نظر فیزیکی از بین نرفته باشد، همین که عرفاً ارزش خود را از دست دهد اتلاف محقق شده است. علاوه بر این در اتلاف، فعل باید بلاواسطه منجر به حادثهای زیانبار شود. یعنی فعل بدون دخالت واسطهی دیگری منجر به زیان میشود اعم از اینکه واسطه مذکور ناشی از فعل شخص یا ناشی از عامل قهری باشد. به عنوان مثال اگر مأموری در اجرای قانون به کارگیری سلاح به سمت خودرو تیراندازی نماید و تیر به وسیلهی مذکور اصابت ننماید لیکن در اثر ترس یا دستپاچگی راننده، از مسیر منحرف و خسارتی بر آن وارد شود و انحراف به عنوان عامل قهری صورت گیرد عمل مأمور به علت اینکه بلاواسطه موجب خسارت نگردیده اتلاف محسوب نمیگردد. بنابراین باید بین عمل متلف و ضرر حاصله مناسبت ذاتی وجود داشته باشد.[۲۷] اتلاف در فقه اسلامی تحت عنوان مباشرت مطرح شده است. از نظر لغوی مباشرت یعنی بالشخصه در کاری قیام کردن و نزدیک نمودن امری یا چیزی به خود.[۲۸] در فقه مالکی در تعریف مباشرت آوردهاند: به آنچه گفته میشود که عادتاً منجر به نابودی میشود بدون اینکه واسطهای در بین باشد.[۲۹] در فقه شافعی مباشرت عبارت است از آنچه که در تلف اثر میگذارد و به واسطهی آن حاصل میشود.[۳۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول شماره ۴-۸ پرسش های مربوط به حیطه ساختار و وظایف ۱۴۱ جدول شماره ۴-۹ پرسش های مربوط به حیطه عوامل محیطی و گروه های ذینفع ۱۴۲ جدول شماره۴-۱۰ پرسش های مربوط به حیطه رسالت و اهداف ۱۴۳ جدول شماره ۴-۱۱ پرسش های مربوط به حیطه استراتژی ها و خط مشی ها ۱۴۳ جدول شماره ۴-۱۲ پرسش های مربوط به حیطه ساختار و وظایف ۱۴۴ جدول شماره ۴-۱۳ پرسش های مربوط به حیطه عوامل محیطی و گروه های ذینفع ۱۴۵ جدول شماره ۴-۱۴ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای حیطه رسالت و اهداف ۱۴۷
 جدول شماره ۴-۱۵نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای حیطه استراتژی ها و خط مشی ها ۱۴۸ جدول شماره ۴-۱۶ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود ومطلوب برای حیطه ساختار و وظایف بانک ها ۱۵۰ جدول شماره ۴-۱۷ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف دو وضعیت موجود و مطلوب برای عوامل محیطی و گروه های ذینفع ۱۵۱ جدول شماره ۴-۱۸ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه رسالت و اهداف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت موجود ۱۵۳ جدول شماره ۴-۱۹ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه رسالت و اهداف و ساختار و وظایف در وضعیت موجود ۱۵۴ جدول شماره ۴-۲۰ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه رسالت و اهداف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت موجود ۱۵۴ جدول شماره ۴-۲۱ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه ساختار و وظایف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت موجود ۱۵۵ جدولشماره ۴-۲۲ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه استراتژی ها و خط مشی ها و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت موجود ۱۵۶ جدولشماره ۴-۲۳ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه ساختار وظایف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت موجود ۱۵۶ جدول شماره ۴-۲۴ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه رسالت و اهداف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت مطلوب ۱۵۷ جدول شماره ۴-۲۵ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه رسالت و اهداف و ساختار و وظایف در وضعیت مطلوب ۱۵۸ جدول شماره ۴-۲۶ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه رسالت و اهداف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت مطلوب ۱۵۸ جدول شماره ۴-۲۷ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه ساختار و وظایف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت مطلوب ۱۵۹ جدول شماره۴-۲۸نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه استراتژی ها و خط مشی ها و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت مطلوب ۱۶۰ جدول شماره ۴-۲۹ نتایج آزمون ویل کاکسون برای دو حیطه ساختار و وظایف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت مطلوب ۱۶۰ جدول شماره ۴-۳۰ نتایج آزمون آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه رسالت و اهداف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت موجود ۱۶۱ جدول شماره ۴-۳۱ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه رسالت و اهداف و ساختار و وظایف در وضعیت موجود ۱۶۲ جدول شماره ۴-۳۲ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه رسالت و اهداف و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت موجود ۱۶۳ جدول شماره ۴-۳۳ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه ساختار و وظایف و استراتژی ها و خط مشی ها در وضعیت موجود ۱۶۳ جدولشماره ۴-۳۴ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه استراتژی ها و خط مشی ها و عوامل محیطی و گروه های ذینفع در وضعیت موجود ۱۶۴ جدول شماره ۴-۳۵ نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف برای دو حیطه ساختار و وظایف و
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶ . فرانشیز تکه ای یا پاره گونه[۱۲۰]: که گیرنده ی امتیاز، قبل از دریافت آن، در تجارت مشابه و یا مربوط، به فعالیت مشغول بوده و در واقع فقط یک فعالیت جدید (فرانشیز) را نیز به تجارت قبلی خود می افزاید . بر پایه این روش ها و دیگر روش های موجود، روابط طرفین یک قرارداد فرانشیز تغییرات عمده ای می یابد که هر کدام باید جداگانه بررسی شود، ولی به عنوان فصل مشترک می توان برخی جنبه های روابط طرفین را این گونه نظام مند ساخت. الف: مشخصات کلی
-
- استقلال: در یک قرارداد فرانشیز، برخلاف قراردادهای نمایندگی یا توزیع، استقلال عمل طرفین در حد اعلا حفظ می شود (به جز برخی شیوه های خاص، مثل فرانشیز شراکتی). اعطاکننده و گیرنده در عین داشتن رابطه قراردادی، به عنوان دو تاجر کاملاً متمایز عمل می کنند، به طوری که بند C ماده ی ۴ آیین نامه ی ۴۰۸۷/۸۸ ، گیرنده را ملزم به اعلام هویت خود به عنوان یک تاجر مستقل می داند و آن را با هویت مشترک شبکه ی فرانشیز در تعارض نمی داند. این امر، به خصوص در بحث تعیین قیمت فروش مجدد توسط گیرنده ی امتیاز، نمود پیدا می کند.
-
-
- همکاری: با این حال، استقلال عمل اشاره شده، مانع از این نمی شود که همکاری و تشریک مساعی به عنوان یکی دیگر از عناصر اساسی رابطه طرفین مطرح نشود. آن ها در نهایت در سود شریک اند و برای رسیدن به سود بیش تر مجبور به هماهنگی و همراهی با یکدیگر هستند. این همکاری تا جایی است که در برخی موارد دادگاه ها برای طرفین مسئولیت مشترک در نظر می گیرند.

-
- شخصی بودن قرارداد: یکی دیگر از جنبه های مهم روابط طرفین در قرارداد فرانشیز، شخصی بودن[۱۲۱]قرارداد فرانشیز است. فرانشیز قراردادی است که هویت و شخصیت هر یک از طرفین برای دیگری بسیار با اهمیت است و به همین علت، معمولاً در قراردادهای فرانشیز شرط می شود که قرارداد با مرگ یا ورشکستگی یکی از طرفین (به خصوص گیرنده ی امتیاز) به پایان برسد یا در صورتی که گیرنده ی امتیاز خود اقدام به عمل در زمینه ی قرارداد ننماید، اعطاکننده حق فسخ قرارداد را داشته باشد. مسئله ی شخصی بودن در جایی که گیرنده ی امتیاز شخص حقیقی باشد معمولاً با مشکل خاصی مواجه نمی شود، ولی در جایی که گیرنده ی امتیاز شخص حقوقی باشد، برای اطمینان اعطاکننده ی امتیاز از حسن انجام کار، در قرارداد شرط می شود که شخص خاصی که برای اعطاکننده ی امتیاز شناخته شده یا دارای خصوصیات ویژه ای باشد، مدیریت شرکت را به دست گیرد .
در کنار این مسائل کلی هر یک از طرفین قرارداد فرانشیز هم دارای حقوق و تکالیف ویژه ای است. ب: تعهدات اعطاکننده ی فرانشیز
-
- اعطای امتیاز: اصلی ترین تعهد اعطاکننده ی امتیاز، اعطای امتیاز قانونی، مشخص و بدون مشکل به گیرنده ی امتیاز است. حقوقی که اعطا می شود، باید به طور قانونی ثبت شده باشد و اعطاکننده ضامن اعتبار این حقوق است. این انتقال هم چنین حق استفاده از این امتیازات و حقوق را نیز در بر می گیرد. این قید برای جلوگیری از بروز تفاسیر و اختلافات احتمالی لازم است.
-
- انتقال دانش تجربی و فنی: این تعهد در واقع مکمل وظیفه قبل است. انتقال امتیاز بدون انتقال تجربیات و دانش فنی در خصوص موضوع فرانشیز بی فایده است و اگر قرارداد فرانشیز فاقد قید انتقال دانش تجربی باشد، قرارداد لغو و غیر قابل اجرا خواهد بود. گیرنده ی امتیاز بر پایه ی این دانش و تجربه ساختار عملیاتی خود را بنا کرده و به پیش می برد.[۱۲۲]
-
- مشاوره و یاری رسانی: اعطاکننده ی امتیاز موظف است در طول حیات قرارداد (قبل از شروع به کار تا هنگام فسخ قرارداد) گیرنده را در زمینه های مختلف مربوط به فرانشیز مورد مشاوره قرار دهد. این مشاوره، امور متعددی، از جمله مسائل بازرگانی، فنی، تکنولوژیک، بازاریابی، حقوقی و … را در بر می گیرد. هم چنین وی باید از کمک رسانی به گیرنده در شرایط عادی و به ویژه در شرایط بحرانی کوتاهی نکند؛ برای مثال، در یافتن محل مناسب برای فعالیت، یا در ایجاد ساختار فعالیت، به او کمک کند، یا در هنگام شرایط فورس ماژور فوراً تشکیلات وی را یاری نماید.
-
- حفظ انحصار گیرنده ی امتیاز: هدف گیرنده ی امتیاز از ورود به شبکه ی فرانشیز، منفعت و سودبری است و این مهم در صورت انحصاری نبودن فعالیت وی محقق نمی شود. معمولاً تمامی قراردادهای فرانشیز به صورت انحصاری منعقد می شوند و اعطاکننده ی امتیاز متعهد می شود که در سرزمین مورد عمل گیرنده ی امتیاز به شخص دیگری فرانشیز اعطا نکند. انحصار گیرنده ی امتیاز گاهی فعالیت اعطاکننده ی امتیاز را نیز در بر می گیرد و وی نمی تواند در درون سرزمین مورد عمل گیرنده مستقلاً (در حیطه ی مربوط به فرانشیز اعطاشده) فعالیت کند.
ج: تعهدات گیرنده ی امتیاز
-
- تعهد به عدم رقابت با اعطاکننده ی امتیاز: همان گونه که اعطاکننده ی امتیاز نباید انحصار گیرنده را در مناطق مورد عمل قرارداد بشکند، گیرنده نیز ملزم است محدودیت هایی را رعایت نماید. برای مثال، گیرنده نمی تواند در خارج از مرزهای منطقه ی مورد عمل خود به تجارت مورد نظر بپردازد؛ هم چنین وی از تجارت کالاهای رقیب نیز ممنوع است. البته او می تواند آزادانه به تجارت کالاهای غیر مرتبط با فرانشیز، که در رقابت با موضوع قرارداد نباشند، بپردازد (چه در داخل سرزمین مورد عمل و چه در خارج از آن)؛ مگر این که در توافق طرفین، خلاف آن مقرر شده باشد. ممنوعیت رقابت، معمولاً پس از ختم قرارداد نیز برای یک دوره (معمولاً یک سال) ادامه دارد.
-
- تعهد به حفظ دانش تجربی، اسرار تجاری و روش های مربوط به فرانشیز[۱۲۳]: گیرنده ی امتیاز متعهد است دانش تجربی و اطلاعات را که اعطاکننده ی امتیاز درباره ی حقوق مالکیت معنوی خود به او انتقال داده است، فقط در شبکه ی فرانشیز به کار گیرد و از هر گونه استفاده از آن ها خارج از موضوع قرارداد بپرهیزد. هرگونه انتقال این امور به اشخاص ثالث هم، به هر نحو، ممنوع است؛ مثلاً گیرنده نمی تواند فروشگاه خود را، بدون موافقت اعطاکننده، به دیگری انتقال دهد (که موجب انتقال دانش تجربی یا دیگر حقوق مالکیت معنوی بشود). این ممنوعیت، به ویژه در دوران پس از پایان قرارداد نیز ادامه دارد.
-
- پرداخت حقوق مالی اعطاکننده: گیرنده باید حقوق مالی اعطاکننده، اعم از پیش پرداخت، حق تألیف، حق امتیاز، پورسانت و دیگر موارد توافق شده را منظماً پرداخت نماید.
-
- عمل بر طبق روش فرانشیز و تلاش برای حفظ اعتبار و شهرت و ارزش تجاری آن: فرانشیز شبکه ای است متحدالشکل و یکسان که گیرنده ی جدید نیز باید دقیقاً مطابق روش و شکل آن عمل کند و اعمال خود را در جهت حفظ و یک نواختی آن تنظیم نماید و در این راه از انجام هر گونه تغییری در ساختار شبکه، به هر شکل، بپرهیزد.
هم چنین وی باید به عنوان جزئی از شبکه، تمامی تلاش خود را در جهت حفظ و ارتقای اعتبار، خوش نامی، شهرت و ارزش شبکه ی فرانشیز به کار گیرد؛ از جمله، نگه داری ذخیره ی متناسب برای پاسخ گویی همیشگی به درخواست های مشتریان، تبلیغات مناسب و گسترده، توجه به نظر مشتریان و … . ۵ . پذیرش نظارت و بازرسی اعطاکننده ی امتیاز: برای هر چه بهتر انجام شدن امور، به خصوص مسائل مربوط به بند قبل، اعطاکننده ی امتیاز باید به طور مرتب اقدام به نظارت و بازرسی روند فعالیت گیرنده ی امتیاز بنماید و گیرنده نیز باید همکاری کامل را در این باره به عمل آورد. این روند به سود طرفین است. اعطاکننده از انحراف روند کار گیرنده، و در نتیجه، ورود لطمه و زیان به کل شبکه جلوگیری می کند و گیرنده نیز با آگاهی از نواقص و کاستی ها، فعالیت و تجارت خود را بهبود می بخشد. ۶ . مطلع ساختن اعطاکننده ی امتیاز: گیرنده باید اعطاکننده ی امتیاز را از هر گونه تجاوز به حقوق مالکیت فکری و معنوی وی در سرزمین مورد عمل خود، برای اقدام قانونی وی، آگاه سازد یا در صورت داشتن مجوز قانونی، خود مستقیماً اقدام کند. مبحث سوم : قراردا دجوینت ونچر با توجه به نیافتن معادل دقیق اصطلاح جوینت ونچر باید گفت احتیاطهای بیش از حد برخی کشورهای تازه استقلال یافته یا کشورهایی که در گذشته منافع ملی آنها مورد تجاوز کشورهای قدرتمند قرار گرفته، در امر سرمایه گذاری خارجی، از جمله دلایل این عدم استقبال است. عدم راهیابی این نهاد حقوقی به ادبیات حقوقی نیز از جمله ی آن دلایل است. در مورد تاریخ و چگونگی ورود این تکنیکِ حقوقی در عرصه ی تجارت اختلاف نظر وجود دارد، اما وجود این تکنیکِ حقوقی و کارآیی آن در عرصه ی تجارت بین الملل انکارناپذیر است. گفتار اول :مفهوم جوینت ونچر «J.V» حقوق دانان ایران برای یافتن معادل فارسی «J.V.» از اصطلاحات مختلفی استفاده کرده اند که مورد مناقشه ی بعضی دیگر قرار گرفته است. برخی « جوینت ونچر.» را «قرارداد مشارکت» تعریف کرده اند، اما به نظر بعضی از حقوق دانان، این تعبیر صحیح نیست؛ زیرا این اصطلاح برای اولین بار در قراردادهای نفتی، به معنای قرارداد مشارکت، در مقابل قرارداد «امتیاز» به کار رفت، در حالی که « جوینت ونچر.» الزاما یک قرارداد نیست و در برخی موارد، ماهیت حقوقی شرکت به خود می گیرد. به نظر این حقوق دانان بهتر است با توجه به ماهیت حقوقیِ انعطاف پذیر تکنیک « جوینت ونچر.»، از اصطلاح «مشارکت انعطاف پذیر» استفاده شود. [۱۲۴]برخی دیگر تعبیر «مشارکت انتفاعی» را در ترجمه ی « جوینت ونچر.» به کار برده اند. به نظر آنان معادل های پیشنهادی «شرکت مشترک»، «شرکت مختلط»، «سرمایه گذاری مشترک» و غیره از دقت لازم برخوردار نیست؛ زیرا « جوینت ونچر.» همواره به شکل شرکت نیست و سرمایه گذاری نیز یکی از فعالیت های ناشی از آن است. به نظر آنان، با توجه به ماهیت حقوقی « جوینت ونچر.» که مشارکتی بودن آن است و با توجه به قصد انتفاعی که در آن موجود است، اصطلاح «مشارکت انتفاعی» تعبیری مناسب است. [۱۲۵] با توجه به ماهیت حقوقی « جوینت ونچر.» و شکل هایی که این تکنیک حقوقی به خود می گیرد، بهترین تعبیر، تعبیر «مشارکت انعطاف پذیر» است؛ البته به منظور سهولت و به دلیل عدم وجود اجماع در ترجمه ی این اصطلاح، از علامت اختصاری « جوینت ونچر.»، بهره گرفته شده است. برای « جوینت ونچر.» تعاریف مختلفی ذکر شده است که از قرار ذیل است:
-
- « جوینت ونچر.» یک موجود حقوقی با ماهیت مشارکتی برای انجام اشتراکی یک عمل تجاری خاص در مقابل منافع متقابل است.
-
- « جوینت ونچر.» واحد تجاری مشترکی است که توسط دو یا چند مشارکت کننده برای یک مقصود مشخص تجاری، مالی یا فنی ایجاد می شود .[۱۲۶]
۳.به اجتماع دو یا چند شخص برای انجام امر تجاری واحد و به منظور کسب منفعت، «J.V.» می گویند.[۱۲۷]
-
- طبق قانون شرکت های تجاری عربستان سعودی (مصوب ۱۹۶۵)، « جوینت ونچر.» عبارت است از: «ترکیبی از اشخاص که اشخاص ثالث از آن آگاهی ندارند.»[۱۲۸]
-
- در قانون شرکت های تجاری کویت (مصوب ۱۹۶۰) نیز در تعریف « جوینت ونچر.» چنین آمده است: «یک مشارکت تجاری که بین دو یا چند نفر شکل می گیرد، به شرط این که مشارکت مزبور محدود به روابط بین شرکا باشد و در ارتباط با اشخاص ثالث معتبر نباشد.» [۱۲۹]
-
- برخی دیگر در تعریف « جوینت ونچر.» گفته اند: «J.V.» مشارکت دو یا چند شخص برای انجام یک پروژه ی خاص یا تعهد خاص با بهره گرفتن از مهارت های خاص، سرمایه ها و اندوخته ها، لیاقت ها، تجربیات و دانش حقوقی یکدیگر است. معمولا « جوینت ونچر.» برای انجام یک پروژه و فعالیت خاص و برای یک مدت زمان محدود به وجود می آید و مشارکت ها و معاضدت های طرفین می تواند به شکل سرمایه ی نقدی و پول، خدمات، سرمایه های فیزیکی از نوع ماشین آلات، تجهیزات یا حقوق معنوی مثل حق اختراع، حقوق انحصاری ثبت شده و امتیازات و یا ترکیبی از آنها باشد .
-
- « جوینت ونچر.» عبارت است از یک چارچوب حقوقی هم کاری، که در آن خطرهای احتمالی و مدیریت، میان طرفین تقسیم می شود.[۱۳۰]
۸ بعضی نیز گفته اند: « جوینت ونچر.» دارای دو معنای خاص و عام است. « جوینت ونچر.» در معنای خاص، زمانی شکل می گیرد که دو شرکت گرد هم می آیند تا در قالب هویتی جدید، فعالیت تجاری مشخص و مشترکی را پی ریزی کنند. در معنای عام، « جوینت ونچر.» شامل هرگونه همکاری بین دو شرکت می شود؛ چه هویت جدیدی در حین آن خلق شود و چه نشود، حتی زمانی که توافق نامه ای تجاری سنتی، مانند توافق نامه ی انتقال دانش فنی یا توزیع محصول بین دو شرکت، تحت عنوان همکاری مشترک، منعقد شود و این توافق نامه ی سنتی نیز زیر دیگر عناوین همکاری، مانند توسعه ی مشترک محصولات باشد، باز هم مشمول تعریف عام همکاری مشترک است.[۱۳۱] ۹ برخی دیگر معتقدند که یک تعریف استاندارد از نظر اقتصادی برای « جوینت ونچر.» متصور نیست و این واژه برای شرح و توضیح یک سلسله فعالیت های بین شرکت ها برای ادغام موقت و کوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرد. بعضی دیگر گفته اند: « جوینت ونچر.» یک اصطلاح دقیق حقوقی نیست. [۱۳۲] ۱۰ بعضی از حقوق دانان ایرانی نیز « جوینت ونچر.» را تعهّد مشترک دو شرکتِ ثبت شده با دو تاجر، یا یک تاجر و یک شرکت تجارتی، مبنی بر انجام کار یا امور معینی که معمولاً محدود به زمان محدودی است می دانند. بدین صورت که در « جوینت ونچر.» هر کدام از طرفین، شخصیت حقوقی خود را حفظ می کنند، ولی به موجب قرارداد، سازمان مستقلی برای انجام امری معین تشکیل می دهند که وظایف آن را به موجب قراردادی که تعهد مشترک یا همان « جوینت ونچر.» نامیده می شود، تعیین می کنند؛ ولی اغلب، مسئولیت هر یک از شرکت ها در مقابل مقاطعه دهنده تضامنی است و هر کدام از این شرکت ها متضامنا مسئول همان سازمان تعهد مشترک اند.[۱۳۳] گفتار دوم : قلمرو فعالیت « جوینت ونچر»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۹.۳۶۴۹۷
۸۱.۷۲۴۰
۲۷۰
سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده
۳.۲۶۸۶۴
۳.۴۷۲۲
۲۷۰
اهمال کاری تحصیلی
باتوجه به جدول بالا مشخص گردید چون سطح معنی داری آزمون یعنی مقدار (p=-0.001) از مقدار الفای آزمون یعنی مقدار ۰.۰۵ بزرگتر می باشد بنابراین فرضیه پژوهش تایید گردید.در نتیجه بین سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان در سال ۹۳-۹۲ رابطه ای معکوس وجود دارد.
 همچنین با توجه به اینکه مقدار ضریب همبستگی بین این دو متغیر مقدار . .۸۱۵**** می باشد ،می توان نتیجه گرفت این ارتباط معنی دار منفی می باشد بعبارت دیگر همزمان با افزایش سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده، اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان کاهش می یابد و برعکس. فصل پنجم بحث ونتیجه گیری درک بسیاری از رفتارهای انسان به علت پیچیده بودن آن بسیار مشکل بوده و یکی از دغدغههای روانشناسان و پژوهشگران است، که به دلیل حساسیت رشته ای درصدد آنند علت و منشأ رفتار انسانی را کشف نمایند، یکی از این رفتارهای پیچیده اهمالکاری است. اهمالکاری یا به آینده موکول کردن کارها عادتی است که در بسیاری از افراد وجود دارد تا جایی که پژوهشگران بر این باورند که این ویژگی از تمایلات ذاتی انسان است. اهمالکاری عملی است که در نظر اول، هدفش خوشایند کردن زندگی است ولی در اغلب موارد جز استرس، به هم ریختگی و شکستهای پیاپی پیامد دیگری ندارد و این مطلب هم قابل ذکر است که تعللورزی همیشه مسألهساز نیست، اما در اغلب موارد میتواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای نامطلوب و جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. ۵-۲-خلاصه پژوهش : این پژوهش در پنج فصل تدوین گردید،در فصل اول کلیات پژوهش شامل بیان مسئله ،ضرورت پژوهش ،سوالات پژوهش ، فرضیات پژوهش واهداف موردبررسی قرار گرفت . در فصل دوم ادبیات پژوهش مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاصل از ادبیات پژوهش در قسمت نتایج همین فصل آورده شده است. در فصل سوم روش پژوهش مورد بررسی قرار گرفت ومشخص گردیدکه جامعه آماری و پژوهش حاضر در برگیرنده کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه مشغول به تحصیل در سال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۲ در دبیرستانهای دولتی شهر آبدانان می باشد. نمونه ای به حجم ۲۷۰ نفر که به صورت نمونه گیری انتخاب شدند و انتخاب دانش آموزان با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی خوشهای انجام شد ابتدا به صورت تصادفی از هر پایه تحصیلی چند کلاس و از کلاسهای منتخب نمونه به صورت تصادفی مشخص خواهد شد وروش جمع آوری اطلاعات میدانی پژوهش پرسشنامه می باشد. در فصل چهارم نتایج سوالات پژوهش در دو قسمت آمار توصیفی و استنباطی مشخص گردید.در آمار توصیفی با استفاده ازشاخص های فراوانی و درصد و میانگین و نمودار به بررسی پژوهش پرداختیم و در آمار استنباطی با استفاده ازضریب همبستگی پیرسون به بررسی سوالات پژوهش پرداختیم که در نتایج آن در ادامه همین فصل آورده شده است. ۵-۲-نتایج پژوهش: ۵-۲-۱- نتایج مشخصات فردی گروه نمونه: نتایج مشخصات فردی افراد گروه نمونه به شرح ذیل مشخص گردید: ۱- یافته های پژوهش نشان می دهد افراد که تحصیلات پدر آنها فوق لیسانس و بالاتر می باشد با۲.۶ درصد کمترین افراد گروه نمونه راتشکیل می دهند و افراد که تحصیلات پدر آنها فوق دیپلم می باشد با۳۱.۴۹ درصد بیشترین افراد گروه نمونه را تشکیل می دهند. ۲-یافته های پژوهش نشان می دهد افراد که تحصیلات مادر آنها فوق لیسانس و بالاتر می باشد با ۱.۴درصد کمترین افراد گروه نمونه راتشکیل می دهند و افراد که تحصیلات مادر آنها زیر دیپلم می باشد با۴۴.۸ درصد بیشترین افراد گروه نمونه را تشکیل می دهند. ۳- یافته های پژوهش نشان می دهد که افراد که دارای وضعیت اقتصادی بسیار خوب هستند با۱۱.۱۶درصد کمترین افراد گروه نمونه راتشکیل می دهند و افراد که دارای وضعیت اقتصادی متوسط هستند با ۳۳.۳۳درصد بیشترین افراد گروه نمونه را تشکیل می دهند. ۵-۲-۳- نتایج بررسی فرضیه های پژوهش : الف )بررسی فرضیه اصلی پژوهش: بین سبک شناختی نوگریز یا پذیرنده ونوگرا یا پژوهنده با تأخیر رضامندی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان در سال ۹۳-۹۲ رابطه ای وجود دارد. از یافته های پژوهش مشخص گردید چون سطح معنی داری آزمون یعنی مقدار (p=0) از مقدار الفای آزمون یعنی مقدار ۰.۰۵ کوچکتر می باشد بنابراین فرضیه پژوهش تایید می گردد.در نتیجه بین سبک شناختی نوگریز یا پذیرنده ونوگرا یا پژوهنده با تأخیر رضامندی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان در سال ۹۳-۹۲ رابطه وجود دارد و همچنین با توجه به اینکه مقدار ضریب همبستگی بین این دو متغیر مقدار .۸۳۷ می باشد ،می توان نتیجه گرفت این ارتباط معنی دار مثبت می باشد بعبارت دیگر همزمان با افزایش سبک شناختی نوگریز یا پذیرنده ونوگرا یا پژوهنده،تأخیر رضامندی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان نیز افزایش می یابد و برعکس. ب)بررسی فرضیه های جزئی پژوهش : -۱ بین سبک شناختی نوگریز یا پذیرنده با تأخیر رضا مندی تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان رابطه وجود دارد. از یافته های پژوهش چون سطح معنی داری آزمون یعنی مقدار (p=0.001) از مقدار الفای آزمون یعنی مقدار ۰.۰۵ کوچکتر می باشد بنابراین فرضیه پژوهش تایید می گردد.در نتیجه بین عامل برو نگرایی و وابستگی به اینترنت رابطه معنی داری وجود دارد.همچنین با توجه به اینکه مقدار ضریب همبستگی بین این دو متغیر مقدار .۷۸۳* می باشد ،می توان نتیجه گرفت این ارتباط معنی دار مثبت می باشد به عبارت دیگر، همزمان با افزایش بین عامل برو نگرایی و وابستگی به اینترنت رابطه معنی داری وجود دارد نیز افزایش می یابد و برعکس. اینکه به تعویق انداختن رضامندی تحصیلی یک حوزه کشف نشده در پژوهش های روانشناختی قلمداد میگردد، اغراق آمیز نیست و فقدان پژوهش در این زمینه احساس میشود (بیمبنتی ، ۲۰۱۱ ) با این حال ( بیمبنتی، ۲۰۰۸) دلایلی را که اهمیت به تعویق انداختن رضامندی تحصیلی دانش آموزان را نشان می دهد، ذکر میکند. از جمله این دلایل، ارتباط مستقیم و تنگاتنگ به تعویق انداختن رضامندی تحصیلی با خودگردانی دانش آموز و تأثیر به تعویق انداختن رضامندی تحصیلی بر کیفیت یادگیری و پیشرفت تحصیلی می باشد.در مجموع این یافته هابا نتایج پژوهشی بیمبنتی و همکاران (۱۹۹۸) قابل قیاس است. ۲- بین سبک شناختی نوگریز یا پذیرنده با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان رابطه وجود دارد. از یافته های پژوهش مشخص گردید باتوجه به جدول بالا مشخص گردید چون سطح معنی داری آزمون یعنی مقدار (۰.۰۱۲p=) از مقدار الفای آزمون یعنی مقدار ۰.۰۵ کوچکتر می باشد بنابراین فرضیه پژوهش تایید می گردد.در نتیجه بین سبک شناختی نوگریز یا پذیرنده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان در سال ۹۳-۹۲ رابطه ای وجود دارد و همچنین با توجه به اینکه مقدار ضریب همبستگی بین این دو متغیر مقدار .۱۵۹* می باشد ،می توان نتیجه گرفت این ارتباط معنی دار مثبت می باشد بعبارت دیگر همزمان با افزایش سبک شناختی نوگریز یا پذیرنده، اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان نیز افزایش می یابد و برعکس لازم به ذکر است به دلیل این که مقدار همبستگی از ۰.۵کوچکتر می باشد در نتیجه با وجود این که همبستگی مثبت می باشد اما شدید نیست. نتایج تحلیل همبستگی باورهای فراشناختی و تعلل ورزی تحصیلی بیانگر این است که از بین مؤلفه های باورهای فراشناختی، عدم اطمینان شناختی مهمترین متغیر پیشبین برای تعلل ورزی تحصیلی به شمار میرود. این متغیر به باورهای فراشناختی فرد در زمینه بی کفایتی شناختی آنها در زمینه تحصیلی یا دیگر زمینه ها مربوط می شود.چنین باورهایی تا اندازه ای در نتیجه شکستهای پیشین در پیدا کردن راه حل برای مسایل پیشروی آنهاست؛ برای نمونه باور فرد که «به حافظه ام اعتماد ندارم» این به بیان دیگر باورهای فرد در زمینه عدم اطمینان شناختی میتواند تعلل ورزی تحصیلی را به خوبی پیشبینی کند. این بعد مربوط به باورهای منفی فرد در مورد عدم توانایی های شناختی و عملکرد حافظه میباشد. این افراد باورهایی منفی درباره کفایت شناختی خود دارند، در مورد توانایی های خود در آغاز یا تکمیل تکلیف تردید دارند و این موضوع افزایش اثرات منفی انگیزشی برای آغاز و تداوم تکلیف را در پی دارد، لذا در این شرایط افراد از نزدیک شدن به تکلیف اجتناب کرده و درگیر نمی شوند که در نهایت به افزایش رفتار تعلل ورزیدن در فرد می انجامد. همچنین از آنجا که احساس بی کفایتی و خود تردیدی از ویژگیهای افراد دارای تعلل ورزی است که احتمال شکست در آنها را افزایش میدهد و احساس گناه،افسردگی و تعلل بیشتر را به دنبال دارد، یافته پژوهش حاضر در این زمینه قابل تبیین است. ۳-بین سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده با تأخیر رضامندی تحصیلی در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان رابطه وجود دارد. از یافته های پژوهش مشخص گردید چون سطح معنی داری آزمون یعنی مقدار (p=0.001) از مقدار الفای آزمون یعنی مقدار ۰.۰۵ کوچکتر می باشد بنابراین فرضیه پژوهش تایید می گردد.در نتیجه بین سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده با تأخیر رضامندی تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان در سال ۹۳-۹۲ رابطه ای وجود دارد.همچنین با توجه به اینکه مقدار ضریب همبستگی بین این دو متغیر مقدار .۸۶۰** می باشد ،می توان نتیجه گرفت این ارتباط معنی دار مثبت می باشد بعبارت دیگر همزمان با افزایش بین سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده، تأخیر رضامندی تحصیلی نیز افزایش می یابد و برعکس. ۴-بین سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر ستان آبدانان رابطه وجود دارد. از یافته های پژوهش مشخص گردید چون سطح معنی داری آزمون یعنی مقدار (p=-0.001) از مقدار الفای آزمون یعنی مقدار ۰.۰۵ بزرگتر می باشد بنابراین فرضیه پژوهش تایید گردید.در نتیجه بین سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان آبدانان در سال ۹۳-۹۲ رابطه ای معکوس وجود دارد. همچنین با توجه به اینکه مقدار ضریب همبستگی بین این دو متغیر مقدار . .۸۱۵**** می باشد ،می توان نتیجه گرفت این ارتباط معنی دار منفی می باشد بعبارت دیگر همزمان با افزایش سبک شناختی نوگرا یا پژوهنده، اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان کاهش می یابد و برعکس. این یافته می تواند با نتایج پژوهش های اسپادا وهمکاران(۲۰۰۶)و حسینی و خیر(۱۳۸۸) در حیطه تعلل ورزی رفتاری و تصمیم گیری همسو باشد. همچنین عدم اطمینان شناختی سبب میشود که افراد در عملکرد خود دچار تردید شده و احتمال ارزیابی منفی به وسیله دیگران در آنها افزایش یابد؛ در نتیجه میزان تعلل ورزی در آنها نسبت به وظایف بیشتر می شود. این دانش آموزان احساس بی کفایتی و خود تردیدی کرده و احتمال شکست در تحصیلات و به تبع آن در زندگی برای آنها افزایش می یابد. این امر به نوبه خود احساس گناه، اضطراب، افسردگی، سرشکستگی و درنهایت تعلل بیشتر را به دنبال داشت. ۵-۴-محدودیت های پژوهش:
- لازم به ذکر است که با وجود پیامدهای منفی اهمال کاری تحصیلی در زندگی تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان،پژوهش های اندکی در این زمینه انجام شده است.بنابراین امکان مقایسه نتایج بسیار محدود بود.
- در مورد سایر محدودیت های مطالعه حاضر می توان گفت که این پژوهش فقط در بین دانش آموزان پسر مقطع متوسطه مشغول به تحصیل در سال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۲ در دبیرستانهای دولتی شهر آبدانان اجرا شد،لذا امکان تعمیم نتایج حاصله به سایر مدارس کشور وجود ندارد.همچنین همچنین امکان بررسی رابطه اهمال کاری تحصیلی با متغیر های دیگر وجود نداشت. برخلاف محدودیت های ذکر شده و با عنایت به نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که در تحقیقات آینده رابطه متغیرهای دیگر از جمله تیپ های شخصیتی و اضطراب با اهمال کاری تحصیلی بررسی شود. همچنین با توجه به این که اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان با سبک مقابله مسأله مداری کمتر از دو سبک دیگر بود، پیشنهاد می شود برنامه هایی جهت آموزش سبک مقابله مسأله مداری به دانشجویان، طرح ریزی و اجرا شود.
- عدم وقوف به اهمیت و ارزش تحقیقات از سوی پاسخ دهندگان.
- نگرانی آزمودنی ها از پاسخ گویی به هنگام تکمیل پرسشنامه در بعضی موارد.
- عدم وضوح فواید تحقیق بر پاسخ گویان ودر نتیجه احتمال عدم صداقت در پاسخگویی به پرسشنامه.
- عدم کنترل متغیرهای مداخله گرکه می تواند در نتایج تحقیق موثر باشد.
- عدم وجود فضا و امکانات محیطی مناسب جهت برگزاری جلسات.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحقیق آزمایشی تحقیق حاضر از نوع توصیفی است. تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش هایی است که هدف آن ها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفا برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری باشد.
 تحقیق توصیفی را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد: تحقیق پیمایشی تحقیق همبستگی اقدام پژوهی بررسی موردی تحقیق پس- رویدادی (همان). این تحقیق از نوع همبستگی و پس رویدادی است. همانگونه که در فصل یک اشاره شد، در این پژوهش تلاش شده است تا رابطه بین محافظه کاری و بازده غیرعادی اولیه سهام عرضه های عمومی اولیه، مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین می توان گفت پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، همبستگی محسوب می شود. به عبارت دیگر در این پژوهش به بررسی وجود رابطه و همبستگی بین متغیر ها از طریق رگرسیون میپردازیم.
۴-۳- مسأله پژوهش
پژوهش علمی همواره با نوعی مسأله آغاز می شود و هدف آن پیدا کردن جواب مسائل با بهره گرفتن از روش های علمی است."مسأله به صورت یک جمله سوالی یا اظهاری است که بیان می کند چه رابطه ای بین متغیر ها وجود دارد؛ بیان صریح سوال و موضوع تحقیق از مهمترین و شاید سخت ترین مراحل تحقیق علمی است. اگر کسی می خواهد مسأله ای را حل کند باید توضیح دهد آن مسئله چیست، قصد انجام چه کارهایی را دارد و در پی یافتن پاسخ چه پرسش هایی است” (فرجی،۱۳۸۹: ۲۷). همانطور که در فصل اول تشریح شد، تحقیق جاری در پی حصول به این نکته است که آیا با افزایش محافظه کاری و گزارشگری محافطه کارانه شرکت های ناشر، بازده غیر عادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه که ناشی از قیمت گذاری کمتر از واقع این سهام می باشد، کاهش خواهد یافت یا خیر؟ بنابراین میتوان گفت پرسش اصلی در این پژوهش این است که:
آیا بین محافظه کاری و بازده غیر عادی کوتا مدت سهام عرضه های عمومی اولیه رابطه معکوس وجود دارد یا خیر؟
و در صورت مثبت بودن پاسخ سوال فوق؛
آیا سطوح عدم تقارن اطلاعاتی بین ذینفعان درگیر در فرایند عرضه های عمومی اولیه، بر رابطه اشاره شده فوق تاثیر دارد یا خیر؟
۵-۳- فرضیه تحقیق
“پژوهشگر پس از انتخاب و تعیین مسأله، اقدام به بیان فرضیه پژوهشی می کند. فرضیه در حقیقت راه حل پیشنهادی پژوهشگر برای پاسخگویی به مسئله است. به همین دلیل، تدوین یک فرضیه مناسب بستگی به چگونگی بیان یک مسئله دارد” (دلاور،۱۳۹۰: ۶۰). با توجه به آنچه که در فصل اول بیان شد، پیش بینی می شود افزایش در سطوح محافظه کاری از سوی شرکت های ناشر از یک طرف بهبود در کیفیت اطلاعات مالی شرکت ها را به همراه داشته و از سوی دیگر با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان ذینفعان درگیر در فرایند عرضه های عمومی اولیه، منجر به کاهش قیمت گذاری های کمتر از واقع این سهام و در نهایت منجر به کاهش بازده غیرعادی اولیه سهام عرضه های اولیه گردد. از این رو، در این پژوهش که رابطه بین محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه را بررسی می کند، فرضیه هایی بشرح زیر مطرح می شود: فرضیه اصلی : محافظه کاری با بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه، رابطه معکوس دارد. فرضیه فرعی : رابطه محافظه کاری با بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه در شرکت های با سطح بالای عدم تقارن اطلاعاتی نسبت به شرکت های با سطح پایین عدم تقارن اطلاعاتی، قوی تر است.
۶-۳- قلمرو پژوهش
با توجه به موضوع مطرح شده در این پژوهش که رابطه بین محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه را در بین شرکت های حاضر در بورس اوراق بهادار ایران می سنجد، می توان گفت قلمرو مکانی پژوهش حاضر، بورس اوراق بهادار تهران می باشد. از بعد زمانی نیز، قلمرو زمانی پژوهش همانگونه که در فصل اول ارائه گردید، سالهای مالی ۱۳۸۲ الی ۱۳۹۱ را پوشش می دهد.
۷-۳- جامعه و نمونه آماری
“یک جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحد ها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند” (سرمد و دیگران،۱۳۸۹: ۱۷۷). با توجه به این تعریف و موضوع پژوهش حاضر می توان گفت جامعه آماری این پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۸۲ لغایت ۱۳۹۱دانست که سهام آنها برای اولین بار به عموم عرضه شده اند. از آنجا که به دلیل برخی ناهمگونی ها در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، امکان بررسی تمامی آنها در رابطه با موضوع پژوهش حاضر وجود ندارد، بنابراین در نمونه گیری از روش غربال گری استفاده شد. به این ترتیب شرکتهایی در نمونه قرار گرفتند که تمامی شرایط زیر را به صورت همزمان دارا بودند: ۱ ـ سهام شرکت طی دوره تحقیق در بورس اوراق بهادار تهران برای اولین بار عرضه شده باشد. ۲ - شرکت جزء شرکت های سرمایه گذاری، واسطه گری مالی، بانک و بیمه نباشد. ۳ - طی فاصله زمانی ۴ هفته بعد از تاریخ عرضه اولیه و درج در تابلو ، توقف معاملاتی نداشته باشد. طی دوره تحقیق تغییر فعالیت یا سال مالی نداشته باشد. اطلاعات مورد نیاز در دسترس باشد. برای رعایت قابلیت مقایسه ، پایان سال مالی شرکت، منطبق با ۲۹ اسفند ماه باشد. در پایان با در نظر گرفتن شرایط فوق نمونه انتخابی ۷۱ شرکت را در بر میگیرد. بنابراین می توان گفت در این پژوهش ۷۱ شرکت- سال به عنوان نمونه، مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
۸-۳- روش های گردآوری داده ها
برای جمع آوری اطلاعات دربارهی داده های مربوط به محافظه کاری و بازده غیر عادی اولیه به محل نگهداری صورتهای مالی در بورس اوراق بهادار مراجعه شده و اطلاعات مورد نیاز با بررسی اسناد و مدارک و صورتهای مالی ارائه شده و در برخی موارد با بهره گرفتن از لوح فشرده (که شامل اطلاعات صورتهای مالی و سابقه معاملاتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد)، سایت اینترنتی بورس اوراق بهادار و یا با بهره گرفتن از بانک های اطلاعاتی"ره آورد نوین” و “تدبیر پرداز” گردآوری خواهد شد.
۹-۳- مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه ها
با توجه به فرضیه مطرح شده در این پژوهش، مدل رگرسیونی زیر برای آزمون فرضیه مذکور به کار میرود: MAAR(IPOit) = β۰ + β ۱ CONSit + β ۲ L(Size)it +β ۳ (LEV)it+ β ۴ (ROA)it+ β۵ L(Age)it +β۶ (MCON)it+β۷ L(OW.RAT)it +β۸ (TS)it +β۹ L(OFF SIZE)it +εit به گونه ای که: MAAR: بازده غیرعادی کوتاه مدت β۰ : مقدار ثابت CONS: محافظه کاری Size: اندازه شرکت LEV: اهرم مالی ROA: نرخ بازده کل دارایی ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحقیق به این ترتیب می باشد. طبق آمار بدست آمده از کل یافته های تحقیق به این نتیجه رسیده ایم که مدیریت محلی در روستاهای مورد مطالعه اقداماتی نظیر نصب تابلوهای راهنمای گردشگری ، تجهیز مدارس ومساجد روستا در ایام تعطیل مانند عیدنوروز برای گردشگران مرتبط است، آسفالت کردن بیشتر مسیرهای روستایی به منظور دسترسی راحت گردشگران به نقاط بکر و طبیعی روستا و احداث تاسیسات اقامتی – پذیرایی مانند خانه های ویلایی استیجاری برای راحتی گردشگرانی که به این روستا می آیند انجام داده اند.
 طبق موارد فوق می توان نتیجه گرفت که مدیریت محلی در روستاهای ازگم وچمثقال در زمینه ی توسعه گردشگری ضعیف عمل کرده است و در مقابل مدیریت محلی در روستاهای تنیان ، سیاه درویشان و صوفیانده، اقدامات قابل توجهی انجا مداده اند که سرانجام به توسعه گردشگری در این روستا ها انجامیده است
مقدمه
با گسترش روز افزون مهاجرت های روستایی، کاهش درآمد خانوارهای روستایی و کاهش فعالیتها در بخش کشاورزی،نیازی روز افزون به فعالیتی جایگزین و در عین حال مکمل برای کشاورزی، در نواحی روستایی احساس میشود تا در راستای توسعه پایدار روستایی، امکان بهره مندی روستاییان از معیشت پایدار که بهبود زندگی و رضایت مندی روستاییان را به همراه دارد، فراهم شود. توریسم روستایی می تواند موجبات بهبود فرایند توسعه روستایی را با ایجاد فعالیت مکمل بخش کشاورزی، اشتغال زایی وافزایش درامد خانوارهای روستایی در بستر مشارکت سازی روستایی در فرایند توریسم پذیری ممکن کند. امروزه گردشگری روستایی در جهان به عنوان یکی از منابع درامد و در عین حال از عوامل موثر در تبادلات فرهنگی بین کشورها و مناطق است از این رو مورد توجه برنامه ریزان وسیاست گذاران قرار گرفته است. کشورها در مقیاس بزرگ و نواحی جغرافیایی در مقیاس کوچکتر در رقابتی سخت و فشرده سعی در افزایش بیش از پیش منافع خود از این فعالیت هستند (کریمی و اقایی :۱۳۸۴،ص ۴۲۴) گردشگری روستایی در بر گیرنده ی زمینه های مختلف فعالیت های گردشگری همچون سکونتگا هها، رویدادها، جشنواره ها و ورزشها و تفریحات گوناگون دانست که در محیط روستا شکل میگیرند. با توجه به جاذبه های طبیعی و تاریخی در مناطق روستایی و نیز افزایش تمایل شهر نشینان به گریز از زندگی ماشینی از یک سو و کسب جاذبه های ناشناخته از سوی دیگر گردیده است. دهیار جدیدترین شخصیتی است که در سالهای اخیر پس از تصویب قانون تأسیس دهیاریهای خود کفا در روستاهای کشور برای اولین بار در سال ۱۳۷۵ پای به عرصه مدیریتی روستایی کشور نهاد. به این ترتیب دهیاری به عنوان اخرین حلقه در نهاد اجرایی کشور است و به عنوان یک نهاد محلی رابط میان نهادهای مردمی و دولتی قلمداد میشود که وظایف مختلفی از جمله صیانت و حفاظت از میراث فرهنگی و توسعه گردشگری را بر عهده دارد (بدری و موسوی :۱۳۸۸، ص ۹۱) سیر و سیاحت در سرزمین های مختلف همواره جزیی از نیازهای زندگی انسان و یکی از روش های پر رونق گذران اوقات فراغت است.(مومنی،۱۳۸۷،ص۱۵) در عصر سنت، جهانگردی به هدف کشف جهان و زیارت مکانهای مقدس ویا تجارت و غیره انجام می شده است. معمولآ در سراسر جهان، جهان گردان به هر هدفی که اقدام به جهانگردی می کردند سختی و مشقات راه و مقصد را تحمل می کردند. با شرئع عصر مدرن جهانگردان شناخت جهان را با اهداف استعمار و اقتصادی و علمی و حتی بشر دوستانه آغاز کردند. آنها نیز در این راه آماده تحمل هر گونه مشقتی بودند، اما عملآ از اواسط قرن نوزدهم میلادی و با گسترش خطوط راه آهن گردشگری به هدف استراحت، آسایش، تمدد اعصاب، و لذت بردن از طبیعت و مکانهای بکر گسترش یافت. بنابراین هدف گردشگر از گردشگری کاملآ متفاوت از هدف جهانگرد از جهانگردی است.(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۵،ص۱) فضاهای طبیعی بکر شهرستان صومعه سرا به سبب پتانسیلهای بسیار خوب و موقعیت جغرافیایی، از جاذبه های بالقوه طبیعی برخوردار است، که در جذب گردشگر و ایجاد اشتغال سالم حائز اهمیت است. نتیجه گیری در ایران مسآله توریسم تاکنون جایگاه واقعه ای خود را نیافته است وعلیرغم موقعیت مناسب ومساعد جغرافیایی بین دنیای شرق وغربو وجود بسیاری از مواهب طبیعی، فرهنگی و اسلامی وانواع جاذبه های قابل عرضه به بازارهای توریستی بین المللی ودرآمد ارزی ایران از این بابت بسیار ناچیز بوده وقابل توجه نمی باشد . فصل اول کلیات تحقیق
۱-۱- بیان مسئله وضرورت تحقیق
امروزه گردشگری بخش بزرگی از اقتصاد جهانی را شکیل می دهد و در حال تبدیل شدن به بزرگترین و سودآورترین صنعت جهان است. آب و هوا تأثیر بسیار قوی بر بخش توریسم و گذران اوقات فراغت اعمال می کند بطوری که در برخی از مناطق جهان، پیش بینی وضعیت گردشگری براساس آب و هوا صورت می گیرد. بنابرین می توان گفت که گردشگری فعالیتی علمی است که تحت تأثیر عوامل گوناگونی است که آب و هوا یکی از آنها محسوب می شود بنابراین آب و هوا و اقلیم شناسی نیز دانشی خواهد بود که در توسعه صنعت توریسم و گردشگری نقش علمی را ایفا می کند. امروزه با گستردگی وسایل ارتباطی، جابجایی وسیع تر و سهل تر شده است. گذران اوقات فراغت به جهت تجدید قوا و برطرف کردن نیاز فطری به دلایل متفاوت صورت می گیرد ازجمله جهت شناخت هرچه بیشتر طبیعت آثار به جا مانده از گذشتگان و فرهنگ و ملل دیگران و امثال آن اشکال گردشگری در طول تاریخ با تکامل انسان در دوره های مختلف دچار تغییر وتحول گردیده است اخیرآ کشورهای جهان برنامه های اساسی برای توسعه این فعالیت تدارک دیده اند. بنحوی که گردشگری را یک صنعت مهم و درآمدزا به حساب می آورند.درآمد حاصل از گردشگری اخیر از اهمیت بالایی برخوردار بوده است و توجه همگان را به خود جلب کرده است. در برخی نقاط دنیا بیشترین سهم از رشد توریسم مربوط به اکوتوریسم و گردشگری در طبیعت بوده است. استان گیلان نیز با داشتن آب و هوای معتدل، سواحل زیبا و مناطق کوهستانی وجنگلی و جلگه ای همچنین با وجود امام زاده های زیادی و همچنین دژها و قلعه های تاریخی دارای نقاط مستعد و جاذب برای امر گردشگری می باشد از چند دهه قبل در زمینه جذب توریست در این استان برنامه ریزی انجام گرفته است. اما این برنامه ها و سرمایه گذاریها منحصر به سواحل و کناره های دریا بوده است و به مناطق کوهستانی و جنگلی و جلگه ای توجه چندانی نشده است. شهرستان صومعه سرا دارای جاذبه های یادمانی و تاریخی مانند: مناره بازار، حمام کسماء، جنگل هفت دغنان، استخرقدیمی، پل گازروبار، پل خشتی، تالاب ها، پناهگاها، حیات وحش، رودخانه های شهرستان و جاذبه های فرهنگی مانند: کشتی گیله مردی، لافند بازی، و جاذبه های اقتصادی مانند: بازارهای هفتگی، صنایع دستی محصولات کشاورزی در فصول مختلف می باشد که می تواند هربیننده ای را به سمت خود جلب نماید. منطقه طبیعی تنیان که در تابستان دارای طبیعت زیبا و در زمستان دارای برف می باشد زیبایی خاصی دارد که در تمامی فصول سال با توجه به تغییر اقلیم قابل استفاده است اما از نظر اقلیمی دارای محدودیت بوده و فقط ۳الی ۴ ماه از سال قابلیت لازم برای جذب گردشگر را دارد بنابراین شهرستان صومعه سرا جاذبه های لازم برای جذب گردشگر را دارد ولی از نظر اقلیمی در برهی ماه ها با محدودیت همراه است. روستاهایی مانند ازگم، تنیان، چمثقال، سیاه درویشان و صوفیانده در شهرستان صومعه سرا از توانها و جاذبه های بالقوه ای برخوردارند ولی هنوز جایگاه واقعه ای خود را در گردشگری و بحث جذب گردشگر نیافته اند. لذا در این پایان نامه تلاش می شود ضمن توصیف وضعیت فعلی گردشگری روستایی وشناسایی نقش مدیریت روستایی در گردشگری شهرستان پیشنهادهایی برای توسعه گردشگری در روستاهای شهرستان و هم چنین تقویت نقش مدیران محلی ارائه نماید بنا به اهمیت موضوع این تحقیق ضرورت دارد به این مسئله بپردازد که مدیریت محلی به خصوص دهیاریها به عنوان نهاد عمومی خود کفا تا میزان می توانند در توسعه گردشگری روستاهای شهرستان صومعه سرا نقش داشته باشند ؟
۱-۲- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق، مشخص کردن نقش مدیریت محلی در توسعهی گردشگری در روستاهای شهرستان صومعهسرا است دیگر اهداف تحقیق عبارتند از: - شناسایی گردشگری روستایی در شهرستان صومعه سرا - شناسایی اقدامات صورت گرفته توسط مدیریت محلی برای توسعه گردشگری -ارائه راهکار برای ارتقاء نقش مدیریت محلی در فعالیت های گردشگری
۱-۳-سوالات تحقیق
-آیا بین فضاهای اقامتی-پذیرایی توسط دهیاری و توسعه گردشگری روستایی رابطه وجود دارد؟ -آیا بین شناسایی جاذبه های روستایی توسط مدیریت محلی و توسعه گردشگری روستایی رابطه وجود دارد؟ -آیا بین مشاغل مرتبط با گردشگری ایجاد شده در سطح روستا توسط دهیاری و توسعه گردشگری رابطه وجود دارد؟
۱-۴- فرضیه های تحقیق
برای این تحقیق، دو فرضیه مطرح شده است: - مدیریت محلی در توسعه گردشگری در روستاهای شهرستان صومعه سرا تأثیر کمی داشته است. - نقش مدیریت محلی در توسعه گردشگری بیش تر از طریق کمک به تغییر کاربری زمین و اخذ مجوز بوده است.
۱-۵- محدوده ی مورد مطالعه و مقطع زمانی
محدودهی مورد مطالعه در این تحقیق، روستاهای گردشگری شهرستان صومعهسرا است که بر اساس استعلام از اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان و مطالعات میدانی، شامل ۵ روستای ازگم، تنیان، چمثقال، سیاهدرویشان و صوفیانده است. مقطع زمانی انجام تحقیق، بهار و تابستان سال ۱۳۹۴ بوده است.
۱-۶- تعاریف واژه ها و مفاهیم
- نقش: در لغت به معنی نگه داشتن، نقش کردن، نگاه کردن و چیزی را به دو رنگ یا چند رنگ، رنگهای مختلف گویند. (فرهنگ دهخدا، ص ۶۹۶) تعریف کاربردی نقش عبارت است از وظیفه، تأثیر ویا میزان کارایی یک پدیده، شئ، و یا چیز خاصی، یا افرادی در جامعه است. در اصطلاح دانش جامعه شناسی، نقش عنوان یا برچسبی است که با ان جایگاه و الگوهای رفتاری شخص در بین جامعه تعیین می گردد. نقش ها ممکن است توسط شرع، عرف و قانون تعریف گردند. این واژه یک اصطلاح جامعه شناسی است که کاربرد وسیعش مرزهای علم را در هم شکسته و وارد سایر علوم شده است. در پژوهش حاظر نقش به معنی موقعیتی است که مدیریت محلی وبه ویژه دهیاری و شوراهای اسلامی روستا بر اساس وظایف و مأموریت های تعریف شده برای هریک از انها در توسعه گردشگری روستاهای شهرستان صومعه سرا ایفا می کنند.
مدیریت محلی: واژه ی مدیریت محلی یا حکومت محلی تقسیم بندی سیاسی یک کشور ویا امور محلی را در دست دارد و هیأت اداره کننده ی چنین موجودیتی بصورت محلی انتخاب می گردد ( سازمان ملل متحد، ۱۹۶۶ :۴)
حکومت محلی شامل مدیریت امور عمومی هر محله به وسیله هیئت اجرایی از نمایندگان مردم محل است .چنین موجودیتی اگرچه در بسیاری از موارد تابع حکومت مرکزی است ولی از قدرت تصمیم گیری قابل ملاحضه ای برخوردار است (بایرن گریفتین،۱۹۸۳ :ص ۱) بنابراین حکومت محلی موجودیتی سازمان یافته است که دارای مشخصه های حکومتی بوده و از استقلال اداری و مالی ونه سیاسی قابل ملاحضه ای بر خوردار باشد وهدف از ایجاد ان ارائه خدمات عمومی به مردم محل با حداکثر کارایی و اثربخشی است ( مقیمی، ۱۳۸۲:ص۴۰-۴۱) دهیاری به مدیریت روستایی اطلاق می شود و یک نهاد عمومی و غیر دولتی است که توسط سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور از لحاظ فنی و مالی وغیره، پشتیبانی می گردد و در حال حاضر منابع درامدی اصلی ان از محل عواید متمرکز تخصصی از وزارت کشور (سازمان شهرداریها و دهیاریها ) می باشد ( مولائی هشجین، ۱۳۸۷ :ص ۳۰) خلاصه اینکه دهیار در روستا بسان شهردار در شهر است. همانگونه که امروزه شهری بدون شهردار قابل تصور نیست در اینده نه چندان دور نیز امکان اداره روستاها بدون مدیر واحد سخت خواهد بود.
گردشگری روستایی: (( گردشگری روستایی )) از زمره مواردی است که اخیرآ در حوزه ی ادبیات صنعت گردشگری بازتابی خاص داشته است، چنان چه امروزه با استناد مدارک تجارت جهانی در رابطه با توسعه گردشگری روستایی، درصد بالایی از میزان درامدزایی ملی و افزایش معیشت خانوارهای روستایی همراه با اشتغال زایی و رفاه اجتماعی را به خود اختصاص داده است. گردشگری روستایی در برگیرنده ی دامنه ای از فعالیت ها و خدمات مربوط به تفریح و ارامش است که به وسیله ی کشاورزان و مردم روستایی برای جذب گردشگران به مناطق روستایی و به منظور کسب درامد صورت می گیرد. ( محمودی نژاد و بمانیان، ۱۳۸۸ : ص ۲۵ )
گردشگری روستایی در بر گیرنده دامنه ای از فعالیت ها و خدمات مربوط به تفریح و ارامش است که به وسیله کشاورزان و مردم روستایی برای جذب گردشگران به مناطق روستایی و به منظور کسب درامد صورت می گیرد. گردشگری روستایی را رهایی از زندگی کسالت بار شهری برای بهره گیری از مواهب طبیعی و برخورداری از جاذبه های طبیعی ( مانند جنگل ها، مراتع، رودخانه ها و …) می دانند، که در محیط روستایی با ارائه تسهیلات رفاهی و خدماتی ( خوراک، اقامتگاه، و فعالیت های تفریحی، ورزشی) وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- وجود سرپوشش سنگی محکم وغیرقابل نفوذ دربالای سنگ مخزن نفت.(کیهان ۱۳۴۲ص۱۲)
۲-۳-۲ ارزشهای نفت نسبت به سایر انرژی ها ازابتدای قرن بیستم به تدریج نفت در بیلان انرژی جهان وارد شد وویژگی های خاص آن باعث شدتقاضای نفت به ویژه دربعدازجنگ دوم جهانی افزایش یابدومقام اول تأمین انرژی رابه جای زغال سنگ به خود اختصاص می دهد. عوامل جایگزینی موقعیت نفت به جای زغال سنگ عبارتند از:
- ارزان بودن نسبت به سایرسوخت ها
- حمل ونقل ساده تر به ویژه درحالت خام ازطریق لوله ،کشتی وتانکر
- ترکیب شیمیایی خاص،به نحوی که مشتقات زیادی پس ازتصفیه ازآن بدست می آیدودرصنایع پتروشیمی کاربرد دارد.
- آلودگی کمتر محیطی نسبت به زغال سنگ
- سهولت استخراج نسبت به زغال سنگ
۶٫دارای ارزش سوختی بالاتر نسبت به حجم مساوی زغال سنگ( حکیمی۱۳۳۸ص۲۸۱) ۲-۳-۳ نقش های کلی نفت ۱ چرخ های بخش عظیمی از صنایع کشورهای صنعتی ودرحال توسعه بانفت به حرکت درمی آید. ۲٫تحرک شبکه های حمل ونقل جهانی که شریان های حیاتی اقتصادجهان راتشکیل می دهد، درگرودسترسی به نفت است.
- ماشین نظامی کشورهای جهان بدون دسترسی به نفت هیچ انگاشته می شود.
- حجم مقداری وارزشی تجارت دراقتصاد جهان به میزان متنابهی ازحجم انفرادی کلیه مواد خام وکالاهای دیگر بیشتر است.
- حیات اقتصادی تعداد قابل توجهی ازکشورهای جهان سوم موسوم به کشورهای درحال توسعه صادرکننده نفت شامل اوپک وغیراوپک درگرودرآمدی است که ازاین ماده به دست می آورند.
۶ .بین مراکز تمرکز ذخایر نفت خام ومراکز عمده مصرف تقارن وجود ندارد ، بدین معنا که عموما کشورهای عمده مصرف کننده فاقد ذخائر نفتی قابل توجه وکشورهای دارای ذخائر زیاد،دارای مصرف نسبتا کم هستند(.آقازاده ۱۳۶۹ص۱۷) ۲-۴ اجتماع ۲-۴-۱ اجتماع محلی اجتماع محلی درظاهرامر،به گروه یا اجتماعی ازارگانیسم هایی اطلاق می شودکه محیط ومعمولا علایق مشترک دارند.(دانشنامه جامع مدیریت شهری وروستایی ج اول ص ۲۰) ۲-۴-۲ عوامل اجتماعی به جرات می توان گفت که عوامل اجتماعی وجمعیت مهم ترین عامل به وجود آورنده توسعه های سریع شهری هستند.به طوری که توسعه شهر درارتباط تنگاتنگ بامیزان رشد جمعیت شهری می باشد ودراین رابطه افزایش طبیعی جمعیت شهری ،میزان مهاجرت خالص به شهر ،انتقال ساخت جمعیتی شهر ازعوامل اساسی به شمار می روند .(عزیزپور،۱۳۷۴،ص۱۵) ۲-۴-۳ پایداری اجتماعی: یک نظام اجتماعی مبتنی برتوسعه پایدار ،درکنار سایر ابعاد،شامل برابری فضایی،تأمین خدمات وامکانات اجتماعی ،برابری جنسیتی ومشارکت ومسئولیت پذیری سیاسی است.هواداران توسعه پایدار بربعد اجتماعی توسعه ،به مثابه جزئی اساسی درنگرش نوین به این پارادایم ،تاکید می ورزند(.دانشنامه جامع مدیریت شهری وروستایی ،۱۳۸۸ ص۱۹۱) ۲-۴-۴ تأمین اجتماعی تأمین یا امنیت اجتماعی به معنی آسایش خیال وفارغ بودن از ترس ونیازمندی برای افراد یک جامعه است.(همان کتاب ص ۲۱۹)
 ۲-۴-۵ رفاه اجتماعی در بحث رفاه اجتماعی رویکردهای متفاوتی وجود دارد،اما درباره تعریف آن این نظر غالب است که بهزیستی جامعه یا جماعت در کلیت آن همان رفاه اجتماعی است.(همان کتاب ج۲ص۳۹۴) ۲-۴-۶ سرمایه اجتماعی سرمایه اجتماعی را می توان منابعی تعریف کرد که میراث روابط اجتماعی اند وکنش جمعی را تسهیل می کنند.(همان کتاب، ج۲ ص ۴۵۲) ۲- ۵ اقتصادشهری اقتصاد شهری درجستجوی ابزارهای استدلالی وچگونی به کاربردن آن هاست ،تا فعالیت های اقتصادی رادر شهرها ،مناطق شهری ومجموعه های شهری درقالب قوانین علمی وعام توضیح دهد.( همان کتاب، ج اول ص ۵۷) ۲-۵-۱ عوامل اقتصادی درجه تکامل ساخت اقتصادی یا به بیانی دیگر سطح تقسیم اجتماعی کار، تأثیر مستقیم برسازمانیابی فضادارد.به طوری که با اولین تقسیم اجتماعی کار(یعنی جداشدن کاردامداری ازکشاورزی وتعمیق این تقسیم کار)، به تدریج تجمعات روستایی وسازمان فضایی آن یعنی روستا ازایل وسازمان فضایی متحرک جداشدند .دراثر دومین تقسیم بندی اجتماعی کار،یعنی جدایی کارپیشه وری ازدامداری وکشاورزی فضاهای جدیدی شکل گرفته ودرحدعالی آن غالب شدن کارپیشه وری دریک واحد فضایی سبب تمایزشهر به مفهوم اقتصادی آن ازروستا گردید.سومین تقسیم اجتماعی کاریعنی تفکیک تجارت ازکشاورزی ،دامداری وپیشه وری وغالب شدن این فعالیت دریک واحد فضایی سبب پیدایش شهرتجاری گردید.بنابراین تقسیم اجتماعی کار درمراحل عالی آن به پیدایش فضاهای متفاوتی منجر گردیده که درطول تاریخ وباتحول جامعه ،ساخت اقتصادی به طورعام تکامل بیشتری می یابد وسطح تقسیم اجتماعی کارنیز ارتقا می یابد وهرزمان بخشی ازاقتصاد اهمیت بیشتری می یابد.(شریعت زاده،۱۳۷۴:ص۲۲۳) ۲- ۶ مفهوم کالبد و کالبد شهری ۲-۶-۱ ساختار شهری مفهوم ساختار شهری به کیفیت ساخت ،اسلوب وقالبی مربوط می شود که نتیجه تلاش وفعالیتی باشد وآن عبارت از چیزی است که از چند بخش مختلف ساخته شده وبه شکل ویژه ای قرار گرفته باشد.(همان ج ۲ص۴۲۵) ۲-۶-۲ ساختار روستایی ساختار ویا ساختار کالبدی سکونتگاه های روستایی حاصل تعامل متقابل عوامل ونیروهای گوناگون محیطی اکولوژیک واجتماعی اقتصادی است ونمایانگر بافت ، شکل، فرم، والگوی کالبدی آن هاست (نظری،۱۳۷۷ص۱۷). ۲-۶-۳ طرح ریزی کالبدی شامل تمام فعالیت های منسجم،اندیشیده ومنظمی است که به منظور سازماندهی وبهسازی محیط کالبدی انجام می پذیرد.(همان ،ص ۳۲) ۲-۶-۴ طرح کالبد ملی طرح کالبد ملی طرحی است کشورشمول وجامع نگر که الگوی فضایی مورد نیاز برای هدایت و توزیع بهینه ساخت وسازهای کالبدی وبه تبع آن ،پراکنش جمعیت رامتناسب با امکانات سرزمین ،توان های محیطی واهداف برنامه های توسعه اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی ارائه می دهد،تا بدین ترتیب ، امکان توسعه موزون درکلیت پیکره جغرافیایی کشور که طبیعت وامکاناتی نابرابر دارد،فراهم گردد. (دانشنامه جامع مدیریت شهری وروستایی،۱۳۸۸ ج اول ص ۱۴۲) ۲-۶-۵ برنامه ریزی کالبدی برنامه ریزی کالبدی فرایندی برای توسعه فیزیکی یک شهر یا منطقه در قالب یک پیشنهاد به صورت طرح سه بعدی است. . (همان کتاب،ج۲ص ۵۸۵) کالبد در لغت به معنای پیکر آورده شده و محتوای روابط اقتصادی و اجتماعی در فضا ست و چون سه بعدی می باشد تعریف کننده فضا به شمار می آید. ( مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری، طرح ریزی کالبدی،۱۳۷۰ ، ص ۳۴۰ ) و فضا محل وقوع فعالیت است و منظور از فعالیت عبارت است از فعالیت های عمومی نظیر فعالیت های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و … در مقیاس منطقه ای و ملی است و بر این اساس فرم ( کالبد ) در مقیاس ملی معنی و مفهوم چندانی ندارد و در مقیاس منطقه ای تنها عوارض طبیعی و بر جسته می نماید.( بحرینی،۱۳۷۱ ، ص ۳۴۰ ) و مقصود از کالبد شهری، مجموعه های فیزیکی همگنی است که اساس موجودیت شهری با آن مشخص می شود و این عناصر فیزیکی متجانس نسبت به هم دارای رابطه خاصی هستند. ( ویلیام، ۱۳۵۷ : ص ۱۱۵ ) به عبارت دیگر نحوه شکل گیری و مکان یابی عناصر و استقرار فضایی پدیده ها و ارتباط آنها با یکدیگر و تحت تأثیر عوامل متعددی مانند عوامل طبیعی، اقتصادی ، فرهنگی، و خصوصیات و نیازهای فضایی در جهت سهولت حیات شهری، کالبد نامیده می شود. ( پوراحمد، ۱۳۷۰ ، ص ۱۱ )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- استعارههای سطح ویژه[۲۵]: استعارههایی که جزئیات دارند و در سطح مشخص و محدودی به کار گرفته می شوند؛ مثل استعاره های «جدل جنگ است» و «عقاید غذا هستند» ( حسندخت، ۱۳۸۸: ۵۶).
۲-۶٫طرحوارههای تصویری یکی از مفاهیم اساسی زبانشناسی شناختی که نخستینبار به وسیلهی مارک جانسون معرفی شد، مفهوم «طرحوارهی تصویری» است که هر چند در کتابهای معنیشناسی شناختی گاهی تحت عناوین مستقل مطرح شده است؛ اما میتوان آن را زیرمجموعهی استعارهی مفهومی و در واقع بررسی حوزهی مبدأ در استعارهی مفهومی دانست. به عقیدهی لیکاف طرحوارههای تصویری میتوانند به عنوان حوزههای مبدأ در نگاشتهای استعاری به کار روند. طرحوارههای تصویری ریشه در درک جسمی شدهی ما دارند و عینیاند. ما با بهرهگیری از این طرحوارههای عینی میتوانیم دربارهی حوزههای انتزاعی صحبت کنیم (راسخ مهند، ۱۳۸۹: ۵۹)؛ به عبارت دیگر، همهی ما در زندگی روزمره براساس فعالیتها و تجربههای شخصی، ساختهای مفهومی بنیادینی را در ذهن خود پدید میآوریم که برای اندیشیدن دربارهی موضوعات انتزاعیتر به کار میروند (راکعی، ۱۳۸۸: ۸۱). در واقع در استعارهی مفهومی، بین یک حوزهی عینی و یک حوزهی انتزاعی نگاشت صورت میگیرد. طرحوارههای تصویری میتوانند بنیان عینی نگاشتهای استعاری را فراهم کنند. «گویی در این دسته از استعارهها ما با یک اسکلت مفهومی سروکار داریم که اجزای درونیاش با بهره گرفتن از حوزهی مقصد پر میشود»(حسندخت، ۱۳۸۸:۵۵).
 «جانسون با مطرح کردن نظریهی طرحوارههای تصویری به بررسی شناخت جسمی شده پرداخت. اینکه ما در مکانی خاص و با محدودیتهای مشخصی زندگی میکنیم؛ راه میرویم؛ میخوریم؛ میخوابیم و بهطور کلی هر روز با دنیای اطرافمان و الگوهای آن سروکار داریم، درک این الگوها جسمی شده است؛ یعنی حاصل تعامل جسم ما با آنان است؛ به عنوان مثال میبینیم که اگر داخل یک لیوان خالی آب بریزیم، لیوان کمکم پر میشود و سطح آب بالاتر میآید و از روی لیوان سرریز میشود. جملههای زیر نشان میدهند که ما چگونه از این درک عینی و از این مفهوم جسمی شده در درک و بیان مفاهیم انتزاعی بهره میبریم: ۱- کاسهی صبرم لبریز شده است. ۲- احمد توی پول غرق شده است» (راسخ مهند، ۱۳۸۹: ۴۲-۴۱). بنابراین، طرحوارههای تصویری، ساختارهای معنیدار و جسمیشدهای هستند که از راه تجربهی حسی و تعامل ما با محیط پیرامون شکل میگیرند (همان: ۴۲). «بارتلت» -که از پیروان مکتب روانشناسی گشتالت بود- برای نخستینبار اصطلاح «طرحواره» را بهکار برد، در ارائه پاسخ به این پرسش که اطلاعات مربوط به وقایع و رویدادها، چگونه برای کاربردهای بعدی در ذهن ذخیره میشوند؟ به نظر او فهم و به یادآوری، عمدتاً در بافت تجربیات پیشین و با اشاره به اطلاعاتِ مرتبطِ موجود در ذهن، صورت میگیرد. وی واژهی طرحواره را برای ساختار این تجربیات پیشین بهکاربرد (یوسفی راد، ۱۳۸۲: ۴۴)؛ اما در معنیشناسی شناختی، کاربرد واژهی «طرحواره»، به این معناست که طرحوارههای تصویری، حاوی مفاهیمِ تفصیلی و نشانگر جزئیات نیستند، بلکه مفاهیمی کلیشهای هستند که از تجربه های بدنمند پیدا شدهاند(قائمینیا،۱۳۹۰: ۶۵۸). واژهی «تصویر» در اصطلاح طرحوارههای تصویری، با کاربرد آن در روانشناسی در اصطلاح «تجربهی تصویری» برابر است که بر طبق آن تجربه های تصویری هم با تجربه های جهان بیرونی ارتباط دارند و هم از آن نشأت میگیرند. اصطلاح دیگر برای این تجربه «تجربهی حسی» است؛ زیرا از مکانیزم ادراکی حسی ما بر میآید و شامل آن میشود و فقط محدود به سیستم بصری نیست( اوانز و گرین، ۲۰۰۶:۱۷۸). یکی از این تجربههای جسمی شده به قامت مستقیم و عمودی انسان برمیگردد. انسان به دلیل داشتن قامت عمودی مفاهیم بالا و پایین را درک میکند و این ویژگی، باعث به وجود آمدن طرحوارهی تصویری بالا- پایین میشود. همین طرحوارهی تصویری میتواند باعث درک ما از مفاهیم انتزاعی هم بشود؛ مثلاً تورم بالا رفته است (راسخ مهند، ۱۳۸۹: ۴۲-۴۲). به اعتقاد جانسون (۱۹۸۷: ۲۹) طرحوارهها به دو صورت به مفاهیم انسجام میبخشند: الف ـ تجربیات حسی و حرکتی را در ساختاری یکپارچه وارد میکنند. ب ـ طرحوارههای تصویری در فرایند شکلگیری استعارهها از گسترهی تجربیات فیزیکی به حوزه های انتزاعی فرافکنی میشوند. ۲-۶-۱٫ ویژگیهای طرحوارههای تصویری طرحوارههای تصویری ویژگیهای مهمی دارند: ۱٫ طرحوارههای تصویری از لحاظ منشأ پیشمفهومیاند و بهطور مستقیم در تجربهی بدنی ریشه دارند. ۲٫ طرحوارههای تصویری فینفسه معنادار هستند؛ یعنی پیامدهای قابل پیشبینی دارند. فرض کنید لیوان آبی را به طرف چپ و راست تکان دهیم، با این کار، کنترل نیرو- پویایی خاصی را که لیوان بر آب دارد و از ریختن آن جلوگیری میکند، تغییر میدهیم. نیرو- پویایی مورد نظر که در این طرحوارهی ظرفیت مشاهده میشود، در زبان نیز انعکاس مییابد. «وندلویز» این نکته را با مثالی توضیح میدهد. به دو جملهی زیر توجه کنید: الف. لامپ در سرپیچ قرار دارد. ب.بطری در سربطری قرار دارد. جملهی الف عادی و قابل قبول و جملهی ب غیرقابل قبول است؛ در صورتی که حرف «در» در هر دو جمله رابطهی ظرفیت را نشان میدهد. به نظر وندلویز وجود رابطهی مکانی به تنهایی برای کاربرد «در» کفایت نمیکند، بلکه عامل نیرو- پویایی نیز در کار است. در جملهی الف سرپیچ نیرویی را بر لامپ اعمال میکند و آن را در موقعیت ثابتی نگه میدارد؛ اما در جملهی ب، بطری سربطری را در وضعیت ثابتی نگه میدارد. بنابراین، در طرحوارهی ظرفیت، عامل نیروپویایی هم نقش دارد. این نکته نشان میدهد که معرفت ما به پیامدهای طرحوارههای تصویری درکاربرد حرف «در» تأثیر میگذارد. بنابراین، در طرحوارهی تصویری پیامدهای قابل پیشبینی وجود دارد. ۳٫ طرحوارههای تصویری با صورتهای ذهنی یکی نیستند. وقتی چشمان خود را میبندیم و کسی یا چیزی را به خاطر میآوریم، صورت ذهنی- و نه طرحوارهی تصویری- از او داریم. صورتهای ذهنی، محصول فرایند شناختی آگاهانهای هستند که جزئیات بیشتری را نشان میدهند و از یادآوری حافظهی تصویری پیدا میشوند؛ ولی طرحوارههای تصویری سرشت انتزاعی و کلی دارند و از تجربهی بیوقفهی بدنی پیدا میشوند. نمیتوانیم آنها را صرفاً با بستن چشمان خود به یاد بیاوریم، بلکه فعالیتهای دیگری را هم باید انجام بدهیم. ۴٫ طرحوارههای تصویری چند وجهی هستند و از انواع متفاوت تجارب حسی گرفته میشوند. ۵٫ طرحوارههای تصویری تعاملیاند؛ یعنی حاصل ارتباط جسمی ما با دنیای اطرافاند؛ مثلاً در طرحوارهی قدرتی این ویژگی را به خوبی میتوان مشاهده کرد. ما قدرت را در تعامل با دنیای اطراف خود درک میکنیم. وقتی میخواهیم سنگ بزرگی را از سر راه بر داریم یا ماشینی را هل دهیم، مفهوم تعاملی بودن قدرت را متوجه میشویم. ۶٫ طرحوارههای تصویری قابلیت تبدیل شدن از یک طرحواره به طرحوارهای دیگر را دارند؛ مثلاً فرض کنید در فاصلهای از یک گلهی گاو قرار دارید، به گونهای که میتوانید تک تک آنها را ببینید. در این حالت طرحوارهی تصویری قابل شمارش است. اما اگر از گله دور شوید و دیگر تکتک گاوها را نبینید، به طرحواره تصویری توده میرسید. در این حالت یک طرحوارهی تصویری به طرحوارهی دیگری تبدیل شده است. طرحوارههای قابل شمارش و توده در زبان نیز خود را نشان میدهند؛ مثلاً در جملهی الف آب به عنوان توده تصویر سازی شده است و در جملهی ب به صورت قابل شمارش و احتمالاً در اشاره به یک یا چند ظرف آب به کار رفته است: الف. آب در رودخانه کم شده است. ب. آبها را ریختی (اوانز و گرین ، ۲۰۰۶ :۱۸۷-۱۷۹ ؛ قائمی نیا ، ۱۳۹۰ :۶۱-۵۷ و راسخ مهند، ۱۳۸۹ :۴۶-۴۳). ۲-۶-۲٫ انواع طرحوارههای تصویری در تعریف طرحوارههای تصویری گفته شده که فعالیت روزانهی انسان موجب پدید آمدن ساختهای مفهومی بنیادینی میشود که برای اندیشیدن دربارهی امور انتزاعی به کار میروند. این تجربیات موجود در ذهن به زبان انتقال داده شده و در قالب طرحوارههای تصویری نمود مییابند. نکته این جاست که باتوجه به اینکه جانسون برای تشخیص این طرحوارهها ملاکی به دست نداده است، میتوان براساس تجربیات فیزیکی بیشمار انسان در جهان، به تعداد نامحدودی از این طرحوارهها دست یافت. در مقالات و پایاننامههای مرتبط با این موضوع، طرحوارههای متعددی چون طرحوارهی لباس، طرحوارهی مکان، طرحوارهی رنگ و… مطرح شده که اغلب جزئی هستند، اما محققان علوم شناختی تقسیمبندیهای مختلفی از طرحوارههای تصویری ارائه کردهاند ؛ بدین قرار: تقسیمبندی مارک جانسون: طرحوارهی حجمی، طرحوارهی حرکتی، طرحوارهی قدرتی (صفوی، ۱۳۸۲: ۶۹-۶۸). تقسیمبندی مارک ترنر: طرحوارهی حجمی، طرحوارهی حرکتی، طرحوارهی توازن، طرحوارهی تقارن، طرحوارهی نیرو ـ پویایی (ترنر ، ۱۹۹۶ :۳۰-۲۷). تقسیمبندی اوانز و گرین : ۱٫طرحوارهی فضایی[۲۶]: بالاـپایین، جلوـعقب، چپـ راست، نزدیکـدور، مرکزیـپیرامونی. ۲٫طرحوارهی ظرفی: ظرف، درونـبیرون، سطح، پر ـ خالی. ۳٫طرحوارهی جابهجایی یا حرکتی: مقدار حرکت، مبدأ ـ مسیر ـ مقصد. ۴٫ .طرحوارهی تعادل[۲۷]: تعادل محوری، تعادل دو کفه ترازویی، موازنه، تعادل نقطه محور. ۵ .طرحوارهی قدرتی: اجبار، سد، نیروی متقابل، انحراف جهت، رفع مانع، توانایی، جذب. ۶٫ طرحوارهی پیوستگی[۲۸]: ممزوج شدن، مجموعه، جزء و کل . ۷٫ طرحوارهی اینهمانی[۲۹]: نگهداری، روی چیزی قرار گرفتن. ۸٫ طرحوارهی وجودی[۳۰]: چرخه، فضای کراندار، فرایند، شیء (اوانز و گرین ، ۲۰۰۶ : ۱۹۰). در این پژوهش، غزلیات سعدی و حافظ بر اساس سه طرحوارهی حجمی، حرکتی و قدرتی بر مبنای نظر جانسون و اوانز و گرین مورد بررسی قرار میگیرند. اوانز و گرین در تقسیمبندی خود طرحوارههای سهگانهی مطرح شده از سوی جانسون را کاملتر معرفی کرده و عنوان «طرحوارهی حرکتی» را به «طرحوارهی جابهجایی» تغییر دادهاند که به نظر میرسد طرحوارهی حرکتی عنوان جامعتری باشد. درترجمهی اصطلاحات طرحوارهها در زبان فارسی، آشفتگیهای فراوانی به چشم میخورد؛ مثلاً طرحوارههای «حجمی» را به «ظرفبودگی»، «قدرتی» را به «نیرو» و «حرکتی» را به «راه» ترجمه کردهاند. دلیل انتخاب این سه طرحواره آن است که بسیار بیشتر از دیگر طرحوارهها کاربرد دارند و در ذیل به معرفی آنها پرداخته خواهد شد. ۲-۶-۲-۱٫ طرحوارهی حجمی به اعتقاد جانسون، انسان از طریق تجربهی قرار گرفتن در اتاق، تخت، غار، خانه و دیگر مکانهایی که دارای حجم بوده و میتوانند نوعی ظرف تلقّی شوند و نیز قرار دادن اشیا در مکانهایی که از حجم برخوردارند، بدن خود را مظروفی در نظر گرفته که میتواند در ظرفهای انتزاعی قرار بگیرد. جانسون طرح زیر را به دست میدهد:
جملههایی مانند «رفته تو فکر» و «توی همین حال خوش بمان» نشان میدهد که فارسیزبانان برای «فکر» و «حال خوش» نوعی طرحوارهی حجمی در نظر گرفتهاند (صفوی، ۱۳۸۳: ۳۷۵-۳۷۴). به عقیدهی لیکاف درک معانی این جملهها براساس فرافکنی استعارهای صورت میپذیرد که در آن طرحوارهی تصویری حجم به حوزهی مفهومی انتزاعی مانند حالت کشیده میشوند. نتیجهی این امر استعارهی مفهومی «حالتها حجم هستند» میشود (راسخ مهند، ۱۳۸۹: ۳۵). طرحوارهی حجمی یا «طرحوارهی ظرف و مظروف دارای مجموعهای از استلزامات و ویژگیهای منطقی است که عبارتند از:
-
- تجربهی ظرف شامل حفاظت یا مقاومت در برابر نیروهای خارجی است (عینکی که درون جعبه است در برابر ضربات و نیروهای خارجی محافظت میشود).
-
- ظرف نیروهای درون خود را محدود میکند (شخصی که درون اتاقی است حرکاتش هم دچار محدودیتهایی میشود).
-
- به دلیل مهار نسبی نیروها، شیئی که داخل ظرف قرار دارد؛ ثبات مکانی نسبیای را به دست میآورد.
-
- این ثبات مکانی به این معناست که شیء درون ظرف از دیدگاه یک مشاهده کننده یا قابل دسترسی یا غیر قابل دسترسی است و ممکن است قابل رؤیت باشد یا توسط ظرفِ خود، غیر قابل رؤیت شود.
- ظرفها دارای شرایط تضمین میباشند. اگر الف درون ب باشد و ب درون ج باشد، آنگاه الف درون ج است»( جانسون،۱۹۸۷: ۱۱۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این فاز شامل ارزیابی، اولویت بندی پروژه ها می باشد. (شکل ۳-۶)فاز۴ :اولویت بندی پروژه ها در این فاز فهرستی از معیارهای انتخاب برای ارزیابی و فهرست طبقه بندی شده ای از پروژه های سازمان به عنوان ورودی ها هستند. که با کمک ابزارهایی نظیر قضاوت کارشناسانه خبرگان و صاحب نظران و همچنین ابزارهای امتیازدهی چند معیاره نظیر AHP اولویت بندی پروژه ها انجام می شود.
 (شکل ۳-۷) نمایی از اولویت بندی پروژه ها با AHP1 ۱-Analytic Hierarchy Process(AHP) ۳-۳-۵ فاز پنجم: تشکیل سبد در این مرحله می بایست تحلیل های مربوط به محدودیتهای سازمان نظیر محدودیتهای ظرفیت منابع انسانی، تحلیل های ظرفیتهای مالی، تحیل های ظرفیتهای موجودی و هرگونه محدودیت خاص دیگری که سازمان با آنها روبروست به منظور تشکیل سبد ها مدنظر قرار گیرند. ۳-۳-۱-۵ محدودیتهای سازمان در ادامه محدودیتهای نام برده شده به تفصیل تشریح خواهند شد: ۳-۱-۱-۵-۳ تحلیل های ظرفیت نیروی انسانی تحلیل ظرفیت نیروی انسانی باید انجام شده باشد تا ظرفیت سازمان برای اجرای پروژه های انتخاب شده مشخص شود. این تحلیل باید به وسیله مجموعه هایی انجام شود که نسبت به مسایل سازمانی آگاهی کافی را داشته باشند تا محدودیتهای ایجاد شده به وسیله ظرفیتهای نیروی انسانی مجموعه شناخته شود. همچنین ظرفیت منابع درونی و قابلیت دسترسی به منابع بیرونی نیز باید اندازه گیری شود تا یک تصویر کامل از میزان منابع سازمان ایجاد گردد. ظرفیت منابع انسانی یک عامل محدود کننده برای تعداد پروژه هایی است که سازمان می تواند اجرا کند. ۳-۲-۱-۵-۳ تحلیل های ظرفیت مالی این تحلیل باید انجام شود تا ظرفیت سازمان برای حمایت مالی از پروژه های انتخاب شده معین گردد. این تحلیل باید از طریق فرایند مالی و بودجه ای سازمان انجام شود. همچنین ظرفیت مالی درون سازمانی و در دسترس بودن ظرفیت مالی باید اندازه گیری شود تا سبد دارای تصویر کامل باشد. ظرفیت مالی سازمان معمولا ” یک عامل محدود کننده مهم برای تعداد پروژه های سازمان می باشد. ۳- ۳-۱-۵-۳تحلیل های ظرفیتهای موجودی می بایست بر روی دارایی ها و موجودی سرمایه سازمان تحلیل کاملی صورت پذیرد تا محدودیتهای دارایی معین گردد چراکه این نوع محدودیتها نیز معمولا” تعداد پروژه های سازمان را محدود می کنند. در این مرحله به منظور تشکیل سبد ها و همچنین منظور داشتن محدودیتهایی که سازمان با آنها روبروست از روش های تصمیم گیری چند معیاره استفاده می شود. این روشها که مدلهای برنامه ریزی ریاضی هستند می توانند علاوه بر اینکه ترکیب بهینه را می یابند، همچنین اثر متقابل بین پروژه ها، محدودیتهای بودجه، تکنیکی، منابع، بازار مابین گزینه ها، و… را نیز لحاظ کنند. همچنین از تجزیه و تحلیل حساسیت هم حمایت می کنند. (PPMS،۲۰۰۶، ص ۷۱) در این تحقیق از بین روش های مختلف تصمیم گیری چند معیاره، مدل برنامه ریزی خطی صفر و یک انتخاب شده است. چرا که این مدل علاوه بر اینکه یک مدل بهینه یاب است سعی در این دارد که بهترین ترکیب و بیشترین سودمندی در محدوده موجه را ایجاد کند. این مدل به دلیل اینکه متغیرها فقط مقدار صفر و یک را انتخاب می کنند متناسب با موقعیت این تحقیق یعنی انتخاب گزینه (پروژه ها) برای تشکیل سبدهای مختلف است. ۳-۳-۲-۵ فرموله کردن مدل در این پژوهش به منظور فرموله کردن مدل از برنامه ریزی صفر و یک استفاده گردیده است.از آنجا که در این تحقیق هدف مشخص سازی پروژه هایی است که قابلیت قرارگیری در سبدهای سازمان را با توجه به اهداف، شرایط و محدودیتها و انتظارات ذی النفعان سازمان دارند می باشد برنامه ریزی صفر و یک۱ که نتایج رادر قالب دو عدد صفر یعنی پروژه مورد نظر در سبد جای نگرفت و یک برای حالتی که پروژه در سبد قرار گرفته است، می تواند یکی از کارآمد ترین ابزارها تلقی گردد. در این تحقیق از این ابزار استفاده گردیده است.مراحل فرموله سازی مدل در زیر به تفصیل آورده شده است. X i=1 اگر پروژه i در سبد قرار گرفته باشد. X i=0 اگر پروژه i در سبد قرار نگرفته باشد. ۳- ۱-۲-۵-۳تابع هدف که a i ضریبی است که در مرحله اولویت بندی پروژه ها برای پروژه i ام از AHP بدست آمده است. Z: تابع هدف ماکزیمم است. منظور از Z در واقع ارزشی است که نهایتا” از مجموع پروژه های جای گرفته درون سبد برای سازمان حاصل می گردد. که منطقا” می بایست بیشترین مقدار خود را داشته باشد. ۱-Binary Programming ۳-۲-۲-۵-۳محدودیتهای سازمان ۳-۳-۵-۲-۲-۱ محدودیت منابع بسیار مهم است که مدل واقع گرایانه باشد و بتواند تمام محدودیتهایی که سازمان با آنها مواجه است را منعکس نماید. این محدودیتها می تواند منابع انسانی، مالی، تجهیزات، مصالح و .. باشند. زمانی که دو پروژه نیازمند منابع مشترکی هستند و برای بدست آوردن منابع کمیابی با هم رقابت می ورزند، آنگاه مدل می بایست به گونه ای پروژه ها انتخاب نماید که سازمان با توجه به محدودیتهایش دچار مشکل نگردد و از طرفی بیشترین منافع را نیز نصیب سازمان کند. برای منظور کردن چنین محدودیتهایی از رابطه زیر استفاده می گردد: C j میزان موجود از منابع j است. aij مقدار منابع j مورد نیاز در پروژه i است. ۳-۳-۵-۲-۲-۲ محدودیت پروژه های الزامی پروژه های موجود و در حال انجام سازمان که سازمان بابت اتمام آنها تعهد و مسئولیت دارد و همچنین پروژه های جدیدی که بنا به دلایل خاصی سازمان ملزم به اجرای آنهاست ، پروژه های الزامی سازمان نامیده می شوند و می بایست در سبدهای پروژه قرار گیرند بنابراین مدل باید این قابلیت را داشته باشد که این مورد را برآورده سازد.بنابراین خواهیم داشت: Xi=for i ε Sm X i پروژه iام Sm مجموعه پروژه های الزامی است. ۳-۳-۵-۲-۲-۳ محدودیت پروژه های مرتبط گاهی اوقات بنا به دلایلی بعضی پروژه ها با هم ارتباطات خاصی دارند که این وابستگی و ارتباطات می بایست به عنوان یک محدودیت در انتخاب پورتفولیوی سازمان مدنظر قرار گیرند. الف: انحصار متقابل: یکی و نه هر دو (one but not both) در شرایطی دو نوع پروژه همزمان نمی توانند در یک سبد جای گیرند ، برای مثال برای انتخاب پروژه های مسکن مهر و همچنین پروژه های خصوصی بزرگ نیاز به ضمانت نامه های سنگین بانکی است، بنابراین برای سازمان مورد مطالعه پذیرش چند پروژه بزرگ خصوصی و مسکن مهر همزمان امکان پذیر نمی باشد که این محدودیت می بایست در مدل برآورده شود. Sn تعداد پروژه هایی هستند که با هم همزمان نمی توانند باشند. ب: پروژه های مشروط گاهی انتخاب یک پروژه مشروط به انتخاب یک یا چند پروژه دیگر می باشد ؛مثلا” ممکن است پروژه Xk تنها در حالتی بتواند انتخاب شود که پروژه Xj نیز انتخاب شده باشد در غیر اینصورت نمی تواند در سبد جای گیرد . در این حالت می بایست محدودیت زیر در مدل ملاحظه گردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این روش ها به طور کلی بر این اساس شکل گرفته اند، که با وزن دهی مناسب عناصر آرایه، زاویه پرتو آرایه را در فضا می چرخانیم و در هر زاویه ای که توان دریافتی، بیشینه می شود، بیانگر وجود منبع در آن زاویه خواهد بود. دو روش اصلی مبتنی بر این امر، عبارتند از:
-
- روش شکل دهی پرتو متعارف
-
- روش کاپون
۲-۳-۱-روش شکل دهی پرتو متعارف[۲۹] این روش، به روش بارتلت[۳۰] نیز معروف است . در این روش توان دریافتی، بدین صورت محاسبه می گردد که در واقع با جاروب کردن یا زاویه ورود موج، مقدار پیک توان را یافته و زاویه ورود را بر این اساس تخمین می زنند. در واقع سعی بر این است که در هر لحظه جهت دهی پرتوها در یک مسیر خاص صورت پذیرفته و توان خروجی در آن مسیر محاسبه گردد. بر این اساس جهتی که در آن بیشترین توان حاصل شود، یکی از مسیرهای ارسال سیگنال منبع خواهد بود. در روش مذکور به منظور جهت دهی پرتو از یک رابطه خطی به شرح ذیل برای دریافت خروجی استفاده خواهد شد:
 (۲- ۱) فرض کنیم که جهت سیگنال ارسالی، و تابع جهت دهی پرتو بهینه، بردار باشد که توان خروجی را حداکثر می نماید، در این صورت روابط زیر قابل تعریف خواهد بود: (۲- ۲) که در آن بردار نویز به عنوان نویز سفید گوسی جمع شونده با میانگین صفر و واریانس و مستقل از سیگنال ارسالی تعریف می گردد. در این حالت توان خروجی با جایگذاری معادله (۲- ۱) در معادله (۲- ۲) به صورت زیر قابل محاسبه خواهد بود: (۲- ۳) که ماتریس خود همبستگی بردار خروجی آرایه ای آنتن است. به منظور حداکثر نمودن توان خروجی، با فرض و با توجه به نامساوی کوشی شوارتز داریم: (۲- ۴) بنابراین مقدار بردار وزن دهی بهینه بر اساس رابطه بالا برابر با عبارت ذیل است: (۲- ۵) با جایگذاری در فرمول توان، توان ماکزیمم برابر با عبارت زیر خواهد شد: (۲- ۶) حداکثر مقدار عبارت بالا به ازای حاصل می گردد. در حالت کلی با این روش تخمین زاویه ورود با حداکثر مقدار طیف فضایی برابر خواهد بود: (۲- ۷) که در آن ماتریس خودهمبستگی بردار خروجی می باشد. باید توجه داشت زمانی که تعداد منابع بیشتر از یک منبع و فاصله آن ها کم باشد، خروجی این روش دقیق و قابل استناد نخواهد بود. این روش در صورت وجود تنها یک منبع، خروجی صحیح ارائه خواهد داد. بنابراین به طور کلی مشکل اصلی این روش از قرار زیر است:
-
- حتی به ازای بالا، با این روش نمی توان دو سیگنال با زاویه نزدیک به هم را تفکیک نمود
-
- این روش برای مواقعی که منابع همبسته هستند نیز، پاسخ صحیحی ارائه نمی دهد.
۲-۳-۲- روش کاپون برای رفع مشکل مطرح شده در بخش قبل و ایجاد توانایی تخمین چند زاویه ورود که از پهنای اشعه متعارف آنتن به هم نزدیک تر هستند، می توان از روش کاپون استفاده نمود. این روش شاید معروف ترین روش کلاسیک برای تخمین زاویه ورود سیگنال باشد. فرض کنید خروجی المان های آرایه توسط وزن های زیر ترکیب می شوند: (۲- ۸) در این رابطه که جهت دید آنتن بوده و . مکان قرارگیری المان های آرایه روی محور ها می باشد که بر مبنای طول موج اندازه گیری شده است. زمانی که بر که همان جهت ورود سیگنال منبع می باشد، منطبق شود، سیگنال های دریافتی، فازهای همدیگر را جبران و به صورت همدوس[۳۱] با هم جمع می شوند. از این رو سیگنال اصلی، در جهت دید تقویت می شود، در حالی که سیگنال های ناخواسته دیگر همچون نویز، تقویت نخواهند شد. در این صورت توان خروجی آرایه به صورت زیر محاسبه خواهد گردید: (۲-۹) که در آن ماتریس همبستگی سیگنال های دریافتی از آرایه های آنتن می باشد. ایده اصلی روش کاپون (یا روش حداقل واریانس[۳۲])، استخراج طیف زاویه ای از سیگنال های دریافتی با حداقل نمودن توان یا واریانس خروجی آرایه وفقی برای هر جهت دید، است، تحت این شرط که بهره آنتن در جهت دید برابر با یک باشد. بنابراین اگر، طیف فضایی را به صورت توان خروجی تخمین بزنیم، با حل مسئله فوق، خواهیم داشت: (۲- ۱۰) که در آن بردار جهت دهی آرایه[۳۳] برای چرخاندن پرتو اصلی در زاویه تعریف می گردد. هم چنین یک عدد ثابت می باشد. محدودیت توان در جهت دید، به صورت زیر قابل محاسبه خواهد بود: (۲- ۱۱) با توجه به دو رابطه بالا، به صورت زیر اختیار می گردد. (۲- ۱۲). در این شرایط، توان خروجی آرایه برابر با مجموعه ای از سیگنال های مطلوب و نامطلوب خواهد بود. این ویژگی، تفکیک پذیری جهت دهنده های متعارف را محدود می نماید. در روش کاپون، سعی بر این است که با فرض ثابت بودن توان سیگنال در جهت زاویه دید مورد نظر، توان خروجی کل آنتن حداقل گردد،که در واقع باعث کاهش سیگنال های نامطلوب خواهد شد. بر این اساس با بهره گرفتن از رابطه (۲-۹) و با فرض مقدار بهینه رابطه زیر می بایست محاسبه گردد: (۲-۱۳) در صورتی که ماتریس کوواریانس، مثبت معین[۳۴] باشد، جواب معادله فوق به شکل زیر حاصل می گردد: (۲-۱۴) به این ترتیب با جایگذاری رابطه (۲-۱۴) در رابطه (۲-۹)، میزان توان خروجی آنتن به صورت زیر محاسبه خواهد گردید: (۲-۱۵) با محاسبه نقطه ماکزیمم تابع توان طیف فضایی بالا، مقادیر مورد نظر با بهره گرفتن از روش کاپون به دست می آید. شایان ذکر است، با وجود این که روش کاپون عملکرد بهتری نسبت به روش جهت دهی متعارف دارد، اما باز هم نحوه عملکرد آن به میزان قابل توجهی تحت تاثیر تعداد المان های آنتن و سیگنال ورودی می باشد. هم چنین این روش برای محاسبه منابع همبسته تولید کننده سیگنال مناسب نمی باشد. ۲-۳-۳- روش های مبتنی بر زیر فضا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵- ۱- عکس العمل یهود در تغییر قبله تغییر قبله برای یهود غیرقابل پیش بینی بود و اصولاًً چنان انتظاری نداشتند با این تغییر آن ها فکر میکردند که تحولات خطرناکی بر علیه آن ها در جریان است به این دلیل بزرگاانشان نزد پیامبر۶آمده درخواست بازگشت به قبله ی قبلی را نمودند. تغییر قبله، برای عاملان ایجاد دسیسه و شک، غیرقابل سکوت بود. یهودیان در رابطه با قبله دو گونه ایرادگیری داشتند:
 ۱- قبل از تغییر قبله به واسطه ی اینکه قبله به سوی بیت المقدس بود آن ها ایراد می گرفتند شما به علت پیروی از قبله ی ما پیرو ما هستید، پس به این ترتیب وجود مستقل دین اسلام را می خواستند تابعی از خود نشان دهند. «مخالف ما هستید واز قبله ی ما پیروی میکنید.»[۹۵۳] ۲- بعد از تغییر قبله، این سئوال را مطرح میکردند که چه شد از قبله ی خود بازگشتید. اینجاست که خداوند از سفهاء نام می برد و منظور از آن سفهاء، یهودیان و بلکه مشرکین عرب است زیرا فطرتشان مستقیم نیست مدام در پی عیبجویی هستند. منافقین را در کنار آن ها نام برده اند که به مسلمانان از روی استهزاء ایراد گرفته، انتقاد می کردند.[۹۵۴] عیبجوییها سبب ناراحتی پیامبر۶شده بود به این جهت است که آیه اشاره می کند«قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فىِ السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَه تَرْضَئهَا »و پیامبر به آسمان نظر می کرد و امید نزول وحی داشت. تقلب به نشانه ی انتظار بود پیامبر۶قبلهای مختص به خود و امت خود می خواست.[۹۵۵] زیرا یهود با بیت المقدس فخر می فروختند.[۹۵۶] در این هنگام خداوند قانون قبله بودن قسمتی از مسجد الحرام را در مقابل بیت المقدس قرار داد. اهل کتاب می دانستند این برگشتن قبله، حق و از ناحیه ی خداست، زیرا کتب آسمانی آن ها صریحاً بر نبوت رسول خدا۶پیشگویی کرده بودند خدا از اهل کتاب که حق را کتمان و احتکار میکنند غافل نیست.[۹۵۷] یهودیان با این وعده که ای محمد۶،اگر به سوی همان قبله ی گذشته بازگردی پیرویت می کنیم در تلاش هستند موقعیت را به نفع خود برگردانند. اگر موفق شدند ضربه ی بزرگی براسلام وارد کرده اند زیرا مسلمانان و به خصوص پیامبر۶را به تلون مزاج متهم کرده اند و اگر موفق نشدند راهی دیگر برای خود بیابند. ۳- تغییر قبله دستاویز جدیدی برای تبلیغ علیه اسلام بوده است و از این طریق یهودیان و مشرکین عرب و منافقین می خواستند از هواداران پیامبر۶و اسلام بکاهند و ایمان آن ها را متزلزل کنند. ۵-۲- دلایل تغییر قبله تغییر قبله به علل گوناگونی صورت پذیرفت که می توان به دلایل ذیل اشاره نمود: ۱- آزار و اذیت یهودیان بر پیامبر۶و مسلمانان و درخواست پیامبر۶از خدا[۹۵۸]: که این امر یکی از دلایل پاسخگویی به ایرادات یهود و شبهههای ایجاد شده است. حال آن که یهود مسلمانان و اسلام را متهم به پیروی از خود میکند این مسئله می تواند جواب قاطعی برای آن ها باشد اگرچه یهود باز طریقی برای ایرادات جدید پیدا کرد. ۲- فاصلهگیری از یهودیان و حفظ استقلال آئین محمّدی۶از هرنظر: جدایی کامل مسلمانان از یهود برای اسلام ضروری بود زیرا آنان به تمام افکاری که موفقیت حضرت محمّد۶بر آن ها استوار بود حمله می کردند و می گفتند بسیاری از مطالب قرآن با آنچه که در کتب قدیم است مغایرت دارد و نمی تواند وحی باشد و همین امر چهارچوب جامعه ای را که پیامبر۶ به زحمت آن را تأسیس کرده بود، به هم می ریخت.[۹۵۹] ۳- عدم پذیرش دین اسلام توسط یهود: سابقه ی چند ماه زندگی یهود و مسلمانان در مدینه در کنار هم ثابت کرده بود که یهودیان خودبین هستند و با هیچ دلیل حقی، حاضر به دست برداشتن از عقاید و افکار خود نیستند. علت اساسی جنگ بین پیامبر۶و یهود، تضاد افکار و عقاید آن ها بود. وقتی عقاید یک دین با مجموعه شرایطی که به نسلها متعلق است مناسبت پیدا کند و با تار و پود زندگی اجتماعی و فرهنگی کسانی که آن را می پذیرند به هم بافته شود به راحتی قابل تغییر نیست. این موارد برای یهود اتفاق افتاده بود، آن ها معتقد بودند که قوم برگزیده ی خدا هستند و خدا به وسیله آنان با دیگران در ارتباط است و نمی توانستند عقیده ی خود را به خاطر پیامبر۶تغییر دهند.[۹۶۰] ۴- امتحان مسلمانان، تا روشن شود چه کسانی بیچون و چرا از پیامبر۶تبعیّت میکنند. ۵- کعبه مکانی مقدس است که بهدست پیامبران الهی مانند ابراهیم۷و اسماعیل۷ساخته شده بود و شایسته بود قبله ی مسلمانان واقع شود. ۶- ایجاد الفت و برادری در قلوب مردم و ایجاد امت[۹۶۱]: با تغییر قبله و جدا شدن مسلمانان از یهود، حال که مسلمانان دارای قبله ای مختص به خود هستند توده ای واحد و یکپارچه ایجاد می شد که می توانست قدرت و حکومت یهود را تهدید کند. ۵-۲-۱- نکات آیات جهت ایجاد الگو به نظر می رسد که خداوند با تغییر قبله موارد ذیل را برای پیامبر۶و مسلمانان رقم زد: ۱- مسلمانان را از یهود جدا نمود و جدایی آشکار شد. قرآن با تأکید بر اینکه ابراهیم۷یهودی و مسیحی نیست و حنیفی خداپرست است و اعلام اینکه تنها دین مورد پذیرش خداوند، اسلام است و اینکه پیامبر اسلام رحمه للعالمین است. به دین اسلام جنبه ی جهانی و عمومی داد در صورتی که یهود با توجه به برتر دانستن خود مایل نبود دینش گسترش یابد اما دین جهانی اسلام باید گسترش می یافت و این امر از تغییر قبله شروع شد یعنی به نژادپرستی یهود پاسخ منفی داده شد. تمام اقدامات پیامبر۶از طرق گوناگون مانند استشهاد به کتاب یهودیان، تأمین آزادی دینی برای آنان، تضمین تساوی حقوقی بین آنان و مسلمانان برای همراه ساختن یهود با خود بود؛اما یهود از آزادمنشی پیامبر۶سوء استفاده کردند و رفتار او را به استهزاء پاسخ دادند، سرانجام پس از آنکه پیامبر۶از کوششهای صلح جویانه ی خود نسبت به آنان ناامید شد و مسلّم گشت که یهود وی را به عنوان پیامبر موعود تورات نخواهد پذیرفت. دستور داده شد تا مسلمانان در موقع نماز به جانب کعبه روی گردانند.[۹۶۲] نخستین هدف قرآن از انکار داستان جان دادن مسیح بر بالای صلیب–علاوه برجنبه ی حقیقت آن–این بودکه یهودیان آنرا پیروزی بزرگی برای خودمی دانستند.[۹۶۳] یعنی اینکه باب ادعا در هر موردی بر یهود معاند بسته باشد و ایرادات آن ها در باب تغییر قبله بی اساس و دلیل، جلوه داده شود و همگان به پوچی ایرادات آن ها پی ببرند. زیرا یهود با این ادعا منتظر منجی خود بودند. ۲- از نظر سیاسی اجتماعی با گسترش مخالفتها علیه اسلام، پیامبر۶احتیاج به حمایت مردانی داشت که از صمیم قلب به او ایمان آورده و حاضر به همه نوع فداکاری در راه او باشند. اما اقدامات یهود سبب شده بود که در دل عده ای تردید و دودلی ایجاد شود؛ چون یهود دارای کتاب بودند و می توانستند این عمل را به طور مؤثری انجام دهند. ۳- تغییر قبله از حوادث بزرگی بود که در بین عرب خارج از مدینه گسترش یافته حتی به مکه نیز منتقل شد. این حرکت قانونگذاری انقلابی ریشه دار بود که یهود و غیر یهود در مقابل آن ساکت نمی نشستند؛ زیرا اسلام یکی از مفاخر دینی آن ها را کنار نهاده بود از طرف دیگر موجب توجه تمامی امت به یک سو مانع تفرقه ی ایشان می گردید.[۹۶۴] کعبه جایگاهی بود که برای همه ی اعراب شناخته شده و گرامی و مقدس بود و توجه به کعبه همه ی اعراب را متوجه دین اسلام کرد و سبب جداسازی مؤمنین از غیرمؤمنین و مشخص کردن فرمانبرداران از عاصیان متمرّد شد. ۴- از نظر سیاسی تغییر قبله در حقیقت به منزله ی شروع حیات مستقل اسلام بود. این کار کعبه را به عنوان مرکز دینی تمام مسلمانان معرفی می نمود. همانطور که از زمان های بسیار دور محل زیارت و احترام تمام قبائل عرب بود، پذیرش مراسم حج که یادآور تلاش ابراهیم۷بود نمودی از این حرکت و حیات مستقل اسلامی بود. ۶- اسرائیلیات عرب جاهلی عمدتاً از معارف عقلی بی بهره بود و مهمترین مشغله ی وی منازعات قبیله ای و انتقامجوئی و جنگ و جدال دائم بوده است و فرصتی برای تأمّلات عقیدتی و دینی نداشت. مظهر عقلی وی شعر و لغت و امثال و حکایات بود. دانش آن ها منحصر به علم انساب(علمی است مشتمل بر دانستن انساب عرب و دقایق تاریخی آن و جنگهای عصر جاهلیت و اشعار شاعران آن) یا شناخت اوضاع جوّی بود. آن ها به خرافات و علوم کهانت و قیافه شناسی و عیافه (پیش گوئیهائی که مستند به پرواز و آوازخاصّ پرندگان بود) که عدم برخورداری عرب جاهلی از یک پشتوانه فرهنگی نقش به سزائی در تذلّل آن ها در مقابل اهل کتاب که از وجاهت و منزلت علمی خاصّی نزد اعراب برخوردار بودند ایفا می کرد.اهل کتاب به خاطر برخورداری از میراث دینی و فرهنگی و آگاهی ازداستان های انبیاء و سرگذشت پادشاهان و داستان های شگفت انگیز درباره ی آفرینش عالم و مانند آن و به علّت برخورداری از یک شریعت دینی و کتابهایی چند که آن را به خدا وپیامبران نسبت می دادند، همواره بر مشرکان عرب جاهلی، مباهات می کردند. از جمله عواملی که به قبول وجاهت فرهنگی مورد ادعای یهود کمک می کرد و به آنان نوعی تشخّص می بخشید، نوید آنان به ظهور پیامبری جدید بود که آنان صفاتش را در کتبی که به آن ها دسترسی داشتند، یافته بودند و آن را برای اعراب حکایت می کردند. ۱در عصری که حضرت محمّد۶در شبه جزیره ی عربستان دعوت خود را آشکارکرد، هیچ سرزمینی آنچنان استعداد رشد و پرورش چنین دینی را نداشت وهیچ مردمی مانند اعراب، آماده ی پذیرفتن این دین نبودند. ساکنان دشتهای پهناور و خشک عربستان به سبب وضعیّت آب و هوایی شبه جزیره به ناچار خانه به دوش بوده اند و به دنبال گودالی از مانده ی آب باران یا علف بوته هائی بی دوام باید از نقطه ای به نقطه دیگر می رفتند پیداست در چنین اوضاع و احوالی، تمدّن به معنای واقعی آن پدید نخواهد آمد و از مظاهر زندگی اجتماعی، نشانی نخواهد بود. مردم این سرزمین از یک سو سادگی و ساده دلی و از سوی دیگر فراخ همتّی داشتند. گشادگی خاطر، بذل و بخشش فراوان از یک سو، سرسختی و بی رحمی از سوی دیگر؛ مردمی که در عین حال به شعر و شاعری علاقمند بوده اند. درحجاز، مکُه، مدینه، نقطه ی اتّصال تجارت هند و مصر و شام بود. بازارهای مکّه که بعضی موسمی و بعضی همیشگی برپا می شد. انبارهای پر از کالا، رفت و آمد مسافران و خریداران و فروشندگان به این شهرها جنب و جوش و رونقی می داد. بازار عکّاظ و فراهم آمدن شاعران در این بازار نشانه ی آن است که مردم این شهرها زندگی مرفه تری داشته اند. زیرا شکم سیر نباشد فرد به شعر خوانی و شعر شنوی توجّه نمی نماید. از سوئی خدمت خانه ی خدا«کعبه»و پذیرائی از زائران آن مخصوص آنان بود، از این راه درآمد سرشاری داشتند. برخورداری از نعمت و سود بازرگانی سرشار،آنان را به تن آسائی و راحت جویی و استثمار مردم ناتوان وا می داشت و لازمه ی چنین زندگانی گروهی از غلامان وکنیزان بود تا درخدمت آنان باشند.حرص، مال اندوزی، فشار طبقه ی کارفرما را بر کارگر و مزدور بیشتر می کرد. در چنین محیطی،دین تا حدّی، موجب تخفیف ستم قوی نسبت به ضعیف می شود اما در جزیرهالعرب، دین به صورت ابزاری برّنده در دست سرمایه داران بود و دین به مفهوم مقدّس آن، در آن جا وجود نداشت.[۹۶۵]یکی از آثار پر اهمّیّت یهود بر اعراب، نشئت گرفته از اشتراکات دینی دو آئین اسلام و یهود است که آن دو را در ریشه به هم پیوند داده؛ گرچه در قرآن کریم داستان های انبیاء به صورت مختصر بوده و مانند تورات فعلی بسط نیافته اند ولی این اشتراکات موضوعی که قرآن کریم به شکل گذرا مطرح نموده است نشان از اصیل بودن اصل مطالب در بین این دو کتاب آسمانی را دارد، لکن تورات فعلی مخلوطی از حقیقت دین حضرت موسی۷، همراه با نوشتار محرّفین این کتاب است و لذا یکی از امور مسئله ساز در کتب تفسیری اسلامی، از این نقطه سرچشمه گرفته و دود آن بر چشم مسلمانان خوش باور نشسته است. ذهبی می گوید:[آنچه زمینه ی انباشته شدن روایات اسرائیلی درکتب تفسیری را فراهم آورده هماهنگی و اشتراک قرآن با تورات و انجیل در بیان برخی از موضوعات و نیز به دلیل این که قرآن مسائل را، بر خلاف تورات و انجیل، با ایجاز و اختصار بازگو می کند، وعلاقه ی مسلمانانی که طالب شنیدن مطالب دقیق تری (علی الظاهر) از قصّه های قرآنی بودند، می باشد و لذا مسلمانان به نزد یهودیان تازه مسلمان رفته و شرح و تفصیل آن داستان ها را می شنیدند و آن مطالب را به کتب تفسیری آیات قرآنی ضمیمه می کردند.][۹۶۶] ابن خلدون می نویسد:[در اثر این که یهودیان همچون اکثر اعراب، بادیه نشین بودند و از این گونه مسائل به جز آنچه عامّه ی اهل کتاب می دانستند، از مطلب دیگری با خبر نبودند و بیشتر پیروان تورات را حمیریانی تشکیل می دادند که به دین یهودی گرویده بودند و چون اسلام آوردند، بر همان معلوماتی که داشتند و وابستگی آن ها به احکام شرعی،که رعایت احتیاط در مورد غیر آن ها ضروری نیست باقی بودند مانند اخبار آغاز خلقت و آنچه مربوط به پیشگویی ها و ملاحم بود و نظایر آن ها.][۹۶۷] آیت الله معرفت می گوید:[در میان مسلمانان گفته شده است کسی که بیش از دیگران به این امر توجه داشته ابن عباس بوده است که دو نظر در مورد وی ذکر می شود: اول این که او در چهار چوب محدودی به اهل کتاب رجوع می کرده است؛ مثلاً در اموری که قرآن متعرّض آن نشده و در سخنان پیامبر۶هم به دلیل عدم نیاز به آن مطلب یا کم فایده بودنش مطرح نگردیده است؛ مانند رنگ سگ اصحاب کهف یا عضو گاوی که بنی اسرائیل مأمور شدند بر مقتول بزنند یا طول و عرض کشتی نوح۷و نوع چوب آن یا نام کودکی که خضر۷ کشت، یا نام پرندگانی که خداوند به در خواست حضرت ابراهیم۷زنده کرد و. . . اموری که راهی برای شناخت صحیح آن ها وجود ندارد؛ که برای آشنایی با این گونه موارد مراجعه به اهل کتاب رواست. دوم آن که ابن عباس و دیگر صحابه در اموری که ربطی به اعتقادات و اصول دین و فروع آن نداشت؛ مانند قصص قرآن و یا اخبار امّتهای پیشین، از دانشمندان یهودی که اسلام آورده بودند پرسشهایی می کردند.][۹۶۸] آیت الله معرفت پس از مطالعه درگفتارها ونوشتارهای گوناگون مستشرقین می گوید:[جای بسی تأسف است نویسندگان نقّادی چون احمد امین مصری و محمّدحسین ذهبی با دروغهایی که ساخته ی خیالات و خارج از حوزه ی اسلام است، این گونه فریفته شوند! مستشرقان هر چه می خواهند بگویند، مسلمانان چرا باید دنباله روی آنان باشند و درخیال پردازی هایشان با آنان همسو گردند؟! شکّی نیست که اصحاب هوشیار پیامبر۶- چون ابن عباس- همواره ازمراجعه به اهل کتاب بر حذر بودند و افسانه ها و خیالات ساخته ی آنان را ناچیز و بی مقدار می شمردند. اسرائیلیات پس از عصر صحابه و در دوران سلطه ی امویان به درون حوزه ی اسلام راه یافت؛ زیرا آنان به منظور نشر فساد در زمین و فراگیر ساختن آن، به شدّت به یهودیان خوار و بی مقدار که به ظاهر مسلمان شده بودند نیاز داشتند.][۹۶۹]ابّا گوید:[در قلمرو مسلمانان موقعیت تازه ای برای عالم یهود به وجود آمد و امور معنوی و مادّی یهود بسط و توسعه یافت و فتوحات تازه ی مسلمانان در شرق و غرب،فرصتی مناسب به دست جامعه ی یهود داد تا در متصّرفات اسلامی قدرت فوق العاده و غیر قابل توصیفی به دست بیاورند.][۹۷۰][لفظ إسرائیلیات همانطور که ظاهر است جمع مفرد کلمه إسرائیلیه است، و آن قصّه یا رویدادی است که ازمنابع یا مصادر إسرائیلی روایت می شود و به اسرائیل (اسرائیل، یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم پدر دوازده سبط بنی اسرائیل می باشد) و به قوم یهود یا بنی اسرائیل نسبت داده می شود.لفظ اسرائیلیات هرچند که به ظاهر برداستا هائی که ازمنابع ومصادر اسرائیلی روایت می شودگفته شده است لیکن علماء تفسیر وحدیث آن را شامل بر آنچه گسترده و جامع تر از داستان های یهودی است می دانند][۹۷۱] و ذهبی گوید:[در اصطلاح لفظ اسرائیلیات دلالت بر اسطوره های قدیمی است که اصل و اساس روایت آن منسوب به منابع یهودی، نصرانی و دیگر مصادر یا منابع باشد اطلاق می گردد.برخی از مفسران و محدثان فراتر رفته و هر چه را که دشمنان اسلام از یهود وغیر یهود بر تفسیر وحدیث، اخبار و روایاتی را گنجانده اند که در مصادر و منابع قدیم اصل و اساسی نداشته، همه ی آن ها را دست ساز دشمنان اسلام دانسته و معتقدند با نیت سوء و پلیدانه در لابه لای تفسیر و حدیث گنجانده شده،تا عقاید مسلمانان را فاسد کنند مانند داستان غرانیق و زینب دخت جحش وازدواج پیغمبر۶با او.علمای تفسیر وحدیث بر این گونه اراجیف واباطیل نام إسرائیلیات گذاشته چون رنگ یهودی بر آن ها غلبه کرده واساس و پایه ی آن ها به مصادر و منابع یهودی بر می گردد. تفسیر و حدیث به طور گسترده هر دو از فرهنگ اهل کتاب که دارای اباطیل و اکاذیب بسیاری است متأثر گشته و اسرائیلیات اثر بسیار بدی برآن ها گذاشته است که عوام آن هارا با شور وشعف تقبّل کرده و برخی ازخواص نیز، با بی اهمیتی و سهل انگاری که به حد تسلیم و تصدیق کل آن ها از چرندیات و دروغ آشکار پذیرفته اند که در نتیجه منجر به سستی عقاید مسلمانان می شود و دین مسلمانان را در نظر دشمن، دین اراجیف و خرافات نشان می دهد.]۴ در واقع یکی از آفات اصلی تفسیر بالمأثور، روایات اسرائیلی است، چه آن هایی که در واقع به عنوان تفسیر وارد کتب تفسیری شده اند و چه آن هایی که به پیامبران و ائمه ی معصومین: نسبت داده شده است ودر بخش زیادی از کتب تفسیری قرآنی اهل سنت وجود دارد. حتّی آن کتاب هایی که نویسندگانش سعی در بر حذر ماندن از این مقوله کرده اند؛ باز هم از این مصیبت در امان نمانده وگرفتار شده اند و این نشان دهنده ی گسترش اسرائیلیات بوده و این که اسرائیلیات دارای بافت و اندیشه ای پذیرفتنی است. و همچنین تشخیص آن ها از واقعیات به آسانی ممکن نبوده است. بخش عظیمی از اسرائیلیات به داستان پیامبران مربوط می باشد و از آن جایی که قصص الانبیاء،جزء منابع عقائد واحکام شرعیه نبوده است؛به این جهت مفسران وغیره، حساسیت کمتری نسبت به این روایات نشان داده اند؛ علی الخصوص این که داستان پیامبران نوعاً در قرآن کریم به صورت مجمل ارائه شده است و در قصص الأنبیاء فقط، بر روی مسائل اصلی،که توضیح یک سری از اشتباهات عقیدتی و تاریخی است و در زمان نزول قرآن کریم در بین اهل کتاب رایج بوده و یا مسائلی که مربوط به عبرت و اخلاق های و سلوکها و مسائل اعتباری بوده اند؛ تکیه شده و از آن جایی که فکر بشر گسترده بوده است و از برای پذیرفتن این داستان ها، آمادگی داشته است و همچنین وجود عالمان اهل کتاب، در کنار مسلمانان موجب گشته است که روایات و عقاید آن ها به مسلمانان سرایت نماید؛ به خصوص در زمانی که منع تدوین حدیث بوده است و دست اهل کتاب، در گفتن قصص و داستانسرایی باز بوده است(زمان خلیفه ی دوم) و این ها همه سبب شده که این روایات به منابع تفسیر و حدیث نفوذ کرده و نوعاً مفسران و علماء با این روایتها با تساهل و تسامح برخورد کرده وآن ها را پذیرفته اند،یعنی نیازی به تحقیق ندیده اند؛ولی خطر و پیآمدهای منفی این روایتها بیش از حد تصور بوده، چون آن ها پایه ی خیلی از عقاید انحرافی نزد مسلمانان گشته اند. ذهبی گوید:[إسرائیلیات برسه دسته تقسیم می شوند: ۱- إسرائیلیات موافق با شریعت: که آن ها مجموع مطالبی است که اگرچه از سوی یهودیان وارد منابع اسلامی شده است، اما چون با قرآن هماهنگی دارد؛ بلا اشکال است. ۲- إسرائیلیاتی که شریعت در برابر آن ساکت است: هر آنچه مطلب إسرائیلیاتی که، از نظر مبانی اعتقادی هیچ گونه مشکلی با اعتقادات اسلامی نداشته و بودن یا نبودن این مطالب هیچ سود و زیانی در برنداشته باشد؛و تنها یک سری اطلاعات معمول ومواردی است که نیاز به اثبات ندارد؛ می باشند. ۳- إسرائیلیات مخالف شریعت: مطالبی مغرضانه و غیراسلامی،که براساس اشاعه ی تفکرات یهودیان ویا به طور کلی اهل کتاب، وبرمبنای کتب تحریف شده ی ایشان، برنامه ریزی شده است و به قصد مخدوش نمودن افکار مسلمانان، در کتب تفسیری وتاریخی و قصص به صورت روایاتی قصّه وار،وارد شده است.]۲از جمله کسانی که دست به نشر اسرائیلیات می زدند می توان به کعب الاحبار و ابوهریره و وهب بن منبه اشاره نمود.این که احادیث جعلی و اسرائیلیات در زمان پیامبر۶نیز وجود داشته است یا خیر مبحثی است که محل اختلاف علماء می باشد و این که آیا هر حدیثی مورد قبول است نیز مورد بحث فراوان قرار گرفته است که ما بدون آن که وارد این مباحث شویم تنها به دو دلیل متوجه می گردیم که برای تشخیص حدیث صحیح از جعلی و اسرائیلیات به دو منبع موثق اعتماد کامل نمائیم اولاً قرآن کریم فرموده است:«یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن جَاءَکمُْ فَاسِقُ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُواْ أَن تُصِیبُواْ قَوْمَا بجَِهَالَه فَتُصْبِحُواْ عَلىَ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِین»[۹۷۲]«اى کسانى که ایمان آوردهاید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى نادانى آسیب برسانید و از کرده ی خود پشیمان شوید!»و ثانیاً با توجه به حدیث مشهور از پیامبر ۶که فرمودند:«مَنْ کَذَّبَ عَلَیَّ مُتِعَمِّداً فَلیَتَبَوَّأ مَقعَدَهُ مِن النّارِ»[۹۷۳]مشخص می گردد اولاً در زمان رسول اکرم۶نیز احادیث جعلی و احتمالاً اسرائیلیات وجود داشته است و در ثانی باید برای به دست آوردن احادیث حقیقی تحقیق نمود. ۶-۱- مقابله با اسرائیلیات از دیدگاه قرآن کریم و پیامبر اسلام۶ جهت به دست آوردی روایات صحیح از روایات دارای اسرائیلیات قرآن کریم به عنوان مرجع نخستین و محور اصلی منابع دینی و فهم معارف اسلامی به شمار می آید و ارزش و اعتبار سنت و روایات معصومین نیز بدان وابسته است. از جمله معیارهای ارزیابی روایات و بررسی صحّت و سقم آن ها «موافقت با قرآن کریم» است. پیامبر اکرم و امامان شیعه با توجه به پدیده ی شوم «جعل حدیث» که سابقه ی آن به عصر پیامبر خدا باز می گردد ، بارها و بارها هشدار داده اند که احادیث ما را درصورت مطابقت با قرآن کریم بپذیرید و در صورت ناسازگاری با ان، مردود بشمارید.[۹۷۴] پیامبر اسلام نیز با ذکر حدیث:«مَنْ کَذَّبَ عَلَیَّ مُتِعَمِّداً فَلیَتَبَوَّأ مَقعَدَهُ مِن النّارِ»[۹۷۵] جایگاه کسانی را که به رسول خدا۶دروغ بندد و احادیث جعلی با عنوان ایشان یا معصومین:که پاره ی تن حضرت بودند نشو و نما دهند آتش جهنم اعلام نموده است. و ائمه اطهار نیز واکنش جدی نسبت به اسرائیلیات نشان داده اند.برای مثال امام علی با کسانی که به روایات احبار یهود گوش فرا می دادند به شدّت برخورد می کرد و می فرمود: [هر کس نزد او نوشته ای وجود دارد آن را از بین ببرد زیرا امت های پیش از شما به واسطه ی پیروی از گفته های عالمان خود و رها کردن کتاب خدا هلاک شدند.][۹۷۶] ۷- جنگ یهود با پیامبر اسلام۶ تغییر قبله و توسعه ی اسلام نقشههای یهود را نقش بر آب ساخت و از آن پس فعالیت خصمانه و تحریک و خرابکاری آن ها شروع شد.[۹۷۷] یهود خود را در وضعیتی دید که اگر دست به اقدامی در مقابله با اسلام نزند موقعیت خود را از دست خواهد داد به خصوص که اقدامات شعرایشان نیز راه به جایی نبرده بود. پیشرفت روزافزون اسلام سبب شده بود موازنه ی قوا در یثرب به هم بخورد و جماعت(مهاجرین) تازه وارد به این شهر سعی کنند موقعیتهای تازه ای کسب کنند. این بود که یهود تصمیم به اقدام جدی گرفت و در موقعیتهای گوناگون، مسائلی را پیش آورد که سبب غزوات رسول خدا۶در یثرب گردید.هر روز که بیش از پیش اسلام گسترش یافت، بر تعصّب و حسادت یهودیان نیز افزوده شد. بدین روى، یهودیان، که مستأصل و درمانده شده بودند، همکارى عملى خود را با مشرکان بر ضد پیامبر۶آغاز کردند، چنان که جنگهاى«احد»(به خاطر تحریک قریش توسط یهودیان«بنى قینقاع»)[۹۷۸]وجنگ«احزاب»(با تحریک قریش و قبایل اطراف توسط یهودیان «بنى قریظه») و برخى از درگیرىهاى دیگر به تحریک و هم پیمانى یهودیان انجام گرفت. یهودیان «بنى قریظه»در جنگ «احزاب»، با دشمنان پیامبر۶و مشرکان هم پیمان شدند که در صورت حمله آن ها از خارج، یهودیان از داخل مدینه به مسلمانان حمله ور شوند. یهودیان «بنى قریظه» با احزاب همکارى کردند و براى ریشه کن کردن مسلمانان، ۱۵۰۰ قبضه شمشیر، ۲۰۰۰ نیزه، ۳۰۰ دست لباس جنگى زرهى و ۱۵۰۰ سپر و چوب دستى فراهم آوردند. [۹۷۹]در ماجراى جنگ «احزاب»بود که براى پیامبر۶خبر آوردند که «بنى قریظه»پیمان شکنى کرده اند. آن حضرت کسى را فرستاد که تحقیق کند. او خبر آورد که آن ها دژهاى خود را آماده کرده و افراد و حیواناتشان را گرد آورده اند. [۹۸۰]پیامبر۶افسران برجسته ی خود، سعدبن معاذ (رئیس اوس)، سعدبن عباده (رئیس خزرج) و اسید بن حقیر را مأموریت داد که مسئله را بیشتر تحقیق کنند و اگر مىتوانند با آن ها مذاکره نمایند تا از تصمیم شان منصرف شوند. آن ها صحّت مسئله را کشف کردند. صحابى رسول خدا۶، یهودیان را به خدا و پیمانى که بسته بودند قسم دادند، اما کعب فحّاشى کرد و گفت: پیمان را شکسته است و دیگر برنمىگردد. [۹۸۱] این درگیریها در حول و حوش مدینه بود که شامل سه غزوه ی پیامبر با یهود بنی قینقاع و بنی نضیر و بنی قریظه شد و یا دور از مدینه که درگیری با یهود خیبر و سرکوبی نواحی وادی القری و تیماء بود. یهودیان«بنى قینقاع» اولین گروه یهودى بودند که پیمان شکنى نمودند و دست به آشوبهاى اجتماعى زدند و با ایجاد تحریک و آشوب، نظم جامعه اسلامىرا برهم زدند و زمینههاى درگیرى با مسلمانان را فراهم ساختند. پس از جنگ«بدر»، توطئههاى یهودیان«بنى قینقاع»افزایش یافت و پیامبر۶را تهدید کردند که جنگ با مردم مکّه تو را فریب ندهد! آنان مرد جنگ نبودند، ما اگر با تو جنگ کنیم، نشان خواهیم داد که جنگ چیست![۹۸۲]یهودیان«بنى قینقاع»با این جملات نابخردانه، بر پیمان شکنى خود صحّه گذاشتند و به طور آشکارا، اعلان نبرد نمودند. یهودیان«بنى قریظه»نیز پس از پیمان شکنى، تصمیم گرفتند به مدینه حمله ببرند.[۹۸۳] بدین روى، حیى بن اخطب را نزد قریش و«بنى غطفان» فرستادند و دو هزار نیروى جنگى خواستند تا شبانه به مدینه حمله ور شوند. [۹۸۴] ۷-۱- غزوه ی بنی قینقاع از میان گروه های یهودی، یهود بنی قینقاع به پیمان میان خود و رسول خدا۶بی اعتنا شد.[۹۸۵]جنگ بدر و کشته شدن عده ای از رجال قریش در این جنگ سبب جرأت یافتن آن ها شد به طوری که بر تحریکات خود افزودند و سخنی که آن ها در پاسخ به رسول خدا۶گفتند تأئید این مطلب است. منابع نقل کرده اند که پیامبر۶آن ها را در بازارشان جمع کرد و با یادآوری به این که آن ها می دانند او رسول خدا۶است، از ایشان خواست قبل از این که به وضعیت قریش دچار شوند ایمان آورند. پاسخ یهودیان بنی قینقاع چنین بود: ای محمد پیروزی بر آن ها تو را مغرور نکند؛ تو با گروهی جنگیدی که از جنگ چیزی نمی دانستند اگر با ما بجنگی خواهی دانست که ما چگونه مردانی هستیم.[۹۸۶]آن ها پیامبر۶را تهدید کرده و به قدرت نظامی خود می ترساندند و جنگ بدر و قریش را ناچیز می شمردند. به خصوص که به پیمان خود با خزرج و عبدالله بن ابی پشت گرم بودند، جالب اینکه حمایت عبدالله بن ابی این موضوع را تأیید کرد. یهود بنی قینقاع اولین گروه پیمان شکن[۹۸۷] یکی از سه گروه یهودی مدینه بودند. یهودیانی که در جنوب مدینه دژها و استحکاماتی داشته و با زرگری و تسلط بر بازار و در چنگ داشتن رشته ی اقتصاد، تجارت شهر و اطراف را در دست گرفته بودند و برخلاف دیگر یهودیان که عمدتاً کشاورزی می کردند، آن ها حتی یک مزرعه و نخلستان نداشتند و به کار دستی مشغول بودند.[۹۸۸]عبدالله بن سلام یهودی مسلمان شده را نیز از آن قوم می دانند که در اطراف مدینه ساکن بودند.[۹۸۹] آن ها را شجاع ترین و مشهورترین قوم یهود دانستهاند که دارای اموال زیادی بودند و هم پیمانان عبدالله بن ابی و عباده بن صامت بودند.[۹۹۰] آن ها برای سکونت خود در جنوب مدینه دژهایی ساخته بودند که هم خانه ی آن ها بود و هم سنگرشان.[۹۹۱] ابن اثیر درباره ی آن ها نقل میکند: بعد از بدر بر پیامبر۶رشک بردند، پیمان خود را شکستند زیرا هنگامی که پیامبر۶به مدینه مهاجرت فرمود با آن ها عهد مسالمت آمیز منعقد نمود و چون حسد آن ها را دید آنان را در بازارشان زنهار داد، ولی آنان پیمان خود را شکستند پس پیامبر۶آن ها را آزاد و نفرین کرد.[۹۹۲] پیمان شکنی آنان در بین بدر و احد صورت گرفت.[۹۹۳]پیمانشکنی هنگامی نمود خارجی به خود گرفت که به یک زن مسلمان اهانت کردند. در یکى از روزها، زنى عرب به بازار یهود«بنى قینقاع»رفت که چیزى بفروشد، در دکان زرگرى منتظر نشست. یهودیان از او خواستند که نقاب از صورت بردارد. او از این کار خوددارى کرد. زرگر پنهانى گوشه اى از دامن او را به ستون بست، وقتى زن مسلمان از جا بلند شد، قسمتى از بدنش نمایان شد و یهودیان به او خندیدند. زن فریاد کشید و مسلمانان را به کمک طلبید. مردى از مسلمانان حمله برد و زرگر را کشت. یهودیان نیز هجوم بردند و آن مسلمان را کشتند. بدین سان، یهودیان زمینه ی درگیرى با مسلمانان را فراهم مىآوردند.[۹۹۴] یهودیان با احساس خطر به قلعه های خود پناه بردند.بنابر مطالبی اینگونه خصیصه ی دیگر ایشان سهل انگاری در امور اخلاقی است.[۹۹۵] آنچه که به یهود جرأت کشتن مسلمانی را داد غرور، آمادگی دفاعی، جسارت و زیادی تعدادشان بود و امید به همپیمانان خزرجی خودشان نیز مزید بر علت بود. آن ها فتنهجو و یاغی و همیشه آماده ی نبرد بودند. یهود «بنی قینقاع»از همه ی یهودیان جسورتر بودند، ۷۰۰ مرد جنگی داشتند، شغلشان زرگری بود و با رسول خدا۶پیمان سازش و عدم تعرّض داشتند، اما پس از واقعه ی «بدر»، از راه نافرمانی و حسد درآمدند و پیمان خود را نقض کردند. پیامبر۶نیز با آن ها قطع رابطه کرده بود، اگرچه پیمان هایی میان آن ها وجود داشت و پیامبر۶نیز همیشه مراقب بود که مفاد پیمان را اجرا کند و از رابطه قرابت فکری یهود با قریش که هر دو مخالف اسلام بودند اطلاع داشت و شاید محرک دیگر پیامبر۶ماجرای بازار بود.[۹۹۶]پیامبر۶در شوال سال دوم هجرت قلعه ی آن ها را به محاصره درآورد و این محاصره ده روز به طول انجامید. آنان هم پیمان خزرج بودند و از آن میان عباده بن صامت از هم پیمانی با آن ها تبری جست و گفت: ای رسول خدا۶، خدا و رسولش را دوست دارم و از این هم پیمانان بیزاری می جویم.[۹۹۷] مسئله ی بنی قینقاع علاوه بر جهات سیاسی صورت اخلاقی نیز به خود گرفت. اقدام آنان یک نوع نقض مقررات بود.[۹۹۸] ۷-۱-۱- رویاروئی پیامبر۶ با ابعاد گسترده ی عملکرد بنی قینقاع درباره ی غزوه ی پیامبر با بنی قینقاع موارد ذیل حاصل می گردد: اول این که محاصره ی بنی قینقاع را نوعی محاصره ی اقتصادی می توان نامید. زیرا اجازه داده نشد کسی به درون قلعه آن ها رفت و آمد نماید و تدارکات به آن ها برسد و پس از پانزده روز، کار بر آن ها سخت شد و بدون قید و شرط تسلیم پیامبر۶شدند و اسلحههایشان را تحویل دادند.[۹۹۹] دوم این که پیامبر۶با توجه به گذشته ی تاریخی آن ها که حکایت از وجود اختلاف میان آن ها داشت و هرکدام از این گروه های مدینه با یکی از دو طایفه ی عرب اوس یا خزرج هم پیمان بودند که میان این دو گروه عرب نیز اختلاف وجود داشت، روشن نمود که در این محاصره هیچ یک از دیگر طوایف یهودی مدینه به یاری آن ها برنخاست. سوم این که اگر فتنه ی آن ها ادامه می یافت مدینه دچار آشفتگی می شد که امکان رویارویی گروههای متخاصم وجود داشت.[۱۰۰۰] یهودیان آشکارا و از روی علم از شرایط عهدنامه عدول کرده بودند؛ لازم بود که با قدرت تمام، از این مسئله جلوگیری می شد و یا با همه ی امیدها در برقراری صلح و امنیت، وداع کرد. به این دلیل پیامبر۶از آن ها خواست تا با پذیرش اسلام قطعاً وارد جامعه ی اسلامی گردند یا از مدینه خارج شوند. در هر حال آرام کردن آن ها و سر و سامان بخشیدن به اوضاع مدینه مهمترین اقدام و ضروری ترین عمل بود. پاک کردن شهر از دشمن داخلی که از پشت سر به انسان حمله می کند، لازم و ضروری است.[۱۰۰۱] چهارم این که با توجه به روابطی که میان قریش در مکه و یهود در مدینه وجود داشت تبعید و اخراج بنی قینقاع ضربهای بر قریش بود، زیرا آن ها را از کسانی که میتوانستند در درگیری با محمّد و یارانش، متحدان و حامیان خوبی برای قریش باشند، محروم کرد. پنجم این که اخراج این گروه از یهود نشانه ی اوج دوران جنگ سرد و آغاز درگیری نظامی بود. با اقدامات شاعران مدتها بود که جنگ تبلیغاتی یهود علیه پیامبر۶و مسلمانان بر پا شده بود. و یهود بنی قینقاع بیش از همه در این جنگ دست داشتند. اگرچه منابع، درگیریهای عمده ای را ذکر نکرده اند اما جواب گستاخانه ی آن ها به پیامبر۶و همچنین محاصره ی آن ها توسط نیروهای مسلمان، خبر از همکاری آن ها در جنگ می دهد؛ از طرف دیگر آن ها خود در یثرب و میان مسلمانان ساکن بودند و مانند سایر یهود در حومه ی شهر نبودند.[۱۰۰۲] و با اخراج این گروه دیگر داخل شهر یهودی نبود؛ چون دیگر یهودیان در بیرون شهر ساکن بودند. اخراج این گروه ضروری بود زیرا برای یک شهر چیزی زیانبارتر از نزاع ساکنانش با هم نیست. مجاورت یهود و مشرکان و منافقان در کنار مسلمانان، مدینه را از لحاظ سیاسی مانند آتشفشانی کرده بود که روزی منفجر می شد و محاصره ی بنی قینقاع اولین مظاهر این انفجار بود.[۱۰۰۳] ششم این که اصرار بنی قینقاع به قوت و قدرت خود، بر وجود امکان و احتمال خطر خیانت و نقض عهد از ناحیه ی آن ها دلالت دارد. طبیعی بود که خیانت ناگهانی آن ها با قدرتی که داشتند ممکن بود به زیان بزرگی برای اسلام تمام شود و این خطر وجود داشت که بدون آنکه مسلمانان متوجه شوند توطئه و دسیسه ای چیده، آن ها را از بین ببرند. لذا واهمه داشتن از خیانت موجب اخراج گردید.[۱۰۰۴] هفتم این که پیمان شکنی آن ها و تعرض به زن مسلمان نشان از این بود که آن ها پایبند به هیچ عهد و پیمانی نبودند و امکان داشت با بهره گرفتن از نفوذ خود دوباره آتش اختلاف میان اوس و خزرج را زنده کنند. زیرا هیچگونه اطمینانی به تعهد و وفاداری بنی قینقاع وجود نداشت ناگزیر برای اینکه محیط مدینه از آشوب و فتنه و دسیسه در امان باشد لازم بود یثرب از اینگونه عناصر مخرب خالی گردد و همین، سبب صدور دستور حکم ترک مدینه برای آن ها شد.[۱۰۰۵] هشتم اینکه در مقابل یهود بنی قینقاع که به همپیمانی خزرج دلگرم بود پیامبر۶، اعتقاد دینی مسلمانان را با خود به همراه داشت. او۶می دانست که مسلمانان خزرج هرگز از امرش سرپیچی نخواهند کرد، گرچه همپیمان قدیمی بنی قینقاع باشند. استناد عبدالله بن ابی در این میان وجود دارد اما وجودش عنصر چندان مهمی به حساب نمی آمد. زیرا نفاقش میان او و مجاهدان خزرج فاصله انداخته بود.[۱۰۰۶] و او دیگر قادر نبود از قوم خود برای یاری همپیمانان کمک بخواهد.[۱۰۰۷]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کانتوری و اشپیگل دو پژوهشگر آمریکایی، از نظریهپردازان برجسته همگرایی هستند که در دیدگاههای خود مربوط به همگرایی، چهار «متغیر الگویی» را به عنوان مهمترین عوامل مؤثر درون منطقهای بر میشمارند که به کمک آنها میتوان میزان همگرایی در یک منطقه را شناسایی کرد. این چهار متغیر عبارتند از: ساختار روابط. ماهیت و میزان همبستگی. ماهیت ارتباطات. سطح قدرت. به نظر این دو پژوهشگر علاوه بر متغیرهای چهار گونه درون منطقهای، نقش و نفوذ قدرتهای برون منطقهای و خارجی به عنوان «سیستم اثرگذار» تأثیر بسزایی بر روند همگرایی منطقهای دارد. هر گونه تجزیه و تحلیل در مورد هر منطقه، نشان میدهد که فقط کشورهای آن منطقه نیستند که با ایفای نقش میپردازند، بلکه در یک نظام بینالملل دولتهای خارج از منطقه هم خود را در سیاست بینالملل مناطق درگیر میسازند. مشارکت و ایفای نقش توسط قدرتهای خارجی در یک منطقه را از جهت تأثیری که دارند، به دو دسته میتوان تقسیم نمود: نخست نقشی که از لحاظ سیاسی کم اهمیت تلقی میشود و دوم نقشی که از لحاظ سیاسی با اهمیت به شمار میآید. «درگیری کم اهمیت از نظر سیاسی» در برگیرندهی اقداماتی همچون کمکهای مادی بازرگانی، سرمایهگذاریهای اقتصادی و تلاشهای فرهنگی و آموزشی است و «درگیری با اهمیت از نظر سیاسی» به مشارکتی گفته میشود که از راه کمکهای اقتصادی و نظامی، اتحاد رسمی و یا اعزام نیرو صورت میگیرد و ممکن است بر موازنه قدرت در منطقه تأثیر بگذارد و آن را دگرگون سازد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش و تأثیر قدرتهای خارجی در دو بعد اقتصادی و سیاسی در منطقه اکو است، چرا که با اتکا بر عوامل درون منطقهای و بدون در نظر گرفتن عواملی که در خارج از منطقه میتوانند بر سیاستهای یک منطقه تأثیر بگذارند نمیتوان از مطالعه همگرایی نتیجه مطلوبی به دست آورد.
 قدرتهای خارجی با مداخلات خود میتوانند سطح انسجام، ارتباطات، قدرت و ساختار روابط را در آن منطقه تحت تأثیر قرار دهند. این مقاله به بررسی روابط اقتصادی و سیاسی اعضای اکو با قدرتهای خارجی و فرا منطقهای چون: روسیه، ایالات متحده، اعضای اتحادیه اروپا و چین میپردازد.
گفتار دوم: جمهوری آسیای مرکزی و قفقاز
در این بخش به بررسی میزان روابط اقتصادی جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز با روسیه به عنوان یک قدرت منطقهای و روابط سیاسی آنها با آمریکا به عنوان یک قدرت فرا منطقهای میپردازیم. با توجه به رویکرد مرکز گرایانه روسیه که شکل تکامل یافته ملیگرایی است. تأمین منافع ملی روسیه در اولویت است و اعتقاد بر این است که از هر راهی که امکان پذیر باشد بایستی برای دفاع از منافع ملی و امنیت ملی روسیه تلاش نمود. واقعگرایی و عملگرایی دو ویژگی اصلی این اندیشه در عرصه سیاست خارجی است. اقتصاد در منطق مرکزگرایان از سیاست مهمتر است و با توجه به مشکلات اقتصادی روسیه آنها تلاش میکنند با جذب سرمایهگذاری و انتقال تکنولوژی توان اقتصادی روسیه را بالا ببرند. بنابراین مرکزگرایان حوزه جمهوریهای مشترکالمنافع را در صدر اولویتهای سیاست خارجی خود قرار دادهاند و خواهان حفظ و تقویت انحصارات روسیه در این مناطقاند. در اکتبر سال ۲۰۰۴ روسیه عضو اتحادیه آسیای مرکزی شد که سه سال پیش توسط چهارم عضو اکو یعنی قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان شده بود، نور سلطان نظربایف رئیس جمهوری قزاقستان الحاق روسیه با این اتحادیه را رویداد بزرگی خواند که این سازمان را به سطح جدیدی ارتقاء میدهد. به طور کلی انحصارات روسیه در این مناطق در سه بخش انرژی، ارتباطات و حمل و نقل خلاصه شده است. البته خود این جمهوریها هم به دلیل زیر ساختهای ضعیف اقتصادی که از دوران اتحاد شوروی به ارث بردهاند، تمایل زیادی برای همبستگیهای اقتصادی با روسیه از خود نشان میدهند. به عنوان مثال میتوان به توافق روسیه و قزاقستان برای اشاره کرد که میتواند به ادامه توسعه همکاری میان دو کشور مساعدت ۱۹۹۹-۲۰۰۷ همکاری مرزی برای سالهای کند. مناسبات روسیه با قرقیزستان نیز با موفقیت توسعه مییابد. مطابق با موضعگیری آقایف، روسیه متحد اقتصادی با قرقیزستان بوده، هست و خواهد. در ژوئیه سال ۲۰۰۰ روسیه و قرقیزستان بیانیه دوستی جاویدان و نیز قراردادی را درباره همکاریهای اقتصادی در سالهای ۲۰۰۹-۲۰۰۰ را امضا کردند، که با اجرای آن امکانات وسیعی در زمینه توسعه تجارت، تعاون تولیدی و سایر انواع همگرایی در زمینههای اقتصادی حائز اولویت فراهم میشود. حاکمیت رو به رشد شرکتهای روسی در صنایع کشورهای آسیای مرکزی اهرم بیشتری بر اقتصاد این دولتها در اختیار روسیه قرار میدهد و به عنوان جایگزینی برای از دست دادن انحصار روسیه در مسیرهای صادرات انرژی عمل میکند. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۳ نیازف از ترکمنستان و مدیر کل گازپروم روسیه قرارداد تاریخی خرید و فروش گاز را امضا کردند که به روسیه اجازه میدهد ۵۹/۹ تریلیون فوت مکعب گاز را در سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۹ از ترکمنستان وارد کند. در ژوئن ۲۰۰۴ رئیس شرکت روسی لوکاویل توافقنامهای را در رابطه با نفت و گاز ازبکستان امضا کرد. بر اساس این توافقنامه شرکت نفت روسیه برای کنترل گاز ازبکستان در آنجا خواهد ماند. این شرکت ذخیره گاز ترکمنستان را برای ۳۵ سال آینده اداره و تا یک میلیارد دلار برای آن سرمایهگذاری میکند. به طور کلی در سال ۲۰۰۶ تجارت روسیه به ۴۳۶ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار رسیده که در گزارشی از اداره گمرک این کشور مبادلات روسیه با جمهوریهای آسیای مرکزی ۱۴ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار بوده که نسبت به سال ۲۰۰۵ (۴/۲۵) درصد رشد داشته است. از مجموع مبادلات این کشور در سال ۲۰۰۶ در حدود ۱۴/۸ درصد با جمهوریهای مذکور بوده است. در مورد روابط سیاسی این اعضا با ایالات متحده نیز میتوان به فروپاشی اتحاد شوروی و تجزیه آن به دولتهای مستقل اشاره کرد که آمریکا در پی آن تلاش گستردهای را آغاز کرد تا خلاء ژئوپلوتیکی پیرامون فدراسیون روسیه را پر کند. چرا که بسیاری از نظریهپردازان و سیاستمداران آمریکایی بر این باورند که نیروی مسلط بر اورآسیا تسلط بر جهان را به دست خواهد آورد و در اندیشه نخبگان این فکر پدید آمده که با تجزیه روسیه آمریکا برای اولین بار قادر است حضور سیاسی خود را در کشورهای تازه استقلال یافته تا مرزهای چین حاکم نموده و با این حضور سیاسی در سایر ابعاد نیز موفقیتهایی را به دست آورد. به همین دلیل سازمان همکاری اقتصادی اکو بعد از فروپاشی شوروی و پیوستن جمهوریهای سابق به آن دارای اهمیت زیادی برای آمریکا شده است. چرا که پیوستن این اعضا از سوی آمریکا به عنوان تلاشی از سوی ایران برای توسعه نفوذ ایدئولوژیک خود تلقی گردیده است و ایالات متحده با توسعه نفوذ سیاسی خود در این جمهوریها به یک مانع اساسی برای توسعه روابط ایران با آنها شده است. آمریکا در همه این کشورها سفارت افتتاح کرده و با سرمایهگذاریهای سیاسی ـ علمی، تبلیغاتی بسیار عزم خود را جزم نموده تا نفوذ سیاسی کاملی را در این جمهوریها به دست آورد. لازم به ذکر است که آمریکا در این نفوذ سیاسی از نهادهای بینالمللی نظیر سازمان ملل و صندوق بینالمللی پول، کنفرانس امنیت و همکاری اروپا، اتحادیه اروپای غربی و ناتو بهرهی بسیار گرفته است. بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱ آمریکا با پیگیری ایده انقلابهای رنگین تلاش کرده با تعویض رهبران منطقه، چهرههایی را به قدرت برساند که تا حدودی رضایت مردم را داشته باشند و در عین حال وابسته به آمریکا و مجری سیاستهای واشنگتن باشند. از جمله محورهای تلاش امنیتی آمریکا جهت نفوذ در جمهوریها میتوان به تلاش برای گسترش دادن ناتو به سوی شرق، حمایت از پیمانهای نظامی غربگرای منطقه نظیر گوام و اعطای کمکهای مالی و فنی و نظامی به جمهوریهای مزبور اشاره کرد. هر ساله آمریکا کمکهای مالی و نظامی جداگانهای به این کشورها ارائه و یا این که تجهیزات مستعمل نظامی را برای کمک در اختیار این کشورها قرار میدهد. بنابراین آمریکا با برگزاری تمرینات نظامی با این کشورها چه به صورت دوجانبه و چه به صورت چندجانبه در چهارچوب طرح مشارکت برای صلح ناتو، برگزاری دورههای آموزشی، اعزام افسران نظامی به عنوان مستشار و … به نفوذ در این جمهوریها دست زده است. به عنوان مثال آمریکا در سال ۲۰۰۴ برای احیای پیمان گوام ، ۴۷ میلیون دلار به اعضای آن کمک اعطا نمود. از جمله وظایف جدید این پیمان از این سال به بعد صدور انقلابهای رنگین به جمهوریها مطابق با منافع آمریکا بوده است. قرقیزستان اولین جمهوری آسیای مرکزی بود که در نوامبر ۲۰۰۳ انقلاب رنگین از نوع لالهای آن را تجربه کرد. به طور کلی آمریکا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر موفق شد از یک سو طرحهای نظامی در منطقه را نظیر استقرار نیروهای واکنش سریع و از سوی دیگر با به راه انداختن سناریوی انقلابهای رنگین در برخی کشورهای منطقه با بهره گرفتن از نارضایتی داخلی به خاطر فقر و بیکاری، رهبران جدید وابسته را به قدرت برساند. ایران جمهوری اسلامی ایران همواره یکی از سه کشور عمده تأمین کنندهی نفت اتحادیه اروپا بوده است. علاوهبر این کشور مناسبترین مسیر برای انتقال نفت و گاز دریای خزر به اروپاست، چرا که مسیر ایران نسبت به سایر مسیرها کوتاهتر و از نظر اقتصادی مقرون به صرفهتر است. در سال ۱۳۸۵ بزرگترین شرکای تجاری ایران، آلمان و ایتالیا از اتحادیه اروپا بودهاند. در ۵ ماههی نخست این سال تجارت اروپا به ایران به مرز ۷ میلیارد دلار رسید که ارزش صادرات ایران به اروپا ۹۱۵ میلیون دلار و ارزش واردات ایران از اروپا ۶ میلیارد دلار بوده است که در مقایسه با مدت زمان مشابه به سال گذشته، شاهد افزایش ۱۳۸ درصدی صادرات ایران به اروپا هستیم. حجم صادرات اروپا به ایران ۳/۶ میلیون تن کالا و حجم واردات اروپا از ایران ۱/۳ میلیون تن اعلام شده است. بیشترین سهم از صادرات اروپا به ایران را آلمان با ۲ میلیارد دلار، ایتالیا ۷۸۳/۴ میلیون دلار، انگلیس ۴۷۴/۱ میلیون ۷/۲۵۵ میلیون دلار تشکیل دادهاند. بیشترین صادرات ایران نیز به کشورها ایتالیا با ۷/۲۴۷ میلیون دلار و سوئد و آلمان ۱۱۱/۵ میلیون دلار بوده است. یک اتحادیه خارجی متشکل از یک شرکت آلمانی، یک شرکت ایتالیایی و نیز یک بانک سوئیسی هم چنین در اواخر سال۱۳۸۵ در مجموعه فولاد مبارکه ۸۰ میلیون یورو سرمایهگذاری کردهاند. این مبلغ قسمتی از مجموع مبلغ سرمایهگذاری به ارزش ۳۰۰ میلیون یورویی میباشد که از شش سال گذشته توافقهای اولیه آن به عمل آمده و قرار است برای بهبود استانداردهای محیط زیستی، کیفیت محصولات و صرفهجویی در انرژی مورد استفاده قرار گیرد. میتوان به این نتیجه رسید که حجم تجارت ایران و روابط اقتصادی این کشور با کشورهای اتحادیه اروپا به خصوص آلمان و ایتالیا بسیار چشمگیر و قابل توجه است. در هفت سال گذشته فرانسویها و سرمایهگذاران این کشور بیشترین سرمایهگذاری را در ایران داشتهاند و سهم زیادی از سرمایهگذاری خارجی در ایران متعلق به آنان میباشد. در مورد روابط سیاسی و امنیتی ایران به بررسی این روابط با روسیه به عنوان یک قدرت خارجی میپردازیم. بعد از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد با توجه به از میان رفتن نظام دوقطبی موقعیت ژئوپلوتیک و ژئواستراتژیک روسیه در نظام بینالملل دگرگون شد. این کشور با افسوس از منزلت از دست رفته خود امید دارد که در تغییر ساختار نظام بینالملل بار دیگر منزلت برتریجویانه خود را در این نظام باز یابد. تمایل به همکاری با ایران، نیز در واقع با این هدف راهبردی مطلوب شده است چرا که نزدیک شدن روسیه به ایران و همکاری هستهای میان دو کشور مزایای زیادی برای روسیه به همراه دارد. از مهمترین اهداف سیاست خارجی روسیه در خصوص همکاری با ایران، استفاده از اهرم این کشور برای چانهزنی با آمریکا، نزدیکی به ایران برای نفوذ در منطقه خاورمیانه، خلیجفارس و کشورهای اسلامی و همکاریهای دفاعی در جهت بازسازی سیاسی و دفاعی خود میباشد. از طرفی روسیه نیز به عنوان کشوری که دارای سلاحهای با کیفیت است برای تهران بیش از پیش حائز اهمیت است. به گونهای که قسمت اعظم مبادلات دو کشور بعد از فروپاشی شوروی شامل خریدهای نظامی ایران از این کشور بوده است. نمیبایست فراموش کرد که یک اصل پایدار در روابط ایران و روسیه برتری «ماهیت سیاسی ـ امنیتی» آن بر ماهیت «تجاری و اقتصادی» میباشد که این به معنای ظرفیت و اهمیت برتر موضوعات و مفاهیم سیاسی و امنیتی در مقایسه با همکاریهای اقتصادی و تجاری است. به طور کلی ایران پس از هند و چین، سومین وارد کننده سلاح از روسیه تلقی میشود. معاملات تسلیحاتی میان دو کشور که از دوران جنگ ۸ ساله با عراق توسعه یافته بود در سالهای بعد از فروپاشی شوروی نیز تداوم پیدا کرد. از طرف دیگر گسترش بازی بزرگ در منطقه پیرامون خزر اهمیت همکاریهای نظامی میان ایران و روسیه را بیش از پیش برجسته ساخته است. در این میان تداوم تخاصمهای میان ایران و آمریکا و ایران و اسرائیل از سوی دیگر نیز نمیباید نادیده گرفته شود. به طور کلی عوامل اشتراک دو کشور ایران و روسیه عبارتاند از: ـ مقابله با نفوذ آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز. ـ مخالفت با گسترش ناتو به شرق. ـ جلوگیری از سلطهی شرکتهای خارجی و چند ملیتی بر منابع نفت و گاز منطقه. همکاری این دو کشور در پایان دادن به جنگ داخلی تاجیکستان به خوبی ظرفیتهای سازنده ایران را در تأمین نیازهای امنیتی روسیه به نمایش گذاشت.
مبحث چهارم: نظام حقوقی اتحادیهی اروپا
در این بحث از نظام حقوقی اتحادیه، شاید نخستین سئوالی که به ذهن برسد آن است که آیا اتحادیه دارای یک نظام حقوقی مستقل میباشد و یا نظام آن همان مجموعه نظامهای حقوقی ملی اعضا است. احتمالاً مبنای این سئوال نیز آن خواهد بود که چون اتحادیه بر اساس قرارداد (پیمانهای مختلف مانند معاهدهی رم، ماستریخت و آمستردام) تشکیل شده نمیتواند یک نظام متفاوت از نظامهای حقوقی ملی اعضا داشته باشد. در این ارتباط باید اذعان داشت که موافقتنامههای تشکیل دهنده اتحادیه فراتر و جدای از سایر پیمانها و موافقتنامههای بینالمللی تلقی شده و دول عضو با قبول شرایط آن عالماً و عامداً حاکمیت خود را محدود ساخته و حداقل در مواردی اختیارات ملی را به اتحادیه تفویض کردهاند، به نحوی که برگشت آن به دول عضو پذیرفته نیست. در همین راستا نظرات و آراء دیوان دادگستری اروپایی توسط دادگاههای ملی باید به اجراء درآید و در مقام تعارض با نظرات و آراء ملی نظرات این دیوان حاکم خواهد بود.[۱۴۹] خلاصه آنکه موافقتنامهها و معاهدات تشکیل دهندهی اتحادیه اروپایی نباید با معاهدات عادی بینالمللی مقایسه گردند چرا که منشور و قانون اساسی این اتحادیه به شمار رفته به نحوی که حاکمیت قانون نیز نشأت گرفته از آنها میباشد و آنچه که امروزه به عنوان حقوق جامعه (Community Law) شناخته شده متفاوت با حقوق ملی دول عضو بوده و تابع قواعد و شرایط خاص خود میباشد. در بررسی نظام حقوقی اتحادیه دو موضوع کلی مورد بحث واقع میشود. اول منابع این حقوق و اصول و قواعد حقوقی قابل اعمال در سیر رسیدگی به اختلافات، که ما ذیلاً آن دو را بحث خواهیم نمود.
گفتار اول: منابع حقوق
بدیهی است که هر نظام حقوقی اعم از مدون یا غیر مدون دارای منابع خاص خود بوده که در حقیقت زیر بنای آن نظام میباشد. این منابع در نظامهای حقوقی ملی معمولاً قوانین اساسی و عادی، عرف، رویه قضایی و نظرات حقوقدانان (دکترین) خلاصه شده، لیکن در نظام حقوقی علیرغم حفظ همین قالب و ترتیب به لحاظ ماهوی دارای تفاوتهای عمدهای با آنچه که در حقوق داخلی کشورها وجود دارد، به نظر میرسد. علمای حقوق و حقوقدانان اروپایی این منابع را در نظام حقوقی اتحادیه به چهار دسته کلی به شرح ذیل تقسیم مینمایند:
-
- مصوبات دول عضو شامل معاهدات گوناگون
الف: معاهدات فرعی. ب: مصوبات دول عضو. ج: مصوبات نمایندگان دول عضو (شورای وزیران).
-
- مصوبات نهادهای اتحادیه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۶
۱۰
دیپلم
۲۸
۱۸
فوق دیپلم
۱
۱
لیسانس
۸۱
۵۲
فوق لیسانس
۲۷
۱۷
دکترا
۲
۱
نمودار ۴-۳ ویژگی های تحصیلی گروه نمونه
۴- ۲ بررسی فرضیه ها(استنباطی)
فرضیه کلی: اعتماد، رضایت مشتری و تعهد به رابطه بر وفاداری به برند و آگاهی از برند و ارزش ویژه برندوتصویر بیمارستان تاثیر معنی داری دارند. جهت بررسی فرضیه کلی پژوهش با عنوان ” اعتماد، رضایت مشتری و تعهد به رابطه بر وفاداری به برند و آگاهی از برند و ارزش ویژه برند وتصویر بیمارستان تاثیر معنی داری دارند ” با توجه به شرایط متغیر ها از تحلیل ساختاری کوواریانس استفاده شد. این تحلیل شامل تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر می باشد. برای محاسبه ضرایب مسیر از ماتریس ضریب همبستگی بین سوالات استفاده شده است. در اینجا لازم است یادآور شویم که قبل از اجرای تحلیل از برقراری پیش فرض های تحلیل ساختاری مانند نرمال بودن و خطی بودن رابطه متغیر ها در جامعه اطمینان حاصل شد(مانند آزمون بارتلت).
 در ابتدا بر اساس مدل مفهومی که در آن اعتماد، رضایت و تعهد رابطه بر عوامل وفاداری، آگاهی از برند و تصویر از بیمارستان و همچنین عوامل وفاداری و آگاهی از برند بر ارزش ویژه و ارزش ویژه بر تصویر از بیمارستان تاثیر گذار است، مسیر ها بین این متغییر ها تعریف شد تا قرار گرفتن در تحلیل ساختاری آزمون شوند. با انجام تحلیل در اولین قدم مدل تعریف شده برآورد نشد و در واقع خروجی ها ناقص به دست آمد. زیرا بخش زیادی از ارتباطات در داده ها معنی دار نبود که اجازه نمی دادند مدل همگرا شود. در شکل۱-۴ متغیر ها و چگونگی ارتباطات و مسیر های بین آنها بر اساس مدل تئوریک قابل مشاهده می باشد (بردار های مسیرفاقد عدد هستند که به دلیل همگرا نشدن مدل در ابتدا می باشد). شاخص های برازش اولیه بدست آمده مدل نیز مورد بررسی قرار گرفتند. خلاصه ای از شاخص های مهم برازش مدل برای مدل اولیه در جدول ۴-۴ گزارش شده اند. در این جدول شاخص ۲χ، درجه آزادی، شاخص ۲χ بر درجه آزادی، شاخص برازش هنجار شده(NFI)، شاخص برازش مقایسه ای(CFI)، شاخص نیکویی برازش(GFI)، شاخص نیکویی برازش انطباقی(AGFI) و خطای ریشه مجذور میانگین تقریب (RMSEA) برای برازش مدل به کار برده شد.
شکل ۴-۱ ضرایب مسیر تعریف شده در مدل ابتدایی در مدل ابتدایی مشاهده می شود که شاخص های متوسط و ضعیفی برای برازش مدل به دست آمده است که بیشتر آنها قابل قبول نمیباشد. به طوریکه(۲۴۳۱= ۲χ)، شاخص برازش هنجار شده(۰٫۹۲=NFI)، شاخص برازش مقایسه ای(۰٫۹۴=CFI) ،شاخص نیکویی برازش(۰٫۶= GFI) ،شاخص نیکویی برازش انطباقی(۰٫۵۴ =AGFI) و خطای ریشه مجذور میانگین تقریب (۰٫۱۲=RMSEA) به دست آمد. بر این اساس به خروجی تحلیل ساختاری حاصله از برنامه لیزرل مراجعه شد. مسیر هایی که در آنجا برای بهبود مدل پیشنهاد شده بود مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس پیشنهادات خروجی مدل ابتدایی در چند مرحله ارتباطات غیر معنی دار کنار حذف شد و از طرف دیگر کوواریانس های بین سوالات به مدل اضافه شد. با توجه به عدم معنی داری مسیر بین رضایت با تمامی متغییر ها این عامل یعنی رضایت مشتریان از مدل کنار گذاشته شد. تمامی تغییرات که در راستای مدل نظری بود انجام شد که دارای پشتوانه نظری می باشد.
شکل ۴-۲ ضرایب مسیر در مدل نهایی به همراه شاخص ها ضریب های مسیر استاندارد مدل اصلاحی در شکل ۴-۲ گزارش شده اند. نتایج این تحلیل نشان داد که کنار گذاشتن عامل رضایت مشتریان نتایج را مناسب تر می کند و وضعیت بهتری در حالت کلی در مدل برقرار شد. همچنین نتایج این اصلاحات در مدل تحلیل نشان داد که با در نظر گرفتن کوواریانس بین خطاها وضعیت مدل بهتر شده است. جدول ۴-۴ شاخص های برازش در مدل اولیه ونهایی تصویر برند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰٫۹۲۱
۲
۰٫۸۵۶
۰٫۸۶۰
۰٫۹۲۷
۳
بنابراین، میتوان گفت بازارگرایی، تکنولوژیگرایی و محیط رقابتی بر قابلیت بازاریابی الکترونیکی تاثیرگذار میباشد. بیشترین سهم در این میان، متعلق به متغیر بازارگرایی است. نتایج نشان داد ۰٫۸۶ از واریانس قابلیت بازاریابی الکترونیکی تحت تأثیر بازارگرایی است. همچنین ۰٫۸۴ از واریانس قابلیت بازاریابی الکترونیکی تحت تأثیر متغیرهای بازارگرایی و محیط رقابتی و ۰٫۸۶ از واریانس قابلیت بازاریابی الکترونیکی تحت تأثیر بازارگرایی، تکنولوژیگرایی و محیط رقابتی است.
 آزمون رگرسیون عوامل موثر بر عملکرد مرتبط با مشتری (مدل ۲) برای شناسایی رابطه بین متغیرهای قابلیت بازاریابی الکترونیکی، آشفتگی بازار، شدت رقابت و عملکرد مرتبط با مشتری از روش رگرسیون گام به گام استفاده شد. ضریب بتای استاندارد شده نشاندهنده اهمیت نسبی متغیرها و نقش آن در پیش بینی متغیر وابسته است. ضرایب استاندارد رگرسیونی) بتا (نشان میدهد با هر واحد تغییر در متغیر مستقل مربوطه، متغیر وابسته با چه ضریبی افزایش) اگر علامت ضریب مثبت باشد) و یا کاهش) اگر علامت ضریب منفی باشد) پیدا می کند. نتایج بدست آمده در جدول زیر مشاهده می شود. جدول ۴-۳۲)تحلیل رگرسیون عوامل موثر بر عملکرد مرتبط با مشتری
sig
t
Beta
مقدار B
مدل
۰٫۰۰۲
۳٫۱۰۷
-
۱٫۰۰۲
مقدار ثابت
۰٫۰۰۱
۳٫۲۴۷
۰٫۳۷
۰٫۴۷
قابلیت بازاریابی الکترونیکی
۰٫۰۴۷
۲٫۰۰۳
۰٫۲۳
۰٫۲۸
شدت رقابت
نتایج نشان می دهند که متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی نقش مهمی در پیش بینی عملکرد مرتبط با مشتری دارد. ضریب بتای استاندارد شده متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی ۰٫۳۷ است و جهت آن مثبت است. بدینمعنی که هر چه قابلیت بازاریابی الکترونیکی بیشتر باشد، میزان عملکرد مرتبط با مشتری بالاتر میرود. با استناد به مقادیر تی و سطح معنیداری ۰٫۰۰۰ می توان گفت که متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی قادر است واریانس متغیر عملکرد مرتبط با مشتری را پیش بینی کند. با توجه به اینکه از روش گام به گام در رگرسیون چندگانه استفاده شده است، نتایج نشان می دهند که متغیر شدت رقابت با ضریب استاندارد ۰٫۲۳ برعملکرد مرتبط با مشتری موثر است و متغیر آشفتگی بازار وارد تحلیل نشدهاند. جدول ۴-۳۳) متغیر جدا شونده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مستقل
وجود و عدم وجود کمیته های داخلی
متغیر مصنوعی است که در صورتی که هر کمیته های کمیته حسابرسی، کمیته پاداش وجود داشته باشد عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر.
5
مستقل
استقلال کمیته های داخلی
متغیری مصنوعی است که وقتی که اعضای مستقل کمیته های حسابرسی و پاداش بیشتر از میانه مربوطه بوده مقدار یک و در غیر این صورت مقدار صفر را می پذیرد
روش تجزیه و تحلیل داده ها
به طور کلی در این تحقیق از دو دسته روش های آماری برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است که عبارتند از:
 آمار توصیفی مجموعه روشهایی است که در گردآوری، منظم کردن، و نشان دادن شکل های توزیع متغییرها به کار می رود. آمار توصیفی شامل محاسبه میانگین، میانه، مد و انحراف معیار داده ها می باشد. آمار استنباطی برای استنباط خصوصیت یک جامعه آماری از روی مشاهدات یک یا چند نمونه از آن جامعه بکار می رود. در آمار استنباطی ما از دو روش استفاده می کنیم. در ابتدا از روش همبستگی پیرسون برای اندازه گیری درجه ارتباط بین متغیرهای مختلف در این تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد، در مرحله بعد از تحلیل رگرسیون برای تخمین رابطه بین متغیرها مورد استفاده قرار می گیرد. مسأله آزمون فرضيه در مباحث آماري به اين صورت توصيف مي گردد كه آيا مشاهدات يا يافته اي معين كه مي خواهيم آن را تحليل كنيم به اندازه كافي به مقدار مفروضي كه ما را به پذيرش فرضيه اظهار شده وارد مي كند، نزديك شده است يا خير؟ در علم آمار فرضيه اظهار شده ، فرضيه عدم ناميده مي شود كه با نماد H0 نشان داده مي شود. فرضيه عدم معمولاً در مقابل فرضيه آلترناتيو كه با نماد H1 نشان داده مي شود، آزمون مي گردد. پس به طور كلي نظريه آزمون فرضيه ايجاد قوانين و روش هايي را براي تصميم گيري درباره پذيرش يا عدم پذيرش فرضيه عدم بررسي مي كند. به عبارت ديگر آزمون معني دار بودن، روشي است كه با بهره گرفتن از نتايج نمونه اي درستي يا نادرستي فرضيه عدم را تعيين (تحقيق) مي كند.( ابریشمی ،1377) تحقیق حاضر برای تجزیه و تحلیل داده ها از تجزیه و تحلیل پانلی استفاده می کند. مهمترین مزیت استفاده از داده های پانل را، کنترل نمودن ویژگیهای ناهمگن و در نظر گرفتن تک تک افراد، شرکتها، ایالات و کشورها بیان می کنند. در حالیکه در مطالعات مقطعی و سری زمانی این ناهمگنی کنترل نمیگردد و با تخمین مدل با بهره گرفتن از این روشها احتمال اریببودن، نتایج میباشد،(رهنمای رودپشتی و ولی پور،2010). معمولأ استفاده از دادههاي آماري به سه روش مقطعي[21]، سري زماني[22] و ترکيبي[23] امکانپذير است: 1- دادههاي مقطعي: در دادههاي مقطعي، مقادير يک يا چند متغير براي چندين واحد اقتصادي (مشاهدات نمونهاي) براي يک زمان مشخص جمعآوري ميشود. 2- دادههاي سري زماني: در دادههاي سري زماني، مقدار يک يا چند متغير در طول يک دوره زماني مشاهده ميشود. 3- دادههاي ترکيبي: در دادههاي ترکيبي، عناصر هر دو دسته از دادههاي سري زماني و مقطعي وجود دارد. يعني اطلاعات مربوط به دادههاي مقطعي در طول زمان مشاهده ميشود. به بيان ديگر، چنين دادههايي داراي دو بعد ميباشند که يک بعد آن مربوط به واحدهاي مختلف در هر مقطع زماني خاص است و بعد ديگر آن مربوط به زمان ميباشد. يعني روش دادههاي ترکيبي، روشي براي تلفيق مشاهدات مقطعي در خلال چندين دوره زماني است (گجراتي[24]، 1995). در اين پژوهش با توجه به نوع داده ها و روشهاي تجزيه و تحليل موجود، از روش “دادههاي ترکيبي” استفاده ميشود. منظور از دادههاي ترکيبي، مجموعهاي از دادههاست که متشکل از تعداد زيادي از متغيرهاي مقطعي (N) است که در طول يک دوره زماني مشخص (T) مورد بررسي قرار ميگيرند. در اين صورت تعداد مشاهدات N × T بوده که با بهره گرفتن از مدلهاي مختلفي قابل تخمين است. با بهره گرفتن از دادههاي ترکيبي، ميتوان به تخمينهاي کارا دست يافت. شکل کلي مدل دادههاي ترکيبي که به اجزاء خطا[25] معروف است، به صورت زير ميباشد(دوقرتي[26]،2004): ش به گونه خلاصه به صورت زير نوشته ميLn Sale, Age, DebtInt.,
در رابطه فوق Y نشاندهنده متغير وابسته، X متغيرهاي توضيحي مشاهده شده و Z نشاندهنده متغيرهاي توضيحي غيرقابل مشاهده اثرگذار بر متغير وابسته براي هر مقطع است که براي توضيح بهتر مدل دادههاي ترکيبي، اين دسته از متغيرها از مقادير اجزاء خطا جدا شده است. نماد i نشاندهنده مقطعها يا واحدهاي مشاهده شده، t نشاندهنده دوره زماني و j و p به ترتيب نشانگر تعداد متغيرهاي مشاهده شده و مشاهده نشده است. نشاندهنده خطاي برآورد دادههاي ترکيبي است که تمامي شرايط مربوط به جملات خطا تحت فروض گوس- مارکف[27] را داراست. جمله روند ( ) نشاندهنده تغييرات جمله ثابت در طول زمان است. اين مدل به “مدل دادههاي ترکيبي دوطرفه[28]” معروف است(دوقرتي، 2004). از آنجا که متغيرهاي Z قابل اندازهگيري نيستند، ميتوان مجموع همه آنها را به صورت يک متغير نشان داد. در اين صورت، معادله بالا را ميتوان به صورت زير بازنويسي کرد:
که در آن = است. اگر با هر کدام از متغيرهاي توضيحي ديگر X وابسته باشد، برآورد و تحليل از طريق اين معادله، داراي تورش مربوط به متغيرهاي برآورد نشده خواهد بود (دوقرتي، 2004). اگر متغيرهاي غيرقابل اندازهگيري کنترل شوند، ميتوان با بهره گرفتن از روش “حداقل مربعات معمولي[29]” يا “حداقل مربعات تعميم يافته[30]” به تخمينهاي کارايي دست يافت. يکي از راههاي کنترل به کارگيري “مدل اثر ثابت[31]” است. در مدل اثر ثابت، اثرات مشاهده نشده در جمله ثابت رگرسيون وارد ميشود. در اين مدل با بهره گرفتن از روش متغيرهاي مجازي يا روش تفاضلگيري، اثرات متغيرهاي مشاهده نشدني کنترل ميشود. بنابراين، در مدلهاي اثر ثابت، براي دستيابي به تخمينهاي کارا از روش حذف متغيرهاي غير قابل مشاهده اثرگذار در مدل استفاده ميشود. به کارگيري اين روش موجب حذف بسياري از متغيرهاي مهم ميشود. از اينرو، ميتوان به جاي در نظر نگرفتن اين متغيرها، آنها را در اجزاء خطا منظور کرد. اين روش، به “مدل اثر تصادفي[32]” معروف است. اولين شرط براي استفاده از مدل اثر تصادفي آن است که متغيرها به صورت تصادفي انتخاب شده باشند. در اين صورت متغيري تصادفي است و مدل بالا را ميتوان به صورت زير بازنويسي کرد:
که در آن است (بالتاگي[33]، 2005). شرط لازم استفاده از اين مدل، عدم وابستگي متغيرهاي به ساير متغيرهاي توضيحي در مدل است. اگر اين شرط برقرار نباشد، تخمين مدل اثر تصادفي، غيرثابت و با تورش خواهد بود. در اين صورت از مدل اثر ثابت استفاده ميشود. روش دادههاي تركيبي به دليل مزاياي زير مورد استفاده محققين اعم از محققين حسابداري و مالي قرار گرفته است (هسياو[34]: 2003):
- در اختيار محقق قرار گرفتن نقاط آماري بيشتر و افزايش درجه آزادي.
- كنترل ناهمسانيهاي منفرد[35].
- ايجاد دادههاي قويتر، قابل اتكاتر و با هم خطي كمتر ميان متغيرها و در نتيجه افزايش کارايي.
- تعيين و اندازه گيري آثار متغيرهاي حذف شده.
- بدست آوردن نتايج نا اريب.
- تفکيک جملات خطا به تغييرات سري زماني و مکاني.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
استراتژی تحلیلنگر[۶۸] استراتژی تدافعی[۶۹] استراتژی واکنشی[۷۰] در این پژوهش دو فرضیه زیر مورد آزمون قرار گرفته است: استراتژی مؤسسه یک عامل اصلی موفقیت است در بانکهایی که استراتژی متفاوتی را اتخاذ مینمایند عوامل اصلی موفقیت فرق می کنند جامعه آماری این مطالعه مدیران ۳۷۵ بانک محلی در شهر تایپه[۷۱] است و از پرسشنامه جهت جمعآوری اطلاعات از مدیران شعب استفاده شده است. در این پرسشنامه ها، در مورد اهمیت ۲۵ عامل که در موفقیت بانکها مؤثرند، با بهره گرفتن از طیف لیکرت سوال شده است، پرسشنامه ها همراه با یک نامه که در آن اهداف پژوهش توضیح داده شده بودند در سال۱۹۷۷ به مدیران شعبات فوقالذکر پست شدند. بر مبنای این مطالعات ۲۲ عامل موفقیت در رابطه با بانکهای تجاری به شرح زیر شناسایی شدند: شهرت و تصویر خوب بانک ۲- مکان بانک ۳- تعداد شعبات بانک ۴- کمیت و محتوای خدمات ۵- نرخ بهره و کارمزدها ۶- مهربان و مؤدب بودن کارمندها ۷- آگاهی حرفهای کارمندان ۸- روابط بلندمدت با مشتریان ۹- توانایی مدیریت مدیر بانک ۱۰- توانایی حسابرسی داخلی و کنترل ۱۱- توانایی کامپیوتری کردن امور ۱۲- استحکام سیستم بانکی ۱۳- جذب سپردهها ۱۴- فعال بودن در حوزه های جدید ۱۵- توسعه فعالیتهای جهت ارضای تقاضای تأمین نشده مشتری ۱۶- تقسیم بازار و انجام بازاریابی فردی ۱۷- به کارگیری فعالیتهای صحیح پیشبرد و فروش ۱۸- تشخیص فعالیتهای دیگر بانکها ۱۹- پیش بینی دقیق کسب و کار بانکی آینده ۲۰- بازار اوراق قرضه و سهام در حال پیشرفت ۲۱- سیاست کاهش محدودیتهای دولتی ۲۲- توانایی مدیریت دارایی ها و بدهیها، در این پژوهش از تجزیه و تحلیل عاملی جهت شناسایی ترکیبی از عوامل اصلی موفقیت استفاده شده است. از تحلیل چند عاملی واریانس برای بررسی تفاوت اهمیت نسبی هر یک از عوامل اصلی موفقیت با توجه به استراتژی های اتخاذ شده استفاده شده است.
 یافتههای پژوهش نشان می دهند که شهرت و تصویر خوب بانک، مهربان و مؤدب بودن کارمندان و توانایی مدیریت مدیر بانک مهمترین عوامل موفقیت و به کارگیری فعالیتهای صحیح پیشبرد فروش، تقسیم بازار، انجام بازاریابی فردی و بازار اوراق قرضه و سهام در حال پیشرفت کم اهمیتترین عوامل موفقیت هستند. عوامل فوقالذکر به صورت ۴ عامل زیر تلفیق شده اند: ۱- توانایی مدیریت عملیات بانک ۲- توانایی بازاریابی بانک ۳- توانایی توسعه نام و نشان تجاری بانک ۴- توانایی مدیریت بازار مالی. یافتههای پژوهش همینطور نشان میدهد که استراتژی های مختلف اتخاذ شده اثری متفاوت روی عوامل اصلی موفقیت دارد. در استراتژی مدافعهگر بیشترین امتیاز به توانایی مدیریت عملیات بانکی، در استراتژی آیندهنگر و خلاق بیشترین امتیاز به توانایی توسعه نام و نشان تجاری بانک داده است. یونگ و جانگ[۷۲] (۲۰۰۶) با عنوان مطالعه سودآوری بلندمدت در بانک های تایوان به بررسی عملکرد بانکداری بخشی ازنظام بانکداری درسطح جهان در ارتباط با کاهش هزینه ها را با بهره گرفتن از الگوی هموارسازی نوسانات در قالب حدود تعیین شده در کشورتایوان مطالعه نمود. اونظامهای بانکداری را به دو دسته اصلی یکی نظام بانکداری تجاری و دیگری سرمایه گذاری تقسیم نموده است طبق بررسیهای وی درکشورآمریکا نظام بانکی مجزا بوده بانکهای تجاری وسرمایهگذاری به صورت مجزا از یکدیگر فعالیت مینمایند. درکشورهای اروپایی نظام بانکداری جامع بوده و بانکها به صورت ترکیبی از دو نظام فوق فعال هستند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که خدمات بانکی مهمترین عامل در سودآوری و کسب منفعت برای شعب بانکی مورد مطالعه محسوب می شود. در ادامه کارکنان بانکها مهمترین و اساسیترین عامل جهت دستیابی به افزایش سودآوری و کسب منفعت محسوب شده است. راچ ماواتی و سیام سول حکیم[۷۳](۲۰۰۴ )، با عنوان کشف عوامل موثر بر سپرده مضاربه بانکهای اندونزی با بهره گرفتن از روش همافزایی اقتصاد سنجی چهار متغیر تعداد شعب، تولید ناخالص داخلی، نرخ سود سهم، نرخ بهره که تصور میشد در حجم سپرده مضاربه موثر هستند مورد آزمون قرار گرفت روش همافزایی نشان داده است که تعداد شعب بانکهای اسلامی و نرخ سهم سود به میزان قابل توجهی در حجم سپرده مضاربه در بلندمدت تأثیر دارند در حالیکه تولید ناخالص داخلی و نرخ بهره تآثیری نداشتند. این تحقیق از این نظر حمایت کرده است که سپردهگذارانی که پول خود را در بانکهای اسلامی گذاشتهاند نه تنها به دلیل ملاحظات مذهبی، بلکه به دلیل رفاه و آسایش بوده است. علاوه بر این به منظور افزایش حجم سپرده مضاربه در اندونزی پیشنهاد شده است که شعب بیشتری از بانکهای تجاری اسلامی ساخته شود. و همچنین یک نرخ سود مطلوب به منظور جذب سپردهگذاران بیشتر ارائه کنند. محمود شاه حسین و سی دی کیو[۷۴] (۲۰۰۶) در مقالهای تحت عنوان عوامل مهم موفقیت سازمانی در پذیرش بانکداری الکترونیک به این نتایج دست یافتهاند که عوامل بنیادی برای موفقیت بانکداری الکترونیک: درک مشتریان، انعطاف سازمانی، دسترسی به منابع، امنیت سیستمها، ایجاد نام تجاری، وجود کانالهای چندگانه یکپارچه، بازاریابی ویژه کانالهای الکترونیک، یکپارچهسازی سازمانها، مدیریت تغییر سیستماتیک، پشتیبانی مدیریت ارشد و خدمات خوب به مشتریان. وی به این نتیجه رسیده است که بانکها نیاز دارند که تغییرات سازمانی قابل توجه به منظور در اختیار قرار گرفتن صفحات وب توسط خودشان اجرا کنند. همچنین بانکها نیاز دارند مدیریتشان را همانند عناصر کلیدی و سازنده در استراتژی تجاری تغییر دهند زیرا آنها نیاز دارند که تغییرات ساختاری را اجرا کنند. ۲-۳-۲ پیشینه پژوهش در داخل کشور: ناصر نادری(۱۳۷۸)، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود، تحت عنوان بررسی و تعیین عوامل مؤثر بر جذب سپردههای قرضالحسنه پسانداز در بانک تجارت(قلمرو تهران بزرگ) به این نتایج دست یافته است که: تبلیغات، مکتب و ایدئولوژی، اهداء جوائز، در فاصله اطمینان۹۵% برجذب سپردههای قرضالحسنه پسانداز تأثیر داشته اند. رابطه سواد با عوامل مؤثر بر جذب سپردههای قرضالحسنه پسانداز مورد بررسی قرار داده است و نتیجه گرفته است که سطح تحصیلی از عوامل مؤثر بر نگرش افراد در این زمینه بوده است. همچنین رابطه بین جنسیت و وضعیت تأهل با عوامل مؤثر بر جذب سپردههای قرضالحسنه مورد بررسی قرار داده است که تفاوت معنیداری مشاهده نکرده است. وی از روش آزمون کروسکال والیس به منظور تآثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته (جذب سپردههای قرضالحسنه ) استفاده کرده است. نسرین اسدی (۱۳۸۰) از مؤسسه عالی بانکداری ایران، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی عوامل مؤثر جذب سپردههای مدتدار، با الهام از مدل سبد دارایی فریدمن به بررسی عوامل غیرمدیریتی و در شکلی محدود بین سالهای ۱۳۷۳- ۱۳۷۸ پرداخته است. نتایج بهدست آمده از این تحقیق نشان داده است که درآمد ملی و نسبت نقدینگی به تولید ناخالص ملی با حجم سپردههای پسانداز و مدتدار( شبه پول)، بانکهای تجاری و تخصصی نسبت مستقیم داشته است. عواملی نیز مانند نرخ تورم، شاخص قیمت سهام، پسانداز دولت و انتشار اوراق مشارکت با متغیر وابسته مورد بحث نسبت معکوس داشته است. داراب اسدی( ۱۳۸۶) از مؤسسه عالی بانکداری ایران، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی عوامل کلیدی موفقیت بانکها در جذب منابع غیرتعهدی(قرضالحسنه پساندازی و جاری) با تأکید بر بانک مسکن به این نتیجه رسیده است که میزان استفاده از فنآوری رایانهای، میزان مهارت کارکنان، میزان تنوع خدمات، میزان رضایت مشتریان از کارکنان سازمان، مطلوبیت محیط داخلی شعب، مطلوبیت محل استقرار و تبلیغات بر جذب منابع غیرتعهدی برای بانک مؤثر بوده است. روش تحقیق از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری پزوهش وی تمامی مدیران شعب بانکهای دولتی در استان کرمانشاه عنوان کرده است. حمید سیف اصفهانی (۱۳۸۶) از مؤسسه عالی بانکداری ایران، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی میزان تأثیر هزینه های تبلیغاتی بر نرخ رشد سپردههای بانکهای تجاری(ملی، صادرات، ملت، سپه، تجارت) به بررسی تأثیر هزینه های تبلیغاتی در میزان رشد سپردههای بلندمدت، کوتاهمدت، سپردههای ارزی و سپردههای قرضالحسنه پرداخته است. جامعه آماری تحقیق و کلیه بانکهای تجاری ملی، صادرات، ملت، سپه، تجارت، رفاه کارگران بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق او، اطلاعات ثبت شده در صورت مالی بانکها و پیوست آن و نیز درآمد ملی سرانه، نرخ بهره، نرخ تورم، شاخص نسبت مرکز و شدت تبلیغات برشمرده است. وی از تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره در مطالعه خود استفاده نموده است. برای بررسی فرضیات از آزمون تی استیودنت استفاده نموده است. نتایج مطالعه وی حاکی از آن بوده است که در بانکهای ملی، سپه، تجارت نرخ رشد هزینه های تبلیغات با سپرده جاری ارتباط مستقیم داشته است ولی در بانک ملت و صادرات به رابطه مستقیمی نمیرسد. اسماعیل ابونوری و هادی سپانلو (۱۳۸۴) در مقاله خود تحت عنوان تجزیه و تحلیل آثار عوامل درون سازمانی بر جذب سپردههای بانکی( مطالعه موردی: بانک ملت تهران) به بررسی تجزیه و تحلیل عوامل درون سازمانی بر جذب سپردههای بانکی پرداختهاند. هدف از تحقیق آنها، برآورد عوامل درون سازمانی، مانند میزان تسهیلات بانکی، تعداد کارکنان، تعداد باجه، ضریب تغییرات حقوق، موقعیت مکانی و تجهیزات شعبه بر جذب سپرده در بانک ملت بوده است، به این منظور از اطلاعات تلفیقی حاصل از نمونه ۵۰ تایی از شعبهها در سطح شهر تهران در سالهای ۷۸، ۷۹، ۸۰ استفاده کرده اند. نتایج حاصل از تحقیق حاکی از آن بوده است که تعداد کارکنان بانک به حد اشباع رسیده، در حالی که تعداد باجه کمتر از حد مطلوب بوده است. میزان اعطای تسهیلات، مکان شعبه و تجهیزات شعبه بر جذب سپرده اثر مثبت داشته است. علاوه بر این نتایج این تحقیق نشان داده است که نابرابری در میزان پرداختها به کارمندان، با فرض استقرار شایستهسالاری، در اثر افزایش انگیزه، موجب افزایش در جذب سپرده گردیده است. حجم نمونه براساس رابطه آماری برابر ۵۱ شعبه به دست آمده است. براساس آماره t استودنت ضرایب کلیه متغیرهای مدل به استثناء تسهیلات اعطایی در سطح ۵% معنادار بوده، ضریب تسهیلات اعطایی در سطح ۸% معنادار بوده است. با توجه به الگوی جذب منابع در میان شعب بانک در تهران، به نتایج زیر دست یافته است: افزایش تسهیلات اعطایی، با فرض ثابت ماندن سایر شرایط، موجب افزایش جمع مانده چهار سپرده خواهد شد. در واقع افراد با شعبی که به آنها تسهیلات بیشتری اعطاء می کنند، بیشتر کار کرده و منابع خود را به آن شعب انتقال می دهند. محمدحسن قلیزاده و حامد شعبانی کاکرودی ( ۱۳۸۳) در مقالهای تحت عنوان: بررسی عوامل مؤثر بر تجهیز منابع و جذب سپردهها در بانکهای دولتی استان گیلان به بررسی این موضوع پرداختهاند. هدف اصلی پژوهش خود را شناسایی برخی از عوامل مؤثر در رشد سپردهها و تقویت آنها با هدف سودآوری بیشتر بانک دانسته اند. دستیابی به هدف اصلی پزوهش خودشان را از طریق بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل(تعداد شعب، سپردههای کوتاهمدت و بلندمدت، تکنولوژی مدرن، و تسهیلات پرداختی) با متغیر وابسته رشد سپردهها مورد بررسی و آزمون قرار دادهاند. قلمرو مکانی پژوهش آنان کلیه شعب بانکهای دولتی استان گیلان و قلمرو زمانی سال ۸۳ بوده است. جامعه اماری کلیه بانکهای کشور و نمونه آماری نیز کلیه شعب بانکهای دولتی در استان گیلان بوده است. روش تحقیق خودشان را از نوع همبستگی عنوان کرده اند و در آزمون فرضیه ها به نتایج زیر دست یافتهاند: بین تعداد شعب و رشد سپردهها همبستگی معناداری وجود داشته است. نتایج حاصل از فرضیه دوم نشان داده است که: میزان سپردههای پنجساله و چهارساله بسیار بیشتر از سپردههای یکساله و دوساله بوده است، و این امر شاید به دلیل سود بیشتر این سپردهها بوده است. در بررسی فرضیه سوم به این نتیجه رسیده اند که: بین استفاده از تکنولوژی مدرن و میزان سپردهها رابطه معناداری وجود نداشته است. در بررسی نتیجه چهارم این نتیجه حاصل شده است که: بین تسهیلات پرداختی و میزان سپردهها رابطه معناداری وجود نداشته است. عیسی رمضانی(۱۳۸۵) از دانشگاه مازندران در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی عوامل مؤثر بر تجهیز منابع( جذب سپردهها) در بانک سپه استان گلستان به بررسی این موضوع پرداخته است. هدف اصلی پژوهش خود را تعیین نقاط ضعف مدیریت منابع در بانک سپه و تعیین عوامل مؤثر بر تجهیز منابع عنوان کرده است. جامعه آماری در پژوهش وی کلیه شعب بانکهای سپه استان گلستان بوده و نمونه آماری به روش تصادفی از میان مشتریان و کارمندان انتخاب کرده است. روش تحقیق وی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نوع توصیفی و تحلیلی – استنباطی بوده است. وی در این پژوهش رابطه بین متغیرهای مستقل(هزینه تبلیغات، گسترش اتوماسیون شعب، تعداد شعب، سود سپردهها و میزان تسهیلات پرداختی) با متغیر وابسته (تجهیز منابع) مورد بررسی قرار داده است. با بهره گرفتن از آزمونهای آماری شامل آزمون کالمو گروف – اسمیرنوف و آزمون رتبهای فریدمن مشخص کرده است که پنج فرضیه تحقیق در سطح اطمینان ۹۹% معنیدار بوده و بنابراین هر پنج فرضیه مورد تأیید قرار گرفتهاند. محمد باقر درستی(۱۳۷۷)، از موسسه عالی بانکداری ایران در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی عوامل موثر در جذب سپردهها بعد از اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا مربوط به سالهای(۷۵-۶۴) عنوان تحقیقی است که در انجام گرفته است. نامبرده هدف از انجام تحقیق را بررسی آگاهانه از نظرات صاحبنظران، مسئولین و کارشناسان شبکه بانکی در مورد عوامل موثر بر جذب سپرده در ایران دانسته است. جامعه آماری وی شرکت کنندگان درهفتمین همایش بانکداری اسلامی بوده که به صورت تصادفی انتخاب گردیده اند. از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده نموده اند و نتایج بدست آمده به صورت خلاصه عبارتنداز: دقت و سرعت عمل بانکها استفاده از ابزار کار مناسب، طرز رفتار کارکنان، نرخ سود سپردهها، تبلیغات، بالا بردن دانش شغلی کارکنان، متناسب کردن ساعات کار بانکها با نیازهای سپردهگذاران، مهار تورم وبهبود نحوه پولرسانی توسط بانکها که موارد یاد شده عوامل موثر در جذب سپردهها یاد شده اند. علی شکریکیا(۱۳۷۸) ، از مؤسسه عالی بانکداری ایران، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی عوامل موثر در جلب رضایت مشتریان در شعب مستقل بانک سپه به این نتیجه رسیده بود که عوامل مختلفی درگذشته روی کارکنان، مسئولان شعب و مخصوصاً مشتریان تاثیر داشته که با مصاحبه های اکتشافی با تعدادی از مسئولین ،کارکنان، مشتریان و همچنین توزیع پرسشنامه این تاثیرات و همچنین عوامل موثر در رضایت مشتریان مورد شناسایی قرارگرفته است. پیشنهادات کارکنان در رابطه با تجهیز بهتر ابزار ارائه خدمات، ایجاد انگیزش لازم و افزایش بهره وری است. مشتریان نیز پیشنهاداتی نظیر سرعت آشنایی با قوانین و دستورالعملهای بانکی، تغییر نرخ سود پرداخت تسهیلات از طریق بانک و تغییر دکوراسیون شعب ابراز داشته اند. ۱۰-حسن فیضی )۱۳۸۹)، از دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی و شناسایی عوامل موثر بر تجهیزمنابع )جذب سپرده در بانک ملی ایران استان کرمانشاه(به این نتیجه رسیده است که به جز متغیرخدمات نوین بانکی متغیّرهای سایر فرضیّات در جذب سپرده مؤثرند. هدف تحقیق ، بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر جذب سپرده از دیدگاه کارمندان و مشتریان بانک ملی شهر کرمانشاه میباشد جامعه آماری، کارمندان و مشتریان بانک ملی کرمانشاه میباشد. حجم نمونه شامل ۱۵۴ نفر از مشتریان و ۶۴ نفر از کارمندان میباشد که از طریق روش نمونه گیری ساده و در فاصله زمانی سال ۸۹ - ۸۸ انجام شده است. در این تحقیق تأثیر شش متغیّرمستقل )خدمات نوین بانکی، اتوماسیون، افزایش تبلیغات، تعداد شعب، سود سپردهها و تسهیلات پرداختی) بر متغیّر وابسته جذب سپرده مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. برای بررسی فرضیات، از آزمون های ناپارامتریک دوجمله ای باینومیال، آزمون ناپارامترکی یک نمونه ای علامت، آزمون کروسکال والیس و آزمون من ویتنی استفاده شده است. ۱۱- سید حمید شمع ریزی(۱۳۷۰)، در مقاله خود تحت عنوان مطالعه بانکداری بدون ربا در پاکستان به عنوان کشوری که در اسلامی کردن کل سیستم بانکی در پیشاپیش دیگران حرکت کرده است می تواند برای ایران که تجربه کمتری ازپاکستان در این امر خطیر و مهم دارد راه گشا و مثمرثمر باشد. نگارنده اذعان دارد که بانکداری بدون ربا مترادف بانکداری اسلامی نمیتواند باشد چه در فرایند اسلامی کردن بانکها حذف ربا از نظام بانکداری تنها به عنوان یک گام موثر در تبدیل یا تغییر نظام مذکور به بانکداری اسلامی می تواند مطمع نظر قرارگیرد. روند اسلامی کردن سیستم بانکی پاکستان ازسال ۸۰-۱۹۷۹ آغازگردید. مقدمات این کار قبلاً صورت گرفته بود. نتیجه حاصل از این تحقیق این بوده است که اساس بانکداری بدون ربا در پاکستان بیشتر بر روی عقود مضاربه و مشارکت بنا نهاده شده است. ۱۲- حسن مغویی نژاد (۱۳۷۸) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان بررسی عوامل مؤثر برافزایش میزان سپرده گذاری مشتریان در شعب بانک تجارت شهرستان رفسنجان(از دیدگاه مشتریان)، به بررسی مهمترین عوامل مؤثر در افزایش میزان سپرده گذاری ازدیدگاه مشتریان، که از سرمایه های ارزنده بانک محسوب میشوند، پرداخت و عوامل بهبود روابط اجتماعی کارکنان با مشتریان، ویژگی های فردی خوب و مناسب کارکنان، تبلیغات، میزان سود پرداختی و عرضه خدمات مطلوب، را مهم دانست. به منظور آزمون فرضیات تحقیق از طریق پرسشنامه و نیز اطلاعات آماری شعب بانک تجارت شهرستان رفسنجان در سال ۱۳۷۸جمع آوری و سپس با بهره گرفتن از روش های مناسب آماری ارتباط هر یک از عوامل مذکور با میزان افزایش میزان سپرده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بنابراین روش تحقیق آن توصیفی- پیمایشی است (۱۳۷۸). ۲-۴ مدل مفهومی پژوهش برای رسیدن به مدل مفهومی پژوهش مراحل زیر طی شد: با توجه به اینکه هدف اصلی این پایان نامه، بررسی و تعیین عوامل اصلی موفقیت SFC بانکها در جذب منابع ارزانقیمت است موضوع SFC دارای ابعاد گوناگونی میباشد. لذا ابتدا ابعاد SFC تعیین گردید: کارآمدی مدیریتی، کارآمدی نیروی انسانی، کارامدی رضایت مشتریان، کارآمدی فنآوری. در تعیین ابعاد چهار گانه از مطالب ذکر شده در تحقیق کانالز[۷۵] استفاده شد، ایشان چهار منبع: نیروی انسانی، مدیریت مالی، دارایی ها و دارایی های نامشهود را به عنوان مزیت رقابت بانکها معرفی نموده است که در بحث نیروی انسانی، بعد عوامل نیروی انسانی، در مقوله مدیریت مالی، بعد مدیریتی و در زمینه دارایی های نامشهود ابعاد فنآوری و رضایت مشتری تعیین و مورد بررسی قرار میگیرند. در مرحله بعد، مؤلفه های تشکیلدهنده هر کدام از این ابعاد چهارگانه تعیین گردید به عنوان مثال در بعد مدیریتی، مدیریت انتخاب و تجهیز شعب، مدیریت منابع انسانی، مدیریت تبلیغات و ………. در تعیین مؤلفه های تشکیلدهنده سعی شده با بهره گرفتن از پیشینه تحقیق و تحقیقات، مؤلفه های مرتبط با ابعاد چهاگانه شناسایی و تعیین گردند. مدل تحلیلی تحقیق مدیریتی رضایت مشتریان نیروی انسانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

| افراد دارای هوش معنوی قوی |
افراد با هوش معنوی ضعیف یا بدون آن |
| آنها هرگز فاقد حس خود شناسی نیستند و می دانند که جنسیت ، ملیت ، اعتقادات ، … مانند برچسب هستند و آن چیزی که من هستم نیستند. |
فاقد حس شناسایی چیزهایی مانند ملیت ، رقابت و موقعیت هستند و بنابراین موقعی که هر کدام از این شناسایی های غلط تهدید آمیز باشند، ناراحت و عصبانی می شوند. |
| هرگز دیگران را برای هر چیزی سرزنش نمی کنند و همیشه مسئولیت اعمالشان را می پذیرند، چیزی را برای از دست دادن ندارند، درک کرده اند که نمی توانند مالک هر چیزی باشند و برای این که حس خوبی در مورد خودشان داشته باشند نیازی به تأیید دیگران ندارند. |
موقعی که از دیگران خطایی سر می زند، به خاطر ترس از مسئول شناخته شدن و از دست دادن موقعیت شان آنها را سرزنش می کنند و بنابراین از دیگران تأییدیه می گیرند.برای این که از مدیر خود تأییدیه بگیرند حاضرند دست به هر کاری بزنند. |
| از همه وابستگی ها آزاد هستند و در درون خود احساس اطمینان ایجاد می کنند. احساس آنها از اطمینان مبتنی بر توانایی هایشان ، نقاط قوت ، استعدادها ، و شایستگی های ذاتی است. به عنوان یک انسان چیزی که آنها می دهند بر مبنای چیزی که دیگران به آنها می دهند نیست. |
افراد به شغلشان وابسته می شوند و برای به دست آوردن اطمینان پول پرداخت می کنند.در صورت از دست دادن شغلشان دچار افسردگی،بیماری های روانی می شوند و یا گاهاً حتی به خودکشی دست می زنند. |
| دوست دارند که خدمت کنند به دیگران و دریافته اند که تنها راه برای توسعه توانایی های شخصی اشان استفاده از آنها در خدمت به دیگران هست.ارتباط خوبی با ارباب رجوع برقرار می کنند. |
برای بقاء زندگی می کنند. هنوز تحت این تصور غلط هستند که بقاء شایسته ترین چیزی هست که شما آن را در وهله اول جستجو می کنید. |
| هرگز به واسطه تغییرات جهان پیرامون خود مضطرب نمی شوند چون که آن را چیزی طبیعی می دانند.و در برابر تغییرات سازمانی مقاومت نمی کنند. |
به آسانی مضطرب می شوند و احساس می کنند که به طور شخصی به واسطه تغییرات جهانی و بومی در معرض تهدیدند.در برابر تغییرات سازمانی به شدت مقاومند. |
| دریافته اند که چیزی که آنها در جهان بیرون جستجو می کردند (آرامش،عشق،خشنودی،رضایت) در درون آنهاست و می توانند هیچ وقت آنها را از دست ندهند. |
این افراد هنوز در جستجوی عشق و شادی در جهان و دیگران هستند و بنابراین با تجربه مکرر ناامیدی هنوز مواجه اند. |
| کار را به عنوان یک وسیله خلاقیت، ابراز خود و یادگیری می بینند و پول را یک پاداش دوم به حساب می آورند. |
کار را به عنوان یک عمل خسته کننده لازم می دانند، که میروند به محل کار و مقداری پول برای پرداخت صورتحساب ها می گیرند. |
افراد را به عنوان انسان می بینند که دارای قوت ها،ضعف ها،نیازها،ملاحظات و خواسته هایی هستند. ارتباطات اغلب قبل از وظیفه می آید. |
به افراد به عنوان ابزاری در انجام دادن شغل،رسیدن به اهداف، و دستیابی به هدف نگاه می کنند. وظیفه اغلب قبل از ارتباطات می اید. |
| تمایل به داشتن یک زندگی آرام دارند، یک فرصت برای ایفای نقش و خلاقیت. |
تمایل به داشتن یک زندگی کاملاً تجاری دارند.و منافع شخصی برای آنها در درجه اول اهمیت قرار دارد |
(ساغروانی ،۱۳۸۸،ص۱۱۴) ۲-۵۴- ده عامل که در ترکیب با یکدیگر هوش معنوی را شکل می دهد: -دیدگاهی وسیع تر اتخاذ کنید که این دیدگاه در بر گیرنده: -احترام به تمام موجودلت زنده - تأیید اینکه شما جزیی از این جهان هستید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
y z x شکل ۴-۳ نمای سلول واحد در شبیه سازی درون موجبری حال به طراحی فیلتر میان نگذر با بهره گرفتن از سطوح انتخابگر فرکانس میپردازیم. در ابتدا عاملهایی که برای طراحی این ساختارها در فصل ۲ بیان شد را مورد بررسی قرار میدهیم.
 ۴-۱-۱ شکل جزء میتوان از اجزای بسیاری برای طراحی یک فیلتر میاننگذر استفاده کرد. از جمله این اجزاء دو قطبیها، سه قطبیها، پچها، حلقههای مربعی و دایروی، صلیبها و غیره را میتوان نام برد. با توجه به نتایج تجربی که در جدول ۲-۱ برای اجزاء رایجی که به عنوان شکل جزء در سطوح انتخابگر فرکانس مورد استفاده قرار میگرفت، آورده شده است، حلقه دایروی را به عنوان شکل جزء برای طراحی فیلتر انتخاب میکنیم. به دلیل ساختار متقارن حلقه دایروی و گذر سریع بین دو باند و حساسیت پایین نسبت به زاویه تابش از این جزء استفاده می شود. برای ایجاد فرکانس تشدید در باند فرکانسی مورد نظر، که در اینجا GHz 3- GHz 7 در نظر گرفته شده است، محیط جزء حلقه دایروی باید در حدود طول موج الکتریکی محیط باشد. بنابراین فرکانس تشدید برابر
خواهد بود که ν سرعت نور در محیط، r شعاع متوسط حلقه دایروی و w ضخامت حلقه دایروی میباشد [۲۳]. مقدار ν برابر c/ میباشد. ثابت دی الکتریک موثر محیط است که مقدارش به ضخامت زیرلایه و ثابت دی الکتریک محیط وابسته است، به صورت تجربی در بخشهای بعدی بررسی خواهد شد. این اجزاء را به صورت یک آرایه مربعی در دو بعد در فضای آزاد قرار داده و سپس با یک موج مسطح یکنواخت تحریک میکنیم. برای تحلیل این گونه ساختارها، همانطور که در پاراگرافهای بالا اشاره شد، از تحلیل یک سلول واحد از ساختار با اعمال شرایط مرزی بینهایت با روش فلوکه استفاده میکنیم. دو فیلتر با فرکانسهای تشدید GHz 3/4 و GHz 8/5 را به اختصار به نامهای FSS1 و FSS2 مینامیم. ابعاد عناصر (r، p، w، g) برای این دو فیلتر، همانطور که در شکل ۴-۴ مشاهده میکنید، در جدول ۴-۱ آورده شده است. هر دو فیلترFSS1 و FSS2 دارای پاسخ فرکانسی میان نگذر نشان داده شده در شکلهای ۴-۵ و ۴-۶ میباشند. نمودارها، تشدیدها را در فرکانسهای GHz 8/5 و GHz 3/4 را برای FSS1 و FSS2 در زاوایای مختلف تابش با دو قطبش TE و TM با تضعیفی برابر با dB 60 نشان می دهند. شکل ۴-۴ ابعاد اجزاء حلقه دایروی جدول ۴-۱ ابعاد عنصر حلقه دایروی و فرکانسهای تشدید دو سطح انتخابگر فرکانس با تابش عمود
| FSS2 |
FSS1 |
پارامترها |
| ۴/۱۸ |
۴/۲۳ |
p(mm) |
| ۲ |
۱ |
g(mm) |
| ۲/۸ |
۷/۱۰ |
r(mm) |
| ۱ |
۱ |
w(mm) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل۱-۴- شکل نحوه مش بندی روش تفاضل محدود
شکل ۱-۵- طرحی از مدل تفاضل محدود ۵ نقطهای با اعمال شرایط مرزی و حل معادلات جبری مقادیر تابع در تمام نقاط بدست می آید.معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی مرسوم، از یکسری مشهای منظم مستطیلی استفاده می کند.با بهره گرفتن از طرح استاندارد روش تفاضل محدودکه طرح تفاضل ۵ نقطهای نامیده میشودمعادله روش تفاضل محدود حاصله در نقطه (i,j) به صورت ترکیبی از مقادیر تابع در ۴ نقطه مجاورش نوشته می شود. برای یک معادله تعادل برای مصالح الاستیک در فضای ۲ بعدی معادلات تعادل تفاضل محدوددر نقطه (i,j) مطابق زیر است.
 ۱-۱ ۲-۲ در جایی که ضرایب و توابعی از مشخصات الاستیک جسم و بازههای x∆،y∆ و و نیروهای گرانشی در نقطه (i,j) میباشند.با گردآوری کلیه معادلات برای تمام نقاط به یک سیستم از معادلات جبری میرسیم که میتوانیم به روش مستقیم یا سعی و خطا حل کنیم.این طرح را برای بازههای زمانی ، نیز میتوانیم انجام دهیم. به اینصورت مقادیر تابع در زمان t را به وسیله مقادیر بدست آمده در t- بدست میآوریم. همانطور که قبلاً اشاره کردیم اساس روش تفاضل محدود بر اساس تبدیل معادلات مشتقات جزئی به یکسری معادلات جبری از طریق جایگزینی مشتقات با تفاضلات نقاط مجاور آن میباشد. سیستم شبکهبندی مستطیلی یک روش مرسوم میباشد. البته هر چه بازهها کوچکتر باشد خطاها نیز کمتر می شود. لازم به ذکر است که در این روش ما هیچگونه تابع شکل[۲۲] برای تقریب معادلات مشتقات جزئی در نقاط مجاور، مانند آنچه در روش اجزای محدود و یا روش اجزای مرزی به کار گرفته می شود، نداریم. در نتیجه می شود گفت که این روش مستقیم تر و قابل درکتر میباشد. روش تفاضل محدود با شبکه مستطیلی یکسان و یک اندازه، دارای نواقصی نیز میباشد که از آن جمله میتوان به ناتوانی در مدل کردن درزهها،شرایط مرزی پیچیده و مصالح ناهمگن اشاره کرد.در نتیجه در مکانیک سنگ اجرایی، ناکارآمد میباشد. اگر چه با بهره گرفتن از شبکه های نامنظم(چهار ضلعی) میتوان تا حدودی این نقیصه را برطرف کرد. از مهمترین نرمافزارهای تجاری موجود در زمینه تونل که بر اساس این روش عمل می کنند میتوان بهFlac 2D و Flac 3D اشاره کرد.
۱-۴-۲- روش اجزای محدود:
اگرچه بحث اصلی تقسیم بندی یک حوضه توسط کارانت[۲۳] (۱۹۴۳) وپراگر[۲۴](۱۹۴۷) آغاز گردید اما کار بنیادی در زمینه روش اجزای محدودتوسط تورنر[۲۵] (۱۹۵۶) وقتی که المانهای مثلثی برای آنالیز سازهها ابداع گردیدند، انجام شد. اولین بار روش اجزای محدود برای مسائل کرنش صفحهای بکار گرفته شد. آرگاریس[۲۶](۱۹۶۰) روش ماتریسی را برای آنالیز سازهها با بهره گرفتن از رابطه تغییر مکان ونیرو بر مبنای اصل کار مجازی ارائه داد. این روش به سرعت مورد قبول واقع شد و در خیلی از زمینه های مهندسی و و علوم مورد استفاده قرار گرفت. اندازه وشکل المانهای موردنظر، به میزان دقت مورد نیاز ما از این تحلیل بستگی دارد.این روش پرطرفدارترین روش عددی در علوم مهندسی از جمله مکانیک سنگ و مهندسی تونل میباشد. مقبولیت این روش به خاطر انعطاف و توانایی آن در مقابل ناهمگنی و ناهمسانی مواد،شرایط مرزی پیچیده،درزههاو مسائل دینامیکی میباشد. تمام ابن مزیتها باعث شد که این روش در حدود سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ یعنی زمانی که روش عددی اصلی تفاضل محدود بود،گسترش یابد. المان اتصال گودمن[۲۷] شناختهشدهترین المانها در مقالات مکانیک سنگ و پرکاربردترین در برنامه های اجزای محدود و مسائل اجرایی میباشد. ضخامت صفر المان گودمن سبب شرایط نامرغوب[۲۸] که ناشی ازمقدار زیاد نسبت ابعاد المان به هم میباشد، میگردید.البته این ایراد به مرور زمان و توسط المانهای بهبود یافته برطرف گردید. مشبندی فضاهایی با سازههای داخلی پیچیده و مرزهای خارجی پیچیدهتر، یک کار طاقت فرسا برای مسائل اجرایی خواهد بود. مسئله بحرانیتر خواهد شد وقتی با مسائل سه بعدی و هندسه پیچیده سروکار داشته باشیم. در دهه اخیر تلاش های زیادی بعنوان “روش کاهشمش[۲۹]” برای کم کردن این سختیها انجام گرفته است. در این روش، trial functions با شکل استاندارد خود فرقی نمیکنند، فقط از نقاط مجاور خود با یک حوضه تاثیر بوسیلهی تقریبهای مختلف، مانند روش حداقل مربعات، ایجاد شده اند]۹[. با تمام این تلاشها رفتار شناسی گسیختگی و رشد ترکها و درزها،بزرگترین مانع در مسیر استفاده از روش اجزای محدود در مکانیک سنگ و مهندسی تونل بود. هنگام شبیهسازی روند توسعه گسیختگی، روش اجزای محدودناچار به استفاده از مشهای ریز میباشد. این ایراد باعث شد روش اجزای محدود در برابر مسائل گسیختگی سنگهای درزهدار، از اثر کمتری نسبت به روش اجزای مرزی برخوردار باشد. با این وجود، الگوریتمهای خاصی برای غلبه بر این نقصها، مانند تابعهای شکل ناپیوسته برای مدلسازی مجازی شروع و توسعه ترکهای گسیختگی در روش اجزای محدودتکامل یافته، پدیدار شده اند. به طور کل برای یک آنالیز اجزای محدود سه مرحله مورد نیاز است : ۱- تقسیم بندی حوضه ۲- تقریبات محلی(المانی) ۳- گردآوری و حل معادله ماتریس کلی مرحله تقسیم بندی حوضه یا همان مشبندی شامل تقسیم حوضه یا همان جسم مربوطه به تعدادی المانهای محدود داخلی با شکلهای مشخص(مثلاً المان مثلثی سه نقطهای برای حالت ۲ بعدی و یا المان مکعب مستطیلی برای ۳ بعدی) و تعداد معینی گره میباشد.یک فرض خیلی اساسی در اجزای محدود این است که تابع ناشناخته و غیر معلوم روی هر المان می تواند به صورت یکسری توابع آزمایشی از مقادیر گرهی تابع مجهول و نامعلوم ما، ،در فرم چند جملهای تخمین زده شود.این توابع آزمایشی باید بتوانند معادله حاکمرا ارضا کنند وبه صورت زیر نوشته میشوند. ۱-۳ می شود.N تابع شکل میباشد وMدر جایی که با بهره گرفتن از این فرض میتوانیم معادلات جبری مطابق زیر جایگزین کنیم. ۱-۴ در جایی که بردار مقادیر گرهی وترکیبی از نیروهای وزنی و شرایط ابتدایی میباشد. بردار بردار مقادیر گرهی از متغیر ناشناخته میباشد. ماتریس ماتریس سختی عضو میباشد. توسط رابطه ۱-۵ محاسبه می شود. ۱-۵ در جایی که ماتریس ماتریس الاستیک و ماتریس هندسی رابط بین تنش و کرنش میباشد.ماتریس سختی کلی و ماتریس الاستیک هر دو متقارن میباشند.یکی از کاربردهای عمومی روش اجزای محدود در مواد ناهمگن است که هر قسمت از ماده دارای خواص مخصوص به خود است، در هر منطقه مشخصات مواد را به المانهای همان منطقه منتقل میکنیم. البته این نکته نیز مهم است که درجه تابع شکل در ۲ المان مجاور هم باید یکسان باشد تا ناپیوستگی تغییر مکان در لبه بین ۲ المان بوجود نیاید]۱۰[.
۱-۴-۲-۱-روشهای مشبندی:
در این قسمت لازم است برای درک بهتر روش اجزای محدود، توضیحاتی در مورد مشبندی یک حوضه داده شود. روش اجزای محدود یکسری نواقص مخصوصاًدر بحث اثر قفل شدگی[۳۰] و بحثهای مرتبط با نحوه مشبندی نیز دارد. دو نوع اثر قفل شدگی درروش اجزای محدودداریم:قفل شدگی عددی و قفل شدگی عضو.قفل شدگی عددی پدیدهای است که در آن تقریب عددی در حدود بعضی از مشخصات ماده یا در هندسه خاص با مشکل مواجه می شود. مثالهای معمول آن ضریب پواسون برای مسائل الاستیک، زمانی که این ضریب برابر ۰.۵ شود و همچنین قفل شدگی برشی برای پوستهها و صفحات، زمانی که ضخامت آنها بسیار کم شود، میباشد. قفل شدگی المانی یک ناپایداری عددی به خاطر اعوجاج در مش میباشد،مانند هنگامی که المانهایی با نسبت ابعاد زیاد تحت تاثیر بارهای متمرکز دینامیکی قرار گیرند.مشبندی یک خواسته مهم در روش اجزای محدود برای مسائل اجرایی در سازههای پیچیده و شرایط مرزی پیچیدهتر میباشد.مشبندی باید به اندازه کافی ریز باشد تا تمام سطح شکل را بتواند به خوبی بپوشاند و از طرفی نتایجی با دقت بالا و همگرایی خوب و از همه مهمتر در یک زمان مناسب و اقتصادی ارائه دهد.مسئله هنگامی که با هندسه ۳ بعدی روبرو میشویم، پیچیدهتر می شود.همانطور که گفتیم این روش پرطرفدارترین روش و رو به گسترشترین روش برای آینده میباشد.انعطافپذیری در برخورد با مواد ناهمگن و غیر خطی وهم چنین اقتصادی بودن در پروژه های بزرگ و کوچک،از مهمترین برتریهای این روش میباشد.گرچه یکی از برتریهای روش اجزای محدود یعنی قدرت مدل کردن سنگ های درزه دار در روش اجزای مرزی به نحوی بهتر قابل مدل کردن میباشد، اما در کل این روش بسیار پرطرفدارتر میباشد]۱۱[ و ]۲۴[. ۱-۴-۳- روش اجزای مرزی: برخلاف روشهای اجزای محدودوتفاضل محدود در روش اجزای مرزی ما از همان ابتدا به دنبال حل در فرم ضعیف در سطح کلی و به صورت انتگرالی بر پایه تئوریهای بتی[۳۱] وسمیگلیانا[۳۲]میباشیم. معادله برای یک مسئله الاستیک با محدوده و مرز و بردار واحد خارجی عمود بر آن،ونیروی وزنی ثابت برای مثال انتگرال، بصورت زیر میباشد. ۱-۶ در جایی که و بردارهای تغییر مکان و نیروهای خارجی بر روی مرز و و هستههای تغییر مکان و نیرو نامیده میشوند. ترم ترم آزاد تعیین شده بهوسیله هندسه موضعی سطوح مرزی میباشد. وقتی که نقاط زمینه داخل حوضه باشند. حل انتگرال نیازمند مراحل زیر است: ۱-تقسیم مرز به یک تعداد مشخص از از المانها. برای مثال در مسائل ۲ بعدی، المانها، خطوط یک بعدی میباشند که ممکن است یک نقطه در وسط هر المان باشد(المانهای ثابت)، دو نقطه در دو انتهای المان(المان خطی)، یا سه نقطه که دو تا در دو انتها و یکی در وسط المان(المانهای درجه دو) میباشد. اجازه دهید تعداد المانها را با N نشان داده و انتگرال را دوباره بصورت جمع انتگرالهای موضعی روی کل المانها نشان دهیم. ۱-۷ ۲- تقریب توابع در المانهای مرزی بوسیلهی تابع شکل دقیقاً شبیه روش انجام شده در روش اجزای محدود است. تفاوت در اینجاست که در مسائل روش اجزای مرزیدو بعدی از تابع شکل ۱ بعدی در سیستم مختصات طبیعی و در مسائل ۳ بعدی از توابع شکل ۲ بعدی در سیستم مختصات طبیعی و استفاده میکنیم. توابع تغییر شکل و نیرو در هر المان بصورت جمع مقادیر گرهی آنها ارائه می شود. ۱-۸ ۱-۹ در جایی که m درجه المان میباشد(برای مثال ۱،۲ یا ۳ برای ۲ بعدی) و و مقادیر نیرو و تغییر مکان گره k میباشد. با جایگزینی معادله ۱-۸ در ۱-۹ و با تعاریف
۱- ۱۰ معادله ۱-۶ را میتوانیم بصورت فرم ماتریسی زیر بنویسیم ۱-۱۱ در جایی که۱،۲i,j= برای حالت دو بعدی و۱،۲،۳ i,j=برای مسائل ۳ بعدی و l,k=1,2,…,N ۱- ۱۲ ۳- بدست آوردن انگرالهای . البته حل تحلیلی برای بدست آوردن این انتگرالها خیلی کم و پیجیده میباشد و بیشتر از روش عددی گوس استفاده می شود. ۴- با مشارکت دادن شرایط مرزی و حل با اعمال شرایط مرزی به فرم ماتریسی ساده شده زیر میرسیم. ۱-۱۳ در جایی که بردار A ترکیبی از ، و بردارX بردار مجهولات ما که ترکیبی از نیروها و تغییر مکانهای مجهول میباشد و جمع نیروهای وزنی و حاصلضرب با مقادیر تغییر مکانهای معلوم و با نیروهای معلوم میباشند.البته گفتن این نکته لازم است که ماتریسهای معادله برعکس ماتریسهای حاصله از روش اجزای محدود که ماتریسهایی متقارن و پراکنده بودند، ماتریسهایی غیر متقارن و محصور میباشند و این باعث می شود که برای حل رابطه ماتریسی روشهای زیادی را در اختیار نداشته باشیم. با حل رابطه ماتریسی مقادیر تغییر مکان و نیروهای مجهول در نقاط مرزی بدست می آید. بنابراین در تمام نقاط مرزی مقادیر تغییر مکان و نیرو را داریم.
برتری اصلی روش روش اجزای مرزی کاهش ابعاد مدلهای محاسباتی با مشبندی سادهتر در مقایسه با مشبندی کل حوضه،کاری که درروش اجزای محدود وروش تفاضل محدود اتفاق میافتد، میباشد.با دقت مشبندی یکسان با روشهای تفاضل محدودواجزای محدود ما به جوابهای دقیقتری میرسیم، آن هم به خاطر انتگرالگیری مستقیم انجام شده میباشد.بعلاوه حل در داخل حوضه و جسم پیوستگی بهتری نسبت به روش اجزای محدود و روش تفاضل محدود دارد. حوضه اصلی ما در این روش می تواند خود به چندین زیر حوضه با مشخصات مختلف تقسیم شود و این امر زمان محاسبات را کاهش میدهد. با تمام این تفاسیر روش اجزای مرزی در مواجهه با مواد ناهمگن به کارایی روش اجزای محدود نیست زیرا این روش نمیتواند تعداد زیادی زیر مجموعه مانند تعداد المانها درروش اجزای محدود داشته باشد. همچنین این روش در مدل کردن رفتارهای پلاستیک و غیر خطی زیاد انعطاف پذیر نیست. این روش بیشتر برای مدل کردن درزهها و ترکها در مواد همگن الاستیک مناسب میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج عددی نشان میدهد مقدار حداکثر فشار خط لوله عمدتاً وابسته به ویژگیهای دینامیکی رگولاتور[۱۸] فشار و شیرهای انسداد، حجم خط لوله و تغییر سطح مقطع لولهها میباشد. مورد اول در کار انجام شده توسط گاتو و هنریکس، مربوط به خط لوله تغذیه گاز با قطر ثابت ۴/۰ متر و طول ۳۵۰ متر، با یک رگولاتور فشار در بالادست و شیر انسداد در پایین دست میباشد. در شکل (۲-۴-الف) نتایج عددی به وضوح، تداخل موج فشار ایجاد شده از بسته شدن سریع شیرهای انسداد اضطراری با فشار ایجاد شده از رگولاتور فشار را نشان میدهد. مقدار حداکثر فشار پیشبینی شده در خروجی رگولاتور فشار ۲/۴۲ بار میباشد که ۳/۹ ثانیه پس از بسته شدن شیر به آن میرسد. در این حالت، افزایش جرم در سیستم به علت تاخیر زمانی عمل رگولاتور فشار نسبت به بسته شدن شیر انسداد باعث افزایش فشار بیش از فشار ایجاد شده ناشی از بسته شدن سریع شیر انسداد میباشد[۱۸]. در مورد دوم از تحقیق گاتو و هنریکس، یک خط لوله میانی به طول ۱۵۰ متر با لولهای به قطر ۱ متر و طول یکسان جایگزین شده و ثابت نگه داشتن بقیه شرایط، نشان میدهد که افزایش فشار ناشی از تجمع جرم میتواند با افزایش حجم خط لوله، کاهش چشمگیری داشته باشد. شکل (۲-۴-ب) نتایج بدست آمده برای مورد دوم را نشان میدهد. در این مورد گذر از لوله با سطوح مقطع متفاوت موجب ایجاد امواج فشاری میشود که با نوسانات فشار ناشی از بسته شدن شیرها ترکیب شده و یک توزیع نامنظم موج فشار را بوجود میآورد[۱۸].

شکل ۲-۴ الف و ب، توزیع فشار پایین دست شیر رگولاتور فشار ([۱۹]PRV) و بالادست شیر انسداد توربینی ([۲۰]TSV) به عنوان تابعی از زمان برای موارد ۱ و ۲[۱۸] شبیهسازی و تخمین حالت جریان گذرا در شبکههای خط لوله با بهره گرفتن از مدل تابع انتقال شبکههای خط لوله گاز به صورت گستردهای در اکثر کشورها برای انتقال و توزیع گاز طبیعی استفاده میشود. این خطوط لوله شامل لولهها، کمپرسورها، شیرها، تقلیلدهندههای فشار، محدودکنندههای جریان و غیره میباشد. در این سیستمها، معمولاً شرایط جریان گذرا، که میتواند برای چند ساعت ادامه یابد، با توجه به تغییرات در فشارها و جریانهای ورودی و خروجی، روشن و خاموش کردن کمپرسورها و تغییرات در نقاط تنظیم، وارد میشود. بنابراین درک چنین شرایط جریان گذرا، با بهره گرفتن از یک مدل دینامیک، برای طراحی و عملیات مطمئن شبکه خطوط لوله اهمیت دارد. در تحقیق ردی[۲۱] و همکاران، یک مدل شبیهسازی دینامیکی، طی معادلات پیوستگی و مومنتوم با یک روش عددی مناسب حل میشود. در مدل ایشان، از معادله انرژی صرفنظر شده است. و به جای آن اثر دما در طول خط لوله با درونیابی خطی دماهای موجود به حساب آورده شده است و با استدلال اینکه در عملیات نرمال اختلاف دمای بین دو انتهای خط لوله، مخصوصاً لولههای مدفون چشمگیر نیست، خطای خطیسازی، صرفنظر شده است[۱۹]. مدلهای دینامیکی شبکههای خطوط لوله گاز میتواند برای کاربردهای آنلاین مورد استفاده قرار گیرد مانند تخمین حالت، تعیین نشتی و غیره. لازمه اولیه برای این مدلها، بازدهی محاسباتی آنهاست. در تحقیق ردی و همکاران یک مدل تابع انتقال خط لوله گاز، به عنوان یک پایه برای توسعه یک شبیهساز دینامیک خطوط لوله گاز، استفاده شده است. این شبیهساز برای تخمین حالت آنلاین در چارچوب دادههای اندازهگیری موجود فشار و جریان عمل میکند. مدل انجمن گاز آمریکا (AGA[22]) برای محاسبات ضریب تراکمپذیری گاز استفاده شده است. دقت و بازدهی نتایج محاسباتی روش پیشنهاد شده در مقایسه با نتایج حاصل از استفاده یک روش اختلاف محدود دقیق درجه دوم کاملاً غیر خطی، ارزیابی شده است. توانایی روش پیشنهاد شده برای تعیین دقیق تخمین حالت در شبکههای خطوط لوله براساس اندازهگیریهای موجود، از طریق شبیهسازی روی یک شبکه نمونه، به دست آمده است[۲۰،۱۹]. پیشبینی مصرف گاز طبیعی مطالعات گستردهای درباره پیشبینی مصرف گاز طبیعی در مقالات وجود دارد. لیو و لین[۲۳] درسال ۱۹۹۱، مصرف شهری و خانگی گاز طبیعی را در تایوان با بهره گرفتن از روش تابع انتقال خطی تخمین زدهاند[۲۱]. براون و مارتین[۲۴] در سال ۱۹۹۵، مطالعهای در مورد توسعه مدل شبکه عصبی مصنوعی برای پیشبینی مصرف روزانه گاز در ویسکانسین انجام دادند[۲۲]. دورمایاز[۲۵] و همکاران در سال ۲۰۰۰، انرژی مورد نیاز گرمایش مسکونی و مصرف سوخت در استانبول را براساس روش درجه-ساعت تخمین زدند[۲۳]. ختنزاد[۲۶] و همکاران، عوامل تاثیرگذار بر مصرف گاز طبیعی در آنکارا را آنالیز کرده و مدلی براساس اصل درجه-روز و مصرف به ازای هر مشتری را پیشنهاد کردهاند[۲۴]. ساراک و ساتمن[۲۷] در سال ۲۰۰۳ مصرف گاز طبیعی برای گرمایش خانگی را در ترکیه با بهره گرفتن از روش درجه-روز پیشبینی کردهاند[۲۵]. ارس[۲۸] در سال ۲۰۰۳، یک روش برای مدل مناسب پیشگویی مصرف ماهانه خانگی گاز طبیعی را بصورت عبارتهای سری زمانی و درجه-روز بیان کرده است[۲۶]. ویت و ماندزیوک[۲۹] در سال ۲۰۰۳، برای تزریق گاز در دو منطقه مختلف لهستان، روش های مختلف برای پیشبینی مصرف گاز طبیعی را با سیستمهای عصبی آنالیز و تست کردهاند[۲۷]. لیو و همکاران در سال ۲۰۰۴، تکنیک رگرسیون بردار پشتیبان [۳۰](SVR)را برای پیشبینی تزریق گاز به شهر جیانگ به کار بردهاند و نتایج را با پیشبینی ۷ روزه به دست آمده از مدل شبکه عصبی مقایسه کردهاند[۲۸]. الفتاح[۳۱] در سال ۲۰۰۶، روشی برای توسعه مدلهای پیشبینی تولید گاز طبیعی ایالات متحده، ذخایر تثبیت شده و کاهش سالانه ذخایر تا سال ۲۰۲۵ با بهره گرفتن از مدل سریهای زمانی، ارائه داد[۲۹]. قیزیل اسلان و قارلیق[۳۲] در سال۲۰۰۹، هفت الگوریتم شبکه عصبی را برای مدلهای پیشبینی استفاده کردند سعی آنها بر این بود که بهترین راه حل را برای پیشبینی مصرف ماهانه گاز طبیعی، پیدا کنند[۳۰]. آکورت و دمیرل[۳۳] در سال۲۰۱۰، با بهره گرفتن از روش سریهای زمانی مختلف به پیشبینی ماهانه و سالانه مصرف گاز زمستانی در ترکیه پرداختهاند و نتایج حاصل را باهم مقایسه کردهاند. در مجموعه دادههای سالانه، مدل سریهای توانی دوبل، نتایج بهتری نسبت به دیگر مدلها نشان داده است و در مجموعه دادههای ماهانه، مدل [۳۴]SARIMA نسبت به دیگر مدلها برتری نشان میدهد[۳۱]. تیمر و لمب[۳۵] رابطه بین دماهای زمستانی و مصارف خانگی گاز طبیعی در ایالات متحده را بصورت منطقهای و براساس درجه-روز گرمایشی و در دوره زمانی ماهانه و فصلی مطالعه کردهاند[۳۲]. فصل سوم: معادلات جریان و افت فشار مقدمه برای مطالعه رفتار جریان گاز در خطوط لوله، آشنایی با معادلات حاکم بر جریان گاز لازم است. در این فصل به معادلات حاکم بر جریان گاز درون خطوط لوله در حالت گذرا پرداخته میشود. سپس معادلات جریان پایای مورد استفاده در طراحی خطوط لوله بیان میشود و آنگاه به بررسی افت فشار در تجهیزات میپردازیم. معادلات ماکروسکوپیک حاکم بر جریان گذرای گاز در لوله مطابق شکل (۳-۱) یک حجم کنترلی V از یک لوله را در نظر میگیریم. جرم m در این حجم کنترلی ممکن است در طول زمان به علت تغییر دانسیته و تغییر در جریان ورودی و خروجی، تغییر کند. برای لولههای الاستیک، حجم نیز تغییر میکند. ما در اینجا با فرض لولههای غیر الاستیک از این موضوع صرفنظر میکنیم[۳۳].
شکل ۳-۱ سیال تکفاز تراکم پذیر در حال عبور از یک لوله[۳۳] موازنه جرم موازنه جرم برای جریان تکفاز به معادله زیر منتهی میگردد:
که این معادله پیوستگی نوشته شده براساس فرم بقای جرم میباشد. دانسیته تابعی از مکان و زمان است. این معادله نشان میدهد اگر سرعت در طول لوله برعکس دانسیته تغییر کند حاصلضرب ثابت میماند، پس . در این صورت باید داشته باشیم: یعنی هیچ تغییر دانسیته ای در طول زمان در هیچ نقطه ای از لوله وجود ندارد. اگر جریان جرمی در تمام سطح مقطعها ثابت باشد، هیچ نوع توسعه جریان یا تغییر دانسیته در هیچ نقطه ای از لوله وجود نخواهد داشت. این بحث میتواند برعکس باشد یعنی اگر دانسیته در طول زمان در نقطه داده شده ثابت بماند آنگاه جریان جرمی در آن نقطه ثابت خواهد بود. معادله (۳-۱) معادله عمومیبوده و برای هر سیال تکفازی معتبر است، اما خصوصیات سیال بایستی وارد شود[۳۴،۳۳]. موازنه مومنتوم موازنه مومنتوم جریان گاز درون خط لوله به صورت زیر بیان میشود:
که در آن زاویه بین امتداد لوله و سطح افق است و ضریب اصطکاک، یک پارامتر بدون بعد است که در جریانهای آرام متناسب با عکس عدد رینولدز است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در تحقیقی که توسط بارهیم و برمن در سال ۱۹۹۲ انجام گرفت تعداد ۱۲۹۹ نفر از چهار سازمان عمده صنعتی در مدت ۳ سال مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمودنیها نمایندگان سازمانها بودند که از لحاظ محصول تولیدی، نوع فنآوری، ساختار سازمان و مکان استقرار متفاوت بودند. یک سوم از کارکنان هر کارخانه بهطور تصادفی برای نمونه انتخاب شده بودند. نتیجه این تحقیق که در این زمینه انجام گرفته به خوبی مشهود است.
 تعهد نگرشی حاکی از طرفداری کارمندان از سازمان، تمایل زیاد به عضویت و تمایل بسیار کمتر به ترک خدمت است. بنابراین همانطور که تعهد رفتاری بیشتر شاخص پیشبینی ترک خدمت بود، تعهد نگرشی نیز پیشبینی کننده و رضایت شغلی است. وجه افتراق قابل توجه رضایت شغلی با تعهد نگرشی آن است که رضایت شغلی بیشتر جنبه مقطعی دارد در حالی که تعهد نگرشی بیشترجنبه درازمدت و ماندگار دارد. رضایت شغلی بیشتر پاسخی است مقطعی به جنبههای مثبت و مفید محیط شغلی. بنابر این در تعهد نگرشی توجه به اهداف و ارزشهای سازمان است. این دو نگرش بهطور کلی میتوانند پیشبینی کننده رفتار فرد باشند.براساس برداشتهای فرد از نحوه نگرش در رفتار خود و از برداشت و نگرشهای دیگران از آن فرد، میتوان به پیشبینی قصد، نیت و رفتار وی مبادرت نمود. در این رابطه مدلی توسط اجزن و فیش بین ارائه شده است و به خوبی این وضعیت را ترسیم میکند. ( همان منبع،ص۸)۲. نمودار ۱-۲ دیدگاههای نگرشی و رفتاری در زمینه تعهد سازمانی (مایر و آلن، ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶، ۵۸) [۱۱۲] . نمودار ۲-۲ مدل برداشت فرد از تعهد خود و برداشت دیگران نسبت به تعهد او رفتار نگرش نسبت به رفتار اهمیت نسبت به ملاحظات نگرشی و هنجاری هنجارهای ذهنی برداشتهای فرد از رفتار خود که به پیامدهای خاصی منجر میشود و ارزیابی احراز این پیامدها برداشت فرد از اینکه دیگران نسبت به کار از چه طرز تلقی و نگرشی را دارند (محمود شیخ و همکاران، ۱۳۸۴،ص۹)۲. ۳-۳-۲ اهمیت تعهد سازمانی دلایل زیادی وجود دارد از اینکه چرا یک سازمان بایستی سطح تعهد سازمانی اعضایش را افزایش دهد (استیرز و پورتر، ۱۹۹۲، ص ۲۹۰) [۱۱۳]. اولاً تعهد سازمانی یک مفهوم جدید بوده و بهطور کلی با وابستگی و رضایت شغلی تفاوت دارد. برای مثال، پرستاران ممکن است کاری را که انجام میدهند دوست داشته باشند. ولی از بیمارستانی که در آن کار میکنند، ناراضی باشند که در آن صورت آنها شغلهای مشابهای را در محیطهای مشابه دیگر جستجو خواهند کرد. یا بالعکس پیشخدمتهای رستورانها ممکن است، احساس مثبتی از محیط کار خود داشته باشند، اما از انتظار کشیدن در سر میزها یا بهطور کلی همان شغلشان متنفر باشند (گرینبرگ و بارون، ۲۰۰۰، ص ۱۸۲) [۱۱۴]. ثانیاً تحقیقات نشان داده است که تعهد سازمانی با پیامدهای از قبیل رضایت شغلی (باتمن و استراسر،۲۰۰۱، ۱۹۸) ، حضور (ماتیو و زاجاک ۱۹۹۰، ۵۸) [۱۱۵] . رفتار سازمانی فرااجتماعی (اریلی و چتمن، ۱۹۸۶، ۷۳) [۱۱۶]. و عملکرد شغلی (مییر، آلن و اسمیت ، ۱۹۹۳، ۶۰) [۱۱۷]. رابطه مثبت و با تمایل به ترک شغل (مودی و همکاران ، ۱۹۸۲، ۱۲۷) [۱۱۸]. رابطه منفی دارد (شیان چنج و همکاران، ۲۰۰۳، ص ۳۱۳) [۱۱۹]. (فرهنگی و حسینزاده،۱۳۸۴،ص۱۴) [۱۲۰] . درک و ارتقاء تعهد سازمانی می تواند به عنوان عاملی اصلی و ضروری در راستای بالا بردن میزان کارائی و اثربخشی به کار گرفته شود (گریفین و هپ برن،۲۰۰۵،ص۶۱۲) [۱۲۱]. تعهد میزان اثربخشی سازمانی و رضایت و خشنودی پرسنل را تحت تأثیر قرار داده و سبب میشد که کارکنانی که از تعهد بالاتری برخوردار هستند نسبت به کارکنانی که تعهد کمتری دارند از شانس بیشتری جهت ادامه خدمت برخوردار باشند (لوک و کراوفورد، ۱۹۹۹،ص ۳۶۸) [۱۲۲]. عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی عوامل تاثیر گذار برتعهد سازمانی شامل پنج دسته به شرخ زیر می با شند. الف – ویژگیهای شخصی
-
- سن
-
- جنسیت
-
- آموزش
-
- وضعیت تاهل
-
- موقعیت و سابقه در سازمان
-
- ادراک از لیاقت شخصی
-
- قابلیت ها
-
- حقوق و دستمزد
-
- سطوح شغلی(ماتیو و زاجاک،۱۹۹۰،ص۱۷۹-۱۷۷) [۱۲۳].
ب – خصوصیات شغلی ۱). غنی سازی شغل ۲). مهارت ۳). استقلال ۴). چالشی بودن شغل ۵).محدوده شغلی ۶). پیچیدگی ( همان منبع،ص۱۷۹) [۱۲۴] . ج). – روابط رهبر-گروه ۱). انسجام گروهی ۲). وابستگی متقابل وظایف ۳). ساختار و ملاحظات رهبر ۴). رهبری مشارکتی(همان منبع ،صص۱۷۹-۱۸۰) [۱۲۵] . د). – خصوصیات سازمانی ۱).اندازه سازمان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
<p>پژوهشگر برای پاسخگوئی به مساله تدوینشده و یا تصمیمگیری در مورد رد یا تائید فرضیهای که صورتبندی کردهاست، از روش های مختلف تجزیه و تحلیل میتواند استفادهکند. روش های مختلف تجزیه و تحلیل را میتوان به ۳ نوع کلی که هر یک دارای روش های خاص خود هستند، تقسیمکرد :<br /><a href="https://nefo.ir/"><img class="alignnone wp-image-57″ src="https://ziso.ir/wp-content/uploads/2021/10/S-9.png” alt="پایان نامه - مقاله - پروژه” width="355″ height="119″ /></a><br />۱-تجزیه و تحلیل توصیفی<br />۲-تجزیه و تحلیل مقایسه ای<br />۳-تجزیه و تحلیل علی (خاکی،۱۳۷۹: ۳۲۶)<br />بطور کلی روش های تجزیه و تحلیل مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از :<br /><strong> ۳-۷-۱ رگرسیون</strong><br />در تحقیقاتی که از تحلیل رگرسیون استفاده میشود، هدف معمولا پیشبینی یک یا چند متغیر وابسته از یک یا چند متغیر مستقل است. یک مدل رگرسیونی که یک متغیر مستقل
۶٫ویژگی های دستوری واجد کدام ارزش های رابطه ای هستند؟ استفاده ازوجوه خبری،پرسشی،دستوری وامری:این سه وجه فاعلها رادر جایگاههای متفاوت قرار می دهند.در مورد یک جمله خبری متعارف،جایگاه فاعل/گوینده/نویسنده جایگاه ارائه دهنده اطلاعات وجایگاه مخا طب ،جایگاه دریافت کننده است.در مورد جملات امری،گوینده/نویسنده درجایگاه خواستن چیزی ازمخاطب است،درحالی که مخاطب بازیگری مطیع وفرمانبرداراست.درپرسش دستوری،گوینده/نویسنده بار دیگر چیزی را از مخاطب می خواهد که در این مورد ،اطلاعات مطرح است ومخاطب درجایگاه ارائه دهنده اطلاعات قراردارد.خواستن ،چه برای کنش ازجانب دیگری وچه برای دریافت اطلاعات از دیگری ،معمولا از جایگاه قدرت صورت می گیرد.
 وجهیت رابطه ای:وجهیت بااقتدارگوینده یانویسنده سروکاردارد،درصورتی که مساله اقتدار یکی از مشارکین دررابطه بادیگران مطرح باشد،ماازوجهیت رابطه ای سخن می گوییم.وجهیت به وسیله افعال کمکی وجهی نظیر بایستن،توانستن،ممکن بودن،احتمال داشتن ونیز ویژگی های صوری مختلف دیگری از جمله قیدو زمان بیان می گردند.این دقیقا ادعاهای اقتدارضمنی وشبکه های قدرت ضمنی است که وجهیت رابطه ای را به موضوعی تبدیل می سازد که درآن علائق ایدئولوژیک مطرح است. استفاد ازضمایر ماوشما :استفاده ازضمایرماوشما در متن به این معنا هست که تولید کننده متن به طور ضمنی ادعای اقتدار میکند،چیزی شبیه وجهیت رابطه ای،یعنی اینکه دارای این اقتدار است که از طرف دیگران حرف بزندیاآنهارابازخواست کند. ۷٫ویژگی های دستوری واجد کدام ارزشهای بیانی هستند؟ الف.وجهیت بیانی:علائق ایدئولوژیک درادعاهای مربوط به صحت یا ادعاهای مربوط به دانش نهفته است که بوسیله صورتهای وجهی نشان داده می شوند.روزنامه ها مورد جالبی هستنددرگزارشهای خبری،اتفاقات نقل شده عموما به صورت حقیقت مطلق –واقعیات بازنمایی می شوند،بدون آنکه ازصورتهای وجهی بینامتنی مانند احتمالا،ممکن است،شاید و…..استفاده شود.صورتهای وجهی مطلق از وجود دیدگاهی شفاف نسبت به جهان حکایت می کند،گویی که معنی مورد نظر خود رابه ناظران منتقل می سازد،بدون اینکه نیازی به تفسیر وبازنمایی باشد. ب.تفسیر:از طریق ویژگی های صوری متن مستقیما به تاثیرات ساختاری بر شالوده جامعه نمی توان دست یافت؛چرا که اساسا نوع ارتباط متن وساختارهای اجتماعی،رابطه ای غیر مستقیم است.این رابطه بیش از هر چیزتوسط گفتمان که متن خود بخشی ازآن است برقرار می شود ،چرا که ارزش ویژگی های متنی تنها با واقع شدن درتعامل اجتماعی است که جنبه واقعی پیدا می کند وازنظر اجتماعی عملی می شود.دراینجا است که متون بر اساس پیش فرض های مبتنی بر عقل سلیم (بخشی از دانش زمینه ای)که به ویژگیهای متنی ارزش می دهند،تولید وتفسیر می شوند.این مرحله دوم کار ما یعنی تفسیر خواهد بود. تفسیرها ترکیبی از محتویات خود متن وذهنیت مفسر(دانش زمینه ای است که مفسر در تفسیر متن بکار می برد)است.از منظر مفسر ویژگی های صوری متن درحقیقت به منزله سر نخ هایی هستند که عناصر دانش زمینه ای ذهن مفسر را فعال می سازند .تفسیر،محصول ارتباط متقابل ودیالکتیکی این سر نخ ها ودانش زمینه ای ذهن مفسر خواهد بود. این” دانش زمینه ای"یاتدابیر وتمهیدات مفسر را می توان"شیوه های تفسیر"نامید.فرکلاف در مرحله تفسیر درپی پاسخ گویی به این سوال است که مفسرین چگونه بافت مو قعیتی را تفسیر می کنند وچگونه این تفسیر نوع گفتمان مربوطه را مشخص می کند.فرکلاف در مرحله تفسیر به بافت موقعیتی ونوع گفتمان ونظم گفتمانی اشاره می کند.«در این مرحله فرکلاف ۴سوال اساسی را مطرح می کند:ماجرا چیست؟در اینجا ماجرای اصلی در رخداد ارتباطی انتخاب شده مشخص میشود.چه کسانی درگیر ماجرا هستند؟در پاسخ به این پرسش گفتمان های در گیر در نظم گفتمانی مشخص می شود.روابط میان آنها چیست؟دراین مرحله،روابط ومناسبات قدرت وفاصله اجتماعی ودیگر مواردی که درموقعیت مورد نظر تعیین وتثبیت می شوند ،مطرح می شود.نقش زبان چیست؟فرکلاف معتقد است از زبان به صورت ابزاری درجهت تحقق بخشی یک هدف گفتمانی یانهادی استفاده می شود.علاوه بر پرسش های مذکور دربعد تفسیرنظم گفتمانی ومیان گفتمانی هم مشخص می شود»(جمشیدیها ودیگران،۱۳۹۲ : ۲۸). پ.تبیین:درتبیین،فرکلاف بدنبال بیان شالوده اجتماعی ونظریات اجتماعی است که درشکل گیری گفتمانها نقش دارند.درحالی که تفسیر چگونگی بهره جستن از دانش زمینه ای درپردازش گفتمان را مورد توجه قرار می دهد،تبیین به شالوده اجتماعی وتغییرات دانش زمینه ای والبته باز تولید آن درجریان کنش گفتمانی می پردازد. براین اساس ما گفتمان اصلی متن (کتب درسی)را در سطوح نهادی واجتماعی ودرچارچوب دو سوال زیر بررسی خواهیم کرد،اما درتحلیل مصاحبه ها تنها به پرسش دوم پاسخ می گوییم:این گفتمان ها به کدام فرایند نهادی تعلق دارند؟این گفتمان ها به کدام فرایندهای اجتماعی تعلق دارند؟ آنچه که در اینجا لازم است توضیح داده شود این است که ،چهار چوب اصلی این پژوهش لاکلا وموفه است که بخوبی می تواند پدیده ها را در سطح نهادی وساختارهای کلان اجتماعی تحلیل کند اما همانطور که در قبل گفته شد ابزار لازم برای تحلیل پدیده ها در سطح خرد را دارا نیست .بنابر این ما برای رفع این نقیصه درقسمت روش از نظریه فرکلاف استفاده می کنیم که مجهزبه ابزارهای کارآمد برای تحلیل پدیده های زبانی درسطح خرد می باشد .این ابزارها بیشتر در قسمت توصیف متمرکز است .درنتیجه مادر این پژوهش بیشتراز قسمت توصیف نظریه فرکلاف برای تحلیل متون درسی ومصاحبه دانش آموزان بهره خواهیم برد ودر قسمت تفسیر وتبیین علاوه براینکه از نظریه فرکلاف بهره خواهیم بردبیشترین تمرکزرابرنظریه لاکلا وموفه خواهیم داشت. فصل چهارم: یافتههای پژوهش دراین فصل ابتدابه تحلیل کتب درسی می پردازیم این امردرسه مرحله توصیف وتفسیروتبیین صورت می گیرد،درادامه به تحلیل مصاحبه ها خواهیم پرداخت،تحلیل مصاحبه هانیز باهمان روش تحلیل متون خواهدبود: ۴-۱ .تحلیل کتب درسی تحلیل متن۱ کتاب دین وزندگی (دوره پیش دانشگاهی ) درس چهارم : درمسیر اخلاص مرحله توصیف: کلمات واجد کدام ارزش های تجربی،رابطه ای وبیانی هستند؟ الف-ارزش های تجربی : واژگان:آن جنبه ازارزشهای تجربی که بیش از همه درآثار فرکلاف مورد توجه واقع شده ،این است که چگونه تفاوت های گفتمانهای مختلف در باز نمایی های گوناگونی که از جهان ارائه می دهند در واژگان آنها رمز گذاری شده است. اولین چیزی که از متن به ذهن متبادر می شود عبارت بندی افراطی در جاهای مختلف متن است که نشان دهنده شیگفتگی خاص نویسنده به بعضی کلمات و عبارات است. عبارت بندی افراطی به طور مثال :«به سرعت راه موفقیت را می پیماید ، انگیزه ی ما برای بندگی افزایش می یابد ، یکی از راه های بسیار موثر برای تقویت عبودیت و اخلاص ، چه قدر هیجان آور است ، بیشتر هدایت می کند ، به هیج وجه شیطان نمی تواند وسوسه اش کند ، دستیابی به اندیشه های محکم و استوار ، راه های عالی بندگی را بپیماییم و از آن میوه های وصف ناشدنی بچینیم»این عبارت بندی های افراطی نشان دهنده شیفتگی نویسنده به امر ی خاص یعنی اقناع دانش آموزان به دست شستن از دنیا می باشد .نوع دیگر افراط در متن درس دیده میشود استفاده بیش از حد و غیر معمول از کلماتی چون : «اخلاص، خالصانه، عبودیت، بندگی ، هوای نفس، شیطان، وسوسه کردن، خوی حیوانی، زندگی پاک و با نشاط، کسب زیبایی های معنوی، دیدار محبوب حقیقی، نهایت آرزوی عارفان و عدم نفوذ شیطان »که نشان دهنده تلاش متن برای ایجاد حس متضادعلاقه وانزجار در دانش آموزان است. روابط معنایی که دراین متن دیده می شود در نوع خود منحصر به فرد است .به طوری که در هیچ گفتمان دیگری دیده نمی شود ازطرف دیگرهم معنایی که بین کلمات درست شده نیز تعلق متن رابه گفتمان اسلام سیاسی نشان میدهد.رابطه معنایی که در متن به آن اشاره شده: راه سعادت و کمال و رهایی و آزادی حقیقی رضایت و خشنودی خداوند است و برای رسیدن به آن باید ، اخلاص ،بندگی، عبادت، تقرب، نیت درونی، حق پذیری، معرفت ،(که گرایش فطری انسان است )عرض نیاز، نیایش با خدا، تلاش، مجاهدت، عمل صالح، ایمان، حکمت، دانش متین را سرلوحه زندگی قرار دهیم و از بندگی شیطان، هوای نفس، عبادت شیطان، غفلت، سرگرمی به امور زود گذر دنیا، انکار، ندای هوس، پرده غفلت، نا بینایی از نورواقعی، استفاده از فیلم ها، سایت ها و شبکه های تلویزیونی، گروه و دسته های مخرب، دام ها، فساد، خوی حیوانی دوری کنیم اگر این کار را بکنیم به سعادت، کمال، رضایت، رضا و تقرب او، بهشت، موفقیت، زیبایی های بهشت، زندگی شاد و با آرامش، خشنودی ،حق وحقیقت، هدایت، زندگی پاک و با نشاط و سرشار از شاد کامی آخرت، احساس لذت واقعی از زندگی، دیدار محبوب حقیقی، نهایت آرزوی عارفان می رسیم . اگر خلاف آن کنیم دچار پرده ی غفلت و نابینایی از نور حقیقی، عذاب های جهنم، سکونت در آتش، یاس، دام و گرفتاری، سرگردانی، دغدغه و اضطراب می شویم. تضادمعنایی:تضادمعنایی که درمتن دیده می شود آن راتبدیل به کانون مبارزه گفتمانی می کند ،که میتوان به موارد زیر اشاره کرد: جدول۴-۱-۱:تضادمعنایی اشاره شده دردرس : درمسیراخلاص
| گفتمان حاکم بر کتاب |
گفتمان غیر |
| بندگی خدا، پرستش، عبودیت |
بندگی شیطان،بنده هوا وهوس |
| حق پذیری |
غافل، انکار |
| بهشت جاودان، حقیقی |
سرگرم به امور زود گذر دنیا |
| ندای عقل پاک |
ندای هوس |
| نجات |
یاس |
داشته باشد را یک مدل رگرسیونی ساده میگویند. چنانچه هدف پیشبینی یک متغیر وابسته از چند متغیر مستقل باشد از مدل رگرسیون چندگانه استفاده میشود اما در صورتی که هدف پیشبینی هم زمان چند متغیر وابسته از متغیرهای مستقل یا زیرمجموعه آنها باشد از مدل رگرسیون چند متغیری استفاده میشود. در تحقیقات رگرسیون هدف پیدا کردن متغیرهای مستقلی است که تغییرات متغیر وابسته را پیشبینی میکند. ازآنجائی که هدف پژوهش حاضر،پیشبینی تغییرات متغیر وابسته براساس متغیر مستقل تحقیق میباشد، از رگرسیون خطی ساده استفاده میشود. که معادله کلی آن به شرح زیر است:<br />y = β۰ + β۱x1 + ε<br />: x متغیرمستقل : Yمتغیر وابسته : β۰ عرض از مبدا معادل ε : خطای پیشبینی<br /><strong>۳-۷-۲- ضریب همبستگی</strong><br />ضریب همبستگی، شدت و نوع رابطه (مستقیم یا معکوس) بین دو متغیر را نشانمیدهد. از آنجا که داده های تحقیق، از نوع کمی هستند، از <strong>ضریب همبستگی پیرسون</strong> برای آزمون ارتباط بین آنها استفاده شده است. فرمول ضریب همبستگی پیرسون در رابطه زیر نشان داده شده است.</p><p>در این رابطه X، متغیر مستقل، Y متغیر وابسته و N حجم نمونه میباشند.<br />از این آزمون نیز جهت بررسی روابط بین متغیرها استفاده میشود.<br /><strong>۳-۷-۳ آزمون میانگین یک جامعه آماری :</strong><br />اگر فرضیه ای در خصوص میانگین یک جامعه آماری طراحی شود با بهره گرفتن از مراحل آزمون آماری می توان صحت یا سقم فرضیه را در سطح معنی داری تعیین کرد.<br />مراحل چهارگانه آزمون فرض آماری برای به شرح زیر است .<br /><strong><em>فرض ها</em></strong><strong><em> :</em></strong> بر اساس قواعد بیان شده ، فرضیه های آماری برای میانگین جامعه ، صرف نظر از فرضیه پژوهشی یکی از تعاریف زیر را خواهد داشت :<br />۱ ۱) ۲ ) ۳ )<br />می تواند نشان دهنده ادعا یا نقیض ادعا باشد. همچنین همان میانگین مورد آزمون است .<br /><strong><em>آماره آزمون</em></strong><strong><em> :</em></strong> توزیع بر اساس شرایط تخمین ، یکی از توزیع های z یا t را خواهد داشت . حال بر اساس هر یک از حالت های تخمین ، آماره آزمون به این شرح تعریف می شود :<br />وقتی نمونه از جامعه نرمال با انحراف معیار معلوم انتخاب شود ، توزیع صرف نظر از حجم نمونه نرمال است و در نتیجه آماره آزمون ، Z خواهد بود که چنین تعریف می شود :</p><p>هرگاه نمونه از جامعه ای نرمال با انحراف معیار نامعلوم انتخاب شود ، توزیع نمونه گیری بر اساس حجم نمونه به شرح زیر است :<br />الف) اگر حجم نمونه کوچک باشد n<30 ، توزیع از t استودنت برخوردار است و آماره آزمون :</p><p>ب) در صورتیکه حجم نمونه بزرگ باشد n>30 توزیع بر اساس قضیه حد مرکزی از تقریب نرمال برخوردار است و آماره آزمون آن عبارتست از :</p><p>در این حالت همچنین می توان بر اساس تعریف رابطه Z و t از رابطه زیر نیز استفاده کرد :</p><p>۳ – <strong><em>مقدار بحرانی :</em></strong> در این مرحله محقق پس از تعیین مقدار و سطح اطمینان ، آزمون خود را از نظر یک دنباله و دو دنباله بودن مشخص می کند . اگرچه نوع آزمون بر اساس حالت های مرحله اول تعریف می شود ، ولی تعیین مقدار بحرانی ( مرز و ) بر اساس و نوع آماره آزمون صورت می گیرد که از جدول مربوطه استخراج می شود .<br />۴- <strong><em>تصمیم گیری</em></strong>: دراین مرحله مقدارآماره آزمون محاسبه شده با مقدار بحرانی مرحله سوم مقایسه می شود. اگرآماره آزمون درناحیه پذیرش قرارگیرد، فرض درسطح اطمینان ۱- ۱۰۰% پذیرفته می شود. درغیراینصورت داده های نمونه دلیل محکمی برتایید ارائه نداده وآنرا ردمی کنند.<br />فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها<br />مقدمه<br />تجزیه و تحلیل دادهها جهت بررسی صحت و سقم فرضیات برای هر نوع تحقیق از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه در بیشتر تحقیقاتی که متکی بر اطلاعات جمع آوری شده از موضوع مورد تحقیق میباشد؛ تجزیه وتحلیل اطلاعات از اصلیترین و مهمترین بخش های تحقیق محسوب میشود. دادههای خام با بهره گرفتن از فنون آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختیار استفاده کنندگان قرار میگیرند.<br />برای تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده ابتدا آمار توصیفی که به بررسی متغیرهای جمعیت شناختی تحقیق شامل جنسیت، میزان تحصیلات و … میپردازد؛ مورد بررسی قرار می گیرد. سپس آمار تحلیلی مطرح میگردد. سپس از طریق آزمون تی استیودنت، آزمون فریدمن، آزمون همبستگی و رگرسیون به برسی و آزمون فرضیات می پردازیم.<br />بخش اول – آمار توصیفی مربوط به پاسخ دهندگان<br />در این بخش از تجزیه و تحلیل آماری به بررسی چگونگی توزیع نمونه آماری از حیث متغیرهایی چون، جنسیت، سن، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل و میزان سابقه پرداخته میشود.<br /><strong>الف- جنسیت</strong></p><p> </p><table><tbody><tr><td colspan="6″>جدول۴-۱- فراوانی جنسیت</td></tr></tbody></table>
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
<p>پژوهشگر برای پاسخگوئی به مساله تدوینشده و یا تصمیمگیری در مورد رد یا تائید فرضیهای که صورتبندی کردهاست، از روش های مختلف تجزیه و تحلیل میتواند استفادهکند. روش های مختلف تجزیه و تحلیل را میتوان به ۳ نوع کلی که هر یک دارای روش های خاص خود هستند، تقسیمکرد :<br /><a href="https://nefo.ir/"><img class="alignnone wp-image-57″ src="https://ziso.ir/wp-content/uploads/2021/10/S-9.png” alt="پایان نامه - مقاله - پروژه” width="355″ height="119″ /></a><br />۱-تجزیه و تحلیل توصیفی<br />۲-تجزیه و تحلیل مقایسه ای<br />۳-تجزیه و تحلیل علی (خاکی،۱۳۷۹: ۳۲۶)<br />بطور کلی روش های تجزیه و تحلیل مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از :<br /><strong> ۳-۷-۱ رگرسیون</strong><br />در تحقیقاتی که از تحلیل رگرسیون استفاده میشود، هدف معمولا پیشبینی یک یا چند متغیر وابسته از یک یا چند متغیر مستقل است. یک مدل رگرسیونی که یک متغیر مستقل
درنتیجه محاسبهی سهم - گونهای انرژی برهمکنشهای سیستم - ذرهای میتواند بهصورت زیر انجام شود:
درنتیجه محاسبهی سهم - گونهای انرژی برهمکنشهای سیستم - ذرهای میتواند بهصورت زیر انجام شود:
(۱-۱۱۵)
(۱-۱۱۶)
(۱-۱۱۷)
(۱-۱۱۸)
ضرایب معادلات (۱-۱۱۵) تا (۱-۱۱۷) بر طبق فرمول (۱-۱۱۴) مشخص میشوند. بهمنظور تخمین همگرایی بسط چند- گونهای، انرژی چند- گونهای را بر حسب کمیتهای نسبی تعریف میکنند. سرعت کاهش انرژی - گونهای به وسیلهی نسبت زیر داده میشود:
(۱-۱۱۹)
بیشتر اوقات تفکیک چندـ گونهای (۱-۱۰۶) بهصورت نسبتی از مقدار مطلق انرژی جمعپذیر دو- گونهای بیان میشود:
(۱-۱۲۰)
در سیستمهای اتمی الکترونهای لایهی درونی با یک گسترش زیادی مستقر شدهاند. بنابراین حتی در فلزات با برهمکنشهای الکترونی- ظرفیت جمعپذیر قوی، اتمها یا یونها میتوانند بهصورت منحصربهفرد شناسایی شوند و میتوان برهمکنشهای چند- گونهای را تعریف کرد. نقش مهم این جداسازی، معتبر بودن تقریب آدیاباتیک یا بورن- اپنهایمر سیستمهای اتمی- مولکولی است که اجازه میدهد انرژی پتانسیل یک سیستم - اتمی بهصورت تابعی از موقعیت هستههای اتمی توصیف شود. بهوسیلهی برهمکنشهای بینمولکولی میتوان خواص فازهای فشرده را مشخص نمود. بهعنوان مثال میتوان این خواص را بهوسیلهی برهمکنشهای افزایشی جفتگونه بررسی کرد. تاکنون مطالعات زیادی که براساس تقریب افزایشی زوج گونهها تکیه دارند گزارش شده است. ولی در خیلی از موارد این تقریب برای بهدست آوردن توافق کمی یا حتی کیفی با اندازهگیریهای آزمایشگاهی کافی نیست. در مطالعهی خواص سیالات فشرده و جامدات، برهمکنشهای غیرافزایشی جفتگونه بهویژه برهمکنشهای سه گونهای نقش زیادی دارند. یکی از این خواص قابل پیشبینی، ساختار کریستال و انرژی بستگی جامدات است. بهعنوان نمونه درحالیکه ساختار کریستال جامدات گازی کمیاب سنگین مشاهدهشده از نوع است، پتانسیلهای افزایشی جفتگونه ساختار را بهعنوان ساختار پایدارتر پیشنهاد میکنند. ولی با درنظر گرفتن برهمکنشهای غیرافزایشی سه گونهای، نتایج نظری نیز ساختار را بهعنوان ساختار پایدارتر پیشنهاد میکنند. دانش نظری برهمکنشهای سه گونهای به ویژه از دید فعالیتهای تجربی که در این زمینه انجام شده است، چندان مقبول نیست. گاهی از اندازهگیری ضریب سوم ویریال میتوان اطلاعات تجربی در مورد وجود نیروهای چند- گونهای بهدست آورد. ضرایب ویریال در بسطی از معادلهی حالت یک گاز غیرایدهآل بر حسب توانی از ظاهر میشوند. مقدار ضریب دوم ویریال فقط به برهمکنش جفت مولکولها بستگی دارد. برهمکنشهای چند- گونهای در رفتار ضرایب ویریال بالاتر ظاهر میشوند. برای مثال، عبارت ضرایب سوم ویریال شامل دو جملهی افزایشی و غیرافزایشی، بهصورت زیر نوشته میشود:
(۱-۱۲۱) (۱-۱۲۲) (۱-۱۲۳)
(۱-۱۱۵)
(۱-۱۱۶)
(۱-۱۱۷)
(۱-۱۱۸)
ضرایب معادلات (۱-۱۱۵) تا (۱-۱۱۷) بر طبق فرمول (۱-۱۱۴) مشخص میشوند. بهمنظور تخمین همگرایی بسط چند- گونهای، انرژی چند- گونهای را بر حسب کمیتهای نسبی تعریف میکنند. سرعت کاهش انرژی - گونهای به وسیلهی نسبت زیر داده میشود:
(۱-۱۱۹)
بیشتر اوقات تفکیک چندـ گونهای (۱-۱۰۶) بهصورت نسبتی از مقدار مطلق انرژی جمعپذیر دو- گونهای بیان میشود:
(۱-۱۲۰)
در سیستمهای اتمی الکترونهای لایهی درونی با یک گسترش زیادی مستقر شدهاند. بنابراین حتی در فلزات با برهمکنشهای الکترونی- ظرفیت جمعپذیر قوی، اتمها یا یونها میتوانند بهصورت منحصربهفرد شناسایی شوند و میتوان برهمکنشهای چند- گونهای را تعریف کرد. نقش مهم این جداسازی، معتبر بودن تقریب آدیاباتیک یا بورن- اپنهایمر سیستمهای اتمی- مولکولی است که اجازه میدهد انرژی پتانسیل یک سیستم - اتمی بهصورت تابعی از موقعیت هستههای اتمی توصیف شود.
 بهوسیلهی برهمکنشهای بینمولکولی میتوان خواص فازهای فشرده را مشخص نمود. بهعنوان مثال میتوان این خواص را بهوسیلهی برهمکنشهای افزایشی جفتگونه بررسی کرد. تاکنون مطالعات زیادی که براساس تقریب افزایشی زوج گونهها تکیه دارند گزارش شده است. ولی در خیلی از موارد این تقریب برای بهدست آوردن توافق کمی یا حتی کیفی با اندازهگیریهای آزمایشگاهی کافی نیست. در مطالعهی خواص سیالات فشرده و جامدات، برهمکنشهای غیرافزایشی جفتگونه بهویژه برهمکنشهای سه گونهای نقش زیادی دارند. یکی از این خواص قابل پیشبینی، ساختار کریستال و انرژی بستگی جامدات است. بهعنوان نمونه درحالیکه ساختار کریستال جامدات گازی کمیاب سنگین مشاهدهشده از نوع است، پتانسیلهای افزایشی جفتگونه ساختار را بهعنوان ساختار پایدارتر پیشنهاد میکنند. ولی با درنظر گرفتن برهمکنشهای غیرافزایشی سه گونهای، نتایج نظری نیز ساختار را بهعنوان ساختار پایدارتر پیشنهاد میکنند. دانش نظری برهمکنشهای سه گونهای به ویژه از دید فعالیتهای تجربی که در این زمینه انجام شده است، چندان مقبول نیست. گاهی از اندازهگیری ضریب سوم ویریال میتوان اطلاعات تجربی در مورد وجود نیروهای چند- گونهای بهدست آورد. ضرایب ویریال در بسطی از معادلهی حالت یک گاز غیرایدهآل بر حسب توانی از ظاهر میشوند. مقدار ضریب دوم ویریال فقط به برهمکنش جفت مولکولها بستگی دارد. برهمکنشهای چند- گونهای در رفتار ضرایب ویریال بالاتر ظاهر میشوند. برای مثال، عبارت ضرایب سوم ویریال شامل دو جملهی افزایشی و غیرافزایشی، بهصورت زیر نوشته میشود:
(۱-۱۲۱) (۱-۱۲۲) (۱-۱۲۳)
داشته باشد را یک مدل رگرسیونی ساده میگویند. چنانچه هدف پیشبینی یک متغیر وابسته از چند متغیر مستقل باشد از مدل رگرسیون چندگانه استفاده میشود اما در صورتی که هدف پیشبینی هم زمان چند متغیر وابسته از متغیرهای مستقل یا زیرمجموعه آنها باشد از مدل رگرسیون چند متغیری استفاده میشود. در تحقیقات رگرسیون هدف پیدا کردن متغیرهای مستقلی است که تغییرات متغیر وابسته را پیشبینی میکند. ازآنجائی که هدف پژوهش حاضر،پیشبینی تغییرات متغیر وابسته براساس متغیر مستقل تحقیق میباشد، از رگرسیون خطی ساده استفاده میشود. که معادله کلی آن به شرح زیر است:<br />y = β۰ + β۱x1 + ε<br />: x متغیرمستقل : Yمتغیر وابسته : β۰ عرض از مبدا معادل ε : خطای پیشبینی<br /><strong>۳-۷-۲- ضریب همبستگی</strong><br />ضریب همبستگی، شدت و نوع رابطه (مستقیم یا معکوس) بین دو متغیر را نشانمیدهد. از آنجا که داده های تحقیق، از نوع کمی هستند، از <strong>ضریب همبستگی پیرسون</strong> برای آزمون ارتباط بین آنها استفاده شده است. فرمول ضریب همبستگی پیرسون در رابطه زیر نشان داده شده است.</p><p>در این رابطه X، متغیر مستقل، Y متغیر وابسته و N حجم نمونه میباشند.<br />از این آزمون نیز جهت بررسی روابط بین متغیرها استفاده میشود.<br /><strong>۳-۷-۳ آزمون میانگین یک جامعه آماری :</strong><br />اگر فرضیه ای در خصوص میانگین یک جامعه آماری طراحی شود با بهره گرفتن از مراحل آزمون آماری می توان صحت یا سقم فرضیه را در سطح معنی داری تعیین کرد.<br />مراحل چهارگانه آزمون فرض آماری برای به شرح زیر است .<br /><strong><em>فرض ها</em></strong><strong><em> :</em></strong> بر اساس قواعد بیان شده ، فرضیه های آماری برای میانگین جامعه ، صرف نظر از فرضیه پژوهشی یکی از تعاریف زیر را خواهد داشت :<br />۱ ۱) ۲ ) ۳ )<br />می تواند نشان دهنده ادعا یا نقیض ادعا باشد. همچنین همان میانگین مورد آزمون است .<br /><strong><em>آماره آزمون</em></strong><strong><em> :</em></strong> توزیع بر اساس شرایط تخمین ، یکی از توزیع های z یا t را خواهد داشت . حال بر اساس هر یک از حالت های تخمین ، آماره آزمون به این شرح تعریف می شود :<br />وقتی نمونه از جامعه نرمال با انحراف معیار معلوم انتخاب شود ، توزیع صرف نظر از حجم نمونه نرمال است و در نتیجه آماره آزمون ، Z خواهد بود که چنین تعریف می شود :</p><p>هرگاه نمونه از جامعه ای نرمال با انحراف معیار نامعلوم انتخاب شود ، توزیع نمونه گیری بر اساس حجم نمونه به شرح زیر است :<br />الف) اگر حجم نمونه کوچک باشد n<30 ، توزیع از t استودنت برخوردار است و آماره آزمون :</p><p>ب) در صورتیکه حجم نمونه بزرگ باشد n>30 توزیع بر اساس قضیه حد مرکزی از تقریب نرمال برخوردار است و آماره آزمون آن عبارتست از :</p><p>در این حالت همچنین می توان بر اساس تعریف رابطه Z و t از رابطه زیر نیز استفاده کرد :</p><p>۳ – <strong><em>مقدار بحرانی :</em></strong> در این مرحله محقق پس از تعیین مقدار و سطح اطمینان ، آزمون خود را از نظر یک دنباله و دو دنباله بودن مشخص می کند . اگرچه نوع آزمون بر اساس حالت های مرحله اول تعریف می شود ، ولی تعیین مقدار بحرانی ( مرز و ) بر اساس و نوع آماره آزمون صورت می گیرد که از جدول مربوطه استخراج می شود .<br />۴- <strong><em>تصمیم گیری</em></strong>: دراین مرحله مقدارآماره آزمون محاسبه شده با مقدار بحرانی مرحله سوم مقایسه می شود. اگرآماره آزمون درناحیه پذیرش قرارگیرد، فرض درسطح اطمینان ۱- ۱۰۰% پذیرفته می شود. درغیراینصورت داده های نمونه دلیل محکمی برتایید ارائه نداده وآنرا ردمی کنند.<br />فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها<br />مقدمه<br />تجزیه و تحلیل دادهها جهت بررسی صحت و سقم فرضیات برای هر نوع تحقیق از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه در بیشتر تحقیقاتی که متکی بر اطلاعات جمع آوری شده از موضوع مورد تحقیق میباشد؛ تجزیه وتحلیل اطلاعات از اصلیترین و مهمترین بخش های تحقیق محسوب میشود. دادههای خام با بهره گرفتن از فنون آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختیار استفاده کنندگان قرار میگیرند.<br />برای تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده ابتدا آمار توصیفی که به بررسی متغیرهای جمعیت شناختی تحقیق شامل جنسیت، میزان تحصیلات و … میپردازد؛ مورد بررسی قرار می گیرد. سپس آمار تحلیلی مطرح میگردد. سپس از طریق آزمون تی استیودنت، آزمون فریدمن، آزمون همبستگی و رگرسیون به برسی و آزمون فرضیات می پردازیم.<br />بخش اول – آمار توصیفی مربوط به پاسخ دهندگان<br />در این بخش از تجزیه و تحلیل آماری به بررسی چگونگی توزیع نمونه آماری از حیث متغیرهایی چون، جنسیت، سن، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل و میزان سابقه پرداخته میشود.<br /><strong>الف- جنسیت</strong></p><p> </p><table><tbody><tr><td colspan="6″>جدول۴-۱- فراوانی جنسیت</td></tr></tbody></table>
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱۲۸
مرحله بعدی ترکیب توابع توزیع احتمال نرمال حاصل شده برای خودروهای دسته مختلف است. این کار بر مبنای این اصل تئوری احتمالات انجام میشود که اگر X1 و X2 دو متغیر رندم با توزیع نرمال، میانگینهای و انحراف معیارهای و باشند، رابطه زیر در مورد آنها صادق است.

۳-۱۳۰
)
تابع توزیع احتمال ترکیبی خودروهایی که برای اولین بار به شبکه متصل میشوند:
۳-۱۳۱
گام سوم: بدست آوردن تابع توزیع احتمال بار کل شارژ خودروهای برقی در هر ساعت فصل چهارم مدلسازی مسئله مقدمه در این فصل به توصیف فرمولهای ریاضی حاملهای انرژی چندگانه میپردازیم.ابتدا به بررسی هاب انرژی با در نظر گرفتن ورودی و خروجی و مبدلهای داخل هاب میپردازیم، سپس ذخیرهسازهای انرژی را وارد هاب کرده و فرمولها و توابع و همچنین قیود ریاضی مربوطه را مدلسازی خواهیم کرد. مفاهیم مدلسازی قبل از ورود بحث مدلسازی فرضیات زیر را در نظر میگیریم: سیستم در حالت نهایی خود قرار دارد در داخل هاب تلفات تنها به مبدلها و عناصر ذخیرهسازها محدود میشود اگر در داخل هاب بهطور واضح قید نشده باشد، مسیر توان از ورودی به خروجی ثابت فرض میشود. در تجهیزات مبدلها، شارش توان بهصورت ضریب توان و ضریب انرژی طبقهبندی میشود تعاریف جهت انجام شبیهسازی و بیان معادلات از تعاریف و اندیسهای زیر استفاده شده است مجموعه حاملهای انرژی با علامت Ɛ بیان میشود که اعضای این مجموعه نیز با حروف یونانی کوچک نمایش داده میشوند: هر هاب i شامل مجموعهای از مبدلهاCijمیباشد. همچنین هر هاب شامل مجموعهای عناصر ذخیرهساز نیز میباشد.Dij حروف P و L نمایانگر توان ورودی و توان خروجی میباشند. مدلسازی هاب هاب دارای یک ورودی و یک خروجی شکل زیر هابی را نشان میدهد که در آن مبدل، ورودی α را گرفته و به خروجی β تبدیل میکند: شکل۴‑۱- شکل پایه یک هاب انرژی در این شکل ورودیهاب میتواند الکتریسیته، گاز، انرژیهای نو و … باشد. از سوی دیگر بار نیز میتواند الکتریسیته، سرمایش و گرمایش و یا دیگر انرژیهای موردنیاز جهت مصرفکنندگان باشد. با توجه به شکل میتوان گفت ورودیهاب پس از گذر از قسمت مبدلها و تبدیل به انواع دیگر انرژی به سمت بار هدایت میشود. درنتیجه: بار=(مبدل) X ورودی شکل۴‑۲- نمادهای ریاضی ورودی وخروجیهاب
۴-۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدل سنجش کیفیت
ابعاد (معیارهای) مدل
مآخذ
۵
مدل پاسخگویی رمزک
۱- پاسخگویی سازمانی: به نظارتهای درونی سازمان گفته می شود و مبتنی بر روابط فرادست و فرودست است. ارزش مورد تأکید: کارایی و بهره وری؛ ۲- پاسخگویی قانونی: شامل نظارتهای بیرونی بر عملکرد بوده و هدفش انطباق عملکرد با الزامات قانونی و قوانین اساسی است. اساس پاسخگویی قانونی بر روابط موکل/ وکیل نهاده شده است. ارزش مورد تأکید: اجرای قانون؛ ۳- پاسخگویی حرفهای: جنبه درونی دارد و منبع استاندارد ارزیابی عملکرد، قضاوت شخصی خود کارمند است. ارزش مورد تأکید: دانش تخصصی؛ ۴- پاسخگویی سیاسی: جنبه بیرونی دارد و منبع استاندارد ارزیابی عملکرد، دیگرانند و نه خود شخص. ارزش مورد تأکید: جوابگویی؛ مدل رمزک با تأمین سه هدف عمده: ۱-پاسخگویی بهعنوان تضمینکننده منافع عمومی؛ ۲- پاسخگویی بهعنوان ابزاری برای بهبود خدمات دولتی؛
 ۳- پاسخگویی بهعنوان ابزار کنترل دولت.
(فقیهی، ۱۳۸۰) و (رفیعزاده و منوریان، ۱۳۸۸)
۶
ZRM (CRM)
کیفیت نتیجه:۱- عملکردها و مشخصات کاربردی: « چه بودن » کیفیت در فرایند، ۲- زمان پاسخگویی، ۳- دسترسی آسان، ۴- محسوسات، کیفیت انطباق، ۵- اعتبار، انسجام. کیفیت تعامل: ۶- تشخیص، مسئولیت، بهبود. کیفیت در خدمات، ۷- همدلی، رسیدگی. کیفیت احساسی: ۸- تضمین، ۹- تجربه مثبت.
(جیمز، ۱۳۸۴، ۲۱۲).
۷
EFQM
۱- مشتریگرایی، ۲- رهبری، ۳- بهبود، نوآوری و یادگیری مستمر، ۴- مسئولیت عمومی، ۵- مشـارکت و توسعه کارکنان، ۶- مدیریت براساس واقعیات و فرآیندها، ۷- توسعه شراکت.
EFQM Excellence Mode, 2013)) و (جوادین و کیماسی، ۱۳۹۰).
۸
MBNQA
۱- رهبری، ۲- برنامه ریزی راهبردی، ۳- تمرکز بر بازار و مشتری، ۴- تجزیه و تحلیل اطلاعات، ۵- تمرکز بر منابع انسانی، ۶- مدیریت فرایند، ۷- نتایج عملیاتی.
(فقیهی، رجب بیگی؛ به نقل از ترزیووسکی و همکاران، ۲۰۰۰، ۲۵). (Evans, Lindsay, 2002, 18)
۹
TQM
۱- حمایت مدیریت عالی، ۲- روابط مشتری، ۳- روابط عرضهکننده، ۴- مدیریت نیروی کار، ۵- نگرش و رفتـار کارکـنان، ۶- فرآیندهای طراحی تولید و یا خدمات، ۷- مدیریت جریان فرایند، ۸- کیفیت داده ها و گزارشدهی، ۹- نقش بخش کیفیت، ۱۰- الگوبرداری (قوانین و مقررات دولتی برای ارائه خدمات بر اساس انتظارات افزایشی مردم نشأت میگیرند، لذا سـازمانهای دولتی با الگـوبرداری از رقبا، سازمانهای مشابه، سازمانهای خارجی برای بهبود کارایی خود بهره گیرند).
(Evans, Lindsay, 2002b ,22).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|